سرود ملی: ای ایران ای مرز پرگهر

نقش دولتمردان و رسانه های آمریکایی در شورش 22 بهمن 1357

۱۳۸۸/۰۶/۳۰

دوشنبه:30/6/1388
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: ما به هیچ حزب، دسته، گروه یا مرامی وابسته نیستیم.
تقاضا داریم برای باز نشر مطالب انتشار یافته درین وبلاگ، نام منبع اصلی را درج نمایید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*****
دفاع عضو کمسیون فرهنگی مجلس از افزایش سانسور و ممیزی
یک عضو فراکسیون اصولگرایان مجل در دفاع از سانسور و ممیزی حاکم بر عرصه اطلاع رسانی و فرهنگ وهنر کشور گفت:" سانسور و مميزي در همه كشورها دنيا اعمال مي‌شود و به هيچ دولت خاصي ارتباط ندارد و اين مسئله از نظر من اساسا يك تفكر غلط و انحرافي است."
بیژن نوباوه حامی محمود احمدی نژاد در مجلس هشتم با دفاع از افزایش ممیزی و سانسور افزود:" اين يك بحث انحرافي است كه براي محكوم كردن دولت به كار مي‌رود، اگر كتاب‌هاي غيراخلاقي يا فاسد در كشور چاپ نمي‌شود كار غلطي است؟ اين بحث معنا ندارد و به نظر من ما آزادترين كشور در زمينه چاپ كتاب و نشريات هستيم."
وی در ادامه به ایلنا گفت:" تا زماني كه احساس نياز در جامعه براي مطالعه نيست، سرانه مطالعه هرگز بالا نمي‌رود.اگر همان‌گونه كه در مصرف مواد غذايي و گردشگري بدون هيچ راهكاري احساس نياز و گاهي اسراف نيز مي‌كنيم، بايد مطالعه هم به صورت نياز براي افراد دربيايد كه بدون هيچ راهكاري اين نياز را احساس كنند و به دنبال مطالعه بروند."
وي همچنین گسترش دنياي مجازي و رسانه‌هاي صوتي تصويري را دليل ديگري براي كاهش اين سرانه بيان كرد وافزود: "وقتي به دليل پيشرفت‌هاي دنياي صوت و تصوير نياز به دانش و دانستن در انسان‌ها از طريق ديدن و شنيدن رفع مي‌شود ديگر كسي به سراغ مطالعه نمي‌رود از طرفي نبود مطالب متنوع و خوب براي مطالعه نيز اين نياز را كاهش مي‌دهد."
این عضو کمسیون فرهنگی مجلس بر آماردهي غلط غرب در مورد سرانه مطالعه اشاره كرد و گفت: "آماري كه غرب در مورد سرانه مطالعه خود مي‌دهد ،صحيح نيست چرا كه نمي خواهند اطلاعات را درست منتشر كنند و بسياري از دانش‌آموزان آنها اطلاعات تاريخي و علمي بسيار كمي دارند و اين به دليل افزايش چاپ رمان‌هاي عاشقانه و سياسي و هيجان‌انگيز است."
نوباوه راهكارهايي را براي افزايش سرانه مطالعه بيان كرد و گفت:مهم‌ترين كاري كه در غرب صورت مي‌گيرد نيازبه مطالعه را از ابتداي دبستان به بچه‌ها مي‌آموزند از آنها مي‌خواهند داستان‌هايي را بخوانند وقتي به صورت گزارش آن را در كلاس ارائه مي‌دهند اين كار باعث مي‌شود بچه‌ها از كودكي به مطالعه خو بگيرند و بعدها مطالعه براي آنها به صورت نياز دربيايد و گرنه به صورت في‌البداهه هيچ نيازي ايجاد نمي‌شود.»
*****
نمایش "وحدت" قابل ادامه نیست:
هشدار بی سابقه باهنر در مورد “طرح عدم کفایت” رییس جمهور
در شرایطی که جناح محافظه کار و حامیان محمود احمدی نژاد به شدت می کوشند اختلافات درونی خود را کتمان کرده و جبهه واحدی را در مقابل جریان اصلاح طلب و معترضان به انتخابات 22 خرداد به نمایش بگذارند، این اختلافات چنان عمیق است که هر از چند گاه به نوعی علنی می شود. در آخرین واکنش در این ارتباط، امروز محمدرضا باهنر نایب رییس مجلس در اظهاراتی غیرمترقبه از امکان بررسی "طرح عدم کفایت" رییس جمهور در مجلس سخن گفت.
کار به عدم کفایت احمدی نژاد می کشد؟
در تازه ترین موارد اختلافی که به صورت علنی منتشر شده است اظهارات محمد رضا باهنر، نایب رئیس اول مجلس است که به نوشته روزنامه خبر وابسته به علی لاریجانی، رییس مجلس، ابراز امیدواری کرده است "حالا حالاها کار به استفاده از اصل بررسی عدم کفایت سیاسی رئیس‌جمهور نرسد." باهنردر عین حال به دولت هشدار داده است که اگر از «فرصت‌سازی»های مجلس استفاده نکند، مجلس منتظر «فرصت‌سوزی»های آن نخواهد شد.
نایب رئیس مجلس درباره عدم توجه احمدی نژاد به برخی مصوبات مجلس و عدم اجرای برخی قوانین از سوی دولت نهم به روزنامه خبر گفت: ما از امکانات و اختیارات قانونی‌مان در قبال دولت استفاده کرده و می‌کوشیم دولت را وادار به عمل به قانون کنیم. البته حیفمان می‌آید و افسوس می‌خوریم به جای آن که ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های مجلس و دولت هم‌جهت و همسو برای تقویت کارهای یکدیگر شود، به سویی کشیده شویم که خدای ناکرده ناگزیر از خنثی‌سازی‌ کارهای همدیگر شویم.
باهنر با ابراز نگرانی از تغییر پیاپی وزرا از سوی احمدی نژاد اضافه کرد: به رئیس‌جمهور توصیه کردیم که وزرایش را با طمأنینه و دقت بیشتر عوض کند و به گونه‌ای نباشد که رئیس‌جمهور فکر کند که اگر 20 بار وزیر عوض کرده است، کار خیلی خوبی کرده است.
اشاره این نماینده مجلس، به تغییر گسترده و بی قاعده وزرا در دولت نهم است که حتی اعتراض چهره های اصولگرا نیز به دنبال داشته است.
به گفته باهنر، سرعت تغییرات در این سطح، هزینه‌های زیادی را به مملکت تحمیل می‌کند. چون ترمیم مستمر، احساس نا‌امنی در مسئولان رده بالا ایجاد می‌کند و فرصت تغییر تبدیل به یک تهدید می‌شود که ضرر آن به دستگاه‌ها و مردم می‌رسد.
نماینده اصولگرای مجلس درباره اینکه مجلس در 4 سال گذشته درخصوص تذکرات ، پاسخ مناسبی از احمدی نژاد دریافت نکرده است، تصریح کرد:باید با دولت تعامل، مذاکره و گفت‌وگو کرد، یا در نهایت قانون تصویب کرد و حتی پس از آن براساس اصل 88 قانون اساسی می‌توان با امضای یک چهارم نمایندگان از رئیس‌جمهور سؤال کرد. البته امیدوارم کار به آنجا نرسد.
دولت از فرصت ها استفاده نکرد
باهنر در پاسخ به انتقاد برخی نمایندگان که معتقدند او بیش از حد به تعامل با دولت امیدوار است گفت:ما نباید راه را برای دولت ببندیم و اگر ما 10 بار به دولت فرصت دادیم و درست استفاده نکرد، ما بار یازدهم هم به دولت فرصت می‌دهیم. اما این فرصت‌ها به این معنی نیست که مجلس از اجرای قانون صرف‌نظر می‌کند و یا دولت می‌تواند احساس کند که می‌تواند خلاف قانون عمل کند.
وی در عین حال تایید کرد که دولت از فرصت هایی که مجلس در اختیارش قرار داد استفاده نکرد.
نایب رئیس مجلس در بخش دیگری از این گفتگو با بیان اینکه تقابل اعلام نشده‌ای بین دو گروه از فعالان سیاسی وجود دارد، بر عدم حضور افراد رادیکال و تند در متن تصمیم گیری ها تاکید کرد و گفت: عده‌ای از نمایندگان در همین مجلس هستند که در حرف‌هایشان می‌گویند، اعدام باید گردد، اخراج باید گردد و. . . اما اگر احساس کنند که فریادها، تندروی‌ها و رادیکالیزم بودن‌هایشان در مجلس خریدار ندارد، بالاخره ساکت می‌شوند. در همه مجالس افراد تند و رادیکال داشته‌ایم. این افراد علی‌رغم اینکه آدم‌های متدین و خوبی هستند نباید در متن تصمیم‌گیری باشند و باید به حاشیه رانده شوند. چون زاویه دید آنها خیلی بسته است و فکر می‌کنند با 100 هزار نفر طرفدار می‌توانند 70 میلیون جمعیت کشور را اداره کنند. این حرف درستی نیست. البته نمی‌شود به همه این افراد هم جواب داد. مثلاً من که نمی‌توانم هم جواب خانم رجبی را بدهم، هم جواب آقای رسایی و. . . این ظلم به انقلاب است.
باهنر بار دیگر بر تاثیر پیام رهبری در رای اعتماد نمایندگان به وزرای پیشنهادی احمدی نژاد تاکید کرد و گفت: هنوز هم بر این باور هستم که اگر این پیام نمی رسید، 7-8 نفر از وزرا رای نمی آوردند و به واسطه همین پیام بودکه نظر خود من نسبت به برخی وزرا عوض شد و اگر این پیام نبود، نظر من چیز دیگری بود.
باهنر جواب احمدی نژاد را می دهد
از سوی دیگر روز گذشته اعلام شد که محمود احمدي‌نژاد ، هفته گذشته در نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس شوراي اسلامي، محمدرضا باهنر را متهم كرده است كه علي‌رغم تاييد قانون مديريت خدمات كشوري از سوي شوراي نگهبان‏، او اقدام به اصلاح ماده 117 اين قانون نموده است. احمدی نژاد در نامه اخير خود به لاريجاني، اقدام باهنر را غير قانوني خوانده و خواستار برخورد با وي شده بود.
اما به گفته فریدون همتی، معاون حقوقی دیوان محاسبات، لاريجاني پس از بررسی موضوع اين نامه توسط اداره کل قوانین مجلس، انطباق انجام تشریفات قانونی اصلاح ماده (117) و مستثنی شدن دیوان محاسبات و ابلاغ آن توسط نایب رئیس مجلس را معتبر دانسته و مراتب را در 2/6/1388 به روزنامه رسمی اعلام مي‌كند.
در واکنش به این نامه محمد رضا باهنرقصد دارد در پاسخ به احمدی نژاد از او بخواهد تا از اين پس، پيش از رسانه‌اي كردن موارد مورد ابهام، در جلسات خصوصي يا طي نامه‌هايي غير علني به رفع آن بپردازد تا قانونگزاري، اصلاح و اجراي آن، مورد خدشه واقع نشود. باهنر گفته است که به زودی جواب احمدی نژاد را خواهد داد.
زنگ خطرهای یك پوست‌اندازی
این قضایا تنها موراد اختلافی جریان اصولگرا و حامیان احمدی نژاد نیست چنانچه تهران امروز در گزارشی با عنوان زنگ خطرهای پوست اندازی، به اختلافاتی اشاره کرده که در داخل جریان محافظه کار ، برای حذف برخی چهره ها در جریان است. بر اساس این گزارش، پوست‌اندازی سیاسی این روزها در میان اصولگرایان مورد مناقشه جدی قرار گرفته و در جریان انتخابات سال 84 و مهم‌تر از آن با روی كار آمدن دولت احمدی‌نژاد، به آرامی زمزمه‌ گذار از مردان تاثیرگذار این جناح شنیده شد.
بر اساس این گزارش در حالیکه برخی از چهره‌های قدیمی این جریان ، خواستار بازتعریف مجدد موضوع ریش سفیدها در معادلات سیاسی – حال به هر بهانه‌ای از رفع اختلافات گرفته تا سدی جلوی تندروهای خودی – هستند دو طیف درون اصولگرایی به مخالفت‌ جدی با آنها پرداخته اند.
یک طیف همچون حمیدرضا ترقی، عوض موتلفه اسلامی معتقد است که تاریخ مصرف ریش سفیدی گذشته و در سیاست ایران دیگر نمی‌توان با ریش‌سفیدی چند چهره خوش‌سابقه و قدیمی، فعالیت سیاسی كرد و بازی سیاست آنقدر پیچیده شده كه اصولگرایی اگر می‌خواهد به طور جدی نقش كلیدی داشته باشد باید با عبور از «سلیقه‌ها» به سمت «آرمان» و «چارچوب‌های مشخص» برود كه به یقین تعیین آنها با كار حزبی میسر است
اما یک طیف دیگر همچون محمدرضا باهنر و و نزدیكانش در جامعه اسلامی مهندسین گرچه به رك‌گویی ترقی نگفتند كه دیگر شخصیت‌هایی مانند «مهدوی كنی و ناطق نوری»، «اثرگذاری» خود را در معادلات سیاسی از دست داده‌اند اما در عمل به نحوی رفتار می‌كنند تا نشان دهند كار شبكه‌ای است كه اتفاقات سیاسی را رقم می‌زند؛ گرچه باهنر خود از سوی گروه‌های دیگر متهم است كه با پدرخواندگی به دنبال بازنشسته كردن ریش‌سفیدهای قدیمی و جایگزین كردن جوان‌هایی مانند خود در این نقش‌هاست.
گروه سومی هم در این جریان وجود دارد که در چند سال اخیر در طیف نزدیك به احمدی‌نژاد نمود یافتند و به‌دنبال بازنشسته كردن قدیمی‌ها هستند.
خودشیفتگی نزدیکان احمدی نژاد
اما در این میان چهره های سنتی اصولگرایان، دسته سوم یعنی نزدیکان احمدی نژاد را متهم به خود شیفتگی کرده و که هشدار می‌دهند جریان‌هایی كه به‌دنبال حذف ریش‌سفیدهای اصولگرا هستند نه‌تنها طیف‌های دیگر را در بازی خود شركت نداده و انتقادات را برنمی‌تابند بلكه مشورت‌پذیر هم نیستند و به همین دلیل به سمت "خودشیفتگی" گام برداشتند كه به تدریج «انحصارطلبی» را كه الان منتقدش هستند، رقم خواهد زد. طیف سنتی دو گروه مخالف خود را به شقه‌شقه كردن اصولگرایی متهم می‌كند و تجربه اختلاف‌ها و شكاف‌های چهار سال اخیر را شاهد می‌آورند؛ چه آنكه به‌نظر هم می‌رسد اصولگرایان گرچه همچنان در قدرت هستند اما توان قابل‌توجهی از آنها صرف رفع همین اختلاف‌ها شده و هنوز به مكانیسمی برای گذار از سیاست سنتی به الگوی جدیدی دست نیافتند .
*****
راهپیمایی سبز روز قدس برروی نقشه گوگل
از راهپیمایی سبز روز قدس، با وجود ایجاد اختلال در ارتباط اینترنت، عکس‏ها و فیلم‏های بسیاری روی وب منتشر شد. اما یکی از بهترین و جالب‌ترین کارهایی که دیدم، نقشه‏ای است که بر روی "گوگل‌مپ" پیاده شده و عکس‌ها و ویدئوها را بر اساس مکانی که ضبط شده‏اند،‌ روی نقشه نشانه‌گذاری کرده است.
علاوه بر مفید و کاربردی بودن این طور نقشه‌ها، این کار یک نوع وقایع‌نگاری و تاریخ‌نگاری ارزشمند است که با گذشت زمان نیز ارزش بیشتری پیدا خواهد کرد. این نقشه جا دارد که بیشتر کامل شود و شهرهای دیگه ایران و دنیا نیز به آن اضافه شود. فکر می‌کنم همه این‏ها نشان‌دهنده این است که سبزها در حال حداکثر استفاده از فناوری‌های رایگان هستند.
با کلیک کردن بروی لینک زیر، نقشه مربوطه گشوده میشود و سپس در سمت چپ نقشه بروی هریک از عناوین که کلیک نمایید، نقشه شما را به محل اجتماع و تظاهرات همان منطقه برده و فیلم و یا ویدئوی مربوط به آن منطقه را به نمایش می گذارد.
بسیار دیدنی است و حتما به لینک زیر مراجعه کنید (روی آن کلیک کنید):
نقشه راهپیمایی سبز روز قدس سال 88 را از اینجا بر روی "گوگل‏مپ" ببینید
و یا بروی لینک زیر کلیک کنید:
*****
حضور تنها پنج کشور در افطاری سفارت ایران در پاریس
عدم استقبال سفارت‌خانه‌های کشورهای اسلامی از مراسم افطاری امسال سفارت ایران در پاریس، موجب توبیخ کارمندان این سفارت از سوی سفیر دولت احمدی‌نژاد در این کشور گردید.
به گزارش بامدادخبر، درحالی‏که سفارت ایران در فرانسه، با فرستادن بسته‌های خرما و شیرینی‌جات ایرانی از چند روز قبل از ارسال دعوتنامه‌ی رسمی به سفارتخانه‌های کشورهای مسلمان، سعی در برگزاری پرشور مراسم افطاری سالانه‌اش داشت، شرکت نمایندگان تنها پنج کشور در این مراسم، عصبانیت سفیر ایران را در پی داشته است.
یک منبع آگاه در این مورد اظهار داشت که در زمان سفارت صادق خرازی، در دولت اصلاحات، نمایندگان شصت‌وپنج کشور اسلامی، در سطح سفیر و کاردار اول در این مراسم شرکت می‌کردند درحالیکه در مراسم امسال از همین پنج کشور نیز تنها سفیر دو کشور، به مراسم آمده بودند و نمایندگان سه کشور دیگر، کارمندان معمولی سفارتخانه‌هایشان بودند.
گفتنی است که پس از این آبروریزی، سفیر دولت احمدی‌نژاد به شدت عصبانی شده و کارمندان سفارت را به این بهانه که چرا دعوتنامه‌ها را به آدرس اشتباه فرستاده‏اند توبیخ کرده است که این اتهام اعتراض کارمندان این سفارتخانه را برانگیخته است.
*****
احمدی نژاد و نظریه تضادی لوئیس کوزر
کوزر جامعه شناس شهیر در نظریه خود پیرامون تضاد و کارکردهای آن قضیه‏ای به مضمون زیر دارد که: تضاد بیرونی یک گروه یا جامعه با گروه‏ها و جوامع دیگر می تواند موجب افزايش همبستگی درونی و تمرکز بیشتر ساختار حکومتی درون آن جامعه گردد.
حال با توجه یه این قضیه به نظر می رسد که محمود احمدی‏نژاد با طرح دوباره موضوع هولوکاست و سایر سخنان جنجالی‏ای که مدتی بود کمتر بر زبان می‏آورد و روز قدس، به نظر در حال تلاش برای شروع دوباره‏ تکرار سخنان تنش‏زا در عرصه روابط بین المللی می‏باشد. در این میان وی دو هدف عمده را دنبال می‏نماید، یکی در داخل ایران و دیگری در خارج که هر دو با اعتراضات مردمی اخیر نسبت به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری در ارتباط است.
کاملا آشکار است که تکرار موضوعاتی چون هولوکاست بی گمان واکنش دیگر کشورهای جهان را در پی خواهد داشت که نمونه هایی از آن را پس از سخنرانی احمدی‏نژاد در روز قدس به وضوح مشاهده نمودیم. این موضوع اولا توجه جهانی نسبت به مسائل موجود در ایران از قبیل نقض گسترده حقوق بشر و همچنین اعتراضات چند ماه گذشته را کاهش داده و بر روی این سخنان و شخص محمود احمدی‏نژاد متمرکز می‏نماید. ثانیا در داخل کشور نیز با استفاده از واکنش‏های احتمالی نسبت به چنین سخنان جنجال برانگیزی دوباره موضوع قدیمی تهدید از سوی دشمنان نظام مطرح گردیده و با القاء این امر که نظام در شرایط خطرناکی از سوی دشمنان قرار گرفته است مجوز سرکوب‏های دیگری برای هرگونه اعتراض را صادر نموده و واکنش کشورهایی چون فرانسه، آمریکا، انگلیس و ... را دستاویز قرار خواهد داد.
این امر یعنی سرکوب های شدیدتر را در نظر مردمی که هنوز اندک اعتقادی به حاکمان فعلی دارند مشروع جلوه خواهند داد که نتیجه این امر ایجاد فضایی نظامی تر از گذشته می‏باشد. اگر اندکی منطقی به موضوع بنگریم این سخنان حمایت بخش‏هایی از جامعه را با توجه به قضیه‏ای که در ابتدای نوشتار از کوزر طرح نمودم و شرایط آن را احمدی‏نژاد با سخنرانی‏های جنجال برانگیزش ایجاد خواهد نمود کسب خواهد کرد، همان چیزی که امروز سرکوبگران بسیار بیشتر از گذشته بدان نیازمندند.
راه مقابله‏ با این موضوع نیز در شرایط فعلی به نظر می رسد این امر باشد که این توطئه نامشروع را به صورت گسترده و قبل از آنکه از سوی آنان به کار گرفته شود افشا کرد که بی شک افشای آن پیش از طرح از سوی خود آنان قدرت این استراتژی را به شدت کاهش خواهد داد.
*****
کمک به آسیب دیدگان اعتراضات اخیر
استقبال از پرداخت فطریه به حساب کمیته پی گیری موسوی و کروبی
هفتم شهریور ماه، از سوی كمیته پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان حوادث بعد از انتخابات، شماره حسابی برای دریافت كمك‌های نقدی مردم جهت اهدا به آسیب‌دیدگان اعلام شد. این شماره حساب که به گفته علیرضا حسینی بهشتی، در پی تماس‌های مكرر شهروندان با كمیته مذکور، جهت كمك به آسیب‌دیدگان افتتاح شده بود، در روزهای گذشته و به مناسبت عید فطر، مورد توجه ویژه مردم ایران قرار گرفت و بسیاری از مردم در سایت ها و وبلاگ ها اعلام کردند که فطریه خود را برای کمک به آسیب دیدگان به حساب کمیته ویژه میرحسین موسوی و مهدی کروبی واریز خواهند کرد.
مرتضی الویری، عضو کمیته پی گیری امور آسیب دیدگان حوادث بعد از انتخابات در این زمینه اعلام کرده بود که بعد از جمع اوری اطلاعات و واقعیت یابی، به دسته بندی اين افراد از نظر نيازهايشان خواهند پرداخت . به گفته الویری برخي از جانباختگان ، بازداشت شدگان یا آسیب دیدگان، نان آور خانه بودند و برخي ها فقط مسووليت شخص خودشان را برعهده داشتند.
وی توضیح داده بود: مي خواستيم حساب باز کنيم که گفتند بايد تشکيلات به ثبت رسيده و خيريه اين کار را انجام دهد.لذا قرار بر اين شد که از طريق خيريه اي اين کار انجام شود تا مغايرت قانوني نداشته باشد.
الویری درباره احتمال پرداخت دیه به خانواده های جانباختگان و آسیب دیدگان به روزنامه اعتماد گفته بود که اگر منابع کفايت کند طبيعتاً بايد جبران خسارت به صورت کامل انجام شود اما اگر منابع محدود باشد ما فقط مي توانيم به افرادي که وضعيت حاد و مزمن دارند و دچار بحران جدي در زندگي هستند، کمک کنيم.
به گفته الویری، کمیته مذکور با اعلام شماره حسابی و با کمک افراد سراسر کشور به آسیب دیدگان حوادث بعد از انتخابات کمک مالی خواهد کرد.
شماره حسابی که الویری از آن سخن می گفت هفتم شهریور از سوی علیرضا بهشتی، سخنگوی این کمیته اعلام شد. بر اساس اعلام بهشتی، شماره حساب برای کمک به آسیب دیدگان عبارت است از: شماره حساب ۸۰۰۷۹۶۷ - بانک ملی ایران شعبه چیذر - به نام مجتمع نیکوکاری شهیدان رحمانی.
تنها چند روز پس از اعلام این شماره حساب ، بهشتی و الویری بازداشت شدند، اما طی روزهای گذشته این حساب مالی مورد توجه ویژه ای از سوی مردم قرار گرفت. براساس گزارش خبرنگار "جرس" بسیاری از مردم با واریز کردن فطریه خود به این حساب، کوشیدند به هموطنان آسیب دیده خود کمک کنند و بسیاری نیز در سایت ها و پایگاههای اینترنتی همچون فیس بوک و توییترو بالاترین اعلام کرده اند که کمک ها به آسیب دیدگان نباید در پرداخت فطریه خلاصه شود و هر کسی بر مبنای وسع خود مبلغی را برای کمک به آسیب دیدگان پرداخت می کند.
از سوی دیگر عده ای از ایرانیان مقیم خارج از کشور نیز با ارسال درخواست هایی خواهان افتتاح شماره حسابی در خارج از کشور شده اند تا بتوانند کمک های مالی خود را به کمیته پی گیری امور بازداشت شدگان و آسیب دیدگان حوادث بعد از انتخابات ارسال کنند.
این اقدامات در حالی انجام می شوند که منابع دولتی تاکنون از پرداخت خسارات به مردم آسیب دیده خودداری کرده اند و حتی مردمی که خودروهایشان در درگیریهای بعد از انتخابات آسیب دیده بود در مراجعه به بیمه شنیدند که دستور داده شده به "اغتشاشگران" خسارتی پرداخت نشود. در این میان تنها شوراي شهر تهران بود که همزمان با اعلام کمیته ویژه موسوی و کروبی، طرحي را در اين زمينه تصويب کرد که به موجب آن بخشي از خسارات ناشي از حوادث اخير توسط شهرداري قابل پرداخت است. اما تاکنون از اجرای این طرح یا چگونگی پرداخت خسارات به مردم و اینکه این خسارات به چه کسانی و چه نوع آسیب دیدگانی تعلق می گیرد، خبری منتشر نشده است.
*****
تداوم بازداشت کاظم رضائی دانشجوی دانشگاه شیراز
کاظم رضائی، دانشجوی دانشگاه شیراز که روز 25 شهریور ماه به اتهام اقدام علیه امنیتی ملی بازداشت شده بود، کماکان در بازداشت بسر می برد و اطلاعی در خصوص وی در دست نمی باشد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر رضایی در دی ماه سال گذشته و پس از برگزاری تریبون آزاد 18 آذر نیز به مدت 9 روز بازداشت شده بود.
پیش تر نیز غلامرضا حسین زاده و محبوبه خادمی پس از شکایت سپاه فجر شیراز به اتهام آتش زدن بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز به دادگاه عمومی این شهرستان احضار شد بودند که حسین زاده در تاریخ 11 شهریور توسط وزارت اطلاعات بازداشت و بعد از 11 روز با قرار کفالت آزاد شد.
دلیر بارخدا و علی صالح پور دو دانشجوی دیگر این دانشگاه نیز در تاریخ 16 شهریور بازداشت و در روز 23 شهریور با قرار کفالت آزاد شدند.
محمد امین کریمی از دیگر فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز بود که در تاریخ 16 احضار شده بود تا 22 شهریور در بازداشت به سر برد و نهایتا با قرار کفالت آزاد شد.
گفتنی است پس اعلام نتایج اتنخابات فرمایشی ریاست جمهوری سه تجمع بزرگ در دانشگاه شیراز برگزار شد که در روز سوم با بورش نبروهای بسیجی و یگان ویژه به دانشگاه و دستگیری گسترده دانشجویان، دانشگاه شیراز تعطیل و بیش از 120 دانشجو بازداشت و بعد از یک روز آزاد شدند.
در این میان برخورد با فعالین دانشجویی در سطحی فراتر از سایرین صورت گرفت. حمزه بنام، عباس رحمتی و وحید استخر در همان هفته پس از انتخابات توسط وزارت اطلاعات بازداشت و هر کدام 5 روز در بازداشت به سر بردند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر این دانشجویان پس از تشکیل پرونده با قرار کفالت50 میلیون تومانی آزاد شدند.
در روز 31 خرداد نیز حمداله نامجو و اسماعیل جلیلوند از فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز در منزل اسماعیل جلیلوند بازداشت شده و هر کدام پس از گذراندن 29 روز بازداشت با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد شدند.
*****
پرویز مشکاتیان آهنگساز برجسته و نوازنده سنتور درگدشت
پرویز مشکاتیان آهنگساز برجسته و نوازنده سنتور ساعتی پیش به علت نارسایی قلبی در منزلش درگذشت.مهر: لحظاتی قبل خبر رسید که پرویزمشکاتیان امروز بعد از ظهر در سن 54 سالگی دچار ایست قلبی شد ودرگذشت.مشکاتیان آموزش موسیقی را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.وی ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد. مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود. وی با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ این پیوند به جدایی منجر شد. او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.بهداد بابایی نوازنده سه تار وخواهر زاده این هنرمند برجسته گفت خبر تشییع پیکر آن مرحوم متعاقبا اعلام می شود.
*****
بازداشت حداقل 200 نفر از معترضین در روز قدس
در پی تجمع اعتراضی صدها هزار نفر از مردم تهران در روز قدس و نیز یورش نیروهای لباس شخصی و نیروهای ضدشورش تعداد قابل توجهی از معترضین بازداشت شده اند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر از تعداد دقیق بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست اما به گفته یک منبع آگاه بیش از 200 نفر در تجمع روز جمعه بازداشت شده اند و هم اینک تعداد زیادی از خانواده هائی که پیگیر وضعیت بازداشت شدگان خود هستند در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تجمع کرده اند. علاوه بر بازداشت برخی در تهران، گزارش های دیگر از بازداشت دهها تن از شهروندان در دیگر شهرها مانند شیراز و تبریز حکایت دارد.
سرهنگ مهدی احمدی نیز در همين رابطه به خبرنگار ايلنا گفته است: "روز گذشته در جريان برگزاری راهپيمايی روز جهانی قدس در تهران‏، تعداد اندکی با حرکت از ميدان هفت‌تير به طرف ميدان ولی‌عصر شعارهايی خارج از موضوع راهپيمايی ديروز سردادند که پليس با آنها برخوردی نداشت اما درميان اين افراد،گروهی به قصد اخلال‌گری و آسيب‌رساندن به اموال عمومی در حرکت بودند که پليس پيش از آنکه آنها موتورسيکلت ها را آتش بزنند و يا به اموال عمومی آسيب برسانند آنها را دستگير کرد."
*****
از میان ایمیل های دریافتی:
این سخنرانی عقب‌نشینی بود یا موضع‏گیری تاکتيکی؟
سخنرانی عید فطر رهبری دو جمله‌ی کلیدی دارد و چند حاشيه‌ی بسیار مهم. اين دو جمله عبارت‌اند از اين‌که: ۱. اعتراف افراد در دادگاه علیه فردی دیگر «حجیت شرعی ندارد و مسموع نیست.» ۲. اعتراف افراد در دادگاه ها علیه خود و «در مقابل دوربین ها و بینندگان میلیونی...شرعا، عرفا و عقلا، حجت، مسموع و نافذ» است. این دو جمله و کل مضامين اين سخنرانی نه تنها مردم را به رسميت نشناخته است و کمترین اعتنایی به مطالبات به حق و قانونی آن‏ها نشان نمی‌دهد، بلکه درست بر عکس عمل می‌کند. اما چگونه؟ برای فهم چگونگی اين حمله باید به حاشیه‌های اين سخنرانی توجه داشت.
روز قبل از سخنرانی رهبر در مراسم عید اعلام شده بنا به حکم حکومتی که اکثریت علما و مراجع نظری خلاف آن اعلام کرده و همچنين کمترین تبعیتی از آن نکردند، فرزندان هاشمی رفسنجانی نامه‌ای به تظلم به ريیس قوه‌ی قضا نوشتند. روز بعد، در مراسم نماز، هاشمی رفسنجانی در کنار سید حسن خمينی پشت سر آقای خامنه‌ای به نماز ایستادند و سپس سخنان بالا (و جملات مربوط به تهمت به نظام) ایراد شد. از کنار هم چیدن این اتفاقات چند نتیجه بر می‌آید.
نخست اینکه با اين اقدام و با سیاست امتیاز ظاهری و بی‌اهمیتی که گویا به هاشمی رفسنجانی (با کم کردن تلویحی فشار بر روی فرزندان‌اش) داده شده است، تلاش شده هاشمی رفسنجانی با این حرکت از بدنه‌ی جنبش سبز جدا ‌شود (مگر اینکه دوباره بتواند جایگاه خود را در مقام دفاع از حقوق ملت و استیفای آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی ترمیم کند). حرکت هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی بدون شک حرکتی است سیاسی. اما آيا محتوای این سخنرانی نشانی از اعتنا به خواسته‌های کسانی دارد که روز جمعه منع صریح مقامات ارشد و نیروهای نظامی را زير پا گذاشتند و اعتراض خود را به دولت کودتا فریاد زدند؟ برای فهم اين معنا، باید دو جمله‌ی بالا را دقیق‌تر تفسیر کرد.
مضمون جمله‌ی اول این است که اگر زندانیان در دادگاه عليه کسی شهادت بدهند، قابل قبول نیست و حجیت شرعی ندارد. خوب این سخن ظاهراً سخنی است پذیرفتنی ولی چه سودی است در بیان نکاتی که طبعاً باید به آنها عمل شود؟ گویا اشاره‌ی این سخن به اتهاماتی است که علیه فرزندان آقای هاشمی عنوان شده است و البته این تعبیر نه امتیازی است به آقای هاشمی و فرزندان‌اش و نه به مردم، از این‌ رو که مضمون‌اش این است که به اعتراف‌های دیگران درباره‌ی آن‏ها توجه نکنید و لایه‌ی زیرين‌اش اين است که وقتی خودشان را گرفتید و خودشان علیه خودشان شهادت دادند، آن وقت جرم‌شان محرز می‌شود و اعتراف‌شان شرعاً، عقلاً و عرفاً حجت خواهد بود! به این ترتیب،‌ نه تنها امتیازی به آقای هاشمی و فرزندان‌اش داده نشده بلکه موقتاً فشار را از روی آنها بر می‌دارد و به اشاره می‌گوید که هر وقت لازم باشد، به سراغ فرزندان آقای هاشمی خواهیم رفت!
اما اشکال این بازی کجاست؟ اشکال اینجاست که نه تنها برای مردم، بلکه برای هيچ کسی، مسئله این نیست که فرزندان آقای هاشمی محاکمه می‌شوند یا نمی‌شوند. لابد اگر تا امروز می‌شد آن‏ها را محاکمه کرد، می‌کردند. اگر هم فردا بتوانند این کار را بکنند و از فرزندان آقای هاشمی علیه خودشان شهادت بگیرند، به خواسته‌های مردم که بر قراری بی‌طرفانه و سخت‌گیرانه‌ی قانون و اجرای دقیق عدالت و تحقق تمام آزادی‌های مشروع و قانونی ملت است، ارتباطی نخواهد داشت. چه فرزندان آقای هاشمی محاکمه بشوند و چه نشوند، دولت احمدی‌نژاد همچنان غیرقانونی و دستگاه حامی آن، همچنان دستگاهی کودتايی و امنیتی خواهد بود.
جمله‌ی دوم، البته جمله‌ای است که کارکرد مضاعف دارد. نخست اينکه اين تعبیر مثل شمشیری بالای سر هاشمی‌ها ايستاده است با اين تهدید که فرزندان آقای هاشمی هم ممکن است روزی علیه خودشان اقرار کنند و اين اقرار به فتوای رهبر کشور حجت، مسموع و نافذ خواهد بود. دوم اینکه با این تعبیر، نه تنها مهر تأييد پای تمام مراحل غیرقانونی دادگاه‌های اخیر ‌زده شده، بلکه اصل اعتراف‌گیری را بدون ذره‌ای شبهه یا تردید، تأيیدمی‏شود. یعنی با این سخنان، یک بازی چند منظوره پیش رفته است: بدون دادن هیچ امتیازی، روغن ریخته و بی‌اهمیتی را "نذر" آقای هاشمی کرده است و از سويی با همین امتیاز بی‌اهمیت و بی‌خاصیت همچنان در صف اول گفته شده که "اعتراف‌ها مسموع بوده است و نافذ"!
واقعيت این است که مقامات ارشد کشور نگرانی‌های مضاعفی دارند و تلاش می‌کنند با یک بازی هوشمندانه از این مخمصه رهایی پيدا کنند. مخمصه‌ی پيش رو این است که سفر محمود احمدی‌نژاد به نیویورک در پيش است آن هم درست در زمانی که روسيه به دولت او پشت کرده است. روز قدس به رغم توصیه‌های مقامات ارشد و تهدیدهای سپاه پاسداران با رونقی هر چه تمام‌تر به سود جنبش سبز تمام شده است و پیامی قوی را به ايشان رسانده است که مطالبات مردمی از میان نرفته بلکه قوت و سرعت بیشتری پیدا کرده است.
در ماجرای اختلاف نظر بر سر عيد فطر و پيشينه‌های اختلاف‌های ریز و درشت ديگر، شکاف رهبری و مراجع لحظه به لحظه بیشتر شده است. از سوی دیگر، اين وضعیتی است که باید به سرعت جمع شود چون دانشگاه‌ها عنقریب باز می‌شوند و هر لحظه احتمال اعتراض‌های گسترده‌تر دیگری می‌رود. در عین حال، پس از ماه‌ها حبس و اعتراف‌گیری از سران اصلاح‌طلب، هنوز شمار فراوانی از آنها چیز دندان‌گیر و قابل اعتنایی به سپاهیان کودتا تحویل نداده‌اند. قتل‌های ماه‌های اخیر و تمام اتهامات سنگين شکنجه و تجاوز که نظام را در وضعیتی حیثیتی قرار داده است، مقوله‌ای است که باعث ريزش بسیاری از نیروها حتی در درون سپاه پاسداران شده است و باید به نحوی ماجرا را رفو کرد. کنار هم قرار دادن اين قطعات پازل نشان می‌دهد که چقدر وضعیت دشوار است.
اما نقطه‌ی غیر قابل بازگشت رسیدن به این مخمصه جایی بود که این اشتباه عظیم تاکتیکی در آن رخ داد: گره خوردن شخص رهبری به محمود احمدی‌نژاد در همان آغاز به کار دستگاه کودتا. این همان نقطه‌ای است که تدارک و جبران‌اش امروز برای نظام کابوسی را ساخته است که پيوسته به خطاهای بعدی منجر می‌شود. نگرانی‌ها يکی دو تا نیستند، اما بدون شک حاصل تصمیم‌های شخصی هستند.
واقعیت امر این است که جنبش سبز ناگزير باید تکیه‌گاهی روشن برای ادامه‌ی مسیر داشته باشد: نظام باید قابلیت گفت‏گو را حفظ کند و عزمی جدی برای بازگشت به عدالت داشته باشد. اگر قرار باشد با این اظهارات پر تناقض و تاکتیکی، هم شریعت و فقه را دور زد و هم عدالت را، مردم نمی‌تواند امید چندانی به سخنان به ظاهر نرم‌تر رهبری داشته باشند.
بر خلاف جمله‌ی دوم رهبری، اگر بخواهیم به شریعت و به قانون مراجعه کنیم، صرف اعتراف افراد علیه خود به تنهایی حجیت ندارد و شرعاً، عقلاً و عرفاً اسباب صدور حکم نمی‌شود. احراز جرم، تنها با تکیه بر ادله و شواهد میسر است و تحقق شرایط مادی و معنوی وقوع جرم. چشم فروبستن بر آيین اولیه‌ی دادرسی و ناديده گرفتن قوانین صريح جمهوری اسلامی آن هم در پرونده‌هایی با این حساسيت چه معنایی می‌تواند داشته باشد جز مهر تأيید زدن بر اقدامات نابخردانه‌ی دولت کودتا؟
بنا بر این اگر قانون ملاک است، اعتراف علیه خود حجت، مسموع و نافذ نیست (و علما و مراجع هم در ماه‌های اخیر به قوت در برابر این بی‌رسمی‌های موضع گرفته‌اند). ولی اگر ملاک حجت بودن این اعتراف‌ها، حکم حکومتی است، پس دیگر چه نیازی به برگزاری دادگاه بود؟
وقتی دادگاه قرار باشد آيين دادرسی را ناديده گرفت، ادله و شواهد را هم با خیالبافی و قصه‌سرايی تراشید و عملاً با دست تهی و تکیه بر اعتراف‌های اخذ شده در شرایط حبس، انزوا و بعضاً شکنجه، دادگاهی با این ابعاد و پيامدها برگزار کرد، اصل دادگاه باطل است. به عبارت دیگر، با صدور چنين جوازی دادگاه برگزار و حکم صادر شده است. از کی تا به حال در قانون اساسی جمهوری اسلامی چنین جایگاهی برای مقامات ارشد تعریف شده است که در مقام قاضی بنشینند و راه را بر صدور احکامی ناعادلانه هموار کند؟
مطالبه‌ی اجرای عدالت برای همگان و از صدر تا ذیل کشور، خواسته‌ی آسانی نیست. و خواستار عدالت‌ورزی از سوی رهبر کشور شدن و احراز مستمر عدالت او دقیقاً همان چيزی است که شأن وجودی مجلس خبرگان رهبری است: نظارت بر حسن اجرای قانون و استمرار التزام ولی فقیه به عدالت. جمله‌ی دوم رهبری و جملات بعدی، مضمون ديگری هم داشت. اگر قرار باشد فرد دیگری به دادگاه برود، نباید دادگاه‌اش علنی شود (بنا به همان استدلال‌های رهبری) مگر اينکه قرار باشد در آن دادگاه علیه خودش شهادت بدهد. شهادت آن فرد هم بنا به جمله‌ی اول، علیه هر کسی جز خودش مسموع نیست و طبعاً باید تنها به شهادت او علیه خودش استناد کرد.
تفسیرهای بالا البته به تصريح در متن سخنان رهبر کشور نیست. اما نتیجه‌ی مستقیم و بدیهی این مواضع چيزی نخواهد بود جز همان‌ها که در بالا شرح‌اش آمد. حتی اگر مقامات ارشد کشور متوجه خواسته‌های قانونی و به حق مردم شده باشند، زیردستانی که ولایت فقیه را سپر قانون‌شکنی و بی‌عدالتی خود کرده‌اند، سر سوزنی در امتثال اين مضامین در پرده کوتاهی نخواهند کرد.
با این حساب، جنبش سبز همچنان بايد مصرانه خواستار اجرای عدالت و تحقق قانون و پیاده شدن اصول مدافع حقوق ملت در قانون اساسی باشد. مقامات ارشد کشور برای نشان دادن اراده و عزمشان در مجازات خاطیان و جانيان، می‌تواند سریع‌تر ترتیب دادگاه کسانی را بدهد که رهبری هم آن‏ها را مسئول صدمه زدن به آبروی نظام دانسته بود (در ماجرای کهریزک). این اولین قدم است. اما آیا به اسناد و شواهد کروبی هم رسیدگی خواهد شد يا حضور او در دادگاه مشمول آراء ظاهراً فقهی ولی باطناً حکومتی خواهد شد؟
*****
زکریای رازی و انقلاب فرهنگی در جمهوری اسلامی
در کنار آزمایش‌گاه‌ها که جای‌گاه نقد، سنجش، تأیید و ابطال نظریات علوم تجربی‌اند، شاید بتوان عرصه‌ی تاریخ و شرایط زندگی انسان را جای‌گاه نقد، بررسی، تأیید یا ابطال ایدئولوژی‌ها، فرضیات علوم انسانی و شعارهای سیاسی دانست1. در کنار موضوع پیش‌گفته، می‌توان یکی از راه‌های بررسی فرضیات را کمک‌گیری از ایجاد نوعی فضای تخیلی، موسوم به «آزمایش فکری2» معرفی کرد. در آزمایش‌های فکری تلاش می‌شود با بازسازی ذهنی فضای واقعی و ایجاد تغییراتی در آن، فرضیات و ادعاها را به بوته‌ی آزمایش سپرد. اگر دو روش یادشده، یعنی آزمایش‌گاه‌ دانستن تاریخ و به‌کارگیری آزمایش فکری را ترکیب کنیم، آن‌گاه روش نسبتاً خوبی برای نقد و سنجش‌گری ادعاهای سیاسی، ایدئولوژی‌ها و فرضیات علوم انسانی ادعاشده در دوران حاضر به دست خواهد آمد. در این روش هر چه قدر که فضای آزمایش فکری به وضعیت واقعی نزدیک‌تر باشد، به‌کارگیری آن موجه‌تر می‌نماید. در این نوشته سعی شده است با به‌کارگیری روش یادشده، برخی از ادعاهای همیشگی پاره‌ای از مقامات جمهوری اسلامی و راه‌کارهای این نظام در زمینه‌های فرهنگی به نقد و سنجش گذاشته شود. جمهوری اسلامی از آغاز کار تا به امروز تلاش ورزیده است با راه‌کارهایی مانند انقلاب فرهنگی، اسلامی‌کردن دانشگاه‌ها، نظارت بر کتب، مجلات و ... فضای فرهنگی جامعه را تغییر دهد و فضای مناسب خود را پدید آورد. برخی از بزرگان حاکمیت معتقدند این راه‌کارها، فضای فرهنگی کشورمان را بهبود بخشیده‌اند و بنابراین باید بر ادامه‌ی آن‌ها تأکید ورزید. به باور ایشان روی‌کردهای پیش‌گفته، توانسته است فضای مناسبی برای رشد علم و فرهنگ پدید آورد و اینک این کشور در پی اجرای چنین راه‌کارهایی، مناسب رشد علم و فرهنگ است. مشتی نمونه خروار از این‌گونه ادعاها، سخن آقای احمدی‌نژاد است که گفت: «امروز راه برای ظهور افرادی نظیر ابوریحان، رازی و ابن سینا به‌عنوان خالقان مکتب‌های جدید پزشکی، بسته نیست3.» این گفته‌ها و ادعاها در بطن خود بدان معناست که از نظر آقای احمدی‌نژاد و دیگر مدعیان این عرصه، دانش‌مندان فوق و دیگر بزرگان هنر و دانش و فرهنگ این مملکت که برای بسیاری از آن‌ها یک روز ویژه نیز در سال‌نمای کشور مشخص شده است، نه تنها سمبل‌های بزرگ مورد احترام حکومت‌اند، بل‌که اگر کسانی مثل آن‌ها پیدا شوند، بر صدر خواهند نشست و قدر خواهند دید. اما از آن‌جا که به قول سعدی «به عمل کار برآید؛ به سخن‌دانی نیست» و چون «خوش بود گر محک تجربه آید به میان» بد نیست که این مدعیات و راه‌کارها را در آزمایشی فکری به آزمایش‌گاه تاریخ و زندگی واقعی ببریم و صحت و سقمشان را از آن آزمایش‌گاه علوم انسانی طلب کنیم. در آزمایشی فکری، تصور کنید در اتفاقی معجزه‌وار، جمهوری اسلامی به دوران بزرگانی مثل رازی و ابن سینا برود و نوع حکومت آن دوران شود و یا آن بزرگان زنده شوند و به روزگار ما آیند و بخواهند در دانشگاه‌های جمهوری اسلامی درس دهند و تحقیق کنند. به نظر شما آیا آن‌ها امکان کار هنری، علمی و تحقیقاتی در دانشگاه‌های جمهوری اسلامی و فضای به‌اصطلاح اسلامی‌شده و از نوع انقلاب فرهنگی را دارند؟ آیا آن‌ها قادر خواهند بود، نه به عنوان سمبل‌های افتخار، بل‌که در حد یک استاد و محقق دانشگاهی، کرسی‌ای در یکی از دانشگاه‌های جمهوری اسلامی و فضای اسلامی‌شده‌ی آن بیابند؟ در ادامه‌ی آزمایش فکری پیش‌گفته، پاسخ این پرسش‌ها مشخص خواهد شد و ادعاهای بزرگان جمهوری اسلامی مورد سنجش قرار خواهد گرفت4:
یک. پزشک و شیمی‌دان نامی، محمد زکریای رازی را تصور کنید که به روزگار ما آمده است و به طرف دانشگاه علوم پزشکی تهران در حرکت است. وی از این دانشگاه درخواست کرسی استادی می‌کند. مسئولین استخدام، او را به واحد گزینش معرفی می‌کنند. در آن‌جا پرسش‌نامه‌ای جلوی او گذاشته می‌شود تا آن را پر کند. یکی از بندهای اصلی پرسش‌نامه، پرسش از عقاید او در امور مذهبی و سیاسی است. محمد زکریای رازی شروع به بیان عقاید خود می‌کند و مدعی است که برای ایجاد صلح در جهان باید که همه‌ی ادیان و مذاهب نابود شوند! او در ادامه‌ی بیان عقایدش، نبوت را نیز انکار می‌کند و فلاسفه را به عنوان هادیان واقعی بر جای پیامبران می‌نشاند5. رازی در ادامه‌ی بیان عقایدش در حضور مأمور گزینش، از مخالفت مفهوم خدا در نزد وی با مفهوم توحید در اسلام سخن می‌گوید6. به نظر شما در دانشگاه‌های جمهوری اسلامی، به‌ویژه در دوران ریاست فردی - احمدی نژاد - که گفته است«دانش‌جویان هر چه فریاد دارند بر سر اساتید سکولار بزنند» جایی برای محمد زکریای رازی وجود خواهد داشت؟آیا برای او که اصولاً منکر همه‌ی ادیان و پیامبران بود و ارباب دین را در خدمت حکومت معرفی می‌کرد، جایی وجود خواهد داشت7؟ کرسی استادی دانشگاه را بی‌خیال شویم، به نظر شما او در حالی که دست به کار نقد کتب مذهبی تورات، انجیل و قرآن بود8، می‌توانست در جمهوری اسلامی به ادامه‌ی زندگی امیدوار باشد و حکم اعدام‌اش صادر نگردد.
دو. ابن سینا را تصور کنید که به گروه فلسفه یا الهیات دانشگاه تهران رجوع می‌کند و خواهان تدریس در یکی از آن دو دانش‌کده است. از آن‌جا که تعهد بر تخصص اولویت دارد، پرسش‌نامه‌ی گزینش در مقابل او نیز قرار می‌گیرد. در پرسش‌نامه سؤالاتی درباره‌ی عضویت فامیل درجه‌ی اول در گروه‌های ضاله پرسیده شده است. ابن سینا از مذهب اسماعیلی پدر و برادرش که مورد تأیید جمهوری اسلامی نیست، خبر می‌دهد9. از آن‌جا که خود وی اسماعیلی‌مذهب نبوده است، هیات گزینش این نقطه‌ی منفی را بی‌خیال می‌شود؛ اما هنوز از هفت‌خوان گزینش، شش خوان دیگر باقی مانده است. او شروع به بیان عقایدش می‌کند. عقاید او در باب برخی امور مهم دین مثل معاد و ... چندان به مذاق اهل شریعت خوش نمی‌آید10؛ اما شاید هنوز بتواند از این خوان نیز عبور کند. اما هیأت گزینش چه کند که وی چندان تعهد عملی به حدود دینی ندارد. او مشهور به باده‌نوشیِ هم‌راه با موسیقی‌نوازی11 است؛ همان که بدان لهو و لعب گویند. به نظر شما ابن سینا با آن افکار و مهم‌تر از آن با این رفتار، می‌تواند از سد گزینش دانشگاه تهران عبور کند و جایی در گروه الهیات یا فلسفه بیابد؟ به نظر شما، ابن سینا به‌جای دریافت کرسی استادی، با حد شرعی احتمالی ناشی از باده‌نوشی مواجه نخواهد شد12؟
سه. در ادامه‌ی آزمایش فکری، از فکر استخدام فلاسفه و دانش‌مندان بیرون بیاییم و سری به عالم هنر و ادبیات بزنیم. تصور کنید در دانش‌کده‌ی ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد ایستاده‌ایم. فردوسی، زنده‌کننده‌ی زبان پارسی را تخیل کنید که به جستجوی کار در دانشگاه خودش آمده است. او با مسئولین دانشگاه از شُکوه ایران باستان و تمدن درخشان‌اش می‌گوید و دغدغه‌ی ایران متلاشی‌شده به دست اعراب مسلمان را دارد. آیا در آزمایش فکری شما برای پدر ملی‌گرایی ایرانی، که به خاطر مذهب شیعی (اسلامی)‌اش می‌توان او را به شیوه‌ی جدیدی‌ها ملی - مذهبی خواند، جایی در دانشگاه خودش وجود دارد؟
چهار. ایرانیان، سعدی شیرازی را معیار سخن پارسی و استاد اخلاق می‌دانند. او با «کلیات»اش به اداره‌ی ارشاد رجوع می‌کند و خواستار چاپ کتاب‌اش می‌شود. به نظر شما اداره‌ی فخیمه‌ی ارشاد اجازه‌ی چاپ اثر سعدی، بدون سانسور بخش هزلیات را خواهد داد؟
پنج. به راستی که ایران بدون ادبیات عرفانی‌اش شیر بی‌یال و دم و اشکم خواهد بود. صدا و سیما را متخیل شوید که سرگرم انتخاب چهره‌ی ماندگار است. مولانا جلال‌الدین بلخی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین عارفان قرون و اعصار همه‌ی جهان توسط بسیاری از عارفان و عرفان‌شناسان معرفی می‌شود. همه چیز برای انتخاب او آماده است که ناگهان تعدادی از مراجع قم سر به اعتراض برمی‌دارند که مولوی صوفی است و ... آیا در آزمایش فکری شما جایی برای این صوفی بزرگ تاریخ ایران در میان چهره‌های ماندگار خواهد بود؟ آیا او که از نظر برخی مراجع مورد تأیید حاکمیت، عقاید ضاله دارد، چهره‌ی ماندگار که هیچ، اجازه‌ی زندگی آسوده خواهد داشت؟ به نظر شما او که افتخار عرفان ایرانی - اسلامی است اجازه می‌یابد در شهر قم از عرفان بگوید و مریدان‌اش آسوده بر گردش حلقه زنند13؟ یادتان باشد حسینیه‌ی دراویش که در قم ویران شد از آن گروهی بود که رقصِ سماع هم ندارند و هرگز مثل مولوی دست‌کم به طور علنی نسروده‌اند که «ماهی از سر گَنده گردد نی ز دم / فتنه از عمامه خیزد نی ز سم» و نیز نگفته‌اند که «خلق را تقلیدشان بر باد داد / ای دو صد لعنت بر این تقلید باد»
شش. از آن‌جا که می‌گویند ما مرده‌پرستیم، اول به سراغ تاریخ رفتیم. حال بیایید به جای تاریخ و رفتن در اعماق سده‌ها و قرون، سری به زندگی واقعی دوران حاضر بزنیم و به جای آزمایش فکری، به حال و روز امروزمان نگاه کنیم و آزمایش‌گاه زنده‌ی شعارها، ایدئولوژی‌ها و علوم انسانی را در زندگی امروزمان بیابیم. کسی چه می‌داند؛ شاید هیچ‌کدام از فیلم‌های مشهورترین کارگردان سینمای ایران (کیارستمی) در محاق توقیف نیست و همه‌ی آن‌ها اکران عمومی شده‌اند! شاید عبدالکریم سروش اجازه‌ی کار و زندگی آسوده در کشورش دارد و ما خبر نداریم. حتما معروف‌ترین فیلسوف حال حاضر ایران (دکتر سید حسین نصر) که از قضا، سنت‌گرا و مذهبی هم هست، می‌تواند بدون اما و اگر به کشور بیاید و تدریس کند. به گمان‌ام داریوش شایگان، معروف‌ترین روشن‌فکر ایران با اندیشه‌ای در تراز جهانی می‌تواند کتاب «انقلاب مذهبی چیست» را بدون سانسور چاپ کند و شاید هم چاپ کرده است و ما خبرش را نشنیده‌ایم. شاید هر ساله برای شاملو، که به قول برخی از کارشناسان ادبیات، بزرگ‌ترین شاعر پارسی‌گوی بعد از دوره‌ی حافظ است[۱۴]، از طرف جمهوری اسلامی یادمان‌ برگزار می‌شود و ما نمی‌دانیم. شاید جلسات کانون نویسندگان که میراث جلال آل‌احمد است، آزادانه و در حمایت حاکمیت برگزار می‌شود و روزنامه‌ها خبرش را درج نمی‌کنند. حتماً خیابان‌های بسیار به نام بزرگ‌بانوی شعر ایران، فروغ فرخزاد و افتخار داستان‌نویسی ایران، صادق هدایت نام‌گذاری شده‌اند و ما از آن‌ها گذر نکرده‌ایم و شاید خبر حذف دکتر محسن کدیور از استادی دانشگاه علامه و بسیاری دیگر از اساتید از دانشگاه‌های مختلف، ساخته و پرداخته قلم به دستان مزدور است و ربطی به وزارت علوم و ... ندارد. بگذریم؛ آزمایش فکری کدام است؟ تاریخ دیگر چی است؟ شاید ما اشتباه می‌کنیم که از تاریخ حرف می‌زنیم. شاید هم تاریخ چیزی به ما نمی‌آموزد و معلم انسان‌ها نیست. «شاید تنها این را می‌آموزاند که کسی از آن نیاموخته است15» و حتماً زندگی واقعی هم آزمایش‌گاه علوم انسانی و شعارهای سیاسی نیست. به کسی چه مربوط که کی، چه شعاری داده است و چه ادعایی دارد. اصلاً شاید همه کتاب‌هایی که از عقاید به اصطلاح کفرآمیز رازی، صوفی بودن مولوی، باده‌نوشی ابن سینا و ملی‌گرایی فردوسی سخن می‌گویند، دروغ می‌گویند و رازی، مسلمان آن‌هم از نوع حزب‌اللهی‌اش بوده است و می‌تواند در دانشگاه تهران کرسی استادی کسب کند و خالق مکتب جدید پزشکی شود. شاید هم اصلاً هیچ روزی به نام این بزرگان در سال‌نمای ما وجود ندارد و آن‌ها شاخص‌های فرهنگی ما نیستند و شاید منظور از فضای فرهنگی شکوفا و سالم و از نوع انقلاب فرهنگی، فضایی بدون حضور مولوی، شاملو، شایگان، محمد زکریای رازی و ... است. به ما چه که فضولی در کار بزرگان، آن هم از نوع دولت اصول‌گرا و انقلاب فرهنگی کنیم؟ نظر شما چیست؟ به نظر شما، رازی، معروف‌ترین پزشک و شیمی‌دان تاریخ ایران که در عین حال چنان عقایدی داشت، جایی در دانشگاه‌های اسلامی‌شده‌ی از نوع انقلاب فرهنگی خواهد داشت و می‌تواند در فضای انقلاب فرهنگی، خالق مکتب جدید پزشکی شود؟
*****
گزارش مدافعین حقوق بشر در ایران
هرانا: یک دانشجوی محروم از تحصیل از سوی وزارت اطلاعات شهر اصفهان احضار شد.
جمال الدین رحمانی، دانشجوي رشته مهندسي صنايع دانشگاه آزاد دهاقان اصفهان و از اعضای مجموعه فعاالان حقوق بشر در ایران که در تاريخ 25/3/87 توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود و پس از تحمل 8 ماه حبس تعزیری و محکومیت به 3 سال حبس تعلیقی حدود 7 ماه قبل آزاد شده بود. روزگذشته مورخ 29 شهریورماه از سوی ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار شد.
گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران می افزاید: نهاد امنیتی از نامبرده خواسته است روزسه شنبه خود را به این ستاد در شهر اصفهان معرفی کند، اداره مذکور از توضیح دلایل این احضار خودداری کرده است.
لازم به ذکر است این دانشجو به اتهام تبليغ عليه نظام از طريق فعالیت تبلیغی علیه نظام، شركت در تجمعات غير قانوني دانشجويي و همچنين جمع آوري امضا براي آزادي فرزاد كمانگر، به 8 ماه حبس تعزيري و 3 سال حبس تعليقي محكوم شد، نامبرد پس از آزادي در اواسط بهمن ماه سال گذشته به دانشگاه براي ثبت نام مراجعه نمود که نیروهای حراست از ورود آقای رحمانی به دانشگاه جلوگيري نمودند و بر همین رویه از ثبت نام ايشان نیر تاکنون ممانعت بعمل آمده است.
*****
جزئیات تازه از قتل جان باخته ی آزادی محمدجواد پرنداخ
برگزاری ایرنا بالاخره اعتراف کرد که کشته شدن محمدجواد پرنداخ بر اثر فشارهای وارده بر وی در زندان حقیقت دارد.
به گزارش موج سبزآزادی، این ارگان خبری وابسته به دولت کودتا، خبر کشته شدن این شهید مظلوم را تحت عنوان یکی از افرادی که در جریان اعتراضات اخیر دستگیر شده و سپس خودکشی کرده بود منتشر کرد. این در حالی‌ست که جسد این جوان چندی پیش با این شرط به خانواده‌اش تحویل داده شد که از آنان خواسته بودند علت مرگ فرزندشان را سانحه رانندگی عنوان کنند. اما اکنون با دستپاچگی تمام و اعلام خودکشی این جوان و زدن انگ اغتشاشگر به وی، دست شکنجه‌گران و قاتلان این شهید به وسیله تریبون خبرگزاری خودشان رو شد!
ایرنا با سانسور اخبار مربوط به شکنجه‌ها و فشارهای وارده بر این شهید مظلوم در دوران بازداشت، او را که چندی پیش فیلمی مربوط به لحظاتی پس از خودکشی‌اش در زیر یکی از پلهای عابرپیاده اصفهان در اینترنت منتشر شده بود، یکی از عوامل اصلی اغتشاش‏ها در اصفهان معرفی کرده است.
ایرنا نوشت: «یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان به نام «محمدجواد-پ» اهل گیلانغرب کرمانشاه و دانشجوی کارشناسی ارشد رشته پتروشیمی با پرت کردن خود از پل عابر پیاده واقع دربلوار کشاورز اصفهان اقدام به خودکشی کرد. گفته می شود وی یکی از عوامل اصلی درگیری ها و ناآرامی های خردادماه گذشته دانشگاه صنعتی اصفهان بوده است. شاهدان عینی اعلام کرده اند که نامبرده که به اتفاق پدرش در منزل یکی از بستگانشان در شهر اصفهان مهمان بوده اند، پس از درگیری و مشاجره با پدرش، در حالتی جنون آمیز به بالای پل عابر پیاده رفته و اقدام به خودکشی می کند.»
خبر ایرنا در حالی منتشر شده که پیشتر وب‎سایت جرس در این باره می نویسد،در مورد این فرد نوشته بود: محمدجواد پرنداخ دانشجوی شهیدی که پیکر او روز پنج شنبه در گیلانغرب به خاک سپرده شد، پس از چندبار احضار و بازجویی در آخرین احضار به اداره کل اطلاعات اصفهان ناپدید و جسدش بی جانش به خانواده اش تحویل داده شده است.
ظاهرا پزشکی قانونی علت کشته شدن این دانشجو را «برخورد جسم سخت به جمجمه» اعلام کرده بود ولی نهادهای امنیتی ضمن فشار برخانواده این دانشجوی کرد به آن ها گفته بودند که باید علت کشته شدن فرزندشان را«سانحه رانندگی» عنوان کنند.
به دنبال انتشار خبر تشیع پیکر محمد جواد پرنداخ در زادگاهش گیلانغرب، سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان جزئیات بیشتری از نحوه کشته شدن این شهید جنبش سبز را اعلام کرده بود.
بر طبق این گزارش محمد جواد پرنداخ متولد ۱٣۶۵ در شهر گیلان غرب استان کرمانشاه و دانشجوی مهندسی پتروشیمی دانشگاه صنعتی اصفهان پس از شرکت در تجمعات دانشجویان دانشگاه اصفهان در اعتراض به تقلب گسترده در انتخابات به منزل خود در گیلان غرب باز می‌‌گردد اما پس از چند روز از طرف اداره اطلاعات این شهر احضار و به تأمین وثیقه‌ ٣۰ میلیون تومانی تا زمان بازگشت به اصفهان و مراجعه به اداره اطلاعات این شهر مکلف می شود.
محمد جواد پرنداخ در وقت تعیین شده از سوی اداره اطلاعات به همراه یکی از اعضای خانواده خود به اصفهان رفته و طی دو روز متوالی در اداره اطلاعات اصفهان حاضر و مورد بازجویی قرار می‌گیرد.
او پس از دو روز بازجویی در اداره اطلاعات اصفهان، صبح روز سوم نیز بنابر احضار اداره اطلاعات برای تداوم بازجویی ها و اعزام به دادگاه،برای حضور مجدد در اداره اطلاعات اصفهان منزل را ترک کرد اما حوالی ظهر همان روز جسد محمدجواد پرنداخ در زیر یکی ‌از پل‌های شهر اصفهان یافته شد.
همچنین خانواده محمد جواد پرنداخ خانواده گفته اند که کشته شدن محمد جواد پرنداخ، با توجه به عدم معرفی قاتل و مشکوک بودن نحوه قتل برای آن ها مشکوک و مبهم است، و کشته شدن این دانشجو هم‌ زمان با احضار مکرر او به نهادهای امنیتی برابهام ها افزوده است.
گفته می ‏شود که این دانشجو در زمان بازداشت مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته و متعاقب آن به خاطر مسائل روحی دست به خودکشی زده است. این خبرها هنوز تایید و یا رد نشده ‏اند.
اقدام شتابزده ایرنا برای معرفی پرنداخ به عنوان یکی از عوامل اصلی اغتشاشات در اصفهان و سپس خودکشی بی‏ربط و مشکوک او چنین گمان‏های را تقویت کرد که شبکه مافیایی امنیتی سعی در حذف شاهدان چنین شکنجه‏ ها و تجاوزاتی در زندان‏های جمهوری اسلامی هستند.
*****
چند دانشجو پس از احضار روانه زندان اوین شدند
3 دانشجوی دانشگاه تهران پس از مراجعه به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات، روانه زندان اوین شدند.ایوب نعمتی (دبیر شورای صنفی دانشگاه تهران)، محسن جعفری مقدم (عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی) و علی رفاهی (دبیر شورای صنفی دانشکده علوم اجتماعی) از هفته گذشته در پی احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت و به زندان اوین منتقل شده اند.ایوب نعمتی دبیر شورای صنفی دانشگاه تهران شنبه هفته گذشته در اعتراض به دیوار کشی بین ساختمان های کوی دانشگاه تهران و اختصاص تعدادی از ساختمان های کوی دانشگاه به متأهلین با مدیریت دانشگاه درگیری لفظی پیدا کرده بود، که در پی این درگیری لفظی روز یکشنبه به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار و پس از مراجعه به دفتر پیگیری بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.علی رفاهی و محسن جعفری مقدم دو تن از 16 دانشجوی احضار شده ی دانشکده علوم اجتماعی نیز روز سه شنبه به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات مراجعه کرده و از آنجا به زندان اوین منتقل شدند.محسن جعفری مقدم در تماس با خانواده و دوستان خود خبر از صدور وثیقه ی 35 ملیونی برای خود داده است که علی رغم آماده بودن این وثیقه از فک بازداشت وی خودداری شده است.
از اوایل شهریور ماه نزدیک به 100 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران در ارتباط با وقایع کوی دانشگاه به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب احضار شده اند که تاکنون تنها عده ی بسیار کمی از این افراد به این نهاد مراجعه کرده اند و بیم آن می رود که با مراجعه نفرات بیشتر شاهد بازداشت تعداد بیشتری از دانشجویان پیش از بازگشایی دانشگاه باشیم.این در حالی است که با وجود اینکه هنوز کوی دانشگاه تهران شاهد حضور دانشجویان ساکن نشده است، مدیریت دانشگاه به تهدید علیه هرگونه اعتراض در کوی می پردازد.تهدید و بازداشت دانشجویان کوی دانشگاه تهران در حالی به طرز بی سابقه ای ادامه دارد، که مسئولین وزارت اطلاعات، وزرات کشور و قوه قضائیه عاملین و آمرین حمله کنندگان به کوی دانشگاه را مشخص نکرده و درصدد سرپوش نهادن بر جنایات افراد لباس شخصی هستند.
*****
مرکز آمار اعلام کرد: 785 هزار تومان هزینه ماهیانه یک خانوار شهری
مرکز آمار ایران متوسط کل هزینه خالص سالانه یک خانوار شهری در سال 1387 را بیش از 9 میلیون و 421 هزار تومان ( ماهیانه بیش از 785 هزار تومان ) اعلام کرد که نسبت به سال 86 معادل 15.9 درصد افزایش نشان می دهد.
مرکز آمار ایران در گزارشی با اعلام چکیده نتایج آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارای شهری و روستایی سال 1387 تصریح کرد: 89.2 درصد از خانوارهای آمارگیری شده شهری از گاز لوله کشی، 79.3 درصد از تلفن همراه و 33.6 درصد از اتومبیل شخصی استفاده کرده اند.
این ارقام برای سال 1386 به ترتیب 87.7، 64.7 و 31.3 درصد بوده است. همچنین نحوی تصرف محل سکونت 24.2 درصد از خانوارهای شهری، اجاری و رهنی است که در سال 1386 این رقم 24.3 درصد بوده است.
همچنین متوسط کل هزینه خالص سالانه یک خانوار شهری 94 میلیون و 214 هزار ریال بوده است که نسبت به رقم مشابه در سال قبل 15.9 درصد افزایش نشان می دهد.
از کل هزینه سالانه خانوار شهری 21 میلیون و 360 هزار ریال با سهم 22.7 درصد مربوط به هزینه های خوراکی و دخانی و 72 میلیون و 854 هزار ریال هزار ریال با سهم 77.3 درصد مربوط به هزینه های غیرخوراکی بوده است. در بین هزینه های خوراکی و دخانی، بیشترین سهم با 24.1 درصد مربوط به هزینه گوشت و در بین هزینه های غیر خوراکی بیشترین سهم با 43.0 درصد مربوط به مسکن بوده است.
متوسط درآمد اظهار شده سالانه یک خانوار شهری 88 میلیون و 219 هزار ریال بوده است که نسبت به سال قبل، 13.1 درصد افزایش یافته است. منابع تامین درآمد خانوارهای شهری نشان می دهد که 34.2 درصد درآمد از مشاغل مزد و حقوق بگیری، 21.3 درصد از مشاغل آزاد کشاورزی و غیر کشاورزی و 44.5 درصد از محل درآمدهای متفرقه خانوار تامین شده است.
گزارش مرکز آمار ایران می افزاید: متوسط کل هزینه خالص سالانه یک خانوار روستایی 53 میلیون و 995 هزار ریال بوده است که نسبت به سال قبل 10.5 درصد افزایش نشان می دهد.
از کل هزینه سالانه خانوار روستایی 20 میلیون و 854 هزار ریال (38.6 درصد) مربوط به هزینه های خوراکی و دخانی و 33 میلیون و 141 هزار ریال (61.4 درصد) مربوط به هزینه های غیرخوراکی بوده است. در بین هزینه های خوراکی و دخانی، بیشترین سهم با 24.1 درصد مربوط به هزینه آرد، رشته، نان و غلات و در بین هزینه های غیر خوراکی، بیشترین سهم با 27.0 درصد مربوط به مسکن بوده است.
همچنین متوسط درآمد اظهار شده سالانه یک خانوار روستایی 48 میلیون و 424 هزار ریال بوده است که نسبت به سال قبل 2.8 درصد، افزایش داشته است. از این مقدار 33.4 درصد از مشاغل مزد و حقوق بگیری، 37.6 درصد از مشاغل آزاد کشاورزی و غیر کشاورزی و 29.0 درصد از محل درآمدهای متفرقه خانوار تامین شده است.
طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوار با قدمتی نزدیک به 50 سال از مهمترین طرح های آماری مرکز آمار ایران است . هدف کلی این طرح، برآورد متوسط هزینه ها و درآمد یک خانوار شهری و یک خانوار روستایی در سطح کشور و استان ها است. در سال 1387 تعداد خانوارهای آمارگیری شده در این طرح 19381 خانوار نمونه در نقاط شهری و 19707 خانوار نمونه در نقاط روستایی کشور اجرا شده است.
*****
رتبه نخست منطقه ای ایران در میزان قطع اینترنت
سرمایه: براساس تازه ترین اظهارنظر مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت، در پنج ماهه نخست سال جاری نسبت به زمان مشابه سال پیش، مدت زمان قطعی های فیبرنوری در کشور کاهش یافته است. اما در مقابل برخی کارشناسان بر این عقیده اند که کاهش زمان قطعی فیبرنوری نسبت به سال گذشته محقق نشده و بهینه سازی در این شبکه هنوز به جایی نرسیده است که زمان قطعی را کاهش دهد. این درحالی است که دبیر انجمن ISPها با تایید گفته های مدیرعامل زیرساخت معتقد است اگر مدت زمان دو ماه انتخابات را از این پنج ماه کم کنیم در واقع می توان گفت وضعیت تا حدودی بهتر شده اما او بر این باور است که برای بیان دقیق مدت زمان قطعی باید کار کارشناسی صورت بگیرد. محمدباقر ظهوری فر نیز در همین حال معتقد است میان مدت زمان و تعداد دفعات قطعی تفاوت است و نباید این دو را با هم مطرح و ادغام کرد. البته او افزایش تعداد دفعات قطعی را تایید می کند. با این وجود کارشناسان بیان می کنند مسوولان زیرساخت باید تعداد دفعات و مدت زمان قطعی فیبرنوری را اعلام کنند. از همین روی کارشناسان عدم اعلام آمار دقیق در این زمینه از سوی مسوولان را بیانگر این می دانند که برخلاف اقدامات انجام شده برای توسعه و بهبود کیفیت شبکه فیبرنوری، اعداد و ارقام موجود از وضعیت مطلوب این شبکه حکایت ندارد. گرچه مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت آمار دقیق زمان کاهش قطعی و همچنین تعداد دفعات قطعی را اعلام نکرد اما چندی پیش یکی از کارشناسان شرکت زیرساخت در گفت وگو با یکی از سایت های خبری مدعی شد تعداد قطعی فیبرنوری در سال گذشته نزدیک به 80 بار بود که امسال حدود 5/1 برابر افزایش یافته است. البته این کارشناسان نیز تنها به آمار تعداد دفعات قطعی اشاره کردند. بیان چنین دیدگاه هایی از سوی مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت و کارشناسان اینترنت در حالی مطرح می شود که کشور ایران پیش از این به دلیل قطعی های مکرر مسیر فیبرنوری بین المللی جاسک- فجیره توانسته بود رتبه نخست را در میزان قطعی در منطقه به دست آورد. به همین خاطر فعالان اینترنت اظهار می کنند با توجه به اینکه طبق اعلام رسمی مسوولان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، تعداد کاربران اینترنت در ایرانبه بیش از 23 میلیون نفر رسیده و بسیاری از کسب و کارها و فعالیت های علمی، آموزشی و تجاری کشور متکی به این شبکه است می توان گفت اختلال در اینترنت، اختلال در روند عادی زندگی مردم است. کاهش زمان در مقابل افزایش تعداد دفعات قطعیمحمدباقر ظهوری فر مدیرعامل شرکت ارتباطات سیار در حالی مدعی کاهش زمان قطعی فیبرنوری در کشور شده که شبکه فیبرنوری همچنان در حال توسعه است. به گفته او گرچه توسعه شبکه فیبرنوری موجب پراکندگی بیشتر و نیز احتمال افزایش آسیب دیدگی شده اما با تمهیدات در نظر گرفته شده مدت زمان قطعی فیبرنوری نسبت به زمان مشابه سال گذشته کاهش داشته است. اما نکته اصلی اینجاست که این مقام مسوول قطعی های مکرر و پیوسته با مدت زمان های طولانی پیش و بعد از روزهای انتخابات را فراموش کرده اند. بنابراین گرچه شاید بتوان گفت در سه ماه نسبت کمتر شده ولی به طور حتم در پنج ماه این مساله روی نداده است. ظهوری فر در خصوص نحوه محاسبه مدت زمان قطعی و ارائه چنین آماری می گوید: « ما مدت زمانی که کابل قطع می ماند را مبنا قرار دادیم. از همین روی توانستیم زمان های رفع خرابی را مقداری کوتاه کنیم. » وی استفاده از ضابطین مخابرات جهت اطلاع از حفاری ها برای راهنمایی، ایجاد مسیرهای پشتیبان و اصلاح نقشه های اجرایی از جمله دلایل کوتاه کردن مدت خرابی عنوان می کند. مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت با تفکیک مدت زمان قطعی و تعداد دفعات قطعی می افزاید: « شاید تعداد دفعات 20 مرتبه با مدت زمان 100 ساعت بوده ولی اینک مدت زمان 90 ساعت شده البته تعداد دفعات 30 مرتبه شده است بنابراین زمان قطعی کاهش پیدا کرده است. » ظهوری فر با بیان نمونه ای در این زمینه ادامه می دهد: « فرض کنید گاهی در یک روز 10 بار برق منزل قطع می شود اما مدت زمان آن کم است. در همین حال ممکن است یک بار در روز برق قطع شود اما مدت زمان آن دو ساعت طول بکشد. پس آن دو ساعت بیشترین ضرر را دارد، هر چند که هر دو قطعی محسوب می شود. » با این حال باید یادآور شد که شبکه 60 هزار کیلومتری فیبرنوری کشور طی هر سال بیش از 150 بار به دلیل حفاری های ناهماهنگ شرکت های خدمات رسانی وزارت راه و ترابری، وزارت نیرو، شرکت آب و گاز، شرکت نفت، شهرداری، کارخانجات صنعتی، کشاورزان و همچنین عوامل طبیعی و عوامل ناشناس قطع می شود. یک کلمه حرف حساببنابر اظهارات کارشناسان و مدیران شرکت های ارائه دهنده اینترنت البته قطعی اینترنت ایران به دلیل گیر کردن لنگر کشتی در خلیج فارس تنها علت قطع شدن ارتباطات اینترنتی ایرانیان نیست به نحوی که شرکت ارتباطات زیرساخت تنها طی یکی از سال ها حداقل ³µ± میلیارد ریال بر اثر این قطعی ها خسارت مالی متحمل شد. البته خسارت مشترکان اینترنت در این رقم محاسبه نشده است. با این وجود برخی مدیران شرکت های اینترنتی گفته های مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت را در رابطه با تصویب لایحه صیانت از حریم مسیر فیبرنوری می دانند. وانگهی در این لایحه تنها به سازوکارهای جلوگیری از بروز حوادث و همچنین دیگر موارد مشابه اشاره شده است. در این میان اما دبیر انجمن ISPها نظری متفاوت در این زمینه داشته و معتقد است به راحتی نمی توان آمار دقیقی از قطعی و زمان آن بیان کرد. علیرضا علمی در این باره می گوید: « قطعی اینترنت به عوامل متعددی بستگی دارد. در عین حال قطعی را باید به حوزه داخلی و بین المللی تقسیم بندی کرد. » به گفته او شاید قطعی از مخابرات استان، از فرآیند توزیع، مخابرات منطقه، مسیر بین شهری، مسیر درون شهری (یعنی از شرکت به کاربر) باشد. علمی ادامه می دهد: « باید تمامی این موارد بررسی شود و تنها با یک کلمه حرف نمی توان گفت قطعی بیشتر شده یا کمتر یا اینکه زمان آن کاهش پیدا کرده یا نه چراکه شاید برای شرکت من این موارد کاهش داشته باشد ولی برای یک شرکت در شهرستان این موارد افزایش داشته باشد. به همین خاطر باید حرف حساب شده باشد.»وی معتقد است برای اینکه توان کل کشور را محاسبه کرد باید با استعلام از شرکت های اینترنتی در کل کشور و همچنین خطوطی که از خارج به داخل وارد می شود، میزان زمان قطعی و تعداد دفعات را محاسبه کرد. دبیر انجمن ISPها با توجه به اظهارات مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت می گوید: « باید دید این تعداد دفعات و کاهش زمان قطعی نسبت به چه چیزی سنجیده شده است. » در مجموع باید گفت کاربران ایرانی جزء مظلوم ترین کاربران دنیا به شمار می آیند چرا که از یک طرف با محدودیت سرعت 128 کیلوبیت در ثانیه مواجهند و از سوی دیگر همین اینترنت لاک پشتی با نابسامانی های مختلف از جمله قطعی و فیلترینگ مواجه است. بنابراین آنچه برای کاربر ایرانی احساس می شود کاهش سرعت و عدم دسترسی آسان و قطعی های ناخواسته در طول هفته یا حتی یک روز است.
*****
غذای دانشجویی گران شد
معاونت دانشجویی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نرخ ژتون غذای دانشجویی را برای دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاههای علوم پزشکی در سال تحصیلی 89 - 88 اعلام کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، بر اساس اعلام اداره تغذیه معاونت دانشجویی و امور فرهنگی وزارت بهداشت نرخ ژتون غذا برای هر وعده غذای ناهار 150 تومان و هر وعده غذای شام نیز 150 تومان است.
همچنین نرخ ژتون صبحانه از 100 تا 150 تومان متغیر است و به دلیل مصوب نبودن صبحانه این نرخ در هر دانشگاه متغیر خواهد بود و تنها به دانشجویان ساکن خوابگاه داده می شود.
نرخ ژتون غذای دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاههای علوم پزشکی از ابتدای سال تحصیلی 89 - 88 به دانشگاهها ابلاغ شده است.
میزان نرخ ژتون غذای دانشجویان در سال گذشته تحصیلی 130 تومان بوده است.
*****
گزارش ماهانه انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) – آگوست ۲۰۰۹
نقض سیستماتیک حقوق انسانی آذربایجانیها در ایران در ماه آگوست سال ۲۰۰۹ همچون ماههای گذشته ادامه داشت و آذربایجانیها در ماه آگوست نیز مورد بازداشتهای خودسرانه و آزار و اذیت قرار گرفتند. فشار بر فعالین دانشجویی آذربایجان در این ماه با ممانعت آنها از ادامه تحصیل ادامه یافت. همچنین نیروهای امنیتی ضمن ممانعت از برگزاری مراسمات فرهنگی آذربایجانی شرکت کنندگان در این مراسمات را بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار دادند. بازداشت شدگان همچنان بدون صدور حکم قضایی به مدت طولانی تحت بازداشت به سر بردند و از حق ملاقات با خانواده و وکیل در مرحله تحقیقات محروم هستند.حکومت ایران از فراهم آوردن امکانات پزشکی در زندان برای زندانیان امتناع کرده و درخواست این زندانیان برای اعطای مرخصی به منظور انجام معالجات پزشکی موثر در خارج از زندان را رد می کند.
ممانعت از اعطای مرخصی به سعید متین پور جهت درمان
وضعیت جسمی سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی در اندرزگاه ۷ بند مالی زندان اوین نگران کننده گزارش می شود. با وجود اینکه وی از بیماریهای متعددی رنج می برد، امکان دسترسی به پزشک ندارد و در وضعیت نامطلوبی نگهداری می شود و مسئولین قضائی ایران از اعطای مرخصی به وی جهت درمان در خارج از زندان امتناع می کنند.
متین پور از ناراحتی های گوارشی بویژه خونریزی معده، کمر درد، بیماری قلبی، بیماری ریه و سرگیجه های شدید رنج می برد که این ناراحتی ها اخیرا تشدید شده است.
این فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی در ۴ خرداد ۸۶ (۲۵ می ۲۰۰۷) و چندین ماه پس از شرکت در کنفرانسی بین المللی در رابطه با حقوق بشر در ترکیه، در شهر زنجان دستگیر و پس از ۹ ماه بازداشت که با شکنجه جسمی و روحی همراه بود به قید وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود.
متین پور ۷ ماه از مدت ۹ ماهه بازداشتش رادر سلول انفرادی اداره اطلاعات زنجان و بند ۲۰۹ زندان اوین تهران گذرانده و در این مدت از امکان ملاقات و تماس تلفنی با خانواده و وکیل محروم بود. وی در این مدت تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار گرفته بود که شکنجه های اعمال شده بر وی در دوران بازداشت باعث شده است که او دچار بیماریهای متعددی شود.
شعبه ۱۵ دادادگاه انقلاب تهران طی جلسه ای غیر علنی در خرداد ۸۷ (ژوئن ۲۰۰۸)بر اساس اعترافاتی که تحت شکنجه از متین پور و دیگر بازداشت شدگان گرفته شده بود وی را به اتهام همکاری با دول خارجی متخاصم و تبلیغ علیه نظام به هشت سال حبس محکوم کرد که این حکم در ۲۹ آبان۸۷ ( ۲۰ نوامبر ۲۰۰۸ ) توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران تایید شد.
متین پور ۲۰ تیر ٨٨ (۱۱ ژوئیه ۲۰۰۹) پس از احضار به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران که جهت ارائه پاره ای توضیحات صورت گرفته بود بازداشت و برای اجرای حکم ٨ سال زندان به زندان اوین تهران منتقل شده است.
عطیه طاهری همسر متین پور در رابطه با صدور و اجرای حکم ٨ سال زندان برای همسرش می گوید:«اگر مستنداتی مبنی بر مجرم بودن همسرم در دستگاه قضایی موجود بود چرا همان ابتدا بر اساس همان مستندات متین پور را محاکمه نکردند و اگر مستنداتی وجود داشت باید همان ابتدا مستندات ارائه می شد و سعید هم برمبنای آن مستندات و نه بر مبنای اعترافاتی که تحت فشار شکنجه از وی اخذ شده محاکمه می شد و این در حالی است که ۱۱ متهم دیگر پرونده همگی تبرئه شده اند».
عطیه طاهری وضع جسمی متین پور را بد توصیف می کند و خبر از نگهداری همسرش در بند زندانیان غیرسیاسی و در محیطی توام با بیماریهای عفونی میدهد. به گفته همسر متین پور زندان از لحاظ پزشکی امکاناتی ندارد و بخش عمده ای از درمان همسرش در زندان امکان پذیر نیست و او نیاز به استراحت و فیزیوتراپی دارد.
متین پور فارغ التحصیل فلسفه از دانشگاه تهران است که به دلیل فعالیت هایش در دفاع از هویت آذربایجانی، نوشتن مقالات در وبلاگ شخصی و نشریات آذربایجانی، پیگیری وضعیت فعالان بازداشت شده آذربایجانی و انتقادهای صریح و بی پرده نسبت به آنچه که آنها را سیاستهای نژاد پرستانه و غیرانسانی حکومت ایران علیه آذربایجانیها می دانست مورد خشم حکومت ایران قرار گرفته است. او مقالات بسیاری در زمینه حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها دارد که در نشریات کشور منتشر شده است.
گزارشگران بدون مرز در ۲۱ تیر(۱۲ ژوئیه ۲۰۰۹) و کمیته دفاع از روزنامه نگاران در روز ۲۲ تیر (۱۳ ژوئیه ۲۰۰۹) هر کدام با انتشار بیانیه ای ضمن محکوم کردن صدور حکم هشت سال زندان برای متین پور، از بازداشت وی ابراز نگرانی کرده و خواهان آزادی وی شده اند.پیش از این نیزسازمان عفو بین الملل، فرانت لاین، انجمن بین المللی قلم طی بیانیه های جداگانه ای از مسئولین حکومت ایران خواسته بودند تا متین پور را بدون قید و شرط آزاد کند.این نهادهها اعلام کرده اند که سعید متین پور زندانی عقیده و وجدان است.
بازداشت طولانی بدون محاکمه و صدور حکم قضایی
مقامات امنیتی و قضائی ایران در سالهای اخیر فعالین آذربایجانی را بازداشت و آنها را بدون محاکمه عادلانه و صدور حکم قضایی به مدت طولانی در بازداشت نگه می دارند.
آیدین ذاکری از فعالین مدنی آذربایجانی در مشگین شهر (خیاو) که روز یکشنبه ۱۰ خرداد ۸۸ ( ۳۱ می ۲۰۰۹) توسط نیروهای امنیتی این شهر بازداشت شده بودند پس از گذشت بیش از سه ماه از تاریخ دستگیری همچنان در شرایط بلاتکلیفی و بدون محاکمه و صدور حکم در زندان مشگین شهر به سر می برد.
مسئولین قضایی مشگین شهر این فعال آذربایجانی را جهت تکمیل تحقیقات به اداره اطلاعات اردبیل فرستاده بودند که پس از اتمام تحقیقات وی را ابتدا به زندان اردبیل و سپس به زندان مشگین شهر منتقل کرده اند. این فعال مدنی آذربایجانی در مدت بازداشت از حق ملاقات با وکیل محروم بوده است.
به گفته منابع محلی گمان می رود بازداشت ذاکری بدنبال پخش اعلامیه هایی در خصوص حقوق ملی آذربایجانیها در مشگین شهر صورت گرفته باشد.با این حال مراجع قضایی هنوز به پرسشهای خانواده بازداشت شدگان در خصوص اتهام و دلیل بازداشت وی پاسخی نداده اند.
نقی احمدی آذر نویسنده و مورخ آذربایجانی که روز ۱۵ فروردین ۸۸(۴ آوریل ۲۰۰۹) توسط مامورین امنیتی در تبریز دستگیر شده بود پس از گذشت بیش از پنج ماه از بازداشتش، بدون محاکمه همچنان در وضعیت بلاتکلیفی در بند مالی زندان تبریز در بازداشت موقت به سر می برد.
به گفته خانواده احمدی آذر قاضی هاشم زاده از ملاقات خانواده با احمدی آذر ممانعت می کند و آنها بیش از یک ماه است که موفق به دیدار با احمدی آذر نشده اند.
مسئولین قضایی از اعلام اتهام احمدی آذر و دلیل بازداشت وی امتناع می کنند اما منابع محلی احتمال می دهند که بازداشت وی با رفت و آمد و شرکت او در محافل ادبی جمهوری آذربایجان ارتباط داشته باشد.
نقی احمدی آذر مقدم از اعضای هيئت تحريريه روزنامه شمس تبريز بود . اين روزنامه چند سال پيش توقيف شد. اين نويسنده آذربایجانی آثاری مانند «زبان ترکی و تاريخ آذربايجان»، «سلطان محمد و مکتب مينياتور تبريز»، «وقايع مشروطيت» به زبان فارسی و چند کتاب به ترکی تأليف و ترجمه کرده است.
حسن عبداللهی (امید اوغلو) نویسنده و معلم زبان ترکی در تبریز که ۲۲ تير ٨٨ (۱۳ ژوئیه ۲۰۰۹) در منزل شخصی خود از سوی ماموران اداره اطلاعات تبریز بازداشت شده بود پس از گذشت حدود دو ماه از زمان دستگیری همچنان در وضعیتی بلاتکلیف در بند مالی زندان تبریز به سر می برد.
اتهام این فعال فرهنگی آذربایجانی تشکیل گروه غیرقانونی جهت بر هم زدن امنیت ملی از طریق تهیه و تکثیر سی دی با خواست حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها عنوان شده است.
اجرای حکم زندان برای یک فعال دانشجویی آذربایجان
فشار بر فعالین دانشجویی آذربایجان در سالهای اخیر به نحو فزاینده ای افزایش یافته است به گونه ای که نشریات و تشکلها و کانونهای دانشجویان آذربایجانی بسته یا محدود شده و فعالین دانشجویی آذربایجان با احکام تعلیق و اخراج از دانشگاه مواجه گشته اند.حکومت ایران اخیرا برای کنترل فعالیتهای دانشجویان آذربایجانی آنها را ستاره دار و از ورود به دانشگاه محروم کرده و آنها را بازداشت و زندانی می کند.
مجید ماکویی دانشجوی کشتی سازی دانشگاه مالک اشتر اصفهان و از فعالین دانشجویی آذربایجان که به یکسال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم شده بود رور ۲۷ مرداد ۸۸ بازداشت و برای اجرای حکم به بند مالی زندان تبریز منتقل شده است.
این فعال دانشجویی آذربایجان در روز ۲۷ مرداد ۸۸ زمانی که برای اخد مدرک تحصیلی خود به دانشگاه مالک اشتر اصفهان رفته بود توسط ماموران اداره اطلاعات اصفهان بازداشت و از اصفهان به بند مالی زندان این شهر منتقل شده بود.
ماکوئی در تابستان ۸۷ به همراه هفت دانشجوی دانشگاه تبریز توسط ماموران اداره اطلاعات تبریز بازداشت و پس از نزدیک به سه ماه بازداشت موقت توام با شکنجه به قید وثیقه از زندان آزاد شده بود.
قاضی حملبر رئیس شعبه یک دادگاه انقلاب تبریزطی حکمی در ۲۰ بهمن ۸۷ این فعال مدنی آذربایجانی را با استناد به ایجاد و اداره وبلاگی به نام « جنبش دانشجویی آذربایجان – آذوح » و به اتهام مشارکت در تشکیل و اداره گروه غیرقانونی جهت بر هم زدن امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام محکوم به تحمل یکسال حبس تعزیری و دوسال حبس تعلیقی نموده بود که دادگاه تجدیدنظر در اردیبهشت ۸۸ حکم اولیه را تایید کرد.
پیش از این نیز فراز زهتاب، آیدین خواجه ای و احسان نجفی نسب که در جریان این پرونده به سه سال حبس محکوم شده بودند از ۱۷ و ۱۸ تیر ۸۸ در زندان تبریز مشغول گذراندن دوران محکومیت خود هستند.
محرومیت از تحصیل فعالان دانشجویی آذربایجان
به دنبال اعلام نتایج آزمون فوق لیسانس دانشگاههای دولتی در ایران بهزاد جدی، ابراهیم شهبازی و شهرام شوقی از فعالین دانشجویی آذربایجان که در کنکور ورودی مقطع فوق لیسانس شرکت و رتبه های لازمه را کسب کرده بودند از ورود به دانشگاه محروم شدند.
این افراد از سوی سازمان سنجش آموزش کشور فاقد صلاحیتهای عمومی برای تحصیل در دانشگاههای ایران تشخیص داده شده اند.
علاوه از این مسئولین دانشگاه آزاد تبریز از ثبت نام نوید محمدی فعال دانشجویی آذربایجان و دبیر سیاسی سابق تشکل آرمان این دانشگاه که در مقطع کارشناسی ارشد کامپیوتر در این دانشگاه پذیرفته شده است ممانعت کرده اند.
سال گذشته نیز چندین تن از دانشجویان مدافعان هویت آذربایجانی از جمله ابراهیم رشیدی، قادر کیانی، نادر مهد قره باغ، امین امامی، صمد پاشایی، مهدی حاج محمدی و ناهید بابازاده از ادامه تحصیل در مقطع فوق لیسانس بازمانده بودند.
محرومیت از ادامه تحصیل دانشجویان آذربایجانی تنها محدود به اعلام نتایج کنکور نمی شود و در هفته های اخیر وحید شیخ بگلو دانشجوی ترم آخر رشته اقتصاد همزمان با دفاع از پایان نامه خود از ادامه تحصیل محروم شده است.همچنین مسئولین دانشگاه آزاد ضمن تماس تلفنی با بهنام تركانپور دانشجوی ترم دوم فوق لیسانس مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات و یونس زارعیون دانشجوی ترم آخر فوق لیسانس علوم سیاسی در دانشگاه آزاد بابلسر، از اعضای سابق شورای مرکزی تشکل آرمان دانشگاه آزاد تبریز با استناد به نامه محرمانه ای که از طرف اداره اطلاعات برای دانشگاه ارسال شده از ادامه تحصیل این افراد جلوگیری کرده اند.در این نامه از مسئولین دانشگاه خواسته شده است تا از ادامه تحصیل این دانشجویان جلوگیری کند.
آزادی از زندان
علیرضا فرشی استاد دانشگاه و فعال مدنی آذربایجانی که ۱ خرداد ۸۸ ( ۲۲ می ۲۰۰۹ ) بازداشت شده بود پس از تحمل ۹۵ روز بازداشت موقت روز سه ‌شنبه ٣ شهريور ٨٨(۲۵ آگوست ۲۰۰۹) به قید وثیقه ۷۰ میلون تومانی از زندان تبریز آزاد شده است.
بازداشت این استاد دانشگاه آذربایجانی بدنبال سر دادن شعارهایی در رابطه با حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها در جریان راهپیمایی خانوادگی در ائل گولی تبریز در ۱خرداد ۸۸ ( ۲۲ می ۲۰۰۹ ) صورت گرفته بود.پیش از این نیز مامورین امنیتی سیما دیدار همسر فرشی را به منظور وارد آوردن فشار بر فرشی دستگیر کرده بودند که دیدار پس از تحمل یکماه بازداشت موقت به قید ضمانت پنجاه میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود.
علیرضا فرشی دو ماه از مدت بازداشت خود را در سلول انفرادی اداره اطلاعات تبریز و یک ماه نیز در بند مالی زندان تبریز در بازداشت بود.اتهام او تبلیغ علیه نظام از طریق تجزیه طلبی و قومیت گرایی عنوان شده است که استنادات قاضی برای این اتهامات، فعالیتهای مدنی وی در زمینه حقوق ملی آذربایجانیها و دفاع از هویت آذربایجانی در دوران دانشجویی و پس از فراغت از تحصیل بوده است.
جعفر آقا محمدی از فعالین دانشجویی آذربایجان روز ۱۸ مرداد ۸۸ (۹ آگوست ۲۰۰۹) پس از تحمل ۲۰ روز بازداشت موقت با سپردن قرار وثیقه از بازداشتگاه اداره اطلاعات مشگین شهر(خیاو)آزاد شده است.
اتهام آقامحمدی تبلیغ علیه نظام عنوان شده است و دستگیری وی بدنبال پخش پخش گسترده اعلامیه هایی در سطح شهر مشگین شهر (خیاو) در رابطه با حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها و محکومیت فیلم جک گویی انتشار یافته از سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق در خصوص آذربایجانیها صورت گرفته بود.
این فعال دانشجویی روز سه شنبه ٣۰ تير ۱٣٨٨ ( ۲۱ ژوئیه ۲۰۰۹ ) در منزل دانشجویی خود توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت شده بود و نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش منزل، کتابها، دست نوشته ها و دیگر اشیای شخصی وی را نیز با خود برده بودند.
بابک حسینی مقدم از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز که در آستانه سالگرد اعتراضات مردمی به چاپ کاریکاتور توهین آمیز بر علیه آذربایجانیها در روزنامه دولتی ایران در اردیبهشت سال ۸۷ ( می ۲۰۰۸ ) دستگیر و توسط قاضی بیات رئیس شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی تبریز به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده بود روز شنبه ۷ شهریور ۸۸ (۲۸ آگوست ۲۰۰۹ ) پس از تحمل دوران محکومیت از زندان آزاد شده است.
اتهام این فعال آذربایجانی تبلیغ علیه نظام و تجزیه طلبی و قومیت گرایی از طریق پخش اعلامیه دعوت مردم به شرکت در تجمعات مسالمت آمیز سالگرد اعتراضات بر علیه کاریکاتور چاپ شده در روزنامه دولتی ایران بوده است.
احضار به دادگاه
اکبر اعلمی نماینده سابق تبریز در مجلس شورای اسلامی ، روز چهارشنبه ۷ مرداد ۸۸ (۲۸ ژوئیه ۲۰۰۹) به دادسرای عمومی و انقلاب تهران احضار و به شکایت سپاه پاسداران ایران پاسخ گفت.
شکیت سپاه پاسداران از اعلمی مربوط به انجام وظیفه نمایندگی وی در مجلس می شود که در طی آن این نماینده سابق مجلس ضمن طرح سوال از وزیر دفاع ایران در صحن علنی مجلس، از دخالت در سیاست و کشتار و ضرب و جرح عده‌ای از مردم آذربایجان در جریان حوادث آذربایجان توسط سپاه و بسیج سوال کرده بود. دیگر اتهامات اعلمی توهین به مقدسات در حین سخنرانی وی در زمان نمایندگی مجلس و احضار وزیر کشور و پیگیری پرونده تجاوز چند تن از نزدیکان یکی از مقامات دولتی به یک دختر ۱۸ ساله در تبریز بوده است.
طبق قانون اساسی ایران نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمی‌توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده‏اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده‏اند تعقیب یا توقیف کرد.‏
بدنبال دیوار نویسی در سطح محلات شهر نقده(سولدوز) با عنوان « آنا دیلینده مدرسه اولمالیدیر هر کسه» و در آستانه بازگشایی مدارس و نزدیک شدن به سالروز اعتراضات آذربایجانیها به ممنوعیت زبان ترکی آذربایجانی در مدارس در یک مهر، ماموران اداره اطلاعات نقده(سولدوز) روز ۵ مرداد ( ۲۶ آگوست ۲۰۰۹) چندین تن از فعالین مدنی آذربایجان در این شهر به نامهای حسين اسدي٬ اسکندر علي ميرزايي و بهنام عبدي را به اداره اطلاعات احضار نموده اند.
هر ساله آذربایجانیها در اعتراض به سیستم تک زبانه آموزشی در ایران مراسماتی را در اولین روز بازگشایی مدارس یرگزار می کنند و از راههای گوناگون اعتراض خود را به ممنوعیت تدریس زبان ترکی آذربایجانی در مدارس اعلام و خواهان حق تحصیل به زبان مادری و رسمی شدن زبان ترکی آذربایجانی می شوند.
ممانعت از برگزاری مراسمات فرهنگی
ماموران انتظامی و امنیتی ایران با حمله به مردم در روز پنجشنبه ۱۵ مرداد ۸۸ (نیمه شعبان) ضمن ممانعت از برگزاری مراسم شعرخوانی و آواز و موسیقی و رقص آذربایجانی در قلعه بابک، آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و چندین نفر از جمله مصطفي قاسمي، مير موسي ضيا زرگر و رسول ايراني را بازداشت و پس از ۵ روز به قید کفالت از زندان آزاد کردند.
اتهام این افراد تشکیل تجمعات غیر قانونی، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی، تمرد از دستورات پلیس و ارتکاب فعل حرام(رقص آذربایجانی) عنوان شده است.
قلعه بابک در نزدیکی شهر کلیبر در شمال غرب ایران قرار دارد و مقر بابک سردار بزرگ آذربایجان بوده است.
مقامات ایران پیش از این و در سالروز تولد بابک خرمدین (قهرمان ملی آذربایجان) در ۱۱ و ۱۲ تیر ۸۸ ( ۱ و ۲ ژوئیه ۲۰۰۹ ) نیز از برگزاری مراسم بزرگداشت در قلعه بذ (قلعه بابک) جلوگیری کرده بودند و یک هفته پیش از برگزاری این مراسم تمامی راههای دسترسی به این مکان تاریخی را مسدود کرده و در اطراف این قلعه تاریخی اقدام به برگزاری مانورهای نظامی کرده بودند.
در سالهای اخیر برگزاری مراسمات فرهنگی آذربایجانی با ممانعت شدید مسئولین امنیتی و انتظامی روبرو شده است و آذربایجانیها از حق بزرگداشت قهرمانان ملی و برگزاری مراسمات فرهنگی محرومند به گونه ای که شرکت کنندگان در این مراسمات بازداشت و زندانی می شوند.
*****
فردا نمایش مدرنترین سامانه پدافند موشکی رژیم
خبرگزاری حکومتی فارس: مدرن‌ترين سامانه پدافند زمين به هواي ايران، فردا در رژه 31 شهريورماه به نمايش درخواهد آمد.سردار ذبيح الله نامور رئيس ستاد برگزاري رژه 31 شهريورماه با اشاره به نمايش اقتدار نيروهاي مسلح در سالروز آغاز جنگ ايران و عراق، از شركت 65 گروهان پياده به عنوان يگانهاي نمونه نيروهاي مسلح در اين رژه خبر داد و افزود: اين مراسم از ساعت 8 صبح فردا سه‌شنبه در ضلع شمالي حرم مطهر امام (ره) آغاز خواهد شد.وي حضور پر شكوه يگانهاي محمول و رژه جنگنده- بمب افكن‌هاي نيروي هوايي ارتش (در صورت مساعد بودن هوا) را از ديگر ويژگي هاي رژه 31 شهريور نام برد و افزود: حضور موشك‌هاي خانواده شهاب شامل شهاب 1، 2 و 3 و موشك مدرن سجيل در كنار ديگر دستاوردهاي موشكي نيروهاي مسلح، از خصوصيات اين نمايش اقتدار خواهد بود.سردار نامور يادآور شد: امسال نيز نگاه و هدف اصلي رژه، معرفي دستاوردهاي بومي نيروهاي مسلح است.همچنين مدرن‌ترين سامانه پدافند موشكي زمين به هواي جمهوري اسلامي نيز براي اولين بار در اين رژه به نمايش در خواهد آمد.
*****
ازمیان ایمیل های دریافتی:
شاهکار دوستان احمدی نژاد در آمریکا
حسن داعی

http://www.iranianlobby.com/

در آستانه سفر احمدی نژاد به نیویورک، موسسه آمریکائی معروف و با نفوذ WorldPublicOpinion.org نتیجه آخرین نظر سنجی خود از مردم ایران را منتشر نمود. به ادعای این موسسه، 81 در صد از سوال شوندگان گفته اند که احمدی نژاد رئیس جمهور مشروع ایران است. اکثریت افراد گفته اند که انتخاب ولی فقیه با اصول دموکراسی مطابقت دارد و 60 اظهار داشته اند که با افزایش قدرت ولی فقیه موافقند.1-2
نتایج این نظرسنجی که به گفته مسئولان موسسه مزبور به شیوه ای کاملا علمی انجام شده، بیشتر به یک معجزه از نوع هاله نور شبیه است. این نظرسنجی که یک توهین آشکار به شعور و حیثیت ایرانیان است، توسط موسسه ای انجام میشود که در گذشته نیز چنین شاهکارهای "علمی" را در اختیار صاحب نظران قرار داده بود. معمولا اینگونه اقدامات که بیشتر برای فریب افکار عمومی است در مقاطعی انجام میشود که رژیم ایران در انزوا قرار گرفته و بیم آن میرود که دولت آمریکا سیاست مماشات گرایانه خود در مقابل حاکمان تهران را تغییر دهد. در نمونه های قبلی، بودجه این نظرسنجی ها توسط بنیاد راکفلر تأمین میشد ولی این بار منبع مالی موسسه آشکار نیست.
به نکات اصلی این نظر سنجی اخیر نگاه کنیم. هموطنان می توانند با دنبال کردن لینک مربوطه، گزارش کامل آنرا مطالعه فرمایند: 1-2
اکثریت سوال شوندگان گفته اند که به احمدی نژاد رآی داده اند و اگر انتخابات دوباره برگزار شود، باز هم به او رأی میدهند. 80 درصد اظهار داشته اند که احمدی نژاد آدم منصف و درستی است. 50 درصد گفته اند که وی خیلی با انصاف و درست است. اکثریت افراد معتقدند که به سیستم انتخاباتی در ایران و نتایج اعلام شده اعتماد میکنند. 80 درصد از افراد معتفدند که پروسه انتخاباتی در ایران رضایت بخش است.
اکثریت پاسخ دهندگان گفته اند که آزادیهای مدنی در چهار سال گذشته بیشتر شده است. اکثر افراد گفته اند که از دولت کنونی حمایت میکنند. 90 درصد از افراد از سیستم حکومت ایران رضایت دارند. 60 درصد از پاسخ دهندگان موافق این هستند که یک نهاد متشکل از فقها (شورای نگهبان) بر قوانین مملکتی نظارت کرده و در صورت لزوم بتوانند قوانین را باطل کند.
اکثر افراد گفته اند که نحوه انتخاب رهبر (ولی فقیه) با اصول دموکراسی مطابقت دارد و 60 درصد اظهار داشته اند که با اضافه کردن قدرت ولی فقیه موافقند. اکثریت قابل توجهی از افراد گفته اند که در ایران می توان بدون واهمه از مجازات و اذیت و آزار، عقاید خود را آزادانه بیان کرد. اکثریت افراد گفته اند که دولت بایستی حق این را داشته باشد که از انتشار اخباریکه باعث تزلزل در نظام میشود جلوگیری کند.
همانطور که گفته شد، این اولین بار نیست که موسسه مزبور دست به انتشار چنین نظرسنجی های آخوند پسند میزند. در آغاز سال 2007 و در حالیکه شورای امنیت سازمان ملل و دولت آمریکا بدنبال افزایش تحریم ها علیه حکومت آخوندی بودند، این موسسه با برگزاری یک شوی مطبوعاتی که تریتا پارسی و دو تن از متحدان وی بنامهای ویلیام میلر و ژوزف سیسریونه در آن شرکت داشتند به اطلاع همگان رساند که مردم ایران بجای نارضایتی از جمهوری اسلامی، بیشتر از آمریکا و دولت آمریکا متنفرند. 4-3
برطبق آن نظرسنجی 70 درصد از سوال شوندگان گفته بودند که در ایران به حقوق بشر احترام گذاشته میشود، 61 درصد از آنان نظر مثبتی به نقش سوریه در جهان داشتند. این نظر مثبت در باره حزب الله 75 درصد، شیخ نصر الله 56 درصد، حماس 56 درصد، مقتدا صدر 58 درصد بود. بر طبق این نظرسنجی "علمی" 91 درصد از ایرانیان گفته بودند که داشتن چرخه سوخت اتمی برای ایران حیاتی است و اکثریت قاطع سوال شوندگان از برنامه هسته ای رژیم آخوندی دفاع کرده بودند.
با مطالعه این دو نظر سنجی می توان با برخی از دوستان وفادار رژیم آخوندی در آمریکا و تلاش های آنان برای سر پا نگاه داشتن این حکومت قرون وسطائی آشنا گردید.

یادداشت ها
http://www.worldpublicopinion.org/pipa/pdf/sep09/IranUS_Sep09_rpt.pdf
http://www.worldpublicopinion.org/pipa/articles/brmiddleeastnafricara/639.php?nid=&id=&pnt=639&lb
http://www.sfcg.org/sfcg/sfcg_new_publicop.html http://www.worldpublicopinion.org/pipa/articles/brmiddleeastnafricara/312.php
*****
رسوايی کهریزک؛ احتمال برکناری "رادان"
سایت حکومتی جهان نیوز: برخي از خانواده ها از اين نگران هستند كه نكند پرونده كهريزك به سرنوشت كوي دانشگاه تهران كه ابتدا با شيب تند از سوي مسئولان پيگيري شد، اما در نهايت سنگين‎ترين حكمي كه براي عوامل دخيل در آن صادر كردند، دزديدن يك ريش تراش توسط يك سرباز جزء بود، مبتلا شود. در حالي‎كه رهبر انقلاب حادثه كهريزك را جنايت و بر لزوم برخورد با عاملان اصلي آن تأكيد دارند، برخي مقامات انتظامي و قضايي آن را حادثه دانسته و ناشي از تخلف نيروهاي خودسر بر ميشمرند. آن‎هم در شرايطي كه اختيارات رهبري در مورد نيروي انتظامي به وزير كشور كه رييس شوراي امنيت كشور نيز هست تفويض شده است. آمران و كساني كه در اين موضوع مقصر شناخته شده‎اند در ردههاي درجه دار، استوار، ستوان، سروان و سرهنگ هستند در حالي‎كه انتظار مردم برخورد با همه كساني است كه در وقوع اين ماجرا مشاركت يا مسئوليت داشته‎اند. برخي پيش‎بيني‎ها حكايت از آن دارد كه ممكن است سردار «ر» (پاسدار رادان) نيز به‎زودي سمت خود را به ديگري واگذار كند. با توجه به اين‎كه پس از ماجراي كهريزك و رياست آيت‎ا... آملي لاريجاني دادستان تهران نيز از سمت خود كنار گذاشته شد، اين سؤال مطرح ميشود كه آيا صرف جابه‎جايي و تغيير پست و عناوين براي افرادي كه در اين ماجرا دخيل بودند كار درستي است و مي‎توان با اين شيوه افكار عمومي را اقناع كرد؟
*****
جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید
موج‌آفرینی‌های سبز مخصوص روز عید فطر

امروز به فتوای اکثریت قریب به اتفاق علماء عظام قم و نجف، عید سعید فطر شیعیان است. دیروز آخرین سفره افطار بسیاری از خانواده‌های شهدا و اسرای جنبش سبز برای سی‌امین روز بدون عزیزانشان پهن شد و دست‌های دعای میلیون‌ها ایرانی برای آزادسازی اسرا، شادی روح شهدا و ریشه‌کن شدن ظلم به سوی آسمان دراز شد. اقتدارگرایان با بسیج رسانه‌‌های ضدملی خود، عید فطر را یک روز جلوتر و بدون در نظر گرفتن فتوای بسیاری از علمای عظام شیعه ساکن قم و نجف در حالی در بوق و کرنا کردند که در خانه بسیاری از ایرانیان، هنوز سفره‌های افطار و سحر پهن بود. این عملکرد تنها یک معنا می‌توانست داشته باشد آن هم اینکه نه تنها رای ملت و جان و آبروی مردم برای صاحبان قدرت اهمیتی ندارد بلکه حتی نظر ده‌ها تن از برجسته‌ترین علمای دین و فقها نیز نزد این افراد از اهمیت ساقط است.
آنچه در این بین بیش از هر چیز حائز اهمیت است، گرامی داشتن امروز ، دوشنبه، به عنوان عید فطر حقیقی ماست که پس از سی روز دعا و نیایش به درگاه خداوند متعال و تناول از خوان کرم او، سر به سجده می‌بریم و لطف و کرم و بخشایندگی او را سپاس می‌گوییم.
همان‌طور که همه مطلعند، نماز روز عید فطر که قرار بود در بیت معظم آیت‌الله منتظری اقامه شود به دلیل تشدید تهدیدها و فشارها بر ایشان، لغو گردید. فردا نماز عید فطر را مومنان سبزاندیش دسته دسته همراه با خویشاوندان، بستگان و آشنایان خود در منازل خود برپا خواهند داشت و پس از برگزاری نماز عید فطر از آنجایی که صداو سیمای دولت کودتا مدت‌هاست از ارزش خبررسانی و حتی برگزاری مراسم سوگ و سرور هم در نظر بسیاری از هم‌وطنانمان ساقط شده است و نیز از آنجایی که هر کدام از ما بدل به رسانه این جنبش سبز شده‌ایم، فردا با اطلاع‌رسانی به یکدیگر در امور خیر زیر همگام با هم پیشقدم خواهیم شد و شادمانی‌مان را در روز عید فطر با بازماندگان شهدای جبنش سبز و خانواده های اسرای دربند قسمت خواهیم کرد. برنامه‌های موج‌آفرینی مخصوص روز عید فطر سبز به شرح زیر است.
موج آفرینی اول: به همراه دوستان و آشنایان خود به دیدار خانواده‌های شهدای جنبش سبز و نیز اسیران دربند خواهیم رفت. ما سبزها مدت‌هاست تصمیم گرفته‌ایم در سوگ و شادی یکدیگر شریک شویم. فردا هم روز شادی ماست و نباید خانواده‌های داغدیده و نیز عزیزانی که اسیر دربند دارند، جای خالی آنها را در کنار خود احساس کنند. برای همین، به دیدار آنان خواهیم رفت و نخواهیم گذاشت تلخی جای خالی عزیزانشان را در روز عید فطر بیشتر احساس کنند. برای این کار لازم نیست بسیج عمومی و سازماندهی خاصی صورت گیرد. حتما هر یک از شما در همسایگی خود و یا دوستان و بستگانتان کسی را می‌شناسید که به نحوی در حوادث بعد از کودتای ۲۲ خرداد آسیب دیده باشد. کافی است زنگ خانه آن‌ها را بزنید و عید را تبریک بگویید. همین که احساس کنند از یاد نرفته اند و در خاطر مردم زنده هستند از هر تبریک و شادباشی برایشان ارزشمندتر است.مو‌ج‌آفرینی دوم: تجربه شهرپیمایی سبزها در شب نیمه شعبان، آنطور که گزارش‌هایش به ما رسیده و دیده و شنیده‌ایم، تجربه بسیاری موفقی بوده است. اکنون نیاز به فرصتی داریم که فصلی تازه را در حضور اجتماعی سبزها تدارک ببینیم و بعدازظهر عید فطر یک شهرپیمایی شاد دیگر را رقم بزنیم. نیازی به سر دادن شعار هم نیست. همین که پارچه‌های سبز شما در باد به رقص درآیند، به دست کودکانتان بادبادک‌های سبز بدهید و انگشتتان را به علامت پیروزی به یکدیگر نشان دهید و شادی خود را به یکدیگر ابراز کنید شهر خودبخود از آن ما خواهد شد. (در عصر عید فطر، علاوه بر لباس سبز، می‌توانید با روبان‌های سبز، رنگ‌های موقتی سبز (مخصوص ماشین) و پوسترهای سبز منقوش به عکس میرحسین موسوی (سیدمحمد خاتمی و مهدی کروبی) ماشین‌های خود را تزیین کنید. همچنین می‌توانید از پرچم‌‌ها و سربندهای سبزرنگ با شعارهای مذهبی هم در این ایام استفاده کنید.موج‌آفرینی سوم: نزدیک به صد روز از حبس عزیزترین و صدیق‌ترین یاران این جنبش می‌گذرد. آن عزیزان یک ماه کامل را در سلول‌هایشان روزه گرفتند و بر سر سفره افطار و سحر خود و در حسرت بودن در کنار عزیزانشان نشستند. حال وقت آن است که در روز عید فطر برای پاسداشت این استقامت سی روزه در غروب روز عید فطر و همزمان با نماز مغرب و عشا با شاخه‌گلی به عید دیدنی اسرای جنبش برویم. بی شک ماموران اجازه ورود و دیدار با آنان را فراهم نخواهند کرد اما همین که ندای الله اکبر ما از دیوارهای بلند اوین بگذرد و به گوش آن عزیزان برسد، می‌فهمند که این بیرون همه به یادشان هستند و روز عید جای خالی‌شان بیش از هر وقت دیگری احساس می‌شود. هدف ما فقط حضوری آرام است برای یادآوری این نکته به خانواده‌های این عزیزان که تنها نیستند و تا روز آزادی مردم در کنارشان حضور خواهند داشت.
در شرایطی که درهای رسانه ضد ملی برملت بسته شده است باید از هر گونه ابزاری برای اطلاع‌رسانی درباره موج‌آفرینی‌های روز عید فطر استفاده کنیم. قبلا هم گفته بودیم که در اینگونه مواقع بهتر است تحریم پیامک را بشکنیم و اطلاع رسانی کنیم و نوشته بودیم که درخواست‌های متعددی به «موج سبز آزادی» رسیده است، مبنی بر اینکه از سبزها بخواهیم به تحریم پیامک پایان دهند و این فرصت مهم برای همگانی کردن فعالیت‌های اعتراضی به دولت را از دست ندهند. از این رو از همه سبزها دعوت می‌کنیم برای اطلاع‌رسانی درباره موج‌آفرینی‌های روز عید فطر تحریم پیامک را بشکنند و برای شهرپیمایی سبز عصر عید فطر، بازید از خانواده شهدا و اسرای جنبش، و حضور در برابر اوین برای عیددیدنی از اسرای جنبش که همگی امروز انجام خواهد شد، از پیامک استفاده کنند.
*****
فیلم: مصاحبه شبکه NBC آمریکا با عنتری نژاد
*****
نامه توكلي به موسوی و خاتمی: این کارها خیانت است؛ حکومت با شما مدارا نخواهد کرد
احمد توكلي از چهرهاي شناخته شده جناح راست در نامه‌اي به سيد محمد خاتمي و ميرحسين موسوي آنها را به "خيانت به امام، انقلاب، اسلام ، مردم و كشور" متهم كرد و از اين دو رهبر جنبش سبز خواست تا دير نشده تصميم به بازگشت بگيرند.
توكلي انگيزه خود از نوشتن اين نامه را سر دادان برخي شعارها از سوي مردم هوادار جنبش سبز در راهپيمايي روز قدس عنوان كرد و با اذعان بر پر تعداد بودن اجتماع سبزها نوشت: در روز قدس كساني‌كه به حمايت شما اجتماع و راهپيمايي داشتند، و كم هم نبودند، شعار مي‌دادند " استقلال، آزادي ، جمهوري ايراني" ، " نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران"، " ما اهل كوفه نيستيم، پشت يزيد بايستيم " و "مرگ بر..."
وي با بيان اينكه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران مسئله فلسطين را يكي از اركان سياست خارجي قرار داد و تاكيد داشت كه براي آنكه آسيبي به مملكت نرسد پشتيبان ولايت فقيه باشيد از موسوي و خاتمي ‌پرسید : حالا شما بايد جواب دهيد كه وقتي با ادعاي احياي ارزش‌هاي فراموش‌شده خط امام، معترضان را علمداري مي‌فرماييد، آيا از اين شعارها و سردهندگانشان برائت مي‌جوييد يا با ادامه سكوتتان آن‌ها را تاييد مي‌كنيد؟ در اين صورت جواب امام را چه مي‌دهيد؟
رئيس مركز پژوهش هاي مجلس در ادامه اين نامه" ناسازگاري با مباني انقلاب، برخورداري از پشتيباني بيگانگان، عدم تقيد به شرع و ظواهر انقلابي وقصد معارضه با نظام قانوني" را به عنوان چهار ويژگي جنبش سبز معرفي كرده و در پايان نامه خود تاكيد كرده است :" قصد من اين نيست كه همه تقصيرها، صددرصد بر عهده شماست و ما و ديگران بي‌قصور و تقصيريم؛ اما آن‌كه بايد اول تصميم به بازگشت بگيرد، شماييد نه مخالفان شما ".
آقای خاتمی، شما را زنده نمی گذارند
احمد توکلی در بخش دیگری از نامه سرگشاده خود خاتمي را مسوول شعارهایی سر داده که به عقیده او علیه مسوولان عالی رتبه نظام سر داده شده: شما و يا اطرافيان‌تان، زماني نفرينِ "مرگ بر آمريكا " را كه شعار برحق ملت ستمديده ايران بوده است، خشونت‌بار خوانديد. حالا نظرتان در باره شعارِ "مرگ بر ... " چيست؟ آيا امام بر اصالت امر ولايت فقيه در اسلام تاكيد نمي‌كرد و نفرمود : " پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد "؟ فكر نمي‌كنيد كه شما هرچه داريد از حكومت ولايت فقيه است؟ فكر مي‌كنيد اگر كساني كه امروز شعار جمهوري ايراني مي‌دهند، سركار بيايند، شما را خلع لباس و منزوي نخواهند كرد؟ البته اگر زنده‌تان بگذارند.
این نماینده مجلس افزوده: روش شما در اين ايام چنان است كه گويا مي‌خواهيد حاكميت را به برخورد با خود بكشانيد. داريد سلاح كساني را تيز مي‌كنيد كه اعتقاد چنداني به مدارا با مردم و مردم‌سالاري ديني و لوازمش ندارند.
وی هشدار داده: ترديدي نيست كه معارضه به ظاهر جديد، با شعارها و استراتژي‌هاي شمرده شده، چيزي جز خيانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ايران نيست. اگرچه خيانت فاعلي بر همه افراد اين جريان صدق نمي‌كند، ولي قطعا خيانت فعلي هست. فكر مي‌كنيد حكومت تا كجا مدارا خواهد كرد؟ اگر تصور شود اجازه داده مي‌شود نظامي كه با خون‌دادن‌ها و خون دل خوردن‌هاي بسيار برپا شده و تنها حكومت ديني جهان، ولو پر عيب و نقص، است، به اين راحتي عوض مي‌شود؛ يا تصور كنيد همه آناني كه امروز زير علم شما سينه مي‌زنند، به شما وفادار خواهند ماند، هردو تصور اشتباه است.
نا اميدي از كروبي ...
احمد توكلي همچنين در ابتداي نامه خود خطاب به ميرحسين موسوي و محمد خاتمي به نامه ديگر خود كه يك ماه پيش خطاب به مهدي كروبي نوشته بود نيز اشاره كرده و گفته است : " قصد نامه نوشتن به شما را نداشتم؛ چرا كه از مكاتبه با جناب آقاي كروبي اثر چنداني حاصل نشده است. "
توكلي در نامه‌اي سرگشاده كه عصر 30 مرداد ماه در سايت ها و خبرگزاري ها منتشر شد، شيخ اصلاحات را كه چند روزي از انتشار نامه‌اش به هاشمي رفسنجاني و افشاي جنايت‌ها گذشته بود، مخاطب قرار داد و ضمن آنكه برخي اقدامات پس از انتخابات را جنايت خواند اما كروبي را مورد شماتت قرار داد و نوشت:" تاسف‏بارتر آنکه در مقابله با اقدامات ناصواب که شاید برخی از آن‏ها را باید جنایت نامید، راه نادرستی برگزیده‏اید، شما در این صحنه در حال فرو رفتن به چاه ویلی هستید که فقط لطف الهی و بازگشت به مبانی رفتاری گذشته‏تان می‏تواند شما را از آن نجات بخشد."
وي همچنين در آن نامه از رك گويي هاي كروبي انتقاد كرد و نوشت: " در سخنان و نوشته‏های خود تعابیر تند و گزنده‏ای به کار می‏برید که هر کدام تیری است که از چله کمان شما به سوی آبروی نظام ـ برخاسته از زحمات امام و متکی به رای مردم ـ رها می‏شود." اين عضو شاخص مجلس همچون نامه خود به ميرحسين موسوي و محمد خاتمي از مهدي كروبي هم خواسته بود كه از فرمان "پيرو ولايت فقيه باشيد تا آسيبي به مملكت نرسد" امام خميني تبعيت كنند و از راه خود باز گردند. در واقع محتوي و پايه هاي نامه توكلي به هر سه تن از سران جنبش سبز از يك جنس است و شايد پاسخ هاي كروبي كه موجب "نوميدي" توكلي شد به نوعي پاسخ موسوي و خاتمي هم باشد.
پاسخ شيخ :سكوت خلاف همه مصالح است
به فاصله سه روز پس از انتشار نامه توكلي به مهدي كروبي، دبيركل حزب اعتماد ملي طي نامه‌اي به اظهارات توكلي واكنش نشان داد و نوشت:" اين روزها چنان آماج حملات تند و بي حساب و كتابي هستم كه در مواردي ‌سيبل تمرين تيراندازان ناشي و افراد تازه كاري كه رزم آزمايشي را تجربه مي كنند نيز شده ام و افرادي كه ‌شمشير و نيزه ندارند با سنگ و كلوخ در هوس جايزه و پاداش و به نيت رسيدن به كلاهي از اين نمد، از لطف و مرحمت دريغ ندارند كه بحمد الهي هيچ‌كدام از اين حركت‌ها كوچكترين خللي را در عزم قاطع بنده ‌در دفاع و صيانت از نظام و انقلاب و راه امام بزرگوار نخواهد داشت".
كروبي به "چاه ويل" مورد اشاره توكلي هم پاسخ داد و تاكيد كرد :" بايد به شفاف سازي و تعريف ‌تمام ابعاد و علل و عواملي كه سبب حفر و ايجاد اين چاه ويل شده و راهكارهاي عيني و عملي و واقع ‌بينانه اي كه بايد به تخريب يا پلمپ اين چاه ويل به‌كار گرفته شود بپردازيم. " و افزود:" مگر جنابعالي هم از افرادي ‌هستيد كه اعتقاد دارند بايد تابلو دعوت به سكوت بيمارستان‌ها را در جاي جاي نظام نصب نمايند! در حالي‌كه ‌در عمل از شما غير از اين‌را ديده‌ايم، خصوصا نامه‌اي كه اخيرا در ارتباط با اوضاع اقتصادي نوشته ايد ‌كه محافل اقتصادي دنيا چنان به آن پرداختند كه قاعدتا بايد همسايگي ما در چاه ويل را بپذيريد"
دبیرکل حزب اعتماد ملی در ادامه اين نامه از توكلي پرسيد :" روش‌هاي من، نظام بركن، اعلام ختم جمهوريت نظام، تجليل سركرده منافقين، ظلم به امام و عدم حمايت از ولايت فقيه است؟! من بر سر شاخه نشسته و بن مي برم يا كساني كه اعتراضات ‌هوشمندانه و تظاهرات آرام و چند ميليوني كه همگان شاهد بودند از ميدان امام حسين (ع) تا ميدان آزادي ‌را دربر گرفته بود و تنها سوالشان اين بود كه "راي من چه شد؟" را ؟؟؟... ‌وجدان بيدار افكار عمومي و آيندگان در اين خصوص بهترين قضاوت را خواهند داشت.
كروبي در نهايت پرسشي را احمد توكلي مطرح كرد كه آن روزها در بسياري از رسانه ها به تيترخبر اين نامه تبديل شد: " به ‌راستي آقاي توكلي آن مصلحتي كه بايد همه به خاطر آن و ‌براي پرهيز از سقوط در چاه ويل، دين و شرف و مردانگي و دنيا و آخرت خود را فداي آن كنيم تا مصلحت ‌حكومت و خودمان حفظ گردد،چيست؟ اگر جنابعالي گفتن و نوشتن را خلاف اين مصالح مي دانيد من رسما اعلام ‌مي كنم امروز سكوت خلاف همه آن مصالح است.‌"
*****
نیویورک‏تایمز: تلاش‏های احمدی‏نژاد در سایه تظاهرات گسترده مردمی به حاشیه رانده شد
روزنامه نیویورک تایمز در شماره روز شنبه خود در مقاله‏ای مفصل می‏نویسد که ده‏ها هزار تظاهرکننده در قلب تهران و برخی شهرهای دیگر ایران، تظاهرات دولتی روز قدس را ربودند و جانی تازه در جنبش اپوزیسیون ایران دمیدند.
به گزارش صدای آمریکا، نیویورک تایمز می نویسد تظاهرات که با وجود هشدارهای متعدد روحانیون و فرماندهان نظامی نزدیک به حکومت برگزار شد، شرمساری علنی برای محمود احمدی نژاد به شمار می رود که امیدوار بود تظاهرات روز قدس آن هم تنها دو هفته پیش از ملاقات با رهبران غربی در مذاکرات بر سر برنامه هسته ای جمهوری اسلامی، نمایش اتحاد ملت ایران باشد. احمدی نژاد از تظاهرات سالانه روز قدس برای ایراد یک سخنرانی ضد اسراییلی استفاده کرد و بار دیگر هالوکاست را «دروغ» خواند و غرب را به خاطر انتقاد از انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران، مورد انتقاد قرار داد.
اما تلاش های محمود احمدی نژاد به شدت در سایه تظاهرات گسترده مردمی در روز قدس که امسال سه رهبر اپوزیسیون و حامیانشان در آن شرکت داشتند، به حاشیه رانده شد. تظاهرکنندگان، در پاسخ به افراد سازمان دهی شده ای که در مقام رهبری شعارهای مردم در حمایت از شبه نظامیان فلسطینی شعار می دادند، تکرار می کردند:«نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران».
تظاهرات مردمی روز قدس در ایران، یک روز پس از اعلام رسمی باراک اوباما درباره لغو برنامه استقرار و راه ‌اندازی سامانه دفاع موشکی آمریکا در اروپای مرکزی انجام گرفت. این تظاهرات شاهدی بود برای ادامه جنبش اپوزیسیون داخلی ایران که می گوید در انتخابات اخیر تقلبی گسترده صورت گرفت و خشونت های وقایع پس از آن را محکوم می کند.
برخلاف تظاهرات پیشین، روز جمعه نیروهای پلیس و انتظامی در مقابل بسیجی ها و تظاهرکنندگان حامی دولت قرار گرفتند که بسیاری از آنان با اتوبوس از شهرهای دیگر به تهران آورده شده بودند. برخی گزارش ها از شماری بازداشت در تهران و شیراز حکایت دارد. در این روز خبری درباره تیراندازی یا مرگ افراد منتشر نشده و ظاهراً پلیس در مقایسه با تظاهرات پیشین، تغییر روش چشمگیری نشان داده است.
میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی سه رهبر شاخص اپوزیسیون پس از مدت ها به تظاهرات مردمی پیوستند و در این میان آقایان خاتمی و کروبی هدف حمله نیروهای بسیجی قرار گرفتند و به نوشته سایت‏های اصلاح طلب از سوی محافظان مورد حفاظت قرار گرفتند.
این روزنامه آمریکایی سپس به سرکوب دولتی خونین و خشونت بار تظاهرات پیشین و قتل ها و شکنجه های هزاران نفر در زندان های جمهوری اسلامی برای خاموش کردن مردم اشاره می کند و می نویسد اما هیچ یک از این اقدامات رهبران جنبش را خاموش نکرد و انتقاد آنان به انتخابات و پاسخ خشونت آمیز دولتی ادامه یافت.
انتقادات رهبران جنبش سبز و برخی روحانیون زمانی بالا گرفت که خبر مربوط به شکنجه و تجاوز به جوانان بازداشت شده پخش شد. اتهام تجاوز بخصوص برای دولت جمهوری اسلامی شرم آور بوده است و چهره های گوناگون نزدیک به حاکمیت بارها این اتهام را رد کرده و حتی اسناد جمع آوری شده درباره آن ها را توقیف کردند.
روزنامه نیویورک تایمز سپس برگزاری تظاهرات مشابه در شهرهای دیگر مثل اصفهان، تبریز، یزد و شیراز را یادآور می شود که طی آن ها تظاهرکنندگان با هجوم به سوی نیروهای بسیج گروهی از جوانان را که بازداشت شده بودند، آزاد کردند. آقای احمدی نژاد در سخنرانی روز جمعه خود به مناسبت روز قدس مقابله با اسراییل را یک «وظیفه ملی و مذهبی» و هالوکاست را «دروغ» خواند. او قبلاً بارها هالوکاست را افسانه خوانده بود اما به ندرت واژه دروغ را در سخنرانی های خود درباره این واقعه تاریخی استفاده کرده است.
رابرت گیبز، سخنگوی کاخ سفید، دراین باره گفت: «ما پیشتر نیز چنین ابراز نظرهایی را شنیده ایم و قطعاً سخنان احمدی نژاد را محکوم می کنیم.» سوزان رایس، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد، نیز روز جمعه گفت آقای اوباما هفته آینده و در جریان دیدار رهبران جهان در مجمع عمومی سازمان ملل با محمود احمدی نژاد ملاقات نخواهد کرد.
نه محمود احمدی نژاد و نه هیچ مقام رسمی در ایران، درباره اعلام توقف برنامه طرح سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپای مرکزی که روز پنجشنبه توسط باراک اوباما اعلام شد، اظهار نظری نکردند. نیویورک تایمز می نویسد لغو طرح سپر دفاع موشکی و اظهارات ضد اسراییلی اخیر محمود احمدی نژاد می تواند برخی تنش ها را حول حضور او در سازمان ملل متحد به وجود آورد.
نیویورک تایمز در ادامه به رویکرد صدا و سیمای جمهوری اسلامی و نادیده گرفتن حضور مردم معترض و منتقد به دولت اشاره می کند و می گوید تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی تنها حامیان حکومت پوشیده در چفیه فلسطینی را نشان داد که پوستر حسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان، را حمل می کردند.
*****
تاکنون تنها دستگیری تظاهرکنندگان تهران تأئید شده است
ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران به نقل از رئیس ‏پلیس تهران گزارش کرد که حدود ٣٥ نفر در جریان ‏تظاهرات معترضان در راهپیمایی قدس دستگیر ‏شده اند.
عزیزالله رجب زاده فرماندۀ نیروی انتظامی ‏تهران بزرگ با اعلام این مطلب، دستگیرشدگان را ‏متهم به تخریب اموال عمومی کرده است.
او گفته است ‏که تظاهرکنندگان معترض موتورسیکلت ها و ‏زباله دان ها را به آتش کشیده اند که این منجر به ‏مداخلۀ پلیس و دستگیری شماری از آنان شده است.
‏تاکنون خبر دیگری از سوی مقامات در مورد ‏دستگیری معترضان در دیگر شهرهای کشور منتشر ‏نشده است.
فعالان حقوق بشر در ایران می گویند که به ‏دلیل وجود زندان ها و بازداشتگاه های موازی و عدم ‏نظارت مردم و سازمان های حقوق بشری و بعضاً حتا ‏خود مسئولین بر کلیۀ زندان های کشور، بیم آن می رود ‏که فجایعی همانند بازداشتگاه کهریزک در انتظار ‏دستگیرشدگان اخیر باشد. ‏
*****
بخشنامه "خیلی محرمانه" سپاه به وزارت بهداشت:
بیمارستان ها مدارک پزشکی مصدومان اخیر را تحویل ندهند
قرارگاه ثارالله تهران در ابلاغیه ای با دو مهر "آنی" و "خیلی محرمانه"، به وزارت بهداشت و درمان پزشکی اعلام کرده که بیمارستان ها حق تحویل مدارک پزشکی مجروحان و مصدومان حوادث پس از انتخابات را به آنها ندارند.
در ابلاغیه قرارگاه ثارالله که سردارمحمد حجازي فرماندهی آن را بر عهده دارد و تصویر آن در انتهای این خبر قابل مشاهده است، تصریح شده: " تحویل اسناد و مدارک پزشکی به کلیه مجروحان و مصدومان حوادث اخیر ممنوع می باشد".
این ابلاغیه به تاریخ 28 تیرماه ارسال شده و به معاونت سلامت وزارت بهداشت دستور داده "ترتیبی اتخاذ گردد تا بیمارستان ها از تحویل هرگونه اسناد و مدارک به افراد مذکور خودداری نمایند."
دستور العمل سپاه، به امضای سرتیپ دوم پاسدارعلی خلیلی، معاون پشتیبانی و رییس کمیته بهداری قرارگاه ثارالله تهران، رسیده و در تاریخ 4 مردادماه از سوی وزارت بهداشت اعلام وصول شده است.
*****
از ورود تماشاگران سبزپوش به ورزشگاه آزادی ممانعت به عمل آمد
در حالیکه نمای سبز رنگ 90 هزار نفر از هواداران فوتبال در استادیوم آزادی باعث نقص فنی و اتفاقا سیاه و سفید و بی‏صدا شدن پخش بازی تیم‏های استقلال و استیل آذین شده بود، دیدار تیم‏های راه‏آهن شهرری و پرسپولیس تهران نیز امروز در حالی برگذار شد که پیش از شروع مسابقه نیروی انتظامی از ورود بسیاری از تماشاگرانی که لباس سبز بر تن داشتند ممانعت به عمل آورد.
به گزارش کانون هواداران باشگاه پرسپولیس، مامورین ناجا که در استادیوم آزادی مستقر بودند بسیاری از تماشاگرانی که که لباس سبز بر تن داشتند را به داخل استادیوم راه نمی دادند و برخورد زننده‏ای با آن‏ها داشتند.
این در حالی است که خبرنگار اعزامی کانون هواداران باشگاه نیز که با پیراهن سبز قصد ورود به استادیوم را داشت با کلمات بسیار زشت و حرکات زننده مامورین ناجا روبرو شد که البته با پا درمیانی مسئولین باشگاه پرسپولیس این مشکل حل شد و وی توانست وارد استادیوم شود.
کانون هواداران باشگاه پرسپولیس در ادامه با اشاره به این موضوع آورده است که "سوال ما اینجاست هواداری که از شهرهای دور برای تماشای بازی تیم محبوبش به استادیوم آزادی می آید آیا لایق چنین رفتار زشتی است؟"
*****
اقرار متهمان علیه خودشان هم اعتبار ندارد
فرشته قاضي

خامنه ای روز گذشته در مراسم نماز عید فطر، برای اولین بار درباره اعترافات بازداشت شدگان و پخش آن در تلویزیون اظهار نظر کرد. او اعتراف افراد علیه خود را شرعا و عرفا نافذ دانست اما اعتراف افراد علیه اشخاص دیگر را غیر معتبر اعلام کرد.
این سخنان خامنه ای، که روز گذشته در نماز عید فطر در تهران بیان شد، واکنش های متفاوتی را برانگیخته است. از سویی تحلیل گران معتقدند بخشی از سخنان دیروزآیت الله خامنه ای پاسخی به نامه تظلم خواهی فرزندان هاشمی رفسنجانی به رئیس قوه قضائیه است و از سوی دیگر حقوقدانان برجسته کشور اعتراف افراد علیه خود را حائز شرایطی می دانند که بدون لحاظ یکی از این شرایط، فاقد ارزش و اعتبار قانونی خواهد بود. "روز" در گفتگو با عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان و عضو کانون مدافعان حقوق بشر و همچنین ناصر قوامی، رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم، جنبه های مختلف این موضوع را بررسی کرده است.
سخنان خامنه ای زنگ خطراست
سخنان آیت الله خامنه ای در خطبه های عید فطر در حالی ایراد شده که بعد از کودتای انتخاباتی 22 خرداد، فعالان سیاسی و مطبوعاتی منتقد دولت احمدی نژاد و معترض به تقلب گسترده صورت گرفته در انتخابات به صورت فله ای بازداشت شده و در شرایطی خاص تحت بازجویی قرار گرفته اند. طی هفته های اخیر نیز افکار عمومی شاهد پخش اعترافاتی بودند که مشخص نیست در چه شرایطی اخذ شده است. هر چند برخی اخبار منتشر شده، از فشارهای روحی و جسمی شدیدی که بر بازداشت شدگان برای اخذ اعترافات علیه خودشان وارد می شود خبر میدهند. سخنان آیت الله خامنه ای زنگ خطری است بر اینکه بدون توجه بر چگونگی اخذ اعترافات، این نوع اقرارها را در دادگاه، مستند قرار دهند و بر مبنای آن حکم صادر کنند.
عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان برجسته و عضو کانون مدافعان حقوق بشر معتقد است که اقرار افراد علیه خود، در شرایطی نافذ است که در شرایط عادی اخذ شود. او در گفتگو با "روز" گفت: در قانون اساسی و قانون کیفری شرایطی برای اقرار در نظر گرفته شده و بر اساس قانون اساسی هر اعترافی که با اجبار یا اکراه و حتی اغفال متهم اخذ شود خلاف قانون و فاقد سندیت قانونی است.
این وکیل دادگستری افزود: یکی از علائمی که نشان میدهد اقرارها در شرایط خاصی اخذ می شود، این است که متهم را از زندان به طور مستقیم به دادگاه برده و محاکمه می کنند و اگر اعترافات در شرایط آزاد و درستی اخذ شده چرا متهم را با قید وثیقه یا کفالت تا زمان برگزاری دادگاه آزاد نمی کنند؟
به گفته آقای سلطانی، اگر متهم بعد از آزادی با قرار وثیقه به دادگاه برود و در دادگاهی با رعایت اصل 168 قانون اساسی و حضور هیات منصفه، اعترافات داخل زندان خود را مجددا تکرار کند می توان این اعترافات را پذیرفت
عضو کانون مدافعان حقوق بشر با بیان اینکه متهم در زندان تحت بازجویی های غیرقانونی قرار می گیرد افزود: متاسفانه شاهد هستیم که کتهم حتی اجازه تعیین وکیل برای خود را ندارد و این دادگاه است که برای او وکیل تسخیری تعیین می کند در همین موارد اخیر وکالت خیلی از وکلا را برای پرونده ها نپذیرفتند و همین مساله نشان میدهد که متهم در شرایط طبیعی قرار ندارد و اعترافات او در شرایط قانونی اخذ نشده است.
این حقوقدان برجسته تصریح کرد: اگر اعترافات بدون القا، وحی، فشار یا هرگونه فشار روانی صورت بگیرد آن موقع معتبر است.
آقای سلطانی با شاره به سخنان دیروز آیت الله خامنه ای درباره نافذ بودن اقرار افراد علیه خود گفت: اقرار متهمانی که اخیرا به دادگاه می آورند به هیچ عنوان قابل قبول نیست چون از طرفی این افراد را مستقیم از زندان به دادگاه می اورند و از سوی دیگر به ظاهر این دادگاه ها علنی اعلام شده اما در اصل شرایط علنی بودن را ندارد و حائز شرایط اصل 168 قانون اساسی نیست.
معجزه عصای موسی در زندان
ناصر قوامی، رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم نیز بر سخنان عبدالفتاح سلطانی صحه می گذارد. او به "روز" گفت که که بر اساس روایت اسلامی، اعترافات افرادی که در زندان هستند حتی علیه خودشان نیز پذیرفتنی نیست.
آقای قوامی توضیح داد: از نظر حقوقی و فقه اسلامی، اقرار افراد درباره خودشان نافذ است اما شرایط دارد و باید در یک شرایط کاملا آزاد و اختیاری و شرایطی که هیچ گونه اکراه و فشاری روی آنها نباشد و حتی شائبه فشار و اکراه نیز وجود نداشته باشد اخذ شود و فقط در این صورت این اعترافات علیه خود افراد نافذ است.
به گفته این نماینده سابق مجلس، اعتراف افراد در زندان علیه خودشان نیز اعتبار ندارد چون فرد در زندان در شرایط خاصی قرار دارد و اعترافاتش آزاد و با اختیار خود او نیست.
رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم با اشاره به پخش اعترافات برخی از فعالان سیاسی که بعد از انتخابات بازداشت شده اند، از تلویزیون گفت: بر اساس آنچه که من از تلویزیون دیدم و در خبرها خواندم چه درباره آقای ابطحی، چه آقای عطریان فر و بقیه آقابان باید بگویم صحبت هایی که این افراد کردند اعتراف به جرم نبود و هیچ اعترافی که موجب مجازات باشد نکردند و فقط گفتند که تحلیل سیاسی شان اشتباه بوده است.
آقای قوامی متذکر شد: حالا بالفرض محال ما این گفته ها را اعتراف به جرم تلقی کنیم باید بپرسیم که چگونه فردی بعد از 30 یا 40 سال فعالیت سیاسی، ظرف چند روز در زندان پی به اشتباهات خود می برد؟
او با اشاره به شرایط خاصی که این فعالان سیاسی و مطبوعاتی در زندان داشته و دارند گفت: این افراد نه از بیرون و اتفاقات بیرون از زندان خبری داشتند و نه به وکیل دسترسی داشتند و ما نمیدانیم چه چیزهایی در زندان به آنها القا کرده اند و یا چه نوع تهدیدها یا فشارهای بر آنها وارد شده که 30 سال متوجه اشتباهشان نشده اند اما همین که رفتند زندان معجزه ای رخ داده و فهمیدند اشتباه کرده اند.
آقای قوامی به سابقه سه بار زندان خود در زمان رژیم گذشته اشاره کرد و گفت : در آن زمان ساواکی ها، با کابل بر پای زندانیان میزدند و می گفتند که این کابل عصای موسی است و معجزه می کند و با این کابل ها از زندانیان سیاسی اعتراف می گیریم حالا ما نمیدانیم اکنون آقایان در زندان عصای موسی دارند یا با چه روش هایی چنین معجزه هایی را رقم میزنند که افراد پی به اشتباهات تمام زندگیشان می برند.
سخنان خامنه ای، پاسخی به نامه فرزندان هاشمی رفسنجانی؟
خامنه ای روز گذشته همچنین گفت که اعتراف افراد در دادگاه علیه فردی دیگر "حجیت شرعی" ندارد و مسموع نیست. این اظهار نظر آیت الله خامنه ای در حالی صورت می گیرد که یک روز قبل فرزندان هاشمی رفسنجانی در نامه ای به رئیس قوه قضائیه، انتشار شایعات علیه خود را، نوعی "اهرم فشار" علیه آقای هاشمی رفسنجانی و ابزاری برای "حذف" او دانسته و از صادق لاریجانی خواسته بودند که مرجعی صلاحیت دار را مأمور رسیدگی به شایعات و اتهامات علیه آنها کند.
فرزندان رئیس مجلس خبرگان رهبری در نامه خود نوشته اند: اخیرا شاهد بوده ایم که از راه پخش اظهارات بعضی متهمان حوادث اخیر، که در صورت داشتن اعتبار اقرار قانونی، تنها علیه شخص اقرار کننده قابل استناد است، تلاش می شود تا ادعاهای بی سند علیه یکی از امضاء کنندگان این نامه... مستندسازی شود.
اشاره فرزندان هاشمی به اعترافات برخی از معترضان به کودتای انتخاباتی در دادگاه های نمایشی است که تاکنون 5 جلسه از آن برگزار شده است و در این دادگاهها برخی از بازداشت شدگان، سخنانی را علیه مهدی هاشمی عنوان کردند. محمد علی ابطحی نیز در جلسه اول دادگاه، گفته بود که هاشمی، موسوی و خاتمی در جریان انتخابات با یکدیگر "هم‌قسم" شده بودند.
موضع گیری رهبری در خطبه های نماز عید طر در شرایطی صورت گرفت که روز گذشته هاشمی رفسنجانی بعد از مدتها غیبت، در نماز عید فطر حاضر شد و در صف اول نماز در کنار سایر مسوولان جمهوری اسلامی قرار گرفت.
*****
اعتراض دفتر تحکیم وحدت، به احکام زندان صادر شده برای دانشجویان دانشگاه بابل
دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای احکام زندان صادر شده برای دانشجویان دانشگاه بابل را محکوم کرد. دفتر تحکیم وحدت در بیانیه خود همچنین نسبت به محاکمه عبدالله مؤمنی از اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت در بیدادگاه اعتراض کرده و خواستار وی و دانشجویان دربند همچون شیوا نظرآهاری، ضیا نبوی و مجید دری شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، متن بیانیه دفتر تحکیم وحدت به شرح زیر است:
با گذشت 3 ماه از کودتای انتخاباتی 22 خرداد، کودتاچیان که تمامی احزاب، تشکل ها و رسانه های منتقد و اصلاح طلب را به محاکمه کشیده و سرکوب کرده اند، در آستانه ی اول مهر با تمام قوا دانشگاه و دانشگاهیان را در کانون اقدامات سرکوبگرانه ی خود قرار داده و هر روز بر دامنه ی فشار ها و تهدیدات خود بر فعالین دانشگاهی میافزایند. تنها در یک ماه گذشته چندین استاد دانشگاه از جمله دکتر محمد ملکی و علیرضا بهشتی بازداشت شده و بیش از دویست تن از فعالین دانشجویی دانشگاه های مختلف کشور به کمیته های انضباطی، دادگاه های انقلاب یا دفاتر وزارت اطلاعات احضار گردیده اند.
ماموران امنیتی با تهدید و ضرب و شتم از این دانشجویان خواسته اند تا تعهد دهند پس از بازگشایی دانشگاه ها هیچ گونه فعالیت دانشجویی انجام نخواهند داد. احضارهای متعدد دانشجویان دانشگاه های تهران و شهرستان ها و اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به کمیته های پیگیری وزارت اطلاعات در روزهای اخیر و تنها چند روز پیش از بازگشایی دانشگاه پس از تابستانی پر تلاطم و زخم آگین در راستای عقب راندن دانشجویان از حق خواهی جنایاتی است که بر آنها در فاجعه کوی دانشگاه تهران و شیراز و صنعتی اصفهان رفته است.
در این بین دستگاه قضایی نیز به کمک نهاد اطلاعاتی و امنیتی شتافته و با برگزاری دادگاه های متعدد در شهر های تهران، زنجان و بابل، احکام سنگین حبس و محرومیت تحصیل برای دانشجویان صادر نموده است. هنوز جوهر حکم ننگین 6 سال و 4 ماه حبس برای 6 تن از دانشجویان دانشگاه زنجان که به تعرض معاون این دانشگاه به یک دختر دانشجو اعتراض کرده بودند، خشک نشده بود که بیدادگاهی دیگر در شهر بابل در اقدامی کینه جویانه 8 تن از دانشجویان بیگناه این دانشگاه را که پس از انتخابات نیز مدتی در بازداشت بودند را جمعا به 7 سال و 9 ماه حبس محکوم نمود.
قاضی دادگاه بابل بدون توجه به جایگاه حقوقی خود پا را فراتر از قانون گذاشته است و در بدعتی شرم آور برای هر کدام از این دانشجویان احکام ممنوعیت از تحصیل به مدت 5 سال صادر نموده است. آپارتاید علمی که تا کنون از سوی وزارت علوم و دولت مهروز به شدت تکذیب می شد اکنون به رویه ای عادی تبدیل گشته و دیگر حتی دستگاه قضایی کشور به تبعیت از دولت به آن جلوه ای قانونی می بخشد. قاضی این دادگاه باید پاسخ دهد بنا بر کدام قانون حق بدیهی ادامه تحصیل را از دانشجویان سلب می نماید.
صدور این احکام متحجرانه و دخالت پی در پی نظامیان در امور دانشگاه ها و نقل و انتقالات صورت گرفته از وزارت کشور به وزارت علوم حاکی از آن است که کودتچیان هدف بعدی خود را دانشگاه قرار داده اند. اگر روزگاری در این کشور به تبعیت از نظام های کمونیستی انقلاب فرهنگی و تصفیه اساتید و دانشجویان بقای حکومت خودکامه را تضمین می کرد، این بار تنها یک کودتای فرهنگی میتواند این هیبت بی رمق و زخم خورده را چند صباحی زنده نگه دارد. دور از ذهن نیست که زین پس فرماندهان نظامی به ریاست دانشگاه ها منصوب شوند یا گردان های یگان ویژه در تمامی دانشگاه ها مستقر گردند.
همچنین در آخرین پرده از دادگاه های نمایشی فعالین سیاسی بازداشت شده پس از انتخابات شاهد محاکمه ی عبدالله مومنی، عضو سابق و خوشنام دفتر تحکیم وحدت و عده ای از فعالین عرصه ی تکنولوژی و اینترنت بودیم. دادگاهی که در آن هم دانشجو بودن جرم تلقی می شود و هم علم و دانش نوین در جایگاه متهم قرار می گیرد، اوج فرومایگی کسانی را نشان میدهد که با شمشیر جهالت به جنگ خرد و انسانیت آمده اند. محاکمه عبدالله مومنی به عنوان یکی از نمادهای جنبش دانشجویی در 10 سال گذشته بیش از هر چیز ترس و واهمه حاکمیت از ادامه ی راه این مبارز آزادی خواه و خستگی ناپذیر را نشان می دهد.
اما مسلما محاکمه ی عبدالله مومنی و دیگر دانشجویان در بند همچون شیوا نظرآهاری، ضیا نبوی و مجید دری حقانیت و درستی راه آنان را بیش از پیش آشکار ساخت. اینان با ایستادگی خود در برابر خودکامگان، دانشگاه را نه نهادی جهت توجیه ظلم و تبعیض که در برابر آن میخواستند و آنچه در کیفرخواست عبدالله مومنی به عنوان موارد اتهامی آمده است خود شاهدی است بر وسعت فعالیت های حقوق بشری وی و انتقامی است از سال ها مبارزات فعالین جنبش دانشجویی علیه استبداد و بی عدالتی.
دفتر تحکیم وحدت با بی ارزش خواندن تمامی اعترافات پخش شده در دادگاه های نمایشی، این اعترافات را تحت فشار بازجویان و شکنجه گران بند مخوف 2 الف سپاه می داند و خواستار آزادی هر چه سریعتر اساتید و دانشجویان و سایر فعالین سیاسی زندانی میباشد.
*****
روایت معصومه ابتکار از دیدار با خانواده مسعود هاشم زاده و سجاد سبزعلی پور دو جانباخته 3 ماه اخیر
معصومه ابتکار عضو اصلاح طلب شورای شهر تهران از دیدار برخی اعضای این شورا با خانواده های مسعود هاشم زاده و سجاد سبزعلی پور دو تن از شهدای جنبش سبز خبر داد.
این عضو شورای شهر تهران با اشاره به اینکه مسعو هاشم زاده روز 30 خرداد در مسیر خانه یکی از دوستانش در خیابان شامدان با اصابت گلوله به قلبش شهید شد و یادآوری سابقه جانبازی سجاد سبزعلی پور و علاقه او به بازیگری تئاتر،روایتی دیدار با خانواده ها و فعالیت های هنری این دو شهید جنبش سبز و همچنین 3 نقاشی از نقاشی های مسعود هاشم زاده را در وبلاگش ابتکار سبز منتشر کرده که چنین است:
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند از صحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاددر دیدار برخی از اعضای شورای شهر تهران با خانواده مرحوم مسعود هاشم زاده از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات این شعر از ذهنم گذشت. مسعود که برخی آثارش را همین جا می بینید، روز 30 خرداد در نزدیکی منزل و در مسیر خانه یکی از دوستانش در خیابان شادمان با گلوله ای به قلبش کشته شد.
اعضای خانواده با حسرت از روحیات هنری او، از نقاشی هایش، از نوای سنتور و نیز از علاقه اش به مجسمه سازی که اخیرا فراگیری آن را آغاز کرده بود، می گفتند ... و از صدای سازدهنی اش که هرشب در کنج تنهایی اش می نواخت و نوایش دقایقی در خانه می پیچید. نمی دانم، شاید حضرت حافظ راست می گفت که:
آسمان کشتی ارباب هنر می شکند
تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم
در خانه مرحوم سجاد سبزعلی پور نیز پدرش از هنر بازیگری تنها پسرش می گفت. سجاد پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان و طی دوران نظام وظیفه، دوره بازیگری را گذرانده و ظاهرا در یکی دو فیلم تلویزیونی هم ایفای نقش داشته که هنوز پخش نشده است. پدرش که سابقه رزمندگی و 25 درصد جانبازی دارد دردمندانه از روحیات سجاد می گفت که 24 سال بیشتر عمر نکرد و ... مادرش آرام اشک می ریخت.
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال ...
... راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
*****
متهم ردیف اول انتقادات رهبری در عید فطر احمدی نژاد است
مسیح علی نژاد:
تنها به فاصله زمانی اندکی پس از تشکیل پرونده قضایی برای مهدی کروبی و حضور گسترده معترضان در راهپیمایی روز قدس، مواضع آیت الله خامنه ای در روز عید فطر در مورد بحران انتخاباتی اخیر و اعترافات متهمان پرونده موسوم به انقلاب مخملی ناگهان تغییر یافت.
آیت الله خامنه ای، رهبر ایران طی سخنانی در خطبه های نماز عید فطر برخلاف سخنانش در خطبه های اولین نماز جمعه بعد از انتخابات، با لحن ملایم تری نسبت به مخالفین و منتقدین انتخابات ریاست جمهوری دهم سخن گفت و حتی یک گام فراتر اعلام کرد: "اعترافات متهمان درباره اشخاص ديگر، حجيت شرعی ندارد و مسموع نيست و از اين طريق نيز نبايد فضا را به تهمت و سوءظن آلوده كرد."
این گردش نظر رهبری بازتاب رسانه ای گسترده داشته است. برخی بر این عقیده اند که حضور گسترده مخالفان به همراهی چهره های برجسته نظام در راهپیمایی روز قدس نوعی نگرانی را در مقامات ارشد حاکمیت ایجاد کرده و این هراس را در سطوح بالای مدیرتی به وجود آورده است که از این پس در ایام محرم و مناسبت های مذهبی و ملی و سنتی که امکان لغو مراسم مشابه از سوی مقامات تصمیم گیر وجود ندارد، می باید شاهد حضورهای میلیونی مردم معترض در خیابان ها باشند که این به خودی خود موجب تضعیف حاکمیت فعلی ایران خواهد بود. بر این اساس ناظران گمان دارند در راستای مذاکرات و دیدارهایی که گفته می شود سران ارشد نظام در زمینه آخرین تحولات کشور بر گزار کرده اند، چنین تصمیم گیری شد که باید نوعی انعطاف و امتیاز به مخالفان دولت فعلی و معترضان انتخابات ریاست جمهوری نشان داده شود تا حاکمیت با بحران مدیریت اعتراضات گسترده مردمی مواجه نشود.
دومین تغییر عقیده رهبری در یک ماه
آیت الله خامنه ای در نخستین نماز جمعه پس از انتخابات به وضوح نقش «انگلیس خبیث» و کشورهای غربی را در اعتراضات مردم ایران به تقلب انتخاباتی مورد اعتراض قرار داده بود که به موجب آن سخنرانی و اتهام تند رهبری ایران به سران کشورهای غربی و به خصوص بریتانیا، شاهد بودیم که انگلیس سفیر ایران در بریتانیا را فراخوانده بود و مطبوعات انگلیس نیز سخنان رهبری ایران را در صفحات نخست خود گزارش داده بودند. گردن براون نیز نسبت به اتهام رهبری ایران اعتراض کرده بود. سپس جمعی از متهمان پرونده موسوم به انقلاب مخملی در دادگاههای علنی برگزار شده نیز همین سخنان رهبری را در اعترافات خود در دادگاه مطرح کردند و نقش کشورهای غربی در هدایت بحران های اخیر را نیز به عنوان اعتراف خود در دادگاه های علنی به کرات مورد اشاره قرار دادند.
پس از تداوم اعتراضات خیابانی و پیوستن سران سابق جمهوری اسلامی اعم از رییس جمهور، نخست وزیر، رییس مجلس و سایر مدیران اسبق جمهوری اسلامی به جنبش مردمی، رفته رفته اثبات این اتهام که این چهره های شاخص انقلاب نیز تحت تاثیر کشورهای غربی به نتیجه انتخابات اعتراض می کنند، دشوار به نظر رسید. بدین ترتیب رهبری ایران طی سخنانی جدید در دومین نماز جمعه پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، تغییر موضع داد و سپس اعلام کرد: «هنوز صحت دست داشتن کشورهای غربی در اغتشاشات خیابانی ثابت نشده است.»
و این بار در خطبه های نماز عید فطر نیز بار دیگر شاهد ابرازعقیده جدید رهبری در فاصله زمانی کمتر از یک ماه بوده ایم که اعترافات تلویزیونی را مورد انتقاد قرار داده است.
اشخاص مورد نظر رهبری چه کسانی هستند؟
آیت الله خامنه ای اگر چه در بخشی از خطبه اخیر خود خاطرنشان کرد: «اعتراف و اقرار هر متهم در دادگاه و در مقابل دوربين ها و بينندگان ميليونی، "شرعاً، عرفاً و عقلاً" حجت، مسموع و نافذ است»، اما در یک اظهار کاملا متفاوت چرخش مشهودی به سمت منتقدان و مخالفان برگزاری چنین دادگاهی داشت. بر این اساس بدون آنکه نامی از هاشمی رفسنجانی و فرزندانش ببرد، تلویحا از آنها جانبداری کرد، آنگاه که یادآور شد: «هيچكس حق ندارد مسائلی را كه اثبات نشده، بيان كند و ديگران را زير بار فشار تهمت قرار دهد». در دادگاه متهمان پرونده انتخابات، فرزندان هاشمی و مشاوران سید محمد خاتمی از جمله اشخاصی بودند که اعترافاتی علیه آنان از زبان زندانیان جاری شد که هم دفتر سید محمد خاتمی و هم دفتر مجمع تشخیس مصلحت نظام و هم فرزندان هاشمی رفسنجانی مجبور به تکذیب آن اعترافات و ارسال نامه به قوه قضاییه شده بودند که هیچ یک از آن نامه ها در تلویزیون تحت نظارت رهبری قرائت نشد. اما این بار رهبری خودش نسبت به نام بردن از این اشخاص در دادگاه معترض است.
البته اولین کسی که پیش از «اتهامات اثبات نشده اشخاص»، در برابر دوربین های تلویزیونی از چهره های شاخص نظام نام برد، محمود احمدی نژاد بود که از هاشمی رفسنجانی، صفایی فراهانی، ناطق نوری و دیگران به عنوان کسانی که فساد اقتصادی دارند ، اسم برد اما در همان زمان صدای و سیمای تحت نظارت رهبری باز هم به هیچ یک از درخواست های این افراد برای پاسخ دادن به این اتهامات پاسخ مثبت نداد و امروز در خطبه نماز عید فطر رهبری ناگهان به معترض اصلی این شیوه تبدیل شده است بدون آنکه نامی از احمدی نژاد یا کسانی ببرد که در دادگاه های علنی، زندانیان را وادار به اعتراف و مطرح کردن «اتهامات اثبات نشده اشخاص دیگر» کرده اند.
در دادگاه متهمان انتخاباتی ، زندانیانی همچون محمد علی ابطحی، مشاور خاتمی و مسعود باستانی، روزنامه نگار پس از ماه ها تحمل انفرادی، مجبور شده شده بودند تا بار دیگر نام هاشمی و فرزندانش، مشاوران سید محمد خاتمی و همچنین نام کروبی مطرح کرده و مسایلی را درباره آنان بیان کنند و امروز همان اعترافاتی که تحت فشار از زندانیان گرفته شده است ، مورد اعتراض بالاترین مقام کشور قرار می گیرد؛ درحالی که پیش از این هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی، سید محمد خاتمی و کروبی تمامی این اعترافات را بی اعتبار خوانده بودند.
اقتدای هاشمی و سید حسن خمینی به خامنه ای در نماز عید فطر
در جریان برگزاری نماز عید فطر عکسی از مراسم نماز عید منتشر شد که در آن علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و سید حسن خمینی، نوه بنیانگذار انقلاب، به عنوان دو چهره معترض به نتیجه انتخابات به سید علی خامنه ای که پیش از تایید نظر نهایی شورای نگهبان در یک اقدام زود هنگام به احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور ایران تبریک گفته بود، اقتدا کرده و پشت سر وی به نماز ایستاده بودند. این در حالی است که پیش از این هیچ یک از این دو چهره شاخص جمهوری اسلامی در مراسم تحلیف احمدی نژاد که توسط مقام رهبری صورت گرفته بود، حضور نیافته بودند و همچنین در پاسخ به این اقدام و نگرانی از حضور سبز مردم نیز مراسم احیا در مرقد آیت االه خمینی که بنا بود با سخنرانی میرحسین موسوی، کروبی و خاتمی صورت گیرد، لغو شد. با توجه به سابقه این اختلافات جدی و شکاف آشکاری که در روزهای پس از انتخابات به وجود آمده بود، هاشمی رفسنجانی طی مصاحبه جدیدی با سایت آفتاب اعلام کرده بود که : اختلافی میان سران جمهوری اسلامی وجود ندارد. این در حالی است که دامنه این اختلافات به احضار مهدی کروبی به دادگاه و بستن روزنامه ها و سایت های خبری میر حسین موسوی و کروبی و زندانی شدن مشاوران و مدیران سابق رییس جمهور پیشینِ سید محمد خاتمی نیز کشیده شده و همچنان نیز دستگیری ها و تهدید چهره های نزدیک به سید محمدخاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی ادامه دارد.
*****
زمان: 00:07 بامداد دوشنبه
یاران و هم میهنان درود و بامدادتان گرامی باد. نخستین "پست " امروز را دوباره می خواهیم با نمایشی از صفحه نخست لجن نامه کیهان و این بار نه با یاوه گویی های :حسین"بازجوی بدبخت و مفلس، بلکه با "فضله"پراکنی های بقول کیهان "ولی امر مسلمین" آغاز کنیم اما پیش از درج این عکس و سپس انتشار یاوه گویی های حضرت ولی امر مسلمین، اشاره به یک نکته را ضروری میدانیم:
مسلمین و جهان اسلام چقدر بدبخت و بی بها شده که ولی امر، یا بعبارت پارسی آن "پدر" و سرور این جامعه شیخ بی آبرو و جانی خطرناکی چون "سیدعلی" گدای یکسدت است. با ناخنک زدنی به سروده "میرزاده عشقی" در مورد این ولی امر یا پدر امت اسلام باید بنویسیم:
پدر امت اسلام اگر این بی پدر است
به چنین امت و روح پدرش باید "رید"
ما را برای بکار بردن کلمه ناشایسته بالا ببخشید ولی، با دیدن و خواند چنین عناوین پوچ و مزخرفی که به یک روضه خوان بی سروپا که تا سی و اندی سال پیش در قرستانها مشهد؛ در مقابل دریافت یک یا دو تومان بر مزار مردگان مرثیه کربلا و غیره می خواند بی اختیار انسان را از خود بدر می کند.
با هم نگاهی بیاندازیم به صفحه نخست لجن نامه کیهان که تا 5-6 ساعت آینده انتشار خواهد یافت:

حضرت آيت الله خامنه اي با تقبيح برخي رفتارهاي غلط رسانه اي در ترويج تهمت و افترا نسبت به افراد، گناه تهمت به نظام را بسيار سنگين تر از گناه تهمت به اشخاص خواندند و تاكيد كردند: نبايد كسي كل نظام را به اموري كه شايسته نيست متهم كند چرا كه شأن نظام از اين گونه تهمت ها بسيار بالاتر است.به گزارش خبرنگار كيهان، تهران، ديروز و در صبح دل انگيز عيدسعيدفطر؛ عيد ذكر و شكر، عيد پاداش بندگان مخلص حضرت محبوب و عيدآغاز روزگار جديد بندگي در آستان رحمت و مغفرت الهي، بار ديگر مينياتوري از رستاخيز جان بود و عطر روح نواز قنوت هاي مومنان روزه دار در كوچه كوچه شهر پيچيد و باران رحمت الهي بر وجود صالحان و پاكان كشور عشق نازل شد.بنابراين گزارش، نماز وحدت آفرين و جان افزاي عيد سعيد فطر همزمان در تهران، در سرتاسر ايران اسلامي با شكوهي خاص و صفوفي به هم پيوسته برگزار شد تا عطر ملكوت بار ديگر در جغرافياي ام القراي اسلام پراكنده شود. در پايتخت جمهوري اسلامي ايران نيز نماز عيدسعيد فطر علاوه بر برخي مساجد، در دانشگاه تهران برگزار شد و جمعيت ميليوني نمازگزار در صحنه اي بي نظير يك ماه بندگي حضرت محبوب را در ركعات نمازعيد به امامت رهبر فرزانه انقلاب به شكرانه نشستند و با اجتماع در دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف عيدي خود را در اقامه نماز به امامت رهبر و مقتداي خويش دريافت كردند.رهبرمعظم انقلاب اسلامي در خطبه هاي نماز با تبريك عيدسعيد فطر به ملت عظيم الشأن ايران و امت بزرگ اسلامي، ماه رمضان را فرصتي براي علاج دردها و درمان بيماريهاي باطني خواندند و آحاد مردم را به حفظ دستاوردهاي گرانقدر ماه پرشكوه رمضان و بويژه ذخيره نوراني تقوا توصيه كردند.ايشان ليالي قدر را آغاز مرحله اي نو در زندگي انسان برشمردند و با اشاره به حضور قشرهاي مختلف مردم با ظواهر گوناگون در جلسات قرآن و ذكر و دعا افزودند: مردم بويژه جوانان عزيز، دلهاي نوراني خود را قدر بدانند و در تمام طول سال با نماز اول وقت، حضور در مساجد و تلاوت و انس با قرآن اين نورانيت را حفظ كنند.حضرت آيت الله خامنه اي توبه را پنجره اي دلگشا به فضاي مصفاي عفو الهي و «پناهگاه پروردگار كريم براي بندگان بي پناه» خواندند و خاطرنشان كردند: ماه رمضان زمينه طبيعي توبه و بازگشت به سوي پروردگار را فراهم كرد و اين دستاورد بزرگ را مي توان با تقوا و پرهيزگاري حفظ كرد.رهبرانقلاب اسلامي با سپاس و قدرداني عميق از حضور پرعظمت ملت در راهپيمايي روز قدس تاكيد كردند: روز قدس، روز صف بندي حق در مقابل باطل و صف آرايي عدل در مقابل ظلم است.ايشان افزودند: دشمنان اين ملت امسال بيشتر از هميشه، براي تضعيف روز قدس تلاش كردند اما ملت بزرگ و سرافراز ايران در سراسر كشور و در «تهران با عظمت»، در حركتي ستايش برانگيز از «اراده و هوشياري و پايداري»، نشان داد كه با تشخيص مواقع حساس، خواسته ها و مواضع خود را با رساترين فرياد به گوش جهانيان مي رساند.ايشان راهپيمايي روز قدس را تجلي حقيقت ملت دانستند و افزودند: مردم با مشخص كردن جهت حركت انقلاب و نظام، بارديگر به جهانيان اثبات كردند كه سياستمداران و مسئولان غربي در تلاشهاي ضدايراني خود، در پي سرابند و ترفندها و حيله هاي دشمنان بر روحيه اين ملت بزرگ اثري ندارد.حضرت آيت الله خامنه اي همچنين روز جهاني قدس را روز فرياد امت اسلامي عليه سرطان كشنده صهيونيزم خواندند و با اشاره به حضور مسلمانان مناطق مختلف جهان در مراسم اين روز تاكيد كردند: پيام جهاني اين حضور درخشان اين است كه امتداد حركت عظيم ملت ايران در جهان اسلام گسترده شده و امت اسلامي همچون ملت ايران زير بار ظلم نمي رود، حتي اگر ظالم از پشتيباني قدرتمندترين دولتهاي جهان برخوردار باشد.رهبرانقلاب اسلامي در بخش ديگري از سخنانشان اخلاق حسنه و مهرباني و برادري را نياز جدي جامعه دانستند و با انتقاد شديد از اقدام روزنامه ها، رسانه ها و دستگاههاي گوناگون ارتباطاتي در ترويج فضاي «تهمت و سوءظن و بدگماني»، افزودند: رويه تأسف بار رواج شايعات و تهمت هاي متقابل، دلها و فضاي زندگي جامعه را تاريك و ظلماني مي كند.حضرت آيت الله خامنه اي به پخش تلويزيوني برخي دادگاهها اشاره و خاطرنشان كردند: اعتراف و اقرار هر متهم در دادگاه و در مقابل دوربين ها و بينندگان ميليوني، «شرعاً، عرفاً و عقلاً حجت، مسموع و نافذ است اما سخنان متهمان درباره اشخاص ديگر، حجيت شرعي ندارد و مسموع نيست و از اين طريق نيز نبايد فضا را به تهمت و سوءظن آلوده كرد.ايشان دستگاههاي اجرايي و قضايي را به تعقيب و محاكمه و مجازات مجرمان، مكلف دانستند و افزودند: در اين زمينه بايد براساس قوانين، قاطعانه عمل كرد اما مجازات مجرم غير از اين است كه كسي را براساس گمانه و خيال متهم كنيم و اين تهمت ها را در جامعه ترويج دهيم.رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به بددلي رسانه هاي بيگانه درباره مسائل ايران تاكيد كردند: نبايد حرفها و ادعاهاي اين رسانه هاي مغرض را به بهانه ايجاد شفافيت، تكرار و پخش كرد و به ديگران تهمت خيانت يا خطا زد چرا كه اين كار شفافيت نيست بلكه كدر كردن فضاست.حضرت آيت الله خامنه اي در تبيين معناي حقيقي شفافيت، اقدام مسئولان را در ارائه واضح عملكرد خود به مردم ضروري دانستند و خاطرنشان كردند: معناي حقيقي شفافيت ارائه كارنامه به مردم است و هيچكس حق ندارد مسائلي را كه اثبات نشده بيان كند و ديگران را زير بار فشار تهمت قرار دهد.رهبرانقلاب اسلامي همچنين در بحث رواج تهمت و شايعات، گناه تهمت به نظام را بسيار سنگين تر از گناه تهمت به اشخاص خواندند و تاكيد كردند: نبايد كسي كل نظام را به اموري كه شايسته نيست متهم كند چرا كه شأن نظام از اين گونه تهمت ها بسيار بالاتر است.ايشان در بخش ديگري از خطبه هاي نمازعيدفطر با اشاره به نزديك بودن هفته دفاع مقدس، هشت سال جنگ تحميلي را زمينه ساز تقويت «اعتماد به نفس ملي»، كشف ظرفيتهاي ناشناخته و شكوفايي استعدادها خواندند و خاطرنشان كردند: بخش اعظم حضور سرافرازانه ملت و جوانانش در ميدانهاي نوين دانش و فناوري مرهون آن سالهاي پرافتخار است.ايشان با تجليل از دفاع مقتدرانه ارتش، سپاه و بسيج مستضعفان در مقابل هجوم دشمنان افزودند: كساني كه وعده فتح سريع تهران را مي دادند امروز به زباله دان تاريخ افتاده اند اما ملت ايران روز به روز مقتدرتر و نظام اسلامي ريشه دارتر و تناورتر شده است و بعد از اين هم همين گونه خواهد بود.رهبر انقلاب اسلامي ملت، قواي سه گانه و همه مسئولان را به همكاري و همدلي بيشتر فراخواندند و افزودند: ايران عزيز در دهه چهارم انقلاب يعني دهه پيشرفت و عدالت نيازمند جهش هاي مختلف است تا عقب ماندگي ها را جبران كند و روند آباداني و پيشرفت را شتاب بخشد.حضرت آيت الله خامنه اي علم را كليد پيشرفت همه جانبه كشور برشمردند و تاكيد كردند: همه دستگاه ها بويژه دانشگاه، حوزه، نخبگان و دانشجويان تلاش و مراقبت كنند تا حركت علمي چند ساله اخير، كند يا متوقف نشود.ايشان همچنين استقبال مردم، مسئولان و نخبگان را از نامگذاري امسال به سال اصلاح الگوي مصرف يادآور شدند و با انتقاد از كم تحركي موجود در اين زمينه، افزودند: متاسفانه كشور در چند ماه اخير به علت هيجانات كاذب، وقت را از دست داد البته اصلاح الگوي مصرف سالها طول مي كشد اما مسئولان، دانشگاهيان، حوزويان و همه تلاش كنيم اين مسئله مهم، جداً دنبال شود كه در اين زمينه دولت بايد پيشرو و پيشتاز باشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۳۸۸/۰۶/۲۹

یکشنبه: 29/6/1388
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: ما به هیچ حزب، دسته، گروه یا مرامی وابسته نیستیم.
تقاضا داریم برای باز نشر مطالب انتشار یافته درین وبلاگ، نام منبع اصلی را درج نمایید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*****
علی قلی زاده دانشجوی ستاره دار سال 88: تا استیفای کامل حقمان پیگیری میکنیم
دانشجویانی که امسال از تحصیل محروم شده‌اند بر ادامه پیگیری خود برای رفع تضییع حق خود تأکید کردند.
علی قلی زاده یکی از فعالان دانشجویی که در کنکور کارشناسی ارشد امسال ستاره دار شده است در گفتگو با خبرنامه امیرکبیر گفت: «طبق آماری که تاکنون ما توانسته ایم تهیه کنیم امسال حداقل 20 دانشجو علیرغم کسب رتبه های قابل قبول و ممتاز در کنکور کارشناسی ارشد دانشگاه های سراسری و آزاد، از حق اولیه تحصیل محروم گشته اند.»
قلی زاده با تاکید بر پیگیری همه جانبه حق تحصیل گفت: «دانشجویان محروم از تحصیل در کنکور کارشناسی ارشد که از سال 85 به آنها ستاره دار گفته میشود، امسال پس از دریافت کارنامه و انتخاب رشته در مرحله مشاهده نتیجه نهایی در کمال تعجب با گزینه مردود مواجه شده اند. این در حالی است که طبق قانون در کنکور کارشناسی ارشد هیچگونه مرحله مصاحبه یا گزینش وجود ندارد و پذیرش و رتبه بندی دانشجویان تنها براساس نمره علمی و معدل دوره کارشناسی محاسبه می شود.»
وی با اشاره به تکذیب وجود دانشجویان ستاره دار توسط برخی از مسئولان، افزود: «مسئولان امر عنوان میکنند که ما دانشجویی که درکارنامه یا فرم پذیرش دانشگاه اش ستاره درج شود نداریم، در حالی که مراد از دانشجوی ستاره دار، دانشجویانی هستند که علی رغم کسب نمره علمی قابل قبول از تحصیل در مقاطع عالی تحصیلی محروم میگردند. این عمل کاملا غیرقانونی در چهار سال اخیر به سه شکل مختلف انجام شده است. در سال 85 فعالین دانشجویی پس از اعلام قبولی در دانشگاه مورد نظر، پس از مراجعه برای ثبت نام با ستاره هایی در فرم ثبت نام مواجه شدند، و دانشجویانی که با سه ستاره مواجه شده بودند هرگز نتواستند ادامه تحصیل دهند. در سال های 86 و 87 فعالین دانشجویی که حائز رتبه های قابل قبولی شده بودند اساسا از دریافت کارنامه علمی در مرحله اول نتایج کنکور محروم شدند و حتی نتوانستند انتخاب رشته کنند. در سال 88 نیز باتوجه به اینکه موعد دریافت کارنامه اولیه با روزهای تبلیغات انتخاباتی مقارن شده بود، ما موفق به دریافت کارنامه و انتنخاب رشته شدیم. ولی پس ازمراجعه برای مشاهده نتایج نهایی در کمال تعجب با گزینه «مردود علمی» مواجه شدیم و پس از مراجعه به سازمان سنجش متوجه شدیم که ما هم به شیوه ای جدید تر ستاره دار شده ایم.»
این عضو ستاره دار شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت با تاکید بر غیرقانونی بودن محرومیت از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد افزود: «طبق اصل 30 قانون اساسی نه تنها حق تحصیل در مدارج عالی حق همه ملت بدون هرگونه تبعیضی اعم از سیاسی یا عقیدتی می باشد، بلکه دولت موظف شده است تا شرایط یکسان برای همه ملت جهت ادامه تحصیل ایجاد کند. باز طبق اصل 9 قانون اساسی هیچ فرد و یا نهادی حق ندارد که حقوق وآزادی های ملت را حتی با تصویب قانون، محدود کند. بنا به این اصل حتی اگر قانونی در جهت محدود کردن حقوق ملت توسط هر مرجعی به تصویب برسد، از درجه اعتبار ساقط است. از طرفی دولت ایران متعهد به اجرای بیانیه جهانی حقوق بشر وکنوانسیون های الحاقی آن شده است و طبق اصول مختلف این قوانین، حق تحصیل جزء حقوق اولیه و طبیعی همه مردم محسوب میگردد وهیچ فرد و یا نهادی حق اعمال هیچگونه تبعیضی اعم از سیاسی یا عقیدتی در این مورد ندارد.»
علی قلی زاده با اشاره به استناد برخی از مسئواین به یک مصوبه مجهول شورای انقلاب فرهنگی برای ستاره دار کردن دانشجویان، افزود: «جدا از اینکه در قانون اساسی هیچ نامی از شواری عالی انقلاب فرهنگی به میان نیامده و این شورا اساسا غیرقانونی میباشد، طبق همین قانون اساسی، قانونگذاری در جمهوری اسلامی ایران فقط در شان مجلس شورای اسلامی است.
لذا پرسش بنده از مسئولان دولتی و اعضای کمیسون آموزش مجلس این است که آیا این نهادها اجازه دارند به استناد یک مصوبه غیرقانونی که البته در موجودیت آن هم شک هست، که توسط یک نهاد فراقانونی تصویب شده است، همه قوانین رسمی کشور را نقض و قانون اساسی را تعطیل کنند؟ اگراینگونه عمل کنیم پس ارزش قوانین جاری و اساسی کشور چه میشود؟ طبق منطق آقایان مجلس و وزارت خانه ها را باید تعطیل کنیم و همه امور را به دست شورای فراقانونی انقلاب فرهنگی واگذاریم.»
قلی زاده افزود: «ما در دانشگاه ها آیین نامه ای داریم به عنوان آیین نامه انضباطی دانشجویان، که مسئولان دانشگاه ها با استناد و بعضا سو استفاده از این آیین نامه با دانشجویان معترض و منتقد برخورد میکنند. اما طبق همین آیین نامه که به زعم ما ابزار سرکوب است هم مسئولان فقط اجازه دارند کسی را که در محیط دانشگاه مرتکب قتل شده است آن هم برای مدت 5 سال از تحصیل محروم کنند، نه فعالین دانشجویی را. بنده و بسیاری از دوستانمان با استناد به همین آیین نامه چندین ترم از تحصیل محروم شده ایم. و حتی اگر به زعم مسئولین مرتکب خطایی شده ایم، هزینه چندین برابر آن را پرداخت کرده ایم. آخر این چه عملی است که همه اصول و قوانین همه نظام های حقوقی و حتی داخلی را نقض میکند؟ »
این دانشجوی ستاره دار در ادامه گفتگوی خود با خبرنامه امیرکبیر افزود: «ستاره دار کردن دانشجویان آپارتاید علمی محسوب میگردد که دیگر در هیچ نقطه از دنیا جایی ندارد و ما شاهد هستیم که در دنیا حتی زندانی های خطرناک از حق طبیعی ادامه تحصیل برخوردارند.»
قلی زاده با اشاره به مصاحبه اخیر عباسپور، رئیس کمیسون آموزش افزود: «هیچیک از دانشجویان ستاره دار امسال آمفی تاتر 2 میلیاردی آتش نزده اند و تمامی فعالیت هایشان در دانشگاه ها مدنی و مسالمت آمیز بوده است وهمچنین هیچیک از دانشجویان ستاره دار امسال در اعتراضات بعد از انتخابات دچار مشکل نشده اند. این سخنان آقای عباسپور اگر حمل بر پرونده سازی برای دانشجویان نشود، ناشی از بی اطلاعی ایشان در مورد دانشجویان ستاره دار است.»
در انتهای این مصاحبه قلی زاده با اشاره به قول مساعد برخی مسئولان، ابراز امیدواری کرد که مشکل همه دانشجویان ستاره دار به زودی حل شده و دانشجویان ستاره دار بتوانند در کلاس های درس حاضر شوند.
*****
بازداشت مهدی نیاکی،روزنامه نگار و وب نگار در تهران
(جرس): بستگان سید مهدی نیاکی،روزنامه نگار، وبلاگ نویس و یکی از فعالان پایگاه خبری کلمه در دوره پیش از اعلام نتایج انتخابات خبر دادند که او از روز 23 شهریور بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شده است.
سایت موج سبز آزادی از قول یکی از بستگان مهدی نیاکی گزارش داد که«مهدی نیاکی که در خانه‏اش به تنهایی زندگی می‏کرد از روز 23 شهریور مفقود شده است و ظاهرا مامورانی به محل منزل مسکونی وی در تهران آمده و او را بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل کرده‏اند.»
وی همچنین گفت که«مادر مهدی نیاکی در جریان بازداشت پسرش قرار دارد اما به دلیل تهدیداتی که صورت گرفته، وحشت کرده و حاضر نیست بازداشت پسرش را توسط ماموران تایید کند.در واقع به وی گقته شده که بدون سروصدا منتظر بازگشت فرزدنش باشد.با اینحال 6 روز از بازداشت مهدی نیاکی می‏گذرد و متاسفانه هنوز معلوم نیست که وی در کجا نگهداری می‏شود.»
همین گزارش حاکی است که مهدی نیاکی به همراه 4 نفر دیگر از فعالان سایت کلمه دو هفته پس از اعلام نتایج انتخابات از سوی پلیس امنیت تهران احضار شدند ولی بازداشت نشده بودند.اسامی دیگر روزنامه نگاران احضار شده اعلام نشده است.
مهدی نیاکی با بسیاری از روزنامه‏های اصلاح‏طلب همکاری داشته و همچنین دبیر سابق سروبیس اجتماعی خبرگزاری ایلنا و دبیر سرویس جامعه خبرگزاری سازمان جوانان در دوره ریاست جمهوری خاتمی که به نام «خبرگزاری سینا» شهرت داشت را در کارنامه روزنامه نگاریش دارد.خبرگزاری سینا با به قدرت رسیدن احمدی نژاد در سال 84 منحل شد.
بیشتر:
وبلاگ مهدی نیاکی: ناریا
*****
مریم صبری، یکی دیگر از قربانیان تجاوزات حیوانی رژیم در زندان افشاگری می کند:

*****
فشار شدید بر خانواده و دوستان ابراهیم شریفی؛یکی از افشا کنندگان تجاوز جنسی در بازداشتگاه ها
کمپین بین المللی حقوق بشر امروز نگرانی شدید خود را درباره امنیت جانی ابراهیم شریفی، دوستان و خانواده او ابراز کرد.
ابراهیم شریفی یکی از شاهدان مهدی کروبی و از قربانیان تجاوز جنسی به بازداشت شدگان در بازداشتگاه ها است که پس از تلاش نمایندگان قوه قضائیه در تهدید او برای تکذیب تجاوز جنسی به او در دوران بازداشت، از ادامه پیگیری در سیستم قضایی ناامید و متواری شده بود و در حال حاضر در خارج از کشور تحت تعقیب امنیتی است و علاوه بر این خانواده او، و نیز دوستانش برای تکذیب گفته های ابراهیم با شرکت در یک شوی تلویزیونی از مجموعه ساخته های تکذیب تجاوز در زندان، تحت فشار هستند. بنابر همین گزارش دیگر قربانیان تجاوز هم تحت فشارهای مشابهی قرار دارند.
هادی قائمی؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در باره وضعیت ابراهیم شریفی گفت«آنچه که بر ابراهیم رفته است، نه یک اتفاق بلکه یک شیوه شکنجه تصمیم گیری شده و دستوری برای شکستن روحیه بازداشت شدگان جوان بوده است. هر چند اطلاعات در این زمینه ناقص است، اما گزارش های رسیده به ما حاکی از این است که تجاوز نه در یک بازداشتگاه و نه در یک شهرستان متمرکز بوده، و نه فقط خاص دختران که در مورد پسران نیز این آزار و تعرض جنسی اعمال می شده است.»
ابراهیم شریفی که در جریان انتخابات در ستاد مردمی کروبی فعال بود پس از اعلام نتایج انتخابات به مدت یک هفته در تظاهرات اعتراضی شرکت می کند. در روز دوم تیرماه توسط سه نفر ناشناس ربوده می شود و با دست و چشم بسته به مکان نامشخصی برده می شود. یک هفته در این مکان مورد شکنجه و اعدام نمایشی قرار می گیرد و پس از اعتراض به اعدام نمایشی، مورد ضرب و شتم قرار گرفته و دستور تجاوز و تعرض جنسی برایش صادر می شود. دست و پا بسته در اتاقی مورد تعرض قرار می گیرد و سپس خود را در روی تخت یک مرکز بهداشتی می یابد، در حالی که بر یک دستش سرم و خون وصل بود و دست دیگرش به تخت بسته شده بود.ابراهیم پس از یک هفته بازداشتی که هنوز نمی داند محل آن کجا بوده، در اتوبان سبلان رها می شود. در جریان معالجات خود، اسناد پزشکی مبنی بر تجاوز برایش صادر می شود.
هادی قائمی در مورد هدف تجاوز جنسی بعنوان شکنجه گفت«بنظر می رسد با تحلیلی که نیروهای امنیتی از ترکیب معترضین داشتند که غالبا نیروهای جوان بوده و بخشی هم از خانواده های سنتی هستند، سیاست تجاوز و تعرض جنسی در زندان ها را در مورد این افراد در پیش می گیرند و پس از تجاوز آنها را آزاد می کنند. بخش عمده ای از این افراد پس از آزادی سکوت کرده و در وضعیت کاملا انفعالی و افسردگی بسر می برند. و حتی بخش عمده ای از این افراد که در مورد تجاوز در زندان ها صحبت می کنند، با سرکوب خانواده و دوستان مواجه می شوند. به این ترتیب نیروهای امنیتی به جای اینکه خود دست به سرکوب این معترضین جوان در زندان بزنند، با این عمل جامعه را وادار به سرکوب این افراد می کنند. از طرف دیگر با توجه به برخورد های سنتی جامعه در حوزه روابط جنسی، نیروهای امنتیتی به این ترتیب قصد داشتند که ترس و وحشت را در بین مردم جریانسازی کنند تا از حضور جوانانشان در راهپیمایی های اعتراضی جلوگیری کنند.»
تشکیل کمیته های پیگیری در مورد وضعیت بازداشت شدگان توسط نامزدهای انتخاباتی، این مکان را به محلی برای تحقیق و بررسی شکنجه های اعمال شده در مورد زندانیان تبدیل کرد. برخی از کسانی که خود قربانی تجاوز و تعرض جنسی بودند یا خانواده های آنها، اسنادی را در اختیار این دو کمیته گذاشتند.
مهدی کروبی در نامه های متعددی خواستار بررسی قضایی تجاوز های جنسی شد. سرانجام بعد از تکذیب های فراوان، مسئولین قضایی به بررسی موارد مستند تن دادند. اما انحراف مسیر بررسی قضایی و اعمال تهدیدها و تکذیب های امنیتی باعث شد که کروبی، سه سند ارائه شده به قوه قضائیه را با مردم نیز در میان بگذارد. یکی از این اسناد مربوط به ابراهیم شریفی بود که توسط هئیت سه نفره قوه قضائیه به ساختگی و جعلی بودن اسناد آن اشاره شده است.
همچنین در گزارش هئیت سه نفره از آقای محمد داوری از اعضای حزب اعتماد ملی بعنوان کسی که سی دی این سند را تهیه کرده است، نام برده شده است. دفاتر کمیته های پیگیری کروبی و موسوی در روزهای 16 و 17 شهریور مورد حمله قرار می گیرد و ماموران پس از مصادره کلیه اسناد و مدارک، دفاتر را پلمپ می کنند و به بازداشت مسئولین این کمیته ها، مرتضی الویری و دکتر بهشتی، و سایر افراد مرتبط با پییگری وضعیت آسیب دیدگان از جمله محمد داوری، بازداشت شده در روز 18 شهریور اقدام می کنند.
ابراهیم شریفی که اسناد خود را در اختیار آقای کروبی قرار داده بود، به همکاری با ایشان برای بررسی قضایی ادامه می دهد. در جریان بررسی توسط نمایندگان قاضی مرتضوی بشدت تهدید می شود که نباید اساسا اعتراض می کرده و برای حفظ جان خود و خانواده اش بهتر است که حرفش را پس بگیرد. در جریان دستور قاضی مرتضوی برای بررسی مجدد توسط پزشکی قانونی، ابراهیم شریفی متوجه می شود که همه مسیرهای حقیقت یابی در کنترل نیروهای امنیتی است.در پی افزایش تهدیدها وخطرات جانی وی از کشور خارج میشود. در این مورد ابراهیم شریفی به کمپین گفت«من اصلا از ایران نمیخواستم خارج شوم ولی با با تهدیدها و فشارهای روزافزون جان خودم و خانواده ام در خطر بود. به خصوص وقتی تصمیم برای ملاقات با کمیته مجلس داشتم مامورین اطلاعاتی تهدید به قتل من و خانواده ام از طریق تصادف ساختگی کردند.»
پس از ناپدید شدن، پدر وخانواده ابراهیم شریفی به اشکال مختلف مورد کنترل قرار می گیرند و توسط نیروهای موتورسوار تهدید می شوند و به دنبال مشخص شدن اینکه ابراهیم شریفی به خارج از کشور رفته و در مصاحبه های متعددی به افشای این تجاوز جنسی درزندان مشغول است، نه تنها خودش در تعقیب نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور قرار گرفته، و تهدید خانواده اش همچنان ادامه دارد، بلکه یکی از دوستانش نیز به وزارت اطلاعات برده شده، مورد بازجویی شدید و تهدید قرار گرفته است و خانواده او نیز بشدت تحت کنترل هستند.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، به نیروهای امنیتی و نظامی حاکم برایران که قدرت سیاسی را در اختیار گرفته اند، گوشزد کرده است که تاثیر سیاست های سرکوبگرانه مردمی را که فقط خواستار حقوق بشر خود هستند واقع بینانه ارزیابی کنند.
همه این دادگاه های گروهی و شکنجه ها و تجاوز های جنسی و ساخت شوهای تلویزیونی، اثری در تغییر مسیر انتخاب شده مردم نداشته است و مشارکت میلیونی مردم در راهپیمایی روز قدس برای فریاد زدن خواسته برحق خودشان، علیرغم همه تهدیدهای مستقیم نظامی، یک شاخص در این مورد است.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اعلام کرد که هر گونه اتفاقی برای ابراهیم شریفی،اعضای خانواده،دوستان و همکاران او و افرادی از قبیل محمد داوری که یکی از اتهام های او تهیه سی دی در مورد تجاوز جنسی به ابراهیم شریفی است، بر عهده مسئولین جمهوری اسلامی ایران است.
*****
سیلی دیگری بر چهره پلید "سیدعلی گدا"
در حالی که حضرت خلیفه ولایت وقیح امروز یکشنبه 29 شهریور را روز عید فطر اعلام کرده و تعطیل عمومی می باشد، مراجعی که این فرد بیسواد و جنایتکار و پلید راقبول ندارند و گفته ها و فرامین فرعونی او را نوعی خود برتر بینی می دانند در بیانیه های مخحتلفی اعلام کرده اند که فردا دوشنبه 30 شهریور عید فطر است بنابراین آنانی که در حقیقت به شعبان و رمضان و اینجور مزخرفات ایمانی قلبی و معنوی دارند، سرشان کلاه رفته و "روزه" خویش را امروز نگاه نداشته اند و بدستور حضرت خلیفه مسلمین امروز روزه نگرفتند که البته گناهش به گردن کلفت سیدعلی گداست. به اطلاعیه های زیر توجه نمایید:
امروز یکشنبه عید فطر نیست
شامگاه شنبه در حالی که خامنه ای روز یکشنبه را عید فطر اعلام کرد، بقیه مراجع احتمال اعلام روز دوشنبه به عنوان عید فطر را مطرح کردند.
به گزارش
گویا نیوز ، شنبه سایت آیت الله خامنه ای در تیتر کوتاهی نوشت« حلول ماه شوال از نظر رهبرانقلاب مسجل شد و فردا يكشنبه عيد فطراست. این سایت فیلم استهلال دفتر رهبری را هم برای مشاهده منتشر کرده که مستندی است ساخته شده در سال ۱۳۸۵ در ارتباط با نحوه مشاهده هلال ماه.»
در مقابل بقیه مراجع تقلید از عدم رویت هلال ماه خبر داده اند.
آیت الله صافی گلپایگانی در سایتش نوشت که« در پي تماس‌هاي مکرر تلفني و حجم بسيار زياد نامه‌هاي الکترونيکي وارده به سايت رسمي حضرت آيت الله العظمي صافي مدظله الشريف، بدينوسيله به اطلاع عزيزان و مؤمنان خداجوي مي‌رساند در صورتي که غروب شنبه 28/6/88 هلال ماه شوال، رؤيت و به محضر معظم له ثابت گردد، خبر مربوطه از طريق سايت رسمي مرجعيت به آدرس
http://www.saafi.net اعلام مي‌گردد.» که این سایت چنین خبری را تا صبح یکشنبه منتشر نکرد.
پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی صانعی هم در صفحه نخست سایتش نوشت« با توجه به تماس های مکرر مومنین روزه دار با دفتر معظم له، به اطلاع می رساند تاکنون رویت هلال ماه شوال برای حضرت آیت الله العظمی صانعی (مدظله العالی) ثابت نشده است، و در صورت ثبوت رؤیت هلال ماه شوال از همین طریق اطلاع رسانی خواهد شد.»
آیت الله بیات زنجانی هم نظر مشابهی اتخاذ کرده است«به اطلاع مومنین روزه دار می رسانیم رویت هلال ماه شوال تا این لحظه بر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی (مدظله) ثابت نشده است . بدیهی است در صورت دریافت اخباری پیرامون این موضوع، از همین مکان اطلاع رسانی خواهد شد.»
آیت الله منتظری هم در توضیح کوتاهی یادآور شده که« تا این لحظه حلول ماه شوال برای آیت الله العظمی منتظری ثابت نشده است، به محض ثبوت به اطلاع خواهد رسید.»
آیت الله موسوی اردبیلی هم در سایتش نوشت« عيد فطر هنوز نزد حضرت آية الله العظمى موسوى اردبيلى(مد ظله العالى) ثابت نشده است.»
عدم اعلام عید فطر از سوی این مراجع تقلید شیعه در حالی است که آیت الله جوادی آملی و آیت لله مکارم شیرازی نیز درباره رویت ماه شوال سکوت اختیار کرده اند.
*****
موج احضار دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه
کرمانشاه پست – در آستانه بازگشایی دانشگاه های کشور ، موج احضار دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه به کمیته انضباطی همچنان ادامه دارد . مطابق اخبار دریافتی این هفته به اتهامات تعداد دیگری از دانشجویان رسیدگی می شود ، هر چند دانشجویان عقیده دارند که آنها جرمی یا گناهی مرتکب نشده اند که به آن رسیدگی شود . در میان اسامی ، آرمان میرازیی-سجاد حیاتی - احسان حیاتی ( دبیر شورای صنفی )-روشنک امیریان-مینا افضلی-مسعود تورنگ - نکیسا سردار زاده - نسترن خلیلی-پندار علیرضا زاده و محمدرضا دانشور بچشم می خورد .
این موج دوم احضارها طی یکماه اخیر بحساب می آید . در موج اول دهها دانشجو به احکام گوناگونی محکوم شدند . گذشته از اشکان مسیبیان و سیامن غیاثی ، محمد جعفری 2 ترم با احتساب سنوات ، میلاد غلامی 2ترم بدون احتساب ، روح الله امینی 2ترم و جریمه نقدی ، محسن بابایی دوترم و جریمه نقدی ، سعید خوانچه زر یک ترم ، فرشته اربابی یک ترم ، حشمت مطاعی دانشکده کشاورزی 2ترم ، محمد صفی زاده 2ترم و جریمه نقدی از جمله افرادی بودند که با احکام شدید کمیته انضباطی مواجه شده اند . لازم بذکر است بهمراه این احکام محرومیت از کلیه تسهیلات رفاهی تا پایان تحصیل در نظر گرفته شده است .
در موج اول احضارها “ اخلال در نظم و شکست اموال عمومی دانشگاه “ ذکر شده بود . دانشجویان بر این باورند که گستردگی احضارها و همچنین احکام صادره برای به سکوت کشاندن دانشجویان در آستانه بازگشایی دانشگاهها است . مقامات دانشگاه همچنان در قبال وقایع اخیر دانشگاه و علل چنین حجم گسترده احضار و احکام ها سکوت کرده و نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی هیچگونه اظهارنظری نکرده اند .
*****
فیلم: فرار بسیجی های مزدور از ترس ملت خشمگین، در روز 27 شهریور

*****
از میان ایمیل های دریافتی:
لغو ضیافت احمدی‌نژاد در هتل هلم اسلی
آینده نيوز: خبرگزاری فرانسه به نقل از روزنامه نیویورك پست نوشت: مسئولان هتل هلم اسلی در نیویورك اعلام كردند: به محض اطلاع از راه‌اندازی یك ضیافت در محل این هتل، به مناسبت حضور احمدی‌نژاد در هفته آتی برای شركت در نشست سالانه سازمان ملل، دستور ابطال این رزرواسیون را صادر كرده‌اند.
به گزارش سرویس بین الملل «آینده»، به گفته مسئولان این هتل، روز پنج شنبه یك گروه فشار آمریكایی موسوم به اتحاد علیه ایران اتمی به این هتل اطلاع داده كه میهمان سالن ضیافت سالن رزروشده از چهار ماه پیش به وسیله انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی، احمدی نژاد، رییس جمهور ایران می‌باشد.
در پی این اطلاع رسانی، هووار روذبنستن، سخنگوی هتل ضمن ابطال این ضیافت گفت: "نه هیئت ایرانی و نه رئیس جمهور ایران، جایی در ساختمانهای متعلق به هلم اسلی ندارند."
به گزارش نیویورك پست این تصمیم بعد از صحبت‌های محمود احمدی‌نژاد در مورد انكار هولوكاست در روز قدس، توسط این هتل گرفته شد.
اصراراحمدی نژاد بر سفر هر ساله به نیویورك، در شرایط فعلی كه به دلیل فضای پس از انتخابات ابهامات زیادی درباره حوادث اخیر ایران در افكار عمومی جهان مطرح است، این نگرانی را مطرح كرده كه به طور كلی برنامه‌های رییس دولت دهم در آمریكا با اختلال همراه گردد.
حضور احتمالی هزاران تن از جمعیت میلیونی ایرانیان ساكن آمریكا در برابر سازمان ملل و محل اقامت احمدی‌نژاد و سوالهای چالشی خبرنگاران خارجی از وی در مصاحبه‌های عمومی و اختصاصی كه احتمالا با پخش بخشهایی از چندهزار فیلم آماتوری كه توسط شهروندان از حوادث پس از انتخابات گرفته شده، در مقابل احمدی نژاد، وی را در شرایط دشواری قرار خواهد داد.
این در حالی است كه روز گذشته خبرنگار شبكه آمریكایی ان.بی.سی با تكرار چندین باره سوال خود درباره دزدیده شدن انتخابات به معركه ‌گیری پرداخت و البته احمدی‌نژاد هم از پاسخ دادن به پرسش وی طفره رفت.
با توجه به فعالیت قوی سازمانهای غیردولتی نظیر اتحادیه گزارشگران بدون مرز، عفو بین الملل و دیگر تشكلهای بین المللی، حضور چند روزه احمدی‌نژاد در نیویورك، احتمالا یكی از دشوارترین سفرهای وی طی 4سال اخیر خواهد بود و حضور ده‌ها زندانی مشهور از چهره های سیاسی ومطبوعاتی در بازداشتگاهها بر دشواری فعالیتهای احمدی نژاد در نیویورك خواهد افزود.
در این شرایط به نظر می رسد بهتر است یا با نظر مقامات عالی‌رتبه نظام در سفر احمدی‌نژاد به نیویورك تجدیدنظر شده و یا با درخواست ریاست دولت دهم، جمعی از زندانیان سیاسی و مطبوعاتی به مناسبت عید فطر آزاد شوند تا در نتیجه تا حدودی به كاهش تنش در فضای موجود و بهبود تصویر بین‌المللی احمدی نژاد كمك كند.
*****
"یورو" جایگزین "دلار" در محاسبات حساب ذخیره ارزی شد
خبرگزاری حکومنی مهر: محمود احمدی رئیس جمهوری دستور جایگزینی "یورو" به جای "دلار" در محاسبات حساب ذخیره ارزی را صادر کرد.
این دستور رئیس جمهوری که در تاریخ 21 شهریورماه جاری صادر شده، در راستای تصمیم هیئت امنای حساب ذخیره ارزی در جلسه کمیسیون اقتصاد صادر شده است.
براساس این دستور، در جزء (1) بند "الف" مصوبه شماره 70964/100 هیئت امنای حساب ذخیره ارزی موضوع "شرایط و ضوابط اعطای تسهیلات از محل حساب ذخیره ارزی" واحد پول محاسبات از "دلار آمریکا" به "یورو" اصلاح شده است.
جمهوری اسلامی پیش از این با اعلام پایان فروش نفت ایران به دلار، از جایگزینی یورو به جای دلار در معاملات نفتی خبر داده بود.
همچنین پیش از این سبد ارزی کشور که مدیریت آن در اختیار بانک مرکزی جمهوری اسلامی است، نیز به ترکیبی از ارزهای معتبر خارجی تبدیل شده بود.
در بخش دیگری از این مصوبه آمده است: کمیسیون اقتصاد دولت همچنین نرخ سود قرارداد تسهیلات اعطایی به طرح‌ها از محل حساب ذخیره ارزی را از 12 به 5 درصد کاهش داده است.
این مصوبه به پیشنهاد معاون برنامه ریزی و نظارت راهبری ریاست جمهوری و بانک مرکزی و به استناد ماده (1) برنامه چهارم - مصوب 1383- تصویب شده است.
*****
از میان ایمیل های دریافتی

*****
زمزمه های معامله آمریکا و روسیه بر سر ایران
کرملین هم احمدی نژاد را “دروغ گو” نامید
مرتضی نیک پندار
در آستانه نشست مجمع عمومی سران سازمان ملل متحد در نیویورک، بار دیگر محمود احمدی نژاد با تکرار ادعاهای خود درباره نسل کشی یهودیان، واکنش های بین المللی را علیه خود برانگیخت. در این میان حتی روسیه به شدت اظهارات احمدی نژاد را محکوم کرد. این در حالی است که همزمان برخی تحلیگران سیاسی از توافق پشت پرده امریکا با روسیه برای افزایش فشارها بر ایران خبر می دهند.
محمود احمدی نژاد در سخنان خود در روز قدس، بار دیگر هولوکاست را «یک دروغ» و «ادعای غیر قابل استناد» و «افسانه ای» نامید.او این ادعا را بارها پیش از این تکرار کرده است. یکی از انتقادهای جدی مهدی کروبی و میرحسین موسوی در مناظرات انتخاباتی با احمدی نژاد پیرامون انکار هولوکاست بود. تفاوتی که این بار در هنگام بیان این اظهارات از سوی احمدی نژاد دیده می شد این بود که همزمان گروهی کثیری از مردم علیه او شعار می دادند و او را دروغگو خطاب می کردند.
اظهارات احمدی نژاد بلافاصله توسط مقام های کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و روسیه تقبیح شد. رابرت گیبس، سخنگوی کاخ سفید طی واکنشی به سخنان احمدی نژاد گفت: «اشاعه چنین دروغهای نفرت برانگیزی به انزوای بیشتر دولت ایران در جامعه جهانی خواهد انجامید.» گیبس به سخنان باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا در قاهره استناد کرد که گفته بود: «انکار هولوکاست بی اساس، جاهلانه و نفرت اور است». دیوید میلیبند، وزیر امور خارجه بریتانیا نیز به فاصله چند ساعت پس از سخنرانی احمدی نژاد گفت که این سخنان "نفرت انگیز و حاکی از بی اطلاعی" است. وزیر امورخارجه بریتانیا از جامعه بینالمللی خواست که در مقابل این تحقیر وتوهینها ایستادگی کند. فرانک والتر اشتاینمایر، وزیر امورخارجه آلمان نیز در حمله ای کمسابقه گفت: «احمدینژاد با بیان مهملات و اراجیف غیرقابل تحمل، ننگ کشور خود است.» واکنش روسیه به اظهارات احمدی نژاد نیز در نوع خود بی سابقه بود: آندره نسترنکو سخنگوی وزارت خارجه روسیه با انتقاد شدید از سخنان احمدی نژاد گفت:«چنین سخنان دروغی اصلا قابل قبول نیستند». سخنگوی وزارت خارجه روسیه در ادامه گفت:«در زمانی که یادبود هفتادمین سالگرد جنگ برگزار میشود، احمدینژاد با این سخنان به قربانیان و همه آنهائی که با فاشیسم جنگیدهاند توهین میکند». نسترنکو افزود:«علاوه براین چنین سخنانی گفتگو با ایران را دشوار میکند».
با وجود این واکنش ها، تحلیلگران سیاسی پیش بینی می کنند که احمدی نژاد بار دیگر در سفر خود به نیویورک نیز جنجال آفرینی کند و همانند حضورهای خود در مجامع بین المللی این بار نیز سوژه برای تنش زایی خلق کند. اهمیت رفتار این بار احمدی نژاد در نیویورک آنجا بیشتر می شود که تنها ۱۰ دیروز تا آغاز مذاکرات ایران با کشورهای «۱+۵» باقی مانده است و به هر حال هر گونه اظهار و یا رفتار تنش آفرینی می تواند این مذاکرات را تحت تاثیر قرار دهد.
نامه محرمانه اوباما به روس ها بر سر ایران؟
تحول جدید و جدی دیگری که پیش از سفر احمدی نژاد به نیویورک و آغاز مذاکرات هسته ای رخ داده، تصمیم باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا بر لغو برنامه استقرار سپر دفاع موشکی در لهستان و چک است. مقامات آمریکایی مدعی بودند که این برنامه برای مقابله با تهدید موشکی رژیم ایران است اما روسیه آن را تهدیدی جدی علیه خود و به نشانه آغاز دوران جدید جنگ سرد قلمداد کرده بود. گفته می شود که عقب نشینی باراک اوباما در این زمینه ناشی از توافقی پنهانی با روسیه بر سر ایران می تواند باشد.
شواهدی جدی در این زمینه وجود دارد. اما یکی از مهمترین آنها نامه محرمانه ای است که رئيس جمهوری آمريکا در بهمن ماه سال گذشته برای همتای روسی خود فرستاد و در آن پيشنهاد معامله ای را بر سر طرح سپر دفاع موشکی ارائه کرد. در اين نامه اوباما لغو طرح استقرار سپر دفاع موشکی در اروپای شرقی را منوط به تغییر خط مشی مسکو در مقابله با خطر ایران اعلام می کند. باراک اوباما مدتی بعد و در خلال یک کنفرانس مطبوعاتی محتوای این نامه را تایید کرد.
یک روز پس از اعلام انصراف آمریکا از استقرار سپر دفاع موشکی در اروپای شرقی، اعلام شد که دور جدیدی از همکاری میان ناتو و روسیه آغاز خواهد شد. ناتو از روسیه خواست برای اعمال فشارهای دیپلماتیک بیشتر علیه ایران به منظور جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای، با دیگر قدرتهای جهانی همراه شود. بلافاصله فوگ راسموسن، دبیر کل ناتو، به روسیه پیشنهاد همکاری در زمینه ساخت مشترک سامانه دفاع موشکی را داد. راسموسن از روسیه خواست که در این زمینه به ناتو کمک کند. شواهد تغییر خط مسکو در قبال ایران با سخنان نامتعارفی که دیمیتری مدودف رئیس جمهوری روسیه در روزهای گذشته داشت، قوت می گیرند. مدودوف اعلام کرد که گزینه احتمال افزایش تحریمها علیه ایران، کماکان به قوت خود باقی است و حذف نشده است. او گفت که تحریمها در کل خیلی موثر نیستند، اما گاهی گریزی از آنها نیست.
در شکستی دیگر برای دستگاه دیپلماسی محمود احمدی نژاد، اخیرا کشورهای غیرمتعهد عضو شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز پیشنهاد ایران مبنی بر ممنوعیت حمله نظامی به مراکز و تاسیسات هستهای را تصویب نکردند. ایران قصد داشت با تصویب این قطعنامه از سوی شورای حکام، آن را به اجلاس عمومی آژانس ارائه کند.
*****
ساعت رسمی ایران دوشنبه تغییر می کند
واحد مرکزی خبر: بر اساس قانون تغییر ساعت رسمی کشور مصوب 1386 مجلس شورای اسلامی ساعت رسمی کشور در ساعت 24 دوشنبه سی ام شهریور یک ساعت به عقب برگردانده می شود.
احمدی نژاد مهر سال 1386 قانون تغییر ساعت رسمی کشور را که پس از تصویب در مجلس شورای اسلامی به تایید شورای نگهبان رسیده بود برای اجرا به معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور ابلاغ کرد.
بر اساس ماده واحده این قانون، ساعت رسمی کشور هر سال در ساعت 24 روز اول فروردین یک ساعت به جلو کشیده می شود و در ساعت 24 روز سی ام شهریور به حال سابق برگردانده می شود.
*****
بازداشت یک فعال دانشجویی در اردبیل
به گزارش دریافتی، امید شکری مدیر مسئول سابق نشریه سایان دانشگاه پیام نور اردبیل روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ٨٨ پس از بازگشت از ترکیه بازداشت شد. بازداشت این فعال دانشجویی پس از احضار و حضور وی در اداره اطلاعات اردبیل صورت گرفته است. گمان می رود بازداشت شکری با فعالیتهای دانشجویی پیشین وی در نشریه دانشجویی سایان مرتبط باشد. این فعال دانشجویی آذربایجان جهت ادامه تحصیل از سال ٨۶ از کشور خارج و در کشور ترکیه اقامت داشت.
*****
همزمان با تشکیل پرونده قضایی برای کروبی،
پدر شهید جوادی فر: امنيت باشد جنايت‌ها افشا مي‌شود
فرهاد يزداني
گرچه يك هفته پيش هيئت سه نفره دستگاه قضايي كه براي بررسي شواهد شکنجه زندانیان تشکیل شده بود در گزارش بلند بالايي مدارك كروبي در خصوص تجاوز به بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات را جعلي دانست و از ريیس قوه قضائيه درخواست برخورد با اين كانديداي معترض به نتايج انتخابات را کرد، اما پرونده بدرفتاری ماموران حکومتی با بازداشت شدگان وقایع پس از انتخابات همچنان خبرساز است. برخي از شعارهاي راهپيمايان روز قدس در تهران و ساير شهرستانها از جمله "شكنجه، تجاوز ديگر اثر ندارد" يا "كهريزك، بسيجي ديگر اثر ندارد" نيز مويد همين موضوع است.
از گروهبان تا آخرين رده نظامي
در يكي از تازه ترين رويدادهایی كه صحت و درستي گزارش سه نفره قوه قضائيه را زير سئوال مي‌برد، پدر "امير جوادي فر" يكي از کشته شدگان بازداشتگاه كهريزك با اشاره به جنايت هاي صورت گرفته در اين بازداشتگاه اعلام كرده است "اگر دستگاه قضايي امنيت را ايجاد كند، خيلي ها حاظر به شكايت در دادگاهها هستند."
پيشتر علي مطهري نماينده مردم تهران نيز روايتي از اين ترس و نگراني را با خبرنگاران در ميان گذاشته بود. او از مادري گفته بود كه براي شكايت از آنچه بر فرزندش در بازداشتگاهها گذشته به مجلس آمده و قرار بوده كه براي پيگيري مشكل فرزندش بازهم به ديدار اين نماينده محافظه کار برود، اما فرداي آن روز آن مادر تماس گرفته و هراسان گفته كه از هيچ كس شكايتي ندارد و "آنچه هم در نزد شما گفتم را فراموش كنيد".
مهدي كروبي نيز در آخرين نامه خود كه خطاب به ملت ايران نوشته شده بود گفته بود كه عده‌اي موتور سوار را مامور كرده‌اند تا جلوي خانه آنهايي كه از بدرفتاري‌ها در بازداشتگاهها شكايت كرده اند بروند و "با عربده كشي آبروي خانواده ها را برده و آنها را از عواقب و ادامه پي ‌گيري شكايت‌هاي خود بترسانند".
پدر شهيد جوادي فر در ادامه سخنان خود كه در مجله "پنجره" – نشريه اي نزديك به اصولگرايان - منتشر شده است افزوده: " من در لایحه ای که تنظیم و به دادگاه ارایه شد، اعلام کرده‎ام که خواهان برخورد و محاکمه تمامی آمرین، عاملین و مجریان حوادث کهریزک و کسانی که سبب مرگ فرزندم شده اند، هستم. چون از گروهبان جزء تا آخرین رده نظامی در این مسئله سهیم هستند و لذا فرد خاصی مد نظرم نیست."
هنوز به درستي مشخص نيست كه در جريان حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري دهم چه تعدادي كشته شده‌اند، اما كميته مشتركي كه زير نظر ميرحسين موسوي و مهدي كروبي در اين خصوص فعاليت مي كردند نام 72 تن را ليست كرده و تحويل مجلس شوراي اسلامي دادند، اقدامی كه خشم رسانه هاي اصولگرا را برانگيخت و آنها انتخاب اين عدد را يك اقدام سياسي جهت دست يافتن به اهداف خاص عنوان كردند. مجلس شوراي اسلامي نيز اعلام كرد كه نمي تواند صرف اسم و فاميل فردي تحقيقي صورت دهد.
چند روز پس از اين واقعه خبرهايي در زمينه دفن دهها جسد بي نام و نشان همه نگاه ها را به سمت بهشت زهرا كشاند و هنوز اين پرسش در اذهان باقي مانده بود كه اين اجساد متعلق به چه كساني است و دليل بركناري مدير عامل بهشت زهراي تهران 24 ساعت پس از انتشار بر تدفين هاي غير مجاز چه بوده است. در چنین شرایطی بود که به ناگاه دفتر پي‌گيري‌هاي امور آسيب ديدگان دو كانديداي ناراضي پلمپ و اسناد و مدارك آن نيز ضبط شد و اين همان اتفاقي بود كه به فاصله كوتاهي بر سر اسناد و مدارك كروبي و دفتر شخصي و حزب او نيز آمد. عليرضا بهشتي و مرتضي الويري نيز بازداشت شدند تا همچنان هر چه از روزهاي تابستان كاسته مي شود بر ترديد ها و ابهامات افزوده شود.
کروبی: در دادگاه برایم پرونده درست کرده اند
در واکنشی جداگانه، دیروز مهدی کروبی در دیدار با شماری از پزشکان و دندانپزشکان عضو هیئت علمی دانشگاههای کشور، ارائه اسناد به کمیتۀ ویژه قوۀ قضاییه در مورد وقوع شکنجه و تجاوز در بازداشتگاهها را "بی فایده" دانست و گزارش این کمیته را "جهت دار" و ناشی از "دستور از بیرون" برآورد کرد.
کروبی در جریان این دیدار تاکید کرد "من هر کاری را که وظیفه تشخیص بدهم انجام می دهم و هر پیامدی هم داشته باشد تحمل می کنم". وی با اشاره به ملاقاتهایی که برخی از سران جناح اصولگرا با او داشته اند، با بیان اینکه "آنها به من می گویند تو تند رفته ای اما با این حال نگران این نوع برخوردها با ما و مردم هستند و به همین دلیل توصیه می کنند پیگیر نباشیم تا اوضاع آرام شود" تاکید کرد "کسانی که الآن در طرف مقابل تصمیم گیر هستند و حتی موجب نگرانی این افراد نیز شده اند چندان دگم و تنگ نظر هستند که قادر به دیدن واقعیت ها نیستند و ما را دست خالی حساب می کنند در حالی که طرف اصلی آنها مردم هستند که خودشان در صحنه اند و ما به پشتوانۀ حمایت مردم و از طرف آنها پیگیر رأی و حقوق قانونی شان هستیم".
در بخش دیگری از این جلسه، رییس حزب اعتماد ملی از تشکیل پرونده ای علیه خود در دادگاه خبر داد و در همین خصوص گفت "وقتی خواستند برگۀ ابلاغیه را به رویت من برسانند زیر آن نوشتم: برای من فرصت خوبی خواهد بود تا در دادگاه جنایت هایی که روی شاه را هم سفید کرد بازگو کنم و بعد امضا کردم".
ادامه آزادي مطلق...
سخنان پدر شهيد امير جوادي فر و اعلام اينكه نبود امنيت موجب ترس از افشاي جنايت ها شده است مصادف شد با انتشار متن گفتگوي دو روز پيش محمود احمدي نژاد با شبكه خبري "ان بي سي" آمريكا كه در آن رئيس دولت دهم با اشاره به حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري مدعي شده بود :" در ايران اظهارنظر آزاد است و هر کس می تواند نظر خود را داشته باشد، آزادترين نوع بيان در ايران است... مشی من خيلی باز است مخالفين من به راحتی و بدون نگرانی حرف‌هايشان را می‌زنند." سخناني كه ياد آور اظهارات چند وقت پيش اوست كه گفته بود آزادي در ايران "تقريبا مطلق است.
در همين حال در جريان راهپيمايي آرام و مسالمت آميز صدها هزار نفر از معترضان در تهران در روز قدس تعدادي دستگير شدند كه مقامات مسئول تاكنون آماري از تعداد بارداشت شدگان ارائه نكرده اند و تنها به گفتن "گروهي" بسنده كردند. تجمع بزرگي از خانوادهاي نگران كه براي يافتن نشاني از عزيزان خود، امروز برخي از خبرنگاران و رهگذران عادي در جلوي دادگاه انقلاب ، زندان اوين و برخي ديگر از اماكني از اين دست شاهد بودند حكايت از دستگيري‌هايي گسترده در روز قدس دارد.
سرهنگ مهدی احمدی در همين رابطه و در گفتگو با خبرنگار ايلنا گفت: "روز گذشته در جريان برگزاری راهپيمايی روز جهانی قدس در تهران‏، تعداد اندکی با حرکت از ميدان هفت‌تير به طرف ميدان ولی‌عصر شعارهايی خارج از موضوع راهپيمايی ديروز سردادند که پليس با آنها برخوردی نداشت اما درميان اين افراد،گروهی به قصد اخلال‌گری و آسيب‌رساندن به اموال عمومی در حرکت بودند که پليس پيش از آنکه آنها موتورسيکلت ها را آتش بزنند و يا به اموال عمومی آسيب برسانند آنها را دستگير کرد."
از شهرهاي مشهد، شيراز و اصفهان نيز خبر مي‌رسد كه عده‌اي معترضين دستگير شده اند. در عين حال در شهر قم نيز عده‌اي از نزديكان آيت الله منتظري براي ساعاتي بازداشت بوده اند: بنابر گزارش های رسیده، چهار روز پس از دستگيری سه نوه آيت الله العظمی منتظری ديروز ظهر حدود ساعت دوازده نيروهای امنيتی قم حامد، ناصر و هاجر منتظری سه نوه ی ديگر آيت الله العظمی منتظری به همراه مرضيه الهی نيا همسر حامد منتظری و سارا عزيزی همسر ناصر منتظری و همچنين لعيا ربانی دختر مرحوم آيت الله ربانی املشی، بتول مصطفوی منتظری عروس ايشان و محمد حسين ربانی و زهرا دوست محمدی نوه های ايشان، در راهپيمايی روز قدس دستگير شدند و تا بعد از راهپیمایی در بازداشت ماندند.
تا این لحظه مشخص نيست كه در جریان راهپیمایی معترضان در روز قدس، چند نفر توسط ماموران يا افراد لباس شخصي بازداشت و روانه بازداشتگاهها شده اند.
*****
از میان ایمیل های رسیده:
صدایش می‏خندید: برای پدر و مادرهایی که این روزها غمگینند
حنا حکیمی

این چند ماه اخیر صدایش همیشه خسته بود. معهذا با همه وجودش تلاش می‏کرد تا افسردگی‏ها و ناامیدی‏هایش در صدایش منعکس نشود. مدام پای تلفن تکرار می‏‌کرد: «درست می‏شود. باور کن! درست می‏شود. ممکن است کمی طول بکشد ولی ما سر حرفمان هستیم! همانطور که انقلاب کردیم، حالا هم نمی‏گذاریم مملکت ویرانه شود. ناامید نشوید، اوضاع آنقدرها هم بد نیست.»
ولی این روزها پشت این تلاش‏ها و دست و پا زدن‏ها ترسی بود و یک دنیا خستگی و ناامیدی. پای تلفن ولی کلماتش را به دقت انتخاب می‏کرد و سعی می‏کرد از هر شاید ترسش از این بود که فرزندش که من باشم دیگر فکر برگشت به ایران را به کلی ببوسم و بگذارم کنار.دیگر دستم آمده بود که وقتی اینطور حرف می‏زند اوضاع 60 یا 70 درصدی وخیمتر از این حرفهاست. این وسط‏ها یکبار ولی هم از دهانش در رفت و گفت :«اینها ما را به خاک سیاه نشانده‏اند. چقدر این سال‏ها از جمهوری اسلامی دفاع کردیم. گفتیم اشتباه شده اگر حقی پایمال شده، اگر خونی ریخته شده. آرمانهای انقلاب چیز دیگری بود و ما همه کار می کنیم تا این آرمانها محقق شوند.»حدود 60 سال از عمرش می‏گذرد و بیشتر سال‏های عمرش را در ناآرامی و شلوغی‏ها و التهاب‏های مربوط به ایران گذرانده.
در سال‏های دانشجوییش در آمریکا بر ضد شاه تظاهرات می‏کرده و یکبار وقتی مرا حامله بوده در در همین تظاهرات‏ها سنگی به سویش پرتاب شده. می‏گوید این اضطرا‏ب‏ها و بی‏قراری‏هایی که من در نوجوانی و بزرگسالم داشته‏ام هم به همان دوران بر می‏گردد و او همه ترس‏ها و نگرانی‏ها و خشم‏هایش را به نوزادش منتقل کرده است.
بعد از انقلاب با پدرم به ایران برگشته و تا امروز یک لحظه از این انتخابش پشیمان نبوده، حتی در این روزهای سیاه و پر از ناامیدی.بعد از بازگشت با پدرم هم «آدم خاصی» نشده و به مقامی نرسیده. از امیتاز خاصی استفاده نکرده و زندگیش و بچه‏هایش و روابطش با همان آدم‏های عادی و معولی بوده و ادامه پیدا کرده است. همیشه در سنگر کوچکی که برای خودش تعریف کرده سعی کرده روی آدم‏های دور و برش تاثیر بگذارد و بی‏تفاوت از کنار ظلم‏ها و بی عدالتی‏های اطرافش نگذرد.
جمعه صبح زود بود و من مثل بسیاری از دوستان دیگرم که مقیم کانادا یا آمریکا هستند پنج شنبه شب را با دلهره گذرانده بودیم و یا نخوابیده بودیم و یا سرتاسر خوابهای آشفته دیده بودیم. خسته شده بودیم از بس این سوالها در سرمان رفته بود و آمده بود: «نکند مردم نیایند؟ نکند به روی همه آتش بکشند؟ نکند چند نفر بیایند و بعد صدا و سیما آنها را به نفع احمدی‏نژاد و رهبری مصادره کند؟»کمی اینترنت و سایت‏های خبری را چک کردم. در همان ساعات اولیه کلی عکس و فیلم آپلود شده بود. بعضی ها تند تند شعارها را می‏گذاشتند. پست‏های دوستان خارج نشین امیدوار کننده بود. مردم آمده بودند آنهم با روسری‏های سبز، روبانهای سبز و شعارهای سبز.اینترنت را رها کردم و تلفن را برداشتم و زنگ زدم. از راه‏پیمایی برمی‏گشت و نفس نفس می‏زد. به او گفتم خبرگزاری فرانسه گفته چندهزار نفر آمده بودند. عصبانی شد و گفت بیشتر بودند مادرجان! صدها هزار نفر! صدها هزار نفر! همه آمده بودند. در چند جمله‏ای که با هم رد و بدل کردیم، می خواست همه هیجان‏ها، شورها و تعجب‏هایش را از دیدن آن همه مردم سبز به من بگوید. این بار چیزی ساختگی نبود. روز قدس، سبز شده بود و مادرم را همراه با دیگران در ایران سبز کرده بود و این از خنده زنگ دار صدایش پیدا بود.
*****
این راه را نهایت صورت کجا توان بست؟
سعيد رضوي فقيه

از شروع بازداشتهای گسترده و غیرقانونی پس از انتخابات اخیر نزدیک به سه ماه می گذرد اما آنچه در این میان و پس از بر صحنه بردن نمایشهای تلخ و شیرین نصیب حکومت شده تقریبا هیچ است. یا شاید فقط کمی بیشتر از هیچ.
هر آدم عاقلی که اندک سررشته در حساب و کتاب داشته باشد حکما فهمیده است که این همه هزینه ی سیاسی و حیثیتی برای تحمیل نتیجه ی یک کودتای انتخاباتی فایده ی دندانگیر و متناسبی در پی نداشته، سهل است گاهی زیان روی زیان بار آورده است. آن هم زیانهای جبران ناپذیر و به تعبیر کلام الهی خسران. هم خسران دنیا و هم خسران آخرت.
حالا دیگر کار از استعفای مقامات هم گذشته است چراکه دستها به تجاوز و جنایت آلوده شده. این دستهای آلوده را به هیچ آبی نمی توان شست و تطهیر نمود و در پس هیچ پوششی نمی توان پنهان کرد. از حد و مرزهایی که خداوند معین و مقرر فرموده بارها و بارها آگاهانه و از سر عمد تعدی شده است تا مگر طعم متعفن قدرت بی حد و حصر چند روزی بیشتر زیر دندان بماند.
حالا دیگر کار از استعفا گذشته و فقط جایی برای استغفار مانده است به درگاه خدا اگر با اصرار بر افساد و اسراف در اجحاف این راه را هم به روی خود نبندند.
در این سه ماهه ی تابستان هرکه را خواستند و توانستند بازداشت کردند و در بیغوله های انفرادی اوین حبس کردند یا در وحشتگاه کهریزک تحت شرم آورترین شکنجه های روحی و جسمی قرار دادند تا جلوی سیلابی را سد کنند که پایه های قدرت مطلقه را سست کرده و تا کمرگاه ستونهای استبداد بالا آمده است.تلاشی که بیهوده است و کار را از اینکه هست بدتر می کند.
بر پرده تلویزیون نمایش هایی به نام محکمه و دادگاه و اعتراف و ندامت پخش شد که صحت و واقعيتش در باور کمتر مخاطبی گنجید. سهل است گمان شکنجه به یقین بدل شد.چه کسی باور می کرد حجاریان با آن تن رنجور تکیه زده بر صندلی چرخدار به اختيار وبا رضاي خاطر اعتراف و اظهار ندامت از کرده های پیشین كرده و بي اكراه و اجبار آن سخن ها را گفته و نوشته باشد که در اوج سادگی باز هم از چارچوب تنگ فاهمه ارباب قدرت فراتر بود.
حکایت حرفهای دیگران و کنایه ها و اشارات معنا دارشان که حکم پیغام طوطی در قفس مانده را در قصه مثنوی داشت نيز همین حکایت بود.نمایشی که قرار بود پرده بر تقلب بزرگ بکشد پرده از تعدی در بازداشتگاهها بر داشت.
حالا در محبس همچنان شماری مانده اند که استقامتشان اعصاب بازجو و داروغه و محتسب و قاضی را درهم ریخته است. نه انفرادی کارساز بوده و نه دیگر تضیيقات و فشارها كه تنها خدا ميداند چه بوده است. حالا مانده اند با امثال میردامادی چه کنند که شکیبایی را شرمنده خود کرده است.
محسن میر دامادی از آن دسته مردمانی است که حریت و آزادگی به جزئی از شخصیتشان بدل شده و اين خصلت در همه گفتارو رفتارشان بروز می کند. میردامادی مثل همه دوستان دیگر حتی در لباس زندان و در جایگاه متهم آزاد است و آزاده. امثال محسن ميردامادي هر جاي محكمه بايستند طرف مقابل محاككمه و محكوم ميشود. هنوز خاطره دادگاه روزنامه ي نوروز در خاطر برخي هست كه چگونه ميردامادي به عنوان متهم قاضي و دادستان و آمران نهان در بس برده را با دفاعيه اي كه نه براي خود بلكه براي انقلاب و اسلام و مردم و آزادي و آزادگي قرائت كرد رسوا و محكوم ساخت. ميردامادي در لباس زندان و با چشم و دست بسته هم که در محكمه حاضر شود به یمن همان آزادگی هميشگي عزتش از ارباب قدرت بیشتر است.میردامادی بدون مقام و منصب هم صرفا به عنوان محسن میر دامادی صاحب عزت است. نه چون دیگران که همه شخصیتشان خلاصه است در مقامی که دارند و هیچ عظمت قابل ذکری بیرون از آن مقام برایشان متصور نیست. و از همين رو هميشه تمايلي بيمار گونه دارند كه در مقام و عنوان خود جلوه كنند نه در هويت حقيقي خويش.
آری مانده بودند با محسن میردامادی چه کنند که بسرش مهدی را نیز بازداشت کردند تا مگر مشاهده رنج و محنت او در پدر اثر کند. در سحر گاه ماه رمضان، همچون حرامیان شبانه به خانه مهدی ریختند. در شرایطی که مصطفي طفل نورسیده اش تنها و تنها چند هفته ای است به جمع خانواده کوچک آنان پیوسته است. لابد اگر دستگیری مهدی هم کارگر واقع نشد چند روز دیگر نوبت مصطفاست.
یا شاید قرار است بازداشتها و شکنجه ها هم خانوادگی شود. شايد قرار است جوانمردي و فتوت به افسانه و اسطوره بدل شود و زن و فرزند زندانيان سياسي نيز به گناه نكرده ي آنان مجازات شوند؟
آیا در برابر این بدعت هم سکوت جایز است؟ آيا اين همه مفسده جايي براي مصلحت انديشي ها باقي گذارده است؟ آیا هیچ فقیه عادلی در حوزه های علمیه یا هیچ قاضی شریفی در دستگاه قضایی باقی نمانده که به این تخلفات آشكار كه به نام عدليه و قضاي اسلامي صورت مي گيرد اعتراض کند؟ آیا کسی نیست به قاضی القضات و دیگر ارباب قدرت بگوید اگر دین ندارید دست کم ذره ای حریت و آزادگی از خود به نمایش بگذارید؟ اگر اين بدعت ها سنت شوند بايد در اين سرزمين به اسلام بدرود گفت كه از آن جز بوستيني وارونه به جانمانده است.
*****
این جنایتها روی شاه را سفید کرد
مهدی کروبی در دیدار با شماری از پزشکان و دندانپزشکان عضو هیئت علمی دانشگاههای کشور، ارائه اسناد به کمیتۀ ویژه قوۀ قضاییه در مورد وقوع شکنجه و تجاوز در بازداشتگاهها را "بی فایده" دانست و گزارش این کمیته را "جهت دار" و ناشی از "دستور از بیرون" برآورد کرد.
وی تصریح کرد که "آنها به سندهایی که من به آنها ارائه کردم توجه نکردند و حرف خودشان را زدند".
هیئت سه نفره ای که از سوی آیت الله لاریجانی رییس قوه قضاییه به منظور بررسی اظهارات آقای کروبی در مورد شكنجه و تجاوز به شماری از زندانیان تشکیل شده بود، پس از چند بار ملاقات با این روحانی اصلاح طلب اعلام کرد که مستندات و مدارک وی "ساختگی" است و "برای انحراف افکار عمومی ساخته شده است". این هیئت همچنین خواستار برخورد با آقای کروبی و ناشران خبر تجاوز به زندانیان شد.
در همین حال مهدی کروبی در جریان دیدارش با پزشکان و دندانپزشکان تاکید کرد "من هر کاری را که وظیفه تشخیص بدهم انجام می دهم و هر پیامدی هم داشته باشد تحمل می کنم".
آقای کروبی در ادامه این دیدار با اشاره به ملاقاتهایی که برخی از سران جناح اصولگرا با او داشته اند، با بیان اینکه "آنها به من می گویند تو تند رفته ای اما با این حال نگران این نوع برخوردها با ما و مردم هستند و به همین دلیل توصیه می کنند پیگیر نباشیم تا اوضاع آرام شود" تاکید کرد "کسانی که الآن در طرف مقابل تصمیم گیر هستند و حتی موجب نگرانی این افراد نیز شده اند چندان دگم و تنگ نظر هستند که قادر به دیدن واقعیت ها نیستند و ما را دست خالی حساب می کنند در حالی که طرف اصلی آنها مردم هستند که خودشان در صحنه اند و ما به پشتوانۀ حمایت مردم و از طرف آنها پیگیر رأی و حقوق قانونی شان هستیم".
در بخش دیگری از این جلسه، رییس حزب اعتماد ملی از تشکیل پرونده ای علیه خود در دادگاه خبر داد و در همین خصوص گفت "وقتی خواستند برگۀ ابلاغیه را به رویت من برسانند زیر آن نوشتم: برای من فرصت خوبی خواهد بود تا در دادگاه جنایت هایی که روی شاه را هم سفید کرد بازگو کنم و بعد امضا کردم".
كهریزك باهماهنگی مرتضوی بود
در واکنشی جداگانه نسبت به جنایات انجامن شده در بازداشتگاه کهریزک، پرویز سروری سخنگوی هیئت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و رییس كمیته ویژه مجلس درباره حوادث اخیر با تاکید بر این که "در بازداشتگاه کهریزک رفتارهای مناسبی با بازداشتیان صورت نمیگرفته است" اعلام کرد که انتقال بازداشت شدگان به کهریزک با هماهنگی قاضی مرتضوی صورت گرفت است.
سخنگوی هیئت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی تایید کرد که در کهریزک، سه مورد قتل صورت گرفته است و به گفته وی، روح الامینی، کامرانی و جوادی فر در بازداشتگاه کهریزک به قتل رسیده اند.
وی در عین حال در بخش دیگری از اظهاراتش گفت: "برای نظام خیلی دشوار است كه بعضی ‎ها این جرأت را پیدا كنند و نام ایران را در كنار زندان ابوغریب و گوانتانامو قرار بدهند".
افراد زیادی حاضرند شهادت بدهند
همزمان با واکنش های فوق، دیروز پدر امیر جوادی فر که پسرش در بازداشتگاه کهریزک به قتل رسیده، خواهان "محاکمه همه عوامل جنایت در بازداشتگاه کهریزک اعم از گروهبان و بالاتر شد".
وی در مطلبی کوتاه نوشت: "من در لایحه ای که تنظیم و به دادگاه ارایه شد، اعلام کرده‎ام که خواهان برخورد و محاکمه تمامی آمرین، عاملین و مجریان حوادث کهریزک و کسانی که سبب مرگ فرزندم شده اند، هستم. چون از گروهبان جزء تا آخرین رده نظامی در این مسئله سهیم هستند و لذا فرد خاصی مد نظرم نیست".
جوادی فر همچنین تاکید کرد "درباره وقایع کهریزک و آن‎چه در آن‎جا روی داده، افراد زیادی هستند که به ما مراجعه و ماجراها را شرح داده‎اند و اعلام کرده‎اند که در صورت اعلام مراجع قضایی و با این شرط که مشکلی برای آنان پیش نیاید، حاضرند در دادگاه شهادت دهند.
*****
از میان ایمیل های دریافتی:
سراب مرگ سهراب
مسيح علي نژاد
**
مادر نازنین سهراب!
شهدای گمنام جنبش را مانند سهراب، جهانی کن!
گاهی وقت ها آدم ها بی آنکه بخواهند شانه هایشان سنگین و سنگین تر می شود و مسولیت عظیمی ناگهان می نشیند روی شانه های نهیف شان، اما تو این را خواسته بودی مادر، آنگاه که از نادرترین مادرهای ایران بودی که شال سبز بر پیشانی سهراب بستی و خود نماد سبز به دست و عکس موسوی به همراه، پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایران، نشستی در همایش موسوی تا عکس تو و دلبندت، بنشیند در قاب دوربین عکاسانی که هرگز گمان نمی بردند فردا با چه حسرتی باید عکس تو را تنها در قاب بنشانند و عکس سهراب ات را تنها در سردخانه شهر به ثبت رسانند. شاید اگر تو هم مثل اکثر مادران همیشه نگران تاریخ، پسرت را با یک تلفن و تشر مادرانه به خانه بر می گرداندی و همراهی اش نمی کردی برای همراهی با جنبش آزادی خواهی ایران، امروز گرد غم بر خانه و چهره ات نمی نشست و در گوشه عافیت، کنار و غمخوار هم بودید؟ چه می گویم، بیخود مرثیه سرا شده ام، صورتی که از تو در راهپیمایی روز قدس دوباره در قاب دوربین های غیرحرفه ای و معمولی مردم نشست کجا و صورت ترس خورده رییس دولتی که در برابر دوربین های حرفه ای صدا و سیما، سرشار از تیک های عصبی و هراس های فروخفته بود، کجا؟ اینها شعر و تخیل نیست. صورت استخوانی و غمگین تو قدرتمند تر از صورت رییس جمهور پیروز خوانده ایران بود، شرم شکست اگرچه در لبخندهای ساختگی احمدی نژاد دیده نمی شود اما شک بالیدن به این پیروزی خونین تا همیشه در دلش هست و به این آسانی ها نمی شود کاخ ریاست جمهوری یک کشور را روی تلی از جسدهای بی جان مردم آن کشور بنا کرد.
در دعوای کذایی دو نمانده مجلس در انتحابات هفتمین دوره مجلس در بابلسر یک جوان قربانی شد و جان باخت. هنوز هم مردم آن شهر، وقتی چهره پیروز آن نماینده را می بینند، خون به صورتشان می دود از خونی که فرش پیروزی آن نماینده شد و بعد تنها چند ماه گذشت که همان خون، نماینده را زمینگیر کرد و از مجلس بیرون. سپس احمدی نژاد خیلی زود آستین بالا زد و به همان نماینده رانده شده از مجلس، پستی مهم در فوتبال ایران داد اما بی آبرویی او که خون را نادیده می گیرد همیشه زود اتفاق می افتد. نماینده باخته اما مورد حمایت دولت دروغ، هیچ افتخاری برای فوتبال ایران نیافرید و سرافکنده و شرمنده از دروغ معروفی که در دوره ریاست خود به فیفا گفته بود، کنار رفت. تو مادری از زبان مادرانه تو و باقی مادران ایران بسیار شنیدیم که خون بی گناه، آدم را زمینگیر می کند، حالا همان را به خود تو می گویم مادر! اما نه برای دل آرامی ات که به باورم بدل شده اینک. وقتی خبرنگار آمریکایی شال سفید بر سر در برابر احمدی نژاد می نشنید تا به تعبیر خودش فرصتی به او بدهد تا از غمگینی اش در مورد مرگ ندا بگوید، می دانی چه شد؟ احمدی نژاد خوشحال و خرسند از این فرصت بهره جست و چهره در هم کشید و غمی ساختگی بر صورت نشاند تا بگوید: "من نیز همانند همه مردم ایران متاسف شدم از دیدن فیلم مرگ ندا اما ما هم مرگ ندا را مشکوک می دانیم".
مادر نازنین!
خبرنگاری که فرصت نشستن در برابر این کوچک مرد را می یابد، فرصت پرسیدن دغدغه های بزرگ ما را ندارد. خبرنگار آمریکایی به رییس دولت کودتا نگفت؛ اگر مرگ ندا در خیابان را مشکوک می دانید آیا مرگ سهراب در زندان هم مشکوک است؟ یا نگفت اگر هنوز قاتل ندا را در حجم عظیم آن همه مردم در خیابان پیدا نکرده اید، قاتل سهراب و دیگراین که در کهریزک و زندان ها کشته شده اند را در حجم محدود ماموران و مسولان زندان هم نمی توانید پیدا کنید؟ شما هم غمگین نباش اگر برای مرگ ندا دنبال قاتل خیالی می گردند تا چهره و دست شان از خونی که از چشم های معصوم دخترک بر خیابان های شهر جهیده بود، بشویند با خون سهراب و محسن و دیگر جوانان بی پناهی که در کهریزک و بازداشتگاههای غیر استاندارد خودشان بر زمین ریخته شد، هیچ نمی توانند بکنند. اصلا می دانی چرا از دست شیخ مهدی کروبی هم خشمگین اند، برای اینکه وقتی به شدت در حال انداختن مسولیت مرگ همه شهدای خیابان های ایران به گردن خود معترضان بودند این شیخ رسوایشان کرد و گفت که در کهریزک شان چه می گذرد و تازه حضرات به خودشان آمدند که غم کهریزک را هم باید صاحب شوند و همانگونه که برای ندا صاحب عزا شده بودند برای کشته شدگان و آسیب دیدگان کهریزک نیز صاحب عزا شوند و ادعای شکایت کنند اما دیگر دیر شده بود و کسی زار زدن صدا و سیما برای کهریزک رسوا را باور نکرد و کسی از خشم "آقا" برای بی رحمی های ماموران قاتل در کهریزک دلش خنک نشد. شگفتا که خشم تو شعار تو در راهپیمایی روز قدس بیشتر از خشم ساختگی آنان که دوست دارند مرگ ما را یا صاحب شوند یا انکار کنند، دل آرام می کرد. همراهی مردم با تو هم، روی دیگر این ماجرای تلخ اما قدرتمند بود آنگاه که پا به پای تو در خیابان هایی که بلندگو های قوی کار گذاشته بودند تا سانسورگر صدای معترضان باشد، فریاد می زدند "سهراب ما نمرده این دولت است که مرده." می دانم شنیدن نام سهراب از زبان راهپیمایی کنندگان هم، آنگونه که باید رنگ به صورت پیرشده تو شاید ندواند اما ننگ بر صورت دولتی نشاند که از بلندگو داشت برای مظلومیت مردم فلسطین و اقتدار نظامی حرف می زد که مرگ مردمی در چند قدمی اش را انکار و برای مرگ همسایه گلو پاره می کند.
می بینی مادر!
روز قدس روی دست شان باد کرده بود، توان لغو آن را که نداشتند که اگر چنین می کردند اقتدار شان را آشکار به نمایش می گذاشتند، از طرفی روز قدس یعنی راهپیمایی بر علیه خشونت برای همین نتوانستند مثل راهپیمایی های روزهای نخست بعد از انتخابات، جوانان را به گلوله ببندند که در آن صورت رسوا تر و رسواتر می شدند که در راهپیمایی بر علیه خشونت خودشان وحشی گری و خشونت خویش به نمایش می گذاشتند برای همین با هر راهکاری بازی را از پیش باخته بودند و معترضان یا همان خس و خاشاک در قاموس آقایان، فرصت یافتند تا نشان دهند اگر آنها گلوله نکشند، هیچ راهپیمایی و اعتراضی به آشوب کشیده نمی شود. چنانچه از هم اینک عید فطر و راهپیمایی روز دانش آموز و راهپیمایی های بیست و دوم بهمن و باقی مراسمی که توان لغو و توان به گلوله بستن مردم در آن وجود ندارد، به کابوسی برای حاکمیت و رویایی برای ملت بدل شده است. اما شانه های تو کمی سنگین تر می شود مادر، حالا که سهراب را همه می شناسند و برایش برادری و خواهری می کنند تو نیز مادر همه کشته شدگان جنبش سبز ایران باش. برای همه از دست دادگان مان مادری کن. مادران، همه شبیه هم اند انگار، در راهپیمایی هاو تجمع های دیگر که می آیی، عکس شهدای دیگر را در کنار سهراب بالا بگیر و بگذار سهراب معرف برادران بی جان گمنام اش باشد تا روزی که این دولت بی نام و نشان گم شود در میان امواج حقیقت طلبی ملت ایران
*****
نگرانی از سرنوشت دستگیرشدگان راهپیمایی روز قدس
راديو فرانسه : اخبار و گزارشات گوناگون حاکی است که شمار بالایی ‏از تظاهرکنندگان معترض در راهپیمایی روز قدس در ‏تهران و دیگر شهرهای ایران دستگیر شده اند. از آنجا ‏که در نخستین موج دستگیری های پس ازدهمین ‏انتخابات ریاست جمهوری شماری از دستگیرشدگان در ‏زندان ها و بازداشتگاه های ایران کشته و زخمی شدند ‏و عده ای نیز، پیرو برخی اظهارات و شواهد، مورد ‏تجاوز جنسی قرار گرفتند، نگرانی از سرنوشت ‏دستگیرشدگان اخیر در راهپیمایی روز قدس بالا گرفته ‏است. در پاسخ به این پرسش که چه باید کرد که تجربۀ ‏دستگیرشدگان قبلی از نو تکرار نشود، عبدالفتاح ‏سلطانی وکیل دعاوی و عضو انجمن مدافعان حقوق ‏بشر در ایران چنین می گوید :‏
عبدالفتاح سلطانی : از دو منظر به این موضوع باید نگاه کرد : یکی اینکه مردم باید چه بکنند و دیگر اینکه مسئولینی که می خواهند موازین حقوق بشر را رعایت بکنند، چه باید بکنند. از منظر مردم، طبیعی است هر ملتی که می خواهد حقوق اساسی خود را به دست بیاورد، چاره ای جز پافشاری بر قانونمند شدن جامعه ندارد و چاره ای ندارد جز اینکه بر رعایت حقوق اساسی اش از سوی حکومت تأکید بورزد. البته، وقتی می گویم : "اصرار و پافشاری"، منظورم اقدام از طرق قانونی و مدنی است. همانطور که در قانون اساسی هم پیش بینی شده از جمله حقوق اساسی مردم این است که بتوانند در تجمعات مسالمت آمیز بدون هر گونه خشونت ادعاها و مطالبات خود را مطرح بکنند و وظیفه حکومت هم این است که به این مطالبات پاسخگو باشد و نیز وظیفۀ دولت هم این است که حتماً حقوق اساسی مردم را راعایت بکند.
اما، از منظر مسئولینی که می خواهند موازین حقوق بشر را رعایت کنند، آنان باید بتوانند در وهلۀ نخست بر بازداشتگاه ها نظارت داشته باشند. در این حال، آنان باید بازداشتگاه های موازی را که بسیاری از نهادها برای خود درست کرده اند برچینند و اجازه ندهند که مأمورین هر کاری را که می خواهند در هر جایی که می خواهند بکنند. و در آخر نهادهای حقوق بشری هم باید بتوانند بر زندان ها و بازداشتگاه ها نظارت بکنند. قدرت بدون نظارت فسادپذیر است. دیروز در راهپیمایی روز قدس مردم از طریق مدنی و بدون هیچ خشونتی تنها می خواستند مطالبات خود را به گوش مسئولین و جهان برسانند. اگر در این میان مأمورین در برخی موارد با مردم برخورد فیزیکی کردند و در برخی موارد اقدام به دستگیری آنان کردند، باید با این دسته مأمورین برخورد شود و باید کسانی را که حقوق اساسی مردم را زیر پا می گذارند محاکمه کرد.
*****
خشم رسانه های دولت از موج سبز
لیلا طیری
وقایع روز قدس که برای اولین بار در تاریخ نامگذاری آخرین جمعه ماه رمضان به این نام، با حضور صدها هزار تن از مردم سبز پوش ایرانی همراه بود، واکنش های متفاوتی را در سطح بین المللی و همچنین داخل کشور به دنبال داشته است. از یک سو اظهارات محمود احمدی نژاد که بار دیگر کشتار یهودیان را افسانه و دروغ خواند، کشورهای غربی و حتی روسیه را به واکنش واداشت و از سوی دیگر حضور گسترده مردمی که با نمادهای سبز و برای اعتراض به کشتارها و بازداشت ها و تقلب صورت گرفته در انتخابات و اعلام حمایت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی به خیابان ها آمده بودند، با استقبال رسانه های داخلی و بین المللی مواجه شد. رسانه های حامی دولت احمدی نژاد نیز سعی کردند این حضور گسترده مردم را به نفع جمهوری اسلامی، مصادره به مطلوب کنند و با گزارش وارونه وقایع روز قدس و نادیده گرفتن اعتراضات گسترده مردم، وانمود کنند که مردم برای حمایت از احمدی نژاد و در مخالفت با موسوی، خاتمی و کروبی به خیابان ها آمده اند.
واکنش های بین المللی
روسیه اظهارات محمود احمدی نژاد در تریبون نماز جمعه را محکوم کرده و ان را کاملا نا پذیرفتنی دانست. احمدی نژاد، که به عنوان سخنران پیش از خطبه ها در نماز جمعه روز قدس سخن می گفت عنوان کرده بود که هولوکاست افسانه ای آمیخته با دروغ و طرحی تبلیغاتی است که برای زمینه سازی تأسیس کشور اسرائیل مطرح شده است
آندری نسترنکو، سخنگوی وزارت خارجه روسیه گفت: "چنین اظهاراتی، از هر کجا که باشد، با حقیقت در تضاد است و کاملا ناپذیرفتنی است".
او افزود:تلاش‌ها برای بازنویسی تاریخ، به ویژه مقارن با هفتادمین سالگرد آغاز جنگ جهانی دوم، اهانتی به خاطره همه قربانیان و همه آنهایی است که با فاشیسم نبرد کردند.
کشورهای آلمان، فرانسه، امریکا و بریتانیا نیز با صدور بیانیه هایی اظهارات احمدی نژاد را محکوم کردند. رابرت گیتس، سخنگوی کاخ سفید در بیانیه ای که منتشر شده به سخنان باراک اوباما در قاهره اشاره کرد که گفته بود: انکار هولوکاست، بی‌پایه، جاهلانه، و نفرت‌انگیز است.
گیتس افزود:ترویج چنین دروغهای خصمانه ای تنها انزوای بیشتر ایران از جهان را به همراه خواهد داشت.
برنار والرو، سخنگوی وزارت خارجه فرانسه، نیز اظهارات احمدی‌نژاد را ناپذیرفتنی و تکان‌دهنده خواند و گفت: ما قاطعانه این سخنان را محکوم می‌کنیم.
همزمان دیوید میلیبند، وزیر امور خارجه بریتانیا اعلام کرد که این سخنان "نفرت انگیز و حاکی از بی اطلاعی" است
میلیبند با بیان اینکه این نوع پرخاش در شأن رهبران ایران نیست اضافه کرد: بسیار مهم است که جامعه جهانی در مقابل این سوء رفتار ایستادگی کند.
وزیر خارجه انگلستان با تجلیل از تاریخ و فرهنگ کشور ایران گفت: باور نمی کند اکثریت این مردم به جای پرداختن به آینده خود بخواهند این بخش از تاریخ را دوباره بنویسند.
وزیر امور خارجه آلمان نیز با بیان اینکه چنین یهودستیزی هایی باید با محکومیت همگانی روبرو شود افزود: سخنان محمود احمدی‌نژاد مایه شرم کشورش است و اظهارات یهودستیزانه وی باید به طور جمعی محکوم شود.
حمله به خاتمی، انعکاس زشتی در محافل خبری جهان داشت.>اما در داخل کشورو در حالیکه به خاطر عید فطر، تعطیل اعلام شده است، خبر حمله لباس شخصی ها به رهبری پسرحسین شریعتمداری، مدیر مسول کیهان، موجی از اعتراض را به دنبال داشته است.
قدرت الله علیخانی، عضو فراکسیون خط امام مجلس با بیان اینکه انتشار خبر حمله به خاتمی، انعکاس زشتی در محافل خبری جهان داشت تاکید کرد که برای اجرا کنندگان نقشه شوم برخورد با رییس جمهور سابق کشورمان هزینه‌بر خواهد بود.
وی به سایت پارلمان نیوز گفت: برخوردی که با رییس جمهور سابق کشورمان صورت گرفته است به نوعی مخالفت با آرمان‌های نظام تلقی می‌شود.
به گفته این نماینده مجلس، برخورد با خاتمی هیچ آسیبی به شخصیت این چهره جهانی وارد نمی‌کند و تنها وجهه نظام را در عرصه جهانی مخدوش خواهد کرد.
نماینده قزوین و بوئین زهرا در مجلس گفت: حمایت از رفتارهای سرکوبگرایانه و زشت با مردم، چهره متحجرانه‌ای از نظام نزد افکار عمومی جهان ترسیم کرده است و تنها آب را به آسیاب دشمنان ایران ریخته است.
پخش تصاویر آرشیوی از تلویزیون
از سوی دیگر و در حالیکه تمام شبکه های خبری بین المللی تصاویر و خبرهای حضور گسترده صدها هزار نفر را در راهپیمایی روز قدس منتشر کردند صدا و سیمای جمهوری اسلامی به پخش تصاویر قدیمی و مربوط به سالهای قبل از راهپیمایی روز قدس پرداخت. این اقدام صدا و سیما به دلیل حضور گسترده و میلیونی مردم که با نماد سبز به خیابانها آمده بودند و از یک ظرفیت قانونی برای بیان مطالباتشان استفاده کردند انجام گرفت. بر اساس گزارش سایت تغییر که اخبار مهدی کروبی و حزب اعتماد ملی را پوشش میدهد، پخش چند تصویر کلیشه ای از راه پیمایانی که از قبل محدوده دانشگاه تهران را به تصرف خود در آورده بودند و مانع از حضور مردم در این مکان شدند و تصویر مربوط به درگیری نیروهای امنیتی و بسیج با مردم در میدان ۷ تیر تنها به دلیل منحرف کردن افکار عمومی صورت گرفت
رئیس مرکز اطلاع‌رسانی فرماندهی نیروی انتظامی تهران نیز، شمار تظاهرات کنندگان مخالف دولت در روز قدس را اندک خواند و بازداشت تعدادی از آنها را تایید کرد.
مهدی احمدی مدعی شد که شمار "اندکی" از مسیر هفت تیر به سمت میدان ولی عصر، "شعارهای خارج از موضوع راهپیمایی روز قدس"سر دادند.
بر اساس گزارش خبرگزاری ایلنا، احمدی گفته است که گروهی درصدد اخلالگری و آسیب رساندن به اموال عمومی برآمدند و در نتیجه پلیس پیش از آنکه موتورسیکلت‌ها را آتش بزنند یا به اموال عمومی آسیب برسانند آنها را بازداشت کرد.
اظهارت رئیس مرکز اطلاع رسانی فرماندهی نیروی انتظامی در حالی صورت گرفت که صدها ویدئو و عکس منتشر شده خلاف گفته های او را ثابت می کند.
آتش زدن پرچم روسیه
از سوی دیگر و در حالیکه روزنامه ها و خبرگزاری ها بر اساس ابلاغیه شورای عالی امنیت ملی از پوشش اخبار مربوط به میرحسین موسوی و مهدی کروبی منع شده اند، روزنامه اعتماد بدون اشاره به وقایع و حاشیه های روز قدس صرفا به انتشار خبر راهپیمایی مردمی پرداخت. این روزنامه اما در عکس صفحه اول خود، بدون نیاز به هیچ توضیحی چگونگی حضور مردم را به تصویر کشیده است.
روزنامه سرمایه نیز از به آتش کشیده شدن پرچم کشور روسیه توسط مردم خبر داد و به نقل از حبیب الله عسگراولادی، دبیرکل موتلفه اسلامی نوشت: عدادی از طرفداران موسوی در خیابان دیگری جدای از مردم راهپیمایی کردند. این افراد با تبلیغات فراوان رسانه ای داخل و خارج از کشور جمع شده بودند که جمعیت شان با سیل عظیم جمعیتی که برای طرفداری انقلاب اسلامی به صحنه آمده بودند، قابل مقایسه نیست. بنده برای میرحسین موسوی بیشتر از گذشته نگران شدم و معتقدم راهی که وی انتخاب کرده است، راه خارج از انقلاب و مردم بوده و امیدواریم موسوی هرچه زودتر متوجه اشتباه خود شده و در راهی که ملت آن را برگزیدند، قدم بردارد.
خشم حامیان دولت از حضور گسترده مردم
اما برخلاف روزنامه های اعتماد و سرمایه که به ابلاغیه شورای امنیت ملی گردن نهادند، رسانه های حامی دولت احمدی نژاد این ابلاغیه را نادیده گرفتند. این رسانه ها که به شدت از حضور گسترده مردم عصبانی شده اند، هتاکی و توهین به میرحسین موسوی، سید محمد خاتمی و مهدی کروبی، مردم حاضر در راهپیمایی را عده ای روزه خوارو خوارج و نهروانی معرفی کردند.
خبرگزاری دولتی ایرنا مردم معترض به تقلب و وقایع اخیر را 40 - 50 نفر خوارج خواند و نوشت: روز جهاني قدس و حضور کور نهرواني‌هاي سبزپوش اين پيام را به همه اصلاح‌طلبان خوشبين داد که اين حضور، نشان دهنده وزن سياسي – اجتماعي آنهاست و اگر مي‌خواهند از قافله ملت ايران عقب نمانند، شايسته است به دامان ملت بازگردند.
انتقاد شدید سایت رضایی از خبرگزاری دولت
این خبرگزاری در توهین به موسوی، خاتمی، کروبی و مردم معترض تا بدانجا پیش رفت که سایت تابناک با انتشار مطلبی به شدت به این رویه ایرنا اعتراض کرد. سایت تابناک که توسط نزدیکان محسن رضایی اداره می شود با اشاره به بخش هایی از گزارش های ایرنا مبنی بر "برخورد همراه با خشونت مردم با سید محمد خاتمی، حمله راهپیمایان به کروبی و سردادن شعار «مرگ بر منافق» در رویارویی با مهدی کروبی و اعتراض گسترده، پرتاب اشیا به خودرو موسوی و سر دادن شعار علیه موسوی در مواجهه شرکت‏کنندگان با وی در راهپیمایی روز قدس" ضمن انتقاد نوشته است: درج خبر روزه‏خواری و استعمال دخانيات افرادی که اغلب با لباس و نمادهاي سبز حاضر شده‌اند، در حین راهپیمایی و اغتشاشگر خواندن گروهی که مقابل دفتر این خبرگزاری بر علیه نحوه اطلاع‏رسانی این رسانه دولتی خبر می‌دادند، پرده‏‏ای دیگر از موج وحدت‏طلبی(!) ایرنا در روز قدس بود که این تولیدات بلافاصله از سوی رسانه‏ های همسو نیز مورد بهره‏برداری قرار گرفت.
سایت تابناک با غیرقابل قبول خواندن مشی خبرگزاری دولت پرسیده است: که انجام چنین رفتارهای رسانه‏ای در آستانه و همزمان با روز قدس، حتی اگر با هدف ایجاد تشنج و دامن زدن به اختلافات نباشد، محصولی جز این خواهد داشت و آیا شایسته است در روز وحدت ملت ایران و دفاع از ملت مظلوم فلسطین به گونه‏ای عمل کرد که شاهد دامن زدن به برخی اختلافات داخلی و شکاف افتادن میان سیل پرخروش مردم بود؟آیا باید از سر ناآگاهی یا کج فهمی، دست به رفتارهایی زد که چهره زشت خشونت در خیابان‏های تهران بار دیگر دیده شود و یا باید حتی برخی دیده‏ها را در چنین صحنه‏هایی نادیده گرفت و چنین القا کرد که اختلاف شدیدی میان گروه‏های مردمی وجود ندارد؟
سایت تابناک در ادامه افزوده است: رفتاری اینچنین که تنها و تنها صفوف ملت را از هم می‌شکافد و جامعه را درگیر احساسات و تعصبات خواهد کرد، به گونه‌ای که همه چیز سیاه و سفید دیده شده و عقل و منطق به فراموشی سپرده شود، آرزوی دیرینه دشمنانی است که امروز به کمک این حماقت‌ها، آن را برآورده شده می‌بینند.
سایت رجانیوز، حامی افراطی احمدی نژاد نیز آنهایی که دستشان تا مرفق در خون‌ریزی فلسطینی ها فرو رفته بود را مبلغ تجمع طرفداران میرحسین موسوی معرفی کرد و نوشت: این روزها سبزپوش های حامی موسوی که دیگر به راحتی می توان گفتبسیاری از آنها اعتقادی به خط امام ندارند و شاید در سالهای گذشته حتی یک بار هم در مراسم روز قدس شرکت نکرده بودندهمانطور که در نماز جمعه شرکت نکرده بودند و شاید به تمسخر و سناریو سازی بر علیه شرکت کنندگان آن نیز پرداخته باشند وارد میدان تبلیغ برای حضور در روز قدس در تهران و شهرستان های دیگر شدند
روزی نامه کیهان نیز " سبز ها و حامیان موسوی کروبی و خاتمی را به خوش خدمتی و خوش رقصی برای صهیونیست ها" متهم کرد.
لجن نامه شریعتمداری، حامیان موسوی را تفرقه افکنان نامید و مدعی شد: اين عده كه اغلب با صورت هاي نقاب زده در حاشيه راهپيمايي ديروز مردم تهران حضور پيدا كرده بودند در برخي نقاط تابلو نوشته هاي مرگ بر اسرائيل و مرگ بر آمريكا را از دست كودكان مي ربودند و با خط زدن كلمات اسرائيل و آمريكا اسامي روسيه و چين را جايگزين آنها مي كردند و همچنين برخي از عوامل جريان تفرقه افكن برخلاف سيل خروشان ملت شعار نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران را سر مي دادند.
*****
جوابیه موج سبز به تکذیبیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
دقایقی پیش سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با انتشار نامه‌ای، ماجرای ربوده شدن دختر جواد امام، عضو تازه آزاد شده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را رسما تکذیب کرد و از ریاست قوه قضائیه خواست، از پیگیری ماجرای ربوده شدن و رفتارهای زننده با دختر این عضو شورای مرکزی خود، صرف نظر کند. موج سبز آزادی، ساعاتی پیش در گزارشی که جزئیات موثق آن به دست سایت نوروز رسیده بود، خبر داد که ماجرای پشت پرده تکذیب‌های تلویزیونی جواد امام در برنامه بیست و سی چه بوده است و تحت چه فشارهایی بر این خانواده این تکذیب‌ها صورت گرفته است. انتشار نامه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و تکذیب این ماجرا نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در واقع این نامه پیرو فشارهای اخیر بر خانواده امام و حزب متبوعش صورت گرفته است. اما علیرغم فشارهای پی در پی که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را به انتشار این نامه واین عضو ارشد این سازمان را به اعتراف علیه بلاهایی که بر سر دخترش آمده است وادار ساخت، موج سبز آزادی لازم می‌داند نکاتی که تاکنون به دلیل حفظ حرمت مومنان از آن‌ها سر باز زده بود را در اینجا بیان کند تا معلوم شود چرا نه فقط جواد امام، که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم برای برداشته شدن فشار از عضو خود مجبور به انتشار این نامه شده‏اند.
عاطفه امام، دختر ۱۸ ساله جواد امام که چند روز پیش بعد از ربوده شدن در خیابان توسط عده‌ای کودتاگر خودسر و بعد از بیست و چهار ساعت در بهشت زهرا رها شده بود، توسط یکی از بازداشت شدگان چند روز اخیر و در حالی که لباس‌هایش پاره شده بود، پیدا شد. علت اصلی رها ساختن وی هم فشارهای شدیدی بود که از طیف مذهبی جریان محافظه‌کار وارد شد و جریان به قول خودشان لو رفت!
یکی از مسائلی که در آن بازداشت مخوف از عاطفه امام خواسته شده بود تا بدان اعتراف کند، داشتن ارتباط نامشروع با برخی از بازداشت شدگان و نیز فرزندان سران احزاب اصلاح‌طلب بود. در احضارهایی که بعد از رهایی عاطفه امام صورت گرفت نه تنها از او و پدر و مادرش خواسته شد که جریان ربوده شدن خودش توسط نیروهای خودسر فعال در دخمه‌های تاریک تهران را تکذیب کند، بلکه برای او شرط گذاشته شد که باید بگوید این جریان توسط عده‌ای از فرزندان سران احزاب اصلاح‌طلب و همچنین برخی فعالان ستاد میرحسین موسوی صورت گرفته است.
از طرف دیگر یک عضو ارشد یکی از اعضای اصلاح‌طلب به موج سبز آزادی خبر داده است که بسیاری از بازداشت‌های سه روز اخیر در تهران نیز برای تکمیل کردن همین پروژه کثیف صورت گرفته است. کودتاگران وارد تاریک‌ترین مرحله دروغ و پرده‌دری شده‌اند. دختری نوجوان را ربوده اند، حجاب از سرش کشیده‌اند و آب و غذا را از او منع کرده‌اند، بعد هم او را با لباس‌های دریده به گفته شاهدان عینی در بهشت زهرا رهایش کرده‌اند. بعد اولین کسی که او را در بهشت زهرا به آن حالت پیدا کرده را بازداشت کرده‌اند. پیرو آن خانواده‌ و حزب متبوع پدرش را تحت فشار گذاشته‌اند که کل ماجرا را تکذیب کنند و آن را به عدم تعادل روانی دخترشان ربط دهند. در آخرین مرحله هم برای اثبات دروغ‌ها و لاپوشانی‌ آن‌ها، جوانان احزاب را گرفته‌اند که لابد تحت فشار اعتراف کنند این سناریو را آن‌ها چیده‌اند و بعد هم در یک پرده دیگر از اخبار منحوس و سراسر کذب بیست و سی این جوانان را مجبور به اعتراف به این سناریوی کثیف کنند و بار را از دوش خودشان بردارند.
در عجبیم که آیا بی‌شرمی و دروغ برای این نامومنان که از دین و اخلاق بویی نبرده‌اند حد و مرزی هم دارد؟ چرا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که اعضای آن از صدیق ترین یاران انقلابند برای برداشتن بار از دوش خانواده عضو حزب خود باید وادار انتشار چنین نامه‌ای شوند؟ سوال دیگری که ذهن هر عاقلی را به خود مشغول می‌کند این است که اگر این نامه تحت فشار منتشر نشده چرا در سایت رسمی سازمان مجاهدین به عنوان تریبون اصلی این حزب نیامده است و باید خبر را از طریق سایت‌های دیگر دریافت کنیم؟
باید به مجریان کودتا که از بی‌شرمانه‌ترین رفتارها در این سه ماه برای تثبیت جایگاه غصبی خود در قدرت استفاده کرده‌اند هشدار داد که دست از این فشارها و دروغ‌پردازی‌ها بردارند و احیانا اگر ذره‏ای شرف برایشان باقی مانده است جوانان شریف و پاک احزاب اصلاح‌طلب را در اسرع وقت آزاد کنند.
*****
هتل های آمریکا "پول های آلوده به خون" احمدی نژاد را نمی گیرند
نیویورک هم سبز می شود
محمود احمدی نژاد در حالی قرار است برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل روز 31 شهریورماه تهران را به مقصد نیویورک ترک کند که از مدتی پیش این سفر او با حاشیه ها و اخبار متفاوتی همراه شده است.
تازه ترین اخبار در این زمینه که بصورت گسترده در فضای اینترنت و رسانه های خارجی منتشر شده و حتی مورد تایید خبرگزاری های دولتی و رسانه های وابسته به آنها نیز قرار گرفته لغو اجاره محل سخنرانی و ضیافت شام احمدی نژاد در نیویورک است.
در همین باره شبکه خبر صدا و سیما در بخش های خبری خود اعلام کرد: "هتل هلم اسلی منطقه منهتن نیویورك، رزرو یكی از سالن هایش را كه از جانب ایرانی ها به منظور ضیافتی با حضور برخی گروه های مردمی و محمود احمدی نژاد در نظر گرفته شده بود، لغو كرد."
همچنین خبرگزاری دولتی ایرنا نیز با تایید این خبر مدعی شد که "این اقدام به دنبال كارشكنی و نامه‌نگاری‌های مشاوران رئيس جمهور آمريكا که جزو موسسین گروه «اتحاد بر ضد ایران هسته‌ای» هستند، صورت گرفته است."
بنا بر برنامه اعلام شده از سوی خبرگزاری های رسمی کشور احمدي نژاد 31 شهريورماه تهران را به مقصد نيويورک ترک مي کند و اول مهرماه در مجمع عمومي سازمان ملل سخنراني مي کند.
مشکل محل اقامت احمدی نژاد و "پول آلود به خون"
از سوی دیگر رجا نیوز وبسایت حامی احمدی نژاد در خبری که در همین زمینه منتشر کرد ماجرای مشکل نداشتن اتاق احمدی نژاد و محتوای نامه گروه اتحاد برضد ایران هسته ای برای لغو اجاره محل اقامت احمدی نژاد را مطرح کرد اما بخش هایی از خبر را حذف نمود.
این وبسایت حامی احمدی نژاد مدعی شد: "دنیس راس از مشاوران ارشد باراک اوباما در امور ایران و ریچارد هالبروک نماینده ویژه در افغانستان با تعدادی از صهیونیست‌های مستقر در نیویورک، مدیر هتل محل استقرار رئیس‌جمهور ایران را تحت فشار قرار داده اند."
این وبسایت اینترنتی که خبرش را سایت تابناک بازانتشار داده ، مدعی شد "مشاوران اوباما که از مؤسسین گروه موسوم به «اتحاد بر ضد ایران هسته‌ای» در نامه‌ای از طرف این گروه، از مسئولان هتل اینترکانتینانتال در بارکلی نیویورک که موافقت کرده است میزبانی محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران را در زمان برگزاری نشست مجمع عمومی سازمان ملل در 2 هفته آینده به‌عهده گیرد، انتقاد کرده اند."
رجا نیوز که منبع خبر خود را روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحار ونوت ذکر کرده، در ادامه نوشت: "این گروه در نامه خود به مدیریت هتل آورده ؛مکان های کار و کسب در نیویورک نباید «پول آغشته به خون» این حامی تروریسم را بپذیرند. آیا سود منافع کوتاه مدت اقتصادی که از اقامت هیئت ایرانی به دست می اید از پیامدهای جدی حمایت از تروریسم دولتی بیشتر است؟"
نیویورک سبز و ایرانیان مقیم آمریکا و کانادا
اما این همه ماجرای سفر محمود احمدی نژاد نیست چرا که بسیاری از ایرانیان مقیم آمریکا و کانادا که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری شرکت کرده اند نیز برنامه های مختلفی را برای اعتراض به حضور احمدی نژاد در نیویورک در نظر گرفته اند.
ایرانیان مقیم آمریکای شمالی در طرحی که از آن با عنوان "نیویورک سبز" نام برده می شود مقرر کرده اند تا با حضور در محل های رفت و آمد احمدی نژاد، در مقابل مرکز سازمان ملل و همچنین محل اقامت او اعتراض خود به تقلب در انتخابات و کشتار مردم و زندانی کردن فعالان سیاسی و معترضان انتخابات را اعلام کنند.
ایرانیان آمریکای شمالی برای این طرح برنامه هایی مانند سفر دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا از تمام ایالت ها به نیویورک، سفر جمعی دانشجویان ایرانی مقیم کانادا با دوچرخه به نیویورک، انتشار پوسترهای بزرگ از تصاویر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، ایجاد زنجیر سبز انسانی با پلاکاردهایی که نشان می دهد احمدی نژاد رییس جمهور منتخبشان نیست را تاکنون اعلام کرده اند.
تکرار ماجرای هولوکاست و گفت و گو با ان بی سی
این اما بخشی از ماجرای سفر احمدی نژاد است ، چرا که او و تیم مشاورانش برای این که در آستانه سفر به نیویورک مورد توجه رسانه های بین المللی ولو به هرقیمتی قرار بگیرند ، دو موضوع را در چند روز اخیر مورد تاکید قرار دادند.
ابتدا محمود احمدی نژاد که پس از انتخابات ریاست جمهوری از گفت و گو با رسانه های خارجی پرهیز می کرد با شبکه خبری ان بی سی آمریکا گفت و گویی انجام داد.
او در این گفت و گو که بیشتر حول محور فعالیت های هسته ای ایران صورت گرفت سعی کرد تا دوباره توجه افکارعمومی نگران جهان را به خود جلب کند.
احمدی نژاد در این گفت و گو با اشاره به این که "توانايي موشكي ايران براي دفاع كامل كافي است" در جواب پرسش خبرنگار شبکه ان بی سی درباره احتمال حمله به ایران گفت "واكنش ما هم پشيمان كننده است."
او همچنین با اعلام این که "فعالیت هسته ای ایران هیچگاه تعطیل نمی شود» در پاسخ به پرسشی درباره این که آیا سناريويي هست كه ايران بخواهد در راستاي ايجاد يك بمب هسته اي حركت كند» از دادن جواب منفی خودداری کرده و گفت« ما نیازی نمی بینیم."
در کنار این گفت و گو همچنین محمود احمدی نژاد در سخنرانی اش در روز قدس بار دیگر کشتار یهودیان را "افسانه" و "دروغ" خواند .
تاکید دوباره او بر نفی هولوکاست ، واکنش های فراوان و اعتراض بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکا و حتی روسیه را نیز در پی داشت که به گفته کارشناسان احمدی نژاد و تیم مشاورانش نیز از این موضوع در آستانه سفر او برای مهم جلوه دادنش نیاز به این مساله داشتند.
این همه در حالی است که محمود احمدی نژاد همواره در سفرهای پیشین خود به امریکا نیز هر بار با تاکید بریک موضوعی سعی کرده بود تا در مرکز توجه قرار بگیرد.
او در سفر اولش به امریکا که در سال 84 و سه ماه پس از آغاز به کارش در دولت نهم انجام شد در مقر سازمان ملل اعلام کرد که "ایران آماده صدور سوخت هسته ای به دیگر کشورهاست" و به این ترتیب خودش را مطرح کرد.
او دردیگر سفرهایش نیز با نفی هولوکاست و اعلام این که در ایران همه گونه آزادی وجود دارد و همینطور سخنرانی اش در دانشگاه کلمبیا خودش را مورد توجه قرار داد.
هرچند درتمام سفرهای پیشین احمد نژاد نیز بسیاری از ایرانیان اعتراض خود را به حضور او در مجمع عمومی سازمان ملل اعلام کرده بودند اما با این حال بسیاری معتقدند که این سفر با توجه به حوادث اخیر در کشور، تقلب در انتخابات ، کشتار و سرکوب معترضان و دستگیری بسیاری از فعالان سیاسی و روزنامه نگاران، سفر به مراتب پرحاشیه تری برای او خواهد بود .
*****
از میان ایمیل های وارده:
وقتی که ما خواب هستیم، یا در زندان!
آصف نیکنام
مهم‌ترین خبری که روزهای آینده بر خط خبرگزاری‌های جهان خواهد رفت، ماجرای جنجال‌آفرین سفر محمود احمدی‌نژاد به نيويورک خواهد بود. محمود احمدی‌نژاد هميشه جنجال‌آفرین و بحران‌ساز بوده است. او طبیعتاً از بحران و جنجال استقبال می‌کند چون مردِ آرامش، سنجیدگی و خرد نیست.
او فقط در غبار و غوغا می‌تواند کارش را پيش ببرد. سال‌های گذشته و عمده‌ی سفرهای خارجی او همين خصلت برجسته را داشته است: هم در سفر به کنفرانس ضد نژادپرستی که تمام آن همه شرمندگی و خفت را حماسه خواند و هم در سخنرانی دانشگاه کلمبیا که اهانت به يک ملت را به خاطر ماجراجویی‌های نسنجیده‌اش، حماسه‌ای نامید که تنها در قاموس خود و هم‌فکرانش معنای حماسه می‌داد. به اين‌ها بیفزاييد خودنمايی‌ها و دين‌فروشی‌های متعدد حلقه‌ی آخرالزمانی پیرامون او و خودش هنگامی که در هر تریبون خارجی ادعیه‌ی مخصوص طلب ظهور را تکرار می‌کند. اما امسال، وضع مانند سال‌های گذشته نيست.
امسال، دستور کار تازه‌ای پيش روی اوست و همین است که نطفه‌ی جنجال‌های رسانه‌ای آتی را منعقد می‌کند. برای فهم بهتر مسأله باید به روزهای قبل از انتخابات برگردیم. مهم‌ترین و هشداردهنده‌ترین شاخص و نشانه‌ی وقايع پیش رو را عبدالله رمضان‌زاده درست قبل از دستگیری‌اش بیان کرده بود. حرف اول و آخر این بود که عده‌ای دارند کشور را می‌فروشند. بر سر منافع ملی معامله‌ای هول‌ناک شکل‌ گرفته است و پوشش این معامله‌ی هول‌ناک و خفت‌بار يک چیز بیشتر نيست: برای رسيدن به دولت کریمه و فراهم کردن مقدمه‌ی ظهور حضرت، می‌توان دست به هر کاری زد حتی فروختن یک ملت؛ حتی به باد دادن عزت و کرامت يک دولت. برای تحقق این معامله، ناگزیر باید دلسوزانِ اين ملت و استوانه‌های این نظام را از کار انداخت. از اين‌جاست که وقتی رمضان‌زاده می‌گوید ما وجه المصالحه قرار گرفته‌ایم و با زندانی بودن ماست که اينها می‌توانند کارشان را پيش ببرند، تازه معنای کودتای رخ داده را بهتر می‌شود فهميد.
علامت بعدی معامله‌ی پیش رو این است که باراک اوباما قبل از انتخابات سال ۸۸ تکلیف‌اش را با نظام جمهوری اسلامی ایران روشن کرده بود. پيام فرستادن او برای رهبر کشور يک معنای صريح و روشن داشت: ما فهميده‌ایم که قدرت واقعی در ایران در دستان کیست؛ در نتيجه، طرفِ هر معامله، مذاکره و گفت‌وگويی رهبر کشور خواهد بود نه رييس جمهور که مقامی است تشریفاتی. این البته معنای حرکت اوباماست. مهم نیست این تفسير از حرکت اوباما چقدر با واقعیت منطبق باشد يا محمود احمدی‌نژاد چه اندازه ولایت‌پذير (بخوانيد «حرف‌شنو») باشد.
از سوی دیگر، یکی از مهم‌ترین اخبار روزهای گذشته بسته‌ی پیشنهادی ایران به گروه ۵+۱ بوده است. این بسته‌ی پیشنهادی در حقیقت هیچ نشانی از چیزی را که خواسته‌ی اين گروه بود ندارد. قرار بر این بوده است که در این بسته - يا پاسخ - نگرانی‌های جامعه‌ی جهانی نسبت به استفاده‌ی احتمالی ايران از نیروی هسته‌ای برای تولید سلاح اتمی بر طرف شود. بسته‌ی پيشنهادی ایران نه تنها فاقد این پاسخ است بلکه حاوی پیشنهادهايی خارق‌العاده و متبخترانه است از جنس پیشنهاد برای اصلاح ساختار سازمان ملل، مدیریت جهانی، ريشه‌کن کردن فقر و مسايلی از اين جنس که چيزی است در حکم زیره به کرمان بردن آن هم از سوی دولتی که خود چهار سال تمام ریشه‌های اقتصادی ایران را نابود کرده و ساختار - به خونِ دل پرورده‌ی - مدیریتی کشور را یکشبه با خاک يکسان کرده است.
پس چرا هنوز دولت‌های اروپايی می‌خواهند به مذاکره با ایران ادامه بدهند؟ وقتی مسایل هسته‌ای بی‌پاسخ مانده‌اند و مضمون بسته‌ی پیشنهادی، آن هم در متنی با انشای ضعیف و آکنده از اغلاط املایی و دستوری انگلیسی، عملاً چیزی است در حد تمسخر و استهزاء مخاطب (و البته نویسنده)، مذاکره چرا باید صورت گیرد؟
طبیعی است که اروپا و آمریکا نگرانی‌هایی نسبت به نقش ایران در منطقه دارد. ایران هم اگر قرار باشد به همین سادگی این نگرانی‌ها را مرتفع کند، ديگر چه وسیله‌ای برای چانه‌زنی و امتیاز گرفتن از غرب دارد؟ ديپلماسی مقتدر؟ ادبيات و زبان صلح‌جو غیر-پرخاشگر چهره‌های سياسی‌اش؟ آزادی بيان بی‌سابقه در داخل کشور؟ مطبوعات مستقل و سالم؟ جامعه‌ی مدنی قوی و نیروهای نظامی و امنيتی کنترل شده؟ مخاطبان اروپایی و آمريکايی بسته‌ی پیشنهادی به خوبی می‌دانند این توقعات از احمدی‌نژاد چیزی است در حد خیال و رؤیا. پس چرا مذاکره؟
حضور هوگو چاوز در ایران، آن هم بر سر مرقد امام هشتم شيعيان در مشهد و بسته شدن قراردادی که سراپا اجحاف است و حاصلی جز مغبون شدن ملت ندارد (و البته خوشبختانه مجلس هم به آن اعتراض کرده است، اما فقط اعتراض)، همه نشانه‌های اين است که معامله‌ای صورت گرفته است. این معامله نمی‌تواند فقط ابعاد داخلی داشته باشد. چشم فروبستن از ابعاد جهانی اين معامله برای تحلیل‌گران وضعيت فعلی ایران می‌تواند خطايی بزرگ باشد.
اوباما از اجرا نشدن طرح سپر موشکی آمریکا سخن گفته است. معنای صریح اين تصمیم این است که آمریکا و روسيه با هم به توافق رسیده‌اند. روسيه مهم‌ترين حامی پيشبرد انرژی هسته‌ای در ايران بوده است و البته هميشه این حمايت نيم‌بند و کج‌دار و مریز را با تعلل و کارشکنی انجام داده است و قطعاً متخصصان انرژی هسته‌ای ایران می‌دانند که روسيه چقدر در تحویل کارش کارشکنی کرده است. يک گمانه‌زنی از وضعيت فعلی این است که روسيه به آمریکا اين اطمینان را داده است که توانایی رسیدن به فناوری‌ هسته‌ای را در اختيار ایران قرار نخواهد داد. بخش دیگرش اين است که آيا با اين هزينه‌ی کلانی که برای انرژی هسته‌ای شده است، ملت ایران واقعاً به مطلوب تبلیغ شده‌ی دولت احمدی‌نژاد خواهد رسید؟
آيا بهره‌برداری انرژی هسته‌ای صلح‌آميز برای تولید برق را خواهيم ديد؟ يا اين‌ها هم دفع‌الوقتی است برای زمینه‌سازی جهت «دولت کریمه» و فراهم کردن اسباب ظهور؟ توافق آمریکا و روسیه طبعاٌ باید برای محمود احمدی‌نژاد که در جریان انتخابات ۸۸ متهم به همدستی با روسيه برای تغيير نتيجه‌ی انتخابات شده است، توافقی نگران کننده باشد. اما آيا مذاکره‌ی مستقیم با آمريکا در دولت محمود احمدی‌نژاد و با کارگردانی رهبری که پایه‌های مشروعیت و عدالت‌اش سخت آسيب ديده است، ميسر خواهد شد؟
فرض را بر این بگذاریم که محمود احمدی‌نژاد به آمريکا می‌رود و با دولت آمریکا مذاکره می‌کند. باز فرض کنيم که نتيجه‌ی این مذاکره بهبود روابط ديپلماتيک ايران و آمريکا و تسهيل بسياری از دشواری‌های اقتصادی ایران باشد (فرض محال که محال نيست!). در این صورت چه اتفاقی برای رييس دولت کودتا می‌افتد؟ انجام همه‌ی اين‌ها باعث بازگشت مشروعيت او می‌شود؟ پاسخ به وضوح منفی است.
اگر بپذیریم که در ایران کودتايی صورت گرفته است و رأی ملت غارت شده است، حتی اگر فردا ایران گلستان شود و تمام نابسامانی‌ها و ويرانی‌ها درست شود، محمود احمدی‌نژاد باز هم غاصب است. باز هم خائن است و باز هم دروغ‌گوست. غصب، خيانت در امانت و نقض عهد، به تعبیر فقها اسباب سقوط عدالت است. اینها بر اساس همین قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، باعث زوال مشروعيت می‌شود و طبعاً رييس دولت غاصب خواهد بود، ولو بتواند با آمريکا مذاکره‌ای بکند که حاصل‌اش امتیاز گرفتن از آمريکا و سود بردن برای ملت ایران باشد. اما واقعیت ماجرا می‌تواند تلخ‌تر از این باشد.
اگر فرض کنیم که قرار باشد اوباما معامله‌ی پشت پرده‌ای با ایران بکند، قطعاً در شرایط فعلی، جمهوری اسلامی، نمی‌تواند از آمریکا هیچ امتیازی بگیرد. گرفتن هر امتیاز ناگزیر مساوی خواهد بود با از دست دادن امتیازهای عظیم و بزرگ ديگر. این یعنی معامله‌ی نابرابر. این وضعیت دشوار اخلاقی، وضعی است که آمریکا و اروپا در برابر آن قرار دارد: معامله کردن با يک نظام کودتاگر، امنیتی و نظامی برای رسیدن به منافع کوتاه مدت خودشان یا بازگشت به یک سياست شفاف و قاطع در برابر نیرنگ و دروغ. اين است انتخاب دشوار اوباما و اروپا.
انتخاب گزینه‌ی اول حاصل‌اش ساده است: معامله‌‌ای دیگر بر سر منافع ملی ايران و بر سر آرمان‌های ملت ايران و نهایت‌اش اين خواهد بود که باز پنجاه سال دیگر يکی از مقامات سياسی آمريکا، مانند خانم آلبرايت،‌ به عذرخواهی از ملت ايران خواهد آمد که ما پنجاه سال پیش ياریگر کودتا بودیم! جمهوری اسلامی ایران، اکنون در ضعیف‌ترین مقطع خود در طول تاریخ‌اش قرار دارد: پایه‌های مشروعيت‌اش سست شده است و اکثریت بزرگ دلسوزان و پایه‌گذاران نظام در انزوای مطلق سیاسی قرار گرفته‌اند. دولت ضعیف، چیزی جز ضعف و ذلت به همراه نخواهد داشت. اقتدار هم با جنجال و غوغا و غبارآفرینی محقق نمی‌شود.
حاشيه‌ی فراموش‌شده‌ی ديگر اين سناریو، نقش اسراييل در اين معادلات است. سخنان تحریک‌آميز دوباره‌ی محمود احمدی‌نژاد در سخنرانی روز قدس، شايد بتواند با تحريک اسراييل توجه رسانه‌ها را از تمرکز بر مسأله‌ی تقلب در انتخابات منصرف کند، اما اسراييل هم‌چنان می‌تواند به ایران صدمه بزند و سياست‌های محمود احمدی‌نژاد بهترین زمينه را برای این کار فراهم می‌کند. اگر این فرض درست باشد که اوباما قصد معامله با حاکميت سياسی ایران را دارد، هیچ بعید نیست لابی‌های اسراييلی کاری کنند که هم اوباما در اين ميان با يک رسوايی ديپلماتيک مواجه شود و هم نقشه‌ی - احتمالی - معامله‌ی محمود احمدی‌نژاد - و به عبارت دیگر، «نظام» - صدمه‌ی شدید ببيند. معامله‌ی آسان‌گيرانه‌ی اوباما با محمود احمدی‌نژاد به بهانه‌ی مذاکره می‌تواند بزرگ‌ترين صدمه را به خود دولت آمریکا بزند.
اگر سناریوی تقلب در انتخابات را سناريویی بزرگ‌تر از يک انتخابات صرف ببینیم، بسیاری از حرکات محمود احمدی‌نژاد و حامیان عالی‌رتبه‌اش معنای بيشتری پیدا می‌کند: دولت کودتا با آرزوی حل معضلات بزرگ‌تر ديپلماتيک و با سودای به دست آوردن بهترین امتيازها و در عين حال پيش رفتن در راستای سياست آخرالزمانی - که البته اسفندیار رحيم مشايی از چهره‌های کلیدی آن است - خود را در وضعیت دشوار و لاينحلی قرار داده است که روز به روز به ضعیف‌تر شدن بيشتر داخلی و خارجی‌اش منجر شده است.
کلید این ضعیف، صدمه‌ی جدی به مشروعیت دولت با حرکت‌های خشونت‌آمیز و خون‌بار ماه‌های اخیر و محبوس شدن چهره‌های برجسته‌ی سیاسی کشور است. آیا وقتی که مردم هنوز نگران آشوب‌های اخیر هستند و هنوز اعتراض‌ها جدی و زنده هستند و هنگامی که دلسوزان کشور در زندان هستند، کشور به فروش خواهد رفت؟ بايد صبر کرد و ديد.
*****
اسفندیار رحیم‌مشایی سرپرست نهاد کودتا شد
با حکم رئیس دولت کودتا اسفندیار رحیم مشایی به عنوان سرپرست نهاد ریاست جمهوری منصوب شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت کودتا، متن این حکم به این شرح است:
جناب آقای اسفندیار رحیم مشاییسلام علیکمنظر به اهمیت امور مربوط به نهاد ریاست جمهوری و اعتمادی که به شما دارم، جنابعالی را با جفظ سمت به "سرپرستی نهاد " منصوب می نمایم. لازم می دانم که از زحمات و خدمات ارزشمند جناب آقای علی سعیدلو در طول دوره مسئولیت سرپرستی نهاد صمیمانه سپاسگزاری نمایم.توفیقات جنابعالی را در سایه توجهات حضرت ولی عصر(عج) از درگاه ایزد سبحان مسئلت می کنم.گفتنی است رئیس جمهور بخشهای مهمی از اختیارات معاون اول را به مشایی سپرد و اینک نیز با حکم جدید اختیارات معاون اجرایی را به وی سپرده است. نهاد ریاست جمهوری قبلا توسط معاون اجرایی رییس جمهور اداره می شد.پیش از این برخی محافل سیاسی مشایی را عملا مرد شماره دوم دولت دانسته بودند و حتی برخی سیاسیون ، احمدی نژاد را تحت تاثیر کامل مشایی معرفی کرده بودند.
*****
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران :
تجمع اعتراضی مادران عزادار در پارک لاله
بنابه گزارشات رسیده از پارک لاله تهران،مادران عزادار طبق روال هفتگی خود در پارک لاله تجمع اعتراضی خود را بر پا کردند و اعتراضات خود را نسبت به سرکوب خونین مردم ایران و بخصوص فرزندان جانباخته خود را بیان کردند.روز شنبه 28 شهریور ماه از ساعت 16:00 تعدادی از مادران طبق معمول هفته های گذشته در میدان آب نمای پارک لاله جمع شدند و رفته رفته به تعداد آنها افزوده شد. ماموران نیروی انتظامی مستقر در پارک لاله با چند موتور و تعدادی نیرو قبل از انجام هر گونه حرکتی از طرف مادران به سراغ آنها آمدند .مسئول نیروی انتظامی مستقر در پارک به آنها گفت اینجا مکانی عمومی است و شما با این کار حقوق دیگران را ضایع می کنید اینجا جای این گونه کارها نیست و هر چه زودتر از اینجا دور شوید و الا شما را بازداشت می کنیم آنوقت کارتان با کرام الکاتبین است .اما مادران بدون توجه به سخنان او به نشانه اعتراض به خونهای به ناحق ریخته شده فرزندانشان شروع به حرکت به دور میدان آب نما کردند.مسئول نیروی انتظامی پارک برای ترساندن مادران دائما با بی سیم صحبت و درخواست نیرو می کرد.تعداد ی از مردم نیز با دیدن مادران به جمع آنها می پیوستند و در سکوت به نشانه اعتراض حرکت می کردند.موتور سواران نیروی انتظامی نیز دائما در اطراف آنها مانور می دادند. دو اتومبیل از کلانتری 148 در جلوی درب جنوبی پارک مستقر شده بودند.مادران تا ساعت 19:00 طبق روال همیشه به حرکت اعتراضی خود ادامه دادند و در پایان مراسم با بالا بردن دست خود به نشانه پیروزی پایان دادند.
*****
رئیس شورای شهر سنندج ترور شد
روانيوز : در ادامه ترورهای زنجيره ای كردستان رئیس شورای شهر سنندج نيز تررو شد در ادامه ترورهای زنجيره ای كردستان رئیس شورای شهر سنندج نيز تررو شد. سید مهدی تخت فیرروز، رئیس شورای شهر سنندج، امروز شنبه 19 سبتامبر، در خیابان شاپور سنندج به ضرب گلوله افراد ناشناس ترور شد. بنا به اخبار رسيده به پايگاه خبری روانيوز، سید مهدی تخت فیرروز» رئیس شورای شهر سنندج و رئيس كانون دفاع از حقوق زندانيان، صبحگاه امروز مورد اصابت گلوله افراد ناشناس قرار گرفت. سيد مهدی تخت فيروز اهل روستای سرش اباد شهرستان قروه بوده است. گفته می شود نامبرده، تا بحال دو دوره رياست شواری شهر سنندج را بعهده داشته است. پيشتر نامبرده از سوی اهالی سنندج به "تجاوز"،‌ "خيانت در امانت"،‌ "تهديد شهرواندان" متهم شده بود. در طول هفته گذشته این پنجمین تروری است كه ازسوی افراد مسلح ناشناس صورت گرفته است. از سوی ديگر معاون اول رئیس‌جمهور محمد رضا رحيمی، در گفتگو با خبرگزاری نميه رسمي فارس، ابراز داشت که به زودی هیاتی از سوی دولت به سرپرستی وزیر كشور و با همراهی سپاه پاسداران عازم كردستان خواهد شد كه همه ریشه‌های حوادث اخیر را در استان بررسی كنند. ترور تخت فيروز،‌ در حالي انجام گرفته است كه بر خلاف ديگر ترورهای كردستان در هفته گذشته، تا زمان تنظيم اين خبر، پايگاهای خبری رسمی ايران از جمله خبرگزاری نيمه رسمی فارس،‌ كه معمولا اخبار مربوط به ترورهای كردستان را پوشش می داد، اين خبر را تائيد نكرده اند. پيشتر گروه (لشكر پيشمرگان كردستان) رد اطلاعيه ای مسوليت ترور قاضي داوطلب را در سنندج به عهده گرفته بود. اين درحالی است كه تا زمان تنظيم اين خبر هيچ كس يا گروهی مسوليت ترورهای زنجيره ای كردستان را به عهده نگرفته است .
*****
به دلیل اعمال فشارهای کودتاچیان، آیت‌الله منتظری نماز عید فطر را اقامه نخواهند کرد
به گزارش پایگاه خبری آیت الله منتظری «پس از سالها برگزاری نماز عید فطر به امامت معظم له که به خاطر کثرت جمعیت و ضیق مکان نمازگزاران دچار مشکل می شدند، امسال به دلیل محدود بودن مکان، پلمب بودن حسینیه معظم له و شرایط سنی ایشان این نماز اقامه نخواهد شد. »از هفته گذشته و پس از نامه شجاعانه و سرگشاده آیت‌الله منتظری خطاب به علما و مراجع، فشارها بر بیت ایشان افزایش یافته است. تا کنون سه نوه آیت‌الله منتظری و همسر یکی از نوه‌های ایشان بازداشت شده‌اند.
*****
زمان: 00:03 بامداد یکشنبه
خجسته باد این پیروزی!
پس از قتل ها، تجاوزها و ترساندنها، مردم قهرمان باز هم آمدند. تهران، شیراز، اصفهان، اهواز، بوشهر، مشهد، کرمانشاه، رشت و ... همه سبز شده بودند.
در طی این سه ماه بعد از انتخابات با روشهای مختلف سرکوب از دستگیری، ترساندن و تهدید کردن، از ضرب و شتمها در خیابان، از فشار و شکنجه و قتل و تجاوز در زندان ها، از بستن روزنامه ها و سایتها تا تبلیغات صدا و سیما، بستن انجمنها و دفاتر احزاب، همه و همه را بکار بستند و این رویه ها کما بیش ادامه دارد. دوبار دجال روسیاه در نمازجمعه و در چندین جلسه در بیت خودش (از سری جدید سریالهای دیدارهای پشت سر هم به بهانه های مختلف) تهدید کرد و در هر دوبار مردم را از ادامه اعتراضاتشان پرهیز داد.تهدیدهای سخنرانان و امامان جمعه و فرماندهان سپاه و حتی تشکیل شتاب زده دولت کودتاگر و رای اعتماد سفارشی و هزار راه مختلف را آزمودند برای جمع کردن بحران، اما دیروز باز هم سبز پوشها آمدند و از آزادی دفاع کردند و دروغ و دیکتاتوری را نفی.
کم نبودند و نیستند کسانی را که می شناسم که نتوانستند و نمی توانستند بیایند. کسی را می شناسم که از گازی که در روزهای اعتراض استشمام کرده است هنوز به نزد پزشک می رود و دوستی از شدت ضرباتی که در آنروزها بر بردنش زده اند پیگیر امور درمانی اش است. دوستی را می شناسم که تهدید شده است و با تعهد آزاد است. دوستی را می شناسم که او را از زمان طرح اراذل و اوباش به بهانه اراذل بودنش در وضعیت بلاتکلیف دادگاه و کلانتری همچنان معلق نگاه داشته اند تا این روزها به بیرون نیاید. دیگری را می شناسم که دوستانش دستگیر شده اند و هر لحظه نگران دستگیری خود است. دوستی دیگر از خانه دور شده است و از دلهره دستگیری در شهرستان است. دوستی ناامید از رایی که داده است و از اینکه بالاخره دولت کودتا به سر کار آمده است دلسرد است. دوستی از اینکه نامش در میان امضاء های آنروز های حمایت از موسوی است این روزها خود و تلفنش را تحت کنترل می داند. بسیاری از مردم نیز دسترسی به اینترنت (تنها مجاری باقی مانده ارتباطی و اطلاع رسانی) ندارند و بسیاری نیز از حضور در تجمعات بدلیل آنچه دیدند و شنیدند از خشونتها پرهیز می کنند.
با این همه میلیون ها نفر آمدند و شجاعانه شعار دادند و سنبلهای سبز با خود آوردند. با تمام فشارها و سرکوبها و کشتارها باز هم پایدار ایستاده اند و آمدند و باز هم می آیند.دیگر نتوانستند تلفنها را قطع کنند!‌ اما اینترنت را برای ارسال عکسها و فیلمها ساعاتی طولانی قطع کردند و حتی یاهو و جی میل را فیلتر کردند. اما دیگر گارد را به سختی توان تشخیص میان روز سبز و روز قدسی بود برای حمله و خشونت. صدا و سیمای ضد مردمی تنها حوالی دانشگاه تهران در خیابان انقلاب و میدان فلسطین را نشان می داد و دم از وحدت ملی می زد!
این جنبش جدید اجتماعی با هوشیاری مدیریت شد. در هیچ اطلاعیه ای از خشونت و حمله متقابل گفته نشد و تنها از اعتراض و شعار هایی مثل نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران بسیار بود. آنها صدا و سیما داشتند و دوربین. آنها کارمندان و حقوق بگیران را داشتند. آنها سپاه و ارتش و نیروهای مسلح را داشتند و اتوبوس و مینی بوس و امکانات دولتی بسیار. آنها پلاکاردهای رسمی و پرچم های از قبل چاپ و توزیع شده را داشتند. آنها شعارها کلیشه ای داشتند و رسمی. آنها تریبون نماز جمعه داشتند. آنها همه جا بلندگو داشتند آنهم با بلندترین صدا. آنها نیروهای هماهنگ داشتند. آنها دوربین های مجهز داشتند. آنها باتوم داشتند و گاز اشک آور. مردم هیچیک از اینها را نداشتند. مردم با نداشته هایشان اخبار را به سراسر دنیا مخابره کردند. مردم هیچ رسانه ای فراگیر برای اطلاع رسانی نداشتند و ندارند. مردم سینه به سینه و تن به تن خبر رسانی کردند و می کنند.
کیهانیان ساده لوح امروز خبر زدند که اینها همانانی هستند که ماهواره دارند و اینترنت!‌ هنوز نمی خواهند درک کنند که با تجاوز و اعتراف و زندان ره به جایی نبردند و با جمع کردن ماهواره ها و قطع اینترنت نیز به جایی نخواهند رسید. جنبش نوین ایران با حرکت دیروز خود مرحله جدیدی را از حیاتش آغاز نموده است و تا رسیدن به مقصود و هدف نهایی ادامه خواهد یافت. به قول دوستی در فیس‌بوک خجسته باد این پیروزی.
توجه: امروز به مناسبت عید فطر، رسانه ها، نشریات، خبرگزاریهای نیمه دولتی یا مستقل و بنگاههای خبرپراکنی دولتی همه تعطیل هستند. به همین دلیل ما دسترسی چندانی به خبرهای رسمی و یا تایید شده ندارم و تلاش می کنیم بیشتر مقالات و ایمیل های رسیده را انتشار دهیم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ