سرود ملی: ای ایران ای مرز پرگهر

نقش دولتمردان و رسانه های آمریکایی در شورش 22 بهمن 1357

۱۳۸۸/۰۶/۱۵

یکشنبه: 15/6/1388 (زمان: 00:04 بامداد)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: ما به هیچ حزب، دسته، گروه یا مرامی وابسته نیستیم.
تقاضا داریم برای باز نشر مطالب انتشار یافته درین وبلاگ، نام منبع اصلی را درج نمایید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوستان ، یاران ، هم میهنان بامدادتان گرامی باد.
دقایقی است که روز شنبه را پشت سر نهاده و بامداد یکشنبه پانزدهم شهریور ماه را آغاز کرده ایم. این تاریخ ، یکی از سخت ترین و دردناکترین تاریخ ها ی زندگی ما می باشد.
سه ماه پیش، در روز "پانزدهم خرداد ماه 1388" در ساعت هشت شب؛ یار گرانبها و سردبیر وبلاگ و هماهنگ کننده تشکیلات ما، پریسای شیردل به هنگام خروج از اتومبیلش در مقابل درب خانه اش توسط سه تن از اوباشان بسیجی گرفتار شد و بزور داخل "ون" بدون شماره و آرم و غیره ای انتقال یافت و حدود 48 ساعت بعد، پیکر مثله مثله شده او در بیابانهای پردیس کرج کشف گردید در حالی که نه تنها به او تجاوز جنسی کرده بودند که حتا جای دهها ضربه دشنه و قداره بر پیکر شریف اش مشخص بود و نیز، خرخره اش را بریده بودند.
پریسا (نام اصلی اش زهره بود) در سن 9 سالگی پدرش را که از افسران ارتش شاهنشاهی (سابق) بود از دست داد و یتیم شد.
در سال 1359جنگی که با وسوسه و نادانی خمینی ملعون برای بقول خودش صدور انقلاب به منطقه ؛ و با آتش افروزی صدام حسین ملعون بین ایران و عراق درگرفت بسیاری از فرزندان رشید ملت به حکم وظیفه و برای پاسداری آب و خاک شرکت کردند که از جمله پدر پریسا که یکی از افسران پاکنهاد ارتش (شاهنشاهی) بود نیز در این جنگ ایفای نقش نمود و در نهایت با ایثار جان، وظیفه خود را بعنوان یک سرباز فداکار وطن ایفا نمود.
بلافاصله پس از آن یار گرامی ما جناب دکتر بحری، پریسا (زهره) و برادرش مازیار را (که او نیز در راهپیمایی میلیونی هجدهم خرداد ماه 1388 با دشنه یکی از اوباشان بسیجی مجروح شد و پس از سه بار جراحی؛ عاقبت جان باخت) بزیر چتر حمایت مادی و معنوی خویش گرفت و درواقع برای آنان در حکم پدر بود. پدری که برای فرزندانش همه کار کرد.
پریسا پس از پایان تحصیلات دبیرستانی در دانشگاه تهران رشته حقوق را پی گرفت و مدارک کارشناسی (لیسانس) و کارشناسی ارشد (فوق لیسانس) حقوق را دریافت کرد و سپس ضمن همکاری با یکی از معروفترین و مبرزترین وکلای ایران، به وظیفه بزرگتری که پدر معنویش یعنی دکتر بحری هنگام ترک ایران به او سپرده بود؛ یعنی سرپرستی و هماهنگی جنبش همبستگی دانشجویان نیز می پرداخت. وظیفه ای که برایش مقدم بر کار وکالتش بود. افسوس که پریسای عزیز ما چند روز پیش از قیام ملت (پس از نتیجه انتصابات ولایت وقیح) گرفتار و سپس کشته شد و نتوانست خیزش و قیام هم میهنانش را ببیند؛ گو این که اطمینان داریم روح شریف و پاکش از آسمانها شاهد و ناظر این صحنه های فراموش نشدنی می باشد.
ما طی سه ماه گذشته همیشه جای خالی این شیرزن فداکار و مبارز را در بین خویش احساس کرده ایم، در غم از دست دادنش خون گریستیم، و با پیگیری یارانمان در گروه "اعدام های انقلابی" سه نفری را که در ربودن او دست داشتند شناسایی کرده و هر سه نفر آنان را به سزای عمل پلید و ننگین خویش رساندیم (آخرین نفر کمی بیش از 48 ساعت پیش حدود نیمه شب در مقابل منزلش در قلهک اعدام انقلابی شد).
در طول سه ماه گذشته بارها و بارها از همسر پریسا (بهمن) و از مادرش (زهرا خانم) و همچنین از پدرش جناب دکتر بحری درخواست کردیم که اجازه دهند که شرح حال و عکس این همرزم مبارز خویش را انتشار دهیم که هربار، بخصوص از سوی همسر و مادرش با جواب منفی روبرو شدیم اما در تماسی که روز گذشته با خانواده اش و نیز با جناب دکتر بحری داشتیم این اجازه به ما داده شد که فقط سرگذشت او را بطور خیلی مختصر و بدون انتشار عکسی از او در سایتی که به همت آن شیرزن پایه ریزی گردید و شکل گرفت انتشار دهیم.
جناب دکتر بحری در رثای فرزند مبارزش "پریسا" شعری زیبا اما بسیار غم انگیز که گویای رنج درونی این رادمرد پاکنهاد و مبارز است سروده اند بشرح زیر:
کجایی تو ای از تبار بهار
ببین باد ماتم به در میزند
رهایم کن از دست سردِ خزان
که بر ساقه هایم تبر میزند
*
همانم، همان آشنای غریب
اسیرم درین کنج زندان غم
بیا باز کن این در بسته را
که گیرم سراغ تو را دَم به دَم
*
صدایت کنم ای تو آرامش ام
تو که دیدنت، نوبهار من است
کجایی ببینی هنوز عکس تو
درین قاب کهنه کنار من است
*
منم دربدر، خسته ای تشنه کام
بیا با محبت جوابم بده
درین شوره زار تهی از حیات
تو که چشمه ای، قطره آبم بده
*
ببین خاطر از ردِ پایت ُتهی است
همه لحظه هایم دگر بی صداست
دریغا که عمرم درین شام سرد
بدون تو، ژرفای بی انتهاست
*
تو دانی که من عابری خسته ام
یک رهرو کوچه های خموش،
که آرام و لرزان، بجویم نشان
از آن شور و غوغا و آوا و جوش
**
آقای دکتر بحری دیروز این سروده زیبا را بصورت ویدیوکلیپی نیز ساختند و آن را در یوتیوب به نمایش نهادند که در توضیح این ویدیوکلیپ نوشته اند: "تقدیم به ندا، پریسا، ترانه، و ... و ..." که علت این نوشته آن است که ایشان برای ندا و تنی چند از دیگر جانباختگان وقایع اخیر نیز، در حکم پدری مهربان و فداکار بوده اند که مادامی که در ایران بسر می بردند، بهر طریق ممکن آنان را همراهی و حمایت می کردند.
ما درد فراق و از دست دادن پریساها، مازیارها، نداها، سهراب ها و همه جانباختگان راه آزادی میهن را به خودمان و به خانواده های این عزیزان زنده یاد و به تمامی ملت شریف ایران دوباره تسلیت می گوییم.

لینک URL این ویدیوکلیپ:
**
در زیر این ویدیوکلیپ جدید و زیبا را مشاهده نمایید:



*****
از میان ایمیل های دریافتی:
یوشکا فیشر: رهبران ایران تاریخ بخوانند
یوشکا فیشر وزیر خارجه پیشین آلمان از انتخاب باراک اوباما به عنوان رئیس جمهوری آمریکا به عنوان بزرگترین فرصت تاریخی برای ایران نام برده و ابراز عقیده کرده است، ایران در حال از دست دادن این فرصت است.
آقای فیشر در مقاله ای با عنوان «شاخ زیتون اوباما برای ایران» که روز دوشنبه در روزنامه بریتانیایی گاردین منتشر شد، نوشته است، این فرصت منحصر به فرد همان اعلام آمادگی اوباما برای گفت و گو با ایران است، به شرط آن که رهبران ایران هم بخواهند از این فرصت استفاده کنند.
به اعتقاد وزیر خارجه پیشین آلمان در شرایط کنونی نشانه هایی از آمادگی رهبران ایران برای استفاده از این فرصت به چشم نمی خورد، چرا که پیشنهاد باراک اوباما در عین حال برای رِژیم ایران خطری جدی به شمار می آید.
یوشکا فیشر افزوده است: « هیچ چیز به اندازه کاهش تنش در روابط با آمریکا رهبران ایران را نگران نمی کند.»
در ادامه این مقاله آمده است، رِژیم حاکم بر ایران از جرج بوش و دولت نئومحافظه کار وی استقبال می کرد، چرا که وجود این دولت به رهبران ایران اجازه می داد، انسجام درونی خود را حفظ کرده و در عین حال به دخالت های خود در عراق و افغانستان هم ادامه دهند.
یوشکا فیشر می نویسد، رهبران ایران تنها بخشی از مدرنیسم را می خواهند و آن اقتصادی پیشرفته، فن آوری و توسعه زیرساخت ها است در حالی که در مقابل آزادی، دمکراسی و حاکمیت قانون می ایستند.
وزیر خارجه پیشین آلمان با اشاره به برگزاری تظاهرات گسترده در ایران در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری و سرکوب خشونت آمیز معترضان از آن به عنوان آغاز ایجاد شکاف میان نخبگان سیاسی جمهوری اسلامی در باره رویکرد کلی نظام نام برده است.
به اعتقاد یوشکا فیشر هرچند جمهوری اسلامی باید میان انزوا و گشایش در روابط با جهان خارج یکی را برگزیند، اما در شرایط کنونی به نظر میرسد که طرفداران انزوا در ایران در موضع برتر قرار دارند.
در بخش دیگری از این مقاله با اشاره به تاریخچه انقلاب اسلامی آمده است، هرچند انقلاب آیت الله خمینی این انقلاب را اسلامی خوانده بود اما یکی از اهداف مهم آن تامین استقلال ملی و مقابله با نفوذ خارجی بود.
یوشکا فیشر ادامه می دهد، سی سال پس از انقلاب اسلامی پیشنهاد باراک اوباما می تواند، به تامین استقلال ایران و تعبیر رویای تبدیل شدن به یک قدرت و تمدن بزرگ و پذیرفته شدن در جمع قدرتهای جهانی بی انجامد، هر چند رهبران کنونی ایران مسیر رویارویی را در پیش گرفته اند.
فیشر در بخش دیگری از مقاله خود به مقایسه انقلاب ایران با انقلاب های دیگر در کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین می پردازد و با اشاره به این که اغلب این انقلاب ها مدل اتحاد جماهیر شوروی پیشین را برگزیدند، می افزاید، اتحاد شوروی به خاطر کمبود موشک و سلاح هسته ای سقوط نکرد، بلکه علت فروپاشی آن ضعف اقتصادی بود.
فیشر می نویسد: « به نظر نمی رسد، رهبران ایران بخواهند از تاریخ عبرت بگیرند، به جای این، آنها همچنان به راهکارهای کهنه عصر ضد استعماری دل بسته اند.»
یوشکا فیشر با اشاره به هراس رهبران جمهوری اسلامی از «انقلاب رنگی» ادامه می دهد، کشورهایی نظیر چین، روسیه و ویتنام نیز که تنها بخشی از مدرنیسم را می پسندند، از «انقلاب رنگی» می هراسند، اما این کشورها برای مقابله با این نوع «مدرنیسم سیاسی» به ابزارهایی مانند اقتصاد، آزادی اجتماعی و همگرایی با بازارهای جهانی متوسل شده اند.
وزیر امور خارجه آلمان چند کشور «اصلاح نشده» باقی مانده از اردوگاه «سوسیالیست» مانند کره شمالی و کوبا را در حدی نمی داند که بخواهند یک قدرت جایگزین در جهان ایجاد کنند.
یوشکا فیشر همچنین با اشاره به حضور کشورهایی مانند هند، ترکیه و برزیل در جمع بیست قدرت بزرگ جهانی و مقایسه ایران با این کشورها ادامه می دهد، در میان مدت نمی توان از کشورهای عربی یا اسراییل به عنوان رقیب ایران در منطقه نام برد، بلکه این ترکیه است که به دلیل پیش گرفتن سیاستی موفق و مبتنی بر مدرنیسم رفته رفته به قدرت اصلی در منطقه خاورمیانه تبدیل می شود.
آقای فیشر در پایان با اشاره به درپیش بودن تصمیم های سرنوشت ساز در باره ایران در پاییز پیشرو نتیجه گیری کرده است:« نگاهی به کتاب های تاریخ می تواند به رهبران جمهوری اسلامی برای تصمیم گیری کمک کند
*****
تعقيب خلافکاران؛ تضعيف نظام يا تقويت آن؟
دکتر حسين ميرمحمد صادقي (عضو هيات علمي دانشکده حقوق)
چند سال پيش در کتابي که يکي از استادان خارجي در مورد حقوق جزاي بين الملل، جنايات بين المللي و جرائم جنگي نگاشته است، مطلب جالبي خواندم. مضمون مطلب، که در قالب مثالي بيان شده بود، اين بود که هر گاه خلباني از کشور «الف» بمبي را روي منطقه يي در کشور «ب» بيندازد و موجبات اعتراض کشور اخيرالذکر را فراهم آورد، کشور متبوع آن خلبان مي تواند يکي از دو نوع برخورد را در قبال اين اقدام خلبان خود در پيش گيرد؛ از يک سو مي تواند دورانديشي پيشه ساخته و با تعقيب و تنبيه خلبان خاطي و عذرخواهي از کشور آسيب ديده و احياناً پرداخت غرامت به آن باعث شود همگان اين بمباران را عملي خودسرانه از سوي خلباني نادان يا مختل المشاعر تلقي کنند و آن حادثه به زودي از صفحه دل و ذهن همگان، از جمله مسوولان و مردم کشور مورد اصابت، زدوده شده و احساسات جريحه دار شده آنها را ترميم کند. از سوي ديگر مسوولان کشور متبوع خلبان خطاکار ممکن است به جاي اين تدبير، بي تدبيري پيشه سازند و آن خلبان را تحت حمايت خود گرفته يا حداقل در مورد اقدام خلافکارانه وي به بهانه هايي و بر اساس محاسباتي که نزد خود مي کنند، سکوت پيشه سازند. در اين حالت مسوولان کشور صدمه ديده اين اقدام را نشانه و قرينه يي بر حمايت دولت متبوع خلبان از اقدام وي و حتي به منزله حساب شده بودن آن بمباران از سوي دولت مذکور و نوعي اعلان جنگ تلقي خواهند کرد و چه بسا همين بي تدبيري موجب شعله ور شدن آتش جنگ خانمانسوز درازمدتي بين دو کشور شود. نويسنده مقاله مورد اشاره از اين مطلب به اين نتيجه مي رسد که دولت ها با اجراي عدالت در مورد خطاکاران نقش مهمي در حفظ صلح و امنيت بين المللي و تامين آرامش مردم ايفا مي کنند. اين درسي است که همه مسوولان و از جمله مسوولان کشور ما بايد نيک به خاطر بسپارند. دليل آنکه گاه در کشورهاي غربي شرح جنايات انجام شده توسط کارگزاران آنها (براي مثال طي سال هاي اخير در مورد زندان هاي داخل يا خارج آن کشورها) به رسانه ها کشيده مي شود و به محاکمه افراد خطاکار مي انجامد را بايد در همين نکته جست وجو کرد. به عبارت ديگر انگيزه اين اقدام بسيار بيش از آنکه برخاسته از حس عدالتخواهي سران آن دولت ها باشد، ناشي از دغدغه حفظ منافع ملي و به عبارت ديگر درک اين نکته است که نبايد به بهانه هايي چون حفظ آبروي نظام اين تصور را در مردم ايجاد کرد که جنايات انجام شده مورد تاييد و حداقل رضايت مسوولان عالي رتبه آن کشورها بوده است، زيرا آنچه به منافع نظام لطمه مي زند، نهادينه شدن اين تصور در اذهان مردم در داخل و خارج کشور است نه خطاي چند کارگزار خلافکار. اين اقدام قطعاً باعث دلسردي ساير کارگزاران دولت هم نخواهد شد بلکه برعکس، با تفکيک خادم از خائن موجبات سربلندي آنان را نيز فراهم خواهد آورد. آنچه برخورد دولت را با خلافکاران و جانيان ضروري تر مي سازد اين نکته است که جناياتي مثل قتل، ايراد ضرب و جرح، تجاوز جنسي و نظاير آنها، از لحاظ موازين حقوقي، جرائمي عادي محسوب مي شوند. اما همين جنايات عادي، که مرتکبان آنها در محاکم داخلي يک کشور براساس حقوق داخلي آن قابل تعقيب، محاکمه و مجازات هستند، هرگاه در شرايطي به طور گسترده، يا سازمان يافته ارتکاب يابند که شائبه حمايت يا رضايت دولت از ارتکاب آنها وجود داشته باشد، مي توانند از يک جرم عادي به يک جرم بين المللي، يعني «جنايت عليه بشريت» تغيير ماهيت داده و در نتيجه عاملان، آمران و طراحان در محاکم بين المللي، بر اساس موازين حقوق جزاي بين الملل قابل تعقيب، محاکمه و مجازات شوند. اين واقعيت نيز بر لزوم عدم مماشات مسوولان عالي رتبه دولت ها در قبال خلافکاري هاي کارگزاران پايين تر صحه مي گذارد. در همين رابطه نکته ديگري را نيز بايد گوشزد کرد. امروزه قضاوت مردم و دولت هاي جهان در مورد ساير دولت ها و وضعيت حقوق بشر آنها بر اين مبنا صورت نمي گيرد که آيا در آن کشور نقض حقوق بشر رخ مي دهد يا خير و اگر رخ مي دهد، دامنه و گستره آن به چه ميزان است، بلکه مبناي قضاوت راجع به وضعيت حقوق بشر در کشورها وجود يا فقدان اراده و مکانيسم لازم براي مقابله با موارد نقض حقوق بشر در آن کشورها و شيوه برخورد آنها با ناقضان حقوق بشر است. خوب به ياد مي آورم که چند سال پيش که در اجلاس کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو“
(که در حال حاضر به شوراي حقوق بشر تغيير نام داده است) شرکت کرده بودم، رئيس جمهور وقت فرانسه، که به عنوان يکي از سخنرانان در اجلاس سخن مي گفت، هيچ تلاشي براي انکار نقض حقوق بشر در آن کشور نمي کرد، بلکه بيشتر تلاش مي کرد حضار را نسبت به وجود مکانيسم هاي لازم در فرانسه براي جلوگيري از نقض حقوق بشر و برخورد با ناقضان حقوق بشر مطمئن سازد، زيرا وي به خوبي مي دانست که اين نکته يي است که دولت هاي عضو کميسيون حقوق بشر مايل به شنيدن آن و حصول اطمينان از رعايت آن هستند، نه اينکه در پي آن باشند که نسبت به عدم نقض حقوق بشر در هيچ نقطه يي از يک کشور و توسط هيچ يک از کارگزاران آن اطمينان حاصل کنند، که اين شايد در مورد هيچ کشوري صدق نکند. از آنچه گفته شد، پاسخ عنواني که نويسنده براي اين مقاله برگزيده است، روشن مي شود و آن اين است که کتمان موارد نقض هاي جدي حقوق بشر و بدين وسيله ايجاد مصونيت براي مرتکبان آنها قطعاً موجب تضعيف يک نظام خواهد شد. از سوي ديگر افشاي اين موارد و تعقيب مرتکبان آنها به تقويت نظام، آرامش قربانيان مستقيم و غيرمستقيم جنايات، جدا شدن حساب مسوولان عالي رتبه از متخلفان و خوشنام ماندن نظام در اذهان مردم در داخل و خارج کشور خواهد انجاميد. بگذاريد در اين مورد مثالي بزنم. فرض کنيم مسوولي از ايران در يکي از سفرهاي خارجي خود مورد اين پرسش و اعتراض از سوي يک خبرنگار خارجي قرار گيرد که پس از انجام انتخابات رياست جمهوري دهم، موارد نگران کننده يي از نقض حقوق بشر در خيابان ها و بازداشتگاه هاي ايران اتفاق افتاده است. هرگاه پاسخ آن مسوول تلاش براي انکار اين موارد از بيخ و بن و نسبت دادن اين اتهامات به بلندگوهاي تبليغاتي دشمنان و بدين وسيله به خيال خود حفظ مصلحت نظام با پاک کردن دامان چند کارگزار متخلف از اتهامات وارد شده به آنها باشد، اين موضع وي هيچ کس را قانع نکرده بلکه برعکس، شائبه حمايت دولت از متخلفان را به وجود خواهد آورد و در واقع موجب هزينه شدن کل نظام به پاي چند فرد متخلف خواهد شد. اما برعکس هر گاه وي در پاسخ با متانت تمام اظهار دارد طبيعي است که در کشور وسيعي چون ايران هم، مثل همه کشورهاي ديگر، مواردي از نقض حقوق بشر رخ مي دهد، که هيچ گاه مورد تاييد نظام نيست به همين دليل هم در اين مورد بنا به تصميم قطعي مسوولان عالي رتبه نظام، اقدامات قاطعي انجام و متخلفان به دست عدالت سپرده شده اند تا مورد مجازات قرار گيرند. شنيدن اين سخن و مشاهده اقدامات عملي متعاقب آن برخلاف موضع اول، هر فرد منصفي را قانع خواهد کرد و موجب القاي آرامش به جامعه نيز خواهد
شد.
*****
معاون اول قوه قضائيه از ادامه بررسي اظهارات کروبي در کميته سه نفره خبر داد
در روند رسيدگي به پرونده حوادث اخير اخلال ايجاد نمي شود
معاون اول رئيس قوه قضائيه از ادامه بررسي اظهارات مهدي کروبي در اين قوه خبر داد. ابراهيم رئيسي گفت کروبي در هيات سه نفره قوه قضائيه حاضر شده و اظهاراتي را بيان داشته که در حال بررسي است و به محض اينکه به نتيجه لازم برسد، نتايج آن را اعلام خواهيم کرد. مهدي کروبي نيز روز جمعه ديدار خود با هيات سه نفره قوه قضائيه را بسيار خوب توصيف کرده بود.
دبيرکل حزب اعتماد ملي همچنين از احتمال ادامه اين جلسات خبر داده بود تا اگر لازم شد مستندات خود را در مورد آزار جنسي بازداشت شدگان در زندان ارائه کند. به هرحال سيدابراهيم رئيسي ديروز در حاشيه مراسم توديع و معارفه روساي جديد و سابق زندان ها در خصوص ارائه مستندات از سوي کروبي گفت؛ در دو يا سه مقطع پيگيري در دادستاني کل، دادگستري استان تهران و مجلس شوراي اسلامي انجام شده و طبق اظهارات مسوولان مربوطه سند و مدرکي از سوي وي ارائه نشده است. اين نامزد معترض به رئيس قوه قضائيه نامه يي نوشته و در آن درخواست ملاقات با آيت الله لاريجاني کرده است. وي در هيات سه نفره نيز حاضر شد و اظهاراتي را بيان داشت که اظهارات ايشان در حال بررسي است.
به گزارش مهر سيدابراهيم رئيسي درباره اقدامات اخير هيات سه نفره نظارت بر رسيدگي به حوادث و اغتشاشات اخير اظهار کرد؛ در مصاحبه قبلي نيز گفته بودم که اين هيات هر روز جلساتي را برگزار مي کند و در اين جلسات بر انجام تحقيقات در دادسرا و به طور کل مراحل دادرسي عادلانه در دادگاه نظارت دارد و در اين قضيه رعايت قانون محور است. اين مقام مسوول در قوه قضائيه گفت؛ بايد تلاش کنيم مطلقاً ظلمي به هيچ کس نشود و آنچه عمل مي شود براساس مباني عدالت باشد. پيگيري و تشکيل هيات براي آن است که دادرسي عادلانه صورت گيرد.
رئيسي در ادامه به مردم و کساني که به انقلاب و نظام فکر مي کنند اطمينان داد روند رسيدگي بر اساس قانون و دادرسي عادلانه باشد. معاون اول رئيس قوه قضائيه همچنين گفت؛ برخي با يک بازداشت کوتاه به فکر فرو مي روند و به کارهاي تربيتي که روي آنها صورت مي گيرد، مي انديشند و زمينه اصلاح را طي مي کنند.
دادگاه مجرمان حوادث اخير تشکيل مي شود
رئيسي در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه با توجه به تغيير دادستان تهران برخي تحليل ها حاکي از تغيير در روند رسيدگي به پرونده بازداشت شدگان حوادث اخير است، گفت؛ اين تغيير هيچ اخلالي در روند رسيدگي به اين پرونده ايجاد نخواهد کرد و تلاش مي شود دادگاه تشکيل شود و در چارچوب قانون و رعايت آيين دادرسي انجام مي شود. معاون اول قوه قضائيه جابه جايي در قوه قضائيه را طبيعي خواند و گفت؛ اين جابه جايي ها به روند رسيدگي به پرونده ها خللي وارد نمي کند. حتماً دادگاه تشکيل مي شود. ما يکي از رسالت هاي اين هيات را در آن مي بينيم که در سرعت و دقت کار نظارت داشته باشد.
مجازات و زندان از باب انتقام جويي نيست (..!!؟؟)
رئيسي همچنين در مراسم توديع و معارفه رئيس قديم و جديد سازمان زندان ها اظهار داشت؛ مجازات زندان به هيچ عنوان از باب انتقام جويي نيست. به گزارش ايلنا وي افزود؛ زندان در اسلام براي اصلاح و تربيت انسان ها است و تمام ساز و کارهاي زندان بايد در راستاي تاميني و تربيتي باشد.
معاون اول قوه قضائيه با بيان اينکه تمام اقدامات تاميني مانند عفو و مرخصي لطفي از جانب جمهوري اسلامي است، ادامه داد؛ مجرمان اگر به مسوولان مربوطه اثبات کنند تغيير کرده اند و شخص سابق نيستند، عفو رهبري و مرخصي شامل حال شان مي شود. رئيسي تاکيد کرد؛ به هيچ عنوان از اينکه کسي در حبس نگهداري شود، خوش مان نمي آيد، به همين دليل به دنبال آن هستيم که مجازاتي غير از حبس براي مجرمان در نظر بگيريم.
همچنين رئيس جديد سازمان زندان ها و اقدامات تاميني گفت؛ با همه تلاش ها و اقدامات موثري که صورت گرفته ، اصلاح و تربيت مجرمان در حد تراز مورد قبول جامعه اسلامي قرار نگرفته است.
به گزارش ايلنا، غلامحسين اسماعيلي طي سخناني در مراسم معارفه خود، نقش سازمان زندان ها و اقدامات تاميني و تربيتي در قوه قضائيه و نظام حکومتي را مهم عنوان کرد و گفت؛ امروز بالغ بر 170 هزار نفر از متهمان و محکومان مراجع قضايي کشور در بازداشتگاه ها و ندامتگاه هاي وابسته به اين سازمان نگهداري مي شوند که در اين نگهداري علاوه بر وظيفه اجرايي احکام اسلامي نيات و اهداف بلندي نيز از جمله تامين امنيت جامعه، جداسازي مجرمان و افراد خطرناک از محيط هاي اجتماعي، اصلاح و تربيت مجرم و ايجاد زمينه براي بازگشت شرافتمندانه او به جامعه انجام مي شود. رئيس جديد سازمان زندان ها مطالعات آسيب شناسي و جرم شناسي پيرامون جرائم را از مهم ترين اهداف اين سازمان اعلام کرد و افزود؛ اميدواريم انديشه حبس زدايي از قوانين به خود جامه عمل بپوشاند.
*****
نماینده رژیم در آزانس بین المللی اتمی:
ادعاي واشنگتن ساختگي و بي اساس است
رژیم ملایان با ارائه نامه يي به مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي، امريکا را به استفاده از اسناد جعلي در خصوص برنامه هسته يي اش متهم کرد. در اين نامه هشت صفحه يي که از سوي علي اصغر سلطانيه نماينده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي به محمد البرادعي ارائه شده است، ادعاهاي واشنگتن جعلي، بي اساس و اشتباه توصيف شده است. اين نامه همچنين از انگليس و فرانسه به دليل سوءنيت و انگيزه هاي سياسي در برخوردشان با ايران انتقاد کرده است.
نامه يادشده در حالي ارسال مي شود که آژانس بين المللي انرژي اتمي در آخرين گزارش خود اعلام کرد ايران سانتريفوژهاي بيشتري نصب کرده اما حجم توليد اورانيوم غني شده را کاهش داده است. همچنين در اين گزارش که به نوعي آخرين گزارش البرادعي در دوران فعاليتش به عنوان مديرکل آژانس در خصوص ايران محسوب مي شود، نوشته شده بود ايران هنوز به اسناد و اطلاعات جامعي که از منابع متعدد مبني بر احتمال نظامي بودن برنامه هاي اتمي اين کشور به دست آژانس رسيده، پاسخ نداده است.
در همين حال هفته آينده 35 کشور عضو شوراي حکام آژانس براي بررسي آخرين وضعيت برنامه هسته يي ايران تشکيل جلسه خواهند داد.از سوي ديگر کشورهاي عضو شوراي امنيت سازمان ملل به اضافه آلمان، که گروه موسوم به 1+5 را تشکيل مي دهند، نيز به ايران تا اواخر سپتامبر و پيش از اجلاس مجمع عمومي اين سازمان مهلت داده اند که به ميز مذاکره بازگردد. گروه 1+5 روز چهارشنبه در نزديکي شهر فرانکفورت گرد هم آمد تا ضمن مرور سوابق و امکانات آتي براي متوقف کردن برنامه هسته يي ايران، اين پرونده را بار ديگر بررسي کند. اين گروه در پايان اين نشست با انتشار بيانيه يي از ايران خواست براي اعتمادسازي تلاش کند. همچنين در جريان نشست غيررسمي وزراي خارجه کشورهاي عضو اتحاديه اروپا، رژیم ملایان به تشديد تحريم هاي بين المللي تهديد شد. بر اين اساس تحريم ها در صورتي گسترش خواهد يافت که ايران همچنان به فعاليت هاي هسته يي خود ادامه دهد. نشست غيررسمي وزراي خارجه کشورهاي عضو اتحاديه اروپا روز جمعه، چهار سپتامبر در استکهلم پايتخت سوئد برپا شد چرا که سوئد در حال حاضر رياست ادواري شوراي سران اتحاديه اروپا را بر عهده دارد.
به هر حال در نامه سلطانيه به البرادعي آمده است؛ ايران تعهد کامل خود را به الزاماتش تحت توافقنامه پادمان هاي هسته يي آژانس نشان داده است. در بخش ديگري از اين نامه آمده است؛ دولت امريکا با دخالت در کار آژانس و اعمال فشارهاي سياسي مختلف تلاش کرده است روح همکاري ميان جمهوري اسلامي ايران و آژانس را از بين ببرد. سلطانيه مي افزايد؛ دولت امريکا اصل اسناد را به آژانس ارائه نکرده است زيرا در واقع هيچ سند موثقي در اختيار ندارد و همه آنچه در اختيار دارد اسناد جعلي است. در اين نامه آمده است؛ آژانس هيچ گونه اصل اسناد را به ايران ارائه نکرده است و هيچ يک از اسناد و اطلاعاتي که به ايران نشان داده شده اعتبار ندارد. سلطانيه تاکيد مي کند؛ بنابراين اين موضوع بايد بسته شود. سلطانيه در اين نامه همچنين از انتشار اخبار محرمانه از سوي آژانس گلايه کرده است.
وي در اين خصوص خطاب به البرادعي نوشته است؛ «شما به خوبي از نشت اطلاعات محرمانه به رسانه هاي جمعي که طي بازرسي و پس از بازرسي به آژانس ارائه شده، اطلاع داريد، ما و ديگر کشورهاي عضو توسط شما اطمينان يافتيم که اقدامات جدي براي اصلاح اين وضعيت اسفبار به عمل خواهد آمد. يک نمونه اخير نامه محرمانه اينجانب به شما در رابطه با اطلاع نسبت به توافق رئيس محترم جديد سازمان انرژي اتمي ايران درخصوص تضمين دسترسي بازرسان به نيروگاه آب سنگين IR - 40بوده است. به همين منوال موافقتنامه بهبود پادمان در نطنز، پس از اينکه از لحاظ فني قانع شديم که به انجام کار و وظايف آژانس وفق مفاد موافقتنامه جامع پادمان کمک خواهد کرد نيز به همين ترتيب بود. بنابر دلايلي که جنابعالي به آنها آگاه هستيد، موافقت شد که اين امر تا زماني که ماموريت به انجام برسد و گزارش شما منتشر شود، محرمانه نگه داشته شود. متاسفانه اين موضوع به رسانه ها نشت پيدا کرد که خيلي زود مطلع شدند و ما با هجوم انبوهي از سوالات روبه رو شديم.»
سلطانيه سپس با بيان اينکه پروتکل الحاقي يک سند الزام آور حقوقي نيست و همان گونه که جنابعالي گزارش کرده ايد، حدود 80 کشور پروتکل الحاقي را اجرا نمي کنند، نوشته است؛ درخواست از ايران براي تصويب يا اجراي پروتکل الحاقي که يک سند غير الزام آور حقوقي است، در مخالفت با حقوق بين الملل و تصميم حاکميتي هريک از کشورهاي عضو است.
به هرحال بنا بر اين گزارش علي اصغر سلطانيه نماينده رژیم اين نامه را براي محمد البرادعي مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي فرستاد تا در نشست شوراي حکام در روزهاي آينده بررسي شود. اين نامه پس از آن از سوي ايران به آژانس بين المللي انرژي اتمي ارسال شده که امريکا مدعي شد براساس اطلاعاتي که از يک لپ تاپ به دست آورده تهران روي جزييات تسليحات هسته يي کار مي کند. اطلاعات اين لپ تاپ همچنين شامل ويدئوهايي است که مقامات اطلاعاتي مدعي هستند آزمايشگاه هاي هسته يي سري در ايران است. در همين ارتباط گفته مي شود بخشي از اطلاعات به دست آمده از فعاليت هاي هسته يي ايران از اين لپ تاپ گرفته شده است. از همين رو بود که علي اصغر سلطانيه نماينده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي پس از ارائه آخرين گزارش آژانس طي نامه يي به البرادعي چنين مدارکي را ساختگي خواند. خصوصاً اينکه پيش از انتشار اين گزارش غرب اروپا از البرادعي خواسته بودند اطلاعات محرمانه يي را که درباره فعاليت هاي هسته يي ايران دارد فاش کند. بر اين اساس سلطانيه نيز روز جمعه در مصاحبه تلفني کوتاهي با خبرگزاري آسوشيتدپرس گفت اميدوار است اين نامه امريکا را براي افشاي کامل منبع هرگونه اطلاعات که پاي ايران را به ميان مي کشد، تحت فشار قرار دهد. با اين وجود واشنگتن تاکنون به نامه سلطانيه پاسخي نداده است و تنها ايان کلي سخنگوي وزارت خارجه امريکا اظهار داشته کشورش همچنان در انتظار پاسخ ندادن به پيشنهاد آوريل گذشته گروه 1+5 است.
احتمال افزايش فشارها
اما اين تمامي واکنش ها نسبت به گزارش جديد آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره فعاليت هاي هسته يي ايران نيست. همچنان که کارل بيلت وزير خارجه سوئد تاکيد کرده «اگر ايران تصميم به مقابله با غرب بگيرد، مسلماً رويارويي رخ خواهد داد . به گزارش ايلنا فرانکو فراتيني وزير خارجه ايتاليا نيز خواستار اعمال تحريم هاي شديدتر عليه ايران شد و گفت؛ «چنانچه اين تحريم ها به اندازه کافي سخت گيرانه نباشد، تاثيري بر رويکردهاي ايران نخواهد گذاشت.» وي افزود؛ «اين تحريم ها بايد توسط سازمان ملل متحد تصويب شود.» همچنين به گزارش دويچه وله وزير خارجه آلمان نيز گفت؛ دولت جديد ايران بايد مشخص کند براي گفت وگو درباره برنامه اتمي خود آماده است يا نه. اشتاين ماير افزود؛ غرب به زودي فشارها بر ايران را افزايش خواهد داد. فرانک والتر اشتاين ماير وزير امور خارجه آلمان که ديروز با روزنامه آلماني «هامبورگر آبندبلات» گفت وگو مي کرد، افزود؛ ما ناگزيريم فشار بر تهران را افزايش دهيم. گفتني است شوراي امنيت سازمان ملل از سال 2006 تاکنون سه دور تحريم را عليه ايران به دليل خودداري از تعليق غني سازي اورانيوم اعمال کرده است.
*****
مطلب زیر آخرین مقاله "پست" دیروز ما (شنبه) است که حدود چهار ساعت پیش انتشار داده بودیم اما از آنجایی که بیانیه ای بسیار حساس و قابل تعمق و تفکر است؛ آن را دوباره انتشار میدهیم:
**
بیانیه دهها فعال دانشجویی دانشگاه‌های تهران:
برخورد با دانشجویان را متوقف کنید، دانشگاه انبار باروت است
دهها فعال دانشجویی دانشگاه‌های تهران با صدور بیانیه‌ای، حاکمان را خطاب قرار دادند و به آنها هشدار دادند که با نابخردی، سکوت دانشگاه و جامعه را به فریاد تبدیل نکنند. نویسندگان این بیانیه تصریح کرده‌اند که «در صورت ادامه دادن روند فعلی برخورد با فعالان دانشجویی و ستاره دار، محروم از تحصیل و یا زندانی کردن آنها» به مقابله خواهند پرداخت. متن کامل این بیانیه را بخوانید:
**
حوادث و اتفاقات رخ داده پس از انتخابات بار دیگر چهره ای هولناک و خشن از نظامی را به مردم نشان داد که ادعای حق طلبی و خداشناسی اش گوش فلک را کر کرده است. در دوران حاکمیت کلیساها در اروپا که تمام دنیا شاهد بودند که دخالت دین در سیاست چه ها که بر سر مردم نیاورد و اروپا با گذر از آن دوران سخت و پرداخت هزینه هایی به عظمت چند قرن فلاکت در نهایت با کنارگذاشتن مانع بزرگی به نام دین از سر راه بشریت به اوج رسیده است.
و حال ما در حال تجربه کردن همان بلایا هستیم، گویی ما هرگز قصد نداریم از تجربیات دیگران استفاده کنیم و راه درست را تشخیص دهیم. ارزش و جایگاه دین چنان بالاست و نیاز بشریت به آن چنان شدید است که کوچکترین خدشه و تعرضی به آن لطمات جبران ناپذیری را به فرهنگ و باور مردم وارد می کند. نظام جمهوری اسلامی با سو استفاده از باورهای مردم و به نام اسلام و امام زمان چنان ظلم هایی را به مردم خود روا داشته است که به گواه تاریخ تاکنون هیچ نظامی بر ملت خود چنین فجایعی را به این صورت روا نداشته است. کشت و کشتارها، دستگیری های بی حساب و کتاب، شکنجه ها، تجاوزات و بسیاری ظلمهای دیگری که در این مدت شاهد آن بودیم مجددا بر جهانیان صحت تئوری جدایی دین از سیاست را ثابت کرد.
در این میان برخوردهای خشن و به دور از هرگونه منطق با دانشگاه و دانشگاهیان نشانه دیگری از عدم بلوغ سیاسی حاکمان و عدم درک صحیح آنها از شرایط جامعه دانشگاهی دارد. برخوردهایی که اخیرا و با نزدیک شدن شروع سال تحصیلی و در راستای تصفیه حساب با جامعه دانشگاهی شروع شده را گام دیگری در راستای تکمیل پروژه کودتاگونه حاکمیت می دانیم و اعتقاد داریم که اینگونه حرکتها هدفی جز ایجاد ارعاب در محیط دانشگاه و امنیتی کردن فضا و نیز جلوگیری از شکل گیری هرگونه اعتراضات به کودتای 22 خرداد در دانشگاهها می باشد.
بدینوسیله به حاکمان به شدت هشدار می دهیم که در صورت ادامه دادن روند فعلی برخورد با فعالان دانشجویی و ستاره دار، محروم از تحصیل و یا زندانی کردن آنها بی شک ما دوستان، همراهان و همکلاسی هایمان را تنها نخواهیم گذاشت و با هرگونه برخورد با بدنه جنبش دانشجویی به مقابله خواهیم پرداخت و برای حمایت از آنها سنگر دانشگاه را دوباره فعال خواهیم کرد. شک نداریم که کودتاچیان از به خروش در آمدن مجدد دانشگاه که قطعا با خروشی رساتر از طرف جامعه که در حال حاضر چون انبار باروتی در انتظار کوچکترین جرقه ایست همراه خواهد شد، به شدت واهمه دارند.
ما نیز حاکمان را از این امر بر حذر می داریم و به آنها توصیه می کنیم با نابخردی های خود سکوت دانشگاه و جامعه را به فریاد تبدیل نکنند و هرچه سریعتر برخورد با دانشجویان را متوقف کنند و بدانید که "دانشگاه هنوز زنده است" و از حرکت نخواهد ایستاد. جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاههای تهران، امیرکبیر و شریف
*****
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران:
تجمع اعتراضی مادران عزادار تجمع مادران عزادار عصر شنبه در پارک لاله ی تهران برگزار شد
بنابه گزارشات رسیده از پارک لاله تهران گردهمایی مادران برای حمایت از ماداران داغدار و عزادار غروب امروز در پارک لاله تهران برگزار شد. روز شنبه ۱۴ شهریور حوالی ساعت ۱٨:۰۰ در حدود ۱۵۰ مادر که در بین آنها تعدادی از زنان و دختران جوان دیده می شد در کنار استخر پارک لاله تجمع کردند و دور این استخر شروع به راه پیمائی نمودند . در حین راه پیمائی تعداد بیشتری از مادران ،زنان و دختران جوان به آنها پیوستند و همچنین در حمایت از آنها تعداد زیادی جمعیت در دو طرف استخر ایستاده بودند و بعضا به جمع آنها می پیوستند.افرادی که در پارک بودن با بلند کردن انگشتان خود با علامت پیروزی حمایت خود را از آنها ابراز می داشتند. در بین مادران تعدادی از فعالین زنان دیده می شد همچنین مادارانی که فرزندانشان در اسارت بسر می برند در این جمع شرکت داشتند. آنها در اعتراض به سرکوب خونین مردم ایران و جانباختن تعداد زیادی از جوانان که آمار قطعی آنها هنوز نامشخص است و بازداشت تعداد بیشماری از مردم ایران در زندان ها اقدام به تجمع نمودند. این اعتراضات تا ساعت ۱۹:۰۰ ادامه داشت. در پایان مادران بصورت دست جمعی انگشتان خود را که باعلامت پیروزی بر افراشتند. تعداد زیادی از نیروهای سرکوبگر ولی فقیه ، نیروی انتظامی و گارد ویژه مادران و مردم را در محاصره‍ی خود داشتند ولی مادران بدون توجه به حضور نیروهای سرکوبگر به راه پیمائی خود ادامه دادند. نیروهای سرکوبگر ولی فقیه در تمامی پارک و بخصوص در محل تجمع مادران حضور داشتند.
*****
فاطمه آدینه‌وند،همسر عبدالله مومنی در دیدار با فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد: به خاطر اطلاع‏رسانی‌، ما را 32 روز در بی‏خبری مطلق گذاشته‏اند
جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد عصر روز شنبه با حضور در منزل عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی، با همسر و فرزندان وی دیدار کردند.
فاطمه آدینه‌وند، همسر عبدالله مومنی با تشکر از حضور فعالان دانشجویی مراتب نگرانی خویش را نسبت به وضعیت عبدالله مومنی اظهار داشته و بیان نمودند که قریب 32 روزاست که در بی خبری مطلق از وی به سر می‌برند و پيگيری‌های ما به جايی نرسيده و هر جا می‌رويم به بن بست می‌خوريم.
ایشان با اشاره به دیداری که برای اولین بار در اواسط مرداد در حیاط زندان با همسر خویش داشته اند بیان نمودند که شيوه دستگيری و نحوه برخورد با آقای مؤمنی نشان می‌دهد که او دست سپاه است. او در طول اين چند سال سه بار بازداشت شده است. سال ۸۲ هم که بازداشت شد همين وضعيت روحی را داشت و آن زمان هم توسط سپاه دستگير شده بود، بنابراين من به اين نتيجه رسيدم که اکنون هم دست سپاه است.
خانم آدینه وند افزودند که با توجه به وضعیت وخیم جسمی که همسرم در این دیدار داشتند ما نسبت به وضعیت ایشان اطلاع رسانی کردیم که فکر می کنم به خاطر همین اطلاع‏رسانی که از وضعیت بد ایشان شده، ما را در بی‏خبری گذاشته‏اند و حتی اجازه‏ی تماسی هم نداده‏اند.
در این دیدار، فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد با اشاره به نقش بی بدیل آقای مومنی در جنبش دانشجویی وکوشش‌های ایشان در راه اعتلای جنبش دانشجویی و دموکراسی‌خواهی ایرانیان، با تاکید برغیر قانونی بودن بازداشت ایشان ابراز امیدواری کردند که آقای مومنی هرچه سریعترآزاد شوند.
*****
نامه سرگشاده 330 روزنامه‌نگار به دادستان جدید تهران
روزنامه‌نگاران دربند را آزاد کنید
جمعی از روزنامه نگارن و فعالان مطبوعاتی در نامه‌ای سرگشاده خطاب به دادستان تهران، ضمن درخواست آزادی بی قید و شرط تمامی روزنامه‌نگاران دربند، خواستار فك پلمپ و رفع محدودیت‌ها از فعالیت انجمن صنفی روزنامه‌نگاران شدند.
متن کامل این بیانیه به امضای بیش از 330 نفر از فعالین عرصه مطبوعات رسیده است به شرح زیر می باشد:
**
جناب آقای عباس جعفری دولت آبادی
دادستان محترم تهران
با سلام و احترام
رسانه‌ها و قوه قضاییه وظیفه‌ای مشترك در دیده‌بانی و حراست از حقوق شهروندان به عهده دارند و بر مبنای این مشتركات نیازمند تعامل با یكدیگر هستند. از این رو انتصاب جنابعالی به عنوان دادستان تهران فرصتی برای ما روزنامه‌نگاران و فعالان مطبوعاتی فراهم آورده كه دغدغه‌ها و خواسته‌های خود را مطرح كنیم.
متاسفانه در سال‌های اخیر رویه حاكم بر دادستانی تهران توام با بی‌اعتمادی و عدم تعامل با اصحاب رسانه و مطبوعات بوده‌است. به گونه‌ای كه شاهد احكام متعدد توقیف جراید بودیم تا جایی كه بسیاری ار نشریات با استناد به قانون اقدامات تامینی مصوب 1339 و مختص مجرمین خطرناك، تعطیل شدند و ده‌ها نفر از روزنامه‌نگاران نیز كه صرفا به انجام وظیفه حرفه‌ای خود می‌پرداختند به بهانه های مختلف بازداشت شدند.
این تجربه تلخ ما را بر آن داشته كه در ابتدای قبول مسوولیت جنابعالی بار دیگر بر انتظارات و مطالبات خود از دستگاه قضایی تاكید ورزیم.
انتظار می‌رود در دوران تصدی جنابعالی، رویه جاری دادستانی تهران در ارتباط با رسانه‌ها به شكلی اساسی تغییر كند و نگاهی كه رسانه‌ها را عامل تهدید می داند جای خود را به نگاه فرصت‌ساز به رسانه‌ها و توام با پذیرش اطلاع رسانی آزاد دهد.
در فضای كنونی كشور، بازداشت تعداد كثیری از روزنامه‌نگاران فاقد هرگونه توجیه و مبنای قانونی است، بنابراین آزادی بی قید و شرط تمامی روزنامه‌نگاران در بند، اصلی‌ترین اولویت امضا كنندگان این نامه است.
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران به عنوان تنها مرجع صنفی اهالی مطبوعات در ایران مدتی پیش و در آستانه برگزاری مجمع عمومی با پلمپ غیرقانونی و غیرمستند دادستانی تهران از ادامه فعالیت بازمانده است، از این رو فك پلمپ و رفع محدودیت‌ها بر سر فعالیت این نهاد صنفی دیگر خواسته اصلی ما به شمار می رود.
رویه غیرمسوولانه توقیف رسانه‌ها از طریق دادستانی تهران سالهاست كه گریبان‌گیر اصحاب جراید است و هراس دائمی از توقیف، امنیت روانی و شغلی روزنامه نگاران را شدیداً به خطر انداخته است كه در آخرین نمونه‌های آن شاهد توقیف روزنامه‌هایی چون یاس نو، صدای عدالت و اعتماد ملی بوده‌ایم. انتظار ما از دادستان جدید تهران این است كه با رفع توقیف از این رسانه‌ها، گامی در راه اعتماد سازی بردارد. هر چند كه خواست اساسی ما رفع توقیف از تمام رسانه‌هایی است كه در سالهای گذشته به دلیل نگاه سلبی بخشی از قوه قضاییه، از انتشار بازمانده‌اند.
اسامی امضا کنندگان :
آباء، شیوا . آذر، شكوفه . آذرپیك، صبا . آرام فر، نینا . آرامیان، راشل . آرش، بابایی . آزاد، سحر . آصف نخعی، فروزان . آصفی، سهیل . آقایانی، زهره . آقایی، ساسان . آقایی، سامناک . آموزگار، مریم . ابدی‌دوست، مهربانو . ابراهیم بای سلامی، ایمان . ابراهیم زاده، حمید رضا . ابراهیم زاده، فرزانه . ابراهیمی،زهرا . احمدی، محسن . احمدی، نعمت . اردلان، پروین . اسدی زیدآبادی، حسن . اسدی، مهدی . اسدی، هوشنگ . اسلامیه، سعیده . اشراقی، علیرضا . اعیار، سعید . افتخاری راد، امیرهوشنگ . افروزمنش، مهدی . اکبریانی، محمدهاشم . اكبری، مریم . امامی، پروین . امجد، نرگس . امرایی، اسدالله . امرایی، امیلی . امیرشاهی، افشین . امیرشاهی، فرنوش . امیری، نوشابه . امینی، آسیه . انصاری راد، رضا . ایرانمهر، امید . ایزدخواه، محسن . ایكدر، سولماز . بابایی، سما . باروتی، هاشم . باستانی، حسین . باقی، عماد . باقی، مریم . بختیار نژاد، پروین . بداشتی، ساناز اله . بكتاش، صدرا . بنی یعقوب، ترانه . بنی یعقوب، ژیلا . بورغنی، احمد . بورقانی، سهام . بورقانی، سهام الدین . بهاری، امیر . بهاور،عماد . بهداد، علیرضا . بهرام، رفیعی . بهرامی، بهشاد . بهزادی، بهروز . بهشتی شیرازی،سید علیرضا . بهکام، سپیده . بهكام، نگین . بهنود، مسعود . بیطرف، منصور . بیگدلی، زهرا . پاك نهاد، ایمان . پانید، فاضلیان . پوراستاد،وحید . پوررضایی، محمود . پورنجاتی، احمد . پیرنگار، رضا . تاجیک، عبدالرضا . تاجیك، مهدی . تالانی، زهرا . ترسایی، زهره . ترك تاز، آرزو . توحیدی،مرجان . توکلی، دلبر . توکلی،منوچهر . توكل، فائزه . توكلی، دلبر . تهرانی، رضا . تهرانی، فرنوش . ثمینا،رستگاری . جعفری، حمید . جعفری، محمد . جعفری، مسعود . جعفری، نوشین . جعفری،مریم . جمشیدی، ایرج . جنوبی، پیمان . جوالچی، رضا . جودكی، نرگس . جهان آرا، عادل . حسن علیپور، محمد . حسن نیا، آرش . حسنعلی زاده، فرناز . حسنی، فائزه . حسنی، مهدی . حسین خواه، مریم . حسین قره، . حسینی، ملیحه . حقی،زینب . حكمت، علی . حكمت، مهسا . حمید، سلیمانی . حیدری، حسن . حیدری، لیلا . حیدری، مسعود . حیدری،محمد . حیدری،مریم . خاتمی فر، عبدالله . خاكدامن،شیما . خاكسار، لیلا . خالقی، رویا . خامسیان،علیرضا . خردپیر، علی . خرسند، لیلی . خرسند، مریم . خسروی، الهه . خلیلی، حسین . خوارزمی، مهراوه . خورشیدفر، امیرحسین . خوشچهره،جلال . خیرآبی، ناهید . خیرخواه، مسعود . دباغ، سروش . دژم تباه،عذرا . دلیری، جواد . دوراندیش، هومان . دهقان، سعید . دهقان،علی . دیانتی زاده، محمد علی . ذاكری نیا، امیر . راهبر، آرش . رجایی، علیرضا . رجب پور، عظیم . رحم دل، سودابه . رحمتی، شبنم . رحیمی نژاد، علیرضا . رحیمی، طاهره . رخشا،رسول . رستمی، اردشیر . رستمی، نیلوفر . رسول پور، سامان . رسولی، مرضیه . رضایی، مریم . رفیع زاده، شهرام . رفیعی طالقانی، مسعود . رمضانی یگانه، بنفشه . رنجی پو،علی . روح،محمد جواد . رهبر، محمد . زادمهر،علی . زارع کهن، نفیسه . زارعی قنواتی، اردشیر . زارعی،محمد . زرگر، عباس . زعیم زاده، مهدی . زهدی، محمدرضا . سام گیس، بنفشه . سامناک آقایی . سپاسدار، محمد . سخنور،حسین . سراب پور، سونیتا . سرمدی، پرستو . سعادت، آیدا . سعدی، شیرین . سعیدی، حمید . سفیری، مسعود . سلامی، علی . سلامی، لادن . سلطان آبادی، محمود . سلطانی، كامبیز . سیگارچی، آرش . شجاعیان، رضا . شرفی، مینا . شریف، سولماز . شعردوست، صبا . شمس الواعظین، ماشاالله . شمس مستوفی، شهریار . شمس، سعید . شهبازی، آرزو . شهرابی، شیما . شهنی، مینا . شهیدی، شادی . شیرافكن، آمنه . شیرزاد، محمد . شیرزادی، علی . صادقیان، آرش . صالح آبادی، حامد . صالحی،علی . صراف، صبا . صرافی، حسین . صمدبیگی،بهروز . صمیمی، محمد باقر . طباطبایی، ریحانه . طباطبایی، مرجان سادات . طریقی، نوشین . طلوعی، سحر . طهرانی، فرزانه . طهماسبی،عباس . ظهیری، نسرین . عابدی، احسان . عباسقلی زاده،محبوبه . عبداللهی، عشرت . عبدی، عباس . عدلی، محمد . عطیف، فرانک . علم الهدی، امین . علوی تبار، علیرضا . علوی، اسماعیل . علی اسلام، مینا . علی اصغر، سید‌آبادی . علیجانی، رضا . علیخانی، ارشاد . علیزاده، امیر . علینژاد، مسیح . غایب، فریده . غفاری شیما . غفاریان، متین . غنی، مهدی . غیبی، رضا . فاضل، ترکمن . فخریان، مانلی . فراهانی، الهه . فراهانی، عذرا . فرهاد پور، لیلی . فرهادیان، سروش . فرهادیان، سلیمان . فرهنگی، شهرام . فغفوری، پرویز . فغفوری، گیسو . قائدی، محمد . قاضی، فرشته . قاضی، هلیا . قربانپور، فرشاد . قزوینی، حمید . قلی پور،علی . قنبرپور، سینا . کاظمیان، مرتضی . کلینی، نیکو . كاظمی، امیرموسی . كاكایی، پریسا . كلهری، زهرا . گرانپایه، بهروز . گلابی، جعفر . گودرزی،كوهیار . لطفی، لیلا . لقایی، ساقی . لنگرودی، احمد زاهدی . لواسانی، مسعود . مازندرانی، احسان . مافی، حمید . متقی، امیرحسین . مجمع،علیرضا . محبعلی، نیلوفر . محبی، بهاره . محجوب،نلی . محجوب،نیکی . محدث، امید . محسنی، مهدی . محمد پور، ناهید . محمد حسین،آزاده . محمدی، سلیمان . محمدی، حسن . محمدی، داوود . محمدی، روشنك . محمودی، سام . محمودیان، مهدی . مختاباد، ابوالحسن . مختاری، آزاده . مدنی، سعید . مرادی، سمیرا . مرجان، لقایی . مزروعی، حنیف . مزروعی، علی . مژده، میمنت . مسعودی نیا،علی . مظاهری، ریحانه . معتمدی، ابوذر . معماریان، امید . مفیدی، بدرالسادات . مقیسه، محمد رضا . ملکی، رویا . ملیحی، علی . منتظری، آرمین . منصوریان، نیلوفر . موسوی خلخالی، علی . موسوی، الهه . مولوی،علی . مومنی، مینو . مومیوند، بی‍ژن . مهتری، ابراهیم . مهدوی، مریم . مهرابی، احسان . مهرانی، بهزاد . مهرجو، بهراد . مهرداد، سرجویی . مهرگان، كیوان . میر، مسعود . میرابراهیمی، روزبه . میرزاده، حمیدرضا . میرزایی، شهاب . میرزایی، مریم . میرعلیرضا ، طجوزی . میرفتاحی، فخری سادات . میری، مسعود . میلاد، بهشتی . میلانی، محمد . نادم، رضا . ناصری، عبدالله . نجاتی، محمد حسین . نجفی، مجتبی . نخعی، امیرعباس . نراقی، مریم . نعمتی، رامین . نمازی خواه، سحر . نمکچیان، یاسین . نوایی، سعید . نوجو،شیوا . نورانی نژاد، حسین . نوروزی، کامبیز . نوروزی، محمد . نوروزیان، مهدی . نوری،کسری . نیاكان، سهیلا . نیلی، علی . وطن خواه، خاطره . الوندی، پدرام . ویسی، منظره . هدایت، انصافعلی . هراتی، یاسر . همتی، زینب . هوشمند رضوی، مسعود . یاسری نیا، مرتضی . یحیی پور، مناف . یوسفی، حامد.
*****
نامه به جلادها و قاتل‌ها
محمد حیدری
يک سالي در آن سال‎هاي دانشجويي، همسايه‎اي داشتيم که بعد از مدتي فهميدم از مسئولان زندان است. آخرين سال‎هاي دهه‎ي هفتاد بود و ما دانشجو در تبريز بوديم. سال‎هايي که اميد در ايران جاري بود و دانشجويان به روزهاي بهتر فردا مي انديشيدند. بعد از تيرماه خونين 1378 هنوز چند ترمي در دانشگاه بودم و زير زميني را کرايه کرده بودم خارج ازخوابگاه.
بعدها فهميدم که همسايه‎ي ما رئيس زندانبانان آن شهر است. دو کودک زيباي معصوم داشت که در حياط خانه مي‎دويدند و مي‎خنديدند و پدرشان را دوست مي‎داشتند. چه کودکان زيباي معصومي. با خود مي‎گفتم بزرگتر که شدند؛ اگر بدانند پدرشان چه کرد چه خواهند گفت؟بعد از آن حوادث خونين جنايتها رخ داد در زندان‎ها و رنجها رفت بر زندانيان. روزنامه‎ي خرداد؛ آن روزها گفتگويي منتشر کرد با دانشجويي بنام علي ياري که پايش تير خورده بود در هجوم به دانشگاه و دستگير شده بود و در زندان آنقدر بدون رسيدگي ماند که پاي تير خورده‎اش سياه شد و قطعش کردند.
آن زمان در روزنامه‎ي خرداد مي‎نوشتم. گزارش‌هايي منتشر کرديم از رنجهاي دانشجويان در روز حمله به دانشگاه و بعد در زندان.وقتي اين همسايه‎ي جديد آمد، با خود مي‎گفتم اين کودکان معصوم؛ بزرگتر که شدند؛ اگر بدانند چه خواهند کرد؟ اين پرسشي بود که بعدها درباره‎ي همه‎ي زندانبانان برايم بوجود آمد و سپس فراتر رفت از يک زندان‎بان.
سالهاست که حوادثي پيش مي‎آيد از قتل و تجاوز و شکنجه و کشتار. چنان که پيش از اين نوشته‎ام اين فجايع پديده‎هاي نوظهوري نيستند و البته در اين حوادث اخير وجه جديدي هم دارند که بطور خلاصه رويارويي با مردم عادي است. اگر بتوانم در نوشته‎اي ديگر بطور مفصل اين نکته را خواهم گفت. مانند اين فاجعه‎ها قبل‎تر هم بوده است. نه حتي زياد دورتر؛ زهرا کاظمي و زهرا بني‎يعقوب و ابراهيم لطف‎اللهي که فراموش نشده است؟ پنهان مي‎شد اين جنايت‎ها اما اين حرف تکرار مي‎شد براي من: آن که جنايت مي‎کند کجا پنهان مي‎ شود؟ مگر مي‎شود از خويشتن گريخته مي‎انديشيدم که اين آدمکش‎ها و شکنجه‎گرها و سفاکان و متجاوزان خانواده هم دارند. گروهي از آنها هم همسري دارند و فرزنداني. چه مي‎گويند به آنها؟ و بعد ناگهان نگران شدم. نگران آن کودکان معصوم! گفتم به اين مرد يا زن جلاد و شکنجه‎گر نامه‎اي بنويسم محترمانه و بگويم که با فرزندان خود چه خواهد کرد؟ برايشان بنويسم که ما نگران آنها هستيم.کجا پنهان شده‎اي؟ در کجاي شهر؟ چگونه با خودت تنها مي‎ماني؟ فرزندي داري؟ نکند پليدي خود را با او قسمت کني؟ دور شو از فرزندت. نگران او هستم. چه خواهد شد سرنوشتش؟کجا پنهان شده‎اي؟ نکند آن پروانه‎هاي معصوم در پليدي تو آلوده شوند؟ بگريز از آنها ؛ دور شو - بيا در آنجا که ما را به بند کشيده‎اي؛ بزن، بکش، تحقير کن؛ از آنچه مي‎کني لذت ببر؛ اما از فرزندانت دور شو- نکند آنها را همچون خود کني؟ نکند بر آنان هم زخم زني؟ نکند فرزندان معصومت را به ديوي همچو خود بدل کني؟ از آنها دور شو. مي‎دانم که نه به خداوند باور داري و نه به روز جزا. مي‎دانم که نه شرافت داري و نه آزاده‎اي. اما از تو مي‎خواهم در کنار کودکانت ديوسيرتي خود را نمايان نکني. بگذار آنها دوستت بدارند. و فراموش نکن همه‎ي آن‎ها که شکنجه مي‎کني و مي‎دري؛ همه‎‎ي آنها که مي‎کشي و خونشان مي‎ريزي؛ و همه‎ي آنها که تحقير مي‎کني و تجاوز مي‎کني؛ کساني را دارند که دوستشان مي‎دارند. حداقل بخاطر حسادت به اين مردمان پاک‎سيرت، ديوسيرتي خود را در کنار فرزندانت پنهان کن و بگذار دوستت بدارند.مي‎دانم و ايمان دارم که نسل تو رو به انقراض است. نکند فرزندانت را به پليدي‎هاي خود، آلوده کني؟ بگذار اين شرارت و وحشي‎گري در تو پايان يابد. از فرزندانت دور شو. بگذار بزرگوار و پاک بزرگ شوند. بگذار از تو دور باشند. بگذار از همه‎ي آنچه تو مي‎کني و دوستان تو مي‎کنند بيزار باشند و يک روز، يک روز بهاري بي‎آنکه بدانند تو کيستي؛ از خواندن اين ستم‎ها اشک بريزند و شايد حتي با تو درد دل کنند. ناشناس بمان. نکند بخواهي اين شکنجه‎ها و پليدي‎ها را براي آنان توجيه کني؟ نکند آنگونه که خود را فريب مي‎دهي بخواهي آنان را هم فريب دهي. آنها معصومند و از سخن تو رنج خواهند کشيد. اگر پدري ، آنها مي‎ترسند از اينکه پدر محبوبشان چنان بيانديشد. و اگر مادري آنها مي‎ترسند از اينکه مادر عزيزشان چنين بيانديشد. وقتي از شنيدن و خواندن اين ستم‎ها رنج کشيدند و گريستند و با تو درد دل کردند، سکوت کن. يا اگر مي‎تواني بلند بلند نفرين کن جلادان و شکنجه‎گران را. بگذار فرزندانت شاد باشند که پدر و مادرشان شريف و آزاده‎اند.
کجا پنهان شده‎اي؟ مگر مي‎توان از خويشتن گريخت؟ بيا و خود را از فرزندان معصومت پنهان کن. دور شو. بگريز.« شکنجه کن. بکش. بزن. بِدَر.» اما دور از چشم فرزندت. نکند او را چون خود کني. بگذار فرزندت تصور کند که شريف و آزاده‎اي.
*****
از میان ایمیل های دریافتی:
کهریزک و لودگی مجلس
مسيح علي نژاد
شاید نباید ریز و تیز بر همه مزاح های سیاسی تاخت و آن را وارد نزاع های جناحی کرد اما در روزهایی که از کهریزک جز خبر درد نمی رسد و نامش کابوس بسیاری از جوانان و دربندان و خانواده های آنان است، نمی توان به آسانی چشم بر یک مزاح در جلسه علنی مجلس بست، آنگاه که نماینده ای در جلسه رای اعتماد مجلس به وزرای پیشنهادی احمدی نژاد و هنگام شمارش آرا، شوخی شوخی انگشت روی زخم می گذارد و می گوید: "اگر بگویید تقلب می بریمتان کهریزک ها!"
اگر نماینده شوخ طبع ، واقعا به منظور طعنه به آنان که زندان ها را به محل بی آبرو ساختن ایران تبدیل کرده اند این جمله را بر زبان جاری نساخت، باید از او سوال کرد: کهریزک کجا و لودگی کردن در قالب مزاح کجا؟ مگر می شود قبای وکالت ملتی را پوشید و بعد چشم بر دردهای همان ملت بست و از رنج های شان جوک سیاسی ساخت؟
شاید اگر اینکار را خود ملت یا روزنامه نگار و وبلاگ نویسی انجام دهد نتوان خرده بر آن گرفت اما باید باور کرد که هیچ نماینده ای نمی تواند هم ادعای تشخص کند و هم تشخیص ندهد که کجا و چگونه دهان برای طنازی باز کند.
محسن امین زاده کسی که بیش از دوماه در بند است و همین مجلس هیچ تلاشی برای رعایت حداقل حقوق شهروندی او انجام نداده است و تا کنون شاید جز دو تماس تلفنی خبر ویژاه ای از او به خانواده اش نرسیده است، روزی در حلقه خبرنگاران یک نصیحت عجیب به همه کرد که شاید یادآوری اش بد نباشد. به خبرنگاران اصلاح طب و منتقد می گفت: حتی اگر از دست کیهان و محافظه کاران و اتهام زنندگان عصبانی هستید باز یادتان نرود که با زبان فاخر نقدشان کنید و اگر هم بسیار خوشحال و خرسند از رفتار یک جریان و جناح هستید باز حواستان باشد شوخی های تان رنگ لودگی به خود نگیرد. امین زاده این روزها نیست که ببیند هم اندیشان او در اوج عصبانیت کماکان قفل بر دهان دارند و در نقدهایشان ظرایفی را مورد نظر قرار می دهند که گاه هزار نقد هم بنویسند باز دل آرام نمی شود اما در مقابل، کسانی در مجلس چنان سرخوش اند که شوخی هایشان رنگ لودگی به خود گرفته است.
شاید این قانونگدار طناز تنها برای بیان یک واقعیت گفته است: اگر کسی بگوید تقلب شود عاقبت آن کهریزک است که در این صورت باید قدردانش بود اما وای به حال ما اگر در آشفتگی این همه خانواده های بی خبر از عزیزان، کسانی در خانه ملت جای آنکه رندانه به طعنه برآیند، مستانه به خنده بر آمدند و ما و همه زخم ها و بحران های پس از انتخابات را دلیلی برای شوخی و مزه پرانی های خود دیدند. ورنه ممکن نیست کسی خبر تجاوز با باتوم و شیشه نوشابه به دلبندان را در کهریزک شنیده باشد بعد در مجلس رای اعتماد، علاوه بر شاعری کردن، شوخی های بی محل نیز بکند. نمی دانم این گفته زیبا از کیست که می گوید: بچه ها شوخی شوخی سنگ می اندازند اما گنجشک ها جدی جدی می میرند.
حالا حکایت ما و مجلس شورای مان است که نمایندگان شوخی شوخی وعده کهریزک می دهند اما جسد های جوانان ما جدی جدی با دهان و دنده شکسته تحویل خانواده هایشان می شود.
*****
سروده ای زیبا از بانوی شعر و ادب ایران سیمین بهبهانی
«سجاده، فرش عنف و تجاوز»
**
سجاده فرش عنف و تجاوز، ای داعیان شرع خدا را!
بر قتل‌عام دین و مروت، دست که بسته چشم شما را ؟
الله اکبر است که هر شب، همراه جانِ آمده بر لب
آتشفشان به بال شیاطین، کرده‌ست پاره پاره فضا را
از شرع غیر نام نمانده‌ست، از عرف جز حرام نمانده‌
ستبر مدعا گواه گرفتم، جسم ترانه قلب ندا را
انصاف را به هیچ شمردند، بس خون بی‌گناه که خوردند
شرم آیدم دگر که بگویم، بردند آبروی حیا را
سهراب‌ها به خاک غنودند، آرام آنچنان‌که نبودند
کو چاره‌ساز نفرت و نفرین، تهمینه‌های سوگ و عزا را ؟
زین پس کدام جامه بپوشند، بهر کدام خیر بکوشند
آنان‌که عین فاجعه دیدند، فخر امام ارج عبا را
سجاده تار و پود گسسته‌ست، دیوی بر آن به جبر نشسته‌‌ست
گو سیل سخت آید و شوید، سجاده و نماز ریا را
*****
تف به سرزمینی که به قهرمان احتیاج دارد
کالبد شکافی بازداشت یک روزنامه نگار
آیدا قجر
دو هفته پیش, یکی از فعالان جبهه‌ی مشارکت به اتهاماتی نامعلوم بازداشت شد و چند روز بعد از زندان اوین خبر رسید که برای اعترافات سیاسی و اخلاقی تحت فشار بازجویان قرار گرفته است.
فریبا پژوه روزنامه‌نگار و عضو فدراسیون بین المللی روزنامه‌نگاران که این‌بار طعمه بازجویان دولت کودتاست سابقه‌ی همکاری با روزنامه اعتماد ملی (با مدیریت مهدی کروبی) و خبرگزاری ایلنا را در کارنامه خود دارد و با آشنایی‌اش به زبان‌های انگلیسی و فرانسه گزارش‌های مختلفی را در مطبوعات مهم دنیا به چاپ رسانده است.
او تاکنون برای فعالیت‌های مطبوعاتی‌اش به ایتالیا, فرانسه, آلمان و لبنان سفر کرده است, در رفت و آمد به این کشورها نه ممنوع‌الخروج بوده و نه مورد بازخواست قرار گرفته است. اما ناگهان در اوج نمایش دادگاه‌های فعالان سیاسی بازداشت می‌شود.
این بهترین فرصت است که یک عضو عادی جبهه مشارکت که سفرهایی به خارج داشته و به دو زبان نیز مسلط است را به دام اندازند و از او اعتراف بگیرند. در این مدت پژوه ناشناخته نبوده است؛ او وبلاگ‌نویس است و دیدگاه‌های پنهانی ندارد چنان‌که بیست روز قبل از بازداشت و با آغاز دادگاه‌های نمایشی فعالان سیاسی به اتهام انقلاب مخملی به نقل از گالیله نوشت: "در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمده‌ام و درحالیکه کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دست‌های خود لمس میکنم توبه میکنم و ادعای خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار میکنم و آن را منفور و مطرود میدانم" و ادامه داد "گالیله همزمان پایش را سه بار به زمین زد و زیر لب گفت تو گردی!"
وی در ادامه‌ی این پست می‌نویسد: "وقتی گالیله در اثر شکنجه و تهدیدات کلیسا مجبور شد به اشتباه خود پی ببرد و به صاف بودن کره‌ی زمین اعتراف کند یکی از شاگردان گالیله به سمت او آمد و گفت تف به سرزمینی که قهرمان ندارد و پاسخ شنید تف به سرزمینی که به قهرمان احتیاج دارد".
فریبا شب بیست و سوم خرداد با آغاز دستگیری‌های گسترده, توقیف سه روزنامه و مسدود کردن سایت‌های خبری یادداشتی را در قلم‌نیوز نوشت که در آن این حوادث را مشابه کودتا علیه دکتر محمد مصدق توصیف کرد.
قرار است به زودی نعمت احمدی وکیل وی از دادگاه خبر بیاورد که او را به چه جرمی بازداشت کرده‌اند اما مصیبت اینجاست که در این فصل از از تاریخ غم‌انگیز کشورمان هرکس استعداد بیشتر و کارنامه‌ی روشن‌تری دارد اتهامش بیشتر و جرمش سنگین‌تر است.
فریبا می‌تواند طعمه‌ی خوبی برای اتهام جاسوسی باشد چون زبان می‌داند و به اروپا سفر کرده است او میتواند طعمه‌ی مناسبی برای اتهامات اخلاقی باشد چون زن است و با حزبی همکاری کرده که سران‌اش مظلومانه بیش از دو ماه را در سلول‌های انفرادی گذرانده‌اند و به انقلاب مخملی متهم‌اند و چه بهتر که به فساد اخلاقی نیز متهم شوند و کارشان را یکسره کنند.
باید خود را برای رسوا کردن طراحان این پرونده جدید آماده کنیم؛ این تازه اول بازی است.
*****
صدای آمریکا (VOA )
احمدی نژاد وزارتخانه های حساس نفت، کشور و اطلاعات را به نزديکان وفادار به خود سپرده است
محافظه کاران برای حفظ رژيم متحد شدند

وال استريت ژورنال زير عنوان "قانونگذاران متحد شدند وکابينه احمدی نژاد را تائيد کردند" می نويسد پارلمان ايران اکثر وزيران پيشنهادی محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری را تائيد کرد، که برای او يک پيروزی سياسی است، و نشان ميدهد محافظه کارانی که ميانشان شکاف افتاده بود برای حفظ رژيم متحد شده اند.
وال استريت ژورنال می نويسد پيش از اعلام نتيجه رای گيری، علی لاريجانی رئيس مجلس از آيت الله علی خامنه ای رهبر ارشد برای راهنمائی هايش سپاسگزاری کرد، که نشان ميدهد آقای خامنه ای صاحب اختيار در تمامی امور کشور و حامی سرسخت رئيس جمهوری، خواست خود را معلوم کرده بود.
وال استريت ژورنال می نويسد پس از رای گيری، آقای احمدی نژاد مدعی شد که حمايت قانونگذاران معرف اتحاد ميان دولت او و مجلسی است که وی از سال ۲۰۰۵ پس از آنکه برای نخستين بار به رياست جمهوری برگزيده شد، دائما بر سرسياست های اقتصادی با آن جنگيده است.
* احمدی نژاد متحدين وفادار را در راس سه وزارتخانه مهم و حساس گذاشت
نيويورک تايمز زير عنوان "احمدی نژاد تائيديه پست های اصلی کابينه را کسب کرد" می نويسد مجلس روز پنجشنبه بجز سه نفر بقيه وزيران پيشنهادی محمود احمدی نژاد برای کابينه بيست ويک نفری اش را تائيد کرد و وی اکنون با کسب اين پيروزی در راس وزارتخانه های مهم و اساسی نفت، کشور و اطلاعات متحدان و ناظرانی بسيار نزديک دارد.
نيويورک تايمز می نويسد گزارش هائی وجود دارد که حاکی از مداخله آيت الله خامنه ای است. خبرآنلاين، وب سايت وابسته به علی لاريجانی رئيس مجلس چهارشنبه شب گزارش داد که به نمايندگان مجلس گفته شده بود رهبر مايلند به تمامی وزيران پيشنهادی رای اعتماد داده شود.
نيويورک تايمز می نويسد تحليلگران سياسی ميگويند رئيس جمهوری با گذاشتن افراد وفادار در تشکيلات امنيتی، و وزارت نفت به هدف های اصلی خود دست يافته است.
* پيغام خامنه ای به نمايندگان مجلس برای ابراز هم بستگی
لس آنجلس تايمز زير عنوان "رای به تائيد کابينه عطيه ای برای احمدی نژاد" می نويسد تندروهای ايران روز پنجشنبه يکپارچه پشت سر محمود احمدی نژاد ايستادند و اکثرگزينش های او برای کابينه اش، ازجمله سران تمامی وزارتخانه های مهم و اساسی کشور را تائيد کردند، که اقدامی در جهت تقويت اعتبارتضعيف شده رئيس جمهوری بود.
لس آنجلس تايمز می نويسد خبرهای محلی حاکی است که آيت الله علی خامنه ای رهبر ارشد نيز به قانونگذاران پيغام داده بود برای ابراز وحدت ملی به جهان وزيران پيشنهادی را تائيد کنند.
لس آنجلس تايمز می نويسد برنامه اتمی ايران زير ذره بين بين المللی است. وزارت امورخارجه روسيه پس از جلسه مقامات آمريکائی و ديگر قدرت های جهان در فرانکفورت آلمان با انتشار اطلاعيه ای در وب سايت خود از ايران خواست پيش از تشکيل مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ماه جاری مذاکرات راجع به جنبه های حساس برنامه اتمی خود را شروع کند.
* پيام بی اعتنائی به جامعه بين المللی
واشنگتن تايمز زير عنوان "گزينش های احمدی نژاد برای کابينه تائيد شدند" می نويسد تحليل گران ميگويند حمايت قاطع مجلس می تواند معرف آن باشد که به رغم اختلافات موجود در ميان محافظه کاران، آنها به اين نتيجه رسيده اند بهتر است در شرايطی که ايران در صحنه بين المللی با احتمال تحريم هائی شديد تر بر سر برنامه اتمی اش، و در صحنه داخلی با فشار اصلاح طلبان روبروست ، چهره ای قاطع از يک پارچگی ابراز کنند.
واشنگتن تايمز می نويسد حمايت گسترده مجلس قوی تر از آن بود که بسياری در ايران پيش بينی ميکردند زيرا حتی بعضی از محافظه کاران طرفدار رئيس جمهوری از پيشنهادهای او در مورد وزيرانی فاقد صلاحيت انتقاد ميکردند. آقای احمدی نژاد در عين حال برای بدرفتاری با معترضينی که پس از انتخابات مورد اختلاف رياست جمهوری بازداشت شدند، که اپوزيسيون اصلاح طلب مدعی است در نتيجه تقلب هائی گسترده به سرقت رفته است، با انتقاد روبروست.
واشنگتن تايمز می نويسد لجوجانه ترين پيامی که مجلس فرستاد حمايتی قريب به اتفاق از احمد وحيدی برای احراز مقام وزارت دفاع بود. وی در اتهامات حاکی از مشارکت در بمب گذاری يک مرکز يهوديان در آرژانين تحت تعقيب است.
* بدون توصيه خامنه ای صلاحيت دست کم هشت وزير رد ميشد
واشنگتن پست زير عنوان"نماينده مجلس ميگويد رهبر ايران به کسب حمايت برای دولت کمک کرد" می نويسد يک قانونگذار ارشد در اظهاراتی که روز جمعه توسط يک خبرگزاری ايرانی نقل شد ميگويد رهبر ارشد ايران به کسب حمايت پارلمان از وزيران دولت محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری تندرو کمک کرده است.
واشنگتن پست می نويسد محمد رضا باهنر نايب رئيس مجلس ، و محافظه کار منتقد رئيس جمهوری، روشن ساخت که نظرات آيت الله علی خامنه ای رهبر ارشد در نتيجه رای گيری اثر داشته است.
واشنگتن پست می نويسد خبرگزاری فارس اظهارات با هنر را نقل ميکند که گفته است پس از شمارش آرا متوجه شديم اگر توصيه رهبری نبود دست کم ۸ تا ۹ وزير پيشنهادی رای اعتماد نمی گرفتند.
*****
تعیین وقت دادگاه برای شبنم مددزاده نایب دبیر شورای تهران دفتر تحکیم وحدت
سرانجام پس از 207 روز از بازداشت موقت شبنم مددزاده، عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم و نایب دبیر شورای تهران دفتر تحکیم وحدت، جلسه دادگاه این فعال دانشجویی پس از کارشکنی های فراوان مسئولان، هفته آینده و در 22 شهریور ماه در شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران برگزار خواهد شد.
با قرار کفالت 50 میلیون تومانی مخالفت کرد و وی تا به امروز در بازداشت موقت به سر می برد.
لازم به ذکر است که با وجود اتمام بازجویی، فشارها و برخوردهای غیرانسانی بر نایب دبیر شورای تهران ادامه داشته است به طوری که در هفته های اخیر وی به بهداری زندان اوین منتقل شد. همچنین برای فشار روانی بر شبنم مددزاده، وی را در سلول همراه با افرادی دیگر در بازداشت نگه داشته‌اند که این افراد پس از مدتی آزاد شده و تنها وی را همچنان در زندان در حبس نگه داشته اند.
شبنم مددزاده، نایب دبیر شورای تهران دفتر تحکیم وحدت است که در روز یکم اسفند ماه 1387، در حالی که عازم جلسه شورای تهران دفتر تحکیم بود به شکل نامعلومی توسط نیروهای امنیتی بازداشت گردید.
برادر وی نیز که در همان روز جهت پیگیری وضعیت او به نهادهای امنیتی مراجعه کرده بود بازداشت شد و وضعیت وی نیز در هاله ای از ابهام است.
*****
زنگ خطر آسیب های اجتماعی به صدا درآمده است:
رشد مصرف مواد مخدر سه برابر نرخ رشد جمعیت
مریم بابایی - روزنامه سرمایه


در حالی که نتایج تحقیقات روندی انجام شده در 10 سال پیش نشان می دهد طی 20سال گذشته نرخ رشد جمعیت 63/2درصد بوده و همزمان میزان رشد بروز سوءمصرف مواد بیش از سه برابر نرخ رشد جمعیت بوده است. همچنین مصرف تزریقی مواد هر سال 33 درصد رشد داشته است. این در شرایطی است که حداقل 6 میلیون نفر از خانواده های ایرانی به طور مستقیم با مقوله اعتیاد درگیر هستند. از طرفی دیگر اختلالات روانی در استان تهران طی 10 سال رشد 60درصدی داشته و کارشناسان از ارتباط رشد هیجان های خشم و اندوه و کاهش شادی با بروز اختلالات روانی خبر می دهند. این نتایج بیانگر لزوم توجه جدی به سلامت روان در جامعه است که ارتباط نزدیکی با شیوع انواع آسیب های اجتماعی دارد. این آمارها نتایج تحقیقات کارشناسان و پژوهشگران حوزه آسیب های اجتماعی است که در دومین نشست سالانه موسسه علمی، اجتماعی، فرهنگی رحمان ارائه شد. این نشست روز جمعه با حضور کارشناسان در حسینیه ارشاد برگزار شد.
30 سال اعتیاد در ایران
نتایج تحقیق کارشناسان نشان می دهد گرچه میزان مصرف مواد در سال های متوالی از نوسان هایی برخوردار بوده لیکن طی 30 سال گذشته روند کلی رو به افزایش بوده است. بیشترین میزان افزایش در سال های 56-52 با میزان 166 درصد رخ داده است، پس از آن تا سال 66 به تدریج از شدت آن کاسته شده و سپس مجدداً در دوره زمانی 71-67 به میزان رشد 59 درصد رسیده است.
طی 20 سال گذشته از سال های 77-57 به طور متوسط میزان رشد بروز سوءمصرف مواد سالانه 8درصد بوده یا به عبارت دیگر تقریباً هر 12 سال دوبرابر شده است.مقایسه این نرخ با نرخ رشد جمعیت که طی 20 سال گذشته به طور متوسط 63/2 درصد بوده، نشان می دهد میزان رشد بروز سوءمصرف مواد بیش از سه برابر نرخ رشد جمعیت بوده است.
همچنین نتایج این تحقیقات نشان می دهد میزان رشد مصرف تزریقی مواد در 10 سال گذشته 330 درصد و به طور متوسط در هر سال 33 درصد بوده است.
با وجود دستگیری حدود11 میلیون نفر مرتبط با مواد مخدر پس از انقلاب و تحمل زیان حدود10 هزار میلیارد تومان (1384) و نیز بروز 5/15 تا 5/16 درصد تصادفات با علل اعتیاد، کماکان در کنار تورم، بیکاری و احساس عدم امنیت فردی، اعتیاد جزء چهار دغدغه نگرانی زای جمعیت ایرانی است. وجود دو میلیون نفر معتاد و درگیری مستقیم حداقل شش میلیون نفر از آحاد خانواده های ایرانی با مقوله اعتیاد و رشد 42 درصدی تغییر الگوی مصرف از تریاک به مشتقات هروئین (شیشه و کراک) و سایر مواد شیمیایی صنعتی، همگی حکایت از ناموفق بودن مبارزه با اعتیاد در کشور دارد و هشدار بحران سلامت روانی اجتماعی کشور را استمرار می بخشد.
زنگ خطر: مجردهای ایرانی سالم تر از متاهلان
مطالعات جهانی نشان داده است درصد بالایی از افراد معتقدند هدف اولیه و اصلی فعالیت های دولت باید خلق شادی باشد نه ثروت. این در شرایطی است که بسیاری از کارشناسان نگران شیوع نسبتاً بالای هیجان غم و اندوه و خشم و غضب و نیز کمرنگ بودن هیجان نشاط و شادابی در فضای سیاسی، اجتماعی و گاهی مذهبی جامعه هستند و بر این باورند که احتمالاً میزان بالای دو هیجان غم و خشم و کمبود هیجان سرور، با افزایش بار اختلالات روانی و به خصوص سوءمصرف مواد در جامعه ما، بی ارتباط نیست. نتایج تحقیقات نشان می دهد اهمیت اختلالات روانی در نظام سلامت جامعه، تا حد زیادی مغفول واقع شده است. اگرچه آمار اختلالات روانی در ایران نامطلوب نیست ولی سیمای آن از نظر عوامل دموگرافیک نامتعارف است. از طرفی جامعه ایرانی، جامعه ای هیجانی، نگران، غمگین، حرمت شکن و غیرقابل پیش بینی است که همگی از عوامل خطر بروز اختلال روانی محسوب می شوند.
نتایج این تحقیقات گویای این است که در ایران، خانواده های متاهل بنابر دلایل گوناگون از سلامت روانی مطلوب تری در مقایسه با افراد مجرد برخوردار نیستند و این موضوع جای تامل و نگرانی دارد.
همچنین سیر فزاینده آمار طلاق اعم از شهر و روستا نگران کننده است. این شرایط حکایت از وجود مشکل و احتمالاً آسیب خانواده در جامعه ما دارد و حداقل اختلال روابط بین فردی را به تصویر می کشاند. مهار نشدن بلکه رشد گرفتن سیر شیوع پدیده اعتیاد در ایران به رغم همه مقابله های جدی صورت گرفته قبل و پس از انقلاب، حکایت از ناموفق بودن اقدامات انجام شده دارد و نشان می دهد موضوع اعتیاد از مقولات مهم آسیب زای روانی اجتماعی کشور ما محسوب می شود و باید به این مقوله از دیدگاه روانپزشکی و با رفع عوامل مساعد کننده اعتیاد در جامعه بی پروا نگریست و عوامل دیگر را شناسایی و با آن برخورد علمی کرد.
کارشناسان معتقدند اگر در ابعاد پیشگیری از بروز عوامل تنش زا، در سطوح خانواده و اجتماع اقدامی اساسی و بنیادی صورت نگیرد آینده ای ناخوشایند و نامطبوع برای اجتماع ما پیش بینی می شود.
با این وجود ایجاد هرگونه تمهیداتی در رابطه با کاهش نگرانی، فضای آزاد و بانشاط، امنیت و رفاه اجتماعی و جامعه برخوردار از حقوق و کرامت انسانی و قابل پیش بینی، در راستای سطح اولیه پیشگیری سلامت روان محسوب می شود.
رشد 60 درصدی اختلالات روانی در استان تهران طی 10 سال
نتایج پژوهش های دکتر احمد علی نوربالا استاد گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران که در سال گذشته صورت گرفته، نشان می دهد شیوع اختلالات روانی نسبت به تحقیق مشابهی که 10 سال قبل صورت گرفته رشد 60درصدی داشته است که این تفاوت را می توان ناشی از تغییرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه دانست که جای تامل دارد. شیوع اختلالات روانی شهر تهران 2/34 درصد است که این آمار به تفکیک جنسیت شامل 9/37 درصد زنان و 6/28 درصد مردان است. همچنین بر اساس نتایج این تحقیق میزان شیوع اختلالات بین متاهلین 6/32درصد و مجردین 6/30درصد و افراد مطلقه و بیوه 2/47درصد را شامل می شوند. این در حالی است که در سال 1380شیوع اختلالات روانی استان تهران29/14درصد بوده است.
بر اساس اساسنامه بهداشت جهانی «سلامت» حالت بهینه سلامت جسمی، روانی و اجتماعی تعریف می شود. این عوامل اجتماعی دربرگیرنده عوامل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است. این آمارها در شرایطی است که هر جامعه ای به تناسب مسائل و تنگناهای دوران گذار خویش با گونه های مختلفی از آسیب پذیری های اجتماعی روبه رو است اما جامعه ما به دلیل شتاب و درهم تنیدگی تغییرات گوناگون اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی با صورت های خاص و گسترده ای از مشکلات و مسائل اجتماعی مواجه است. از سویی آسیب ها و بحران های اخلاقی در قالب زوال و تخریب سرمایه های اجتماعی بروز یافته و تضعیف بنیان خانواده، فرار مغزها، گسترش فرهنگ ریا، چاپلوسی و دروغ و فساد و ناکارآمدی نظام اداری، بی اعتمادی و ناامیدی نسبت به آینده را به عنوان تهدیدهایی جدی در جامعه برجسته ساخته است. از سوی دیگر مسائل حادی نظیر فقر، اعتیاد، بیکاری، فحشا، سرقت، خشونت، جرم و جنایت، طلاق، حاشیه نشینی و تراکم انحرافات اجتماعی سلامت جامعه را تهدید می کند. این آسیب ها موجب از بین رفتن فرصت ها و ظرفیت ها و توانایی های فراوان فردی و اجتماعی در ایران شده است. در این زمینه موسسات غیردولتی می توانند نقش موثری در شناخت، تجزیه و تحلیل و پیشگیری بسیاری از آسیب های اجتماعی داشته باشند. موسسه رحمان یکی از نهادهای غیردولتی و غیرانتفاعی است که با رویکردی علمی برای پیشگیری، کاهش و کنترل آسیب های اجتماعی ایران تلاش می کند و با انجام مطالعات و پژوهش ها و کاربردی کردن نتایج تحقیقات و ارائه مشورت ها و راهکارها سعی در اجرای اهدافی همچون کمک به ارتقای اخلاق در جامعه، کمک به گسترش عدالت و سرمایه اجتماعی، ایجاد و تقویت شبکه های اجتماعی، کاهش آسیب ها و سلامت سازی محیط اجتماعی و مبارزه با فقر و محرومیت، تبعیض و بی عدالتی دارد.
*****
نخستين انتصاب وزير كشور
انتخاب يكي از سرداران سپاه براي استانداري خراسان رضوي
ایلنا: پس از انتصاب محمد جواد محمدي‌زاده (استاندار خراسان رضوي) به رياست سازمان حفاظت محيط زيست يكي از سرداران سپاه براي تصدي پست استانداري خراسان رضوي در نظر گرفته شده است.
حسن سبحاني‌نيا نماينده مردم نيشابور در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا ضمن تاييد اين خبر اظهار داشت:در حال حاضر صلاحي كه در چند سال گذشته سمت مشاور رئیس جمهور در امور مناطق آزاد و ویژه اقتصادی را داشته است و همچنين از سرداران سپاه بوده است،براي تصدي پست استانداري خراسان رضوي در نظر گرفته شده است.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا با انتخاب اين فرد شبهه وجود تفكر نظامي در وزارت كشور تقويت نمي‌شود؟ گفت:اين مساله پيش از انتخاب نجار به عنوان وزير كشور صورت گرفته است و هنوز با نجار در اين مورد صحبت نكرده‌ايم.
سبحاني‌نيا در مورد اينكه نجار اختيارتوقف اين كار را دارد نيز يادآور شد:صلاحي فردي توانمند است و از نظر اجرايي نيز سوابق طولاني دارد و با توجه به اين موارد اين انتخاب شايد درست باشد.
گفتني است مراسم معارفه صلاحي به عنوان استاندار روز دوشنبه صورت خواهد گرفت.
*****
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
اعتراض خانواده های زندانیان
امروز يكشنبه 15 شهريور ماه نزديك به 80 نفر از خانواده بازداشت شده ها كه بيشتر آنها مادران و همسران بازداشت شده ها بودند از ساعت 09:00 صبح در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و وقتي تعداد آنها بيشتر شد به داخل دادگاه رفتند و به اعتراضات خود شدت بخشیدند تا به آنها اجازه داده شود که تعدادي از خانواده ها به نمايندگي ازبقيه خانواده ها به دفتر حداد و يا حيدري فر بروند و از آنها بخواهند تا هر چه زودتر عزيزانشان را آزاد کنند و يا اینکه جواب نامه هايي كه تا به امروز منشي دفتر حداد به بهانه سرگرم كردن خانواده ها از آنها گرفته بود و به هيچ كدام از نامه ها جوابي داده نشده را بگيرند كه هر چه خانواده ها فشار آوردند نتوانستند اجازه ورود به دفتر يكي از آنها را بگيرند .هنگامي كه خانواده ها به بي اعتنايي مسئولان و عدم اجازه آنها به خانواده ها مبني بر صحبت كردن با آنها اعتراض كردند يكي از كاركنان دادگاه انقلاب با لحنی تهدید آمیز و تحقیر کننده به آنها گفت: اينجا كه خانه خاله نيست كه هر كجا دلتان مي خواهد برويد اگر تا الان نمي دانستيد حالا بدانيد كه اينجا دادگاه انقلاب و يك مركز امنيتي است و به هر كسي اجازه رفتن به دفتر قاضي داده نمي شود مي خواهيد برويد دادو فرياد كنيد برويد هر كجا كه مي خواهيد داد بزنيد كار خودتان را سخت تر مي كنيد.با شنیدن اینگونه جوابهای سر بالا صداي اعتراض خانواده ها بالا رفت كه اگر اينجا حرفمان را نزنيم پس كجا حرف بزنيم؟ كجا بايد حق مان را بگيريم؟اينجا مي آييم يا جواب نمي دهيد يا تهديد مي كنيد به جلوي قوه قضاييه مي رويم حتي اجازه داخل شدن به ما نمي دهيد به جلوي زندان اوين مي رويم مامورانتان را به جانمان مي اندازيد كه از زمين خدا بيرون برويم به جاي جواب دادن به اينجا و آنجا پاس مي دهيد.به ما جواب بدهید که حداد و حیدری فر به منظور رسیدگی به امور مردم اینجا هستند و یا اینکه به منظور رسیدگی به امور شخصی خودشان هستند.اینجا دادگاهی است که باید به مردم جواب دهد و یا اینکه ملک شخصی حداد است؟نزديك به 3 ماه است كه عزيزانمان را بازداشت كرديد اجازه ملاقات نمي دهيد به جرم نكرده محاكمه شان مي كنيد هر بلايي كه توانستيد بر سر آنها و ما آورده ايد تا حرف زديم تهديد مان كرديد باز هم مي گوييد حرف نزنيم كارمان سخت تر مي شود ؟.كاركنان دادگاه انقلاب كه از جواب دادن به خانواده ها درمانده شده بودند به آنها گفتند: يا برويد بنشينيد يا بيرون برويد و بگذاريد بقيه به كارشان برسند .كه باز هم خانواده ها جواب دادند ما هم كار داريم همين جا مي مانيم تا كارمان انجام شود.شما از بیت المال حقوق می گیرید که به کار ما رسیدگی کنید.تعدادي از خانواده ها نيز كه براي عزيزانشان كفالت و سند گذاشته بودند اما هنوز آزاد نشده بودند به دادگاه انقلاب آمده بودند از دفتر حداد مي خواستند كه نامه آزادي را به خودشان بدهند تا به زندان ببرند و عزيزشان را آزاد كنند كه به آنها هم گفته شد ما نامه را به دست خانواده نمي دهيم خود دادگاه از طريق پيك نامه آزادي را به زندان مي فرستد كه خانواده ها اعتراض كردند كدام پيك؟ مگر چند روز طول مي كشد كه پيك به زندان برسد ما چند روز است وثيقه گذاشته ايم؟ و هر بعد از ظهر به اميد آزادي به جلوي درب زندان مي رويم و تا 12 شب آنجا مي مانيم اما دريغ از آزادي اگر مي خواهيد آزاد كنيد بدون دردسر آزاد كنيد اگر نمي خواهيد آزاد كنيد بگوييد تا ما هم تكليف خودمان را بدانيم اگر بلايي سرشان آورده ايد بگوييد تا ما هم بدانيم.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ادامه بازداشت و تحت فشار قرار دادن دستگیر شدگان اخیر ، عدم پاسخگویی ،تحت فشار قرار دادن و بی اطلاع نگه داشتن خانواده ها از عزیزانشان را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل جهت گرفتن
تصمیمات لازم اجرا است.
*****
ایران عرصه تاخت و تاز چینی ها شده
سایت آفتاب: تازه‌ترين گزارش واحد اطلاعات اقتصادى اکونوميست از آخرين وضعيت قراردادهاى نفت و گاز ايران حاکى از آن است که چين با حسن استفاده از غيبت شرکت‌هاى غربى پاى ثابت در قراردادهاى نفت و گاز ايران شده است. به عبارت ديگر مى‌توان گفت بازار ايران نه تنها در عرصه پروژه‌هاى نفت و گاز بلکه در عرصه ساخت پل، راه و حتى کالاهاى چينى به تسخير «زردها» در آمده است.
مذاکره ايران با دو شرکت چينى براى احداث راه‌آهن مشهد- چابهار، حضور چينى‌ها در ساخت آزادراه تهران- شمال که وزير راه با افتخار از آن ياد مى‌کند، فعاليت گسترده چين در صدور کالا و پوشاک به ايران از جمله نمونه‌هاى حضور پررنگ اين کشور در اقتصاد ايران است.
برخى از تحليلگران و فعالان صنعت نفت معتقدند تکنولوژى چين براى حضور در صنايع راه و ساختمان و نفتى براى اجراى پروژه‌هاى کشور ما قابل قبول نيست و گير اصلى بر سر مناسبات سياسى و مسائل مالى و تامين اعتبار پروژه است.
اکبر ترکان که تا پيش از انتخابات در وزارت نفت به سر مى‌برد و چند روز پس از برگزارى انتخابات به مجمع تشخيص مصلحت نظام رفته در گفتگو با حيات‌نو مى‌گويد: «نظام‌هاى مديريتى ايران در تامين مالى پروژه ناتوان است و علت اصلى حضور چين در پروژه‌هاى نفتى و گازى تامين مالى پروژه‌ها از طريق فاينانس است».
به گفته ترکان پول ايران در بانک‌هاى چين سرمايه‌گذارى شده و چين از محل پول ايران اقدام به فاينانس (تامين مالي) پروژه‌ها مى‌کند. بنابراين مقامات ايران به دليل مشکلات مالى در تامين اعتبارات پروژه به همان قيمت «مورد قبول» چين قرارداد نفتى را با چين منعقد مى‌کنند.
ترکان مى‌گويد: «در اصل چينى‌ها با درصدى از همان پولى که ايران در بانک‌هاى اين کشور سرمايه‌گذارى کرده، فاينانسر قراردادهاى نفتى و گازى ايران مى‌شوند».
اين مرد نفتى معتقد است چين در هيچ رشته‌اى از رشته‌هاى نفتى از مخزن و حفارى گرفته تا پالايش و صنايع بالادستى از مهندسان و پيمانکاران ايرانى برترى ندارد.
به گفته ترکان در ساير رشته‌هاى راه، تونل و پل سازى و ... نيز چينى‌ها هيچ برترى تکنولوژيکى نسبت به مهندسان ايرانى ندارند تنها مسئله اصلى همان ضعف نظام‌هاى مديريتى ايران در تامين مالى پروژه‌هاست که چين را تبديل به پاى ثابت قراردادهاى ايران کرده است.
از سوى ديگر حجت‌الله غنيمى‌فرد، معاون مدير عامل شرکت ملى نفت ايران نظر ديگرى درخصوص حضور چينى‌ها در پروژه‌هاى نفتى و گازى ايران دارد.
غنيمى فرد در گفتگو با حيات‌نو مى‌گويد: «کشور و اقتصاد چين در سال 2009 را نمى‌توان با آنچه که در مورد چين 20 سال پيش در اذهان وجود داشته مقايسه کرد».
غنيمى‌فرد معتقد است در تقسيمات کنونى جهانى نفت چين براى مدت طولانى توليد کننده تجهيزات نفتى بوده ودر عرصه‌هاى پروژه‌هاى خشکى و دريا از تجربيات ارزنده‌اى برخوردار است.
همچنين فعاليت‌هاى چين از نظر فنى با استانداردهايى همراه است که اين استانداردها مورد تائيد طرف ايرانى نيز است.غنيمى‌فرد با اشاره به توان فنى و مالى طرف قرارداد به عنوان شاخص‌هاى اصلى تعيين شريک اجرايى يک پروژه مى‌گويد: «بدون شک صلاحيت فنى طرف چينى از سوى مقامات نفتى ايران دقيقا بررسى شده و در صورت تائيد با آنها قرارداد منعقد مى‌شود و تنها وجه مالى براى انتخاب شريک کارى مدنظر نيست».
سايه تحريم عامل حضور پررنگ چين
اظهارات مقامات نفتى ايران در حالى است که واحد اطلاعات اقتصادى اکونوميست در بخشى از تازه‌ترين گزارش تفصيلى خود از اقتصاد ايران به ارائه آخرين وضعيت نفت و گاز ايران پرداخته و با پرداختن به حضور پررنگ چين در قراردادهاى نفت و گاز چين به اين نکته اشاره کرده که در صورت تشديد تحريم‌هاى آمريکا و غيبت کشورهاى غربى و اروپايى در سرمايه‌گذارى و حتى فروش محصولات نفتى به ايران نقش چين در بازار ايران پر رنگ‌تر خواهد شد.
سايت تحليلى خبرى عصر ايران در گزارشى به نقل از واحد اطلاعات اقتصادى اکونوميست آورده: «کنگره آمريکا اکنون در حال تصويب قانونى براى اعمال فشار و جريمه بر ضد شرکت‌هايى که حمل و نقل، فروش، بيمه و تامين مالى فرآورده‌هاى نفتى وارداتى ايران را تامين مى‌کنند، مى‌باشد.
شرکت‌هايى شامل لاک اويل روسيه ، پتروناس مالزى و ويتول و ترافيگوراى اروپا مهم‌ترين شرکت‌هايى هستند که بنزين ايران را تامين مى‌کنند.
اکونوميست مدعى شد: «شرکت هندى ريلاينس از ماه مه ‌و به علت ترس از تشديد تحريم‌ها از سوى آمريکا، صادرات بنزين به ايران را متوقف کرده است. بخش زيادى از بنزين مورد نياز ايران از طريق بندر جبل على در دوبى بارگيرى و منتقل مى‌شود».
واحد اطلاعات اقتصادى اکونوميست در ادامه افزوده طى ماه جولاى بيش از يک ميليارد دلار به شرکت خاتم الانبيا براى توسعه فازهاى 15 و 16 ميدان گازى پارس جنوبى اختصاص داده شده است.
ايران تا پايان ژوئن به توتال فرصت داده بود تا به تعهداتش عمل کند ولى اين شرکت فرانسوى به بهانه افزايش هزينه اجراى پروژه و شرايط خاص سياسى ايران از عمل به تعهدات خود سرباز زد.
*****
وارونه جلوه دادن حقیقت تا کی؟
محمود اخوان بازارده

اینجانب محمود اخوان بازارده، نماینده مجلس ششم از شهرستان لنگرود و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، در هیئت کمیسیون به سرپرستی آقای دکتر میردامادی در سفر به آلمان، همراه ایشان بودم.
به گفته ناظران سیاسی، استقبالی که آلمانی‌ها از هیئت ایرانی کردند، کم سابقه و در حد رؤسای کشورها بود. چون فکر می‌کردند برای اولین بار یک هیئت سیاسی اصلاح طلب از مجلس مستقل اصلاحات وارد کشورشان شده است. انصافا آقای دکتر میردمادی در تمام ملاقات‌ها با شایستگی تمام از مصالح و منافع کشورمان در چارچوب قانون اساسی سخن گفتند.
من که در تمام مذاکرات حضور داشتم، به یاد ندارم که طرف‌های آلمانی از موضوعات انتخابی و انتصابی بودن مسئولین ایران حرفی زده باشند، برعکس، این هیئت ما بود که به دلیل رفتار نامناسب آشوبگران در جلسه روشنفکران ایرانی که به دعوت بنیادی وابسته به حزب سبزها به آلمان رفته بودند، به آنها انتقاد کردیم.
علاوه بر انتقاد دکتر میردامادی، من هم به نماینده‌ای از حزب سبزها که در کنار من نشسته بود، متذکر شدم که شما با این کارتان پوست موز زیر پای اصلاح طلبان انداختید و باعث خوشحالی و سوء استفاده‌ی اقتدارگرایان شدید. او هم پذیرفت و گفت که اشتباه شده و ما در اداره جلسه کوتاهی کردیم.
در پایان این را هم بگویم که همه‌ی دنیا و همه ایرانیان آزاداندیش می‌دانند که تاکنون مجلسی به سرافرازی و آزادگی مجلس ششم نیامده است و جناب آقای دکتر میردامادی، سیاستمداری وارسته و مدافع آزادی و اصلاحات در چارچوب قانون اساسی بوده و همواره خواهد بود.
*****
دادگاه علنی اما قانونی برگزار شود
پس از برگزاری چهار جلسه پیاپی از دادگاه‌های متهمان اغتشاشات اخیر ظرف حدود سه هفته، برگزاری جلسه پنجم این دادگاه با وقفه همراه شده و این در شرایطی است که برخی محافل قصد دارند با فشار تلاش کنند دادگاه به صورت غیرعلنی برگزار شود.
به گزارش خبرنگار «آینده»، جلسات دادگاه حوادث پس از انتخابات که جلسات آن با حضور 200 نفر متهم برگزار می‌شد، موجب اعتراضات بسیاری در محافل قضایی و حوزوی گردید.
نقض مکرر قوانین و رویه‌های قضایی در برگزاری دادگاه که از عدم ارائه کیفرخواست متهمان به قاضی قبل از دادگاه تا عدم اطلاع متهمین و وکلای مدافع از کیفرخواست، ‌نمایش تصاویر متهمین در رسانه ملی، ذکر اطلاعات و ادعاهای غیرمرتبط در کیفرخواست، ‌حضور متهمین در سلول‌های انفرادی و عدم امکان ملاقات وکلای مدافع و خانواده‌های آنان پس از صدور کیفرخواست و پایان مرحله تحقیقات، عدم تطبیق عنوان مندرج در کیفرخواست با عنوانی مجرمانه و اقرار تحت اجبار، تنها بخشی از تخلفات موجود در چهار جلسه برگزار شده دادگاه است.
این در حالی است که پس از اعتراضات مکرر حقوق‌دانان، علما و شخصیت‌ها به آیت‌ا... هاشمی شاهرودی، رئیس سابق قوه قضائیه ایشان درباره برگزاری این دادگاه از خود سلب مسئولیت کرده و مسئولیت‌ها را متوجه سعید مرتضوی دادستان سابق تهران دانسته بود. در حالی که منابع غیررسمی از عدم نقش جدی دادستان سابق تهران در برگزاری دادگاه‌ها خبر داده و تصریح کرده بودند، مدعی‌العموم توسط تیم بازجویی مدیریت می‌شود.
با این حال، شدت استفاده سیاسی از جلسه چهارم دادگاه که با وجود تذکر مستقیم رئیس جدید قوه قضائیه انجام شد، موجب انجام یک تغییر جدی در فرآیند دادگاه شد، ‌اما برخی محافل برای پنهان ماندن تخلفات گسترده در این پرونده، سعی دارند با غیرعلنی کردن دادگاه این موضوع را مختومه کنند در حالی که پخش مشروح چهار جلسه گذشته دادگاه از صداوسیما، این انتظار را در افکار عمومی به وجود آورده که در جریان ادامه فرآیند دادگاه قرار گیرند.
در این حال به نظر می‌رسد برگزاری ادامه دادگاه حوادث انتخابات به صورت علنی اما با پایبندی به قوانین و رویه قضایی، موجب می‌شود که هم شائبه اعمال نفوذ در این پرونده به وجود نیاید و هم تصویر مخدوش شده عدالت قضایی اسلامی بازسازی شود.
به نظر می‌رسد برای برگزاری دادگاه به صورت قانونی و علنی باید مقدمات زیر ایجاد شود:
1. با توجه به آن‌که پس از صدور کیفرخواست عملاً مرحله تحقیق به پایان می‌رسد، بنابر نص صریح قانون، کلیه محدودیت‌هایی که در مرحله تحقیقات نسبت به متهمان اعمال می‌شود، باید رفع گردد، این محدودیت‌ها به ویژه شامل حبس در سلول انفرادی، ‌حق دسترسی به وکیل و حق ملاقات با خانواده است.
2. متهمان آزادانه حق انتخاب وکلای قانونی موردنظر خود را داشته و وکلا نیز حق دسترسی به پرونده متهمان و اطلاع از کیفرخواست قبل از دادگاه را داشته باشند.
3. برگزاری دادگاه به صورت علنی با حضور خبرنگاران مطابق با قوانین انجام شود.
4. حضور ده‌ها متهم در جلسات دادگاه که با عناوین مبهم و فاقد مبانی قانونی چون کیفرخواست جمعی صورت می‌گیرد، بی‌معناست و هر متهم باید با کیفرخواست روشن، به صورت جداگانه محاکمه شود.
5. نگهداری متهمان در شرایط تجرید و بی‌اطلاعی از بیرون زندان و عدم دسترسی آنان به رسانه‌ها، خلاف قانون و شرع است.
6. در اتهامات سیاسی نظیر بخش عمده کیفرخواست متهمین یا اظهارات فرمانده سپاه، مطابق با قانون اساسی حضور هیأت منصفه در دادگاه ضروری است و دادگاه بدون هیأت منصفه وجاهت قانونی ندارد.
7. با توجه به تخلفات گسترده در پرونده حوادث پس از انتخابات، حق شکایت از قاضی، بازپرس و ضابطین قضایی باید به متهمان تفهیم شود تا در صورت تمایل از حقوق قانونی خود استفاده کنند.
*****
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
کروبی: مستنداتم را به کمیته ویژه قوه قضاییه ارایه کرده ام
کد خبر : 4804

خبرگزاری هرانا : کروبی با تکذیب سخنان ابراهیم رییسی و دیگر عضو این کمیته مبنی بر اینکه کروبی سندی را در این جلسه ارائه نکرده است گفت : " من در این جلسه سه سند ارائه کردم . نخست فیلم اظهارات همین فردی که تحت تاثیر تهدید های نماینده مرتضوی ناپدید شده است را ارائه کردم ، دومین سند بنده درباره آزار یک خانم بود و سومین سند هم درباره یک آقایی بود که پس از دستگیری بلای بسیاری بر سر او آورده بودند که یک سی دی و نظر پزشک قانونی درباره ایشان را نیز ارائه کردم . البته در این جلسه دو مورد هم گزارش شفاهی دادم ."
به گزارش سحام نیوز ، ابراهیم رییسی معاون اول رییس قوه قضاییه دیروز در حاشیه مراسمی اظهار داشته که در جلسه کمیته ویژه قوه قضائیه برای رسیدگی به حوادث اخیر که با حضور کروبی برگزار شده است وی هیچ سند و مدرکی ارائه نکرده و تنها اظهاراتی را بیان داشته که مورد بررسی قرار می گیرد . در این راستا مهدی کروبی با ابراز تاسف از اظهارات رییسی گفت : " پس از انکه مطالبی را درباره آزار بازداشت شدگان حوادث اخیر را منتشر کردم حملات تندی نسبت به اینجانب صورت گرفت ، ولی در همان زمان افراد بسیاری که مورد آزار وشکنجه قرار گرفته بودند به نزد من می آمدند و خواستار احقاق حقوقشان بودند .
در همان زمان نماینده ای از سوی آقای دری نجف آبادی به نزد من آمد و خواستار دیدار با یکی از بازداشت شدگانی شد که مورد آزار قرار گرفته اند ایشان بسیار حسن نیت داشت و به این فرد قول داد که حقوق وی را پیگری خواهد کرد . ولی متاسفم از اینکه نماینده آقای مرتضوی بر خلاف نماینده آقای دری نجف آبادی که با این فرد بسیار خوب رفتار کرد ، به تهدید این فرد پرداخت به طوری که این فرد مدتی است که ناپدید شده است .
پیرو این ماجرا نامه ای به آیت الله لاریجانی نوشتم و از ایشان درخواست کردم که هیاتی بی طرف این مسائل را مورد بررسی قرار دهد . پیرو این نامه بود که آقای لاریجانی کمیته ای را تشکیل دادند که آقایان اژه ای ، خلفی و رییسی عضو آن هستند . این کمیته چند روز پس از آنکه تشکیل شد از من دعوت کرد تا برای ارائه مستنداتم به آنجا بروم ، بنده نیز حضور یافتم و درجلسه ای که چندین ساعت طول کشید مقدمات قضیه را به صورت مبسوط شرح دادم و البته آنجا نیز تاکید کردم که بنابر اجبار و برای احقاق حقوق کسانی که مورد آسیب قرار گرفته اند این نامه را منتشر کردم . "
کروبی به بیان جزئیات دیگری از آنچه در این جلسه مطرح شده است پرداخت و گفت : " در این جلسه من از آقای مرتضوی و نماینده ایشان نیز گله کردم . به آقایان گفتم که هرچه نماینده آقای دری نجف آبادی رفتاری مناسب با فرد بازداشت شده ای که مورد آزار قرار گرفته بود داشت نماینده آقای مرتضوی به گونه ای تهدید آمیز با این فرد صحبت کرد و به نظر می رسد که آقای مرتضوی و نماینده ایشان به دنبال پاک کردن صورت مسئله هستند . "
کروبی با تکذیب سخنان ابراهیم رییسی و دیگر عضو این کمیته مبنی بر اینکه کروبی سندی را در این جلسه ارائه نکرده است گفت : " من در این جلسه سه سند ارائه کردم . نخست فیلم اظهارات همین فردی که تحت تاثیر تهدید های نماینده مرتضوی ناپدید شده است را ارائه کردم ، دومین سند بنده درباره آزار یک خانم بود و سومین سند هم درباره یک آقایی بود که پس از دستگیری بلای بسیاری بر سر او آورده بودند که یک سی دی و نظر پزشک قانونی درباره ایشان را نیز ارائه کردم . البته در این جلسه دو مورد هم گزارش شفاهی دادم ، یک گزارش بنده درباره ماجرای ترانه موسوی بود که گفتم خانواده این دختر از زمانی که این ماجراها پیش آمده دیگر حتی دختری را که همراه ترانه بوده اند به منزلشان راه نمی دهند و شما به عنوان افرادی حکومتی باید با مراجعه به نزد خانواده این فرد اصل ماجرا را پیگری کنید و به بیمارستان امام خمینی کرج مراجعه کرده و نظر پزشک را درباره جراحاتی که روی بدن این دختر قرار داشت دریافت کنید و علاوه بر آن یک گزارش دیگر هم ارائه کردم . "
وی با تاکید بر اینکه این جلسه بسیار معقول و منطقی بود، گفت : " در آن جلسه من تاکید کردم که هیچ گونه حرفی درباره جزئیات این جلسه نمی زنم بلکه گفتم خودتان اسناد را بررسی و گزارشی را تنظیم کنید و نتیجه را اعلام کنید . حتی به آقایان گفتم که چنانچه لازم باشد اسناد دیگری را نیز به شما ارائه خواهم کرد . از سوی یگر آقای خلفی نیز خاطرنشان ساخت که آیت الله لاریجانی تاکید کرده باید تا انتهای قضیه مورد بررسی قرار گیرد . در این جلسه آقایان قبول کردند که باید مسائل با دقت بررسی شود و حتی این موضوع مورد بررسی قرار گیرد که آیا افرادی که این مطالب را بیان می کنند و اظهار می کنند که مورد آزار قرار گرفته اند آیا حرفشان صحیح است یا خیر و چنانچه مشخص شد واقعیت دارد بررسی شود که آیا افرادی که چنین خشنونت هایی را انجام داده اند از نیروهای حکومتی و یا از میان ارازل و اوباش بودند،که با آنها برخورد شود و تاکید شد که باید عاملان این جنایات طبق قانون مجازات شوند. اما در جلسه یکی از آقایان گفت که چه اقدامی انجام دهیم که همه صحبت ها یکنواخت و هماهنگ باشد که قرار بر این شد کسی صحبتی نکند و پس از آنکه گزارش جمع بندی شد نتیجه اعلام شود . بنابراین هنگامی که بنده در حاشیه مراسم مرحوم حکیم در مقابل پرسش خبرنگارانی که درباره این جلسه می پرسیدند قرار گرفتم تنها گفتم جلسه ای مثبت و خوب بود و تاکید کردم که آقایان قصد بررسی مسائل را دارند . *
کروبی با انتقاد از مطالبی که از سوی ابراهیم رییسی مطرح شده است گفت : " قرار بر این بود که قضایا با دقت بررسی شود و سپس مصاحبه ای انجام شود ولی متاسفانه دیروز آقای رییسی مصاحبه ای کرد و اظهار داشت که بنده هیچ گونه سند ومدرکی را در این جلسه ارائه نکرده ام و تنها اظهاراتی داشته ام که مورد بررسی قرار می گیرد . من از این مطالبی که ایشان مطرح کردند بسیار متعجب شدم البته این درحالی است که رادیو نیز به عنوان رسانه ای به اصطلاح ملی چندین بار اقدام به پخش این مصاحبه کرد . پیرو این مصاحبه من می دانستم که امروز روزنامه ها نیز مطالبی را در این باره خواهند نوشت و چنانچه حدس من درست بود چرا که روزنامه کیهان در ستون گفت و شنود خود مطلبی سراسر توهین آمیز را علیه اینجانب نوشته است که آن را به صورت کامل برای شما می خوانم و از شما می خواهم که به صورت کامل آن را منتشر کنید . البته در پایان این مصاحبه پاسخ روزنامه کیهان را نیز خواهم داد .
این روزنامه چنین نوشته است : " گفت: ادعاي كروبي درباره برخورد آنچناني با افراد بازداشت شده بدجوري دست شيخ اصلاحات را توي پوست گردو گذاشته.گفتم: خب! مگه مجبوره دروغ بگه كه حالا پيش چشم همه سنگ روي يخ بشه!گفت: مدتي است به اين شهر و آن شهر و اين شهرك و آن شهرك سرك مي كشه تا شايد نمونه اي پيدا كنه حتي گفته شده كه به بعضي ها پول هنگفتي هم پيشنهاد شده ولي افاقه نكرده!گفتم: موسوي و خاتمي بدجوري اين شيخ اصلاحات را فداي قدرت طلبي خودشان كردند.گفت: حالا هم اگر خودش رو به چند تا آدم مومن و متعهد و دلسوز معرفي كنه، شايد راه كاري براش پيدا بشه!گفتم: چه عرض كنم؟!... يارو به دكتر مراجعه كرده بود. دكتر ازش پرسيد؛ چه دردي داري؟ يارو گفت؛ اگر مي دونستم كه پيش شما نمي اومدم!"
کروبی به انتقاد از کمیته ویژه لاریجانی برای رسیدگی به حوادث اخیر پرداخت و گفت : " من از این هیاتی که تشکیل شده به ویژه از آقای رییسی انتقاد هایی دارم . برخلاف سخنان آقای رییسی همانطور که گفتم در این جلسه چندین سند و گزارش ارائه کردم ولی شاید تعریف سند در نزد این آقایان متفاوت از آنچه هست که ما تعریف می کنیم . شاید از منزل این دوستان سند یعنی اینکه دوباره درگیری پیش بیاید و افراد را بازداشت کنند و چشمهایشان را ببندند و در محل هایی خاص یا داخل ماشین مورد شکنجه و آزار قرار دهند و کسی این ماجرا را رویت کند و گزارش دهد که این چنین اتفاقی نمی افتد و یا اینکه چند شاهد عادل از کهریزیک چنین گزارش دهند هرچند که از نظر برخی هیچ شاهد عادلی در این بازداشت گاه وجود ندارد و همه کسانی که در این زندان بوده اند جز ارازل و اوباش و جاسوس و عامل بیگانه اند و یا اینکه کسانی هستند که فریب خورده اند که حرفشان برای این آقایان قابل قبول نیست . "
وی افزود : " من اسنادم را از بازداشت شدگانی که مورد آزار قرار گرفته اند تهیه کردم ما نظر پزشکی درباره بازداشت کسانی که مورد آزار قرار گرفته اند دریافت و از آنها فیلم تهیه کرده ایم که هنگامی که به این جلسه رفتم یک سی دی را به همراه اسامی و آدرس این افراد به این کمیته تحویل دادم و دیگر نسخه آن را در نزد خودم نگه داشتم و البته هنوز برخی از اسناد و فیلم ها را به آنها نیزارائه نکرده ام . "
وی گفت : " مستنداتی که من مطرح کردم تنها مسائلی نیست که از جانب من مطرح شده باشد چرا که آقای علی مطهری نماینده محترم تهران در همان جلسه ای که به همراه کمیته پیگیری مجلس به نزد من آمدند گفتند که مادر پسری که مورد آزار قرار گرفته است به نزد ایشان رفته و به گفته آقای مطهری از وضعیت روحی نامساعدی برخوردار بوده و مدام گریه می کرده است . آقای مطهری می گفت که از نظر عقلی صحت گفتار این مادر نزدیک به یقین بوده است . به گفته آقای مطهری این مسئله برای قبل آن است که آقای صادق لاریجانی مسئولیت ریاست قوه قضائیه را برعهده بگیرد و رفت و آمدهای آقایان و رفتارشان با این فرد و خانواده اش به طوری بوده است که مادر این پسر به نزد آقای مطهری آمده و تاکید کرده که از احقاق حقوق خودشان منصرف شده اند و دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارند . بنابراین به نظر می رسد که برخی از آقایان به دنبال ایجاد فضای تهدید و ارعاب هستند تا دیگر کسانی که مورد آزار قرار گرفته اند از بیان آنچه بر آنها گذشته منصرف شوند . "
وی افزود : " من توقع داشتم که این هیات همان طور که مطرح شده است مسائل را بررسی کند و چنانچه قرار است که مصاحبه ای شود نیز مسائل بدون حب و بغض و بدون پیش داوری مطرح شود ولی متاسفانه آقای رییسی و به دنبال ایشان برخی از روزنامه ها این گونه مسائل را مطرح کردند . "
وی همچنین در پاسخ به مدیران روزنامه کیهان که نوشته اند شیخ سنگ روی یخ شده است و یا اینکه افرادی را تطمیع کرده تا بیایند و این مسائل را مطرح کنند می گویم : " دوستان عزیز من بدانند که هنگامی که این افراد به نزد من می آمدند من به انها می گفتند که ما دو محکمه داریم یکی در این دنیا و دیگر در قیامت که همه چیز روشن خواهد شد و بنابراین به آنها گفتم هیچ کس در پیشگاه خداوند نمی تواند فرار کند و باید هر آنچه که واقع شده است را بیان کنید . "
وی افزود : " این دوستانمان در کیهان هستند که از قضایا پیش از آنکه واقع شوند آگاه هستند می خواهند جنایاتی را که شده است پنهان کنند . این دوستانی که با گل به در منازل این افراد می روند و به آنها وعده پول و معالجه می دهند میخواهند که این قضایا را کتمان کنند ما که پولی نداریم به این دوستان بدهیم و اهل این مسائل هم نیستیم . ولی مثل اینکه این آقایان از تهمت و افترا و دروغ ابایی ندارند و قصد دارند تا از بودجه بیت المال به منافع ملی ضربه بزنند . "
کروبی در نهایت تاکید کرد :" بنده در قبال کم لطفی دوستانی که گفته اند من سندی برای ارائه کردن نداشته ام تنها جزئی از آنچه را که در اختیار دارم منتشر می کنم . این گواهی پزشکی فردی است که البته خودش مدعی ان نیست که به صورت کامل به وی تجاوز شده است و در واقع یکی از مسائلی را منتشر می کنم که محل بحث و آزار مشکوک است و چنانچه لازم باشد اسناد دیگری را منتشر می کنم تا این دوستان بدانند که از این به بعد باید چگونه رفتار کنند . "

آنچه در پی می آید گواهی پزشک قانونی یکی از بازداشت شدگان حوادت اخیر مبنی بر تایید شکنجه و آزار می باشد که متن کامل آن طی نامه رسمی و اداری با سربرگ اداره کل پزشک قانونی استان تهران خطاب به یکی از کلانتری ها از طرف رییس مرکز پزشکی قانونی نوشته که در پی می آید و نامه کامل در اختیار دفتر مهدی کروبی محفوظ است .
ریاست محترم کلانتری ....با سلام
احتراما ، عطف به نامه شماره ...... مورخ 2/6/88 آقای ....... فرزند .... معاینه شد . 1- سیاه شدگی و تورم زیر چشم راست 2- کبودی و تورم زیر چشم چپ 3- سائیدگی در سمت چپ ناحیه پس سری 4- خراشیدگی ( حارصه ) ساعد راست و بازوی راست و چپ 5- سائیدگی عمیق ( دامیه ) بطور دور تا دور مچ و پای راست و چپ که می تواند در اثر تماس با جسم سخت قابل انعطاف نظیر طناب حادث شده باشد 6- دو ناحیه جراحت ( حارصه) جداگانه خلف ساق پای راست 7- خراشیدگی ( حارصه ) گونه چپ 8- سوختگی درجه دو سطحی مدور در ناحیه مچ دست راست ،سر ، ناحیه پس سر گردن ، شانه دست چپ ، پشت دست راست و چپ جمعا به میزان دو درصد ( 2%) سطح بدن 9- کبودی در هر دو طرف باسن و ناحیه خارجی مقعد مشهود است که در اثر اصابت جسم سخت ،ضایعات ( یک تا هفت و 9 ) حادث و جسم داغ ضایعات بند 8 حادث شده اند ضمنا جراحات موازی و متعدد و سطحی در ناحیه خلف ران راست و ناحیه باسن راست و چپ مشهود است که در خصوص نحوه حدوث ان تحقیقات قضائی و انتظامی کمک کننده است، ضمنا نامبرده از ناحیه معقد اظهار تالم می نماید که جهت معاینه بررسی لواط و ... نیاز به معرفی نامه در این خصوص می باشد ضمنا شکستگی در استخوان گونه راست ندارد .
*****
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۳۸۸/۰۶/۱۴

شنبه: 14/6/1388 (زمان: 00:02 بامداد)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: ما به هیچ حزب، دسته، گروه یا مرامی وابسته نیستیم.
تقاضا داریم برای باز نشر مطالب انتشار یافته درین وبلاگ، نام منبع اصلی را درج نمایید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یاران و هم میهنان بامدادتان گرامی باد. فقط چند دقیقه پس از نیمه شب آدینه و آغاز بامداد روز شنبه است و ما مانند همیشه با کمی استراحت و تمدید قوا، "پست" امروز را شروع می کنیم. امروزمی خواهیم پست جدید را با ویدیوکلیپی شروع کنیم.
این ویدیوکلیپ افشاگری یکی از شیرزنان میهن ما از خاطرات دوران زندانش در زندانهای رژیم منفور و پلید، و فجایعی است که در آن سالها بر او گذشته است. با آن که می توانیم مطالبی طولانی برای توجیه و تشریح این کلیپ بنویسیم اما این کار را نمی کنیم و از شما تقاضا داریم که با مشاهده آن خودتان به سخنان این بانوی شریف توجه نمایید.
این کلیپ افشاگرانه توسط یار گرامی و ارزشمند ما سرکارخانم "پری ایراندوست" برایمان ارسال شده که خود ایشان نیز زحمت تیترنویسی و ترجمه انگلیسی این کلیپ را بعهده داشته اند:


*****
افشای «دروغ بزرگ کیفرخواست» دادگاه نمایشی از سوی سفیر وقت ایران در آلمان
احمد عزيزی،سفير اسبق ايران در آلمان،با تکذیب مطالب نقل شده به نقل از خود در كيفرخواست ادعایی سعید مرتضوی در چهارمین جلسه دادگاه نمایشی دروغ بزرگ کودتاگران را افشا کرد.احمد عزيزی در پاسخ به استعلام خانواده دكتر ميردامادی درخصوص صحت و سقم نقل قول مورد نظر،چنین نوشته است:
«آقای میردامادی عزیزسلام،
با آرزوی صبر برای شما و خانواده محترم،
از طرح چنین نقل قولی از آقای ابطحی متعجب و متأسف شدم. چگونه ممکن است اینجانب جنین مطلبی اظهار کرده باشم و اصولاً چگونه ممکن است هیأت پارلمانی ایران و جناب میردامادی چنین برخوردی در برابر طرف خارجی داشته باشند. حتی چنانچه اینجانب و جناب آقای ابطحی ، شاید حدود هشت سال پیش که حقیر به یاد ندارم، بحثی نیز درباره مذاکرات هیإت در برلین کرده باشیم، قطعا نحوه انعکاس آن یا توسط ایشان یا دادستان بر اساس برداشت نادرست صورت گرفته است.
باتشکرعزیزی»
**
این تکذیب در حالی صورت گرفت که در كيفرخواست ادعایی سعیدمرتضوی در چهارمین جلسه دادگاه نمایشی علیه اسرای جنبش سبز در یک دروغ پردازی بزرگ، و به نقل از اعترافات اجباری محمدعلی ابطحی ادعا شد که«آقاي محمد علي ابطحي در اين نوشته مي افزايد:آقاي احمد عزيزي سفير ايران در آلمان مي گفت در سفر رسمي برخي اعضاء پارلمان ايران كه آقاي ميردامادي رئيس آن بود به قدري ذليلانه و طوري عليه مسئولان كشور مثل رهبري حرف مي زدند و بحث انتخابي و انتصابي را مطرح مي كردند كه من در نوشتن گزارش جلسه دچار مشكل شده بودم».
گفتنی است سفر هيأت پارلمانی مجلس ششم به آلمان، در زمان خود توسط نهادها و افراد مسئول، يكی از موفق ترين سفرهای هيأت های پارلمانی جمهوری اسلامی به اين كشور قلمداد شده بود.
این بخشی از كيفرخواست در دادگاه نمايشي چهارم اسراي جنبش سبز قرائت نشد تا به دکتر حسن میردامادی اجازه دفاع در این خصوص نیز داده نشود، و تنها توسط خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران منتشر شد و در آن به سفر هيأت پارلماني مجلس ششم به رياست دكتر محسن ميردامادي به آلمان و آنچه كه نويسندگان ادعانامه صحبت هاي «ذليلانه» ناميده بودند، اشاره شده بود.
سندي ديگر در رد دروغ بزرگ و رذیلانه كيفرخواست چهارم:

متن مذاكرات دكتر ميردامادی رئيس هيأت پارلمانی مجلس ششم با همتای آلمانی
به عنوان سند دیگری در تکذیب دروغ پردازی کیفرخواست کودتاگران نیز، متن زير که گزارش مذاكرات انجام شده ميان دكتر محسن ميردامادي و همتاي آلماني است و از روي پايگاه اينترنتي مجلس آلمان ترجمه شده،و به خوانندگان و مردم ایران عرضه می شود تا آشکار شود که در کیفرخواست دادگاه های نمایشی کودتاگران تا چه حد «رذیلانه» علیه اسرای جنبش به پرونده سازی دست زده اند:
«رئيس كميته روابط خارجي پارلمان آلمان هانس اولريش كلوزه (عضو حزب سوسيال دموكرات) بر تداوم گفتگوهاي نزديك بين ايران و آلمان تأكيد كرد.
به مناسبت سفر بي سابقه يك هيأت از كميسيون روابط خارجي پارلمان ايران، كلوزه بر اهميت اين موضوع با توجه به تفاوت ديدگاههاي ايران به عنوان يك دولت اسلامي و آلمان به عنوان يك كشور با معيارهاي دموكراتيك غربي تأكيد ورزيد.
محسن ميردامادي رئيس كميسيون روابط خارجي پارلمان ايران هم در اين رابطه، روند روابط دو كشور را بسيار مثبت توصيف كرد. وي افزود: در كنار مسائل سياسي و اقتصادي مي توان سطح روابط فرهنگي را هم ارتقا داد. ميردامادي عنوان كرد كه درحال حاضر در ايران مجلس اصلاح طلبي وجود دارد كه حامي سياستهاي رئيس جمهور خاتمي است؛ نظير سياست تنش زدايي با اروپا و خصوصاً آلمان، كه اخيراً پيشرفتهاي ارزنده اي داشته است.
نمايندگان تمام كميسيونهاي مختلف ضمن تحسين گامهاي اصلاحي در ايران، آمادگي خود براي همكاري را به مهمانان تهراني اعلام كردند. در كنار همكاريهاي موجود اقتصادي در مورد تعميق گفتگوهاي فرهنگي نيز بحث شد. منتقدين همچنين ناخرسندي خود از احكام قضائي عليه شركت كنندگان در كنفرانس بنياد هاينريش بل كه سال گذشته در برلين برگزار شد را اعلام كردند. ميردامادي در اين باره با اعلام اينكه روند برگزاري اين كنفرانس خوشايند نبود، از نظارت دقيق ملجس ايران بر اين دادگاه و تشكيل يك كميته ويژه در اين باره خبر داد. همچنين او گفت كه دستگاه قضايي در ايران، يك نهاد مستقل مي باشد. ثبات در خاور ميانه و روابط ايران با همسايگانش از ديگر موضوعات اين گفتگوها بودند. دو طرف بر اين نكته تأكيد كردند كه رشد تجارت مواد مخدر از افغانستان بر خلاف ميل هر دو كشور آلمان و ايران مي باشد.»
*****
نگراني خانواده منصور اسالو از انتقال او به سلول انفرادي
گزارش‌ها حاکی است که منصور اسالو، رييس هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران، روز چهارشنبه به سلول انفرادی در زندان رجايی‌شهر کرج منتقل شده است. همزمان، فشارها بر ديگر فعالان کارگری در نقاط ديگر ايران افزايش يافته است.در پی حمله ماموران زندان و ضرب و شتم هم‌سلولی‌های منصور اسانلو توسط آنها که منجر به ناراحتی قلبی اين فعال کارگری شد، گزارش نزديکان به خانواده رئيس زندانی هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران حاکی از انتقال او به بند يک زندان رجايی شهر است.
در حالی که اين بند، بدترين بند اين زندان به شمار می رود، گفته می شود که آقای اسانلو در يک سلول انفرادی نگهداری می شود. همين موضوع موجب نگراني شديد خانواده آقاي اسانلو از اين وضعيت شده است، به وي‍ژه كه در اين مدت،‌امكان تماس با او را نداشته اند. پيشتر منصور اسانلو در بند چهارم زندان رجايی شهر به سر می برد که اين بند نيز شرايط مناسبی از لحاظ بهداشتی و غذايی نداشت و اين تاثير بدی بر روی سلامت جسمانی وی داشته است.
انتقال منصور اسانلو وی پس از انتشار نامه ای از سوی او در مورد اتهامات وارد آمده به سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران در چهارمين جلسه محاکمه گروهی از بازداشت شدگان حوادث پس از کودتای ۲۲ خرداد صورت گرفته است. آقای اسانلو در اين نامه با توجه به اينکه در اين جلسه به نقل از مسعود باستانی، روزنامه نگار زندانی که به گفته نزديکانش تحت فشار شديد قرار داشته است،‌مطالبی عليه سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران گفته شده بود، توضيحاتی داد.
اين فعال کارگری با اشاره اينکه چهره آشفته آقای باستانی در يک عکس « حکايت از سختی های فراوانی داشت که بر او رفته است»‌نوشت:‌«‌ايشان فيلمی از کارگران و همسران محروم سنديکای شرکت واحد با همکاری اينجانب تهيه کرده است که در اين فيلم کارگران اخراجی و همسرانشان در باره مزايای سنديکا و چگونگی تغيير رفتار و گفتار کارگران سنديکايی بعد از عضويت در سنديکا و آموزش های انسانی که ديده اند، از سنديکا قدردانی کرده و خانواده های اين کارگران نيز خود را عضو سنديکا دانسته اند.» منصور اسانلو افزود:«‌اين فيلم موجود است و صدا و سيما می تواند اين فيلم را به جای دفاعيه سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی برای همه مردم ايران و جهان نمايش دهد.»
انتشار اين نامه همزمان با حمله ماوران زندان رجايی شهر به سلولی شد که او همراه با شماری از مجرمان عادی در آن نگهداری می شد.در اين حمله،‌گرچه اين فعال کارگری مورد ضرب و شتم قرار نگرفت، اما وسايل او از جمله کارت تلفن توسط ماموران ضبط شد. پس از آن اين خبر توسط محمد اوليايی فرد، که قرار است وکالت رسمی او را بر عهده بگيرد، در گفت و گو با راديو فردا تاييد شد.آقای اسانلو پس از انتقال از زندان اوين به زندان رجايی‌شهر در سال گذشته، در بند مجرمان عادی نگهداری می‌شود و اين اقدام در شرايطی صورت گرفته است که وی، خانواده و وکلای مدافع او به اين موضوع اعتراض کرده اند. به گفته وکلای مدافع و خانواده اين فعال کارگری، اين اقدام نقض تمامی حقوق اوليه هر زندانی است، زيرا او نيمی از پنج سال دوران محکوميتش را سپری کرده است و مطابق قانون مجازات اسلامی، زندانی بايد در محل زندگی خود نگهداری شود.
اين وضعيت در شرايطی برای منصور اسانلو رقم زده شده است که در ماه های گذشته، دو بار مورد تهديد يکی از جانيان قرار گرفت و در عين حال،‌اقدامی توسط مقام های زندان در جهت انتقال منصور اسانلو به بندهايی که زندانيان دارای جرايم سياسی و عقيدتی به سر می برند، انجام نشد.اين در حالی بود که کمپين بين‌المللی حقوق بشر در ايران در نامه‌ای به آيت الله هاشمی شاهرودی، رئيس وقت قوه قضائيه،‌از تهديد جانی آقای اسانلو توسط يکی از جانيان حاضر در زندان اظهار نگرانی کرده بود.
به گفته خانواده و وکلای مدافع رئيس زندانی سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، او از بيماری در ناحيه قلب،‌کليه و کمر رنج می‌برد. ضمن آنکه تاکنون سه عمل جراجی چشم داشته است و بايد به طور مرتب از سوی متخصصان چشم‌معاينه شود و تحت معالجه قرار داشته باشد. با توجه به اين وضعيت، خانواده وی بارها از مقام‌های قضايی، خواستار مرخصی پزشکی جهت درمان و يا حتی آزادی وی شده‌اند، اما اين درخواست نه تنها ناديده گرفته شده و بی پاسخ مانده است، بلکه اين مقام ها از اعطای مرخصی عادی به آقای اسانلو از زمان بازداشت او در تيرماه سال ۱۳۸۶ تاکنون‌خودداری کرده‌اند.
وی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به پنج سال زندان محکوم شده است که اين موضوع اعتراض اتحاديه‌های بين‌المللی کارگری و سازمان‌های حقوق بشری را به دنبال داشته است. در همين حال، يکی از نزديکان به خانواده آقای اسانلو به «‌جرس»‌گفت که پسر کوچک آقای اسانلو چند روز پيش توسط يک موتورسوار مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. به گفته وی، فرد مهاجم هنگام کتک زدن فرزند اين فعال کارگری، به نام پدر او اشاره کرده است.اما اين تنها اذيت و ازار خانواده آقای اسانلو نبوده است. چند هفته پيش نيز عده ای به نام مامور امنيتی قصد بازداشت عروس منصور اسانلو را داشته اند که موفق به اين کار نشده اند.
همزمان با اين موضوع، گزارش ها از احضار دوباره سه تن از اعضای هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت نيشکر هفت تپه،‌به نام های علی نجاتی، فريدون نيکو فر و رضا رخشان است. درعين حال،‌خبرنامه دانشگاه آزاد قزوين از بازداشت حدود ۲۰ نفر از فعالان اجتماعی و کارگری در اين شهر خبر داده است. اين فشارها همزمان با تشديد اعتراض های صنفی کارگران به پرداخت نشدن حقوق، ادامه اخراج ها و بدتر شدن وضعيت زندگی شان صورت می گيرد.
*****
شرمت باد ای بیشرم ترین موجود کره خاکی
در حالی که بیش از هفتاد میلیون مردم شریف و بپاخاسته میهن ما بیش از سی سال است که به رژیم منحوس و پلید ولایت وقیح نمره "یک میلیون زیر صفر" داده است، در حالی که طی دو ماه و نیم گذشته تا به امروز همین ملت بپاخاسته رسمی و بطور علنی هم به دجالان رژیم و هم به دنیا خیلی شفاف و روشن اعلام داشته که نه "عنتری نژاد" و نه سیستم ضد بشری "ولایت سفیه و وقیح" را اصلن قبول ندارند چه رسد آن که بخواهند به یکی از مهره هایش رایی بدهند، در شرایطی که برومندترین جوانان این مرز و بوم چه با خون شریف خویش که خاک میهن را گلگون ساخته و چه با بدنهای استوار اما نیمه جان خویش در زندانها و شکنجه گاهها براین خواسته مردم مهر تایید زده اند و می زنند و در وضعیتی که تمام دنیا به غیرقانونی بودن این رژیم و ماهیت اجزا و دست نشاندگان و مزدوران خون آشام و وحشی آنان پی برده اند، شیاد بدنامی مانند "حسین بازجو"ی پفیوز که بزودی آماج انتقام سخت فرزندان ایرانزمین قرار خواهد گرفت با اشا ره به کمتر از 36 ساعت بررسی مفتخوران و دایناسورهای خوش نشین در کثافتخانه ای بنام مجلس شورای اسلامی رژیم و دادن رای اعتماد و در نتیجه قانونی جلوه دادن عنتری نژاد و مثلن وزرای پیشنهادی او، با وقاحت در سرمقاله شماره امروز خویش که قرار است تا چند ساعت دیگر از زیرچاپ خارج شده و در ایران توزیع گردد نوشته است که مجلس به کابینه (...!!؟) نمره 18 داد و دولت (!!!؟) دهم رسما آغاز به کار کرد.
ما نمی توانیم برای خویش این نکته را تجزیه و تحلیل نموده و توجیه نماییم که یک حیوان مزدور و کثیف چون حسین شریعتمداری تا کجا و چه اندازه می تواند در عمق کثافت و نجاست غرق گردد و در بی آبرویی و خباثت تا کجا می تواند پیشرفت کند..!؟
فقط می توانیم بنویسیم که "تف به شرف و آبروی ناداشته" و هرآنچه که داری (اگر چیزی جز خباثت داشته باشی) ای گرگ پلید و درنده. با هم به این شماره روزنامه و سرمقاله آن که تا ساعاتی دیگر انتشار خواهد یافت نگاهی بیاندازیم:
مجلس شوراي اسلامي به 18 وزير پيشنهادي رئيس جمهور رأي اعتماد داد و سه وزير پيشنهادي آموزش و پرورش، رفاه و نيرو هم نتوانستند حائز اكثريت آراء شوند.نشست رأي اعتماد به وزراي كابينه دهم روز پنج شنبه و پس از يك ماراتن نفس گير پنج روزه برگزار شد كه طي آن سردار احمد وحيدي وزير پيشنهادي دفاع بيشترين رأي اعتماد نمايندگان را كسب كرد و كشاورز، آجرلو و علي آبادي به ترتيب وزراي پيشنهادي آموزش و پرورش، رفاه و نيرو با كمترين اقبال نمايندگان مواجه شدند.در نشست مذكور ابتدا صلاحيت وزراي پيشنهادي نفت و نيرو مورد بررسي قرار گرفت و سپس مجلسيان سخنان پاياني رئيس جمهور را شنيدند تا رأي مثبت بيشتري به كابينه دهم بدهند.پس از سخنان دكتر احمدي نژاد، تمامي وزرا و مسئولان دولتي از صحن علني خارج شدند تا 286 نماينده حاضر در جلسه با خيالي آسوده آراء خود را براي تك تك وزراء به صندوق ها بيندازند.نتايج آراء نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به وزراي پيشنهادي دهم كه توسط علي لاريجاني قرائت شد از مجموع286 رأي به شرح زير است:- وزارت آموزش و پرورش: سوسن كشاورز، 49 رأي موافق، 209 رأي مخالف و 28 رأي ممتنع (راي نياورد)- وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات: مهندس رضا تقي پور، 197 رأي موافق، 62 رأي مخالف و 27 رأي ممتنع- وزارت اطلاعات: حجت الاسلام حيدر مصلحي، 194 رأي موافق، 67 رأي مخالف و 25 رأي ممتنع - وزارت امور خارجه: منوچهر متكي، 173 رأي موافق، 79 رأي مخالف و 34 رأي ممتنع- وزارت امور اقتصادي و دارايي: دكتر سيدشمس الدين حسيني، 224 رأي موافق، 42 رأي مخالف و 21 رأي ممتنع- وزارت بازرگاني: مهدي غضنفري، 158 رأي موافق، 91 رأي مخالف و 37 رأي ممتنع- وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي: مرضيه وحيد دستجردي، 175 رأي موافق، 82 رأي مخالف و 29 رأي ممتنع- وزارت تعاون: محمد عباسي، 163 رأي موافق، 83 رأي مخالف و 37 رأي ممتنع- وزارت جهاد كشاورزي: صادق خليليان، 200 رأي موافق، 54 رأي مخالف و 32 رأي ممتنع- وزارت دادگستري: مرتضي بختياري، 225 رأي موافق، 36 رأي مخالف و 23 ممتنع- وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح: مهندس احمد وحيدي 227 رأي موافق، 54 رأي مخالف و 5 رأي ممتنع- وزارت راه و ترابري: دكتر حميد بهبهاني، 167 رأي موافق، 83 رأي مخالف و 33 رأي ممتنع- وزارت رفاه و تأمين اجتماعي: فاطمه آجرلو، 78 راي موافق، 181 رأي مخالف و 29 رأي ممتنع (رأي نياورد)- وزارت صنايع و معادن: مهندس علي اكبر محرابيان، 153 راي موافق، 103 رأي مخالف و 27 رأي ممتنع- وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري: دكتر كامران دانشجو، 186 رأي موافق، 75 رأي مخالف و 25 رأي ممتنع- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي: دكتر سيد محمد حسيني، 194 رأي موافق، 61 رأي مخالف و 31 رأي ممتنع- وزارت كار و امور اجتماعي: دكتر عبدالرضا شيخ الاسلامي، 193 رأي موافق، 63 رأي مخالف و 30 رأي ممتنع- وزارت كشور: مهندس مصطفي محمدنجار، 182 رأي موافق، 75 رأي مخالف و 25 رأي ممتنع- وزارت مسكن و شهرسازي: مهندس علي نيكزاد ثمرين، 219 رأي موافق، 40 رأي مخالف و 27 رأي ممتنع- وزارت نفت: دكتر سيد مسعود ميركاظمي، 147 رأي موافق، 117 رأي مخالف و 19 رأي ممتنع- وزارت نيرو: مهندس محمد علي آبادي، 137 رأي موافق، 117 رأي مخالف و 32 رأي ممتنع (رأي نياورد)احمدي نژاد: بحث ها دلسوزانه بودرئيس جمهور پيش از راي گيري طي سخناني با تقدير از مخالفان و موافقان وزراي پيشنهادي و تلاش هاي تمامي نمايندگان مجلس گفت: بعد از انقلاب، اين قدر وقت گذاشتن روي كابينه شايد بي سابقه و يا كم سابقه باشد و اين نشان دهنده چند ويژگي است و من بايد شهادت بدهم كه همه بحث ها دلسوزانه بود و همه بحث ها براي كشور و اصلاح امور بود. وي ويژگي بحث هاي مجلس را آزادانه بودن آن دانست و اظهار كرد: بحث ها كاملا آزادانه بود. بي سابقه بود كه بحث رسيدگي به كابينه را تلويزيون مستقيما پخش كند و همه دنيا ديد كه بحث ها كاملا آزادانه بود و قريب به اتفاق دوستان كه صحبت كردند همه رعايت احترام و رعايت حدود را كردند و اين نشان داد كه مجلس پشتوانه ملت، پشتوانه نظام است و همه دنيا ديد كه فراتر از صف بندي ها و خط كشي هاي معمول مجلس شوراي اسلامي به كابينه رسيدگي كرد.رئيس جمهور با قدرداني از تلاش مجلس و احساس مسئوليت نمايندگان نسبت به حقوق ملت تاكيد كرد: دنيا ديد كه مجلس در برابر مسائل كشور و حقوق ملت احساس مسئوليت مي كند و بحث هايي كه شد نشان داد كه در ايران مبناي عمل مديران و مسئولان اعتقادات و آرمان ها و منافع ملي است و اين افتخار ماست.وي افزود: صحنه اين چهار پنج روز نشان داد كه دموكراسي در ايران حقيقي است و يك الگوي جديد از دموكراسي را به دنيا ارائه كرد. رئيس جمهوري كه از آرا مردم است و رئيس جمهور منتخب مردم آزادانه وزراي خود را انتخاب كرد و مجلس آزادانه همه آنها را بررسي كرد و همه مسائل را زير ذره بين گذاشت و به فضل الهي اين الگويي جديد در جهان است و ما افتخار مي كنيم. به فضل الهي همه ديدند كه در اين جا انديشه حاكميت داشت و همه بايد قانع شوند و تصميم بگيرند و به نتيجه برسند و اين موجب استحكام نظام است.دكتر احمدي نژاد در ادامه تاكيد كرد: ديديم به فضل الهي رابطه مجلس و دولت كاملا صميمي است. بسيار برادرانه و صميمي است. همه با هم مي خواهند كشور را به جلو ببرند و همه پاي آرمان هاي امام و انقلاب ايستاده اند.وي خطاب به دشمنان و مخالفان نظام جمهوري اسلامي ايران نيز تاكيد كرد: بشنوند كساني كه در دنيا خيال مي كردند مي توانند بازدن بعضي حرف ها كاري كنند و فكر مي كردند مي توانند مجلس، دولت و مديران كشور را دلسرد و متفرق كنند و دولت را تضعيف كنند. بدانند كه اين مجلس و اين دولت با هم، دست به دست هم، پاي آرمان هاي امام(ره) و انقلاب ايستاده اند و ان شاءالله امانت انقلاب را با سرافرازي به نسل هاي بعدي تحويل مي دهند.رئيس جمهور همچنين پيشنهاد كرد تا مجلس و دولت از اين پس ماهي يكبار جلسه مشترك داشته باشند تا مسائل و مشكلات مردم را در اين جلسات حل كنند.اولين جلسه هيئت دولت فردا شب در مشهد مقدسوي افزود: ما اولين جلسه دولت دهم را براي يكشنبه شب در مشهد مقدس گذاشته ايم. برويم خدمت امام رضا(ع)، از نمايندگان عزيز نيز دعوت مي كنيم تشريف بياورند و در خدمت تان هستيم، تشريف بياوريد يك جلسه دولت برگزار كنيم و ان شاءالله متبرك شود تا كار جلو برود.كابينه دهم بهترين نيست اما...رئيس جمهور همچنين در جمع خبرنگاران نيز حضور يافت و به سؤالات آنان پاسخ داد.در ابتدا خبرنگار شبكه خبر پرسيد آقاي رئيس جمهور چقدر به توانمندي اعضاي كابينه اي كه معرفي كرده ايد اعتقاد داريد و فكر مي كنيد اين كابينه چقدر مي تواند پاسخگوي حضور 40 ميليوني مردم در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم باشد؟ كه رئيس جمهور در پاسخ به اين پرسش گفت: اگر بخواهيم تراز شايستگي ملت ايران را ملاك قرار دهيم، مطلقاً اگر تمام عمرمان را نيز شبانه روز بدون حتي يك دقيقه وقفه كار و تلاش كنيم قطعاً نمي توانيم شكر نعمت ملت ايران را به جاي آورده و در تراز شايستگي هاي ملت ايران وظيفه مان را انجام دهيم، اما به نظر بنده اگر ارزيابي مقايسه اي انجام دهيم مي توان در مقايسه با كابينه هاي گذشته اين گونه گفت كه به نظر مي رسد اين كابينه به لحاظ توانمندي هاي فردي، تخصصي، آشنايي به كار و همگرايي داخلي امتياز بالاتري را مي تواند كسب كند.بهبهاني ميثاق نامه را رعايت كرده استدر ادامه خبرنگار روزنامه جام جم پرسيد آقاي زاكاني در مخالفت با بهبهاني وزير پيشنهادي راه و ترابري نكاتي را مطرح كرده و اسنادي را به نمايندگان نشان دادند كه اين اسناد مبني بر تخلف مسئوليت ايشان در وزارت راه بود، سؤال بنده اين است كه از آنجا كه شما قطعاً در جريان مسائل هستيد آيا اين اظهارات را قبول داريد يا خير؟ كه احمدي نژاد پاسخ داد: فضاي مجلس در اين دوران فضاي همدلي و همگرايي بود، در اين محيط نمايندگان آزادند كه نقد و مشكلات شان را بگويند خوشبختانه اين كار نيز انجام شد، اما خواهش من از رسانه ها اين است كه بحث ها را تمام كنند، بحث ها امروز تمام شد. هر چند وزير كه بتوانند راي لازم را كسب كنند از اين به بعد بايد سراغ انجام وظيفه برويم. با اين وجود آنچه كه بنده شنيده ام اين نماينده نگفتند كه آقاي بهبهاني خلاف قانوني را مرتكب شدند.احمدي نژاد ادامه داد: قانون اساسي اجازه داده است كساني كه مشاغل آموزشي دارند بتوانند بيش از يك شغل داشته باشند، بنابراين مي توانند از مزاياي اين مشاغل نيز بهره مند شوند، اين قانون اساسي و عادي ماست و آقاي دكتر بهبهاني در اين موضع مطلقاً تخلف قانوني نداشته اند، اين نماينده محترم نيز گفتند كه دكتر بهبهاني خلاف ميثاقي كه با رئيس جمهور بسته اند، عمل كرده اند، البته اگر در اين ميثاق نيز مقداري دقت مي شد متوجه مي شدند كه چنين چيزي نبود، چرا كه در اين ميثاق آمده است كه به دريافتي هاي دولت قانع باشند و خودشان كار اقتصادي بيرون نكنند، آقاي بهبهاني نيز اين ميثاق نامه را امضا و رعايت كردند.رئيس جمهور گفت: بنده از دقت نظر آن نماينده محترم تشكر مي كنم، بالاخره بايد روي آرمان ها و ارزش هايمان محكم بايستيم و از آقاي دكتر بهبهاني نيز تشكر مي كنم كه آن ميثاق را به خوبي عمل كردند.سياست هاي اقتصادي دولت درست اجرا مي شودرئيس جمهور همچنين در پاسخ به سؤال ديگري خاطرنشان كرد: با اين كه بيشترين حمله ها عليه سياست هاي اقتصادي دولت است، اما وزير اقتصاد دولت مورد هيچ نقدي قرار نگرفت. معني آن است كه در صحنه اجرا، كار درست انجام مي شود، اما به هر حال نظراتي وجود دارد و افرادي فكر مي كنند كه بهتر مي توان كار را انجام داد. بر اين اساس مطالبي نوشته و سخنراني مي كنند، اين موضوع اشكالي ندارد، ما از اين امر استقبال و از نظرات آنها استفاده مي كنيم.وي افزود: اگر مشكلي در بخش اقتصاد وجود داشت، مطمئناً نمايندگان محترم اين موضوع را زير ذره بين گذاشته و نقد مي كردند، اما همه ديديم كه وزير اقتصاد مخالفي نداشت.وي خاطرنشان كرد: همچنين ديديد كه برخي از وزراي اقتصادي ما اصلاً مخالفي نداشتند، اين موارد نشان مي دهد سياست هاي اصلي اقتصادي دولت، وفاق بين كليات مجلس و دولت است و عالمانه است. مطمئن باشيد كه در بحث هدفمند كردن يارانه ها نيز آن چيزي كه الان با كار فشرده جلو آمده است و انشاء الله از مجلس محترم نيز خارج خواهد شد كار درستي است و بايد با همه توان اين كار را انجام دهيم. رئيس جمهور همچنين در پاسخ به سؤالي درباره جلسه 1+5 گفت: كسي ديگر نمي تواند ايران را تحريم كند البته ما استقبال مي كنيم كه تحريم كنند و ما خودمان، خودمان را اداره مي كنيم.لاريجاني: مطالب با صداقت بيان شدهمچنين رئيس مجلس شوراي اسلامي پس از پايان بررسي صلاحيت وزراي پيشنهادي در مجلس تصريح كرد: همه دوستان، با صداقت مطالب خود را بيان كردند.به گزارش ايسنا، علي لاريجاني افزود: حدود 128 نفر از نمايندگان درباره كابينه، 35 ساعت صحبت كردند و اين حجم كار فكري بسيار بالايي است. با صداقت و صميميت و نگاه كارشناسي صورت پذيرفت. وزرا هم با حوصله سخنان را استماع و بررسي كردند و با متانت پاسخ دادند.لاريجاني با اشاره به نگاه مثبت نمايندگان به كابينه تاكيد كرد: مباحث جدي اي را با متانت مطرح كردند. طرفين نگاه مثبت داشتند و نمايندگان نگاه خوب و كارشناسي داشتند. در مسير بررسي كابينه از رهنمودهاي مقام معظم رهبري بهره برديم و اين رهنمودها به ما كمك كرد و كارها به دقت و بدون كژي و با سرعت پيش رفت.وي پس از اعلام حضور 286 نفر در رأي گيري و اعلام أراء مأخوذه موافق و مخالف نسبت به كانديداهاي وزارتخانه ها، پس از اعلام رأي وزير دفاع در پاسخ به فرياد مرگ بر اسرائيل نمايندگان مجلس اظهار كرد: البته اين به دليل اين است كه ايشان يكي از بالاترين رأي ها را آورده اند.لاريجاني در زمان اعلام آرا وزراي پيشنهادي براي وزارتخانه ها تصريح كرد: براي همه وزرايي كه توانستند رأي اعتماد بگيرند آرزوي توفيق دارم. عزيزاني هم كه از مجلس نتوانستند رأي اعتماد بگيرند، اميدوارم در صحنه ديگري خدمت كنند.لاريجاني همچنين در نشست خبري مشترك با احمدي نژاد گفت: قطعا مجلس حامي دولت است و در چارچوب نظامات قانوني به دولت كمك مي كند تا بتواند با سرعت بيشتري نيازهاي مردم را مرتفع كند.رئيس مجلس تاكيد كرد: اين روزها از لسان برخي صاحب نظران غربي سخنان زيادي براي تفرقه افكني مطرح شد كه به نظر من اين ناشي از آن است كه آنها به خصوصيات بومي كشور ما ناآشنا هستند.لاريجاني با تاكيد بر اين كه شايد مسئولان كشور ما آراي متفاوتي داشته باشند، اما در منافع ملي كشور يكصدا و هم رأي هستند ادامه داد: در دفاع از اسلام و تفكر اسلامي همه مسئولان كشور ما قطعا يكصدا هستند و مجلس و دولت و قوه قضائيه در اين مشي يك فكر را دنبال مي كنند.رئيس مجلس در بخش ديگري از سخنان خود با تاكيد بر اين كه مكانيزم هاي قانوني كشور راه و رسم هايي را مشخص كرده است، افزود: من از نظر آقاي احمدي نژاد استقبال مي كنم كه ساز و كارهاي جديدي را براي همگرايي قوا طراحي كنيم و ارتباطات براي افزوده شدن توان ها نزديكتر شود.
*****
مقاله ای از روزنامه اعتماد که تا چند ساعت دیگر انتشار خواهد یافت:
راي اعتماد مجلس به وزرا با توصيه و ارشاد

محمدرضا باهنر؛ مقام معظم رهبري از روي «توصيه و ارشاد» مي فرمايند بهتر است مجلس با تسامح و مماشات با دولت کنار بيايد
گروه سياسي؛ «همه چيز به خير گذشت. اگر توصيه رهبري نبود هشت تا 9 وزير راي نمي آوردند.» اين صريح ترين سخني بود که محمدرضا باهنر گفت تا مردم بفهمند با وساطت مقام معظم رهبري بود که لبخند پنجشنبه روي لب هاي محمود احمدي نژاد نشست. مجلس چهار روز بررسي کرد؛ مخالفت پشت مخالفت؛ سران اصولگرا هم حاضر شدند هزينه کنند و در مخالفت با کابينه احمدي نژاد سنگ تمام بگذارند به اين اميد که ناکارآمدها زمام امور دولت را در دست نگيرند. اما باهنر تمام پشت پرده هاي چندروزه کابينه را رو کرده است. او مي گويد اصلاً قرار نبود تنها سوسن کشاورز، علي آبادي و فاطمه آجرلو مردودي هاي تيم احمدي نژاد باشند بلکه قرار بوده وزراي نفت، صنايع، بازرگاني، تعاون، راه و ترابري و حتي وزارت خارجه راي نياورند. اما باز هم باهنر مي گويد برخي از نماينده هاي مجلس با مقام معظم رهبري ملاقات مي کنند،ايشان هم نه از باب دستوري و مولوي، بلکه از روي «توصيه و ارشاد» به مجلسي ها مي فرمايند بهتر است مجلس با تسامح و مماشات بيشتر با دولت کنار بيايد. به اين ترتيب روز پنجشنبه نماينده هاي مجلس هم به توصيه ايشان گوش داده و تنها به سه وزير راي منفي مي دهند. البته وزير نفت و صنايع لب مرزي قبول شدند و اگر چهار راي و 10 راي سرنوشت ساز نبود آنها هم از کابينه رد مي شدند اما توصيه ها کارساز شد. البته بين نماينده ها قرار بر اين شده بود تا موضوع فرمايش هاي مقام معظم رهبري رسانه يي نشود؛ حتي به خبرگزاري ها هم سپرده بودند هرگونه خبري با اين عنوان را کار نکنند اما هم باهنر سنت شکني کرد و هم لاريجاني. نخستين بار که خبر آن لاين خبرگزاري وابسته به لاريجاني خبر دستور رهبري براي راي به کابينه را بر خروجي خود قرار داد، بعد هم پنجشنبه محمدرضا باهنر در افطاري که با اعضاي جامعه اسلامي مهندسين خورد، رسانه ها را پيغام رسان کرد تا به افکار عمومي اعلام کند اگر واقعاً آن مخالفت هاي صحن علني در چهار روز بررسي کابينه مي خواست بدون اغماض کارساز شود، پيش بيني اوليه اش درست بوده و بايد 9 وزيري مي افتادند. باهنر اين طور روايت مي کند از اقبالي که محمود احمدي نژاد آورد؛ «در ملاقات هايي که با رهبري بود ايشان توصيه داشتند دولت به خاطر بحران ها و مسائلي که در داخل و خارج داريم هرچه کامل تر و سريع تر کارش را شروع کند.» البته مجلسي ها سکوت کردند و در روزهاي گذشته برخلاف باهنر از هرگونه اظهارنظري در اين باره طفره مي روند. تنها سايت الف منتسب به توکلي خبري را بر خروجي خود قرار داده و لب مرزي هاي کابينه را براي احمدي نژاد ليست کرد تا يادش باشد نيمي از کابينه اش با تک ماده قبول شده اند. البته باهنر رد مي کند و مي گويد وزار ديگر خيال شان راحت باشد؛ «آنها که راي شان کمي از حد نصاب بيشتر بود اصلاً نبايد احساس کنند متزلزل هستند و خداي نکرده قرار است با آنها برخورد شود. اگر در چارچوب قانونمداري و انضباط قانوني تلاش کنند مجلس هم کمک شان مي کند.» هر چند اين نظر باهنر است اما نماينده هايي که اين چهار روز تمام تلاش شان را به کار بستند تا محرابيان و ميرکاظمي، بهبهاني و عباسي و حتي متکي راي نياورند، به نظر نمي رسد به اين راحتي ها از اين پس از اشتباهات آنها چشم پوشي کنند. به هر حال مجلس يک بار به خاطر اجراي توصيه هاي رهبري چنين کاري را کرده؛ چنانچه باهنر مي گويد؛ «اگر قرار بود مجلس با نظر خود عمل کند شايد تعداد وزراي بيشتري نمي توانستند راي اعتماد بياورند و ما خوشحاليم که نظر ارشادي مقام معظم رهبري کمک کرد.» اما همان طور که باهنر مي گويد ايشان به هيچ وجه دستوري برخورد نکرده و تاکيد داشتند که تنها توصيه مي کنند. در اين ميان نماينده ها هم در راستاي اينکه به مشورت هاي ايشان گوش دهند، تنها دست رد به سينه سه وزير زدند. در اين بين برخي از نماينده ها پنجشنبه اصرار داشتند به خاطر همين توصيه بايد به تمام وزرا راي مثبت داد اما گويا نهايتاً برخي از بزرگان اصولگرا با تاکيد بر اينکه راي به تمام کابينه مساله ساز مي شود و با نظر مشورتي علماي قم مبني بر رد وزراي زن مغايرت دارد، تصميم مي گيرند دو وزير زن راي نياورند. در مورد علي آبادي هم به خاطر اينکه به هيچ وجه نمي شد افکار عمومي را قانع کرد که رئيس ورزش، وزير نيرو شود، قرعه بداقبالي به نامش مي افتد تا نتواند در کنار دو وزير پيشنهادي زن از رافت مقام معظم رهبري استفاده کند. اين اتفاق در حالي افتاده که احمدي نژاد هم صبح پنجشنبه مي دانست که با سفارش مقام معظم رهبري است که کابينه اش به اين راحتي از مجلس گذر مي کند اما در جملاتي قابل توجه به نماينده ها گفت بار مسووليت کار ها را به دوش رهبري و علما نيندازيد. او در حالي به نماينده ها در نطقش توصيه کرد که خودمان کار ها را انجام دهيم و بار آن را به دوش اين دو بخش قرار ندهيم که باهنر در مقابل سخنان او روايت جالبي را نقل مي کند؛ «با توجه به اينکه برخي مراجع درباره وزارت زنان اعلام مخالفت کرده بودند و فشارهايي که برخي علماي ديگر و حتي برخي از امامان جمعه در اين زمينه وارد مي کردند، ما بيشتر به دنبال نظر رهبري بوديم. به هر حال همه چيز به خير گذشت و پيام رهبري بود که نقش مهمي در اين زمينه ايفا کرد. در زمان شمارش آرا فضا را اين طور مي شد ديد که اگر توصيه رهبري نبود احتمال داشت هشت الي 9 نفر از وزرا راي نياورند و اين آغاز خوبي براي دولت نبود. اين نه گمانه زني رسانه ها بلکه سخنان صريح نايب رئيس دوم مجلس است که در افطار جامعه اسلامي مهندسين گفت؛ «علاوه بر سه نفري که راي نياوردند اگر پيام رهبري نبود احتمال مي دهيم وزراي نفت، صنايع، بازرگاني، تعاون، راه و ترابري و حتي وزارت خارجه راي نمي آوردند.» به هر روي بايد منتظر ماند و ديد کابينه يي که پس از سه ماه حاشيه اين گونه آغاز به کار مي کند به قول مجلسي ها چقدر مي تواند باري از دوش ملت بردارد و به بارهاي آن اضافه نکند.
*****
گزارشی از یکی از یاران و حامیان ما از آمریکا:
بازتاب راي اعتماد مجلس به وزير دفاع
در نخستين واکنش به اقدام مجلس شوراي اسلامي مبني بر انتخاب احمد وحيدي در پست وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح، روز گذشته وزارت خارجه ايالات متحده امريکا و همچنين دادستان آرژانتين نگراني خود را از انتصاب فوق اعلام و از اين اقدام به عنوان «يک گام به عقب» ياد کردند. نمايندگان مجلس شوراي اسلامي روز پنجشنبه سرانجام پس از پنج روز بحث و رايزني به 18 نفر از 21 وزير پيشنهادي احمدي نژاد راي اعتماد دادند که از آن ميان احمد وحيدي با 227 راي توانست بالاترين راي را نسبت به وزراي ديگر کابينه احمدي نژاد از ميان 286 نماينده مجلس کسب کند. اگرچه وحيدي بدون دردسر وارد تيم کاري احمدي نژاد شد و نمايندگان با استقبال از اين وزير پيشنهادي به او بيشترين راي را دادند اما اين اقدام انعکاس نسبتاً وسيعي در سطح بين المللي به همراه داشت. به ادعاي مقامات آرژانتيني احمد وحيدي جزء شماري از مقامات وقت جمهوري اسلامي ايران بود که در پرونده بمبگذاري در مرکز يهوديان آرژانتين دست داشته است. با اينکه هنوز اين ادعا ثابت نشده اما با انتخاب وحيدي در پست وزارت دفاع بار ديگر وي در کانون توجهات جهان قرار گرفت. در همين رابطه «آلبرتو فيسمن» دادستان آرژانتين و مسوول رسيدگي به پرونده آميا با انتشار اين خبر بلافاصله اين انتصاب را محکوم کرد و گفت اين اقدام نشانه تعارض دولت ايران با موازين شناخته شده حقوق بين الملل است. اين اظهارات از آنجا ناشي مي شود که به ادعاي آنها پليس بين الملل (اينترپل) براي وحيدي و چهار مقام ايراني ديگر و يک شهروند لبناني در رابطه با پرونده مرکز خيريه يهوديان در شهر «بوئنوس آيرس» «اعلان قرمز» صادر کرده است. در رويدادي ديگر ايالات متحده امريکا ناخرسندي خود را از رياست وحيدي در پست وزارت دفاع اعلام کرد و اين اقدام مجلس ايران را «يک گام به عقب» خواند. «پي جي کراولي» سخنگوي وزارت خارجه امريکا با انتقاد از اين انتصاب گفت؛ به جاي اينکه ايران براي بهبود روابط با جامعه جهاني قدمي رو به جلو بردارد به سمت عقب گام برداشته است.کراولي که در جلسه مطبوعاتي روزانه وزارت امور خارجه امريکا صحبت مي کرد، گفت کشورش منتظر دريافت پيام تغيير از سوي ايران بوده است. به گفته او پيام مورد انتظار امريکا «تغيير موضع و اتخاذ رويکرد جديد» از سوي ايران بوده است. کراولي همچنين از حمايت امريکا از تلاش آرژانتين براي محاکمه عاملان انفجار مرکز يهوديان در بوئنوس آيرس (ساختمان مرکز آميا) خبر داد.
کراولي به خبرنگاران تاکيد کرد؛ ما در اقدام روز پنجشنبه ايران نگران شديم و فکر مي کنم ايران دقيقاً پيام غلطي را ارسال کرد. با اين همه روز گذشته احمد وحيدي وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح در حاشيه آخرين جلسه بررسي صلاحيت وزراي پيشنهادي احمدي نژاد در مجلس در دفاع از برنامه هاي آتي خود تاکيد کرد مشت محکم دولت و ملت و نيروهاي مسلح ايران عليه همه کساني است که به ضرر ايران اقدام مي کنند. او هشدار داد ملت ايران هر اقدامي را قاطعانه پاسخ مي دهد. به گزارش ايسنا، وزير دفاع اولويت دارترين برنامه اش را در وزارت دفاع ارتقاي قابليت هاي دفاعي ايران عنوان کرد. وحيدي همچنين در پاسخ به اين پرسش که نظر شما درباره تهديدات رژيم صهيونيستي عليه مقاومت لبنان و حزب الله چيست، گفت؛ رژيم صهيونيستي جواب تهديدات خود را در جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه گرفته است. وي در پايان تاکيد کرد؛ اقتدار ملت ايران اقتدار همه مسلمانان است.
*****
احمدي نژاد؛ از تحريم استقبال مي کنيم..(...!!؟؟؟)
يک روز پس از اينکه گروه 1+5 ايران را به بازگشت به ميز مذاکره بر سر برنامه هسته يي اش دعوت کرد محمود احمدي نژاد اعلام کرد «از تحريم استقبال مي کنيم».
رئيس دولت غیر قانونی و کودتاگر روز پنجشنبه در نشست خبري که پس از راي اعتماد به وزراي کابينه جديدش برگزار شد در اين خصوص افزود؛ «ما خودمان، خودمان را اداره مي کنيم.» او البته اشاره يي هم به بسته پيشنهادي ايران که مدت ها است در حال تدوين است ،کرد و گفت؛ «ما بسته پيشنهادي مان را به آنها داده ايم.» اين در حالي است که خاوير سولانا مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا دو روز قبل اعلام کرده بود مجموعه پيشنهادهاي ايران هنوز به دست اتحاديه اروپا نرسيده است.
*****
درخواست تشکیل دادگاه مجرمان کهريزک با حضور رسانه ها
همزمان با تاکيد همگانی براي پيگيري فجايع بازداشت ها، محمدرضا تابش در نامه يي به رئيس مجلس خواستار برگزاري دادگاه جنايتکاران بازداشتگاه هايي نظير کهريزک به صورت علني و با حضور رسانه ها شد.
تابش در اين نامه با استناد به تبصره ماده 188 قانون آيين دادرسي کيفري، از اينکه دادگاه متهمان حوادث اخير پيش از اثبات اتهام و صدور حکم به صورت کامل پخش مي شود انتقاد و آن را در حکم افترا ارزيابي کرد.اين درخواست و انتقاد در پي آن مطرح شده است که چهره ها و مسوولان کشور نيز پيشتر درباره آن تذکر داده بودند. پيگيري درباره وضعيت بازداشت شدگان وقايع پس از انتخابات رياست جمهوري دهم و تلاش براي آرام کردن فضا از سوي تمام نهادها و مراجع مختلف به ويژه رسانه ها دو موضوعي هستند که مورد تاکيد نظام قرار داشته است. اما اينکه تا چه حد به اين دو مقوله توجه شده باشد، همواره مورد انتقاد قرار گرفته است. نامه تابش نيز در همين زمره قرار دارد. وي در اين نامه که رونوشت آن را براي ضرغامي، نوباوه و مطهري دو عضو شوراي نظارت بر صدا و سيما نيز ارسال کرده، نوشته است؛ «همان گونه که استحضار داريد يکي از مسائل تلخ حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري مساله فاجعه بار هتک حرمت و رفتارهاي زشت بعضي از ماموران با بازداشت شدگان است که نقض آشکار اصول متعدد در قانون اساسي و حقوق انساني است که اگر با اطلاع و موافقت مقامات بوده جسارت و قانون ستيزي آن مضاف بوده و اگر بدون موافقت مقامات مافوق بوده موجب تأسف و شرمساري است که در بازداشتگاه هاي رسمي کشور چنين اتفاقاتي رخ دهد. اخيراً جناب آقاي احمدي نژاد عاملان اقدامات زشت بازداشتگاه ها و کوي دانشگاه را افرادي نفوذي و برانداز اعلام نموده اند که بر ابهامات قضيه افزوده است. اکنون که دادگاه متهمان سياسي در غياب وکلاي انتخابي آنان به صورت علني و جهت دار برگزار مي شود و همه رسانه ها آن را پوشش داده و رسانه ملي با نقض آشکار قانون قبل از اثبات هرگونه اتهام و صدور حکم اقدام به پخش سراسري جلسات محاکمه نموده و حتي عناوين جعلي جرائمي را تبليغ نموده و به متهمان نسبت مي دهد که در نظام قانونگذاري ايران وجود ندارد (همانند متهمان کودتاي مخملي)؛ توجه حضرتعالي را به تبصره ماده 188 قانون آيين دادرسي کيفري معطوف مي نمايد که مقرر مي دارد؛ «منظور از علني بودن محاکمه، عدم ايجاد مانع جهت حضور افراد در جلسات رسيدگي است. خبرنگاران رسانه ها مي توانند با حضور در دادگاه از جريان رسيدگي گزارش مکتوب تهيه کرده و بدون ذکر نام يا مشخصاتي که معرف هويت فردي يا موقعيت اداري و اجتماعي شاکي و مشتکي عنه باشد منتشر نمايد. تخلف از قسمت اخير اين تبصره در حکم افترا است.»
بنابراين اقدامات صدا و سيما نقض و تخلف آشکار مفاد اين قانون بوده و قابل تعقيب کيفري است که از حضرتعالي تقاضاي رسيدگي دارد. علي ايحال از آنجا که عدالت در قضا اقتضاي مساوات در رسيدگي به جرائم را دارد و شخصيت جنايتکاران بازداشتگاه هايي نظير کهريزک بالاتر از شخصيت متهمان سياسي نيست و سرپوش گذاشتن بر اين قضيه سبب گسترش آثار سوء اين گونه جنايات و تکرار آن خواهد شد و از آنجا که حضرتعالي مرجع شهروندان در رسيدگي به تظلمات از حقوق آنان هستيد اميد است ترتيبي اتخاذ فرماييد تا هرچه سريع تر عوامل اين جنايات در هر سمت و درجه يي تحت پيگرد قرار گرفته و در صورت ادامه روند فعلي رسانه يي شدن دادگاه ها، دادگاه اين افراد علناً و با حضور رسانه ها تشکيل شود. پيشاپيش از بذل توجه حضرتعالي در حفظ حقوق شهروندان تقدير و تشکر مي نمايد.» درخواست تابش پيشتر از سوي برخي ديگر از مراجع و شخصيت هاي سياسي نيز مطرح شده بود. چنان که ناصر مکارم شيرازي در جمع نمازگزاران حرم حضرت معصومه گفت؛ «حال که رهبر بزرگوار انقلاب تاکيد دارند به جرائم رسيدگي شود، خوب است هرچه زودتر آنچه در زندان کهريزک گذشته و آنچه در خوابگاه دانشجويان گذشته، همه در دادگاه مورد بررسي قرار گيرد تا مردم به نظام بيشتر اعتماد پيدا کنند.» ماجراي بازداشتگاه کهريزک و برخورد با بازداشت شدگان پس از دستور مقام معظم رهبري به تعطيلي آن وارد فاز تازه يي شد. چنان که دو کميته مجزا از سوي ايشان براي بررسي جزئيات تشکيل شد و در اين ميان مجلس و قوه قضائيه هم بيکار ننشستند. از يک سو «علي لاريجاني» اقدام به برپايي يک کميته ويژه کرد که گزارش نهايي آن هنوز قرائت نشده است. از سوي ديگر قوه قضائيه نيز پس از انتشار اظهارات کروبي درباره آزار بازداشت شدگان در بازداشتگاه ها هيات سه نفره يي را مسوول بررسي کرد. غلامحسين محسني اژه يي، خلفي و رئيسي اعضاي اين هيات هستند که البته اولين جلسه را براي دريافت مدارک از کروبي با وي برگزار کردند.
«مهدي کروبي» هرچند اين جلسه را مثبت ارزيابي کرد اما توضيحي درباره مذاکرات انجام شده نداد.
دبيرکل حزب اعتماد ملي در حاشيه مراسم بزرگداشت عبدالعزيز حکيم به خبرنگاران گفت؛ « من در اين رابطه توضيح زيادي نمي دهم، چون به نظر مي آيد آقاي رئيسي بعدها بخواهند توضيح دهند، اما در اين رابطه مي گويم اولين نشست، جلسه خوبي بود. توضيحاتي داده شد. نظرات مطرح شد و جمع بندي خوبي داشت که بررسي و پيگيري و دقت کنند و با همکاري ها ببينيم به چه نتيجه يي مي رسيم.» وي در مورد اينکه شما درخواست کرده بوديد براي شاهدان امنيت به وجود آيد آيا اين مساله در جلسه مطرح شد، گفت؛ اين موضوع را هم مطرح کرديم و نتايج فعلي جلسه بسيار خوب بود که اميدواريم نتايج بعدي هم داشته باشد. وي همچنين در مورد احتمال برگزاري جلسات ديگري در اين مورد نيز گفت؛ «بنا شده ارتباط با اين جلسه داشته باشيم و در صورت لزوم مدارکي ديگر بفرستيم که بنا شد ارسال کنيم، حتي نامه ديگري هم بود که گفته شد براي آقاي محسني اژه يي بفرستيم. بنابراين از نتايج بايد آنها گزارش دهند.»
درخواست از رضايي در مراسم روح الاميني
هنوز نتيجه اين گزارش ها از سوي هيات قضايي اعلام نشده است، با اين حال درخواست برخورد با متخلفان در برخورد با بازداشت شدگان به تدريج به يک خواست عمومي تبديل شده است، اين موضوعي است که در مراسم چهلم «محسن روح الاميني» نيز بروز پيدا کرد. چنان که هنگام خروج «محسن رضايي» دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام جمعي از اعضاي خانواده افراد بازداشت شده در حوادث اخير خواستار پيگيري وضعيت فرزندان شان شدند. رضايي نيز با تاکيد بر حفظ خويشتنداري نسبت به اين تقاضاها قول مساعد داد.
به گزارش تابناک رضايي به اين خانواده ها گفت؛ «من شايد بيش از کساني که وعده دادند اين قضايا را پيگيري کرده ام و مي توانم قول بدهم در مجمع تشخيص مصلحت نظام وضعيت بازداشت شدگان را حداقل براي خاتمه دادن به وضع نامعلوم و آزادي زودهنگام شان پيگيري کنم.»در مراسم روح الاميني که پنجشنبه در مسجد وليعصر در خيابان وزرا برگزار شد، جمعي از چهره هاي سياسي سابق و فعلي کشور و چهره هاي فرهنگي و سينمايي نيز حضور داشتند. از جمله اين افراد مي توان به سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي، محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، عزت الله ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما، احمد وحيدي وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح، کامران باقري لنکراني وزير سابق بهداشت، محمدحسين صفارهرندي وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي، مخبر دزفولي دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مصطفي پورمحمدي رئيس سازمان بازرسي کل کشور اشاره کرد.تعدادي از اعضاي هيات رئيسه مجلس شوراي اسلامي نيز از جمله چهره هاي حاضر در اين مراسم بودند. محسن ابوترابي و غفوري فرد (اعضاي هيات رئيسه) همراه با تعداد ديگري از نمايندگان مجلس و روساي کميسيون هاي مختلف آن به مراسم چهلمين روز درگذشت محسن روح الاميني آمده بودند. رضا سروري، طلايي نيک، غلامعلي حداد عادل، شهاب الدين صدر، عليرضا زاکاني، احمد توکلي و... از جمله اين نمايندگان بودند.برخي ديگر از چهره هاي علمي، فرهنگي و رسانه يي کشور هم در اين مراسم حاضر بودند.
اصغر فرهادي، مجيد مجيدي، محمد رحمانيان، سيدمحمود دعايي، فرهاد رهبر رئيس دانشگاه تهران و جمعي از اعضاي هيات علمي دانشگاه هاي تهران، علم و صنعت، انستيتو پاستور، مرکز ملي مهندسي ژنتيک، مسوولان پليس امنيت ناجا و مسوولان دفتر همکاري رياست جمهوري از جمله اين افراد بودند.همچنين تعداد زيادي از متخصصان و فعالان صنايع دارويي کشور نيز در اين مراسم شرکت داشتند.محسن روح الاميني يکي از کشته شدگان حوادث اخير کشور در زندان کهريزک است. در مراسم چهلم او حجت الاسلام والمسلمين اديب يزدي امام جماعت مسجد بلال صدا و سيما گفت؛ «وحدت، يگانگي، عزت و فداکاري بايد مانند سال هاي اول انقلاب در جامعه ما باقي بماند. يادمان نرود آن سال هاي سخت اول انقلاب افراد بسياري بودند که اگر در خانه شان نفت داشتند به همسايه شان مي دادند، آن ارزش ها بايد امروز هم زنده بماند و بايد با آفاتي که اين وحدت را تهديد مي کند مبارزه کرد.»
وي با ذکر خاطره يي افزود؛ ديشب منزل يک روحاني بودم که پدر دو شهيد بود و مي گفت من وقتي فرزندانم را از دست دادم گريه نکردم اما امروز با ديدن اين اتفاقات اخير اشک مي ريزم. ايشان همچنين با ذکر روايتي تاريخي از زمان حيات پيامبر اکرم(ص) و اشاره به دغدغه پيامبر(ص) درباره وضعيت و نحوه رفتار با اسرا در حکومت اسلامي گفت؛ شايد يکي از دلايل دلگيري بسياري از دلسوزان نظام از برخي شرايط پديدآمده، رخدادهايي است که آنها نمي توانند بپذيرند که در يک حکومت اسلامي چنين رفتارهايي شود.
*****
اطلاعیه مهم روابط عمومی فراکسیون مدرن انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های فردوسی و علوم پزشکی مشهد
در پی اعلام خبر دستگیری و بازداشت 5 تن از اعضای فراکسیون مدرن انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های فردوسی و علوم پزشکی مشهد، روابط عمومی این تشکیلات اطلاعیه‌ای در این باره منتشر کرد. به گزارش موج سبز آزادی متن این اطلاعیه به شرح زیر است:
در پی اعلام خبر دستگیری و بازداشت 5 تن از اعضای فراکسیون مدرن انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های فردوسی و علوم پزشکی مشهد، روابط عمومی بر خود لازم می‌داند که نکات زیر را به اطلاع برساند:فراکسیون مدرن خواهان آزادی هرچه سریع‌تر بازداشت شدگان حوادث اخیر می‌باشد و ضمن دفاع از حقوق مسلم همه‌ی دانشجویان و شهروندان ، به اطلاع می‌رساند که از میان 5 دانشجوی ذکر شده در خبرنامه امیرکبیر تنها آقایان محسن صنعتی پور و شایان صارمی با این تشکل ارتباط داشته و آقایان خسروی ، ریاحی ( از فعالین دانشجویی) و آقای برزگریان (از دانشجویان سابق دانشگاه فردوسی) فاقد هرگونه رابطه ی تشکیلاتی با این تشکل می‌باشند. از میان دانشجویان نام برده تنها بازداشت آقایان محسن صنعتی پور و افتخار برزگریان توسط این تشکل تایید می شود هم چنین از آقای شایان صارمی اطلاعی در دسترس نیست!اعلان این خبر خارج از کانال رسمی اطلاع رسانی این تشکل بوده بنابراین اشتباهات واضح در این خبر هشدار جدی این تشکل را در باب خبرسازی در پی دارد و هم چنین این تشکل تاکید می کند که مواضع و اخبار خود را تنها از طریق بیانیه و اطلاعیه های رسمی منعکس می کند.در پایان فراکسیون مدرن انجمن‌های اسلامی دانشگاه های فردوسی و علوم پزشکی مشهد ضمن دعوت همگان به ویژه دانشجویان به آرامش و پرهیز از جنجال سازی، مصرانه از نهادهای مسئول تقاضا دارد تا با پاسخ گویی هرچه سریع‌تر در باب وضعیت دانشجویان بازداشتی به اعتمادسازی پرداخته و امکان جعل چنین اخباری را از خبرسازان سلب کند و همچنین از مسئولین دانشگاه فردوسی مشهد انتظار می‌رود با توجه به جوانب امر هرچه سریع تر نسبت به وضعیت آقای صنعتی پور رسیدگی کنند.
*****
از میان ایمیل های رسیده:
دادگاهی برای انتقام از اصلاح طلبان
مسیح علی نژاد
«اگر توصیه رهبری نبود احتمال داشت که هشت الی نه نفر از وزرا رای نیاورند...ما بیشتر به دنبال نظر رهبری بودیم....وقتی پیام رهبری رسید نمایندگان ن‍ظرشان این بود که اگر عدم صلاحیت احراز شد رای ندهند...اگر پیام رهبری نبود وزرای صنایع ، بازرگانی ، تعاون، راه و ترابری و حتی وزارت خارجه رای نمی آوردند...البته با توصیه رهبری به خیر گذشت...به هر حال پیام رهبری باعث شد که در مجلس تغییر تحلیل ایجاد شود...پیام رهبری نقش مهمی در این زمینه ایفا کرد...رهبری به مجلس توصیه کرده بودند که نظر مراجع را لحاظ کنند...»
در هفده خط مصاحبه ای که از باهنر در خبرگزاری ایسنا تنظیم شده است ده بار تاکید شده است که مجلس بعد از حمایت رهبری چگونه تغییر عقیده داد و به اکثر وزارای احمدی نژاد آری گفت. به ادبیات برآمده از اکثریت مجلس هشتم که ادامه مجلس محافظه کار هفتم است در جریان رای اعتماد به وزاری دولت دهم که ادامه دولت نهم است، باید با تامل بیشتری نگاه کرد. محمدرضا باهنر در روزهایی که مجلس ششم اصلاحات، برنده انتخابات شده بود در برابر شوخی یک خبرنگار اصلاح طلب گفته بود که جریان متبوع او به زودی سکان های تصمیم گیری را از اصلاح طلبان پس خواهد گرفت. درست می گفت، هم مجلس را و هم دولت را پس گرفتند و در دو دوره متوالی با برنامه و نقشه های سیاسی چنان بر کرسی های تصمیم گیری محکم نشسته اند که در بزنگاههای انتخاباتی نیز در راستای همان برنامه های مدون خود، چشم بر اختلافات درون گروهی می بندند تا مبادا رقیب به میدان آید و این جریان برای همیشه در انزوای سیاسی فرو رود. ادبیات بالا نیز برآمده از تفکر اکثریت حاکم بر این جریان است که در اوج اختلافات سیاسی نیز به آسانی گردش ناگهانی می یابند و همدل می شوند. حال هرچقدر دلخوری های سیاسی در خانواده بزرگ اصولگرایی پررنگ و جدی باشد این جریان باز نمی تواند در برابر حکم نهایی مقامت کند. شاید پرداختن به اختلافات و یا همان جنگ زرگری میان اصولگرایان مجلس و دولت همان است که این روزها گردانندگان انتخابات پراما و اگر ایران آن را تشنه اند و برایش برنامه ریزی نیز کرده اند. یعنی پس از کشته شدن دهها تن از مردم معمولی در جریان اعتراضات پس از انتخابات و افشا شدن شکنجه و تجاوز در زندان ها و بازداشتگاهها و برگزاری دادگاههای دسته جمعی و پروزه اعتراف گیری از فعالان سیاسی و بلاتکلیفی گمشده های بی نام و نشان در سردخانه ها و بازداشتگاهها و بهشت زهرا بهترین چیزی که می تواند به جای همه این فجایع دل آزار بر صدر اخبار بنشیند، اختلافات ساختگی یا اساسا معمولی و طبیعی این جریان است. بدین ترتیت پرداختن به دعواهای دولت و مجلس این روزها ظلم مضاعفی است به همه مردمی که اخبار درد و رنج شان مغفول خبررسانی از اختلاف نظرهای بی اساس یک خانواده شناسنامه دار است. خانواده ای که در نهایت یک نفر حرف آخر را می زند و بازی را به تعبیر باهنر به خیر و خوشی پایان می دهد.
مقایسه دو مجلس اصلاح طلب و اصولگرا بی شک حوصله ای فراخ تر از این نوشتار می طلبد اما می شود با اتکا به ادبیات اخیر محمدرضا باهنر نایب رییس مجلس هفتم و هشتم و ادبیات بهزاد نبوی نائب رییس مجلس ششم، شاید رزونه ای باشد برای نقدهای اساسی تر. چنانچه می شود کردار و رفتار و جایگاه این روزهای علا الدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم و هشتم را با عملکرد محسن میردامادی رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم مقایسه کرد و به ترتیب نماندگان دیگری از مجلس ششم از جمله محسن صفایی فراهانی را به عنوان نماینده مردم تهران با پرویز سروری نماینده این روزهای تهران در مجلس، داود سلیمانی نماینده دیگر تهران را با حسین فدایی نماینده پایتخت، علی تاجرنیا نماینده شهرستان در مجلس ششم را با فرهاد تجری نماینده دیگری از یک شهرستان را در مجلس هفتم مقایسه کرد. آنگاه از این مقایسه کماکان می توان به سطوح دیگری رسید و عبدالله رمضانزاده را با غلام حسین الهام مقایسه کرد و بررسی کرد که کسانی چون محسن امین زاده، مسطفی تاجزاده، سعید حجاریان، فیض الله عرب سرخی و مدیران و مشاوران دیگر خاتمی در مقایسه با مدیران و مشاوران احمدی نژاد از چه جایگاهی برخوردار هستند و این روزها جایشان چگونه عوض شده است که جمعی در اوین و کهریزک حساب پس می دهند و جمعی دیگر در بهاستان و پاستور دولت گردانی و مجلس داری می کنند.
بهزاد نبوی پس از آنکه در مجلس ششم آن نامه معروف به رهبری را امضا کرد از جایگاه نایب رییسی مجلس پایین آمد و با خواندن متن استعفا نامه اش در مجلس، عطای نمایندگی را به لقای آن بخشید و در عین حال گردن بالا گرفت و گفت که صدای پای استبداد می آید و کسانی دارند انتصابات را جایگزین انتخابات می کنند. پس از آن مقام رهبری در سخنانی به صراحت از شورای نگهبان خواست تا در برابر « گردن کلفت های سیاسی» هرگز از نظرش مبنی بر رد صلاحیت بر نگردد. بهزاد نبوی کماکان در مجلس، مدیریت تحصن را عهده دار بود تا در برابر ردصلاحیت های گسترده، دولت خاتمی را متقاعد کند که تن به برگزاری انتخابات مجلس هفتم ندهد. این روزها اختلاف دولت و مجلس اگرچه قابل مقایسه با اختلاف مجلس اصلاحات با دولت خاتمی نیست اما در انتهای این اختلاف، رفتار بهزاد نبوی و باهنر نواب رییس دو مجلس قابل تامل است که یکی در مواجهه با نامه صریح مقام رهبری به دولت خاتمی مبنی بر اینکه انتخابات باید برگزار شود، نایب رییس از نمایندگی کنار می کشد و اعلام می کند که در انتخابات نمایشی شرکت نباید کرد اما نائب رئیس این روزهای مجلس در برابر پیام رهبری مبنی بر اینکه مجلس با دولت مدارا کند چه واکنشی نشان می دهد؛ در یک مصاحبه هفده خطی، دقیقا ده بار تاکید می شود که بعد از پیام رهبری مجلس دچار تغییر عقیده داد و همه چیز «ختم به خیر» شد.
روزهای بحرانی و تلخی که این روزها بر بازداشت شدگان می گذرد و خبر هایی که از مرگ دسته جمعی زندانیان می رسد را شاید نتوان با روزهایی که تنها یک نفر در زندان ایران جان داد مقایسه کرد. در زمان مرگ مشکوک زهرا کاظمی خبرنگار کانادایی- ایرانی، ریاست کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم، بر عهده محسن میردامادی بود و خبرنگاران مجلس از یاد نمی برند روزهایی را که میردامادی در حلقه آنان هر روز شرح ماوقع می گفت و رسانه ها را در جریان پیگیری پرونده مرگ مشکوک زهرا کاظمی قرار می داد. روسای کمیسیون های مجلس آن روزها و این روزها عوض شدند و شاید خبرنگاران نیز، اما پرسش ها در برابر خبر مرگ زندانی هرگز عوض نمی شود تا شاید صدایی از خانه ملت شنیده ه شود برای پیگیری وضعیت ملت قربانی داده و تحت تعقیب قرار گرفتم مظنونان. آنچه محسن میردامادی در سوگ مرگ زهرا کاظمی می گفت با آنچه بروجردی مجلس هشتم این روزها پس از دیدار از زندانیان و کشته شدگان می گوید فرسنگ ها با هم فاصله دارد که اولی صدای خانواده زهرا کاظمی را به کرات در مجلس انعکاس داد و تمام دنیا نیز می شنید که مجلس ایران پیگیر اوضاع نابه سامان زندانیان است و دومی صدای دادستانی تهران و تبلیغات یک زندان خوب را به کرات در مواجهه با خبرنگاران عهده دار بود و دنیاه هیچ صدای رسایی از مجلس ایران در مورد این همه کشته و تجاوز نشنید.
وقتی دانشجویان یکی یکی به بند شدند و دیگر دست خانواده های آنان به جایی بند نبود مجلس ششم مامن آنان بود و شیخ مهدی کروبی نیز هیاتی را مسول پیگیری وضعیت زندانیان کرد، درست مشابه همین کاری که این روزها علی لاریجانی در کسوت رییس مجلس هشتم انجام داده است و هیاتی را روانه زندان ها کرده است تا از نزدیک ببینند و گزارش بیاورند. در زمان مجلس ششم ، محسن صفایی فراهانی یک از اعضای آن هیات مامور بود تا به زندان برود و با دانشجویان از نزدیک در مورد وضعیت شان گفتگو کند و برای رییس مجلس نیز گزارش بیاورد. چهره صفایی فراهانی هم از یاد خبرنگاران نرفته است که به کرات خبرنگاران را به صبوری فرا می خواند تا به هر شیوه ممکن راه آزادی دانشجویان را باز سازد. پس از دیدار با زندانیان جوان ، گاه چنان غمگین می شد که ترجیج می داد به تعبیر خودش هیچ اظهار نظر سیاسی نکند تا سرنوشت دانشجویان دربند به مواضع سیاسی او گره بخورد و روزنه های امید بسته شود. اما این روزها چه؟ پرویز سروری نماینده دیگر تهران جای او نشسته است و هر بارکه از بازدید کهریزک و اوین و بازداشت گاه های دیگر همپای مرتضوی بر می گشت پیش از آنکه گزارش وضعیت جوانان دربند را بدهد ابتدا یک نطق سیاسی در مورد آشوبگران می کرد و بعد هم که به سادگی همه خبرهای مربوط به شکنجه و تجاوز را علی رغم تایید دیگر همکاران خود در مجلس تکذیب می کرد و مهمتر از همه آنکه حتی رییس مجلس نیز منتظر گزارش هیاتی که خود تایین کرده بود نمی ماند و هرگاه مهدی کروبی یا هر کسی خبر از تجاوز و شکنجه می دادند او با سرعتی وصف ناشدنی، پیش از تحقیق هیات دست نشانده، به تکذیب بر می آمد. بر این اساس اگر چه در یک مجلس، صفایی برایش آشکار بود که زندان صفایی برای دربندان ندارد اما در مجلس دیگر، سروری دهان در برابر خبرنگاران چنان می گشود که انگار سروری و شوری در زندان برپاست و هیچ کس اصراری برای آزاد شدن هم ندارد.
در یک مجلس داود سلیمانی در کسوت نماینده تهران برای پیگیری طرح جرم سیاسی پیشقدم می شود و در شب حادثه کوی دانشگاه خودش به کوی می رود بعد ها افشا می کند که سردار احمدی را هم در یک لباس سفید در کنار لباس شحصی ها و چماقداران می بیند. تا پای زندان هم پای دفاع از دانشجویان و زندانی سیاسی می ایستد در مجلس دیگر اما حسین فدایی به گفته نمایندگان، خودش مسوول بازداشتگاه سیاسیون در کهریزک می شود و مشابه همان حرف هایی که در اعتراف زندانیان سیاسی در دادگاه باید مطرح شود را او پیشاپیش در گفتگو با خبرگزاری فارس می گوید. در یک مجلس علی تاجرنیا برای دانشجویان دربند تحصن می کند در یک مجلس دیگر در برابر چشمان فرهاد تجری، زندانی از تجاوز به خود پیش وکلای ملت، مظلومانه شکوه می کند و این نماینده نه تتها از درد به زمین نمی نشیند بلکه وقتی زندانی را ناپدید می کنند او هم با خیال راحت تری دوره می افتد تا بگوید تجاوزی در کار نبود زندان امن و امان است.
این تفاوت دیدگاهها و تفاوت عملکردها تنها در یک نگاه گذرا به چشم می آید و تامل و تعمقی بیشتر بی شک تفاوت های بیشتری را نمایان می سازد. خوب هم که نگاه کنید در متن کیفرخواست نیز، نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم و همراهان و مدیران دولت اصلاحات که تنها چند روز بعد از انتخابات دستگیر شده اند، فقط برای انتخابات اخیر بازجویی نمی شوند بلکه آنها تاوان روزهای اصلاح خواهی شان در مجلس و دولت اصلاحات را پس می دهند. چنانچه در متن کیفرخواست دوم تاکید می شود که عملکرد محسن میردامادی در دوره تصدی ریاست کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم نمونه دیگری از این عملکرد خائنانه است یا در بازجویی های داود سلیمانی نیز در مورد اتفاقات ده سال گذشته از او بازجویی می شود و دیگر زندانیان نیز احوالی مشابه دارند. کینه محافظه کارانه شاید چنین اصلاح طلبان را به دام انداخته است . مجلس ششم و دولت اصلاحات نمایندگان و مدیرانی داشت که به کرات به دادگاه احضار می شدند اما به دلیل مصونیت پارلمانی و یا معذوریت های عرفی، راه اقدام جدی برای دستگیری و حبس آنان بسته بود، این روزها که از آن مصونیت پارلمانی یا از آن ملاحظات سیاسی خبری نیست، شاید فصل خوبی باشد برای انتقام گیری از اصلاح طلبان دیروز که در قاموس محافظه کاران تا همیشه گناهکار اند و باید مواخذه و شکنجه شوند. کسانی که به دنبال حذف شکنجه و رعایت حقوق متهمان در زندان ها و تعریف مشخص جرم سیاسی بوده اند این روزها تاوان زیاده خواهی های خودشان را در همان زندان ها پس می دهند و در مقابل اما اکثریتی در ساختمان بهارستان و پاستور نشسته اند که تاکنون حتی یک طرح و لایحه و اعتراض ساده به شکنجه و تجاوز و حبس های غیر قانونی نداشته اند.
*****
از تهدید نرم وارد جنگ نرم شده ایم
ایسنا: معاون سیاسی سپاه گفت: «امروز کاملاً روشن شده است که شدت گرفتن حجم تخریب ها در ایام قبل از انتخابات برای از میدان خارج کردن و منفعل ساختن سپاه و بالابردن ضریب موفقیت اقدامات آشوب طلبان بود، چون آنان به خوبی فهمیده اند سپاه اجازه تعدی به اصول انقلاب را به هیچ جریان و گروهی نخواهد داد.» یدالله جوانی با اشاره به ارتباط گسترده تخریب های قبل از انتخابات علیه سپاه با آشوب های پس از انتخابات گفت: «بررسی محتوایی سپاه از فتنه اخیر و رصد حوادث مربوط به آن چه قبل از انتخابات و چه بعد از آن توانست شناخت عمیق و دقیقی از جریانات و حوادث مختلف انتخابات ریاست جمهوری برای مجموعه خود ایجاد کند و به همین دلیل آنچه رخ داد مجموعه سپاه را به هیچ عنوان دچار تردید نکرد، چون شناخت کافی از برنامه های دشمن وجود داشت و این همان بصیرتی است که مقام معظم رهبری به خصوص در حوادث اخیر بارها بر آن تاکید داشتند.» وی افزود: «اگر در دوران اصلاحات با فتنه روبه رو بودیم، امروز به تعبیر مقام معظم رهبری با فتنه ای عمیق روبه رو هستیم به طوری که حتی بعضی نخبگان نیز در تشخیص خود با مشکل مواجه شده اند.» جوانی در ادامه با تشریح کارکردهای معاونت سیاسی سپاه برای ارتقای سطح بصیرت سیاسی کارکنان و بسیجیان اظهار کرد: «یکی از کارهایی که در معاونت سیاسی سپاه صورت گرفت، ایجاد شبکه هادیان سیاسی و بسط و گسترش آن به همه رده های استانی و بسیج بود که موفق شدیم افراد باتجربه و دارای فهم سیاسی بالا و قدرت تحلیل مسائل را در این شبکه گردآوری و ساماندهی کنیم.» وی ادامه داد: «این ضرورت باعث شد معاونت سیاسی سپاه بتواند با ایجاد شناخت عمیق و دقیق از جریانات و حوادث مختلف انتخابات ریاست جمهوری در میان کارکنان جهت گیری صحیح و به موقع را اتخاذ کند.»سردار جوانی افزود: «انتظار نیز همین است که آن نیرویی که می خواهد در مقابل چنین تهدید پیچیده ای بایستد شناخت کافی را از شیوه های دشمن داشته باشد و بر همین اساس طبیعی بود که سپاه و به طور کلی نظام همواره آماده مقابله با چنین تهدیداتی باشد و همان طور که دیدیم مقام معظم رهبری نیز به این نکته اشاره کردند که مسائل پیش آمده از قبل طرح ریزی شده بود و نباید خیلی آن را خلاف انتظار دانست.»وی همچنین موقعیت کنونی کشور را نبرد در صحنه جنگ نرم ارزیابی کرد و ادامه داد: «امروز دیگر بحث تهدید نرم مطرح نیست، بلکه ما وارد جنگ نرم شده ایم، به این معنا که دشمن اکنون تهدیدات خود را به فعلیت رسانده و ما در حوادث پس از انتخابات به وضوح شاهد تلاش آنان برای براندازی نرم بودیم.»سردار جوانی تصریح کرد: «اگر ایفای نقش سپاه نبود قطعاً امروز کشور وضعیت دیگری داشت، آنچه که مشخص و قطعی است راه افتادن یک جنگ نرم است و نیروهای برانداز عوامل میدانی خود را وارد صحنه کردند و اینها اقداماتی
بود که تمام مقدماتش از سال های قبل فراهم شده است.»
*****
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
تجمعات اعتراضی خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین ادامه یافت
بنابه گزارشات رسیده خانواده های دستگیرشدگان اخیر همچنان به تجمعات اعتراضی خود در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین ادامه میدهند . آنها خواستار مطلع شدن از وضعیت عزیزان خود و آزادی آنها هستند.روز شنبه 14 شهریور ماه همانند هفته های گذشته بيش از 100 نفر از خانواده بازداشت شده ها از ساعت 09:00 صبح همزمان با شروع ساعت كاري در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند، تا به مسئولين دادگاه انقلاب به خصوص حداد و حيدري فر ثابت كنند كه اين بار هم همانند بارهای قبل به وعده و وعیدهای خود عمل نکردند وبه خانواده ها باز هم دروغ گفتند .در هفته گذشته دادگاه انقلاب اعلام كرده بود كه تا آخر هفته تعداد زيادي از بازداشت شده ها را آزاد مي كند البته قبل از آن هم اعلام كرده بود كه قبل از ماه رمضان آنها را آزاد مي كنند اما امروز كه درست 15 روز از ماه رمضان مي گذرد نه تنها عده زيادي را آزاد نكرده بلکه به تشكيل دادگاه فرمايشي ادامه داده هر هفته با دادن يك وعده دروغ سعی بر فریب خانواده ها دارند.عده اي از خانواده ها نيز نگران و مضطرب در جستجوي پيدا كردن فيش حقوقي و يا سند براي آزادي عزيزشان هستند و مي گفتند فيش حقوقي و سند از كجا پيدا كنند؟ با دفتر حيدري فر تماس گرفته اند و خواسته اند مقدار كفالت و يا وثيقه را كمتر كند كه تنها جوابي كه شنيده اند اين بوده كه همين كه هست اگر تهيه نكني او همچنان در بازداشت مي ماند خانواده ها در حالي كه مسئولين دادگاه انقلاب و احمدي نژاد و خامنه ای را لعن و نفرين مي كردند و مي گفتند: تا كي بايد دروغ بشنويم تا كي مي خواهيد فرزندانمان را در زندان به جرم نكرده نگهداريد ملاقات كه نمي دهيد اجازه تماس تلفني هم به آنها نمي دهيد و اگر هم مي دهيد فقط 3-2 دقیقه حداقل به ما دروغ نگوييد و هر چه سعي مي كردند كه با دفتر حداد و حيدري فر تماس بگيرند يا تلفن در اختيار آنها قرار نمي دادند و يا كسي جوابگوئي تلفن آنها نبود و به محض اينكه مي گفتند از خانواده بازداشت شده ها هستيم تلفن را قطع مي كردند كه صداي اعتراضات آنها بالا می گرفت. لااقل اينقدر جرات داشته باشيد كه به من مادر ، به من پدر بگوييد چه بر سر فرزندم آورده ايد و يا مي خواهيد بياوريد. كه دو مامور از حراست دادگاه انقلاب جلو آمدند و آنها را تهديد كردند كه اگر سر و صدا كنند از فردا به آنها اجازه داخل شدن به دادگاه انقلاب را نمي دهند. که باعث شدت یافتن اعتراضات خانواده ها شد. به آنها می گفتند هر آنچه را که می توانستید بر سر ما آورده اید دیگر چیزی باقی نمانده که بخواهید بر سر ما بیاورید. همزمان همچنین در مقابل درب دژباني زندان اوين در حدود 50 نفر از خانواده ها تجمع كردند و مي گفتند كه دادگاه انقلاب اين بار بايد به وعده خود عمل كند و عزيزان ما را آزاد كند اما نه تنها كسي جوابگوي آنها نبود بلكه تعداد ماموران جلو درب را براي كنترل بيشتر خانواده ها و جلوگيري از اعتراض آنها بيشتر كرده اند.فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران،ادامه بازداشت دستگیرشدگان قیام مردم ایران،عدم اطلاع از عزیزانشان و پاسخگویی به خانواده های آنها ، وعده های دروغین دادگاه انقلاب به خانواده ها و تعیین وثیقه های سنگین را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد برای گرفتن تصمیمات لازم اجرا است.
*****
فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران
بازداشت یک فعال دانشجویی دانشگاه زنجان
در پی بازداشت‌های فعالین دانشجویی دانش‌گاه زنجان، امروز آرش گیتی فعال دانش‌جویی و عضو انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه زنجان بازداشت شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، آرش گیتی پیش از این به همراه علی قاسمی دیگر عضو انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه زنجان در خرداد ماه سال جاری به مدت یک روز در بازداشت‌گاه اداره اطلاعات زنجان بازداشت بود که پس از اخذ تعهد آزاد شد. این بار نیز با تماس‌های مکرر اداره‌ی اطلاعات زنجان، آرش گیتی با مراجعه با دادسرای انقلاب زنجان بازداشت شد و به بازداشت‌گاه اطلاعات این شهر منتقل شد.هم چنین میلاد سرحدی دبیر انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه زنجان و سیامک یاقوتی از اعضای انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه زنجان پس از حضور مامورین اطلاعات در منزل پدری آن‌ها، بازداشت و به بازداشت‌گاه این اداره منتقل شدند و پس از سپری کردن بازجویی‌ها و تبدیل قرار، میلاد سرحدی با قرار وثیقه و سیامک یاقوتی با قرار کفالت آزاد شدند.این در حالی است که مدتی پیش حکم یک سال زندان به بهرام واحدی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه زنجان، سورنا هاشمی، عضو سابق انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه زنجان و حکم یک سال و چهار ماه حبس علیرضا فیروزی دیگر عضو انجمن اسلامی دانش‌گاه زنجان به آن‌ها ابلاغ شده است و در مرحله‌ی تجدید نظر قرار دارد. هم‌چنین گفتنی است دو نفر دیگر از فعالین چپ این دانش‌گاه، آرش رایجی و حسن جنیدی و نیز دانش‌جوی سابق و عضو سابق انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه زنجان پیام شکیبا نیز احکام یک سال زندان خود را دریافت کرده‌اند.به نظر می‌رسد این روند بازداشت‌ها جهت جلوگیری از ادامه‌ی فعالیت فعالین دانش‌جویی این دانش‌گاه در زمان بازگشایی دانش‌گاه‌ها باشد.
*****
دانشجویان ایران و ادامه اعتراضات
تحلیل نشریه ی اکونومیست از مبارزات دانشجویان ایران
اکونومیست: بسیجیان مسئول شرارت علیه مخالفان دولت شناخته شده اند هفته نامه اکونومیست، چاپ لندن، در شماره ۵ سپتامبر به بررسی شرایط دانشجویان ایران در آستانه بازگشایی دانشگاه های این کشور پرداخته است.
این گزارش با عنوان "دانشجویان معترض ایران - تلاش برای برانگیختن مخالفت" چاپ شده و با این پرسش آغاز می شود که: چرا آیت الله های حاکم بر ایران می خواهند دانشجویان را در مشت خود داشته باشند؟ اکونومیست یادآور می شود که در پائیز سال ۱۹۷٨، شاه ایران که در محاصره اعتراضات داخلی قرار داشت، برای چند ماه بازگشت دانشجویان ناراضی به دانشگاه ها را به تعویق انداخت اما این اقدام نتیجه ای نداشت و به محض بازگشایی موسسات آموزش عالی، هزاران دانشجو در مخالفت با رژیم وقت به خیابان ها ریختند تا اینکه شاه سرانجام در برابر اعتراضات رو به گسترش ناگزیر از ایران رفت و آیت الله روح الله خمینی جای او را گرفت.
آیا در حال حاضر هم همین روند در شرف آغاز است؟ این هفته نامه می نویسد که حکومت امروز ایران نمی خواهد دست به مخاطره بزند و در حالیکه دانشجویان ایرانی در پی انتخابات مناقشه برانگیز ۱۲ ژوئن همچنان در التهاب هستند، مقامات دولتی از بازگشایی دانشگاه ها در موعد مقرر در ۲٣ سپتامبر اکراه دارند اما در عین حال، مایلند نشان دهند که با گذشت دوماه از این اتنخابات، اوضاع به حال عادی بازگشته و رژیم از آغاز سال تحصیلی نمی ترسد.
اکونومیست می نویسد که مقامات دولتی قطعا به اقداماتی برای مقابله با اعتراضات احتمالی دانشجویان دست زده اند و اخیرا در جریان نماز جمعه تهران، خیابان های آرام اطراف دانشگاه شاهد حضور جمعی از نمازگزاران طرفدار بنیادگرایان بود که بسیاری از آنان با پیراهن های روی شلوار در محل حاضر شده بودند که البته مشخصه نفرات بسیج است که مسئول شرارت هایی شناخته شده اند که در هفته های اخیر علیه مخالفان محمود احمدی نژاد در خیابان های تهران صورت گرفت. به نوشته اکونومیست، بسیجی ها هم به منظور برخورد با ابراز نارضایی دانشجویان به حالت آماده باش در آمده اند و شورای عالی فرهنگی، که مسئول نظارت بر آموزش عالی است، اواخر ماه اوت اعلام کرد که ممکن است برای جلوگیری از شیوع بیماری آنفلوآنزای خوکی، دانشگاه ها بازگشایی نشود، همانگونه که در پی انتخابات اخیر هم مقامات دانشگاهی به بهانه آلودگی هوای تهران، مانع از خروج دانشجویان شدند.
هراس از حرکتهای دانشجویی
این هفته نامه می افزاید که در برخی دانشگاه ها، ثبت نام برای سال جدید تحصیلی به تعویق افتاده و در شیراز، که دانشگاه کار خود را آغاز کرده، ماموران امنیتی به شدت دانشجویان را زیر نظر دارند و با صدور بخشنامه هایی به آنان هشدار داده اند که از تجمع های سیاسی بپرهیزند و در سایر نقاط هم، حتی اگر دانشگاه ها بازگشایی شوند، قطعا نفرات بسیجی، که احتمالا از سهمیه بیشتری هم برخوردار خواهند شد، در سر کلاس های درس حضور خواهند داشت.
اکونومیست: رهبر جمهوری اسلامی ظاهرا از چشم انداز حرکتهای دانشجویی به هراس افتاده است اکونومیست می نویسد که برخی از دانشجویان گفته اند که نگران حمله بسیجی های نقاب پوش هستند، یعنی همان افرادی که در اواسط ماه ژوئن نیمه شب به خوابگاه دانشجویان یورش بردند، و به نقل از یکی از دانشجویان می نویسد که از آنجا که رژیم نمی تواند دانشجویان را به سادگی کنترل کند، آنان را تهدید کرده که هدف تهاجم بسیجی ها قرار خواهند گرفت.
به نوشته این هفته نامه، دانشجویان ایرانی نقشی اساسی در اعتراضات تهران ایفا کرده و در صف مقدم تظاهرات قرار داشتند، به سازماندهی اعتصابات کمک کردند و با انتشار گزارش های مختلف در سایت های اینترنتی، رژیم را به ستوه آوردند، در تبلیغات به نفع میر حسین موسوی و مهدی کروبی هم مشارکت داشتند و از طریق دفتر تحکیم وحدت، که نهادی پرنفوذ است، به تدوین برنامه های انتخاباتی این نامزدها کمک رساندند. اکونومیست می نویسد که بسیاری از دانشجویان دانشگاه تهران از ساکنان شهرستان ها هستند که قبل از آغاز اعتراضات علیه نتیجه انتخابات، به محل اقامت خود رفته بودند و در بازگشت، در صدد برخواهند آمد تا نقش خود را در تحولات بعدی ایفا کنند، و به نقل از یکی از دانشجویان شهرستانی می افزاید که "این گروه از دانشجویان، که نظارت والدین فعالیت آنان را محدود نمی کند، آزادی عمل بیشتری دارند آنهم در حالی که فضای جامعه به شدت ملتهب است و دانشجویان می توانند اعتراضات خود را به شکلی موثر دنبال کنند."
به نوشته این هفته نامه، آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، ظاهرا از چشم انداز حرکت های دانشجویی به هراس افتاده و در سخنانی تهدید کرده است که ممکن است رژیم به پاکسازی استادان مظنون به داشتن گرایش های "غیراسلامی" دست بزند، و در سخنانی در روز ٣۰ اوت، گفت که مطالعه علوم اجتماعی تردید و دو دلی به بار می آورد و خطاب به گروهی از دانشجویان و معلمان هشدار داد که تحصیل در رشته های علوم انسانی مانع از اعتقاد به دانش الهی و اسلامی می شود. اکونومیست می نویسد که شاید به نشانه تصمیم به سرکوب استادان و دانشجویان دانشگاه است که کامران دانشجو، یعنی شخصی که مسئول برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بوده، به سمت وزیر علوم منصوب شده است.
در پایان مقاله این هفته نامه آمده است که البته بعید به نظر می رسد که رژیم ایران دانشگاه ها را یکسره تعطیل کند و به زودی مشخص خواهد شدکه آیا دانشجویان می توانند به مخالفت با دولت، که از شدت آن کاسته شده، جانی تازه ببخشند ولی در هر حال، درگیری های پراکنده ادامه دارد و متضمن آن است که بحران سیاسی ایران به نقطه پایان نزدیک نشده است
*****
کشتی ربوده شده روسی، حامل موشک‌های مدرن برای ایران؟
به گزارش یک روزنامه اتریشی، کشتی روسی Artric Sea که برای مدتی مفقود‌الاثر بود، موشک‌های مدرن زمین به هوا برای ایران حمل می‌کرده است. مافیای روسیه موشک‌های اس ۳۰۰ را در کالینینگراد به کشتی حمل کرده بود.
روزنامه اتریشی "سالزبورگر ناخریشتن" روز جمعه (۴ سپتامبر) گزارشی درباره معامله مافیای روس با جمهوری اسلامی منتشر کرد. در این گزارش که توسط خبرنگار روزنامه مزبور در اورشلیم تهیه شده، آمده است: «منابع مطلع اسرائیلی که در رابطه تنگاتنگ با سرویس‌های اطلاعاتی غربی قرار دارند، ماجرای بارگیری موشک‌های اس ۳۰۰ را برملا کردند». معامله ایران با مافیای روس منابع اسرائیلی به خبرنگار روزنامه اتریشی گفته‌اند که یک گروه مافیائی که در ارتش روسیه پایگاه دارد، قبلا قرار ارسال موشک‌های مدرن اس ۳۰۰ را با ایران گذاشته بود. عوامل این گروه، هنگامی که کشتی آرکتیک قبل از مفقود شدن برای تعمیر در بندر کالینینگراد پهلو گرفته بود، موشک‌ها را بار آن کردند. کالینینگراد یکی از شهرهای برون‌مرزی روسیه است که در کنار بالتیک میان لهستان و لیتوانی قرار دارد. کشتی آرکتیک روز ۲۳ ژوئیه از فنلاند به قصد الجزایر حرکت کرد و بعدا اعلام شد که دزدان دریائی آن را ربوده‌اند. این کشتی تا روز ۱۷ اوت مفقود‌الاثر بود و سرانجام به وسیله یک کشتی جنگی روسی در نزدیکی سواحل کاپ‌ورد آزاد شد. از همان زمان شایع شده بود که کشتی ربوده شده حامل سلاح‌های مدرن بوده است. کشتی حامل چوب یا موشک؟ سالزبورگر ناخریشتن در گزارش خود می‌نویسد: «خبرهای مربوط به وجود موشک‌های مدرن در کشتی روسی، روشن می‌کند که چرا دزدان دریائی حاضر شده‌اند خود را برای تصرف آن به خطر بیاندازند. زیرا رسما اعلام شده بود که این کشتی فقط چوب حمل می‌کرده است». روزنامه اتریشی، همچنین سفر شتابزده روز ۱۹ اوت شیمون پرز رئیس‌جمهور اسرائيل به مسکو را با موضوع قاچاق موشک برای ایران مرتبط دانسته و در این باره می‌نویسد: «بر اساس گزارش منابع اسرائیلی، پرز در سفر مسکو مدارکی را تسلیم دولت روسیه کرد که از حمل سلاح‌های سوری و ایرانی به باریکه غزه پرده بر می‌داشت». سالزبورگر ناخریشتن، در گزارش خود افزود: «بی‌دلیل نبود که روسیه برای انتقال ۱۴ ملوان و ۸ رباینده کشتی، دو هواپیمای غول پیکر باربری به کاپ‌ورد فرستاد». وظیفه اصلی این دو هواپیمای باربری، احتمالا بازگرداندن بی سر و صدای موشک‌های قاچاق شده به روسیه بود.
*****
وزیر امورخارجۀ سوئد: اتحادیۀ اروپا آمادۀ مقابله با ایران
رادیو فرانسه: کارل بیلد، وزیر امورخارجۀ سوئد، در روز جمعه به جمهوری اسلامی ایران هشدار داد که در صورت لزوم و در صورت ادامۀ بن بست در ارتباط با پروندۀ هسته ای ایران، اروپا با این کشور "مقابله" خواهد کرد. کارل بیلد که کشورش در حال حاضر ریاست دوره ای اتحادیۀ اروپا را بر عهده دارد گفت اگر ایرانیان آمادۀ گفتگو ومذاکره اند، اتحادیۀ اروپا نیز آماده است ولی اگر آنان تصمیم به مقابله و رویاروئی گرفته اند، این مقابله و رویاروئی روی خواهد داد. وزیر امورخارجۀ سوئد این سخنان را در حاشیۀ نشست وزیران امورخارجۀ بیست و هفت کشور عضو اتحادیۀ اروپا در استکهلم عنوان کرد. دراین میان گونتر گلوزرGunter Gloser، وزیر مشاور در امور اروپائی دولت آلمان نیز به نوبۀ خود گفت اتحادیۀ اروپا خواستار مجازات ایران نیست اما در عین حال یک مسابقۀ تسلیحاتی نیز نباید در خاورمیانه به راه افتد. وزیر آلمانی افزود، اروپا جز این که ایران را به فشردن دستی که برای مذاکره دراز شده است دعوت کند کار دیگری نمی تواند بکند. گونتر گلوزر گفت چشمان آلمان با نگرانی به سوی تهران می نگرد جائی که مردم به خاطر تلاش برای استفاده از آزادی بیان کماکان دستگیر می شوند. همزمان با اظهارات وزیر امور خارجۀ سوئد و وزیر مشاور در امور اروپائی آلمان، برنار کوشنر - وزیر امورخارجۀ فرانسه- مفید بودن ادامۀ گفتگوهای بی پایان با ایران را مورد سؤال قرار داد وگفت اروپائیان از سه سال پیش تا کنون با ایران گفتگو می کنند و این گفتگوها هیچ ثمری نداشته است ولی باوجود این اروپا بازهم مذاکره می کند. وزیر امورخارجۀ فرانسه گفت چیزی که از نظر او مفید و سازنده است مردم ایرانند که اخیراً نشان داده اند باعزمی جزم به سوی شکلی از دموکراسی در حرکتند. خبرگزاری فرانسه، در پایان نقل سخنان برنار کوشنر یادآوری می کند که روابط فرانسه و ایران اخیراً باتنش بسیار همراه بوده است.
*****
کروبی: توقیف روزنامه و فیلتر شدن سایت هزینه افشاگری ماست
دبیر کل حزب اعتماد ملی گفت: تا زمانی که زنده باشم از آرمان ها، ارزش های انقلاب و نظام و منافع ملی و جامعه دفاع خواهیم کرد و لحظه ای آن را رها نمی کنم.
حجت الاسلام مهدی کروبی در مراسم افطاری که از سوی ناصر قوامی در شهر قزوین برگزار شد طی سخنانی در جمع حامیان خود در این شهر با اشاره به حوادثی که پس از انتخابات روی داد ادامه این روند را یک نگرانی نسبت به آینده و سرنوشت کشور دانست و گفت : نگران وارد شدن خدشه به جمهوریت نظام هستم ، نگران اين هستيم كه جمهوريت از نظر محتوايي به مرور حذف شده و تنها يك چيز صوري و ظاهري از آن باقي بماند.
شیخ اصلاحات تصریح کرد: جمهوریت و اسلامیت دو مبنای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران است که هر دو به هم متصل بوده و تضعیف یکی، ضعف دیگری را در پی خواهد داشت .
حجت الاسلام کروبی افزود: نباید به دلیل عدم مقبولیت جمهوریت توسط یک اندیشه و فکر خاص دلسرد شده و مسئولیت ها را سلب کنیم بلکه باید با تدبیر و دوراندیشی، مصمم و قاطع به کار خود ادامه دهیم.
شیخ اصلاحات اضافه کرد: سختی ها، آزمایش و امتحانی است که باید از آن عبور کنیم تا معنای پیروزی و شکست را درک کرده تا بتوانیم به خوبی اندیشه و تفکرات خود را تبیین کنیم.
دبیر کل حزب اعتماد ملی با بیان اینکه موج عظیم و آرام معترضان به انتخابات موجب افزایش مسئولیت ها می شود، گفت: جریان حاکم به جای ادای مسئولیت، معترضان را سرکوب کرده، مورد ضرب و شتم قرار داد و موجب جان باختن کسانی شد که تنها به نتیجه یک انتخابات اعتراض داشتند و متاسفانه با بازداشت شدگان رفتاری صورت گرفت که موجب شده تا به امروز همچنان گرفتار حوادث پس از انتخابات باشیم که البته اکنون با مستنداتی که ارائه شد مسئولان متوجه آن شده اند که در کهریزک و امثال آن جنایتی رخ داده است که غیر قابل بخشش است.
کروبی تصریح کرد: برخی مسئولان معتقدند معترضان به تقلب در انتخابات برنامه ای از پیش تعیین شده برای این موضع گیری خود داشته اند متوجه باشند که به مردم ایران توهین می کنند زیرا مردم خود نسبت به شرایط و اوضاع به خوبی آگاهند.
وی در پاسخ به کسانی که تشکیل کمیته صیانت از آرا از سوی اصلاح طلبان را توطئه ای علیه جمهوریت نظام می دانستند، گفت: عملکرد شورای نگهبان در انتخابات های گذشته ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی، موجب شد تا در انتخابات اخیر اصلاح طلبان خود در اندیشه نظارت بر روند انتخابات بیافتند بنابراین تشکیل این کمیته در مقابل کارهای غیر قانونی مجریان و ناظران انتخابات بود.
دبیر کل حزب اعتماد ملی اظهار داشت: اگر نسبت به داوری مردم اعتقاد و اطمینان دارید پس چرا هنگام برگزاری هر مراسمی با کلاه خود، سپر و باتوم از آنان استقبال کرده و به میدان می آئید.
کروبی تبعات عملکرد اشتباه برخی ازمسئولان را به ضرر همه مردم دانست . وی افزود: برخی از مسئولان درصورتی که مسئله ای به مصلحت و صلاح آنان باشد، آن را مصلحت نظام می دانند اما اگر این امر به مصلحت آنان نباشد و آنان رادچار مشکل کنند، بیان اینگونه مسائل را به ضرر نظام و خدشه وارد کردن به آن می دانند .
دبیر کل اعتماد ملی همچنین در پاسخ به برخی از دانشجویان و فعالان سیاسی قزوین که نسبت به آینده خود ابراز ناراحتی می کردند، گفت: اکنون وضع به گونه ای است که دستمان خالی است و دیگر در موضع قدرت نیستیم تا بتوانیم از بازداشت ها و برخوردها ممانعت کنیم و تنها می توانیم به چانه زنی بپردازیم .
شیخ اصلاحات ایجاد محدودیت در عرصه اطلاع رسانی رانشانه نگرانی جریان حاکم از افشاگری درباره حوادثی که پس از انتخابات روی داد دانست و گفت : برخی از افشاگری های بنده و اسنادی که درباره آزار جنسی بازداشت شدگان اخیر ارائه کردم موجب محدودیت در انتشار روزنامه و سایت اعتماد ملی شد ولیکن مسئولان بدانند که هیچ گاه توقیف یک روزنامه یا فیلتر کردن سایت مانع از انتشار خبری نمی شود . مطبوعاتي ها نیز نگران نباشند چرا که يك روزنامه تعطيل شد يك روزنامه ديگر راه اندازی می شود و هیچ گاه شرایط این گونه نخواهد ماند .
وی با بيان اينكه نبايد با هیاهو صورت مسئله حوادث اخیر را پاک کنیم گفت: بايد آسيب شناسي كرده و مقصر را پيدا كنيم ، بايد معلوم شود چرا و از كجا خورده ايم.
کروبی اظهار داشت: متاسفانه هنوز نتوانستیم اوضاع بعد از انتخابات را ساماندهی کنیم که امیدوارم با تدبیر مسئولان و به ویژه تلاش های مسئولان قضایی هرچه سریعتر به سمت آرامش حرکت کرده و تمام زندانیان حواداث اخیر آزاد شوند.
وی در نهایت تاکید کرد: حوادثی که روی داده نشان می دهد که روزهای سختی را پیش رو داریم ولی باید درراستای فکر و اندیشه که بدان اعتقاد داریم ایستادگی کنیم و به تقویت کار تشکیلاتی و فردی بپردازیم .
*****
رمضان‌زاده: در جریان بازداشت سرم شکست و دنده‌هایم خرد شد/ برای انجام مصاحبه تحت فشار بودم
پارلمان نیوز: سخنگوی دولت اصلاحات که روز چهارشنبه 11 شهریورماه برای آخرین دفاع از خود به دلیل شکایت معاونت حقوقی و پارلمانی نهاد ریاست جمهوری در شعبه 1083 دادگاه ویژه کارکنان دولت به همراهی چند مامور امنیتی حضور پیدا کرده بود، فاش کرد در طول بازداشت برای انجام مصاحبه تحت فشار بود. در جریان برگزاری این دادگاه یکی از روزنامه‌نگاران با عبدالله رمضان زاده گفتگویی انجام داد که این روزنامه‌نگار، متن این گفتگو را در اختیار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره) مجلس«پارلمان‌نیوز» قرار داد. به گزارش پارلمان‌نیوز، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با تاکید بر اینکه «هنوز پس از گذشت 80 روز از دستگیری تفهیم اتهام نشده‌ام»، اظهار داشت:«در طول این مدت بارها مورد بازجویی قرار گرفته‌ام و در تمام بازجویی‌ها، شخص بازجو با این که چشم بند بسته بود، در پشت سرم قرار داشت و من هیچ‌گاه بازجو را نمی‌دیدم و این در حالی است که بازجویی‌ها از ساعت 9 یا 10 شب شروع و تا ساعت 3 یا 4 صبح ادامه پیدا می‌کرد.» وی ادامه داد:«در طول بازجویی‌ها برای انجام مصاحبه همانند مصاحبه‌هایی که آقایان عطریانفر و ابطحی انجام دادند تحت فشار بودم و مسئولان پرونده به من تاکید می‌کردند که در صورت مصاحبه شرایط مطلوبتری برای من فراهم می‌شود با این حال بنده تاکنون انجام مصاحبه را نپذیرفته‌ام.» رمضان‌زاده، که می‌گفت در طول این بازجویی ها متوجه شدم اتهام بنده شرکت در تجمعات غیرقانونی و اقدام علیه امنیت ملی است، تصریح کرد:«در شرایطی سعی دارند بنده را متهم به شرکت در تجمعات غیرقانونی کنند در‌حالی‌که تنها چند ساعت پس از اعلام نتایج اولیه انتخابات در خیابان سرباز و آن هم با ضرب و شتم دستگیر شدم.» سخنگوی دولت اصلاحات تصریح کرد:«در جریان بازداشتم، پسر نوجوانم که در آن زمان همراهم بود را مورد ضرب و شتم قرار دادند و علاوه بر آن که سرم شکست، دنده‌هایم نیز خرد شد و بخش‌هایی از بدنم نیز کبود شده که هنوز آثار آن باقی است.» وی، با اشاره به این که هنوز آثاری از خون بر روی خودروی بنده باقی مانده است، گفت:«با این وضعیت به زندان اوین منتقل شدم و پس از دو روز با وجود زخم‌هایی که داشتم، تنها مقداری دستمال کاغذی برای پوشاندن زخم‌های سرم در اختیارم قرار دادند.» سخنگوی دولت اصلاحات، با اشاره به این که پس از 76 روز بازداشت در سلول انفرادی فقط یک بار با خانواده‌اش ملاقات داشته از این که خود از وضعیت خانواده‌اش بی‌خبر است و آنان نیز متقابلاً اطلاع چندانی از وضعیت وی ندارند، ابراز نگرانی کرد. رمضان‌زاده، با اشاره به این که در زندان تحت فشارهای جسمی یا شکنجه نبوده است، گفت:«پس از شروع ماه مبارک رمضان سلول بنده را که فاقد دستشویی بود، با یک سلول دیگر با شرایط کمی مناسب تر تعویض کردند.» وی بازداشت خود را آن هم پس از اعلام نتایج اولیه انتخابات را تنها یک تسویه حساب سیاسی قلمداد و خاطر نشان کرد:«واقعاً هنوز به من تفهیم اتهام نکرده‌اند و من نیز نمی‌دانم برای چه این همه مدت را در سلول انفرادی سپری کرده‌ام.» گفتنی است، ماموران امنیتی که رمضان‌زاده را از زندان تا شعبه 1083 همراهی کردند، قصد داشتند برای کنترل گفت‌و‌گوهای احتمالی وی با افراد حاضر در شعبه مذبور همچنان تحت نظر داشته باشند که با تذکر قاضی و این که حضور آنان ممکن است مانع از آن شود که وی به راحتی بتواند از خود دفاع کند، مجبور به ترک جلسه شدند.
*****
یادداشت غلامعلي رجایی در روزنامه حیات نو
چاره‌اى نداریم جز اینکه اعتراف کنیم
دیشب شبکه سوم سیما براى دومین یا چندمین بار داشت اظهارات یا بقول بعضى برادران! اعترافات شهاب‌الدین طباطبایى عضوشوراى مرکزى جبهه مشارکت و دفاع وکیل مدافعش را بطور کامل پخش مى‌کرد. این اقدام رسانه ملى آن هم پس از گذشت دوسه هفته از پخش مکرر و مفصل و مختصر این اظهاراتى که نمى‌دانم چرا به آن نام اعترافات نهاده‌اند! لابد از سر دلسوزى و براى جلب نظرکسانى بود که احتمالا یا در موقع پخش این اظهارات از شبکه‌هاى مختلف خبرى رسانه ملى خواب تشریف داشته‌اند! و این اظهارات را نشنیده‌اند و یا احیانا به هنگام پخش چند باره این محاکمات ازسرتفنن و در جهت تتبع بیشتراز اخبار موجود در نتیجه لطفى که دراثرنحوه پرداختن رسانه ملى به اخبار داخلى نصیب آنان شده است! مشغول دیدن رسانه‌هاى بیگانه بوده‌اند تا دروغ‌هاى آنان را در مورد حوادث پس از انتخابات بشنوند وبینند! من دراین نوشتار شبیه به گفتار!به مسائلى مانند اینکه:
- آیا اینگونه برگزارى محاکمه و صدور کیفرخواست دسته جمعى براى عده زیادى از متهمان انتخاباتی! که مثلا درجلسه اول بعضى‌ها مانند مهندس بهزادنبوى که روزى و روزگارى نه چندان دور! امین و معتمد صددرصد کسى مانند شهید رجایى بود! و یا محسن میردامادى که روزى روزگارى نه چندان دور! رئیس مهم‌ترین کمیسیون مجلس یعنى کمیسیون امنیت ملی، عضوشوراى عالى امنیت کشور که از مهم‌ترین شوراهاى تصمیم‌گیرنده درباره امنیت کشور است، بود و در جلسه محاکمه غمگین و متفکرانه و ناباورانه نقش تماشاچى و زینت دادگاه را بازى مى‌کردند! و تا آخرجلسه محکمه یا بهت‌زده به دادگاه و روند آن مى‌نگریستند و یا سر در جیب تفکر! وتحسر! و تامل! وتعجب فرو برده بودند! و در بیش از شش ساعت جلسه محکمه کسى از آنان نه سوالى پرسید تا به آن پاسخ دهند و نه حرفى شنید! صحیح است یانه ودردنیاى پیشرفته امروز معمول ومتداول است یانه؟
-و روند بازداشت متهمان اعم از نگاه داشتن متهمان در سلول‌هاى انفرادى بیش از دوماه به‌رغم پایان بازجویى‌هاى آنان آنگونه که خانواده سیدمصطفى تاج زاده که روزى روزگارى معاون سیاسى وزارت کشور و رئیس ستاد انتخابات کشور بود و دولت اسلامى امر مهم انتخابات مجلس و غیرمجلس را به اوسپرده بود! دراین مورد نامه و شکوائیه نوشته‌اند.
- و منع متهمان از دیدار باخانواده هایشان در طول بیش از دوماه که کارشان دراین مدت غصه واشک وآه است!
- و یا عدم اجازه به وکلاى آنان دردسترسى به پرونده موکلان خودیا دیدار با آنان تاروزهاى قبل از تشکیل دادگاه که بهترین دلیل براین مدعا، این بود که این وکلاى تسخیرى آنگونه که خود در دادگاه اعلام مى‌کردند غالبا به دلیل عدم تسلط بر پرونده آمادگى دفاع از متهمان و موکلان خود را نداشتند لذا تقاضاى یک هفته مهلت براى مطالعه پرونده موکلان خود را مى‌کردند.
- وعدم امکان دسترسى متهمان به اطلاعات و اخبار معمول داخل کشورآن هم براى کسانى که در سال‌هایى نه چندان دور معاون نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور ونماینده مجلس و... بوده‌اند!
- تا چرخ گردون براى مسئولان کنونى که هم‌اکنون مانند متهمان امروز و مسئولان دیروز! با فراغ بال بر اریکه مثلا قدرت نشسته‌اند چه فتنه‌ها در سر داشته باشد!- که نمونه آن را همسر رمضان‌زاده از مدیران ارشد دولت خاتمى از قول شوهرش بیان داشت که در این مدت هفتاد و چند روزه او چنان از اخبار بیرون بى خبر بوده که در دادگاه متوجه شده هاشمى شاهرودى جاى خود را به صادق لاریجانى داده است!
- وآیا اینکه مى‌شود متهمى را بدون کیفرخواست و وکیل به دادگاه آورد ومحاکمه کرد
- آنگونه که همسر محمد قوچانى در نامه‌اش به رئیس جدیدقوه قضاییه نوشت که خواندن آن دل سنگ را آب مى‌کند
- درست ومطابق با شرع و یا برمبناى قانون اساسى یا قوانین موجود دادرسى کشور است یا نه کارى ندارم چه پرداختن به این گونه مسائل در تخصص من نیست و البته دراین روزهاحقوقدانان محترم و در موردى عجیب حتى کسى مانند امام جمعه شمیرانات آقاى دعاگو هم متعرض این مسائل شده وعدم مطابقت این موارد را با قانون اساسى وقوانین دادرسى کشور برشمرده ومى شوند. و عجیب‌تر از اظهار نظرکسى مانندآقاى دعاگو سکوت رئیس‌جمهور این کشور است که از قضا همین چند روز پیش براى دومین بار در مجلس سوگند وفادارى به قانون اساسى را خورد و به مردم تعهد داد براجراى درست قانون و پاسدارى از حقوق شهروندان نظارت داشته باشد!آیا احمدى‌نژاد نامه همسر قوچانى را نخوانده است تا لااقل مانند رکسانا صابری! در جهت حفظ حقوق محمد قوچانى به مقامات قضایى کشور هشدار توصیه گونه‌اى داشته باشد؟دراین نوشتار قصد من از تصدیع به خوانندگان محترم تذکر چند نکته به کسانى است که احتمال مى‌دهم و امیدوارم با این وضعى که براى مردم ونظام پیش آمده و آورده‌اند! هنوز گوشى براى شنیدن حرف‌هاى دلسوزان به این آب وخاک وآیین داشته باشند:
1- سمت وسویى که ما تاکنون درطول این چهار جلسه دادگاه دیده‌ایم محاکمه نه متهمان به اصطلاح آشوب هاى اخیر بلکه اصلاح‌طلبانى بوده و هست که اگر تصمیم مى‌گرفتند درانتخابات شرکت نکنند وآن را تحریم نمایند چه فحش‌ها و تهمت‌ها نظیر همسوى بابیگانگان ودشمنان نظام که نثارآنان نمى‌شد! مدعاى من در این باره این است که دراین چهار جلسه کسى از سران اصلاحات مانند بهزاد نبوى وتاج‌زاده و میردامادى وعرب سرخى و... حتى یک کلمه نشنید.همین دیشب که محاکمه شهاب‌الدین طباطبایى مجددا پخش مى‌شد او که از سران جبهه مشارکت است در اقدامى خنده آور و با لحنى که بیشتر جنبه التماس داشت از رئیس دادگاه مى‌خواست تا در صورت امکان چند دقیقه به او فرصت دهد تا بیشتراز آنچه از او خواسته‌اند به نقد و بهتر بگویم تخطئه روند و اقدامات جبهه اصلاحات بپردازد!من براین ادعا نبوده و نیستم که در روندکار جبهه اصلاحات بااین عمر کوتاه آن هیچ ایراد و مشکلى وجود نداشته و ندارد بلکه حتى معتقدم سران جبهه اصلاحات اعم از سید وشیخ آن! هم در این باره چنین ادعایى نداشته و ندارند و برهمین اساس شاهد نقد مکرر عملکرد اصلاحات ازسوى کسانى مانند آقایان خاتمى وکروبى و.. در مجامع و مجالس و رسانه‌ها بوده‌ایم اما سخن بر سر این است که مثلا اظهارات سعید حجاریان در دادگاه مبنى براینکه وى از نظریه سلطانیسم خود براساس نظریه ماکس وبر دست کشیده و یا ازعضویت درحزب مشارکت استعفا مى‌دهد! و یا پخش گفتار توام با لرزش هدایت‌الله آقایى عضو حزب کارگزاران و نماینده سابق مجلس در نقل ونقد محتواى جلسات داخلى کارگزاران و حامیان موسوى حرف‌هایى است که ربطى به ماهیت پرونده و اتهام این آقایان که شرکت در کودتاى مخملى و براندازى نظام است! نداشته و ندارد و احتمالاحرف‌هاى بیرون از دادگاه آنان است البته اگر این دوستان پس از بیرون آمدن از زندان احساس و انگیزه‌اى براى حرف زدن داشته باشند!
2-یکى از اشتباهات تصمیم گیرندگان برپایى این محاکات البته اگر آن رابتوان از سر غفلت اشتباه نامید! این بوده وهست که بعضى ازاین برادران! و نابرادران! خیال مى‌کنند این تعداد محدود دستگیرشده اصلاحاتى مانند بهزادنبوى وتاجزاده ومیردامادى و... رهبران میلیون‌ها مردمندکه مردم با اشاره و توصیه آنها به خیابان‌ها ریخته‌اند و فریادى آرام به نتیجه انتخابات داشته‌اند. این بنده‌هاى خدا که دراولین روز پس از انتخابات براى پاره‌اى از توضیحات! توسط برادران! به زندان دلالت شدند ! رهبرى آنان درآشوب‌ها و تظاهرات‌ها کجابود؟!نبایدصورت مسئله اشتباه شود! آمدن میلیون‌ها نفر از مردم به خیابان‌هاى تهران در دوشنبه 27 مرداد از میدان امام حسین تا میدان آزادى کار هیچ حزب و جبهه‌اى نبود. هرچند احزاب هم در این تظاهرات نقش و حضورى داشته‌اند.اگراین احزاب و جبهه‌ها در کشور این همه طرفدار و تابع و پیرو داشته‌اند که درکمترین فرصت وباکمترین امکانات توانسته‌اند میلیون‌ها نفر را فقط در تهران به خیابان‌ها بکشانندکه اکنون حال و روز و وضعشان اینگونه نبود!خدا وکیلى اگردر یک نظرسنجى از مردمى که تادمیدان آزادى راه پیمایى کردند مى‌پرسیدند پنج نفراز اعضاى سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى یا حزب مشارکت را ببرید چند درصد آنان قادر به پاسخ به این پرسش ساده بودند؟!راستى مگر خود این برادران نبودندکه تا چندى پیش در باب قلیل بودن والبته از سرتحقیراعضاى سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى در اینجا وآنجا مى‌گفتند ومى نوشتند که تعداد اعضاى سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى به حدى کم است که همه آنها را مى‌شود در یک فولکس واگن جاى داد؟
3-وقتى جلسه محاکمه مهندس محسن میردامادى ازاعضاى موثر سپاه درسال 58 واز رهبران تسخیرلانه جاسوسى آمریکا که امام آن را انقلابى بزرگتراز سقوط شاه دربهمن سال 1357نامیدند و رئیس کمیسیون امنیت ملى اسبق مجلس شوراى اسلامى واستاد دانشگاه تهران را در تلویزیون مى‌دیدم که با لباس زندان ودمپایى درردیف اول متهمان نشسته و در اطراف او دو مامور پلیس قرار دارند که لابد مى‌خواهند از فرار او جلوگیرى کنند! به یاد دوران استاندارى اودر خوزستان در سال 1368افتادم که در اقدامى انقلابى برخورد با سران شیوخ عرب وابسته به بعث عراق را در دستور کار خود قرار داد و با تصویب مقامات نظام آنان را از قبایل خود دراطراف اهواز و... کند و به شهرهایى بیرون از استان خوزستان تبعید اجبارى نمود تا عوامل وابسته به رژیم بعث عراق که در خوزستان ایجاد ناامنى مى‌کردند حساب کار به دستشان بیاید.خدا مى‌داند خیلى غصه خوردم و سال‌ها پیرشدم از اینکه احساس مى‌کردم لابد الان این شیوخ وابسته به حزب بعث بادیدن وضعیت استاندار انقلابى خوزستان در 20 سال پیش با دمپایى و در لباس زندان و نشسته دربین دو مامور پلیس زندان! در دلشان چه جشن عروسى‌اى برپاست!راستى مگر در قانون نیامده که زندانى را نمى‌توان مجبور به پوشیدن لباس زندان کرد؟ لابد برادران مى‌گویند این لباس‌هاى متحدالشکل طوسى رنگ و یک رنگ ! لباس زندان نبوده ونیست!حالاچه اشکالى داشت برادران! اندکى حفظ حرمت آقایان را حداقل بخاطر رعایت حال خراب همسر و فرزندان و نوه‌هاى این متهمان ! مى‌کردند و آنان را با کفش به دادگاه مى‌آوردند و اینگونه در صدد تحقیرآنان در منظر عمومى جامعه نبودند؟ نکند برادران! یادشان رفته که در بین این آقایان متهمان بعضى استاد دانشگاهند و تا ابدالدهر هم قرار نیست در زندان بمانند!ولاجرم روزى باید مانند کرباسچى از زندان بیرون بیایند وبه سرکلاس درس بروند تا فرزندان من و شما را درس بدهند!
4- دیر یا زود این روزها هم مانند روزهاى دیگرى که در گذشته داشته‌ایم وخدا نکند که دیگر در آینده داشته باشیم!خواهد گذشت و بساط این محکمه هم مانند محاکمه‌هاى کرباسچى و دکتر آقاجرى و... برچیده خواهد شد.خدا را خدا را کمى بیشتر بیندیشیم و ببینیم با یکدیگر چه مى‌کنیم.خدا را خدا را کمى بخود بیاییم و شادى دشمنانمان را در خارج که در سوداى خامتراز خام به آرزوى ضعیف شدن نظام نشسته و به سقوط آن دل بسته‌اند را برگرداگرد اردوگاه اصحاب انقلاب ببینیم.خدا را خدا را کمى بخود بیاییم و باور کنیم که بقول مثل معروف و برمبناى آنچه تاریخ بما آموخته و مى‌آموزد در همیشه بر یک پاشنه نچرخیده و نخواهد چرخید.ازکجا معلوم درآینده‌اى نه چندان دور، دور، به دست کسانى بیفتد یا لا اقل به دست دوستان کسانى بیفتد که الان در زندان‌ها به بندکشیده شده اند و جاها عوض شود؟! مگر تاکنون جز به این صورت بوده و قدرت در این سه دهه عمر نظام دست به دست گشته است؟!آیا به همین زودى فراموش کرده‌ایم که مثلا در انتخابات مجلس، نفر اول راه یافته به مجلس در دوره قبل، در تهران، که گاه برکرسى ریاست مجلس هم نشسته است گاه، حتى شانس و امکان ورود به مجلس به عنوان نفر آخر - سى ام - راهم نداشته است؟!چرا و تا به کى از گذشته‌ها عبرت نمى گیریم و سرمستى پیروزى ! بر رقیب عقل و بصیرتمان راگرفته است؟!نمى‌گویم خود را هر چند براى لحظاتى به جاى آنان و خانواده‌هایشان بگذاریم که مى‌دانیم دیگر این ظرفیت در ما نمانده است! بلکه مى‌گویم لااقل آنان رابرادرانى بدانیم که یا در روزگارى نه چندان دور ودیر چشم در چشم دژخیمان شاه در زندان‌هاى قصر و اوین و..دوختند و شکنجه‌هاى آنان را به امید تحقق این نظام اسلامى که اکنون متاسفانه آنها را به بندکشیده است!به جان خریدند ویا در تبعیت از فرمان امام خمینى در جبهه‌هاى جنگ براى حفظ این آب وخاک و انقلاب حضورى مستمر داشتند و یا در جبهه خدمت به مردم به انتخاب دولتمردان مورد قبول مردم براى اعتلا و پیشرفت این سرزمین روز را از شب نمى‌شناختند.
ماباید بخود بیاییم. چاره‌اى جز به خود آمدن نداریم. البته اگر قصد داریم بمانیم و خوب بمانیم! و نیک باید بدانیم که هر ماندنى ستوده نیست!چاره‌اى نداریم جز اینکه اعتراف کنیم که اگر مى‌خواهیم بمانیم این رسم ماندن نیست. این رسم تعامل با پیش کسوتان مبارزه وجنگ وانقلاب نیست. این رسم تعامل مومن بامومن نیست. بعضى از ما بیش از آنکه به اهل دین بمانیم به اهل کین مى‌مانیم. آیا رفتار ما اینگونه نشان نمى‌دهد؟ آیا به صرف ادعا مى‌توان مومن و پیرو ولایت بود؟فرصت‌ها به سرعت از دست مى‌رود والبته براى بعضى کارها متاسفانه دیگر خیلى دیر شده است.شاید چاره کار به دست رئیس قوه جدید قضائیه باشد تا برخلاف رئیس پیشین قبلى قوه قضا که متاسفانه در این حوادث تلخ که حوزه مستقیم مسئولیت او بود بیشتر نقش تماشاچى را داشت وحتى درآخرین روزهاى مسئولیتش کارى نکرد یا نتوانست بکند در جایگاه حقیقى خود ظاهر شود و با عمل به قانون و رهنمود رهبرى خاطیین را مجازات کند و در اقدامى انقلابی، بساط محکمه‌هایى که در داخل وخارج آبروى نظام رابه حراج گذاشته است را برچیند و با اعمال رافتى اسلامی، شخصیت‌هاى سیاسى کشور و فرزندان دربند این ملت رابه آغوش خانواده‌هایشان برگرداند. آیاگوش شنوایى
هست؟
*****
بیانیه شماره 11 میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران
میرحسین موسوی بیانیه ای خطاب به ملت ایران صادر کرد.در این بیانیه ضمن تاکید برحفظ نظام در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از جمهوری اسلامی اتخاذ رویکردی اجتماعی برای حل مسئله ضروری دانسته شده است. در این بیانیه آمده است«برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.»در بیانیه شماره 11 میرحسین موسوی همچنین بر ضرورت استفاده کامل ازظرفیت های قانون اساسی، سویه اجتماعی شکل گیری راه سبز امید، تلاش برای استیفای حقوق ملت و بازگشت به آرمان های مغفول و مظلوم انقلاب اسلامی تاکید شده است. موسوی در پایان نیز راهکارهای نه گانه برای برون رفت از بحران ارائه کرده است.متن کامل بیانیه شماره 11 به نقل از سایت رسمی میرحسین موسوی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیممردم شریف، آزاده و آگاه ایران!نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.
جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند. حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه‌های حكومتي و شبه‌حكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند. آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بي‌توجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جویی‌های واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می‌دهند.
از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است.
اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است.
پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.
از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت‌خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته‌اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.
در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟
به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد.
برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.
استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.
قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.
مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.
و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.
اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.
برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم.
آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكامي‌ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.
و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشيب مي‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجه‌اي براي اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي ببرند؟ در سراشيبي كوره‌راهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گراني قرار گرفت كه نيمه‌هاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله مي‌كنند و رايج‌ترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌هاي ركيك است. رهروان راه‌هاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را مي‌كشيدند نرسيده‌اند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت تشويق و به اعتراف‌گيري مباهات مي‌كند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده،‌ ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش مي‌كنند.
مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین‌اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمان‌هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کرده‌اید پیشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.
ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه» استفاده می کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند.
ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت.و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.
چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه‌ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامان‌هاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت‌های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند. قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بیایند. همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌کند؛ مجموعه‌ای پیام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند.
صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزیم، و فاخرترین لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است.
تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند. آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ قدرتمندي است.
وظيفه‌اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمع‌هاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكل‌هاي سياسي ما سر مي‌زند آن است كه به صورت هسته‌هاي معين براي چنين شبكه‌اي عمل كنيم.
از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند. با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.
گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر مي‌پرسيم. ما معمولا تصور مي‌كنيم آنچه در اين گردهم‌آيي‌ها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام مي‌رسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.
جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‎های کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.
ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.
ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند.
نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود. ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیت‌های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند، به ویژه آن که در سیاست‌ سال‌های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است.
راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم.
همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
1. تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2. اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3. شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای.
4. رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروههاي سياسي و نگرشهاي مختلف از ارائه ديدگاههاي خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7. به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسي9. تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.
میرحسین موسوی
*****
سمعا و طاعتا چه مولوی چه ارشادی
بهار یکتا:
بدنیال اعتراف مفتخرانه باهنر در خصوص توصیه رهبری برای دادن رای اعتماد به کابینه احمدی نژاد , علی مطهری که سعی کرده بود در بازی جدید اصولگرایان نقش مخالف خیلی جدی را عهده دار شو د و حتی بخاطر موضع گیری هایش از سوی رسانه های وابسته به رهبری و دولت مورد انتقاد شدید قرار گرفت, برای دور نماندن از غافله ارادت , امروز خاطر نشان کرد: " نظر رهبری دستور و حکم نبوده و یك توصیه به مجلس است." مطهری به همین اندازه کفایت نکرد و افزود:" مقام رهبری با توجه به شرایط خاص كشور ابلاغ آن پیام را ضروری تشخیص داده بودند اگرچه ممكن است ضرورت آن برای امثال بنده قابل درك نباشد."اینکه چه تفاوتی بین حکم رهبری و توصیه ایشان وجود دارد را به عهده عقلای اصولکزایان می سپاریم. اما نکته قابل توجه در رای اعتماد دولت دهم, یکه تازی احمدی نژاد خواهد بود و در آینده ای نه چندان دور مجلسیان نتیجه سرسپردگی خود به توصیه رهبری را خواهند دید.
مغز متفکر این جناح باهنر که مشهور به رفتارهای معتدل است از همان ابتدای رایزنی ها برای کابینه نسبت به عملکرد احمدی نژاد بشدت منتقد بود و احتمال از در صلاحیت حداقل پنج وزیر می داد , به یکباره گردن به امر مولا نهاد و با دلسوزی برای دولت نامشروع , عدم رای اعتماد را برای دولت منفی دانست و از "تیزبینی" رهبری تقدیر و تشکر کرد. هر دو نماینده به رفتار مستقل مجلس در بررسی صلاحیت وزیران اشاره می کنند و سپس عدم التزام نمایندگان به رای کارشناسی را " اثبات علاقه به رهبری" عنوان می کنند. به نظر می آید که بین "علاقه به رهبری" و " وظیفه قانونی و کارشناسی " منافات وجود دارد که نمایندگان محترم باید بنوعی ارادت و احترام خود رابه رهبر نشان می دادند.
هر دو نماینده تاکید دارند که "مجلس در تصمیم‌گیری در مورد رای اعتماد یا عدم اعتماد به وزرای پیشنهادی آزاد است. اما تمایل من به این است که کل کابینه رای بیاورد و در مورد وزرای زن معرفی شده نیز نظر علما و مراجع تامین شود البته این یك دستور نیست" برای من شهروند این "اما" قابل درک نیست. اگر بیش از 280 نماینده که از فیلتر شورای نگهبان گذشته اند , عرضه و صلاحیت بررسی وزیران را ندارند و نیازمند "امر مولوی" یا "ارشادی" هستند , اینان پس به چه کاری می آیند؟ مساله جالبتر می شود وقتی آقای مطهری می گویند:" قطعا ایشان اطلاعاتی دارند كه ما نداریم و به موجب آن اطلاعات لازم دانستند كه تمایل خود را اعلام نمایند" یعنی دوباره ارجاع به عوالم غیب و از ما بهتران که مقام عظما بهتر از من صغیر سراپا تقصیر از جریانات پس پرده و بازیهای پنهان خبر دارند. این گردن نهادن به امر رهبری دقیقا همان عملی است که در جریان انتخابات افتاد و وزارت کشور به امر "مولایی" رهبری گردن نهادند , چرا که ایشان صلاح را بهتر از دیگران می دانند!! مطهری به این همین جا اکتفا نمی کند و با بی توجهی به نظر علما و مراجع بار دیگر تاکید می کند :" در این گونه موارد ملاك عمل، نظر ولی فقیه است." !!
دخالت رهبری در تصمیمات مجلس امر تازه ای نیست خصوصا برای اصحاب مطبوعات خاطره روزی که قرار بود قانون اصلاح مطبوعات در مجلس ششم بررسی شود هیچگاه فراموش نخواهد شد. روزی که با نامه رهبری , رئیس مجلس امر به مسکوت گذاشتن این اصلاحیه داد. ولی امروز چرا باید دو تن از مخالفان اصلی احمدی نژاد که طی سه ماهه اخیر تلاش کرده بودند خود را تا حدودی در صف مردم نشان دهند خبر از توصیه و حکم رهبری و التزام عملی به رهبری در رسانه ها و مجامع عمومی را بیان کنند؟ آیا بنوعی این موضع گیری ها در راستای بدست آوردن دل رهبری و عذر نقصیر نمی باشد؟ پوزش از موضع گیری های اخیر آنان که احتمالا رهبر را غضبناک کرده و احتمال دارد این کینه نیز مثل سایر کینه هایی که طی سالها جمع شده و این روزها خود را نشان می دهد , یک روزی گریبان این همرهان امروز را هم بگیرد؟ آنها دانسته اند که همانگونه که آقای جنتی پیشتر گفت :" مخالفت با احمدی نژاد مخالفت با خدا و ولی اوست. " و شاید این حکم کمی گسترش پیدا کرده باشد و مخالفت با نامزدهای وزرات کابینه احمدی نژاد هم بنوعی مخالفت با خدا و ولی اش باشد.
نمایندگان اصولگرایی که در بازی کودتا نقش مخالف را پذیرفته بودند و سعی داشتند با موضع گیری های یکی به نعل و یکی به میخ کمی فضا را تلطیف کنند و ادای نماینده مردمی را در بیاورند, الان احساس خطر می کنند و می ترسند نکند رهبری یادشان رفته باشد که اینها فقط داشته اند نقش ایفا می کردند و به همین دلیل اینگونه دستپاچه و سراسیمه به میدان آمده اند و ارادت نشان می دهند. وقتی نماینده سوپر خودی مجلس اینگونه به ".... کردن" افتاده و می خواهد به هر جوری شده نشان دهد که "کلام رهبر" حتی اگر حکم هم نباشد برای آنان " حجت " است, نشانه خوبی نیست. اتفاقات که یکی پس از دیگری رخ می دهد, خبر از روز سهمگینی دارد, روزی که در آن هیچ کسی حتی حق اظهار نظر در مورد مباحات و مستحبات را نداشته باشد. روزی که همه صم و بکم در انتظار افاضات یک "فرد" باشند. روزی که حتی "تک صدایی" نیز تحمل نشود و فقظ "خفقان" و "بله قربان" باشد. آن روز خیلی دیر نیست. شاید هم آمده باشد. دیگر صدای پای دیکتاتوری نمی آید, چون دیکتاتور همه جا بساط پهن کرده و کسی نیست که او را از "تختش " به زیر بکشد و حالا هماورد می طلبد.....
*****
سپاه را در مقابل مردم قرار ندهید
فخرالسادات محتشمی پور
به نام خدا
فرمايشات جناب فرمانده سپاه براي نسل انقلاب و نسل هاي پس از آن بيش از پيش اهميت تأكيد حضرت امام (ره) بر عدم دخالت مداخله سپاه و نيروهاي نظامي در امور سياسي را آشكار كرد چه رسد به دخالت در امر انتخابات و اوضاع پيش و پس از آن.
بايد گفت كه متأسفانه اين گونه تصريحات و البته همراه با آن ديگر اقدامات غلط و خلاف قانون توسط ايشان و ديگر مسئولين كه از جايگاه حقيقي و حقوقي نهاد ارزشمند سپاه را در معرض سؤال، شبهه و ابهام و اتهام قرار مي دهند،‌ نشانگر اين است كه ظاهرا مداخلات خلاف قانون در امر سياست، انتخابات، بازداشت هاي غيرقانوني پس از آن، و بازجويي هاي منجر به اعترافات تحت فشار و آزار شديد روحي وجسماني بر عزيزان بازداشت شده كه جرم بزرگشان افزايش مشاركت سياسي مردم و فعاليت در ستاد انتخاباتي نامزدهاي قانوني انتخابات رياست جمهوري دهم است، هنوز نتيجه مورد نظر سناريونويسان با ادعاي كودتاي مخملي را به بار نياورده و ايشان با گيجي و سردرگمي زياد با پخش تكراري سريال هاي تلويزيوني دادگاه هاي غيرقانوني و در كنار آن نقش آفريني ديگر رسانه هاي دولتي و وابسته به دولت و شخصيت هاي حقيقي و حقوقي براي دروغ پردازي ها و نقل قول هاي بي مبنا و غيرمستدل، سعي در اقناع هواداران منصفشان را كه هنوز بازي نخورده و توجيه نشده اند، دارند.
آقاي فرمانده بهتر است به جاي دخالت در امور سياسي و قضايي، به وظايف و مسئوليت هاي خود بپردازند و بااستفاده از بركات ماه مبارك رمضان كمي هم درس اخلاق بخوانند و خودسازي بفرمايند تا بيش از اين نهاد خدمتگزار سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را كه مؤسسين و مؤمنين به آرمان هايش براي آن هزينه ها پرداخته اند از جايگاه واقعي و مأموريت هاي اصلي اش دور نكرده و در مقابل مردم قرار ندهند.
از رئيس محترم قوه قضائيه نيز كه به تعبير خودشان براي اجراي عدالت و مرّ قانون اين مسئوليت خطير را پذيرفته اند، انتظار داريم تكليف نهادهاي غيرمسئول مداخله گر در امر قضا و دادرسي ها را هرچه زودتر روشن كرده بيش از اين اجازه زير سؤال بردن استقلال قوه قضائيه را كه از ارجمندي هاي قانون اساسي كشورمان است به ايشان ندهند.
اينجانب همچنين از وكلاي همسر آزاده ام سيد مصطفي تاجزاده، كه به شهادت دوست و دشمنان منصف همه عمر خود را وقف پاسداري از نظام و انقلاب كرده و لحظه اي منافع فردي و خانوادگي را بر منافع ملي رجحان و اولويت نداده است و هم از اين رو خارچشم دشمنان انقلاب و نامحرمان و نااهلان مدّ‌نظر امام بوده و هست، تقاضا دارم از كليه كساني كه در دوران بازداشت غيرقانوني همسرم كوچكترين صحبت و اظهارنظر غيرمستدل كه مصداق تشويش اذهان عمومي و تضييع حق ايشان است، داشته اند به مراجع رسمي شكايت كنند تا اسارت اين فرزند انقلاب در اوج عزت و سرفرازي و عدم امكان دفاعش از حقوق اوليه و بديهي خود، انسان هاي فرومايه و بي مقدار را در بردن نام او بدون حفظ حرمت و شأن و جايگاهش و دست اندازي به حقوق انساني اش و دادن نسبت هاي دروغ و تلاش براي ملكوك كردن شخصيت والاي او براي رسيدن به منويات غيرانساني و غيرشرعي شان بيش از اين حريص ننمايد.
*****
بیانیه دهها فعال دانشجویی دانشگاه‌های تهران:
برخورد با دانشجویان را متوقف کنید، دانشگاه انبار باروت است
دهها فعال دانشجویی دانشگاه‌های تهران با صدور بیانیه‌ای، حاکمان را خطاب قرار دادند و به آنها هشدار دادند که با نابخردی، سکوت دانشگاه و جامعه را به فریاد تبدیل نکنند. نویسندگان این بیانیه تصریح کرده‌اند که «در صورت ادامه دادن روند فعلی برخورد با فعالان دانشجویی و ستاره دار، محروم از تحصیل و یا زندانی کردن آنها» به مقابله خواهند پرداخت. متن کامل این بیانیه را بخوانید:
حوادث و اتفاقات رخ داده پس از انتخابات بار دیگر چهره ای هولناک و خشن از نظامی را به مردم نشان داد که ادعای حق طلبی و خداشناسی اش گوش فلک را کر کرده است. در دوران حاکمیت کلیساها در اروپا که تمام دنیا شاهد بودند که دخالت دین در سیاست چه ها که بر سر مردم نیاورد و اروپا با گذر از آن دوران سخت و پرداخت هزینه هایی به عظمت چند قرن فلاکت در نهایت با کنارگذاشتن مانع بزرگی به نام دین از سر راه بشریت به اوج رسیده است. و حال ما در حال تجربه کردن همان بلایا هستیم، گویی ما هرگز قصد نداریم از تجربیات دیگران استفاده کنیم و راه درست را تشخیص دهیم. ارزش و جایگاه دین چنان بالاست و نیاز بشریت به آن چنان شدید است که کوچکترین خدشه و تعرضی به آن لطمات جبران ناپذیری را به فرهنگ و باور مردم وارد می کند.
نظام جمهوری اسلامی با سو استفاده از باورهای مردم و به نام اسلام و امام زمان چنان ظلم هایی را به مردم خود روا داشته است که به گواه تاریخ تاکنون هیچ نظامی بر ملت خود چنین فجایعی را به این صورت روا نداشته است. کشت و کشتارها، دستگیری های بی حساب و کتاب، شکنجه ها، تجاوزات و بسیاری ظلمهای دیگری که در این مدت شاهد آن بودیم مجددا بر جهانیان صحت تئوری جدایی دین از سیاست را ثابت کرد. در این میان برخوردهای خشن و به دور از هرگونه منطق با دانشگاه و دانشگاهیان نشانه دیگری از عدم بلوغ سیاسی حاکمان و عدم درک صحیح آنها از شرایط جامعه دانشگاهی دارد. برخوردهایی که اخیرا و با نزدیک شدن شروع سال تحصیلی و در راستای تصفیه حساب با جامعه دانشگاهی شروع شده را گام دیگری در راستای تکمیل پروژه کودتاگونه حاکمیت می دانیم و اعتقاد داریم که اینگونه حرکتها هدفی جز ایجاد ارعاب در محیط دانشگاه و امنیتی کردن فضا و نیز جلوگیری از شکل گیری هرگونه اعتراضات به کودتای 22 خرداد در دانشگاهها می باشد.
بدینوسیله به حاکمان به شدت هشدار می دهیم که در صورت ادامه دادن روند فعلی برخورد با فعالان دانشجویی و ستاره دار، محروم از تحصیل و یا زندانی کردن آنها بی شک ما دوستان، همراهان و همکلاسی هایمان را تنها نخواهیم گذاشت و با هرگونه برخورد با بدنه جنبش دانشجویی به مقابله خواهیم پرداخت و برای حمایت از آنها سنگر دانشگاه را دوباره فعال خواهیم کرد. شک نداریم که کودتاچیان از به خروش در آمدن مجدد دانشگاه که قطعا با خروشی رساتر از طرف جامعه که در حال حاضر چون انبار باروتی در انتظار کوچکترین جرقه ایست همراه خواهد شد، به شدت واهمه دارند. ما نیز حاکمان را از این امر بر حذر می داریم و به آنها توصیه می کنیم با نابخردی های خود سکوت دانشگاه و جامعه را به فریاد تبدیل نکنند و هرچه سریعتر برخورد با دانشجویان را متوقف کنند و بدانید که "دانشگاه هنوز زنده است" و از حرکت نخواهد ایستاد.
جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاههای تهران، امیرکبیر و شریف
*****
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ