سرود ملی: ای ایران ای مرز پرگهر

نقش دولتمردان و رسانه های آمریکایی در شورش 22 بهمن 1357

۱۳۸۸/۰۵/۲۳

آدینه: 23/5/1388 (زمان: 00:01 بامداد)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: ما به هیچ حزب، دسته، گروه یا مرامی وابسته نیستیم.
تقاضا داریم برای باز نشر مطالب انتشار یافته درین وبلاگ، نام منبع اصلی را درج نمایید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یاران و هم میهنان بامداد بر شما گرامی باد. به روال همیشگی، دقیقه ای پس از نیمه شب و شروع روزی دگر نخستین "پست" خود را آغاز می کنیم.
تا ساعاتی دیگر با دمیدن سپیده و آغاز بامداد؛ آدینه دیگری پیش روی همگان است. آدینه ها برای همه یکسان نیست. گروهی پس از یکهفته کار و فعالیت این روز را اختصاص به خانه و خانواده میدهند و گروهی نیز به عادت یا سنت و یا برحسب باور و اعتقاد خویش؛ آماده می شوند که به میعادگاه "نماز جمعه" رهسپار گردند. میعادگاهی که بنا به گفته ها و روایات باید محلی امن و فقط برای تزکیه روح و پرستش خدا باشد اما افسوس که رژیم و مزدورانش این مراسم روحانی را نیز بیشتر زمانها به خاک و خون کشیده اند و پس از این نیز خواهند کشید.
اما برای ما تمام روزهای هفته یکسان و همسان است. ما این وظیفه را بر خود لازم می بینیم که در هر حالتی وظیفه خبررسانی به همرزمان و هم میهنان خویش را بر هرکار دیگری ارجحیت دهیم. اگرچه که آدینه ها کمی برایمان آسوده تر سپری می گردد باین دلیل که خبرگزاری ها و خبرپراکنی ها و روزنامه ها و "روزی"نامه ها فعالیتی ندارند و ما ناگزیریم یا به اخباری که یاران ما از اینسو و آنسوی میهن برایمان ارسال می دارند بسنده سازیم و یا به اخبار رسانه های خارجی متوسل شویم اما، از فعالیت باز نمی ایستیم.
*****
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از بند مخوف 209 زندان اوین، زندانیان سیاسی زن تحت شرایط و فشارهای غیر انسانی بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارند. این شرایط غیر انسانی و طاقت فرسا باعث بیماریهای جسمی آنها شده است و همچنین از درمان آنها خوداری می کنند.دستگیریهای گسترده اعتراضات اخیرا که تعداد زیادی از زنان آزادیخواه دستگیر و به شکنجه گاههای مختلف انتقال داده شدند و تحت شکنجه های قرون سطائی قرار گرفتند. تعداد از آنها را به بند مخوف 209 زندان اوین منتقل کردند.تعداد دستگیرشدگان به حدی زیاد است که در یک سلول انفرادی بیش از 4 نفر جا داده شده است.سلولهای انفرادی فاقد سیستم تهویه در گرمای زیاد تابستان که گاها بخاطر کمبود هوا دچار حالت خفگی و سر دردهای شدید و حالت تهوع می شوند و اثرات آن بر زنانیان سیاسی زن باقی می ماند. از طرفی دیگر بازجویان وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن بعضی از زندانیان سیاسی زن هر 24 ساعت فقط 3 بار حق استفاده از دستشوئی را دارند . این برخورد ضد بشری بازجویان وزارت اطلاعات باعث شده است که زندانیان سیاسی درچار ناراحتی مثانه و کلیوی شوند.اخیرا بر اثر اعتراضات زندانیان سیاسی زن رفتن به دستشوئی را از 3 بار به 4 بار افزایش داده اند ولی این مسئله را عملا بکار نمی برند و استدلال آنها حضور بیش از اندازه زندانیان سیاسی است. در حال حاضر علاوه بر شکنجه های جسمی و روحی شیوه های غیر انسانی استفاده از دستشوئی و استحمام را به حداقل رسانده اند. این مسئله باعث شده است که تعداد زیادی از زنان زندانی سیاسی دچار ناراحتیهای مثانه،کلیوی،تنفسی و گوارشی شوند.زندانیان سیاسی که دچار ناراحتی جسمی هستند از درمان انها خوداری می شود و در شرایط بسیار بد جسمی قرار دارند.چند برابر شدن ظرفیت زندانیان سیاسی زن در بند 209 باعث شده است که به همان اندازه امکانات اولیه انسانی تقلیل یابد. امکاناتی مانند ،بهداشت،غذا،درمان و غیرهوضعیت و شرایط دختران و زنان زندانی بی نام و نشان که در قیام اخیر مردم ایران دستگیر شده اند و در بند 209 زندان اوین بسر می برند بسا بدتر می باشد. آنها مورد وحشیانه ترین و کینه توزانه ترین شکنجه های جسمی و روحی قرار می گیرند و همچنین بازجویان وزارت اطلاعات، جنایتکاران علیه بشریت برای تحت فشار روحی قرار دادن آنها، به آنها اتهامات اخلاقی نسبت می دهند. این موارد بخصوص در مورد خانم ها و یا دخترانی که در ستاد تبلیغاتی میر حسین موسوی و یا کروبی بوده اند بیشتر می باشد.بازجویان در درنده خوئی ،توهین و تحقیر مرزی را باقی نمی گذارند و به آنها گفته می شود که شما ها باید عبرتی برای دیگران باشید و دیگران وقتی شما ها را می بینند جرئت حضور در اعتراضات نداشته باشند. هچنین برای زندانیان سیاسی قدیمی که در این بند می باشند بازجویان آنها را تهدید می کنند که نام و شرایط آنها را نباید با خانواده های خود در میان بگذارند.قبل از شروع ملاقاتهای کابینی به زندانی تاکید می شود که در مورد چه جیزهایی میتواند با خانوادۀ خود صحبت کنند زندانی حق ندارد در مورد رفتار و برخورد بازجویان حرفی بزند.زندانی از شرایط و وضعیت موجود در این بند نباید چیزی بگوید هنگام ملاقات افراد وزارت اطلاعات کنار زندانی قرار می گیرند و به حرفهای او گوش می کنند و به او تذکر می دهند که این حرف را نباید بگویید.و از این طریق سعی دارند رفتارهای ضد بشری حاکم بر این بند را پنهان نگه دارند. فشار علیه خانواده های دستگیر شدگان بسیار زیاد می باشد بخصوص علیه خانواده های بی نام و نشان؛ به آنها گفته می شود : که نباید در مورد عزیز خود با کسی صحبت کنند در غیر اینصورت عواقب وخیمی برای خانواده و خود زندانی دارد. آنها ناچار هستند که دردهای خود را بیان نکنند. دانشجوی زندان مهسا نادری 19 ساله علیرغم اینکه توسط مغیسه ای معروف به ناصریان از ا عضای هیئت مرگ سال 67 به حکم سنگین و غیر انسانی 1 سال زندان محکوم شده است ولی بدستور سعید شیخان سر بازجو و شکنجه گر معروف 209 همچنان در این بند و در سلول انفرادی با 3 نفر دیگر نگهداری می شود، و از انتقال او به بند عمومی ممانعت می کند. خانم نادری در اثر فشارهای غیر انسانی دچار ناراحتی کلیوی و سر دردهای شدید و حالت تهوع بصورت دائم می باشد. او تا به حال از امکانات درمان محروم بوده است. خانم فاطمه ضیائی 52 ساله که از ناراحتی شدید ام. اس رنج می برد و تا به حال 3 بار دچار حملۀ ام. اس شده است که ناچار به انتقال او به بهداری زندان شده اند و خطرات جدی برای او ایجاد کرده است. سربازجو علوی به او گفته است : «قرار نیست شما از این بند زنده بیرون بروید اگر هر چه زودتر بمیرید هم ما را راحت کردید و هم خودتان را» او در حال حاضر همراه با 3 زندانی قیام مردم ایران در یک سلول انفرادی قبلی نگهداری می شود.علیرغم گذشت 5 ماه هنوز در بلاتکلیفی بسر می برد و تا به حال چند بار به دادگاه انقلاب برده شده ولی هر بار به دلائل واهی دادگاه او را به تعویق افتاده است.مادر خانم ضیائی در بستر مرگ بسر می برد و برای آخرین دیدار خواستار دیدن فرزندش می باشد ولی بازجویان وزارت اطلاعات از دیدار او با مادرش مخالفت می کنند.فعال حقوق بشری خانم شیوا نظر آهاری نزدیک به 57 روز از دستگیری او می گذرد ولی هنوز خانوادۀ وی علیرغم مراجعات مکرار به دادگاه انقلاب و زندان اوین موفق به ملاقات با فرزندشان نشده اند و از وضعیت و شرایط او بی خبر هستند . خانم نظر آهاری نزدیک به 18 روز است که با خانواده اش تماسی نداشته است .او در سلول انفرادی همراه با 2 نفر دیگر در بازداشت بسر می برند.از جمله کسانی که در سلول او بسر می برند خانم ژیلا بنی یعقوب می باشند .خانم بنی یعقوب از فعالین حقوق زنان که در دستگیریهای اخیر بازداشت و به بند مخوف 209 منتقل شده است.خانم عاطفه نبوی زندانی دیگری است که در پی یورشهای مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل شد. او در تاریخ 24 خردادما همراه با تعداد دیگر دستگیر شدند . خانم نبوی در طی مدت بازداشت تحت فشارهای مختلفی قرار گرفتند .و او را اخیر به دادگاه نمایشی برده بودند. همچنین خانم ها آزموده و باباخانی و تعداد بیشماری دیگر در این بند بسر می برند.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، دستگیری ، رفتارهای غیر انسانی ، محدود کردن امکانات اولیه انسانی ،عدم اطلاع خانواده از وضعیت عزیزانشان را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر امور زنان سازمان ملل ،سازمان مدافع حقوق زنان و سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عاجل برای آزادی فوری و بی قید وشرط زنان زندانی در ایران است.
*****
آلمان سفير ايران را احضار كرد
كدخبر: ۵۹۵۰۹- ۲۳ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۰:۱۳
سایت دولتی تابناک: مقام‌هاي برلين طي اقدامي مداخله‌جويانه براي اعتراض نسبت به بازداشت معترضان سياسي، سفير ايران در آلمان را احضار كردند.
به گزارش ايلنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، «آندرياس پشکه»، سخنگوي «فرانك والتر اشتاينماير»، وزير خارجه آلمان گفت: «در توافق با ساير شركاي اروپايي، سفير ايران را احضار كرديم تا بار ديگر نگراني خود را اعلام و بر لزوم آزادي فوري افرادي كه در جريان اعتراضات اخير ايران دستگير شده‌اند، تاكيد كنيم.»پشكه افزود كه در اين ديدار درباره پرونده «كلوتيلد ريس»، شهروند فرانسوي كه به اتهام جاسوسي در ايران بازداشت شده است نيز گفت‌وگو شد.سخنگوی وزارت خارجه آلمان همچنين گفت كه تمامي کشورهای عضو اتحادیه اروپا توافق کرده‌اند که سفرای جمهوری اسلامی ايران را برای ادای توضیحات احضار كنند.
*****
شرح بی خوابی شیخی که شکایت از شکنجه شنید
مسیح علی نژاد

"كروبی سیاستمدار، فیلسوف و روشنفكر نیست. او سیاستمداری است كه اگر سیاستش را به پیش نبرد، شب خوابش نمی برد."این را عباس عبدی در روزهای انتخابات ریاست جمهوری دهم در وصف شیخ مهدی کروبی گفت..
"من نفهمیدم آن شب از چه کسی این خبر را شنیده بود، کدام خانواده پیش او(کروبی) بوده، اما مادرم گفت آقاجانت خوابش نبرد."و این جمله را حسین، فرزند شیخ مهدی کروبی در وصف احوال شیخ گفت آنگاه که پس از وقایع خونین انتخابات، نامه معروف کروبی به هاشمی رفسنجانی در مورد اخبار مربوط به تجاوزات جنسی به زندانیان منتشر شد.
انگار کروبی و واژه خواب دو گزینه گره خورده به هم در ادبیات سیاسی وانتخاباتی سالهای پس از اصلاحات شده اند تا بیداری را مفهوم بخشند. هرجا که نام از کروبی و حضورش در انتخابات می آید، کدی هم از آن خواب معروف اش که خود شیخ آن را به خواب اصحاب کهف تعبیر کرده بود، نیز داده می شود. تیتر نخست بسیاری از سیاستمداران و صاحبنظران و تحلیل گران وبلاگ نویسان و مردم کوچه و بازار در روزهای انتخابات این بود: برای مراقبت از آرا و جلوگیری از تقلب، تا خود صبح بیدار می مانیم. مردم به همراه سیاستمداران و رهبران خود تا خود صبح هم اگر بیدار می ماندند آنچه که باید از صندوق های انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران بیرون می‌آمد پیش از این برنامه ریزی شده بود. حال صرف نظر از تقلب و تخلف بی سابقه ای که نامش را جز کودتا نتوان گذاشت، وقایع بعد از انتخابات، خود قصه تلخ تر از همه آن آرای به تاراج رفته بود که باز کروبی و قصه بی خوابی اش اخبار مهمی از این وقایع تلخ را به خود اختصاص داد.
خبرنگاران پارلمانی که در سالهای مجلس ششم در مجلس تحت نظارت شیخ کار خبری کرده اند، به خوبی یاد دارند که طبقه دوم ساختمان مجلس واقع در خیابان امام خمینی روزهای بسیاری را میزبان خانواده های دربند بوده است . از جمله، خانواده های ملی مذهبی ها، دانشجویان، فعالان سیاسی و حتی گاه خانواده های بدهکارانی که برای ماشین و خانه و وام و مزرعه شان به زندان افتاده بودند نیز در خانه شیخ در خیابان سعد آباد به زمین می نشستند.
حسین کروبی یک چهره سیاسی نیست اما در دایره سیاست، او نیز به سبک خویش آقازاده شد. آقازاده ای که باید با التماس و اصرار از او برای دیدار با پدرش، وقت ملاقات می گرفتیم. این روزها هم هنوز بخش هایی از روزنامه نگاران به خاطر حضور این آقازاده در روزنامه تحت مسولیت پدر، شاکی اند اما آنچه بیش و پیش از دل گرفتگی های ما و شکوه های ما به دل ملت می نشیند دل به خطر سپردن آقازاده هایی است که همپای مردم بودن را به سکوت های مصلحتی ترجیح داده اند. در برابر خانواده سحابی و دیگر ملی مذهبی ها و خانواده های دربند، همیشه صورت این آقازاده، محجوب می شد و در اتاق پدر را برای اصحاب و فامیل زندانیان باز می کرد. حال چه اهمیتی داشت که ما به عنوان اصحاب رسانه پشت در می ماندیم. اما آنچه به دل ملت نشسته است حضور روزهای گذشته این آقازاده در بهشت زهرا و ضربه های باتوم به تن خریدن در کنار خانواده های داغدار بود. و از سوی دیگر حضور این روزهای او در ماجرای خبررسانی نامه پدر به رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. باید کسی این نامه را تایید می کرد باید کسی به رسانه های دنیا می گفت که چرا کروبی آن نامه را نوشت، برای که نوشت و چرا به جای نامه نگاری به شاهرودی نامه را به هاشمی رفسنجانی فرستاده است.
و این بار آقازاده مفهوم مثبتی در اذهان می یابد وقتی حسین کروبی به جای آنکه همانند آقا زاده های دیگری که این روزها در کنج عافیت نشسته اند، خود به میدان می آید و به دویچه وله توضیح می دهد که:قصد پدرم این بود که آقای رفسنجانی موضوع را با آقای خامنه‌ای در میان بگذارد وگرنه خودش هم می‌توانست به شاهرودی نامه بنویسد.
با این سخن حسین، روشن شد که شیخ حاضر نیست دیگر به خامنه ای نامه مستقیما بفرستد و کسی را مورد خطاب قرار دهد که خود...یا آنجا که حسین کروبی در برشمردن رنج های دیگری که بر زندانیان رفته است، چنین توضیح می دهد:می‌گفتند حشرات موذی در سلول بودند و آنجا را مدام سم‌پاشی می‌کردند. گاز اشک آور توی خود سوله زده‌اند. آنها را روی هم پرت می‌کرده‌اند. از مسائل جنسی هم گفتند. می‌گفتند با ما هر جور اذیتی توانستند، انجام دادند و خیلی کتک زدند. می‌گفتند ما را دولا می‌کردند و می‌گفتند شما خر هستید و یک آدم گنده‌ای سوار ما می‌شد و با کابل به پشت ما می‌زد که راه بروید.این روزها وقتی می بینم شیخ در مقام دادرس نشسته است و درد دل های آنانی که پس از آزادی به سراغ او رفته اند را در قالب نامه نوشته است تا مقامات داخلی در برابر چشمان ناظران بین المللی به داد زندانیان بی پناه برسند، یاد روزی می افتم که توسط همان قاضی معروف به زندان دادگاه شده بودم و شرح ماوقع را برای همین شیخ برده بودم.همین آقازاده که به سختی به خبرنگاران وقت ملاقات می داد آنگاه که برگه احضاریه مرا به دادگاه در دست هایم دید، بدون معطلی در گشود و میان ملاقات های رسمی شیخ جایی برای این خبرنگار ترس خورده گشود. پس اینها را نوشتم تا بدانید اگر همین آقازاده ها که نامشان بار منفی در جامعه دارد درهای ورود به اتاق بزرگان را در این برهه های حساس نمی گشوندند، چه مصیبت ها که قصه اش پشت همان درهای بسته می ماند.
در باز شد و برای نخستین بار شیخ مهدی کروبی را از نزدیک ملاقات می کردم. او از من خبرنگار تیز و جسوری می شناخت که سوال های گاه و بی گاه من به تعبیر خودش مثل نیش مار بود اما آن روز من مثل کسی که از مار نیش خورده به خودم می پیچیدم و بیشتر از تصور شیخ زار زدم و گریه کردم تا بلاخره لابه لای گریه هایم به شیخ رساندم که در دادگاهی که قاضی معروف برایم ترتیب داده بود تا شکایت ستاد کل نیروهای مسلح را به من تفهیم اتهام کند از تمامی مسایل ریز و درشت جنسی حرف زده شد به جز مقاله ای که برایش احضار شده بودم.
من سرخ از شرم بودم و شیخ سرخ از عصبانیت. گفتم قاضی در برابر وکیل و معاون مدیرمسول روزنامه همبستگی، گفته است: اگر عذرخواهی در روزنامه ننویسی، فردا روزنامه شما باید گزارش خبرنگار زنی را به عنوان تیتر نخست خود منتشر کند که در یک هفته با سه مرد زنا می کند. حتی الان که در فضایی آزادتر هم اینها را می نویسم، پشتم می لرزد از هراسی که در تمام این سالها به دل من و همکارانم انداخته اند و این روزها اما با مردم معمولی کشورم هم چنین می کنند.
اما آنچه بر آنم داشت تا این نامه پرسشگرانه و دلسورانه شیخ مهدی کروبی را به یک خاطره شخصی گره زنم این بود: آن روز به کرات به شیخ التماس کردم که آنچه برایش از قاضی معروف گفته ام را در پیگیری هایش به هیچ وجه از من نقل نکند. حتی گفته بودم که اگر نقل کند و بعد از من بخواهد در جلسه ای غیر از او ماجرا را بازگو کنم، من آن را تکذیب خواهم کرد. شاید شیخ ندانست چرا من آن همه ترسیده بودم. چون باید زن باشی تا بدانی وقتی نگاه قاضی در یک اتاق در بسته تمام بکارت انسان بودن ات را می درد دیگر جسارتی برایت باقی نمی ماند. من آن روزها تنها می توانستم قصه خودم و آن قاضی معروف را در یک وبلاگ بی نام و نشان با تیتر: «زنی عریان در برابر قاضی» بنویسم اما امروز اینجا می نویسم تا بدانید اگر از تک تک آن زندانیانی که به آنها تجاوز شده است بنا به دعوت مجلس شورای اسلامی بخواهید که گزارش رنج شان را بدهند، ممکن است همان هراس کهنه، اجازه بازگو کردن دوباره را به آنها ندهد. این ملت ترس خورده خاطره تلخی از بازگو کردن دردهایش دارد که به جای متهم بازخواستش می کنند.
ماجرای رییس دانشگاه زنجان هنوز از خاطرمان نرفته است. البته قابل قیاس نیست اما در همان اندازه کوچکش هم دیده ایم که چه بر سر دختر بی گناهی رفته است که به هر دلیلی می خواست راز شهوت رانی مردان ریاکار شهرش را افشا کند. اما اینجا صحبت از وقاحت صاحبان قدرت است که در ردای دین پنهان مانده اند و دریدگی می کنند. حال مردم معمولی را چه توان مقابله با صاحبان منبر و مسند است. آنها همین که راز دل به شیخ گفته اند هم به اندازه بضاعت خویش جسارت کرده اند تا همین جایش هم شبها کابوس هجوم دوباره متجاوزان را می بینند پس به جای به میدان فرا خواندن مردم بی پناه و به شهادت طلبیدن زندانیان زندگی از دست داده شاید باید که راهکاری نو اندیشیده شود. شیخ آن شب که واقعه را شنید بی خواب ماند پس دشوار نیست ترسیم بی خوابی شدن هرشب آنان که در واقعه، خود یک سوی ماجرا بوده اند.
*****
دانشجوی بازداشتی 16 نفر؛ استاد ها آزاد!!!
سامناک آقایی

یکی از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس دیروز در گفت و گو با خبرگزاری ایلنا در عین آنکه خبر از بازدید کمیته ویژه بررسی وضعیت بازداشت شدگان اخیر از زندان اوین و احتمال ملاقات با دانشجویان زندانی داد، این را نیز گفت که "فقط 16 دانشجوی بازداشتی داریم و هیچ استادی هم در زندان به سر نمی برد".
حسین دو گانی که عضو کمیته ویژه بررسی وضعیت بازداشت شدگان اخیرست، اظهار داشت: براساس اطلاعاتی كه به ما رسیده است16 دانشجو که پس از وقایع اخیر دستگیر شده اندهمچنان در بازداشت به سر می‌برند. کمیته بررسی بازداشت شدگان اخیر به احتمال فراوان با دانشجویان بازداشتی ملاقات خواهند داشت.
وی در ادامه بدون اشاره به اسامی دانشجویان بازداشت شده گفت: لیست اسامی دانشجویان بازداشتی به رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی داده شده است.
او که یکی از حامیان دولت کودتا در مجلس محسوب می شود، در حالی زندانی بودن 16 دانشجو را تائید کرد که پیش از این مسئولان وزات علوم و دانشگاه های تهران دستگیری و برخوردهای گسترده اخیر با دانشجویان را رد کرده بودند.این در حالیست که در 50 روز گذشته، به وِیژه در یک هفته اول بعد ازکودتای 22 خرداد، دانشجویان معترض با برخوردها و دستگیرهای گسترده و کم سابقه ای روبرو شدند و گزارش هاو خبرهای تائید شده حکایت از دستگیری ده ها دانشجو و احضار بیش از 70 دانشجو دارند.
طبق آخرین گزارش ها هم اکنون دستکم سی تن از دانشجویان دستگیر شده در اعتراضات مردمی اخیر با گذشت پنجاه روز از زمان بازداشت شان همچنان در زندان اوین بسر می برند و از وضعیت جسمی و روحی بیشتر آنان هنوز خبری در دست نیست.برخی منابع خبری مستقل، از جمله پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان پلی تکنیک تهران در چند روز گذشته اسامی و مشخصات این سی دانشجوی دربند را منتشر کردند.
عضو ویژه بررسی وضعیت بازداشت شدگان اخیر در همین گفتگو، بازداشت برخی از اساتید برجسته دانشگاه های تهران را هم رد کرد و گفت : بر اساس اطلاعاتی که به کمیته ویژه بررسی بازداشت شدگان اخیر ارائه شده در حال حاضر هیچ یک از اساتید دانشگاه های تهران در زندان نیستند.
رئیس منصوب شده دانشگاه صنعتی شریف نیز پیش از این بازداشت برخی از اساتید دانشگاه صنعتی شریف تهران و همچنین دستگیری دانشجویان در جریان اعتراضات مردمی را رد کرده و به خبرگزاری مهر گفته بود: دانشگاه صنعت شریف نه مسئول و نه دانشجوی بازداشتی دارد. تنها دو تن از اساتید دانشگاه را بر اساس سوء تفاهماتی یک شب بردند و صبح آزاد کردند. دانشگاه صنعتی شریف در اعتراضات اخیر تنها یک دانشجوی بازداشتی داشته که او نیز مدتی پیش آزاد شده است.
این ادعاها در حالی مطرح می شود که طبق خبرهای تائید شده از سوی منابع دانشگاهی و مطلع در این باره، در حال حاضر به طور مشخص سه تن از برجسته ترین اساتید دانشگاه های تهران از جمله: دکتر عبدالله رمضان زاده عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دکتر حسین علی عرب، رئیس بخش فارماکولوژی دانشکده دانشکده پزشکی و دکتر علی اصغر خدایاری، استاد یار گروه معدن دانشکده فنی دانشگاه تهران در بازداشت بسر می برند.
پیش از اینکه این نماینده حامی دولت و رئیس دانشگاه صنعتی شریف دستگیری استادان دانشگاه ها را رد کند، ادامه بازداشت اساتید دانشگاه های تهران و همچنین نحوه برخورد با آنها ، حتی صدای احمد توکلی، یکی از چهره های سرشناس اصولگرایان مجلس را نیز درآورده بود.اودو روز پیش ضمن اظهاراتی در مجلس به دستگیری برخی از اساتید دانشگاه صنعتی شریف تهران و نحوه رسیدگی و برخورد با آنها اعتراض کرده بود.
گفتنی است در تازه ترین لیست منتشر شده از اسامی دانشجویان بازداشت شده، نام پنج تن از دانشجویان صنعتی شریف نیز به چشم می خورد که بیش از چهل روز است در زندان اوین در وضعیتی نامشخص بسر می برند.
*****
متخصصان سازمان ملل نگران شکنجه در ایران
بی بی سی : یک گروه از متخصصان حقوق بشر سازمان ملل متحد نسبت به اتهامات شکنجه شدن افرادی که به دلیل اعتراض به تنیجه انتخابات ایران بازداشت شده اند، ابراز نگرانی کرده اند. این متخصصان سازمان ملل گفته اند که علاوه بر فعالان سیاسی مخالف دولت محمود احمدی نژاد و افرادی که در اعتراض به انتخابات به خیابانها رفتند، تعدادی وکیل، روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر در بازداشت به سر می برند.مانفرد نواک، گزارشگر ویژه سازمان ملل در خصوص شکنجه گفته است که هیچ نظام قضایی نباید به اعترافات ناشی از شکنجه ترتیب اثر دهد.آقای نواک که به اتهامات شکنجه بازداشتیان دولت آمریکا در زندان نظامی جلیج گوانتانامو نیز رسیدگی کرده است می گوید که دولت ایران اجازه سفر به آن کشور را به او نداده است.او همچنین گفته است که محاکمات انجام شده در دادگاه انقلاب بیشتر حالت محاکمات نمایشی داشته و نگرانی او این است که بازداشتیان بر اساس اعترافات اجباری محکوم شوند. متخصصان سازمان ملل گفته اند که بازداشتیان دسترسی مناسب و متعارف به وکیل برای دفاع از خود ندارند و در شرایطی در بازداشت به سر می برند که از دسترسی به ارتباط با جهان خارج و خانواده های خود محروم هستند.در خصوص عدم دسترسی به امکانات بهداشتی و پزشکی بازداشت شدگان نیز ابراز نگرانی شده است. متخصصان حقوق بشر سازمان ملل متحد گفته اند که گزارشهایی مبنی بر مرگ افراد در بازداشت همچنان به آنها می رسد و به خانواده های قربانیان اطلاعات کذب و یا ضد و نقیض در مورد فوت آنها داده می شود.
*****
از میان ایمیل های رسیده:
از وبلاگ سحرگاهان - محمد جلالی (م - سحر)
من اعتراف می کنم
1
من اعتراف می کنم اینجا جهنم است
اوباش راوسیله ء قدرت فراهم است
دزدان دهر قاضی شرعند و بی حفاظ
دین درپی شکنجهء ابنای آدم است
من اعترف می کنم اینجا به نام حق
باطل امام اعظم ، و قاتل ِمعظم است
من اعتراف می کنم اینجا فقیه رذل
هل من مزید گوی ، جگرخوار عالم است
من اعتراف می کنم این میهن من است
ایران که اینچنین به عزا و به ماتم است
2
من اعتراف می کنم این شهر، سوخته ست
اینجا نظام شرّ به بشر کینه توخته ست
حق در لباس باطل و باطل به جلد حق
دین خدا و خلق خدا را فروخته ست
من اعتراف می کنم ، امروز چشم رحم
بسته ست بر خدا و بر ابلیس دوخته ست
3
من اعتراف می کنم اینجا خدا یکی ست
رهبر یکی امام یکی مقتدا یکی ست
ایمان یکی ، صراط یکی ، دین حق یکی
گوینده نعم یکی و حکم لا یکی ست
سلطان یکی فقیه یکی محتسب یکی
داور یکی نشسته به امر قضا یکی ست
کیفر یکی گناه یکی متهم یکی
قانون و عدل و قاضی و حکم ِ جزا یکی ست
من اعتراف می کنم اینجا به نام دین
بیداد را به کام عداوت صدا یکی ست
پوتین یکی شکنجه یکی جان ستان یکی
فرمانگزار ظلم به زیر عبا یکی ست
زین« وحدت وجود » بشر زیر پای شر
منکوب و خوارگشته ، خدا را ، خدا یکی ست؟
من اعتراف می کنم ، این درد کهنه را
ویروس واحدی ست که اورا دوا یکی ست!
تا جهل ریشه دارد و دین ، دام قدرت است
ما را به خاک میهن ما ماجرا یکی ست!
*****
چند سوال از اکبر گنجی
نوشته: حسن داعی

اکبر گنجی در مقاله جدید خود و با لحنی آمرانه خطاب به هموطنان خارج از کشور میگوید: "از همین لحظه به طور شفاف و به صراحت تمام اعلام می کنیم: اول- شعار کمپین "جنایت علیه بشریت" به شرح زیر است: جنگ؟ نه. تحریم اقتصادی؟ نه. محاکمه ی سران رژیم به جرم "جنایت علیه بشریت" ؟ آری. دوم- نماد کمپین "جنایت علیه بشریت"، سبز سبز است و ما هیچ پرچمی، جز نماد سبز بالا نخواهیم برد."
1
در اینجا چند سوال ساده که به ذهن من و بسیاری دیگر از هموطنان رسیده را فهرست وار بیان میکنم تا درصورتیکه ایشان ضرورتی به پاسخگوئی دید، اقدام فرمایند:
منظور اکبر گنجی از "کمپین جنایت علیه بشریت" کدام است و رابطه آن با جنبش سبز در خارج و داخل چیست؟ به بیان دیگر، ایشان دقیقا سخنگوی کدام جریان و کدام دسته از ایرانیان است؟ پاسخ به این سوال از این جهت ضروری است که در جریان اعتصاب غذای نیویورک که به ابتکار گنجی و دوستانش برگزار شد، حمید دباشی یکی از سخنگویان این حرکت، در مصاحبه روز 22 جولای با بی بی سی گفت: "ما به نمایندگی از طرف همه ایرانیان خارج از کشور در اینجا هستیم.... مردم ایران از اوباما هیچ توقعی ندارند جز اینکه فقط ناظر باشه."2 چه کسی به ایشان یا حمید دباشی اجازه نمایندگی از طرف همه ایرانیان خارج از کشور را داده و مردم ایران به چه طریق درخواست خود برای بیطرفی اوباما را به ایشان اطلاع داده اند؟
اکبر گنجی در مصاحبه ایکه دو روز پیش با یکی از تلویزیون های چپ آمریکا بنام Democracy Now داشت، ضمن اشاره به کمپین جدید خود و اعتصاب غذای نیویورک، با تحریم اقتصادی مخالفت کرد. بلافاصله پس از این مصاحبه، سایت وابسته به تریتا پارسی، با تیتر درشت نوشت: "اکبر گنجی: اپوزیسیون مخالف تحریم است"
3
آیا اکبر گنجی سخنگوی اپوزیسیون جمهوری اسلامی است؟ اگر گنجی خود را نماینده جنبش سبز در خارج از کشور میداند، مشکل بازهم بیشتر میشود. همانظور که میدانیم، محسن مخملباف به نمایندگی از طرف میرحسین موسوی در پارلمان اروپا سخنرانی کرد و از غرب خواست تا جمهوری اسلامی را هم تحریم سیاسی و هم تحریم اقتصادی کند. بنابراین، مواضع گنجی با مخملباف از زمین تا آسمان متفاوت است. بنابراین باید پرسید که ایشان سخنگوی چه کسی در خارج از کشور است؟
اگر میزان شرکت کنندگان در اعتصاب غذای نیویورک را معیار سنجش قرار دهیم، با وجود دهها اعلامیه و بیانیه و با اینکه هنرمندان محبوب ایرانی نیز درآن حضور یافته و برخی از ستارگان هالیوود نیز ازآن حمایت کردند، کل شرکت کنندگان در این گردهم آئی از چند صد نفر تجاوز نمی کرد. تعداد خبرنگاران و نمایندگان رسانه هائی که برای پوشش این حرکت در این سه روز به محل اعتصاب آمدند، بیشتر از تعداد کسانی بود که یا اعلامیه اعتصاب غذا را امضاء کرده یا از آن حمایت کرده بودند. آیا این محبوبیت ناچیز در میان ایرانیان خارج از کشور به اکبر گنجی جسارت بیاناتی چنین آمرانه و بازی کردن نقش سخنگوی ایرانیان خارج از کشور را میدهد؟ ناگفته نماند که محبوبیت گنجی در میان روشنفکران بین المللی بسیار بیشتر از مقبولیت ایشان در میان ایرانیان است.
ایشان در نامه خود به سازمان ملل و در مقالات و سخنرانی های مکرر، بارها و بارها از جنایات این حکومت سخن گفته اند. شهرت اولیه اکبر گنجی نیز بخاطر شهامت ایشان در افشاگری علیه هاشمی رفسنجانی بود. اگر گنجی روزی بعنوان شاهد یا شاکی در مقابل دادگاه بین المللی قرار گرفت تا علیه جنایات حکومت ایران سخن گوید، آیا حاضر است در مورد جنایات دهه اول انقلاب که سیاه ترین دوران جمهوری اسلامی است سخنی بر زبان آورد؟
در اینصورت، آیا بهتر نیست که قبل از رسیدن به دادگاه فرضی که سالها از آن فاصله داریم، اکبر گنجی یکبار برای همیشه در مورد این بخش از جنایات رژیم ایران سخن گوید و در مورد نقش روح الله خمینی، دوستان دوم خردادی خویش و بخصوص نقش خودش در این جنایات مخوف سخن گوید؟ آیا مردم ایران محرم تر از قضات دادگاه بین المللی نیستند؟ آیا می توان نقش رهبری جنبش را بازی کرد و گذشته خود و دوستان خود را از مردم پنهان نمود؟ آیا میتوان بعنوان شاکی در این دادگاه حضور یافت ولی در بخش هائی از این جنایات شریک بود؟ کمترین انتظار از گنجی این است که ایشان ضمن بازگشائی دوران سیاه دهه شصت، به نقش مستقیم خود و دوستانش اعتراف کرده و از قربانیان این دوره وحشت و ترور (نسل های کنونی و آینده مردم ایران و همچنین مردم منطقه خاورمیانه و جهان اسلام و همه ساکنان کره خاکی که از بنیادگرائی و تروریسم این حکومت صدمه دیده اند) طلب بخشش نماید.
اکبر گنجی با تحریم اقتصادی علیه حکومت ایران مخالف است. این عقیده ایشان است و برخی دیگر از هموطنان نیز با ایشان هم عقیده اند. آیا ایشان فقط با تحریم اقتصادی مخالف است یا با دادن امتیاز از طرف غرب به حکومت آخوندی نیز مخالفت میکند؟ خود ایشان در سخنرانی معروف خود در شورای روابط خارجی آمریکا، از غرب خواست که برای حل مسئله اتمی، جمهوری اسلامی دست از غنی سازی بردارد و در مقابل، غرب نیز تضمین های امنیتی به جمهوری اسلامی بدهد.4 منظور ایشان از این تضمین ها چیست؟ آیا این امتیاز دادن به جمهوری اسلامی نیست؟ کدامیک بدتر است، تحریم های نفتی که سختی هایی برای هموطنان بوجود میآورد یا تضمین های امنیتی که عمر حکومت را افزایش داده و سختی های طولانی تری را نصیب ملت میکند؟
اکبر گنجی معتقد است که غرب نباید به تحریم نفتی این حکومت اقدام کند. جای این سوال باقی است که آیا حراج سرمایه های مردم ایران، نابود کردن ذخیره های کشور و صرف پول آن برای دستیابی به بمب اتم، تروریسم، رشد بنیادگرائی در منطقه، خرج صدها میلیون دلار برای لابی در آمریکا و در یک کلام تلاش برای بقای حکومت ، خیانت به نسل های کنونی و آینده کشور نیست؟ ضرر کدامیک برای مردم بیشتر است، تحریم نفتی یا بنزینی و سختی های ناشی از آن یا ادامه فروش نفت و کمک به بقای این حکومت؟
اکبر گنجی در بسیاری از سخنرانی ها و مقالات خویش، با حمایت دولت ها و محافل غربی و بخصوص آمریکایی از جنبش مردم ایران یا کمک احتمالی به هر گروه اپوزیسیون مخالفت کرده است. کافی است به فعالیت های تریتا پارسی و لابی رژیم در کنگره آمریکا نگاه کنیم تا استفاده آنان از نوشته های گنجی در این زمینه را بطور مکرر مشاهده نمائیم. آیا این دستور العمل یعنی حرام بودن دریافت کمک از محافل غربی، شامل خود گنجی و دوستان ایشان نیز میشود یا خیر؟ در اینجا بطور مشخص از ایشان درخواست میکنم که برای شفافیت و پاسخگوئی به هموطنان، لیست افراد، بیناد ها و سازمانهائی که در چند سال گذشته به ایشان کمک مالی و سیاسی کرده اند را به اطلاع مردم ایران برسانند. آنانی که در آمریکا زندگی و فعالیت سیاسی میکنند بخوبی واقفند که شفافیت در مورد روابط سیاسی و مالی، از پایه ای ترین اصول دموکراسی و صداقت با مردم است.
سیاست اصلی آمریکا در سی سال گذشته، پرهیز از سرنگونی رژیم و بجای آن، حمایت از جناحهای باصطلاح مدره یا اصلاح طلب حکومتی در ایران بوده است. بدین ترتیب، جناح موسوم به دوم خرداد از دوازده سال پیش تا کنون مورد حمایت مستقیم آمریکا و اروپا قرار داشته است. بنظر آقای گنجی آیا این مقوله نیز جزو دخالت آمریکا در امور ایران محسوب میشود و باید محکوم شود یا اینکه فقط باید آن بخش از دخالت های آمریکا را محکوم کنیم که متمایل به سرنگونی حکومت ایران است؟ آیا کمک آمریکا به حفظ و بقای این حکومت، یعنی حمایت از یک جناح حکومتی در ایران، دخالت در سرنوشت ایران و ایرانیان هست یا خیر؟
بسیاری از همکاران و متحدان اکبر گنجی، منجمله برخی از برگزار کنندگان اعتصاب غذای نیویورک کسانی بوده اند که در چند سال گذشته تحت نام مبارزه با جنگ و تحریم، مشغول کمک به جمهوری اسلامی، فریب و جذب گروههای صلح طلب آمریکا و همچنین دروغگوئی به افکار عمومی در مورد ماهیت حکومت ایران و برنامه هسته ای آن بوده اند. این افراد ضمن کمک به بقای این رژیم قرون وسطائی، باعث شده اند که جمهوری اسلامی چهار سال برای برنامه اتمی اش وقت بخرد. لیلا زند یکی از رهبران این نوع فعالیت های بظاهر صلح طلبانه در آمریکاست که در مقاله چند روز پیش خود به لابی و کمک به حکومت ایران و شخص احمدی نژاد اعتراف میکند:
5
"در چند سال گذشته، ما اینجا در آمریکا، از آقای احمدی نژاد و سیاست های وی از هر طریق ممکن که فکر میکردیم به مردم ایران کمک کند حمایت کردیم. ازآنجا که ما انتخاب مردم ایران (انتخاب احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور) را محترم می شمردیم، طی چهار سال گذشته به مقابله با هر حرکت غیر منصفانه و توهین کننده ای که علیه ایشان بعنوان ریئس جمهور منتخب ایران بود برخاستیم.
ما برای حمایت از احمدی نژاد تظاهرات براه انداختیم. با سناتورها و نمایندگان کنگره ملاقات کردیم تا از ایران و رئیس جمهورش و سخنرانی های وی دفاع کنیم. ما مقالات زیادی در دفاع از وی نوشتیم بخصوص هنگامیکه وی در سال 2007 در دانشگاه کلمبیا رفت و مورد حمله بی ادبانه رئیس دانشگاه کلمبیا قرار گرفت. هنگامیکه وی سال بعد به آمریکا آمد و با لاری کینگ در تلویزیون سی ان ان مصاحبه کرد برایش دست زدیم. ما برای وی یک جلسه دیدار بسیار محترمانه با بسیاری از گروههای صلح طلب برگزار کردیم تا دیالوگ را ترویج دهیم.
ما دلمان میخواست که همه بدانند که ما از سیاست های تهدید آمیز آمریکا علیه ایران حمایت نمی کنیم. ما با احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور ایران به گفتگو نشستیم. ما همه این اقدامات را فقط به این خاطر که به آقای احمدی نژاد مربوط میشد انجام دادیم بلکه ما در کنار کسی نشتستیم که رئیس جمهور یک کشوری است که مردمش مورد تهدید قرار گرفته اند. ما این کار را برای هر ایرانی که در داخل کشور است انجام دادیم زیرا ما هوش و انتخاب ایرانیان (انتخاب احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور) را محترم می شماریم.”

نظر اکبر گنجی در مورد لابی چهار ساله دوستان و متحدان سیاسی اش برای کمک به جمهوری اسلامی چیست؟ آیا این گونه دخیل بستن به آمریکا برای برداشتن فشار از روی جمهوری اسلامی وطن پرستانه است؟ آیا آندسته از محافل و بنیادهای آمریکائی که حامی این لابی باصطلاح ضد جنگ و تحریم هستند، همانهائی نیستند که در این سالها از اکبر گنجی حمایت کرده اند؟
***

پاورقی:
مقاله اکبر گنجی در سایت اخبار روز
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=23200
مصاحبه تلویزیونی حمید دباشی با بی بی سی
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/07/090722_ir88_hunger_strike_ny.shtml
http://niacblog.wordpress.com/2009/08/12/ganji-opposition-opposes-economic-sanctions/#comment-2986
مقاله اکبر گنجی به انگلیسی
http://bostonreview.net/BR32.3/ganji.html
مقاله لیلا زند به انگلیسی
http://forpeace.net/blog/leila-zand/irans-crisis-does-it-feel-velvet
*****
مجمع نمایندگان ادوار مجلس به هاشمی رفسنجانی:
مجلس خبرگان به وظایفش، وفق اصل 111 قانون اساسی، عمل کند
مجمع نمایندگان ادوار مجلس که صدها نماینده سابق مجالس جمهوری اسلامی در آن عضویت دارند، با ارسال نامه‌ای خطاب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس خبرگان، خواستار آن شد که این مجلس، طبق اصل 111 قانون اساسی به بررسی وقایع اخیر و عملکرد نهادهای زیر نظر رهبری اعم از نظامی، انتظامی و قضایی بپردازد.
متن این نامه بدین شرح است:
حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی ایران
به استحضار می‌رساند:
مصادره آرای مردم، انتخابات 22 خرداد را به یک تراژدی تبدیل نمود. بازگویی وقایع پس از بیست و دوم خرداد ماه که با یورش عناصر نظامی، انتظامی‌، بسیجی و لباس شخصی و اطلاعاتی و به خاک وخون کشیدن تعدادی از مردم بی‌دفاع و سپس بازداشت گسترده اهل قلم و فعالان سیاسی و نخبگان و مردم عادی و اعمال وحشیانه‌ترین رفتارها نسبت به آنها و نمایشگاه دادگاه صد نفری که یادآور محاکمات استالین است، دل هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد. چگونه می‌شود باور کرد که داستان شکنجه‌ها و رنج‌ها و آزارهای بازداشت شدگان کهریزک رنج‌بارتر وغم‌انگیزتر از گوانتانامو و ابوغریب تحت تصدی اشغالگران امریکایی باشد.
نامه دردمندانه برادر شجاع و دلسوز، جناب آیت الله کروبی، به حضرتعالی؛ داستان تعدی اتباع دولت مهاجم نسبت به اتباع کشور مورد اشغال نیست، بلکه تراژدی بزرگی است که در زندانهای جمهوری اسلامی به وقوع پیوسته است. روشن است که نمی‌توان در برابر این وقایع شوم سکوت پیشه کرد.
حضرت امام خمینی در کتاب ولایت فقیه در باب حکومت بر وفق قانون می‌فرمایند: "همه درامان قانونند، در پناه قانون اسلامند، مردم و مسلمانان در دائره مقررات شرعی آزادند؛ یعنی بعد از آنکه طبق مقررات شرعی عمل کردند، کسی حق ندارد بگوید اینجا بنشین یا آنجا برو، این حرف‌ها در کار نیست، آزادی دارند و حکومت عدل اسلامی چنین است، مثل این حکومت‌ها نیست که امنیت را از مردم سلب کرده‌اند؛ هرکس در خانه خود می‌لرزد که شاید الان بریزند و کاری انجام دهند، چنانچه در حکومت معاویه و حکومت های مانند آن امنیت را از مردم سلب نموده و مردم امان نداشتندع به تهمت یا صِرف احتمال می‌کشتند..." این برداشت ملت بزرگ ما از امام و نظام اسلامی بوده است. اینک باید پرسید که چه نسبتی بین این سخنان و آنچه این روزها در کشور می‌گذرد، وجود دارد؟؟
با توجه به اینکه برخلاف بعضی نظام‌های سیاسی که رهبر را مبرای از مسؤلیت می‌دانند، در نظام جمهوی اسلامی ایران نه تنها رهبر از مسئولیت مبرا نیست، بلکه طبق اصل 107 قانون اساسی علاوه بر تساوی رهبر با سایر افراد کشور در مقابل قانون، رهبر همه مسئولیت‌های ناشی از ولایت امر را برعهده دارند و به موجب اصل 57 قانون اساسی قوای سه گانه کشور زیر نظر رهبر فعالیت می‌نمایند؛ پاسداری از قانون اساسی و حقوق مردم و توجه به وظایف خبرگان رهبری از نکته‌هایی است که بیش از هر چیز وظیفه و مسئولیت شما را سنگین‌تر می‌نماید.
بررسی اقدامات و فعالیت‌ها و عملکرد نهادها و قوای انتظامی و نظامی و دستگاه قضایی در وقایع اخیر، از اهمیت اساسی برخوردار است. این بررسی‌ها راهی برای بازگشت اعتماد عمومی و پاسداری از نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی است.
برهمین اساس مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی لزوم بررسی‌های قانونی وفق اصل 111 قانون اساسی را که از وظایف خبرگان رهبری است، مورد درخواست قرار داده و ازحضرتعالی انتظار دارد که بنا به وظیفه و رسالت قانونی اقدامات لازم را به عمل آورید.
والسلام علی من التبع الهدی

مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی
*****
گزارش فعالان حقوق بشر در ایران
گفتگو با امیر رئیسیان از وکلای پرونده دانشجویان دانشگاه زنجان

امیر رئیسیان، وکیل دو تن از دانشجویان دانشگاه زنجان، علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی، احکام صادر شده برای آنان را خلاف قانون و روند دادگاه می داند
در خرداد ماه سال گذشته، در پی حتک حرمت یکی از دختران دانشجو توسط معاون دانشجویی پیشین دانشگاه زنجان، تحصنی در این دانشگاه شکل گرفت که 6 نفر از دانشجویان این دانشگاه بازداشت و سپس به دادگاه احضار شدند. در این میان علیرضا فیروزی به یک سال و چهارماه حبس تعزیری و سورنا هاشمی به یک سال حبس تعزیری محکوم شده اند. در همین زمینه مصاحبه ای با امیر رئیسیان انجام شده است که در ادامه می آید. نکته قابل ذکر، بازداشت غیرقانونی محمد علی دادخواه دیگر وکیل این دانشجویان است. وی 17 تیر ماه به اتهامات واهی بازداشت و به بند امنیتی زندان اوین منتقل شده است.
آقای رئیسیان درباره احکام صادرشده برای دانشجویان دانشگاه زنجان توضیح بدهید
متاسفانه حکمی که توسط دادگاه زنجان صادر شده است واجد بسیاری از ایرادات قضایی است، اولین بحثی که درباره این مورد صورت گرفته این است که در جلسه دادگاه هم بحث شد اتهام وارده و رکن قانونی اتهام انتسابی هیچ مناسبتی با رفتاری که توسط موکلین بنده صورت گرفته ندارد. آن چیزی که منتسب شده است به موکلین بنده، آقای علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی ماده 498 قانون مجازات اسلامیست که اصولا این ماده راجع به جرائمی است که اقدام از طریق تشکیل سازمان، گروه یا دسته یا جمعیت به هدف اخلال در نظم و امنیت عمومی است یعنی آنچه که اتفاق افتاده فاقد هرگونه سازمان بندی و نظم سازمانی و ایجاد دسته و جمعیت بوده و یک رفتار کاملا خود جوش بوده است. و حتی رفتاری کاملا طبیعی بوده که بسیاری از دانشجویان در دانشگاه های سراسر کشور این رفتار را در شرایطی که در دانشگاه زنجان اتفاق افتاده است انجام می دهند. و برای انجام دادن این رفتار هم هیچ سازمان و گروه و دسته ای تشکیل نمی شود، یک تحصن و اعتصاب دانشجویی بوده به هدف اعتراض که متاسفانه به دلیل سوء مدیریت دچار بحران هم شده و به دلیل این که خواسته های دانشجویان مبنی بر بازداشت سریع متخلفین و مجازات متخلفین تامین نشده یک سری تبعات هم برای دانشگاه داشته، اما در امنیت درون و بیرون از دانشگاه هیچ اخلالی ایجاد نشده است. بلکه دانشجویان با تشکیل انتظامات در درون دانشگاه امنیت دانشگاه را تامین کرده اند ابعاد قضیه هم به بیرون از دانشگاه هیچ انتقالی پیدا نکرده است و هیچ اخلالی در امنیت خارج از دانشگاه هم بوجود نیامده است. از همه این ها گذشته اگر این امنیت هم به خطر می افتاد، اخلال در این امنیت از طریق نظم سازمانی نبوده است یعنی هیچ گروه و سازمان و دسته و جمعیتی تشکیل نشده فاقد هرگونه تشکل و تشکیلاتی که بخواهد این رفتار را کنترل و مدیریت کند. پس موضوع ماده 498 قانون مجازات اسلامی که هر دو موکل من محکوم به این اتهام شدند به هیچ وجه انتباقی با رفتاری که از آن ها سر زده و رکن مادی که وجود داشته ندارد و از آن جایی که ما می دانیم که طبق اصول حقوق جزا فقدان هر یک از ارکان سه گانه جرم که عبارتند از رکن مادی قانونی و معنوی موجب فقدان جرم می شود پس چون رکن قانونی وجود ندارد جرمی صورت نگرفته است. مطابق اصل قانونی بودن جرائم و مجازات ها اصول 37 و 168 قانون اساسی.
اما فارغ از این مطلب متاسفانه درباره آقای علیرضا فیروزی اتفاقی افتاده است که جای تعجب بیشتری دارد ایشان محکوم شده اند به تبلیغ علیه نظام، از آن جایی که ما می دانیم مطابق ماده 500 قانون مجازات اسلامی، تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی یک عبارتی برای آن به کار گرفته شده است که آن عبارت نشان دهنده کیفیت انجام این فعل است. گفته شده است فعالیت تبلیغی، اول از آن جایی که تبلیغ مصدر باب تفعیل است استمرار و تکرار برای تحقق آن ضرورت دارد و این مساله در دفاع ما در دادگاه بدوی آمده بود و این بحث تازه ای هم نیست، بحثی است که در پرونده مجله ایران مهر موجب صدور رای برائت برای مدیرمسئول این نشریه شد و در پرونده دانشجویان دانشگاه چمران اهواز موجب برائت آنان شده و پرونده های دیگر این دفاع دفاع موثری بوده است. در ثانی فعالیت تبلیغی کاملا متفاوت است از فعل تبلیغی، فعل تبلیغی یک بار انجامش هم فعل است اما فعالیت از آن جایی که می دانیم صیغه ی مبالغه است در ادبیات عرب، ضرورت به تکرار و تکرار شدید دارد، ما کسی را می گوییم فعال که رفتاری را مرتبا از خود بروز دهد بنابراین فعالیت تبلیغی که منتسب شده است به موکل بنده آقای علیرضا فیروزی و فعالیتی از ایشان دیده نشده، حتی بنده فعل ابلاغی را هم نمی پذیرم چه برسد به فعل تبلیغ بنابر این چیزی که مشخص است این که به دفاعیات ما پرداخته نشده در دادگاه و هیچ توجهی به دفاعیات ما نشده و این تنها دفاعیات بنده یا جناب آقای دادخواه هم نبوده و به دفاعیات موکلان دیگر متهمان پرونده هم غیر مسموع واگذارده شده. متاسفانه در این پرونده افرادی بوده اند که حتی در همان تحصن دانشگاه زنجان نقش های متفاوتی داشته اند و کم و کیف متفاتی در پرونده ذکر شده است ولی برای همه احکام یک سان صادر شده است.به عنوان مثال موکلین من که نقش بسیار کمی در پرونده داشته اند با دیگر متهمان حکم یکسان گرفته اند.
نهایتا ما امیدمان به دادگاه تجدید نظر است با توجه به این که وکیل دیگر آقایان، جناب آقای محمد علی دادخواه به اتهامات واهی بازداشت شده اند متاسفانه ما امکانات دفاعمان کاهش پیدا کرده است ولی ما سعی مان بر این است که دادگاه تجدید نظر را قانع کرده و استدلالمان را برای دادگاه تجدید نظر تشریح بکنیم که با توجه به این استدلال رای برائت موکلین ما صادر شود و عدالت تامین شود.
پیش از دادگاه به نظر می رسید که دادگاه به صورت علنی برگزار می شود، چه اتفاقی پیش از دادگاه رخ داد که دادگاه به صورت غیر علنی برگزار شد؟
اصولا، اصل بر علنی بودن دادگاه است بر اساس اصول آیین دادرسی کیفری، در بعضی جرائم دادگاه می تواند اعلام کند که به علت ضرورت دادگاه به صورت غیرعلنی برگزار می شود، در این پرونده دادگاه اعلام غیرعلنی بودن دادرسی نکرد که بر این اساس مطابق اصل دادگاه علنی است و حضور خبرنگاران و افراد مختلف جهت تامین خبر در جلسه دادگاه آزاد است بنابراین هم دادگاه اعلام نکرده و هم این که اصل مغایر با عرض بنده است که باید دادگاه به صورت علنی برگزار می شد. اما با وجود عدم اعلام غیر علنی بودن دادگاه شرایط به گونه این پیش رفت که در واقع جلسه رسیدگی را برای عده ای غیر علنی کرد منهی افرادی که ما نمی دانیم مبنای حضورشان در دادگاه چیست. افرادی که به ظاهر منتسبین دستگاه های امنیتی بودند حتی این مساله هم به ما گفته نشد و علت حضورشان در جلسه دادگاه هنوز هم نا معلوم است اگرچه ما هیچ مخالفتی با حضور آن ها نداریم کما اینکه ما معتقدیم باید اجازه حضور به دیگر افراد هم داده می شد مانند دانشجویان دانشگاه زنجان و افرادی که دوست داشتند از روند پرونده مطلع شوند و مطبوعات.
*****
کروبی: سند و شاهد دارم، از ترس از دست دادن پست و مقام موضع نگیرید
انتشار نامه‏ی مهدی کروبی به رئیس مجلس خبرگان، واکنش‏هایی عمدتا عجولانه از سوی مهره‏های وابسته به دولت کودتا به دنبال داشت. دامنه‏ی این واکنش‏ها حتی شخصیت‏های معتدل‌تری چون علی لاریجانی و امیررضا خادم را نیز دربر گرفت و آن‏ها را وادار به موضع‏گیری‏هایی عجولانه و غیر منطبق با واقعیت کرد که در شرایط فعلی به نظر می‌رسد نتیجه‏ای جز سرپوش‏گذاشتن بر تخلفات گسترده نداشته باشد. حال در پی این موضع‏گیری‏ها، مهدی کروبی در مصاحبه‏ای با سحام نیوز، ارگان رسمی حزب اعتماد ملی، ضمن اعلام خبر دستور پی‏گیری این نامه از سوی رئیس قوه قضائیه، به تهمت‏های بی‏اساسی که در این مورد به وی وارد شده است پاسخ داده و جزئیات جدیدی از فجایع صورت گرفته در زندان‌ها را مطرح کرده است.
به گزارش سحام نیوز، دبیرکل حزب اعتمادملی، در پاسخ به افرادی که وی را به خاطر نگارش این نامه مورد انتقاد واعتراض شدید قرار دادند گفت: "کسانی که این روزها به دنبال جوسازی هستند، (بهتر است) فضایی امن و آرام را ایجاد کنند و هیاتی مستقل و بی‏طرف را مسئول رسیدگی به این ماجرا کنند و بعد خواهند دید افرادی که این مسائل را به بنده منتقل کرده‏اند می‏آیند و شکایت خود را آنجا مطرح می‏کنند. البته افرادی در این هیات قرار گیرند که کسانی که مورد آزاد قرار گرفته‏اند و شکایتی دارند نسبت به ان‏ها اعتماد داشته باشند و مسایلی که برایشان روی داده را با ان‏ها در میان بگذارند و البته (بتوانند) اطمینان داشته باشند که این هیات نیز تا آخر از حقوق آنها دفاع می‏کند."
مهدی کروبی همچنین در توضیح علت نگارش این نامه به هاشمی رفسنجانی به عنوان رییس مجلس خبرگان تصریح کرد: "من برای نگارش این نامه به آقای هاشمی دلایل بسیاری داشتم. نخست اینکه ایشان از ارتباط نزدیکی با رهبری برخوردار هستند و بنابراین مطمئن هستم که این مسائل را به ایشان منتقل می‏کنند. از طرف دیگر خود آقای هاشمی رفسنجانی نیز انتقاداتی را به حوادث اخیر داشت و در نماز جمعه نیز تا حدودی گلایه‏های خود را مطرح کرد و حتی درخواست کرد تا زندانیان را آزاد کنند. همچنین من طی هفته‏های گذشته نامه ای را به وزیر اطلاعات و رییس قوه قضائیه نوشته بودم و بنابراین تصمیم گرفتم که این نامه را به ریاست مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بنویسم. در عین حال بنده از قبل از آغاز حرکت نهضت انقلاب با آقای هاشمی آشنا بودم و همواره از قبل و پس از انقلاب با ایشان همکاری و رفاقت داشته‏ام و من از این حق برخوردارم که به ایشان نامه بنویسم. البته این ارتباطی به اختلاف سلیقه من با آقای هاشمی ندارد چرا که هرچند ما با هم اختلاف دیدگاه داریم ولی من معتقدم که ایشان از جایگاه خاصی برخوردار است که شاید بتواند کاری کند. همین آقایانی که امروز به آقای هاشمی رفسنجانی هتاکی و انتقاد می‏کنند شاید از یاد برده‏اند که ایشان از نزدیک‏ترین یاران امام بوده‏اند و حتی زمانی که قرار بود حکم مهندس بازرگان خوانده شود در مراسمی که همه ما حضور داشتیم ایشان کنارامام نشستند و متن حکم را قرائت کردند."
وی با اشاره به ادعاها در مورد انتشار عمومی زودتر از موعد این نامه گفت: "من هنگامی که به ایشان نامه نوشتم انتظارم این بود که با توجه به ابعاد فاجعه‏آمیز این مسائل در مدت زمان کوتاهی ایشان پاسخ این نامه را بدهند. البته از نامه هم دو نسخه تهیه شد، که یکی نزد ایشان و دیگری نزد بنده بود. لیکن بعد از ده روز آقای هاشمی به این نامه پاسخی ندادند. البته این به معنای گلایه از آقای هاشمی رفسنجانی نیست، بلکه من احساس کردم که ایشان بنابر شرایط فعلی و وضعیتی که در آن قرار دارد نمی‏خواسته که وارد این معرکه شود. من هم بنابر نگرانی نسبت به اخباری که مدام به من می‏رسید این نامه را منتشر کردم. البته بعد متوجه شدم که ایشان نامه را به آقای هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ایشان نیز دستور رسیدگی به این نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگیرد و نفراتی را نزد من بفرستد تا نظرات مرا دریافت کرده و به آن‏ها منعکس کند."کروبی همچنین افزود: "هنگامی که این نامه منتشر شد، برخوردهای متفاوتی صورت گرفت. برخی استقبال کردند، چرا که می‏گفتند این باعث شد تا فضا به گونه‏ای شود که کسانی که در این باره مطالبی داشتند آن را مطرح کنند. مانند خبری که یک خانم سنندجی آن را مطرح کرد که من از ذکر نام ایشان خودداری می‏کنم و آقایان می‏توانند به سایت‏ها مراجعه و در این باره آگاهی بیشتری کسب کنند. البته در کسانی هم بودند که از انتشار این نامه برآشقتند و قصد دارند تا فضایی را ایجاد کنند که کسی جرات بیان مطالبی در این باره را نداشته باشد. یعنی فضایی ایجاد شود که اگر بچه‏های مردم را می‏کشند و یا کسی را در زندان مورد اهانت قرار می‏دهند، خانواده‏هایشان را در مقابل در زندان تهدید کرده و کتک می‏زنند، به خانه‏های مردم می‏ریزند و به اموال آن‏ها خسارات وارد می‏کنند، کسی جرات طرح این مطالب را نداشته باشد."
وی در ادامه گفت: "چرا به جای اینکه چنین فضای رعب و وحشت را ایجاد کنند تا مردم را به سکوت بکشانند فضایی را ایجاد نمی‏کنند تا اگر مسائلی در این باره وجود دارد و کسانی که شکایاتی دارند آن را در فضای آزاد و امن مطرح کنند. بهتر نیست به جای آنکه برخی در برابر انتشار این نامه چنین موضعگیری و فحاشی کنند به بررسی اصل ماجرا بپردازنند، نه اینکه هنوز کمیته پیگری مجلس تشکل نشده است، بگویند که محتوی این نامه کذب محض است. به نظر من باید مسئولان با شنیدن چنین مسائلی ناراحت باشند. اخر شما فضایی ایجاد کرده‏اید که کسانی که مورد آزار قرار گرفته‏اند جرات طرح این مباحث را ندارند و حتی شاید در شرایطی قرار گیرند که بیایند و بگویند که در زندان به ما نماز شب یاد می‏دادند و هیچ شکنجه‏ای هم روی نداده است."کروبی سپس به فضایی که در این چند سال اخیر شکل گرفته است اشاره کرد و گفت: "در جامعه‏ای که قتل‏های زنجیره‏ای روی می‏دهد و مردم را می‏کشند و جنازه‏هایشان را در کنار خیابان رها می‏کنند و یا در جامعه‏ای که مصطفی مولایی، مسئول دفتر بنده را ربوده و در کیسه می‏اندازنند و کتک می‏زنند دیگر چطور افراد جرات داشته باشند که بیایند و این مسائل را مطرح کنند. در جامعه‏ای که زنی را در (خیابان) پاسداران با آن وضعیت به قتل می‏رسانند، دیگر چگونه مردم احساس امنیت کنند. متاسفم از اینکه مردمی را که به بهانه اعتراض به یک انتخابات بازداشت کرده‏اند مورد شکنجه قرار داده‏اند که من شنیده‏ام که افراد را در کهریزک لخت می‏کردند و چهار دست و پا می‏نشاندند و سوار آن‏ها می‏شدند و به آنها می‏گفتند که صدای حیوانات در بیاورید. این مایه تاسف جمهوری اسلامی است. برخی دیگر را لخت کرده‏اند و روی هم خوابانده‏اند و آب روی آن‏ها ریخته‏اند. حتی هنگامی که افراد را شکنجه می‏کرده‏اند به آن‏ها می‏گفتند با صدای بلند بگویید که مادرتان .... است، مانند زمان قتل‏های زنجیره‏ای که به افراد می‏گفتند بگویید که من فرزند مادرم نیستم و سپس آن‏ها را کتک زده و در بیابان‏ها رها می‏کنند. واقعا من از طرح چنین مباحثی احساس شرم می‏کنم. فراموش نکنیم که مردم ما در جامعه‏ای زندگی می‎کنند که خانم دکتر بنی یعقوب را به اتهام ارتباط با مردی می‏گیرند و سپس جنازه‏اش را تحویل می‏دهند. آیا شما وجود اینها را کتمان می‏کنید؟ امروز به جای اینکه این مسائل را پیگیری کنید بدون آنکه تحقیقاتی در صحت و یا سقم مطلبی انجام شود به دفاع از این عملکردتان می‏پردازید؟"
وی تاکید کرد: "هنگامی که حضرت علی‏(ع) توسط ابن ملجم مورد ضربت قرار گرفت، حضرت تاکید کردند که مراقب فردی که او را مورد حمله قرار داده باشند و گفتند که چنانچه من زنده نماندم برای قصاص به او یک ضربه بزنید. ولی اینک شاهد هستیم در حکومتی که حکومت عدل علی(ع) الگوی آن قرار دارد، جوانی را به خاطر شعاری که سر داده است با باتوم به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‏دهند و طوری برخورد می‏کنند که حتی برخی از آن‏ها جان می‏بازند. آیا این رفتارها با حکومت عدل علی (ع)‌ و دین اسلام که دین رافت است سنخیت دارد؟"
کروبی با اشاره به توجه امام به چنین مسائلی گفت: "هیچ‏گاه یادم نمی‏رود هنگامی که لطف‏الله میثمی به دستور مرحوم لاجوردی بازداشت شده بود همسرش نزد من آمد و گفت که به خاطر شرایط فیزیکی‏اش نمی‏تواند حتی آشغال گوشه چشم خود را پاک کند. من پس از دیدار با همسر او به همراه احمد آقا به نزد امام رفتم و عین کلام همسر میثمی را مطرح کردم که امام فورا دستور آزادی او را صادر کردند. این درحالی است که اکنون شنیده می‏شود که در برخی از زندان‏های زنی که شنیده شده باردار است اینک دچار ناراحتی کلیه شده و یا زندانیان سیاسی را به بند معتادین منتقل کرده‏اند. می‏گفتند که زندان ها کانون آدم‏سازی هستند ولی این طوری آدم‏سازی می‏شود که هنگامی که فردی را بازداشت می‏کنند به او می‏گویند تو را به کهریزک می‏فرستیم که آدم شوی و زندانیان سیاسی را ارازل و اوباش محسوب می‏کنند. آخر این طوری می‏توان آدم‏سازی کرد؟"
وی با انتقاد از اینکه رییس مجلس و رییس کمیسیون امنیت ملی که رییس کمیته پیگیری وضعیت آسیب‏دیدگان حوادث اخیر است بدون هیچ پشتوانه تحقیقاتی به تکذیب اصل ماجرا پرداخته‏اند گفت: "من پیشنهاد کردم که مسولیت پیگیری این حوادث را می‏پذیرم، هرچند که این مسولیت برایم افتخارآور نیست، بلکه برایم زجرآور است. ولی قصد دارم تا حقایق کشف شود و هیاتی مستقل و بی‏طرف تشکیل شود تا فضایی ایجاد شود که کسانی که مورد آزار قرار گرفته‏اند خودشان بیایند و این مسائل را بازگو کنند تا ریشه این فسادهای اخلاقی و شکنجه‏های قرون وسطایی خشکانده شود. نه اینکه مسئولان پیگیری این حوادث در مجلس شورای اسلامی در مدت 24 ساعت و قبل از اینکه کمیته پیگیری جلسه‏ای تشکیل دهد به تکذیب محتوای این نامه یپردازنند. من ضمن احترام به ریاست مجلس هشتم جناب آقای دکتر لاریجانی که نسبت به ایشان و پدرشان و پدر خانم ایشان ارادت ویژه‏ای دارم و آقای علاءالدین بروجردی، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم، می‏گویم که قبل از آنکه در اظهار نظری شتاب‏زده اصل ماجرا را تکذیب کنید حداقل با بنده تماسی می‏گرفتید یا از من می‏خواستید که نفراتی را نزد شما بفرستم، شاید من اطلاعاتی در این رابطه داشتم. آخر چطور می‏شود که بدون آنکه تحقیقی صورت گیرد و جلسه‏ای تشکیل شود می‏گویید این ماجرا کذب محض بوده است. شما حداقل تحقیق می‏کردید تا ببینید این کسی که این حرف‏ها را زده از روی هوس چنین گفته و یا چون اینکه رای او را در انتخابات نادیده گرفته و تقلب کرده‏اند می‏خواهد برای عقده‏گشایی چنین حرف‏هایی بزند، یا اینکه مطلبی دارد و بر اساس مستنداتی این حرف‏ها را زده و بعد موضعگیری می‏کردید."
کروبی سپس افزود: "در شرایطی که رییس مجلس که سال‏ها من در جایگاه ایشان و دیگر جایگاه‏ها بودم، بدون تحقیق، اصل ماجرا را تکذیب می‏کند، دیگران چطور می‏توانند بیایند و این مسائل را مطرح کنند که در قبال آنچه که گفته‏اند مورد اهانت قرار گیرند و آبرویشان نیز برود. من احساس می‏کنم که این موضعگیری‏های شتاب‏زده تحت فشار صورت گرفته است، زیرا این بزگواران نگران آن هستند که به سرنوشت دیگر دوستان خود در گذشته دچار شوند. آقای لاریجانی نگران است که به سرنوشت دکتر حداد عادل گرفتار شود و او را از ریاست مجلس حذف کنند، آقای بروجردی نگران تکرار سرنوشت دیگر دوستانش چون آقای افروغ است که او را از ریاست کمیسیون حذف کردند و یا حتی سرنوشت قبلی‏ها مثل آقایان مجید انصاری و محتشمی پور. آخر چرا فضایی ایجاد می‏شود که حتی وقتی علی مطهری حرفی می‏زند به او حمله می‏شود و می‏گویند که به پدرش خیانت کرده است، به طوری که حتی کسی دیگر جرات آن را نداشته باشد تا این ماجرا را پیگیری کند."
دبیرکل حزب اعتماد ملی، با گلایه از قضاوت‏های عجولانه درباره این نامه گفت: "نباید این‏قدر شتاب زده درباره محتوی این نامه موضعگیری می‏کردند و شاید بهتر بود که این دوستان نیز به مانند آقای شاهرودی حداقل هیاتی را می‏فرستادند تا اصل ماجرا را از من جویا شود، نه اینکه حرف‏های آقای بروجردی را چهل بار از تلویزیون پخش کنند ولی حتی یک کلمه از حرف‏های مرا پخش نکنند. بهتر بود که آقای لاریجانی همان کمیته تحقیق و پیگیری را نزد من می‏فرستاد، تا من مستندات و مطالبی که دارم را به این کمیته منتقل کنم. من به مسئولان می‏گویم که هیچ‏گاه این فحاشی‏ها و انتقادات من را وادار به سکوت نخواهد کرد، من در این 20 سال گذشته از این درشتی‏ها بسیار شنیده‏ام و تا زمانی که زنده هستم از حقوق مردم دفاع خواهم کرد. شما نمی‏توانید زبان، دست و قلم بنده را بندید. برخی از اربابان مطبوعات به گونه‏ای حرف می‏زنند که گویی با جبرئیل امین حشر و نشر دارند و او برایشان گزارش می‏آورد این‏ها قصد دارند تا فضا را به اندازه‏ای سنگین کنند که دیگر کسی جرات حرف زدن نداشته باشد. این‏ها همان کسانی هستند که نمی‏گذاشتند تا اصل ماجرای قتل‏های زنجیره‏ای برملا شود و افراد را می‏کشتند و سپس پرونده‏های فساد اخلاقی برای آنان درست می کردند و به آن‏ها تهمت می‏زدند."
کروبی در پاسخ به افرادی که ادعا کرده‏اند استنادات این نامه تلفن‏های خوانندگان روزنامه اعتمادملی بوده است گفت: "من از این سخنان تعجب می‏کنم. حتی یک بار هم از طرف روزنامه، تلفن خوانندگان را به من منتقل نکرده‏اند. البته تلفن‏هایی در این باره به روزنامه شده است که پس از انتشار این نامه بوده و قبل از آن تماسی در این باره نبوده‏است. به این آقایان می‏گویم که مستندات من کسانی بوده‏اند که نزد من آمده‏اند که یا خود مورد آزار قرار گرفته بودند و یا اینکه شاهد بوده‏اند و یا کسانی نزد آن‏ها اقرار کرده بودند. من آدمی نیستم که بدون آنکه مستنداتی داشته باشم و بنابر یک تلفن و یا اینکه کسی حرفی را بدون پشتوانه به من زده باشد چنین نامه‏ای بنویسم."
رئیس اسبق بنیاد شهید، همچنین در واکنش به مسائلی که درباره نحوه عملکرد وی در آن بنیاد از سوی رسانه‏های حامی کودتا مطرح می‏شود گفت: "طرح این مسائل اهمیتی ندارد و طرح این موضوعات نشان‏دهنده این است که من پرونده‏ای ندارم که بخواهند آن را مایه تخریب من قرار دهند. بنابراین به داستان‏سرایی درباره عملکردهای مدیریتی من می‏پردازنند. درحالیکه کسانی که بنده را می‏شناسند و با من همراه بوده‏اند همیشه از من حمایت کرده‏اند. بنده دو بار از ریاست بنیاد شهید استعفا دادم. نخست بعد از فوت امام، که از حج و بنیاد شهید استعفا دادم. ولی رهبری نپذیرفت. سپس در سال 71 استعفا دادم که با اصرار من رهبری قبول کردند. البته بیت امام و دفتر رهبری از جمله آقای محمدی گلپایگانی به خوبی در جریان این ماجرا قرار دارند. خدا رو شکر که پس از گذشت 18 سال هنوز اکثریت خانواده شهدا ارتباط خودشان را با من حفظ کرده‏اند و من به این آقایان پیشنهاد می‏کنم به جای اینکه خانواده‏های شهدا را وارد این دعواهای سیاسی کنند بهتر است که دو ماه دیگر از همین مسئول جدید بنیاد شهید بپرسند که کارمندان و خانواده‏های شهدا از مدیران این بنیاد هنوز نام چه کسی را بیشتر از دیگران به خوبی یاد می‏کنند. من ازآقایان خواهش می‏کنم که دیگر این خانواده‏های معزز شهدا را که با فداکاری‏های آن‏ها این نظام به پیروزی رسید و تثبیت شد را وارد این دعواهای سیاسی نکنند. آن‏ها به اندازه کافی خودشان مشکلات دارند و دیگر نباید آن‏ها را وارد این قضایا کرد. من مطمئن هستم که اکثر این خانواده‏ها از وضعیتی که در جامعه حاکم شده است رنج می برند."
کروبی با اشاره به نیات کسانی که این روزها علاقه خاصی به راه‏اندازی دعواهای سیاسی دارند و اصلاح‏طلبان را به تنش‏زایی در کشور متهم می‏کنند گفت: "نزاع بر سر این است که ما مخالف نظام هستیم، ولی من این را می‏گویم که ما مدافع نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام هستیم. ما می‏گوییم که جمهوریت و اسلامیت باید در کنار هم باشد ولی آن‏ها می‏گویند که رای مردم زینت است و حتی این روزها یکی از آن‏ها گفته که اطاعت از احمدی‏نژاد اطاعت از خداست که البته من می‏گویم این حرف‏ها دربرابر همان پول‏هایی است که به موسسه وی سرازیر می‏شود. از سوی دیگر یکی از نزدیکان آقای احمدی‏نژاد می‏گوید که او تنها چهار میلیون رای دارد و 20 میلیون باقی مانده منتقد به اصل نظام هستند. من همین‏جا می‏گویم که هیچ رییس‏جمهوری، نه آقای احمدی‏نژاد و نه قبلی‏ها و یا بعدی‏ها نماینده‏ی خدا بر روی زمین نیستند و نمی دانم این چه حرف‏هایی است که زده می‏شود. زمانی برای ناصرالدین‏ شاه بادمجان می‏آورند، فردی که از نزدیکان وی بوده به تعریف از بادمجان می‏پردازد و ناصرالدین شاه نیز از آن می‏خورد. هنگامی که قصد خروج از اتاق را داشته است از زیاد خوردن بادمجان دل درد می‏گیرد و آروغ می‏زند. در همین زمان همان فرد شروع می‏کند در مورد بدی بادمجان سخن گفتن. ناصرالدین شاه به وی می‏گوید که تا حالا تو از فواید آن سخن می گفتی، حالا چه شده که در مذمت آن حرف می زنی. آن فرد می‏گوید آن موقع شما خوشتان می‏آمد، بنابراین من خوب می‏گفتم. ولی حالا شما بدتان آمده، من باید در مزمت بادمجان سخن بگویم. حالا به نوعی شاهد تکرار چنین وقایعی هستیم. من خودم به خانواده‏های شهدا توصیه می‏کنم که وارد این نزاع‏های سیاسی نشوند. البته در این جا از آقای ضرغامی قدردانی می کنم که در برابر هتاکی به همسر شهید باکری از او دفاع کرد. ولی همه خانواده شهدا مانند همسر شهید باکری شناخته شده نیستند که از آن‏ها دفاع شود."
در پایان مهدی کروبی تاکید کرد: "من به نسل‏های جوان‏تر می‏گویم که این شرایطی که اکنون در کشور وجود دارد، اهداف و آرمان‏های نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام نیست و این رفتارها را به نام اسلام و نظامی که بنیان‏گذار آن امام خمینی بوده است ننویسند. این نظام جمهوری اسلامی همان نظامی است که با فداکاری و ایثارگری‏های بسیاری شکل گرفت. کسانی چون سردار لشکری که 18 سال در زندان‏های بعثی اسیر بودند و یا در جبهه‏ها شهید شدند، کسانی که در تظاهرات‏های قبل از انقلاب به شهادت رسیدند و اکنون نیز خانواده‏هایشان از فضایی که در کشور حاکم شده است رنجیده خاطر هستند. من 20 سال است که برای دفاع از حقوق شهروندی و حقوق مردم به عنوان عضو کوچک این نظام تلاش کرده‏ام و اکنون هم بار دیگر تاکید می‏کنم که این تهمت‏ها و افتراها مرا از راهی که به آن اعتقاد دارم جدا نخواهد کرد."
*****
ليست كامل جان باختگان در صورت همكاری بهشت زهرا
ایلنا: در حالي كه علاء‌الدين بروجردي رئيس كميسيون امنيت ملي مجلس گفته بود كه عليرضا بهشتي و مرتضي الويري نتوانستند ليست كامل كشته شدگان حوادث اخير را ارائه دهند يك عضو كميته پيگيري وضعيت بازداشت‌شدگان و جان‌ باختگان حوادث اخير در خصوص زمان ارائه ليست كامل جان‌باختگان به مجلس گفت:در صورت همكاري بهشت زهرا ليست كامل كشته‌شدگان اخير را به مجلس ارائه مي‌دهيم.
مرتضي الويري در پاسخ به سوالي در خصوص زمان ارائه ليست كامل جان‌ باختگان حوادث اخير به مجلس گفت: اطلاعاتي كه ما در خصوص جان‌باختگان گان اخير داشتيم مربوط به اطلاعاتي بود كه بستگان آنها به ما ارائه كرده بودند به همين دليل شايد تا حدودي نقص در اين ليست بوده باشد.
وي ادامه داد: براي رفع اين نواقص همكاران ما در حال رايزني با مسئولان بهشت زهرا هستند كه در صورت همكاري آنها، با توجه به تعداد جواز دفني كه در طول اين مدت صادر شده و مطابقت آن با جان‌باختگان حوادث اخير مي‌توانيم ليست كامل را در اختيار مجلس بگذاريم.
*****
ماجرای دکتر و مهندس های قلابی در رژیم آخوندی
خبرگزاری حکومتی مهر: عضو کمیسیون آموزش مجلس از تصویب مجازاتهای نقدی و اجتماعی برای استفاده کنندگان غیرمجاز از القاب علمی در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس خبر داد و گفت: برای این افراد مجازاتهایی نظیر جرایم نقدی و حبس در نظر گرفته خواهد شد.
فاطمه آجرلو افزود: برای افرادی که به خود اجازه داده بودند از القاب علمی استفاده کرده و بدین وسیله چالشهای مهمی در جامعه ایجاد کنند با هدف بالا بردن ضمانت علمی در کشور طرحی برنامه ریزی شد و در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس مورد بررسی قرار گرفت که بر اساس آن با چنین جرائمی برخورد شود.
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی گفت: در هفته جاری مقرر شد افرادی که عالمانه از القاب علمی مانند مهندس، دکتری، کارشناس ارشد بدون اینکه مدارج علمی مربوط به آنها را طی کرده باشند استفاده می کنند، مجازاتهایی توسط دستگاه قضایی برای آنها در نظر گرفته شود.
وی افزود: اعضای کمیسیون به این نتیجه رسیدند که برای این افراد مجازاتهایی نظیر جرایم نقدی و حبس، مجازاتهای اجتماعی مانند درج در روزنامه ها و اطلاع رسانی برای عموم در نظر گرفته شود.
آجرلو گفت: از قبل نیز قوانینی برای برخورد با این افراد وجود داشت اما این قوانین بازدارندگی خود را از دست داده بودند از این رو جرایم سنگین تر و بازدارنده تری در کمیسیون به تصویب رسید که به زودی تقدیم هیئت رئیسه مجلس می شود.
*****
بررسی طرح بازداشت موسوی در شورای عالی امنیت رژیم
سایت نوروز: طرحی به شوراي عالی امنیت ملی پیشنهاد شد تا میرحسين موسوی و 10 نفر ديگر از سران جبهه اصلاحات که برخی از اعضاي مجمع روحانيون نيز در ميان ان ها هستند ، بازداشت شوند ، اما به دلیل عواقب شديد برای کودتاچیان با اجراي آن مخالفت شد .
این طرح که با پشتیباني محمود احمدي نژاد و به اصرار او تهیه و به شوراي عالي امنیت ملي ارائه شده بود ميرحسین موسوی و 10 نفر ديگر را عاملان ادامه اعتراض ها دانسته و تاکید کرده است تا این 11 نفر بازداشت نشوند ، اعتراض ها به پايان نخواهد رسید.
علاوه بر میرحسين موسوی از علی اکبر محتشمي پور ، مهدی کروبي ، محسن الويری ، محمدرضا خاتمی ، یکي از فرزندان هاشمی و چند نفر ديگر در این فهرست دیده می شوند . سید محمدخاتمی در این فهرست ديده نمي شود و تهیه کنندگان طرح معتقد بودند که نام او به خاطر شهرت بين المللی عواقب وخيمی خواهد داشت .
اين طرح وقتي در شورای عالي امنيت ملی مطرح می شود با مخالفت تعدادي از اعضا مواجه مي شود ، زیرا به نظر آنان اجرای این طرح عواقب غير قابل کنترلی خواهد داشت که اصل نظام را با خطر سقوط رو به رو خواهد کرد.
احمدي نژاد و تعدادی دیگر روي طرح اصرار می کنند ،اما پس از اين که طرح به اطلاع مقامات ارشد نظام می رسد ، آن ها نيز نظر منتقدان را تایيد کرده و به صورت تلویحی به این نکته تاکید مي کنند که بازداشت ميرحسین نظام را به سقوط مي کشاند.
*****
سازمان ملل: ۳۰۰ مورد شکنجه بازداشت‌شدگان گزارش شده است
مانفرد نواک گزارشگر ويژه سازمان ملل درباره شكنجه اعلام کرد که شكايت‌های زیادی از معترضان بازداشت شده پس از انتخابات ايران در مورد آزار و اذيت‌شان در زندان دریافت کرده است و دست کم 300 پرونده در مورد شکنجه بازداشت‌شدگان ایرانی در اختیار دارد.
به گزارش «جرس» نواک که گزارشگر شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو است و پیشتر در مورد آزار و اذيت بازداشت‌شدگان در زندان امريكايى گوانتانامو تحقیق کرده روز پنج شنبه گفت که شکایت بازداشت‌شدگان پس از انتخابات ایران را از برخی از بازداشت‌شدگانی که آزاد شده‌اند، وکلا و خانواده‌های بازداشت‌شدگان دریافت کرده و به مقام جمهورى اسلامى نیز اطلاع داده كه بيش از 300 پرونده اتهامى در خصوص شكنجه و بدرفتارى با دستگيرشدگان اعتراضات اخير، به سازمان ملل ارايه شده است.به گفته مانفرد نواک اغلب شکایت‌ها از سوی بازداشت‌شدگان اخیر در ایران به ضرب و شتم،شوك الكتريكى و فشار جسمى و روانى با هدف گرفتن اعترافات از بازداشت‌شدگان مربوط است.گزارشگر ویژه شکنجه شورای حقوق بشر سازمان ملل همچنین خبر داد که در نامه‌ای از مقام‌های ایرانی خواسته برای تحقیق در مورد این شکایت‌ها به ایران سفر کند اما حکومت به او اجازه نداده است تا از اين كشور بازديد كند و پاسخ قانع‌کننده‌ای به این نامه نداده است.وی همچنین تاکید کرد که غیر از فعالان سیاسی و معترضان به نتایج انتخابات شماری از روزنامه‌نگار، وکیل، فعالان حقوق بشر نیز بازداشت شده‌اند.مانفرد نواک، گزارشگر شورای حقوق بشر سازمان ملل درباره شکنجه همچنین برگزاری دادگاه بازداشت شدگان اخیر از سوی دادگاه انقلاب تهران را براساس«اعترافات اجباری» دانست، آن را «دادگاه نمایشی» نامید و تاکید کرد که دستگاه قضایی هیچ کشوری نباید «به اعترافات اجباری ناشی از شکنجه» استناد کند.
*****
تبریک به احمدی نژاد؛ بشار اسد به تهران سفر می کند
ایرنا: يک منبع اطلاع رساني سوري از سفر بشار اسد رييس جمهوري سوريه به تهران در آينده نزديک خبر داد.
وي که خواست نامش اعلام نشود، روز پنجشنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا در دمشق، اشاره اي به زمان و موضوع اين سفر نکرد.
گفته مي شود هدف از سفر اسد به ايران، تبريک حضوري وي به "محمود احمدي نژاد" به خاطر انتخاب مجدد به عنوان رييس جمهوري اسلامي ايران و مذاکره براي گسترش روابط و مباحث منطقه اي است.
رييس جمهوري سوريه از نخستين کساني بود که پس از اعلام نتايج انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اسلامي ايران، به احمدي نژاد تبريک گفت. س‍ف‍ر اسد به تهران در پاسخ به سفر 15 ارديبهشت سال جاري اح‍م‍د‌ي‌ ن‍ژ‌اد ب‍ه‌ دم‍ش‍ق‌ است. آخرين سفر اسد به تهران به م‍رد‌ادم‍‍اه‌ 87‌ باز مي گردد که و‌ي‌‌ ب‍ر‌ا‌ي‌ ش‍ش‍م‍ي‍ن‌ ب‍‍ار ر‌ا‌ه‍‍ي‌ ت‍‍ه‍ر‌ان‌ ش‍ده‌ ب‍ود.
*****
گزارش کوتاه تلفنی یکی از یارانمان از "شو نماز جمعه"
نامه کروبی آبروی نظام را به باد داد...!!
احمد خاتمی در خطبه های این هفته نماز جمعه تهران با تشکر از اقدامات قوه قضائیه در برخورد با عوامل اغتشاشات اخیر گفت: قوه قضاییه اقدام خوبی را انجام داده است و کسانی که اغتشاش و ناامنی ایجاد کرده اند، پای میز محاکمه کشانده است.
وی خطاب به نخبگان گفت: شان شما بالاتر از این است که بیگانگان در سایت ها و ماهواره هایشان برای شما فضاسازی کنند.
سید احمد خاتمی تصریح کرد: اساس حرف های این سایت ها و ماهواره ها دروغ است و برای ضربه به نظام اسلامی است.
وی درادامه این خطبه گفت: در هفته گذشته یکی از سیاسیون (کروبی) نامه ای سراسر افترا و تهمت به نظام اسلامی منتشر کرد، نامه ای که جشن آمریکا، اسراییل و بیگانگان بود. این نامه با آبروی نظام بازی کرد.
گفتنی است مجيد انصاری عضو مجمع روحانيون مبارز درباره نامه کروبی در مورد تجاوز به زندانيان گفته است: با کمال تاسف اينها صحت دارد و آدم بايد به قول اميرالمؤمنين آرزوی مرگ کند که در جمهوری اسلامی کار به اينجا برسد که چنين فجايعی رخ دهد... نه يک مورد بلکه متعدد بوده است.
زمانی که احمد خاتمی، امام جمعه منفور امروز تهران با جملات تند کروبی و اظهارات وی در مورد تجاوزات جنسی در زندان های آخوندی را مورد انتقاد قرار داد معترضین با "فریاد مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر روسیه" لرزه بر اندام نیروهای بسیج انداختند. درگیری های پراکنده و تعقیب و گریز تا ساعت 15:30 ادامه داشت، صدای تیراندازی پراکنده در اطراف بلوار کشاورز شنیده شد، دسته های موتور سوار نیروهای بسیج با باتوم به مردم یورش بردند. دختران پا به پای مردان شعار می دادند.
*****
امام جمعه موقت تهران: يكي از سياسيون نامه‌اي سر تا پا افترا و تهمت به نظام اسلامي منتشر كرد!
خطيب نماز جمعه اين هفته تهران گفت: انتظار مردم از قوه‌ قضاييه اين است كه با كمال اقتدار قاطعانه در مقابل زورگويي‌هاي كشورهاي اروپايي بايستد. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) آيت‌الله سيداحمد خاتمي در خطبه‌هاي اين هفته نماز جمعه تهران با اشاره به دادگاه‌هاي برگزار شده براي متهمين وقايع پس از انتخابات اظهار كرد: در اين محاكمات روشن شد كه برخي سفارتخانه‌هاي خارجي به‌خصوص دولت پير استعمار يعني انگليس، مباشر برخي توطئه‌ها بوده‌اند. وي افزود: اين براي يك دولت وقاحت دارد كه برخي پرسنل سفارتخانه آن كشور در تظاهرات غيرقانوني شركت كنند. اين خارج از عرف ديپلماسي است. حالا هم اين كشورها دارند اعتراض مي‌كنند و اتحاديه اروپا بيانيه داده است كه اقدام عليه هر عضو اين كشورها اقدام عليه كل اروپا است. خب باشد، مگر شما عليه كل انقلاب و نظام ما وارد عمل نشديد؟ اگر هم تا الان موفق نبوديد نتوانسته‌ايد كه موفق باشيد. وي ادامه داد: قوه قضاييه اقدام خوبي انجام داده و كساني كه در اغتشاشات اخير ايجاد ناامني كرده‌اند پاي ميز مذاكره كشانده است. سفارش ما اين است كه فقط به قانون بيانديشيد و بس. در اين حوادث برخي افراد گول خوردند و واقعا نمي‌خواستند خيانت كنند و كلاه سرشان رفته است. به‌خصوص برخي جوانان كه مرتكب جرايم نه چندان سنگيني شده‌اند از اين قبيل افراد هستند. انتظار ما از دستگاه قضايي اين است كه با رأفت و رحمت با اين‌ها برخورد شود. اين عضو هيات رييسه‌ مجلس خبرگان اظهار كرد: در هفته گذشته يكي از سياسيون نامه‌اي سر تا پا افترا و تهمت به نظام اسلامي منتشر كرد. نامه‌اي كه جشن آمريكا، اسراييل و بيگانگان بود. اين نامه يك نامه‌ انحرافي بود و قوه‌ قضاييه به صراحت اعلام كرد كه آزار جنسي كه اين آقا ادعا مي‌كند دروغ است. مجلس شوراي اسلامي و كميته تحقيق مجلس گفت دروغ است و همه گفتند دروغ است و اين نامه با آبروي نظام بازي كرد. اين نامه با نظامي بازي كرد كه خون 300 هزار شهيد پشت آن است و ما از نظام اسلامي انتظار داريم كه برخورد مناسب و شايسته‌اش را به نمايش بگذارد.
*****
علم‌الهدي : اگر ادعاهای کسی که آن نامه را نوشته ثابت نشود او يک تروريست است
برخي وبلاگ‌ها، سايت‌ها و پيامك‌ها همان کار بمب‌افكن‌ها و تانك‌ها را ميکنند
امام‌جمعه مشهد گفت: آقايي كه در نامه‌اش ادعاهاي فوق‌العاده مي‌كند و به زندان‌هاي كشور نسبت‌هايي مي‌دهد كه در شأن زندان ابوغريب است، بايد بداند كه در صورت عدم اثبات حرف خود، سرباز پياده نظام دشمن محسوب خواهد شد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه خراسان، حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيداحمد علم‌الهدي، در خطبه‌هاي عبادي سياسي نماز جمعه امروز مشهد كه در رواق امام خميني حرم مطهر رضوي برگزار شد، تصريح كرد: كسي كه با نامه‌اش خوراك يورش بي‌رحمانه دشمن به نظام را آماده مي‌كند و نوشته‌ او ابزار محكمي براي بردن آبروي نظام توسط دشمن مي‌شود، عامل و عنصر استكبار است و نبايد در دل ممكلت آزاد باشد.
به گفته وي، دستگاه قضايي بايد فرد مدعي اين ادعاها را كه موجب جري شدن دشمن،‌ بردن آبروي اسلام و مملكت امام زمان(عج) و نيز سراسيمه كردن مردم در داخل كشور شده است، مواخذه كند و از او اثبات حرفش را بخواهد.
علم‌الهدي معتقد است: از آنجا كه اين ادعاها باعث ترور شخصيت تمام مسوولان قضايي و امنيتي كشور شده است، مطرح كننده اين ادعاها در صورت عدم اثبات حرفش يك تروريست است و بايد جرم خود را بپذيرد.
عضو مجلس خبرگان رهبري، حوادث اخير كشور را "فتنه‌الذهب" خواند و تاكيد كرد: اين حوادث موجب شد ميزان خلوص و عيار نخبگان سياسي معلوم شود كه متاسفانه بايد گفت برخي از اين نخبگان در اثبات ادعاي پيروي‌شان از ولايت فقيه دچار نقصان و مردود شدند.
وي با تاكيد بر لزوم آزادي سياسي در كشور، جامعه‌اي را كه به لحاظ سياسي دچار تك‌صدايي شود، تقبيح كرد و ادامه داد: فضاي سانسور و كنترل در كشور به مصلحت مردم و نظام نيست هر چند بايد در كشور انديشه‌ها و جريانات سياسي متفاوت وجود داشته باشد اما وقتي ولي‌فقيه تصميم گرفتند، همگي بايد پيرو تصميم ايشان باشيم.
به گزارش ايسنا، امام جمعه مشهد تصريح كرد: وقوع جنگ نرم در كشور ما مشهود است و امروز در وسط آن قرار داريم به‌طوري كه برخي وبلاگ‌ها، سايت‌ها و پيامك‌ها همان وظيفه‌اي را ايفا مي‌كنند كه بمب‌افكن‌ها و تانك‌ها در تهاجمات نظامي عهده دارند.
وي افزود: با اين قبيل سايت‌ها و ابزار مشابه كه در خدمت دشمن است، بايد همان برخوردي را كرد كه با ادوات نظامي دشمن در جنگ‌ها انجام مي‌شود.
علم‌الهدي تصريح كرد : براي به دست آوردن آزادي موجود در كشور، بهايي ارزشمند چون خون شهيدان را داده‌ايم و اجازه نمي‌دهيم در اين فضا تروريست آمريكايي و مزدور غربي پرورش يابد.
عضو مجلس خبرگان رهبري در پايان تاكيد كرد: همه حق دارند آزادانه حرف بزنند، بنويسند و نقد كنند به شرط آنكه مسووليت تمام گفتار و نوشتار خود را بپذيرند.
*****
برای ضیاء نبوی و سایر دوستان ستاره دار در بندم
ستاره ها وطن ندارند
سیامک کریمی
1) «ضیاء نبوی دانشجوی ستاره دار بازداشت شد.» خبر کوتاه و عمیقاً نگران کننده بود. درست به اندازه ی گفتار محمود احمدی نژاد در مناظره با مهندس میر حسین موسوی:«دولت من، اصلاً دانشجوی ستاره دار ندارد.» تو گویی، این گفتار دستوری بود برای اجرایی کردن همان خبر بازداشت؛ تا نشان داده شود که احمدی نژاد فقط سخن نمی گوید، عمل می کند. اگرچه این عمل نیز به واسطه ی بی واسطه بودن بدوی اش عریان و آزار دهنده است. و چه بسا در اختیار گرفتن وزارت اطلاعات- این بار نیز بی واسطه و غیر مستقیم- توسط او ناظر به همین موضوع باشد. پس به این خاطر فوکو راست می گفت، آن زمان که اعلام کرد «کلمات فقط باد هوا نیستند» و با اندکی دست کاری در سخن اش«نوعی زمزمه بیرونی [ هستند] که آدمی به سختی می تواند آن را در متن یک مناظره تلویزیونی به صراحت و بی پرده برون اندازد.» به این میانجی نیز چه بسا که دولت احمدی نژاد از این سخت تر با « کلمه یا حرف [ به چالش افتد]چون با کلمه یعنی باد هوا ساخته شده [است]» ( بادهای غربی/ مراد فرهاد پور/ نشر هرمس چاپ اول 1382)
2) بازداشت دانشجویان ستاره دار به ضیاء نبوی ختم نشد، بلکه چندین روز پس از آن با گرفتاری علیرضا خوشبخت و همسرش زهرا توحیدی، پیمان عارف و شیوا نظر آهاری ادامه یافت. هریک از این دانشجویان ستاره دار در طول دولت نهم به روند ایجاد تبعیض های سیاسی – عقیدتی در امر تحصیل اعتراض کرده بودند. به همین جهت همگی آن ها، هم اکنون در حال پس دادن تاوان اعتراض بر بی حقی اند که بر آن ها رفته است؛ این جا نیز پاسخ به همان جنس پرسش است: بی حقی را با بی حقی جواب می دهند. مطمئناً این افراد در طول 50 روز اخیر بازداشت شان فشارهای فراوانی را تحمل کرده اند تا برای دادگاه فرمایشی اخیر آماده شوند! دادگاهی که متن کیفرخواست جلسه اولش، «شورای محرومین از تحصیل» را که دو سالی می شود توسط دانشجویان ستاره دار برای دفاع از حق تحصیل پدید آمده است «تحت نفوذ منافقین» معرفی کرده است. البته امروز دیگر از خلال بازداشت های دور و نزدیک عیار این گونه اتهامات مشخص شده و به واقع قسم اخیر آن یعنی «ارتباط، نفوذ و تحت الحمایگی» مجاهدین خلق و مواردی این چنین دقیقاً به معنای بی اتهامی است چون نگاهی به روند همین بازداشت ها نشان می دهد، هنگامی که دست نهادهای امنیتی و قضایی از همه جا کوتاه است به خوبی می توانند غول جادوی «مجاهدین خلق» را بیرون کشند. شورای محرومین از تحصیل در طی مدت اخیر به برگزاری نشست های خبری در جهت روشن شدن جوانب موضوع ستاره دار شدن و هم اندیشی با فعالان سیاسی پرداخته است و حال نسبت این فعالیت ها با سازمان مجاهدین خلق را تنها همان بازداشت کنندگان می توانند تشخیص دهند.
نبوی نیز در کیفرخواست جلسه ی اول با « از عناصر مرتبط با گروهک منافقین در داخل کشور» شناسانده شده است. گویا از میان بازداشت شدگان ستاره دار تنها او در دادگاه ها حضور داشته است. چهره ی تکیده ی او را که می شد به زحمت در میان خیل متهمان دردادگاه دوم دید هیچ شباهتی به چهره ی بشاش گذشته اش نداشت. ضیاء در طی مدت اخیر یکی از دانشجویان فعال ستاره دار بوده است که تلاش بی وقفه اش در ایجاد شورای محرومین از تحصیل و همچنین گذار از اختلافات موجود در شورا، هماره مورد تحسین بوده و اینک قدر تمامی این تلاش ها بیشتر دانسته می شود. انگار باید نبود تا فهمیده شوی!
3) امروز تغییر شرایط پس از انتخابات 22 خرداد به نسبت پیش از آن به هزار زبان و به درستی در سخن است. این نکته را می توان در بحث پیش رو نیز درونی کرد. اگر چه دوستان ستاره دارم به واسطه «ستاره دار بودن» در بازداشت به سر می برند اما نمی توان موضوع آنها را جدای از فضای عمومی کشور و همچنین سایر بازداشت شدگان سیاسی – اجتماعی اخیر کشور بررسی کرد. به واقع اگر می شد در روزها و ماه های قبل از انتخابات اخیر بر «هویت» خاص دانشجویان ستاره دار تاکید کرد و به همین میانجی «وطن»ی برای آنان بنا ساخت دیگر نمی توان پس از انتخابات بر چنین ساخت و سازی تاکید کرد، چه این خاص بودگی هویت و وطن مبتنی بر آن ویران شده است و اکنون دانشجویان ستاره دار وطنی ندارند. اینک باید به دقت متوجه بود که راه گذار از شرایطی که تبعیض بی سابقه کنونی بر دانشجویان ستاره دار را فراهم نموده است در برگذشتن از همان چالش کلانی است که به نام آن یقه ی بسیاری از فعالان سیاسی – اجتماعی کشور را گرفته و آنان را مثل سایر ستاره دار ها روانه ی بند 209 زندان اوین نموده اند. امروز شرایط حاکم بر کشور به گونه ایی رقم خورده است که راهِ حل هر مشکل اعم از سیاسی، اجتماعی، صنفی و حتا اقتصادی نه صرفاً از طریق علاقه مندی های خاص حقوق بشری که از میان راه پر پیچ و خم حل سایر معضلاتی این چنینی می گذرد و به همین خاطر به نظر می رسد که این مساله با تمام اهمیت آن باید مدنظر این دسته از دانشجویان و شورای مربوط به آن ها «شورای محرومین ازتحصیل» باشد.
*****
اختلاف در رأس دستگاه قضایی
مراسم معارفه صادق لاریجانی عقب افتاد
با آنکه هفته قبل اعلام شده بود فردا (شنبه) مراسم تودیع و معارفه رئیس قوه قضاییه برگزار می‌شود، سخنگوی قوه قضاییه ساعتی قبل اعلام کرد که این مراسم به تعویق افتاده است. بدین ترتیب این سؤال در افکار عمومی پیش آمده که ماجرا چیست و چه چیزی مانع از نشستن صادق لاریجانی بر روی صندلی ریاست این قوه شده است.
به گفته علیرضا جمشیدی، «مراسم توديع و معارفه قرار بود روز شنبه 24 مرداد‌ماه برگزار شود كه به زمان ديگري موكول شد.»
موج سبز دو روز قبل
خبر داده بود که صادق لاریجانی علاوه بر مخالفت با تایید انتخابات که باعث مخالفت جناح حامی احمدی‌نژاد با او شده، به صراحت اعلام کرده که قبل از تعیین تکلیف همه بازداشت‌شدگان اخیر و خروج پرونده آنها از وضعیت بلاتکلیف کنونی و صدور قرار قطعی برای ایشان، بر روی صندلی ریاست قوه قضاییه نخواهد نشست.
اکنون که ابعاد جدیدی از اختلافات در سطوح بالای نظام بر سر نحوه خروج از بحران کنونی و چگونگی تصدی رئیس جدید دستگاه قضایی مشخص و علنی شده، موج سبز لازم می‌داند منبع خبر قبلی خود درباره صادق لاریجانی و جزئیات بیشتری از آن خبر را فاش کند.
به گزارش موج سبز کسی که از تاکید لاریجانی بر لزوم تعیین تکلیف همه بازداشتی‌ها پیش از حضور رسمی او در قوه قضاییه پرده برداشته، «قربانعلی دری نجف‌آبادی» دادستان کل کشور است که هفته قبل در یک جلسه مربوط به بازداشت شدگان حوادث اخیر از این موضوع خبر داده و اضافه کرده است:
آقای لاریجانی نمی‌خواهد بعد از حضورش در قوه قضاییه، باز هم ماجراهای اخیر و کشمکش زندانی‌ها ادامه پیدا کند. ایشان می‌خواهد رهبری این ماجرا را تعیین تکلیف کند تا چیزی برای دوره او باقی نماند و در واقع نگران است که همه ماجراها و برخوردهای اخیر به نام او تمام شود. البته قطعا مسئولان پرونده با چنین کاری مخالف‌اند.
دری نجف‌آبادی در حالی از اختلاف نظر در رأس دستگاه قضایی خبر داده که در محافل نزدیک عوامل کودتا، از کش دادن فضای امنیتی و قضایی حداقل تا مهر ماه و آغاز به کار دانشگاه‌ها صحبت می‌شود. بدین ترتیب قوه قضاییه در آستانه تغییر عالی‌ترین مقام خود، درگیر بحران بزرگی شده که برون‌رفت از آن به سادگی ممکن نیست.
نامه دو روز قبل گروهی از قضات دادگستری استان تهران نشانه‌ای دیگر از بالا گرفتن اختلافات در دستگاه قضایی است و آنطور که شنیده می‌شود، صادق لاریجانی نیز عزل مرتضوی و حلقه وابسته به او را به عنوان یک شرط برای حضور در دستگاه قضایی مطرح کرده است.
اینها در حالی است که صادق لاریجانی مخالفان بسیاری نیز در حوزه علمیه قم دارد؛ اعم از کسانی که سن و سواد او را برای قاضی‌القضاتی کم می‌دانند و یا به حضور دو برادر در رأس دو قوه اشکال وارد می‌کنند و یا معتقدند حضور صادق لاریجانی در جایگاه ریاست دستگاه قضایی، این دستگاه را بیش از پیش ابزار دست تندروهای دست‌اندرکار تقلب انتخاباتی و سرکوب پس از آن خواهد کرد.
حال باید دید به تعویق افتادن مراسم معارفه لاریجانی، باعث حل اختلافات درباره رئیس جدید قوه قضاییه خواهد شد یا بحرانی جدید را در سطوح مدیریتی نظام پدید خواهد آورد.
*****
تعطیلی دانشگاه تهران و دیگر دانشگاهها برای یک ترم تحصیلی!
بر اساس خبرهای رسیده شورای عالی انقلاب فرهنگی طرحی را در دستور کار دارد مبنی بر اینکه دانشگاههای کل کشور یا لااقل دانشگاه تهران برای یک ترم تحصیلی، تعطیل شوند.
یک منبع مطلع در وزارت علوم خبر داد که این طرح با هدف جلوگیری از اعتراضات دانشجویان در آغاز سال تحصیلی پیشنهاد شده و هم‌اکنون در مرحله کارشناسی قرار دارد و از چند نهاد دولتی خواسته شده که به سرعت نظرات خود را در این باره به شورای انقلاب فرهنگی اعلام کنند.
این منبع با اشاره به شهادت چند تن از دانشجویان دانشگاه تهران در دو ماه اخیر، خبر داد که در این طرح تصریح شده اگر امکان تعطیلی همه دانشگاه‌ها نیز فراهم نبود، دانشگاه‌های تهران و علوم پزشکی تهران برای یک ترم تحصیلی تعطیل شوند.
گزارش این منبع مطلع حاکی است همزمان با بررسی این طرح در شورای عالی انقلاب فرهنگی، زمینه‌سازی برای اعلام آن نیز در حال انجام است. یکی از محورهای آماده‌سازی فضا برای این کار، مطرح کردن موضوع تعویق و سپس تعطیلی ترم اول سال تحصیلی در پیش رو، به بهانه شیوع بیماری آنفولانزای خوکی است که زمزمه‌های آن در وزارت علوم مطرح شده است.
محور بعدی، شایعه‌ای است که در بین دانشجویان دانشگاه تهران پخش شده است، مبنی بر اینکه دانشجویانی که به هر دلیل امکان شرکت در امتحانات معوقه این دانشگاه را پیدا نمی‌کنند، امکان «حذف ترم» خواهند داشت تا بدین ترتیب ترم دوم سال تحصیلی گذشته در این دانشگاه، وضعیتی معلق پیدا کند.
*****
"ايران براي گفتگو با امريکا شرطي ندارد"
سایت دولتی تابناک - كدخبر: ۵۹۵۵۸
دبير کل مجمع جهاني تقريب مذاهب با تاكيد بر اينكه ايران براي گفتگو با امريکا شرطي ندارد، افزود: اما ايران گفتگوي توطئه‌آميز و تعيين شروط غيرقابل اجرا را رد مي کند.به گزارش ايلنا، آيت‌الله تسخيري در گفت‌و‌گو با روزنامه الخليج امارات، واكنش كشورهاي غربي به مسائل پس از انتخابات ايران را تلاش اين كشورها براي بدنام کردن شهرت و آوازه انقلاب اسلامي و ضربه‌زدن به قدرت رهبر انقلاب دانست.درباره خبرهاي مربوط به نزديک شدن ايران به بمب هسته‌اي، گفت اين بازي‌هاي تبليغاتي غرب است که به خوبي مي‌داند ايران نمي‌خواهد برنامه هسته‌ايش را تسليحاتي سازد و گزارش‌هاي آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي و سازمان‌هاي اطلاعاتي امريکا نيز اين امر را تائيد مي‌کند.وي افزود: اسلام اجازه داشتن سلاح هسته‌اي را نمي‌دهد و رهبر انقلب درباره حرام بودن دستيابي به سلاح هسته‌اي فتوا داده است.آيت‌الله تسخيري افزود: برنامه هسته‌اي ايران صلح‌آميز است و در چارچوب قوانين آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي اداره مي‌شود و در اين چارچوب، ايران از حق برخورداري از برنامه هسته‌اي صلح‌آميز چشم‌پوشي نمي‌کند.دبير کل مجمع جهاني تقريب مذاهب با تاكيد بر اينكه غرب با ناديده‌گرفتن سلاح هسته‌اي اسرائيل اشتباه فاحشي مرتکب مي‌شود، افزود: اسرائيل اگر هم هوس حمله به ايران را داشته باشد، به خوبي مي‌داند که قادر به اين کار نيست، زيرا واکنش ايران هولناک و ويرانگر خواهد بود.
*****
فعالان حقوق بشر در ایران
کد خبر : 3706
ليست كامل جان‌باختگان اخير را به مجلس ارایه می دهیم
با توجه به تعداد جواز دفني كه در طول اين مدت صادر شده و مطابقت آن با جان‌باختگان حوادث اخير مي‌توانيم ليست كامل را در اختيار مجلس بگذاريم. در حالي كه علاء‌الدين بروجردي رئيس كميسيون امنيت ملي مجلس گفته بود كه عليرضا بهشتي و مرتضي الويري نتوانستند ليست كامل كشته شدگان حوادث اخير را ارائه دهند يك عضو كميته پيگيري وضعيت بازداشت‌شدگان و جان‌ باختگان حوادث اخير در خصوص زمان ارائه ليست كامل جان‌باختگان به مجلس گفت:در صورت همكاري بهشت زهرا ليست كامل كشته‌شدگان اخير را به مجلس ارائه مي‌دهيم. مرتضي الويري در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا در پاسخ به سوالي در خصوص زمان ارائه ليست كامل جان‌ باختگان حوادث اخير به مجلس گفت: اطلاعاتي كه ما در خصوص جان‌باختگان گان اخير داشتيم مربوط به اطلاعاتي بود كه بستگان آنها به ما ارائه كرده بودند به همين دليل شايد تا حدودي نقص در اين ليست بوده باشد. وي ادامه داد: براي رفع اين نواقص همكاران ما در حال رايزني با مسئولان بهشت زهرا هستند كه در صورت همكاري آنها، با توجه به تعداد جواز دفني كه در طول اين مدت صادر شده و مطابقت آن با جان‌باختگان حوادث اخير مي‌توانيم ليست كامل را در اختيار مجلس بگذاريم. الويري همچنين تاكيد كرد كه مجلس هم مي‌تواند براي سرعت بخشيدن به اين كار در خصوص اخذ اين اطلاعات از بهشت زهرا به ما كمك كنند.
*****
شکنجه‌های محرز شده برای مجلس:
عریان کردن بازداشت‌شدگان و جلوگیری از رفتن به دستشویی
عضو فراکسیون اکثریت مجلس: مسئول بازداشتگاه کهریزک، حسین فدایی بود

یک عضو فراکسیون اکثریت مجلس در گفت‌وگو با خبرنگار «موج سبز آزادی» مسئول مستقیم بازداشتگاه کهریزک را معرفی کرد. این نماینده اصولگرا که خواست نامش فاش نشود، تصریح کرد که حسین فدایی، نماینده تهران و دبیرکل جمعیت ایثارگران، مسئولیت این بازداشتگاه را در حوادث پس از انتخابات بر عهده داشته و این موضوع برای کمیته ویژه مجلس ثابت شده است.
به گزارش موج سبز آزادی، این نماینده در عین حال ابراز داشت: تاکنون دو فقره از برخوردهای خلاف شان انسانی در بازداشتگاه‌ها برای کمیته ویژه مجلس برای رسیدگی به وضعیت بازداشت‌شدگان محرز شده است که مورد اول عریان نگه داشتن متهمان به اغتشاش در بازداشتگاه‌ها و دیگری ممانعت از اجابت مزاج آنها بوده است.
اعضای کمیته مزبور تاکید می‌کنند که بررسی دیگر ادعاهای مطرح شده درباره وضعیت بازداشتگاه کهریزک و دیگر بازداشتگاه‌ها نیز ادامه دارد.
«موج سبز آزادی» یادآور می‌شود حسین فدایی، دبیر کل جمعیت ایثارگران، از حامیان پر و پا قرص محمود احمدی‌نژاد در انتخابات دهم ریاست جمهوری بود و با برخی مسئولان بیت رهبری نیز ارتباطات نزدیکی دارد.
جالب است که او در مراسم تشییع جنازه محسن روح‌الامینی نیز که در بازداشتگاه تحت مسئولیت او بر اثر شکنجه به شهادت رسید، حضور یافته بود! علاوه بر روح‌الامینی، نام حداقل دو تن دیگر هم که در کهریزک به شهادت رسیده‌اند، تاکنون مشخص شده است: محمد کامرانی و امیر جوادی لنگرودی.
بازداشتگاه کهریزک که چند سال پیش به بهانه نگهداری اراذل و اوباش تأسیس شد و برخلاف قانون زیر نظر نیروی انتظامی بود و نه سازمان زندان‌ها، در جریانات پس از انتخابات به محل نگهداری دستگیرشدگان اعتراضات خیابانی تبدیل شده بود که به دلیل عدم رعایت ضوابط انسانی، رهبر نظام دستور تعطیلی آن را صادر کرد.
*****
دم خروس در پاسخ لاریجانی به کروبی:

به 100 مورد ادعای تجاوز رسیدگی شده است !
عباس هامون

علی لاریجانی رییس مجلس هشتم در پاسخ به واکنش آقای کروبی که او را متهم به تکذیب بدون بررسی کرده است، به بررسی 100 ادعای تجاوز اشاره کرده و گفته است که تکذیبش با بررسی کامل بوده است. مهدی کروبی از روزی که این نامه را با تاخیری 10 روزه از ارسالش برای هاشمی رفسنجانی منتشر کرد و تا وقتی که لاریجانی آن را تکذیب کرد، زمان زیادی نمی‌گذرد. اولین واکنش لاریجانی به این نامه قول بررسی آن بود. 
نامه کروبی روز 18-19 مرداد منتشر شد. لاریجانی بلافاصله واکنش نشان داد و قول داد که این نامه بررسی شود و روز 22 مرداد در نشست مجلس شورای اسلامی آزار جنسی بازداشت شدگان را تکذیب کرد. پیش از او رسانه‌های دولت کودتا که از انتشار نامه کروبی غافلگیر شده بودند و دست به هر کاری می‌زدند تا راهی برای تکذیب آن پیدا کنند، دست به کار شدند و از تهدید کروبی به محاکمه گرفته تا دروغ‌های شاخدار از هیچ تلاشی دریغ نکردند و در ادعایی عجیب مدعی شدند که استناد کروبی به تلفن‌های خوانندگان روزنامه بوده است. این ادعا از زبان قاضی مرتضوی بیان شده بود که گفته بود با حسین کروبی صحبت کرده و او چنین گفته است. البته مرتضوی قبلا نیز بارها دروغ‌ گفته است و حتی برخی با استناد به دروغ‌های بین او تلاش کرده بودند زمینه برکناری او را فراهم کنند که مقامات عالیرتبه نظام مخالفت کرده بودند. 
خلاصه پس از این ادعا حسین کروبی فرزند مهدی کروبی این ادعا را تکذیب کرد و گفت که گفته است آقای کروبی حرف بدون سند نمی‌زند و برای حرفش سند و دلیل دارد، ضمن این که بعد از انتشار نامه نیز کسانی به روزنامه تلفن زده و مدعی شده‌اند که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند.
هم‌زمان مجید انصاری عضو پیشین مجلس خبرگان و عضو برجسته مجمع روحانیون مبارز نیز تایید کرد که متاسفانه چنین اتفاق‌هایی در بازداشتگاه ها افتاده است و تاکید کرد ، کروبی حرف بدون سند نمی‌زند. 
برنامه بیست و سی که مستقیما توسط کودتاگران تولید می شود و معمولا خبرهایش با تاخیری 24 ساعته نسبت به سایت‌ها و حتی گاهی روزنامه‌ها پخش می‌شود تا کودتاگران فرصت طراحی داشته باشند، بدون اطلاع از تکذیب های اینان و سخنان کوبنده کروبی که بر حرفش تاکید کرده بود ، سراغ حسین کروبی رفت تا با سوء استفاده همان سناریویی را اجرا کند که قبلا طراحی شده بود و قاضی مرتضوی نقش خود را ایفا کرده بود و حالا نوبت به نقش بیست و سی رسیده بود. یکی از پادوهای کودتا به عنوان خبرنگار صداوسیما به حسین کروبی زنگ زده و بدون این که بگوید قصد مصاحبه دارد، با او تلفنی صحبت کرده و آن را با مقدمه ای در یک گزارش در برنامه کودتاگران پخش کردند. هر چند در همان گفت و گوی کوتاه طراحی شده نیز تاکید شده بود که مهدی کروبی برای حرف هایش سند دارد ، اما آن ها با پخش سخنان لاریجانی بلافاصله پس از این گزارش تلاش کرده بودند نشان دهند که کروبی بدون سند این حرف ها زده است.
اما در همان زمان که بیست و سی داشت این دروغ‌ها را پخش می کرد ، گفت‌وگویی با شیخ مهدی کروبی روی خروجی سحام نیوز رفته بود که کروبی نه تنها بر ادعای خود تاکید کرده بود که تاکید کرده بود سند و مدرک هم دارد و اگر هیاتی بی‌طرف تشکیل شود، این اسناد را در اختیار آن هیات هم قرار خواهد داد و گفت که هم مستقیم از زبان کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند شنیده است و هم از زبان واسطه های مورد وثوقش. او هم چنین تاکید کرده بود مه لاریجانی به خاطر ترس از دست رفتن مقامش بدون بررسی تکذیب می‌کند.
این سخنان که سناریوی طراحی شده کودتاگران را بی اثر کرده بود ، چنان کودتاگران را بر آشفته است که آنان در کنار نوشتن متن‌های مشابه برای اعوان و انصارشان که روز جمعه از منابر علیه کروبی خوانده شود، وادارشان کرده که باز هم فشار به علی لاریجانی بیاورند تا جواب کروبی را بدهد، اما غافل از این که تکذیب حقیقت آسان نیست و بالاخره دم خروس از یک جایی بیرون می‌زند .
لاریجانی در واکنش به تاکید دوباره کروبی درباره تجاوز به بازداشت شدگان نوشته است :
"برای بنده تعجب آور است که شما از اظهار کمیته مجلس چون خلاف دعاوی شما بود برآشفته شدید، مگر کمیته تحقیق مجلس باید همه ادعاهای مطروحه در کشور را تایید کند تا شما آرام بگیرید و در غیر این صورت کمیته عجله کرده و شتابزده عمل نموده است!اگر دقت می‌فرمودید بنده عرض کردم این سنخ اطلاعات از یک ماه پیش در سایت‌ها مطرح بود و اطلاعاتی هم به ما رسیده بود؛ کمیته به همه‌ی این موارد در طول این مدت رسیدگی نمود و بیش از صد مورد یا به کمیته مراجعه و یا کمیته به آنها مراجعه نموده بود، توجه دارید بدلیل اهمیت موضوع دو کمیته موازی هم کار را دنبال کردند. لذا مطالبی که شما مطرح کردید به خلاف آنچه ما را متهم نمودید به هیچ وجه شتابزده نبوده و کمیته نتیجه بررسی های خود را اعلام کرد."
دم خروس را در همین پاراگراف از نامه لاریجانی می‌توان دید. او می‌گوید که به بیش از 100 مورد ادعا در این زمینه رسیدگی شده است. آقای لاریجانی یعنی 100 نفر مدعی اند که در بازداشتگاه‌ها به آن ها تجاوز شده است ؟ خود این عدد آیا طبیعی است ؟
 آیا همین تکرار و تسلسل خود دلیلی بر درستی این تجاوز ها نیست و آیا نباید بررسی بیشتری صورت گیرد؟ تازه آقای لاریجانی این ها کسانی اند که جرات طرح ادعایشان را داشته‌اند، آنان که نداشته‌اند چی؟ شما به این پرسش پاسخ دهید که یک دختر یا پسر نوجوان و جوان در کشوری مثل کشور ما چرا باید آبروی خود را بریزد و اقرار کند که مورد تجاوز قرار گرفته است؟ لابد باید عقلش را از دست داده باشد و یا باز هم رد پای خارجی در این کار است ؟
بعد هم شما به عنوان یک متخصص که مدعی هستید ظرف چند روز به ادعای تجاوز به 100 مورد رسیدگی کرده اید و دریافته اید که این ها کذب محض است، بفرمایید چگونه می‌شود چنین ادعایی را رد یا اثبات کرد؟ لابد اسامی را در اختیار قاضی مرتضوی قرار می‌دهید و می‌پرسید آیا همکاران شما به افراد نامبرده زیر تجاوز کرده‌اند یا نه؟ چه کسی قبول می‌کند که تجاوز کرده است ؟ وقتی که بازداشتگاه‌هایی درست کرده‌اید که هیچ نظارتی رویش نیست، چگونه می‌توانید اثبات کنید که در آن بازداشتگاه‌ها اتفاقی نیافتاده است؟ وقتی که دو نوجوان بسیجی می‌توانند دختری را وسط خیابان به جرم داشتن دستبند سبز سوار موتور کنند و یکی جلوش و یکی عقبش بنشیند و بعد ببرند شما چگونه می ‌توانید تضمین بدهید که این آقایان این خانم‌ها را قبل از تحویل به بازداشت گاهی مثل کهریزک به خانه دیگری برای بازجویی‌های فنی‌تری نبرده باشند؟ این را که نمی‌توانید تکذیب کنید که بین بازداشت برخی از بازداشت شدگان تا تحویل آن‌ها به بازداشتگاه‌های رسمی چند روزی فاصله بوده است. آیا شما از این چند روزها خبر دارید؟ آیا اصلا شما و نماینده‌هایتان را به چنین جاهایی راه داده‌اند؟ 
آقای لاریجانی یک بار پاسخ رییس قوه قضاییه را به نامه کروبی بخوانید. هاشمی شاهرودی می‌گوید :"در بازداشتگاه‌هائي كه زير نظر قوه قضائيه قرار دارند چنين رفتارهائي با بازداشت شدگان نشده است."
این جمله صادق و کوتاه دو نکته را در خود دارد ، اولا دلالتی است بر وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی و دوم این که آقای شاهرودی برعکس شما وجدانش را در نظر گرفته و دیده نمی‌تواند تضمینی بدهد که در آن بازداشتگاه‌های غیرقانونی چنین اتفاقی نیافتاده باشد.
آقای لاریجانی بیایید یک لحظه خودتان را به جای پدر یکی از جوانانی بگذارید که چنین بلایی بر سر فرزند دلبندش چنین چیزی را مطرح می‌کند. لطفا یک لحظه چشمتان را ببندید و یکی از فرزندان دلبندتان را به انتخاب خودتان در چنین وضعیت فجیعی تصور کنید. حالا فرض کنید که می‌خواهید شکایت کنید و اثبات کنید. راه اثباتش چیست مراجعه کردن به متجاوزان یا به کسانی چون شما که کلاهتان پشمی ندارد؟ فرض کنید جایی را هم برای شکایت پیدا کردید، چگونه می توانید اثبات کنید ؟ باز جویان به اقتضای شغل شریفشان! حتما بهتر از این نوجوانان بخت برگشته به کار خود واردند و مدارک جرم را پاک می‌کنند؟ آقای لاریجانی خودتان را به جای پدر یکی از این‌ها بگذارید و بعد بگذارید وجدانتان بیدار شود؟
*****
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۳۸۸/۰۵/۲۲

پنجشنبه: 22/5/1388 (زمان- 00:08 بامداد)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: ما به هیچ حزب، دسته، گروه یا مرامی وابسته نیستیم.
تقاضا داریم برای باز نشر مطالب انتشار یافته درین وبلاگ، نام منبع اصلی را درج نمایید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سخن روز: سردبیر وبلاگ – همایون
قدیمی ها، اجداد و نیاکان ما، طی قرون و اعصار گفته هایی جاودانی برایمان بیادگار نهاده اند که باید پیوسته این گفته ها را با "آب زر" بر ورق هایی زرین نگاشت و قاب گرفت از آن جمله:
از کوزه همان برون تراود که در اوست
در بلبشوی رژیم افسارگسیخته و تازی تبار "ولایت وقیح" هر روزی شاهد افشاگری ها و حقایقی جدید می گردیم که از آن جمله است افشاگریهایی در مورد مدارک دکترای بسیاری از سردمداران ولی سفیه، که در ابتدا با حضرت آقای کردان که حتا دیپلم دبیرستانی او زیر سوآل است شروع شد، تا اینک که مدارک دکترای حضرت عنتری نژاد و یا پاسدار بی شرافتی که تکیه بر جای موتمن الملک ها زده و ریاست لانه ی حشرات و فسیل ها یعنی مجلس شورای اسلامی را بعهده دارد، یعنی علی لاریجانی؛ و جالب این است که تمام این افشاگریها توسط خود مزدوران رژیم انجام گرفته و "پته ها" بر آب می افتد.
در چنین حالتی است که این بنده حقیر که دکتر جراح هستم و به حرفه شریف طبابت مشغولم و مسئولیت نجات جان بیماران تا حد امکاناتم در دستهایم سپرده شده است، از این که به من هم چون این ددمنشان "آقای دکتر" می گویند احساس بدی دارم و عرق شرم بر پیشانیم می نشیند.
جناب علی لاریجانی، این مردک هرزه چشم و یاوه گو، که قرار است برادر بی آبرویش نیز ظرف چند روز آینده جای بزرگمردی چون زنده یاد "داور" را گرفته و به ریاست قوه مثلن قضاییه ملایان گماشته شود، در مطلبی که به کمک حسین بازجوی مفلس در لجن نامه کیهان که قرار است ظرف چندین ساعت آینده طبع و نشر و توزیع گردد، تدوین گردیده؛ فضله افشانی کرده که:

با استناد به گزارش كميته تحقيق مجلس
لاريجاني: آزار جنسي بازداشت شدگان كذب محض است
رئيس مجلس شوراي اسلامي با استناد به بررسي هاي دقيق و جامع كميته مجلس ادعاي كروبي مبني بر آزار جنسي بازداشت شدگان را كذب خواند.لاريجاني ديروز در نطق خود در صحن علني مجلس گفت: چند روز پيش نامه اي حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي كروبي خطاب به آيت الله هاشمي رفسنجاني نوشته و در رسانه ها منتشر كردند كه هرچند در فضاي افكار عمومي تكان دهنده بود و فورا در اكثر رسانه هاي خارجي بدان پرداخته شد اما از منظر كار كميته بررسي مجلس شوراي اسلامي از قبل مورد توجه قرار گرفته بود به دليل اينكه از حدود يكماه پيش در چند سايت بدان اشاره شده بود و ما لازم ديديم كميته مجلس موضوع را پيگيري كند.وي افزود: پس از طرح موضوع از جناب آقاي كروبي از كميته مجلس درخواست نمودم نتيجه بررسي خود را ارائه نمايد. اينك اجمالي از متن گزارش كميته بررسي مجلس را تقديم مي كنم. پس از مقدماتي كه مطرح كردند اين نكته اصلي است كه در گزارش كميته مطرح شده است:در خصوص پيگيري وضعيت بازداشت شدگان پس از حوادث انتخابات كميته به شكل جدي پيگير اين موضوع است و گزارش جامع آن در آينده اي نزديك نهايي خواهد شد اما آنچه در نامه منتسب به جناب آقاي كروبي كه خطاب به رياست مجلس خبرگان ارسال نمودند اعلام مي گردد: 1-در بررسيهاي دقيق و جامع انجام شده از بازداشت شدگان در كهريزك و اوين هيچگونه موردي كه مبتني بر آزار و تجاوز جنسي باشد مشاهده نگرديده است.2- در صورتي كه جناب آقاي كروبي گواهي بينه و مستنداتي مبني بر آزار و تجاوز جنسي در اختيار دارند به جنابعالي يا هيات اطلاع دهند تا بطور جدي پيگيري شود.لاريجاني اضافه كرد: لازم به ذكر است از طريق ديگري اينجانب موضوع را پيگيري كردم و به دليل اهميت آن دنبال شد و نتيجه همان است كه در گزارش كميته مجلس آمده است.رئيس مجلس گفت: ملاحظه مي نماييد كه موضوع آزار جنسي بازداشت شدگان كذب است و بر سر امري كه مبناي واقعي نداشت چه سروصدايي به راه انداخته شد و اين امر يك هشدارباش به سياستمداران است كه مراقبت نمايند در شرايط غبارآلود افكار عمومي هر ادعايي را قبل از تحقيق آن هم تحقيق كافي به سطح رسانه ها نكشانند تا دست آويز بيگانگان گردد. البته در ماجراهاي پس از انتخابات اشتباهاتي در بازداشتگاه كهريزك رخ داد كه با پيگيريهاي انجام گرفته و دستورات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي دامت بركاته با متخلفين برخورد شده ولي بهيچوجه اين تخلفات از اين جنس نبود و همچنان موضوع در حال پيگيري است و اينهم نشان مي دهد نظام جمهوري اسلامي از توانمندي خود اصلاحي برخوردار است و رهبري نظام با نگاهي نافذ و عادلانه همانگونه كه با آشوبگران برخورد كردند دستور برخورد با متخلفين در بازداشتگاهها را نيز داده اند و مجلس شوراي اسلامي قدردان اين اقدام حكمت آميز است.
تنها استناد كروبي تلفن خوانندگان روزنامه اعتماد ملي استعلاءالدين بروجردي رئيس كميسيون امنيت ملي مجلس تنها استناد كروبي براي نامه اش را تلفن خوانندگان روزنامه اعتماد ملي ذكر كرد.بروجردي در حاشيه جلسه علني روز چهارشنبه مجلس در جمع خبرنگاران در خصوص نامه كروبي به هاشمي تصريح كرد: موارد نامه كروبي مباني قابل قبولي ندارد چرا كه در اين رابطه پس از سؤال از قاضي مرتضوي وي گفت كه درباره موارد كروبي از حسين كروبي فرزندش سؤالاتي شده است كه وي تنها استنادهاي پدرش را در اين زمينه تماس هاي تلفني دفتر روزنامه اعتماد ملي بيان كرده است.وي افزود: اگر مباني نامه كروبي فقط چند تماس تلفني به دفتر اعتماد ملي باشد پايه بسيار سستي است كه جاي تأسف دارد چرا كه ممكن است تماس هاي متعددي با يك روزنامه گرفته شود اما مباني محكم و مستدلي به حساب نمي آيد.رئيس كميسيون امنيت ملي همچنين اعلام آمادگي كرد كه اگر كروبي مستنداتي دارد براي پيگيري به كميته حوادث اخير در كميسيون امنيت ملي ارائه كند تا به آن رسيدگي شود.كروبي بايدتحت تعقيب قرار گيردنائب رئيس كميسيون اصل نود مجلس هم با اشاره به اينكه كروبي در صورت عدم اثبات گفته هايش بايد تحت تعقيب و مجازات قرار گيرد تأكيد كرد: كروبي اگر نتواند گفته هايش را ثابت كند بايد مجازات شود.حجت الاسلام محمد ابراهيم نكونام در گفت وگو با ايرنا تأكيد كرد: ما معتقديم هر اتهامي كه زده مي شود و مطالبي كه عليه كسي گفته مي شود بايد مستند بر اسناد و دلايل باشد؛ حال آنكه اين اسناد مي تواند اسناد كاغذي باشد يا اظهارات افراد شناخته شده واجدشرايط باشند.اين نماينده مجلس گفت: كروبي بايد اسناد و مدارك ارائه دهد؛ ما همه مي دانيم كه پشت پرده نظام هيچ مسئله مجرمانه اي وجود ندارد پس كروبي بايد اسناد و مدارك ارائه دهد كه اگر توانست مستنداتش بررسي مي شود ولي اگر او نتوانست سندي ارائه دهد به دليل آنكه اين مسأله را علني كرده و تهمت زده است مطابق قانون مطبوعات و قانون قضايي بايد تحت تعقيب قرار گرفته و محاكمه شود.شجوني: كروبي در تحليل سياسي ناتوان استدر همين حال، حجت الاسلام والمسلمين جعفر شجوني نيز كروبي را ناتوان در تحليل مسايل سياسي دانست و تأكيد كرد كه نبايد هر شنيده اي را تبديل به اعلاميه كرد.اين عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز با اشاره به نامه كروبي به هاشمي رفسنجاني و با بيان اينكه در شأن يك روحاني نيست كه مطالبي بگويد كه به استناد شنيده ها باشد و سندي براي ارائه نداشته باشد، اظهار داشت: كروبي بايد ادعاي خود را ثابت كند چون نامه وي دشمنان انقلاب اسلامي را شاد كرد شادي دشمنان انقلاب اسلامي موجب ضربه به انقلاب اسلامي خواهد شد.شجوني كه با فارس گفت وگو مي كرد، ادامه داد: در زماني كه كروبي رئيس بنياد شهيد بود، مطالب بسيار وحشتناكي از ساختمان بنياد شهيد مي شنيديم، اما چون سند مستندي براي ارائه نداشتيم آن را ابراز نمي كرديم و بعد از مدتي به دنبال تحقيق اين ماجرا مي رفتيم.وي اضافه كرد: متأسفانه كروبي بدون پرسش و تحقيق مطالب مضحكي را عنوان مي كند كه نه در شأن يك روحاني است و نه در شأن كسي كه عاقلانه سخن بگويد.عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز با بيان اينكه كروبي توانايي تحليل مسائل سياسي را ندارد و اين مسأله در وقايع اخير به طور كامل مشهود شده، تأكيد كرد: كروبي چند معاون و تئوريسين دارد كه مسائل روز را براي وي تحليل مي كنند اما وي مجبور است به ادعاهاي معاونين خود استناد كرده و هر شنيده اي را تبديل به اعلاميه كند.
***
چه می توانم در پاسخ مزخرف گویی و پرت و پلا نویسی این پاسدار بی آبرو بنویسم جز این که:
شرمت باد ای اجنبی تازی نژاد، ای تخم ابلیس، ای بی شرافت بی آبرو که با اینهمه مدارک و شواهد چنین ادعایی می کنی و چنین پرت و پلاهایی برای پنهان داشتن جنایات همپالکی هایت از دهان یاوه گویت خارج می گردد.

فیلم فوق درباره یکی از هزاران فجایع شمایان در دستگیری های بی جهت، تجاوز وحشیانه به فرد دستگیر شده و سپس قتل او در بازداشتگاهها و زندان های رژیم منحوس "ولایت وقیح" است.بزودی زمان پاسخگویی تو و جانورانی همتای تو، به پیشگاه ملت سلحشور و شریف ایرانی، فرا خواهد رسید.
بقول معروف: باش تا صبح دولت ات بدَمَد...!!!

*****
توهین دوباره کیهان به کروبی
پس از ادعاهای واهی و سخیف دیروز کیهان درباره مهدی کروبی، درلجن نامه امروز هم که تا چند ساعت دیگر توزیع خواهد شد، این جریده حامی کودتا، کروبی را بی‏نصیب نگذاشته و پس از ارائه استدلال‏هایی کودکانه، وی را فردی ساده‏لوح و شهرت‏اندوز خطاب کرده‏است. کیهان در بخش به اصطلاح خبر ویژه خود آورده‏است:

"آقاي خيانت" به كروبي مدال شهامت داد
شايعه‏ پراكني يك نامزد ناكام انتخابات، در پوشش نامه‏نگاري خصوصي به هاشمي رفسنجاني و سپس درز دادن آن در رسانه‏هاي رسمي وابسته به دولت‏هاي غربي به مذاق عناصر ضدانقلاب و بدسابقه خوش آمده است. احمد سلامتيان از عناصر نزديك به گروهك منافقين و دفتر هماهنگي بني صدر با ابراز ذوق‏زدگي از شايعه پراكني اخير كروبي به راديو فرانسه گفت: چنين نامه‏اي و مسائل عمده نماديني كه آقاي كروبي مطرح مي كند بي‏سابقه است. اين جناياتي كه آقاي كروبي مطرح مي‏كند حتي در تاريخ هم سابقه ندارد و عدالت جمهوري اسلامي را زيرسؤال مي‏برد. من فكر مي كنم نامه آقاي كروبي از نقطه نظر نمادين، يكي از عمده‏ترين ادعانامه‏ها عليه نظام است.
مانور سايت‏ها و محافل ضدانقلاب روي نامه رسواي مهدي كروبي در حالي است كه رئيس مجلس ديروز با استناد به گزارش‏هاي هيئت تحقيق مجلس، ادعاهاي مذكور را كذب محض توصيف كرد. در همين حال روزنامه اعتماد ملي براي ستايش سياه‏كاري دبيركل حزب، سراغ يكي از بدنام‏ترين اعضاي حزب مشاركت رفت و از قول وي شجاعت - بخوانيد بلاهت و شهرت‏طلبي- كروبي را ستود. احمد شيرزاد به اعتماد ملي گفت: بيش از هر چيز بايد شهامت و جلوداري مهدي كروبي را تحسين كنم. توقع از چهره‏هاي اثرگذار، پيگيري اين ظلم‏ها است. هرچند كه اكنون در داخل نظام كميته‏هايي تشكيل شده و برخي نمايندگان مجلس پيگيري‏هاي اثرسازي داشته‏اند اما اين كافي نيست و لازم است چهره‏هاي برجسته وارد اين مسئله بشوند.
گرفتن تائيديه از اين عضو حزب مشاركت براي شايعه پراكني بي‏سند و خيانت‏آميز كروبي در حالي است كه شخص كروبي در مجلس ششم، مواضع شيرزاد را تكرار دروغ پراكني‏ها و سياه‏نمايي‏هاي راديو اسرائيل عليه جمهوري اسلامي خوانده بود. اين واكنش كروبي به نطق پيش از دستور شيرزاد در مجلس بود كه هماهنگ با اتهام‏پراكني مقامات و رسانه‏هاي بيگانه مدعي شده بود «ايران درباره فعاليت‏هاي هسته‏اي خود 19سال به دنيا دروغ گفته و اكنون دم خروس بيرون افتاده است.» اما بازرسي‏هاي گسترده آژانس بين‏المللي انرژي اتمي، دروغ و خيانت آميزبودن اين اظهارات را ثابت كرد.
حالا معلوم نيست روزنامه آقاي كروبي چگونه به سراغ همين عنصر كذاب رفته تا براي آقاي كروبي عنوان شهامت و شجاعت بتراشد؟ برخي تحليلگران معتقدند ساده‏لوحي آقاي كروبي در كنار علاقه وي براي سر زبان‏ها بودن و شهرت‏اندوزي از طريق جنجال آفريني باعث اقدام اخير شده است. گفتني است ديروز دكتر لاريجاني با استناد به بررسي‏هاي انجام شده توسط كميته تحقيق مجلس، ادعاي كروبي را كذب محض دانست و برخي از نمايندگان مجلس خواستار محاكمه و مجازات او شدند."

*****
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده اعتراضات شبانه مردم تهران در نقاط مختلف با بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور برای چندمین هفته پی در پی ادامه یافت.امشب مردم تهران بر بام منازل و در کوچه ها قرار گرفتند و اقدام به سر دادند بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور نمودند. اعتراضات از ساعت 10:00 شب آغاز شد و تا ساعت 10:30 ادامه یافت.اعتراضات شبانه که تقریبا تمامی مناطق تهران را فرا گرفته است که از جملۀ آنها ؛ تجريش ، هفت حوض ،‌شمس آباد ،‌توحيد ،‌ستارخان ،‌ونك ،‌مير داماد ،‌سيدخندان ، جنت آباد ،‌شهرك غرب ، پونك ،‌صادقيه ،‌اكباتان ،‌فردوس ،‌شهران، گيشا ،‌سعادت آباد بود.در مناطقی مانند میرداماد،سیدخندان،تجریش،گیشا و صادقیه نسبت به سایر مناطق تهران با شدت بیشتری همراه بود.
*****
از میان ایمیل های رسیده تا این لحظه (حدود ساعت 2 بامداد)
احمدی‌نژاد به «همه‌ی ملت» خيانت کرد
سخن گفتن از ستمی که بر همه‌ی ملت رفته است، در بادی امر شاید کمی مبالغه به نظر برسد. طبیعی است که عده‌ای به شخص احمدی‌نژاد هم رأی داده بودند. نادیده گرفتن رأی‌هايی که حقيقتاً به نام رييس دولتِ نهم ریخته شد، دور از انصاف است و مهم هم نیست که اين تعداد ۵ میلیون بوده، ۱۱ ميلیون بوده يا ۲۴ میلیون. محمود احمدی‌نژاد تعدادی رأی داشته است (کم یا زياد)، ولی او با مجموع کارهای‌اش به همه‌ی ملت ایران به عنوان يک مجموعه‌ی متکثر خيانت کرد. اما چرا؟
برنده‌ای که نتواند مدعيان‌اش را اقناع کند و در عوض، پيوسته در توجيه و فرار کردن از پاسخ‌گویی بکوشد، نه تنها در برابر مدعيان‌اش بدهکار است، بلکه به حاميان صادق و واقعی‌اش هم ستم کرده است، مگر اين‌که آن‌ها هم درست همانند خودش باشند (يعنی در دروغ‌گویی و شرم نکردن از دروغ و افزودن دروغ‌های تازه، استاد شده باشند). برای فهم اين تعبير باید چند مثال آورد. چندين نمونه‌ی موثق ومتواتر از رفتارها و گفتارهای رييس دولتِ نهم در دست است که او ابتدا ادعایی می‌کند و بعد از این‌که با واکنش شدید عده‌ای مواجه می‌شود، يا اصل‌اش را انکار می‌کند و يا تلاش می‌کند بگوید منظورش بد فهمیده شده است. اما او هرگز تحت هيچ شرایطی عذرخواهی نمی‌کند. بيايید چند نمونه را بررسی کنيم:
۱. هاله‌ی محمودی (!) قصه‌ی مشهوری بود که فيلم‌‌اش در اینترنت پخش شد آن هم در حضور یکی مثل آيت‌الله جوادی آملی. اما رييس دولتِ نهم نه تنها صادر شدن آن سخنان را انکار کرد بلکه تلاش کرد با دروغی تازه‌تر و ادعايی بزرگ‌تر، دروغ و بهتان اولیه را بپوشاند. این قصه هنوز ادامه دارد و او هنوز هم حاضر نشده بپذیرد حرفی زده است اعجاب‌آور و گزاف که اسباب شرمساری، مضحکه و طعنه‌ی بسیاری (از دوستان و دشمنان‌اش) را فراهم کرده است.
۲. رييس دولتِ نهم، علی کردان را برای تصدی سمت وزارت کشور به مجلس معرفی کرد و با شعبده‌بازی چند روزی او را در وزارت کشور نشاند. بعد از رسوايی بزرگ کردانیزه شدن دانشگاه آکسفورد و بر ملا شدن دروغ و تقلب کردان، رييس دولتِ نهم نه تنها اذعان به اشتباه‌اش نکرد بلکه باز هم به دفاع از او ادامه داد (و همه‌ی مدارک تحصیلی «ملت» را «کاغذپاره» خواند) در حالی که حق آن بود که بزرگ‌ترین مدعی عدالت و اجرای قانون در کشور، ابتدا قانون را درباره‌ی وزير منصوب و محبوب خودش اجرا می‌کرد و بلافاصله او را عزل می‌کرد نه این‌که تا لحظه‌ی آخر از او دفاع کند و نهایتاً هم توپ را به ميدان خود او بیندازد که استعفا بدهد. این نمونه البته آخرين نمونه نبود و دوباره به مورد مشابه آن هم می‌رسیم.
۳. رييس دولت نهم در اولين حضور علنی‌اش پس از ۲۲ خرداد ۸۸، مخالفان‌اش را رسماً «خس و خاشاک» نامید و معترضان را با اوصافی معرفی کرد که اسباب خشم و واکنش شمار کثيری از همين «ملت» را فراهم کرد. اما او به جای عذرخواهی تنها چیزی که گفت این بود که حرف‌اش را بد فهميده‌اند و البته پاره‌ای از هواداران‌اش هم، موضع مشابهی را تکرار کردند. اما مگر هزينه‌ی یک عذرخواهی ساده چه بود؟ نمی‌شد بگوید من منظورم آن چيزی که شما فهميديد نبود و اگر سوء تفاهمی شده است، من «عذرخواهی» می‌کنم؟ البته که نمی‌شد!
۴. محمود احمدی‌نژاد مدتی بعد يعنی در همين چند روز گذشته، مرتکب رفتار مشابهی شد. او گفته بود پس از اتمام ماجراهای تنفيذ و تحلیف سر مخالفان‌اش را «به سقف خواهد چسباند». اين البته تکرار همان خيمه‌شب‌بازی «خس و خاشاک» بود که رييس دولتِ نهم از آن درس نگرفته بود و تصمیم گرفته با ادبیات لمپنی به مصاف مخالفان و منتقدان‌اش برود. سناريوی محمودی البته تکراری بود:‌ به محض اين‌که صدای اعتراض‌ها بلند شد، باز هم گفت منظورش چیز ديگری بوده است، اما حاشا و کلا که يک کلمه عذرخواهی از او بشنويم.
۵. کمی به عقب‌تر برگردیم: محمود احمدی‌نژاد با ذوق و شوق اسفندیار رحیم مشايی را به عنوان معاون اول‌اش منصوب کرد (عکسی از او هست که دست يار دیرين‌اش را پيروزمندانه در همان روزها جلوی دوربين عکاسی بالا برده است). رهبر کشور با لطفی «به انواع عتاب آلوده»، از او خواست که مشايی را بردارد. بعد از یک هفته تعلل، بدون اين‌که احمدی‌نژاد خود مشایی را عزل کند (بلکه پس از استعفای او)، طی نامه‌ای با لحنی سرد خبر از استعفای او داد و مشايی را به منصبی گماشت که اهميت‌اش کمتر از منصب قبلی نبود: محمود احمدی‌نژاد نه اهل عذرخواهی است نه اهل کوتاه آمدن. (البته باید به این نکته توجه داشت که به هر تقدیر، انتخاب معاون اول، حق اختصاصی او بوده است؛ ولی او رسماً به میل و خواسته‌ی بخش بزرگی از هواداران سنتی‌اش که او را نماد ولايت‌پذيری می‌ديدند، بی‌اعتنايی کرده بود).
اگر بخواهيم این رفتارها را خلاصه کنيم، به این نتيجه می‌رسیم که محمود احمدی‌نژاد برای توجیه کارهای ناصواب قبلی‌اش هميشه کار ناصواب بزرگ‌تری انجام می‌دهد و به عبارتی «از رو نمی‌رود»! کسانی که به او رأی داده بودند هم جزیی از همين ملت ایرانی هستند. اما آيا او به رأی همين‌ها وفادار ماند (يا خواهد ماند)؟ دیر نيست و دور هم نخواهد بود که آن بخش «غير سبز» ملت هم بفهمند که محمود احمدی‌نژاد از آن‌ها هم استفاده کرده است برای نشستن بر مسند رياست جمهور. ما دو بخش از ملت را خواهيم داشت که رودست خورده‌اند: سبزهایی که رأی‌شان ناپديد شده و حامیانِ خودش که مدت‌هاست تصور و تصویری ديگر از احمدی نژاد داشته‌اند و هنوز با همان تصویر خوش‌اند اما روز به روز اين پرده بیش‌تر کنار می‌رود. با اين حجم انبوه خيانت به قاطبه‌ی «ملت» (راستی «ملت»، از نظر رييس دولت نهم و حاميان سينه‌چاک‌اش، دقيقاً شامل چه کسانی می‌شود؟)، با اين گستردگی دروغ، ريا، لاپوشانی، توجيه، قانون‌گریزی و وقاحت، چه می‌توان کرد؟ مگر دروغ گفتن به ملت خيانت نيست؟ مگر اذعان نکردن به خطاهای آشکار و صريح، خیانت به ملت نيست؟ مگر اصرار بر خطا و طلب‌کار شدن، خیانت نيست؟ مگر بی‌کفایت بودن و لافِ کفایت زدن و ادعای مدیريت جهانی کردن آن هم وقتی از افتتاح یک خط آهن ساده عاجز هستی، خیانت نيست؟ مگر خيانت شاخ و دم دارد؟

*****
درپی سیل تلگرامهای اعتراضیه ایرانیان ظرف کمتر از 30 ساعت به دبیر کل سازمان ملل:
سازمان ملل: بان کی‌مون به احمدی‌نژاد تبريک نگفته است
رادیو فردا:
سازمان ملل متحد روز چهارشنبه اعلام کرد، بان کی‌مون، دبير کل اين سازمان به احمدی‌نژاد تبريک نگفته است.به گزارش رويترز ماری اوکابه سخنگوی سازمان ملل متحد روز چهارشنبه اظهار داشت، بان کی‌مون، دبير کل اين سازمان به محمود احمدی‌نژاد به خاطر «انتخاب دوباره به عنوان رييس جمهور ايران» تبريک نگفته است.وی روز سه‌شنبه در پاسخ به اين سوال که آيا بان‌ کی‌مون برای احمدی‌نژاد پيام تبريک فرستاده است يا خير، گفته بود: «بله».با اين حال پس از آن که روز چهارشنبه خبرنگاران از سخنگوی سازمان ملل متحد خواستند، جزئيات بيشتری در باره اين نامه اعلام کند، وی اظهار داشت: « اين نامه را به هيچ رو نمی‌توان به منزله تبريک به احمدی‌نژاد تلقی کرد.»وی با اشاره به اين که قرار نيست متن نامه منتشر شود، اعلام کرد، اين نامه صرفاً به مناسبت آغاز دوره جديد رياست جمهوری ارسال شده و در آن ابراز اميدواری شده است که ايران و سازمان ملل به همکاری‌های خود در مسايل منطقه‌ای و بين‌المللی ادامه دهند.دبير کل سازمان ملل متحد معمولاً پس از برگزاری انتخابات به رهبران کشورها تبريک می‌گويد، اما به گفته مقام‌های مسئول در سازمان ملل ارسال اين نامه‌های تبريک به منزله حمايت از اين رهبران يا تاييد روند انتخابات نيست.سازمان ملل متحد در گذشته متن برخی از اين پيام‌های تبريک به رهبران جهان را منتشر کرده است.برخی رسانه‌های دولتی ايران از جمله خبرگزاری جمهوری اسلامی و خبرگزاری فارس روز چهارشنبه از «تبريک دبير کل سازمان ملل به احمدی‌نژاد خبر داده بودند.»پيشتر نيز ادعای اين خبرگزاری‌ها در باره «ارسال پيام تبريک حسنی مبارک رييس جمهور مصر به احمدی‌نژاد» از سوی سخنگوی وزارت امور خارجه مصر رد شده بود.رهبران چند کشور غربی نيز اعلام کرده‌اند قصد ندارند، به احمدی‌نژاد به خاطر آنچه که مقام‌های جمهوری اسلامی از آن به عنوان پيروزی در انتخابات ياد می‌کنند، تبريک بگويند.معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوری در ايران می‌گويند، در انتخابات بيست و دوم خرداد تقلب‌های گسترده و سازمان يافته‌ای صورت گرفته و در واقع اين ميرحسين مو‌سوی بوده که در اين انتخابات پيروز شده است.در جريان اعتراض‌های مردمی نسبت به نتايج انتخابات در ايران عده زيادی از تظاهرکنندگان کشته شده‌اند و شمار زيادی از فعالان سياسی و معترضان نيز بازداشت شده‌اند.خانم اوکابه همچنين در باره درخواست شيرين عبادی برنده ايرانی جايزه صلح نوبل از بان کی‌مون برای سفر به ايران برای مشاهده ابعاد نقض حقوق بشر در اين کشور پس از انتخابات تنها به گفتن اين جمله بسنده کرد که « بان کی‌مون با عبادی حرف نزده است.»

خانم شيرين عبادی می‌گويد، در جريان اعتراض‌های پس از انتخابات در ايران بيش از صد نفر کشته شده‌اند.
*****
گزارش خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
کد خبر : 3589 - تاریخ : 21/5/1388- زمان: 23:57
گسترده‌گی نقض حقوق‌بشر در شهرهای ایران

روز بیست‌ویکم مرداد ماه 88 شاهد ایجاد جنگ روانی و تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و نماینده‌گان اصول‌گرای مجلس بودیم که بدون هیچ دلیل و مدرک و تحقیق و تفحصی نامه‌ی مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی در مورد تجاوز به زندانیان را کذب دانسته و به جای پی‌گیری موضوع خواستار برخورد با مهدی کروبی به خاطر انتشار نامه شدند. هم‌زمان با موارد گسترده‌ی نقض حقوق‌بشر که در زندان‌ اوین اتفاق می‌افتد و در کهریزک بر زندانیان رفته است، در دیگر شهرها و استان‌های ایران هم‌چون کردستان و بلوچستان موارد متعددی از نقض حقوق‌ شهروندان و صدور احکام سنگین برای فعالین سیاسی و مدنی و شکنجه‌ی شهروندان گزارش می‌شود. و این‌که سازمان عفو بین الملل از مقامات ایران خواسته تا با ارسال ناظران بین المللی برای حضور در دادگاه دستگیر شده‌گان پس از تظاهرات اعتراضی انتخابات اخیر ایران موافقت کند.

تجاوز به زندانیان؛ مساله‌یی که قبل از بررسی کذب خوانده شد
سه شب پیش بود که مهدی کروبی در نامه‌یی به هاشمی رفسنجانی از گزارش‌هایی خبر داد که به دست‌اش رسیده و او را اندوه‌گین کرده است. گزارش‌هایی مبنی بر تجاوز به زندانیان دختر که به آن‌ها با شدتی تجاوز شده که دچار «پاره‌گی و جراحت اعضای تناسلی‌شان» شده است و هم‌چنین به صورت «وحشیانه» به پسران تجاوز شده که آن‌ها در «کنج خانه» دچار «افسرده‌گی روحی» شده‌اند. پس از این نامه بود که واکنش‌های مختلفی نسبت آن صورت گرفت. اکثریت زندانیان سیاسی قدیم بر این امر صحه گذاشته‌اند و بسیاری از فعالین و تحلیل‌گران آن را مسبوق به سابقه دانسته و با توجه به رفتارهای جمهوری اسلامی آن را امری صحیح دانستند. اما امروز علی لاریجانی که در دو روز گذشته از فعالیت کمیته‌ی پی‌گیری مجلس در این زمینه خبر داده بود، با گذشت 48 ساعت از انتشار نامه و کم‌تر از آن سخنان خود، «آزار جنسي بازداشت‌شدگان را کذب» دانست. لاريجاني نتيجه اين تحقيق و تفحص کميته ويژه مجلس براي پي‌گيري وقايع پس از انتخابات درباره بازداشت شدگان را به اين ترتيب شرح داد: «در بررسي هاي دقيق و جامع انجام شده درباره بازداشت شدگان در کهريزک و اوين هيچ گونه موردي که مبتني بر آزار و تجاوز جنسي باشد، مشاهده نشده است.» لاریجانی توضیحی نداد که چه‌گونه در عرض 48 ساعت این کمیته توانسته صحت نداشتن این موضوع را اثبات کند. نکته‌ی دیگر این است که کاتوزیان از نماینده‌گان مجلس و حاضر در این کمیته پیش از این اعلام کرده بود که «اطلاعاتی به این کمیته نمی‌رسد». با این حال هم‌زمان روزنامه‌ی و کیهان و خبرگزاری فارس و ایرنا و دیگر رسانه‌های هم‌سو با دولت در اقدامی هماهنگ با نوشتن گزارش‌ها و مصاحبه‌های مختلف با افراد هم‌سو با دولت مساله تجاوز به زندانیان را رد کرده و خواستار برخورد با کروبی شدند! این مسائل در مورد این نقض آشکار حقوق‌بشر نشان از آن دارد که اراده‌یی وجود دارد که نمی‌خواهد این مساله پی‌گیری شود. همه‌ی موارد اهم در حالی است که کمیته ویژه مجلس تازه امروز قصد بازدید از زندان اوین را داشته است و همین مساله مشخص می‌کند که از زمان طرح این مساله از سوی کروبی با زندانیان داخل زندان اوین هیچ مصاحبه‌یی در این زمینه صورت نگرفته است. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بیانه‌ی تازه خود آورده است که «درخواست دستگیری و محاکمه مهندس موسوی و خاتمی و هاشمی و کروبی یا اظهارات هتاکانه عوامل مذکور علیه خاتمی و هاشمی ،همه‌گی تلاش‌هایی برای انحراف اذهان عمومی از موضوع زندان کهریزک است.»

پافشاری بر اتهامات شهروندان متهم خارجی
قاضی مرتضوی امروز به خبرگزاری فارس، خبرگزاری هم‌سو با دولت احمدی‌نژاد در مورد آزادی نازک افشار گفت: «قرار تامين نازك افشار وثيقه بوده لذا وي وثيقه را گذاشته و آزاد شده است از اين رو قرار تامين وي بازداشت موقت نبوده البته كسي هم تخفيفي به حال اين كارمند سفارت فرانسه نداده است لذا رسيده‌گي به اتهامات افشار ادامه خواهد داشت» و در مورد دیگر شهروند فرانسوی گفت: «كلوتيلد ريس هنوز آزاد نشده است و در صورت قبول قرار وثيقه و آزادي وي اين تبعه فرانسوي به هيچ وجه حق خروج از كشور تا زمان صدور راي و اجراي آن را ندارد.» وي هم‌چنین به کارمند سفارت انگلستان اشاره کرد: «حسين رسام تحليل گر ارشد سفارت انگليس هم قرار تامين وثيقه دارد.» این در حالی است که همین خبرگزاری گزارش داده است: «سفارت فرانسه در تهران با ارسال يادداشت رسمي ضمن تعهد و سپردن وثيقه خواستار آزادي «كلوتيد ريس» شده است.»

نقض گسترده‌ی حقوق‌بشر در شهرستان‌ها
همین چند روز پیش بود که 5 جوان زیر 30 سال کرد هر کدام به شش سال زندان محکوم شدند. با این حال نقض گسترده و مداوم حقوق‌بشر در شهرها و دیگر استان‌های ایران ادامه دارد و در روزهای پر خبر ایران توجه زیادی به آن‌ها نمی‌شود. مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران امروز گزارش داد «نیروهای امنیتی، طی دو روز گذشته با هجوم به منازل، 15 معلم بلوچ سنی را در شهر زاهدان دستگیر کرده و به نقطه‌ی نامعلومی منتقل کرده‌اند.» این اقدام با «یورش به منازل مردم و بی‌حرمتی به زنان و کودکان» همراه بوده است. و در خبر دیگری از مجموعه داریم که «یکی از شهروندان کرد که در شهر مریوان به دست‌فروشی مشغول بود، پس از توقیف ماشین‌اش و نداشتن بضاعت مالی برای پرداخت جریمه اقدام به سوزاندن خود کرد.» شهرداری مریوان بعد از توقیف ماشین وی درخواست 500 هزار تومان جریمه را کرده بود. و در خبر تلخی دیگر «شورش مهدی‌خانی فعال مذهبی کرد اهل سنندج که به اتهام عضویت در گروه‌های جهادی و سلفی به اعدام محکوم شده بود، در بامداد پنچ شنبه مورخه 8 مرداد ماه در زندان مرکزی سنندج اعدام شده است.» به گزارش مجموعه «شورش مهدی‌خانی، حدود 16 ماه پیش توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بود و مدت 3 ماه را در بازداشت‌گاه اطلاعات سنندج، مورد شدیدتریت شکنجه‌های جسمی و روحی قرار گرفته بود.» در گزارش دیگر از سقز شنیدیم که «یازده شهروند کرد اهل سقز که به دلیل اقدام به قاچاق وسایلی همچون پارچه، لباس و گیرنده ماهواره بازداشت شده بودند توسط نیروهای پلیس امنیت تهران مورد شکنجه قرار گرفته اند.» هنگامی این گزارش از نقض حقوق‌بشر تکان‌دهنده‌تر می‌شود که می‌‌شنویم «نیروهای انتظامی با عنوان اینکه "شما با آوردن گیرنده ماهواره به تهران نقش اساسی در گسترده و متداوم شدن اعتراضات ایفا کرده‌اید" از آنها اعترافاتی غیرواقعی را خواستار شده‌اند.» آژانس خبری موکریان می‌گوید «مصطفی نژاد که بیش از یک ماه است در زندان بسر می برد ، به اتهام همکاری با یکی ازاحزاب مخالف به 6 ماه حبس محکوم شده است.» وی هم اکنون در زندان مرکزی ارومیه است. هم‌چنین گزارش‌هایی در سایت‌های مختلف خبری از فشارهای وارد بر خانواده‌ی کیانوش آسا از شهیدان حوادث اخیر خبر می‌دهد.
دیگر خبرهای نقض حقوق‌بشر
حسن دوگاني در گفت‌وگو با ايلنا با اشاره به آزادی برخی از دانش‌جویان که در هفته‌های قبل بازداشت شده‌اند گفت «براساس اطلاعاتي كه به ما رسيده است، 16 دانشجو همچنان پس از وقايع اخير در بازداشت به سر مي‌برند.» پیش‌تر از طرف گروه‌های دانش‌جویی از بازداشت 30 دانش‌جو خبر داشته‌ایم. در طی دو ماه گذشته همواره آمارهای ارائه شده از طرف منابع رسمی حکومت اعم از تعداد بازداشت‌ شده‌گان و کشته‌شده‌گان از آمار ارائه شده از طرف گروه‌های مدافع حقوق‌بشر کم‌تر بوده است. سارا صباغیان وکیل محمدعلی دادخواه پس از ملاقات با وی در زندان به مجموعه فعالان حقوق‌بشر گفت: «همیشه ایشان را سرشار از عشق به ایران، تاریخ و تمدن و میراث فرهنگی ایران و شوق خدمت به ایرانی یافته ام اما دیروز ایشان را بسیار تکیده دیدم اما کماکان با همان روحیه همیشه‌گی. ایشان به "اتهام اقدام علیه امنیت ملی کشور" و "نگه‌داری سلاح غیر مجاز" و "نگه‌داری مواد مخدر" در بازداشت به سر می برند. اتهاماتی که برای کسانی که از نزدیک ایشان را می شناسند بسیار تعجب آور و باورنکردنی است.» و از روزآنلاین گزارشی داریم در مورد جهانبخش خانجانی که در ملاقات با خانوه‌ی خود در زندان اوین به آن‌ها گفته است که «به داد من برسید» خانواده‌ی وی از مشاهده‌ی وضعیت بد جسمی و روحی وی در ملاقات خبر می‌دهند. به گزارش خبرنامه‌ امیرکبیر «زویا صمدی عروس خانواده اسانلو توسط لباس شخصی‌ها» با اسلحه در خیابان تهدید شده است. و دیگر این‌که «علیرضا کیانی فعال دانش‌جویی دانش‌گاه مازندران مجددا به دادستانی بابل احضار شده است»
رئيس كل دادگستري استان سيستان و بلوچستان با اشاره به مصاحبه عبدالمالك ريگي با شبكه خبري العربيه و درخواست وي براي مذاكره با ايران، گفت: «اين امكان وجود ندارد كه عبدالحميد ريگي بنا به مصلحت‌هايي اعدام نشود.» دیگر این‌که «بنا بر گزارش روابط عمومی وزارت اطلاعات 4 تن از اعضای جندالله در استان سیستان و بلوچستان بازداشت شده‌اند.»
*****
از میان ایمیل های رسیده تا ساعت 3:30 بامداد
کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی:
اعتراف دربرابر دو مرد اونیفورم پوش

مرکز کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی، در پاریس با ارسال نوشته ای با عنوان "منم اعتراف می کنم"، شرایط زندانیان حوادث پس از کودتای 22 خرداد را، همانند کسانی خواند که همگی در وضعیت "مجرمیتی مجهول" زندگی می کنند که در آن قانون با خشونت، تمام زندگی را هدف می گیرد.
در این نوشته آمده است: تهران، ساعت 9 شب. زنگ در به صدا در می آید و خانم میانسال کارمند بخش فرهنگی سفارت فرانسه، مقابل درب منزلش با دو نفر مرد اونیفورم پوش مواجه می شود که بدون هیچ حکم و مجوزی از او می خواهند که آنها را تا مکان نامعلومی همراهی کند. دو روز بعد، اخبار سراسری صبح، همان خانم را در جایگاه متهم در دادگاه انقلاب و در حال اعتراف به خطاهایش نشان می دهد.
این داستان مواجهه ی فرد است در برابر دستگاه عریض و طویل قانون ِ فاسد یا فاجعه ی دستگاه دادگستری. داستانی که بلافاصله زندگی هراس انگیز یوزف ک. کافکا را یادآور می شود. کافکا رمان محاکمه را با این جمله آغاز می کند : "بی گمان تهمتی به یوزف ک. زده اند زیرا که یک روز صبح بی آنکه خطایی از او سرزده باشد، بازداشت شد." به این ترتیب یوزف ک.، کارمند ساده ی بانک که زندگی اش در روزمرگی میان اتاق کارش در بانک و خانه اش سپری می شد، خود را در برابر دو مرد اونیفورم پوشیده می یابد که به ادعای خودشان ماموران دادگاه هستند و آمده اند تا رسما به او ابلاغ کنند که باید خود را تسلیم کرده و در اختیار مامور بازجویی قرار دهد.
در ادامه این نوشته می خوانیم: وضعیت دستگاه قضایی ایران، بخصوص در این چند هفته ی گذشته، وضعیتی است که در آن قانون به هیچ چیز مشخصی ارجاع ندارد، اینکه فرد نمی داند با انجام دادن چه کاری و یا انجام ندادن چه کاری مرتکب جرم شده است. افراد همه در وضعیت "مجرمیت مجهول"ای زندگی می کنند که در آن قانون با خشونت، تمام زندگی را هدف می گیرد.
این مساله جدا از موضع قدرت در ایران ِ بحران زده ی کنونی نیست. قدرت خود را در موقعیتی یافته است که در آن دیگر نمی تواند با قوانین و ابزارهای موجود عمل کند و به ناچار همه چیز وابسته به تصمیم مرجع قدرتمندتری می گردد که بتواند در این شرایط قوانین موقتی وضع کند، جایی که سیستم قضایی از قواعد درونی خود خارج شده و وارد نظام فراقضایی می گردد. لزوم وضع قوانین موقتی که شاید ما از بیرون آن را وضعیت بی قانونی می انگاریم، همان وضعیتی است که در آن، همه چیز حول و حوش یک "ضرورت" شکل می گیرد. ضرورت همیشه معطوف به یک موقعیت خاص است (مانند وضعیت کنونی ایران) و خود را مطابق با مقتضیات آن و حتی ادبیات شناخته شده در آن عرضه می کند؛ چنانکه در صحنه قدرت سیاسی ایران امروز از آن با عنوان "مصلحت" نام برده می شود. این "ضرورت نه منشا قانون است و نه قانون را به تعلیق در می آورد : ضرورت به این معنا چیزی جز خارج کردن یک مورد خاص از حوزه ی مواردی که به معنای دقیق کلمه دایره کاربرد هنجار را می سازند، نیست." بنابراین در چنین وضعیتی یا هیچ قانونی به رسمیت شناخته نمی شود یا قوانین جدیدی وضع می شوند که در نظام سیاست عمومی، بیان همگانی نیافته اند.
در پایان این متن آمده است: حال سئوال اینجاست که این ضرورت که توسط مرجع قدرتمندتر، بعنوان توجیه گر فراروی از قانون مورد استفاده قرار می گیرد، چگونه خود را با سیستم قضایی تطبیق می دهد؟ به نظر می رسد حداقل چیزی که می تواند تثبیت این وضعیت را در قانون تضمین کند، لزوم یک رابطه ی صوری با نظام قضایی است. یعنی دست کم اگر موارد اتهام به طور دقیق در قانون مشخص نشده اند، تلاشی موجه به لحاظ حقوقی برای استنتاج موارد جرم از نظام کیفری صورت پذیرد و علاوه بر آن دادگاه شرایط یک قضاوت عادلانه (اعم از حضور وکلا، تفهیم اتهام و...) را داشته باشد. این رابطه صوری چیزی است که عدم آن در وضعیت کنونی ایران، پدیده ی جدیدی در دستگاه سیاسی – قضایی است.
دادگاهی چهره های سرشناس اصلاحات در ایران، صرفنظر از محتوای پوچ و نامعقول اتهامات و فرآیند اعتراف گیری، از این حداقل، یعنی وجود یک رابطه ی صوری با دستگاه قضایی برخوردار بود که در روند بازداشت و دادگاهی متهمان خود را نشان می داد. بعلاوه، از آنجایی که سابقه ی فعالیت سیاسی این افراد در پرونده های آنها موجود است، خرد جمعی می تواند ارتباط منطقی بین اتهامات وارده بر آنان و رویه های فاسد نظام قضایی وابسته به دولت کودتا برقرار سازد. اما زمانی که با مساله ی بازداشت شبانه و دادگاهی افرادی مانند خانم کارمند سفارت فرانسه مواجه هستیم که دو روز بعد از بازداشت، به صورت ناگهانی در دادگاه حاضر می شود و به "خطاهای" خود اعتراف می کند، به نظر می آید که مراجع قدرت، حتی وقت خود را برای حفظ جنبه های صوری قراردادهای قضایی و قانونی نیز صرف نمی کنند، قراردادی که از ارسال احضاریه، حق ِ داشتن وکیل ولو تسخیری، بازجویی و تفهیم اتهام، تا مراسم روز ِ محاکمه را در بر می گیرد. این وضعیت را می توان بهت زدگی کامل کلیت یک نظام سیاسی نامید. جایی که دستگاه سیاسی ـ قضایی ایران، دیگر با تعدادی آشوبگر، جاسوس و یا برانداز روبرو نیست، بلکه در بدبینانه ترین حالت، با یک جمعیت پنجاه میلیون نفری از آشوبگر و جاسوس و برانداز مواجه است و دقیقا به همین دلیل بسیار ساده، فرصت برقراری حداقلی از رابطه ی صوری با نظام قضایی کشور را از دست می دهد. بدین ترتیب است که یوزف ک. بعنوان نماد تنهایی فرد در برابر قانون، ، شاید مصداق کاملا درستی برای محاکمه های از نوع ایرانی نباشد. چرا که در جریان محاکمه های چند روز گذشته، بازیگران نقش متهم، تنها کسانی نبودند که روبروی دوربین ها، صحنه ی اعتراف آنها را شاهد بودیم، بلکه جمعیت ِ خارج از دادگاه نیز به اشکال مختلف، از عهده ی ایفای نقش متهم برآمدند. چه با فریادهای "حمایت، حمایت" پشت درهای دادگاه، چه با تغییر پروفایل صفحات فیس بوک به "منم اعتراف می کنم."
*****
جنبش سبز:
ماهگردهای سبز یک روز سیاه
درست دو ماه پیش در چنین روزی، نزدیک به چهل میلیون ایرانی با حضور و شکوهی بی‌سابقه به پای صندوق‌های رای آمدند تا یک "نه" بزرگ را بعد از چهارسال به رئیس‌جمهور بی‌کفایت سابق و رئیس دروغ‌پرداز فعلی دولت کودتا تحویل دهند و به او بگویند که تو نماینده ملت ایران نیستی!
اما با تقلبی از پیش‌ طراحی شده و در عین حال به غایت ناشیانه، او و حامیان سرکوبگرش، تصمیم گرفتند گوش‌ها و چشم‌های خود را به روی این "نه" بزرگ ببندند و به جای آن به روی مردم آتش بگشایند. آنان به اشغال و تصرف غیرشرعی و ضدقانونی کرسی ریاست‌جمهوری که از آن جمهور مردم بود و بارها توسط علما و مراجع نیز مورد تردید و تحریم واقع شد، کفایت نکردند و با کشتن، شکنجه دادن و به بند کشیدن فرزندان ملت، روز بیست‌ و دوم خرداد را برای همیشه به روز اعتراض ملی به کودتا علیه رای و اعتماد ملت بدل کردند.
قبلا هم در همین‌جا گفته بودیم که بیست‌ و دوم خرداد با آن همه شکوه می‌توانست تبدیل به یک حماسه و غرور ملی شود، اما با ستم مضاعفی که بر ملت رفت، تبدیل به یک فاجعه ملی شد که بزرگ‌ترین مقتول آن «جمهوریت نظام» بود. در چهلم «درگذشت جمهوریت‌» بود که همین‌جا نوشتیم: «امروز ایران و ایرانی در خطر است و جای هیچ جانبداری جناحی و سکوت مصلحتی نمانده؛ چرا که مصلحتی بالاتر از حقیقت نیست» و امروز که درست در دومین ماهگرد تجاوز به حق ملت قرار گرفته‌ایم، باز هم همین خطر را به مراتب عمیق‌تر و شدیدتر از دو ماه پیش احساس و اعلام می‌کنیم.
هرچه از بیست‌و دوم خرداد دورتر می‌شویم، یک روز به تقویم مبارزات اجتماعی و سیاسی نسل جدید آزادی‌خواهان و عدالت‌طلبان ایران افزوده می‌شود. برای زنده ماندن این صدای اعتراض و برای جاری نگه داشتن رود امید و انگیزه مبارزه در پهنه دشت ایران، به این فکر افتادیم که از این پس در ماهگرد این کودتای سرخ و سیاه، یعنی در بیست و دومین روز هر ماه، به خودمان یادآوری کنیم که دو ماه پیش، سه ماه پیش، چهارماه پیش و ... خلاصه چنین روزی بود که طوفانی به پا شد و سپهر سیاست‌ورزی ایران را به میدان جنگ آزادی و استبداد بدل ساخت.
این یادآوری بی‌شک کمک خواهد کرد تا داغ شهادت سهراب‌ها، کیانوش‌ها، نداها، محسن‌ها و ننگ به بند کشیده شدن نبوی‌ها، تاج‌زاده‌ها و رمضان‌زاده‌ها را از یاد نبریم و بدانیم هر یک ماه که از آن روز سیاه می‌گذرد، یک روز از عمر این دولت کودتاچی و مستعجل کم و سی یا سی و یک روز به افتخار جنبش سبز مقاومت ملی افزوده می‌شود.
«موج سبز آزادی‌» با همراهی شما همراهان جنبش سبز، از این پس در بیست و دوم هر ماه و در ماهگرد تصاحب قدرت توسط کودتاچیان، ضمن یادآوری روز فاجعه ملی و وقایع پس از آن، نفسی عمیق برای آغاز سی روز دیگر از روزهای مقاومت خواهد کشید و مجددا مبارزه را از سر خواهد گرفت.
این ماهگرد‌ها را تا سالگرد قتل جمهوریت به دست کودتاچیان ادامه خواهیم داد؛ گرچه امید سفت و سختی داریم که هنوز به سال نرسیده، عمر این دولت کودتایی مستعجل و محتضر سرخ به پایان برسد و دیگر نیازی به ماهگرد و سالگرد نباشد. اما حتی اگر از سال هم بگذرد، این صدای اعتراض سبز را تا آنجایی که ملت نه فقط رایش که حقش و تاوان خون‌هایی که بی‌گناه به زمین ریخته شد را بگیرد، در بیست و دوم هر ماه بلندتر از ماه قبل فریاد خواهیم کرد.
برای زنده و رسا نگاه داشتن این صدا به همراهی تک‌تک شما همراهان راه سبز مقاومت ملی نیازمندیم. برایمان درباره ایده‌هایی که برای هر ماهگرد به ذهنتان می‌رسد، بنویسید. به خاطر داشته باشید که در انقلاب مردمی و باشکوه ۵۷، همین مناسبت‌های دوره‌ای بود که به استیفای حق ملت انجامید؛ آن زمان مراسم‌های چهلم شهدا در تنور مبارزه می‌دمید و شاید این زمان ماهگردهای پیاپی، آتش مقاومت ملی را در دل سبزهای ایران روشن نگه دارد.
از یادمان نرود که مقاومت را رهبر انقلاب اسلامی با همان چله‌نشینی‌های اعتراضی به نسل پدران ما آموخت و ما نیز شاگردان همان مکتبیم. پس بیست و دومین روز ماه‌ را در تقویم‌هایتان علامت بزنید و با ایده‌هایتان، موج سبز آزادی را در سراسر ایران گسترش دهید.
توضیح: از آنجایی که این گزارش مطلبی است بسیار طولانی با نمودارها وتصاویر و چارت های بسیار که در گنجایش صفحه ما نیست، تقاضا داریم برای مشاهده و مطالعه تمامی این گزارش طولانی و ضمیمه های مربوطه، بروی لینک زیر کلیک نموده و نسخه پی - دی - اف این مقاله را بخوانید:
*****
هشدار در مورد وضعیت کشور
بیش از 254 تن از مدیران ارشد 30 ساله نظام حمهوری اسلامی با انتشار بیانیه ای نسبت به شرایط فعلی کشور هشدار دادند و اعلام کردند : نظرهای انتقادی و راه حل های اصلاحی آقایان هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی و مهدی کروبی را باید جدی، همه جانبه و دلسوزانه برای کشور و نظام قلمداد کرد.
در این بیانیه که امضای مدیران سابق و فعلی نظام متشکل از وزرا، معاونان، استانداران، فرمانداران، روسا و استادان شاخص دانشگاه ها در دولت های اصلاحات، سازندگی، دوران جنگ 8 ساله و نمایندگان ادوار مجلس در پای آن به چشم می خورد تصریح شده است: اصرار بر حذف بخش مهمی از نیروهای اصیل انقلاب و اصلاح طلبان در قالب دستگیری های وسیع و محاکمه های نا موجه و نادیده گرفتن خواسته ها و اعتراض های بخش عمده یی از جامعه به نتایج انتخابات و نیز بی توجهی به پدیده های شومی مانند پدیده کهریزک که زشتی آن در عرصه ملی و بین المللی بر کسی پوشیده نیست، دامنه های این بحران را روز به روز شدیدتر و سرمایه های اجتماعی نظام را تخریب می کند. حداقل هایی برای خروج از این وضعیت بحرانی و نگران کننده می تواند اعتنا به همان پیشنهادهایی باشد که طی هفته های اخیر از سوی بزرگان و دلسوزان این کشور اعلام شده است.
متن کامل این بیانیه و اسامی امضا کنندگان آن به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم
انتخابات دور دهم ریاست جمهوری ایران صحنه یی بی نظیر از نشاط ملی، امید به آینده، اعتماد به نفس و انسجام اجتماعی آفرید. با تلاش همه خیرخواهان کشور به ویژه نخبگان و اصلاح طلبان همه ملت آمدند تا پیوندی از نسل های دیروز و امروز در پای صندوق های رای نمایش داده شده و وصیت و میراث سیاسی بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) را که میزان، رای ملت است بار دیگر پاس دارند و از حق حاکمیت خود بر سرنوشت و رقابتی قانونمند و مدنی در چارچوب قانون اساسی دفاع کنند.امضا کنندگان افزودند؛ در جریان انتخابات و نیز پس از آن متاسفانه شرایطی پیش آمد که از هر نظر با این زمینه و باور متفاوت بود و مردم با نتیجه یی رو به رو شدند که در باور آنها نشست و وجدان عمومی نتوانست نسبت به آنچه اعلام شد، قانع شود. از اولین روز پس از انتخابات فضای رسانه یی و اطلاع رسانی کشور به نفع یک جریان سیاسی خاص محدود و وابسته شد، فعالان شناخته شده سیاسی به وضع و صورتی بی سابقه دستگیر شدند، رسانه به اصطلاح ملی تبلیغاتی وسیع و پردامنه علیه نامزدها و جریان های انتخاباتی رقیب دولت را سازمان داد و هرگونه امکان قانونی برابر برای معترضان به نحوه برگزاری و نتایج انتخابات در هر زمینه یی عملاً سلب شد.آنها با اشاره به اعتراضات مردم آورده اند؛ مردم در برابر درخواست روشن و ساده خود آن هم از طریق راهپیمایی مسالمت آمیز میلیونی و سکوت اعتراض آمیز مدنی به مهندسی (مدیریت) انتخابات متاسفانه با پاسخ ضرب و جرح و حبس بی سابقه یی مواجه شدند. مدیران ارشد دولت های گذشته و نمایندگان مجلس افزودند؛ ما که افتخار آن را داشته ایم که بخش عمده عمر خویش را با حضور در صحنه های مختلف انقلاب اسلامی سپری کنیم و توان اندک خود را در مقاطع و مراحل مختلف 30ساله اخیر در خدمت به تثبیت و شکوفایی نظام قرار دهیم، اکنون وظیفه خود می دانیم که با استمداد از همه دلسوزان کشور از مقام رهبری و مراجع عظام و علما و روشنفکران تا همه نهادها و مسوولان موثر بخواهیم که برای خروج کشور از شرایط فعلی چاره هایی عاجل به کار گیرند. نمی توان از کنار نگرانی های جدی و عمیق فعالان انقلاب و دست اندر کاران این نظام در طول سه دهه اخیر به آسانی گذشت و هر راه حل و پیشنهاد دلسوزانه یی را برای خروج از بحران، قربانی سناریوهای امنیتی و خطی و مشابهت سازی های نابجای تاریخی در فضای جانبدارانه رسانه یی کرد. امروز برجسته ترین علما، روشنفکران و دانشمندان جامعه و با تجربه ترین و آگاه ترین مقامات اجرایی و تقنینی کشور نگران وضعیت کنونی اند. مردم در برابر خواسته های مدنی خود در انتخابات و برخوردهای خشن پس از آن با فرزندان خود و دلسوزان انقلاب پرسش های اساسی دارند. پاسخ به این پرسش ها با تلاش برای به زور قرار دادن همه وقایع و حقایق دور و نزدیک سیاسی در قالب مدعای مدیریت کنندگان وضعیت فعلی به دست نمی آید. اقدام همه جانبه و فوری برای جلب اعتماد عمومی و ترمیم شکاف های سیاسی و اجتماعی پیش آمده ضروری است.
امضا کنندگان این نامه در خاتمه درخواست هایی را مطرح کرده اند: "نظرهای انتقادی و راه حل های اصلاحی مراجع عظام، استادان دانشگاه ها و نخبگان کشور همچنین آقایان هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی را باید به عنوان حاصل مدیریت عالی نظام در قوه مجریه و مقننه تا پیش از دولت نهم جدی، همه جانبه و دلسوزانه برای کشور و نظام قلمداد کرد. باید باور کنیم که به کمک همین تجربه ها و آگاهی ها باید راهی برای خروج از این بحران پیدا کرد. اصرار بر حذف بخش مهمی از نیروهای اصیل انقلاب و اصلاح طلبان در قالب دستگیری های وسیع و محاکمه های نا موجه و نادیده گرفتن خواسته ها و اعتراض های بخش عمده یی از جامعه به نتایج انتخابات و نیز بی توجهی به پدیده های شومی مانند پدیده کهریزک که زشتی آن در عرصه ملی و بین المللی بر کسی پوشیده نیست، دامنه های این بحران را روز به روز شدیدتر و سرمایه های اجتماعی نظام را تخریب می کند. حداقل هایی برای خروج از این وضعیت بحرانی و نگران کننده می تواند اعتنا به همان پیشنهادهایی باشد که طی هفته های اخیر از سوی بزرگان و دلسوزان این کشور اعلام شده است."آخوندی (دکتر محمدصادق)، آرانی (مهندس علی)، آرمین (محسن)، آزاد ارمکی (دکتر تقی)، آستانه (محمود)، آشفته یزدی (دکتر کاظم)، آشوری، آقامیری (محمدعلی)، آقایی پور، ابتکار (دکتر معصومه)، ابراهیمبای سلامی، ابری نیا (دکتر کارن)، احمدی (علی اصغر)، احمدی نژاد (دکتر زهرا)، احمدیان (دکتر)، اسلامی (دکتر جعفر)، اسلامی (دکتر محمد)، اسماعیلی (مهندس محمد)، اعلانیان (دکتر مهدی)، افشار (دکتر حسین)، افشار (دکتر محمدهادی)، افشانی، افقه (مرتضی)، افقهی، الویری (مهندس مرتضی)، امامی (دکتر سیدجواد)، امامی (عبدالحمید)، امانی (شهربانو)، امینی (حسین)، انصاری (دکتر غلامرضا)، انصاری راد (حسین)، انصاری لاری (محمدابراهیم)، انصاری (جمشید)، اولیاء (علی اکبر)، باقری (علی)، باقریان نژاد، بخشنده (دکتر مهدی)، برخورداری (دکتر محمدعلی)، بروجردی (اشرف)، بقایی (دکتر فرشته)، بهرام (دکتر عباس)، بهزادیان (محمدرضا)، بیات (دکتر محمد)، پاینده (علی)، پشتان (دکتر جواد)، پنجه فولاد گران (محمدعلی)، پورسید آقایی، پورشریفی (دکتر حمید)، پورهاشمی (دکتر سیدجلال)، تابش (دکتر مسعود)، تابش (وفا)، تاج الدین (عبدالرحمن)، تاجیک اسماعیلی (دکتر عزیز الله)، تبادار (اسماعیل)، تحققی (مهدی)، ترک نژاد (احمد)، ترکاشوند (محسن)، ترکان (اکبر)، ترکان (مهندس اکبر)، تقوائیان (عزت الله)، تکفلی، توفیقی (دکتر محمدعلی)، جابریان (علی)، جلالی زاده (دکتر جلال)، جلالیان (دکتر علیرضا)، جلایی پور (دکتر حمیدرضا)، چراغعلی، چینی پرداز (رحیم)، حاجعلی فرد، حاجی (مرتضی)، حاجی میر آقا (دکتر حبیب)، حاضری (دکتر علی محمد)، حجتی (محمود)، حسین زاده (علی حسین)، حسین نیا کجیدی (محمد)، حسینی (دکتر سیدمحمود)، حسینی (سیداحمد)، حسینی (سیدمحمود)، حسینی (سیدصفدر)، حق شناس (ناصر)، حقیقت (مرتضی)، حناچی (دکتر پیروز)، حیدری (دکتر غلامرضا)، حیدری (علی)، خاتمی (سیدمحمد رضا)، خانزادی (دکتر مصطفی)، خانیکی (هادی)، خاوندی (دکتر علیرضا)، خرم (دکتر اسماعیل)، خرم (مهندس احمد)، خوانساری (مهندس مسعود)، خیرآبادی (دکتر مرتضی)، دادخواه (حسن)، دبیری (مهندس)، دنیامالی (معاون قالیباف)، دوزدوزانی (عباس)، دولتشاهی (دکتر محرم)، رازانی (دکتر اسد الله)، راستی (اسحاق)، راکعی (دکتر فاطمه)، رحمانی (علی اکبر)، رزمی (دکتر سیدحسن)، رسولی (حسن)، رسولی پور (دکتر رسول)، رسومی (عبدالرضا)، رضایی (دکتر علیگ)، رضایی بابادی (ابراهیم)، رضوی یزدی (حجت الاسلام محمد)، رعایایی (محمد)، رکن (دکتر امیررضا)، روح اللهی (دکتر محمدرضا)، زارع (ایرج)، زاهدی (عبدالمحمد)، زبردست (علی اصغر)، زحمتکش (علی اکبر)، زمانی قمی (محمود)، سازگارنژاد (امین)، سازگارنژاد (جلیل)، ساعدی (علی)، ساعی (دکتر علی)، سبحان اللهی (محمدعلی)، سراج (دکتر بهمن)، سراج زاده (دکتر سیدحسین)، سرمدی زاده (ابوالقاسم)، سعادت (قربانعلی)، سعیدنژاد (محمد)، سعیدی (لطف الله)، سفید (غلامعلی)، سلامتی (مهندس محمد)، سلامی (عبدالله)، سلطانی (دکتر ناصر)، سلطانی فر (مسعود)، سوداگر (دکتر احمد)، سیادت (عطاءالله)، سینکی (حسن)، شاه اویسی (حسین)، شدیدزاده (جاسم)، شریعتی دهاقانی (محمد)، شریف زادگان (دکتر محمدحسین)، شریفی (مجید)، شکوری راد (دکتر علی)، شکیبی، شورانگیز (کریم)، شهرابی (دکتر مهدی)، شیخ رضایی (دکتر محمدسعید)، شیرزاد (دکتر احمد)، صالح آبادی (علی)...
صالح جلالی (رضا) صالحی (دکتر محمدتقی)، صالحی (مهندس عبدالرحیم)، صحرائیان (غلامرضا)، صدیقی (دکتر مجتبی)، صفایی مقدم (مسعود)، صفایی (ذبیح الله)، صفایی (مقدم دکتر مسعود)، صوفی (علی)، ضیایی (دکتر وحید)، طالبی (عبدالله)، طالقان نژاد (محمد)، طاهری (حسن)، طهائی (حمید)، ظفرزاده، ظفرقندی (دکتر محمدرضا)، عابدی (دکتر مهرداد)، عدالت (دکتر حمیده)، عرب خابوری (دکتر داود)، عشقیار (دکتر نصرت الله)، عظیمی (مهندس احمد)، عمودی (قاسم)، غرقی امینی، غلامی (دکتر احمد)، غیاثی (محمد)، فائقی (سعید)، فتحی (دکتر سیدحمید)، فراهانی (دکتر محمدنقی)، فرهنگی (دکتر حسن)، فریدونی، فلاحی نژاد (دکتر مسعود)، فهیمی پور (مهندس مهدی)، فیوضات (دکتر ابراهیم)، قائم پناه، قانعی راد (دکتر محمدامین)، قبادیان (برات)، قدیانی (مهندس ابوالفضل)، قربانی (دکتر ایاز)، قمیشی (دکتر مهدی)، قنبری (دکتر علی)، قوامی (سیدناصر)، کاسنی (دکتر امیر)، کاظمی (دکتر عباس)، کبیری (احمد)، کثیری (دکتر نورالله)، کردوانی (روزبه)، کریمی (محمدعلی)، کسایی (دکتر احمد)، کشاورزیان (داود)، کلانتری (حمید)، کلانتری (دکتر عیسی)، کوچک زاده (دکتر لیلی)، کولائی (دکتر الهه)، کهزادی (پروین)، کیانوش راد (دکتر محمد)، کیانی (مهدی)، گرامی پناه (دکتر فریده)، لدنی (مسعود)، مبلغ (سیدمرتضی)، مجتهد سلیمانی (دکتر ابوالحسن)، محجوب (دکتر فاطمه)، محجوب (دکتر محمد)، محمدشهری (دکتر علیرضا)، محمدزاده (یحیی)، محمدی (دکتر تورج)، مدرس (حمید)، مدرسی (سیداحمد)، مرادی (دکتر علیرضا، تربیت معلم)، مرادی (دکتر مجید)، مزارچی (سیدمحمود)، مزروعی (رجبعلی)، مسجدجامعی (احمد)، مصوری منش (اکرم)، مطهری (دکتر پوریا)، مظفری نژاد (حسین)، معتمدی (دکتر سیداحمد)، معیدفر (دکتر سعید)، معین (دکتر مصطفی)، معین (مهندس فتح الله)، مفتخری (دکتر حسین)، مقیمی (محمدحسین)، ممویی (مرتضی)، ممویی (دکتر مرتضی)، منائی (جواد) منش (دکتر سیدعلی اصغر)، موسایی (مهندس منوچهر)، موسوی (دکتر سیدیعقوب)، موسوی (سیدجابر)، موسوی (سیدجعفر)، موسوی (میرطاهر)، موسوی لاری (سیدعبدالواحد)، مهرفرد (مسعود)، مهیمنی (محمدهاشم)، میدری (دکتر احمد)، میرسلیم (دکتر مجتبی)، میرقاسمی (دکتر اصغر)، میرلوحی (سیدعلی اکبر)، میلی منفرد (دکتر جعفر)، ناصری طاهری (دکتر عبدالله)، نبیونی (دکتر محمد)، نجفی (دکتر محمدعلی)، نعیمی پور (محمد)، نکوئی (سیدعلی)، نوروززاده (رضا)، واجدسمیعی (دکتر هاشم)، هاتفی (غلامرضا)، هاشم زایی، هاشمی (فائزه)، هدایتی (دکتر سیدهاشم)، یزدانفر (دکتر عباس) و یزدانفر (عباس).
*****
کهریزک تعطیل شد، بدرفتاری چطور؟
مرتضي كاظميان
بازداشتگاه کهریزک، پس از رسوایی و بدنامی، و به‌‎دنبال جان باختن مظلومانی چون محسن روح‌الامینی، تعطیل شد. اینک دیگر نشانی از بازداشتگاه مخوفی به‌نام کهریزک نیست؛ اما آیا تمهیدات لازم برای جلوگیری از بدرفتاری با متهمان و بازداشت‌شدگان، اندیشیده شده است؟ نقطه عزیمت این یادداشت، تصریح اصل سی و هشتم قانون اساسی است؛ آنجا که تاکید می‌شود: "هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است."
وقتی سخن از بدرفتاری و شکنجه‌ی متهمان به میان می‌آید، ذهن مخاطب عام به سوی چوب و فلک و تازیانه و مشت و لگد سوق می‌یابد. اما اگرچه اینها که ذکر شد، شکنجه‌اند، ولی همه‌ی شکنجه‌ها، فیزیکی نیستند. در اعلامیه‌ای كه در سال 1975 علیه شكنجه منتشر و توسط سازمان ملل تایید گردد، شكنجه به‌معنای تمام عملیاتی معرفی شده است كه به‌وسیله‌ی آن درد یا رنج شدید روحی یا جسمی تعمدا توسط كارگزاران عمومی یا شخص ثالث اعمال می‌شود تا از قربانی یا شخص دیگری، اطلاعات یا اعترافاتی گرفته شود. مطابق این تعریف، هنگام شكنجه فرد به سبب كاری كه انجام داده یا گمان می‌رود كه انجام داده است، مجازات می‌شود.
همین ملاحظات و نیز تجربیات تلخ پیشگامان انقلاب اسلامی از مبارزات با نظام اقتدارگرا و دیکتاتوری پهلوی بود که موجب شد هنگام تدوین و تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی، حداکثر ملاحظات و تمهیدات اندیشیده شود که در نظام نوپا (جمهوری اسلامی) تجاوزی به حقوق اساسی شهروندان و کرامت انسان‌ها صورت نگیرد. مطالعه و مرور مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی در هنگام تصویب اصل ممنوعیت شکنجه بسیار ارزشمند و قابل تامل است. این اصل، در جلسه پانزدهم مجلس خبرگان قانون اساسی به تاریخ سوم مهرماه 1358 مورد بحث و گفت‌وگو قرار گرفت و نهایی شد. مرور مختصری از بحث‌های مطرح شده در آن جلسه‌ی تاریخی، بس مفید است.
رئیس مجلس (آیت‌الله منتظری) اصل مورد بررسی را قرائت می‌کند: "شکنجه به هر نحو برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود." اکرمی، از اعضای مجلس تذکر می‌دهد: "به نظر من اینجا یک کلمه باید اضافه بشود برای اینکه در گذشته در وزارت آموزش و پرورش بعضی از معلمان نادان، دانش‌آموزان را شکنجه می کردند؛ به همین جهت باید نوشته شود:شکنجه مطلقاً و به‌ویژه به هر نحو..." آیت‌الله مشکینی اظهار می‌دارد: "شکنجه به هر نحو برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است؛ ما معتقدیم که این یک امر غیراسلامی و غیرانسانی است و رای هم به این می‌دهیم؛ ولی بعضی از مسائل باید مورد توجه قرار گیرد، مثل اینکه احتمالاً چند نفر از شخصیت‌های برجسته را ربوده‌اند و دو سه نفر هستند که می‌دانیم اینها از ربایندگان اطلاع دارند و اگر چند سیلی به آنها بزنند ممکن است کشف شود. آیا در چنین مواردی شکنجه ممنوع است؟" آیت‌الله بهشتی پاسخ می‌دهد: "آقای مشکینی توجه بفرمایید که مسئله، راه چیزی باز شدن است. به محض اینکه این راه باز شد و خواستند کسی را که متهم به بزرگ‌ترین جرم‌ها باشد یک سیلی به او بزنند مطمئن باشید به داغ کردن همه افراد منتهی می‌شود. پس این راه را باید بست. یعنی اگر حتی ده نفر از افراد سرشناس ربوده شوند و این راه باز نشود جامعه سالم‌تر است." جالب توجه آنکه آیت‌الله یزدی در این جلسه می‌گوید: "اینجا نوشته است «شکنجه به هر نحو». ظاهراً شکنجه، شکنجه جسمی است ولی عبارت «به هر نحو» همانطور که آقایان فرمودند انواعش هست، اما شکنجه روانی و معنوی یعنی ایجاد محیطی بکنند که طرف شکنجه ببیند و ناراحت بشود، این عبارت منع این کار را نمی رساند... منظور از «به هر نحو» انواع شکنجه جسمی است و مثل اینکه منع شکنجه روانی از این عبارت فهمیده نمی شود، منظورم این است که تعبیری باشد که آن را هم بفهمند." رئیس جلسه (آیت‌الله منتظری) تایید و تصریح می‌کند: "یعنی بنویسند شکنجه جسمی و روانی. بسیار خوب پیشنهادی است." و آیت‌الله ربانی شیرازی بحث را تکمیل می‌کند: "بنویسند: هرگونه شکنجه". در ادامه، آیت‌الله مکارم شیرازی نیز اظهار می‌دارد: "در تمام دنیا شکنجه ممنوع است، در اسلام هم ما جایی در تاریخ ‌نداریم که کسی را برای اقرار گرفتن، شکنجه کنند؛ پس هم از نظر اسلامی و هم از نظرات دیگر این کار ممنوع است. سابقاً که خود ما محکوم بودیم شکنجه را منع می‌کردیم ولی حالا که حکومت به دست ما افتاده چرا شکنجه را منع نکنیم؟ اگر این کار را نکنیم خیلی اثر سوء می گذارد." ... درنهایت اصل 42 (اصلی سی و هشتم) قانون اساسی به شرح زیر و بدون هیچ مخالفی تصویب می‌شود: "هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است، اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود."
چند سال پیش (1380) که پس از آزادی به قید وثیقه از بازداشتگاه 59 همراه با جمعی دیگر از فعالان ملی ـ مذهبی متنی را در اعتراض به برخی بدرفتاری‌های صورت گرفته با خود، منتشر کردیم، بعضی از مفاد آن موجب پرسش‌های طعن‌آمیز و حتی باعث برخی واکنش‌های نقدآلود شد. آنجایی که حتی از محدودیت‌ها در مورد "قضای حاجت" و استفاده از دست‌شویی، سخن به‌میان آمده بود، یا برخی موارد مشابه. دیر زمانی اما نگذشت که اندک اندک، برخی "حکایت"‌ها از پرده برون افتاد. آنهایی که بعدتر و در مقاطع گوناگون، اینجا و آنجا بازداشت شدند، پس از آزادی، نکات مشابهی را مورد اشاره و تایید قرار دادند. چنین بود که مفهومی به نام "شکنجه سفید" در محافل سیاسی و مطبوعاتی ایران، بیش از پیش مورد تامل قرار گرفت. نوعی
شکنجه روان‌شناختی مبتنی بر "محرومیت حسی" و "ایزوله کردن" قربانی و بازداشت شده که موجب تخریب "هویت شخصی" وی و کاهش محسوس "محصولات فکری" او می‌شود. در این نوع از شکنجه‏، اگرچه شاید از لحاظ فیزیکی و جسمی، آسیبی محسوس به جسم متهم وارد نمی‌شود، اما روح و روان قربانی در سلول‏های انفرادی تحت تاثیر و تحت فشار قرار می‏گیرد. به‌عنوان نمونه، به متهم اطلاعات غلط و البته ناگوار داده می‌شود؛ مواردی نظیر اینکه مادر او به‌خاطر شرایط جدید، سکته کرده و در حال فوت است؛ یا بستگان (همسر یا برادر و خواهر) وی نیز به‌خاطر "عدم همکاری" او در معرض بازداشت قرار دارند و...
شکنجه تنها آسیب رساندن با مشت و لگد به بازداشت شده نیست؛ جلوگیری از خوابیدن متهم به مدت طولانی (گاه تا چند شبانه روز) یا قطع کردن مداوم خواب فرد و به‌هم ریختن ساعات استراحت و خواب وی؛ وادار نمودن قربانی به ایستادن و یا قدم زدن برای مدت طولانی (متجاوز از یک شبانه روز)؛ نگاه داشتن متهم به‌صورت برهنه در شرایط سخت (سرمای شدید یا گرمای طاقت‌فرسا)؛ ممانعت از استفاده‌ی بازداشت شده از دستشویی برای ساعات طولانی و وادار شدن وی به قضای حاجت در سلول؛ تحمیل تشنگی و گشنگی به قربانی؛ بازجویی‌های طولانی مدت و توام با بحث و جدل به ظاهر بی‌پایان و درگیر کردن متهم با پرسش‌های بی‌شمار و حتی بی‌ارتباط، و تلاش برای فرسودن و خسته ساختن ذهن و روان بازداشت شده؛ تحقیر شدید متهم (مثلا" واداشتن وی به برهنه شدن پیش چشم دیگران یا مجبور ساختن قربانی به مشابه سازی خود با حرکات و صدای برخی حیوانات)؛ و... همه و همه از جمله مواردی هستند که اگرچه در ظاهر واجد آسیب‌های فیزیکی و جسمی و جراحت بر پیکر متهم، نیستند، اما تبعاتی به‌همراه دارند که غیرقابل اغماض و انکار هستند. اینجا، ذهن و روان و روح متهم است که آسیب‌هایی طاقت‌فرسا را متحمل می‌شود؛ آسیب‌هایی که گاه رهایی از آنها بسی دشوارتر از رنج‌های ناشی از جراحات فیزیکی و جسمی است.
یکی از پرسش‌های مهم و ایران امروز، ناظر به همین موضوع و دل‌نگران همین مقوله است. چنان‌که در اخبار رسمی آمده، در اقدامی در خور تقدیر و باارزش، بازداشتگاه کهریزک تعطیل و جمع شده است، و مسئولان و مجریان بدرفتاری‌های صورت گرفته در آن، مورد بازخواست قرار گرفته و مغضوب و طرد شده‌اند. آیا افکار عمومی می‌تواند از این اطمینان خاطر و آرامش ذهنی و روانی برخوردار باشد که بدرفتاری با متهمان، به هر صورت و شکل، در تمامی بازداشتگاه‌های جمهوری اسلامی، منتفی شده و متخلفان، مورد بازخواست و محاکمه قرار می‌گیرند؟ آیا چنان‌که در قانون اساسی تصریح شده است، اعمال "هرگونه شکنجه" (به قید هرگونه توجه فرمایید) علیه متهمان و بازداشت‌دگان، منتفی و ممنوع و محال است؟ بازداشتگاه کهریزک تعطیل شده است، بدرفتاری با متهمان، به هر شکل و گونه، چطور؟
*****
پیامی از میان ایمیل های دریافتی از سوی یکی از یاران گرامی:
This is the best analysis I have received throughout these very anxious months.
آيا اتفاق جديدی افتاده است؟
دکتر سید مرتضی مرديها
برخی بر اين باورند که در ۲۲ خرداد ۸۸، جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی تغيير ماهيت داده است. اين گفته تا چه حد مقرون به حقيقت است؟ پاسخ من اين است: تقريباً تا هيچ حد؛ در اين روزها اتفاق بی‌سابقه‌ای روی نداده است. بله، اين البته راست است که رفتار حکومت در آنچه انتخابات دهم ناميده می‌شود، و نيز در حوادث متعاقب آن، قدری صريح‌تر و بی‌پرواتر به‌نظر می‌رسد، اما اين کرگوشیِ مزمنِ بسياری از فعالان سياسیِ منتقدِ حکومت و معتقد به اصلاحات بوده که باعث شد سران حکومت مجبور شوند صدای خود را آنچنان بلند کنند که همچون صورِ اسرافيل بالاخره در گوش اين حضرات فرو رود. کداميک از اين کارها قبلاً روی نداده بود؟ کداميک از اين سخنان پيشتر گفته نشده بود؟
سران واقعی قدرت در طول بيست سال گذشته، و از نخستين روزهای آن، با صراحتی کم‌نظير در قول و فعل خود، بارها و بارها بر اين تأکيد کردند که کمترين اعتقادی به دمکراسی، به اصلاح، به مشارکتِ جدیِ حتی نزديک‌ترين ياران و همرزمان و همراهان سابق ندارند. گفتند و نشان دادند که از هر ابزاری برای به حاشيه راندن آنان استفاده می‌کنند، و هيچ چيز، و دقيقاً هيچ چيز، مثلاً اين که در گذشته چه فعاليتهای مهم و سرنوشت‌سازی برای ايجاد و نجات اين نظام انجام داده‌اند و تا چه اندازه يار وفادار و مورد تأييد و وثوق بنيانگذار اين نظام بوده‌اند، کمترين تأثيری در تلقی آنان به عنوان دشمن، يا لااقل رقيبی که اگر تابع مطلق نمی‌شود، بايد بکلی مضمحل گردد، نخواهد گذاشت. تمامی تلاشهای طاقت فرسای اين جريانات (از نهضت آزادی، و ملی- مذهبی‌ها تا سازمان مجاهدين انقلاب و مجمع روحانيون مبارز و اخيرتر جبهة مشارکت) و نيز بسياری از شخصيتهای مستقل اما نزديک به اين تفکرات (حتی در خارج از کشور)، در خصوص ابراز اسلاميت و حتی ولايت و/يا داشتنِ ارادة اصلاح و نه تخريب، و تاکید بر نيت خود مبنی بر تقويت نظام و نه براندازی آن، ذره‌ای مورد قبول ارکان اصلی و هستة سخت قدرت در اين نظام واقع نشد؛ نه به اين دليل که آنرا باور نداشتند و دروغ می‌پنداشتند، نه، صرفاً به اين سبب که يک حکومت مطلقه می‌خواستند که هيچ مزاحمی نداشته باشد؛ فرقی نمی‌کرد که مذهبی باشند يا نه، خوش طينت و خوش نيت باشد یا نباشد ، وابسته به خارج باشد یا نباشد ، يار امام باشد یا نباشد. و هر چه آن جماعت در اين کار کوشيدند، از اين سو جز تکذيب و تحقير پاسخی نگرفتند و عجب که کماکان بر اين سيره پای فشردند که اميد بورزند و به دیگران امید بدهند که می‌توانند به حکومت بقبولانند که نفع آن در حداقل اندکی مشارکت و اندکی دمکراسی و برخی اصلاحات حداقلی است. بيائيد انصاف بدهيم که هستة سخت حکومت به چه زبانی بايد به اين جماعت می‌فهماند که: من تمام قدرت را می‌خواهم؛ اصلاح هم نمی‌خواهم؛ هرگونه مقاومتی را هم به ‌شدت درهم می‌شکنم؛ و پروای هيچ چيز هم ندارم برای همه صاحب نظران معلوم بود که ماجرای تأييد صلاحیت آقای خاتمی برای نامزدی دوره هفتم ریاست جمهوری، محصول يک برآورد تاکتيکی حساب شده از جانب قدرت حاکم بود که اصلاً غلط هم نبود؛ اما اين که اوضاع، از قضا و به‌شکلی ناباورانه برای همه، به سمتی رفت که ايشان با چنان رأيی برنده شد، يک حادثه غيرقابل پيش‌بينی بود؛ و چون غيرقابل ‌پيش‌بينی بود، فرصتی نبود تا بلافاصله چاره‌ای انديشيده شود. اما مشکلی هم نبود؛ او را بسیار زود در تنگنایی عجیب قرار دادند و انبوهی از مصائب را بر سر او ريختند و او هم که جسارت و شجاعتی نداشت که لااقل کناره گيرد. پس انتظار تکرار دوران خاتمی از سوی نیروهای تحولخواه از دو جهت خطا بود: هم اين که نمی‌گذاشتند، هم اين که اگر هم می‌گذاشتند، در عمل بيفايده بود در ماجرای انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری در سال ۸۴ تصور هسته اصلی قدرت اين بودکه مردم مهم نيستند؛ اگر در رأی دادن خطا می‌کنند، ما خطايشان را اصلاح می‌کنيم. حال چگونه عده ای انتظار داشتند که در جریان انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری چيزی عوض شود؟ ما هرگز جمهوری نبوده‌ايم، که بخواهيم جمهوری بمانيمبله، اين هم راست است که بسته به برخی خصايل روانی فلان امير و فلان مدير و فلان ژنرال ...، گاهی فشارها اندکی، فقط اندکی، کمتر يا بيشتر شده است، اما در مجموع تفاوت چندانی در وضع و شرایط به وجود نیامده است. آنان که به هر قصد و نيتی در اين فهم بديهی خدشه کردند، اينک در سلولها در حال تفکرند. آيا به اشتباه خود پی می‌برند؟ اميدوارم، گرچه مطمئن نيستمبرغم اين تفاصيل اما، شبه‌انتخابات ۸۸ با‌وجود خساراتش‌‌، شکست مردم نبود. کارناوالهای شادی، که در هفته‌های منتهی به ۲۲ خرداد راه افتاد، جلوه‌های جذابی از اميد و شادی و رقص و پایکوبی و همدلی و غمگساری و نوستالژی روزگاران خوش را نصیب این مردم خموده کرد. درست است که به فاصله کوتاهی غرور آنان را به ‌شکلی حيرت‌آور که بیانگر وجود اختلال وخیم ديگر آزاری نزد صاحبان قدرت بود، شکستند، و عزيزانی را به خون نشاندند، ولی مردم اگر آنچنان که می‌خواستند پيروز نشدند، شکست هم نخوردند؛ يعنی وضعشان بدتر از قبل نشد. از اين آراء بيسابقة که برخی طمع مشروعيت می‌بردند، چنان وضعی به‌هم برآمد که ايران و دنيا، حتی آنان که از شدت خودفريبی و مثبت اندیشی و خیالبافی، چشم و گوش خود بر واقعيات بسته بودند، ناچار از فهم اين شدند که ما در چه وضعيتی هستيم. جداً بر اين باورم که چيزی روی نداده که بارها و بارها روی نداده باشد، مشکل فقط اين بود که برخی اصرار داشتند، به‌رغم انبوه شواهد، برای منافع يا از سر ترس يا عادت يا محافظه‌کاری ، آينه شبانه را ترجمه صبوح کنند. اين که اين بار رسوائی قدری بزرگتر و قدری صريحتر بود، اصل ماجرا را چندان عوض نمی‌کند؛ ما همانيم که بوديم. با اين حال، اگر آنچه رخ داد کمک کرده باشد تا اينک خرده‌ بهانه‌ها هم از ميان برخاسته و اميدوار شویم که ديگر هيچ اصلاح‌خواهی در پی اغفال خود و خلق برنيايد، و برای تغيير اين وضع، راهی به جز شکايت بردن به خدا و/ يا تکدی لطف از خدايگان در پيش گيرد، دستاورد بدی نيست. آيا در آينده ديگر کسی تک ‌مضرابهای انتخاب ميان بد و بدتر را ساز خواهد کرد؟ آيا ديگر هيچ حزب و گروه و فردی در هيچ انتخاباتی، به هر بهانه و توجيهی "نامزد" معرفی خواهد کرد؟آيا کسی در تمام تاريخ، وضعيتی سراغ دارد که، از حيث اخلاق، ميان ادعا و عمل، اين ميزان فاصله باشد؟ در عين حال، آيا کسی در تمام تاريخ، وضعيتی سراغ دارد که اين سان با بی‌پروائی، با تحقير کردن تمامی معيارهای درک بديهی و عقل جمعی، همه عالم جز خود را به هر صفت زشتی متهم کند، در حالی که ماجرا به وضوح معکوسِ اين است؟ و آيا واقعاً اين موارد فقط در اين چند روز رخ داد؛ يا ديرزمانی است که وجود داشت؟اما راجع به آينده و اينکه چه بايد کرد و چه واقع می‌شود. من در کتابها و مقالات خود نوشته‌ام که انقلاب يک فعاليت برنامه‌ريزی شده نيست. يک واقعة بسيار کمياب است. هميشه همه جا پتانسيل شورش در مردم ناراضی هست؛ کم يا زياد. اين حکومتها هستند که، در قريب به اتفاق موارد، نمی‌گذارند شورشها تبدل به انقلاب شوند و انقلابها پيروز شوند. انقلابها فقط در صورتی پيروز می‌شوند که حکومت در ضمن جنگهای شديد و يا ورشکستگی شديد مالی به شدت ضعيف شده باشد بگونه ای که اصولاً نتواند نيروی ضد شورش خود را بسيج کند (مثل انقلاب روسيه) يا اصلاً حکومت مرکزی مقتدری در کار نباشد (مثل انقلاب چين)، يا حکومت به دليل دلرحمی يا سست‌عنصری حاکم نتواند به موقع و با شدت شورش را سرکوب کند (مثل انقلاب ايران و فرانسه). اين قبیل موارد بسيار کميابند و به همين سبب انقلاب پديده‌ای است بشدت کمياب. شايد در کمتر موقعيت تاريخی پتانسيل مخالفت و شورش به اندازه ايران امروز بوده باشد ولی سرکوب شديد و کنترل پليسی چندلايه مانع از پيشرفت هر حرکتی بوده و شده است. من بشدت علاقمندم که اين تبيين و تحلیل نادرست باشد؛ مشتاقم که نظريه‌ام عملاً ابطال شود، ولی ظاهراً هنوز هم واقعيات گواه صحت آن است اين انتظار که اکثريت کسبه و کارمندان، يا حتی اقليتی قوی از آنان اعتصاب کنند، انتظار زيادی است. قطعاً برای بسياری زندگی در اين وضع بشدت بی ارزش و بي قدر شده است، اما شايد نه برای اکثريت؛ و تازه اين جمعيت هم غالباً از سوی خانواده‌هايشان تحت فشارند که کاری نکنند که جان بر سر آن بگذارند. می‌ماند فئه قليله‌ای که آن هم در چنبره ناهماهنگی درونی و فشار بيرونی، کارآمدیِ محدودی دارد. بنابراين اگرچه اميد می‌رود که مخالفتهای مدنی مردم تداوم يابد و اين نظام لااقل برای چنين کارهائی مجبور به پرداخت هزينه شود، اما بايد تا همين جای کار را هم موفقيتی بزرگ دانست. اين تصور که اگر اوضاع کم ‌کم آرام گيرد، نااميدی غالب می‌شود و احساس شکست درمی‌گيرد، اگرچه در مقام توصيف احوال مردم تا حدی راست است، اما بايد نسبت به آن هشدار داد. به هم اميد دهيم که راه درازی در پيش است و هيچ چيز پايان نيافته؛ افول برخی هيجانات ستودنی نبايد تعجب زيادی برانگيزد. بخش نه چندان کمی از مردم چه بسا در همين اوضاع درپی اين برآيند که، با برخی حمايتهای ناروا و ضد انسانی، از اين نمد کلاهی برای خود بسازند. بسياری هم ناراضی‌اند اما نه در حدی که جان خود را در معرض تهديد جدی قرار دهند. باقيمانده هم ممکن است تحت تاثیر ضعف امکانات ارتباطی و فشار و کنترل شديد و اخراج و دستگيری و زندان و ... کم‌توان باقی بمانند. پس عجله نکنيم و در مورد نتيجه زودرس زياد خوشبين نباشيم. قطعاً روزی جشن استقرار انسانيت خواهيم گرفت، ولی آن روز معلوم نيست چندان نزديک باشد؛ چون انسانهای بد کم نيستند و انسانهای خوب هم غالباً نسبت معقولی ميان پوست و گوشت و خون و داغ و درفش و سرب نمی‌بينند. شجاعان و شهادت‌طلبان هم کم‌اند و در عسرت و فشار. پس اميد را درازمدت تعبير کنيم و از همين دستاورد فعلی هم خشنود باشيم؛ به روش‌های ديگر فکر کنيم؛ و از انساندوستان جهان استمداد کنيم
*****
واکنش وحشتزده خامنه ای به نامه افشاگرانه کروبی
صدای آمریکا: در پی انتشار محتوای متن نامه مهدی کروبی دبير کل حزب اعتماد ملی به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام واکنشهای عجولانه و متفاوت بلند پايه ترين مقامات جمهوری اسلامی را به همراه داشته است. در اين نامه از آيت الله هاشمی رفسنجانی خواسته شده است درباره خبرهای مربوط به تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاه های ايران در روزهای پس از برگزاری انتخابات تحقيق کند.
اما رهبر جمهوری اسلامی، در ديدار با اعضای دفتر رهبری، بدون اشاره به نام کروبی گفته است: «متاسفانه برخی از نخبگان دچار بی بصيرتی هستند. اصلاً ملتفت نيستند. يک حرفی يکهو به نفع جبهه‌ای مي‌پرانند که همتش نابودی بنای جمهوری اسلامی است.»
اين درحاليست که آقای کروبی در نامه خود از هاشمی رفسنجانی در خواست کرده که اين اتهامات را «به صورتی که صلاح می داند» با آيت الله علی خامنه ای در ميان بگذارد و نيز هياتی برای بررسی اين مساله تشکيل دهد.
آقای خامنه ای در سخنان خود نه تنها اشاره ای به تشکيل هيئتی برای تحقيق و بررسی اين اتهامات سنگين که در زندانهای کشور در روزهای پس از برگزاری انتخابات روی داده است نکرده بلکه با شتابزدگی، صرف انتشار خبر تجاوز به زندانيان را نيز معادل با نابودی نظام جمهوری اسلامی دانسته است.
رهبر جمهوری اسلامی توضيح نداده که چگونه تنها امر تقاضای تحقيق در موضوع تجاوز به زندانيان در روزهای پس از انتخابات می تواند منجر به نابودی نظامی گردد که شعار آن گسترش عدالت است و وی رهبريش را بعهده دارد.
از طرفی در همين رابطه، محسن رضايی، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام روز چهارشنبه ٢١ مرداد ماه گفته است با شنيدن اخبار مربوط به رفتار خلاف مأاموران عليه جوانان کشور می بايست عزای ملی اعلام کرد.
در سايت اينترنتی تابناک آمده است آقای رضايی در نشست خود با جمعيت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر که برای ارائه گزارشی از رويدادهای اخير با وی ملاقات کرده بودند گفته است: «اگر در جمهوری اسلامی، رفتار خلاف حيثيت و اخلاقی از سوی يکی از مأموران انجام گيرد، بايد عزای ملی اعلام شود، چه برسد به اينکه اعمال شنيع عليه تعدادی از جوانان کشور صورت گرفته باشد.»
در همين حال بنابرگزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، مجيد انصاری عضو مجمع روحانيون مبارز که يکی از روحانيون بلند پايه و از چهره های شاخص نظام است درباره درخواست مهدی کروبی از هاشمی رفسنجانی، برای بررسی موضوع تجاوز به زندانيان گفته است:
«با کمال تاسف اينها صحت دارد و آدم بايد به قول اميرالمؤمنين آرزوی مرگ کند که در جمهوری اسلامی کار به اينجا برسد که چنين فجايعی رخ دهد... نه يک مورد بلکه متعدد بوده است.»
آقای انصاری به ايرنا می گويد: «اصل قضيه قطعی و اثبات شده و گزارش آن برای مقامات رفته است.»
مهدی کروبی در گوشه ای از نامه خود به هاشمی رفسنجانی نوشته است : «عده‌ای از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند که منجر به ايجاد جراحات و پارگی در سيستم تناسلی آنان گرديده است.»
در مقابل علی لاريجانی رئيس مجلس شورای اسلامی نيز در واکنش به درخواست مهدی کروبی بدون انتشار جزئيات و يا چگونگی تحقيقات مستقل کميته ويژه مجلس گفته است «موضوع آزار جنسی بازداشت شدگان کذب است.»
اما در همين گزارش «کميته ويژه مجلس برای بررسی وضعيت بازداشت شدگان» که آقای لاريجانی به آن استناد کرده تأکيد شده است که اگر «آقای کروبی شواهدی مبنی بر آزار و تجاوز جنسی در اختيار دارد» در اختيار مجلس بگذارد.
آقای لاريجانی موارد اعمال تجاوز جنسی در زندانهای ايران را در حالی کذب محض ميداند که کميته منتخب وی هرگز اظهارات مهدی کروبی را نشنيده است .
از بدو تأسيس جمهوری اسلامی در سه دهه گذشته ، اتهام تجاوز به زنان ومردان به عنوان ابزار شکنجه توسط بازجويان در زندانهای کشورهمواره مطرح بوده است. سازمانهای غير دولتی مستقل ملی و بين المللی مدافع حقوق بشر نيز هرگز به زندانهای کشور برای تهيه گزارش دسترسی نداشته اند.
حال اين سؤال مطرح است که چه نهادی در جمهوری اسلامی موظف به پاسخگويی به درخواست مهدی کروبی است . اين اولين بار در تاريخ جمهوری اسلامی است که يکی ازمقامات درون حاکميت با شجاعتی بيسابقه بطور علنی خواستار تحقيق در مورد احتمال تجاوز به زنان و مردان در زندانهای کشور شده است.
چرا قوه قضائيه جمهوری اسلامی که طبق قوانين ايران مسئول اداره امور زندان ها کشور و حفظ جان و تضمين امنيت زندانيان است تاکنون هيچ واکنشی از خود نشان نداده است.
*****
حضور پرشمار نيروهاي امنيتي در بازار تهران
سایت دولتی تابناک - كدخبر: ۵۹۴۵۷
ديروز در بازار تهران و در خيابان‌هاي منتهي به بازار، نيروهاي انتظامي و امنيتي حضور گسترده پيدا کرده بود. از چهارراه گلوبندک تا چهارراه سيروس موتورسواران نيروي انتظامي حضور داشتند و از ايستادن خريداران در پياده‌روها و خيابان‌ها جلوگيري مي‌کردند. به نوشته «سرمايه»، به گفته دبيرکل جامعه انجمن‌هاي اسلامي اصناف و بازار، اين اقدام در برابر پخش اطلاعيه‌اي مجهول انجام شد. برخي مردم و خريداران حاضر در بازار تهران که حتي در جريان اين اطلاعيه قرار نداشتند، از حضور نيروهاي انتظامي در بازار ابراز تعجب کردند. مهرداد.پ يکي از کساني که ديروز در بازار تهران حضور داشت، گفت: «در بازار هيچ تجمعي نيست اما حضور اين ميزان نيروي انتظامي در بازار، فضا را امنيتي کرده و موجب شده مردم دائم از يکديگر علت را بپرسند.»حاج احمد.م يکي از دکان داران بازار کفاشان نيز گفت: «برخي از همکاران که تعدادشان زياد نيست ديروز مغازه‌هايشان را تعطيل کردند؛ اما تجمعي شکل نگرفته است. فقط حضور انبوه نيروهاي انتظامي و امنيتي در بازار موجب شده تا فضاي بازار دگرگون شود. خريداراني که ديروز مراجعه مي‌کردند دائم از ما علت اين فضا را مي‌پرسيدند که ما هم چندان درست نمي‌دانستيم.» در اين شرايط که بازار تهران ديروز روز شلوغي را سپري مي‌کرد، گروهي از صدا و سيما براي تهيه گزارش در بازار مستقر شدند و در حال تهيه گزارش از وجود رونق در بازار بودند.دبيرکل جامعه انجمن‌هاي اسلامي اصناف و بازار نيز در اين زمينه گفت: «ديروز بازار تهران با تعطيلي مواجه نشد و شرايط آرام پيش مي‌رفت.» احمد کريمي اصفهاني ادامه داد: «اطلاعيه‌اي مجهول و نامفهوم طي روزهاي گذشته از طريق اي ميل براي اهالي بازار و مردم ارسال شده بود که از تجمع در بازار و تعطيلي دکان‌ها حکايت داشت.» وي افزود: «به همين دليل نيروي انتظامي امروز در بازار تهران حاضر شد تا با تجمع احتمالي برخورد کند البته مشکلي پيش نيامد و تجمع و تعطيلي شکل نگرفت.»وي خاطرنشان کرد: «نبايد اين مسائل به بازار کشيده شود اگر هم اينچنين شود با آن برخورد مي‌شود. بازار بايد آرامش داشته باشد. فضاي اقتصادي براي شکل گيري نياز به آرامش دارد. بازار با هر نوع تجمع و برهم ريختگي فضاي بازار مخالف است.»
*****
طرح ابتکاری ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی فاش شد
تابناک - كدخبر: ۵۹۴۳۰
سرویس بین‌الملل «تابناک» ـ ایران به دنبال ارايه طرحی برای تحریم هر گونه حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای است.
«گلف نیوز» در گزارشی نوشت: این خبر که در «آسوشیتدپرس"»فاش شده، از سوی نماینده ایران در آژانس انرژی اتمی نیز تٱأید شده و در این باره، ایران نیز در صدد است که این طرح را در اجلاس آینده آژانس در ماه سپتامبر ارایه دهد؛ در این اجلاس، احتمالا صد و پنجاه کشور حضور خواهند داشت.
با وجود این، تحلیلگران بر این باورند که این ابتکار ایران برای جلوگیری از حمله اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای این کشور است، در حالی که دیپلمات‌های آگاه بر این باورند که ابتکار ایران برای جلوگیری از حمله نظامی به تأسیسات نظامی هر کشوری در هر زمانی است.
این گزارش می‌افزاید: علی اصغر سلطانیه، نماینده ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در این باره می‌گوید: «ما نگران حمله اسرائیل به ایران نیستیم. هیچ کس جرات نمی‌کند علیه ایران کاری کند، بلکه ما به دنبال چهارچوبی کلی و اساسی برای جلوگیری از حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای در همه کشور‌ها هستیم».البته در سال 1990 نیز قطعنامه مشابه‌ای به همت ایران در آژانس با همین مضمون تصویب شد، اما سلطانیه، نماینده ایران در آژانس انرژی اتمی می‌گوید: به این علت که ایجاد تأسیسات هسته‌ای در سراسر دنیا در حال افزایش است و هر گونه حمله نظامی به این تأسیسات، مشکلاتی ناشی از بخش رادیو اکتیو در سراسر دنیا پدید می‌آورد، تصویب قطعنامه جدید ضروری است.
به نظر می‌رسد، استفاده از همه ظرفیت‌های آژانس، دست‌کم در بعد حقوقی، می‌تواند برای همیشه در برابر کشورهای گستاخی همچون اسرائیل ـ با وجودی که خود دارای سلاح هسته ای است ـ که کشورهای دیگر را متهم به ساخت سلاح و تهدید به حمله نظامی می‌کند، موانعی پدید آورد.
گفتنی است، با وجود محدودیت‌های متعدد، به دلیل تسلط جوی سیاسی بر نهادی همچون آژانس انرژی اتمی، یکی از بهترین شیوه‌های اثبات حقانیت، استفاده از ظرفیت‌های فنی و حقوقی آژانس است.
*****
تخریب دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشكی اهواز
مسئولین دانشگاه علوم پزشکی اهواز روز شنبه مورخ 17/5/88 در اقدامی غیرقانونی و بدون هماهنگی با اعضای انجمن اسلامی دانشجویان و به بهانه تاسیس آزمایشگاه مرکزی دانشگاه، مبادرت به شکستن قفل و درب ساختمان مرکزی این تشکل و ضبط اموال آن نمودند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر این اقدام در حالی صورت گرفته است که هیچگونه حکم تخلیه و یا ابلاغ رسمی و کتبی از سوی مسئولین دانشگاه علوم پزشكی اهواز به انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه ارائه نشده است.
به نظر می رسد چنین اقداماتی بلافاصله پس از تنفیذ محمود احمدی نژاد و همچنین سخنان برخی مقامات مسئول وزارت علوم در ارتباط با برخورد با دانشجویان فعال در جریان انتخابات، به معنایی آغاز پروژه تسویه حساب با دانشجویان و دانشگاهیان باشد.
لازم به ذکر است طی روزهای بعد از انتخابات بیش از صدها دانشجو در شهرهای مختلف ایران بازداشت و برای صدها دانشجو احکام کمیته انضباطی صادر شده است. در شب حمله به کوی دانشگاه بیش از 150 دانشجو بازداشت و به ساختمان وزارت کشور منتقل شدند. روز گذشته یکی از نمایندگان مجلس وجود 16 دانشجوی زندانی در زندان اوین را تایید کرد.
فعالیت گسترده انجمن های اسلامی و فعالین دانشجویی طی روزهای قبل از انتخابات برای توقف روند فزاینده استبداد در ایران منجر به سرکوب گسترده دانشجویان در هفته های پس از انتخابات شده است.
بیانیه معروف ده ها انجمن اسلامی در پیش از انتخابات که اعلام کرده بودند "احمدی نژاد باید برود" یکی از اقدامات انجمن های اسلامی دانشگاه های کشور در فعالیت های پیش از انتخابات بود.
*****
تهدید و تشدید فشار امنیتی بر خانواده‌ی کیانوش آسا
طی روزهای اخیر خانواده‌ی کیانوش آسا برای عمل به آنچه پرهیز از اغتشاش نامیده شده از سوی مٱموران امنیتی تحت فشار قرار دارند. کیانوش آسا متولد کرمانشاه، دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد رشته مهندسی شیمی در دانشگاه علم و صنعت ایران در جریان تظاهرات روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در میدان آزادی تهران ناپدید و روز ۳ تیر ماه ۱۳۸۸ در سردخانهٔ پزشکی قانونی توسط خانواده‌اش شناسایی شد. پیکر وی در اثر اصابت گلوله توسط افراد لباس شخصی جان باخته، در تاریخ ۷ تیر در قطعه 58 پلاک 12 باغ فردوس کرمانشاه به خاک سپرده شد. پنجشنبه گذشته، 15 مرداد ماه جاری و در جریان مراسم بزرگذاشت چهلمین روز درگذشت وی نیروی انتظامی به ضرب و شتم شرکت‌کنندگان در مراسم و استفاده از اسپری فلفل برداخت و دست‌کم ده نفر را بازداشت نمود. کامران آسا، برادر کیانوش آسا ضمن اشاره به تشدید فشارهای امنیتی از حضور خانواده‌ی خود در دفتر پلیس امنیت در سه روز اخیر خبر می‌دهد. آقای آسا صبح امروز به دادگاه انقلاب کرمانشاه احضار شده و جهت اخذ تعهد با تهدیداتی مواجه شده است. امروز، چهارشنبه اخباری مبنی بر احتمال بازداشت وی در شامگاه دوشنبه منتشر شد، این امر تا زمان تنظیم این اطلاعیه صحت ندارد. به گفته منابع آگاه بازداشت‌شدگان مراسم چهلم جهت انجام اعتراف علیه خانواده‌ی وی تحت فشار قرار گرفته‌اند. این گزارش می‌افزاید: در برگه‌های بازجویی با نام بردن از این خانواده به عنوان عامل اغتشاش اتهام ترغیب سایرین برای سر دادن شعارهای ضد نظام به آنان وارد شده است.
*****
از میان ایمیل های رسیده تا این لحظه:
در تهران، احمدی نژاد ستاد عملیات جاسوسی را در دست گرفت
**
دلفین مینویی فرستاده ویژه فیگارو درخاورمیانه
برگردان از دکتر نیما فرمین

احمدی نژاد به تسویه حساب با کسانی پرداخت، که با سیاست های او مخالف هستند، در این تسویه حساب، چند تن از گروه محافظه کاران بنیادگرا ی تندرو، که وی برخاسته از آن است، در امان نمانده اند. مبارزه پنهانی حاکمیت، به ویژه در مرکز نیرومند،" و ا و ا ک" به یک جنگ آشکار در آمده است.
به دنبال انتخاب دوباره احمدی نژاد، در 22 خرداد که به اعتراض گسترده ی مردم پایان گرفت، افشاگری های بسیاری در سایت های اینترنتی، و روزنامه های ایرانی ، گویای آن است، که پاکسازی واقعی در بطن "و ا و ا ک" آغاز شده است. احمدی نژاد، کم و بیش کنترل وزارت اطلاعات و امنیت کشور را در دست دارد.
در وبلاگ حسن یونسی، نماینده ی مجلس شورا، به برکناری چهار تن از کارمندان عالی رتبه " و ا و ا ک" اشاره شده است. وی فرزند علی یونسی، وزیر پیشین اطلاعات و امنیت کشوراست. به عقیده او، از روز تشکیل این وزارتخانه تا امروز، این نخستین بار است، که یک چنین پاکسازی آن هم برای منافع سیاسی به انجام رسیده است.
غلامحسین محسنی اژه یی، وزیر کنونی اطلاعات و امنیت کشور در ماه گذشته از سوی احمدی نژاد از این سمت برکنار شده است. گفته می شود، وی به دلایلی چند، از جمله مخالفت شدید، با پخش اعترافات تلویزیونی تظاهر کنندگان زندانی شده، که با زور و اعمال شکنجه گرفته شده بود، برکنار شده است.
از آن روز احمدی نژاد تلاش می کند، که یکی از عمال خود را که عموماً سپاهیان پاسدار می باشند، برگزیند. اعضای این نیروی ایدئولوژی رژیم، به روش های بنیادگرایانه افراطی شهرت دارند.
همین پاسداران هستند، که محاکمات دست جمعی را سازمان داده اند، که در آن کلوتید رایس، دانشگاهی فرانسوی در میان متهمین دیده شد. پاکسازی که اکنون در جریان است، گویای شکاف های تازه یی است، که ملایان حاکم به آن گرفتارند.
از دیدگاه احمد آوایی نماینده دیگر مجلس، اینک احمدی نژاد دست اندرکار تسویه حساب با همه ی کسانی است که با سیاست او مخالفند، وتنی چند از گروه محافظه کاران بنیاد گرای افراطی، که احمدی نژاد، برخاسته از آن است، نیزمشمول این پاکسازی ها، شده اند. به گفته ی او، پاکسازی که در بطن وزارت اطلاعات و امنیت صورت گرفت، بسیار نگران کننده است. او در سایت خبری" fararu.ir " می گوید، کار به آن جا کشیده است، که وی پاکسازی ، شخصیت های شناخته شده در تقوی و احترام به قانون را نیز مدنظر دارد.
این چنین پاکسازی در تاریخ جمهوری اسلامی بی سابقه است. در سال 1979 که ملایان به حکومت دست یافتند، خمینی ترجیح داد، به جای آن که از صفر آغاز کند، تنی چند از ساواکی های قدیمی دوره شاه را مجددا بکار گمارد.
در سال های گذشته، کارمندان "و ا و ا ک" که به وفاداری به رژیم کنونی شهرت دارند، با اصلاحات محمدخاتمی رئیس جمهور پیشین، خود را هم آهنگ ساختند. در سال 1998 پس از افشا شدن، دخالت سرویس های "و ا و ا ک" در کشتار تنی چند اندیشمندان ایرانی ، وزیر اطلاعات و امنیت کشور از سمت خود استعفا کرد. پس از آن سرویس های محرمانه "و ا و ا ک" به رفتارهای خشونت آمیز پایان دادند.
ممانعت مجلس شورا
در انتخابات اخیر رئیس جمهوری بسیاری ازمامورین "و ا و ا ک" به میر حسین موسوی که اصلاح طلب بود، دلبستگی نشان دادند. این ابتکار با ناخوشایندی برنده ی این انتخابات روبرو شده است.
به عقیده حسن یونسی، نفر دوم وزارت اطلاعات و امنیت، که رئیس سرویس ضد جاسوسی است، به این دلیل برکنار شده است، که وی پندار دولت را که مبتنی برتوطئه اصلاح طلبان در انقلاب مخملی است نپذیرفته است.
سایت اینترنتی"
alef.ir" که به احمد توکلی نماینده محافظه کار مجلس شورا نزدیک است، می نویسد برکناری سرپرست اداره فنی "و ا و ا ک" با 25 سال درستی و وفاداری حتمی به نظر می رسد. مشهور است، که وی به رهبر نزدیک است.
بنا برگفته سایت های خبری، احمدی نژاد خود را سرپرست این وزارتخانه اعلام کرده است. و به گفته حسن یونسی، دو ملا، حسین طائب و احمد سالک، که به محافظه کاران تندرو معروف ، و به سپاهیان پاسدار نزدیک هستند، او را در این کار یاری می دهند.
احمدی نژاد تا چند روز دیگر به یکدنگی خود ادامه می دهد. برای این که هیئت دولت، که وزیر اطلاعات و امنیت جز آن است، بتواند کار خود را آغاز کند، باید رای اعتماد مجلس را داشته باشد، مجلسی که بیش از همیشه، دستخوش دودستگی است.

12 اوت 2009
تارنمای فرهنگ ایران
www.farhangiran.com
*****
بن این آتش هنوز خاموش نشده...
خبرگزاری حکومتی مهر: رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران گفت : حوادث پس از انتخابات چهره نظام اسلامی را مخدوش کرده و تنها راه جبران این خسارت خاموش کردن کامل آتش فتنه است.
یدالله جوانی صبح امروز پنجشنبه در همایش روحانیون سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، افزود: انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری شرایط جدیدی را بر فضای سیاسی کشور حاکم ساخته، به گونه ای که برای فهم بسیاری از اتفاقات پیش رو، چه در حوزه مسائل داخلی و چه در حوزه مسائل منطقه ای و بین المللی نیازمند شناخت درستی از شرایط جدید هستیم.
رئیس اداره سیاسی سپاه در ادامه گفت: در بحث انتخابات اخیر دو نگاه وجود دارد. بر اساس نگرش نخست در این انتخابات برخی نامزدها بد اخلاقی کرده و هواداران نامزدها نیز افراطی گری نمودند، پس از انتخابات نیز شتابزدگی هایی در میان نامزدها به وجود آمد و به هر حال قضیه ای پیش آمد که باید آز آن عبور کرد، اما نگرش دوم معتقد است اساسا دشمن برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری از مدتها پیش برنامه ریزی کرده و آن را بستری مناسب برای براندازی و تغییر نظام، در نظر گرفته است، ما نیز بر اساس شواهد و قراین معتقد به این نوع دیدگاه هستیم.
یدالله جوانی در ادامه گفت : وضعیت پس از انتخابات به تعبیر مقام معظم رهبری، فتنه عمیقی بود. اما با هوشیاری نهادهای انتظامی و امنیتی و درایت و قاطعیت معظم له، شعله های آن فروکش کرد. ولی بن این آتش هنوز خاموش نشده و می تواند دوباره برافروخته شود.
*****
بازداشت شدگان اخیر از روز شنبه اعتصاب غذا خواهند کرد
بیش از 30 نفر از شدگان حوادث بعد از انتخابات که در زندان اوین به سر می برند اعلام کردند در صورت عدم رسیدگی به وضعیت شان تا روز شنبه، از عصر روز شنبه دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر این مطلب توسط زندانیان به علاءالدین بروجردی دبیر کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز ارائه شده است.
برخی زندانیان به دلیل فشارها برای اعتراف گیری های غیرحقیقی و برخی دیگر به دلیل وضعیت نامشخص و بلاتکلیف خود تصمیم به اعتصاب غذا گرفته اند.
خبر اعتصاب غذای زندانیان از روز شنبه را یکی از زندانیان که به تازگی از زندان اوین آزاد شده است، به خبرنامه امیرکبیر اعلام کرده است.
پیش از این قوه قضائیه رسما اعلام کرد که در حوادث پس از انتخابات بیش از 4000 نفر بازداشت شدند که اکثر آنان آزاد شده اند، اما وضعیت بسیاری از بازداشت شدگان نامشخص است و برخی از آنان تاکنون هیچ گونه ملاقاتی با خانواده و یا وکلای خود نداشته اند.
تاکنون 2 جلسه دادگاه مربوط به متهمین حوادث پس از انتخابات برگزار شده است که به دلیل نقض ابتدایی ترین حقوق اولیه بازداشت شدگان، وکلای متهمین در این جلسات حضور نیافتند. برگزاری اینگونه دادگاه ها و نمایش اعتراف گیری های غیرانسانی از صداو سیما باعث اعتراض بسیاری از نهادهای حقوق بشری شده است.
*****
ایران نیازمند اصلاحات عمیق است
رادیو زمانه:
میرحسین موسوی نامزد معترض به نتیجه انتخابات می‌گوید آنچه که امروز در زندان‌ها می‌گذرد «به خوبی» نشان می‌دهد که ایران «نیاز به اصلاحات عمیق» دارد.
به گزارش وب‌سایت «قلم نیوز»، آقای موسوی صبح امروز چهارشنبه در دیدار با اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، از «دروغ‌های پی در پی» برای توجیه حوادث پس از انتخابات انتقاد کرد و گفت: «هیچ‌ یک از نیروهای دلسوز انقلاب نمی‌خواستند این حوادث روی دهد.» اشاره موسوی به برخورد‌های خشونت‌بار نیرو‌های دولتی با معترضان به نتیجه انتخابات در دو ماه اخیر است که منجر به کشته و زخمی شدن صد‌ها نفر شد. میرحسین موسوی نتیجه انتخابات را نپذیرفته و دولت محمود احمدی‌نژاد را «نامشروع» اعلام کرده است. میرحسین موسوی که در مناظره‌های انتخاباتی، رقیب محافظه‌کار خود را به «دروغگویی» متهم کرده بود، در تازه‌ترین اظهارات خود بدون اشاره به نام فرد یا جریان خاصی گفت: «بزرگترین دروغ آن است که خواست طبیعی مردم برای اصلاح را به بیگانگان نسبت دهند.» برخی فرماندهان نظامی و رهبران جریان محافظه‌کار از جمله کسانی هستند که در ماه‌های اخیر بارها از دست داشتن «نیروهای بیگانه» در حوادث پس از انتخابات سخن رانده‌اند. آمریکا و بریتانیا مهمترین کشورهایی هستند که دولت آقای احمدی‌نژاد و دادستانی تهران آنها را به دخالت در امور داخلی ایران متهم کرده‌اند. واشینگتن و لندن این اتهامات را رد کرده و گفته‌اند که مسئله انتخابات به مردم ایران مربوط است و آنها در این خصوص دخالت نخواهند کرد. در کیفرخواستی که در دومین جلسه محاکمه برخی معترضان به نتیجه انتخابات قرائت شد، ادعا شده بود که برخی دیپلمات‌ها با ستاد میرحسین موسوی در ارتباط مستمر بوده‌اند؛ ادعایی که از سوی بهزاد قربانیان‌نژاد رئیس ستاد انتخابات موسوی رد شد. به گفته آقای موسوی «آیا حرکت اعتراضی مردم در جهت منافع بیگانگان است یا برگزاری دادگاه‌های نمایشی که در آن منافقین منفور را در کنار فرزندان و شخصیت‌های انقلاب می‌نشانند؟ کدام یک به نفع آمریکا و انگلیس است؟» نخست وزیر پیشین ایران همچنین سئوال کرد: «آیا آمریکا ترجیح می‌دهد صدا و سیمای ما یک رسانه منصف و مورد اطمینان باشد یا با دروغ‌گویی‌های پی در پی اعتماد مردم را از دست بدهد؟» موسوی از مقام‌ها و نهاد‌های مرتبط با بازداشت‌ها در دو ماه اخیر نیز سئوال کرد: «آیا اگر آمریکا تمام قدرتش را بسیج می‌کرد می‌توانست به اندازه اتفاقاتی که در زندان‌ها افتاده است به کشور و انقلاب لطمه بزند؟» این نامزد معترض به نتیجه انتخابات در عین حال عملکرد و مواضع روزنامه کیهان را «همسو با بیگانگان» دانست و گفت: «روزنامه کیهان قشر فرهیخته و روشنفکر را مقابل نظام قرار می‌دهد.» موسوی در بخش پایانی سخنان خود از «اهانت‌ها» علیه مهدی کروبی انتقاد کرد و افزود که این اقدامات در «خدمت منافع بیگانگان» است. مهدی کروبی در روز‌های اخیر به خاطر انتشار نامه‌ای که در آن خواستار تحقیق درباره «تجاوز» به دختران و پسران بازداشتی در بازداشتگاه‌هاو زندان‌ها شده، از سوی روزنامه کیهان و برخی محافظه‌کاران مورد انتقاد قرار گرفته است. علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی امروز چهارشنبه، تجاوز در زندان اوین و بازداشتگاه کهریزک به متهمان را تکذیب کرده است.
*****
گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران
کد خبر : 3632
بازداشت گسترده نوكیشان مسیحی در شهرهای تهران و رشت
خبرگزاری هرانا : اکنون گزارشات جدیدی از بازداشت نومسیحیان در دو هفته اخیر میرسد . این بازداشت ها طی چندین نوبت در اطراف تهران و در رشت صورت گرفته است.
در تداوم بالاگرفتن فضای امنیتی و اقدامات پلیسی برای برخورد با معترضان وقایع اخیر که به کلیت جامعه کشیده شده است، در دو هفته اخیر موج بازداشت و بد رفتاریهای حکومت با مخالفان اکنون دامنگیر شهروندان مسیحی نیز شده است .
به گزارش كمیته مسیحیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در روز چهارشنبه ۲۲ مرداد ماه، به دنبال خبر دادگاهی "مریم و مرضیه " دو تن از نوكیشان مسیحی و درخواست مقام قضائی از آنها برای انکار باورهای دینی خود، اکنون اخبار جدیدی از بازداشت نومسیحیان در دو هفته اخیر میرسد . این بازداشت ها طی چندین نوبت در اطراف تهران و در رشت صورت گرفته است.
طبق گزارش دریافتی، بیش از ۳۰ شهروند مسیحی تاكنون دستگیر شده اند که ۸ نفر آنان همچنان در بازداشت و بقیه با قید وثیقه و ضمانت آزاد شده اند.این دستگیری ها که طی چند نوبت متوالی انجام شده نومسیحیانی را هدف گرفته است که عموما در خانواده های مسلمان متولد شده اند .
اخبار دریافتی حاکی از آن است که در روزهای ۸ و ۹ مرداد ماه سالجاری تعداد ۸ نفر از اعضای یک جمع نوکیشان مسیحی در شهرستان رشت ، در ۲ نوبت و در ۲ مكان متفاوت كه از آن به عنوان كلیسای خانگی یاد می شد با ورود تعدادی از ماموران لباس شخصی و نیروی اننتظامی بازداشت شده اند. این گزارش می افزاید ماموران انتظامی پس از بازداشت این افراد اقدام به بازرسی و تفتیش خانه های ایشان نموده و كلیه وسایل شخصی اعم از كتب، سی دی وكامپیوترهای آنان را ضبط و با خود برده اند. تاكنون از این تعداد ۷ نفرآنان با سپردن وثیقه آزاد ولی یک نفر آنان همچنان دربازداشتگاه اطلاعات استان در بازداشت به سر میبرد و از وضعیت وی اطلاعی در دست نیست .
همچنین روز دهم مرداد ماه سالجاری نیز ماموران نیروی انتظامی به یک اجتماع مسیحیان در یکی از روستاههای منطقه ییلاقی فشم در نزدیکی تهران هجوم برده كه تعداد ۲۴ نفراز هموطنان مسیحی را بازداشت نموده اند .
طبق گفته شاهدان این یورش پلیس به نظر از قبل سازماندهی شده بود و با نیروی بسیار زیاد و خودروهای متعدد انجام گرفته است . بیشتر این افراد همان شب پس از بازجویی و با سپردن وثیقه آزاد شدند ولی ۷ نفراز آنها همچنان در مكانی نامشخص و در بازداشت به سر میبرند .
دستگیر شدگان " شهنام بهجت الله و ۶ تن دیگر به اسامی شاهین ، مریم ، موبینا ،مهدی ، اشرف و نریمان" در حال حاضر در مكان نامعلومی تحت بازداشت هستند. و خانواده های این افراد تا کنون نتوانسته اند هیچگونه تماسی با آنها داشته باشند . پلیس به خانواده های این بازداشت شدگان مسیحی گفته است؛ باید آماده شوند تا اگر میتوانند با سپردن وثیقه مالی فرزندانشان را آزاد کنند.
در خصوص "شهنام بهجت الله" ، پلیس به خانواده وی حکم قضائی ویژه ای برای دستگیریش نشان داده است. آنها اضافه کرده اند که همه چیز را درباره او و فعالیتهایش میدانند، ولی ماموران در این خصوص از توضیحات بیشتر خودداری كرده اند.
هموطن مسیحی "شهنام" سی و شش ساله ، متاهل و دارای یک فرزند دختر است .
همچنین در روز پنجشنبه ۱۷ مرداد ماه نیز گزارش شده ماموران نیروی انتظامی در هجوم به یکی دیگر از كلیساهای خانگی درمناطق ییلاقی اطراف پایتخت تعداد دیگری از نوكیشان مسیحی را بازداشت کرده است . این گزارش حاكی است، این افراد با اخذ تعهد و طی مراحلی و پس از بازجویی های متعدد آزاد شدند؛ ولی مجددا آنها را برای بازجویی های بیشتر و گرفتن اطلاعات احضار کردند.
*****
دو ماه پس از کودتای ننگین 22 خرداد، نام ویدیوی بسیار زیبایی است که یار گرامی ما آقای دکتر بحری ساعاتی پیش در یوتیوب به نمایش نهاده اند:

*****
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ