سرود ملی: ای ایران ای مرز پرگهر

نقش دولتمردان و رسانه های آمریکایی در شورش 22 بهمن 1357

۱۳۸۸/۰۵/۰۱

پنجشنبه:1/5/1388 (زمان00:07 بامداد)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: تقاضا داریم برای بازنشر مطالب انتشار یافته درین "وبلاگ" نام و نشانی منبع اصلی را ذکر نمائید. متشکریم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بامدادتان خوش و روزگارتان سرسبز.
دقایقی پس از نیمه شب فرارسیده و ما مانند همیشه کار خویش را با "پستی " جدید برای امروز، پنجشنبه اول امرداد ماه آغاز می کنیم.
بعضی روزها پیام ها و ایمیل های رسیده آنچنان انبوه و زیاد است که ما براستی فرصت نمی کنیم و وقت کم می آوریم که تمامی آنها را گشوده و حتا پاسخی کوتاه بر آنها نوشته و ارسال نمائیم.
گاهی حتا ناگزیر می گردیم که بر خلاف میل و خواسته قلبی خویش برخی از پیامها را نخوانده پاک کنیم که البته ایمیل هائی که ناخوانده پاک میشوند، پیامهایی از سوی یاران عزیزی است که آنان را بخوبی می شناسیم و می دانیم که ایمیل هایشان فقط پیام های همبستگی و دلداری و مقاومت است. اما برخی از پیامها نیز لازم است که نه تنها پاسخ داده شود که حتا در سایت ما منعکس شود که کم و بیش این کار را انجام میدهیم.
از میان پیام های رسیده روز گذشته(چهارشنبه31 تیرماه) برخی از آنها را انتشار دادیم و در دنباله آن، امروز نیز دو ایمیل دریافتی دیروز را که از نظر ما حایز اهمیت است، برایتان بشرح زیر انتشار میدهیم:
***
این پیام همراه با عکسی، از سوی دوستی از آمریکا برایمان ارسال شده:
مجسمه نيم تنه ندا آقا سلطان
توسط مجسمه ساز آمريکایی Paula B. Slater
قرار است مجسمه نيم تنه ندا در راهپيمایی که مقابل انجمن شهر (شهرداری) سانفرانسيسکو در 25 جولای برگزار ميگردد رونمایی شود. انتظار ميرود بيش از 20 هزار نفر در اين راهپيمایی شرکت کنند.

*****
این پیام نیز شامل نخستین عکس های ارسالی برای ما، در رابطه با شروع اعتصاب غذای تعداد بیشماری از هم میهنان ایرانی و نیز اشخاص و شخصیت های شناخته شده بین المللی است که از دیروز (سی و یکم تیرماه) در مقابل ساختمان سازمان ملل آغاز گشته و تا روز آدینه دوم امرداد ماه ادامه خواهد یافت:

*****

صحنه ای از اعتراضات شبانه در شب گذشته (حدود 2 ساعت پیش)

*****
گزارش دیروز موج سبز آزادی درباره اجتماع معترضین در مقابل سازمان ملل
اعتراض در ایران، اعتصاب در نیویورک

گروهی از فعالان مدنی، هنری، ادبی و سیاسی به دعوت چندین روشنفکر ایرانی در اعتراض به کودتای انتخاباتی در ایران و سرکوب مخالفان پس از آن، در مقابل مقر سازمان ملل در نیویورک دست به اعتصاب غذا زده‌اند. «موج سبز آزادی» اولین گزارش اختصاصی خود را از این برنامه به بازدید کنندگان محترم سایت تقدیم می‌کند.
ساعت هشت صبح است. امروز بیست و پنجم جولای مصادف با سی و یکم تیر ماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت، جمعی از چهره های شاخص هنری، ادبی، فرهنگی و فعالین سیاسی اجتماعی ایران به دعوت اکبر گنجی و در پی اعلام همبستگی با بازداشت شدگان وقایع اخیر، در اقدامی نمادین در مقابل سازمان ملل متحد در شهر نیویورک دست به اعتصاب غذای سه روزه زده‌اند.
در اعلام دعوت این روشنفکران به اعتصاب غذا در برابر سازمان ملل آمده است که " ما امضاکنندگان این نامه برای اعلام پشتیبانی از جنبش سبز مردم ایران، محکوم کردن تقلب گسترده در انتخابات، سرکوب بی‌رحمانه اعتراضات مردمی، و بازداشت غیرقانونی صدها شهروند و فعال سیاسی و اجتماعی در ایران، به مدت سه روز از سی و یک تیر ماه تا سه مرداد در برابر مقر سازمان ملل متحد در نیویورک دست به اعتصاب غذا خواهیم زد تا صدای مظلومیت مردم شریف ایران زمین را به گوش جهانیان برسانیم".
این اعتصاب غذا که با استقبال گسترده‌ای از سوی جامعه روشنفکری و دانشگاهی ایران و جهان همراه شده است، از ساعاتی پیش شروع شده و میهمانان و میزبانان بسیاری را از طیف‌های مختلف سیاسی و اجتماعی گرد هم آورده است. رضا علامه زاده، در بیانیه‌ای که در حمایت از این اعتصاب غذا نوشته است، اهمیت این حرکت را از این سو مد نظر قرار داده که "توانسته است رنگین‌کمانی از شخصیت‌ها با عقاید و آرای مختلف را گرد هم آورد." در میان اعتصاب‌کنندگان نام آشنایانی چون حسین بشیریه، علی میر سپاسی، حمید دباشی، مهرانگیز کار، شهرنوش پارسی‌پور، شیرین نشاط، عبدالعلی بازرگان، فاطمه حقیقت‌جو، احمد و محمود صدری به چشم می‌خورد.از صبح امروز و با توجه به استقبال گسترده ایرانیان و خبرگزاری‌های داخلی و خارجی می‌توان پیش‌بینی کرد که این اعتصاب غذا تاثیری شگرف در باز کردن چشم جهانیان و سازمان‌های بین‌المللی برآنچه در ایران می‌گذرد داشته باشد. همزمان با این اعتصاب غذا در نیویورک و در اعلام همبستگی با روشنفکران ساکن امریکا، جمعی از دانشگاهیان اروپایی نیز در اعلام پشتیبانی از جنبش مردم ایران در همین تاریخ و در مقابل مقر سازمان ملل متحد در شهر وین دست به اعتصاب غذا خواهند زد. از میان چهره‌های شاخص جهانی نام نوام چامسکی و خوزه کوزونوا، جامعه‌شناس بزرگ اسپانیایی و رئیس "مرکز برکلی برای دین، صلح و مسائل جهانی" ااز اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
از اعتصاب غذای روشنفکران نیویورک همچنین رضا براهنی، رامین جهانبگلو، یرواند آبراهامیان، عبدالکریم سروش، موسوی خویینی‌ها، محمد یوسفی اشکوری حمایت کرده‌اند. شایان ذکر است که نه تنها برخی از چهره‌های هنری ایران چون محسن مخملباف، فرامزر اصلانی و شاهین نجفی، بلکه چهره‌هایی جهانی همچون رابرد ردفورد و شان پن (که در سال 2005 هم به ایران سفر کرده بود و از جمله فعالان سیاسی و اجتماعی ضد جنگ در امریکاست) هم هر یک در نامه‌هایی جداگانه از اعتصاب غذای روشنفکران ایرانی اعلام حمایت کرده‌اند.شاهین نجفی، رپر ایرانی که این روزها ترانه‌هایش بیش از هر زمان دیگر بر دل می‌نشیند، در بخشی از بیانیه اعلام حمایتش از این اعتصاب غذا آورده است:" این نظام بر این خیال است که اگر فرصت‌سوزی کند، زندانیان بی‌دادگاه رژیم، از یادها خواهند رفت. زهی خیال باطل. مردم چگونه می‌توانند آزادیخواهی را فراموش کنند و آنها را در دست شکنجه‌گران تنها بگذارند." او در بخش پایانی بیانیه‌اش اشاره کرده است که: " آنها که سی سال پیش وعده ساختن بهشت بر روی زمین را می‌دادند، اینک زمین خدا را به جهنم برای ایرانیان تبدیل کرده‌اند."امروز صبح به قول رضا براهنی "به همت مبارز خستگی‌ناپذیر" اکبر گنجی، جمعی از نخبگان ایرانی گرد هم آمدند و رنج اعتصاب غذا را به جان خریدند تا بازتاب صدای مردمانشان باشند و از یاران دربندشان در مقابل سازمان ملل، آنجا که قرار است بازتاب صدای مردمان باشد و نه حاکمان حمایت کنند. در این میان و در همان آغاز مراسم فرصتی دست داد تا در میان شلوغی جمعیت حمایت‌کننده و حضور خبرگاران شبکه‌های داخلی و خارجی، با تنی چند از این دوستان گپ مختصری بزنم و ازشان بپرسم چرا اینجا در مقابل سازمان ملل جمع شده‌اند و آیا هدف سیاسی و جناحی خاصی را دنبال می‌کنند؟ همچنین از آن‌ها پرسیدم که می‌خواهند صدایشان را به گوش چه کسانی برسانند و حامی کدام شکل از حمایت‌های بین‌الملی هستند؟
شیرین نشاط، عکاس، فیلم‌ساز و هنرمند نام‌آشنای معاصر که نامش در بین صد هنرمند بزرگ معاصر جهان خودنمایی می‌کند، نه تنها از اولین کسانی بود که در جمعیت حاضر شد، بلکه طراحی پوسترهای این مراسم را نیز به عهده داشت. او می‌گوید:" ما برای کمک خواستن برای رسیدگی به مساله حقوق بشر در اینجا جمع شده‌ایم، مساله ما امروز حقوق بشر است." و ادامه می‌دهد که " ما این شانس را داشتیم که در نیویورک زندگی می‌کنیم و می‌توانیم در اینجا و در مقابل سازمان ملل جمع شویم. او می‌گوید نقش من البته با نقش فعال سیاسی چون آقای گنجی متفاوت است، اما هر کدام از ما که گمان می‌کنیم صدایمان تاثیری هر چند اندک خواهد داشت، گناهکاریم اگر صدایمان را بلند نکنیم." او از همراهی هنرمندان دیگری همچون محسن مخملباف، مرجان ساتراپی، و بهمن فرمان‌آرا با جنبش سبز مردم نام می‌برد و می‌گوید هنرمندان ایرانی هیچ‌وقت خودشان را از سیاست و اجتماع دور نگه نداشته‌اند و همیشه می‌توان رد پا و رگه‌هایی از سیاست را در آثار برجسته هنری و ادبی ایران دید.از شیرین نشاط می‌پرسیم آیا هدف سیاسی خاصی را از شرکت در این مراسم دنبال می‌کند و او پاسخ می‌دهد: " من فقط در حمایت از جوانان ایرانی در این اعتصاب غذا شرکت می‌کنم." و اضافه می‌کند:" که البته به دموکراسی و آزادی معتقدم." او به وضعیت زندانیان سیاسی اشاره می‌کند و می‌گوید:"دوستانی دارم که امروز در زندان هستند و وظیفه خودم می‌دانم که شرکت کنم و به حق و حقوق بچه های ایرانی معتقدم."
حمید دباشی، نویسنده‌ی کتاب «ایران: تداوم در تأخیر» و صاحب کرسی در رشته‌ی مطالعات ایران و ادبیات تطبیقی دانشگاه کلمبیای نیویورک، از جمله کسانی است که توجه شایانی به اتفاقات اخیر در ایران نشان داده است. او که اتفاقات اخیر در ایران را در غالب جنبش حقوق مدنی به تصویر کشیده در پاسخ به این سوال که چرا مقابل سازمان ملل؟ پاسخ می‌دهد: "من شکایتم را به هیچ کشور به خصوصی نبرده‌ام و نخواهم برد، اما ساختمان سازمان ملل یک نماد جهانی است که به تمام دنیا تعلق دارد. این حرکت در حقیقت بردن صدای اعتراض مردم ایران به مردم جهان است. من می‌خواهم مردم جهان به وضعیت زندانیان سیاسی در ایران نگاه کنند و اهمیت سازمان ملل در اینجاست که می‌تواند دادگاهی باشد تا انظار جهان شاهد این بی‌عدالتی که امروز بر مردم ایران می‌رود باشند. باعث شود تا جهان شاهد رشادت ایرانیان باشد." او به علاوه اضافه می‌کند که : "از طرف سازمان ملل و بر اثر بی‌کفایتی‌های آقای احمدی‌نژاد تا کنون چندین بار علیه ایران تحریم‌های اقتصادی وضع شده است که من مخالف آن تحریم‌ها هستم. اعتراض من در مقابل سازمان ملل در عین حال به معنای اعتراض به خود این سازمان هم هست، تا بگویم من با این تحریم‌ها مخالفم. من به حقوق حقه ملت ایران و نه حکومت و دولت ایران برای دست‌یابی به انرژی هسته‌ای معتقدم و بر همین مبنا معتقدم هیچ منبعی نمی‌تواند این حق را ازا ملت ایران بگیرد. پس اعتراض من دو جنبه دارد، هم رساندن صدای اعتراض مردم به گوش مردم جهان است و هم رساندن صدای اعتراض خودم به سازمان ملل، چرا که فکر می‌کنم تحریم‌های اقتصادی مستقیما متوجه بچه های این جنبش و شهروندان ایرانی است."وقتی از نقش روشنفکران می‌پرسم و اهمیت چنین گردهمایی، دباشی پاسخ می‌دهد:" من امروز نه به عنوان یک روشنفکر، بلکه به عنوان یک شهروند ایرانی که ساکن نیویورک است در این اعتصاب غذا شرکت می‌کنم و خودم را تافته جدا بافته‌ای از بقیه نمی‌دانم." و در ادامه می‌گوید" ما امروز در اینجا و در شهر نیویورک تریبونی در اختیار داریم که باید از آن استفاده کنیم. و این در حالی است که دهان برجسته‌ترین روشنفکران ایرانی را امروز بسته‌اند. دهان روشنفکرانی که در بطن جامعه ایرانی زندگی کرده‌اند و همیشه حرف حق زده‌اند. دهانشان را بسته‌اند و برخی‌شان را به بند کشیده‌اند." او می‌گوید: " ذهنش امروز بیش از هر کس دیگری متوجه سعید حجاریان است و محمدرضا جلایی‌پور و ادامه می‌دهد که :" که ما امروز فقط سعی می‌کنیم حرف‌های آن ها را بزنیم، چرا که شاخ و برگ آن درختی هستیم که ریشه‌اش در ایران است." و در نهایت وی در پاسخ به این که به سمت کدام نهادها و سازمان‌ها‌ی بین‌المللی دست یاری خواهید گشود می‌گوید:" از هیچ دولتی نباید توقع کمک داشت. حتی برای هیچ دولتی نباید مرجعیت قائل بود. ما باید جنبش سبز ایران را به جنبش‌های آزادی‌بخش جهان وصل کنیم. به نهضت مترقی حقوق مدنی در امریکا و امریکای لاتین و افریقا و نهضت‌های رهایی‌بخش عراق، فلسطین و لبنان. الگو و مدل و طرف صحبت ما آن جنبش‌ها هستند و نه دولت‌ها." دباشی در پایان می‌گوید:" امروز با همان اعتمادی که در سال 2001 درباره حقوق افغانستان در همین جا آمدم و سخن گفتم، حاضر شده‌ام، با همان اعتمادی که پیش از این در مقابل سازمان ملل و در همین خیابان‌ها از مردم عراق و ظلمی که بر آن‌ها رفته سخن گفته‌ام، سخن خواهم گفت و با همان زبانی که از ملت مظلوم فلسطین دفاع کرده‌ام، از ملت ایران دفاع خواهم کرد. جنبش سبز ایران انتفاضه ماست."
حسین کمالی، استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه کلمبیا نیویورک هم می‌گوید:" سازمان ملل محل مناسبی برای رساندن صدای اعتراض مردم ایران است. ما امروز بیش از هر چیز خواستار آزادی زندانیان سیاسی هستیم که تنها به دلیل اعتراض به نتیجه انتخابات دستگیر شده‌اند. تقاضای آزادی زندانیان سیاسی و البته جلب توجه جامعه جهانی تنها هدف ماست. ما می‌خواهیم دبیرکل سازمان ملل سفری به ایران داشته باشد و نماینده‌ای را برای رسیدگی به تخلفات حقوق بشری به ایران اعزام کند. ما از سازمان ملل می‌خواهیم تا تعهدات دولت ایران به جامعه جهانی را بهش یاد آور شود. باید به دولت ایران یادآور شود که سازمان ملل جای نمایش و روضه‌خوانی نیست. در برابر تریبونی که سازمان ملل در اختیار روسای جمهور جهان می‌گذارد، آنها نیز در مقابل تعهداتی دارند. دولت در قبال شهروندانشان در برابر سازمان ملل ملزم به رعایت اصول و قواعدی است که باید محترم شمرده شود."مهدی سحرخیز، فرزند عیسی سحرخیز که ساکن نیویورک است اما شاید تنها نماینده از خانواده زندانیان سیاسی در میان جمع باشد که در میان اعتصاب‌کنندگان حاضر شده است. از پدرش و آخرین اخباری که از وضعیت او دارند می‌پرسیم و می گوید:" آخرین خبری که داشتیم این بوده که از زندان تماس گرفته‌اند و پیگیر داروهایشان بوده‌اند." می‌پرسیم موفق شدید برای پدر وکیل بگیرید؟ می‌گوید:" دنبال وکیل هستیم، ولی به پدر برای امضای وکالت‌نامه دسترسی نداریم." می‌پرسیم امروز دنبال چه آمده‌ای؟ می‌گوید:" دنبال آن آزادی مطلقی که "آقای" احمدی‌نژاد از آن پیش از انتخابات حرف می‌زد."
از او تشکر می‌کنم، راه می‌افتم دنبال یک گوشه‌ی دنجی برای تنظیم اولین متن گزارش موج سبز آزادی، از برنامه اعتصاب غذای روشنفکران ایرانی در برابر مقر سازمان ملل، نیویورک.

*****
اطلاعاتی درباره‌ی سه جانباخته دیگر
اطلاعاتی درباره‌ی سه جانباخته دیگر جنبش سبز به ما رسیده که پس از چند روز نتوانستیم تأیید قطعی آنها را بگیریم. از این رو این اطلاعات را منتشر می‌کنیم و از همگان می‌خواهیم برای تایید این خبرها و جمع‌آوری اطلاعات بیشتر درباره‌ی این سه تن و دیگر شهدای جنبش سبز، ما را یاری کنند.
فضای امنیتی حاکم بر جامعه‌ی ایران مانع از آن می‌شود که منابع خبری بتوانند به راحتی صحت و سقم اخبار را بررسی کنند و درست را از نادرست تشخیص دهند. با این حال گاهی اهمیت بعضی از خبرها به حدی زیاد است که انتشار فوری آنها با همین قید «تأیید نشده» بودن، ضروری می‌شود.
بر اساس اطلاعاتی که به «موج سبز آزادی» و "برای جنبش همبستگی دانشجویان ایران" ارسال گردیده ولی هنوز تایید نشده است، جوانی به نام «رامین قهرمانی» ساکن محله‌ی شهرآرا پس از حدود 15 روز بازداشت، بلافاصله پس از آزادی در منزل دچار تشنج شده و قبل از رسیدن به بیمارستان، جان باخته است. او به خانواده‌ی خود گفته بوده که در زندان او را از پا آویزان کرده بودند.
گزارش دیگری به ما رسیده که حاکی است جوان هجده ساله‌ای به نام «آرمان استخري‌پور» که در جریان ناآرامی‌های شیراز با ضربه‌ی باتوم مأموران از ناحیه‌ی سر مضروب شده بود، پس از چند روز کما به شهادت رسیده است. علت فوت او مرگ مغزی اعلام شده و طبق گزارش رسیده، حمله مأموران به آرمان در محله‌ی ابيوردی شهر شیراز و در منزل یک پیرزن که این جوان از درگیری‌ها به آنجا پناه برده بوده، رخ داده است.
یک گزارش دیگر از درگذشت یک نوجوان۱۷ ساله به نام میثم عبادی خبر می‌دهد که در روز ۲۳ خرداد به ضرب گلوله‌ی افراد ناشناس کشته شده است. بر اساس این گزارش، میثم عبادی فرزند عسگر در حالی‌ که از محل کار خود از یک فرش‌فروشی به خانه برمی‌گشته، در میدان صادقیه تهران از ناحیه‌ی شکم مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به علت خون‌ریزی شدید در خیابان جان باخته است. پیکر این شهید نیز پس از طی‌ مراحل قانونی، در بهشت زهرا دفن شده است.
و در نهایت گزارش دیگری حاکی از آن است که در روز تشییع جنازه‌ی سهراب اعرابی، علاوه بر او 10 کشته‌ی دیگر حوادث اخیر هم تشییع شده‌اند، اما نیروهای امنیتی خانواده‌های این شهدا را تهدید کرده‌اند که خبری در این باره به رسانه‌ها اعلام نکنند.
" جنبش همبستگی دانشجویان ایران" و همچنین"موج سبز آزادی" از همگان دعوت می‌کنند به جمع‌آوری اطلاعات مربوط به شهدا کمک کنند و به خصوص در مورد سه فرد گفته شده در بالا ، هر اطلاعاتی را که در اختیار دارند و یا می‌توانند کسب کنند، به ایمیل آدرس های زیر ارسال دارند:
*****
نماهنگ گروه "آبجیز" درهمبستگی با مبارزات مردم ایران
شهرزاد نیوز: گروه "آبجیز" که از دو خواهر ایرانی تبار مقیم سوئد/ایالات متحده تشکیل شده، اخیرا نماهنگ جدیدی در همبستگی با مبارزات مردم ایران تهیه و اجرا کرده اند.
این نماهنگ "بیا" نام دارد و در متن ترانه آن از نیروهای سرکوبگر خواسته می شود که به صفوف مردم بپیوندند. ظرف 24 ساعت پس از قراردادن این نماهنگ، بیش از 44 هزار تن از آن دیدن کرده بودند. این ویدئو را باهم تماشا کنیم:

*****
رجانیوز: سمت مشايي، فاقد اعتبار شرعي و قانوني
كدخبر: ۵۶۷۱۲
سايت خبري رجانيوز از سايت‌هاي حامي محمود احمدي‌نژاد و دولت نهم نوشت؛ سه روز پس از آن كه رهبر معظم انقلاب كتبا عدم رضايتشان از انتصاب اسفنديار رحيم مشايي به معاون اولي رياست جمهوري را به دكتر احمدي نژاد ابلاغ كردند، هنوز خبري از بركناري، جابه‌جايي و يا قبول استعفاي رحيم مشايي منتشر نشده است.رهبر انقلاب در اين نامه عدم صلاحيت رحيم مشايي براي تصدي معاونت اول رئيس جمهور و ديگر معاونت ها و مصادركليدي را متذكر شده اند.طبق مباني ديني و اصول متعدد قانون اساسي، نامه رهبر انقلاب اسلامي، يك حكم حكومتي و لازم الاجرا براي تمام اركان و مسئولين در جمهوري اسلامي است، لذا حكم دكتر احمدي نژاد براي معاون اولي مشايي فاقد اعتبار شرعي و قانوني است.این سایت، با تأكيد براين مسئله كه هيچ مقام و مرجعي جز مقام ولايت فقيه، حق صدور حكم شرعي در امور حكومتي مانند عزل و نصب يك مقام دولتي و امثال آن را ندارد، اميدوار است، آقاي مشايي هر چه زودتر نسبت به استعفا اقدام كرده و يا دكتر احمدي‌نژاد با توجه به قانون‌مداري و روحيه ولايت‌پذيري خود در خصوص بركناري وي اقدام كند.
همچنین به گزارش سایت "تابناک" یکی دیگر از منابع نیمه دولتی در ادامه بایکوت خبری اظهارات رئیس جمهور درباره مشایی در روزنامه های ایران و وطن امروز، خبرگزاری فارس که به شدت حامی دولت است، مراسم تودیع و معارفه رحیم مشایی را هیچ گونه پوشش خبری ندادند.
به گزارش خبرنگار تابناک، خبرگزاری فارس که یکی از رسانه های اصولگرایان بوده و حامی سرسخت دولت احمدی نژاد است، هیچ گونه خبری درباره مراسم تودیع و معارفه رئیس سازمان میراث فرهنگی منتشر نکرده است.بنابر این گزارش، رئیس جمهور در مراسم مذکور که عصر دیروز برگزار شده، به شدت از مشایی حمایت کرده و آشنایی با اسفندیار رحیم مشایی را موهبت الهی برای وی خوانده است.گفتنی است، خبرگزاری فارس نه تنها خبری درباره این مراسم منتشر نکرده، بلکه در حدود 40 خبر علیه معاون اول دولت دهم(مشایی) در خروجی خود قرار داده است.
*****
عکس هائی که رسواگر شدند
در حالی که روزنامه های دولت سخت ترین حملات را به رقیبان احمدی نژاد وارد می کنند و هر روز ده ها خبر ساختگی درباره اصلاح طلبان و زندانیان پخش می کنند و در عین حال به تهدید رییس مجمع تشخیص مصحلت نظام و مجلس خبرگان و محمد خاتمی و میرحسین موسوی ادامه می دهند، هر روز افشای رازی جدید خبر از تنها ماندن محمود احمدی نژاد می دهد.
آخرین رسوایی مربوط به ماجرای سفر دو هفته قبل محمود احمدی نژاد به مشهد است که همزمان با نماز جمعه تاریخی تهران ، این
خبرگزاری ها استقبال کنندگان از احمدی نژاد را سیصد هزار تا یک میلیون ذکر کردند در حالی که خبرنگاران مستقل همان زمان خبر دادند که اتوبوس های حامل خانواده نظامیان و کارکنان طرح های عمرانی منطقه مرکزی مشهد را پر کرده اند.
خبرگزاری های حامی دولت برای اثبات ادعای خود چون قادر به استفاده از عکس های واقعی نبودند ناگزیر از تصاویری استفاده کردند که از مونتاژ عکس هائی از سفرهای پیشین احمدی نژاد به استان های مختلف تهیه شده بود و دقت نکردند که در این عکس ها لباس ها و نفرات اطراف و اتومبیل وی تغییر پیدا کرده و عاقلانه نیست که از مسیر فرودگاه مشهد تا صحن وی و همراهانش چند بار تغییر شکل داده باشند. منظور اصلی از چنین فریبکاری نشان دادن جمعیتی بود که هرگز در این سفر به استقبال رییس دولت نیامده بودند.
اما به گفته ناظران با وجود همه سعی اداره رسانه های ریاست جمهوری و خبرگزاری های حامی دولت باز هم عکس هائی افشاگر رازها شد؛ از جمله عکسی در سایت ایسنا که نشان می دهد کسی در خیابان ها نیست به جز اتوبوس های دولتی و در عین حال انبوهی از گاردهای محافظ زیر فشار ها از پا افتاده اند و عجب تر از همه آثار تخم مرغ یا گوجه فرنگی هایی است که بر بدنه اتومبیل حامل رییس دولت نهم خودنمائی می کند.
از جمله دیدنی های این عکس وجود یک نفر از گارد با تی شرت سبز است که معلوم نیست در میان محافظان احمدی نژاد چه می کند.
*****
زندانیانی که مفقود شده اند
چه بر سر بازداشت شدگان گمنام می آید
فرشته قاضي

علی رغم اظهارات مقامات قضایی و رئیس پلیس تهران مبنی بر آزادی اکثر بازداشت شدگان پس از انتخابات 22 خرداد، خانواده های بسیاری از زندانیان پس ازروزها و هفته ها سرگردانی بین دادگاه انقلاب و زندان اوین هیچ گونه خبری از عزیزانشان ندارند. از سوی دیگر، طی روزهای گذشته گروهی از کسانی که با قرار کفالت یا وثیقه آزاد شده بودند مجددا بازداشت شده اند. ماموران نظامی شبانه به منازل این افراد یورش برده و آنان را از رختخواب بیرون کشیده و با خود برده اند. آنان در پاسخ به اعتراض خانواده ها فقط گفته اند که این بازداشت ها برای تکمیل پرونده صورت می گیرد.
سرگردانی خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوینبه گزارش خبرنگار روز، خانواده های بازداشت شدگان اخیر که یا در تجمعات مسالمت آمیز مردمی و یا در یورش لباس شخصی ها به منازلشان بازداشت شده اند هر روز از ساعت 7 الی یازده شب در مقابل زندان اوین تجمع می کنند تا شاید خبری از عزیزانشان دریافت کنند. این خانواده ها بارها مورد هتاکی و توهین مسولان قرار می گیرند اما همچنان در مقابل زندان اوین می نشینند تا شاید عزیزانشان جزو آزاد شده ها باشد و یا خبری هر چند کوتاه کسب کنند و نام فرزندانشان را در لیست زندان ببینند.
هر روز لیستی از بازداشت شدگان بر دیوار دادگاه انقلاب و لیستی دیگر بر دیوار زندان اوین چسبانده می شود و هر روز از صبح تا پایان ساعت اداری خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب تجمع می کنند و از مسولان این دادگاه خواستار روشن شدن وضعیت فرزندانشان می شوند.
بازداشت شدگانی که مفقود شده اندبرخی از این خانواده ها خبر از تماس کوتاه تلفنی عزیزان دربندشان می دهند و می گویند برای روشن شدن وضعیت آنها هر روز به دادگاه انقلاب مراجعه می کنند. اما در این میان خانواده های بسیاری هستند که هنوز هیچ اطلاعی از سرنوشت عزیزان خود ندارند و نام آنان نه در لیست های زندان اوین و دادگاه انقلاب است و نه مسولان امر پاسخی به آنها می دهند. مادر یکی از زندانیان به روزمی گوید: از 25 خرداد هیچ اطلاعی از وضعیت پسرم ندارم و هیچ کسی جواب نمی دهد و مسولیت نمی پذیرد. این مادر که به شدت نگران پسر 22 ساله اش است، گریه امانش نمی دهد و در میان گریه می گوید: پسر من میخواست رای خود را پس بگیرد اما من اکنون حتی نمیدانم او کجاست و کجا برده اند و چه اتفاقی برای او افتاده است.این مادر با گله از برخورد مسولان می افزاید: تهدید می کنند که اگر سرو صدا کنید بازداشتتان می کنیم و این روزها بارها توهین کرده و با خشونت ما را راهی خانه هایمان کرده اند، در حالیکه من فقط میخواهم از پسرم خبری بگیرم.مادر این پسر مفقود شده با بیان اینکه از آقای موسوی می خواهیم پی گیر وضعیت فرزندان ما باشند از خبرنگار روز آدرس ستاد میرحسین موسوی را می خواهد و ما شماره تلفن ستاد پی گیری بازداشت شدگان را که از سوی موسوی و کروبی تشکیل شده در اختیار او قرار می دهیم.میرحسین موسوی و مهدی کروبی کمیته مشترکی برای پی گیری وضعیت بازداشت شدگان و مفقود شدگان تشکیل داده و از مردم خواسته اند که به این کمیته مراجعه کنند. این کمیته به گفته علیرضا بهشتی روز دوشنبه تشكیل جلسه داده و قرار شده در خصوص تشكیل یك بانك اطلاعاتی از بازداشتی‌ها و كشته شدگان بعد از انتخابات اقدام شود. همچنین مرتضی الویری که مسول رایزنی این کمیته با مسولان قضا معرفی شده گفته است: مقرر شده تا در ملاقات با مقامات هرچه سریعتر وضعت بازداشت شدگان و مفقودشدگان روشن شود و خانواده های انها از نگرانی رهایی یابند. بر اساس گزارش سایت اعتماد ملی تا روز چهارشنبه هفته گذشته 130 نفر به این کمیته مراجعه کرده بودند که 46 نفر وابستگان مفقودینی بوده اند که کسی اطلاعی از آنان ندارد.
زندانیان زیر 18 سال
از سوی دیگر در حالی که ادعا می شود تمام بازداشت شده های زیر 18 سال آزاد شده اند، اما مشاهدات خبرنگاران خلاف آن را ثابت می کند. بر اساس این مشاهدات خانواده هایی که برای پی گیری به دادگاه انقلاب می آیند عنوان می کنند که دختران و پسران 17 یا 16 ساله آنها بازداشت هستند. پدر یکی از بازداشت شدگان می گوید که از وضعیت دختر 17 ساله اش هیچ اطلاعی ندارد. او که از عدم پاسخگویی مسولان به شدت عصبانی است می گوید: دختر من به همراه دوستانش در بهارستان بوده که به اتفاق یکی از دوستانش بازداشت شده است.وی می افزاید: چند تن از دوستان دخترم شاهد بازداشت او و دوستش بوده اند اما نام او نه در لیست زندان اوین است نه در لیستی که اینجا به دیوار چسبانده اند و کسی هم پاسخی نمی دهد.این پدر که همچون سایر خانواده های بازداشت شدگان از عنوان کردن و انتشار نام خود وحشت دارد و می ترسد وضعیت دخترش بدتر شود می گوید: هفته گذشته پلیس تهران اعلام کرد که برای پی گیری فرزندانمان به پلیس امنیت نیروی انتظامی مراجعه کنیم. ما نیز رفتیم مشخصات دخترم را گرفتند و شماره تلفنی داده و گفتند پی گیری می کنیم. اما بعد از آن نه به تلفن پاسخ می دهند و نه دیگر به آنجا راهمان می دهند.معاون پلیس امنیت نیروی انتظامی 24 تیرماه خبر از آمادگی نیروی انتظامی برای دادن اطلاعات درباره سرنوشت افراد بازداشت شده در حوادث اخیر به خانواده های آنان داده و از خانواده ها خواسته بود که برای کسب اطلاع از سرنوشت فرزندان خود به پلیس امنیت نیروی انتظامی تهران بزرگ مراجعه کنند.او همچنین درباره افرادیکه اموال آنها توسط پرسنل ناجا تخریب شده است گفته بود که بازرسی ناجا با بررسی شکایات با متخلفان برخورد می کند. امری که هیچ وقت تحقق نیافت و با وجود اینکه فیلم ها وعکس های منتشر شده به خوبی نشان از تخریب خودروها و اموال مردم توسط پگان ضد شورش دارد، اما خانواده هایی که برای گرفتن خسارت به مراکز بیمه مراجعه کرده بودند با این جمله مواجه شدند که دستور داده شده به اغتشاشگران خسارت نپردازیم. اعتراض و پی گیری این خانواده ها تاکنون نتیجه ای نداشته است.
انتقال 60 نفر به بند عمومی
روز دوشنبه در دادگاه انقلاب به خانواده ها اطلاع داده اند که 60 تن از بازداشت شدگان به بندهای عمومی منتقل شده اند. این قضیه با اعتراض شدید خانواده ها مواجه شده است. آنان می گویند فرزندان ما هیچ جرمی مرتکب نشده اند و نباید در کنار مجرمان حرفه ای قرار بگیرند. این 60 نفر و همچنین بازداشت شده های دو روز بعد از انتخابات با وجود اتمام بازجویی ها همچنان در زندان به سر می برند.
ضرب و شتم شدید بازداشت شدگا
ن
نحوه برخورد با بازداشت شدگان نگرانی بزرگی را نه تنها در خانواده های آنان بلکه در سطح افکار عمومی برانگیخته است. اکثر آزاد شدگان عنوان کرده اند که به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و با باتوم و شوک الکتریکی آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. برخی از این بازداشت شدگان هنگام آزادی آثار این برخوردها را در خود دارند. آنان مورد شکنجه قرار می گیرند تا اعتراف کنند از ستاد میرحسین موسوی و یا از خارج از کشور خط گرفته اند تا اغتشاش ایجاد کنند. یکی از این آزاد شدگان به رادیو فردا گفته است: در بازداشتگاه شاپور داخل آفتاب داغ، روی آسفالت، جوانان زخمی راکه در حین تجمع بازداشت شده بودند با بدن‌هایی کاملا زخمی و خونین و برهنه روی آسفالت داغ خوابانده بودند. آن‌ها به شدت کتک خورده بودند. برای یک لیوان آب التماس می‌کردند. شیر آب در فاصله ده متری بازداشت شدگان بود. اما اجازه نمی‌دادند احدی قطره ‌ای آب بنوشد. اجازه نمی‌دادند نیازهای اولیه اشان را برطرف کنند. به گفته وی: آن‌هایی را که با بدن زخمی ناشی از سوختگی درد می‌کشیدند روی آسفالت داغ می‌خواباندند. جوانکی قسم می‌خورد که بسیجی‌های هم محل خودم مرا برداشتند و انداختند توی آتش. این بود که این نوجوان از آرنج تا مچ دستش پوست نداشت. این فرد را با آن وضعیت خوابانده بودند روی آسفالت داغ. کسانی می‌آمدند بین جمعیت و می‌گفتند که دستهایتان را پشت گردنتان بگیرید و به حالت کلاغ پر بایستید. شاید تحمل این شکل ایستادن برای یک ساعت سخت نبود، اما مجسم کنید کسی مجبور باشد هشت ساعت به این شکل و شمایل بایستد. ناگهان می‌دیدی یک نفر می‌آمد و با لگد می‌رفت توی صورت هر کسی که دلش می‌خواست و میلش می کشید، به میرحسین موسوی فحش میدادند و....
تجاوز به بازداشت شدگان
از سوی دیگر و در حالی که تاکنون اخبار کمتری از وضعیت بازداشت شدگان در شهرستان ها منتشر شده، روزنامه گاردین نوشته در جریان تظاهرات شیراز چند جوانی که دستگیر شده‌اند، مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند. بر اساس این گزارش پزشک یکی از این جوانانی که مورد تجاوز قرار گرفته گفته است: فقط چهار دندانش سالم باقی مانده است و رکتوم او در اثر تجاوز پاره شده است و مجبور می شوند او را با کارت بیمه شخص دیگری به بیمارستان ببرند.روزنامه گاردین به نقل از این جوان نوشته است: او را دوشنبه بعد از انتخابات وقتی که با چند جوان دیگر مانع حمله مامورین به معترضان میشد دستگیر می کنند. تمام آن روز او را در ماشین نگاه میدارند، بعد به یک سلول انفرادی می برند و در آنجا او را از سقف آویزان کرده و مرتبا می زنند. بعد او را به اتاقی دیگر می فرستند که چند جوان همسال او در آنجا بودند. روز شنبه یا یکشنبه بعد بود که در این محل جدید به او تجاوز می کنند. سه مرد قوی هیکل وارد اتاق می شوند و دو نفر او راروی زمین می خوابانند و نفر سوم جلوی آنها و چهار بازداشتی دیگر به او تجاوز می کند. این کار در روزهای بعد هم ادامه پیدا میکند و بازجویی و فشار برای "اقرار" به اینکه از خارج دستور می گرفته نیز همراه آن ادامه پیدا میکند: درتمام طول هفته گذشته دیگر بازجویی هم نبود، فقط تجاوز و بعد سلول انفرادی...
تحویل پیکر کشته شدگان
این اخبار در حالی منتشر می شود که طی روزهای گذشته پیکر چند تن از کشته شدگان به خانواده های آنان تحویل داده شده است. خانواده هایی که سرگردان و درمانده از پی گیریهای بی جواب، پیکر عزیزانشان را در بهشت زهرا به خاک سپرده اند. این مساله به شدت نگرانی خانواده های بازداشت شدگان را در پی داشته است. آنان هم از کشته شدن فرزندانشان می ترسند و هم از اینکه فرزندانشان مورد شکنجه قرار بگیرند و در مراجعه به دادگاه انقلاب این نگرانی ها را بر زبان می آورند. اما فقط با برخوردهای تند مسولانی مواجه می شوند که مطابق قانون باید پاسخگو باشند و نیستند. در حالیکه مقامات رسمی آمار بازداشت شدگان را 500 نفر ذکر می کنند گروههای مدافع حقوق بشر اعلام کرده اند که تعداد بازداشت شدگان بیش از 2000 نفر است.
*****
پیوستن چهره های مشهور آمریکایی به اعتصاب غذا
انعکاس اعتراض ایرانیان در سازمان ملل
لیلا طیری

جمعی از روشنفکران سرشناس ایرانی از صبح روز گذشته در مقابل مقر سازمان ملل در نیویورک دست به اعتصاب غذا زدند.
این اعتصاب غذا که با پیشنهاد اکبر گنجی، روزنامه نگار سرشناس ایرانی انجام شده، مورد حمایت نویسندگان، هنرمندان و چهره های سرشناس ایرانی و خارجی قرار گرفته است و چهره های شاخصی چون نوام چامسکی، رابرت رد فورد و خوزه کازونوا و شون پن از این حرکت حمایت کرده اند.
تعدادی از روشنفکران مشهور جهان نیز با انتشار بیانیه‌ای از اعتصاب غذای روشنفکران ایرانی حمایت کرده اند که در میان آنان نام جوشوا کوهن (استاد حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه استنفورد)، مارتا نسبام (استاد حقوق، دانشگاه شیکاگو)، تامس اسکانلون(استاد فلسفه، دانشگاه هاروارد)، الیزابت اندرسون(استاد حقوق، دانشگاه میشیگان)، جاشوا اوبر(استاد علوم سیاسی، دانشگاه استنفورد)، اندی اسکات(مدیر گوگل)، کیک اسکات(مدیر گوگل)، میشل بری(استاد دانشکده پزشکی، دانشگاه استفورد)، فیروزه دما (نویسنده)، جول رابرتس( استاد حقوق، دانشگاه ویسکانسون) و عباس میلانی(رئیس گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد) نیز به چشم میخورد. رضا براهنی، عضو کانون نویسندگان ایران نیز از حامیان این اعتصاب است.
اعتصاب غذای روشنفکران ایرانی به مدت 3 روز ادامه خواهد داشت و آنان فقط آب و چای خواهند خورد. بر اساس گزارش تلویزیون بی بی سی، 500 نفر از ایرانیان که اغلب پیراهن سبز بر تن دارند و یا مچ بند و سربند سبز بسته اند در روز اول اعتصاب حضور داشته اند. گوگوش (فائقه آتشین)، خواننده و شهره آغداشلو، بازیگر ایرانی نیز در مقابل مقر سازمان ملل متحد به اعتصاب کنندگان پیوسته اند. پیشتر ابراهیم حامدی، شهیار قنبری، بهروز وثوقی و فرامرز اصلانی، هنرمندان ایرانی از این اعتصاب غذا حمایت کرده بودند.
علی دباشی، استاد دانشگاه کلمبیا و از امضا کنندگان این بیانیه که در محل برگزاری اعتصاب حضور داشت به بخش فارسی بی بی سی گفت: نهضت سبز، نهضتی فراگیر است که فقط طرفداران موسوی را در برنمی گیرد و اعتصاب کنندگان در اینجا به نمایندگی از همه ایرانیان در سراسر جهان دست به اعتراض زده اند و خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی هستند.
اکبر گنجی نیز ضمن درخواست آزادی زندانیان سیاسی گفت: خواست همه ما یک نظام دمکراتیک ملتزم به حقوق بشر است.
گنجی همچنین از حضور دهها نفر در ساعت هشت صبح در برابر سازمان ملل گفت و از کسانی یاد کرد که برای شرکت در این جمع، به سفرهای طولانی از استرالیا، کانادا، اروپا یا ایالت‌های دیگر آمریکا پرداخته اند.
شیرین نشاط، هنرمند مقیم نیویورک از کسانی است که صبح زود به این جمع پیوست. او به دویچه‌وله گفته است: "با شرکت در این اعتصاب غذا از جوانانی که در زندان هستند، حمایت می‌کنیم. فکر می‌کنم هرچه توجه عموم را جلب کنیم، امکان آزادی دستگیرشدگان بیشتر می‌شود".
شهرنوش پارسی پور، نویسنده ساکن کالیفرنیا در مورد حضور خود در نیویورک می‌گوید: "من دارم دنبال مردم ایران می‌روم که ثابت کردند چقدر انسان و متمدن هستند. اینجا نشسته‌ام به این امید که سازمان ملل دخالت کند و جلوی ظلم جاری در ایران را بگیرد و زندانیان آزاد شوند".
هفته گذشته 26 روشنفکر ایرانی با انتشار نامه ای اعلام کرده بودند: برای اعلام پشتیبانی از جنبش سبز مردم ایران، محکوم کردن تقلب گسترده درانتخابات، سرکوب بی رحمانه اعتراضات مردمی، و بازداشت غیرقانونی صدها شهروند و فعال سیاسی و اجتماعی در ایران به مدّت سه روز از ۳۱ تیر تا ۲ مرداد ماه (۲۲ تا ۲۴ جولای) در برابر مقر سازمان ملل متحد در نیویورک دست به اعتصاب غذا خواهیم زد تا صدای مظلومیت مردم شریف ایران زمین را به گوش جهانیان برسانیم، و از اعضای مسؤول جامعه جهانی بخواهیم که مصرانه و بجدّ از دولت جمهوری اسلامی بخواهند که تمامی بازداشت شدگان را بسرعت و بدون هیچ قید و شرطی آزاد نمایند. با توجه به وضعیت نگران کنندهٔ در معرض خطر بودن جان و سلامتی بازداشت شدگان اخیر، خواستار دیدار نمایندهٔ دبیر کل سازمان ملل متحد با بازداشت شدگان و آزادی فوری نامبردگان هستیم.
عبدالعلی بازرگان، محمد برقعی، حسین بشیریه، علی بنوعزیزی، نیره توحیدی، فاطمه حقیقت جو، حمید دباشی، مصطفی رخ صفت، علی رضایی، احمد صدری، محمود صدری، کاظم علمداری، عبدی کلانتری، رضا فانی یزدی، نهضت فرنودی، منصور فرهنگ، احمد کریمی حکاک، حسین کمالی، مهرانگیز کار، اکبر گنجی، ابراهیم سلطانی، علی میر سپاسی، مجید محمدی، مهرداد مشایخی، آرش نراقی و نادر هاشمی امضا کنندگان این نامه بودند. طاهر احمدزاده، یرواند آبراهامیان، ژانت آفاری، مهرزاد بروجردی، شهرنوش پارسی پور، عبدالکریم سروش، معصومه شفیعی، محسن قائم مقام، علی قدسی، علی کشتگر، محسن مخملباف، رضا معینی، موسوی خوئینی‌ها، محمد رضا نیکفر، سهیلا وحدتی و حسن یوسفی اشکوری هم بعدا به جمع حامیان نامه پیوستند.
تحصن و اعتصاب غذا در وین
در اروپا، جمعی از فعالان حقوق بشر در اتریش که از روز سه شنبه، 9 تیر در برابر مقر سازمان ملل در شهر وین دست به تحصن زده اند، اعلام کرده اند که همزمان با اعتصاب غذای ایرانیان در نیویورک، آنها نیزدست به اعتصاب غذا خواهند زد. آنان با انتشاربیانیه ای گفته اند برای پشتیبانی از جنبش مردم ایران برای برقراری دموکراسی و تأمین حقوق بشر در ایران، محکوم کردن تقلب گسترده در انتخابات، سرکوب بی‌رحمانه اعتراضات مردمی و بازداشت غیرقانونی صدها شهروند و فعال سیاسی و اجتماعی در ایران، ضمن تداوم تحصن خود در برابر مقر سازمان ملل متحد در شهر وین، به مدت سه روز از ٣۱ تیر تا دو مردادماه اعتصاب غذا خواهند کرد "تا صدای مظلومیت مردم ایران را به گوش جهانیان برسانند".
امضا کنندگان این نامه از ایرانیان مقیم اروپا دعوت کرده اند "برای اعلام حمایت خود از جنبش مردم ایران در راه دموکراسی و تأمین حقوق بشر و نیز اعلام همبستگی با بازداشت‌شدگان اعتراضات هفته‌های اخیر در ایران در تاریخ‌های>یاد شده به این همایش اعتراضی در برابر مقر سازمان ملل متحد در شهر وین بپیوندند، و سفیر و صدای رسای هم‌وطنان خود در این روزهای حساس و دشوار باشند".
راهپیمایی در 50 شهر جهان
در حرکتی هماهنگ، مدافعان حقوق بشراعلام کرده اند سوم مرداد ماه، در ۵۰ شهر جهان در مقابل سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی ایران گرد هم می‌آیند تا همبستگی خود را با ایرانیان معترض نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران ابراز کنند.
شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، فدراسیون بین المللی جامعه‌های حقوق بشر، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، دیده بان حقوق بشر، گزارشگران بدون مرز، عفو بین الملل، و ابتکار زنان برنده جایزه صلح با دادن فراخوانی خبر از این راهپیمایی ها و تجمع در مقابل سفارت های ایران داده اند.
سیمین بهبهانی، شاعر و چهره شاخص کانون نویسندگان ایران، که یکی از حامیان این فراخوان به شمار می‌رود، با اشاره به اینکه خود در انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران شرکت نکرده است، به رادیو فردا گفته است: وقتی که انتخابات بطور نادرست انجام شد و به نظر مردم ناصحیح آمد و آن‌ها قیام کردند برای گرفتن حق و حقوق‌اشان، در خیابان‌ها ریختند، صدای خود را به آسمان رساندند، من از صمیم قلب با آن‌ها همراه و همدل شدم. الان هم از آن‌ها حمایت می‌کنم. خودم هم تا پای جان حاضرم در این راه قدم بگذارم و امیدوارم که پیروزی با مردم باشد و بتوانند که از حقوق خودشان دفاع کنند و بتوانند نمایندگانی را که خودشان انتخاب کردند، به مجلس بفرستند.به باور رضا معینی، از مسئولان ایرانی سازمان گزارشگران بدون مرزنیز این همبستگی جهانی می‌تواند تاثیر مثبتی بر عملکرد دولت جمهوری اسلامی ایران داشته باشد.
هادی قائمی، سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران درباره این فراخوان به رادیو فردا گفته است: این فراخوان تجمع خودجوش و از سوی شهروندان جهان شروع شد. بعد از اتفاقات ایران پس از انتخابات و مشاهده صحنه‌ها و جنایت‌هایی که همه را تکان داد، از دور دنیا با کمپین ما تماس گرفته می‌شد که در اقصا نقاط اشخاص عادی می‌خواستند نوعی به طور همگام و همزمان اعتراض شان را نسبت به این وقایع ابراز کنند.
از سوی دیگر دروئری دایک، پژوهشگر مسائل حقوق بشر و متخصص امور خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین الملل تاکید کرده است: ما فکر می‌کنیم که بیشتر از همه، مردم ایران تنها هستند، تنها روبه‌روی فشارهای مختلف ایستاده‌اند. ما فراخوانی علیه خونریزی داده‌ایم؛ نباید خونریزی دیگری ببینیم. دوم اینکه زندانیان عقیدتی را آزاد کنند و سوم اینکه برگزاری تظاهرات مسالمت‌آمیز یک حق است و باید این حق به رسمیت شناخته شود. چهارم اینکه بسیجی‌ها نباید دیگر در عملیات پلیسی شرکت کنند و فراخوان آخر این است که سازمان ملل باید وضعیت حقوق بشر در ایران را بررسی کند و همینطور دولت ایران نمایندگان سازمان ملل را قبول کنند.
دوچرخه سواری برای حمایت از جنبش مردم ایران
تعدادی از جوانان دانشجوی ایرانی و غیرایرانی نیز اعلام کرده اند چهارصد و پنجاه کیلومتر فاصله‌ مرکز شهر تورنتو تا شهر اوتاوا پایتخت کانادا را با دوچرخه طی خواهند کرد. آنان گفته اند در خاتمه این سفر، طوماری که توسط هزاران ایرانی و غیرایرانی امضاء شده و در آن از مسوولان خواسته شده حقوق بشر در ایران را رعایت و زندانیان سیاسی را آزاد کند، به دست مقامات سفارت جمهوری اسلامی در اوتاوا خواهند رسانید.
بر اساس گزارش رسانه ها، دوچرخه‌سواری چهارصد و پنجاه کیلومتری جوانان ایرانی و غیرایرانی روز شنبه، چهارم مردادماه همزمان با آغاز راهپیمایی بزرگ ایرانیان کانادا در روز حمایت جهانی برای رعایت حقوق بشر در ایران آغاز خواهد شد.
منبع خبر: روز
*****
فیلمی از تجمع اعتراضی و اعتصاب غذا در مقابل مقر سازمان ملل متحد
*****
محمدنبي حبيبي: "حتي اگر حکم الهي با اکثريت قاطع رد شد، مقبوليت ندارد"
دبير کل حزب موتلفه معتقد است: «در بحث مشروعيت مدني اين مهم است که حکمي را که مي‌خواهيم انتخاب يا پشتيباني کنيم ضمانت اجرايي هم دارد يا خير. آيا مردم هم تبعيت مي‌کنند يا يک امر ذهني است.» به گزارش سحام نيوز سايت روز بخشي از گفت وگوي منتشر نشده محمد نبي حبيبي که در چهار سال گذشته انجام شده را منتشر کرده است که در آن وي از اعتقادش به راي اکثريت صحبت مي‌کند و معتقد است که حتي حکم الهي اگر راي اکثريت را نداشته باشد مقبوليت خود را از دست مي‌دهد.» وي تاکيد کرد: «به نظرم سوال خيلي مهمي است. ما معتقديم اگر حکومت ديني مقدرات کشور را با رنگ ديني اداره کند، جز با پشتوانه مردمي امکانپذير نيست. ما بعد از پيغمبر اکرم که بالاتر از اميرالمومنين نداريم. اميرالمومنين بعد از پيامبر اکرم 25 سال کاملا از حکومت کنار زده شدند، اصلا هم وارد اينکه چرا کنار زده شدند، حق کدام است، باطل کدام و … نمي‌شوند. منتها ما يک عقيده داريم و آن اين که تفکر بايد با مباني مسلم مذهبي سنجيده شود. اگر اين تفکر با آن موازين متقنن مذهبي انطباق کامل داشت، به نظر ما حق است. اما اينكه وقتي مي‌خواهيم با اين حق حکومت کنيم آيا بي‌مردم مي‌شود حکومت کرد؟ به نظر من نمي‌شود. اميرالمومنين هم همين را مي‌گويد تا برسد به ديگران. وي افزود: «اگر الهي بودن حکم خدا و راي ندادن مردم به آن هم ثابت شود، به نظر شما کداميک حق و درست است. بنده اين را که اگر مردم تاييد نکنند، ضمانت اجرايي فراهم نمي‌شود را رد نمي‌کنم.» حبيبي گفت: «اصلا حکم خدا مال حاکم اسلامي نيست، من در آوردي نيست. کسي نمي‌تواند بگويد من مي‌گويم اين کار را بکنيد. ولي فقيه نمي‌تواند خارج از حکم خدا، حکم دهد. همه اختلاف ما همين جاست که من معتقدم اگر در يک جامعه‌اي احکام الهي زمينه منفي پيدا کند، «ضمانت اجرايي‌اش» را هم از دست مي‌دهد. اين را قبول دارم و هيچ ترديدي هم در آن ندارم. اما هر گاه يک حکم الهي در جامعه‌اي با اکثريت قاطع رد شد، »مشروعيت» خود را از دست نمي‌دهد بلكه «مقبوليتش» را از دست مي‌دهد. اما در بعضي از حرف‌هاي روشنفکرانه متاسفانه خيلي بي انصافانه در مورد اين دو «خلط بحث» مي‌كنند».
*****
احضار يازده دانشجوی دانشگاه بوعلی همدان به كميته انضباطی
11 دانشجوي دانشگاه همدان به كميته انضباطي احضار شده اند. احضار اين دانشجويان در حالي است كه 5 تن از ايشان در پي حوادث بعد از انتخابات توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شده و متعاقب آزادي به كميته انضباطي احضار شده اند.
اسامي احضار شدگان بدين شرح است: سياوش حاتم، رضا جعفريان، پوريا شريفيان، حجت بختياري، مهدي مسافر، كيانوش رضاييفريد زندي علي رضايي مصطفي مهدي زاده وحيد اميري مهدي حكيمي.
*****
گزارشی جدید از فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
از وضعیت و شرایط زندانی سیاسی که در اعتصاب غذا است هیچ خبری در دست نیست
بنابه گزارشات رسیده از بند 1 زندان گوهردشت کرج ، از وضعیت و شرایط زندانی سیاسی بهروز جاوید تهرانی که از روز 23 تیرماه در اعتصاب غذا بسر می برد هیچ خبری در دست نیست.زندانی سیاسی بهروز جاوید تهرانی بخاطر شکنجه های جسمی وروحی که در بند 1 معروف بند آخر خطی ها علیه وی روا داشته شده بودو او را به سوی مرگ تدریجی سوق می داد.
پیگیریهای خانواده وی برای داشتن ملاقات و اطلاع یافتن از وضعیت و شرایط او تا به حال بی نتیجه بوده. آنها بیش از 1 ماه است که با او ملاقاتی نداشته اند. آقای جاوید تهرانی اجازه تماس تلفنی با خانواده اش ندارد که آنها را از وضعیت خود با خبر کند. خانواده جاوید تهرانی بخاطر شکنجه هایی که علیه وی بکار برده شده و بیماری ناشی از آن و بی خبری از وضعیت عزیزشان شدیدا نگران هستند.تا قبل از شروع اعتصاب غذا زندانی سیاسی بهروز جاوید تهرانی تحت شکنجه های وحشیانه وغیر انسانی قرار داشت. و با رها با زدن دست بند و پابند و چشم بند به یکی از اتاقهای شکنجه برده شد و بصورت گروهی او را تحت شکنجه های جسمی قرار دادند. در اثر ضربات باتون بدن او کبود و از ناحیۀ زانو متورم شده بود و به سختی قادر به راه رفتن بود. همچنین در اثر این شکنجه ها کلیه های وی دچار آسیب جدی شده بود .آقای جاوید تهرانی تا قبل از اعتصاب غذا در حسنییۀ بند 1 زندان گوهردشت بسر می برد که جزئی از سلولهای انفرادی یا سگ دونی می باشد. در این حسینیه تعداد از زندانیانی که دچار ناراحتی شدید روحی هستند و خطرناک می باشند و همچنین افرادی که مبتلا به بیماریهای واگیردار مانند هپاتیت،ایدز و یا سایر بیماریها می باشند جا داده شده اند که وضعیت آنجا به مراتب بدتر از سلولهای انفرادی می باشد.او در وضعیت جسمی بسیار بدی بسر می برد.کسانی که در شکنجه و اذیت و آزار او نقش دارند و او را به سوی مرگ تدریجی سوق میدهند عبارتند از علی حاج کاظم رئیس زندان که بدستور وی به این شکنجه گاه منتقل شده است،علی محمدی معاون زندان ، کرمانی و نبی الله فرج نژاد رئیس و معاون حفاظت و اطلاعات زندان،خادم رئیس بند 1 زندان همراه با تعدادی از پاسداربندها صورت می گیرد. علی محمدی معاون اجرائی زندان گوهردشت کرج خطاب به آقای بهروز جاوید تهرانی گفته است: که در این شرایط از شر تو هم راحت خواهیم شد. بازجویان وزارت اطلاعات بخصوص سعید شیخان و نفرات فوق الذکر قصد حذف فیزیکی این زندانی سیاسی را دارند و این موضوع را هم کتمان نکرده اند و بارها به بهروز گفته اند. پس از قتل زنده یادان امیر حسین ساران، ولی الله فیض مهدوی، عبدالرضا رجبی؛ بهروز جاوید تهرانی سوژه بعدی آنها است جان او در معر ض خطر جدی است.
لازم به یادآوری است از اوایل اردیبهشت ماه فشارها و تهدیدات علیه زندانیان سیاسی بند 2 برای انتقال هر کدام از آنها به نقطه ای آغاز گردید.روز یکشنبه 13 اردیبهشت ماه گارد ویژه زندان با یورش وحشیانه به زندانیان سیاسی ،آنها را مورد ضرب وشتم قرار داد و زندانی سیاسی بهروز جاوید تهرانی را با خشونت به بند 1 منتقل کرد و از آن زمان تا به حال در این بند که دارای شرایط وحشتناک می باشد بسر می بردفعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسبت به خطر جدی که متوجه جان زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی است هشدار میدهد و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات فوری برای نجات جان این زندانی سیاسی است.
*****
31روز بی‌اطلاعی از وضعیات یک روزنامه‌نگار بازداشتی: سمیه نصرتی
بازداشت روزنامه‌نگاران و فعالان سياسي در ايران از ناآرامي‌هاي پس از انتخابات آغاز شد، با دستگيري زنان روزنامه‌نگار اهميت بيشتري يافت به‌طوري‌كه تا به امروز به بازداشت هشت زن روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نويس ادامه يافته است.
از جمله اين زنان بازداشتي، سميه نصرتي روزنامه‌نگار و خبرنگار پارلماني است كه در نيمه شب اول تيرماه توسط ماموران امنيتي در منزلش در تهران دستگير شد. به گفته‌ی همسر اين روزنامه‌نگار، ماموران پليس امنيت نيمه شب يكشنبه اول تيرماه به منزل اين روزنامه‌نگار رفتند و گذرنامه، كارت ملي و ساير وسايل شخصي مرتبط به امور روزنامه‌نگاري وي و همسرش را توقيف كردند.
اميررضا پرحلم همسر او مي‌گويد: در حال حاضر مدت 31 روز است كه از وضعيت سميه اطلاع چنداني در دست نيست و به غير از يك تماس كوتاه آن هم دو روز پس از دستگيري، هيچ‌گونه تماس ديگري از سوي او با خانواده‌اش برقرار نشده است. خانواده‌اين روزنامه‌نگار نيز تلاش‌هاي فزاينده‌اي براي اطلاع‌از سرنوشت وي انجام داده‌اند اما ا‌ين اقدامات تاكنون هيچ‌‌ نتيجه مشخصي در بر نداشته است.
همسر سميه‌نصرتي مي‌گويد: «سميه به لحاظ وضعيت جسمي ضعيف است و هنگام بازداشت او بيمار بود و نگهداري طولاني وي ممكن است صدمات جدي‌بر حال عمومي وي وارد آورد.» با اين حال خانواده اين روزنامه‌نگار اميدوارند كه مسوولان امر توجه بيشتري به وضعيت زنان بازداشتي از جمله سميه داشته باشند. به گفته همسر و خانواده سميه، با وجود همه تلاش‌ها براي كسب اجازه به منظور انجام يك ملاقات كوتاه، اين امر تاكنون ميسر نشده و عملا همه راه‌ها براي كسب اطمينان از سلامت وي تقريبا با بن‌بست‌مواجه شده است.
همسر اين روزنامه‌نگار مي‌گويد: «ما نامه مفصلي خطاب به مصطفي پورمحمدي رئيس سازمان بازرسي كل كشور و يكي از اعضاي كميته پيگيري وضعيت بازداشت‌شدگان نوشته كه اين نامه‌نگاري نيز نتيجه‌اي دربرنداشته است.»
يكي از فعالان سياسي نزديك به مهدي كروبي نيز در تماس با خانواده سميه نصرتي گفته كه در خصوص بازداشت وي نكات لازم را به دبيركل حزب اعتماد ملي گفته و ايشان قرار است در ديدار با مسوولان در خصوص روشن‌شدن وضعيت اين روزنامه‌نگار صحبت كند.
سميه نصرتي فعاليت مطبوعاتي را از سال 79 آغاز كرده‌و تاكنون به عنوان خبرنگار پارلماني روزنامه‌هاي مردم‌سالاري، حيات‌نو، تهران امروز، جهان صنعت و چند خبرگزاري از جمله «سينا» مشغول به فعاليت بوده است.
منبع: اعتماد ملی
*****
سایت حامی دولت: ترک جلسه هیأت دولت در اعتراض به ریاست مشایی
كدخبر: ۵۶۸۰۶ -تاريخ: ۰۱ مرداد - زمان ۱۵:۳۰
سایت جهان نیوز جزئیات بیشتری از ترک جلسه چهارشنبه هیأت دولت از سوی وزرا منتشر کرد.جهان نیوز نوشت:پس از آنکه در جلسه روز گذشته هیات دولت اکثریت وزیران به انتقاد از احمدی‌نژاد در صدور حکم معاون اولی برای مشايی پرداختند، رئیس جمهور اعلام می‌کند که به این شبهه‌ها پاسخ خواهد داد. در همین حال به دلیل بالا گرفتن جو انتقادی علیه مشايی و فضای متشنج هیات دولت، سبب می‌شود تا احمدی نژاد تنفسی چند دقیقه‌ای را برای ادامه جلسه هیات دولت به وزرا اعلام کند.پس از بازگشت از تنفس در حالی که وزرا و دیگر اعضای هیات دولت منتظر شفاف سازی احمدی نژاد و پاسخ شنیدن از چرایی تعلل وی در برکناری مشايی بودند، به ناگاه در کمال تعجب مشاهده می‌کنند که احمدی نژاد جلسه هیات دولت را ترک کرده و ریاست جلسه را به رحیم مشايی به عنوان معاون اول خود سپرده است و با این کار به وزرای منتقد مشايی پاسخی عملی درباره کیفیت حمایتش از مشايی داده است.این در حالی است که وزرای کابینه نهم با مشاهده چنین اقدام توهین آمیزی، در اقدامی هماهنگ دست به ترک جلسه هیات وزیران زده و موجبات ریاست مشايی بر صندلی‌های خالی را پدید می‌آورند.
*****
پدر جانباخته مسعود هاشم زاده بازداشت شد
ساعت 5/4 بعد از ظهر امروز(پنجشنبه) تعدادی افراد لباس شخصی کم سن و سال که احتمال داده می شود از نیروهای بسیج بوده باشند به همراه فردی که لباس نیروی انتظامی بر تن داشت به منزل شهید هاشم زاده مراجعه و ضمن جمع آوری پارچۀ سیاه، عکس ها و پارچه نوشته های تسلیت گویی همسایگان، پدر شهید هاشم زاده را با خود بردند. دو برادر شهید که حاضر نبودند پدر خود را تنها بگذارند نیز با آنها رفتند. بر اساس آخرین اطلاع بدست آمده، نامبردگان به آگاهی منطقۀ 2 در گیشا برده شده اند.
شهید مسعود هاشم زاده روز سی ام خرداد در خیابان شادمان بالاتر از خیابان آزادی به ضرب گلولۀ مستقیم از روبرو که به قلبش اصابت نمود به شهادت رسید و پیکر پاکش در روستای ولی آباد خشک بیجار گیلان به خاک سپرده شد. خانوادۀ شهید از برگزاری هر گونه مراسم عزاداری باز داشته شده بودند و آنها پس از25 روز اخیراً پارچۀ سیاه به در منزل خود زده بودند و پذیرای همسایگان و افرادی بودند که برای تسلیت گویی به آنها مراجعه می کردند. منزل این شهید در انتهای غربی بلوار شهید سیادت(پلاک 6- طبقۀ سوم) منشعب از خیابان زنجان شمالی واقع شده است. خانوادۀ شهید اخیراً مصاحبه هایی در بارۀ آن شهید انجام داده بودند.
*****
قابل توجه "جنبش همبستگی دانشجویان ایران"
قابل توجه وزیر محترم علوم!
من یکی از داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد امسال (88) هستم که به لطف خدا موفق شدم در یکی از رشته های مهندسی رتبه خوبی (تک رقمی) بدست آورم.تا اینجا همه چیز خوب بود و بر وفق مراد. چون مطمئن شدم به طور قطع در دانشگاه مورد نظر خود (صنعتی شریف) به تحصیل ادامه خواهم داد. پس از انتخاب رشته یکی از دوستان لینکی از سایت سازمان سنجش را برایم فرستاد که از دیدن آن بسیار متعجب شدم و البته مغموم.
سایت سازمان سنجش به نقل از دانشگاه صنعتی شریف نوشته بود: دانشگاه صنعتي شريف طبق اطلاعيه اي اعلام كرد:09/03/88 تاريخ درج خبر"فقط به آن دسته از دانشجويان پسر كارشناسي ارشد روزانه 88 اسكان خواهد داد كه از دوره كارشناسي در خوابگاههاي اين دانشگاه ساكن مي باشند ." این یعنی خوابگاه بهترین دانشگاه صنعتی کشور, اختصاصی دانشجویان آنجاست و افرادی مثل بنده که کم هم نیستند و در جایی غیر شریف تحصیل کرده اند باید با مشکل عظیم مسکن,(آن هم در تهران) دست و پنجه نرم کنند. جالب است مهلت انتخاب رشته از5/3/88 تا10/3/88 بوده و تاریخ درج خبر 09/03/88 یعنی یک روز قبل از پایان مهلت انتخاب رشته است وکسانی که مثل بنده روزهای اول انتخاب رشته کرده اند,این اطلاعیه را ندیده اند.سوال مهم اینجاست که چرا باید بهترین دانشگاه صنعتی کشور( به اعتقاد اکثریت افراد) که همه ساله برترین رتبه های کنکورهای مختلف, این دانشگاه را برای تحصیل برمی گزینند, قادر نباشد حداقل امکانات رفاهی را برای دانشجویان خود فراهم کند و بین دانشجویان خود تبعیض قایل شود؟ آیا این ضعف مدیریت آن را نمی رساند؟آیا این قبیل اعمال باعث دلسردی نخبگان (البته من خود را نخبه نمی دانم) نمی شود؟ در عصری که کشور ما بیشتر از هر چیز, به نیروی انسانی نخبه و متخصص احتیاج دارد اختصاص ندادن یک سرپناه معمولی به این افراد, برای ادامه تحصیل باعث نمی شود.آنها به مهاجرت به جایی که به آنها بها داده شود, فکر کنند؟ باور کنید با توجه به بنیه ضعیف مالی که دارم, اگر این اطلاعیه در دفترچه انتخاب رشته درج می شد یا همان روز اول در سایت سنجش می آمد, با وجود میل باطنی, دانشگاه دیگری را برای تحصیل انتخاب می کردم. حال نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت.... نمی دانم.
*****
افشاگری برای ملت شریف ایران
گزارش یاران ما از کمیته امداد امام...!!
جزئیات ارسال ثروت ایران به دیگر کشورها توسط کمیته امداد/ لبنان: 3/141 میلیارد، سوریه: 8/8 میلیارد، آذربایجان: 5/20 میلیارد، تاجیکستان: 12.3 میلیارد، کمک ماهانه 90 هزارتومانی به صد‌هزار کارگر فلسطینی
هفته گذشته سرپرست کمیته امداد گفته بود: جهیزیه‌دادن کمیته امداد به دختران دم‌بخت برخى از کشورها نه ‌تنها هزینه نیست بلکه سرمایه‌گذارى براى کشور به‌حساب مى‌آید زیرا با هدف انتقال فرهنگ‌و الگوى جمهورى اسلامى به این کشورها انجام شده ‌و دیپلماسى رسمى ‌از آن سود مى‌برد. این اظهار نظر به سرعت مورد توجه مردم قرار گرفت. شاید چون مردمی که در عوارضی و خیابان‌ها پول به صندوق‌های صدقات می‌ریزند تازه فهمیدند ممکن است پولی که به صندوق می‌ریزند تا بلاگردان خود و خانواده‌شان باشد، ممکن است صرف خرید کامپیوتر برای دختران کومور یا صرف خرید جهیزیه برای دختران آذربایجان شود. جالب آنکه طی چهار سال اخیر همزمان با روی کار آمدن دولت نهم، سرپرست کمیته امداد نیز که بعد از انقلاب (24 سال) با حکم امام و بعد رهبری ابقا شده بود، تغییر کرد و با آمدن سرپرست جدید در برخی موارد آمار کمک‌ها گاه تا 100 درصد افزایش داشته است. از طرف دیگر، کمک‌های کمیته امداد در حالی به کشورهای دیگر در جریان است که بعضا رفتارهای غیرعادی از سوی برخی از این کشورها می‌شود. یکی از آنها آتش زدن روغن‌های اهدایی کمیته امداد به آذربایجان بود که در سکوت خبری کسی به آن توجه نکرد. کمیته امداد ایران به برخی کشورها کمک می‌کند که اصولا در زمره کشورهای عقب‌مانده و جهان سوم هستند. برای مثال تهیه جهیزیه برای دختران کومور. تمام کشور کومور 700 هزارنفر جمعیت دارد و حتی در کومور یک هواپیما برای سفر رئیس‌جمهورش سامبی که از شاگردان آیت‌الله مصباح نیز هست، وجود نداشت و ایران برای آمدن سامبی به ایران برایش هواپیما فرستاد.
کمیته امداد لبنان
کشوری که سید حسین نصرالله اهل آنجاست 10452 كیلومتر مربع مساحت دارد اما جمعیت آن مثل مساحتش تقریبا نصف تهران است! ممکن است ندانید، ولی همه مردم آن را مسلمانان تشکیل نمی‌دهند، قومیت‌های لبنان هم متفاوت است، برخی از آنها در ایران هم هستند. عرب‌ها ۶۰درصد، آسوریان و سریانی‌ها ۳۶درصد و ارمنی‌ها ۴درصد، کردها و یهودیان یك درصد از جمعیت لبنان را تشکیل می‌دهند. در لبنان از اواخر سال 66 كمیته‎های امداد امام خمینی لبنان تاسیس و رسما شروع به كار كردند. تعداد واحدهای كمیته امداد لبنان در پایان سال85 (بعد از حدود دو دهه فعالیت) 20 واحد بود. تعداد 460 شهر و روستای لبنان تحت حمایت كمیته‎های امداد قرار دارند. تمامی شاخه‎های اصلی به صورت شورایی مركب از 3 یا 5 نفر اداره می‎شوند و واحد مركزی نیز كه به‌صورت شورای 5 نفره اداره می‎شود، مسوولیت هماهنگی و نظارت بر كار تمامی شاخه‎ها را به‌عهده‌دارد. مجموع كمك‌های پرداختی به مددجویان كمیته‎های امداد لبنان در سال 85 بیش از 1/23 میلیارد لیره لبنان معادل 928/5364/1 دلار (3/141 میلیارد ریال‌) بوده است‌. كل خانوارهای تحت حمایت كمیته‎های امداد لبنان در پایان سال 85 هفت هزار و 486 خانوار باجمعیت 16هزار و 45 نفر بودند. تعداد تحت حمایت‌های سال 85 در مقایسه با سال قبل، یعنی سال 84 (5212 خانوار با جمعیت 13172 نفر) از نظر تعداد خانوار 6/43 درصد و از نظر جمعیت 8/21 درصد افزایش داشته ‌است.
کمیته امداد سوریه
سوریه كشوری است با مساحت 185هزار كیلومتر و جمعیت حدود 5/18 میلیون نفر.تعداد كل خانواده‌های تحت حمایت کمیته امداد سوریه در پایان سال 85، 2126 خانوار با جمعیت 9289 نفر بوده. در سال 85 جمع کمک‌های کمیته امداد سوریه 47.862.111 لیره سوریه‌، معادل 8/8 میلیارد ریال یا معادل 957.242 دلار بود.
کمک ماهانه 90 هزارتومانی ایران به صد‌هزار کارگر فلسطینی
بعداز حمله اسرائیل به فلسطین، در روز قدس و دعوت كمیته امداد با استقرار پایگاه در مكان‌های خاصی نسبت به جمع‎آوری كمك‌های مردمی جهت اهدا به مسلمانان مظلوم فلسطین اقدام كرد. ارزش ریالی كمك‌های جمع‌آوری شده برای مسلمانان مظلوم فلسطین افزون بر 1/4 میلیارد ریال‌ بود. البته این کمک‌ها تنها گوشه‌ای از کمک‌های ایران به مردم فلسطین است. پیش از عید، نخست‌وزیر فلسطین از کمک 250 میلیون دلاری ایران به تشکیلات خودگردان و فلسطینیان خبر داد. به گزارش آفتاب، اسماعیل هنیه سخنانش در شماره روز پنجشنبه روزنامه لبنانی السفیر منتشر شده، گفت: «نتیجه دیدارم از ایران حمایت مالی از فلسطین به ارزش 250 میلیون دلار (برابر 225 میلیارد تومان) و ارائه چند طرح برای حمایت مالی و اقتصادی مستقیم از دولت و ملت فلسطین بود.» هنیه همچنین گفت: «از جمله این کمک‌ها برای مثال اختصاص 120 میلیون دلار(برابر 108 میلیارد تومان) برای حمایت مالی از دولت فلسطین در سال 2007 و نیز اختصاص 45 میلیون دلار برای پرداخت حقوق کارمندان سه وزارتخانه از وزارتخانه‌های تشکیلات خودگردان فلسطین و پرداخت مطالبات خانواده‌های فلسطینی برای 6 ماه است.» هنیه که با این روزنامه لبنانی گفت و گو می‌کرد، افزود: «ایران پذیرفته به 100 هزار کارگر فلسطینی در ماه 100 دلار بپردازد و برای 6 ماه به این کار ادامه دهد که جمع آن 60 میلیون دلار می‌شود.» به گفته او «ایران همچنین پذیرفته به هر کدام از سه هزار ماهیگیری که از چند ماه پیش از رفتن به دریا محروم شده‌اند، در ماه 100 دلار بپردازد و تا 6 ماه به این کار ادامه دهد که جمع کل آن 8/1 میلیون دلار می‌شود.» نخست‌وزیر فلسطین در پایان گفت: «ایران مرکز فرهنگی فلسطین و کتابخانه‌هایی ملی با ارزش 15 میلیون دلار خواهد ساخت و دو هزار خانه ویران‌شده را به ارزش کل 20 میلیون دلار ترمیم خواهد کرد.»
کمیته امداد افغانستان
افغانستان كشوری با مساحت 652 هزار كیلومتر مربع كه نزدیك به 5/28 میلیون نفر جمعیت دارد. با استمرار جنگ داخلی در این كشور، امداد رسانی کمیته امداد به افغانستان از تابستان سال 77 متوقف شد اما با آغاز دوران بعد از طالبان مجددا فعالیت كمیته امداد در دی ماه سال 80 در شهر كابل و در سال 81 در شهرهای هرات و نیمروز (زرنج) آغاز شد.در پایان سال 86 تعداد 5252 خانوار با جمعیت 21777 نفر تحت حمایت ‌كمیته‌های امداد این كشور قرار داشته‌اند. به علاوه در این سال 745 خانوار شامل 3498 نفر دیگر نیز به صورت موردی طی یك یا دو مرحله از خدمات كمیته امداد بهره‌مند شده‌اند.
کمیته امداد آذربایجان
جمهوری آذربایجان با مساحت 86600 كیلومتر مربع حدود 8 میلیون نفر(تقریبا اندازه تهران) جمعیت دارد. كمیته امداد در این كشور تعداد 464 شهر و روستا را تحت پوشش قرار داده است. در پایان سال 86 تعداد 9593 خانوار با جمعیتی معادل 27875 نفر به صورت دائمی تحت حمایت كمیته‌های امداد جمهوری‌آذربایجان قرار داشته‌اند. به علاوه در این سال كمیته امداد تعداد 5148 خانوار با جمعیت 15272 نفر دیگر را به صورت موردی تحت حمایت و مساعدت خود قرار داد. مجموع كمك‌های پرداختی به مددجویان و هزینه‌های اداری وعملیاتی كمیته‌های امداد جمهوری آذربایجان در سال 86 ‎مبلغ 1/86 میلیون منات جدید (معادل 2211694 دلار، معادل 5/20 میلیارد ریال) بوده‎است.
کمیته امداد تاجیكستان‌
تاجیکستان کشوری با مساحت 143 هزار كیلومتر مربع و حدود 7 میلیون نفر جمعیت است. کمیته امداد در سال 73 در شهر دوشنبه ‌افتتاح شد. در پایان سال 86 تعداد 7154 خانوار با جمعیت 27967 نفر تحت حمایت ‌كمیته‌های امداد این كشور قرار داشته‌اند كه اكثریت آنها از خانوادهای بی‎سرپرست و مهاجرین مسلمان بودند. ضمن اینكه تعدادی از خانواده‌های ‌روس تبار هم از حمایت‌های این نهاد برخوردارند. مجموع‌كمك‌های پرداختی به مددجویان و هزینه عملیاتی كمیته امداد تاجیكستان در سال 86 بیش از 4.615.451 سامانی معادل (12.3 میلیارد ریال یا 1.341.701 دلار) بوده است.
کمیته امداد كومور
به نظرتان کومور کجاست. شاید نام آن را تابه‌حال نشنیده باشید، اما حتما عکس رقص‌های عجیب و غریب افرادی که خود را شبیه مردم بدوی آفریقا آرایش کرده بودند جلوی رئیس‌جمهور کشورمان دیدید. رقصی در حاشیه دیدار احمدی‌نژاد از کومور و چند کشور آفریقایی که اواخر سال گذشته ایرنا آن را با آب و تاب زیاد و طی چند خبر منتشر کرد. کومور یک کشور است، که تاریخ اعلام موجودیتش به نیم قرن نمی‌رسد. کشوری با کمتر از یک میلیون نفر جمعیت، یعنی چیزی حدود 790 هزار نفر و مساحتی حدود 2 هزار کیلومتر مربع. برای اینکه ابعاد کومور دستتان بیاید آن را با تهران مقایسه کنید. تهران 19 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و بیش از 7 میلیون نفر جمعیت (برخی آمارها جمعیت تهران را تا 12 میلیون هم منتشر کردند) همین کشور کوچک هم در جنوب شرقی آفریقا از چشم مسوولان ما مخفی نمانده و آنها به دعوت مقامات عالی‌رتبه كشورهای آفریقایی و با هماهنگی نمایندگی‌های سیاسی و فرهنگی كشورمان در كشورهای تانزانیا، كومور، سیرالئون و ماداگاسكار ارتباطات و مراودات و اقدامات اجرایی خاصی را انجام دادند.(همان کشورهایی که چند وقت پیش محمود احمدی‌نژاد سفری به آنها داشت) از آن جمله می‌توان به تاسیس دفتر کمیته امداد در کومور اشاره کرد. این دفتر در کومور فعالیت‌هایی نظیر سایر کشورها انجام داده است. مثل راه‌اندازی مركز آموزش فنی و حرفه‌ای در چهار رشته: كامپیوتر، برق ساختمان، برق صنعتی، خیاطی و تجاری کمیته امداد از زمان تاسیسش در کومور بیش از 500 خانوار محروم و دارای یتیم در كشور كومور را تحت حمایت قرار داده است. البته تعداد افراد تحت حمایت منتشر نشده است، اما اگر خانوار‌ها را 5 نفری در نظر بگیریم یعنی کمیته امداد در کومور 2500 نفر از مجموع 790 هزار نفر جمعیت کومور را تحت حمایت قرار داده است. البته کوموری‌ها هم قدر کمک‌های ایران را می‌دانند. به گزارش برنا اواخر سال گذشته احمد عبدالله محمد سامبی رئیس‌جمهور کومور طی سخنانی در سالن اجتماعات دفتر کمیته امداد امام در کومور از زحمات جمهوری‌اسلامی ایران به ویژه کمیته امداد در این کشور قدردانی کرد. به گزارش این خبرگزاری سامبی طی این سخنرانی ضمن بیان صحبت‌های رئیس‌جمهور ایران در زمینه فراهم کردن امکانات مناسب توسط ایران در کشور کومور، حضور کمیته امداد در کومور را برای این کشور بسیار خوشایند دانست.
سامبی شاگرد مصباح
احمد عبدالله محمد سامبی (زاده ۵ ژوئن ۱۹۵۸) معروف به آیت‌الله سیاستمدار و روحانی مسلمان سنی (البته در بخش بعدی می‌خوانید که در خاطره‌ای از احمدی‌نژاد، او سامبی را شیعه می‌داند!) اهل مجمع‌الجزایر قمر است. او در سال ۲۰۰۶ رئیس‌جمهور این کشور شد. به قدرت رسیدن او حاصل نخستین انتقال مسالمت‌آمیز قدرت در تاریخ سراسر کودتای کومور بود. او همچنین نخستین رئیس کشور کومور است که از انجوان می‌آید، جزیره‌ای که در سال ۲۰۰۱ درخواست خود برای جدا شدن از اتحاد جزایر کومور را کنار گذاشت. سامبی مانند اکثر اهالی دیگر قمر مسلمان سنی است و لقب آیت‌الله را به خاطر اقامت و تحصیلش در شهر قم بر او نهاده‌اند. او در قم در مورد نظریه سیاسی اسلامی مطالعه می‌کرد و گفته می‌شود شاگرد محمدتقی مصباح یزدی بوده‌است. پس از آن تحصیلاتش را در سودان و عربستان سعودی پی گرفت.
هواپیمای اختصاصی ایران برای آیت‌الله
یکی از نقدهای جدی احمدی‌نژاد نسبت به دولت اصلاحات، استفاده دولتمردان اصلاحات از هواپیمای تشریفاتی بود. اما در دولت احمدی‌نژاد هرچند خود او از هواپیمای اختصاصی پیشین استفاده نمی‌کرد، اما برای سامبی از ایران هواپیما فرستاده شد تا به ایران بیاید! یک سایت حامی‌‌دولت نهم خبر از آن داد که برای سفر رئیس‌جمهور کومور به ایران، احمدی‌نژاد دستور داده است که یک هواپیمای فالکون از ایران به کومور برود تا او را با خود به ایران بیاورد. این رسانه حامی‌‌احمدی‌نژاد که در چند ماه گذشته به انتشار برخی خاطرات از زبان دوستان و اطرافیان رئیس دولت نهم روی آورده است، نوشت: «رئیس‌‌جمهور کومور، مسلمان و شیعه است. در ایران درس خوانده و شاگرد آقاى مصباح یزدى بوده. می‌‌خواست بیاید ایران؛ اما چون هواپیماى مناسبى براى آمدن به ایران در اختیار نداشت، دکتر دستور داد یک هواپیماى فالکون بفرستند تا او را بیاورد.»
آتش زدن محموله روغن در آذربایجان
در سال 87 مثل سال‌های گذشته، دفتر خارج از کشور کمیته امداد امام (آذربایجان) محموله‌هایی را در قالب کمک‌های کالایی که همه ساله برای شهر‌ها و روستاهای این جمهوری مثل: باكو، لنكران، گویچای و گنجه و.... ارسال می‌کرد، فرستاد.اما گویا یکی از محموله‌های روغن نباتی که مانند سال‌های قبل به این جمهوری فرستاده شده بود توسط مقامات جمهوری آذربایجان در شهر لنکران به آتش کشیده شده است.
*****
شرمتان باد ای بیشرم ترین ها
در حالی که جوانان سرفراز و سلحشور میهن را به جرم آزادیخواهی بصورت "فله"ای می کشید برای خانم محجبه ای که در آلمان بدلیل مسایل خانوادگی یا غیره کشته شد، چهار میلیون تمبر یادگاری انتشار میدهید..؟ شرمتان باد ای بی شرف ترین و بیشرم ترین جانوران پلید.
*****
فشار بر زندانیان برای اعتراف های دروغین
همزمان با درخواست رییس اداره سیاسی سپاه از مسوولین برای انتشار اعترافات افراد دستگیرشده، سازمان دیده‌بان حقوق‌بشر در گزارشی اعلام کرد که مقامات امنیتی از جوانان حامی اصلاح‌طلبان علیه چهره‌های برجسته این جریان اعترافاتی را اخذ کرده‌اند.
به گزارش «روزآنلاین»، در بیانیه این سازمان و به نقل از چند زندانی که طی هفته‌های گذشته زندان اوین را ترک کرده‌اند تصریح شده مصطفی تاج‌زاده محور اعتراف‌گیری از برخی جوانان فعال در ستادهای موسوی بوده است. این در حالی است که روز گذشته، یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس خبر از پخش قریب‌الوقوع "اعترافات" عده‌ای از دستگیرشدگان داد.روز گذشته زهره الهیان عضوکمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اعلام پخش اعترافات بازداشت‌شدگان از صداوسيما اظهار داشت:"در جلسه روز گذشته هيئت رييسه كميسيون امنيت ملي با وزير اطلاعات، اعضاي اين كميسيون خواستار پخش اعترافات بازداشت‌شدگان وقايع اخير از سوي رسانه ملي به منظور مطلع شدن مردم از دست‌هاي پشت پرده وقايع اخير شدند."این اظهارات پس از آن منتشر شده که دیده‌بان حقوق بشر از فشار روزافزون مقامات امنیتی بر خانواده‌های دستگیرشدگان برای صحبت نکردن و عدم پیگیری پرونده بستگان زندانیشان سخن گفته است. گفته می‌شود جزوه‌ای از آنچه اعترافات برخی هواداران اصلاح‌طلب و اعضای ستادهای انتخاباتی طی ماه گذشته در زندان‌ها تهیه شده برای برخی مسوولین فرستاده شده است. سازمان دیده‌بان حقوق بشر نوشته است که درمیان زندانیان تاکنون مصطفی‌تاج زاده، بهزاد نبوی و حمزه غالبی با خانواده‌های خود هیچ گونه تماس نداشته‌اند.
فشار بر جوانان هوادار برای اعتراف
بیانیه دیده‌بان حقوق بشرر تصریح کرده است: برخی از افرادی که به تازگی از زندان آزاد شده‌اند و برخی از خانواده‌های زندانی برای دیده‌بان حقوق‌بشر این فشارها را شرح داده‌اند. در تاریخ ۱۵ جولای ۲۰۰۹، غلامحسین محسنی اژه‌ای وزیر اطلاعات ایران به خبرنگاران گفت که پخش تلویزیونی اعترافات گرفته شده از افراد زندانی به تصمیم دستگاه قضایی بستگی دارد. جواستورک معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای دیده‌بان حقوق‌بشر در این زمینه گفته است: "این وحشتناک است که وزیر اطلاعات در مورد پخش اعترافات کسانی صحبت می‌کند که هفته‌ها بدون دسترسی به وکلای خود در زندان بوده‌اند. اظهارات وزیر نگرانی و هراس ما از اینکه چنین اعترافاتی تحت فشار اخذ شده باشد را مورد تاکید قرار می‌دهد."به گفته دیده‌بان حقوق بشر: مقامات رسمی در بسیاری از موارد از اینکه اطلاعاتی را در خصوص وضعیت زندان اراپه کنند خودداری کرده‌اند. برخی از رهبران اصلاح‌طلب مانند مصطفی تاج‌زاده، بهزاد نبوی و حمزه غالبی از یک ماه پیش - زمان دستگیری‌شان - تاکنون هیچ تماسی با خانواده‌های خود نداشته‌اند.یکی از افرادی که به تازگی از زندان اوین آزاد شده است وضعیت این زندان را "بسیاردشوار" توصیف کرد. او به دیده‌بان حقوق بشر گفت که مقامات مربوطه اعترافات یکی از مسوولین ستاد موسوی را ضبط کرده‌اند که در آن وی اظهار می‌کند که تاج‌زاده و دیگر سیاستمداران اصلاح‌طلب مسوول ناآرامی‌های بعد از انتخابات هستند. یکی دیگر از زندانیانی که چندین هفته درزندان اوین سپری کرده است نیز به دیده‌بان حقوق بشر گفته مقامات حامیان جوان را مجبور کرده‌اند که علیه چهره‌های برجسته اصلاح‌طلب اعتراف کنند. این زندانی آزادشده به دیده‌بان حقوق‌بشر گفت:"من زندانیانی را دیدم که دست یا پای آنها در گچ بود و یا روی بدنشان آثار کبودی به چشم می‌خورد. برخی از حامیان جوان موسوی تحت فشار قرارگرفته‌اند تا علیه چهره‌های برجسته اصلاح‌طلب «اعتراف» کنند."پدر یکی از زندانیانی که براساس اظهارات یادشده برای چنین اعترافاتی تحت فشار قرار گرفته است به دیده بان حقوق بشر گفت که پسرش در یک تماس کوتاه تلفنی گفته است که حالش "خوب" است. وقتی پدرش به او گفت که وکیلی پرونده او را پیگیری می‌کند او پاسخ داد که به وکیل احتیاج ندارد چرا که هیچ کس نمی‌تواند به او کمک کند. او سپس بغض و گریه کرد که در همین زمان تلفن قطع شد." پدر این زندانی سیاسی به دیده‌بان حقوق‌بشر گفت: "خانواده ما با روح قوی پسرمان کاملا آشناست و لحن صدا و گریه او برای ما به شدت نگران‌کننده است."
مصطفی تاج‌زاده محور اعتراف‌گیری‌ها
سومین زندانی آزادشده به دیده‌بان حقوق‌بشر گفته که وقتی زندانی‌ها اجازه می‌یابند که تماس کوتاهی با منزل خود بگیرند، این تماس درحضور زندانبانها صورت می‌گیرد که به آنها می‌گویند اجازه دارند چه مطالبی بگویند: "زندانی می‌داند که اگر چیزی درمورد وضعیت زندان و اینکه چگونه با زندانیان رفتار می‌شود بگوید، مورد آزار و اذیت قرار خواهد گرفت."تاجزاده، که به عنوان معاون وزیر کشور در دولت ریاست‌جمهوری سیدمحمدخاتمی خدمت کرده است هدف اعتراف‌گیری‌های اجباری مشابهی در گذشته بوده است. در سال ۲۰۰۴، چهار روزنامه‌نگار زندانی اعتراف کردند که تاجزاده و دیگر اصلاح‌طلبان آنها را فریب دادند تا مقالاتی را بر علیه امنیت ملی بنویسند و به سیاه‌نمایی چهره نظام بپردازند. چند روز پس از آنکه مقامات اعترافات افراد یاد شده را از تلویزیون پخش کردند، دو نفر از این روزنامه‌نگاران به کمیته حقیقت‌یابی که توسط رییس‌جمهور تشکیل شده بود گفتند که اعترافات تحت شکنجه‌های فیزیکی و روحی از آنها اخذ شده است. یکی از این روزنامه‌نگاران به دیده‌بان حقوق‌بشر گفت که در آن زمان یکی از بازجویان به او گفت که "تاجزاده در میان اصلاح‌طلبانی است که دیر یا زود سر و کارش به زندان خواهد افتاد."
فشار بر خانواده‌های زندانی
همسر یکی از چهره‌های اصلاح‌طلب که هم‌اکنون در زندان اوین به سر می‌برد به دیده‌بان حقوق‌بشر گفت که مقامات او را تحت فشار قرار داده‌اند تا با رسانه‌ها صحبت نکند. او گفت که با این موضوع موافقت کرده به شرط آنکه همسرش زندان را سلامت ترک کند:"اگر آنها به او صدمه بزنند ویا سعی کنند بازی‌های دیگری را انجام دهند ما ساکت نخواهیم ماند.آنها می‌گویند چیزی نگویید و به دیگران بگویید که شرایط زندان خوب است و شکایتی نداریم.اما این برخلاف چیزهایی است که می‌دانیم. بازجویی‌ها مخصوصا بسیار نگران‌کننده هستند.آنها فقط در خصوص مسائل سیاسی پرسش نمی‌کنند.آنها در مورد جزییات زندگی شخصی افراد می‌پرسند تا به این وسیله شاید نقطه سیاهی را در زندگی‌شان پیدا کنند تا بتوانند بر علیه زندانی به کار گیرند و علیه او پرونده‌سازی کنند."
*****
پخش مجموعه تلویزیونی «آشپزباشی» به علت حضور معتمدآریا و پرستویی متوقف شد
در ادامه ممنوع‌التصویر شدن هنرمندان حامی تغییرات، سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند به دلیل هنرنمایی فاطمه معتمدآریا و پرویز پرستویی، دو بازیگر حامی میرحسین موسوی در انتخابات دهم، ممنوع‌الپخش اعلام شد.
جواد نوروزبيگي تهيه‌کننده اين سريال تنها مشکلات مالي را دليل اين تعطيلي اعلام کرده است اما برخي شنيده‌ها حاکي از آن است، توقف توليد اين مجموعه به حضور بازيگران اصلي آن برمي‌گردد. گويا مسوولان تلويزيون پس از ممنوع‌التصوير شدن بازيگراني که در انتصابات رییس جمهوری براي نامزدي خاص تبليغات مي‌کردند، تمايلي براي ادامه حضور آنان در مجموعه‌ها و فيلم‌هاي تلويزيوني ندارند و تا جايي که امکان داشته باشد از حضور آنان جلوگيري مي‌کنند. فاطمه معتمدآريا و پرويز پرستويي به همراه تعداد زيادي از ديگر بازيگران «آشپزباشي» بنا به اين قانون نانوشته نمي‌توانند از اين پس در تلويزيون فعاليت کنند و اين يکي از دلايل اصلي توقف توليد اين سريال است.
شنيده‌ها از ممنوعيت حضور حدود 250 سينماگر در تله‌فيلم‌ها و مجموعه‌هاي تلويزيوني خبر مي‌دهد. ممنوعيتي که ظاهرا تنها در مورد چند نفر از بازيگران پيشکسوت اعمال نمي‌شود. اين اولين پروژه منتفي شده تلويزيون پس از انتخابات است که برخي ادعا مي‌کنند، تعطيلي آن تنها مربوط به مشکلات مالي نمي‌شود و دلايل سياسي هم در آن دخيل است.تصويربرداري «آشپزباشي» از آبان ماه سال گذشته با حضور عليرضا برازش مدير شبكه يك سيما آغاز شد. پرويز پرستويي، فاطمه معتمدآريا، مهراوه شريفي‌نيا، مليكا شريفي‌نيا، بهروز مسروري و سيد‌مهرداد ضيايي، فرهاد اصلاني، محمد‌رضا غفاري، علي طباطبايي،
افسانه چهره‌آزاد، كاظم بلوچي و... بازيگران اين مجموعه بودند. داستان «آشپزباشي» در يك رستوران مي‌گذشت كه توسط يك زن و شوهر اداره مي‌شد. به مرور زمان يك اتفاق باعث مي‌شد تا رابطه آنها به هم بخورد و درگيري ميان اين زن و شوهر و فرزندانشان باعث به ‌وجود آمدن ماجراهايي مي‌شد كه داستان اصلي اين سريال را تشكيل مي‌داد.
محمد رضا هنرمند پيش از اين مجموعه، دو سريال «زير تيغ» و «کاکتوس» را براي تلويزيون ساخته است.
*****
خبرهایی از بازداشت‌شدگان وقایع یکماهه اخیر
به گزارش یاران ما، عده‌ای از بازداشت‌شدگان خیابانی در شورآباد تهران در نزدیکی بهشت زهرا، در جایی که قبلا محل نگهداری معتادان و ترک اعتیاد آنان بوده، نگهداری می‌شوند.
یاران نفوذی ما در ستاد برنامه ریزی بسیجیان (در پادگان عشرت آباد سابق در میدان سپاه) گزارش کرده اند که در این محل، (شورآباد تهران) بجز شکنجه و شلاق و بخصوص تجاوز جنسی به جوانان (بخصوص دختران و زنان)، گودال‌هایی در این محل ساخته اند که بازداشت شدگان را مدت‌ها (گاهی بیش از چهار روز) بدون آب و غذا و در وضعیت اسفناکی در آن‌ها نگه می‌دارند.
ریاست یا سرپرستی این محل با شخص فرومایه ای بنام "ابوتراب رحمانی" است که گروهی از کثیف ترین و پلید ترین و نانجیب ترین افراد سپاه و بسیج جزو افراد تحت فرمان او هستند.
*****
اورژانس‏ها در تهران تحت امر یک نهاد امنیتی
استفاده از اتوبوس هاي دانشگاه تهران در حمل و نقل لباس شخصي ها
ندا نيوز : کلیه گشتهای اورژانسی داخل شهر تهران که مربوط به درگیریهای داخل شهر می شوند از دست اورژانس تهران خارج و بر عهده یک نهاد نظامی و امنیتی گزارده شده اند.به گفته برخی از پزشکان مورد وثوق از روز ۱۸ تیر، با توجه به اینکه احتمال درگیری و انتقال زخمی‏ها به بیمارستان‏ها می‏رفت، بیمارستانهای حوالی میدان انقلاب و نقاط مرکزی شهر هر کدام تعدادی از تختهای اورژانس را برای چنین شرایطی خالی کرده بودند.این پزشکان افزوده‏اند که با وجودی که انتظار می‏رفت تعداد زیادی زخمی به بیمارستان منتقل شوند، هیچ مجروحی از طریق اورژانس به این بیمارستانها منتقل نشد و معدود افرادی هم که مراجعه کرده بودند با پای خود در بیمارستان حاضر شده بودند.ظاهرا این نهاد امنیتی و نظامی از در اختیار قرار گذاردن مجروحین حوادث به بیمارستان‏های غیر تحت امر خود خودداری می کند.پزشکان یادشده توصیه کردند که در صورت بوجود آمدن درگیری‏های احتمالی در سطح شهر و نیاز به اورژانس و حضور در بیمارستان، در حدامکان از اورژانس‏های موجود در سطح شهر استفاده نشود.
استفاده از اتوبوس هاي دانشگاه تهران در حمل و نقل لباس شخصي ها
دانشجويان دانشگاه تهران گزارش مي دهند که اخيراً ديده شده که آفاي فرهاد رهبر، رئيس دانشگاه تهران، اتوبوس هاي اين دانشگاه را که براي رفت و آمد دانشجويان از خوابگاه ها به دانشگاه و بالعکس استفاده مي شود، در اختيار نيروهاي سرکوبگر، براي حمل و نقل اوباشان لباس شخصي قرار داده است. اين اتوبوس ها داراي آرم ويژه دانشگاه بوده و از اين طريق از طرف دانشجويان هنگام استفاده لباس شخصي ها شناسايي شده اند. اين دليل ديگرط از همکاري تنگاتنگ فرهاد رهبر با کودتاچياني است که در روز 25 تيرماه با حمله وحشيانه به کوي دانشگاه به قتل و عام دانشجويان پرداختند. پس از اين واقعه مرگبار، فرهاد رهبر در ميان تجمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه تهران مدعي شده بود که در اين حمله هيچ دخالت و يا آگاهي قبلي نداشته است. درصورتيکه مدارک و شواهد به دست آمده، از جمله خبر کنوني، بيانگر همکاري نزديک وي با دولت کودتا مي باشد.
منبع خبر: پیک ایران
*****
مادر ندا سکوت خود را شکست
شامگاه روز گذشته ۳۱ تیرماه تعدادی از مادران کمپین یک میلیون امضا و فعالان جنبش زنان، به دیدار مادر ندا آقاسلطان رفتند تا ضمن تسلیت به او بگویند چهلم ندا در کنارشان خواهند بود و حق‌خواهی او را پاس خواهند داشت. به او بگویند که سال‌هاست این جنبش برای حق‌خواهی‌اش تلاش می‌کند، برای برابری‌خواهی به زندان می‌رود و علیه تبعیض فریاد می‌زند و هم اکنون نیز فرزندانی را در بند دارد. مادر ندا روز پنجشنبه ۸ مرداد ساعت ۵ بر مزار دخترش خواهد بود.
مادر ندا از فرزند شهیدش چنین یاد کرد: “۲۷ سال داشت از کودکی خاص بود و ارتباط نزدیکی با خدا داشت، آواز می‌خواند و اهل موسیقی بود و خواندن کتاب‌های فلسفی و چرایی‌های زندگی‌اش پایانی نداشت. همین چرایی‌ها او را به رشته‌ی الهیات کشاند اما بعد از مدتی از این رشته انصراف داد و مطالعاتش را به صورت فردی پی گرفت. ندا بسیار جسور و شجاع بود و از کودکی در مقابل هیچ حرف زوری سر فرود نمی‌آورد. همین ویژگی‌اش او را به خیابان کشاند”.ساعتی بعد مادران داغدار سهراب اعرابی و اشکان سهرابی که خود فرزندان حق‌طلب‌شان را در این مبارزه مدنی از دست داده بودند و همچنین زنان فعال جبهه مشارکت که همسران دربند دارند به دیدار این مادر داغدار آمدند و در فضایی آکنده از اشک و اندوه مادران داغدیده‌ی سه شهید در کنار هم و مقابل حضار نشستند.
مادر شهید اشکان سهرابی از چگونگی مرگ فرزند عزیزش گفت:”بیایید بپرسید. این بچه خیلی سر به زیر بود. من خانه بودم شام درست می‌کردم. اشکان گفت می‌روم خانه ی دوستم وزود برمی‌گردم. با دلشوره گفتم زود بیا خیابان شلوغ است. چند دقیقه نگذشته بود که دوستش آشفته حال آمد و گفت به خدا من ندیدم چه شد اما اشکان را زدند. گفتم کی گفت نمی‌دانم فقط دیدم که اشکان را زدند. خودم را سرآسیمه رساندم فقط گفت مادر سوختم. با موتوری که می‌آمد او را به بیمارستان رساندیم. در بیمارستان چند ثانیه از پشت در دیدمش. ده دقیقه بعد در بیمارستان شهید شد”.
پروین فهیمی مادر شهید سهراب اعرابی هم شهادت فرزندش را روایت کرد و گفت شما خوش‌شانس‌تر بودید. روزی که در آگاهی شاپور عکس سهراب را شناسایی کردیم یک ماه از سرگردانی من در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین می‌گذشت. من می‌رفتم که سهراب را پیدا کنم و عکس او را به هر زندانی که آزاد می‌شد نشان می‌دادم شاید خبری از پسرم داشته باشد. روزهای آخر وحشت کرده بودم که این طولانی شدن و بی‌خبری و تلفن نزدن دلیلی دارد در تمام این مدت به هر جا می‌توانستم سر زدم و نامه دادم اما هیچ کسی پاسخ گو نبود و می‌گفتند زندان است و زنگ می زند. مرا آزار دادند. شکنجه‌ی روحی دادند”.
مادر ندا از روز شهادت ندا و روزهای بعد از آن سخن گفت:“روزهای پیش از آن حادثه گفت که همه ما دیدیم و شنیدیم. ندا تا چند دقیق پیش از حادثه تلفنی با ما در تماس بود. مدت کوتاهی بعد از آخرین تماس استاد ندا با ما تماس گرفت و گفت پای ندا تیر خورده و به بیمارستان شریعتی منتقل شده است. ما به سرعت خود را به بیمارستان رساندیم و استاد موسیقی ندا را دیدیم که سراسر لباس‌اش غرق در خون است و بعد گفتند کتف‌اش گلوله خورده و کم کم متوجه‌مان کردند که پیش از رسیدن به بیمارستان به شهادت رسیده است. مادر ندا گفت که مسئولان پزشک قانونی اجازه خواستند که از مغز استخوان ندا برای پیوند دیگری استفاده کنند که موافقت کردیم. اما خبر شهادت ندا به سرعت منتقل شد. ما سکوت کردیم که بتوانیم جنازه‌ی او را تحویل بگیریم و صبح روز یک شنبه در پزشک قانونی بهشت زهرا جنازه‌ی او را به ما تحویل دادند. در تمام این مدت به طور مداوم ماموران و پلیس آمد و شد داشتند اما برخوردشان بسیار محترمانه بود اما اصرار داشتند که قاتل ندا را پیدا کنند به همین منظور تعداد زیادی از دوستان و اعضای خانواده را مورد پرسش و بازجویی قرار می‌دادند تا قاتل را پیدا کنند اما برای ما مهم نبود فقط می‌خواستیم با این شرایط کنار بیاییم.ما خیلی مراسم و برنامه‌های عمومی اعلام نکردیم که برای مردم اسباب دردسر نشود. برای مراسم ختم به چند مسجد مراجعه کردیم. از جمله مسجد رضا در میدان نیلوفر و چند مسجد دیگر که هیأت امنای مسجد موافقت نکردند.مسجد امام جعفر صادق، بالای پل سید خندان موافقت کرد. ما هشت و نیم شب اعلامیه را چاپ کردیم و ساعت دوازده و نیم متوجه شدیم که خبر در اینترنت پخش شده است. در عین حال به این دلیل که می‌دانستیم در مراسم تعداد زیادی شرکت خواهند کرد نگران شدیم که مبادا تعداد دیگری از جوانان در این برنامه بازداشت و یا کشته شوند و به همین دلیل مراسم را لغو کردیم. البته مطمئن هم نبودیم که اجازه‌ی برگزاری این مراسم داده می‌شد یا نه چون برای شب هفت هیچ مسجدی به ما اجازه ی برگزاری مراسم را نداد و تنها در بهشت زهرا یک تالار برای صرف شام موافقت کرد اما بعد از نیم ساعت از حراست بهشت زهرا با ما تماس گرفتند و نامه‌ای نشان دادند که بر اساس آن هیچ کدام از کسانی که در درگیری‌های بعد از انتخابات کشته شده‌اند حق برگزاری مراسم را ندارند. این حکم کلی و از طرف وزارت اطلاعات بود که به تمام مساجد ابلاغ شده بود. در مواردی هم شرایط بسیار سختی گذاشته بودند که خانواده‌ی کشته‌شدگان باید سه جواز کسب و تعهدنامه می‌گذاشتند که اگر مردم بیایند اتفاقی نمی‌افتد. سنگ‌های بزرگی می‌انداختند که خانواده‌ها از برگزاری هر مراسمی منصرف شوند. بعد از مدتی در مقابل سوال ماموران و کارآگاهانی که می‌گفتند به دنبال قاتل ندا هستند گفتیم ما از شما نمی خواهیم قاتل را معرفی کنید و با این روحیه‌ی نامساعد به حال خود رهایمان کنید. سهراب را چه کسی کشت؟ اشکان را چه کسی کشت؟زمانی که ما به مزار ندا می‌رفتیم با ما کاری نداشتند اما با کسانی که خارج از اعضای خانواده به مزار ندا می رفتند برخورد می‌شد و در مواردی حتا با یکی از بستگان ما را که سر مزار ندا رفته بود برخورد کرده بودند که چرا می آیی و سر خاک ندا می‌نشینی.
خانواده ندا شایعاتی را که در مورد حضور پدر ندا در صدا وسیما و یا فرودگاه مطرح شده بود را تکذیب کردند و گفتند تا به حال با هیچ رسانه ای مصاحبه نکرده‌اند.
ساعتی بعد حمید پناهی استاد موسیقی ندا آقا سلطان به جمع سوگواران پیوست و روایت خود را از لحظه‌ی شهادت ندا چنین توصیف کرد: “پیش از این حادثه ما می‌گفتیم و می‌خندیدیم تا زمانی که بعد از درگیری در خیابان و شلیک گاز اشک‌آور به کوچه پناه بردیم. چشمانمان را مقابل آتش گرفتیم. ساعت دقیقا ۱۸:۱۰صدای کوتاه سفیر گلوله ای را شنیدیم و دیدم که ندا به روی زمین افتاد.
منبع: وبلاگ "هیس"
*****
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۳۸۸/۰۴/۳۱

چهارشنبه:31/4/1388 (زمان:00:22 بامداد)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: تقاضا داریم برای بازنشر مطالب انتشار یافته درین "وبلاگ" نام و نشانی منبع اصلی را ذکر نمائید. متشکریم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یاران بامداد بر همگی پیروز. میرویم که روزی دیگر را آغاز کنیم.
باز هم نسخه و داروی ارسالی از سوی یاران و هم میهنان آنسوی مرزها کور کرد که شفا نبخشید. دستور نافرمانی عمومی با استفاده از یک وسیله برقی قوی برای ده دقیقه، به منظور از کار انداختن نیروگاههای برق (یعنی نابودی ثروت های ملی خودمان) تاثیری آنچنانی نداشت.
به گزارش یاران ما با اختلال هائی در نیروگاه مرکز میدان "ژاله" برق مناطقی چون خیابان پیروزی، خیابان دماوند و تهرانپارس شاید حدود چیزی بین 3 تا 5 دقیقه قطع و بلافاصله وصل شد. همچنین با ایجاد اشکالاتی در مرکز نیروگاه خیابان ستارخان، در مناطقی چون شهرک غرب، کوی گیشا، ستارخان، رودکی و سلسبیل نیز به همین ترتیب حدود 10 دقیقه ای برق قطع شده بود که بلافاصله وصل شد اما خود مردم، طبق قراری قبلی و در ادامه حضور همه جانبه خویش برای بزرگداشت نخستین "ماه گرد" خیزش 30 خرداد 88 و نیز گروهی (جبهه ملی ها) برای بزرگداشت پنجاه و هشتمین سالگرد قیام سی ام تیر سال 1330 در میدان هفت تیر تجمعی اعتراضی داشتند که این تجمع و سایر تجمعات، توسط اوباشان و مزدوران رسمی و لباس شخصی رژیم بسختی درهم کوبیده شد، و معترضین به شدت پراکنده، مضروب و مجروح گشته و نیز گروهی نامعلوم اما زیاد دستگیر و راهی بازداشتگاههای مخوف و زندان های تودرتوی ملایان ولایت وقیح شدند.
یکی از یارانمان نیز خبر داد که در "ابن بابویه" اوباشان رسمی و لباس شخصی های بسیجی ضمن تکرار همین وقایعی توضیح داده در بالا، ضمن دستگیری گروهی؛ اکثر مقبره های جانباختگان وقایع 30 تیر سال 1330 را درهم کوبیده و آنجا را مبدل به ویرانه ای نمودند.
اما مجموعه این مسایل باعث گردید که از حدود ساعت 9 شب گذشته (سه شنبه 30 ام تیرماه) تا دقایقی پیش سیستم های اینترنت، تلفن های دستی، سیستم "پیامک" سیستم "تله فاکس" و خلاصه هر وسیله ای که بتوان با آن به دنیای آزاد خبررسانی کرد مختل گردید.
نیم ساعت پیش، عاقبت پس از بیش از دو ساعت تلاش و تکرار دوباره و دوباره و .... توانستیم وارد اینترنت و وارد سایت خویش شویم و ضمن بازدید از "میل باکس" آغاز به "بروز رسانی" سایت خویش نیز بنمائیم.
لینک ویدئوی زیر که مربوط به گوشه ای از درگیری شبانه مردم در یکی از مناطق تهران می باشد از طریق یکی از یاران خارج از میهن بصورت ایمیل برایمان ارسال شده که ما آن را دانلود کرده و در زیر به نمایش می گذاریم:
*****
جمهوریت نظام در سن سی سالگی ناکام از بین ما رفت
چهل روز گذشت

چهل روز از ترانه شادی و آواز آزادی ایران گذشت. چهل روز از سروری که سوگ شد و سرودی که فریاد، گذشت. چهل روز از بزرگترین دزدی قرن، از تاراج آخرین آرمانهای یک انقلاب و از سرقت رای یک ملت گذشت.
تیغ آفتاب چو امروز سر زند، چهل روز از بریدن شاهرگ مردمسالاری در سرداب وزارت کشور خواهد گذشت. کودتای ضدملی 22 خرداد در حالی چهل روزه شد که فریاد الله اکبر خواب را از چشمان کودتاگران ربوده؛ تورانیانی که بیشه را خالی از شیران پنداشتند و دست به خون سیاوشان آلودند.
در گذر حوادث و زیر و زبر روزگار است که گوهر آدمیان آشکار می‌شود. در آنچه گذشت و می‌گذرد، پرده‌ها فرو افتاد و نهان‌ها نمایان شد. روس‌پرستی و چین‌دوستی آنان که فریاد استقلال‌شان گوش فلک می‌درید، هویدا شد. میهن‌پرستی و دینداری جوانانی که بر آنان محتسب‌وار گشت ارشاد گماشته بودند، به رغم خفاشان چون خورشید درخشید. راست افراطی که خود را خط‌کش عالم امکان می‌خواند و راست میانه که به امید غنیمت، نام و لگام به افراطیان داد تا نان خورد و کام گیرد، هر دو نشان دادند که فریاد اناالحق‌شان از کدام باده قدرت برمی‌خیزد. در این قیامت تبلی‌السرائر، مردم و دولت، عالم و عامی، چپ و راست، محافظه‌کار و اصلاح‌طلب هر یک خواسته و ناخواسته کنه پنهان وجودشان را به نمایش گذاشتند. چه بسیار سواران که به سوراخ خزیدند و چه بسیار سیزده‌سالگان که سینه سپر داشتند. چه بسیار سرداران که سر در برف فرو کردند و چه بسیار خفتگان که چشم به بیداری گشودند. امروز که محک تجربه به میان آمده، دیگر جای هیچ ملاحظه‌کاری و مصلحت‌اندیشی نمانده.
به هنگام خروش مردم ایران به رهبری امام خمینی، آخوندهای درباری خاموشی گزیدند و آخوندهای سرکاری برای اسباب‌جویی به وسایل الشیعه رو آوردند و با غواصی در بحارالانوار در به در دنبال احادیث تقیه می‌گشتند تا بر سکوت ترس‌خورده‌شان لباس شرع محمد بپوشانند. گویی امروز نیز گروهی از روحانیان به همان ریسمان پوسیده آویخته‌اند تا زحمت طرفداری از حق پایمال شده مسلمین را به خود ندهند!
سرباز یک عمر حقوق می‌گیرد تا یک روز مبادا برای کشورش بجنگد. عالمان اسلام هم عمری علم می‌آموزند تا آن روز که کعب‌الاحبارها "بافته‌های خود را سخن خدا" خواندند، راست را بگویند و حق را پاس دارند. در کشاکش جنگ نیلوفر و داس چه نشسته‌اند؟! کدام تقوا در نبرد ریا و حقیقت، رای به تقیه می‌دهد؟! آنان که در رد دوچرخه‌سواری زنان و ورزشگاه رفتن بانوان فتوا می‌دادند، امروز کجا هستند؟! آنان که دیروز برای چند مقاله تحصن می‌کردند و کفن می‌پوشیدند، گلگون کفنان امروز را نمی‌بینند که خاموش‌اند؟! روزگاری افتخار روحانیت شیعه، مردمداری‌اش بود و استقلالش از حکومت‌های عادل و ظالم. روزگاری روحانیان بر خود می‌بالیدند که پای هیچ قرارداد استعماری‌ای را امضا نکرده‌اند. آیا امروز از خوف لیاخوف‌ها بر طومار ظلم، مهر تایید می‌زنند؟ سران روحانیت سر سودا به کدام چاه جمکران فرو برده‌اند که صدای هل من ناصر خلقی را می‌شنوند و ساکت‌اند؟ علمشان را از کدام حوزه گرفته‌اند که از ذره‌ای عمل عاجزند؟
خبرت هست که از هرچه در او چیزی بود
خبرت هست کزین زیر و زبر شوم غزان
در همه ایران امروز نمانده ست اثر؟
نیست یک پی ز خراسان که نشد زیر و زبر؟
آقایان! شمایی که ردای خود را لباس پیغمبر می‌شمارید، نمی‌دانید که فرمود "آن که شبی را به روز رساند و به کار مسلمانان نپردازد مسلمان نیست"؟ 1400 سال شیعه بر خود بالیده که خروج بر حاکم جائر مسلمان نه تنها حرام نیست، بلکه واجب است. 1400 سال مسلمانان بر امیرالمومنین نازیده‌اند که به رغم نوپایی و لرزانی حکومتش، بنده‌ی مصلحت نشد و حتی یک روز استانداری معاویه را تحمل نکرد تا شریک ظلم او نشود. شما که خود را وارث علی می‌خوانید، چگونه برای جان و آبروی خود چوب حراج بر مرده ریگ آن گوهر دردانه می‌زنید؟!
ای بزرگانی که تاکنون خاموش مانده‌اید، گرچه سکوت بهتر از همراهی با ستم است، اما سکوت نشانه‌ی رضا هم می‌تواند باشد! شما عالم کدام اسلامید که مسلمانان را می‌کشند و دم برنمی‌آورید؟! شمایی که به مشایی اعتراض کردید که چرا دم از دوستی با اسراییل می‌زند، وقتی در پایتخت ایران اسراییل‌وار بر نمازگزاران جمعه آتش گشودند، چرا ساکت ماندید؟! شما بر کدام سنت‌اید؛ رسم شریح قاضی یا راه شهید اول شمس‌الدین محمد عاملی؟! شما کدام کتاب خوانید؛ وصیت‌نامه‌ی پطرکبیر و اسراییلیات طبری یا قرآن محمد و نهج‌البلاغه‌ی علی؟! شما از کدام تبارید؛ قاضی شارح یا شیخ حسن جوری؟! شما شاگرد کعب‌الاحبار هستید یا میرزای نایینی و آخوند خراسانی؟!
بر مسلمانان زاع نوع کنند استسخاف
هست در روم و ختا امن مسلمانان را
که مسلمان نکند صد یک از آن با کافر
نیست یک ذره سلامت به مسلمانی در
وقتی به نام اسلام مسلمانان را تکفیر می‌کنند و در برابر مردم بی‌دفاع دست به اسلحه می‌برند، آن که فتوا دهد در صف عبدالله بن وهب و شریح قاضی ایستاده و آن که خاموش ماند و بر تحریف چشم بندد، در کنار ابوموسی اشعری نشسته. تا شما چه برگزینید، اما روا نباشد خون‌ریز را حمایت!
آنان که بخشی از کتاب خدا را پنهان دارند و به بهایی ناچیزش می‌فروشند، در درون جز آتش نیندوزند و به روز رستاخیز هیچ بهره‌ای از سخن و پالایش خدا نبرند. هدایت فروختند و گمراهی خریدند. آمرزش دادند و عذاب ستاندند. پادافره پردردی بکشند، شگفتا که پروایی ندارند و بر آتش دلیرند!
ایرانیان این روزها چون عمار یاسر، صحابی بزرگ آن سحاب رحمت، تلخی تازیانه‌ی پسر چلپاسه را بر گرده خود می‌چشند و تفسیر تحریف آمیز قرآن را از زبان یهودی زادگان نومسلمان می‌شنوند؛ دریغا! قرآنی که سلمان فارسی‌ها با آیه آیه‌اش سجده عشق رفته‌اند، امروز به دست کعب‌الاحبارهای ریز و درشتی افتاده که دیروز در برابر دژخیمان شاه و ارتش صدام موش در سوراخ بودند و امروز پیش روی ملت ایران سگ هار. خفاش‌وار می‌گویند "گذشته از امروز جداست و پیشینه را بهره‌ای در این پیشگاه نیست!" چگونه است که تا دیروز خانواده‌ی شهدا عزیز بودند، اما اکنون وابسته به بیگانه‌اند؟! چگونه است تا دیروز ملت ایران پرشور بود و حماسه‌آفرین و شهیدپرور و امروز فریب‌خورده است و اغتشاشگر و خس و خاشاک؟! چگونه است که اگر از آنان باشد، سابقه‌ی انقلابی‌اش معیار است و اگر مخالفتشان کند، طلحه می‌شود و زبیر؟
خدایا چگونه چنین بی‌محابا بر طبل خودپرستی می‌کوبند؟! شگفتا از خودمحوری کسانی که چون بر تخت نشینند، پهلو به پهلوی سلیمان نبی زنند و چون از قدرت دور افتند، خود را در تنهایی همچون امیرمومنان خوانند! درود بی‌پایان خداوند بیکران بر علی که فرمود: آدمیان را با حق سنجند، نه حق را با آدمیان!
شگفتا از آنان که میزان را وضع حال افراد دانند و همواره از طلحه و زبیر نام می‌آورند و نمی‌دانند پیامبر خدا یاری نیز به نام ابوذر داشت که پس از مرگ پیامبر به جرم مخالفت با اسلام تبعید شد! قرآن فقط "لا اله" نیست "الا الله" اش را هم بخوانند! یادشان رفته که آن راستگوترین مرد زیر آسمان، آن پابرهنه عاشق محمد، به سزای مخالفت با خلیفه‌ی محمد در برهوت ربذه درگذشت. یادشان رفته که علی، آن پدر خاک و آن پیشتاز اسلام، را در مسجد پیامبر کت بستند و پیش چشم فرزندان خردسالش به جرم مخالفت با اسلام بر او شمشیر کشیدند. یادشان رفته شریح قاضی فتوا به کفر حسین داد و فرمان قتل او با شمشیر جدش. آنان که چنین کردند، همگی ملاک را وضع حال افراد می‌دانستند، وضع حالی که البته معیارش "خس" بود نه حق. که "حق سنگین است و گوارا، و باطل سبک اما در کام چون سنگ خارا".
امید که نرمی حق بر سختی دل غلبه کند؛ چه "آن که سخن حقش گران آید باطل را گران‌بارتر یابد!" بود که "دل‌ها سخت‌تر از سنگ" نشده باشند که "گاه از سنگستان جویباران شکافد". مگر محمد مصطفی نفرمود: "الناس آل الله"؟ چگونه است که فرزندان مردم، آری این فرزندان خاندان خدا را، به جرم جنگ با خدا می‌کُشند و در بند می‌کِشند؟ آنان که همه را چون زبیر می‌پندارند، از یاد برده اند که او از شرم شیر خدا از میدان جنگ گریخت و بر او شمشیر نکشید؟ چگونه است که اینان بر خاندان خدا تیغ تیز می‌کشند؟! دغل‌کارانه به مهدی موعود، به آن امام زنده و همای رحمت بال بگشوده، نامه می‌نویسند و زمامداری کریه خود را دولت کریمه می‌خوانند. خوب است آنان که خواب حمایت خسروی و عنایات مهدوی را می‌بینند، اندکی چشم بگشایند تا جامه‌ی آتشین دجال را بر تن خویش بینند.
ای بسا کس را که صورت راه زد
قصد صورت کرد و بر الله زد!
ای علمای اسلام! ای کفن پوشان دیروز! ای کسانی که نام بسیج، این "لشگر مخلص خدا"، را بر خود نهاده‌اید! امروز باید فریاد وا اسلام سردهید که تیغ به دست زنگی مست افتاده و بنی‌عباس به نام بنی‌هاشم و به کام بنی‌امیه سکه زده! اینان که امروز دشنام می‌شنوند، کتک می‌خورند، کشته می‌شوند، پیکرشان را پس ندهند، دور از چشم مردم خاکشان کنند و بر گورشان بتون بریزند، مگر کیستند جز مردمان ایران؟! مگر کیستند جز فرزندان این مرز و بوم که روزی به شما اعتماد کردند که قاتق نانشان باشید و حال قاتل جانشان شده‌اید؟! اینان، آری همینان که از بیداد شما دادخواهی به آسمان می‌برند و هر شب خدای را به بزرگی بیکرانش می‌خوانند، خواهران و برادرشان شما هستند، نه معلمان روسی و مشاوران چینی و اشخاص بی خاصیتی امثال مشایی!
ناگهان آسمان غباری شد! اشک! سرفه! خفه! لگد! زنجیر!
تو به ایمان خود عمل کردی! که به دشمن دمی امان ندهی
من ولی دوست! من ولی مشتاق!‌ من فقط معترض! فقط دلگیر ...
کاش می‌شد خودم، خودت باشیم ! گوش بر حرف این و آن ندهی!
این طبیعی است که حکومت‌ها، حافظ اقتدارشان باشند ...
ولی ای کاش دست سربازت ، پرچم صاحب‌الزمان ندهی!
دریغ که کودتاگران دیری است دین به دنیا فروخته‌اند و پروای آتش الهی ندارند تا "از ستم بر کسی که پناهی جز خدا ندارد بترسند". اما ایرانیان اهل کوفه نیستند که با کشتن مسلم بن عقیل بهراسند و با مهمان خود نیز بجنگند! گرفتیم که رییس‌جمهور منتخب، میرحسین موسوی را کشتید، کروبی دلیر را به خاموشی کشاندید، هاشمی مدبر را برانداختید و خاتمی دلسوز را به سازش نشاندید؛ با خون سیاوش چه خواهید کرد؟! اگر تفرعن و تغافل و تکاثر لختی اجازه داد از سر تفرج سر به خیابانی بزنید و ببینید کز خون جوانان وطن لاله دمیده! آنان که امروز لیاخوف‌وار مردم را به توپ می‌بندند، آیا حساب ستارخان‌ها و باقرخان‌ها را کرده‌اند؟! خداوند چه راست فرمود که :
نه دلشان سخن حق را دریابد، نه دیدگانشان دیدن تواند و نه گوششان شنیدن یارد. این دوپایان در غفلت غنوده از چهارپایان نیز گمراه‌ترند!
کوره‌ی برافروخته‌ی آزمون بزرگ امروز، تحقق معنای همان شعار دیروز است: "اگر تقلب شود، ایران قیامت شود!" آری قیامت شد و پرده ها فرو افتاد، هم عیارها نمایان شدند و هم عیّارها. معلوم شد اصلاح‌طلبان چند مرده حلاج‌اند و طالب مردم‌اند یا قدرت، و آشکار شد اصول‌گرایان به اصل راستی و درستی قائل‌اند یا گرا به عجوزه‌ی هزار داماد دنیا می‌دهند. هم درستی شرکت در انتخابات عیان شد و هم نادرستی تحریم. هم صحت آن انتقادها بر بی‌تدبیری و بی‌ارادگی دولت هشتم آشکار شد و هم خطا بودن تخطئه‌ی هاشمی. هم درستی تفکیک میان راست افراطی و محافظه‌کاران میانه‌رویی چون قالیباف و ناطق نوری ثابت شد و هم خیمه‌شب‌بازی جنگ‌های زرگری کسانی چون باهنر و توکلی با احمدی‌نژاد بر همگان معلوم شد. بر خلاف تبلیغات بیشتر سخنگویان اصول‌گرایی، رقابت مدنی در سپهر سیاسی نزاع حق و باطل نیست. اما اگر قرار بر قیاس حق و باطل باشد، بی‌گمان پیشکسوتان انقلاب و کهنه سربازان دلیر جنگ به جایگاه حق سزاوارترند تا تازه به دوران رسیدگان نوکیسه کودتاچی. با بر هم زدن ناجوانمردانه‌ی بازی مردمسالارانه‌ی انتخابات و خس و خاشاک خواندن ایرانیان از سوی رییس دولت نهم، طوفانی به پا شد که سپهر سیاست‌ورزی ایران را به میدان جنگ آزادی و استبداد بدل ساخت.
ای شریعتمداران و روحانیان! ای سکولارها و دگراندیشان! ای اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان! ای روشنفکران و سنت‌گرایان! امروز ایران و ایرانی در خطر است و جای هیچ جانبداری جناحی و سکوت مصلحتی نمانده؛ چرا که مصلحتی بالاتر از حقیقت نیست. نه فتوای دین به زر و زور و تزویرفروختگان مرده را زنده می کند و نه انتقام‌کشی‌های کینه در دل انباشتگان. نه حمله آمریکا و اسراییل به کودتاگران مشروعیت می‌بخشد و نه پشتیبانی روسیه و چین.
ای ایرانیان! مصلحت‌اندیشی‌های منفعت‌طلبانه‌ی دیروز و حب و بغض‌های شخصی و جناحی را به کناری بنهید. شکاف آزادی و استبداد چنان بزرگ است که کسی را یارای پای نگه داشتن در هر دو سوی آن نیست. امروز روز دیگر سرخ و آبی نیست. یارکشی عمومی است برای تیم ملی که به مصاف استبداد سیاه در داخل می‌رود و به جنگ باج دهی به روسیه و چین و امارات و عراق در خارج. دست در دست هم نهیم و تن به بیداد ندهیم. سر مارهای ضحاک را باید به سنگ کوفت و کین سیاوش را از افراسیاب و سودابه این هر دو باید ستاند. هر نفر یک رسانه بود و هر تن یک ستاد. آری هر ایرانی یک کاوه است، هر ایرانی یک کیخسرو است!
فریدون فرخ فرشته نبود
به داد و دهش یافت این نیکوی
ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
تو داد و دهش که فریدون تویی
*****
از میان صدها پیام و ایمیلی که در فاصله حدود سه ساعت(بین ساعت 9 تا 12 نیمه شب) اختلال در شبکه اینترنت و عدم دسترسی به اینترنت در "میل باکس" ما انباشته گردیده، یکی از مهمترین و جالب ترین آنها را انتخاب کرده ایم که انتشار دهیم.
این ایمیل که بنا بدرخواست ارسال کننده؛ از نوشتن نام ایشان خودداری می ورزیم، کلیپ است که نشان دهنده تماس تلفنی یک خانم 66 ساله با شخصی یا رسانه ای در خارج از میهن می باشد. بروی لینک زیر کلیک کرده و آن را تماشا کرده و به آن گوش فرادهید:
*****
گزارشی از دیده بان حقوق بشر
زندانیان برای متهم کردن اصلاح طلبان برجسته تحت فشارهستند
سازمان دیده بان حقوق بشر دیروز گزارش داد که مقامات ایرانی هواداران کاندیداهای اصلاح طلب ریاست جمهوری را تحت فشارگذاشته اند تا چهره های برجسته اصلاح طلب رابه دست داشتن در اقدامات غیرقانونی متهم کنند. مقامات امنیتی همچنین فشار بر روی خانواده های زندانی به منظور سکوت پیشه کردن درمورد پرونده زندانیان را شدت بخشیده اند. برخی از افرادی که به تازگی از زندان آزاد شده اند وبرخی از خانواده های زندانی برای دیده بان حقوق بشر این فشارها را شرح داده اند. در تاریخ ۱۵ جولای ۲۰۰۹، غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات ایران به خبرنگاران گفت که پخش تلویزیونی اعترافات گرفته شده از افراد زندانی به تصمیم دستگاه قضایی بستگی دارد. جواستورک معاون بخش خاورمیانه وشمال آفریقای دیده بان حقوق بشرگفت: "این وحشتناک است که وزیراطلاعات در مورد پخش اعترافات کسانی صحبت می کند که هفته ها بدون دسترسی به وکلای خود در زندان بوده اند. اظهارات وزیر نگرانی وهراس ما از اینکه چنین اعترافاتی تحت فشار اخذ شده باشد را مورد تاکید قرار می دهد." بعد از انتخابات ۱۲ ژوییه ریاست جمهوری ، دولت صدها مخالف سیاسی وهواداران کاندیداهای اصلاح طلب، میرحسین موسوی ومهدی کروبی، را دستگیر کرده است. مقامات رسمی در بسیاری از موارد از اینکه اطلاعاتی را در خصوص وضعیت زندان اراپه کنند خودداری کرده اند. برخی از رهبران اصلاح طلب مانند مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی وحمزه غالبی از یک ماه پیش - زمان دستگیری شان - تا کنون هیچ تماسی با خانواده های خود نداشته اند. یکی از افرادی که به تازگی از زندان اوین آزاد شده است وضعیت این زندان را "بسیاردشوار" توصیف کرد. او به دیده بان حقوق بشر گفت که مقامات مربوطه اعترافات یکی از مسوولین ستاد موسوی را ضبط کرده اند که در آن وی اظهار می کند که تاج زاده و دیگر سیاستمداران اصلاح طلب برای ناآرامی های بعد از انتخابات مسوول هستند. (http://www.hrw.org/en/news/2009/06/19/iran-halt-crackdown) یکی دیگر از زندانیانی که چندین هفته درزندان اوین سپری کرده است نیز به دیده بان حقوق بشرگفت مقامات حامیان جوان را مجبور کرده اند که علیه چهره های برجسته اصلاح طلب اعتراف کنند. این زندانی آزاد شده به دیده بان حقوق بشر گفت: "من زندانیانی را دیدم که دست یا پای آنها در گچ بود و یا روی بدنشان آثار کبودی به چشم می خورد. برخی از حامیان جوان موسوی تحت فشار قرارگرفته اند تا علیه چهره های برجسته اصلاح طلب "اعتراف" کنند." پدریکی از زندانیانی که براساس اظهارات یادشده برای چنین اعترافاتی تحت فشار قرار گرفته است به دیده بان حقوق بشر گفت که پسرش در یک تماس کوتاه تلفنی گفته است که حالش "خوب" است. وقتی پدرش به او گفت که وکیلی پرونده او را پیگیری می کند او پاسخ داد که به وکیل احتیاج ندارد چرا که هیچ کس نمی تواند به او کمک کند. "او سپس بغض وگریه کرد که درهمین زمان تلفن قطع شد." پدر این زندانی سیاسی به دیده بان حقوق بشر گفت: "خانواده ما با روح قوی پسرمان کاملا آشناست و لحن صداو گریه او برای ما به شدت نگران کننده است. " سومین زندانی آزاد شده به دیده بان حقوق بشر گفت که وقتی زندانی ها اجازه می یابند که تماس کوتاهی با منزل خود بگیرند، این تماس درحضور زندانبانها صورت می گیرد که به آنها می گویند اجازه دارند چه مطالبی بگویند: "زندانی می داندکه اگر چیزی درمورد وضعیت زندان واینکه چگونه با زندانیان رفتار می شود بگوید، مورد آزار واذیت قرار خواهد گرفت. " تاج زاده، که به عنوان معاون وزیر کشور در دولت ریاست جمهوری سیدمحمدخاتمی خدمت کرده است هدف اعتراف گیری های اجباری مشابهی در گذشته بوده است. در سال ۲۰۰۴، چهار روزنامه نگار زندانی اعتراف کردند که تاج زاده و دیگر اصلاح طلبان آنها را فریب دادند تا مقالاتی را برعلیه امنیت ملی بنویسند وبه سیاه نمایی چهره نظام بپردازند. (http://www.hrw.org/en/news/2004/12/19/iran-judiciary-uses-coercion-cover-torture)چند روز پس از آنکه مقامات اعترافات افراد یاد شده را از تلویزیون پخش کردند، دو نفر از این روزنامه نگاران به کمیته حقیقت یابی که توسط رییس جمهور تشکیل شده بود گفتند که اعترافات تحت شکنجه های فیزیکی و روحی از آنها اخذ شده است. یکی از این روزنامه نگاران به دیده بان حقوق بشر گفت که درآن زمان یکی از بازجویان به او گفت که "تاج زاده درمیان اصلاح طلبانی است که دیر یا زود تاج زاده نیز سروکارش به زندان خواهد افتاد." همسر یکی از چهره های اصلاح طلب که هم اکنون در زندان اوین به سر می برد به دیده بان حقوق بشر گفت که مقامات او را تحت فشار قرار داده اند تا با رسانه ها صحبت نکند. او گفت که با این موضوع موافقت کرده به شرط آنکه همسرش زندان را سلامت ترک کند: "اگر آنها به او صدمه بزنند ویا سعی کنند بازی های دیگری را انجام دهند ما ساکت نخواهیم ماند. آنها می گویند چیزی نگویید وبه دیگران بگوییک که شرایط زندان خوب است و شکایتی نداریم. اما این برخلاف چیزهایی است که می دانیم. بازجویی ها مخصوصا بسیار نگران کننده هستند. آنها فقط در خصوص مساپل سیاسی پرسش نمی کنند. آنها درمورد جزییات زندگی شخصی افراد می پرسند تا به این وسیله شاید نقطه سیاهی را در زندگی شان پیدا کنند تا بتوانند برعلیه زندانی به کار گیرند و علیه او پرونده سازی کنند." برای مشاهده گزارش های مربوط به ایران لطفابه لینک زیر مراجعه کنید: http://www.hrw.org/en/middle-eastn-africa/iran برای اطلاعات بیشتر لطفا باافراد زیر تماس حاصل کنید:
درواشینگتن، جو استورک (انگلیسی): (۱۲۰۲۶۱۲۴۳۲۷+)، (۱۲۰۲۲۹۹۴۹۲۵+)
درلندن، تام پورتپوس (انگیسی): (۴۴۲۰۷۷۱۳۲۷۶۶+) و یا(۴۴۷۹۸۳۹۸۴۹۸۲+)
درپاریس، ژان ماری فاردپو (فرانسوی، انگلیسی، فرانسوی): (۳۳۱۴۳۵۹۵۵۳۵ +) ویا موبایل (۳۳۶۴۵۸۵۲۴۸۷ +)
*****
عماد افروغ: می‌ترسم نه علی بماند و نه حوضش
انسان‌ها هم در برابر اعمالشان مسئولند و هم در برابر بی‌عملی‌شان؛ یعنی آنجایی که کاری باید بکنند، نکنند و آنجایی که نباید کاری انجام دهند مرتکب آن شوند. هم بی‌عملی نتایج سوء دارد و هم عمل نا‌به‌جا که در هر صورت فاعل نسبت به آن مسئول است.
هرکس بر اساس دیدگاه و حتی گلایه‌های خود عمل و بی‌عملی را انجام می‌دهد. در این میان نمی‌شود برای همه نسخه واحدی پیچید که معلوم کننده عمل و بی‌عملی باشد. سخت است باید همه‌جانبه نگریست. باید عمل‌ها و بی‌عملی‌ها را در شرایط و زمان خود قرار داد و تحلیلی از شرایط به دست آورد و مقوله را تحلیل کرد. ممکن است تحلیل‌ها و آسیب‌شناسی‌ها متفاوت باشد.
اما چه کسی تعیین می‌کند چه چیزهایی گفتنی و چه چیزهایی نگفتنی است. در اینجا یک ملاک قابل پذیرش است. رهبر انقلاب درباره شاخص عقلانیت فرمودند: «خود قضاوت کنیم که آیا سخنان و موضع‌گیری‌های ما برای رضای خدا و با نیت اخلاص است یا اینکه برای جلب توجه برخی افراد». هیچ‌کس نمی‌تواند این ملاک را تعیین کند. امروز داوران خدایی زیاد داریم که خودشان خدا و دیگران غیرند. این نگاه الهی نیست؛ ‌شیطانی است. افراد خودشان می‌توانند قضاوت کنند، اگر آنها را رشید و بالغ بدانیم.
نمی‌شود کسانی را که مخصوصاً در دل انقلاب اسلامی‌اند محکوم کرد و به قول آقایان گفت آنها از قطار انقلاب پیاده شدند و یا با اتهام‌ها پیاده‌شان کرد و بعد فکر کرد که این قطار می‌تواند با علی و حوضش به مقصد برسد. نمی‌شود بیاییم نخبگان را هم دسته‌بندی کنیم و خودی و غیرخودی به آنها نسبت دهیم، مخصوصاً نخبگانی که در دل انقلاب اسلامی تعریف می‌شوند. حرف‌ها باید در بستری از تعامل و ملاطفت و فرصت برابر شنیده شوند. هیچ‌کس نمی‌تواند در همان ابتدا فصل‌الخطاب باشد.
رهبرانقلاب فرمودند: «همه باید مراقب گفتار و مواضع و حتی نگفتن‌های خود باشند.» فکر می‌کنم آنچه باید توجه‌مان را به آن معطوف کنیم بازگشت اعتماد از دست رفته است. این اعتماد باید احیا شود. اگر یک جامعه می‌خواهد هدفی را دنبال کند باید به دنبال وحدت در عین کثرت باشد؛ وگرنه نفاق اتفاق می‌افتد. امروز شاهدیم جناحی با سطحی‌اندیشی و مصادره به مطلوب کردن اندیشه‌ها ایجاد نفاق می‌کند. باید در جهت تقویت وحدت در عین کثرت در جهت ترمیم اعتماد از دست رفته تلاش کرد و بار دیگر اصل حاکمیت و انقلاب اسلامی و مبانی ارزشی و اهداف انقلاب زنده شود و در بستری از «شدن» قرار بگیرد.
این وضعیت باید ترمیم و اصلاح شود. نخبه باید این را بگوید. این جزء گفتن‌هاست. اگر نگوید مسئول است. باید بگوییم چرا به مردم گفتید مخملی؟ چرا آنها را متهم کردید به نظام‌های سوسیالیستی چین و روسیه؟ چرا برخورد قهرآمیز داشتید؟ چرا دلجویی نمی‌کنید؟ چرا دیه نمی‌دهید؟ چرا میزگردی که سلایق مختلف حرف‌هایشان را بزنند تشکیل نمی‌دهید؟ چرا به کسانی که تهمت زده‌اید اجازه دفاع نمی‌دهید؟ کجای این حرکت‌ها اخلاقی و نبوی است؟ نمی‌شود هرجا خلاف منافع گروه و دسته بود بگوییم غیر الهی و غیردینی است. خودمان را محور الوهیت بدانیم و به دیگران اجازه نفس کشیدن هم ندهیم. باید در این خصوص بر اساس آموزه‌‌های عقلانی رفتار کرد. عقلانیتی که شاخصه‌های آن در بیانات رهبر انقلاب تعیین شد.
باید از کسانی که مخملی نامیدیم و مخملی نبودند دلجویی کرد. خانواده جان‌باختگان‌ باید مورد خطاب مهربانانه و لطیف جمهوری اسلامی قرار بگیرند و دیه آنها از باب نماد ترمیم پرداخته شود تا نشان دهد جمهوری اسلامی حتی در شرایط بحرانی دست از اخلاق و دین و مردم‌سالاری نمی‌کشد. به علاوه صدا و سیما هم باید دست از رفتارهای یک طرفه بردارد.
بنده سخت متوجه گفتن‌ها و نگفتن‌ها هستم. اگر می‌خواستم تحت تأثیر قرار بگیرم به تلفن‌ها و درخواست‌های مصاحبه با رسانه‌های خارجی جواب مثبت می‌دادم. اما این کار را نکردم به امید اینکه در داخل به حل مسائل بپردازیم، اما رسانه ملی گزینشی رفتار می‌کند. این نمی‌شود که یک طرف آزاد برای هر عملی و طرف دیگر مدام برای خود نگفتن تعریف کند.
در بستری از عقلانیت و شفافیت باید تعیین شود که چه چیزی گفته شود و چه چیزی گفته نشود. به نظر من گفتنی‌ها و نگفتنی‌ها معلوم است.
*****
مردم حاضر، مامورین خسته
جلال کیهان منش
در سالگرد 30 تیر،هزاران نفر از معترضان به کودتای انتخاباتی 22 خرداد، برای چندمین بار به خیابان هاآمدند و با تجمع و دادن شعار، اعتراض خود رابه وضعیت موجود به نمایش گذاشتند. تظاهر کنندگان که عمدتا دستبند و یا سربند های سبز پارچه ای داشتند و عکس هایی از میر حسین موسوی را حمل می کردند،در این تظاهرات بار دیگر فریاد "مرگ بر دیکتاتور" سردادند.
ده ها هزار نفر از معترضین، دیروز همزمان با قیام تاریخی 30 تیر 1331 که منجر به بازگشت دکتر مصدق به نخست وزیری شد، از حدود ساعت 5 عصر در اطراف میدان هفت تیر تجمع کردند؛ این در حالی بود که به روال یک ماه گذشته، خیابان های تهران در اشغال ماموران امنیتی، نظامی، انتظامی و لباس شخصی بود که به ویژه حد فاصل خیابان کریم خان، از میدان هفتم تیر تا میدان ولی عصر و در ادامه تا میدان انقلاب را اشغال کرده بودند.
ماموران همچنین در خیابان های مفتح، بهار و مدرس ـ در شمال و جنوب میدان هفت تیرـ موضع گرفته و آماده سرکوب بودند. ظهر دیروز سردار رادان، رئیس نیروی انتظامی شهر تهران هم در گفت و گو با خبرگزاری های دولتی ـ امنیتی از جمله فارس، ایسنا، مهر و ایرنا اعلام کرده بود: "شایعاتی مبنی بر برگزاری تجمع در تهران به گوش می رسد. وظیفه پلیس برخورد با تجمع های غیر قانونی است و با این تجمع نیز برخورد خواهد شد".
تجمع دیروز هم مانند دیگر تجمعات اخیر، خودجوش و مردمی بود و میر حسین موسوی و مهدی کروبی، در مورد برگزاری آن اطلاعیه ای نداده واعلام نکرده بودند که در تجمع حضور خواهند یافت. با این حال گروه عظیمی از مردم در این تجمع حاضر شدند و به گفته ناظران، تعداد آنان با تجمع بهارستان قابل مقایسه بود.
مردم از حدود ساعت 5 در دسته های دو یا سه نفره و گاهی هم به تنهایی برای پیوستن به این تجمع خودجوش، که خبر برگزاری آن در فضای مجازی داده شده بود، راهی میدان هفت تیر شدند.از ساعت پنج و نیم به بعد بود که ماموران به رفت و آمد ها حساس شدند و در مقام مقابله باآن و متفرق کردن مردم برآمدند.
آنچه دیده می شد این بود که حضور مردم در پیاده رو شرقی میدان هفتم تیر، پارک میدان و نیز در پیاده رو جنوبی میدان و مقابل خیابان مفتح جنوبی بسیار زیاد تر از حد معمول بود و به تجمع شباهت داشت. از این رو ماموران ضد شورش که لباس سیاه ضد ضربه به تن داشتند و مجهز به کاسکت، باتوم، سپر و ماسک ضد گاز بودند، در چند نوبت با هجوم به سمت مردم سعی کردند آنها را پراکنده کنند. اما مردمی که پراکنده می شدند به سمت دیگر میدان هجوم می بردند. آنها از جنوب میدان به شرق می رفتند و در آنجا زیر تابلوی دفتر روزنامه کلمه سبز جمع می شدند. با جمع شدن مردم در این نقطه، ماموران به مقابل مسجد الجواد هجوم می بردند و به جمع مردم حمله می کردند، اما مردم یا به سمت خیابان بهار و بزرگراه مدرس می دویدند، یا در پارک غرب میدان مستقر می شدند و یا راه میدان ولی عصر را در پیش می گرفتند و سپس از پل عابر پیاده به سمت جنوب خیابان کریم خان می رفتند و دوباره به میدان هفت تیر باز می گشتند.
این تعقیب و گریز و بازگشت دوباره، برای ساعت ها در میدان تکرار شد، به گونه ای که ماموران آشکارا خسته به نظر می رسیدند. آن هم در حالیکه برخی از آنان کوله های سنگینی به پشت داشتند که بعد مشخص شد محتوی گاز اشک آور است.
بعضی از مامورین که خستگی از صورت و رفتار آنان می بارید، به فرماندهان خود بد و بیراه می گفتند. به ویژه آنکه این ماموران با لباس ضخیم، سنگین و کلاه در هوای 42 درجه ای تهران به شدت تحت فشار بودند. به همین دلیل برخی از آنان حتی حالی برای ضرب و شتم نداشتند، در حالیکه مامورانی که با لباس پلنگی و یا لباس شخصی حضور داشتند به معترضین دشنام می دادند و باگفتن الفاظ رکیک به مردم توهین می کردند. همین مامورین چند بار با باتوم و گاز اشک آور به مردم یورش بردند؛ به ویژه در ابتدای بزرگراه مدرس و پارک میدان هفتم تیر که این مساله چند بار تکرار و چندین گاز اشک آور نیز شلیک شد.
در برابر، مردم نه تنها احساس خستگی نمی کردند، بلکه در هر بازگشت، با نیروی تازه ای به شعاردادن می پرداختند. جالب اینکه در این حرکت اعتراضی نیز حضور زنان و افراد سالخورده چشمگیر بود. آنها که طی تجمع های دو ماه گذشته، راه های جدیدی برای مقابله با این نیروهاآموخته اند، این بار هم به شیوه ای فرسایشی هم ماموران را به دنبال خویش می کشاندند و هم به مضروبین کمک می کردند. در این میان چند زن میانسال، ماسک های معمولی هوا را که آغشته به سرکه کرده بودند، میان جمعیت توزیع می کردند و می گفتند از این ماسک نفس بکشید تا چشمتان نسوزد.
جمعیت معترض با این تعقیب و گریز تا ساعت ها در میدان هفت تیر حضور داشت و عاقبت حدود ساعت 8 از حجم آن کاسته شد. این نکته نیز دیگر به یک عرف تبدیل شده است که تجمعات قبل از تاریکی هوا خاتمه یابد تا ماموران نتوانند با استفاده از خاموشی تعداد بیشتری را بازداشت کنند.
در تجمع دیروز میدان هفت تیر تعداد زیادی تیر هوایی هم شلیک شد. تیر هایی هم از اطراف میدان شلیک شد که هوایی بودن آن هنوز معلوم نیست. همچنن تعدادی نیز بازداشت شدند. بازداشت حداقل 10 نفر توسط معترضین مشاهده شده است اما هنوز مراجع رسمی هیچ آماری را اعلام نکرده اند.
تجمع بعدی: روز تحلیف احمدی نژاد
تجمع بعدی معترضین هنوز مشخص نیست، اما حامیان موسوی و کروبی اعلام کرده اند که تجمع بزرگ و سراسری آنان در اعتراض به نتیجه انتخابات 22 خرداد، در روزی است که مراسم تحلیف احمدی نژاد برگزار خواهد شد و محل تجمع هم میدان بهارستان خواهد بود.
از این رو نیروهای امنیتی و نظامی در تهران بصورت 24 ساعته در آماده باش کامل هستند و تا اطلاع ثانوی تمام مرخصی ها لغو شده است. حتی به فرماندهان کل لشکرهای سپاه و فرماندهای نیروی انتظامی دستور داده شده تا اطلاع ثانوی، شب ها نیز در محل خدمت خود باشند.
*****
داغ و پیشانی و ضرغامی ها....!!
محمد نوری زاد دیروز سه شنبه، در مطلبی تحت عنوان "داغ و پیشانی و ضرغامی ها!" نکاتی را پیرامون مدیريت صدا و سیما طرح کرده است که در زیر می خوانید:
این روزها را باید فصل برگریزان امثال ضرغامی نام نهاد. برای خوب رفتن ، و برای درخاطره ها ماندن ، به بهانه های بسیاری نیاز هست.
عده ای می گویند : این داغ است که می ماند. یعنی داغ است که به دلیل گداختگی اش ، پتانسیل مطلوبی برای درخاطره ها ماندن اختیار می کند. اگرچه خیزگاه این داغ نیز مهم است. داغ های فراوانی می شناسیم که از خاطره ها رفته اند.
اما چگونه است که کربلا ماندنی شده؟ پس برای خوب رفتن به بهانه نیاز است. جماعتی نیز البته براین عقیده اند که چنان با خوب و بد باید تا کنی که مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند. این سخن باهمه جذابیتش از درستی تهی است.
من می گویم : برای خوب رفتن ، زیستن را باید بهانه کرد . آنهایی که بهنگام رفتن ، نشانه هایی از زیستن مردمانشان را رقم زده اند ، خوب می روند.
یعنی کسانی که درطول زندگیشان ، حتی بقدر برداشتن یک سنگ از پیش پای مردمان نقش داشته اند . که این سخن نیز برای خود مختصاتی دارد که به حواشی آن نمی پردازم . ضرغامی اما با همه انرژی متراکمی که برای پاکسازی صدا و سیما از بدحجابی و بی حجابی بخرج داد ، درکشاکش رفتن است و رفتنش به رفتن جنازه ای می ماند که دستش از کجاوه تابوت بیرون است تا مگر کسی خیری درآن بیفکند.
دست های ضرغامی اما از دروغ سرشار است . و من مشکل ضرغامی را درهمین انبانی که باخود می برد می دانم.
ضرغامی در طول این پنج سال گذشته ، فراوان به مردم دروغ گفت.
من بارها او را از دروغ گویی و سانسور پرهیز داده ام . چه حضورا و چه با نگارش مکتوبات هرازگاه . ضرغامی اما هیچگاه خیرخواهی مرا باور نکرد.
به او گفتم و نوشتم که سانسور را به حداقل برساند و داغ رسانه پرسانسور جمهوری اسلامی را از پیشانی اش پاک کند. قبول نکرد.
به او گفتم مدیران سست و بی سواد و بی لیاقت را از گردونه صداوسیما به جای دیگری گسیل کند قبول نکرد. به او گفتم این فرسنگها عقب ماندن از مردم را با انعکاس آلام و آرزوها و خواسته های مردم جبران کند قبول نکرد.
به او گفتم اسلام او اسلام جامانده در قرنها پیش است و عاجز از مواجهه با سایر نحله های فکری قبول نکرد.
به او گفتم به انشقاق و گزینش مردم و برتری بخشیدن جماعت قلیل حزب اللهی ها اصرار نورزد قبول نکرد.
به او گفتم در باره اجرای احکام الهی از خدا جلوتر نیفتد قبول نکرد.

آنقدر ضرغامی به مردم دروغ گفت که فاجعه انتخابات اخیر از حیثتش آویخت و او را درگردابی افکند که همان مختصر مجاهدت بالزعمش را نیز به طوفان سپرد.
ضرغامی در این یک ماه گذشته با دروغ ریسمان های بسیاری ساخت و با این ریسمان ها بجای آسمان ، به قعر خاطره های تلخ مردم سقوط کرد.
او فرشی از تاروپود دروغ بافت و تلاش کرد آن را با رسانه اش زیر پای مردم پهن کند . ضرغامی خواهد رفت اما با دستهای تهی از خیر . و دستهایی که از دروغ سرشارند تا همه پهنای او و گذشته او را آلوده کنند.
ضرغامی خواهد رفت و درجایی دیگر به کاری دیگر مشغول خواهد شد اما باید با همین یک ماهی که دروغ های آشکار را رنگامیزی کرد آینده را سرکند. او خواهد زیست اما با تپش دروغهایی که به خورد مردم داده . و با سنگینی آوار و چهره مخوفی که از دین خدا آراسته.
و با داغهایی که به این زودی ها سرد نمی شوند و ضرغامی این داغها را هرگز ندید و اصرار داشت که داغی درکار نیست. ضرغامی ها خواهند زیست اما با تبی که داغی اش را از داغ مردم به عاریت دارد.
*****
اتحاديه اروپا: حکومت ايران با مسئله مشروعيت از نظر رای دهندگان روبه رو است
وزير امور خارجه سوئد، رييس دوره ای اتحاديه اروپا، چهل روز پس از انتخابات جنجالی رياست جمهوری ایران در موضع گيری تازه ای گفته است: حکومت ايران با مسئله مشروعيت از نظر رای دهندگان مواجه است کارل بيلت، وزير امور خارجه سوئد روز سه شنبه گفت: آنها (رهبران ايران) بايد به مشروعيت حکومت خود از منظر رای دهندگان توجه کنند.آقای بيلت که در کميته روابط خارجی اتحاديه اروپا صحبت می کرد، افزوده است: بايد منتظر نتيجه رويدادهای ايران بود.پس از آن که وزارت کشور ايران اعلام کرد محمود احمدی نژاد در انتخابات ۲۲ خردادماه به پيروزی رسيده است، تهران و برخی شهرهای ايران شاهد تظاهرات معترضان به انتخابات بوده است.در حالی که مقامات دولتی ايران می گويند ۲۰ نفر در اعتراضات به نتيجه انتخابات کشته شده اند، گروه های طرفدار حقوق بشر می گويند تعداد کشته شدگان بسيار بيشتر از آمار رسمی است.مير حسين موسوی و مهدی کروبی دو نامزد اصلاح طلب انتخابات می گويند: با توجه به تخلف و تقلب گسترده در انتخابات نتیجه آن بايد ابطال شود.آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، و شورای نگهبان با رد هرگونه تقلب، صحت انتخابات رياست جمهوری را تاييد کرده اند.وزير امور خارجه سوئد که کشورش به تازگی رياست دوره ای اتحاديه اروپا را برعهده گرفته است بر تصميم اتحاديه اروپا برای ادامه روابط با ايران تاکيد کرد ولی گفت: اروپا خواهان روابط با مردم ايران نيز هست.کارل بيلت تصريح کرد:ما نياز داريم با مسايلی که با ايران مرتبط هستند، مواجه شويم، با مسايلی که در خيابان های تهران اتفاق می افتد و در موارد مهم نيز همين طور.به دنبال بازداشت کارمندان محلی سفارت بريتانيا در تهران اتحاديه اروپا به ايران هشدار داده بود که دست به اقداماتی خواهد زد. ايران همگی 9 کارمند بازداشت شده را آزاد کرده است.در همين زمينه، کميسيون روابط خارجی اتحاديه اروپا دو هفته پيش اعلام کرده بود در صورتی که ايران راه حل گفت ‌و گو برای حل مسئله نتيجه انتخابات را رد کند، اين اتحاديه وضع تحريم‌ های بيشتر را بررسی خواهد کرد.بنيتا فررو – والدنر، کميسر روابط خارجی اتحاديه اروپا، گفته بود: «اگر [در جهت حل مسئله انتخابات] اتفاقی نيفتد، راه حل تحريم‌های بيشتر و تشديد تحريم‌های گذشته بار ديگر در اتحاديه اروپا مطرح خواهد شد.»در همين زمينه، محسن مخملباف، کارگردان سرشناس ايرانی، از پارلمان اروپا خواسته بود برای به رسميت نشناختن انتخابات رياست جمهوری ايران کشورهای عضو اتحاديه اروپا را تحت فشار قرار دهند.اين کارگردان ايرانی که به عنوان سخنگوی طرفداران مير حسين موسوی شناخته شده، همچنين گفته بود: ما از اروپا می خواهيم که مسئله به رسميت شناختن محمود احمدی نژاد را معلق کند.
*****
جنگ زرگری ...!!
سایت تابناک - كدخبر: ۵۶۴۹۷
نظر رهبر درباره برکناری ‌مشایی کتبا ابلاغ گردیده است
این خواسته در احترام به نظر رهبر معظم انقلاب و در قدرشناسی از نگاه علما و مراجع تقلید، چند ماه قبل از رییس‌جمهور درخواست شد و امروز نیز به طور جدی و موکد در دستور کار نمایندگان مردم در مجلس است.گفتنی است، در همین حال واحد مرکزی خبر به نقل از احمدی نژاد اعلام کرد که مشایی در پست معاونت اولی دولت دهم باقی خواهد ماند.
حالی که پیش از این "تابناک" از تذکر یک مقام عالیرتبه نظام به رئیس جمهور درباره انتصاب رحیم مشایی به عنوان معاون اول دولت دهم خبر داده بود، نایب رییس اول مجلس امروز گفت: نظر مقام‌معظم رهبری نیز مبنی بر کنار گذاشتن آقای رحیم‌مشایی از سمت‌های معاونت ریاست‌جمهور کتبا به رییس‌جمهور ابلاغ گردیده است.حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدمحمدحسن ابوترابی‌فرد در گفت‌وگو با ایسنا تاکید کرد: باید بدون کمترین درنگ، حکم عزل و یا قبول استعفای مشایی توسط ریاست جمهور اعلام شود.وی این مساله را مطالبه‌ جدی رهبر انقلاب و خواست اکثریت قاطع نمایندگان مجلس دانست و تصریح کرد: این خواسته در احترام به نظر رهبر معظم انقلاب و در قدرشناسی از نگاه علما و مراجع تقلید، چند ماه قبل از رییس‌جمهور درخواست شد و امروز نیز به طور جدی و موکد در دستور کار نمایندگان مردم در مجلس است.نماینده مردم قزوین با بیان این‌که باید در اطاعت از نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی، احترام به مراجع عظام و در پاسخ مثبت به نگاه قاطع مجلس شورای اسلامی نسبت به قبول استعفا و یا عزل رحیم مشایی اقدام شود، یادآور شد: باید در یک تعامل منطقی، عقلانی، اخلاقی و قانون‌مدار همان طور که در بیانات رهبر معظم انقلاب در روز بعثت پیامبر اکرم(ص) تبیین گردید، برای انتخاب مدیران ارشد نظام و فراهم آوردن زمینه‌ افزایش کارآیی نظام جمهوری اسلامی، تلاش نمود.گفتنی است در همین حال واحد مرکزی خبر به نقل از احمدی نژاد اعلام کرد که مشایی در پست معاونت اولی دولت دهم باقی خواهد ماند.
*****
کاری بکنیم که اوضاع وخیم ترنشود
یاران، هم میهنان و حامیان جنبش همبستگی دانشجویان ایران در داخل خاک خونین گشته و خارج از مرزهای میهن، تقاضا داریم به این مقاله خوب توجه نمائید.
ما هیچ ادعایی بر این که چنین و چنان هستیم نداریم. مشتی جوانان فارغ التحصل یا درحال تحصیل هستیم که قطره ای از اقیانوسی عظیم محسوب می شویم، اگرچه که تعداد اعضای رسمی و فعال ما بیش از سی و پنجهزار نفر است. اما همین قطره کوچک گاهی کارهائی می تواند انجام دهد که دیگران از انجامش بیم دارند یا توانایی انجامش را ندارند. از جمله این کارها، یکی این است که یاران جان برکف ما در اکثر نهادها و دوایر و مراکز حساس دولتی رخنه کرده و بگونه ای شاغل هستند. این بدان معناست که این رادمردان و شیرزنان از جان گذشته، با ما پیمان بسته و بنام "ملت و میهن" سوگند یاد کرده اند که ولو به بهای جان و خون خویش، مهمترین گزارشات و فعل و انفعالات پشت پرده رژیم را کشف و برای آگاهی رسانی به ملت و هم میهنان، به ما برسانند.

حدود دو ماه پیش، در تاریخ سیزدهم خرداد ما سال جاری، زمانی که اوج رقابت های منتصبین از سوی رهبر اوباشان آغاز شده بود و هنوز کار به تلویزیون و منازعه های آنچنانی و پرده دریها نکشیده بود، یاران نفوذی ما در سه مرکز : " نهاد ریاست جمهوری – نهاد رهبری – و دفتر برنامه ریزی های سیاسی سپاه پاسداران " برایمان خبری وحشت آور آوردند که حاکی از آن بود که در نشستی مخفیانه بین سران سپاه، سیدعلی گدا، و محمود عنتری نژاد، سران ارشد و فرماندهان سپاه پاسداران به سیدعلی گدا هشدار داده اند که اگر حمایت بی چون و چرای خویش را نسبت به احمدی نژاد اعلام ننماید، آنان (یعنی سپاه قلدران) طی کودتائی زمام تمامی امور را بدست گرفته و او را نیز از رهبری برکنار خواهند نمود . این نشست و هشدار شدید، نتیجه اش آن شد که دو روز بعد "ولی وقیح" در یک سخنرانی تلویزیونی، خیلی واضح و روشن اعلام کرد که از خدمتگزاران میهن حمایت می کند و دیگر این که سپاه حق دارد در امر حیاتی انتخابات شرکت و دخالت داشته باشند.
علاوه بر این در همان نشست مخفی آن شب کذائی، از سیدعلی گدا خواسته شده بود که باید بعنوان "ولی فقیه" از موقعیت خویش بعنوان "مقام رهبری" استفاده کرده و طی حکمی حکومتی (فتوا) به بهانه جلوگیری از دوگانگی در جامعه مسلمین و پیشگیری از نفاق و سواستفاده خارجیان از موقعیت های انتخابات برای سمپاشی در جامعه، مقام ریاست جمهوری را "مادام العمر" اعلام نماید که "سیدعلی گدا" قول داد پس از انتصاب مجدد احمدی نژاد و تنفیذ و تحلیف این مقام به وی، بفاصله کوتاهی چنین حکم حکومتی (فتوایی) را به مجلس دست نشانده خواهد داد.

ما این اخبار را در "وبسایت" قبلی خود که به قیمت خون و جان "پریسای"ی عزیزمان و نیز پنج نفر از رشیدترین یارانمان محل آن کشف و با شکنجه رمز ورود به آن از زبان یارانمان اقرار گرفته شد و سپس، هم یارانمان را کشتند و هم "سایت" ما را از صفحه اینترنت و از صفحه روزگار محو کردند انتشار دادیم که متاسفانه نه صدها هزار نفر از بازدید کنندگان هر روزه سایت قبلی و فعلی ما در داخل میهن و نه هزاران نفری که خارج از میهن گهگاهی باین سایت یا وبلاگ فعلی ما مراجعه می کنند، از هیچ کس واکنشی منصه ظهور نیافت.
حتا آنانی که ما برایشان احترام قایل هستیم و در خارج از میهن دستشان به جاهایی بند است، این خبر را جدی نگرفتند و دیدیم که عاقبت کودتا اتفاق افتاد اما نه بر علیه "سیدعلی گدا" بلکه بر علیه دیگر منتصبین برای مقام ریاست جمهوری و از آن مهمتر، بر علیه ملت زجر کشیده و ستمدیده...!!
آقایان ، بانوان، هم میهنان خارج از میهن اگر روز سیزدهم خرداد سال جاری، گفته و نوشته ما را باور می کردید و کاری انجام می دادید، شاید امروز میهن ما وضعیتی دیگر داشت. شاید نداها، سهراب ها، پریساها و صدها تن دیگر از بهترین فرزندان این سرزمین اینک زیر خاک سرد و سیاه نخفته بودند.

اینک با پیش آمدن اختلافی درباره انتصاب رحیم مشایی از سوی احمدی نژاد بعنوان معاون اول رییس جمهور درروز جمعه گذشته، و "وتوی" این انتصاب از سوی "خامنه ای" که دیروز رسمن اعلام شد، نیم ساعت پیش یعنی حدود ساعت چهار بامداد روز چهارشنبه سی و یکم امرداد ماه سال هزارو سیصد و هشتاد و هشت یکی از همین یاران نفوذی ما در "نهاد رهبری" نزد ما آمده و خبر آورده که بدنبال همین اختلاف نظر، دوباره شب گذشته بین ساعت ده تا یازده شب، باز هم نشستی بین همان گروه نامبرده در بالا تشکیل شد و دوباره به "خامنه ای" هشدار داده شد که اگر در عدم انتصاب رحیم مشایی پافشاری نموده و احمدی نژاد را در فشار بگذارد، و یا این که پس از مراسم تحلیف رییس جمهوری، هرچه زودتر فتوای مربوط به مادام العمر بودن رییس قوه مجریه را اعلام نکند، مقام رهبری او در خطر سقوط است که باز هم آقای "ولی وقیح" کوتاه آمد و قول داد حداکثر ظرف دو ماه پس از مراسم تحلیف این حکم حکومتی یا فتوا را صادر خواهد کرد.

ما این بار از تمامی یاران خویش در داخل میهن تقاضا داریم از تجمعات اعتراضی خسته نشده و درین تجمعات و تظاهرات از دادن شعارها اعتراضی به نفع موسوی یا هر شخص دیگری خودداری کرده و شعار محوری فقط و فقط "یک همه پرسی آزاد" برای تعیین نوع سیستم و حکومت آینده در ایران باشد.
از یاران خارج از میهن نیز تقاضا و انتظار داریم که با جلب توجه مقامات ذیربط خارجی و جوامع بین المللی از کودتایی جدید دال بر مادام العمر نمودن مقام ریاست قوه اجرایی در ایران ممانعت نمایند.

آقایان، خانم ها، هم میهنان گرامی به ما اعتماد کنید. به خاک مقدس میهن سوگند یاد می کنیم که ما این خبر را از خودمان نساخته ایم همچنان که خبر سیزدهم خرداد ماه واقعی بود و دیدید که هفده روز پس از آن در تاریخ سی ام خرداد کودتا انجام شد.
ما امروز این مقاله را برای ثبت در تاریخ در "وبلاگ" خویش می نویسیم و قضاوت درباره آن را به آیندگان حوالت میدهیم.
*****
مقاله ای برگزیده از میان ایمیل های دریافتی
پاسداران انقلاب، حاکمان واقعی ایران
زنان بسیجی زیر فرمان آیت الله خامنه ای
دلفین مینویی، فرستاده ویژه فیگارو، بیروت
برگردان از سوسن دادرس


از هنگام سرکوب تظاهر کنندگان مخالف احمدی نژاد در ایران ، نقش سپاه پاسداران در کشورافزایش یافته است. نقاب ها از چهره ها فرو افتاده است. نیرویی که از دیر باز« ارتش سایه » نامیده می شد، خود را اربابان تازه ایران می دانند.
یک عضو سابق نیروهای زبده رژیم گفت ؛ که از آغاز بحران سیاسی در ایران ، حفاظت تهران در دست سپاه می باشد. در تلویزیون دولتی، هرروز بر ساعات برنامه های خنثی سازی « انقلاب مخملی» افزوده می شود.
قدرت پاسداران روز بروز افزایش می یابد، از این پس آنان همه قدرت را در دست دارند. سردار یدالله جوانی، رئیس اداره سیاسی – عقیدتی سپاه پاسداران، در آخرین اعلامیه اش که روز دوشنبه 29 تیر ماه ، در سایت خبرگزاری سپاه پاسداران درج شده است گفت« انتخابات 22 خرداد به ما اجازه داد تا قدرت را در دست بگیریم. این یک تغییر سیاسی بزرگ می باشد».

برملا شدن رازی پنهان!
از آغاز برپایی سپاه پاسداران در سی سال پیش « سپاه تبدیل به یک مجموعه سیاسی- اجتماعی-اقتصادی شده است، و نفوذ آن حتی در کوچکترین گوشه های زندگی در جامعه گسترش یافته است».
در یک پژوهش تازه صدو پنجاه صفحه ای، در باره سپاه پاسداران که از سوی موسسه آمریکایی (Think-Tank American Random Corporation)، انجام شده است، تخمین زده می شود که پاسداران امروز یک نیروی 130 هزار نفری می باشند، و با نیرو های بسیجی زیر فرمان خود تظاهرات را سرکوب می کنند.
زمان تغییر کرده است، هنگامی که آیت الله خمینی سپاه پاسداران را به موازات ارتش بنیاد نهاد برای مبارزه با کودتای احتمالی ارتش بود، ولی به سرعت پاسداران نقش دو گانه ای را بازی کردند: مبارزه با دشمن خارجی، عراق صدام حسین، و شکار مخالفان داخلی بویژه مجاهدین خلق، که یک گروه مسلح ضد جمهوری اسلامی بود.

دو مکتب تفکر
پس از پایان جنگ ایران و عراق (1988-1980)، نفوذ سپاه گسترش زیادی یافت و ماًموریت های دیگری به آن واگذار شد. رزمندگان سابقاکنون قهرمانان ملی بشمار می آمدند. مسئولیت های بزرگ اقتصادی به آنان واگذار شد، از اداره صنایع نفت گرفته تا خریدهتل های لوکسی که توسط بنیاد های مذهبی مصادره شده بودند.
قدرت تازه ای که نمی توانست هیچ رقیبی را تحمل کند. نمونه آن بستن فرودگاه بین المللی تازه تاًسیس امام خمینی در تهران، که بهره برداری آن به یک شرکت ترک واگذار شده بود.
بنظر ( Random Corporation)، قدرت پاسداران روحانیون را نیز تهدید می کند، این نیروی گسترش یافته در زمینه های انرژی اتمی و موشک سازی، با در دست داشتن بازار سیاه، به واردات قاچاق از طریق شش اسکله ای که در بنادر ایران در اختیار آنان است می پردازد.
در پایان جنگ ایران و عراق، پس از یک توقف کوتاه دانشگاهی، برخی از پاسداران به سیاست روی آوردند
برنارد هورکاد، جفرافی دان و متخصص ایران می گوید « یک نسل تازه طبیعی» در مقایسه با اعضای نهضت مقاومت ملی فرانسه در دوران جنگ دوم جهانی بوجود آمده است.
در آغاز سال 2000 میلادی ، دو مکتب تفکر، در سپاه پاسداران به موازات هم بوجود آمد. در یکسو « واقع بینان» مانند علی لاریجانی رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی، و یا محسن رضائی، سرکرده سابق سپاه پاسداران که در سال 1997 لباس نظامی را کنار گذاشت، وامیدش را برای به نتیجه رسیدن مذاکرات اتمی ایران از دست داده است. و از سوی دیگر « بنیاد گرایان» که اداره برخی از صنایع استراتژیکی مانند نفت را در دست دارند، و تمایلی به آشتی و بازگشایی ایران بسوی غرب ندارند. همین گروه بودند که برای حفظ منافع کلان اقتصادی خود، رهبر را برای پشتیبانی از احمدی نژاد تحت فشار گذاشتند. اصلاح طلبان و تظاهر کنندگان به آن کودتا لقب دادند.
شایعات زیادی در باره انتصاب سردار رستم قاسمی، یکی از فرماندهان سپاه پاسداران به وزارت نفت شنیده می شود. سردار جوانی رئیس اداره سیاسی عقیدتی سپاه پاسداران، در گفتگوی خود با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایرنا گفت:« امروز دو جریان دیده می شود، کسانی که از انقلاب و تثبیت آن دفاع می کنند، و کسانی که خواهان واژگونی آن می باشند»، برای « حفظ نظام» باید قدرت را در دست گرفت.

31 تیر ماه- 22 ژوئیه 2009
تارنمای فرهنگ ایران
http://www.farhangiran.com/
*****
اعتراض بر علیه وزیر علوم
اکادمی علوم نیویورک و انجمن ریاضی ژاپن: وزیر علوم ایران از اعضای ما نیست؛ اگر عضویتش را تکذیب نکند، از او شکایت می کنیم.
رخداد پس از برملا ساختن این موضوع که وزیر علوم جز هیچ یک از برترین رباضی دانان جهان نیست، اطلاع یافت که زاهدی، خود را عضو اکادمی بین المللی و معتبر علوم نیویورک و انجمن ریاضی ژاپن معرفی کرده است.
رخداد طی مکاتبه ای با این دو انجمن و اکادمی بین المللی با خبر شد که وزیر علوم کابینه احمدی نژاد باز هم دروغ گفته است. نمایندگان این دو انجمن و اکادمی بین المللی در پاسخ به این سئوال که ایا اقای زاهدی جز اعضای این دو انجمن می باشد اعلام کردند: وزیر علوم ایران هیچگاه در بین اعضای ما نبوده است.
نماینده اکادمی بین المللی علوم نیویورک در پایان تاکید کرد: پس از اینکه ما از سو استفاده های اقای زاهدی با عضو نامیدن خود در اکادمی علوم نیویورک با خبر شدیم، این هشدار را به وزیر علوم ایران می دهیم که اگر عضویت خود را تکذیب نکنند از ایشان شکایت می کنیم. ،
سوابق و تجربيات اعلام شده ی وزیر علوم در زمينه هاي علمي - تحقيقاتي و آموزشي به شرح زیر است:
1- عضو انجمن رياضي ايران از سال 1362 تاكنون
2- استاد دانشگاه شهيد باهنر کرمان
3- عضو انجمن بين‌‏المللي سيستم‌‏هاي فازي از سال 1370 تاكنون
4- عضو انجمن رياضي كشور ژاپن از سال 1374 تاكنون
5- عضو آكادمي علوم نيويورك از سال 1376 تاكنون
6- عضو و رييس انجمن سيستم‌‏هاي فازي ايران
7- ارائه بيش از صد مقاله در كنفرانس‌‏هاي علمي داخلي و خارجي
8- چاپ بيش از 85 مقاله در مجلات علمي بين المللي
9- سخنراني علمي در كشورهاي آلمان - اتريش - ارمنستان - اسلواك - اكراين - ايتاليا - چك - چين - ژاپن - سوريه - كانادا - كره جنوبي - مجارستان - يونان - تركيه - پاكستان - روسيه - هند و9- داوري مقالات علمي در مجلات معتبر بين المللي و مجلات معتبر داخل كشور
10- انجام بيش از 26 طرح تحقيقاتي از جمله دو طرح ملي كه دريكي از اين طرح‌‏ها نظريه جديدي ارائه شده كه هم اكنون دانشمنداني در كشورهاي ژاپن، كره و چين روي آن نظريه كار مي‌‏كنند.
11- پژوهشگر نمونه دانشگاه سال‌‏هاي 1374 تا1377
12 - پژوهشگر نمونه استان سال‌‏هاي 1375 تا 1378
13- استاد نمونه دانشگاه‌‏هاي كشور سال1375
14- انتخاب رساله دوره دكترا به عنوان رساله برگزيده دكتراي رياضي كشور در اولين جشنواره رياضي دانشگاه تهران
15- انتخاب به عنوان مرد علمي سال 1997 تا 1998 توسط مركز بين المللي كمبريج
16- انتخاب و معرفي در ليست برترين رياضي دانان جهان توسط انجمن رياضي آمريكا در سال‌‏هاي 1998 تا 2002
17- پژوهشگر نمونه دانشكده رياضي سال‌‏هاي 1380 تا 1382
*****
ادامه بازداشت قوچاني پس از انقضاي مهلت قانوني
مريم باقي، همسرمحمد قوچاني با گذشت يك ماه از بازداشت سردبير روزنامه اعتماد ملي درباره نحوه دستگيري و ادامه بازداشت همسرش گفت: «طبق اصل32 قانون اساسي کسي را نمي‌توان بازداشت کرد مگر به حکم قانون.ما اساسا به بازداشت آقاي قوچاني كه در نيمه شب و توسط 7 -6 مامور امنيتي در حالي كه او بيمار بود اعتراض داريم. بايد آنقدر اتهام مستدل و موجه باشد كه بدين شكل دستگيري انجام شود و فقط در مورد قاتل و جنايتكار چنين روشي به كار مي‌گيرند. حال آنكه قوچاني روزنامه‌نگار و هميشه مواضعش روشن بوده و اگر سوالي هم از او بود بيرون از زندان قابل پيگيري و پرسش بود. مگر او فرار مي‌كرد؟! درباره آقاي قوچاني و بسياري از بازداشت‌شدگان مواد قانون آيين دادرسي كيفري بسياري از جمله مواد 112، 119 و 121 صريحا نقض شده است. باقي افزود: کساني که مدعي رعايت قانون هستند و معترضان اخير را به قانون دعوت مي‌کنند اگر در ادعاي خود صادق هستند چرا درباره اينهمه قانون‌شکني يا در برابر اين همه بي‌قانوني ساکت هستند؟ چرا هيچ‌کس به خانواده زندانيان جوابگو نيست و مرجعي براي شنيدن و رسيدگي به تظلمات ما وجود ندارد؟ طبق قانون، مدت بازداشت حداکثر 24 ساعت است و ادامه بازداشت بيش از 24 ساعت جرم است و مرتکب به مجازات قانوني محکوم خواهد شد و قانونگذار برحسب ضرورت و براي موارد خيلي خاص که نياز به تحقيقات بيشتر وجود دارد اجازه تمديد بازداشت تا يک ماه را صادر کرده است. در مورد آقاي قوچاني با توجه به اينكه بازجويي او بيش از دو هفته است كه تمام شده براي ادامه اين بازداشت هيچ دليل قانوني، شرعي و اخلاقي وجود ندارد. ضمن اينكه در مورد افرادي مانند آقاي قوچاني اگر نياز به تحقيق بيشتري هم وجود داشته باشد مي‌توانند با قرار التزام يا کفالت در بيرون زندان از آنان تحقيق کنند. طبق قانون متهم بايد بلافاصله پس از بازداشت تفهيم اتهام شود و براي او قرار بازداشت صادر شود و او حق اعتراض به قرارصادره را دارد اما تا امروز نشنيده‌ايم و مطلع نيستيم كه براي آقاي قوچاني قرار بازداشت هم صادر و ابلاغ شده باشد و اگر هم صادر شده بود بايد چند روز پس از بازداشت آزاد مي‌شد چون بيش از دوهفته است كه بازجويي ندارد. وي گفت: اکنون مدت يک ماه بازداشت فرضي هم منقضي شده است و هيچ وجه قانوني براي ادامه نگهداري ايشان در زندان وجود ندارد.چرا به اين رفتارها پايان داده نمي‌شود و از ديگران توقع صبوري دارند؟ تاكنون وكيل براي قوچاني نپذيرفته‌اند و هنوز هم هيچ كس از تبديل قرارسخن نگفته است و هيچ مرجع قضايي به طور روشن پاسخگو نيست.
*****
طرح برخي نمايندگان كنگره عليه ايران
سناتورها به‌دنبال تحريم بانك مركزي
خبرگزاري فرانسه از واشنگتن گزارش کرد که برخي نمايندگان کنگره آمريکا، فشار خود بر باراک اوباما را افزايش داده‌اند تا در صورتي که تهران تا اواخر سال جاري ميلادي برنامه‌هاي هسته‌اي خود را متوقف نکند، تحريم‌هاي اقتصادي شديدتري بر ضد ايران وضع کند. جان کيل و جان مک‌کين(رقيب باراك اوباما در انتخابات رياست جمهوري) ـ سناتورهاي جمهوريخواه ـ جوزف ليبرمن ـ سناتور مستقل ـ و اون باي ـ سناتور دموکرات ـ از اوباما خواسته‌اند تا در صورتي‌که راهکارهاي ديپلماتيک به بن‌بست برسند، بانک مرکزي جمهوري اسلامي را تحريم کند. اين قانونگذاران آمريکايي طرحي را آماده کرده‌اند که از اوباما مي‌خواهد در صورتي‌که تهران پيشنهاد رئيس جمهور آمريکا براي گفت‌وگوهاي مستقيم را تا پيش از نشست سران گروه 20 در اواخر سپتامبر نپذيرد، يا از توقف غني‌سازي اورانيوم و فعاليت‌هاي هسته‌اي تا دو ماه پس از آن سر باز بزند، عليه اين کشور وارد عمل شود. به گفته کيل ـ سناتور جمهوريخواه ـ اگر بپذيريم که گفت‌وگو با تهران راهگشاست، نبايد زمان را از دست داد. طرح يادشده که اصلاحيه‌اي بر بودجه‌سالانه دفاعي ايالات متحده است، تهران را به تحريم‌هاي اقتصادي شديدتري از سوي آمريکا تهديد مي‌کند، مگر اينکه تحريم‌هاي سازمان ملل متحد عليه جمهوري اسلامي ايران تشديد شوند. به گزارش دويچه وله، در همين حال ليبرمن ـ سناتور مستقل ـ ضمن استقبال از پيشنهاد اوباما براي گفت‌وگوي مستقيم با تهران هشدار داد که ايراني‌ها بايد توجه داشته باشند که اين يک پيشنهاد مدت‌دار است. به ادعاي مک‌کين ـ سناتور جمهوري‌خواه ـ اين طرح نشان مي‌دهد که تهران بايد هر چه سريع‌تر رويه‌ خود را تغيير دهد، در غير اين صورت به‌دليل همراهي‌نکردن با جامعه بين‌المللي، با تحريم‌هاي شديدتري مواجه خواهد شد! به اعتقاد کارشناسان، تهديدهاي اين‌چنيني از سوي مقامات آمريکايي بيشتر جنبه ناآرام کردن اوضاع را دارد.
سابقه تحريم‌ها
موج تازه تحريم‌هاي آمريکايي بر ايران از سال 2006 و با بانک صادرات شروع شد. در سپتامبر آن سال «استوارت لوي» معاون وزير خزانه‌داري آمريکا در امور مبارزه با تروريسم، بانک صادرات ايران را به ياري‌رساني به گروه حزب‌الله که از منظر دولتمردان آمريکا گروهي تروريستي تلقي مي‌شود، متهم کرد. اين مقام آمريکايي ادعا کرد حزب‌الله لبنان از سال 2001، 50 ميليون دلار از پول‌هاي در گردش بانک‌هاي آمريکايي را از طريق بانک صادرات دريافت کرده و به همين دليل بانک صادرات ايران مجاز به ارتباط با موسسه‌هاي مالي در آمريکا نيست. در ايران گروه لبناني حزب‌الله گروهي مقاوم و ملي شناخته مي‌شود و نزد افواه هم موضوع کمک رساني نظام به حزب‌الله بر کسي پوشيده نيست. با عدم پذيرش توقف غني سازي اورانيوم از سوي تهران و موافقت اعضاي دائم شوراي امنيت به ارجاع پرونده ايران از آژانس انرژي اتمي به شوراي امنيت، روند فشارها نيز بر ايران تشديد شد. شرط توقف تحريم‌ها «توقف کامل غني‌سازي» اعلام شده است و طي سال‌هاي گذشته ايران از پذيرفتن اين امر امتناع و سعي کرده با همکاري با آژانس شرايط را به سود خود سپري کند و طرف‌هاي مقابل را به قبول شرايط تازه‌تر وادارد. تداوم اين روند به تصويب قطعنامه‌هاي دوم و سوم و چهارم شوراي امنيت در سال‌هاي 2007 و 2008 منتهي شد. درست يك ماه پس از اعلام تصميم دولت آمريکا مبني بر قطع مراودات تجاري موسسات اين کشور با شرکت کشتيرانى جمهورى اسلامى به جرم جعل مدارک براي حمل اسلحه و محموله‌هاي نظامي، بانک توسعه صادرات نيز با اتهامي نظامي مواجه شد. اخبار تحريم شرکت‌ها و بانک‌هاي ايراني را «استوارت لوي» در روزهاي چهارشنبه اعلام مي‌كرد. كسي كه معاون بانكي وزير اقتصاد در دوره دانش جعفري يكي از دستاوردهاي وزير معزول را بازي شطرنج پيچيده با اين مقام آمريكايي و خنثي كردن فتنه‌هاي او عنوان كرد.در آن زمان اعلام شد بر اساس تصميم وزارت خزانه داري ايالات متحده حساب‌هاي بانکي و اموال و دارايي‌هاي بانک توسعه صادرات ايران در آمريکا مسدود و توقيف مي‌شود. ضمن اينکه مطابق رويه‌اي که در سابق نيز اعمال مي‌شد شرکت‌ها و شهروندان آمريکايي از اين پس اجازه مراوده مالي با اين بانک ايراني را نخواهند داشت. وزارت خزانه داري آمريکا بانک توسعه صادارت ايران را متهم به ارائه خدمات مالي به وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و به‌طور خاص برنامه‌هاي مربوط به توليد موشک‌هاي بالستيک در ايران کرده است. بانك سپه،ملي و ملت نيز با بهانه‌هاي مشابهي مشمول تحريم شدند گرچه اين تحريم‌ها از سوي مقامات كشور بي اهميت قلمداد شده است. در 18 تير، شعبه دوم بخش بدوي دادگاه اروپا، مرجع رسيدگي به اختلافات حقوقي در اتحاديه اروپا، دادخواست بانک ملي لندن براي صدور حکم آزاد کردن دارايي‌هاي مسدود شده بانک را ناموجه خواند و به اين ترتيب، تصميم کشورهاي عضو اتحاديه اروپا در وضع تحريم عليه اين بانک را مورد تاييد قرار داد. ارجاع شکايت بانک ملي لندن به دادگاه اروپا پس از رد دادخواست مشابهي در دادگاه عالي لندن در سال گذشته صورت گرفت که طي آن، وکلاي بانک ملي لندن از اين دادگاه خواسته بود تصميم دولت بريتانيا در تحريم بانک را غيرقانوني اعلام کند. قضات دادگاه عالي بريتانيا به عدم صلاحيت خود در رسيدگي و صدور راي در اين زمينه راي دادند و به بانک ملي لندن توصيه کردند که شکايت خود را در دادگاه اروپا، مرجع رسيدگي به شکايات عليه اقدامات مرتبط با اتحاديه اروپا، مطرح کند. بانک ملي لندن در دادخواست خود به دادگاه اروپا اعلام کرده بود که به عنوان يک موسسه مستقل، نبايد مشمول تحريم‌هاي بين المللي عليه بانک ملي ايران، وابسته به دولت جمهوي اسلامي، شود. در ماه ژوئن سال گذشته، اتحاديه اروپا بانک ملي ايران و تمامي زير مجموعه‌هاي آن را به دليل آنچه که حمايت مالي از فعاليت‌هاي هسته‌اي جمهوري اسلامي خواند مشمول تحريم‌هايي قرار داد.مديران بانكي معتقدند تخريم‌هاي بانكي ايران به مسائل سياسي آلوده است و وجاهت قانوني ندارد.
*****
خبرهایی از وضعیت بازداشت شدگان اخیر در اوین
طبق اظهار نظر خانواده های بازداشتی و اسامی منعکس شده بر در زندان ، در نماز جمعه هفته گذشته ٰ‌40 نفر بازداشت شده اند که اسامی آنها در پشت در زندان اوین نیز هست . خانواده ها که برای پیگیری وضعیت بازداشت شده خود آمده بودند اعتراض داشتند که آیا شرکت در نماز جمعه جرم است. به آنها هیچ گونه پاسخی داده نشد. به گفته مادر یکی از بازداشتی های روز جمعه در جواب اعتراض وی به او گفته اند که پسرش عکس موسوی را به همراه داشته و همین جرم او راسنگین کرده است.
نیمه شب جمعه پس از بازداشت برخی از نمازگزاران عده ای شبانه در خانه های شان دشتگیر شدند. آنهابازداشتی های هفته اول پس از انتخابات بودند که با وثیقه آزاد شده بودند اما بنا به گفته معاون امنیت برای تکمیل پرونده و بازبینی آن دوباره بازداشت شده اند. یکی از خانواده ها تعریف می کرد که ساعت 12 شب به خانه آنها آمدند با حکم بازداشت پسر 18 ساله اش که تنها چند روزی با گذاشتن وثیقه ای به مبلغ 250 میلیون تومان آزاد شده بود. به آنها گفته بودند که حکم بازداشت 200 نفر از افرادی که قبلا با وثیقه و یا کفالت آزاد شده اند را دارند.
به گفته برخی از بازداشتی های اخیر که با خانواده خود در تماس بودند 50 نفر را در نیمه شب جمعه به این طریق بازداشت کرده اند. این مساله بسیاری از خانواده که برای پیگیری وضعیت فرزاندانشان به دادگاه انقلاب آمده بودند را نگران ساخت چرا که نمی دانستند در صورت آزادی فرزندانشان وضعیت آنها چگونه خواهد بود. یکی از خانواده ها اظهار می داشت که معاون امنیت به وی متذکر شده که فرزند تو در جای امن تری است چرا که بسیاری از افراد دوباره بازداشت شده اند.
برخی از این خانواده ها عنوان داشتند که فرزندانشان بار اولی که دستگیر شده بودند در کلانتری زمانی که هنوز به اوین منتقل نشده بودند مورد ضرب و شتم بسیاری قرار گرفته اند. مادر یکی از دستگیرشدگان می گفت که فرزند 20 ساله اش در کلانتری یوسف آباد پیش از انتقال به اوین به مدت 11 ساعت پیاپی مورد ضرب و شتم قرار داشته مادر دیگری از ضرب و شتم فرزند 28 ساله خود و شکستن انگشتان دستش می گفت.
به گفته برخی از خانواده های بازداشتی های روز 23 و 24 خرداد ‌حدود 300 نفر از بازداشتی های این دو روز هم چنان در زندان اوین هستند و با توجه به اتمام بازجویی های آنها معلوم نیست که ادامه بازداشت شان به چه دلیل است. مادر یکی از بازداشتی ها عنوان کرد که در این مدت 40 روز تنها یک بار توانسته با فرزند خود مکالمه تلفنی داشته باشد و معاون امنیت از پذیرش وی و پاسخگویی در رابطه با فرزند او امتناع می کند.
برخی از بازداشت شدگان در ارتباط با تجمع دانشجویان ستاره دار پیش از انتخابات دستگیر شده اند. آنها در 209 هستند و از وضعیتشان خبر چندانی در دست نیست. به گفته همسر یکی از بازداشتی های مذکور نیروهای امنیتی پس از انتخابات به خانه یکی از آنها آمده و حدود 8 نفر را دستگیر کرده اند. وی که ساکن تهران نیست عنوان داشت که تنها یک بار همسرش تماس برقرار کرده و عنوان داشته که در بند 209 بازداشت است. او از دشواری پیگیری وضعیت همسرش با توجه به دوری راه می گفت و با وجود اخبار نگران کننده از وضعیت بازداشتی ها و خبرهای ناگوار از جان باختگان اخیر از وضعیت همسر خود به شدت نگران بود و معتقد است که اگر همسرش سالم است چرا هیچ گونه تماسی ندارد.
*****
رابطه چیز ... با "شقیقه"
موج سبز آزادی : شنیده شده که منابع قضایی و امنیتی به تازگی به خانواده‌ی بازداشت‌شدگان اعلام کرده‌اند اکثر زندانیان پس از مراسم تحلیف رئیس دولت کودتا آزاد می‌شوند.آنها همچنین می‌گویند به غیر از چند نفر از بازداشت‌شدگان، پرونده‌ی اکثر بازداشت‌شدگان به زودی بسته خواهد شد. این در حالی است که گزارش‌ها از انتقال پرونده‌ی عده ای از بازداشت‌شدگان به زیر دست بازجویان جدید حکایت می‌کنند.همچنین مشخص نیست تحلیف رئیس‌جمهور تقلبی چه ارتباطی با زندانیانی دارد که دولت ادعا می‌کند قصد انقلاب مخملی داشته‌اند، مراجع قضایی آنها را به جرایم امنیتی متهم می‌کنند و نماینده‌ی ولی فقیه در سپاه ادعا می‌کند که علیه آنها سند و مدرک دارد.در واقع به نظر می‌رسد تنها نگرانی برنامه‌ریزان دولت کودتا، ساکت نگه داشتن مردم و خاموش کردن اعتراضات عمومی به کودتای انتخاباتی است، وگرنه هیچ سند و مدرکی علیه دهها فعال سیاسی، مدنی و مطبوعاتی که در یک ماه و چند روز گذشته بازداشت شده‌اند، وجود ندارد.
*****
موسوی: آگاهی مردم سرنوشت‌ساز است
گزارش جلسه ميرحسين با گروهي از اساتيد دانشگاه و مديران رسانه‌ها
ميرحسين موسوي صبح امروز در ديدار با گروهي از مديران رسانه‌ها، اساتيد دانشگاه و روزنامه‌نگاران بر ادامه پيگيري مدني مطالبات تاكيد كرد و گفت: در چنین شرایطی، آگاهی مردم سرنوشت‌ساز است.
به گزارش ايلنا، وي گفت: قانون اساسي ايران اين پتانسيل را دارد كه مردم از هر گروه و طيفي بتوانند دور آن حلقه بزنند و مطالبات خود را پيگيري كنند.
مهندس موسوي تصريح كرد: در آينده بايد ذيل شعارهايي جمع شد كه بتوانند اجماع عمومي را ايجاد كنند. نماد سبز در ماه‌هاي گذشته نشان داد كه مي‌توان افراد بسياري را با گرايش‌ها و منافع مختلف در كنار يكديگر قرار داد، به نحوي كه همه آنها بر سر حداقل‌هايي به توافق برسند. چنين چيزي بايد مبناي شعارهاي آينده باشد و برقراي اجماع بدون شك يكي از اهداف اصلي است.
وي ادامه داد: از همين منظر بايد به قانون اساسي توجه كرد؛ يعني آن را مانند نماد سبز در سر لوحه پيگيري مطالبات آينده قرار داد چون خاصيت ايجاد اجماع ميان اقشار مختلف اجتماع را دارد.
مهندس موسوي با اشاره به اين كه بايد چارچوبي را براي برچيدن حصارها طراحي كرد، خاطر نشان ساخت: ما در انتخابات قدرت همگاني را تجربه كرديم؛ قدرتي كه مي‌تواند هيچ قيد و بندي نداشته باشد، براي همين مي‌خواهيم با يك مركزيت كوچك سياسي متشكل از برخي چهره‌هاي سياسي زمينه تولد يك هويت بزرگ اجتماعي را ايجاد كنيم. به عبارتي جايگزيني هويت اجتماعي به جاي يك هويت سازماني در چشم‌انداز آينده وجود دارد و در اين مسير استفاده از اجماع قانون اساسي بسيار كارساز است.
نخست‌وزير دوران امام‌خميني(ره) ادامه داد: اگر به اين شكل عمل شود، ضريب آسيب‌پذيري نيز كاهش مي‌يابد. تجربه نشان داده است كه احزاب در ايران آسيب‌پذير هستند اما اگر هويت اجتماعي شكل گيرد، نمي‌توان آن را از حركت بازداشت، چون زندگي در هر نقطه‌اي از ان كه قطع شود بقيه اجزا به زندگي خود ادامه مي‌دهند؛ يعني اگر در اين حركت ملي 10 نفر نيز كنار زده شوند باز هم اين جريان مي‌تواند حركت كند. جالب اينجا است كه قانون اساسي نيز اين به هويت‌سازي اجتماعي تاكيد كرده است.
ميرحسين موسوي در ادامه سخنانش با اشاره به اين كه اصل مردم هستند، يادآور شد: قدرت هميشه ميل به مطلق شدن دارد و تنها تحركات مردمي مي‌تواند اين ميل را مهار بزند. براي همين حضور مردم در شكل‌گيري گفتمان موردنياز در صدر نيازها قرار دارد، آن هم در وضعي كه اين روزها حتي حضور فردي مثل هاشمي رفسنجاني را نيز تحمل نمي‌كنند.
وي در تحليل چنين شرايطي كه آستانه تحمل در آن كوتاه شده است، گفت: در چنين شرايطي آگاهي مردم مي‌تواند سرنوشت‌ساز باشد. بايد مردم را آگاه و پيرامون گفتماني رو به كمال نگه داشت تا مشكلات در آينده رشد شديدي نداشته باشند.
وي گفت: اين رويكرد در حال حاضر بيش از هر زمان ديگري موردنياز است، چون از اين پس با دولتي سر و كار داريم كه نخبگان تمايلي براي كار كردن در اين دولت ندارند و از سوي ديگر دولت نيز تمايلي براي استفاده از تجربه نخبگان ندارد، اين يعني فقدان كارآمدي و مشروعيت كه هم مي‌تواند مشكلات داخلي را افزايش دهد و هم زمينه رشد مشكلات خارجي را دامن بزند.
ميرحسين موسوي تصريح كرد: در اين شرايط تحركات نمايشي دولت نيز نمي‌تواند جوابگوي حل مشكلات باشد و بدون شك پيامد فعاليت‌هاي دولت بخش‌هاي زيادي از نظام را در تيررس اتهامات قرار مي‌دهد. براي همين تنها شانسي كه براي برون رفت از اين بحران وجود دارد اهميت دادن به علاقه مردم است؛ علاقه‌اي كه با جمع شدن حس اعتراض‌هاي مدني در كنار تدبر مي‌تواند زمينه شكوفايي سياست را در آينده مهيا كند.
نخست‌وزير سال‌هاي نخست انقلاب با اشاره به اين كه آينده پر از نشاط سياسي خواهد بود، گفت: راه برون‌رفت از بحران‌هاي موجود بازگشت به خواست واقعي مردم است.
لازم به ذكر است كه در ابتداي اين جلسه، حاضران ديدگاه‌هاي خود درباره وضعيت سياسي حال حاضر كشور بيان و راه‌كارهاي پيشنهادي براي برون‌رفت از اين بحران را ابراز كردند.
*****
برگزیده ای از پیام های رسیده
در میان پیام های سرشار از مهر و محبتی که امروز دریافت کرده ایم، ایمیلی داریم از یک بانوی بزرگوار(و ناشناس برای ما) از آمریکا. این بانوی لینک ویدئویی را که دو روز پیش در یوتیوب به نمایش نهاده برایمان ارسال کرده است. با هم این ویدئو را تماشا کنیم. عنوان این پیام است:
Open Letter

*****
رابطه چیز ... با "شقیقه"
موج سبز آزادی : شنیده شده که منابع قضایی و امنیتی به تازگی به خانواده‌ی بازداشت‌شدگان اعلام کرده‌اند اکثر زندانیان پس از مراسم تحلیف رئیس دولت کودتا آزاد می‌شوند.آنها همچنین می‌گویند به غیر از چند نفر از بازداشت‌شدگان، پرونده‌ی اکثر بازداشت‌شدگان به زودی بسته خواهد شد. این در حالی است که گزارش‌ها از انتقال پرونده‌ی عده ای از بازداشت‌شدگان به زیر دست بازجویان جدید حکایت می‌کنند.همچنین مشخص نیست تحلیف رئیس‌جمهور تقلبی چه ارتباطی با زندانیانی دارد که دولت ادعا می‌کند قصد انقلاب مخملی داشته‌اند، مراجع قضایی آنها را به جرایم امنیتی متهم می‌کنند و نماینده‌ی ولی فقیه در سپاه ادعا می‌کند که علیه آنها سند و مدرک دارد.در واقع به نظر می‌رسد تنها نگرانی برنامه‌ریزان دولت کودتا، ساکت نگه داشتن مردم و خاموش کردن اعتراضات عمومی به کودتای انتخاباتی است، وگرنه هیچ سند و مدرکی علیه دهها فعال سیاسی، مدنی و مطبوعاتی که در یک ماه و چند روز گذشته بازداشت شده‌اند، وجود ندارد.
*****
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ