سرود ملی: ای ایران ای مرز پرگهر

نقش دولتمردان و رسانه های آمریکایی در شورش 22 بهمن 1357

۱۳۸۸/۰۶/۰۷

شنبه: 7/6/1388 (زمان: 00:35 بامداد)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: ما به هیچ حزب، دسته، گروه یا مرامی وابسته نیستیم.
تقاضا داریم برای باز نشر مطالب انتشار یافته درین وبلاگ، نام منبع اصلی را درج نمایید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یاران، همرزمان و هم میهنان عزیز بامدادتان گرامی باد.
روز جمعه را در حالی به پایان رساندیم که حدود سه ساعت، از ساعت 10 دیشب تا دقایقی پیش دوباره گرفتار "هکر"های بیشرف و مزدوران بدبخت و درمانده رژیم بودیم و نمی توانستیم وارد سایت خویش شویم. این بی آبروهای مفلس و مزدوران حلقه بگوش عنتری نژاد و سیدعلی گدا و حقوق بگیران وزارت اطلاعات رژیم درمانده ی "ولایت وقیح" بسختی تلاش دارند که سایت ما را از کار بیندازند. دقیقن مانند کاری که 24 ساعت پیش با سایت نوروز کرده اند و یا آنچه که با دهها وبلاگ و سایت مانند ما کرده اند که جملگی فعلن دست روی دست نهاده اند و در تدارک برپایی "وبلاگی" جدید هستند.
در مورد ما، خوشبختانه یاران ارزشمند و دانشمند ما، با حدود سه ساعت تلاش دوباره ارتباط ما را با سایت مورد علاقه شما هم میهنان برقرار کرده اند و اینک حدود 00:37 بامداد شنبه است "پست" جدید خویش را آغاز می کنیم.
*****
گزارش تازه آژانس درباره برنامه هسته ای ایران
آژانس بين المللی انرژی اتمی در تازه ترين گزارش خود درباره برنامه هسته ای ايران روز جمعه اعلام کرد : به رغم این که ایران کمی ميزان توليد سوخت هسته ای خود را کاهش داده است ، ولی این کشور به سوالات موجود درباره «ابعاد احتمالی نطامی» این برنامه پاسخ نداده است.
در گزارش تازه آژانس بين المللی انرژی اتمی آمده است: ايران به خواست ها برای بازرسی موثر و نظارت بر تاسيسات نطنز موافقت کرده است.اين گزارش تصريح می کند به رغم کاهش ميزان غنی سازی اورانيوم با عيار کم، ايران به توسعه و نصب سانتريفوژها ادامه داده و هم اکنون با افزايش يک هزار دستگاه، تعداد این سانتریفیوژها به هشت هزار و ۳۰۸ دستگاه رسيده است.يک ديپلمات آژانس بین المللی انرژی اتمی به خبرگزاری « رويترز»، گفته است اين تعداد سانتریفيوژ به ايران اين امکان را می دهد که هر وقت که تصميم بگيرد بتواند غنی سازی را در حجم بالا از سر بگيرد.
گزارش جديد آژانس بين المللی انرژی اتمی می گويد ايران با تعداد کمتری نسبت به تعدادی که در گزارش قبلی آمده بود، به غنی سازی اورانيوم ادامه می دهد. آژانس می گويد در گزارش پيشين تعداد سانتريفيوژها چهار هزار و ۹۲۰ دستگاه گزارش شده بود در حالی که هم اکنون چهار هزار و ۵۹۲ سانتريفيوژ در حال فعاليت هستند. اين گزارش توضيحی درباره دلايل کاهش ميزان غنی سازی ارائه نکرده است. این در حالی است که یک دیپلمات غربی به «رویترز» گفته است: این کاهش به دلیل تعمیر و نگهداری سانتریفیوژها انجام شده است .
احتمال ابعاد نظامی
در بخش ديگری از اين گزارش تصريح شده است که ايران همچنان پاسخی به پرسش های موجود درباره «احتمال ابعاد نظامی» برنامه هسته ای اين کشور ارائه نکرده است.آژانس بين المللی انرژی اتمی می گويد: مسائل باقی مانده ای وجود دارد که باعث نگرانی هستند، که نياز به شفاف سازی دارند، تا مسايل مطرح شده درباره احتمال وجود ابعاد نظامی دربرنامه هسته ای ايران رفع شوند. سال گذشته آژانس بین المللی انرژی اتمی به گزارش هايی اشاره کرده بود که براساس آن ايران مطالعاتی در خصوص استفاده مواد منفجره با قدرت بالا در کلاهک موشک ها انجام داده است.
ايران پيشتر اين گزارش ها را رد کرده و گفته بود حاضر به پاسخ گويی در اين باره نيست.
گزارش تازه آژانس همچنين تصريح کرده است که ايران پس از ماهها جلوگيری، به بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی اجازه داده است تا از راکتور آب سنگين اراک ديدار کنند.
ايران به آژانس بين المللی گفته است که ۶۳ درصد از کار ساخت اين راکتور به اتمام رسيده است و اين راکتور در سال ۲۰۱۱ راه اندازی خواهد شد.گزارش تازه آژانس بين المللی انرژی اتمی درباره برنامه هسته ای ايران مبنايی برای مذاکرات آينده گروه ۱+۵ درباره برنامه هسته ای ايران که در دوم سپتامنبر در فرانکفورت آلمان برگزار می شود، خواهد بود.قرار است اعضای دائم شورای امنيت سازمان ملل متحد؛ فرانسه، چين، روسيه، بريتاينا و آمريکا، به همراه آلمان، کشورهای موسوم به گروه ۱+۵ در اين نشست درباره اقدامات بعدی اين گروه برای حل مناقشه هسته ای ايران مذاکره کنند.
شورای امنيت سازمان ملل متحد تاکنون طی سه قطعنامه تحريمی از ايران خواسته است تا فعاليت های غنی سازی اورانيوم را متوقف کند.
ايران با سرپيچی از اين خواست شورای امنيت، برنامه غنی سازی خود را توسعه داده است.
*****
"اعدامهای ۱۳۶۷ از ماهها قبل طراحی شده بود"
بی بی سی فارسی : همزمان با بیست و یکمین سالگرد اعدام مخالفان جمهوری اسلامی، مرکز اسناد حقوق بشر ایران با انتشار گزارشی اعلام کرد که اعدامهای دسته جمعی سال ۱۳۶۷ از مدتها پیش از صدور فتوای آیت الله خمینی برای سرکوب آنها برنامه ریزی شده بود.این مرکز در گزارشی با عنوان "فتوای مرگبار" قتل عام زندانیان ایران در سال ۱۹۸۸" می گوید اسناد و مدارکی که عمدتا از طریق گفتگو با بازماندگان و خانواده های قربانیان اعدامهای ۱۳۶۷ بدست آورده، حاکی از آن است برنامه ریزی برای نابودی آخرین دسته از مخالفان آن روز آیت الله خمینی مدتها پیش از حمله نظامی اعضای سازمان مجاهدین خلق به خاک ایران از عراق در تابستان ۲۱ سال پیش صورت گرفته بود.
گزارش "فتوای مرگبار" در روزهایی منتشر شده که آیت الله خامنه ای، رهبر کنونی جمهوری اسلامی و رییس جمهوری ایران در زمان اعدامهای ۱۳۶۷، به بروز جنایاتی در حوادث بعد از انتخابات اخیر اذعان کرده، اما مخالفان حکومت ایران می گویند این جنایات با آنچه بیش از دو دهه پیش در زندانهای تهران و شهرهای دیگر مخفیانه رخ داد، قابل قیاس نیست.مرکز اسناد حقوق بشر ایران که دفتر آن در آمریکاست، عقیده دارد آنچه اعدامهای تابستان ۱۳۶۷ را از سرکوبهای قبل و بعد از آن متمایز می کند، "برنامه ریزی دقیق، اجرای سریع و بیرحمانه، دامنه وسیع و نیز کتمان و انکار" است.
مرکز اسناد حقوق بشر ایران می گوید حکومت ایران می دانست این اعدامها مغایر با قوانین بین المللی است و به وجهه جمهوری اسلامی در عرصه جهانی آسیب شدیدی وارد می کند، بنابراین تمام تلاش خود را بکار گرفت تا اطلاعاتی از زندانها به بیرون نشت نکند.نویسندگان این گزارش ۱۱۶ صفحه ای با وجود گفتگوهای متعدد با بازماندگان و خانواده های قربانیان، نتوانسته اند رقم نسبتا دقیقی از اعدام شدگان ارائه کنند. در حالی که عفو بین الملل سال پیش این رقم را نزدیک به پنج هزار نفر تخمین زد، مرکز اسناد حقوق بشر ایران می گوید تا وقتی دولت ایران حقیقت را نگوید، کسی نمی تواند تصویر درستی از دامنه وقایع ۲۱ سال پیش داشته باشد.
پیشینه تاریخی
گزارش "فتوای مرگبار" در شش بخش اصلی نوشته شده است.در بخش اول، گرایش و وابستگی سیاسی قربانیان دسته بندی شده است. در قسمت دوم، ماجرای صدور فرمان یا فتوای آیت الله خمینی در مرداد ۱۳۶۷ برای نابودی "سریع دشمنان اسلام" و مخالفت قائم مقام وقتش، آیت الله منتظری، مرور شده است.
در بخش سوم این گزارش مقدمه چینی مسئولان امنیتی و قضایی ایران برای اجرای این کشتار در ماه های پیش از اعدام تشریح شده و سپس روند بازجویی ها، شکنجه ها و اعدامها از سوی بازماندگان و اعضای خانواده قربانیان بازگو شده است.
در فصل پنجم این گزارش، پرهیز حکومت از برخورد محترمانه با اجساد و خانواده های اعدام شدگان محکوم شده و در بخش پایانی نیز توضیح داده شده که چرا این کشتارها با قوانین بین المللی و حقوق بشر مغایرت دارد.نویسندگان گزارش "فتوای مرگبار" می گویند هر چند اعدامها بعد از فرمان آیت الله خمینی در ژوییه سال ۱۹۸۸ (تیر و مرداد ۱۳۶۷) شروع شد، ولی برنامه ریزی برای آن از اواخر سال ۱۹۸۷ (۱۳۶۶) آغاز شده بود.
ریشه این مساله، اختلاف نظر تندروهایی همچون محمد ری شهری، وزیر وقت اطلاعات و اسدالله لاجوردی، دادستان وقت انقلاب، با آیت الله منتظری بر سر دفاعش از برخورد سهل گیرانه با زندانیان جهت کاستن از ازدحام زندانها معرفی شده است.مرکز اسناد حقوق بشر ایران از قول یکی از زندانیان سابق می نویسد که از دسامبر ۱۹۸۷ (آذر ۱۳۶۶) بازجویی در زندان گوهردشت خشن تر شد و بازجویان از زندانیان می پرسیدند که آیا حاضرند اعترافنامه بنویسند یا خیر.این گزارش اظهار می کند که زندانیان بر اساس تمایل یا خودداری از توبه و دست کشیدن از گرایش سیاسی به سه دسته قرمز، زرد و سفید تقسیم بندی می شدند. زندانیان قرمز به هیچ وجه حاضر به انعطاف پذیری نبودند و این نرمش پذیری در میان زندانیان گروه سفید به حداکثر می رسید.همچنین اعضای سازمان مجاهدین خلق عمدتا از زندانیان چپگرا و مارکسیستی جدا نگه داشته می شدند تا از سرنوشت همدیگر آگاه نشوند.
یکی از زندانیان سابق به تهیه کنندگان گزارش "فتوای مرگبار" گفته است: "با چنین مقدمه چینی هایی بود که حکومت (آیت الله) خمینی خود را برای براه انداختن حمام خون و قتل عام زندانیان سیاسی آماده می کرد."همچنین از قول زندانیان سابق نقل شده که در ماههای پیش از اعدامهای سال ۱۳۶۷ تنش میان زندانیان و زندانبانان بالا گرفته بود.در گزارش مرکز اسناد حقوق بشر ایران از قول زنی که در اوین بازداشت بوده، نقل شده است: "پاسدارها به ما خبر دادند که اتفاقاتی دارد رخ می دهد. آنها هشدار می دادند که شاید هیچکدام از ما زنده بیرون نرویم ولی ما نمی دانستیم آیا راست می گویند یا فقط می خواهند ما را بترسانند."نویسندگان این گزارش می نویسند تا تابستان ۱۳۶۷ دیگر ارتباط زندانهای ایران به دنیای بیرون قطع شده بود و خانواده های زندانیان اجازه تماس با بازداشت شدگان، حتی توابها، را هم نداشتند. حتی زندانیان بیمار از انتقال به بهداری منع می شدند. برخی از زندانیان گفته اند که بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در تیرماه آن سال دسترسی به تلویزیون و روزنامه نیز قطع شد.
کمیسیون مرگ
حمله نظامی مجاهدین خلق به ایران در سوم مرداد صورت گرفت و در هشتم همان ماه آیت الله خمینی فرمان یا فتوای قتل عام هواداران این گروه را صادر کرد.در بخشی از این فرمان منسوب به آیت الله خمینی که آیت الله منتظری در خاطرات خود آن را منتشر کرده، آمده است: "کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می کنند محارب و محکوم به اعدام می باشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجه الاسلام نیری دامت افاضاته (قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نماینده ای از وزارت اطلاعات می باشد، اگر چه احتیاط در اجماع است، و همین طور در زندان های مراکز استان کشور رای اکثریت آقایان قاضی شرع، دادستان انقلاب و یا دادیار و نماینده وزارت اطلاعات لازم الاتباع میباشد. رحم بر محاربین ساده اندیشی است."بدین ترتیب آنچه زندانیان "کمیسیون مرگ" لقب داده اند، شکل گرفت. وظیفه اعضای این کمیسیون این بود که از زندانیان مثلا سوال می کردند آیا حاضرند در کنار نیروهای جمهوری اسلامی با مجاهدین خلق بجنگند یا این گروه را مقابل دوربین تلویزیون محکوم کنند؟نویسندگان گزارش "فتوای مرگبار" می نویسند یک نه ساده کافی بود تا زندانی اعدام شود. بنا به این گزارش، برخی از اعضای کمیسیون مرگ زندانیان را فریب می دادند که از اعضای کمیسیون عفو هستند و می خواهند آنها را آزاد کنند.سپس فتوای آیت الله خمینی به از بین بردن سایر مخالفان جمهوری اسلامی بخصوص چپگرایانی که فعالیت نظامی نداشتند، تعمیم یافت.
در ادامه این گزارش نقش کسانی همچون مصطفی پورمحمدی، معاون سابق وزارت اطلاعات، ابراهیم رییسی، معاون پیشین دادستان تهران و اسماعیل شوشتری، رییس وقت سازمان زندانها در این کشتارهای چند ماهه بررسی شده است.همچنین تجربیات زندانیان سابق زندانهای شهرهای مختلف از حوادث آن روزها در ادامه گزارش "فتوای مرگبار" بازگو شده است.
نویسندگان در پایان نتیجه گرفته اند که اعدامهای ۱۳۶۷ و "حکایت تکان دهنده بیرحمی" آن با تعریف جرم "جنایت علیه بشریت" مطابقت دارد.آنها می افزایند درسهای این وقایع را نباید فراموش کرد و عاملان و آمران این کشتارها را باید به مجازات رساند.مرکز اسناد حقوق بشر ایران با اشاره به برگزاری دادگاه های معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری خرداد ابراز امیدواری کرده که ایرانیان بتوانند به فرهنگ خشونت پایان دهند و نهادهای حکومت قانون را در کشورشان تقویت کنند.
*****
امروز باز می خواهیم مطلبی بسیار مضحک از لجن نامه "کیهان" را بعنوان چاشنی "پسـت" جدیدمان نقل نماییم و به همین دلیل ترجیح دادیم باز صفحه نخست این لجن نامه را که قرار است تا 5 یا 6 ساعت آینده منتشر و توزیع گردد برایتان درج کنیم:

فضله پراکنی امام جمعه موقت (جدید) تهران:

وزيران بايد مانند رئيس جمهورخستگي ناپذير باشند
سرويس فرهنگ و معارف-امام جمعه موقت تهران «ولايت مداري، حسن شهرت، سابقه روشن، ساده زيستي و استكبارستيزي» را از جمله ويژگي هاي لازم براي يك وزير برشمرد و گفت: وزراي دولت دهم بايد در كنار اين ويژگي ها مانند خود شخص رئيس جمهور كه خستگي ناپذير و در خدمت بي قرار است، باشند.حجت الاسلام والمسلمين كاظم صديقي، امام جمعه جديد تهران ديروز و در نخستين نماز جمعه ماه مبارك رمضان با اشاره به اينكه نبايد در تريبون هاي رسمي و خطبه هاي نماز جمعه به جاي ايجاد وحدت و الفت، شكاف ها را بيشتر كنيم، گفت: هر كس از تريبون هاي عمومي سوءاستفاده كند و موجب سلب اعتماد عمومي و ايجاد نااميدي در جامعه شود در پيشگاه خداوند مسئول است.وي در بخش ديگري از سخنان خود به هفته دولت اشاره كرد و افزود: هفته دولت يادآور رئيس جمهوري بسيجي، ساده زيست، ولايي، متدين، اخلاقي و سخت كوش يعني شهيد رجايي و همچنين نخست وزيري عالم، فرهيخته و توانمند همچون شهيد باهنر است كه به فرموده امام براي نسل هاي بعدي مي توانند الگو باشند.صديقي با اشاره به ويژگي هاي شهيد رجايي، به ولايت پذيري او اشاره كرد و گفت: شهيد رجايي قدمي خارج از دايره ولايت برنداشت. وي در همين زمينه اضافه كرد: شهيد رجايي ساده زيست و سخت كوش بود و از همه مهمتر اينكه افتخار مي كرد كه امام(ره) هم رهبر اوست و هم مرجع او. شهيد رجايي همواره در دايره ولايت نفس كشيد و قدمي خلاف اين دايره از او ديده نشد.اين سه ويژگي و در عين حال خود محور نبودن بلكه ولايت مدار بودن، از ارزش هاي ماندگار اين شهيد انقلاب اسلامي است.رئيس دادگاه عالي انتظامي قضات همچنين با توصيف مردم كشور سخنان خود را ادامه داد و گفت: مردم ايران در هوش، وفا، استقامت، داشتن سعه صدر و تحمل نابساماني ها و مشكلات و به روي خود نياوردن مسائل به خاطر انقلاب و نظام كم نظيرند.وي گفت: راي قاطع 40 ميليوني در انتخابات اخير و 24 ميليون راي به يك رئيس جمهور در دنيا سابقه ندارد . اين مسئله مي رفت كه يك فرصت براي پيشرفت و قدرت ما در منطقه و دنيا باشد، ولي متاسفانه عده اي سعي كردند اين فرصت را به يك مشكل و چالش تبديل كنند.صديقي در خصوص وقايع بعد از انتخابات تاكيد كرد: من يقين دارم همانطور كه مقام معظم رهبري فرمودند، اين جنگ نرم از پيش طراحي شده بود.امام جمعه موقت تهران در ادامه اظهار كرد: اكنون دولتي با انتصاب مقام معظم رهبري در مسند شرعي و با راي مردم در مسند قانوني استقرار پيدا كرده است كه بايد هرچه سريعتر زمينه اجرايي كارهاي نظام و رفع مشكلات كشور را فراهم كند.وي با اشاره به وزراي پيشنهادي رئيس جمهور براي آغاز به كار دولت دهم خاطرنشان كرد: توقع از مجلس ولايي، مردمي و اخلاقي اين است كه به فلسفه اين قانون كه رئيس جمهور بايد كابينه خود را به مجلس معرفي كند توجه داشته باشد و هرچه زودتر پاسخگوي نياز مردم باشد.صديقي «ولايت مداري، حسن شهرت، سابقه روشن، ساده زيستي و استكبارستيزي» را از جمله ويژگي هاي لازم براي يك وزير برشمرد وگفت: اينها ويژگي هاي دولت نهم بود كه مردم با تجربه اين ويژگي ها در انتخابات دوباره به همان دولت راي دادند. وي افزود: وزراي دولت دهم بايد دركنار اين ويژگي ها مانند خود شخص رئيس جمهور كه خستگي ناپذير و در خدمت بي قرار است، باشند.امام جمعه موقت تهران در عين حال تصريح كرد: مجلس هم اگر در فردي اين ويژگي ها را ديد بايد هرچه سريعتر در راي دادن به او اقدام كند تا موجب تكميل و تشكيل كابينه شود و كارها پيش برود.وي در بخش ديگري از سخنان خود درگذشت سيدعبدالعزيز حكيم، رئيس مجلس اعلاي اسلامي عراق را تسليت گفت و تصريح كرد: سيدعبدالعزيز حكيم فرزند يكي از استوانه هاي شيعه بود. اين بزرگوار در طول زندگي خود داغ هاي فراواني ديد و زندان هاي مخوف بعثي را تحمل كرد. و در تاسيس گروه بدر و ايجاد انسجام در ميان شيعيان عراق نقش بسزايي داشت. وي با تاكيد براينكه چنين روحانيوني، ريشه دار و موجب جلب اعتماد مردم به حكومت هستند، خاطرنشان كرد: با رفتن مرحوم حكيم، ثلمه اي براي شيعيان پيش آمد، به ويژه در شرايط خاص فعلي كه نياز بيشتري به اتحاد است و وجود ايشان ضروري بود.امام جمعه موقت تهران در ادامه جنايات اخير صورت گرفته در عراق را نشانه ناامني اين كشور عنوان كرد و گفت: خارجي ها و آمريكايي ها از اين مسئله استقبال مي كنند تا به بهانه قرارداد امنيتي به حضور نامشروع خود در عراق ادامه دهند.صديقي با تاكيد بر اين نكته كه عراق باثبات، هم در اخراج خارجي ها توفيق خواهد داشت و هم در امنيت منطقه نقش بسزايي ايفا خواهد كرد، افزود: ما اين جنايات درعراق را محكوم مي كنيم و از دولت و مردم عراق انتظار داريم كه هرچه سريعتر خود و كشور را به ثبات برسانند.خطيب جمعه تهران همچنين با اشاره به مسائل اخير افغانستان و فلسطين، جنايات هولناك اسراييل در فلسطين را جزو جنايات استثنايي دانست و تاكيد كرد: اينها بايد بدانند كه دست انتقام الهي به همين زودي ها از آستين امام زمان (عج) برخواهد آمد.براساس اين گزارش، حجت الاسلام والمسلمين صديقي در خطبه اول نماز جمعه تهران با اشاره به بركات ماه مبارك رمضان اظهار داشت: روزه از سفره هاي پربركت خداست و عبادت ويژه اي است كه با هيچ عبادت ديگري قابل قياس نيست.وي در تشريح وجه انسان ساز روزه، گفت: اراده اي كه از دين نشات گرفته و با عقل هماهنگ باشد، جلوي غريزه كر و كور را مي گيرد و روزه است كه انسان را در اراده تقويت مي كند.امام جمعه موقت تهران با تاكيد بر بهره گيري مناسب مردم از بركات ماه مبارك رمضان، تصريح كرد: با بهره گيري از اين ماه مبارك مي توانيم برخي رفتارهاي نامناسب را ترك كنيم و به برخي رفتارها نظير عدم نزاع بر سر رياست، مستبد و مغرور نبودن و براي يكديگر پرونده درست نكردن توجه داشته باشيم.وي با بيان اينكه تقوا «لباس» است ادامه داد: لباس به انسان زمينه اي مي دهد كه خود را در جامعه عرضه كند. آدم عاقل با برهنگي با جامعه برخورد نمي كند و انسان برهنه جايي در جامعه ندارد.صديقي همچنين با تشكر از مقام معظم رهبري در خصوص انتصاب خود به عنوان امام جمعه موقت تهران در خصوص وظيفه خطيب جمعه نيز گفت: خطيب جمعه به عنوان نماينده نايب امام زمان(عج) با مردم سخن مي گويد و براي همين در طول خطبه بايد حواسمان به امام زمان(عج) باشد.
*****
مسایل «کوچک و حقیر» از نظر آقای خامنه ای
کاوه میرکاظم:
حضرت آقای سید علی خامنه ای، شکنجه، تجاوز، قتل و کشت و کشتار را مسایلی «کوچک و حقیر» می شمارد که در برابر «هتک آبروی نظام» اهمیت چندانی ندارند. از نظر او این موضوع که «معدود کسانی جان باخته اند» مساله مهمی نیست. به زبان ساده: حالا یک عده ای هم کشته شده اند که شده اند، مهم این است که آبروی نظام نرود. « هتك آبروی نظام» قلب حضرت آقای سید علی خامنه ای را جریحه دار کرده است.
به عقیده او آبروی نظام را کسانی که این قتل ها، شکنجه ها و تجاوز ها را کرده اند از بین نبرده اند. آبروی نظام را کسانی که در انتخابات ریاست جمهوری تقلب کرده اند از بین نبرده اند. آبروی نظام را محمود احمدی نژاد دروغگو از بین نبرده است. بلکه آبروی نظام را همین ها از بین برده اند که اتفاقا کشته شده اند. همین ها که اتفاقا اعتراض به تقلب و خودکامگی داشته اند. امثال مهدی کروبی که شکنجه و قتل و تجاوز را فاش کرده آبروی نظام را برده اند. امثال آدم هایی که با درد و شرم فاش ساخته اند که به آنان تجاوز شده آبروی نظام را برده اند. نمی دانم در دستگاه ریاضیات ولی فقیه واژه «معدود» شامل چند نفر می شود. ولی فقیهی که به آیه صریح قرآنی هم محل نمیگذارد. آیه ۳۲ام سوره مائده که تاکید می کند هر کس انسانی را بکشد انگار که همه انسان ها را با هم کشته است.
از نظر خامنه ای این موضوع حقیر و کوچکی است. چیزی که در نظر آقای خامنه ای اهمیت ندارد «انسان» است. کرامت انسانی پیشکش! مهم برای او «حفظ نظام» است. «نظام» هم یعنی خود او با مقربان و دست و پا بوسان اطرافش. اوست که تعیین می کند چه چیزی هم آبروی نظام را می برد. این که حرف روی حرف ایشان نباشد، آبروی نظام است. قوانین موجود در رژیم ولایت فقیه از این مراقبت می کنند که مبادا نظام خدشه ببیند. مبادا بیضه نظام آسیب ببیند. آن چیزی که اهمیت ندارد فرد است. انسان است. سهراب و ندا و محمود و مصطفی در این دستگاه جایی ندارند. حقوقی ندارند. له می شوند. تازه آن ها که غیر خودی هستند، خودی ها هم اگر آبروی نظام را تهدید کنند له می شوند.
مگر با عباس پالیزدار چه کار کردند؟ مگر با زن سعید امامی چه کار کردند؟ مگر همین چندی پیش روزنامه کیهان با فرزند مطهری چه کار کرد؟ ادبیات آقای خامنه ای شبیه کیست؟ شما را یاد همان «خس و خاشاکی» که محمود احمدی نژاد بر زبان آورد نمیاندازد؟ «خس و خاشاک» هم «کوچک و حقیر» هستند. بی خود نیست که دیدگاه های احمدی نژاد به آقای خامنه ای نزدیک است. برای چنین کسی تعریف کردن داستان کشیدن خلخال از پای زن یهودی و واکنش امام علی (ع) فایده ای ندارد. خداوند بر قلب و گوش و چشم او قفلی بزرگ زده است. یاد آیه آخر سوره بقره می افتم: «و اذ قیل لهم لا تفسدو فی الارض قالو انما نحن مصلحون». وقتی که به آن ها می گویی در زمین فساد نکنید، خون نریزید، تجاوز نکنید، شکنجه ندهید، بر می گیردند و با پر رویی جواب می دهند: ما! ما که آدم های خوبی هستیم. این کارها را هم برای خوبی و خیر خودتان می کنیم!
*****
جعفر پناهي داور دو جشنواره فيلم مونترال و بمبئي
افتخاري ديگر براي سينماي ايران رقم خورد و جعفر پناهي کارگردان سينماي ايران به عضويت هيات داوران جشنواره فيلم بمبئي درآمد. برگزار کنندگان يازدهمين جشنواره بين المللي فيلم بمبئي روز پنجشنبه اعضاي هيات داوران اين رويداد سينمايي را در سال 2009 اعلام کردند. براساس بيانيه منتشرشده، جعفر پناهي کارگردان سينماي ايران به همراه پائول شرايدر فيلمنامه نويس سرشناس امريکايي دو عضو سرشناس هيات داوران جشنواره بمبئي خواهند بود. پناهي هفته گذشته به عنوان رئيس هيات داوران جشنواره فيلم مونترال کانادا نيز انتخاب شد. از ساخته هاي معروف کارگردان سرشناس 49 ساله ايران مي توان به «بادکنک سفيد» برنده دوربين طلاي جشنواره کن، «طلاي سرخ» برنده جايزه نوعي نگاه کن، «آفسايد» برنده خرس نقره يي برلين، «آينه» برنده يوزپلنگ طلايي لوکارنو و «دايره» برنده شيرطلايي، جايزه فيپرشي و جايزه يونيسف از جشنواره ونيز اشاره کرد. به گزارش ايسنا به نقل از هاليوود ريپورتر امسال در مراسم اختتاميه جشنواره فيلم بمبئي تئو آنجلوپولوس کارگردان نامدار يوناني که پيرترين فيلمساز در قيد حيات سينماي جهان است، جايزه يک عمر دستاورد سينمايي را دريافت خواهد کرد. اين مراسم روز پنجم نوامبر برگزار خواهد شد و ششي کاپور بازيگر و کارگردان مشهور سينماي هند نيز جايزه دستاورد سينمايي را دريافت خواهد کرد. طبق اعلام برگزار کنندگان جشنواره فيلم بمبئي، تعدادي از آثار سرشناس اين دو کارگردان در بخش مرور آثار به نمايش در خواهند آمد. يازدهمين جشنواره فيلم بمبئي طي روزهاي 29 اکتبر و پنجم نوامبر برگزار خواهد شد و برنده بخش رقابتي اين جشنواره جايزه 100 هزار دلاري دريافت خواهد کرد.از سوي ديگر هيات داوران سي و سومين جشنواره بين المللي فيلم مونترال که حضور جعفر پناهي در صدر اين هيات قرار دارد در مراسم افتتاحيه اين جشنواره شال سبز بر گردن آويختند. بنا بر گزارشي که در سايت «راه سبز» منتشر شده روز 27 آگوست و در آغازين روز جشنواره بين المللي فيلم مونترال اعضاي هيات داوران همگي با شال هايي سبز در مقابل دوربين خبرنگاران حاضر شدند. همچنين علاقه مندان و شرکت کنندگان اين جشنواره نيز همراه با جمعي از ايرانيان مقيم مونترال با در دست داشتن بادکنک هايي به رنگ سبز در مراسم حضور يافتند. در سي و سومين دوره از جشنواره بين المللي فيلم مونترال فيلم هاي سينمايي «آتشکار» محسن اميريوسفي، «بيست» عبدالرضا کاهاني، «وقتي ليموها زرد شدند» محمدرضا وطن پرست و «پنالتي» انسيه شاه حسيني به نمايندگي از سينماي ايران در بخش هاي مختلف اين جشنواره حضور دارند. پناه پناهي فرزند جعفر پناهي هم با فيلم کوتاه «فيلم اول» جوان ترين نماينده سينماي ايران است که در بخش تمرکز بر فيلم کوتاه حضور خواهد داشت. در همين باره سرژ لوسيک رئيس جشنواره جهاني فيلم مونترال با ستايش از سينماي ايران درباره انتخاب پناهي به رياست هيات داوران گفت؛ «اين انتخاب در ادامه تاريخ طولاني جشنواره مونترال براي ارج نهادن به سينماي ايران است. مجيد مجيدي فيلمساز شايسته ايراني در پنج سال سه بار و براي فيلم هاي «بچه هاي آسمان»، «رنگ خدا» و «باران» جايزه اصلي اين جشنواره را به دست آورد و سينماي ايران هميشه حضوري موفق در اين جشنواره داشته است.» امسال 400 فيلم در جشنواره فيلم مونترال به نمايش درمي آيد که از ميان آنها 130 فيلم براي نخستين بار روي پرده مي رود. سي و سومين دوره جشنواره بين المللي فيلم مونترال از روز گذشته 27 آگوست آغاز شده و تا هفتم سپتامبر در شهر مونترال کانادا ادامه خواهد داشت.
*****
برای نابودی مراکز اتمی مخفی و زیرزمینی رژیم
بمبهای غول پيكر و جدید آمريكا
سایت آینده نیوز: ارتش آمريكا با توجه به نگرانيهاي اين كشور در مورد برنامه اتمي جمهوری اسلامی و تجهيزات زير زميني در ايران قصد سرعت بخشيدن به توليد 10 تا 12 بمب غول پيكر را دارد.
به گزارش رويتر سپهبد مارك شاكلفورد ارشدترين مقام خريد تسلیحات نيروي هوايي آمريكا در اين باره گفت: اين خريدها علاوه بر تعدادي است كه براي آزمايش قدرت اين بمبها لازم است به عبارت ديگر ارتش قصد ايجاد ذخيره اي كوچك را دارد كه فكر مي كنم بين 10 تا 12 عدد باشد.
وزارت دفاع آمريكا ماه گذشته از كنگره خواسته بود تا بودجه مالي سال 2009 را به طرزي اختصاص دهد كه باعث سرعت بخشيدن به پروژه توليد بمبهاي نفوذي عظيم 14000 كيلوگرمي و سوار كردن آنها بر بروي يك بمب افكن شود.
اين سفارش كه به شركت بوئينگ داده شده است براي نابود كردن اهدافي در زير زمين و فراتر از دسترسي بمبهاي كنوني است.
بر اساس اعلام پنتاگون اين بمب هاي غير اتمي كه دربردارنده 2400 كيلوگرم مواد منفجره هستند قدرت تخريبي بيش از 10 برابر انواع گذشته خود دارند. بمبهاي 907 كيلوگرمي BLU190 از نمونه هاي پيشين اين بمبهاي سنگين هستند.
اندي بورلاند از مقامهاي نيروي هوايي آمريكا گفت با فرض اينكه كنگره پروژه تسريع ساخت اين بمبها را تصويب كند آنگاه بمب افكنهاي بي 2 رادار گريز تا جولاي 2010 قادر به حمل اين بمبها خواهند بود.
وزارت دفاع آمريكا در درخواستي كه در تاريخ 8 جولاي به كنگره داده بود اعلام كرده بود كه اين بمبها تأمين كننده نياز فوري عملياتي اعلام شده توسط فرماندهي نظامي آمريكا در اقيانوس آرام است كه رهبري عمليات‌هاي نظامي آمريكا براي كره شمالي را بر عهده دارد و همچنين ستاد فرماندهي مركزي كه مسايل مربوط به ايران را بررسي مي كند. در اين گزارش درخواست ساخت 4 بمب به صورت فوري داده شده بود.
اين بمبهاي جديد با نام اختصاري MOB يك سوم سنگين تر از بمبهاي GBUb/43 هستند كه به مادر بمبها مشهور است دو بار در سال 2003 در فلوريدا مورد آزمايش قرار گرفت.
*****
زولبيا باميه را فراموش نکن
سوسن شريعتي
اصلاً معلوم نيست بايد گريست يا خنديد؟ اگر راست باشد که تاريخ دو جور تکرار مي شود؛ تراژيک يا به شکل کمدي هر دو کار مجاز است. اما وقتي اين دو موقعيت درهم مي آميزد شق سومي پيش مي آيد که مارکس حدسش را نمي زد و نامش مي شود شق ملال آور تکرار تاريخ. وقتي خنده و گريه درهم مي آميزد، وقتي که هم اشک امانت نمي دهد و هم خنده نفست را بريده. تا به حال نديده يي کسي را که از فرط گريستن مي زند زير خنده، آنقدر مي خندد که فقط با يک سيلي مي توان او را به حالت عادي برگرداند. وقتي شاهد اشکال دو گانه تاريخي بوده يي، ديگر با شکل ملال آور آن نمي داني چه کني الا همين واکنش؛ هيستري، درهم آميختن خنده و گريه و بعد جيغ و فرياد تا اينکه کسي بيايد و به ضرب سيلي تو را به حالت اوليه برگرداند. کار ديگري هم مي شود؟ تذکر دهي؟ چه تذکري که تا به حال داده نشده باشد. افشا کني؟ صدايش بر سر هر کوي و برزن است. آگاهي بخشي کني؟ اي امان از اين چاه ويل جهل که هر چه در آن بريزي، گودتر مي شود. وقتي فرزند انقلاب و فرزند نظام و فرزند اصلاحات را مي بيني که رديف در کنار هم به جرمي مشترک نشسته اند، سر در گريبان باشند يا نحيف و تکيده يا مضطرب و پريشان يا دست آخر توبه کار، به جز گريستن چه مي تواني بکني؟ وقتي مي بيني که هابرماس و ماکس وبر و... با اغتشاشگران پير و جوان هم پرونده مي شوند و الساعه است که به جرم اغتشاش از صحنه دانشگاه ها پاک شوند و به همراه آنها مدرسان، جز خنديدن چه مي تواني بکني؟ وقتي مي شنوي که مجرم رديف اول علوم انساني و جامعه شناسي است و اين اومانيست هاي مشکوکي که دور از چشم نيروهاي امنيتي نرم خزيده اند زير پوست شهر و جامعه و مسوولان ما را 30 سال پس از انقلاب فرهنگي سورپريز کرده اند يا اينکه از راديو مي شنوي که دارد از دانشجويان خنگ شهرستاني از همه جا رانده شده و عقده يي نسبت به علوم دقيقه صحبت مي کند که به همه اين دلايل آسيب پذيرند و از سر عقده مي ريزند تو خيابان جز قهقهه زدن چه بايد کرد؟ وقتي مي شنوي و همه مسوولان نظام بر سر آن وفاق دارند که در بازداشتگاه ها جرم هاي بسياري اتفاق افتاده و بايد خاطيان به سزاي اعمال شان برسند و در همين حال همه کساني که از اين جرائم پرده برداشتند نيز بايد مجازات شوند ديگر به جز هيستري هيچ راهي نمي ماند.خنده و گريه را درهم بياميز و آنقدر جيغ بکش تا يکي سر رسد و تو را برگرداند به حالت اوليه. حالت اوليه؟ حالت اوليه چيست؟ حالت اوليه بدل شدن به موجودي است که زماني دارد براي گريستن، زماني براي خنديدن، جدا جدا مي خندد و جدا جدا مي گريد، موقعيت ها را درهم نمي ريزد و اين نامش مي شود زندگي. يک سيلي کافي است. يک سيلي ضروري است اگر نه محکوم مي شوي به جنون و همه جا در کوي و برزن همگي به يکديگر نشانت مي دهند، آدمي که همين جور سرگردان با خودش مي خندد و با خودش مي گريد و جيغ مي زند و... اما اگر آن سيلي را کسي نبود که بزند، خودت بزن تا هوشياري. مبادا قاطي کني. اگر ديوانه شدي هيچ کس به کمکت نخواهد آمد. اين را از روي تجربه مي گويم. خودت، خودت را درمان کن. رنج هايت را به رو نياور. مبادا، مبادا خوف کني. مبادا بگذاري غم بيايد و همه طاق هاي زندگي ات را بگيرد. نگذار بشود هم خانه تو و همزاد تو و... مبادا بشوي مثل ما قديمي ترها؛ سوگوار هميشگي مرده هايي بي کفن و دفن. مرده ها نمي گذارند زنده ها زندگي کنند. هر نسلي، هر طيف و طايفه يي مرده هاي خودش را دارد و سوگ هاي خودش را. مرده هايي بي کفن و دفن که در ميان ما مي چرخند و از ما مي خواهند فراموش شان نکنيم. مرده هاي جنگ در برابر مرده هاي شهر. مرده هاي... حالا معلوم مي شود چطور نوستالژي دست از سر اين ملت بر نمي دارد. نه. چطور است که اين ملت هميشه سوگوار موفق نمي شود دست از سر مرده هايش بردارد. دست از سر خاطراتش. هيچ وقت فرصت پيدا نمي کند مرده هايش را به خاک بسپارد. تا مي آيد سوگ را به کناري بگذارد، کينه ها را فراموش کند، باز مرده هايي جديد و کينه هايي تازه. هر طيف و طايفه يي مرده هاي خودش را دارد و تا مي آيد فراموش کند و راه جديدي را پي گيرد باز زخمي جديد و خوني که مابين قرار مي گيرد. نه مي تواند ببخشد نه مي تواند فراموش کند. تو اما به مرده هايت اگر مي خواهي وفادار باشي به آيين آنها که پر از ترانه و ترنم و غزل بود وفادار باش. بر سر مزارشان اگر مي روي ترانه و ترنم و غزل را از ياد مبر. بزرگ ترها اشتباه شان را تکرار کردند. جامعه يي را که مي رفت فراموش کند يا به رو نياورد از نيمه راه برگرداندند. تو را نيز سوگوار کردند. همين تويي را که تازه داشت ياد مي گرفت زندان ها را موزه کند و يک روز در هفته را به توريسم در زندان ها اختصاص دهد. تو اشتباه نکن وگرنه باز جدال اشباح نخواهد گذاشت زندگي ادامه يابد و امکان معاشرت را از ما خواهند گرفت. هر طيف و طايفه يي مرده هاي خودش را دارد و خواهان احقاق حقوق آنها خواهد شد. جامعه يي با ايمان هاي موازي و رنج هاي موازي و در نتيجه خواهان انتقام. دوباره چقدر زمان لازم خواهد بود تا فراموشي بيايد. اما يادت نرود، زندگي مگر نه اينکه ادامه دارد. چند لحظه يي زندگي متوقف شد؟ دستور ايست دادي؟ زندگي را ايستاندي... زندگي را بايد هر از چندي ايستاند تا از چگونگي اش پرسيده شود، از آدم ها و نسبت ها. اما مبادا اين ايست ناگهاني عادت ثانوي ات شود. حتي اگر لازم باشد ادا درآوري. ادا درآور تا نشان دهي که زندگي ادامه دارد، کافي است به رو نياوري. خودت را بزن به نشنيدن. برو جلسات نقد و بررسي ادبيات. جلسات شهر کتاب درباره اين يا آن فيلسوف... از سر کوچه فيلم هايي که هرگز نديدي بگير و نگاه کن. نشد سري بزن به کانال هاي تلويزيون ويژه ماه مبارک رمضان. ببين چه زيبا در ستايش قدس و رحمت مي گويند. گوش کن، حال کن... برو افطاري. هر کي دعوتت کرد برو. دعوتت هم که نکردند از سر کوچه اش رشته داغ با سير بخر و بخور. زولبيا باميه. مطمئن باش حالت بهتر مي شود. اصلاً بشين پاي بحث هاي فلسفي در صدا و سيما اگر اهل فلسفه يي يا کلاس هاي مولوي شناسي اگر با ادبيات عرفاني حال مي کني يا نقد فيلم شبکه چهار... اصلاً دو قدم مانده به صبح را گوش کن. همه اش خوبه. فقط کافي است 30/8 را نبيني. هر وقت زمان خبر شد کانال را عوض کن. خبر را رها کن، نظر را بچسب. کمي صبر کني باز تلويزيون جلسات بحث و نقد انديشه هاي همين متفکراني که پيگرد قضايي مي شوند را در شهر کتاب پخش خواهد کرد. نگران نباش. بعدتر ها يادشان خواهد افتاد که هابرماس، منتقد ليبرال دموکراسي است و با لائيسيته مدل فرانسوي مشکل دارد. با عقلانيت ابزاري هم همين طور و بعيد نيست سري از سرها درآورد. بعدترها باز يادشان خواهد آمد که مي شود به هر ترتيبي شده به کمک ماکس وبر زير آب مارکس را زد. يادشان خواهد آمد که مارکس و هابرماس و بسياري چون او را مي شود براي از خانه راندن ليبرال ها وارد ميدان ساخت. آن موقع تو ديگر لازم نيست از اينکه دانشجوي علوم انساني هستي خجالت بکشي، آن موقع هيچ کس به تو به عنوان عنصري مشکوک و عقده يي و عقب مانده ذهني نگاه نخواهد کرد، تو را مجرم نخواهد خواند فقط به اين دليل که کتاب هايي را خوانده يي که وزارت ارشاد مجوزش را صادر کرده... تا آن موقع بزرگ تر شده يي، بالغ تر شده اند، پيرتر شده ايم... تا آن موقع فقط مراقب باش رواني نشوي. بگذار زمان بگذرد. اي کاش زمان بگذرد. آيا زمان، زمان ما مي گذرد؟
*****
تجري؛ پاسارگاد و شاپور نمي شناسم
به نقل از: روزنامه اعتماد (تا چند ساعت دیگر انتشار خواهد یافت)
بسياري درخصوص کارآمدي کميته هاي منتخب رئيس مجلس براي بررسي بازداشتگاه ها و لطمات وارده به معترضان به انتخابات رياست جمهوري ترديد دارند. به خصوص اعضاي کميته ويژه هنوز اطلاعات درستي درخصوص وضعيت فعالان سياسي بازداشت شده در اختيار مردم و رسانه ها قرار نداده اند. گفت وگوي زير در همين رابطه انجام شده است.
----
بيش از يک ماه از نخستين باري که رسانه ها تيتر زدند که بايد از شاپور و پاسارگاد بازديد شود، گذشته است. اما هنوز افکار عمومي وعده اين بازديدها را مي شنود. اين تاخير به چه دليل است؟
اطلاعاتي که ما داريم با اطلاعاتي که رسانه ها دارند، متفاوت است. بسياري از موضوعات را به خاطر اينکه طبقه بندي است و به تحقيقات آسيب مي زند، نمي توانيم بيان کنيم.
نفس تشکيل دو کميته مجلس تنها جهت بازديد از بازداشتگاه ها و بررسي حقوق شهروندي بازداشتي ها بود؟
ما مکلف هستيم دنبال اين باشيم که تخلفي صورت نگيرد و حقوق اوليه شهروندان رعايت شود اما اينکه هر شايعه و شائبه يي از داخل و خارج کشور به خاطر انحراف موضوع رخ دهد، برويم دنبالش امکان پذير نيست.
اما شاپور و پاسارگاد اولين بار توسط خود نماينده ها مطرح شد. آقاي کرمي راد از وجود بازداشتگاه شاپور و بازديد آن خبر داد و آقاي کاظم جلالي در مورد پاسارگاد صحبت کرد و وعده بازديد داد سپس تمام رسانه ها و خبرگزاري ها به نقل از دو نماينده خبر از بازديد از اين دو بازداشتگاه دادند و رسانه هاي بيگانه مطرح نکردند.
اولاً بضاعت ما و زمان نماينده ها را در نظر بگيريد. ما وظايف ملي هم داريم. نمي توانيم همه کارها را تعطيل کنيم و دنبال يک سوژه برويم.-آيا احتمال دارد شما به بازديد از اين دو بازداشتگاه رفته باشيد اما نخواهيد رسانه يي شود.برخي از موضوعات طبقه بندي شده است. به هر حال يک موقع خانم محتشمي پور به کميته ويژه مي آيد و نسبت به وضع تاج زاده ابراز نگراني مي کند و چون براي ما مهم است ظرف 24 ساعت مي رويم و مي آييم بعد حالا شروع مي کنند به سم پاشي منفي که اين آقايان صحبت هايشان با هم تعارض دارد. عملکرد خود ما را هم زير سوال مي برند.
وظايف ملي نماينده ها درست است. شما هم در يک ماهي که وعده داده بوديد به بازداشتگاه ها مي رويد تنها از اوين بازديد کرديد. وقت بازديد از بازداشتگاه هاي ديگر نيست؟
ما به دنبال ديدن ساختمان نيستيم. دنبال اين هستيم که انسان ببينيم. تا الان هم متهم هايي را که مي خواستيم رفتيم و ديديم و تا الان هم به ما گزارشي واصل نشده که متهم ها جاي ديگر هستند.
يعني به اعتقاد شما جايي به نام شاپور و پاسارگاد وجود ندارد؟ اين اسامي را خود اعضاي کميته ويژه اولين بار به رسانه ها دادند.
من شاپور و پاسارگاد را اصلاً نمي شناسم و تمام متخلفين و اغتشاشگرها داخل اوين نگهداري مي شوند.
*****
مي خواهند نظام را تک صدايي کنند
سخنگوي حزب کارگزاران با اشاره به محدوديت هاي اخير براي احزاب اصلاح طلب گفت؛ «يک گروه افراطي در سطوح تصميم گيري هاي کليدي قرار گرفته اند و مي خواهند نظام را به سمت يک جامعه تک صدايي سوق دهند.» «حسين مرعشي» با اشاره به برگزاري دادگاه فعالان سياسي به ايلنا گفت؛ «برخي مي خواهند نظام را به سمت يک جامعه تک صدايي سوق بدهند و اينکه چقدر موفق خواهند شد بستگي به مقاومت نيروهاي سياسي و جامعه سياسي ايران دارد ولي آنها علاقه مند هستند در ادامه دستگيري شخصيت هاي موثر سياسي، احزاب را مورد اتهام قرار بدهند و مي خواهند پرونده ها را آماده و با حکم دادگاه احزاب را منحل کنند.» وي تاکيد کرد؛ «مسائل اخير به نفع نظام نيست و نظام تک صدايي، نظامي نيست که امام(ره) بنيانگذاري کرده و مردم به آن راي دادند. اهدافي که اين اشخاص به دنبال آن هستند، حاکميت يکپارچه، بي دردسر و بدون منتقد يا مخالف است.»
*****
از میان ایمیل های رسیده (وبلاگ نظرات شخصی هادی بیات)
دزدیدن مناره، قبل از کندن چاه
بیدادگاه اخیر نشان داد که گروهی در ایران قبل از کندن چاه، مناره را دزدیده‏اند و این مناره عجیب مناره بلندی است. هم بلند است و هم عریض. به بلندای تاریخ و به وسعت علوم بشری.
کیفرخواست مسخره‏ای که خوانده شد خود به خود ذهنم را برد به سمت اصحاب آکادمی. اوایل انقلاب سیدمنیرالدین شیرازی رهبر یک جریان فکری بود که آقای مصباح هم جزو همان جریان بود. شنیدم آقای حائری که امام جمعه شیراز است و اخیرا در تلویزیون زیاد حضور به هم می‏رساند هم از ایشان هستند. گویا مدتی هم آشیخ جعفر سبحانی با آن‏ها بوده و جدا شده‏است. البته حضور پررنگ این یکی دو ساله کمی مشکوک می‏زند. برزگ شان همان سید منیر بود.
ایشان ادعایی داشتند مبنی بر این که آن چه به عنوان علم از غرب آمده‏است و دنیای غرب بر آن بنا شده بر پایه‏های اومانیسم و سکولاریسم و لاییسم و چیزهای بد بنا شده‏است. مبنا توحید نیست. پس نتیجه هم توحیدی نیست. ما خود همه چیز داریم. از کجا معلوم اگر مبنا فلسفه اسلامی بود شاید نتیجه چیز دیگری می‏شد. مثلا همین هواپیما که الان بال‏هایش این جوری است و قد و قامتش این شکلی به خاطر آن پایه است و اگر مبنا توحید بود شاید اصلا مدل دیگری بود. درباره اقتصاد اسلامی هم چنین اعتقادی داشتند.
آن اوایل با شهید بهشتی هم بحث‏های فراوانی داشته‏اند. در یکی از این جلسات که شهید بهشتی متوجه می‏شود که انبان شان خالی است و فقط نفی می‏کنند و نه اثبات با ایشان می‏گوید نفی دستآوردهای علوم بشری یعنی که برگردیم به چادر و قبیله. چون باید برویم از اول شروع کنیم به اختراع و اکتشاف. زیرا اتفاقا خیلی چیزها را بشر بت پرست و بدون خدا قبل از ما ردیف کرده بود. صد رحمت به القاعده که دقیقا از مواهب تمدن انسان غربی علیه آن استفاده می‏کند.
آیت‏الله موسوی اردبیلی هم با سید منیر قرارهایی داشته‏اند که آن بنده خدا بیاید و نظرات بدیع اقتصاد اسلامی اش را با ایشان در میان بگذارد و خلاصه بالاخره معلوم نشده بود چه دارند و چه می‏خواهند بگویند.
مثلا مهدی نصیری که هفته نامه صبحی داشت و یک مدت هم رییس کیهان بود، دقیقا این طوری می‏اندیشید. یادم هست عقیده‏اش این بود که الان پهنه ادبیات ما در دست سکولارهاست و چون ما هنوز کسی را نداریم که در این زمینه قلم بزند پس برای جلوگیری از تخریب اعتقادات جوانان کلا این‏ها هم باید ممنوع القلم باشند. یعنی تا زمانی که کسی از دار و دسته ما بتواند نوشتن یاد بگیرد ادبیات تعطیل!
این‏ها می‏گفتند ما اقتصاد ناب اسلامی داریم و سیاست ناب اسلامی داریم و خلاصه همه چیز را نابش را داریم و فقط هم البته در اختیار ما چند نفر است و بقیه باید بیایند از ما یاد بگیرند و نتیجه این که چون بقیه این از ما نیستند پس مسلمان ناب نیستند پس التقاطی اند. شهید مطهری با همین استدلال شد التقاطی. چیزی که آقای محمدی عراقی در دانشگاه تربیت معلم گفت و مورد اعتراض انجمن‏های اسلامی قرار گرفت.
مکتب تفکیک هم همین را می‏گوید ولی از یک زاویه دیگر و البته آن‏ها متدین اند و باتقوا. یک مثال هم بزنم گویا طرحی داده بودند برای اسلامی کردن دانشگاه‏ها که مثلا میز و صندلی حذف شود و روی زمین بنشینند و به جای لفظ دانشجو، طلبه شود و به جای دکتر بگویند مجتهد و یک سلسله مراتبی خیلی جالب.
انکار همه دستآوردهای بشری در زمینه علوم انسانی ماموریت ایشان بود که با زنده بودن یاران خمینی و در صحنه بودن انصار واقعی انقلاب طرفی نبستند. اما آن‏ها به مرور شهید شدند و حذف شدند و کنار رفتند و این‏ها آمدند بالا! احمدی نژاد نمونه یک شاگرد پاکباز این مکتب است. دیدید و دیدیم که همه چیز را مسخره کرد و خواست طرحی نو بیاندازد و همه چیز را نابود کرد و همه می‏دیدند که بیشتر از همه چه کسانی را مطرح می‏کرد و خود را شاگرد چه کسانی می‏دانست.
اقتصاد و جامعه شناسی و فلسفه و سیاست در این سال‏ها در پای اوراد و اذکار ذبح شدند تا چه شود و البته دیدم چه شد. نمونه بامزه‏اش اتاق امن زلزله است که گویا آقا داداش پیشنهاد کرده بوده در چهار گوشه تهران چهار طویله بسازند تا با حالی به حالی شدن حیوانات زلزله را بفهمند متخصصان ما و مردم را با بوق و کرنا خبر کنند. این یعنی فقط به علوم انسانی بسنده نکردن.
در این سال‏ها مشخص شده‏است که ایشان هیچ چیز در چنته ندارند. کار آن‏ها فقط انکار همه چیز است. اثباتا هیچ چیز ندارند. پول نفت باشد یک کاری می‏کنند و نباشد هیچ. کیفر خواست آقا سعید که خوانده می‏شد من احساس می‏کردم یکی از این‏ها گویا آن را تنظیم کرده‏است. و البته انکار همه چیز بدون پیشنهاد هیچ چیز. یادمان هست که قرار بود دوره قبل برود در سازمان ملل یک پیشنهاد بدهد. چند هفته در بوق کردند که به زودی ابتکار هسته‏ای داریم که دنیا را می‏ترکاند. بعد رفت و آبروی مان را برد. هیچ چیز. فقط نفی قبل.
کدام عالم، دانشمند و هنرمند حسابی را سراغ دارید که در این سال‏ها صدایش درنیامده باشد؟ هر صاحب دانشی فهمید که چه اتفاقی دارد می‏افتد. انکار علوم بشری بدون ارائه دانشی جدید و راه گشا، دزدیدن منار است بدون کندن چاه. مناری به بلندای تاریخ.
*****
افشای دروغ پردازی خبرگزاری فارس علیه محمد قوچانی و مهدی کروبی
محمود قوچانی سردبیر روزنامه اعتمادملی،از ساعت 2 بامداد 29 خرداد بازداشت شد و به رغم تودیع وثیقه در هفته گذشته هنوز آزاد نشده.
کاظم جلالی مخبر کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی ادعای خبرگزاری فارس و رسانه های تیم احمدی نژاد در مورد محمد قوچانی و مهدی کروبی را تکذیب کرد و آن را منطبق بر واقعیت ندانست.
خبرگزاری فارس،وابسته به سپاه پاسداران،پیشتر به نقل از کاظم جلالی ادعا کرده بود که محمد قوچانی در دیدار با وی به نمایندگی از کمیته ویژه مجلس در بازداشتگاه، خواستار بازداشت مهدی کروبی شده است.اما کاظم جلالی عصر جمعه 6 شهریور چنین ادعایی را تکذیب کرد و به خبرگزاری مهر گفت«اینجانب اساسا در ارتباط با محتوای مباحث مطرح شده در ملاقات با زندانیان با هیچ رسانه ای صحبت نکرده ام.»
مخبر کمیسیون امنیت ملی و عضو کمیته ویژه مجلس«آنچه به نقل از اینجانب در برخی رسانه ها، مبنی بر درخواست قوچانی برای بازداشت حجت الاسلام کروبی عنوان شده ، مطابق با واقعیت نیست.» وی در عین حال با اشاره به ملاقات خود با محمد قوچانی افزود« شاید این مطلبی که به عنوان مصاحبه با بنده منتشر شده ، برخواسته از تصور برخی دوستان از سخنان بنده در جلسات کمیسیون امنیت ملی یا جلسات دیگر باشد که البته بازگویی و بویژه انتقال آن به عنوان مصاحبه درست نیست. طبیعی است که در جلسات کمیسیون و یا جلسات کمیته با حضور برخی نمایندگان محترم مجلس مباحثی مطرح می شود و توقع این است که محتوای این مباحث محافظت شود و یا لااقل به نحو صحیح منعکس گردد.»
عضو کمیته ویژه مجلس در خصوص اظهارات قوچانی در ملاقات اعضای کمیته ویژه با وی گفت که«آقای قوچانی بیان داشت که ما به هر حال متهم ردیف دوم ماجراها هستیم و من نمی دانم وقتی متهمان ردیف اول آزادند ، چرا ما را بازداشت نموده اند.»
جلالی افزود« قوچانی گفت من یک روزنامه نگارم و حداکثر خطایی که مرتکب شده ام شاید نگاشتن یکی از بیانیه های آقای کروبی در پاسخ به شورای نگهبان بود که محتوای آن را ایشان تلفنی به من گفتند و من هم بیانیه را تنظیم کردم.»
*****
اجزای سناریوی دشمن
یداله اسلامی :
آقای احمدی نژاد درسخنرانی نماز جمعه گفته اند که " من می‌خواهم اعلام می‌کنم اين کارها که در کوی دانشگاه و برخی بازداشتگاه‌ها و امثال آن انجام شد، بدانيد که اين‌ها هم اجزای سناريوی دشمن بود. اين‌ها توسط وابستگان به جريان برانداز انجام شد".
من می خواهم همین فرض آقای احمدی نژاد را به عنوان اصل پذیرفته وبررسی آن را به عنوان راه کاری برای روشن شدن اجزای سناریویی که کشوررا به اینجا رسانیده است مورد تأکید قرار دهم . دردرستی اینکه گروهی به کوی دانشگاه حمله برده وجنایت کرده اند تردیدی وجود ندارد ازجنایت ها ی رخ داده در بازداشتگاه کهریزک رهبری هم سخن گفته اند .آقای احمدی نژاد هم پذیرفته اند که این ها اجزای سناریوی بوده است که دشمن طراحی کرده وبه مرحله عمل در آورده است .
به دلیل اینکه اداره بازداشتگاه کهریزک دراختیار نیروی انتظامی بوده است وگزارش هایی سبب شده است که رهبری دستور بستن آن را صادر کنند .گروهی از دست اندرکاران این بازداشتگاه در معرض اتهام قرار گرفته وبرکنار شده اند .قاضی با ز داشتگاه هم با اتهام مشابهی روبه روشده است .بخشی از جنایایت هایی که دراین باز داشتگاه به وقوع پیوسته است برای مردم روشن شده وابعاد گسترده تری همچنان در پرده ابها م باقی مانده است.گزارش هایی که تا کنون انتشاریافته خشونتی عریان ووحشی گری غیر قابل تصوری را بازتاب داده است . راهی ساده آن است که گروهی حقیقت یاب برای پرده برداشتن از برنامه های دشمن ونشان دادن اجزای سناریوهای به کار گرفته شده تشکیل شود وبا بررسی همه جانبه پرده از توطئه دشمن بردارد .فرماندهان نیروی انتظامی که اداره بازداشتگاه را برعهده داشته اند وعوامل اجرایی آنها ودست اندرکاران باز داشتگاه ها همه قایل دسترسی هستند ونیازی نیست که کار پیچیده ای هم صورت گیرد .
برگزاری دادگاه علنی با حضور آسیب دیدگان ودست اندرکاران باز داشتگاه ووکلای مدافع مستقل تشکیل ومجریان این سناریوی زشت که آبرو واعتبار جمهوری اسلامی را برباد داده اند به سزای عمل خود برسند وبا این اقدام توطئه های دشمن خنثی خواهد شد . نمونه دیگر حادثه حمله شبانه به کوی دانشگاه است که رهبری هم در حداقل دومورد به آن اشاره وآن را محکوم کرده اند .مجلس شورای اسلامی هم گروهی را برای بررسی موضوع تشکیل وگزارشی هم دراین باره تدوین شده است .دسترسی به اطلاعات این مورد هم آسان است .اگر اراده ای هم برای بررسی وجود داشته باشد با کامیابی همراه خواهد بود .به نظر نمی رسد که مشکلی درراه شناسایی عوامل این حادثه هم وجود داشته باشد شاهدان ماجراهم اعم از دانشجویان وحمله کنندگان دور از دسترس نیستند .
از آنجا که آقای احمدی نژاد از دو موضوع مشخص نام برده اند می توان همین دومورد را با دقت کامل ورعایت کامل جوانب حقوقی وقضایی وبدون هرگونه سهل انگاری وچشم پوشی بررسی کرده و با شناسایی آمرین ومچریان آنها وبرگزاری دادگاهی عادلانه اعتماد درهم شکسته مردم را باز سازی کرد و به مردم آگاهی وهوشیاری داد .اگر این سخن آقای احمدی نژاد را هم مبنا قرار دهیم که اینها توسط وابستگان جریان برانداز انجام شد آن گاه برای همه روشن خواهد شد که جریان برانداز کیست ودر کجا جای گرفته است .ابن نشانی که آقای احمدی نژاد داده است نشانی درستی است که حمله کنندگان به کوی دانشگاه وجنابت کاران باز داشتگاه کهریزک از وابستگان جریان برانداز هستند این بررسی سایر اجزای این جریان را هم شناسایی کرده وکشوررا از خطری بزرگ تررهایی خواهد بخشید .
*****
فعالان زنان در ایران فریب رئیس جمهور را نمی‌خورند
سباستیان آبوت - آسوشیتدپرس, ٧ شهریور ١٣٨٨
وزیر شدن سه زن منوط به رأی‌گیری روز ۳۰ اوت در مجلس است. این زنان در صورت گرفتن رأی اعتماد، نخستین وزرای زن پس از فرخ‌رو پارسا خواهند بود؛ پارسا در دهه ۷۰ وزیر آموزش و پرورش بود، اما کمی پس از قدرت‌گرفتن روحانیون در انقلاب ۱۹۷۹ به اتهام رواج فساد، اعدام شد.
شهرزادنیوز: فعالان زنان می‌گویند فریب احمدی‌نژاد را که برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، سه زن را برای اشغال پست وزارت معرفی کرده است، نمی‌خورند و آن را اقدامی برای افزایش محبوبیت رئیس جمهور و در اصل به ضرر زنان می‌دانند.
با معرفی سه زن در هیئت دولت جدید، به نظر می‌آید رئیس‌جمهور اصول‌گرا که این روزها تحت فشار اپوزیسیون اصلاح‌طلب قرار دارد، می‌خواهد از خود تصویر بهتری ارائه دهد؛ اپوزیسیون مدعی است که پیروزی او در انتخابات، حاصل تقلب است.
احمدی‌نژاد از زمان انتخاب در سال ۲۰۰۵، با دستگیری بسیاری از فعالین کمپین یک میلیون امضا، فعالان زنان را به شدت سرکوب کرده است. با وجود این، مدعی است که در اردوگاه محافظه‌کاران اصول‌گرای مذهبی، رهبری جدید، مدرن‌گرا و طرفدار حقوق زنان در "چارچوب قوانین اسلامی" است.
علیرضا نادر، یکی از کارشناسان امور ایران در "موسسه تحقیقات و توسعه" واشنگتن، می‌گوید احمدی‌نژاد می‌کوشد بخشی از طرفداران میرحسین موسوی را که مدعی است برنده‌ی واقعی انتخابات می‌باشد، به سوی خود جلب کند. برنامه انتخاباتی موسوی، بهبود وضعیت زنان بود و با دخالت دادن همسرش در کارزار انتخاباتی بسیاری را به تحرک درآورد.
نادر می‌گوید: "فکر نمی‌کنم، اکثریت مردم، به خصوص اعتراض‌کنندگان، این حرکت احمدی‌نژاد را جدی بگیرند."
وزیر شدن این سه زن منوط به رأی‌گیری روز ۳۰ اوت در مجلس است. این زنان در صورت گرفتن رأی اعتماد، نخستین وزرای زن پس از فرخ‌رو پارسا خواهند بود؛ پارسا در دهه ۷۰ وزیر آموزش و پرورش بود، اما کمی پس از قدرت‌گرفتن روحانیون در انقلاب ۱۹۷۹ به اتهام رواج فساد، اعدام شد.
احمدی‌نژاد به علت مجادلات سیاسی در داخل جناح اصول‌گرای خود، که وی را قدرت‌طلب می‌دانند و می‌گویند او پست‌های حساس را به نزدیکان وفادار خود سپرده است، بر سر این سه نامزد وزارت با مبارزه‌ای سهمگین روبرو خواهد بود. برخی از نمایندگان مجلس چند تن از کاندیداهای وی را زیادی بی‌تجربه می‌دانند، که حداقل یکی از این زنان هم جزو آن‌هاست.
در حالی که بعید به نظر می‌رسد که این زنان در میان جبهه لیبرال اصلاح‌طلب، با استقبال روبرو شوند، احمدی‌نژاد شاید امیدوار است محبوبیت خود را در میان محافظه‌کاران – از جمله بسیاری از زنان محافظه‌کار – افزایش دهد.
هفته پیش نویسنده‌ای در یک مقاله در خبرگزاری ایرنا، احمدی‌نژاد را ستود و نوشت در حالی که سایر نامزدهای انتخاباتی فقط وعده داشتن وزیر زن را داده بودند، رئیس جمهور آن را متحقق کرد.
در این مقاله که شامل گفته‌های حمایت‌گرانه‌ی برخی از نمایندگان محافظه‌کار نزدیک به رئیس جمهور است، نوشته شده: "اقدام احمدی‌نژا در انتخاب وزرای زن نشان می‌دهد که استفاده از توانایی و قابلیت زنان... به شهامت و ابتکاری نیاز دارد که شاید هر کسی جرأت آن را نداشته باشد."
با وجود این، انتخاب این سه زن در میان اصول‌گرایان سنتی که با قدرت‌گیری زنان مخالفند، انتقاداتی را نیز برانگیخته است. یکی از متحدان احمدی‌نژاد، یک نویسنده فوق محافظه‌کار به نام فاطمه رجبی، این کار را به عنوان "هدف فمی‌نیست‌ها و سکولارها" محکوم کرد و گفت "هیچ آدم با خلوصی چنین کاری نمی‌کند."
فعالان حقوق زنان می‌گویند وزرای زن در کابینه احمدی‌نژاد – به علت انگیزه‌های وی و ابهامی که درباره نتایج انتخابات وجود دارد - در واقع گامی به عقب برای جنبش خواهد بود.
محبوبه عباسقلی‌زاده در مصاحبه تلفنی با آسوشیتدپرس از کوالالامپور مالزی، گفت: "این فقط یک سیاست ارتجاعی است که می‌کوشد حقانیت خود را در انظار عمومی احیا کند. این انتصاب در این مقطع زمانی به ضرر زنان خواهد بود، زیرا چیزیست مثل یک تقلب."
فعالان می‌گویند که دو تن از این زنان – فاطمه آجرلو، به عنوان وزیر رفاه و سوسن کشاورز، به عنوان وزیر آموزش و پرورش – از وفاداران فاقد تجربه احمدی‌نژاد هستند.
به گفته آنان، آجرلو، نماینده‌ای ۴۳ ساله، از مدافعان سرسخت سیاست‌هایی است که فعالان آن‌ها را تبعیض‌آمیز می‌دانند، سیاست‌هایی مثل لایحه‌ای که مردان را مجاز می‌دارد بدون اجازه همسر اول، زن بگیرند. این لایحه سرانجام در مجلس رد شد.
زیبا میرحسینی که در دانشگاه "مدرسه مطالعات شرق و آفریقا" - لندن به تحقیقات درباره موقعیت زنان در ایران مشغول است، می‌گوید: "آجرلو ضد زن است. او از حامیان وفادار احمدی‌نژاد است و هویت مستقل و نیرومندی از خود ندارد."
آجرلو در دهه ۱۹۸۰، طی جنگ ایران و عراق، از پرستاران سپاه پاسداران بود و از اعضای مؤمن بسیج است. اصول‌گرایان از این دو ارگان برای سرکوب خشونت‌آمیز معترضان به نتایج انتخابات استفاده کردند.
کشاورز که اکنون رئیس دپارتمان دانشجویان معلول وزارت‌خانه است، کم‌تر شناخته شده است.
به گزارش خبرگزاری زنان ایران، یکی از اعضای کمیته آموزش مجلس، اسدالله عباسی، کشاورز را فاقد تجربه خواند و گفت انتصاب او نشان می‌دهد که احمدی‌نژاد "چیزی درباره وزارت آموزش و پرورش نمی‌داند."
برخلاف آجرلو و کشاورز، فعالان می‌گویند که صلاحیت کاندید پست وزارت بهداشت را تأیید می‌کنند. این زن، مرضیه وحید دستجردی، یک پزشک زنان۵۰ ساله است که از نمایندگان مجلس بوده و استاد دانشکده پزشکی است. او محافظه‌کاریست که از سال‌ها پیش خواهان مردانه – زنانه کردن بیمارستان‌هاست، اما به نظر فعالان، او کارهای زیادی در جهت بهبود سلامت زنان انجام داده است.
عباسقلی‌زاده می‌گوید: "می‌توانستم انتخاب دستجردی را تصمیم خوبی بنامم، اما نه به عنوان عضوی از این دولت. این اشتباه بزرگی است، زیرا نزد گروه‌های زنان و مردم معمولی، وجهه اجتماعی‌اش را از دست خواهد داد."
حداقل یکی از نمایندگان مجلس درباره امکان تصویب دستجردی تردیدهایی را مطرح کرده است. محمدرضا باهنر، نایب رئیس اول مجلس، می‌گوید که او و چند تن دیگر از اعضای کابینه به اندازه وزرای سابق "کارآمد" نیستند.
*****
رد سه وزیر پیشنهادی زن از سوی نمایندگان حامی احمدی‌نژاد در مجلس
آجرلو، دستجردی و کشاورز، سه وزیر پیشنهادی احمدی‌نژاد در جلسه‌ی داخلی فراکسیون انقلاب اسلامی رای نیاوردند. یکی از اعضای این فراکسیون که نخواست نامش فاش شود، در مصاحبه با ایلنا دلایل رد شدن این سه نفر را عضویت کشاورز در ستاد میرحسین موسوی و گزارشاتی که از فعالیت‌های اقتصادی دستجردی به این فراکسیون رسیده، خواند. وی در مورد آجرلو که برای وزارت رفاه پیشنهاد شده گفت، وزارت رفاه ظرف چند ماه آینده باید از بدنه‌ی دولت حذف شود و با این که وزیر پیشنها شده به این سمت از دوستان و هم‌فکران ما است، به این ترتیب هم از وکالت می‌افتد و هم از وزارت.
از میان 21 وزیر پیشنهاد شده، تنها این سه نفر از سوی فراکسیون انقلاب اسلامی رد شدند. این فراکسیون در بهمن سال گذشته به عنوان بخشی از فراکسیون اصولگرایان که حامی احمدی‌نژاد هستند، اعلام موجودیت کرد. 40 نفر از نمایندگان مجلس از اعضای هیات موسس آن بودند.

*****
واکنش احمد شیرزاد، عضو موسس و اسبق شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی به کیفر خواست دادگاههای نمایشی:
من خائنم یا ....؟
احمد شیرزاد
تدوین کنندگان بیانه ای که این روزها تحت نام "کیفرخواست عمومی" با امضای دادستان تهران در جلسه ای موسوم به "دادگاه رسیدگی به متهمان کودتای مخملی" برگزار می شود در فرازی تحت عنوان "اوج خیانت به ملت ایران در موضوع انرژی هسته ای" نامی هم از این بنده ی خدا آورده اند. (خبرگزاری ها – 3/6/88 ) متن این فراز چنین است:
”اوج خيانت به ملت ايران در موضوع انرژي هسته اي در سخنان آقاي احمد شيرزاد عضو برجسته مركزيت حزب در جلسه 376 مجلس ششم بروز مي يابد و در شرايطي كه آمريكا و رژيم صهيونيستي مستاصل از برخورد با ايران هسته اي، اقدامات خود براي متقاعد كردن ساير كشورها به همراهي در صدور قطعنامه عليه ايران را شكست خورده مي‌ديدند شيرزاد طي نطقي كه مشروح آن در روزنامه هاي رسمي كشور به چاپ رسيده تلاش مي كند تا مدرك معتبري مستند به اظهارات رسمي يك نماينده مجلس ايران در جلسه مجلس در اختيار دشمنان ملت ايران قرار دهد و راه را براي تصويب قطعنامه هاي بيشتر آمريكايي عليه ايران هموار سازد"
سپس نویسنده بیانیه موسوم به کیفر خواست عمومی قسمتی از نطق افتخارآمیز مرا نقل کرده و با ادبیاتی که تنها از نویسندگان آن متن بر می آید، آن را "اظهارات شرم آور نامبرده" خوانده است. آن قسمت از نطق بنده که آقایان آن را اوج خیانت می دانند و من آن را عین افتخار می دانم، چنین است:
"مي توان اين تبليغات را به رسانه هاي صيهونيستي نسبت داد. مي توان مثل هميشه آنها را توطئه هاي استكبار جهاني دانست و داد از مظلوميت جمهوري اسلامي ايران زد. مي توان كماكان خود را محور خوبي هاي جهان پنداشت و تمام اظهارات را به دشمن منسوب كرد. اما يك نكته بسيار ساده در اين ميان وجود دارد آنها سرنخ ها، دم خروس ها و مدارك و مستنداتی از ما دارند كه آنها را در ادعاهايشان محق جلوه مي دهد... آن زمان كه ساده لوحانه سرخود را به زير برف كردند - پروژه هاي بلند پروازانه بي هدف طراحي كردند. نامعقول ترين و نامتعارف ترين شيوه را براي دستيابي به فنآوري هسته اي برگزيدند و فكر نكردند كه آنچه مي كنند، روزي در معرض ديد و بررسي متخصصان جهاني قرار مي گيرد. آن روز كه سايت عظيم پنجاه هزار متري طراحي كردند تا در چند متر مربع از يك گوشه آن چند دستگاه كوچك نصب كنند، فكر نكردند كه اگر از اين چاه آب فناوري استراتژيك در نيايد نان تبليغات استكباري در خواهد آمد. آري در آن روز بايد روزي را مي ديدند كه عليه ما تيتر شود؛ جمهوري اسلامي نوزده سال دروغ گفت ".
و اما چند نکته:

1- ذهن علیل نویسندگان ادعانامه ی فوق آن چنان دچار آشفتگی است که تاریخ ها را هم خلط کرده اند. تاریخ نطق بنده آذر 82 است، یعنی زمانی که هنوز پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل نرفته بود و هیچ قطعنامه ای هم بر ضد ایران صادر نشده بود. آن زمان تازه در ماه های آغازین بحرانی قرار داشتیم که الان 6 سال است درگیر آنیم. بنابراین یاد کردن از "شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونیستی مستأصل از برخورد با ایران هسته ای، اقدامات خود برای متقاعد کردن سایر کشورها به همراهی در صدور قطعنامه علیه ایران را شکست خورده می دیدند"، کاملاً بلاموضوع است و امری است که به رویداد های سال85 یعنی حدوداً سه سال بعد از نطق بنده بر می گردد. بر این مبنا این اتهام که به منظور فوق "شیرزاد طی نطقی تلاش می کند تا مدرک معتبری مستند به اظهارات رسمی یک نماینده مجلس ایران در جلسه مذکور در اختیار دشمنان ملت ایران قرار دهد و راه را برای تصویب قطعنامه های بیشتر علیه ایران هموار سازد." از پایه بی معنا خواهد بود.
2- بنده حدود 6 سال است کم و بیش مسائل هسته ای ایران را دنبال می کنم. در تمام این مدت هنوز موردی را نیافته ام که بازرسان آژانس یا سخنگویان کشورهای مخالف ایران در این پرونده به نطق بنده استناد کرده باشند. اگر موردی هست، مدعیان ذکر کنند. البته اگر هم چنین می شد گناهی بر بنده مترتب نبود، اما همین ادعا که نطق فلانی بهانه به دست دشمنان جمهوری اسلامی داد، و آن ها با استناد به آن کشور ما را محکوم کرده باشند حتی یک مورد مستند هم ندارد. البته کسانی در ایران از همان موقع برآشفتند و تا امروز کاری جز تهمت زنی و تهدید نداشتند، و دریغ از شرکت آن ها در یک بحث تخصصی و حکیمانه که بارها برای آن اعلام آمادگی کردم. این قبیل تحلیل های عجیب وغریب و نظریه های لایتچسبک نیز از کشفیات تکراری همان محافل جنجال آفرین است.
3- بنا بر نص اصل هشتاد و ششم قانون اساسی "نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمی توان آن ها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده اند تعقیب یا توقیف کرد." بر این مبنا به واسطه حقی که قانون به من داده و تکلیفی که از من خواسته، این جانب بر اساس تشخیص تخصصی و حرفه ای خویش نسبت به برخی اقدامات نسنجیده در موضوع هسته ای و مشکلاتی که در این راستا در پیش روی ملت ایران قرار داشت هشدار دادم. تجربه 6 سالی که از آن زمان گذشته است نشان می دهد که آن هشدارها بجا بودند. اما صرف نظر از محتوای نظراتی که در مجلس عنوان کردم گمان می کنم برخوردهایی که با این موضوع صورت گرفت و از جمله نسبت دادن خیانت به من در متنی که امضای یک مقام شناخته شده ی قضایی پای آن است، ناقض اصول قانون اساسی و اصل استقلال قواست و اقدامی خلاف قانون و قابل تعقیب است، اگر عدالتی در کار باشد.
4- این جانب به عنوان یک کارشناس و خبره ی فیزیک در آن زمان احساس تکلیف شرعی، قانونی و اخلاقی کردم که نکاتی هشدار گونه را برای آگاهی ملت ایران که وکیل آن ها بودم بیان کنم و تا به امروز حتی از یک کلمه ی آن سخنان عدول نکرده ام. تصور من این بود و هست که نماینده ای که بداند و نگوید، نماینده ای که برای بیان حقیقت و دفاع از حقوق مردم خود را ناگزیر از اجازه ی دیگران بداند، نماینده ای که از ترس رد صلاحیت شورای نگهبان برای دوره ی بعد سکوت و مسامحه پیشه کند، نماینده ای که تنها و تنها خوشایند حاکمان و قدرتمندان نطق کند، نماینده ای که تنها هنرش مجیز گویی این و آن باشد تا اسبابی برای فریب عوام الناس و جلب چند رأی فراهم کند و بالاخره نماینده ای که نداند کجا نشسته است و وظیفه اش برای حفظ حقوق اساسی مردم چیست، اوست که خائن است. من کار ناچیز خود را که به واسطه هیاهو و جنجال آفرینی برخی قدرت طلبان ابعادی بزرگ یافت چیزی جز خدمت به ملت ایران، هر چند خدمتی کوچک، نمی پندارم.
5- آن چه گفتم ادعایی است که امروز در کمال آزادی و با عقل سلیم، بخشی از شاکله فکری و هویت سیاسی مرا تشکیل می دهد. نمی دانم اگر فردای روزگار نظیر دیگر دوستانم در زمره ی متهمان قرار گیرم و در کسوت یک زندانی تحقیر شده با دمپایی و آن لباس خاص پشت تریبون بروم، آیامن هم تمام باورهای گذشته ی خود را خیانت آمیز می نامم یا نه؟
من یک معلم ساده ی این کشورم، آموزش چریکی ندیده ام و نمی دانم شرایط سخت زندانهای ویژه را چگونه می توان تحمل کرد. من یک قهرمان نیستم که تا آخرین قطره ی خون و تحت شدیدترین فشارها از حرف خود برنگردم. شاید من هم مثل گالیله در شرایط خاصی بگویم زمین نمی چرخد. اما خوش بختانه حقایق این جهان مثل چرخیدن زمین، به اراده ی شکنجه گران قرون وسطی تغییر نمی کند. واقعیت های این سرزمین هم با خواست و فشار تدوین کنندگان "بیانیه کیفرخواست" و برگزار کنندگان دادگاه متهمان به این شیوه ی نامتعارف جا به جا نمی شود.
آفتاب هم زیر ابر پنهان نمی ماند و آنگاه خائنین واقعی هستند که شرمناکند.
*****
خاتمی: آن ها که مردم را به رگبار بستند باید علنی محاکمه شوند
رئیس جمهور پیشین ایران در دیدار بار اعضای جبهه اصلاحات با اشاره به رویدادهای پس از انتخابات ۲۲ خرداد گفت: «آن چه که در این ایام رخ داده خود دلیلی است محکم برای حضوری قوی‌تر در صحنه با شعار اصلاح‌طلبی؛ چرا که ما همه دلبسته به انقلاب هستیم، نه پشیمان از انقلاب.»
محمد خاتمی هشدار داد که در صحنه سیاسی ایران برخی از «مدعیان» که خود را «انقلابی» می‌دانند «درصدد مسخ و تحریف» انقلاب هستند که به گفته او از این رهگذر «جمهوریت» و «اسلامیت» نظام مورد تهدید قرار گرفته است.
محمد خاتمی تصریح کرد: «امروز باید مصمم‌تر از پیش بر خواسته به‌حق جنبش اصلاح‌طلبی یعنی تغییر پای فشاریم. مراد ما از تغییر همان گونه که از ابتدا گفتیم و در انتخابات اخیر هم بر آن تاکید کردیم بازگشت دوباره به اصول قانونی اساسی و آرمان‌های امام و انقلاب است.»
محمد خاتمی بار دیگر یادآور شد که شرایط به گونه‌ای شده است که «شائبه بی‌اثر شدن رای مردم در نظام» به وجود آمده و خواستار ترمیم «اعتماد خدشه‌دار شده مردم» شد؛ محمد خاتمی پس از انتخابات برای برون‌رفت جمهوری اسلامی از بحران پیشنهاد کرده بود که در ایران «رفراندوم» برگزار شود.
محمد خاتمی و بسیاری از چهره‌های سیاسی و از جمله دو نامزد اصلاح‌طلب انتخابات در حالی از «خدشه‌دار» شدن اعتماد مردم سخن می‌گویند که آیت‌ الله خامنه‌ای و مقامات و دستگاه‌های زیر نظر وی هم‌چنان انتخابات ۲۲ خرداد را بدون نقص دانسته و به شدت معترضان را تحت فشار قرار داده‌اند؛ در جای جای کیفرخواستی که در محاکمات علیه چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب خوانده شد این افراد به تشکیک در انتخابات برای ایجاد «انقلاب مخملی» متهم شده‌اند.
محمد خاتمی در ادامه با تاکید به بازگرداندن اعتماد مردم گفت: «اتفاقاً این حرف، حرف انقلابی است و هرکس خلاف آن را دنبال کند، بر ضد انقلاب و مسیری که امام و مردم در انقلاب برگزیدند، حرکت می‌کند.»
رئیس جمهور پیشین ایران تصریح کرد که پس از انتخابات به نظر «خیرخواهان» بی‌اعتنایی شد و جمهوری اسلامی به دلیل برخوردهای «نامناسب» دچار «زیان‌های هنگفت» شد.
آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان، و شماری دیگر از مراجع، شخصیت‌ها و احزاب پس از انتخابات از مسئولان جمهوری اسلامی خواستند که برای بازگرداندن اعتماد مردم تلاش کنند تا کشور از بحران خارج شود.
اکبر هاشمی رفسنجانی به‌ویژه در آخرین نماز جمعه خود، در ۲۶ تیرماه، با انتقاد از شورای نگهبان، صدا وسیما و قوه قضاییه، نهادهایی که همگی زیر نظر رهبری هستند، خواستار بازگرداندن اعتماد مردم و آزادی زندانیان شده بود.
با این حال آیت‌الله خامنه‌ای در مراسم تنفیذ محمود احمدی‌نژاد در ۱۲ مردادماه ضمن این که اعتراض‌ها به انتخابات را «تقلید مغلوط» از انقلاب ۵۷ خواند تصریح کرد که برخی از «خواص» نیز در جریان انتخابات «مردود» شدند.
محمد خاتمی در ادامه سخنان خود با «توهم» خواندن نسبت دادن «حرکت آرام و متین مردم در اعتراض به نتایج انتخابات به اغتشاشی که عامل بیرونی دارد» تصریح کرد: «تهاجم یک‌طرفه به مردم و نیروهای مورد علاقه مردم و تبلیغات ناجوانمردانه تمامی‌ دستگاه‌ها و تریبون‌های در دست حکومت علیه چهره‌های محبوب و ارزشمند کشور و وابسته نشان دادن اعتراضات مردمی ‌به جریانات پلید و خطرناک تنها با هدف توجیه برخوردهای خشن، غیرقانونی و انحصارطلبانه است.»
محاکمه‌های اخیر اشتباهی بزرگ بود
محمد خاتمی که هم‌اکنون چند تن از مقام‌های دولتش به همراه شمار زیادی از اعضای احزاب پشتیبان وی در زندان هستند، محاکمات موسوم به «کودتای مخملی» را «اشتباه بزرگ» خواند و گفت: «جریانی خاص امروز به هر روشی و با هر نسبت ناروایی قصد دارد چهره‌های خوش‌سابقه نظام را به جرم دفاع از حقوق مردم دشمن معرفی کند.»
وی افزود: «این مایه سرافکندگی است که کسانی امروز به خاطر دفاع از حقوق مردم و خواست تطبیق روش‌ها با اصول قانون اساسی، آیین دادرسی و حقوق شهروندی مورد حمله‌ای این چنین ناجوانمردانه قرار گرفته‌اند.»
محمد خاتمی به از برخی از خطیبان نماز جمعه نیز به‌شدت انتقاد کرد و گفت: «تریبون مقدس نماز جمعه در اختیار عده‌ای قرار گرفته که به شخصیت‌های برجسته نظام و مراجع بزرگوار شیعه اهانت کرده و حتی در مقام دادستان خواستار برخورد با آنان می‌شوند، حال آن که خود در پیشگاه وجدان عمومی ‌متهم به خیانت در امانت‌اند. مگر همین‌ها نبودند که با گستاخی تمام مرجعی بزرگوار را که افتخار عالم تشیع است دست‌نشانده انگلیس معرفی کردند؟ و بحمدالله در نزد مردم هم از اعتباری برخوردار نیستند.»
احمد جنتی و احمد خاتمی دو خطیب موقت نماز جمعه تهران پس از ۲۲خرداد به شدت به معترضان حمله کرده و خواستار برخورد هر چه شدیدتر با آنها شده‌اند.
احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، از سوی مهدی کروبی و میرحسین موسوی به طرفداری از محمود احمدی‌نژاد در انتخابات متهم شده است. احمد جنتی پیشتر همچنین طی سخنانی آیت‌الله سیستانی، مرجع برجسته شیعه، را دست‌نشانده انگلیس خوانده بود.
آیت‌الله شاهرودی نخواست یا نتوانست
رئیس جمهور پیشین ایران هم‌چنین گفت که وی در جریان رویدادهای پس از انتخابات به آیت‌الله شاهرودی، رئیس پیشین قوه قضاییه، «تذکر» داده و خواستار «رعایت اصول قانون اساسی و موازین آئین دادرسی و حقوق شهروندی در برخوردها» شده بود.
محمد خاتمی گفت: «صد افسوس که ایشان در پایان دوران مسئولیت‌شان که به اعتقاد من می‌توانستند بسیار پرشکوه‌تر منصب را ترک کنند نخواستند یا نتوانستند اقدام کنند.»
رئیس جمهوری پیشین ابراز امیدواری کرد که رئیس جدید قوه قضاییه از «سم‌پاسی و فضاسازی برای تخریب افراد با نسبت‌های ناروا و یک‌سویه خلاف قانون و شرع» جلوگیری کند.
دادگاه‌های علنی برای رسیدگی به جنایات مسلم و مشمئزکننده‌
محمد خاتمی که پیش از این نیز رویداد‌های پس از انتخابات و به‌ویژه وقایع بازداشتگاه کهریزک را «جنایت» خوانده بود صریحا خواستار محاکمه مسببان رویدادهای اخیر شد.
رئیس جمهوری پیشین ایران گفت: «انتظار مردم تشکیل دادگاه‌های علنی برای رسیدگی به جنایات مسلم و مشمئزکننده‌ای است که همگان شاهد آن بوده‌اند از جمله به رگبار بستن مردم در خیابان‌ها، دستگیری‌های خلاف قانون، بازداشتگاه‌های غیراستاندارد، جنایات مسلمی‌که مورد اعتراف همه است و آن چه که موجبات لطمات سنگین روحی به ملت و خدشه به اعتماد عمومی‌ شده است.»
محمد خاتمی با طرح این پرسش که «آیا این بود آن چهره اسلام رحمانی که مدعی دفاع از اخلاق و حقوق اساسی مردم و آزادی بیان و امنیت در جامعه بود؟» اظهار داشت: «همواره سخن ما در مجامع بین‌المللی دفاع از اسلام به عنوان مدافع حقوق مردم و ارزش‌های انسانی بود و الگو و نمونه کار جمهوری اسلامی ‌ایران بود، در مقابل سایر جریان‌های متحجر، افراطی و ضدانسانی که به نام اسلام شکل گرفته بود؛ اما با این رفتارها چه جای دفاعی باقی گذاشته‌اند؟»
محمد خاتمی در پایان سخنان خود تاکید کرد که با وجود «تمام فشارهایی که برای بیرون کردن اصلاح‌طلبان و عقلای منصف از صحنه وارد می‌شود در صحنه بمانیم و با فریاد زدن، تذکر دادن و مذاکره هزینه‌ها را برای بازگشت انقلاب به مسیر اصلی خود کاهش دهیم».
*****
از میان ایمیل های دریافتی:
اجازه تجاوز دادن کاری ندارد!
کاوه میرکاظم:
گفتگوی خانم نوشابه امیری با محسن کدیور بسیار خواندنی بود. در جایی از این گفتگو نوشابه امیری به فتوایی از مصباح یزدی اشاره می ‌کند «که تجاوز به دختر و پسر های 12 سال، به دلیل مقابله آنان با حکومت اسلامی، عیبی ندارد» محسن کدیور هم ضمن تکذیب این خبر در پاسخ می‌گوید: «ما در اسلام حتی در برخورد با "کافر حربی" هم چنین حقی نداریم، چه برسد به معترض مسالمت جوی مسلمان یا انسان هموطن»

از دل این پرسش و پاسخ دو نکته را می خواهم اشاره کنم:
۱- من هم در روزهای اخیر بارها مطالبی را به صورت طنز بر روی سایت های مختلف مشاهده کرده ام که در قالب استفتا از قول مصباح یزدی تجاوز را جایز اعلام کرده اند. اما از خانم نوشابه امیری به عنوان یک روزنامه نگار کهنه کار این انتظار را دارم که تفاوت بین خبر واقعی و شایعه و طنز را حتی در شرایط تلخی مانند حالا و حتی علیه شقی‌ ترین اشقیا درک کند و ادعای بی سند نکند. (حداقل اگر سند محکمی هم در دست نیست اما قراین کافی و قانع کننده برای بیانش داشته باشد.) فاجعه ای که در ایران اتفاق افتاده آن قدر عریان و ملموس هست که نخواهیم پیاز داغش را بیشتر کنیم. افزودن پیاز داغ حتی اگر به نیت خیر تخطئه جنایتکاران هم باشد ضرر دارد. چون آدم را از حقیقت منحرف می کند و دنبال نخود سیاه می فرستد.
۲- اما اگرچه من چنین سخنی را از مصباح یزدی و هیچ کس دیگری ندیده و نشنیده ام، باز بعید نمی دانم که دیوانه ای پیدا شود و به چنین برداشتی برسد و چنان مجوزی صادر کند. به خاطر بیاورید که در روزهای قبل از انتخابات ۲۲ام خرداد بیانیه ای از سوی جمعی از کارمندان وزارت کشور صادر شد. در آن بیانیه گفته شده بود که مصباح یزدی با ارایه تفسیری از آیه ۲۴۹ سوره بقره خواهان تقلب در انتخابات به نفع نامزدی که (از نظر او) برحق است اما در اقلیت قرار دارد، شده بود. (در این باره هم من سند محکمی ندارم که لزوما مصباح یزدی این حرف را زده باشد اما شواهد قانع کننده دارم.) من با دیدن چنین تفسیری شوکه شدم. با علم اندکی که دارم می دانم که هیچ گاه و در هیچ منبعی در این هزار و چهارصد و اندی سال پس از نزول قرآن کسی چنین برداشتی از این آیه ارایه نکرده است. اما حالا کسی پیدا شده - حتی اگر این شخص مصباح یزدی هم نباشد - که به مدد قوه خلاقه اش چنین تفسیری را از دل این آیه در آورده است.
مصباح یزدی از جمله کسانی است که مدافع برده داری است. حکم برده زن (کنیز) چیست؟ نظر غالب (نه لزوما نظر درست) تاکنون این بوده که کنیز ملک صاحب خود به شمار می‌آید. یعنی صاحب کنیز شرعاً مجاز است هرگونه صلاح ‌بداند در ملک خود تصرف کند. رضایت کنیز اهمیتی ندارد. رابطه جنسی ارباب با کنیز بدون اذن و خواست او جایز است (حقوق بشر مدرن این کار را تجاوز می نامد). باید به این نکته هم اشاره کنم که برده داری در اسلام فقط از راه خرید و فروش نیست. بلکه در جنگ با کفار حربی، اسرای غیرنظامی چه زن باشند چه مرد و چه پیر و چه کودک در حکم برده به شمار می آیند. می گویید این ره که می روی به ترکستان است. می گویم بعید نیست که یکی بالاخره با همین راه به نتایجی رسیده که فجایع اخیر را جایز دانسته است.
این که چه طور می شود زن هم وطن مسلمان تبدیل به کافر حربی شود، گرچه برای هر عقل سلیمی غیر ممکن است اما برای کسی که در قلبش مرض است صدور حکم تکفیر و ارتداد کاری ندارد. تا همین الانش هم احمد خاتمی و قاسم روانبخش، معترضان را به محاربه با خدا متهم کرده اند. کاری برایشان دارد یک قدم جلوتر بروند و محارب را به کافر حربی تبدیل کنند.
می دانم که محسن کدیور از بیخ و بن با صغرا و کبرای بالای من مخالف است. اما مخالفت او لزوما به این معنی نیست که گروهی دیگر چنین تفسیری ارایه ندهند و بر پایه آن مجوز فجایع اخیر را صادر نکنند. این‌ ها آدم هایی هستند که فتوای قتل های زنجیره ای روشنفکران و قتل های زنجیره ای کرمان را راحت صادر کرده اند.
همه این ها به کنار، گیرم که مشکل شرعی تجاوز به کنیز حل شد. من در شگفتم که مشکل شرعی تجاوز و لواط با پسران بازداشت شده را چطور می شود حل کرد. تا جایی که دانش اندک من اقتضا می کند در فقه شیعه لواط حتی با برده هم جایز نیست. در تفاسیر بسیار نادر و شاذ و قدیمی سنی البته اگر کسي با غلام و بنده خودش لواط کند مجازات نمی‌شود. البته در این جا هم گروهی فتوا داده‌اند که بنده پس از این کار خود به خود آزاد خواهد شد. نمی‌دانم! شاید هم دلیل آزاد کردن برخی از بازداشتی‌ها بعد از تجاوز به آن‌ ها همین بوده است.
*****
رسانه­ های خبری یا بنگاه­های تبلیغاتی
در میان صدها رسانه­ای که از دولت پشتیبانی می­کنند، رادیو و تلویزیون، خبرگزاری­های فارس و ایرنا، و روزنامه کیهان ارکان اصلی به شمار می­روند. شیوه­ی کار این رسانه­ها در ماههای اخیر با اعتراض و انتقادهای تندی روبرو شده است.
انتقاد به رسانه­های حامی دولت با توجه به رویدادهای قبل و بعد از انتخابات دهمین دوره­ی ریاست جمهوری ابعاد تازه­ای یافته است. تظاهرکنندگان معترض به نتایج اعلام شده­ی انتخابات در مواردی علیه صدا و سیمای جمهوری اسلامی شعار داده­اند و از رسانه­ای چون روزنامه­ی کیهان شکایت­های فراوانی به دادگاه ارائه شده است. منتقدان رسانه­های حامی دولت را به پرونده­سازی، و جعل و تحریف واقعیت متهم می­کنند. برخورد این رسانه­ها با منتقدان و معترضان شباهت­های بسیاری با یکدیگر دارد، گرچه هر یک از آنها موقعیت و ویژگی-های خاص خود را دارند.
کیهان و شاکیانی از همه­ی جناح­ها
صدا و سیمای جمهوری اسلامی و روزنامه­ی کیهان دو رسانه­ای هستند که رئیس آنها را آیت­الله خامنه‌ای منصوب می­کند. حسین شریعتمداری به عنوان نماینده­ی رهبر جمهوری اسلامی در موسسه کیهان، مدیر مسئول روزنامه­ی این نهاد است. کیهان از روزنامه­های کم­تیراژ، اما موثر ایران محسوب می­شود. برخی شریعتمداری را متهم می­کنند که با محافل امنیتی و اطلاعاتی ارتباط دارد و یکی از وظایفش زمینه­سازی برای حذف مخالفان است. در محافل سیاسی ایران به طنز گفته می­شود، کیهان را می­خوانیم تا بفهمیم قرار است چه کسی دستگیر شود. ناظران کیهان را نماینده­ی تندروترین بخش اصولگرایان معرفی می­کنند. در میان شاکیان این روزنامه پس از انتخابات افرادی از تمام جناح­های اصلی سیاسی کشور به چشم می­خورند.
«رویه مرسوم دروغ و افترا بستن»
عماالدین باقی، فعال حقوق بشر، سی­ام مرداد در واکنش به خبری که در مورد نقش او در حوادث اخیر در کیهان منتشر شد، خطاب به شریعتمداری می­نویسد: «رويه مرسوم شما همواره اين بوده است که به ديگران دروغ و افترا ببنديد.» باقی می­افزاید، کیهان هیچگاه جوابیه­های او را منتشر نکرده و شکایت‌های او از این روزنامه نیز پیگیری نشده است. چند روز پیشتر عماد افروغ، نماینده اصولگرای مجلس هفتم، خبر داد، به دلیل اتهاماتی که در روزنامه­ی کیهان به او وارد شده قصد دارد از شریعتمداری شکایت کند. افروغ به سایت تابناک گفت: «اگر واقعا همه انتقادهای کیهان از اشخاص و جریانات از این جنس باشد که باید گفت: الفاتحه مع صلوات.»
درخواست پیگرد سران اصلاح­طلبان
حدود یک هفته پیش و در پی شکایت علیرضا بهشتی، مشاور ارشد میرحسین موسوی، از مدیر مسئول کیهان، برخی از رسانه­ها خبر از توقیف این روزنامه دادند که بلافاصله تکذیب شد. ظاهرا کیهان بهشتی را متهم کرده که با سازمان­های اطلاعاتی آمریکا ارتباط دارد. کیهان بارها اصلاح­طلبان را مسئول ناآرامی­های پس از انتخابات عنوان کرده و خواستار دستگیری و مجازات سران و رهبران این جریان شده است. این روزنامه در سرمقاله روز پنجشنبه، پنجم شهریور ماه خود با اشاره به برگزاری چهار جلسه دادگاه متهمان اصلاح­طلب می­نویسد، مردم «از دستگاه قضایی انتظار دارند تا به دقت و با سرعت تيغ برنده عدالت را بر مسببان اصلی آشوب­ها و گردن‌كشان در برابر قانون اعمال نمايد.»
ایرنا، متهم به تبعیت از کیهان
یکی دیگر از ارکان رسانه­ای دولت، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی "ایرنا"ست که از سوی برخی از همکاران اخراجی­اش به تبعیت از الگوی کیهان متهم شده است. خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، وارث موسسه­ی خبررسانی «آژانس پارس» است که ۱۹ مرداد ۱۳۱۳ تاسیس شد. این آژانس که به صورت اداره­ای در دل وزارت امور خارجه تشکیل شده بود، از سال ۱۳۴۲ با عنوان «خبرگزاری پارس» به وزارت تازه تاسیس اطلاعات ملحق شد. خبرگزاری پارس پس از انقلاب، در سال ۱۳۶۰ تغییر نام داد.
تصفیه­ی همکاران قدیمی
ایرنا به تناسب وظایفی که در دولت نهم بر عهده گرفت، از چهار سال پیش در چند نوبت همکاران قدیمی و با سابقه را کنار گذاشت. مدیرعامل این موسسه در دولت نهم سه بار تغییر کرد تا به ترکیب دلخواه برسد. سال گذشته و پس از سپردن مدیریت ایرنا به یکی از روزنامه­نگاران کیهان، موجی دیگری از پاکسازی به راه افتاد و بخش­های جدیدی زیر عنوان «تحليل و تفسير ‏خبر» و «دفتر پژوهش­ و بررسی­های خبری» به وجود آمد. به گفته­ی خبرنگاران اخراجی ایرنا، این بخش­ها از همکاران روزنامه­ی کیهان و تیم ویژه­ای از نزدیکان محمود احمدی­نژاد تشکیل شده و از شهریور ماه ۸۷ زمینه‌سازی برای تبلیغات انتخاباتی او را آغاز کردند. در این زمان لااقل ۱۸ نفر از همکاران قدیمی ایرنا، که با آنچه به نظر آنها «پرونده­سازی، جعل خبر و سوء­استفاده جناحی از ایرنا» بود، مخالفت می­کردند پیش از موعد بازنشسته شده­اند.
تبلیغات انتخاباتی با جعل نظر مراجع تقلید
با نزدیک شدن به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، خبرگزاری ایرنا یکپارچه در خدمت تبلیغ و حمایت از محمود احمدی­نژاد قرار گرفت و به گمان عده­ای در این راه برخی معیارهای اخلاقی و حرفه­ای را کنار گذاشت. یکی از نمونه­هایی که احتمالا به تنهایی می­توانست به توقیف هر رسانه­ی دیگری بینجامد، جعل خبر حمایت چند تن از مراجع تقلید از نامزدی محمود احمدی­نژاد در روز دهم خرداد بود. دفتر آیت­الله صافی گلپایگانی در بیانیه­ای این اقدام را «اسف­بار، تامل برانگیز و ضداخلاقی» خوانده است. در این بیانیه آمده: «اقدامات معدود جاهلانی که برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود حتی از خبرسازی و دروغ‌پردازی پیرامون مرجعیت، ابایی ندارند موجب ایجاد التهاب در جامعه است.»
حمله به معترضان و منتقدان
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی به ویژه از نیمه­ی دوم سال ۸۷ بر شدت فعالیت­های خود علیه منتقدان افزوده است. برخی از همکاران سابق ایرنا این خبرگزاری را به استفاده از شیوه­های روزنامه‌ی کیهان برای برخورد با منتقدان متهم می­کنند. به اعتقاد اینان، ایرنا با انتشار شایعات و خبرهای جعلی راه کیهان را ادامه می­دهد و همچون این روزنامه پاسخگوی شکایت­ها و اعتراض­ها نیست. انتشار خبرهایی در مورد بهایی شدن دختر شیرین عبادی یا جعلی بودن مدرک تحصیلی محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین، حتا پس از اثبات نادرستی آنها، همچنان در این خبرگزاری ادامه یافته است. پس از انتخابات و اعلام نتایجی که احمدی­نژاد را پیروز معرفی می­کند، یکی از فعالیت­های اصلی ایرنا، حمله به معترضان به این نتایج است. از حدود دو ماه پیش مطالب فراوانی در ستون­های ویژه­ی ایرنا، علیه موسوی، کروبی، خاتمی، رفسنجانی و حتا اصولگرایانی منتشر می­شود که به دستگیری و شکنجه فعالان سیاسی و کشته شدن مردم در خیابان­ها و زندان­ها معترض­اند.
مطالب کهنه و مردود در خدمت هدف­های نو
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی بیستم مرداد در مطلبی زیر عنوان «ميرحسين موسوی در بازی بنيادهای آمريکایی» به نقل از مقاله­ای که در روزنامه­ی روسی «پراودا» منتشر شده، می­نویسد: «اعتراضات موسوی ايران را در معرض سرکار آمدن يک دولت دست نشانده ايالات متحده يا يک حمله نظامی قرار داده است.» ترجمه­ی فارسی این مقاله که با اندکی تحریف مبنای مطلب ایرنا قرار گرفته، پنجم تیرماه، حدود یک ماه و نیم پیش، زیر عنوان «اعتراض در ایران، کار آمریکاست» در برخی از سایت­های اینترنتی منتشر شد. به نظر می­رسد انتشار دوباره­ی آن در این شرایط و بدون ذکر تاریخ انتشار اصل مطلب، بی ارتباط با تلاش برای آماده کردن زمینه­ی دستگیری و محاکمه­ی موسوی نباشد. بسیاری از ادعاهای طرح شده در این مقاله پس از انتشار آن از سوی نویسندگان و تحلیگران دیگر رد شده که ایرنا هیچ اشاره­ای به آنها نمی­کند.
صدا و سیمایی که «جناحی و باندی اداره می­شود»
صدا و سیمای جمهوری اسلامی را می­توان موثرترین و فراگیرترین رسانه­ی ارتباط جمعی ایران دانست. این رسانه در جریان مبارزات انتخاباتی به جانبداری و حمایت از محمود احمدی­نژاد و تخریب رقیبان او متهم می­شد. انتقاد از این رسانه سابقه­ای طولانی دارد و لااقل به دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی بازمی­گردد. خاتمی اسفند ماه ۸۷، زمانی که هنوز نامزد انتخابات بود، رادیو و تلویزیون را متهم کرد که «جناحی و باندی اداره می­شود» و خواستار بازنگری در قانون اساسی در مورد عملکرد صدا و سیمای جمهوری اسلامی شد. مطابق اصل ۱۱۰ قانون اساسی نصب و عزل رئیس سازمان صدا و سیما از اختیارات رهبری است.
رسانه­ی «سابقا ملی»
پارلمان نیوز، پایگاه اطلاع رسانی اقلیت مجلس، ۲۶ تیرماه نحوه­ی انعکاس خبرهای مربوط به حوادث پس از انتخابات در صدا و سیمای جمهوری اسلامی را به شدت مورد انتقاد قرار داده و این مجموعه را رسانه­ی «سابقا ملی» می­خواند. این سایت می­نویسد: «به نظر می‌رسد پافشاری صدا و سیما بر سیاست‌های غیر حرفه‌ای و "ضد اخلاقی" خود امنیت ملی و وحدت ملی کشور را به شدت خدشه‌دار کرده و ضربات جبران‌ناپذیری را به اعتماد مردم به نظام جمهوری اسلامی ایران وارد می‌کند.» انتقاد به صدا و سیما همیشه وجود داشته، اما هرگز چنین علنی و صریح نبوده است. «شرم ما، ننگ ما، صدا و سیمای ما» از شعارهایی است که در تظاهرات پس از انتخابات بسیار تکرار شده است.
همسویی با بیگانگان اتهامی متقابل
میرحسین موسوی ۲۲ مرداد ماه برای چندمین بار در ماه­های اخیر صدا و سیما را به رواج تهمت و دروغ‌گویی متهم کرد. موسوی فعالیت این رسانه و روزنامه­ی کیهان را به دلیل آنکه «فرهیخته و روشنفکر را مقابل نظام قرار می‌دهد»، همسویی با بیگانگان خوانده است. در مقابل، رسانه­های یاد شده معترضان به نتایج اعلام شده­ی انتخابات را آشوبگران و فریب­خوردگانی می­خوانند که به وسیله­ی «رسانه­های خارجی و عوامل داخلی آنها» تحریک شده­اند. این رسانه­ها ادعا می­کنند، ناآرامی­های اخیر از سوی سازمان­های اطلاعاتی خارجی، به ویژه آمریکایی و انگلیسی، برنامه‌ریزی شده و هدفش براندازی حکومت است.
خبرگزاری فارس و «حزب پادگانی»
برخی از تحلیلگران معتقدند، یکی از هدف­های اصلی محمود احمدی­نژاد و نزدیکانش حذف کامل اصلاح­طلبان از معادلات سیاسی ایران و قبضه کردن کامل قدرت است. با چنین رویکردی نقش چهارمین رکن رسانه­ای حامیان احمدی­نژاد، خبرگزاری فارس، اهمیت ویژه­ای دارد. فارس گسترده‌ترین رسانه­ای است که گفته می­شود از سوی نیروهای نطامی هدایت می­شود. در محافل سیاسی نیروهای سپاه و بسیج «حزب پادگانی» خوانده می­شوند که آشکارا از محمود احمدی­نژاد حمایت می‌کنند. نقش دخالت نیروهای نظامی در پیروزی احمدی­نژاد در دوره­ی قبل موضوعی است که محمد خاتمی و مهدی کروبی نیز به آن اشاره کرده­اند. فعالیت نیروهای بسیج و سپاه در جریان انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ و نقش آنها در درگیری­ها و بازداشت­های گسترده­ی معترضان از موضوع­های محوری بحث­های چند ماه اخیر است. آنچه اصلاح­طلبان از آن به عنوان «کودتای انتخاباتی» یاد می­کنند مربوط به دخالت نظامیان در عرصه­ی سیاسی است که جنبه­های بسیاری از آن هنوز در ابهام قرار دارد.
هماهنگی سه رکن رسانه­ای
برخی معتقدند، میان فعالیت دو خبرگزاری ایرنا و فارس و روزنامه­ی کیهان شباهت­ها و هماهنگی‌هایی وجود دارد که در پیوند با انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به شدت افزایش یافته است. فارس خبر پیروزی احمدی­نژاد را عصر جمعه در حالی منتشر کرد که هنوز چند ساعت با پایان مهلت رای‌گیری مانده بود. روزنامه­ی کیهان چهار سال پیشتر به همین شیوه تیتر نخست روزنامه­ی خود برای فردای انتخابات و اعلام خبر پیروزی احمدی­نژاد، پیش آغاز شمارش آرا را به چاپخانه فرستاد. منتقدان بر خبرها، مقاله­ها و گزارش­های متعددی انگشت می­گذراند که در ماه­های گذشته پیرامون یک فرد یا یک موضوع مشخص همزمان در این سه رسانه منتشر شده است. اینان معتقدند، این رسانه­ها وظیفه­ی آماده‌سازی افکار عمومی برای اقدام علیه افراد، شخصیت­ها و گروه­های مخالف و منتقد را برعهده دارند.
*****
اکونومیست: یک نماینده مجلس ایران می گوید سپاه با قاچاق مشروبات الکلی، سیگار و دیش ماهواره سالانه ۱۲ میلیارد دلار درآمد دارد
هفته نامه اکونومیست در شماره اخیر خود می نویسد سپاه پاسداران ایران در حال تصفیه های سیاسی وسیع و پر کردن جیب خود است.
در این مقاله که روز پنچشنبه در وبسایت اکونومیست به چاپ رسید آمده است منافع سپاه پاسداران ایران اقتضا می کند که این کشور به سمت انزوا و افراط گام بردارد. به نوشته این نشریه دو سال پیش فرمانده سپاه اعلام کرد تغییرات مهمی در ماموریت این نیروی ۱۲۰ هزار نفری پدید خواهد آمد و طی آن سپاه همراه با بیش از سه میلیون عضو بسیج با تهدیدهای داخلی مقابله خواهند کرد. اکونومیست می افزاید وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران که شامل سرکوب دگراندیشان و افزایش سلطه سیاسی و اقتصادی سپاه است نشان داد که معنی سخن او چه بوده است. این هفته نامه می افزاید چهارمین دادگاه نمایشی اصلاح طلبان که در ۲۴ اوت در تلویزیون دولتی ایران پخش شد حاکی از تصمیم حکومت در نابودی همیشگی مخالفان اصلاح طلب و نیز تصفیه وسیع میانه روهای قدرتمند است. اکونومیست می نویسد حمله به خانواده اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور اسبق ایران نمایانگر تلاش برای کنار زدن یکی از آخرین موانع موجود بر سر راه محمود احمدی نژاد رئیس جمهور کنونی است که حامی اصلی او کسی جز آیت الله علی خامنه ای نیست. این نشریه با اشاره به اسامی متعددی از اعضای سابق سپاه در فهرست اعضای کابینه پیشنهادی دولت احمدی نژاد به مجلس تاکید می کند تردیدی در لحن نظامی کابینه بعدی نیست. اکونومیست به وزیر پیشنهادی نفت که "هیچ تجربه ای در صنعت نفت ندارد" اما در یک موسسه تحقیقاتی سپاه فعالیت کرده و نیز به وزیر پیشنهادی اطلاعات که نماینده ولی فقیه در سپاه بوده اشاره می کند. هفته نامه یاد شده می نویسد سپاه پاسداران بخش مهمی از سهم ۷۰ درصدی دولت در اقتصاد کشور را در دست دارد و در همه چیز از کلینیک های دندانپزشکی و چشم پزشکی تا کارخانجات خودروسازی و شرکت های ساختمانی حضور دارد.به نوشته اکونومیست حتی "خصوصی سازی" هم نصیب سپاه و دوستان آن می شود و سهم چندانی عاید شرکت های خصوصی واقعی نمی شود. این نشریه با اشاره به شایعه قاچاق مشروبات الکلی، سیگار و بشقاب های ماهواره ای توسط سپاه به نقل از یک نماینده مجلس می نویسد این معاملات بازار سیاه ۱۲ میلیارد دلار در سال برای این نیرو درآمد به همراه دارد. اکونومیست تصریح می کند در چنین شرایطی حکومت به سمت رادیکال شدن پیش می رود زیرا انزوای ایران به نفع سپاهیان است. این نشریه در خاتمه با اشاره تلاش نمایندگان کنگره آمریکا برای اعمال تحریم علیه واردات بنزین توسط ایران نتیجه گیری می کند سپاه احتمالا از چنین طرحی استقبال هم می کند.
*****
کمیته گزارشگران حقوق بشر
میثم لطفی بازداشت شد
میثم لطفی از متهمان طرح موسوم به امنیت اجتماعی شامگاه چهارشنبه، 4 شهریور ماه 88 در منزل خود توسط مٱموران امنیتی و با ضرب و شتم شدید دستگیر شد. وی سپس به بازداشتگاه پلیس امنیت تهران منتقل شده و از آن زمان اطلاعی از وی در دست نیست. ميثم لطفی که به گواه تمامی نزدیکان و همسایگانش، هیچ گونه سابقه شرارتی در محل سکونت خود نداشت، در مرحله اول طرح ارتقاي امنيت اجتماعي موسوم به مقابله با اراذل و اوباش، شامگاه 25 اردیبهشت سال 86 با حمله نیروهای انتظامی به منزلش بازداشت شد. در جريان اين بازداشت كه با شليك هفده تير هوايي صورت گرفت، ماموران مادر و خواهر وي را نيز مورد ضرب و شتم قرار دادند. بطوري كه اين دو از ناحیه بینی و دست دچار آسیب‌دیدگی شدید شدند. وي پس از بازداشت به همراه ساير دستگيرشدگان اين طرح به سوله‌ی كهريزك منتقل و در آن‌جا همراه با دیگر متهمان طرح امنیت اجتماعی تحت شكنجه‌هاي فيزيكي قرار گرفت. وي ظرف اين مدت علاوه بر ضرب و شتم از سوي ماموران اعدام مصنوعي را نيز تجربه نمود. او که پس از آزادی از زندان تحت مداوای مستمر روانی قرار داشته نیاز مبرم به مراقبت پزشکی و درمان دارویی دارد. ميثم لطفي پیش از این نیز در سن 19 سالگی و در جريان حوادث كوی دانشگاه تهران در سال 78 بازداشت شده و مدتی را در زندان بسر برده بود.
*****
بازداشت رییس دانشگاهی که رییس قوه‌قضاییه در آن تدریس می‌کند
خبر بازداشت حجت‌الاسلام دکتر «محمد ذبیحی» در قم و پسرش ( طاها ذبیحی) در تهران، بر روی سایت‌های خبری قرار گرفت. این خبر همچون خبر بازداشت سایر بازداشت‌شدگان بر صفحات اینترنتی ظاهر شد و پس از مدتی، دیگر اخبار جای آن را گرفت. اما نگاهی به جایگاه علمی و حوزوی این روحانی که 11 روز از زمان بازداشتش می‌گذرد؛ ارزش این خبر و پیام آن را به مراتب بالامی‌برد.
آیت‌الله صادق لاریجانی در زندگینامه خودنوشت‌اش می‌گوید: « چند سال است که به عضويت هيات علمی دانشگاه قم در آمده ام و به طور منظم در دانشگاه تربيت مدرس قم در سطح کارشناسي ارشد و دکترا، کلام جديد و فلسفه تطبيقي تدريس مي‌کنم... » این مجموعه محل تدریس آقاصادق، تحت ریاست آقای ذبیحی اداره می‌شود؛ از سال 75 تاکنون. حدود 3 روز از حکم رییس جدید قوه قضاییه نگذشته بود که ذبیحی بازداشت شد. ذبیحی نه تنها ریاست آن دانشگاه را برعهده دارد، بلکه مدیر مسول نشریه‌ای به نام « فصلنامه پژوهش‌های فلسفی-کلامی» هم است که دکتر صادق لاریجانی به همراه دیگر اساتید همچون « دکتر غلامحسین دینانی، دکتر احمد بهشتی، دکتر محسن جوادی و دکتر سیدمصطفی محقق‌داماد » اعضای تحریریه آن هستند. این نشریه یکی از نشریات دانشگاه قم است که ذبیحی، قائم مقام رییس این دانشگاه است.
دانشگاه قم که در گذشته با عنوان « مدرسه عالی تربیتی و قضایی طلاب قم» شناخته می‌شد، در ابتدا تحت نظارت مطلق و زیر مجموعه « جامعه مدرسین حوزه علمیه قم » بود که ریاست آن از سوی این تشکل انتخاب شده و تا به حال همچنان آیت‌الله « محمد قاضی » بر این مسند نشسته است. در سال‌ 64، شورای انقلاب فرهنگی این دانشگاه را به رسمیت شناخت و جزو دیگر دانشگاه‌های وزارت علوم قرار داد و مهر تایید بر این انتخاب زد که در سال 76 به دانشگاه جامع قم تغییر نام داده شده است. اعضای هیات مدیره اولیه این مجموعه هم شخصیت‌هایی همچون حضرات آیات و آیات عظام « علی مشکینی، ابراهیم امینی، عبدالله جوادی‌آملی، ناصر مکارم شیرازی، مهدی ربانی‌املشی، سید حسن طاهری‌خرم‌آبادی، سیدمحسن خرازی، ابراهیم دشتی و مهدی قاضی» بودند که آنان آیت‌الله «مهدی قاضی» را برای ریاست برگزیدند. این دانشگاه اکنون بر اساس اساسنامه‌اش « به عنوان یکی از موسسات آموزش عالی رسمی زیر نظر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و مطابق مقرارات و ضوابط وزارت و آموزش عالی اداره می‌شود » و نصب و عزل رییس آن توسط اعضای هیات مدیره به وزارت علوم پیشنهاد می‌شود. رییس این دانشگاه (مهدی قاضی) هم در 25 آبان 87 طی حکمی دکتر ذبیحی را به قائم‌مقامی برگزید و در حکمش نوشت: «ضمن قدرداني از تلاش‌هاي موثر جنابعالي در مديريت مرکز تربيت مدرس، با توجه به شايستگي، آشنايي همه جانبه و تدابير مدبرانه در کارسازي امور دانشگاه، به موجب اين ابلاغ و با حفظ سمت به عنوان قائم مقام اينجانب منصوب مي‌شويد.» «ایرنا» هم با اعلام این خبر، درباره پیشینه کاری ذبیحی نوشته بود: « به گزارش ایرنا، دکتر ذبیحی معاونت تام الاختیار دانشگاه قم در وزات علوم ، تحقیقات و فناوری و رییس مرکز تربیت مدرس این دانشگاه بود و از سال ‪۷۵ تاکنون مسوولیت هایی مانند معاون فرهنگی دانشگاه، عضویت در کمیته تخصصی تعیین سرفصل های دروس معارف اسلامی را برعهده داشت. وی همچنین عضویت در هیات رییسه مرکز مطالعات ادیان ومذاهب اسلامی و مدیرگروه فلسفه و کلام اسلامی دانشکده آموزش های الکترونیک و سرپرست مرکز تحقیقات علوم اسلامی در دانشگاه و استاد دانشگاه تهران را در کارنامه خود دارد. »
محمد ذبیحی در کنار آیت‌الله‌العظمی‌ ناصر مکارم‌شیرازیپیش از این حکم نیز، ذبیحی در سال 75 به ریاست مجموعه‌ای تحت نظر همین دانشگاه با نام « مرکز تربیت مدرس قم » منصوب شده بود که وظیفه این مجموعه تربیت مدرس دانشگاه در زمینه «فلسفه و كلام اسلامی، الهیات و معارف اسلامی » است. این مجموعه که پیش از این گفته شد که آقا‌صادق لاریجانی به همراه دیگر استادی همچون آقایان « غلامعلی حدادعادل، مصطفی محقق داماد، غلامرضا اعواني، احمد احمدی و... » در آن تدریس کرده و می‌کنند، در راستای اهداف مورد نظر ستاد انقلاب فرهنگی برای نظارت بر تعلیم و انتخاب اساتید دانشگاه در سال 68 – 67 بازگشایی شد و اولین دانشجویان خود را پذیرفت. دکتر احمد احمدی، یکی از اساتید و موسسین این مجموعه در این باره گفته بود: « می‌دانستیم افرادی می‌توانند در تربیت مدرس شرکت کنند که هم از لحاظ اخلاقی صلاحیت آنها محرز باشد و هم نسبت به این نظام وفادار بوده و معتقد به این نظام باشند و هم از لحاظ علمی در سطح عالی قرار داشته باشند. » درباره این مرکز تحت مدیریت ذبیحی نوشته شده است: « این مرکز تاکنون زیر نظر وزارت فرهنگ و آموزش عالی و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و مدیریت مدرسه عالی تربیتی و قضایی قم ( دانشگاه قم) به فعالیت خود ادامه داده... یکی از شرایط پذیرش در این مرکز، قبولی در پایه نهم کتبی و شفاهی حوزه علمیه قم و نیز شرکت در درس خارج برای دست‌کم یک سال تحصیلی و ارائه گواهی از مرکز مدیریت و استادان مربوطه است... این مرکز نهایت همکاری و هماهنگی را با نهاد نمایندگی ولی‌فقیه (در دانشگاه‌ها) داشته و دارد... » ذبیحی پیش از این درباره برنامه‌های آموزشی جدید در این مجموعه گفته بود: « با توجه به اهميت و ضرورت تربيت استادان و محققان متعهد و کارآمد براي تامين کادر هيئت علمي مورد نياز در دانشگاه‌ها و موسسات تحقيقاتي، دانشگاه قم براي سال تحصيلي 90-1389 در سه رشته تحصيلي علوم قرآن و حديث، فلسفه تطبيقي و کلام از بين داوطلبان واجد شرايط بر اساس قبولي در آزمون ورودي، دانشجوي دوره دکترا مي‌پذيرد. »
ذبیحی همچنین مدیر مسول انتشارات دانشگاه قم است و در سال 68 هم کتابی با نام «فلسفه مشاء با تاکید بر اهم آراء ابن سینا» جهت تدریس در مقطع کارشناسی ارشد رشته فلسفه در دانشگاه های کشور برای انتشارات «سمت» نوشته است. با تصحیح او نیز کتابی با نام « المبدا و المعاد » اثر ملاصدرا زیر نظر آیت‌الله «سید محمد خامنه‌ای» توسط «بنياد حكمت اسلامي صدرا» منتشر شده است.
ذبیحی و پدر همسرش ( حاجی آقا مدنی بزرگ) از معاریف گناباد هستند. او در پای کرسی تدریس اساتید بزرگ قم؛ آیات عظام « مرحوم محمد فاضل‌لنکرانی، حسین وحیدخراسانی و عبدالله جوادی‌آملی» نشسته و تحصیل کرده بود.
***
ذبیحی در جبههدکتر محمد ذبیحی ( رئیس ستاد روحانیون و عضو ارشد ستاد اصولگرایان حامی میرحسین موسوی در قم)، اگرچه در بیانیه‌ای به همراه 59 نفر از دیگر فضلای حوزه علمیه قم همچون آقایان « محمـد جعفـري‌گيـلانـي، محمدرضا نــورالـلـهـيــان، مـحمـدسـروش محـلاتـي، ‌عـلـيرضا اميني، رضا مختاري، مهدي مهريزي، سـيـدضـيـاء مـرتـضـوي، كـاظـم قاضي‌زاده، محمدعلي مــهــدوي‌راد، مـحـمــدجــواد صــاحـبــي، سـيـدمـحـمـود مـدني‌بجستاني، حميد شـهـريـاري، داوود فـيرحي، سـيـدمـحـمـدتـقـي آل‌غـفـور، حـمـيــدرضــا شــريـعـتمـداري، محمـد عـبـداللهيان، سعيد بهمن‌پور، سـيــدمـحـمــدبــاقــر حـسـيـنـي‌مـهـري، مـصـطـفــي مـيــراحـمـدي‌زاده، عبدالرحيم سليماني، مـسـعـود اديـب و... » از میرحسین موسوی حمایت کرد؛ اما او همچون سایرین، آنچنان در جرگه اصلاح‌طلبان به حساب نمی‌آمد، تعداد معدودی از آنان در گذشته حامی محمود احمدی‌نژاد بودند و برخی دیگر هم از منتقدان جدی اصلاح‌طلبان در قم شناخته می‌شوند و البته برخی هم مدافع اصلاح‌طلبان بودند. ولی در پایان دوره دولت نهم و انتخابات ریاست جمهوری آنچنان نقدی به این دولت داشتند که حاضر شدند، با توجه به فضای قم در بیانیه ای رسمی، حمایت خود را به طور مصداقی اعلام کنند. او خود درباره جایگاه سیاسی‌اش گفته بود: « من به طور مطلق و 100درصد از لحاظ افکار و عقیده زیر پرچم هیچ حزبی قرار نمی‌گیرم و به هیچ حزبی هم امضاء نداده‌ام. اما در عین حال دوستانی از طیف اصلاح‌طلب وطیف اصولگرا دارم که شاید آنها نتوانند با هم سر یک سفره بنشینند. » او معتقد بود: « پذیرش حق انتخاب یک رفتار سیاسی است؛ نه یک شعار سیاسی. اینکه برخی با توجیهات غیراصولی همواره تلاش دارند فکر و ایده خود را حق بدانند و در برخی موارد، خرد جمعی را نپذیرند، چیزی جز اهانت به قانون اساسی و رای مردم نیست. » البته ذبیحی در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم هم، منتقد احمدی‌نژاد بود و از «اکبر هاشمی‌رفسنجانی» حمایت کرده بود: « تنها جرمي كه هاشمي مرتكب شده آباد كردن كشور سوخته است كه در پست رياست جمهوري انجام داد. متاسفانه در قم شاهد بروز برخي مسايل از افرادي دين‌دار و دين‌مدار مي‌باشيم كه جاي تاسف دارد. چگونه برخي افراد به خود اجازه مي‌دهند با شعار عدالت و عدالت خواهي عليه آقاي هاشمي شبنامه پخش كنند... مراجع و روحانيون معظم نگذاريد آقاي هاشمي مورد ظلم و بي مهري قرار بگيرد...» در پی این حمایت‌های سیاسی او در انتخابات سال 84 و 88 و پس از آن، حمایت از سخنان آیت‌الله رضا استادی در انتقاد از حامیان محمود احمدی‌نژاد که او به همراه 18 نفر از فعالان حوزوی که نام فرزند آیت‌الله جوادی‌آملی (مرتضی جوادی) هم در میان آنان به چشم می‌خورد، طلاب حامی احمدی‌نژاد به میدان آمدند و در بیانیه‌ای شدیداللحن او و دیگران را به «یاران فتنه و عوامل ایجاد اختلاف در قم» متهم کردند. در بیانیه آنان دیگر آنچنان نام اصلاح‌طلبان به چشم نمی‌آمد؛ جر تعدادی محدود. این‌بار فعالان حوزوی‌ای به فتنه متهم می‌شدند که سال‌ها در مراکز حوزوی فعالیت جدی و موثر علمی داشته‌اند؛ مراکزی که مستقیم یا غیرمستقیم جزو بازوان نظام جمهوری اسلامی به حساب می‌آید؛ افرادی همچون « محمدتقی سبحانی، حمیدرضا شریعتمداری، مرتضی جوادی‌آملی، محمد ذبیحی، عبدالرحیم سلیمانی، محمدعلی ایازی، مسعود ادیب، مهدی مهریزی، ضیاء مرتضوی، داود فیرحی و... »
در این میان بود که برخی از آنان احضار شدند، «عبدالرحیم سلیمانی» با وضعیت اسف‌بار در بهشت‌زهرای تهران دستگیر شد و اینک « محمد ذبیحی» مدت 11 روز است که با مراجعه به منزلش بازداشت شده ‌است و از محل بازداشت آن هم هیچ اطلاع رسمی وجود ندارد. این بار فردی متهم است که رییس قوه‌قضاییه کنونی در دانشگاه تحت مدیریت او تدریس می‌کند که آن مرکز هم از نهادهای مهم حوزوی به حساب می‌آید. گویا جریانی جدید در حوزه پدیدار شده است که با اصلاح‌طلبان ارتباط ارگانیک و سازمانی ندارد، برخی از آنان اصولگرایند؛ اما منتقد جدی دولت کنونی. این بازداشت که آیت‌الله صادق لاریجانی از آن مطلع است و شخصیت‌های متنفذی پیگیر آن هستند، تاکنون نه تنها آزادی را به ارمغان نیاورده است، بلکه به مدت 11 روز پس از بازداشت این شخصیت علمی و حوزوی در اخبار رسمی هیچ انعکاسی یا اطلاعی یافت نمی‌شود. شاید این اتفاق خبر از شکل‌گیری جریانی جدیدی در حوزه می‌دهد که دولت نمی‌خواهد آنان در آغاز سال تحصیلی حوزه علمیه قم فعال باشند و از گلایه‌های خود در درس و نزد علمای بزرگ سخنی بگویند.
*****
دیده‌بان حقوق بشر: لاریجانی برای مهار نقض حقوق بشر اقدام کند
سازمان دیده‌بان حقوق بشر با ارسال نامه‌ای به رئیس جدید قوه قضاییه‌ی ایران، از وی خواست تحقیقات بی‌طرفانه‌‌ای را درباره‌ی نقش مقام‌های ارشد این کشور در حمله به تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم و شکنجه‌ی بازداشت‌شدگان آغاز کند. به اعتقاد دیده‌بان حقوق بشر، پیگرد مقام‌هایی که در حملات خشونت‌بار علیه تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم و شکنجه‌ی زندانیان مسئول شناخته می‌شوند، مهمترین آزمون صادق لاریجانی، رئیس جدید قوه‌ی قضاییه‌ی ایران است. در جریان سرکوب تظاهرات اعتراضی مردم علیه نتایج اعلام‌شده انتخابات ریاست جمهوری ایران، ده‌ها نفر کشته، صدها تن زخمی و هزاران نفر نیز بازداشت شدند. شماری از بازداشت‌شدگان نیز زیر شکنجه به قتل رسیدند. تاکنون قتل دست‌کم ۴ نفر در زیر شکنجه‌ها، که عمدتا در بازداشتگاه کهریزک بودند، محرز شده است. علاوه بر این، براساس اطلاعاتی که مهدی کروبی، یکی از نامزدهای انتخابات یادشده افشا کرد، به تعدادی از دختران و پسران بازداشت‌شده در زندان تجاوز شده است. ترانه موسوی ۲۸ ساله، یکی از این بازداشت‌شدگان، در اثر شکنجه و تجاوزهای مکرر به قتل رسید و جسدش سوزانده شد. حمله‌ی نیروهای امنیتی و انتظامی به تظاهرات مسالمت‌آمیز معترضان، در پی سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای در نمازجمعه‌ی ۲۹ خرداد آغاز شد. رهبر ایران در خطبه‌های خود تهدید کرد، اگر تظاهرات خیابانی ادامه یابد، مسئولیت "خون‌ها و خشونت‌ها و هرج و مرج‌ها" بر عهده کسانی است که از تظاهرات‌ها پشتیبانی می‌کنند. این سخنان خامنه‌ای از سوی ناظران، فرمان آشکار رهبر جمهوری اسلامی برای سرکوب خشونت‌آمیز مردم تلقی شد. دیده‌بان حقوق بشر در نامه‌ی خود به صادق لاریجانی، از او خواست در خصوص گزارش‌های معتبری که از شکنجه در بازداشتگاه کهریزک و زندان اوین منتشر شده، تحقیق کند.
بازداشتگاه‌های مخفی
دیده‌بان حقوق بشر در نامه‌ی خود همچنین به بازداشتگاه‌های مخفی اشاره کرده و خواستار تعطیلی این بازداشتگاه‌ها شده است. به نوشته‌ی دیده‌بان حقوق بشر، ارگان‌های رسمی و نیمه‌رسمی مانند وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و سپاه پاسداران، مکان‌هایی را به‌طور مخفی در اختیار دارند که در آن بازداشت‌شدگان سیاسی نگهداری و مورد بازجویی قرار می‌گیرند. دیده‌بان حقوق بشر خطاب به رئیس قوه قضاییه نوشته است: «با توجه به مسئولیت قانونی‌ای که قوه‌ی قضاییه برای اداره این مکان‌ها دارد، لاریجانی باید در خصوص این مکان‌ها تحقیق کند و گام‌های فوری را برای پایان‌دادن به چنین اعمالی بردارد.» صدها نفر از بازداشت‌شدگان هفته‌‌های اخیر، از جمله بسیاری از شخصیت‌های اصلاح‌طلب، همچنان در بازداشت به سر می‌برند. برخی از آنان بیش از دو ماه است که در سلول انفرادی بسر می‌برند. دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید، دولت برای ۱۰۰ نفر از آنها یک "دادگاه فله‌ایِ نمایشی" تشکیل داد که در آن برخی از چهره‌های برجسته اصلاح‌طلب "اعتراف"‌هایی کردند که "اجباری‌بودن" آنها آشکار بود. جو استورک، از مسئولان سازمان دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید، «قوه قضاییه باید به تعهدات خود پایبند بوده و این افراد را آزاد کند و یا اتهام‌های آنها را مشخص کند. آنان که متهم شده‌اند باید بلافاصله در دادگاهی که از شرایط بین‌المللی و استاندارد دادگاه‌های عادلانه برخوردار است، محاکمه شوند.»
درخواست‌های مشخص دیده‌بان حقوق بشر
دیده‌بان حقوق بشر در نامه‌ی خود به رئيس جدید قوه‌ی قضاییه‌ی ایران، موارد مشخص زیر را درخواست کرده است:
۱. تشکیل یک کمیته‌ی مستقل و بی‌طرف حقیقت‌یاب برای شناسایی افرادی که در جریان سرکوب معترضان به نتایج انتخابات نقش آمر را داشتند. از جمله مشخص‌شدن نقش حسین طائب، فرمانده نیروی مقاومت بسیج، سردار اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، حجت‌الاسلام غلامحسین رمضانی، فرمانده حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران و سعید مرتضوی دادستان تهران.
۲. تحقیق و تفحص در خصوص اظهاراتی که در خصوص شکنجه و بدرفتاری با بازداشت‌شدگان در بازداشتگاه کهریزک و زندان اوین مطرح شده است.
۳. بازگشایی پرونده‌ی مرگ زهرا کاظمی و زهرا بنی‌یعقوب و ادامه‌ی تحقیق درباره‌ی هر دوی آنها که بر اثر جراحت‌های وارده در بازداشتگاه در سال ۲۰۰۳ - ۲۰۰۷جان خود را از دست دادند.
۴. آزادی حسین درخشان، وبلاگ‌نویس، سیلوا هاراتونیان، فعال جامعه مدنی و کامیار و آرش علایی، پزشکان متخصص بیماری ایدز.
۵. آزادی یا محاکمه فوری هفت تن از رهبران جامعه بهایی در ایران که از ماه مه سال ۲۰۰۸ در بازداشت به‌سر می‌برند. در صورت محاکمه، باید به این افراد فرصت داده شود که به اتهام‌هایی که علیه آنها مطرح شده، در دادگاهی که با استانداردهای بین‌المللی دادگاه‌های عادلانه مطابقت دارد، از خود دفاع کنند.
*****
فرمانده سپاه: کشته‌های بسیج بیشتر از مخالفین است!
محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران می‌گوید که در مقابل مرگ ۱۳ عضو بسیج در حوادث اخیر، تنها ۹ نفر از «مخالفین و معارضین» کشته شده‌اند. به گفته آقای جعفری، هفت تن از نیرو‌های مردمی که «بعضا سابقه بسیج» دارند نیز در این حوادث جان باخته‌اند. پیش‌تر مقام‌های رسمی از کشته شدن تنها ۹ عضو بسیج در جریان ناآرامی‌های ایران خبر داده بودند که هویت هیچ‌یک از آنها تاکنون اعلام نشده است. فرمانده پلیس ایران نیز تعداد کشته‌های حوادث اخیر که بر اثر تیراندازی جان باخته‌اند را ۲۰ نفر اعلام کرده است. این در حالی است که فرمانده سپاه، کشته شدن این ۱۳ بسیجی را نشانه «مظلومیت» سپاه پاسداران دانسته که در حوادث اخیر «بیش از آنکه به خود توجه داشته باشند، متوجه مردم بودند». کمیته حقیقت‌یاب مجلس نیز تعداد این کشته‌ها را ۳۰ نفر اعلام کرده و در مقابل، علیرضا بهشتی نماینده میرحسین موسوی در هیات ویژه آسیب‌دیدگان حوادث اخیر، از در اختیار داشتن نام ۶۹ نفر از کشته‌های اخیر خبر داده که به گفته او این نام‌ها به مجلس ارائه شده است. مجلس ایران به دستور علی لاریجانی، کمیته‌ای حقیقت‌یاب برای بررسی وضعیت بازداشتگاه‌ها و بازداشتی‌ها حوادث اخیر تشکیل داده است. در جریان حوادث پس از انتخابات در ایران، آن طور که قوه قضائیه اعلام کرده است بیش از چهار هزار نفر دستگیر شدند.
گروهی از بازداشت‌شدگان به بازداشتگاه کهریزک منتقل شدند که در آنجا تعدادی از آنها بر اثر ضرب و شتم جان باختند. مقام‌های دولتی ایران می‌گویند که هیچ متهمی در این بازداشتگاه بر اثر ضرب و شتم کشته نشده است. برخی جریان‌های محافظه‌کار و فرماندهان سپاه، میرحسین موسوی را عامل «قتل» این افراد می‌دانند. آنها می‌گویند که اگر موسوی هواداران خود را به حضور در خیابان‌ها تشویق نمی‌کرد، کسی کشته نمی‌شد. این استدلال همراه با اتهامی مبنی بر رابطه خارجی‌ها با ستاد‌های انتخاباتی موسوی، با واکنش رئیس ستاد انتخاباتی وی مواجه شده است.
به گزارش خبرگزاری فارس، آقای جعفری همچنین گفت که در جریان حمله به کوی دانشگاه تهران، نیرو‌های بسیج دخالت نداشته‌اند و لباس‌ شخصی‌هایی که ربطی به این نیرو نداشتند، «خودسرانه» دست به این اقدام زده‌اند. وی در عین حال افزود که ممکن است «تعداد کمی از بسیجیان که سازماندهی نشده بودند، در این قضیه وارد شده باشند». این فرمانده سپاه خبر داد که گروه ویژه‌ای برای بررسی این موضوع تشکیل شده و احتمال می‌دهد تا پایان شهریور ماه دادگاهی مخصوص این عوامل تشکیل شود. آقای جعفری اشاره‌ای به نحوه برگزاری و تعداد این متهمان نکرد. آیت‌الله علی خامنه‌ای نیز هفته گذشته در جمع گروهی از دانشجویان اطمینان داد که با عواملی که به کوی دانشگاه تهران حمله کرده‌اند با جدیت برخورد خواهد شد.
*****
روزنامه‌نگاران ایرانی تحت فشار نهادهای امنیتی
رادیو فردا: ایران بزرگ‌ترین زندان روزنامه‌نگاران در دنیاست. این گفته‌ای است که سازمان‌های مدافع حقوق روزنامه‌نگاران، از جمله سازمان گزارشگران بدون مرز، بارها به آن اشاره کرده‌اند. بازداشت ده‌ها روزنامه‌نگار پس از انتخابات ریاست‌ جمهوری در ایران خود گواهی بر وضعیت روزنامه‌نگاران در ایران است. احمد زيدآبادی، شيوا نظرآهاری، هنگامه شهيدی و بهمن احمدی امويی همراه با ده‌ها نام ديگر همگی کسانی هستند که کارشان نوشتن، عکس گرفتن و تهيه مطلب برای مطبوعات است، رسانه‌هايی که در دنيا به رکن چهارم دموکراسی شهرت دارند. اکنون احمد زيدآبادی، يکی از روزنامه‌نگاران بازداشت شده، در ديدار با همسرش می‌گويد که در زندان به مرز جنون رسيده و قصد خودکشی داشته است. مهديه محمدی، همسر احمد زيدآبادی، در اين باره به راديوفردا گفته است: «علاوه بر ۱۳روز اعتصاب غذای آقای زيدآبادی در سلول انفرادی، ۱۸ روز ديگر هم که آنجا مانده حالت جنون به او دست داده است و خودش می‌گفت نمی‌توانم توضيح دهم، فقط به فکر اين بودم که خودم را از بين ببرم». مادر هنگامه شهيدی، روزنامه‌نگار و عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و مشاور امور بانوان مهدی کروبی، هم درباره وضعيت دخترش به راديوفردا چنين گفته است: «من برای سلامتی دخترم واقعاً نگران هستم. ۲۰ روز است که از او هيچ خبری ندارم، نمی‌دانم اصلا در اوين است يا نه. زمانی که دخترم را گرفتند من تا ۲۰روز اصلاً اطلاع نداشتم که او را کجا برده‌اند. به هر جا مراجعه می‌کردم می‌گفتند اسمش در کامپيوتر ما نيست و نمی‌دانيم چه کسانی او را بازداشت کرده‌اند و کجا برده‌اند». البته بی‌خبری از حال و روز هنگامه شهدی چندی بعد با تلفن او به مادرش پايان يافت. هنگامه شهيدی پس از ۴۰روز بازداشت در تماسی تلفنی با مادرش از افت شديد فشار خون خود در زندان خبر داد و درخواست کرد آخرين نسخه پزشکی او به مقامات اوين تحويل داده شود. بهمن احمدی امويی، از روزنامه‌نگاران حوزه اقتصاد که در وب‌سايت شخصی‌اش نگاهی هم به مسايل سياسی روز در ايران داشت، به گفته برادرش ۶۰ روز است که در زندان انفرادی به سر می‌برد. برادر او درباره اتهام بهمن احمدی امويی به راديوفردا می‌گويد: «هنوز اتهام او مشخص نشده و ما نمی‌دانيم. ما می‌خواهيم هر چه زودتر وضعيت او مشخص شود، يا بگويند جرمش چيست يا او را آزاد کنند». سازمان گزارشگران بدون مرز، يکی از نهادهای مدافع حقوق روزنامه‌نگاران، ايران را بزرگ‌ترين زندان روزنامه‌نگاران می‌داند. اما ظاهراً تهديد روزنامه‌نگاران محدود به دوران بازداشت و زندان آنها نمی‌شود. رضا معينی، مسئول بخش ايران در سازمان گزارشگران بدون مرز، در اين باره به راديوفردا می‌گويد: «بعد از ۲۲ خرداد و حوادثی که در ايران رخ داد، اين شکل بازجويی، تهديد قضايی و احضار از طرف نيروهای امنيتی همچنان ادامه دارد. حتی روزنامه‌نگارانی که آزاد شدند، دوباره احضار و مورد بازجويی قرار می‌گيرند يا تلفنی تهديد می‌شوند. حتی بسياری از روزنامه‌نگارانی که در شهرستان‌ها بودند و فعاليت آن‌چنانی در حوادث بعد از انتخابات نداشتند به نهادهای امنيتی احضار شده‌اند تا درباره برخی از فعاليت‌های خود توضيح دهند». بر پايه گزارش‌ها، هنگامي كه فريده غيرت، وکيل مدافع بهمن احمدی امويی، روزنامه‌نگار زندانی، برای پيگيری پرونده او به دادگاه انقلاب تهران مراجعه کرده بود، مسئولان شعبه امنيت دادگاه می‌گويند پرونده قضايی بهمن احمدی امويی گم شده است. برادر بهمن احمدی امويی اين مسئله را تأييد می‌کند و می‌گويد: «وقتی وکيل برادرم به دادگاه انقلاب رفته بود، رئيس دادگاه به او گفته بود پرونده بهمن را در اختيار ندارند چون گم شده است و از وکيل خواسته بود هر چه زودتر شماره پرونده بهمن را پيدا کند تا بتوانند وضعيت بهمن را مشخص کنند». سازمان گزارشگران بدون مرز از بازداشت ده‌ها روزنامه‌نگار در ايران پس از انتخابات رياست جمهوری خبر می‌دهد. برخی ديگر از روزنامه‌نگاران هم از گفت‌وگو با رسانه‌ها منع شده‌اند و اعمال فشار بر روزنامه‌نگاران ايرانی از سوی نهادهای اطلاعاتی و امنيتی و قضايی قصه‌ای است که هنوز به پايان نرسيده است.
*****
تداوم فشارها بر شادی صدر
میدان زنان: اوجود اينکه سبحانی، بازپرس شعبه دوم دادسرای امنيت تهران بيش از ده روز است دستور استرداد وسايل شادی صدر و خانواده اش را صادر کرده است، مقامات بند ۲۰۹ زندان اوين از اجرای اين دستور خودداری می کنند. اين گزارش حاکی از آن است که وکلای وی تاکنون دو بار به زندان اوين مراجعه کرده اند و هربار با عدم اجرای دستور قضايی مواجه شده اند. همچنين با وجود آزادی شادی صدر در تاريخ ۶ مرداد با قرار کفالت ۵۰ ميليون تومانی، در روزهای اخير تماسهای مکرری از سوی مراجع ناشناس با منزل و محل کار وی گرفته شده است حاکی از تداوم فشارها بر اين فعال حقوق زنان دارد. شادی صدر، روز جمعه ۲۶ تير در بلوار کشاورز دستگير شد و ماموران اطلاعات، پس از اينکه کليه وسايل شخصی وی را که در کيف خود به همراه داشت از جمله گوشی موبايل و دوربين عکاسی را ضبط کردند، به خانه او مراجعه کردند و مقدار زيادی از وسايل وی از جمله کليه مدارک شناسايی از جمله شناسنامه، مدارک کاری از جمله پروانه و دفترچه وکالت و همينطور هارد کامپيوترهای شخصی همسر و فرزندش را با خود بردند. با گذشت بيش از يک ماه از آزادی وی هيچيک از اين وسائل تاکنون مسترد نشده است.
*****
نکات تکمیلی در خصوص مدرک دروغین وزیر علوم پیشنهادی دولت کودتا
دانشجویی که دانشگاهش را نمی‌شناسد و دانشگاه هم «دانشجو» را نمی‌شناسد!
در تکمیل گزارش تحقیقی درباره‌ی مدرک تحصیلی «کامران دانشجو» و در پاسخ به تکذیب پر از تناقض رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، جزئیات جدیدی از این موضوع را مطرح می‌کنیم و قضاوت ابتدایی را به نمایندگان مستقل مجلس و قضاوت نهایی را به مردم وا می‌نهیم؛ جزئیاتی که نشان می دهد آقای دانشجو در آستانه اخراج از دانشگاه بوده که به بهانه‌ی انتشار کتاب «آیات شیطانی» دست به آتش زدن یک کتابفروشی در انگلیس زده و نیز اکنون مشخص شده که مقالات او در زمان تحصیل در انگلیس نیز تقلبی و با کپی‌برداری از روی مقالات علمی دیگران بوده است!
دیروز گزارش تحقیقی مربوط به مدرک تحصیلی وزیر علوم پیشنهادی دولت کودتا را منتشر کردیم، هنوز ابعاد واقعی این موضوع مشخص نبود و تنها روی این موضوع تردیدی نبود که یک جای کار می‌لنگد و رئیس ستاد انتخابات تقلبی، بالاخره بخشی از حرفهایش دروغ است و صحت مدرکش نیز با ابهام روبه‌روست. اما اکنون با توضیحاتی که ارائه شده و اطلاعات جدیدی که گردآوری کرده‌ایم، مشخص شده که مشکلات آقای دانشجو بیش از اینهاست.
حال در تکمیل گزارش پیشین، نکات زیر را به طور خلاصه ذکر می‌کنیم و بقیه پیگیری‌ها را به نمایندگان غیر وابسته و مستقل مجلس در روز رای اعتماد واگذار می‌کنیم:
1- خبرگزاری مهر در گفت‌وگو با آقای عباسپور، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، از قول ایشان آورده است که: «شایعات» مربوط به مدارک تحصیلی کامران دانشجو بررسی شده و مشکل خاصی وجود ندارد! در این خبر که تا این ساعت هنوز بر روی خروجی این خبرگزاری قرار دارد هیچ دانشگاهی به عنوان محل تحصیل ایشان ذکر نشده است، اما اشاره شده که آقای دانشجو، دانشجوی دکتری هوافضا در انگلستان بوده و تحصیلاتش به پایان رسیده اما به خاطر اعتراض به مواضع سلمان رشدی از این کشور اخراج می‌شود و دفاع او در دانشگاه امیرکبیر انجام می‌شود و مدرک دکترای وی نیز مورد تایید وزارت علوم است. خبرگزاری مهر در انتهای این خبر، آورده است که: «دانشجو در ارائه برنامه خود به مجلس آورده است که مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه کویین ماری و مدارک کارشناسی ارشد و دکتری خود را از دانشگاه منچستر کشور انگلستان بدست آورده است.»
2- ساعتی قبل از آنکه خبر به این شکل در خبرگزاری مهر منتشر شود، خبر دیگری در این خبرگزاری منتشر شد که به سرعت حذف شد. در آن خبر که از قضا در سایت «الف» نقل شده و تا این ساعت هنوز در
این آدرس وجود دارد، از قول آقای عباسپور «دانشگاه امپریال کالج لندن» به عنوان محل تحصیل آقای دانشجو ذکر شده بود. در آن خبر محذوف همچنین ادعا شده بود که دانشگاه امپریال کالج لندن موافقت کرده دفاع دانشجو از طریق تله تلویزیون انجام شود و همچنین بدون توجه به این ادعا، ادعای دیگری مطرح شده مبنی بر اینکه کامران دانشجو در حضور استادان دانشگاه امیرکبیر از تز خود دفاع کرده است. حال باید آقای دانشجو توضیح دهید که بالاخره کجا درس خوانده و کجا مدرک گرفته است.
3. با وجود سخنان متناقض آقای عباسپور و حذف بدون توجیه خبر از خبرگزاری مهر و انتشار خبری متفاوت، نکته‌ای از سخنان عباسپور قابل توجه است که در خبر اول می‌گوید: «وی مدرک دکتری را نه از دانشگاه امیرکبیر و نه از دانشگاه امپریال کالج لندن گرفته است اما وزارت علوم با توجه به سوابق تحصیلی و دفاع در دانشگاه امیرکبیر و سطح تحقیقاتی که انجام داده تشخیص داده است که این سوابق برابر با مدرک دکتری از دانشگاه امپریال کالج لندن است.» این به معنای دروغ چهارم است، در حالی که پیش از این کامران دانشجو ادعای دریافت دکترا از دو دانشگاه در لندن و منچستر را مطرح کرده بود و نیز اخیرا ادعا شده که او در دانشگاه امیرکبیر در جلسه دفاعیه شرکت کرده است.
4. آقای سعدالله نصیری، نماینده عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، در گفت‌وگو با مهر تصریح کرده که کامران دانشجو در جلسه این کمیسیون هیچ اشاره‌ای به دریافت مدرک دکترا یا برگزاری جلسه دفاعیه در ایران نداشته و تنها ادعا کرده که: «کلیه مدارج علمی خود را در انگلیس گذرانده است.» او همچنین وعده داده که در جلسه‌ی عصر امروز کمیسیون مذکور، از کامران دانشجو خواسته شود که درباره‌ی مدرک دکترای خود و نحوه‌ی اخذ آن توضیح دهد. همزمان امیر طاهرخانی، دیگر عضو این کمیسیون، نیز تاکید کرده که حتی اگر کامران دانشجو وزیر شود، صحت مدرک تحصیلی پیگیری خواهد شد. او گفته است: «اگر چنین موضوعی درباره کامران دانشجو نیز ثابت شود نمایندگان در رأی اعتماد باید آن را مد نظر قرار دهند اما اگر اهرمها در اختیار نباشد و صداقت نیز در کار نباشد و این شبهات به نمایندگان در زمان رأی اعتماد ثابت نشود می توان در صورت رأی آوردن پس از وزرات نیز موضوع را مانند موضوع "کردان" پیگیری کرد.»
5. سایت رخداد با توجه به اشاره اخیر به دریافت مدرک کامران دانشجو از «امپریال کالج لندن» از این دانشگاه درباره این موضوع استعلم کرده و پاسخ، منفی بوده است. در خبر این سایت آمده است: «اسمیت ابی گیل رئیس پرس افیس امپریال کالج لندن ، در پاسخ به به سایت رخداد(Rokhdad.org) در این مورد که آیا فردی به نام کامران دانشجو در آن دانشگاه تحصیل کرده است گفت: چنین کسی در اینجا تحصیل ننموده است.»
6. آقای عباسپور در توضیحات خود اشاره نکرده‌اند که وزارت علوم دقیقا چه مدرکی به کامران دانشجو اعطا کرده است. هرچند از توضیحات ایشان به نظر می‌رسد که منظور، مدرک معادل است، اما برخی اطلاعات موجود نشان می‌دهد که او مدرک «دکترای افتخاری» دریافت کرده است، یعنی شبیه آقای کردان، اما توسط وزارت علوم ایران. همچنین ایشان توضیح نداده‌اند که بر فرض صحت ادعای تحصیل در انگلستان (لندن یا منچستر، هرکدام) و دفاع در دانشگاه امیرکبیر و دریافت مدرک از وزارت علوم، آیا چنین کسی حق دارد خود را دارنده‌ی PHD از دانشگاه منچستر و یا امپریال کالج لندن معرفی کند؟!
7. برخی اطلاعات رسیده به «موج سبز آزادی» نشان می‌دهد که آقای کامران دانشجو و یک نفر دیگر که نامش پیش ما محفوظ است، در زمان بلوای سلمان رشدی در آستانه‌ی اخراج از دانشگاه بوده‌اند و اقدام انتحاری آنها در «آتش زدن کتابفروشی انتشارات پنگوئن» برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات تحصیلی خود و در جهت سوء استفاده از فتوای امام و مواضع متقابل دولت انگستان بوده است. بد نیست آقای دانشجو در جلسه فردای مجلس در این باره نیز توضیح دهند. برای نیل به واقعیت در این مورد، می‌توان بررسی کرد که تاریخ مخالفت دانشگاه با ادامه تحصیل ایشان، مربوط به قبل از ماجرای سلمان رشدی بوده یا بعد از آن.
8. «موج سبز آزادی» به کمک خوانندگانش به مواردی از تقلب‌های کامران دانشجو در تهیه مقالات علمی دست یافته که دست‌کم در سه مورد به طور قطعی ثابت شده است که آقای دانشجو مقالاتش را از روی مقالات خارجی کپی می‌کرده است. در صورت لزوم این مقالات منتشر خواهد شد تا خوانندگان مقایسه و قضاوت کنند.
*****
تلاش برای جلوگیری از سفر احمدی‌نژاد به آمریکا
سایت دولتی تابناک - كدخبر: ۶۱۶۲۳
سرویس بین‌الملل ـ یکی از سناتورهای پر نفوذ جمهوری‌خواه آمریکا، با فرستادن نامه‌ای به اوباما، از وی خواسته است که اجازه ندهد، احمدی‌نژاد برای شرکت در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل، وارد خاک آمریکا شود.
به گزارش «تابناک»، «زین نیوز» با اعلام این خبر آورده است: «راس لتینن»، سناتور جمهوری‌خواه با بیان اینکه احمدی‌نژاد تهدید مستقیمی برای آمریکاست، از اوباما خواسته است، اجازه ندهد وی برای شرکت در اجلاس سالانه مجمع عمومی وارد آمریکا شود.
بنا بر این گزارش، لتینن که عضو شورای روابط خارجی آمریکا نیز هست، در این نامه همچنین یادآور شده است: از آنجا که حکومت ایران، حامی شبکه‌های اسلامگرا در سطح جهان، خواستار نابودی یک کشور دیگر عضو ملل متحد و به دنبال گسترش سلاح‌های هسته‌ای و شیمیایی است، بنابراین دولت آمریکا نباید اجازه حضور مقامات ایرانی را در آمریکا بدهد.
گفتنی است، آمریکا به عنوان کشوری که مقر سازمان ملل متحد در آن کشور قرار دارد، موظف است برای همه کشورها امکان شرکت در نشست‌های سالانه مجمع عمومی را به صورت یکسان فراهم آورد. این در حالی است که تاکنون آقای احمدی‌نژاد نیز چندین بار اعلام کرده که لازم است مقر سازمان ملل متحد به کشور دیگری تغییر یابد.
*****
درخواست تحقیق در مورد نقش مرتضوی، تائب، رمضانی و احمدی مقدم در سرکوب
سازمان دیده بان حقوق بشر در نامه ای به حجت الاسلام صادق لاریجانی از وی خواست تا برای پیداکردن کسانی که آمر سرکوب تظاهرکنندگان بعد از انتخابات وهمچنین آزار و اذیت بازداشت شدگان بودند یک کمیته حقیقت یاب تشکیل دهد.
این نهاد مدافع حقوق بشر در نامه به رئیس قوه قضائیه نوشت که«به خصوص کمیته باید نقش حسین تائب فرمانده نیروی مقاومت بسیج، سردار اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی، حجت الاسلام غلامحسین رمضانی رییس حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران و همچنین سعید مرتضوی دادستان تهران را مورد تحقیق وتفحص قرار دهد.»
در بخش دیگری از نامه دیده بان حقوق بشر خطاب به صادق لاریجانی آمده است «ما این نامه را برای بیان نگرانی های عمیق خود در خصوص نقض جدی وگسترده حقوق بشر که بعد از انتخابات دوازدهم ژوئن (22 خردادماه) درایران رخ داده است برای شما می نویسیم. دیده بان حقوق بشر امیدواراست در سمت جدید به عنوان رییس قوه قضاییه با سرعت و با شدت هرچه تمام تر برای پایان دادن به این آزار واذیت ها ونیز تحقیق وتحت تعقیب قراردادن افرادی که مسوول چنین اقداماتی بوده اند اقدام کنید.»
این سازمان مدافع حقوق بشر افزود«ما همچنین بر انجام تحقیقات بی طرفانه درخصوص افرادی که آشکارا درنتیجه شکنجه وبدرفتاری در بازداشت جان خود را از دست دادند تاکید داریم و خواستار آن هستیم که به نگهداری بازداشت شدگان در بازداشتگاه های غیرقانونی و غیررسمی پایان داده شود.»
*****
تبدیل سازمان سنجش به مرکز جذب جاسوس در دانشگاهها
در حالی که خبر می‌رسد در کنکور فوق لیسانس امسال نیز گروهی از دانشجویان حائز رتبه‌های بالا، ستاره‌دار و محروم از ادامه تحصیل شده‌اند، «موج سبز آزادی» خبردار شده که نیروهای امنیتی در پوشش سازمان سنجش و با استقرار در ساختمان مرکزی این سازمان در خیابان کریمخان زند، اقدام به جذب منبع و مخبر (جاسوس) از میان پذیرفته‌شدگان کنکور می‌کنند.
به گزارش موج سبز آزادی، برخی موارد تلاش‌ها برای استخدام منبع در خصوص کسانی انجام می‌شود که در کنکور اخیر فوق لیسانس پذیرفته شده‌اند، اما ثبت نام آنها به همکاری با تشکیلات اطلاعاتی منوط شده و از سابقه‌ی عضویت در ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان و تهدید در این باره نیز به عنوان یک حربه‌ی فشار برای جلب همکاری استفاده شده است.
این در حالی است که همزمان خبر می‌رسد با اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد مشخص شده که تعدادی از دانشجویان با وجود کسب رتبه‌های بسیار بالا از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد محروم شده‌اند.
سایت ادوار نیوز که از ستاره‌دار شدن تعداد جدیدی از دانشجویان خبر داده، همزمان به انکار وجود دانشجویان ستاره‌دار توسط احمدی نژاد در جریان رقابت‌های انتخاباتی پیشین اشاره کرده و نیز خبر داده که شیوا نظرآهاری، از زندانیان سیاسی اخیر، تحت فشار است تا این واقعیت را که او یک دانشجوی محروم از تحصیل بوده است، انکار کند.
میلاد اسدی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، نیز به تازگی خبر داده که این تشکل مهم دانشجویی به زودی موارد محرومیت از تحصیل کنکور اخیر را که به گفته‌ی این عضو تحکیم «امسال به شکل جدیدی انجام گرفته است» منتشر خواهد کرد.
*****

آقای رئیس‌جمهور، ماجراهای کوي و کهریزک هم سناريوي دشمن بود؟
سایت دولتی تابناک - كدخبر: ۶۱۷۰۲
چگونه می‌توان ادعا کرد، هر کژی و ناراستی که در نظام پدید می‌آید، کار دیگران و غیر خودی‌ها و عوامل برانداز آن است و اصولا ما منزه از هرگونه اشتباه و خطایی هستیم و هیچ اشتباهی در رخدادهای پس از انتخابات صورت نگرفته است؟!
از سوی دیگر، چگونه این غیر خودی‌ها، به اندرون امنیتی‌ترین نهادهای ما راه پیدا می‌کنند و در راستای سیاه‌نمایی دولت، فعالیت می‌‌کنند و آنقدر قدرت دارند که بسیاری از بازداشتی‌ها را در اختیار خود می‌گیرند؟ اگر افرادی که در کهریزک آن اعمال را انجام دادند، از بیگانگان بودند، چرا تا هنگامی که رهبر انقلاب متوجه موضوع شدند و دستور تعطیلی آن را دادند، همچنان به کار خود مشغول بودند؟
به گزارش «تابناک»، روز گذشته، رئیس‌جمهور در خطبه‌های پیش از نمار جمعه تهران درباره عاملان حمله به کوی دانشگاه و جریانات بازداشتگاه کهریزک، اظهار نظر جالبی کرد: حوادث بدي اتفاق افتاد، جمعي از مردم آسيب ديدند حوادث بسيار تلخ بود، عد‌ه‌اي به کوي دانشگاه حمله و کارهاي زشتي کردند، در برخي بازداشتگاه‌ها، اقدامات زشتي انجام شد، مي‌خواهم اعلام کنم اين کارهايي که در کوي دانشگاه و بازداشتگاه و امثال اين انجام شد، اينها هم اجزاي سناريوي دشمن بود، اينها به دست وابستگان به جريان براندازي انجام شد.
حال این پرسش پیش می‌آید که این عناصر غیر خودی و دشمن چگونه به اندرون امنیتی ترین نهادهای حکومت راه پیدا می‌کنند و در آنجا برای لطمه وارد کردن به دولت فعالیت می‌کنند؟ چگونه است فعالیت این غیر خودی‌ها، با وجود اینکه ما می‌دانیم غیر خودی و دشمن هستند، ادامه می‌یابد و تنها هنگامی که رهبر انقلاب از وجود چنین اعمالی آگاه می‌شوند، دستور تعطیلی آن بازداشتگاه کذایی را صادر می‌کنند؟ به عبارت دیگر، اگر رهبر انقلاب بنا بر گزارش‌های رسیده، بازداشتگاه کهریزک را تعطیل نمی‌کردند، آن وابستگان جریان‌های برانداز، هنوز در حال لطمه وارد کردن به حیثیت نظام بودند؟ رهبر انقلاب که خود دستور تعطیلی بازداشتگاه را صادر کردند و فرمودند که جنایاتی صورت گرفته است، آیا آنان را منتسب به عوامل بیگانه یا براندازان کردند؟
آیا این اظهارات تضعیف نیروهای انتظامی و پلیس این کشور نیست؟ آیا پلیس می‌پذیرد که در درون ساختار این نیرو که مسئولیت حفاظت از جان و مال و آبروی مردم را بر عهده دارد، عوامل براندازی این گونه رخنه کرده‌اند؟ مگر در نیروی انتظامی دایره حفاظت اطلاعات نیست که پیش از اینکه اخبار مجموعه تحت نظر آن به مقامات ارشد نظام برسد، با آن برخوردی قاطع کنند؟ آیا این نیروهای براندازی که در درون نیروی انتظامی وجود دارد، آنقدر قدرت دارند که همه بازداشت‌شدگان را در اختیار خود داشته باشند و بخواهند با آزار و اذیت آنان به نظام لطمه وارد کنند؟
آیا گاه آن نرسیده است که اندکی به خود بازگردیم و اگر عیب و نقصی به هر دلیلی در سیستم هست، به جای فرافکنی و انتساب آن به دیگران، در صدد رفع آن برآییم؟ آیا در صورت فرافکنی و سلب مسئولیت کردن مشکلات حل می‌شود؟
به هر روی، موضوع بازداشتگاه کهریزک از دو حال بیرون نیست؛ یا مسئولان نیروی انتظامی از وجود چنین تخلفاتی آگاه بوده‌اند که در این صورت، باید بازخواست شوند و یا اینکه این جریان، جریان خودسری بوده که دور از چشم مسئولان نیروی انتظامی فعالیت می‌کرده‌اند که در این صورت، با نکوهش مسئولان نیروی انتظامی، توقع برخورد قاطعانه با آنان حسب امر رهبر انقلاب ضروری است.
اقدامی که خود دارای دو نفع است: نخست اینکه نهادهای امنیتی را که از قضا از حساس‌ترین نهادهای موجود در کشورند، از اتهام اهمال و خودسری تبرئه می‌کند و دیگر آنکه اندکی از دردهای افراد و خانواده‌هایی را که در این بازداشتگاه‌ها، آزار و اذیت شده‌اند می‌کاهد.
*****
شیوا نظرآهاری، در دفاع از انسان‌ها خط قرمز نمی‌شناخت
جمعی از فعالان سیاسی، مدنی و دانشجویی از احزاب و گروه‌های مختلف، به دعوت کمیته پیگیری بازداشت‌های خودسرانه با حضور در منزل شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر بازداشت شده و دبیر کمیته گزارشگران حقوق بشر با خانواده وی دیدار کردند.

در ابتدای این دیدار مادر شیوا نظرآهاری ضمن تشکر از حاضران به تشریح آخرین وضعیت دخترش پرداخت و گفت: «شیوا از روز بعد از انتخابات که در محل کارش بازداشت شده است در زندان اوین محبوس است و مدت زمان زیادی را در انفرادی گذرانده است».
وی با یادآوری اینکه به گذشت 80 روز از بازداشت شیوا نظرآهاری گفت: «در آخرین ملاقاتی که با شیوا به شکل کابینی در اوین داشتم دخترم تاکید کرد که هنوز روند بازجویی‌ها ادامه دارد و مشخص نیست بعد از گذشت 80 روز در خصوص چه مسایلی همچنان از فرزندم سوال و جواب می‌کنند»؟
خانم نظرآهاری با اشاره به سخنان بازجو در خصوص فعالیت‌های شیوا نظرآهاری گفت: «وقتی این سوال را مطرح کردم که چرا با فرزند من برخورد کرده‌اید پاسخ دادند که دختر شما می‌خواهد از هر آدم دو پا و یک سر فارغ از عقیده و مرامش دفاع کند و اصلا خط قرمزی را رعایت نمی‌کند».
در ادامه این دیدار حسن اسدی زیدآبادی دبیر کمیته پیگیری بازداشت‌های خودسرانه و عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم با اشاره به فعالیت‌های حقوق بشری شیوا نظرآهاری گفت: «خانم نظرآهاری با توجه به سن کم، گستره فعالیت‌های حقوق بشری خود را در مواردی تعریف کرده بود که شاید بسیاری دیگر از فعالان حقوق بشری به سراغ آن نمی‌رفتند».
اسدی زیدآبادی با بیان اینکه "معدود کسانی را در میان فعالان حقوق بشر دیده‌ام که مانند شیوا نظرآهاری این چنین زندگی شخصی خود را وقف پی‌گیری مسایل حقوق بشر و قربانیان نقض حقوق بشر بکنند" ادامه داد: «نکته برجسته در فعالیت‌های خانم نظرآهاری تمرکز در حوزه‌های تخصصی حقوق بشر در کنار هماهنگی با کل جنبش حقوق بشر در ایران بود به طوریکه گرچه طی یکی دو سال گذشته بیشتر فعالیتهای خود را در زمینه کودکان کار و زنان بی‌سرپرست ادامه می‌داد اما همزمان به طور جدی وقتی مسایلی مانند نحوه برخورد با متهمان و یا موج اعدام گسترده افراد زیر 18 سال مطرح می‌شد در این گونه مسایل نیز فعال می‌شد».
اسدی زیدآبادی همچنین به بیانیه نهادهای مدنی و حقوق بشری بیش از 25 کشور آسیایی در محکومیت بازداشت شیوا نظرآهاری در نشست سالانه تشکل‌های آسیایی حقوق بشر در کشور اردن که چندی پیش برگزار شد اشاره کرد.
سیامک طاهری از فعالان چپ نیز در این دیدار، روحیه خانواده زندانیان سیاسی بعد از انتخابات را ستود و گفت: «ما در دیدارهایی که به همراه کمیته پیگیری بازداشت‌های خودسرانه با خانواده زندانیان سیاسی داشته‌ایم اگرچه قصد روحیه بخشی به آنها را مد نظر داشته ایم اما حقیقت آن است که در واقع ما از آنان روحیه گرفته‌ایم».
طاهری در ادامه گفت: «همواره در زمانی که حساسیت ملت ایران در برابر اتفاقات مملکت از بین رفته است، کشور ما در برابر دشمن خارجی آسیب پذیر شده و نتوانسته‌ایم از کشور خود دفاع کنیم همانند حمله اعراب و یا قوم مغول که اینچنین بوده است».
طاهری گفت: «وقتی اعتماد عمومی از جامعه رخت بر می‌بندد، وقتی رسانه‌های عمومی بی اعتبار می‌شوند و زمانی که حکومت فقط به سرکوب می‌اندیشد و هیچ تلاشی برای بازیابی اعتماد از دست رفته مردم انجام نمی‌دهد استقلال ملی به خطر خواهد افتاد چرا که حساسیت جامعه از میان خواهد رفت».
طاهری با بی خاصیت دانستن دادگاه‌ها و کیفرخواست‌های فرمایشی گفت: «بازداشت عده‌ای از فعالان سیاسی و مجبور کردن انها به سخنانی بر خلاف اعتقادات خود قبل از زندان بی پایه و اساس است». طاهری همچنین موج بحران عظیم اقتصادی پیش رو در کشور را خطرناک تر از بحران سیاسی دانست و تصریح کرد: «با توجه به وضعیت اقتصاد داخلی و ویرانی پایه‌های اقتصادی کشور آینده خوبی برای کشور ما متاسفانه پیش بینی نمی‌شود».
در ادامه این دیدار سید عسگری از فعالان سیاسی از اعضای حزب ملت ایران نیز با تشریح فعالیت‌های حقوق بشری شیوا نظرآهاری گفت: «هوشمندی خانم نظرآهاری در خصوص درک مفاهیم حقوق بشری ستودنی است».
سید عسگری گفت: «در مورد بازداشتگاه کهریزک که این روزها جنایات اتفاق افتاده در آن در کانون اخبار جهانی قرار گرفته است، از دو سال پیش و در زمان اجرای طرح برخورد با اراذل و اوباش خانم نظرآهاری بارها و بارها اطلاع رسانی کرده و با صدور بیانیه‌های متعدد و مصاحبه به اطلاع رسانی در خصوص وضعیت فاجعه بار این محل پرداخته بود اما متاسفانه توجه لازم به این اقدامات نشد».
سید عسگری همچنین با اشاره به فعالیت‌های نظرآهاری در انجمن دفاع از حقوق کودکان کار گفت: «ایشان برای تدریس و تعلیم کودکان کار هر روز به مرکز این ان جی او که در جنوب غرب تهران در پاسگاه نعمت آباد واقع بود می‌رفت و بدون هیچ چشمداشتی به کودکان کار تدریس می‌کرد. حضور این جمع نه تنها برای روحیه بخشی به خانواده نظرآهاری بلکه برای ادای احترام به فعالیت‌های شیوا نظرآهاری طی این سالهاست».
در ادامه این دیدار علیرضا جباری عضو کانون نویسندگان ایران نیز، آشنایی خود با شیوا نظرآهاری را مربوط به دیدار فعالان مدنی با وی بعد از آزادی از زندان دانست و گفت: «سال‌ها قبل هنگامی که از زندان به مرخصی آمده بودم خانم نظرآهاری به همراه جمعی از دوستان به دیدارم آمدند و از آن تاریخ به بعد همواره در جریان دیدار با خانواده زندانیان سیاسی خانم نظرآهاری را علیرغم سن کم، پیشقدم دیدم».
جباری گفت: «شیوا نظرآهاری جزو فعالانی بود که بار سنگینی را در خصوص فعالیت‌های اجتماعی بر دوش می‌کشید و امیدواریم که هر چه زودتر شاهد آزادی ایشان باشیم». جباری همچنین بر لزوم اتحاد عمومی نیروهای دموکراسی خواه برای ایستادگی در برابر سرکوب‌های سیاسی و اجتماعی تاکید کرد.
در این دیدار میلاد اسدی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز با تاکید بر فعالیت‌های حقوق بشری شیوا نظرآهاری گفت: «نکته‌ای که شاید بدان اشاره نشد آن بود که خانم نظرآهاری علاوه بر فعالیت به عنوان یک مددکار اجتماعی و یک فعال حقوق بشری در خصوص حوزه دانشجویی نیز همواره فعالیت‌های جدی داشتند به گونه‌ای که به دلیل همین فعالیت‌ها از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد محروم گشت».
میلاد اسدی گفت: «از سال‌های قبل موجی راه افتاد تا فعالان دانشجویی را به دلیل پیگیری مطالباتشان از حقوق ذاتی مانند حق تحصیل محروم سازند اما افرادی مانند خانم نظرآهاری با ایستادگی بر خواسته‌هاشان این حرکت حاکمیت را بی اثر کردند و بدین شکل حکومت اکنون حق آزادی و حضور آنان در اجتماع را سلب کرده و آنها را به زندان انداخته است».
اسدی با اشاره به اظهارات احمدی‌نژاد گفت: «احمدی‌نژاد در جریان مناظره‌های تلویزیونی به صراحت وجود دانشجویان سه ستاره را انکار کرد در حالی که این دانشجویان در حال حاضر در بازداشت به سر می‌برند و امسال نیز در اعلان نتایج کنکور کارشناسی ارشد برخی فعالان دانشجویی از تحصیل محروم شده‌اند که جزئیات این محرومیت‌ها به زودی از سوی دفتر تحکیم وحدت منتشر خواهد شد».
در این دیدار همچنین سلمان سیما فعال دانشجویی دانشگاه آزاد نیز با اشاره به فعالیت‌های صنفی شیوا نظرآهاری در این دانشگاه گفت: «مهم‌ترین خصوصیت شیوا نظرآهاری دفاع از انسان‌ها تنها به صرف انسان بودن آنها است او فارغ از هر نوع مرزبندی در حیطه‌های مختلفی از جمله حقوق اقلیت‌های دینی و قومی تلاش می‌کرد و پیگیری‌های او در خصوص موارد نقض حقوق دانشجویان در دانشگاه آزاد شاید موجب گردید تا از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد نیز محروم گردد».
گفتنی است شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر و دانشجوی محروم از تحصیل در تاریخ 23 خردادماه در محل کارش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. خانم نظرآهاری27 ساله فارغ‌التحصیل مهندسی عمران از دانشگاه آزاد تهران جنوب است که در سال گذشته به دلیل سه ستاره شدن امکان ادامه تحصیل در دوره کارشناسی ارشد را نیافت. نظرآهاری همچنین دبیر کمیته گزارشگران حقوق بشر، نهاد حقوق بشری که به پیگیری وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی می‌پردازد، می‌باشد. او همچنین از فعالان حقوق کودکان کار و عضو جمعیت کودکان کار و خیابان است.
*****
دستهایی درصددند تا ابهامات باقی ‌بماند
سایت دولتی تابناک - كدخبر: ۶۱۷۱۷
کاظم جلالی با تقدیر از بیانات راهگشای رهبرانقلاب در دیدار با دانشجویان، خواستار اضافه شدن دو نفر معتمد رئیس جدید قوه قضائیه به کمیته ویژه مجلس شد و با انتقاد از عملکرد برخی افراد و رسانه ها گفت: اگر جنگ نرم است، پادزهر سخت نمی خواهد. متاسفانه دست هایی در کار است تا ابهامات همچنان باقی بماند.به گزارش "تابناک" دکتر کاظم جلالی عضو کمیته ویژه مجلس در گفتگویی مشروح با مهر به ارزیابی خود از حوادث اخیر، ارائه پیشنهاداتی مهم برای اقناع و بازسازی اعتماد عمومی، زدودن التهاب از فضای سیاسی کشور و همچنین ناکام ساختن دشمنان پرداخت.وی در ابتدا گفت: در مسائل پس از انتخابات و اغتشاشات بوجود آمده چند نکته را باید مورد توجه قرار داد. نکته نخست اینکه تضییع حقوق ملی و کم یا بی اثر کردن حضور چهل میلیونی و یا هشتاد و پنج درصدی مردم، هتک حیثیت ملی و از بین بردن سرمایه بزرگ ملت را نباید نادیده گرفت. تاریخ قضاوت خوبی در خصوص برنامه ریزان، عاملان و مسببان آن نخواهد داشت، چرا که یک فرصت تاریخی از ملت ایران دریغ شد.تعبیر جنایت از لسان رهبری معظم انقلاب، وظیفه همگان را بسیار سنگین می نماید. باید با یک آسیب شناسی دقیق و سنجیده هم تخلفات را بخوبی شناخت و هم جنایات را. شفاف و صادقانه نیز با عوامل آن برخورد نمود.جلالی ادامه داد: نکته دوم اینکه پس از اعلام نتایج انتخابات و اعتراض ها، حوادثی تلخ رخ داد که در پی آن حوادث نیز که به تصریح مقام معظم رهبری تخلف و جنایت بود، علاوه بر دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک تصمیمات مهم دیگری هم گرفته شد و کمیته ویژه مجلس نیز در این راستا فعال است. تعبیر جنایت از لسان رهبری معظم انقلاب، وظیفه همگان را بسیار سنگین می نماید. باید با یک آسیب شناسی دقیق و سنجیده هم تخلفات را بخوبی شناخت و هم جنایات را. شفاف و صادقانه نیز با عوامل آن برخورد نمود. این برخورد مناسب و توام با صداقت و جدیت می تواند بخشی از اعتماد مخدوش را بازسازی نماید.مخبر کمیسیون امنیت ملی گفت: نکته سوم در این ماجرا برخی اتهامات به مجموعه نظام وارد آمده که باید در جهت ایجاد آرامش و بازگشت اعتماد عمومی به شکلی ظریف و مدبرانه و باز هم با نهایت صداقت تکلیف آن اتهامات را روشن نمود. از جمله آنها موضوع طرح شده توسط جناب آقای کروبی مبنی بر احتمال وجود آزار جنسی است. اگر چه در طرح وسیع این موضوع جفایی بزرگ بر نظام اسلامی رفت، اما متاسفانه برخورد غیر مدبرانه با این موضوع نیز می تواند جفای شگرف و بزرگتری بر جمهوری اسلامی وارد کند."بی تردید منشا آبروی همه ما از انقلاب سترگ اسلامی و نظام جمهوری اسلامی است و هیچ سرمایه ای از خود نداریم و حفظ نظام نیز از اهم واجبات است. این جمله امام را باید به دقت مورد توجه قرار داد که در هنگام هتک حیثیت نظام نیز باید با روشهای مدبرانه آنرا صیانت نمود."وی افزود: با موضوع مطروحه توسط جناب آقای کروبی می توان به دو شکل برخورد کرد. یک شکل آنکه با کوبیدن بر طبل ناسزاگویی و ... آنرا محکوم کرد و نگاشتن و افشای چنین نامه ای را محکوم نمود. دوم اینکه با درایت و با یک برنامه ریزی منضبط و دقیق عوارض بوجود آمده در افکار عمومی را رفع و یا به حداقل رساند. تردیدی وجود ندارد که افشا یک چنین نامه ای دستمایه رسانه های بیگانه علیه جمهوری اسلامی ایران شده و ایکاش ایشان از مجاری داخل نظام بدون کوفتن بر طبل رسانه موضوع را پی گیری می نمود. اما در هر حال این مسئله امروز افکار عمومی جامعه ما را رنج می دهد که آیا به واقع چنین اتفاق دردناک و غمباری افتاده است یا خیر؟!عضو کمیته ویژه مجلس افزود: ما باید با روشهای صحیح افکار عمومی را قانع نمائیم. لذا اینجانب به همراه جمعی از اعضاء کمیته ویژه مربوط به مسائل اخیر و بازداشتی ها با ایشان ملاقات نمودیم. در آن ملاقات کاشف به عمل آمد که 4 نفر به شخص آقای کروبی مراجعه کرده و مدعی آزار جنسی شده اند. در این ملاقات معلوم شد که از نظر ایشان این مسائل صرفاً ادعاست و برای ایشان نیز ثابت نشده است. سخن ایشان این بود که چنانچه این افراد احساس امنیت نمایند وی حاضر است ضمن معرفی آنان زمینه صحت و سقم اظهاراتشان را فراهم نماید. پیشنهاد شد چنانچه جمعی با هماهنگی ریاست محترم قوه قضائیه و کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی تشکیل شود جمع بندی آنها مسموع و فصل الخطاب باشد.با یک راه حل ساده می توان این موضوع را به سامان رساند و آن اینکه جمعی از معتمدین دستگاه قضایی ( مثلاً 2 نفر ) بعلاوه اعضایی از کمیسیون ویژه مجلس ( مثلاً 3 نفر ) با این 4 نفر جلسه بگذارند و سخنان آنان را بشنوند.جلالی پیشنهاد داد: به نظر می رسد با یک راه حل ساده می توان این موضوع را به سامان رساند و آن اینکه جمعی از معتمدین دستگاه قضایی ( مثلاً 2 نفر به نمایندگی از حضرت آیت الله لاریجانی ) بعلاوه اعضایی از کمیسیون ویژه مجلس ( مثلاً 3 نفر ) با این 4 نفر جلسه بگذارند و سخنان آنان را بشنوند. نتیجه هم از دو حال خارج نیست. یا نعوذ بالله مامورانی متخلف با استفاده از فضای بلبشوی اغتشاشات چنین جنایت دردناکی را مرتکب شده اند که در آن صورت مامورین باید با معرفی به دستگاه قضایی در مسیر برخورد عادلانه قرار گیرند و صادقانه مساله با مردم که صاحبان اصلی این نظام و انقلاب و کشورند در میان گذاشته شود تا بیش از این آبروی نظام به مسلخ نرود . و یا اینکه اثبات می شود چنین اتفاقاتی اساساً رخ نداده و صرفاً فضا سازی رسانه ای بوده است. در آن صورت هم با اعلام به افکار عمومی شائبه ها با صداقت زدوده شود. طبعاً جناب آقای کروبی هم باید از قبل بپذیرد که نتیجه اعلامی توسط این کمیته فصل الخطاب باشد.متاسفم از اینکه اعلام نمایم دستهایی در کار است تا همه مسائل دربوته ابهام و اجمال بماند و تلاش می نمایند تا از همه ظرفیت های نظام برای رفع این مسائل استفاده نشود.جلالی گفت: این فرمول و راه حل می تواند مسیر رفع این اتهام بزرگ را هموار نماید. اما متاسفم از اینکه اعلام نمایم دستهایی در کار است تا همه مسائل دربوته ابهام و اجمال بماند و تلاش می نمایند تا از همه ظرفیت های نظام برای رفع این مسائل استفاده نشود. و در همین راستا فعالیت های صادقانه مجلس شورای اسلامی و این کمیته را که اعضای آن با در کف دست گرفتن آبروی خویش و با دلسوزی تمام نسبت به نظام ، کشور و مردم تلاش می کنند را مسئله دار جلوه نمایند و صد البته خود نیز یا توان حل مسائل را ندارند و یا شاید هم نمی خواهند مسائل حل شود.وی افزود: امروز باید بدانیم بیش از فحاشی ، تهمت ، سخنرانیهای آتشین و تند و یا تجویز هر گونه بگیر و ببندی نیاز به منطق، برخورد صادقانه و دلسوزانه داریم. اگر این ماجرا یک جنگ نرم است ، پس مقابله با آن نیز نیازمند پادزهر نرم است. این آن چیزی است که جای آن خالی است. در این روزهای سخت بیش از پیش به یک استراتژی در برخورد صحیح و موثر نیازمندیم.وی در پایان نقش برخی از رسانه ها در دامن زدن به حوادث اخیر را نیز قابل بررسی و پیگیری خواند و گفت: نکته چهارم: خلاء یک استراتژی دقیق و تاثیر گذار رسانه ای در ماجرا های اخیر کاملاً مشهود است و البته مسئولیت این خلاء صرفاً به رسانه ملی باز نمی گردد. به نظر می رسد تدوین این استراتژی متوجه نهادی فرابخش و هماهنگ کننده است تا در مقابل حجم بالای اخبار متناقض و جنگ نرم و رسانه ای جهانی که با دقت و ظرافت انجام می شود با ارائه اخبار به موقع ، شفاف و صادقانه زمینه اعتماد مردم و دوری از شایعات را فراهم نماید. به نظر می رسد فعلاً در جنگ رسانه ای ما در یک موضع انفعال قرار داریم . دیگران شایعات را با اختلاط درستها و غلطها می پراکنند. این شایعات کاملاً به خورد جامعه می رود آنگاه جریان رسانه ای کشور به دنبال جمع کردن توپ است و تلاش می کند با طراحی هایی که برخی از آنها نیز صوری و نمایشی و غیر قابل پذیرش است به نوعی با آن جریان رسانه ای مقابله نماید که البته بعضاً نیز اثر معکوس دارد و « از قضا سرکنگبین صفرا فزود».
*****
گزارش معصومه ابتکار از دیدار با خانواده شهید اشکان سهرابی
معصومه ابتکار بار دیگر از دیدار چند عضو شورای شهر تهران با خانواده شهدای جنبش سبز نوشت. خانم ابتکار که پیش از این هم گزارش‌های مشابهی را منتشر کرده بود، این بار در وبلاگش از دیدار با خانواده شهید اشکان سهرابی نوشته است:
داغدار با پیراهنی سیاه روبرویمان نشست و گفت: خانم ابتکار، شما دانشگاه تربیت مدرس هستید، درست است؟
گفتم: بله.
گفت: من از کارکنان آن دانشگاه هستم.
شنیده بودم یکی از کارمندان دانشگاه فرزند خود را در جریان حوادث اخیر از دست داده است. اما نمی دانستم کیست و حالا به همراه آقای دکتر نجفی در پی دیدارهایی که به عنوان اعضای شورای شهر با خانواده های آسیب دیدگان داریم، در منزل او بودیم.
روبرویم پدر اشکان سهرابی و در کنارم مادر او نشسته بود؛ داغدار و پریشان. اشکان دانشجوی 20 ساله رشته آی تی دانشگاه آزاد قزوین بود که روز 30 خردادماه در جریان حوادث پس از انتخابات در محله هاشمی تهران به ضرب گلوله کشته شد.
مادر اشکان با ابراز ناراحتی بسیار از مرگ فرزندش می گفت :او روز 31 خردادماه امتحان داشت و آن روز در خانه مشغول درس خواندن بود. حدود ساعت 8 شب گفت که برای گرفتن جزوه ای به منزل دوستش که فاصله ای 5 دقیقه ای تا منزل ما دارد، می رود و سریع بازمی گردد. اما 10 دقیقه بعد دوست اشکان سراسیمه خبر داد که او را به بیمارستان بردند.
اشکان در خیابان بوستان سعدی که همیشه خیابان خلوتی است و آن روز هم تظاهرات و تجمعی در آن نبوده با شلیک گلوله ای از نقطه ای نامعلوم مضروب و دقایقی بعد از اینکه با یک موتوری او را به بیمارستان لولاگر می رسانند در اثر شدت خونریزی جان می سپارد.
مادر اشکان و پدر او که به عنوان بسیجی سابقه حضور در جبهه های دفاع مقدس را دارد و برادرش نیز ایثارگر و پدر شهید است، از حوادث پس از فقدان پسرشان نیز بسیار آزرده اند؛ از اینکه با دوربین تلویزیون برای مصاحبه به منزلشان آمدند تا ماجرا را جور دیگری جلوه دهند و البته آنها حاضر به چنین کاری نشدند؛ از اینکه بستگان و فامیل در مراسم چهلم اشکان و بر سر مزار وی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و حتی مادر بزرگ اشکان در امان نماند؛ از اینکه مزار دلبندشان را به آتش کشیده بودند و ...
مادراشکان از خصوصیات او که می گفت اشک امانش نمی داد: پسرم مونس و همدم بود؛ روحیه ای آرام و اخلاقی ملایم داشت و سرش به کار خودش ...
اشک های مادر اشکان تلخ بود، اما از اینکه به عنوان اعضای شورای شهر به این خانواده ها سر می زنیم و تلاش می کنیم تسلای دل آنها باشیم قدری آرام می گیریم.
*****
کاتوزیان: دفن جنازه‌های بی‌هویت صحت دارد؛ مسئولان بهشت زهرا بی‌خبرند؛ پزشکی قانونی باید توضیح دهد
یک نماینده اصولگرای عضو کمیته ویژه مجلس برای بررسی حواث اخیر اعلام کرد که مسئولان بهشت زهرا در خصوص دفن دسته‌جمعی جنازه‌های بی‌هویت از خود سلب مسئولیت کرده‌اند و باید مسئولان پزشکی قانونی در این خسوس پاسخگو باشند.
حميدرضا كاتوزيان در گفت‌وگو با ايسنا با اشاره به بازديدي كه از قطعه‌ 302 بهشت‌زهرا داشته است، گفت: اين موضوع كه افرادي در بهشت‌زهرا دفن شده و روي محل دفن آن‌ها شماره دفن به جاي نام آن‌ها حك شده، صحت دارد؛ اما مسئوليت بررسي در اين رابطه متوجه شهرداري يا سازمان بهشت‌زهرا نيست، بلكه بايد براي مشخص شدن دقيق‌تر اين مطلب از سوي پزشكي قانوني استعلام شود كه در اين رابطه با مسئولان مربوطه در مجلس صحبت كردم تا مكاتباتي با پزشكي قانوني در اين رابطه انجام شود و تكليف اين ماجرا نيز روشن شود.
عضو كميته‌ ويژه مجلس شوراي اسلامي در رابطه با بررسي حوادث پس از انتخابات، اظهار كرد: در بازديد از قطعه 302 بهشت زهرا اين موضوع مشخص شد كه در اين قطعه تعدادي از افرادي كه به هر صورت در حوادثي فوت مي‌كنند و هويت آن‌ها نامشخص است، پس از مدتي كه در پزشكي قانوني اين اجساد مي‌ماند و بستگان آن‌ها مشخص نمي‌شود به اين قطعه از بهشت‌زهرا منتقل شده و در اينجا دفن مي‌شوند.
كاتوزيان در ادامه توضيح داد: به طور مثال ممكن است فردي در مترو سكته كند يا نيمه‌ شب در خيابان و موقع عبور با خودرويي تصادف كرده و آن خودرو متواري شود و فرد فوت كند يا اين‌كه افرادي معتاد در خيابان فوت شوند، اجساد اين افراد به پزشكي قانوني منتقل مي‌شود و اگر پس از مدتي بستگان آن‌ها به پزشكي قانوني مراجعه نكنند اين جنازه‌ها به بهشت‌زهرا منتقل شده و در آنجا مدفون مي‌شوند. از آنجا كه هويت اين افراد نامشخص است روي قبر آن‌ها تنها شماره جواز دفن نوشته مي‌شود، چرا كه نام آن‌ها مشخص نيست و نمي‌توان نام اين افراد را روي قبرشان نوشت. البته در همين مدت تعدادي از بستگان اجسادي كه در اين قطعه دفن شده و هويت نامشخصي داشتند به پزشكي قانوني مراجعه كرده و هويت اين اجساد مشخص شد.
نماينده مردم تهران در خانه ملت ادامه داد: طبق توضيحاتي كه مسئولان بهشت زهرا به بنده دادند برخي از افرادي كه در اين قطعه دفن شده بودند شرايط اين چنيني برايشان پيش آمده بود؛ اما اين‌كه لابه‌لاي اين اجساد، اجساد كساني كه در حوادث اخير كشته شده‌اند نيز وجود دارد يا نه، را بهشت‌زهرا نمي‌تواند تعيين كند به عبارت ديگر بهشت‌زهرا و شهرداري مسئوليتي در اين ارتباط ندارند چرا كه وظيفه آن‌ها تنها كفن و دفن و تدفين اجساد است، بنابراين براي مشخص شدن دقيق‌تر اين مطلب بايد از پزشكي قانوني استعلام شود.
وي افزود: با اين وجود در حال حاضر تعدادي از اجساد با هويت نامعلوم وجود دارد كه ممكن است بعدا بستگان آن‌ها مشخص و هويت اين اجساد نيز معلوم شود؛ اما اگر اين اجساد در ارتباط با حوادث اخير بوده‌اند بهشت زهرا نمي‌تواند اين موضوع را روشن كند و شهرداري متولي اين مسئله نيست بلكه بايد با مكاتبه با پزشكي قانوني مراحل لازم صورت گيرد.
عضو كميته‌ي ويژه مجلس براي بررسي حوادث پس از انتخابات هم‌چنين در ادامه گفت‌وگو با ايسنا، گفت: بنده فكر نمي‌كنم كه بررسي اين موضوع به نبش قبر كشيده شود،
چرا كه پزشكي قانوني به راحتي مي‌تواند شفاف‌سازي لازم را در اين مورد انجام دهد.
*****
سعید مرتضوی برکنار شد
خبرگزاری ایلنا: كد خبر: 74017
با حكمي از سوي رئيس قوه قضائيه؛
جعفري دولت‌آبادي دادستان عمومي و انقلاب تهران شد

رئيس قوه قضائيه طي حكمي عباس جعفري دولت آبادي را به‌سمت دادستان عمومي و انقلاب اسلامي منصوب كرد. اين سمت پيش از اين در اختيار سعيد مرتضوي بود.
ايلنا: آيت‌الله آملي لاريجاني، رئيس قوه قضائيه طي احكام جداگانه‌اي دادستان انتظامي قضات، معاون آموزش قوه قضائيه و دادستان عمومي و انقلاب تهران را منصوب كردند. به گزارش ايلنا، آيت‌الله آملي لاريجاني، رئيس قوه قضائيه طي احكامي جداگانه، حجت‌الاسلام احمد شيفعي را به‌سمت دادستان انتظامي قضات‏، حجت‌الاسلام احمد واعظي جزئي را به سمت معاون آموزش قوه قضائيه و عباس جعفري دولت آبادي را به‌سمت دادستان عمومي و انقلاب اسلامي منصوب
كرد.
*****
از سوی آیت الله صادق لاریجانی:
هیئت نظارت بر رسیدگی به حوادث و اغتشاشات اخیرمنصوب شدند
خبرگزاری ایلنا: كد خبر: 74020
لاریجانی از اين هيئت خواست پرونده‌هاي متشکله مربوط به حوادث اخير و اغتشاشات پس از انتخابات ،کوي دانشکاه و بازداشتگاه کهريزک رسيدگي عادلانه،قاطع وسريع نمايند و بر روند دادرسي پيگيري مستمر و نظارت داشته باشند.
ایلنا: رئيس قوه قضاييه طي حکمي معاون اول ،دادستان کل کشور و رئيس حوزه رياست قوه قضاييه را مامور رسيدگي به پرونده‌هاي مربوط به حوادث واغتشاشات اخير کرد. به گزارش ایلنا متن حکم آيت الله صادق لاريجاني به شرح ذيل است: حجت الاسلام والمسلمين آقاي رئيسي ،معاون اول محترم قوه قضاييه حجت الاسلام والمسلمين آقاي محسني اژه اي،دادستان محترم کل کشور حجت الاسلام والمسلمين آقاي خلفي،مشاور محترم ورئيس حوزه رياست قوه قضاييه نظر به ضرورت رسيدگي عادلانه،قاطع وسريع به پرونده‌هاي متشکله مربوط به حوادث اخير و اغتشاشات پس از حماسه ملي انتخابات رياست جمهوري و کوي دانشکاه و بازداشتگاه کهريزک و لزوم پيگيري مستمر و نظارت بر روند دادرسي و شناسايي عوامل اصلي و برخورد قانوني و قاطع با متخلفين در هر رتبه و جايگاهي که باشند،مقرر مي‌دارد بر کليه مراحل رسيدگي اعم از تحقيقا ت دادسرايي و محاکمات دادگاهي ،ضمن رعايت کليه ضوابط قانوني وحقوق متهمين نظارت مستمر به عمل آورده و مراتب را به اينجانب گزارش نمائيد.
*****
در نامه ای اعلام شد:
درخواست کروبی برای دیدار و ارائه مستندات آسیب دیدگان به صادق لاریجانی

حجت الاسلام مهدی کروبی با نگارش نامه ای سرگشاده به صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه اعلام آمادگی کرد تا بخشی از مستندات خود را درباره آنچه روی داده به او ارایه کند و در صورت تامین امنیت آسیب دیدگان برخی از آنها را نیز به وی معرفی تا نسبت به احقاق حق انها اقدامات لازم انجام شود.
به گزارش خبرگزاری مهر، متن کامل نامه کروبی به صادق لاریجانی به شرح زیر است : با سلام و تحیت و تبریک انتصاب جنابعالی به سمت ریاست خطیر قوه قضائیه و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات آن‌جناب در ماه پر برکت رمضان. از خداوند بزرگ برایتان در این مسؤولیت جدید و قرار گرفتن در مسندی که به موجب طبع اولیه، جایگاه انبیای الهی و اوصیای ایشان برای اجرای عدالت و احقاق حق است، آرزوی توفیق دارم.امیدوارم که آن محقق فرزانه و تربیت یافته بیت فقاهت و مرجعیت و تقوی با ابتکار و نوآوری مبتنی بر آموزه‌‌های غنی اسلام و درک دقیق شرایط زمان و مکان و بذل مساعی جمیله جهت حفظ و تقویت استقلال عدالتخانه، گامی بلند در راستای تحقق عدالت به عنوان هدف غایی ادیان الهی و تضمین حقوق آحاد مردم و تحکیم اساسی ملک بردارند و کارآمدی احکام نورانی اسلام ناب محمدی و تربیت‌یافتگان آن حکمت را به اثبات برسانند. در ادامه خاطر مبارک را مستحضر می‌دارم که در جریان انتخابات با شکوه و افتخارآفرین اخیر ملت بزرگ ایران و متعاقب آن، متأسفانه رفتارها و حوادث و ماجراهای تلخ و سنگینی از ناحیه برخی افراد غیرمسؤول و نیروهای خودسر و افراطی داغ‌تر از آش و صد البته با سوءاستفاده از خطاها و اشتباهات بعضی از مسؤولان و مراجع قانونی و در باغ سبزی که باز شده بود بر نظام و جامعه تحمیل و خسارات جبران‌ناپذیری بر ملک و ملت وارد شد که موجبات خدشه‌دار شدن حیثیت نظام و ورود آسیب به باور عمومی را فراهم آورد و با کمال تأسف در 30 سالگی انقلاب اسلامی که باید شاهد به ثمر رسیدن آرمان‌های بزرگ انقلاب اسلامی بعد از گذشت سه دهه از ایثار و فداکاری ملت شریف و عزیز ایران می‌بودیم، همگان دیدیم که چگونه برخی از نیروهای متجاسر به صورت سازمان‌یافته علاوه بر ایجاد رعب و وحشت و ضرب و جرح گسترده مردم عمدتا بی‌گناه در کوی دانشگاه، مجتمع سبحان، خیابان‌های تهران و برخی شهرستان‌ها و بازداشت‌های فله‌ای و غیرقانونی و نگهداری فرزندان عزیز این آب و خاک در محل‌ها و اماکن مخوف و نامناسب، هزاران نفر را در معرض شکنجه و آزارهای سخت و غیرقابل جبران قرار دادند که در موارد عدیده‌ای، منتهی به شهادت و نقص عضو و معلولیت پیشرفته وسنگین شد و تئوری«النصر بالرعب» برخی از تئوریسین های خشونت به منصه ظهور رسید و از این طریق فضای حاکمیت رعب و وحشت، نه تنها برای افراد گرفتار و خانواده‌ها و نزدیکان، بلکه به نحوی برای کل جامعه فراهم آمد.البته بلند شدن فریاد مظلومان و انعکاس وسیع این بی‌عدالتی‌ها ، بعضا واکنش تند برخی از مقامات ارشد نظام و مطالبه جبران خسارت‌ها و ضرورت ترمیم آسیب‌های وارده به اعتماد عمومی را به دنبال داشت، ولی با کمال تأسف علی‌رغم این واکنش‌ها و پیگیری آیت‌الله شاهرودی رئیس محترم وقت قوه قضائیه و نیز اقدامات خوب رئیس مجلس شورای اسلامی و جمعی از نمایندگان مجلس، هنوز که هنوز است، این اوضاع آشفته به سامان نرسیده و تا کنون هم سرنوشت برخی بازداشت‌شدگان که شبانه از خانه خود ربوده و یا به طور غافلگیرانه در خیابان بازداشت شده‌اند، نامعلوم است و هنوز هم ستادی کارآمد و پاسخگو که در قبال حال و روز بازداشت شدگان و مراجع مختلف، طرف حساب داغ‌دیدگان و آسیب‌دیدگان و زندانیان و ... باشد وجود ندارد.
هنوز هیچ‌گونه اقدام مورد قبول ملت در خصوص سوله‌های کهریزک و بازداشتگاه‌های غیرقانونی محتمل دیگر و مجازات خاطیان و متعدیان به حقوق ملت، توسط دست‌اندرکاران این بازداشتگاه‌ها به اطلاع مردم نرسیده است. بدون تردید، عمده رفتارهای انجام شده با فرزندان ایران عزیز، نه تنها بر اساس اصول حقوق بشر مورد ادعای غرب، بلکه بر اساس موازین فقه اسلامی، قوانین و مقررات و آیین‌نامه‌های حاکم در نظام قضایی کشور جرم و خلاف محسوب می‌شوند و متعدیان از این موازین و مقررات ، ضامن می‌باشند و در هر لباس و مقامی باید به مجازات برسند. جناب آقای لاریجانی ، حضرت‌عالی واقفید که در بسیاری از موارد حقوق افراد و گروه‌ها و احزاب و ... با زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات و حقوق قانونی متهم از قبیل برخورداری از حق جلب و احضار به وسیله قاضی و احضار در ساعات روز و تفهیم اتهام در مدت معین و صدور قرار مناسب و حق استفاده از وکیل و تشکیل دادگاه با حضور هیأت منصفه تضییع شده و نمونه‌هایی از دادگاه‌های هیأتی و شبیه کشتی نوح برگزار و با ابتکاری جدید و خلاف مقررات و رویه قضایی، تحت‌عنوان کیفرخواست عمومی و تحمیل لباس خاص و احضار افراد شناخته شده با دمپایی به قصد تحقیر آنان در دادگاه و متعاقبا وادار کردن آنان به سخنرانی‌ و نه دفاع از خود ، ضربه‌ای سنگین به قضای اسلامی وارد شد، به طوری‌که برخی از بزرگان از این قضاوت‌ها به «وهن قضای اسلامی» تعبیر کردند. جناب آقای لاریجانی ، همان‌طوری که مستحضرید این‌جانب پس از حوادث دلخراش انتخابات و گذشته از مصاحبه ها و بیانیه های خود، نامه‌هایی را در باره مظالم روی داده برای رفع نگرانی ها و دفاع از حقوق مردم ، خدمت مسؤولان محترم کشور از جمله آیت‌الله هاشمی شاهرودی رئیس محترم وقت قوه قضائیه، حجت‌الاسلام‌والمسلمین محسنی‌اژه‌ای وزیر محترم وقت اطلاعات، جناب آقای هاشمی رفسنجانی رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری و دکتر لاریجانی رئیس محترم مجلس شورای اسلامی، ارسال کرده و خواستار بررسی و رسیدگی عاجل به تخلفات صورت گرفته شده‌ام حتی شفاهاً گفتگوهایی با مسئولین قضایی از جمله برادر بسیار ارجمند و دلسوز حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای دری نجف آبادی دادستان سابق کل کشور و مشاور عالی جنابعالی داشتم که ایشان انصافاً با جدیت و دلسوزی ِتمام ، موضوع را پیگیری نمودند.
اکنون نیز آمادگی خود را برای دیدار با شما و ارائه بخشی از مستندات و معرفی برخی از افراد آسیب‌دیده را به حضورتان در هر زمان و مکانی که صلاح بدانید اعلام می‌دارم، مشروط به تمهید مقدمات مناسب و تضمین امنیت خواهان‌ها و با امید به احقاق حق و برخورد قانونی با خوانده‌ها در هر پست و مقام در صورت اثبات جرایم آن‌ها و با اطمینان از این‌که ترازوی عدالت ، مخصوص ضعیفان نیست و در برابر صاحبان قدرت از کار نمی‌افتد.اکنون این آخرین نامه‌ای است که برای دادخواهی از جانب کسانی که بناحق در حوادث پس از انتخابات مورد ظلم و ستم واقع شده‌اند، به حضور جناب‌عالی ارسال می‌دارم و امیدوارم که در طلیعه حضور شما بر مسند ریاست قوه قضائیه، شاهد اجرای عدالت باشیم و دیگر نیازی به این نباشد که مردم بزرگوار و رنج‌دیده ایران به صورت مستقیم مورد خطاب واقع شوند و موجبات تکدرخاطر و ناراحتی آنان بیش از این فراهم آید. ضمنا به استحضار می‌رسانم، اخیرا در جلسه‌ای صمیمی و راهگشا با حضور اعضای محترم کمیته حقیقت‌یاب مجلس در دفتر این‌جانب که انصافا با هوشیاری و دقت لازم و دلسوزانه امور را پیگیری می‌کردند، بخشی از مستندات جرایم روی داده را به اطلاع آنان رساندم که موجب تنویر افکار و اظهار تاسف شدید آنان شد. حتی اظهارات یکی از افرادی که بنا به گفته خود ، متاسفانه مورد تجاوز قرار گرفته بود را قرائت و تقدیم آن کمیته نمودم که در آن ، گزارش برخورد یکی از مسئولان قضایی مشاهده می شد که از یک شیوه معمول و مرسوم قضایی جهت کشف حقیقت برخوردار نبود و عبارات تهدید آمیزی از سوی آن مسئول بکار رفته بود بگونه ای که اینطور به نظر می رسید ، علیه فرد آسیب دیده و له عده ای دیگر رفتار نموده و حتی فرد آسیب دیده را متهم کرده که « تو را تطمیع کرده اند» . در پایان جلسه ، اعلام آمادگی نمودم که در صورت نیاز ، اشخاص آسیب دیده را به این کمیته معرفی نمایم به شرطی که امنیت لازم برای این افراد فراهم آید تا بتوانند اظهارات خود را بدون ترس بیان نمایند .اگر چه این نشست دارای ظرفیت همکاری، بررسی و حقیقت‌یابی مسائل تلخ پیش آمده پس از انتخابات را دارا بود ولی برای به ثمر نشستن این تلاش‌ها از جناب‌عالی انتظار می‌رود که شرایط لازم را جهت ادامه راه خطیر این کمیته به نحوی فراهم آورید که اعضای محترم آن بتوانند آزادانه و با حفظ اصل بی‌طرفی سیاسی مسائل را پیگیری نمایند . چرا که فشارهای سیاسی که به برخی از این افراد وارد می شود موجب شده که صحبت ها و موضع گیری های متفاوت و بعضاً مغایر با یکدیگر داشته باشند.امیرالمؤمنین علی(ع) در فرمان حکومتی خویش به مالک اشتر فرمود: «فانى سمعت رسول‌الله(ص) یقول فى‌غیر موطن: «لن تقدس امه لایؤ خذ للضعیف فیها حقه من‌القوى غیرمتعتع‏؛ من در موقعیت‌های مختلف و به طور مکرر از رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: هر گز به سعادت و خوشبختى نرسد ملتى که در آن حق ضعیف از قوی با صراحت و بدون لکنت زبان گرفته نشود». در پایان از جناب‌عالی می‌خواهم که با تذکر به برخی از مسؤولان قضایی و نیروهایی که با دخالت غیرقانونی در امر قضا، استقلال قوه قضائیه را مخدوش می‌کنند اهمیت موضوع را تفهیم و با اخطار جدی، آنان را از ایجاد رعب و وحشت در شاکیان برای پاک کردن صورت مسأله منع کنید؛ چرا که همگان می‌دانیم بدن سالم، غذای فاسد را پس می‌زند و از این طریق، خود را از خطر می‌رهاند. از این‌رو، نظام مقدس جمهوری اسلامی نیز که برآمده از تلاش‌ها و مبارزات تاریخی ملت بزرگ ایران و شهدای به خون خفته این دیار می‌باشد می‌باید بدون واهمه، افراد آلوده و فاسد را حذف و متخلفان و متعدیان به حقوق مردم را به سزای اعمالشان برساند و از این طریق موجبات پالایش درونی خویش و اصلاح ساختار خود را فراهم سازد.
خبرگزاری مهر - تاريخ انتشار، تهران: ۲۱:۰۷ , ۱۳۸۸/۰۶/۰۷
*****
-
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۳۸۸/۰۶/۰۶

آدینه: 6/6/1388 (زمان: 00:01 بامداد)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: ما به هیچ حزب، دسته، گروه یا مرامی وابسته نیستیم.
تقاضا داریم برای باز نشر مطالب انتشار یافته درین وبلاگ، نام منبع اصلی را درج نمایید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یاران بامدادتان گرامی باد. دقایقی است که پنجشنبه را پشت سرنهاده و بامداد آدینه را آغاز کرده ایم. دیروز بدلیل تراکم مطالب خبری را در رابطه با افشاگری گورهای بی نام و نشان جانباختگان در سه روز پیاپی (21 تا 24 تیرماه) در گورستان بهشت زهرا و عکس های مربوطه را که در سایت نوروز به نمایش در آمد، نتوانستیم در "پست" خویش جای دهیم اگرچه که به همت یاری بسیار عزیز، آن را پیش از سایر رسانه ها و نشریات دریافت کرده بودیم اما از آنجایی که اطمینان داشتیم این خبر با عکس های مربوطه توسط سایر همکاران و هم میهنان گرامی نه تنها در ایران، بلکه در آنسوی مرزها نیز انتشار خواهد یافت بنابراین ترجیح دادیم به اخبار مهمتری (از نظر خودمان مهمتر) بپردازیم.
از آنجایی که بسیاری از بازدید کنندگان سایت ما بر ما خرده گرفته اند که چرااز انتشار این عکس ها خودداری ورزیدیم برای آگاهی شان می نویسیم که ما خودداری به آن معنا که منظور شماست نورزیدیم بلکه فقط بدلیل تراکم مطالب مهمتر، نتوانستیم آن را انتشار دهیم که ازین بابت پوزش می خواهیم.
بهرروی، "پست" جدید خود را آغاز می کنیم.
*****
از میان ایمیل های دریافتی دیروز (چند ساعت پیش)
جنایت کاران کدامند؟ انگلیس خبیث یا قاتلان ندا؟
مسیح علی نژاد
سخنان مقام رهبری در نماز جمعه معروف انتخاباتی هنوز از خاطر نرفته است آنگاه که انگلیس را متهم به دخالت در انتخابات ایران کرد و پس از آن انگلیس نیز سفیر ایران را فرا خواند و از او در مورد سخنان رهبری ایران مبنی بر خبیث خواندن انگلیس و اتهام دخالت داشتن این کشور در ماجرای اعتراضات مردم ایران توضیح خواست..
این روزها دگر بار سخنان جدیدی از مقام رهبری ایران بر صدر سانه های ایران و جهان نشست که ایشان با رویکرید جدید می گویند:
من پیش قراولان حوادث اخیر را به دست نشاندگان بیگانه از جمله آمریکا و انگلیس متهم نمی کنم چرا که این موضوع هنوز به من ثابت نشده است.
این گردش ایده که ابتدا نقش انگلیس خبیث در پشت پرده ماجرای انتخابات طی سخنانی در نماز جمعه مطرح می شود و سپس اعلام می شود هنوز این موضوع ثابت نشده است، در حوزه نقد و نظر این قلم نمی گنجد اما همین نکته را شاید بتوان مستمسکی قرار داد بر یک رویدد تلخ در ایران که پس از سخنان اولیه مقام رهبری در نمازجمعه، جنایتی تلخ را به انگلیس نسبت داده اند و هنوز هم خبری از عوامل اصلی آن جنایت تلخ نیست.
ندا آقاسلطان را بسیاری می شناسند چه آنان که در لباس سلطان و آقا و رهبر این کشور و آن کشور بر مسند نشسته اند و چه مردم معمولی ایران و بسیاری از کشورهای جهان. و این همه برای آن است که دخترک جوانی با سکوت نظاره گر تب و تاب هم نسل های خودش در اعتراض به یک روند سیاسی در ایران بود اما بی آنکه خودش سیاسی باشد قربانی معصوم جریانات مسموم سیاسی ایران شد. یعنی به جرم سکوت و کنجکاوی مقتضای سن اش، گلوله بر سینه اش نشست و خون، چشم و دهان و صورت نازش را به آنی سرخ کرد و تنها کلامی که بر زبانش جاری شد ندای سوختن بود تا آتشی در دل ملت ایران برافروزد. بغض و خشم هر کسی که فیلم مرگ معصومانه ندا را دید برانگیخته شد. کسانی گردا گرد ندا ضجه می زدند و دست از همه جا کوتاه به او التماس می کردند که بماند و نترسد اما ندا هم ترسیده بود و هم برای ماندن هیچ کاری از او بر نمی آمد. چشم هایش را به روی چشم های ناظران جهان باز گذاشت و جان داد که این پایان یک مرگ تلخ نبود.
از فردای همان روز استاد موسیقی اش به رسانه ملی فرا خوانده شد و آنچه این رسانه خواست را بر زبان جاری ساخت و سپس خانواده ندا در سکوتی سنگین فرو رفتند. ماکان کسی بود که به نام نامزد ندا صورتش در صفحه تلویزیون های خارجی ظاهر شد. برای مرگ ندا تلوزیون و احمدی نژاد مشترکا مرثیه جدید سر دادند و گفتند که ندا به دست همان راهپیمایی کنندگان کشته شده است. سپس آرش حجازی کسی که در خیابان و محل جان دادن ندا دفتر کار و نشر اش بود و به واسطه همن تصادف جغرافیایی ناگزیر بود تا یکی از ناظران مرگ ندا باشد در تلویزیون بی بی سی ظاهر شد و مثل همه ناظران یک واقعه، شرح درد گفت . آن هم به این دلیل که در تلویزیون جمهوری اسلامی نه جرات طرح واقعیت را داشت و نه اساسا برای بیان واقعیت کسی از او در این رسانه دعوت می کرد چنانچه برای ترانه موسوی نیز آنان که به دگرگونی واقعیت بر آمده بودند تنها برای دروغی آشکار به صدا و سیما دعوت شدند و هنوز هم همه اندر خم همان کوچه بی خبری از ترانه واقعی باقی مانده اند.
ماجرا به همین سادگی شکل گرفت و سپس به این صورت پیچیده شد؛ علی رغم آنکه مقام رهبری هشدار هم داده بودند که اگر پس از سخنان ایشان در نماز جمعه، خونی در خیابان ریخته شد یا احیانا بمبی منفجر شد مسولیتش با معترضان است اما ندا که همانند باقی برادران و خواهران شهیدش فکر نمی کرد خونی به همین آسانی بر کف خیابان های شهرش ریخته شود و کسانی برای کشتن شان کمر همت بسته باشند، به خیابان رفت و ناباورانه مرد و سپس انگلیس خبیث متهم شد و احمدی نژاد به رییس قوه قضاییه برای پیگری این مرگ مشکوک نامه داد و این روزها نیز ادامه این ماجرا در حوالی خانه دوستان ندا در ایران دارد رخ می دهد. هیچ و خانواده های نزدیک به ندا هم تحت فشار هستند که هیچ نگویند از بازجویی های مکرر و مشکوک و دستگیری های بی قانون. کس نمی داند چه بر سر او که به نام نامزد ندا با رسانه های خارج از ایران شرح درد گفته بود افتاده است. این روزها روزنه ای در سخنان اخیر مقام رهبری گشوده شد تا جنایت هایی که در ماجراهای اخیر رخ داده نیز عنوان شود. شاید این روزنه از آن روز شکل گرفت که یک فعال رسانه ای بر اساس گزارش منبع رسمی نمایندگان مجلس شورای اسلامی به دیدار رهبر رفت و آنگاه که توان نشستن را نداشت به مقامات عالیرتبه کشور شرح تجاوزی که به او شده بود را به عنوان دلیل ناتوانی اش در نشستن بازگو کرد یا شاید این روزنه به هزار و یک دلیل پنهان دیگر باز شده باشد اما می شود در میان تمامی این روزنه های کوچک باز هم امیدی به گشودن گره های گور جنایت های در راه داشت.
در حالی که به جوان ترهای بی سابقه و ناشناس در زندان تجاوز می شود و مجلس نیز تاکید می کند که با باتوم و شسشه نوشابه به جان زندانیان ناشناس افتاده اند و دهان بعضی از آنها شکسته می شود و جنازه بعضی از آنها تحویل خانواده هایشان می شود، این روزها برای چهره های شرسناس اما کامپیوتر در اتاق بازجویی می برند تا تبلیغ زندان خوب کنند . تبلیغ بازجویان خوب . تبلیغ مهروری و تکذیب جنابت. این همان تبلیقاتی است که باید از آن اعلام انزجار کرد. دارند برای جنگ سایبری سنگر می سازند. یعنی برای جوانان بی پناهی که بعد از همه آن جنایت های اعتراف شده در کهریزک جایی جز اینترنت برای درددل نمی ماند، ،مردم رد زحم به جا مانده از باتوم و گلوله و تجاوز را در فضای اینترنت نشان می دادند تا دادرسی بیابند چون رسانه فراگیر ملی مشغول قلب واقیعت بود و مردم معمولی که تمام دسترسی شان به اخبار همان قاب تلویزیون بود گاهی ساده انگارانه باور می کردند که انگلیس خبیث ندا را به خیابان آورد و سپس کشت برای همین امروز که از رهبری شنیده اند این موضوع هنوز ثابت نشده است شاید ضروری باشد که گام نخست در انتشار این ایده جدید نیز برداشته شود و تبلیغاتی که از زندان و رسانه ملی برای قلب واقعیت در جریان است پایان یابد.. مقام رهبری که در برابر دغدغه های جامعه گفته اند کار تبلیغاتی نباید واقعیت برخورد با جنایتکاران را تحت الشعاع قرار دهد رسانه تحت نظارت ایشان باید کار تبلیغاتی و برگزاری دادگاههای تبلیغاتی را تعطیل کند تا راه برای برنانه های تبلیغاتی دیگری که در اوین و زندان های دیگر در حال ساخت است بسته بماند. خبر می رسد که نامزد و برخی از دوستان همان ندایی که پس از آن نماز جمعه معروف، معصومانه جان داد این روزها در زندان هستند .
شاید بد نباشد تا شوی تلویزیونی دیگری همانند شوی ترانه موسوی، به نام دفاع از نظام، آبروی نظام را برباد نداد بررسی دقیق صورت گیرد که اعتراف گیران و برنامه سازان از به وجود آوردن جنایاتی دیگر برای ماله کشی مرگ ندا پشیمان شوند. اگر جنایتکاران اصلی را محاکمه نمی کنند جنایتکاران توهمی و خیالی هم نسازند و برنامه تلویزیونی رسوای دیگری ترتیب ندهند که زخم به جا مانده از جنایت های اعتراف شده تا همیشه زنده بماند.
*****
بازگشايي دانشگاهها نزديكتر مي شود؛ نگراني ها افزونتر
فرهاد يزداني
:
سخنان روز گذشته آيت الله خامنه‌اي هم اعتراف به شكنجه و كشتار و يا آنگونه كه خود صريحتر گفته است "جنايت" در زندان‌ها و در برابراعتراض مدني مردم است، "در حوادث پس از انتخابات تخلفات و جنایاتی صورت گرفته است که بطور قطع با آنها برخورد خواهد شد." و هم پذيرفتن اين نكته كه معترضين و رهبران آن همين ملتي هستند كه او خود را "ولي امر" آنها مي‌داند "من، پیش قراولان حوادث اخیر را به دست نشاندگی بیگانگان از جمله امریکا و انگلیس متهم نمی کنم چرا که این موضوع برای من ثابت نشده است."
اما از اين موارد كه خود عميقا محتاج تامل و حديثي مفصل است بگذريم ، در كلام رهبر ايران يك نگراني نيز به وضوح ديده مي‌شد و آن بازگشايي دانشگاهها و فرا رسيدن "ماه مهر" است.نگراني از اين بابت كه دانشجوها خون تازه و انرژي‌مضاعفي را به جنبش "عدالت خواه و آزادي طلب ايرانيان" كه امرزه رخت سبز به تن كرده است، تزريق كند و دستان جسور و بي باك دانشجويان به عنوان قشر پيشروي جامعه ياريگر دستان ملتي باشد كه اين روزها بغض كرده و بهت زده شاهد شقاوت و شكنجه و جنايت سالوسگران است. مگر نه آنكه آيت الله خميني دانشگاه را مبدا تحولات ناميده است؟
ديروز آيت الله خامنه‌اي نگراني خود را از بازگشايي دانشگاهها پنهان نكرد و حتي تلويحا از بسته شدن دانشگاهها سخن به ميان آورد. او از"طرح دشمنان برای ایجاد اختلال در کار علمی دانشگاهها" سخن گفت و تاكيد كرد"همه مراقبت کنند در این مسائل سیاسی کوچک و حقیر، کار علمی دانشگاهها و کلاسها و مراکز تحقیقاتی دچار آسیب نشود و هدف آشکار و مشخص دشمن برای اینکه حداقل مدتی دانشگاهها را به تعطیلی و تشنج و اختلال بکشاند محقق نگردد."
اما پيش از آنكه رهبر ايران نگراني خود را در اين مورد بيان كند، اين غلامعلي حداد عادل بود كه لب به سخن گشود، او كه از زمان به رياست مجلس رسيدن علي لاريجاني ترجيحش به سكوت و انزوا بود و از پس انتخابات رياست جمهوري دوباره فعال شده بود در 29 مرداد جاري و در "همایش آموزشی سالیانه اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان" گفت كه "هدف دشمنان ما این است که دانشجو را برای مقابله با نظام تحریک کنند، این مساله ممکن است در ماه های آینده ابعاد تازه ای به خود بگیرد."آنگونه كه خبرگزاري فارس نقل كرده است، حداد عادل همچنين گفته بود كه "سالهاست دشمنان این نظام سعی در قرار دادن دانشجویان مقابل این انقلاب دارند، دشمنان ما می خواهند با قرار دادن قشر دانشجو مقابل انقلاب، توده های مردم را مقابل این نظام قرار دهند. آنها می خواهند دوران قبل از انقلاب را شبیه سازی کنند."
حسين طائب فرمانده نیروهای بسیج سپاه پاسداران ایران كه اين روزها به خاطر افشاگري كروبي مبني بر نقش او در سناريوي "ترانه موسوي" بيشتر بر زبانها افتاده است، طي سخناني در ميان دانشجويان هوادار جناح اقتدارطلب در مشهد با اشاره به نزدیک بودن زمان بازگشایی دانشگاه ها، در مورد احتمال بروز "تقابل" هشدار داد.او با بيان اینکه مخالفان دولت به دنبال رهبری "جریان سبز" خود هستند، گفت: "تکلیف ما در این موضوع آگاه سازی و بالا بردن آگاهی های خود است. مراقب باشید که آنها پروژه تقابل را کلید نزنند و در این دام گرفتار نشویم". طائب همچنين خطاب به نيروهاي بسيجي تحت امر خود تاكيد كرد:" هنگام بازگشایی دانشگاه ها باید وظیفه خود را در این باره انجام دهیم و نباید به فرعی برویم."انتشار همين خبرها كافي بود تا گمانه زني‌ها و شايعاتي در خصوص احتمال به تعويق افتادن دانشگاهها قوت گيرد و در رسانه‌ها نيز از طرحي در شوراي عالي امنيت ملي خبر داده شده بود كه بر اساس آن دانشگاهها با تاخير يك ترم فعاليت خود را از سر گيرند، در لابه لاي همن خبرها آمده بود كه برخي از اعضاي شوراي عالي امنيت ملي با اين طرح براي همه دانشگاهها مخالف ولي با انجام آن در دانشگاه تهران با توجه به تعداد بالاي دانشجويان در آن، رخ دادن اعتراض هاي گسترده دانشجويي و از همه مهمتر كشته شدن چند تن از دانشجويان اين دانشگاه در حوادث پس از انتخابات و در جريان حمله به كوي دانشگاه، موافقت كردند.
اين خبر اما به سرعت از سوي نمايندگان مجلس و مقامات وزارت علوم تكذيب شد. حسینعلی علیخانی دبیر شورای مرکزی کمیته انضباطی وزارت درباره اقدامات وزارت علوم و دانشگاه‌ها با توجه به شایعات موجود پیرامون بازگشایی دانشگاه‌ها گفت: ما برای اول مهر ماه و آغاز سال تحصیلی جدید در دانشگاه‌ها گارد نگرفته ایم و اصلا اعتقادی نداریم به اینکه اول مهرماه قرار است اتفاق خاصی در دانشگاه‌ها رخ دهد. ما به هیچ عنوان این احتمال را نمی‌دهیم." وی با بیان اینکه دانشجوی ما فهیم و آگاه است، افزود:" اگر برخی سیاسیون دانشجویان را تحریک نکنند که در خارج از دانشگاه حرکاتی را از خود نشان دهند اتفاقی را شاهد نخواهیم بود."
علي عباسپور رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هم خبر مربوط به طرح شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تاخیر در آغاز سال تحصیلی دانشگاه‌ها را رد کرد اما درعین‌حال این احتمال را رد نکرد که برخی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، چنین طرحی را به‌صورت انفرادی و نه در جلسه رسمی شورا، بررسی کرده باشند.
اما سخنان عصر روز گذشته خامنه‌اي نشان از نگراني جدي طيف حاكم از بروز اعتراضات گسترده دانشجويي است، به گونه‌اي كه اخبار رسانه ملي! آن بخش از سخنان رهبري را كه در خصوص دانشگاهها و هشدار وي بوده است را مهمتر ديد و بيشتر بر آن تاكيد كرد.
در هفته‌اي كه گذشت دانشگاه شيراز اولين دانشگاهي بود كه بازگشايي شد و آنچه كه در اين دانشگاه روي داد نشان داد كه نگراني جناح حاكم در خصوص دانشگاهها چندان هم بي اساس نبوده است، دانشگاه شيراز كه به خاطرآغاز امتحانات معوقه در این دانشگاه که به علت اعتراضات دانشجویی به نتیجه‌ی انتخابات، به تعویق افتاده بود، فعاليت خود را شروع كرده بود شاهد يك جو امنيتي بود..
اعضای بسیج دانشجویی و عوامل نهادهای حکومتی هم دانشجویان را به شدت زیر نظر گرفتند و به نهادهای امنیتی در سرکوب دانشجویان کمک كردند. و البته كه فرياد الله اكبر دانشجويان بر بام‌هاي خوابگاههايشان شبهاي شيراز را روشن و نويد سبز شدن دانشگاهها را داد..
حال همه نگاهها به دانشگاهها و دانشجويان پرشور است، آيا با نگراني هاي اعلام شده مي‌توان حدس زد كه دانشگاهها حتي براي مدتي "توقيف موقت" شوند؟ آيا دانشگاهها بيش از آنكه تا كنون شاهد هستيم پادگاني و جولان گه شبه نظاميان خواهد شد تا از اين رهگدز صدايي سبزي شنيده نشود؟ بايد تا وزيدن خنكاي نسيم ماه مهر صبر كرد...
*****
آخرین وضعیت عبدالله مومنی و زیدآبادی در گفتگو صدای آلمان با حسن اسدی
اعضای ما در بازداشت سپاه پاسداران هستند
بامدادخبر: عبدالله مومنی سخنگوی ادوار تحکیم وحدت، نزدیک دو ماه است که بازداشت شده و ۲۰ روز است که هیچ خبری از او نیست. حسن اسدی زیدآبادی می‌گوید احتمالا او نه در اوین، بلکه در جای دیگری تحت نظر سپاه پاسداران است.
عضو شورای مرکزی ادوار می‌گوید، در دور قبلی انتخابات که سازمان ادوار انتخابات را تحریم کرده بود، برخی اعضای آن به اتهام براندازی نرم دستگیر و تا مدتی در زندان بودند. این بار نیز که سازمان از آقای کروبی حمایت و همگان را تشویق به شرکت در انتخابات کرد، باز هم دو عضو شورای مرکزی آن به همین اتهام بازداشت شده‌اند.
اسدی می‌گوید ظاهرا جناح حاکم کاری به اقدامات اعضای این سازمان ندارد، بلکه با اندیشه آنان مسئله دارد.
آقای اسدی، آیا خبر جدیدی از عضو بازداشت‌شده‌ی ادوار تحکیم وحدت، آقای عبدالله مؤمنی دارید یا خیر؟
متأسفانه بعد از گذشت ۲۰ روز از اولین و آخرین ملاقاتی که ایشان با خانواده داشتند، هیچ‌گونه خبری از وضعیت ایشان نیست و همان‌طور که دیدید در چهار جلسه دادگاهی هم که برپا شد و بخش عمده‌ای از فعالان سیاسی در آن حضور پیدا کردند و به دادگاه آورده شدند، حتی در آنجا هم آقای مومنی حضور نداشتند و ما متأسفانه هنوز حتا موفق نشده‌ایم که چهره‌ی آقای مؤمنی را در عکس‌ها ببینیم. بعد از آن ملاقاتی که بیست روز پیش با خانواده‌شان داشتند، حتا تماس تلفنی هم برایشان مقدور نبوده است. در واقع خانواده و دوستانشان در بی‌خبری کامل و مطلق هستند و با توجه به مستندات همسرشان که در ملاقات پیش داشتند و گزارشی از آن هم در رسانه‌ها منتشر شده، وضعیت جسمی فوق‌العاده نامناسبی دارند و به همین دلیل این بیست روز بی‌خبری نگرانی‌ها را افزایش داده است.
آیا کمیته‌ی ویژه نمایندگان مجلس هم که با زندانیان ملاقات کردند خبری از آقای مؤمنی نداشتند؟
این طور که در اظهارات آنها آمده، ملاقاتی با آقای مؤمنی انجام نشده. البته تا جایی که ما اطلاع داریم، آقای مؤمنی در بند ۲۰۹ اوین که تحت نظر وزارت اطلاعات هست نگهداری نمی‌شود و به نظر می‌رسد در جایی خارج از زندان اوین است که البته ما نمی‌دانیم که آیا نمایندگان مجلس به این بازداشتگاه‌ها که تحت نظر سپاه پاسداران است، دسترسی دارند یا خیر. چون ما معتقدیم که هم آقای زیدآبادی و هم آقای مؤمنی در اختیار سپاه پاسداران هستند و بازجویی‌هایشان توسط این نیرو انجام می‌شود.
به نظر می‌رسد که فشارها بر این دو عضو سازمان ادوار مقداری زیادتر از بقیه‌ی زندانیان است. اظهارات همسر آقای زیدآبادی هم گواهی بر این مدعا بود که ایشان چندین روز در اعتصاب بوده‌اند، بدون این که اصلاً کسی با ایشان ملاقات کند و مدت ۳۵ روز در انفرادی بودند. و آقای مؤمنی هم که الان تقریباً ۲۰ روز است خبری از او نیست. فکر می‌کنید علت این فشار مضاعف بر این دو عضو سازمان ادوار چه می‌تواند باشد؟
البته بر ما روشن نیست که چه دلیلی وجود دارد برای این که این اعضای سازمان ادوار تحکیم به شدت زیر فشارند و شاید فراتر از سایر بازداشت‌شدگان در بازداشتگاه‌هایی که مشخص نیست حتا کجا هستند و در کدام نقطه‌ی تهران قرار دارند، بازداشت هستند. نکته‌ی قابل توجه این است که هر دوی این عزیزان وقتی که توانستند ملاقاتی در حیاط زندان اوین با خانواده داشته باشند، که گویا از جای دیگری آورده شده بودند، به این نکته تأکید کردند که روزهای اول بازداشت‌شان را در جایی بوده‌اند که هر دوی آنها از آن به جایی که مانند قبر بوده تعبیر کرده‌اند. یعنی نه نوری بوده، نه صدایی بوده و نه حتا سرکشی؛ جایی بوده فوق‌العاده تنگ و تاریک. این به نظر می‌رسد که نوعی کینه ‌شاید و نوعی مسئله‌ی شخصی، حتا به نظر می‌رسد نوعی غرض‌ورزی نسبت به این دو دارد انجام می‌شود. جالب این است که سازمان ادوار تحکیم و این عزیزان در انتخابات چهار سال گذشته به دلیل عدم شرکت در انتخابات و تبلیغ این مسئله از سوی وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی به «براندازی نرم» متهم شدند و البته تعدادی از اعضای سازمان که این مسئله را عنوان می‌کردند، حتا آن موقع مورد تعقیب قضایی هم قرار گرفتند. نکته‌ی جالب توجه این است که بعد از چهارسال و وقتی که همین عزیزان در سازمان ادوار تحکیم اعلام شرکت در انتخابات و حمایت از یک کاندیدا، آقای کروبی، را انجام می‌دهند، بازهم ما می‌بینیم که «براندازی نرم و اقدام علیه امنیت ملی» به آنها منتسب می‌شود و دچار یک چنین شرایطی می‌شوند. در واقع به نظر می‌رسد که حاکمیت از اساس با اندیشه‌های این افراد مشکل دارد و اقدامات آنها محلی برای برخورد با آنها نیست. چنانچه در عدم شرکت و در شرکت ما برخورد آقایان را دیدیم که به یک گونه بود. در واقع آن اندیشه و آرمان‌خواهی این افراد است که مورد غضب قرار گرفته است
آقای زیدآبادی عضو دیگر شورای مرکزی سازمان ادوار تاکنون دو بار به جلسه‌ی دادگاه آورده شده‌اند، ولی هیچ حرفی نزدند. برداشت شما از حضور بدون صحبت و حرف ایشان در دادگاه چیست؟
آقای زیدآبادی تاکنون دو بار به جلسه‌ی دادگاه آورده شدند و هر دو بار هم در رسانه‌هایی که وابسته به حاکمیت هستند، عنوان شد که ایشان در زمره‌ی متهمین بوده‌اند. اصولاً ما معتقدیم که کیفرخواست عمومی جایی در قانون ندارد، ولی این که برای یک متهم دو بار کیفرخواست عمومی مطرح شود و حالا البته احتمالاً کیفرخواست خصوصی و اختصاصی هم برای ایشان باقی مانده است، به نظر می‌رسد که این اصلاً یک مقداری مضحک به نظر می‌رسد. البته تا جایی که ما می‌دانیم، ایشان به‌عنوان ناظر به جلسه‌ی دادگاه آورده می‌شوند و در واقع هیچ نقشی در آن دادگاه ندارند. ما خوشحالیم که حداقل برای چندساعتی ایشان از انفرادی و از جایی که برایشان تعبیه شده و به تعبیری که ایشان داشته‌اند، مثل قبر بوده است، از آنجا خلاصی پیدا می‌کنند.
از این جهت برای ما خوشایند است. ولی خب به هرحال فکر می‌کنم این وضعیتی که ایشان دچارش شده است، یکی از بی‌سابقه‌ترین بازداشت‌ها و دستگیری‌هایی بوده که هم خودشان و هم سایر فعالان سیاسی تجربه کرده‌اند.
منبع: رادیو دویچه وله

*****
عبدالفتاح سلطانی پس از آزادی در گفتگویی با بی بی سی :
18 روز انفرادی بدون دسترسی به حمام و وسایل ارتباطی
دکتر عبدالفتاح سلطانی، عضو کانون مدافعان حقوق بشر ایران، چهارشنبه بعد از ظهر پس از تحمل بیش از دو ماه حبس از جمله 17 روز انفرادی از زندان آزاد شده است. آقای سلطانی می گوید که اتهامات او "تشکیک در انتخابات"، "تبلیغ علیه نظامی" و "تشکیل گروه برای اقدام علیه امنیت ملی" است که این اتهامات را بدون مبنای قانونی یا غیرواقعی خواند. وی پس از آزادی در مصاحبه ای با بی بی سی فارسی در مورد بازداشت خود گفت: "در روز 26 خرداد ماه چهار مامور بدون حکم قضایی وارد دفتر من شدند و حکمی که نشان دادند مربوط به 20 خرداد 88 یعنی دو روز قبل از انتخابات بود و آن هم مربوط به اغتشاشات خیابانی بود و ربطی به من نداشت." او گفت که ماموران دادستانی ظرف دو سه روز اخیر قرار بازداشت موقت او را به قرار با وثیقه 100 میلیون تومانی بدل کردند که او با سپردن سند آن را تامین کرد.
او خواستار محاکمه کسانی شد که دستور دستگیری او را صادر کرده اند زیرا به گفته او "برخلاف قانون عمل کرده اند". وی گفت اولین اتهامی که 27 ساعت پس از بازداشت به او تفهیم کردند "تشکیک در انتخابات بود" درحالی که به گفته وی چنین چیزی در قانون وجود ندارد و شک کردن در انتخابات جرم نیست. به علاوه او گفت به عنوان یک فعال حقوق بشر در ستاد هیچ یک از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری شرکت نداشته است. وی گفت: "ما قوانین مربوط به انتخابات را نقد قانونی و حقوقی می کنیم و همیشه چنین کرده ایم به لحاظ اینکه این حرفه ماست. هم مدافع حقوق بشر و هم وکیل هستیم و وظیفه ماست قوانینی را که با حقوق بشر تعارضی دارد نقد کنیم." آقای سلطانی همچنین گفت که او را به "تبلیغ علیه نظام" و "تشکیل گروه برای اقدام علیه امنیت ملی" متهم کرده اند که آن را غیرواقعی خواند. او گفت که در 17 یا 18 روز اول بازداشت در انفرادی به سر برده و برای دو هفته نیز از حمام محروم بوده است. وی افزود که در زندان انفرادی هیچ دسترسی به وسایل ارتباطی و حتی روزنامه و کتاب وجود ندارد. آقای سلطانی گفته مورد شکنجه یا ضرب و شتم قرار نگرفته است با این حال بعد از انتقال به زندان عادی، برخی همبندانش گفته اند که هنگام دستگیری با بعد از دستگیری مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
آقای سلطانی در گذشته وکالت شماری از پرونده ‌های سياسی و مطبوعاتی از جمله پرونده اکبر گنجی، روزنامه نگار ناراضی و خانواده زهرا کاظمی، خبرنگار ايرانی کانادايی که در حين بازداشت در ايران به طرز مشکوکی جان خود را از دست داد، بر عهده داشته است. او در سال 1384 برای هفت ماه زندانی اما بعدا از کلیه اتهامات وارده شامل "افشای اسناد محرمانه" و "تبلیغ علیه نظام" تبرئه شد.
*****
اعتصاب کارگران کارخانه واگن سازی پارس
کارگران کارخانه‌ی واگن سازی پارس در ادامه ی چند ماه تنش با صاحبان و مدیران این کارخانه بر سر حقوق معوقه ی خود پنج روز است که دست از کار کشیده‌اند و دست به تحصن زده و با نشستن بر روی زمین و بستن درب ورودی این کارخانه از ورود همه‌ی مدیران به کارخانه جلوگیری کرده‌اند.
به گزارش اخبار روز مدیران واگن سازی پارس در مقابل تحصن دیروز کارگران این شرکت ابتدا کوشیده اند با تهدید و ارعاب، کارگران معترض را پراکنده کنند که تهدیدات آنها بر کارگرانی که چندین ماه است حقوق ثابت و منظمی دریافت نکرده اند تاثیر چندانی نگذاشته و کارگران محل خود را ترک نکرده اند.تهدید به اخراج اندک کارگران قراردادی باقی مانده، تهدید به شکایت قضایی از کارگران با سابقه و قدیمی، تهدید به ورود نیروهای ضد شورش به داخل کارخانه و دیگر تهدیدات مرسوم مدیران ایران از جمله ی این تهدیدات بوده است.کارخانه ی واگن سازی پارس تا مدتی پیش یکی از شرکتهای عظیم دولتی بوده است که بعد از ابلاغ سیاستهای اصل ۴۴ به جهت خصوصی سازی واگذار شده و هم اکنون بیش از نیمی از سهام آنرا شرکت ایران خودرو خریداری کرده است. این شرکت به محض واگذاری دچار بحرانهای شدید مالی شده و طبق گفته کارمندان و کارگران این شرکت وامهای به ارزش بیش از پانصد میلیارد تومانی دولت جهت نوسازی این کارخانه توسط مدیران ایران خودرو در شرکتهای تابعه ی ایران خودرو مصرف شده و ریالی از آن به مصرف نوسازی این کارخانه ی بزرگ صنعتی نرسیده است.دیروز پس از آنکه کارگران معترض در مقابل تهدیدات مدیران کارخانه مقاومت می کنند مدیر عامل واگن سازی پارس برای کسب تکلیف با سهامدار اصلی این کارخانه تماس گرفته و متعاقب آن به کارگران اعلام کرد که به منظور کمک به تامین مایحتاج کارگران و خانواده هایشان مبلغ دویست و پنجاه هزار تومان به هر یک از آنان پرداخت خواهد شد. این در حالی است که کارگران بسته به پایه حقوق خود مبلغی در حدود ۱۵۰۰۰۰۰ الی ۲٨۰۰۰۰۰ تومان از این کارخانه بابت چند ماه حقوق پرداخت نشده ی خود طلبکارند.روز سه شنبه پس از بازگشت کارگران به سر کارهای خود راس ساعت ۱۴ مدیریت این کارخانه اقدام به بیرون ریختن کارگران از کارخانه کرده و اعلام می کنند برای تنبیه آنان اضافه کاری و تمام مزایای کارگران قطع شده و به زودی باقی مانده ی کارگران قراردادی اخراج خواهند شد.تعدادی از کارمندان شهرداری اراک اعلام کرده اند با توجه به توقف رشد شهر اراک به دلیل محدود شدن بین مناطق کوهستانی عده ای از مافیای اقتصادی که در راس آنان مقامات ارشد سپاه پاسداران استان مرکزی قرار دارند تصمیم دارند با تعطیلی سه کارخانه ی بزرگ صنعتی در نزدیکی شهر اراک زمین این کارخانه ها را تغییر کاربری داده و با شهرک سازی در آنها به سودهای کلان دست پیدا کنند.این شایعه زمانی قوت گرفته است که بدون هیچ اطلاع قبلی مردم رهگذر با اتوبانی روبه رو شدند که درست از وسط زمینهای کارخانه های ماشین سازی و کمباین سازی بی سرو صدا ایجاد شده است و هم اکنون در حال آسفالت ریزی است!کارگران شرکت واگن سازی پارس امروز نیز از فقط در محوطه ی کارخانه حاضر شده ولی از هر نوع فعالیت تولیدی خودداری کردند.
آنها اعلام کرده اند در صورت منصرف نشدن مدیریت این کارخانه از تصمیمات تحریک آمیز اخیر خود، پرداخت نشدن دستمزدهای عقب افتاده و تضمین نشدن بازنشستگی آنان به دلیل ورشکستگی این کارخانه ی صنعتی سابقا دولتی دست به اعتراضات جدی تری علیه مدیریت فعلی این کارخانه خواهند زد.
*****
تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟
محمد محمدی اردهالی
"ایران، عدالت، انسانیت، حقوق بشر، اسلام، و جمهوری اسلامی به کجا می‌رود؟ کیست که باید جواب دهد؟ ما مرده‌گان که به ظاهر نفس می‌کشیم به کجا می‌رویم؟"
در خبرهای چند روز پیش، آمده بود که آقای عبدالباسط المقراحی، تروریست معروف واقعه‌ی لاکربی که حدود بیست‌ سال قبل، با منفجر کردن یک هواپیمای آمریکایی باعث قتل 270 نفر انسان و عزادار شدن حداقل 270 خانواده و خسارت مالی سنگین برای کشورهای غربی گردیده بود و علی‌رغم کارشکنی‌های دولت لیبی و پس از محاکمات طولانی به حبس ابد محکوم شد، به علت ابتلا به بیماری سرطان پروستات آزاد شده و در اختیار کشور متبوع خود گذاشته شده تا آخر عمر را با خانواده‌اش زندگی کند. با وجود سرزنش خانواده‌های داغ‌دار، این عمل به خاطر مسائل بشردوستانه انجام شد.
اما در ایران آقای دکتر محمد ملکی را، اولین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب که چند ماه است به علت بیماری سرطان پروستات در منزل بستری بوده و زیر نظر پزشکان در حال گذران زندگی است، با تنی بیمار به زندان منتقل می‌کنند.
ایران، عدالت، انسانیت، حقوق بشر، اسلام، و جمهوری اسلامی به کجا می‌رود؟ کیست که باید جواب دهد؟ ما مرده‌گان که به ظاهر نفس می‌کشیم به کجا می‌رویم؟
یاد دارم در سال 80 در زندان 59 سپاه حدود 6 ماه با ایشان هم‌بند بودم. خصوصاً چند هفته هم‌سلولی بودیم. واقعاً یادم نیست ایشان در آن مدت بسیار سخت چه مدت در بیمارستان بستری بود. مجبور شدند چند عمل جراحی روی ایشان انجام دهند، و در آن چند هفته که در اتاق دربسته با ایشان بودم بیش‌تر شب‌ها دچار مشکل تنفس می‌گردید. هم‌بند دیگرمان آقای مرتضی کاظمیان بارها شب تا صبح با مالش پشت ایشان و تنفس دادن به ایشان مشکلات‌شان را حل می‌کرد. حتا به یاد دارم شخصاً به قاضی حداد تذکر دادم که اگر می‌خواهند یک مرده روی دست‌شان نماند ایشان را آزاد کنند.
اکنون که هشت سال از آن تاریخ می‌گذرد، و کهولت سن و سرطان پروستات هم به امراض قبلی ایشان افزوده شده، برای بار چندم دستگیرشان می‌کنند. کیست که باید داوری کند و چه‌گونه باید جواب بدهند؟
پشت این چهره‌ی نحیف، یک انسان واقعی زندگی می‌کرد. در مدتی که هم‌سلولی بودیم، مسئولین زندان برای من و ایشان به خاطر امراض‌مان غذای بدون نمک تجویز کرده بودند. اما یکی از زندان‌بانان هم دچار دیابت بود. وقتی که ایشان متوجه این امر شد، از قرص‌های خودش به ایشان هم می‌داد و به این‌جانب می‌گفت ما دو نفر یک غذا بخوریم و سهم خود را به این زندان‌بان بدهیم تا غذای پرنمک زندان را نخورد. بارها این کار انجام گرفت و ایشان به این زندان‌بان روش‌های ورزش مفید را برای بیماری‌اش می‌آموخت.
امروز چه کسی به این انسان دردمند کمک می‌کند؟ این انسان به چه جرمی زندانی می‌شود؟ آیا ایشان فقط به دلیل این که انتقاد کرده باید زندانی شود؟ قتلی، جرمی، جنایتی، دزدی‌ای، یا اختلاسی کرده؟ هرگز! فقط انتقاد کرده. پس باید با 77 سال سن به جرم انتقاد در زندان بماند. آیا این شیوه راه حل است؟ آیا این شیوه مشکلات مملکت را حل می‌کند؟ آیا مشکل اقتصاد، مشکل جوانان، مشکل اعتیاد، مشکل مسکن، مشکل بی‌کاری، مشکل فرار مغزها، مشکل انرژی اتمی، مشکل انتخابات، و هزاران مشکل دیگر حل می‌شود؟ پس ایشان و دیگران را در زندان نگه دارید و افتخار کنید که حکومت می‌کنید، آن هم از نوع اسلامی!
*****
قاضی متخلف به کار خود برگشت!
چندی پیش خبر دادیم که یک قاضی به علت تخلفاتش در خصوص بازداشتگاه کهریزک برکنار شده است. اکنون متاسفانه باید این خبر را تصحیح کنیم و بگوییم که او با اعمال نفوذ سران کودتا مجددا به کار خود بازگشته است.
این قاضی که حیدری فرد نام دارد و تاکنون در شعبه‌های یک و دو دادیاری امنیت دادگاه انقلاب مسئولیت داشته است، به دنبال دستور رهبری برای برخورد با جنایات کهریزک، قربانی شد تا دو مقام مافوق او یعنی حسن حداد و سعید مرتضوی، و عوامل انتظامی و امنیتی دخیل در شکنجه‌های این بازداشتگاه غیر قانونی، همچنان به کار خود ادامه دهند.
با این حال خبر تاسف‌بارتر این است که نه تنها عاملان اصلی جنایات کهریزک از تعقیب قضایی مصون مانده‌اند، بلکه حیدری فرد نیز به کار خود برگشته و این اتفاق در آخرین روزهای مسئولیت هاشمی شاهرودی در قوه قضاییه افتاده است.
گفتنی است حیدری فرد در بسیاری از پرونده‌های سیاسی همچون پرونده فعالان حقوق زنان و نیز پرونده رکسانا صابری، مسئول مستقیم بوده و به نظر می‌رسد خدمات پیشین او به اقتدارگرایان دیروز، باعث لطف کودتاچیان امروز به وی باشد.
*****
از میان ایمیل های دریافتی:
نامه ای به مرتضوی
" بسمه تعالی
آقای سعید مرتضوی!
* دادستان تحمیلی تهران * مدرس تحمیلی رشته ی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی(واحد تهران شمال) * دانشجو و فارغ التحصیل تحمیلی مقطع دکتری حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه آزاد اسلامی(واحدعلوم تحقیقات)

با سلام؛
چندی پیش پس از شنیدن اعطای مدرک دکتری به شما٬ قصد نوشتن این سطور را نمودم٬ لیکن از باب حفظ حرمت منصرف گشتم٬ ولی پس از تحمیل آقای جعفر سلاحی (مدیر تحمیلی گروه حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال) به عنوان مشاور حقوقی تحمیلی به آقای سعید حجاریان و با توجه به درسی که در خصوص حفظ حرمت استاد! از آقای احمد خاتمی آموختم! سکوت را جایز ندیده بر آن شدم تا مطالبی را به استحضار برسانم: در جریان تحصیل در مقطع کارشناسی رشته حقوق قضایی٬ در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال٬ جناب عالی به عنوان مدرس درس حقوق جزای عمومی از سوی آقای جعفر سلاحی به اینجانب و گروه زیادی از همکلاسیهای اینجانب تحمیل شدید٬ چرا که آقای سلاحی٬ مشاور حقوقی تحمیلی شما به آقای حجاریان٬ به عنوان مدیر گروه تحمیلی رشته ی حقوق٬ با علم به عدم علاقه دانشجویان به شرکت در کلاسهای شما٬ برنامه دروس ارائه شده را به گونه ای تنظیم مینمودند که تنها مدرس برخی دروس اجباری شما بودید! یا آنکه اگر استادی همان درس را تدریس مینمود٬ ظرفیت کلاس آنچنان پایین تر از تعداد دانشجویان متقاضی بود که به تبع عده ی زیادی مجبور به حضور در کلاسهای شما با ظرفیت بسیار بالا می شدند. این موضوع برای اینجانب و دوستان همیشه موجب اعتراض و گلایه بود لیکن آقای سلاحی به مانند شما به عنوان فردی مستبد با سوء استفاده از موقعیت شغلی به هیچ وجه پاسخگو نبود و لفظ رایج "همین که هست" را به کار می برد.
هیچ وقت از خاطر نمی برم که در اولین جلسه کلاس تحمیلی حقوق جزای عمومی که پس از چند جلسه غیبت شما برگزار شد٬ با تصریح به این نکته که از حقوق جزای عمومی چیزی نمی دانید! و این درس از سوی آقای سلاحی به اشتباه به شما سپرده شده است! اعلام نمودید که چیزی برای تدریس ندارید و تنها منابعی را معرفی میکنید تا از روی آن مطالعه کنیم و در پایان ترم نیز به سیاق ترم های گذشته 50 سوال و جواب را طرح و از طریق دانشکده به دانشجویان می فروشید تا آنها را مطالعه نمایند و از آن سوالات 5 سوال را به عنوان سوالات پایان ترم مطرح خواهید نمود!!(امیدوارم اساتید شما در مقطع دکتری در سنجش علمی شما از این سیاق پیروی ننموده باشند هر چند با توجه به اطلاعات حقوقی و جزایی شما این امر بسیار محتمل است) آن زمان بود که از خود پرسیدم که چگونه می شود که شخصی به عنوان دانشجوی دکتری! مدرس دانشگاه! و از همه مهمتر دادستان پایتخت! از حقوق جزای عمومی٬ که به عنوان مقدمه و اسکلت حقوق جزا شناخته شده٬ چیزی نداند؟! درسی که شامل اصول اولیه جزایی از جمله اصل برائت٬ اصل تفسیر قوانین به نفع متهم٬ اصل تفسیر مضیق٬ اصل اباحه و...است و اساتید حقوق جزا آنها را شالوده ی حقوق جزای نوین می دانند. در طول کلاسها که به علت مشغله شما٬ هر چند هفته یکبار برگزار می شد٬ وقت با ارزش دانشجویان٬ بنا به توضیح جلسه اول٬ به صحبت های کلی و تکراری و گاهی نصیحت و تلقین می گذشت و با توجه به اظهار نظرهای عجیبتان همگی متفق القول بودند که شما از آیین دادرسی کیفری که حافظ حقوق متهمین و سامان دهنده ی رسیدگی به دعاوی جزایی است هم چیزی نمی دانید و معروف بود بین دانشجویان که با این اوصاف تنها اطلاعات حقوقی شما راجع به تعزیرات،حدود و قصاص است! که این امر در عمل نیز به خوبی ثابت شده است. هیچ گاه از خاطر نمی برم لحظه ای را که در یکی از جلسات لبخند مصنوعی که همیشه بر لب شما بود به ناگاه به غضبی ترسناک تبدیل شد و با تشری جدی و معنی دار به یکی از همکلاسیها که به مانند بقیه دانشجویان حجاب عادی داشت لیکن با سوالات به قول شما جهت دار در راستای پرسش از شما در خصوص مسائل و پرونده های رسیدگی شده شما٬ از جمله روزنامه های توقیف و تعطیل شده بود،تذکر جدی دادید که حجابش را درست کند وگر نه شخصا با او برخورد خواهید کرد! شما تنها مدرسی بودید که با بادی گارد٬ آن هم از نوع مسلح٬ به دانشگاه وارد می شد و در دانشکده حقوق قانون منع ورود نیروهای مسلح را به وضوح نقض می کرد و وقتی این امر مورد اعتراض دانشجویان واقع شد ایشان تنها در جلسات بعد سلاح کمری خود را در زیر لباس مخفی نمود! و در انتهای کلاس می نشست و تمام دانشجویان را می پایید و چیزهایی یادداشت می کرد.
حال شما که در پاسخ خدمات ارزنده ی آقای جعفر سلاحی امر خطیر دفاع از یکی از مهمترین مخالفان خویش،آقای حجاریان،را به ایشان سپرده اید تا تحت نظارت و تعالیم کامل شما از ایشان دفاع گردد! امید دارم که ایشان از عهده ی این وظیفه به خوبی برآیند و بتوانند نسخه ی دفاعیات تنظیمی از سوی شما را حداقل حفظ نمایند و لازم نباشد که از رو بخوانند چه آنکه ایشان در کلاسهای درس خویش معروف بودند که علی رغم آنکه مدعی اند که بیش از سی سال سابفه ی تدریس درسی را دارند! ولی باز هم در تمام طول جلسه به مانند مجریان و گویندگان تازه کار و بی استعداد رسانه ضد ملی مطالب را از روی جزوه ی قدیمی خود به طرز ناشیانه ای روخوانی نموده و دانشجویان را مجبور به نوشتن می نمودند! و بارها اتفاق می افتاد که خطی را گم نموده و جمله ها بی معنی می شد و شخصا متوجه نمی شدند و این شد که اگر دانشجویی چندین سال پیش این درس را با ایشان گذرانده بود می توانست تمام مطلب درس را تا پایان ترم طی جزوه ای که قبلا خودش نوشته بود به دیگران بدهد و از این رو بود که حضور در کلاسهای ایشان اجباری بود و غیبت٬ نمره منفی داشت! حال تصور دادگاه آقای حجاریان را می نمایم،چه دادستانی! چه مشاور حقوقی! (آقای سلاحی عضو کانون وکلا نیست بلکه عضو مرکز مشاوران حقوقی قوه قضاییه موضوع ماده 187 قانون چهارم توسعه می باشند و از اینجا می توان تلاشهای مذبوحانه ی قوه قضاییه و مرکز مذکور را در راستای تخدیش استقلال کانون وکلا و وابستگی آن به قوه قضاییه دریافت و به اهمیت استقلال کانون وکلای دادگستری پی برد) دادگاهی بود بسیار چندش آور تر و مضحک تر از دادگاههای فرمایشی پیشین. به هر روی از این جهت متاسفم که:
* هم وطنانی چون شما و آقای صلاحی دارم.
* در رشته ای تحصیل کرده و مدرک دکتری اخذ نموده ام که در عمل و خصوصا در جریانات اخیر ثابت شده که تنها شعار است و تئوری و اشخاصی به مانند شما با اعمال خودسرانه فاصله ی بسیار زیاد٬ یا در بیان بهتر٬ تعارضی عظیم بین عمل و تئوری آن ایجاد نموده اید.
*علیرغم احساس وظیفه ی درونی مبنی بر لزوم دفاع از قربانیان جنایت های شما امکان دفاع از آنان از سوی وکلای مسلم و عالم و مبرز(به مانند آقای ریاحی)،به دلیل کارشکنی و قانون شکنی های وقیحانه ی شما امکانپذیر نیست.
*وطنی دارم که شعار عدالت طلبی حاکمانش٬ گوش ملتهای جهان را کر کرده و در عمل جنایات انجام یافته ی آنان٬ چشمان جهانیان را خیره. لیکن شادم از اینکه:
*حقوق جزای عمومی و آیین دادرسی کیفری شامل اصولی چون برائت و... را،هر چند با حضور افرادی چون شما در دستگاه قضایی متروک افتاده، با مطالعه ی کتابهای اساتیدی چون دکتر آزمایش،دکتر آشوری،دکتر کاتوزیان،دکتر نوربها ودیگر اساتید واقعی٬ به خوبی آموخته ام و می توانم آن را به نسلهای بعدی حقوقی کشور منتقل نمایم٬ چرا که می دانم ٬ در آینده ای بسیار نزدیک به کار خواهند آمد.
*ملت هوشیار ایران از حقوق مسلم خویش٬ از جمله آزادی های شرعی و قانونی مصرح در قانون اساسی٬ آگاه گشته و در راستای نیل به آنها قدمی استوار برداشته است.
* بر خلاف شما و آقای سلاحی٬ دستم به خون هیچ کسی آلوده نشده و در حد دانایی و توانایی حق کسی را ضایع ننموده ام. باشد که رستگار شوید!

رونوشت:
1- ملت شریف ایران- جهت اطلاع
2- تاریخ پر فراز و نشیب لیکن امیدبخش ایران- جهت ثبت
3- دختر خردسال آقای سعید مرتضوی- جهت اطلاع و شناخت پدر
4- آیت ا... هاشمی شاهرودی- جهت اطلاع و خجالت
5- آقای جعفر سلاحی- جهت اطلاع و دقت در به خاطر سپاری هرچه بهتر کیفرخواست(دفاعیه!) تنظیمی از سوی آقای سعید مرتضوی!
6- آقای سعید مرتضوی- جهت تاکید مجدد!
*****
ایمیل دریافتی - ساعت هفت بامداد (30 دقیقه پیش)
سند دیگری از جنایات رژیم واپسگرای دد منش - تدوین متن انگلیسی این فیلم مانند همیشه توسط سرکارخانم پروین ایراندوست انجام گرفته است:



*****
افزایش تهدید علیه اعضای کمیته ویژه مجلس
یک روز پس از آنکه یکی از اعضای کمیته ویژه مجلس از محرز شدن تجاوز با باتوم و شیشه نوشابه به بازداشت‌شدگان خبر داد، اکنون خبر می‌رسد که برخی اعضای مستقل این کمیته به شدت تحت فشار و مورد تهدید قرار گرفته‌اند.
بر اساس اطلاعات رسیده، نمایندگان عضو کمیته ویژه مجلس برای پیگیری وضعیت بازداشت شدگان اخیر، از قبل به شدت تحت فشار بودند، اما این فشارها با افشاگری دیروز سایت رسمی فراکسیون اقلیت مجلس (پارلمان نیوز) بالا گرفته است.
در همین راستا، یک منبع پارلمانی خبر داده که از زمان تشکیل این کمیته توسط علی لاریجانی، برخی اعضای آن که بارها با تهدیدهای پیدا و پنهان مواجه شده‌اند، تک تک نزد رئیس مجلس رفته و استعفای خود را از عضویت در این کمیته اعلام کرده‌اند، اما لاریجانی از آنها خواسته که فعلا موضوع استعفا را مسکوت بگذارند و به کار خود ادامه دهند.
گفته می‌شود پرویز سروری، مسئول این کمیته که آشکارا به محافل کودتا نزدیک است، اطلاعات دریافتی این کمیته را به جای اعلام به مسئولان ذی‌ربط، به عوامل کودتا اطلاع می‌دهد تا آثار جنایت‌ها را از بین ببرند و یا مدعیان و معترضان را با تهدید به سکوت وادار کنند.
لازم به ذکر است این کمیته که توسط لاریجانی و با هماهنگی شورای عالی امنیت ملی تشکیل شده، با کمیته حقیقت یاب مجلس متفاوت است.
*****
کمیته گزارشگران حقوق بشر،
وضعیت جسمی مهسا نادری بحرانی شده‏است
تداوم وضعیت نامشخص شیوا نظر آهاری؛ بازپرس سبحانی: پرونده را از من گرفته اند
شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر، ظهر یک شنبه 24 خرداد ماه 1388، در نخستین روزهای بعد از اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، در محل کار خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. از آن زمان تا به امروز، قرار بازداشت وی پایان یافته و مقام صادر کننده قرار مزبور باید طبق روال قانونی، اقدام به تمدید یا فک و یا تخفیف آن می نمود. زیرا طبق بند ط ماده 3 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب اصلاحی سال 1381، هرگاه تا دو ماه به علت صدور قرار تامین متهم در زندان به سر برد و پرونده اتهامی او منتهی به تصمیم نهایی در دادسرا نشده باشد مرجع صادر کننده قرار، مکلف به فک یا تخفیف قرار تامین متهم است. در صورت وجود علل قانونی برای ادامه بازداشت، مقام مربوطه مکلف است با ذکر علل و جهات مزبور قرار را ابقا نماید و متهم حق دارد ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ حسب مورد به دادگاه انقلاب و عمومی اعتراض کند. در پرونده شیوا نظرآهاری چنین حق بدیهی مورد توجه قرار نگرفته و با احتساب تاریخ بازداشت وی مدت هاست به طور غیر قانونی در زندان است که از مصادیق بازداشت غیر قانونی بوده و مسوولان این امر را مشمول ماده 583 قانون مجازات اسلامی می نماید.
شیوا نظرآهاری، 35 روز در سلول انفرادی به سر برده است و تا مدت ها نامش در بین اسامی بازداشت شدگان زندان اوین نبود. وکیل او ابتدا شادی صدر بود که او نیز بازداشت شد و پس از آن پرونده در اختیار دکتر شریف قرار گرفت که به همراه افروز مغزی وکالت شیوا نظرآهاری را عهده دار شدند.
در این مدت، شهرزاد کریمان، مادر شیوا، به امید دیدار با فرزندش، بارها به زندان اوین مراجعه کرد اما هر بار به او اجازه ملاقات داده نشد. او همچنین در نخستین روزهای بازداشت نظرآهاری، نامه هایی را به کمیسیون حقوق بشر و ستاد حقوق شهروندی قوه قضائيه ارسال نمود و در آن ضمن ابراز نگرانی نسبت به شرایط فرزند خود خواستار پی گیری ارگان های مزبور برای رسیدگی به پرونده او شد اما نه تنها اقدامی از سوی آنها صورت نگرفت بلکه دانایی فر، از مسوولان کمیسیون نیز، در پاسخ به نگرانی های این مادر گفت: " می خواستید آن موقع که پی این کارها می رفت به فکر باشید."
پدر و مادر شیوا نظرآهاری، به دفعات به دادگاه و مراجع قانونی مراجعه کردند اما هیچ پاسخی نیافتند و هر بار ناامید بازگشتند. نظرآهاری سرانجام به سلول عمومی بند 209 منتقل شد اما با گذشت 74 روز از زمان بازداشت، بازجویی از او هنوز ادامه دارد. این فعال حقوق بشر، بعد از دو ماه، اجازه اولین ملاقات حضوری با حضور بازجو را در تاریخ 26 مرداد ماه دریافت نمود و بر اساس دیدار مزبور، مادر وی، وضعیت عمومی دخترش را مساعد اعلام کرد و از روحیه خوب و مقاوم وی خبر داد.
در همین زمان، وکلای جدید پرونده، دکتر شریف و افروز مغزی نیز مدت زماني را برای پیدا کردن پرونده و مسوول آن و اینکه چه کسي دستور بازداشت را صادر کرده است، صرف نمودند. در نهایت، پرونده نظرآهاري به دادسرا ارجاع شد و دفتر معاونت امنيت دادستان تهران به وکیل گفت که پرونده به شعبه دوم بازپرسي امنيت منتقل شده است. پس از مراجعه وکلا به شعبه دو و صحبت با بازپرس شعبه به جهت رسیدگی سریع تر به پرونده و اتخاد تصمیم در مورد تبديل قرار که موکل بتواند با يک قرار قانوني آزاد شده و بعدا روال قانوني پرونده طي شود، پاسخ به يک هفته بعد از مراجعه موکول شد. يک هفته بعد نیز منشي دفتر بازپرس اعلام نمود که بازپرس به مرخصي رفته است و هفته ديگر بيایيد. هفته بعد نیز، با مراجعه وکلا سرانجام پرونده بدون آن که ثبت شده باشد در شعبه پیدا شد ولی قاضی با توجه به کثرت پرونده ها نتیجه گیری در مورد تبدیل قرار را به مطالعه پرونده موکول نمود.
پس از آن، در تاریخ 2 شهریور، دومین ملاقات به صورت کابینی انجام شد. شهرزاد کریمان می گوید: "شیوا گفته است برگه ای را برای امضا به او داده اند که ظاهرا قرار وثیقه اما با جای خالی مبلغ بوده است. ابتدا تصمیم به امضا نداشته اما گفته اند اگر امضا نکنی روند پرونده ات چند هفته ای به تاخیر می افتد و در نتیجه برگه را امضا کرده است." سپس مادر شیوا نظرآهاری، بعد از مشورت با وکیل وی، دکتر شریف، روز سه شنبه 3 شهریور ماه، با دیگر وکیل پرونده، افروز مغزی، برای پی گیری به دادگاه مراجعه کردند اما طی صحبت با بازپرس پرونده، اطلاعاتی را دریافت نمودند که از لحاظ قانونی مورد ابهام و سوال است.
پرونده سرانجام ثبت شده و بازپرس سبحانی، به وکیل گفته است برای پرونده شماره تعیین شده اما پرونده دیگر در اختیار وی نبوده و به فرد دیگری ارجاع داده شده است. او در مورد هویت فرد مسوول اظهار بی اطلاعی نموده و مانند هفته های گذشته از وکیل و مادر شیوا نظرآهاری خواسته است که هفته ی دیگر برای پی گیری مراجعه نمایند.
دکتر شریف، وکیل شیوا نظرآهاری در مورد چگونگی پذیرش پرونده و آخرین وضعیت موکل خود می گوید:
"پیش از اینکه پرونده را بر عهده بگیرم، به دفعات شاهد فعاليت هاي بشردوستانه او بوده ام. در یک مورد خوب به یاد دارم که بسیار تلاش می کرد تا برای متهمي معمولی که در طرح موسوم به امنيت اجتماعي دستگير شده بود، وکيل پيدا کند. نوع فعاليت هاي او به گونه اي نبود که صرفا در جهت بهبود فعاليت دانشجويان يا خبرنگاران يا فعالين سياسي اقدام کند بلکه به بشر به طور عام نگاه مي کرد.
به هر حال خبر بازداشت شيوا نگران کننده بود. حتي وقتي وکالتنامه را هنوز خانم صدر عهده دار بودند، من فقط به صرف آگاهي از روند بازداشت و نگرانی از وضعیت شیوا، همواره پيگيري مي کردم تا اينکه به هر حال وکالت بر عهده من قرار گرفت. بعد از اين که به همراه خانم مغزي این وکالت را پذیرفتیم، تلاش براي دسترسی به پرونده آغاز شد. در مراجعه اخیر خانم مغزی به دادگاه براي پيگيري پرونده، بازپرس به وی گفته است: "پرونده را از من گرفته اند." از یک طرف گویی دوباره به جاي اول برگشته ايم و از طرف ديگر، اين مساله به لحاظ حقوقي معنایی ندارد و براي ما مفهوم نيست. قاضي و همين طور بازپرس که مقام قضايي محسوب مي شوند، توانايي ها و اختياراتي دارند. زماني که پرونده به يک مقام قضايي ارجاع داده شد امکان استرداد پرونده ميسر نيست مگر اينکه مقام قضايي تصميمي قضايي اتخاذ کند که بر اساس آن، پرونده از آن شعبه به مرجع قضايي بعدي ارجاع شود. وقتي پرونده در بازپرسي است آن تصميم قضايي مي تواند مثلا منع پيگرد يا صدور کيفرخواست باشد. اگر اين تصميمات اتخاذ شود ديگر بازپرس فارغ از رسيدگي بوده و پرونده وارد مراحل قانوني بعدي می شود. ولي در مورد پرونده اي که بازپرس مشغول مطالعه آن است تا به طور مثال در مورد تبديل قرار یا منع پيگرد يا صدور کيفرخواست تصمیم بگيرد و در حقیقت پرونده روي ميزبازپرس است، اگر ناگهان به وکيل گفته شود که پرونده را از من گرفته اند، چنین جمله ای مفهوم ندارد و مشخص نیست از نظر حقوقي چه منظوری را در بر دارد. اما به هر حال هنوز مساله این است که موکل ما در زندان است و به هنگام دریافت چنین پاسخی که معنای حقوقی ندارد بايد به گونه اي خودمان را با آن تنظيم کنيم .
در واقع اين آخرين وضعيت پرونده شيوا نظرآهای است. شيوا کماکان زندان است. از وضعيتش آگاه نيستيم. در مورد پرونده ی وی به طور شفاهی اخبار نگران کننده اي به گوش مي رسد. به هیچ وجه از ابعاد نگراني پیش از پذیرش وکالتش کاسته نشده است. در حال حاضر هم تقريبا مي توان گفت که پيگيري هاي ما کوچکترين نتيجه اي در بر نداشته است. پرونده درست در وضعيت اول آن است. نه خبر داريم شيوا اتهامش چيست، نه خبر داريم در چه وضعي در زندان است. وضعيت ناراحت کننده اي ست. شما تصور بفرمایید مادري را که منتظر است و به وکيل پرونده امید بسته است تا شاید اقدامی کند، اما اين وکيل هنوز هيچ کاري از دستش بر نيامده و خودش کماکان نگران موکلش هست."
دکتر شریف همچنین در پاسخ به اینکه آيا در جريان تحقيقات مقدماتي قرار گرفته است می گوید: "علي القاعده اين حق وکيل است که در زمان تحقيقات مقدماتي حضور داشته باشد. از منظر قانون، در کليه پرونده ها وکیل می تواند در تحقيقات مقدماتي حضور داشته باشد. اما در پرونده هاي امنيتي گفته اند بازپرس مي تواند تعیین کند که وکيل حضور نداشته باشد. در حالی که در پرونده هاي سياسي که متهم يک مجرم ضد اجتماعي نيست، وکيل باید در تمام مراحل دادرسي باشد. چه کسي مي تواند اشخاصي مثل شيوا نظرآهاري را عنصر ضداجتماعي تصور کند. ولي در حال حاضر جریان معکوس شده و در پرونده هاي سياسي، بازپرس، داديار يا مقام قضايي مي تواند از حضور وکيل در مرحله تحقيقات مقدماتي ممانعت کند. در عمل آنچه اتفاق مي افتد اين است که گاه استثنائا به وکيل اجازه حضور در تحقيقات مقدماتي داده مي شود. اين استثنا در برخي پرونده هاي من، برای مثال، پرونده آقاي علي اکبر موسوي خوئيني، دبير کل سابق ادوار تحکيم، اتفاق افتاده است که بنده در بازپرسي حضور داشته و در آخر نيز نظر خود را به طور مشروح در صورت جلسه بازپرسي ذکر نمودم و خوب و موثر هم بود. اما در مورد پرونده خانم نظرآهاري چنین امکانی فراهم نشده است."
شیوا نظرآهاری، 74 روز است که در بند 209 زندان اوین به سر می برد و هیچ مسوول قضایی حاضر به پاسخ گویی در مورد پرونده وی نیست. او یک فعال حقوق بشر است که به جرم دفاع از حقوق انسان های دیگر و انجام فعالیت های بشر دوستانه به زندان گرفتار شده است.
کمیته گزارشگران حقوق بشر، ضمن حمایت از فعالیت های انسان دوستانه شیوا نظرآهاری و اعتراض نسبت به بازداشت و حبس وی، خواستار رسیدگی قانونی به پرونده مزبور و پاسخ گویی مقامات قضایی به خانواده و وکلای او هستند. این کمیته همچنین آزادی هر چه زودتر شیوا نظرآهاری و سایر زندانیان اندیشه را خواستار است و هر گونه اعمال فشار روانی و یا فیزیکی را به جهت دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده محکوم می نماید.
*****
قاضی بود، دادگاه نبود
حسن یوسفی اشکوری:
به هم ولایتی در بندم جهان بخش خانجانی

زندان سراسر رنج است و محرومیت از همه چیز و مهمتر از همه محرومیت از « آزادی » که نعمت بی بدیل است، اما در حبس طولانی، نعمتهایی نیز از باب توفیق اجباری نصیب زندانی سیاسی و اهل اندیشه و قلم می¬شود که مهمترین آنها فرصت مطالعاتی و احیانا نوشتن است.
من نیز در طول چهار سال و نیم زندان اوین توفیق مطالعه و نوشتن داشتم. از جمله کتاب یازده جلدی« تاریخ تمدن » اثر مشهور « ویل دورانت » را در اوین خواندم. در جایی در این کتاب نوشته بود که یکی از روشنفکران و نویسندگان مشهور قرن هجدهم فرانسه که مدتی زندانی بود پس از آزادی نامه ای به لویی شانزدهم نوشته بود و شرحی از سرگذشت خود در زندان و دادگاه برای پادشاه آورده و از جمله در توصیف دادگاهش گفته بود:
« قاضی بود، دادگاه نبود »!
این سخن را شاید در شرایط عادی زندگی هرگز نمی فهمیدم و نمی توانستم بفهمم، اما تجربه طولانی بازجویی و دادگاهم در دادگاه ویژه روحانیت و احکام صادره آن، چنان بود که در آن شرایط با تمام وجود و حس و درکم معنا و مفهوم عمیق آن نویسنده مظلوم فرانسوی را به خوبی می فهمیدم و درک می کردم که بر آن شخص چه رفته است تا به این حقیقت ناب رسیده است که ممکن است در جایی « قاضی » باشد اما « دادگاه » نباشد. چرا که دادگاه آنجا است که « داد » بستانند و حضور فیزیکی موجودی به نام قاضی لزوما به معنای دادگاه و دادستانی و اجرای عدالت نیست.
این سخن چنان برایم دلنشین و پرمعنا و زیبا بود که آن را با خط نسبتا درشت نوشته بودم و بر دیوار سلولم چسپانده بودم و در آن سالها برای بیان وضعیت خود و دیگر زندانیان سیاسی ایران بار و بارها این جمله را نقل می و بعد می نشست و آنگاه اگر سخنی داشت می گفت. مرحوم دوست محمدی رئیس وقت زندان اوین هر بار ن را با تأمل می خواند و گاهی زیر لب تکرار می کرد. دادیار اجرای احکام دادسرای داگاه ویژه روحانیت تهران نیز همین گونه بود.
روزی هیئت اعزامی حقوق بشر سازمان ملل با سرپرستی قاضی بلند پایه فرانسوی لویی ژوئنه در سال 82 در اوین به دیدن من آمدند و در سلولم ساعتی با من گفتگو کردند. پس از ورود به سلول در آغاز مترجم، که بعدا متوجه شدم انگیلسی است اما فارسی را گونه ای صحبت می کرد که به سادگی نمی شد تشخیص داد که ایرانی نیست، جمله روی دیوار را خواند و لبخندی زد. پس از آنکه تحقیق و پرسش لوی ژوئنه از من آغاز شد و پرسید که آیا شکنجه شده ام یانه، گفتم: اگر منظور از شکنجه برخورد فیزیکی و شلاق و آزار جسمی است، خیر! با من بدرفتاری نشده است اما در محاکم سیاسی جمهوری اسلامی دو چیز شکنجه است، یکی انفرادی و دیگر بازجویی ها. بعدا افزودم که شما شاید بدانید که چرا حبس در سلول انفرادی بویژه زمان طولانی شکنجه است اما قطعا نمی-توانید بدانید که چرا بازجویی شکنجه است. آنگاه توضیح دادم که چرا بازجویی شکنجه است و گفتم طبق قانون باید دست قاضی برای اثبات جرم متهم پر باشد و دلایل کافی برای اثبات دعاوی خود داشته باشد تا دستور بازداشت موقت متهم را پیش از تشکیل دادگاه و اثبات جرم و صدور حکم قضایی صادر کند اما در اینجا متهم را باز داشت می کنند و ماهها در زندان انفرادی و در شرایط بی خبری مطلق و بدون داشتن وکیل نگه می دارند و در فضایی کاملا شکنجه آور و با تهدید و تطمیع و البته در صورت لزوم شکنجه های جسمی متهم بی دفاع را مورد بازجویی قرار می دهند و می کوشند به هر قیمتی که شده از گفته ها و نوشته ها و عقاید حتی کاملا از پیش اعلام شده اش علیه خود او استفاده نمایند و در نهایت در دادگاهی که از پیش غالبا تکلیف متهم روشن شده محاکمه کرده و حکم مقتضی صادر کنند. گفتم در بازجویی ها و دادگاه من و دیگر زندانیان سیاسی و مطبوعاتی چیزهایی جرم دانسته شده که حتی طبق قانون اساسی و قوانین عادی جمهوری اسلامی هرگز جرم نیست. در واقع حتی یک اتهام در پرونده ما وجود ندارد که از جنس فکر و عقیده و بیان عقیده نباشد. آنگاه نمونه هایی را نقل کردم. گفتم پرسشهای مکرر و گاه بی پایان از اینکه چرا چنین فکر می کنی و چرا چنین می گویی و چرا با فلان تماس گرفته ای و یا فلان رأی را داده ای و جدالهای بی پایان با بازجو و قاضی در دادگاه چندان آزار دهنده است که نامی جز شکنجه ندارد. بعد از چگونگی دادگاهم گفتم اما پیش از آن به مترجم گفتم سخن نوشته شده را برای لویی ژوئنه و خانم قاضی فرانسوی – الجزایری همراهش ترجمه کند که کرد. او روی آن دقت و تأمل کرد و چند بار سر تکان داد و چند بار تکرار و تصدیق کرد. بویژه فرانسوی بودن گوینده اش برای وی جالب و جذاب بود.
این روزها که دادگاههای صدها سیاستمدار و دولتمرد جمهوری اسلامی و نیز شماری از اهل قلم و اندیشه در ایران در جریان است، بار دیگر خاطرات دادگاه خودم و دیگران در سالهای 79 – 80 در خاطرم زنده شد و بار دیگر به روشنی دیدم که در این سالنهای نمایشی که نامش را ( احتمالا به شوخی و مطایبه ) « دادگاه » گذاشته اند، به همه چیز شباهت دارد جز دادگاه، و مهمترین ویژگی آن این است که در آن: قاضی هست، دادگاه نیست! با مراجعه به قانونی اساسی از جمله اصل 168 و قوانین دیگر و سنت قضایی متعارف در جهان و حتی مقررات قضایی شرعی، به روشنی می توان دریافت چرا در این محاکم قاضی هست اما دادگاه نیست!
*****
سپاه پاسداران 20 روز دیگر شرکت مخابرات ایران را می خرد
بزرگ‌ ترین معامله تاریخ بورس كشور در 18 شهریور برگزار می شود و بنیاد تعاون سپاه پاسداران قصد دارد دراین معامله بزرگ با تشکیل کنسرسیومی سهام 50+1 درصدی مخابرات ایران را خریداری کند.
پیشتر نیز 3 بار قرار بود با واگذاری سهام شركت مخابرات ایران در بورس این شرکت بزرگ دولتی به بخش خصوصی واگذار شود اما هر بار به بهانه ای عرضه سهام مخابرات در بورس به تعویق افتاد. معاون واگذاری و امور حقوقی سازمان خصوصی سازی یك‌سال پس از به تعویق افتادن سهام مخابرات اعلام کرده که زمان قطعی واگذاری سهام مخابرات در بورس 18 شهریور است و با واگذاری سهام شرکت مخابرات ایران همه بخش های آن از تلفن ثابت، موبایل(اپراتوراول)، ارتباطات دیتا و زیرساخت‌های آن از انحصار بخش دولتی خارج و به بخش خصوصی منتقل شود.با این حال به روال واگذاری های مشابه در دولت نهم و به ویژه واگذاری کارخانه هایی چون تراکتورسازی تبریز، این بار هم یکی از موسسات زنجیره ای وابسته به سپاه پاسداران خریدار اصلی سهام این شرکت دولتی خواهد بود.
بنیاد تعاون سپاه پاسداران خر یدار اصلی سهام شرکت مخابرات ایران است.این بنیاد که از جمله ده ها موسسه وابسته به سپاه و خود به تنهایی محموعه ای شرکت ها و موسسات فرعی است که در امور اقتصادی و تجاری فعالیت می کنند، مذاکراتی با شستا و یک شخص حقیقی انجام داده تا با تشکیل کنسرسیومی متشكل از بنیاد تعاون سپاه، شستا(شرکت سرمایه گذاری سازمان تامین اجتماعی) و یك شخص حقیقی خریدار بلوك 50+1 درصدی مخابرات باشند. كه اسم شخص حقیقی که قرار است در این کنسرسیوم حضور داشته باشد اعلام نشده اما روزنامه تهران امروز خبر داده که این شخص حقیقی یك سرمایه گذار چینی است كه به واسطه یك فرد ایرانی قصد دارد با سپاه پاسداران برای خرید سهام اصلی شرکت مخابرات سهیم شود. در ماه های اخیر قرارگاه خاتم سپاه پاسداران نیز به اتفاق شرکت توسعه سرمایه گذاری، سهام شركت دولتی صدرا که در حوزه نفت و سکوهای نفتی فعالیت می کند را در جریان خصوصی سازی این شرکت از دولت خریدند. پیشتر نیز موسسه مهر اقتصاد ایرانیان یکی دیگر از موسسات زنجیره ای سپاه پاسداران تنها با پرداخت 45 میلیارد تومان در ابتدا و 132 میلیارد تومان طی اقساط 5 ساله کارخانه تراکتور سازی تبریز را از دولت نهم خرید. این واگذاری عجیب حتی صدای برخی از متحدان احمدی نژاد را نیز در آورد تاجایی که عشرت شايق نماینده هوادار دولت نهم در همان روزها اعلام کرد «قيمت های در نظر گرفته شده برای دارايی کارخانه تراکتور سازی تبريز طی 30 تا 40 سال گذشته در مقايسه با قيمت امروزی، صدها برابر کمتر است و ارزيابی جديدی هم نشده و برای هيچ کس پوشيده نيست که اين کار حراج دارايی های دولتی است.» بنیاد تعاون سپاه مجموعه ای از موسسات مختلف اقتصادی و تجاری است که از آن جمله می توان به«شرکت مهندسی افق صابرین»،«موسسه مالي اعتباري انصار»،«موج نصر گستر» و ده ها موسسه و شرکت مشابه نامبرد.این بنیاد نظامی همچنین« 45 درصد سهام گروه بهمن»،« 4 درصد سهام گروه سايپا»، و« 25 درصد سهام پتروشيمي کرمانشاه» را در ماه های اخیر خریداری کرده است.
*****
آقای احمدی‌نژاد! شما از این سفره‌ها خبر دارید؟
تعدادی از دلالان رای، به تازگی به روش جدیدی برای به دست آوردن رای نمایندگان مجلس روی آورده‌اند.
به گزارش خبرنگار «آینده» در این روش، شرکت‌ها و بانک‌های دولتی تحت نام برخی نمایندگان اقدام به برگزاری افطاری‌های شاهانه در رستوران‌ها و هتل‌های مجلل تهران کرده و با دعوت از نمایندگان مجلس و وزرا، فرصت لازم برای لابی و دلالی رای را فراهم می‌آورند. در یکی از این محافل که سه‌شنبه شب گذشته به دعوت رییس یکی از کمیسیونهای مجلس در رستوان مجلل هتلی در حوالی پارک ساعی برگزار شده است، 200 میهمان حضور داشته اند که در بین آنها چندین نفر از وزرای پیشنهادی و تعدادی از نمایندگان مجلس حضور داشته‌اند.
در این مراسم افطار که هزینه آن بالغ بر حدود چهار میلیون تومان برآورد ‌شده است، دلالان رای به لابی بین نمایندگان و وزرا پرداخته‌اند تا با وعده‌های مختلف به نمایندگان، زمینه را برای گرفتن رای نمایندگان آماده کنند.
گفته می‌شود هزینه این سفره شاهانه را یکی از بانکهای دولتی تقبل کرده است.
*****
در آستانه بازگشایی دانشگاه‌ها:‌ طرح انضباط اجتماعی
نیروی انتظامی اعلام کرد از هفته آینده در منطقه شش شهر تهران که شامل محدوده دانشگاه تهران، انقلاب، کارگر، امیرآباد، یوسف‌آباد و عباس‌آباد است، «طرح انضباط اجتماعی» به اجرا در خواهد آمد. سرهنگ مهدی احمدی، رئیس مركز اطلاع‌رسانی پلیس تهران بزرگ، به خبرگزاری کار ایران، ایلنا، گفت: «طرح انضباط اجتماعی به منظور اجرای قانون و ایجاد انضباط از هفته آینده در منطقه شش تهران برگزار می‌شود.» طرح انضباط اجتماعی از سال گذشته در دو بخش انتظامی و ترافیک به اجرا درآمد؛ برخورد شدیدتر با تخلفات رانندگی، ایجاد ایستگاه‌های سیار پلیس، نظم بخشی به شهر، ساماندهی پیاده‌روها، جمع‌آوری معتادان و ایجاد امنیت در اماکن عمومی از جمله اهداف اعلام شده این طرح از سوی نیروی انتظامی است. در اردیبهشت ماه امسال و در مراحل پیشین این طرح افزون بر افزایش چشمگیر پلیس یگان‌های ویژه نیز به کار گرفته شدند. یگان‌های ويژه نیروی انتظامی در رویداد‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد در سرکوب اعتراض‌های مردمی نقش داشتند. این طرح در حالی در مرکز تهران اجرا خواهد شد که دانشگا‌ه‌ها و مدارس تعطیلات تابستانی را پشت سر می‌گذارند و هنوز در گوشه و کنار شهر به مناسبت‌های گوناگون اعتراض‌های پراکنده به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به شکل‌های مختلف ادامه دارد. در همین حال با آنکه بیش از دو ماه از برگزاری انتخابات ریاست‌ جمهوری می‌گذرد همچنان شماری از بازداشت‌شدگان انتخاباتی در زندان به سر می‌برند. اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، روز پنجشنبه تأکید کرده است که «طرح‌های انضباط اجتماعی و امنیت اجتماعی كه تحت‌تأثیر انتخابات قرار گرفته بود، دوباره آغاز خواهد شد.» اسماعیل احمدی مقدم با اشاره به رویدادهای اخیر گفت: «نیروی انتظامی تحت‌تأثیر شعارهای انتخاباتی قرار نمی‌گیرد كه فكر كنند این طرح‌ها تعطیل می‌شود، این طرح‌ها با قوت بیشتر اجرا می‌شود.» نیروی انتظامی پس از رویدادهای انتخابات ریاست‌ جمهوری و به ويژه کشته شدن معترضان در خیابان‌ها و نیز افشای وقایع بازداشتگاه کهریزک به شدت از سوی چهره‌های سیاسی و برخی نمایندگان مجلس مورد انتقاد قرار گرفته است. برای نمونه حمیدرضا کاتوزیان، نماینده اصولگرای مجلس، شخص اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی،‌ را مسئول مرگ‌های کهریزک اعلام کرده است. نیروی انتظامی از سال ۱۳۸۶ برنامه‌ای به عنوان «طرح ارتقای امنیت اجتماعی» را به اجرا درآورده که در آن دیگر نهاد‌های امنیتی از جمله سپاه و بسیج نیز مشارکت دارند. اجرای این طرح که در برخی موارد توأم با خشونت بود، با واکنش‌های چهره‌های سیاسی و حقوقدانان مواجه مواجه شد. برخی از منتقدان می‌گویند وجه تمایز «طرح انضباط اجتماعی» و «طرح ارتقای امنیت اجتماعی» به درستی برای شهروندان روشن نشده است. به گفته عزیزالله رجب‌زاده، فرمانده نیروی انتظامی تهران، طرح انضباط اجتماعی «منافاتی» با «طرح اتقای امنیت اجتماعی» ندارد و پلیس «در این طرح به دنبال آن است که بی‌نظمی‌های موجود در شهر را با کمک سازمان‌های مرتبط بر طرف کند.»
*****
نمایش نماز جمعه تهران:
سایت دولتی تابناک - کد خبر: 61531
درخواست امام جمعه جدیدموقت تهران ازمجلس
امام جمعه جديد موقت تهران که براي نخستين بار، نماز جمعه اين هفته به امامت او برگزار شد،در خطبه دوم، حوادث پس از انتخابات را جنگ نرمي از پيش برنامه ريزي شده دانست و همچنين از مجلس شوراي اسلامي خواست هر چه زودتر موجب تشکيل کابينه دهم شود.
به گزارش ايرنا، حجت الاسلام و المسلمين کاظم صديقي که رييس دادگاه انتظامي قضات نيز مي باشد، با اشاره به حضور 40 ميليوني مردم در انتخابات دهم، اظهار داشت: عده اي سعي کردند، فرصتي را که مي رفت بر اقتدار بيشتر و انسجام و تشکل و پيشرفت و ابهت بيشتر ما در ميان قدرت ها و کشورهاي منطقه بينجامد به مشکل و يک چالش تبديل کردند .
خطيب جمعه تهران تصريح کرد: قطع يقين دارم‌ همانطور که مقام معظم رهبري فرمودند اين جنگ نرم از پيش تدارک شده و از پيش برنامه ريزي شده بوده و عاملش هر که بوده،‌خطاي شخصي نبوده است.صديقي گفت: مردم اين کشور در رشد، هوش، استقامت در برابر مشکلات ، داشتن سعه صدر و به رو نياوردن مشکلات به خاطر نظام و انقلاب بي نظيرند و با حضور بي سابقه و مشارکت 40 ميليوني، راي 24 ميليوني بي سابقه به يک رييس جمهور دادند.
امام جمعه موقت تهران از همگان خواست دست به دست هم دهند تا رييس جمهوري را که با تنفيذ مقام معظم رهبري، در سنگر خدمت استقرار يافته ، هرچه زودتر کابينه خود را تشکيل دهد.خطيب جديد نماز جمعه تهران تصريح کرد: بايد براي پيشبرد آرمان هاي نظام،‌هر چه زودتر ، رييس جمهوري را تجهيز کرد.وي با اشاره به معرفي وزراي پيشنهادي از سوي رييس جمهوري به مجلس گفت: ايشان به نظرشان وزرايي صالح رسيده و به مجلس معرفي کرده اند. انتظار است مجلس ولايي ، مردمي و اخلاقي هر چه زودتر موجب تشکيل کابينه شود تا کارها پيش رود.صديقي، کابينه را بسيار مهم دانست و اضافه کرد: 4 سال زود مي گذرد ولي فرصت کمي نيست .هر چه زودتر ما بايد پاسخگوي نيازهاي مردم در پاسداشت همت و شور آفريني آنها باشيم .
امام جمعه جديد موقت تهران گفت: مجلس شوراي اسلامي در تشخيص اينکه وزيران از حسن سابقه، شهرت ، تخصص، ساده زيستي ، استکبار ستيزي، ولايتمداري برخودار باشند، بايد دقت کنند. کابينه بايد مثل خود آقاي رييس جمهور که پرتلاش و بيقرار در خدمت است، بدود.صديقي از مجلس خواست هر چه زودتر، در نهايت صفا و دوستي و در خور ملتي که هيچ وقت کم نگذاشتند،موجب تکميل و تشکيل کابينه و دولت شود تا کارها پيش برود.
صديقي همچنين از انتصاب خود به عنوان امام جمعه موقت تهران و بذل عنايت و محبت مقام معظم رهبري قدرداني کرد و گفت: اميدوارم با اين خطبه ها بدهکار مستمعين مان نباشيم . عوض ايجاد وحدت الفت و صفا و محبت ، شکاف ها را بيشتر نکنيم و مشکلات را اضافه نکنيم .امام جمعه جديد موقت تهران تاکيد کرد:‌اين خطبه ها بايد به مردم اميد بدهد .هر که از تريبون نماز جمعه سو استفاده کند و موجب ياس و سلب اعتماد عمومي شود، دربرابر خدا مسئوليت دارد .خطيب جمعه تهران رحلت عالم مجاهد و زجر ديده از يک دودمان اصيل و ريشه دار، مرحوم سيد عبدالعزيز حکيم فرزند يکي از استوانه هاي شيعه را تسليت گفت و افزود: دودمان حيکم بيش از 60 شهيد عالم تقديم کردند و مرحوم سيد عبدالعزيز حکيم نيز زندان هاي مخوف بعثي ها را تحمل کرد . وي مدتي در ايران بود.در تاسيس گروه بدر موثر بود و در وحدت مردم عراق و انسجام مردم مظلوم اين کشور نقش بسزايي داشت.
وي مرحوم حکيم را مرزبان اخلاق و شرف دانست و اظهار داشت: وي قطعا با رفتنش "ثلمه اي" براي شيعيان عراق پيش آمد.در شرايط کنوني، وجود ايشان مغتنم بود.وي ابراز اميدواري کرد: حکومت قانوني عراق و حوزه هاي علميه اين کشور، فقدان مرحوم عبد العزيز حکيم را، مسئوليت جديد و افزودن بر بار مسئوليتشان تلقي کنند .امام جمعه جديد تهران همچنين با محکوم کردن حملات اخير در عراق گفت: آمريکايي ها و غربي ها از جنايات هولناک اخير که امنيت عراق را نشانه رفته ، بدشان نمي آيد تا به بهانه امنيت عراق، حضور نامشروع خود را ادامه دهند .وي تصريح کرد:‌عراق آرام و باثبات هم در اخراج خارجي ها و هم در ثبات منطقه موثر خواهد بود.وي افزود: اين حرکت ننگين را محکوم مي کنيم و از دولت و ملت عراق انتظار داريم خود را هر چه زودتر جمع و جور کند و بر مشکلات پيروز شوند.صديقي همچنين با تبريک هفته دولت اظهار داشت: هفته دولت ، يادآور رييس جمهوري بسيجي، ساده زيست، ولايي، متدين، اخلاقي و سخت کوش يعني مرحوم شهيد رجايي و نخست وزير عالم ،فرهيخته، نويسنده، گوينده و انسان توانمند در مسايل فرهنگي، مرحوم شهيد باهنر است .وي با بيان اينکه امام بعد از شهادت اين دو بزگوار فرمودند که آنها براي دولت ها و نسل هاي بعدي مي تواند الگو باشند، گفت: اين بيانات ، چه حق شناسي کريمانه اي بود که اينها را سمبل حکومتي که هم خادم باشد، وهم اشرافي گري و قيافه گرفتن در حريم شان راه پيدا نکند ، معرفي کردند.وي افزود: شهيد رجايي، ساده زيست و سخت کوش براي خدمت به مردم بود و از همه مهمتر افتخار مي کرد که امام هم مرجع و هم رهبرش است .او در دايره ولايت نفس کشيد و قدمي در خلاف رضاي ولايت از او ديده نشد .عاشق مردم بود. خودمحور نبود .ولايت مدار بود. اينها ارزش هاي ماندگاري است که هم در اين عالم و هم در آخرت مايه عزتش است.خطيب جمعه جديد تهران همچنين حملات در افغانستان و فلسطين را محکوم کرد و گفت: جنايات اسرائيل در فلسطين استثنايي است، اعضاي بدن فلسطيني ها را در مي آورند و جنازه ها را با اين وضع فجيع، تحويل خانواده هايشان مي دهند .صديقي خطاب به اين جنايتکاران گفت که بدانند دست انتقام الهي به زودي از آستين امام حق برخواهد آمد.وي در ابتداي اين خطبه ، خود و نمازگزاران را به تقوا و "خداترسي " توصيه کرد و گفت: خدا حقيقتي است که هيچ جا و در هيچ فضايي کسي نمي تواند از خداوند غايب شود. عالم، محضر خداست.حجت الاسلام صديقي در خطبه اول نمازجمعه تهران بااشاره به اينکه ماه مبارک رمضان ماه اکتساب تقوي است ، افزود:تقوي مظهر آدميت آدم است و آدميت آدم به اراده و اختيار و آزادي اوست.
وي ضمن بيان اينکه خداوند سفره روزه را براي ما و شما آماده کرده است تا تقوي بدست آوريم ، افزود: تقوي کنترل نفس است ، ذليل هواي رياست نشدن و سررياست دعوانکردن وسر موقعيت سياسي براي هم پرونده درست نکردن است.صديقي تقوي را مستبدنبودن و مغرور نبودن دانست و در توصيف ماه مبارک رمضان گفت: روزه با هيچ عبادتي قابل قياس نيست و روزه بي رنگي و اخلاص است. روزه انسان را انسان مي سازد و اراده انسان را تقويت مي کند.وي خطاب به خانواده ها و پدرومادرها توصيه کرد که درماه مبارک رمضان باهم جنگ نکنند و محيط آرام براي فرزندان فراهم کنند.
*****
نامه ای به يک آقای دکتر در وزارت اطلاعات
ژيلا بنی يعقوب
راستی چه شد وعده هايی که با آن اطمينان به من داديد؟ يعنی هيچ وقت نبايد در زندان به کسی اعتماد کنيم؟ حتی اگر آن شخص يک استاد دانشگاه خيلی مهربان و مؤدب باشد؟ اگر بهمن را آزاد نمی کنيد، لااقل پس از اين همه روز، از انفرادی به عمومی منتقل اش کنيد. اجازه بدهيد اگر قلب اش دچار مشکلی شد هم سلولی های اش متوجه شوند و زندانبان را خبر کنند، شايد که پزشک را بالای سرش بياورند. آقای دکتر! آقای استاد دانشگاه مسووليت سلامت همسر عزيزم بهمن احمدی امويی بر عهده شما و همه همکاران تان در وزارت اطلاعات است.
نمی دانم شما را بايد به چه نامی خطاب کنم؟ چون اصلا نام شما را نمی دانم و حتی نمی توانم آن را حدس بزنم. اما همکارانت شما را آقای دکتر صدا می زدند و شما هم خودتان را يک استاد دانشگاه و نويسنده معرفی کرديد. از پشت چشم بند برزنتی ام هم قرار نبود که چهره شما را ببينم. انگار پس از پنجاه و چند روز بازجويی وارد مرحله جديدی شده بوديم. شما به من گفتيد: " قرار است با من بحث علمی و تئوريک کنيد و نمی خواهيد که مثل هميشه روی صندلی ای که رو به ديوار است بنشينم. گفتيد صندلی ات را برگردان تا رو در رو با من صحبت کنيد."گفتيد که بازجو نيستيد و در طول جلسات بحث و گفت و گو هيچ چيز يادداشت نخواهد شد.با صدايی آرام و مهربان سخن می گفتيد: "خانم! اگر هر مشکلی در اينجا داريد و هر خواسته ای داريد به من بگوييد."من گفتم: "دو هفته است که به مادرم تلفن نزده ام..."پريديد توی حرفم و گفتيد : "اصلا لازم نيست بگويی چند روز است که زنگ نزده ای، اين حق شما به عنوان يک زندانی ست که زنگ بزنی."عجيب بود قبلا همه در اين زندان به ما گفته بودند تلفن زدن حق ما نيست چرا که در مرحله تحقيقات هستيم و متهم در اين مرحله حق ندارد تلفن بزند و اگر گاهی چنين اجازه ای به ما داده می شود فقط از سر لطف است. اما شما گفتيد نه يک تلفن که می توانی چند تلفن بزنی و اين حق همه شما متهمان است و من آن روز هم به مادرم زنگ زدم و هم به اميرکوچولوی هفت ساله که دلم برايش پر می کشيد.وقتی به اتاق بازجويی که يک سلول انفرادی بود و حالا قرار بود محل گفت و گوی علمی باشد، بازگشتم، دوباره با مهربانی گفتيد: "قبل از شروع بحث هر درخواست ديگری هم که داری، مطرح کن" و اين بار ظرف کوچک ماست را که زندانبان به همراه عدس پلو به من داده بود ،به شما نشان دادم و گفتم: "بهمن، همسرم، خيلی ماست دوست دارد و من می خواهم اين ماست را برای او بفرستم. روان نويس تان را به من داديد و گفتيد: "اگر می خواهی پيامی برايش بنويس" و من روی در پلاستيکی ماست نوشتم: "برای بهمن دوست داشتنی ام"و شما خودتان ظرف ماست را برايش در سلول انفرادی برديد و وقتی برگشتيد، گفتيد که مطمئن هستيد اين بهترين هديه زندگی بهمن بوده که از همسرش دريافت کرده است.و بعد نوبت گفت و گوی علمی شما با من رسيد، محور بحث عدم تقلب در انتخابات و برخی مسائل ديگر مربوط به اصلاح طلبان بود. مطالبی که اگر روزی حوصله کنم همين جا خواهم نوشت.بحث های طولانی که تمام شد، گفتم: "می دانيد که بهمن ناراحتی قلبی دارد؟ و اين ماجرا سابقه ژنتيک نيز در خانواده شان دارد. می دانيد که بهمن بيش از پنجاه و چند روز است که در انفرادی است؟"گفتيد: "منظورت را صريح تر بگو؟ چه منظوری داری از اين حرف ها؟"گفتم: "در آهنی سلول تنگ انفرادی فقط روزی دو يا سه بار توسط زندانبان باز می شود."گفتيد: "منظورت را هنوز هم نمی فهمم. چرا درخواست ات را مستقيم بيان نمی کنی؟"گفتم: "يعنی بيماری قلبی بهمن وقتی تنهاست برای من دلهره آورتر است. هر لحظه ممکن است اتفاقی برايش بيفتد و ساعت ها بگذرد و کسی متوجه نشود. او که بازجويی هايش هم تمام شده لااقل به يک سلول دو نفره منتقل اش کنيد."گفتيد: "به زودی به خانه باز می گردد. اين بهتر نيست؟"گفتم: "خواهش می کنم به يک سلول دو نفره منتقل اش کنيد."گفتيد: "عجب حرفی می زنی؟ چرا بفرستيم اش سلول عمومی. او قرار است زودتر از تو آزاد شود. همين يکی – دو روز آينده."گفتم: "من آموخته ام که هيچ وعده ای را که در زندان به من داده می شود، باور نکنم."گفتيد: "حق داری. اما اين بار باور کن. چون من که بازجو نيستم."اين که به من حق داديد به دلم نشست و گفتم: "اجازه بدهيد يک بار فقط يک بار هم که شده اعتمادی که در زندان وزارت اطلات به کسی می کنم شکاف بر ندارد."گفتيد: "اطمينان داشته باش."آقای دکتر! يک هفته پيش من آزاد شدم و بهمن هنوز آزاد نشده است. دو هفته هم هست که به خانواده اش زنگ نزده و همه از او کاملا بی خبريم و اين بی خبری مرا بيشتر نگران سلامت اش می کند. راستی چه شد وعده هايی که با آن اطمينان به من داديد؟ يعنی هيچ وقت نبايد در زندان به کسی اعتماد کنيم؟ حتی اگر آن شخص يک استاد دانشگاه خيلی مهربان و مؤدب باشد؟ اگر بهمن را آزاد نمی کنيد، لااقل پس از اين همه روز، از انفرادی به عمومی منتقل اش کنيد. اجازه بدهيد اگر قلب اش دچار مشکلی شد هم سلولی های اش متوجه شوند و زندانبان را خبر کنند، شايد که پزشک را بالای سرش بياورند. آقای دکتر! آقای استاد دانشگاه مسووليت سلامت همسر عزيزم بهمن احمدی امويی بر عهده شما و همه همکاران تان در وزارت اطلاعات است.
*****
گزارش تحقیقی موج سبز درباره مدرک دانشگاهی وزیر علوم پیشنهادی دولت کودتا
کامران دانشجو درباره مدرک دکترای خود دروغ می‌گوید

در روزهای گذشته، ایمیل‌های زیادی درباره وضعیت مدرک تحصیلی گزینه پیشنهادی رئیس دولت کودتا برای تصدی وزارت علوم برایمان ارسال شد که ما را ملزم به بررسی بیشتر این موضوع ساخت. بررسی‌های اولیه «موج سبز آزادی» نشان می‌دهد که آقای دانشجو، همانند کسی که او را قائم‌مقام وزیر کشور کرد یعنی علی کردان، درباره مدرک تحصیلی‌اش دروغ‌های متعددی گفته و لازم است که نمایندگان مستقل مجلس قبل از آنکه او عامل دولت در وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری شود، از وی بخواهند که درباره مدرکش توضیح دهد تا مانند ماجرای علی کردان چند ماه بعد مجبور به استیضاحش نشوند.
به گزارش موج سبز آزادی، آقای کامران دانشجو که به عنوان عامل دولت کودتا در وزارت علوم پیشنهاد شده و قرار است مسئولیت دانشگاهیان کل کشور را به عهده بگیرد، خود با ابهام‌های جدی در خصوص مدرک دانشگاهی‌اش روبه‌روست. این در حالی است که او از سال‌ها قبل در دانشگاه علم و صنعت به عنوان «استاد تمام» مشغول تدریس است و با همین مدرک دانشگاهی در چندین مسئولیت مهم دولتی نیز حضور یافته است.
وی در معرفی‌نامه‌اش به عنوان فرد پیشنهادی احمدی‌نژاد برای تصدی وزارتخانه، ادعا کرده که دارای مدرک «دکترای هوافضا از کالج لندن» است و مسئولان دولت نیز در تبلیغات برای رای اعتماد، همین عنوان را برای وی ذکر کرده‌اند. اما مشکل در اینجاست که در تاریخ انگلستان، دانشگاهی به نام «کالج لندن» وجود نداشته و ندارد!
با این حال فرض می‌کنیم که تنها بیان نام فارسی دانشگاه دقیق نبوده و مشکل‌ساز شده است، مثلا شاید منظور
کالج سلطنتی لندن است و یا کالج دانشگاهی لندن! از این رو به صفحه معرفی او در سایت دانشگاه علم و صنعت مراجعه می‌کنیم تا عنوان دقیق دانشگاه محل تحصیل وی در مقطع دکترا را پیدا کنیم. به هرحال اگر کسی سال‌ها در یک دانشگاه تحصیل کرده باشد، لااقل باید نام دقیق آن را بداند. اما با کمال تعجب می‌بینیم که در این صفحه، «دانشگاه منچستر انگلستان» به عنوان محل تحصیل آقای دانشجو در مقطع دکترا اعلام شده است! این تناقض، باعث تعجب بیشتر می‌شود و برای رفع ابهام مجبور می‌شویم به صفحه انگلیسی کامران دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت برویم، اما باز می‌بینیم که در این صفحه نام جدیدی برای دانشگاه به شکل انستیتو امپریال منچستر اعلام شده است:Manchester Imperial Institute of Science and Technology, UK.
این عنوان ربطی به عنوان دانشگاه منچستر ندارد. اما باز تردید می‌کنیم و عنوان این مؤسسه آموزشی (که در واقع دانشگاه نیست) را در سایت گوگل جست‌وجو می‌کنیم تا از کیفیت و اعتبار آن مطلع شویم. ولی با کمال تعجب می‌بینیم که غیر از صفحات مربوط به آقای کامران دانشجو، در هیچ جای دیگر جهان اثری از این دانشگاه نیست! جالب است که در صفحه آقای دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت، نام دانشگاه «کویین ماری» که در لندن قرار دارد اما ربطی به عنوان کالج لندن ندارد، به عنوان محل تحصیل مقطع لیسانس و نه دکترای آقای دانشجو اشاره شده است.
این مجموعه تناقض‌ها، «موج سبز آزادی» را وادار کرد که بیشتر درباره سوابق دانشگاهی وی تحقیق کند. به لیست مقالات آقای دکتر مراجعه می‌کنیم. لیست بلند بالای مقالات ایشان هم در صفحه فارسی و هم در صفحه انگلیسی سایت دانشگاه علم و صنعت موجود است. این مقالات هم در ژورنال‌ها و هم سمینارهای داخلی و خارجی به همراه دانشجویانشان اسم ایشان را درج کرده است. اما با بررسی تک تک این مقالات از سایتهای مختلف، متوجه می‌شویم که نام دانشگاه ایشان همان دانشگاه علم و صنعت است و در دانشگاه‌های انگلیسی وی هیچ مقاله‌ای تولید نشده است. با دقت به تاریخ این مقالات متوجه می شویم که اولین مقاله وی در سال 1999 منتشر شده است. عجیب است! ایشان سال فارغ‌التحصیلی خود از هر دانشگاه مفروضی در انگلستان را ننوشته، اما سوابق اجرایی‌اش نشان می‌دهد که از سال 1368 به بعد در ایران حضور داشته است و در هر صورت از محالات است که ایشان دوره فوق لیسانس و دکترا را در لندن گذرانده باشد و محض رضای خدا حتی یک مقاله علمی هم نداشته باشد؛ تا آنکه اولین مقاله علمی را در سال 1999 نوشته باشند.
تردید بیشتر می‌شود. به کتابخانه امپریال کالج لندن مراجعه می‌کنیم و پایان‌نامه‌ای به نام کامران دانشجو پیدا نمی کنیم. در کتابخانه دانشگاه منچستر هم چیزی پیدا نمی‌شود. به آرشیو پایان‌نامه‌های دکترای دانشجویان در کتابخانه ethos.bl.uk مراجعه می‌کنیم که باز هم در آنجا اثری از اسامی daneshjo یا daneshjoo یا daneshjou یافت نمی‌شود. هیچ اثری از تحصیل او در مقطع دکترا در انگلستان وجود ندارد، غیر از ادعای خود او.
تحقیقات را گسترش می‌دهیم. به فرضیه‌ای بر می‌خوریم مبنی بر اینکه ایشان یکی از هشت دانشجوی ایرانی است که در جریان ماجرای سلمان رشدی از انگلیس اخراج شدند و در ایران دکترا گرفتند. هرچند اگر این درست باشد، خود نشانه‌ی دروغ بزرگ وی مبنی بر اخذ دکترا از دانشگاه‌های لندن و یا منچستر است، اما باز این فرض را بیشتر بررسی می‌کنیم. به
روزنامه قدس 26 اسفند ماه می‌رسیم که خبری را به نقل از ایرنا نقل کرده است. عین خبر را ببینید:
دانشجو: سفير ايران در لندن نمي شوم ايرنا- استاندار تهران با رد شايعه انتصاب خود به عنوان سفير ايران در لندن گفت كه پس از اخراج از انگليس در دوران دانشجويي، به اين كشور و همه كشورهاي عضو پيمان شينگن ممنوع الورود شده است. دكتر كامران دانشجو، استاندار تهران درباره برخي اخبار منتشرشده غيررسمي در مورد احتمال سفير شدن وي در لندن، گفت: من به انگليس ممنوع الورود هستم. وي توضيح داد: من در قضيه سلمان رشدي به همراه هفت دانشجوي ديگر، از انگلستان اخراج شديم و در گذرنامه من درج شده تا زماني كه موضوع سلمان رشدي وجود داشته باشد، من حق ورود به انگلستان و كشورهاي پيمان شينگن را ندارم.
پس آقای دانشجو، دانشجو بوده که از انگلستان اخراج شده و لذا مدرکی دریافت نکرده است. تا این جای مشکل حل شد و دروغ اول وی ثابت شد. ایشان در سال 1989 از انگلستان اخراج شده، حق بازگشت هم نداشته و در عین حال ادعا می‌کند که سه مدرک دانشگاهی از آنجا گرفته است! قرار است با همین مدارک، وزیر علوم ایران هم بشود و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور را مدیریت کند. آیا اینها همه برای نمایندگان برانگیز غیر وابسته به دولت کودتا سؤال‌برانگیز نیست؟
اما ابهامات همچنان باقی است. بر فرض که او در ایران دکترا گرفته باشد؛ سؤال اول این است که از کدام دانشگاه؟ دست‌کم در سایت‌های دو دانشگاه صنعتی شریف و علم و صنعت تهران که بررسی‌های «موج سبز آزادی» نشان داد هیچ اثری از پایان‌نامه آقای دانشجو پیدا نمی‌شود. جا دارد نمایندگان مستقل مجلس از ایشان بخواهند جدا از دروغی که درباره اخذ مدرک دانشگاهی از کالج لندن و یا موسسه امپریال منچستر گفته است، توضیح دهد که مثلا اگر در ایران مدرک معادل گرفته، از کدام دانشگاه بوده و پایان‌نامه‌اش کجاست.
و سؤال دوم اینکه ایشان در دانشگاه علم و صنعت تهران به رتبه استاد نائل شده است. دانشگاهیان به خوبی می‌دانند که طی مدارج مختلف برای رسیدن به مرحله استاد تمامی، بسیار سخت است و نیاز به تولید مقالات بسیار و سرپرستی تعداد زیادی دانشجوی دکترا و فوق لیسانس دارد. اکنون با مقایسه رزومه تحصیلی جناب آقای دانشجو با یکی دیگر از اعضای هیات علمی همان دانشگاه که اتفاقا به واقع هم در دانشگاه منچستر تحصیل کرده است، هم می‌توان دید که چگونه باید ارجاعات معتبر به دانشگاه استاد و پایان‌نامه دکتری و فوق لیسانس داشت، و هم می‌توان مقایسه کرد حجم مقالات و فعالیتهای علمی دو طرف را، در حالی که یکی دانشیار باقی مانده است و دیگری که طی این مدت همواره مشغول فعالیت‌های اجرایی در مناصب دولتی مانند استانداری، معاونت و ... بوده و فرصتی برای کار دانشگاهی نداشته، توانسته به درجه استاد تمام برسد. این دو صفحه را ببینید و مقایسه کنید:
http://www.iust.ac.ir/find-14.1958.1488.fa.html
http://webpages.iust.ac.ir/msharifi
کامران دانشجو که در انتخابات پر حرف و حدیث دهم ریاست‌جمهوری، رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور بود، توسط علی کردان به قائم مقامی این وزارتخانه منصوب شد. کردان هنوز دو ماه از امضای این حکم نگذشته بود که به جعل و تقلب متهم و برکنار شد. حال آیا نوبت کامران دانشجو رسیده است؟ و آیا اگر ثابت شود که او در اعلام آخرین مدرک دانشگاهی‌اش دروغ گفته و تقلب کرده، نمی‌توان حدس زد که چنین فردی می‌تواند در آرای مردم نیز دست ببرد، عامل تقلب باشد و همزمان در روز روشن در صداوسیما به مردم دروغ بگوید؟
*****
درخواست فرصت بیشتر برای نوشتن اعترافات بیشتر
یک عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران با ارایه تحلیل خود از اظهارات اخیر آیت الله خامنه ای درباره حوادث پس از انتخابات با اشاره به اعترافات برخی از فعالان سیاسی بازداشت شده پيشنهاد كرد تا نوشته‌هاي بيشتري از كساني كه او آنها را فرمانده ماجراهاي پس از انتخابات مي‌داند در اختيار رسانه‌ها قرار گيرد.
مجتبي شاکری در ارزیابی سخنان خامنه ای در جمع دانشجویان به ایلنا گفت« معظم له تحلیل عمیقی را ارایه دادند که لایحه‌های مختلف فتنه پس از انتخابات را مشخص می‌کند یعنی هم خواص را که خواسته و ناخواسته به نوعی در میدان عمل بیگانگان قرار گرفتند و بازی خوردند و هم مجموعه کسانی که تحلیل غلط نسبت به انتخابات داشته و بحث تقلب را مطرح کردند و سپس نوعي نافرمانی مدنی بعد از اعلام نتایج رقم زدند.»
وی مدعی شد « برخی افراد با بزرگنمایی‌ها نسبت به بعضی از خطاهای صورت گرفته از جمله در کوی دانشگاه و کهریزك بنا دارند اصل فاجعه و فعل مجرمانه ای که دامن زده و با بیانیه‌های زنجیره ای مردم رابه خیابان‌ها کشیده‌اند و فضای درگیری را به وجود آوردند، پنهان کنند که این موضوع نیز از نكات با اهميت ديگر در سخنان رهبري بود.»
عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي با اشاره به بخش ديگري از اظهارات آیت الله خامنه ای كه گفته بود«من پيش قراولان حوادث اخير را به ارتباط با غرب متهم نمي كنم» گفت« در این ماجرا نباید با شواهد و قرائن ظاهری پیش رفت بلکه باید با یقین و رعایت عدالت در مورد کسانی که در طراحی و به نوعی بستر سازی ماجرا حضور داشتند، قضاوت شود.»
وی در تحلیل خود از روند برگزاری دادگاه‌ها نیز اظهار داشت« فکر می‌کنم اكنون با توجه به اعترافاتی در آن زمينه و خصوصا از زبان افرادی که در حوادث بعد از انتخابات حضور داشتند مطرح و پخش می‌شود سالم ترین وسیله برای تصحیح تحلیل لایحه‌های مختلفی باشد که در این ماجراها به نوعی نقش داشتند.»
شاکری تاكيد كرد« اگر فرصت‌های بیشتری غیر از آنچه در دادگاه‌ها برای بازداشت‌شدگان وجود دارد در نظر گرفته شود تا نوشته‌های دیگری هم از این افراد كه به نوعی فرماندهی ماجراهاي پس از انتخابات را به عهده داشتند در اختیار رسانه‌ها قرار بگیرد مفید خواهدبود.»
*****
در حمایت از جنبش سبز مردم ایران جشنواره بین المللی فیلم مونترال سبز شد
هیات داوران سی و سومین دوره از جشنواره بین المللی فیلم مونترال با حضور جعفر پناهی کارگردان ایرانی به عنوان رییس هیات داوران در همراهی و حمایت از جنبش سبز مردم ایران همگی سبز پوش شدند.
روز گذشته 27 آگوست و در آغازین روز جشنواره بین المللی فیلم مونترال اعضای هیات داوران همگی با شال هایی سبز در مراسم افتتاحیه و در مقابل دوربین خبرنگاران حاضر شدند.
این درحالی بود که علاقه مندان و شرکت کنندگان این جشنواره نیز همراه با جمع زیادی از ایرانیان مقیم مونترال با در دست داشتن بادکنک ها و نمادهایی به رنگ سبز همراهی و حمایت خود از جنبش سبز مردم ایران را ابراز کردند که این موضوع مردم شهر مونترال و همچنین رسانه ها را نیز تحت تاثیر قرار داد.
در سی و سومین دوره از جشنواره بین المللی فیلم مونترال همچنین فیلم‌های سینمایی "آتشکار" محسن امیریوسفی، "بیست" عبدالرضا کاهانی، "وقتی لیموها زرد شدند" محمدرضا وطن‌پرست و "پنالتی" انسیه شاه‌حسینی به نمایندگی از سینمای ایران در بخش‌های مختلف این جشنواره حضور دارند.
همچنین "پناه پناهی" فرزند جعفر پناهی هم با فیلم کوتاه "فیلم اول" جوان‌ترین نماینده سینمای ایران است که در بخش تمرکز بر فیلم کوتاه خواهد بود.
این جشنواره در حالی روز پنجشنبه 27 آگوست (5 شهریور) با نمایش رسمی فیلم المپيک پکن "مشعل جاودانی" به کارگردانی "گو جون" آغاز به کار کرد که جعفر پناهی کارگردان برجسته ایرانی و برنده شیر طلایی جشنواره ونیز ریاست هیات داوران آن را برعهده دارد.
در همین باره سرژ لوسیک رئیس جشنواره جهانی فیلم مونترال با ستایش از سینمای ایران درباره انتخاب پناهی به ریاست هیات داوران گفت: این انتخاب در ادامه تاریخ طولانی جشنواره مونترال برای ارج نهادن به سینمای ایران است. مجید مجیدی فیلم ساز شایسته ایرانی در پنج سال سه‌ بار و برای فیلم‌های "بچه‌های آسمان"، "رنگ خدا" و "باران" جایزه اصلی این جشنواره را به دست آورد و سینمای ایران همیشه حضوری موفق در این جشنواره داشته است.
گفتنی است امسال 400 فيلم در جشنواره فیلم مونترال به نمايش درمی‌آيد که از ميان آنها 130 فيلم برای نخستين بار روی پرده می‌رود.
سی و سومین دوره جشنواره بین المللی فیلم مونترال از روز گذشته 27 اگوست آغاز شده و تا 7 سپتامبر در شهر مونترال کاندادا ادامه خواهد داشت.
*****
درحاشیه دشمن شناسی رئیس جمهور منتصب
بهار یکتا:

سیلی ملت بر گونه دشمن رسوا:
امروز رئیس جمهور منتصب طی سخنانی پیش از خطبه های نماز جمعه تهران به بررسی عالمانه و حکیمانه مسایل پس از انتخابات پرداخت و با تاکید چند باره بر دست داشتن عوامل بیگانه در جریانات اخیر از مجلس خواست که به کابینه وی رای قاطع دهند تا بتوانند در مقابل استکبار ایستادگی کنند!!
او در این سخنرانی که بی شک شاه بیت سخنان وی در تاریخ زندگیش خواهد بود آنچنان آسمان و ریسمان را به هم بافت که حالا حالا رسانه های منتسب باید به تفسیر و تعبیر معانی مستتر در این نطق بپردازند. اما از آنجایی که عالی جنابان علاقه وافری به دشمن سازی و دشمن شناسی دارند, نگاهی گذرا به سخنان امروز وی از زاویه دشمن شناسی می اندازیم.
وی برخورد صورت گرفته با مردم را " ناجوانمردانه ترین " برخورد ممکن دانست و خواستار برخورد قاطع با عوامل آن شد. وی ضمن مبرا دانستن بسیج و نیروی انتظامی و اطلاعات و سپاه و .... به زشتی مساله کوی دانشگاه و مسایل بازداشتگاهها و آسیبهای خیابانی اشاره کرد و تاکید نمود که" نیروی نفوذی برانداز دشمن " اقدام به چنین اعمال ناجوانمردانه ای کردند.
بالاخره معلوم شد این دشمنی که سالهاست در پستوهای نظام, بازداشتگاهها, دادگاهها, دانشگاهها, خیابانها و ... جا خوش کرده کیست و این دشمنی که این همه مدت همه بدنبالش می گشتند کجا مستقر است که آبروی نظام ولایی را نزد ملتها برده . این نفوذی ها چه کسانی هستند که لباس نظامی بر تن دارند, سلاح گرم در رکاب, شبانه به خوابگاه هجوم می برند و به حریم خصوصی صدها مبارز و انقلابی تعرض می کنند, در خیابان تیر می اندازند و چاقو می کشند. در بازداشتگاهها دندان می شکنند و تجاوز می کنند, برای زن و مرد , صغیر و کبیر پرونده اخلاقی و حیثینی درست می کنند, در حسینه ها و مسجدها شاخ و شانه می کشند و حریف می طلبند , در نماز جمعه ها حکم محارب می دهند و در هر مناسبتی کفن به تن می کنند و در مراسم نتفیذ و تحلیف صف جلو می نشینند و صحنه گردان هر معرکه ای هستند.
دیگر کجا باید سراغ این دشمن را گرفت از "وزیر خارجه دولت دوست " یا از مشاور امریکایی شما که گمان بردید بخاط شباهت نامش _مولانا_ حتما "ولایتی " است. دشمن همانجایی نیست که "آقا جواد" با "نیک براون" دیدار می کند و وعده وعید می دهد و یا پدر عروس "آقا" بلافاصله بعد از انتخابات احتمالا برای احوالپرسی عازم آنجا می شود. راستی دشمن را در طرف آبهای خزر ندیده اید که چگونه نفت را به یغما می برد و با وعده سر خرمن "نیروگاه اتمی" سالهاست بلند پروازی هستیریک شما را بازی می دهد. دشمن شباهتی به چشم بادامی ها ندارند که نفت را به ثمن بخس می خرند. راستی دشمن همانجایی نیست که سخنگوی محترم شما و بسیاری از دوستان و همفکرانتان با بیت المال در دانشگاههایش درس خواندند و اقتصادو فقه و جزا آموختند. آیا این دشمن خیلی برای مردم ما آشنا نیست؟ آیا این ملت هنوز سوزش سیلی های دشمن را بر غرور و غیرت و گونه خود حس نمی کند؟ آیا این ملت دشمن را آنجا نمی بیند که وقتی سراغ عزیزش را از مراکز قضایی ( بخوانید غزایی) می گرفت با تحقیر و توهین روبه رو می شد؟ آیا همانی نیست که حتی جنازه فرزندش را هم از او دریغ کردند و شبانه به خاک سپردند؟ همانی نیست که در حسرت یک تماس تلفنی از عزیرش است؟ همانی نیست که با رگبار گلوله گلهای آنان را پرپر کرد و به سینه خاک سپردند و بر سر مزارشان هم پایکوبی کردند و جشن پیروزی گرفتند؟این دشمن خیلی آشناست. هر روز هم صدایش می آید و سیمایش. سایه سنگینش سالهاست بر همه جا مستولی است. این دشمن همانی است که در صدد خدشه دار کردن ایران وتمدن عظیم آن است. این دشمن همان است که آبرویی برای ملت فهیم ایران در مجامع بین المللی باقی نگذاشته. این دشمن همان است که ایران را به بزرگترین "زندان روزنامه نگاران" تبدیل کرده. این دشمن همانی است که ایران را جزء پر ریسک ترین کشورهای دنیا برای گردشگری قرار داده. این دشمن همان است که موجب فرار سرمایه های علمی و مالی ایرانیان از سرزمین مادریشان شده. این دشمن همان است که ملت فهیم ایران را " خس و خاشاک" می خواند. این دشمن همان است که مردم را نامحرم می داند و با اطلاعات قظر ه ای جریان آزاد اطلاعات را از مسیر اصلی منحرف کرده. دشمن همانی است که دارندگان پاسپورت ایرانی را جزء بی اعتبارترین مردم دنیا قرار داده. این دشمن است همانی است که نه حریم خصوصی می شناسد نه عمومی. نه حق الناس می داند نه حق الله. نه اخلاق دارد نه انسانیت.
آری ای برادر نتیجه انتخابات از این نظر که دشمن را رسوا کرد برای مردم ما دستاورد مهمی بود. هر چند آراء آنان دزدیده شد و غرور آنان زیر پای دشمنان له شد ولی این بار دزد و دشمن نتوانست خود را پس پرده بیگانه پنهان کند و پرده ها همه فرو افتاد و مردم بوضوح دشمنان خود را شناختند. آقای احمدی نژاد این یکی را درست آمدی "ملت به دشمنان آنچنان سیلی زد که بعد از دو ماه و اندی هنوز گیچ می خورد".
*****
"ممنوعیت ایجاد شعب دانشگاههای خارجی در ایران"
بی بی سی: مقامات آموزش عالی ایران از ممنوعیت ایجاد شعب دانشگاه های خارجی در ایران خبر دادند و اعلام کردند دانشگاههای خارجی برای فعالیت در ایران باید با دانشگاههای داخلی قرارداد ببندند.رجبعلی برزویی، مدیر کل دفتر گسترش آموزش عالی وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری با اعلام این موضوع تاکید کرد که هیچ موسسه جدیدی از خارج از کشور مجوز ایجاد شعبه در ایران دریافت نکرده و هر موسسه ای که با ابن عنوان در ایران فعالیت کند غیر قانونی است.به گفته آقای برزویی همکاری و ارتباط با دانشگاههای خارجی تنها در صورت انعقاد تفاهم نامه با دانشگاههای بزرگ ایران آن هم در حوزه تحصیلات تکمیلی و رشته های مورد نیاز و یا کارشناسی در مناطق آزاد امکانپذیر و قانونی است.پیشتر هم اعلام شده بود که ایجاد شعبات دانشگاههای خارجی در ایران ممنوع است.این در حالیست که ارسلان قربانی، قائم مقام وقت وزیر در امور بین الملل و رییس مرکز همکاریهای علمی بین الملل وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری، سال گذشته گفته بود ایجاد شعب دانشگاههای خارجی در ایران با هدف گسترش همکاریهای بین دانشگاهی در دستور کار قرار دارد.بر اساس گزارش ها وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری تا کنون چند موسسه را که گفته می شد شعب دانشگاههای خارجی هستند تعطیل کرده است.
*****
شهید پرنداخ، دانشجوی دانشگاه اصفهان به خاك سپرده شد
ظهر روز پنج شنبه، پيكر محمدجواد پرنداخ، يكی ديگر از شهدای وقايع اخير، در شهر گيلان غرب استان كرمانشاه تشيع و به خاك سپرده شد.
به گزارش سحام‏نیوز، اين دانشجوی كُرد كه در مقطع كارشناسی‏ارشد رشته‌ی پتروشيمی در دانشگاه اصفهان مشغول به تحصيل بود، در جريان وقايع پس از اعلام نتايج دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری به شهادت رسیده است. بنا برخی اخبار وی در يكی از تجمعات اعتراضی در شهر اصفهان از سوی نيروهای ‌امنيتی دستگير و پس از مدتی جنازه وی در پزشكی قانونی ‌اصفهان مورد شناسايی خانواده قرار گرفته است.
گفته می‌‌شود همزمان با تشيع پيكر و مراسم تدفين اين دانشجوی شهيد در گيلان غرب، مردم اقدام به سر دادن شعارهای‌ اعتراضی نموده و در حال حاضر فضای اين شهر به شدت امنيتی است. همچنين خانواده پرنداخ نيز از سوی نهادهای‌ امنيتی برای برگزاری مراسم ختم و اطلاع‏رسانی در اين مورد تحت فشار قرار دارند، به گونه‌ای كه از آنان خواسته شده دليل مرگ فرزندشان را سانحه‌ی رانندگی عنوان كنند.
*****
از میان ایمیل های دریافتی تا این لحظه (ساعت21:30)
آخرش یه شب، ماه میاد بیرون!
"اما یکی از زمان‏ها که زندان را به چشمت می‏آورد، روزهای هواخوری است. حیاطی هفت متر در هفت متر با دیوارهای بلند. گویی می‏توانی بپذیری مکان زندگیت محدود شود و درهایش بسته، اما وقتی به سقف این حیاط می‏نگری گویی که آسمانش زندانی است."
دنیای بی‏زمان و بی‏مکان زندان جز دیوار برایت ندارد، اگر ذهنت را به چارچوب‏هایی که برایت تعیین کرده‏اند عادت دهی. در آن صورت است که دیوارها می‏تواند بر تو فشار بیاورد و دلت را تنگ کند و نفست را بگیراند. تمام تلاشت را می‏کنی که خود را خارج از فضا و آن چارچوب ببینی و بخشی از بایسته‏هایی که به حق یا به ناحق وجود دارد، طوری درونی کنی که دیگر برایت آزاردهنده نباشد.
اما یکی از زمان‏ها که زندان را به چشمت می‏آورد، روزهای هواخوری است. حیاطی هفت متر در هفت متر با دیوارهای بلند. گویی می‏توانی بپذیری مکان زندگیت محدود شود و درهایش بسته، اما وقتی به سقف این حیاط می‏نگری گویی که آسمانش زندانی است. انگار که سهمت از آسمان می‏شود همان بخش مساحت هفت در هفتی که برایت در نظر گرفته شده‏است. آسمان زندانی به مراتب دردناک‏تر از جسم و تن زندانیست.
تا می‏توانی در همین حیاط راه بروی و بدوی تا بدنت سالم بماند. گاهی هم این دل گرفتن بهترین زمینه را برای گفتگو با اویی که همیشه می شنود را فراهم می‏آورد. احساس می‏کنی به اندازه همان هفت در هفتی که هستی صدایت به آسمان می‏رسد.
اما گاهی در این هفت در هفت سهمیه‏ات آنقدر زیاد می‏شود که نیمه‏های ما ، خصوصا نیمه ماه شعبان، ماه زیبای شب خودش را وارد این محدوده از سهمت می‏کند و می‏توانی ماهی را ببینی که هر فرد آزاد و آزاده‏ای در همان دم می‏تواند آن را ببیند و با او سخن بگوید. گاهی آنقدر سهمت از آسمان زیاد می‏شود که این ماه از پنجره‏های فلزی اتاق هم قابل دیدن می‏شود. گویی که تمام آزادی را به تو داده باشند. باید حس و حال آن لحظه را داشته باشی، روحت جریحه‏دار از چیزهایی باشد که می‏بینی و می‏شنوی تا یکدم بخوانی:
یه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو میبره از توی زندون
مثل شبپره با خودش بیرون
میبره اونجا که شب سیاه تا دم سحر
شهیدای شهر با فانوس خون جار میکشن
تو خیابونا
سر میدونا
عمو یادگار
مرد کینه دار
مستی یا هشیار
خوابی یا بیدار
مستیم و هشیار شهیدای شهر
خوابیم و بیدار شهیدای شهر
آخرش یه شب ماه میاد بیرون
از سر اون کوه
بالای دره
روی این میدون
رد می شه خندون
یه شب ماه می اد
یه شب ماه می‌آد
*****
عاقبت احمدی نژاد یک حرف راست گفت
"كارهايی كه در كوی دانشگاه و برخی بازداشتگاه‏ها انجام شد، از اجزای سناريوی دشمن بود"
درست گفته. يك روز، شايد به زودی، ملت چنان درسی به دشمن وقيح خواهد داد، تا بفهمد هر سناريويی را نمی‏شود بازی كرد و تاوان نداد. بفهمد نمی‏شود در بازداشت‌گاهی كه پای هيچ ناظری به آن نرسيده هر سناريوی جنايت‌باری را پياده كند و بی‏تاوان بماند. بفهمد نمی‏شود به خوابگاه دانشجويان حمله كرد، آدم كشت و فكر كرد هيچ كس هم نمی‏فهمد چه خبر است. دشمن نادان نمی‏فهمد تاوان وقاحت، از قتل و چيدن سناريوی جنايت سنگين‌تر خواهد بود. بدبخت اين دشمن.
بدبخت اين دشمن، بی‏چاره اين دشمن كه چه آينده سياهی در پيش دارد. مفلوك اين دشمن، كه هيچ كس حاضر نيست به جايش باشد.
درست گفته اين بار احمدی‏نژاد.
*****
تناقض ادعاهای احمدی نژاد در نماز جمعه با اظهارات دو روز پیش آیت الله خامنه ای
محمود احمدی نژاد، در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه تهران،در ادعایی جدید حمله به کوی دانشگاه و شکنجه و قتل ها در بازداشتگاه کهریزک را سناریوی دشمنان خواند و گفت«حمله به کوی دانشگاه و اقدامات خلاف در بازداشتگاه ها، اجزای سناریوی دشمن بود که توسط وابسته های برانداز انجام شد.»
وی همچنین گفت«شواهد و دلايلي داريم كه نشان مي‌دهد ساحت نيروهاي انقلابي، نظامي، امنيتي، اطلاعاتي از اين اقدام شرم‌آور مبرا است. بسيجي‌ها، فداكارانه به خيابان‌ها آمده و براي جلوگيري از تعرض به حقوق افراد و شكستن شيشه‌هاي مغازه‌ها كتك خوردند و دم بر نياوردند. نفوذي‌هاي جريان برانداز در سناريوي دشمن فساد واقدام كردند. »
ادعای احمدی نژاد تنها دو روز پس از آن عنوان شد که خامنه ای وقوع«تخلفات و جنایت هایی در حوادث پس از انتخابات» را تائید کرد.
آیت الله خامنه ای در سخنان چهارشنبه گذشته خود ضمن تشکر از آنچه وی خدمات پلیس امنیت، نیروی انتظامی و بسیج» توصیف کرد، به طور ضمن تائید کرد که این جنایت ها را تعدادی از افراد وابسته به همین نهادها انجام داده اند و گفت«این خدمات بزرگ نباید موجب رسیدگی نکردن به برخی جرائم شود و اگر کسی با وابستگی به هر کدام از این سازمان ها، تخلف و جرمی مرتکب شده، باید کاملاً رسیدگی شود.»
در حالی که آیت الله خامنه ای دو روز پیش گفت که«من، پیش قراولان حوادث اخیر را به دست نشاندگی بیگانگان از جمله امریکا و انگلیس متهم نمی کنم چرا که این موضوع برای من ثابت نشده است»، محمود احمدی نژاد در اظهاراتی متناقض با سخنان او،ادعا کرد انگلیس طراح اعتراض به تقلب انتخاباتی در ایران بوده، و بر روال معمول اظهاراتش این ادعا را به اظهارات یک «منبع ناشناس» متصل کرد ، و گفت«یكي از وزراي خارجه كشور دوست، پيام فرستاد كه اخيرا با وزير خارجه استعمار پير صحبت كرده و گفته چرا در انتخابات ايران اين همه توطئه مي‌كنيد و او پاسخ داده كه اين بار درست و برنامه‌ريزي شده حركت مي‌كنيم ومي‌خواهيم كار نظام جمهوري اسلامي را تمام كنيم.»
محموداحمدی نژاد که رئیس شورای عالی امنیت ملی کشور را نیز بر عهده دارد و با برکناری چند هفته پیش محسنی اژه ای از وزارت اطلاعات، خود شخصا سرپرستی وزارت اطلاعات را بر عهده گرفته، در اظهارات امروزش در نمایش نماز جمعه با تاکید براینکه«بايد با کسانی که ساماندهی و تحريک کردند و خط دشمن را پياده کردند، برخورد جدی شود» از برخوردهای دیگری نیز خبر داد و گفت«با كساني كه در لباس دوست، دست به اقدام غيرانساني زدند، بدون گذشت و قاطعانه رفتار شود.»
احمدی نژاد همچنین ناراحتی اش از خودداری کشورهای اروپایی در مورد ارسال تبریک را پنهان نکرد و آن ها را تهدید کرد که«پس از استقرار دولت دهم، با قدرت چند برابري در صحنه‌ها و جوامع‌ بين‌المللي» حضور خواهد یافت. ستاد و شورای سیاستگذاری ائمه جمعه که تحت نظرآیت الله خامنه ای فعالیت می کند جمعه این هفته در یک اقدام بی سابقه به احمدی نژاد و برخی وزرای پیشهادی وی برای تصدی در دولت بر آمده از کودتا،اجازه داد تا در نماز جمعه های تهران و شهرهای بزرگ دیگر به عنوان خطیب پیش از خطبه ها سخنرانی و برای خود تبلیغ کنند.
*****
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ