سرود ملی: ای ایران ای مرز پرگهر

نقش دولتمردان و رسانه های آمریکایی در شورش 22 بهمن 1357

۱۳۸۸/۰۵/۱۵

پنجشنبه: 15/4/1388 (زمان:00:05 )
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه:ما به هیچ حزب، دسته، گروه یا مرامی وابسته نیستیم.
نه سبزیم، نه آبی، نه سیاه ، نه بنفش، نه...
ما فقط و فقط به انسانیت و انسان بودن و مقام شامخ آزادی و دموکراسی معتقدیم.
تنها رنگ مورد پرستش و ستایش ما، پرچم سه رنگ و شیروخورشید نشان ماست.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یاران و همرزمان و هم میهنان بامدادتان گرامی باد. دقایقی است که نیمه شب چهارشنبه را پشت سر نهاده و بامداد پنجشنبه 15 مرداد ماه را آغاز کرده ایم.

دیروز برگ سیاه و ننگینی دیگری به صفحات تاریخ معاصر میهن افزوده گشت و شیادی بنام احمدی نژاد با ریا و تزویر و زور و با توسل به کودتایی ننگین، در لانه ی مفتخوران و سفیهان که بدان نام شریف پارلمان یا خانه ملت نهاده اند حضور یافت تا با ادای سوگندی دروغین در حضورهمین ابلیسانی که ریش های چرکین و سرتا پای وجودشان مملو از شپش و پلیدی و دروغگویی و تزویر و قلبهایشان سرشار از سیاهی و تباهی است، برای چهار سال دیگر زمام کنترل سرزمین آریایی ما را در دستهای آلوده اش نگاهداشته و به ضرب و شتم و کشتار آزادیخواهان و میهن پرستان با نام ننگین "اسلام ناب محمدی" ادامه دهد.

در اعتراضات مردم غیور و سلحشور تهران، دیروز گروهی از هم میهنان مضروب و مجروح و صدها نفر اسیر و گرفتار و به نقاط نامعلوم انتقال یافتند تا به خیل نامشخص اسیران دو ماهه اخیر بپیوندند و نامهای گرامی شان در تاریخ ثبت گردد تا آیندگان از آنان تجلیل کرده و فرزندان و نوادگان آنان را تکریم و تعظیم نمایند.

"پست " امروز را با پیامی از سوی یار گرامی و همرزم بسیار گرانفدر خویش آقای "دکتر رضا بحری" برای تمامی هم میهنان در سراسر ایران، که در قالب شعری برایمان ارسال کرده اند آغاز می کنیم:


دلم به حال میهن و هم میهن می سوزد
دلم به حال درخت، دلم به حال کبوتر،
دلم به حال شما و حال و روز خودم
و به روزگار و زمین و زمان می سوزد
و آسمانی که زمانی همیشه آبی بود
بدون آن که پاکی نیلگونش خراش بردارد
ز دود شلیک و گاز اشک آور و خردل
*
شب از زبان ستاره به ما سخن می گفت
زبان ماه، زبان اشاره ، زبان نگاه
و نه فریادهای خشم آلود "الله و اکبر"
و نه طغیان و فغان "مرگ بر دیکتاتور"
کنار پنجره ها لانه کبوتر بود
بجای دود، مشام ز عود پر می شد
مسیر کوچه گوشهامان پر از ترنم بود
و خنده های قناری از آن گذر می کرد
میان مردم کوچه پیام بود و درود
و خوانچه های تبسم و آرزو و ثنا
*
اینک چه روزگار غریبی است
چه آسمان عبوسی،
کجاست پیک افق؟
کجاست چهره البرز در حریر سپید؟
کجاست کوی مروت، کجاست خانه دوست؟
میان دشمنی و مهر، چقدر فاصله بود
و ما کجا بودیم....!!
کجاست مقصد این ابلیسان وطن ستیر؟
و ما کجا به چنین خشم، با چنین بیداد..؟
و ما چرا به چنین روزِ سردِ بد آهنگ..؟
*
دلم به حال من بی ستاره می سوزد
و آسمان که دگر هرکجاش، یک رنگ است
و هرکجا که روی، آسمان نه این رنگ است
که آغشته به صد دروغ و نیرنگ است ...!
خبر رسیده تمامی میهن به قهر آلوده است
نفس کشیدن مردم به شهر بیهوده است ...!
خبر رسیده بمانید کنج خانه و دم نزنید
و پا فراتر مگذارید از آشیانه خویش
*
دلم گرفت از این خبرهای دردناک و وهم آلود
و تو ای هم وطنم در سراسر میهن
رسیده زمانش همه بپا خیزیم،
و خون خویش به خاک وطن درهم بیامیزیم
قیام کنیم و از این روزگار سیاه
به عزم و اراده، به غیرت عبور کنیم
و با برون راندن غاصبین بی آزرم
خانه غمزده را پر از سرور کنیم
و میهن تاریک و مِه آلود را پر از نور کنیم
شاید برای نسل های آینده پُر ثمر گردیم
شاید که به اردوی عشق برگردیم
*****

خشم و فغان و خروش ملت، ملایان سفیه و رژیم ولایت وقیح را چنان لرزانده که مزدورانش به چاه جمکران (...!!!!) و به امام زمان خویش متوسل شده اند و از این تمثیل وقاحت (امام غایب ملایان) مدد و یاری می جویند. به فیلم کوتاهی درین مورد تماشا کنیم:

*****

آقای "قطبی" گند زدی - شرم بر تو

*****
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
امشب (چهارشنبه شب) صداي الله اكبر و مرگ بر ديكتاتور با شدتي بيشتر از شبهاي گذشته در تهران طنين انداز شد.شدت شعارها امشب به قدري زياد بود كه مردم جنوب تهران كه در اين چند شب حضور كم رنگ تري داشتند به پشت بام ها و خيابان ها و كوچه ها آمدند و شعار الله اكبر و مرگ بر ديكتاتور را سر دادند.مردمي كه با اتومبيل در خيابان ها بودند از ساعت 22 تا 22:30 با بوق زدن و سر دادن شعار الله اكبر و مرگ بر ديكتاتور با مردم همراهي مي كردند.امشب حضور مردم بسيار چشمگير تر از شبهاي گذشته بود.مردم تهران پارس ‌ونك ،‌آزادي ،‌ولي عصر ،‌تخت طاووس ،‌فاطمي ،‌مير داماد ،‌سيد خندان ،‌تجريش ،‌صادقيه ،‌اكباتان ،‌جنت آباد ستارخان ،‌توحيد ،‌پونك ،‌خيابان قزوين ،‌آذري ،‌يافت آباد ،‌شوش ،‌راه آهن در پشت بام ها و خيابان ها از ساعت 22 تا 22:30 شعار الله اكبر و مرگ بر ديكتاتور را سر دادند.شدت اعتراضات در ونك ،‌آزادي ،‌سيد خندان ،‌مير داماد ،‌ستارخان ،‌توحيد بيشتر از ديگر نقاط تهران بود.از طرفي امشب حضور نيروهاي بسيجي سوار بر موتور كه در كوچه ها و خيابان ها حركت مي كردند محسوس بود در مقابل نيز مردم به محض ديدن اين نيروهاي سركوبگر شعارهاي خود را با شدت بيشتري فرياد مي زدند.

*****

دفتر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران پلمب شد
بنا به اخبار رسیده به "موج سبز"، دفتر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران پلمب شده است.
دفتر بزرگترین نهاد روزنامه‌نگاران ایران در شرایطی با حکم قضایی پلمب می‌شود که این انجمن پیش از این اعضای خود خواسته بود برای شرکت در نوبت دوم مجمع عمومی، ساعت 11 صبح فردا در دفتر این انجمن گرد هم آیند.
خبر تکمیلی: سایت نوروز خبر داد که 5 مامور با حکمی که به امضای سعید مرتضوی، دادستان تهران رسیده بود شبانه اقدام به پلمپ ساختمان انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران کردند. ماموران دادستانی ساعت 9 شب به محل انجمن صنفی روزنامه نگاران مراجعه کرده و در حالی که مشغول فیلمبرداری از ساختمان انجمن بودند، نه تنها این ساختمان بلکه ساختمان تعاونی مسکن انجمن را هم پلمپ کردند.پلمپ انجمن صنفی روزنامه نگاران در حالی صورت میگیرد که فردا ( پنج شنبه) زمان برگزاری مجمع عمومی انجمن بود. بدرالسادات مفیدی در همین رابطه به خبرنگار نوروز گفت: از آنجایی که پلمپ انجمن شبانه صورت گرفته است، احتمالا تعداد زیادی از روزنامه نگاران از این موضوع مطلع نشده اند، بنابراین فردا پیش از ساعت 11 در محل انجمن حضور خواهم یافت تا دوستان روزنامه نگار را در جریان این واقعه قرار دهم.

*****

انتقاد از حضور نمایندگان اروپا در تحلیف احمدی‌نژاد
دويچه وله : با حضور نماینده شورای اتحادیه اروپا در مراسم تحلیف احمدی‌نژاد برای ریاست جمهوری، محافل سیاسی آلمان به شدت از این اقدام انتقاد کردند.

سخنگوی حزب دموکرات مسیحی در پارلمان آلمان از دولت سوئد به خاطر فرستادن سفیر خود که نماینده شورای اروپا در ایران به شمار می‌رود، انتقاد کرد. بیشتر کشورهای اروپایی در سطح پایین دیپلماتیک در مراسم شرکت کردند. حزب سبزهای آلمان نیز به شدت از شرکت نماینده‌ی شورای اروپا انتقاد کرد و آن را بی‌حرمتی به مبارزات مردم ایران دانست. وزارت خارجه سوئد در پاسخ به انتقادات گفته است که مشارکت سفیر سوئد در مراسم تحلیف به معنای مشروعیت بخشیدن به انتخاب احمدی‌نژاد نیست، و هدف آن تنها "حفظ کانال ارتباطی" با دولت ایران است.

*****

26 روز پس از بازداشت کاوه مظفری
تغییر ممکن است/ جلوه جواهری

تغییر برای برابری - 26 روز از بازداشت کاوه می گذرد. تمام روزهایی که از شنیدن صدای او محروم بودم می اندیشیدم این بار چگونه بر او خواهد رفت. اما سرانجام صدای مطمئن او آرامم کرد. می دانم این روزها نیز بر تجربه های پیشین او می افزاید. همانطور که بر تجربه هر نورس و مسنی از این دست،‌ افزوده است.
کاوه تنها دو هفته توانست تلاطم ایران و حق طلبی مردمانش را ببیند. پیش از آن در تمامی روزهای پس از انتخابات که خیابان های شهرمان در تلاطم بودند و هر لحظه شاهد اتفاقی دیگر بودیم به گونه ای که گاه از هرگونه تحلیل و برآوردی از شرایط روزهای نزدیک حتا به تردید واداشته می شدیم؛ کنار هم بندیان خود، تنها اخبار را دنبال می کرد و با هر خبری تنها بهت و حیرت می ماند. از امیدواری های روزهای پیش از انتخابات با جنبشی که در خیابان دیده می شد تا ناامیدی و شوک پس از انتخابات و باز امیدواری های پس از حضور میلیونی زنان و مردان در خیابان ها می گفتم و پا به پای احساسات من تنها دنبال می کرد این اخبار را بی آنکه بداند و لمس کند آن چیزی که در خیابان ها اتفاق می افتد درست در مقابل چشمان ما.
من آزاد بودم و او در بند. با این حال،‌ آزادی ام چندان آزادی نبود در روزهایی که می گذشت. هر قدمی که بر می داشتم با دلهره اطرافیان هم نشین بود که نباید و نشاید، و پیش از آنکه او از بند رها شود، باید حواسمان می بود که مبادا چون شود و نشاید که چون کند. همان روزها بود که سرانجام او نیز از دلهره هایش گفت [از آنچه ممکن است بر من اتفاق افتد] و من متعجب که او در بند است و نگران ما که آزادیم! بر دلهره اش فریاد زدم و خاموش شدیم برای مدتی غریب و درمانده که چرا بر سر هم فریاد می زنیم آن هم از فاصله ای نه چندان نزدیک و دست یافتنی! وضعیت این روزهای بسیاری از ما شاید همین باشد. زندانی شدیم در زندانی بزرگتر که مبادا راهی زندانی کوچکتر بشویم و ناگزیر هر روزمان را سانسور می کنیم و این خودسانسوری همه از واهمه و نگرانی برجای ماندگان و عزیزانی است که ناچار پیگیر روزهای دربندمان هستند و تحقیر شده دروغ های فراوانی که می شنوند. و حس این تحقیر گاه به قدری درمانده و ناچارمان می کند که می خواهیم با دستهای خود زندانی دیگر بنا کنیم تا مبادا و نشاید و گاه دیوارهای این زندان را بلندتر می سازیم. البته این ناگزیر از عقل و درایتمان است. چرا که زندان هایی هستند که ناشی از منطق درونی و انتخابی عقلانی برساخته می شوند!
در همان روزها بود که گاه می اندیشیدم آیا آنچه برایش مبارزه می کردیم به تعلیق درآمده یا شکلی دیگر به خود گرفته. به دنبال تکه های برابری در خیابان ها می گشتم و می اندیشیدم آنچه در خیابان است انباشته ی اندک اندک مبارزه های هر شهروندی برای برابری و دموکراسی است یا آنکه به یکباره رخ داده و یا تلفیقی از این دو.
گاه با آنچه پدید می آید به قدری ناآشنا هستیم که لحظه هایی امید و ترس و دلهره و ایمان جایشان را پیاپی به هم می دهند و کفه هر یک سنگین تر از باقی می شود. گاهی ترسان از هجوم آنچه نباید اتفاق افتد و آنچه از دست ما خارج است. به تو گفتم "ای کاش می توانستیم، از دو سوی این گذرگاه اتفاقی، نقبی به سوی ره های صدساله زنیم و در تلاطم این روزهای پرآشوب،‌ کاش ایمان دوباره می یافتیم به راه هایی که برمی سازیم" همه می خواستیم از درون این راهی که اکنون به یکباره سربرآورده و همه را بهت زده ساخته،‌ راهمان را بیابیم و اتفاقات را پایدار و استوار برسازیم. کاوه از زندان رها شد. دیگر از تصاویر روزهای پرالتهابمان خبری نبود و من در شکار لحظه هایی که این تصاویر به صورتی اتفاقی بازنمایی می شد بودم. گفتی که باید بتوانیم و بدانیم که چه می شود. گفتی نباید به بهانه آنکه نمی توانیم در آمد و شد حوادث شرایط را دریابیم، ‌از تحلیل جا زنیم. اما تا بیایی و ببینی و تحلیل کنی فرصتی نبود که دوباره در بندت کردند کنار حق طلبانی که این روزها بدون هیچ بیمی جانشان را در دستشان می گیرند و فریاد حق طلبی سر می دهند.
اکنون تو خود میان کسانی هستی که بیش از همه می توانی ساعت ها و ساعت ها با آنها به بحث بنشینی و تحلیل کنی که چرا و چگونه به اینجا رسید. اکنون تو و روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و مدنی این روزها می توانید از درون به دردآشنای مردم و روش های سودمندشان برای درخواست هایشان پی ببرید و بیاموزید. این گونه به بند کردن شما هیچ عایدی ندارد جز ساخته شدن و پخته شدنتان در حوادث این روزها. گفته بودی محک خوبی بود و این بار نیز می دانم محک خوبی است برای تو و دیگرانی که به راهتان ایمان دارید.
من و دیگر همراهانتان این بیرون نیز زمانی را به دست گرفته ایم تا هر روز داستان های بسیاری از زنان و مردانی که به دنبال عزیزانشان می آیند بشنویم. ما نیز هر روز به وسعت این داستان ها قد می کشیم و بر توانمان افزوده می شود.
داستان زنی که نگران آن بود مبادا پسرش در لحظه هایی از ترس، تردید به دل راه دهد،‌ مبادا آنقدر که باید شجاعت نداشته باشد. داستان مردی که به دنبال پسرش آمده بود و او را نیز دربند کرده بودند و او از تجربه های آنجا می گفت و از اوینی که دیگر برای همه شهروندان آشناست و قبح آن در دل بسیاری از آنان شکسته است. داستان زنی که به دنبال دختر 18 ساله خود یک ماه است می دود و او را نمی یابد و به او نمی گویند دلبندش در کدامین زندان و یا سردخانه آرمیده است. داستان برادر محمد که برای آزادی او آمده بود اما جسد برادرش را دادند. داستان زنی که به دنبال پسر 21 ساله اش می آید،‌ پسری که بار خانواده و تهیه داروهای برادر سرطانی اش برعهده اوست، اما تنها تصویری که برای مادر نگرانش به ارمغان آوردند حضور او در دادگاهی مضحک و فرمایشی بود. داستان مادران و خواهرانی که فرزندان و برادرانشان را تنها چند روز بعد از آزادی به قید وثیقه،‌ نیمه شب از خانه ربودند. داستان خانواده هایی که با شنیدن مرگ ها و شکنجه ها گاه فرومی رفتند در زمین و گاه بر می کشیدند و مقاوم تر از پیش می شدند.
اما باور کن این زنان و مردان نیز هر روز بارورتر می شوند و ایمان بیشتری می یابند. آنها به دنبال نام ها نیستند. آنها به دنبال واژه هایی هستند که صدها سال است ایرانیان در پی دستیابی به آنها جانشان را در دست گرفته اند. واژه هایی به بلندای آزادی،‌ برابری،‌ عدالت...
آن روز که به ملاقات تو آمدم مادران بسیاری را دیدم که فرزندانشان را روز گذشته در آن مضحکه تاریخی نشان داده بودند. مادرانی که این روزها مظهر مقاومت مدنی هستند. آنها تنها تمسخر می کردند همه آنچه بر فرزندانشان رفته و می گفتند اینها تمامی ناشی از ترس و توهم است. به صورت تک تک آنها می نگریستم و فکر می کردم آيا طراحان سناریوی این روزها می دانند چگونه فرصتی ایجاد کرده اند تا هر روز مادرانی از جنس مقاومت بربالند و تکثیر شوند. کاوه عزیزم به تو دیگر هم بندیانتان، شیوا،‌ ژیلا،‌ مهسا،‌ بهمن،‌ مسعود و ... بگوییم که این روزها نیز می گذرد و می دانیم شما از تمام لحظه هایش استفاده خواهید کرد. اما چیزی که برجای می ماند امید است و ایمان به تغییر جهانی که بی عدالتی و نابرابری در آن اوج گرفته است. باور داریم تغییر ممکن است...

*****

هدف خامنه ای از اعتراف گیری؟

علی کشتگر
اعتراف گرفتن از زندانیان در بند، یک جنایت است. جنایتی که کودتاگران مرتکب می شوند تا زندانی را به تایید حقانیت خود وادار کنند. خرد کردن و له کردن زندانی جنایتی است که باید همه آن را محکوم کنند. هربار که یک زندانی در مقابل دوربین های تلویزیون علیه عقاید پیش از زندان خود حرف می زند و یا می نویسد، هربار که یک زندانی به کارهایی که هرگز نکرده است اعتراف می کند، باید به یاد آوریم که طبیعت انسان برای شکنجه شدن آفریده نشده است.
بهترین واکنش در برابر هر نمایش تلویزیونی و هر " اعترافی " اعتراض و ادامه مقاومت است. چگونه حرفهای یک جاسوس اسرائیلی را درباره دهها تن از سران پرسابقه نظام سند می دانند؟ آیا از نظر آنها جاسوسان اسرائیلی نیز به خودی و غیرخودی تقسیم می شوند و این یکی جزو جاسوسان اسرائیلی خودی است؟ اگر برنده انتخابات هستند چه نیازی به این گونه روش های صددرصد کودتایی دارند؟
اینک نزدیک دو ماه است که به دستور آقای خامنه ای دهها تن از چهره های سرشناس اصلاح طلب در سلولهای انفرادی زیر شکنجه های روانی و جسمی دایمی زجرکش می شوند، تا دست از اعتراض بردارند و کودتای ننگین او را "سالم ترین" انتخابات جهان اعلام کنند. دولت کودتا خود را به " اعترافات" آنان درباره سلامت انتخابات سخت نیازمند می بیند.
زندانیان از آنچه در بیرون می گذرد کاملا بی خبر نگهداشته شده اند.
بازجویان به آنان می گویند: همه چیز در بیرون تمام شده است. موسوی و کروبی و خاتمی هم بر نتایج انتخابات صحه گذاشته اند. آنها هم به خیانت اعتراف کرده و از رهبر طلب عفو کرده اند. مردم همه نتایج انتخابات را پذیرفته اند. هیچ کس هم اعتراضی ندارد. تکرار این دروغها توسط بازجویان در سلولهای انفرادی همراه با فشارهای روانی و جسمی طی روزها و هفته ها سرانجام می تواند زندانی اسیر را به این جا برساند که به آنچه بازجو می خواهد اعتراف کند. تا شکنجه و نگرانی او و خانواده اش پایان پذیرد.
اعتراف گرفتن از زندانیان در بند، یک جنایت است. جنایتی که کودتاگران مرتکب می شوند تا زندانی را به تایید حقانیت خود وادار کنند. در یک جامعه هوشمند این روشها به ضد خود تبدیل می شود. خرد کردن و له کردن زندانی جنایتی است که باید همه آن را محکوم کنند. هربار که یک زندانی در مقابل دوربین های تلویزیون علیه عقاید پیش از زندان خود حرف می زند و یا می نویسد، هربار که یک زندانی به کارهایی که هرگز نکرده است اعتراف می کند، باید به این فکر کنیم که بازجویان و شکنجه گران به دور از چشم مردم با زندانی چه کرده اند؟ باید به یاد آوریم که آستانه تحمل انسانها متفاوت است که طبیعت انسان برای شکنجه شدن آفریده نشده است.
هربار که رژیم کودتا به اقدام بیشرمانه و ضد انسانی استفاده از نمایش اسرای شکنجه شده برای توجیه ادعاهای خود اقدام می کند باید بدانیم که زندانی هنگام شرکت در اجرای این نمایش ها چه زجری می کشد، برای درک درجه قساوت و بی اخلاقی خامنه ای همین بس که ببینم شکنجه گران او در این پنجاه روز با سعید حجاریان ترور شده چه ها کرده اند! آیا تنها همین مورد سعید برای شناخت ماهیت کودتاگران کافی نیست؟
باید از همه راههای ممکن با زندانی همدردی کنیم و با صدای بلند حکومتی که زندانی را برای ارضای هوسهای خود لت و پار می کند محکوم کنیم. اگر همه چنین کنیم، کودتاگران از روشهای جنایتکارانه خود نتیجه عکس خواهند گرفت. شکست این روشها، شکست کودتاگران است.
فراموش نکنیم که کودتا گران با اجرای پروژه ننگین اعتراف گیری می خواهند زندانیان را نسبت به هم بدبین کنند، ملت معترض را منفعل کنند و اعتماد پدید آمده میان مردم و زندانیان را نابود کنند. ابراز همدردی با زندانیان و گسترش اعتراضات به رژیم کودتا بهترین راه مقابله با نقشه کودتا گران است.
خامنه ای کسی را که قبلا به دست عوامل خود وی ترور شده و حالا به قول همسر این زندانی به لحاظ جسمانی مانند یک طفل شیرخواره به مراقبت احتیاج دارد را به شکنجه گران سپرده است تا از او اعتراف بگیرند. "داد" ستان خامنه ای برای آن که "داد" رهبر را از حجاریان بستاند او را بی خوابی می دهد، زیر آفتاب داغ نگه می دارد، او را تهدید به دستگیری فرزند و همسرش می کند تا از او اعتراف بگیرد.
خامنه ای و ایادی کودتا از گسترش و ادامه اعتراضات به وحشت افتاده اند. تئوری ارعاب شکست خورده است. مردم در هر فرصتی که پیش می آید – که این فرصت ها هم خوش بختانه در ایران زیاد است- علیه بزرگترین تقلب انتخاباتی تاریخ دست به اعتراض می زنند. او در این خیال است که می تواند با این گونه اعتراف گرفتن ها، مردم را منفعل و جنبش اعتراضی را خاموش کند. بهترین واکنش در برابر هر نمایش تلویزیونی و هر " اعترافی " اعتراض و ادامه مقاومت است.
بی دادگاهی که ایادی کودتا علیه اصلاح طلبان به راه انداخته اند و کیفرخواستی که در نخستین پرده این نمایش قرائت شد همان قدر اعتبار دارد که ادعای احمدی نژاد که می گوید انتخابات ایران "سالم ترین" و "زیباترین" انتخابات است! همان قدر معتبر است که ایادی کودتا بگویند "ندا آقا سلطان" توسط کارکنان بی بی سی به قتل رسیده است.
نظیر این گونه نمایشهای ننگین تحت عنوان محاکمه اغشاشگران، توطئه گران و یا جاسوسان در کارنامه رژیم های کودتایی و انواع دیکتاتوری های فاسد گذشته که حالا دیری است در گوشه ای از قبرستان تاریخ مدفون شده اند، کم نبوده اند.اساس اتهامات وارده به زندانیان سیاسی اصلاح طلب اظهارات یک "جاسوس اسرائیلی" است که دادستان از افشای نام وی نیز خودداری کرده است.
تنظیم کنندگان کیفرخواست "داد" ستانی که ماموریت داشته اند نظرات رهبر و احمدی نژاد را مبنی بر وابستگی اصلاح طلبان به قدرت های بیگانه به اثبات برسانند، چنان با فقر سند و مدرک روبه رو بوده اند که از سر استیصال دست به دامان گفته های این جاسوس بی نام و نشان اسرائیلی شده اند. گفته هایی که به قول بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به دشمنی همه قدرت ها علیه رژیم ایران بجز روسیه و چین اشاره دارد.خامنه ای و احمدی نژاد که مدام از توطئه خارجی و ضرورت مبارزه با دشمن خارجی حرف می زنند، چگونه گفته یک جاسوس اسرائیلی را درباره دهها تن از سران پرسابقه نظام باور می کنند؟ آیا از نظر آنها جاسوسان اسرائیلی نیز به خودی و غیرخودی تقسیم می شوند و این یکی جزو جاسوسان اسرائیلی خودی است؟
کدام ذهن ساده ای کیفرخواستی را جدی می گیرد که بر ادعاهای یک جاسوس بی نام و نشان بیگانه استوار باشد؟ شکنجه گرانی که به دستور رهبر و احمدی نژاد دهها تن از اصلاح طلبان معترض به کودتا را روز یکشنبه به "بی داد" گاه کشاندند، با ناشیگری حیرت انگیزی به دست خود سند دیگری در اثبات کودتا و جنایات آن در اختیار افکار عمومی ایران و جهان گذاشتند؟
این دادگاه ظاهرا علنی بود. اما هیچ یک از مشخصات دادگاه علنی را نداشت. تعریف دادگاه علنی آن است که همه کس از جمله خانواده زندانیان و اصحاب رسانه های مستقل می توانند در آن شرکت کنند و وکلای زندانی از قبل با محتوای پرونده آشنا هستند و در دادگاه نیز در کنار زندانی حضور دارند. اما دراین نمایش فقط شکنجه گران و رسانه ها و روزنامه نگارانی که همدست شکنجه گران بودند، با زندانیان در تماس بودند.
"داد" گستری و "داد" ستانی که می بایست مرجع رسیدگی به قربانیان سرکوب و شکنجه باشد در این نمایش به ابزاری در خدمت شکنجه گران تبدیل شده بود.اگر کودتایی در ایران رخ نداده، حکومت ایران چه نیازی به این گونه روش های صددرصد کودتایی دارد؟
اگر خامنه ای و احمدی نژاد همان گونه که مدعی هستند 25 میلیون رای دارند چرا تا به این حد از معترضانی که به قول خودشان بیش از خس وخاشاک نیستند می ترسند؟ چرا 25 میلیون رای دهنده خود را به یک نمایش عظیم خیابانی دعوت نمی کنند تا برای همیشه به ادعاهای معترضان خاتمه دهند؟
چه نیازی بود که همزمان با اعلام نتایج انتخابات چهره های سرشناس و موثر اصلاح طلب را دستگیر کنند؟ چرا آنان را 50 روز زیر شکنجه های جسمی و روانی و در بی اطلاعی کامل از ادامه اعتراضات مردم علیه کودتا قرار دادند؟ چرا می خواهند آنان را مجبور به اعترافاتی کنند که نه مرتکب شده اند و نه باور دارند؟
آیا حکومت برآمده از نتیجه انتخابات سالم و رای اکثریت ملت نیازی به این روشهای کودتائی و استبدادی پیدا می کند؟ مگر می شود که یک حکومت انتخاباتی آنهم با رای اکثریت مطلق 70 درصدی، مجبور باشد به بدترین روشهای شناخته شده کودتایی پناه ببرد؟
خامنه ای و احمدی نژاد انتخابات 22 خرداد را "سالم ترین"و "زیباترین" انتخابات تاریخ ایران اعلام کرده اند. اگر چنین است دادگاه زندانیان سیاسی نیز "سالم ترین" و "صالح ترین" دادگاه است. قاضی مرتضوی نیز "عادل ترین" و " بهترین" دادگر و دادستان است، ندا آقا سلطان را هم روزنامه نگاران بی بی سی کشته اند نه ماموران سرکوب، به خوابگاههای دانشجویان نیز اصلاح طلبان حمله کرده اند نه لباس شخصی های زیر نظر سپاه. کیهان و صداوسیما نیز راست گو ترین رسانه های جهان اند. در این صورت این مردمی که هر روز فریاد خود را علیه کودتا و بیدادهای آن بلندتر می کنند عوامل بیگانگان هستند.

*****

كدام انقلاب مخملين؟ چگونه؟

عماد افروغ
اعتماد ملی - کد خبر: 8060 - بتاریخ:15/5/1388
اين روزها منتظريم، تا بالاخره ببينيم كه دادستان و قاضي و ديگر افراد مرتبط با پرونده بازداشت‌شدگان اخير چگونه و با استناد به چه ادله‌اي مي‌خواهند ثابت كنند كه بازداشت‌شدگان و متهمان اخير، سران جريان‌ساز انقلاب مخملين در ايران بودند؟ به عنوان يك روش‌شناس كه سال‌‌هاي بسياري را صرف پژوهش كرده‌ام. معتقدم متهم كردن يك فرد به جريان‌سازي انقلاب مخملين چندان آسان نيست، زيرا انقلاب مخملين تصميمي نيست كه يك شبه اتخاذ شود و عده‌اي در كمتر از يك ماه آن را به سرانجام برسانند و به هدف‌شان برسند، بلكه زيربناهاي تاريخي، اجتماعي و فرهنگي بسياري مي‌خواهد. براي همين نيز سخت معتقدم آنچه در قالب برگزاري اين دادگاه‌ها به نمايش گذاشته شده است نه‌تنها ارتباطي با يك حركت مخملين نداشت، بلكه حتي يك اعتراف معمولي هم نبود. در اين دادگاه شاهد حضور افرادي بوديم كه پس از گذراندن چند روزي در زندان، تحليل‌هايشان تغيير كرده بود و حالا به اين نتيجه رسيده بودند كه نگاهشان در گذشته درست نبوده است،‌بنابراين تغيير ديدگاه را چطور مي‌توان به برنامه‌ريزي براي انقلاب مخملين ربط داد؟ چرا بايد عده‌اي دستگير شوند، آن هم تنها براي تنبه و اصلاح ديدگاه، فكر و عقيده‌شان يا حتي اينكه معتقد بودند تقلبي صورت گرفته است؟ مگر در اين ميان پولي دريافت شده است؟ كداميك از معترضان اين معترفان چه جرياني را سازماندهي كرده بود، كجا جريان‌سازي كرده بودند و ملت را كجا جمع كرده بودند و به آنها درس انقلاب مخملين داده بودند كه باقي بي‌خبر هستند و تنها ضابطان قانوني باخبر؟ آيا در جريان پخش مشروح دادگاه حرفي از استخدام اين افراد به دست قدرت‌هاي خارجي شنيديم يا اينكه اين افراد پا به ميدان گذاشته بودند تا نظام جمهوري‌اسلامي ايران را از اساس و جوهره تغيير بدهند و به ساختار تازه‌اي برسند؟ اصلا بحث ارتباط با خارجي‌ها و خط گرفتن را هم اگر كنار بگذاريم، با كدام عينك واقع‌بيني مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه محمد عطريانفر و محمدعلي ابطحي چنين قدرتي در اختيار داشتند؟ چطور است كه دو چهره مانند ابطحي و عطريانفر كه هميشه از مديران ميانه بوده‌اند به يك باره داراي چنين قدرت براندازانه‌اي شده‌اند؟ اگر اين نيست شايد هم موقعيت و پايه‌‌هاي نظام براي تغيير قدرت زيادي نمي‌خواهد! برادران من! انقلاب مخملين تعريف روشني دارد، زيربناهايي مي‌طلبد، به اين آساني‌‌ها نيست كه هر كس كه اعتراض كرد، نافرماني مدني كرد يا بر حسب ذهنيت خود تن به تصميمي ندارد، را خيلي زود به عنوان نشانه‌اي از وقوع انقلاب مخملين تعبير كرد. به عنوان يك جامعه‌شناس مي‌گويم و نه از منظر سياسي! چه كسي و با چه استدلالي مي‌تواند ثابت كند كه حضور مردم در خيابان‌ها و اعتراض‌شان نسبت به شرايط اخير ناشي از هدايت و تصميم محمدعلي ابطحي و عطريانفر بود؟ چرا موقعيت و قدرت افراد را براساس واقعيت‌هاي موجود مورد قضاوت و كنكاش قرار نمي‌دهيد؟ مردم ايران يك حركت خودجوش داشتند، رسانه خارجي نبود، پولي نگرفته بودند و در ميتينگي به آنها نگفته بودند «ملت پيش به سوي انقلاب مخملين!» تنها ذهنيت حاكم بر افكارعمومي اين ماجرا را پيش مي‌برد. چرا شعور مردم و ملت را دست كم بگيريم و فكر كنيم ملت و افكار عمومي هميشه بايد دنباله‌رو باشند و خود قادر به گرفتن هيچ تصميم جمعي نيستند، كاش در جريان اين محاكمات و تئوري‌پردازي‌ها ذره‌اي هم واقعيت‌هاي موجود را لحاظ مي‌كرديم. كجاي قانون اساسي آمده است كه اعتراض مدني و آرام جرم است؟ اين افراد كه در بازداشت به سر مي‌برند، كجاي اين پروسه، قانون اساسي را از بيخ و بن ناديده گرفته‌اند، كسي كه در صدد انقلاب مخملين است كه مدام پافشاري نمي‌كند تا حقوق قانوني كه قانون اساسي برايش در نظر گرفته در جامعه پياده شود، مگر اينكه قانون اساسي ما دستورالعمل دستيابي به انقلاب مخملين باشد و ما بي‌خبر، زيرا خواسته مردم كوچه و خيابان انقلاب مخملين نيست، بلكه استفاده از تمام آزادي‌هاي سياسي و اجتماعي قانون اساسي است. از سوي ديگر انقلاب مخملين نسخه‌اي است كه تنها در جغرافياي سياسي خاصي پياده مي‌شود. كشورهاي سوسياليستي اروپاي شرقي كه سال‌ها زير نوع كمونيسم شوروي بودند تنها بخش‌هايي هستند كه اين نسخه ناقص در آنها عمل كرده است. دليل اصلي وقوع انقلاب مخملين در اين كشورها هم منش ديكتاتوري حاكم بر آنها بوده است، آيا كسي مي‌پذيرد كه به لحاظ ساختار سياسي دولت ايران منش ديكتاتوري داشته كه حالا ما بايد شاهد بروز انقلاب مخملين در آن باشيم؟ قطعا جواب واقع‌بينانه وجود اين رويكرد را از بيخ و بن نفي مي‌كند. اما به هر حال هر معادله‌اي از يك وجه ساختاري برخوردار است و نمي‌توان آن را تنها از يك بخش مورد بررسي قرار داد، بايد دو سوي معادله را نگريست. براي رسيدن به انقلاب مخملين ملزوماتي نياز است، كه از مهم‌ترين آنها وجود و نفوذ قدرت خارجي به اضافه دولت ديكتاتوري است، كداميك از اين دو در كشور ما وجود دارد كه اكنون ما براساس آن بايد به توهم توطئه مخملين رسيده باشيم؟ كشور ما هرگز خصايص يك كشور سوسياليستي يعني بي‌توجهي به آزادي را نداشته است، پس امكان پياده شدن اين نسخه از سوي دشمن خارجي و داخلي براي هميشه در نظام جمهوري اسلامي ايران منتفي است. اين منش زيبنده جمهوري اسلامي نيست و صداوسيما سردمدار اين منش جديد و تخريبگر شده است. اگر بپذيريم كه اين افراد بدون اعمال هيچ‌فشاري دچار چنين تغيير نگرش ژرفي هم شده‌اند، باز هم بايد گفت اين رويكرد جديد چه ربطي به اعتراف دارد و چه ربطي به كودتاي مخملين كه مدام اين تركيب نوآمده در صداوسيما تكرار مي‌شود؟ مدتي است به اين نتيجه رسيده‌ام كه ديگر اظهارنظر و نقد فايده‌اي ندارد، اما نگرانم به عنوان يك شهروند پايبند به نظام جمهوري اسلامي ايران، نگرانم. نگران جوهره انقلاب، نگران وجهه آزادي كه قرار بود در كشورم مستقر شود و نگران اعتماد عمومي ملتي كه 30 سال براي كسب آن زحمت كشيده شده است. قرار نيست كه براي تحكيم پايه‌هاي قدرت يك جناح دست به هر رويارويي‌اي بزنيم، زيرا رويارويي‌ اينچنيني مي‌تواند تبعاتي داشته باشد. اگر اينچنين باشد پس امر به معروف و نهي از منكر در نظام ما چه مي‌شود، مشورت، همدلي و همگرايي را در كجاي اين رويارويي مي‌گنجانيد؟ اي كاش محكمه قضايي تصميم بگيرد، حتي در همين جاي كار با استناد به مدارك مستدل مخملي بودن اعتراض‌ها را ثابت كند و متهمان را با اتهام‌هايي در اندازه توان‌شان به محاكمه بكشاند و از همه مهم‌تر مردم را عاقل بپندارد، در غير اين صورت بايد گفت كه اين اعتراف نيست و از اين رويكرد نمي‌توان مدركي يافت مبني بر برنامه‌ريزي انقلاب مخملين، اگر قدرت هم وجود ندارد بهتر است كه محاكمه‌ها تعطيل شود تا آبروي قضايي كشورمان بيش ازين به خطر نيفتد. من هم مانند هر شهروندي نگرانم، نگران روزي كه پس از اين حركت، هر اعتراضي نشانه‌اي از قصد به انقلاب مخملين تعبير شود و اين لحظه دردناكي است...

*****
شايعات در دانشگاه آزاد باز قوت گرفت
جانشينان احتمالي جاسبي
دانشگاه آزاد اين روزها کانون يکي از جنجالي ترين اخبار ايران شده است. طي يکي دو روز اخير زمزمه کناره گيري اجباري عبدالله جاسبي از رياست دانشگاه آزاد جدي تر از هميشه شده است، اما منابع رسمي همچنان حاضر به تاييد اخبار پراکنده در اين رابطه نيستند. با اين حال از شواهد و قرائن چنين برمي آيد که اين روزها آخرين روزهاي رياست جاسبي در دانشگاه آزاد است و به زودي او ناگزير از آن خواهد بود که پس از 27 سال جاي خود را به يکي از جايگزين هاي احتمالي بدهد. دو روز پيش همزمان با مراسم تنفيذ محمود احمدي نژاد- که از قضا رئيس دانشگاه آزاد به همراه يکي دو نفر از مديران خود در آن مراسم حضور داشت- شنيده شد به جاسبي ابلاغ شده که از سمت خود کناره گيري کند. با اين حال پيگيري اين شايعات از سوي «اعتماد»، نتيجه يي جز تکذيب اين خبر توسط يکي از منابع آگاه در دانشگاه آزاد نداشت. اين منبع آگاه، با عادي توصيف کردن وضعيت دانشگاه آزاد به «اعتماد» گفت؛ مرجع رسيدگي به وضعيت رياست دانشگاه آزاد هيات امناي دانشگاه است که طبق برنامه اين هيات تا شهريور ماه جلسه يي نخواهد داشت. اين فرد نزديک به عبدالله جاسبي، انتشار اين شايعات را بي ربط به حوادث پس از انتخابات ندانست و گفت؛ احتمالاً با توجه به اينکه از افراد نزديک به آقاي هاشمي، فقط ايشان در مراسم تنفيذ شرکت کردند، انتشار اين شايعه يک شيطنت رسانه يي بيشتر نيست. اما به رغم اين حرف ها بازخواني اخبار پراکنده يي که از اواخر ارديبهشت ماه درباره تغيير حتمي رئيس دانشگاه آزاد پس از انتخابات مطرح شده بود، نشان مي دهد صحبت رفتن جاسبي چندان هم بي اساس نيست. برخي سايت هاي خبري هوادار دولت در روزهاي پاياني ارديبهشت ماه خبر از آن دادند که عبدالله جاسبي ماه هاي پاياني رياست خود بر دانشگاه آزاد را پشت سر مي گذارد. پايگاه خبري «جهان نيوز» در گزارشي که 28 ارديبهشت ماه روي وب سايت خود گذاشت، نوشت؛ «جاسبي که به دليل افشاگري تني چند از نمايندگان مجلس و شخصيت هاي سياسي و تشکل هاي دانشجويي در روزهاي پس از انتخابات رياست جمهوري از سمت خود برکنار مي شود. يکي از اعضاي هيات امناي اين دانشگاه در ديدار اخير خود با مقامات عالي رتبه نظام با مشاهده نارضايتي از تخلفاتي چون ماجراي زمين خواري و تملک زمين و ملک توسط جاسبي و نزديکانش و تمايل اين مقامات براي کنار گذاشتن جاسبي بيان مي کند هيات امنا نيز به اين نتيجه رسيده است که ادامه رياست جاسبي هزينه ساز شده و قصد برکناري وي را دارند. جالب اينکه اين عضو تاثيرگذار هيات امنا از مقامات عالي رتبه نظام درخواست مي کند« جابه جايي جاسبي تا بعد از انتخابات رياست جمهوري به تعويق بيفتد تا مورد بهره برداري سياسي و انتخاباتي قرار نگيرد.» اگرچه مستندات اين گزارش، چندان با حکم مراجع قضايي و نتيجه بررسي هاي مجلس در مورد اتهامات مطرح شده از سوي هواداران دولت همخواني نداشت، اما گستردگي نفوذ اخبار سايت هاي نزديک به دولت، اين گمانه را تقويت مي کرد که کار رياست دانشگاه آزاد پس از انتخابات يکسره مي شود.البته اين گزارش چند روز بعد از سوي يک منبع رسمي تکذيب شد. کريم زارع عضو هيات امناي دانشگاه آزاد اعلام کرد خبر برکناري دکتر جاسبي کذب است و من اين گونه دروغگويي ها را محکوم مي کنم. زارع با بيان اينکه در هيات امناي دانشگاه به هيچ عنوان بحث برکناري دکتر جاسبي مطرح نبوده است، گفت؛ هيات امناي دانشگاه از خدمات ايشان تشکر مي کند، بنابراين اينچنين موضوعي در هيچ جلسه يي عنوان نشده است. او با تاکيد بر اينکه جاسبي با قوت و قدرت به کارش در مقام رياست دانشگاه آزاد ادامه مي دهد، هشدار داد؛ شايعات مبني بر برکناري دکتر جاسبي از نظر هيات امنا درست نبوده است و اين شايعات را چيزي جز بد اخلاقي نمي دانم که موجب اتلاف وقت و انرژي مي شود و ما اين گونه شايعات را محکوم مي کنيم.اما بعد از گذشت دو ماه، بار ديگر صحبت از برکناري جاسبي به صدر اخبار آمد.اين بار خبرنگاران جاسبي را در نشست کانون فارغ التحصيلان دانشگاه آزاد محاصره کرده و از او درباره شايعه برکناري اش پرسيدند؛ پرسشي که با تکذيب جاسبي پاسخ داده شد؛ «20 سال است که از اين صحبت ها وجود دارد، بنابراين بگذاريد باز هم ادامه داشته باشد. من هميشه آماده خدمت هستم.» در همين رابطه صبح ديروز نيز معاون فرهنگي دانشگاه آزاد که از او به عنوان جايگزين احتمالي جاسبي نام برده مي شود، به مانند رئيس خود به تکذيب «شايعات» پرداخت. محمد مهدي مظاهري به خبرگزاري مهر گفت؛ تمام اخباري که در سايت هاي مختلف در اين زمينه وجود دارد را تکذيب مي کنم. با اين حال اين روزها صحبت درباره برکناري جاسبي جدي است و به نظر مي رسد پروژه يي که از چهار سال پيش و از انتخابات رياست جمهوري دوره نهم و از سوي طيف اصولگرايان طرفدار احمدي نژاد آغاز شد، همين روزها به بهره برداري مي رسد. با اين حال بعيد به نظر مي رسد حتي با برکناري جاسبي هم زمام بزرگ ترين دانشگاه دنيا، به دست هواداران دولت بيفتد. با توجه به ترکيب هيات امناي دانشگاه آزاد، که مرجع قانوني عزل و نصب رئيس دانشگاه است، حتي به حقيقت پيوستن شايعاتي چون جايگزيني محمدعلي نجفي عضو کنوني شوراي شهر و وزير دولت هاي موسوي، هاشمي و خاتمي يا حميد مير زاده رئيس سازمان برنامه و بودجه دولت هاشمي چندان دور از ذهن نيست. هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي را آيت الله اکبر هاشمي رفسنجاني، آيت الله موسوي اردبيلي، عبدالله جاسبي، دکتر عباسپور، دکتر صادقي شجاع، دکتر زارع، دکتر بهمن يزدي صمدي و نماينده وزارت علوم تشکيل مي دهند.

*****

وضعیت زندانیان سیاسی و مطبوعاتی
می ترسیم دو روز دیگر جنازه فرزند مان را بدهند
لیلا طیری
همزمان با افزایش فشارها بر خانواده های بازداشت شدگان سیاسی و مطبوعاتی، بازجوی مهسا امرآبادی از مادر این روزنامه نگار خواسته است ک مصاحبه نکند و از اطلاع رسانی درباره فرزند و دامادش، مسعود باستانی بپرهیزد. از سوی دیگر ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار نیز که تحت فشار است، در تماس با خانواده اش به اصرار از آنها خواسته است مصاحبه نکنند و سکوت کنند. خانواده های این زندانیان، از این فشارها سخن می گویند.
هنگامه شهیدی تماس گرفت
هنگامه شهیدی که بیش از 40 روز است در بازداشت به سر می برد دیروز با خانواده اش تماس گرفت. این روزنامه نگار پیش از این فقط یکبار، روز بعد از بازداشت تماس گرفته بود و تا دیروز خانواده او در بی خبری مطلق به سر می بردند.
ناهید کرمانشاهی، مادر هنگامه شهیدی در گفتگو با روز خبر از ممنوع الملاقات بودن هنگامه داد و گفت: "هنگامه ناراحتی قلبی دارد و دچار افت فشار خون است و در زندان داروهای او را در اختیارش قرار نداده اند."
وی افزود: "هنگامه دیروز که تماس گرفت قرص هایش را میخواست و خبر داد که همچنان در انفرادی و ممنوع الملاقات است و بازجویی اش تمام نشده است."
خانم کرمانشاهی در عین حال با اشاره به اینکه "به هنگامه قول داده اند به زودی اجازه ملاقات بدهند و تماس های تلفنی را بیشتر کنند" افزود: هنگامه سعی میکرد نشان دهد حالش خوب است اما کاملا مشخص بود که تحت فشار است و به شدت افسرده بود.
مادر این روزنامه نگار که خواهر دو شهید است با تاکید بر بیگناهی دخترش گفت: هنگامه یک روزنامه نگار و محقق است که هیچ چیز مخفی ندارد و هیچ کار خاصی هم انجام نمیداد. او دانشجو بود و به خاطر دانشگاه و تحصیلاتش به کشور انگلیس رفت و آمد داشت اما اینکه جرم نیست و اینکه هنوز در انفرادی است نشان میدهد هیچ چیزی نتوانسته اند از او بیرون بکشند، چون اصلا هنگامه هیچ چیز مخفی ندارد که بخواهند از او بیرون بکشند.
خانم کرمانشاهی با اشاره به اینکه با وجود زندانی بودن هنگامه شهیدی، وبلاگ و صفحه فیس بوک او به روز می شود گفت: "هنگامه بازداشت است ولی وبلاگ و فیس بوک او به روز می شود و خانواده ماهیچ اطلاعی از این موضوع ندارند. یعنی برخلاف تصور دیگران اینکار از سوی خانواده ما صورت نمی گیرد و ما نمیدانیم چه کس یا کسانی به وبلاگ و صفحه فیس بوک هنگامه دسترسی پیدا کرده اند."
وی افزود: "یک روز پس از بازداشت هنگامه ما چون پسورد مسنجر او را داشتیم خواستیم پسورد را عوض کنیم اما متاسفانه قبل از ما بازجو به مسنجر هنگامه دسترسی پیدا و پسورد را عوض کرده بود و ما نتوانستیم وارد شویم. اکنون درباره وبلاگ و فیس بوک هم اعلام می کنیم که نمیدانیم در اختیار چه کسی است و همه مراقب باشند."
بی خبری از سعیده کردی نژاد
از سوی دیگر سعیده کردی نژاد، دانشجوی فوق لیسانس رشته اقتصاد که عضو ستاد 88 و ستاد دانشجویی میرحسین موسوی است از 8 تیر در بند 209 زندان اوین در بازداشت به سر می برد. این دانشجو که ممنوع الملاقات است و تاکنون فقط یکبار، فردای روز بازداشت با خانواده اش تماس گرفته، 8 تیر و پس از امتحان در دانشگاه بازداشت شده است.
خانم صندوق داران، مادر سعیده کردی نژاد در گفتگو با روز از وضعیت دخترش ابراز نگرانی کرد و گفت: سعیده فقط روز پس از بازداشت زنگ زد و گفت که اوین است از آن زمان تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت او نداریم.
وی با بیان اینکه "هیچ اطلاعی از اتهام دخترش" ندارد تاکید کرد: ما اهل زاهدان و ساکن این شهر هستیم و نمیدانیم کجا باید مراجعه کنیم و چه کسی به ما پاسخگو است.
خانم صندوق داران در عین حال خبر داد که از ستاد میرحسین موسوی با او تماس گرفته و اطمینان داده اند که موضوع را پی گیری می کنند و وکیلی را برای بازداشت شدگان تعیین کرده اند.
مادر این دانشجو با ابراز نگرانی شدید از وضعیت روحی و جسمی دخترش گفت: مگر فعالیت در ستادهای انتخاباتی جرم است که این چنین میروند و بچه ام را از دانشگاه و سر جلسه امتحان بازداشت می کنند و با خود می برند و هیچ پاسخی هم نمی دهند. اگر جرم است خب از اول اعلام میکردند فلانی رئیس جمهور است.
خانم صندوق داران افزود: وقتی بچه مرا اینگونه بازداشت می کنند و در بی خبری کامل و بلاتکلیفی ما را نگاه میدارند، چگونه انتظار دارند ما نسبت به آقایان خوش بین باشیم و مخالفت ها کمتر شود؟
وی خواستار آزادی دخترش شد و گفت: کجای این عدالت است که 40 روز مادری را بی خبر از فرزندش نگه میدارند؟ ما می ترسیم دو روز دیگر جنازه ای بدهند و بگویند بیایید دخترتان را تحویل بگیرید. آیا این عدالت اسلامی است؟

*****

حکومتی که در کلوزآپ زنده است
نوشابه امیری

حکومت کودتا و حامیان آن دیگر در حد "کلوزآپ" زنده اند. به سیمای جمهوری اسلامی نگاه کنید، عکس های خبرگزاری فارس را ببینید، سخنرانی هایی را که منتشر می شود بخوانید، در هیچکدام نشانی از "لانگ شات" کشورنیست. حکومتی که قرارست پیشرو مستضعفان جهان باشد و مدیریت دنیا را برعهده بگیرد، چرا در کادرهای بسته نشان داده می شود؟
انتخاباتی برگزار می شود، حکومت، ادعای رایی بیست و چند میلیونی می کند، اما در جلسات بسته شادمانی اش، مشتی بیشتر دیده نمی شوند. همه عکس ها و فیلم ها در کادری بسته گرفته شده اند. کجا هستند صاحبان آن بیست و چند میلیون که با خطی یکسان، در برگه هایی تا نخورده نوشتند: محمود احمدی نژاد؟ چرا آنها را نمی بینیم؟
مردم به اعتراض به خیابان ها سرریز می شوند؛رئیس حکومت کودتا می گوید "خس و خاشاکی" بیش نبودند ـ عکس ها و فیلم های غیررسمی که چنین نمی گوید ـ اما ازاین خس و خاشاک، تصویر بازی در هیچ رسانه دولتی دیده نمی شود؛در عوض "کلوزآپ" دادگاه هایی را می بینیم که به محاکمه این "خس و خاشاک" های بسیار نشسته و حتی از حاضران لباس شخصی آن نیز عکسی در نمای باز وجود ندارد.
جوانان کشور را در سوله کهریزک می زنند و می کشند، اما وابستگان دولت کودتا در "کلوزآپ" می گویند زندانی غیراستاندارد تعطیل شد. سردار دولت کودتا ـ احمدی مقدم ـ نیز در کلوزآپ، خبر از بازسازی کهریزکی دیگر می دهد.
نجات یافتگان گوانتاناموی اسلامی می گویند شخص سردار رادان، مسئول اراذل و اوباش، درضرب و شتم، از همه بی رحم تر بود. احمدی مقدم، همدست او در کادری بسته می گوید: نه بابا! برادرمان اهل این کارها نیست؛شان اش اجازه نمی دهد!
مراسم تنفیذ برگزار می شود با حضور آقای خامنه ای، ولی مطلقه فقیه. مراسمی که قاعدتا صاحبان بیست و چند میلیون رای، باید آن رابا هزار دوربین به نمایش می گذاشتند، اما باز کادر بسته ای پیش روست که در آن رئیس مجلس راهیافتگان برکشیده، رئیس قوه قضاییه مخروبه و شورای نگهبان گوش به فرمان، زانوی غم بغل کرده اند و به گفته نویسنده گاردین، "شرم" شان است که دیده می شود نه "عزت و افتخار اسلامی شان." سیمای حکومت کودتا، مراسم را نشان نمی دهد، عکس ها و خبرها را دفتر مقام معظم رهبری برای مطبوعات می فرستدو خبرگزاری فارس، در کادرهایی بسته نشان می دهد که مشتی ترسیده از قدرت "نمای باز" جامعه، گوش شان به صدای مردمانی ست که بیرون این کادر بسته فریاد می زنند:
http://www. facebook. com/video/video. php?v=101740953170288&ref=nf
در همین مراسم، مجتبی خامنه ای، فرزند رهبر مستضعفان جهان، در پنهان ترین زاویه این«کلوزآپ » دیده می شود. از اوهیچ عکسی، حتی در کلوزآپ هم نیست؛ عجیب نیست؟
مراسم تحلیف راه می اندازند. رئیس دولت کودتا، با هلکوپتربر مجلس نازل می شود؛تصاویر منتشره تنها کادر بسته مجلس را نشان می دهد و مشتی جیره خوار راکه لبخند های دروغین می زنند و در چشمان شان، هراس فردا حک شده ست. رسانه های کودتا، می گویند: "آقای رئیس جمهور و همراهان با ماشین آمدند"؛ سردار رادان، رئیس اراذل و اوباش، می گوید: "تجمعی برپا نشد و شهر آرام بود" اما هیچ عکسی از این آرامش در جایی به چاپ نمی رسد. کسی لانگ شاتی را نمی بیند که هزاران مامور، مجلس تسخیر شده را محافظت می کنند؛کسی نمای باز شهری را که مردمانش در روز تحلیف رئیس جمهور، فریاد می زنند "کوتوله بیا بیرون" نمی بیند.
و در همان حال، کوتوله دیگری، تدارک دادگاه فرزندان این مرز و بوم را می بیند که در نمای باز جامعه گفته اند "رای من کو" ودر کادر بسته مرتضوی و شریعتمداری، "اعتراف" را پچپچه کرده اند. آری اسیران را هم در کلوزآپ می بینیم نه در نمای باز!
درسی از سینما: هیچ فیلمی نیست که تنها با نمای بسته ـ کلوزآپ ـ ساخته شود. حتی سازندگان فیلمفارسی ها هم مجبورند چند نمای باز ـ لانگ شات ـ در فیلم هایشان بگنجانند؛و درنماهای بازست که لایتچسبک بودن شخصیت ها و ابتذال داستان ها، آشکار می شود. وای به حال کودتاچیان حکومت اسلامی که نمای باز ایران چنان آنان را به هراس افکنده، که وقتی هم مونتاژ می کنند، به نماهای باز سال های پیش نیازمندند.
درسی از تاریخ: حکومتی که تنها در نماهای بسته زنده ست و نمایش قدرت می دهد، می داند که قافیه را باخته؛از همین روست که هر روز نمای اش تنگ تر می شود؛ غیر از این اگر بودنمایش "لانگ شات" می دادندآقایان. و یادمان باشد هرگاه که نمای بسته حکومتی بریده از مردم، به نمای باز آن جامعه پیوند خورده، نه از تاک حکومت نشان مانده و نه از تاک نشان استبداد. از یاد نبریم که تاریخ در حافظه خویش، همه نماها را جمع می کند؛چه باز و چه بسته ؛ و سپس در لحظه مناسب، تدوینگر زمان، پشت هم می کند صحنه ها را و می آفریند واقعیت را. واقعیتی که روزهاست ما آن را فریاد می زنیم و دیکتاتور هم می شنود؛ حتی در نمای بسته.

*****

یادآوری:

عصر امروز، مراسم ترحیم جانباخته بهزاد مهاجر
مراسم ترحیم جانباخته بهزاد مهاجر عصر امروز پنجشنبه 15/5/88 در منزل وی برگزار می شود.
این مراسم از ساعت 6 بعداز ظهرآغاز خواهد شد و در آن خانواده های تعداد دیگری از جانباختگان نیز حضور خواهند یافت.
پیکر پاک این شهید که در راهپیمائی آرام معترضین به نتایج اعلام شدۀ انتخابات در روز 25 خرداد مورد اصابت گلوله قرارگرفته و پس از انتقال به بیمارستان به شهادت رسیده بود بعد از 45 روز به خانواده اش تحویل گردید و روز شنبه گذشته در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
نشانی منزل این جانباخته: سعادت آباد- میدان سرو- شهرک مخابرات- روبروی فروشگاه شهروند- خیابان هفدهم- خیابان پیوند شمالی- کوچۀ22 - پلاک11

*****

شش سال و هفت ماه حبس برای روناک صفارزاده
سامناک آقایی

دادگاه تجدید نظر استان کردستان حکم شش سال و هفت ماه حبس برای روناک صفارزاده، دانشجو و عضو کمپین یک میلیون امضا را تائید و ابلاغ کرد. این حکم در حالی تائید می شود که روناک صفار زاده، بیست و سومین ماه بازداشت خود را در شرایطی نامساعد پشت سر می گذارد. روناک صفار زاده که بیست و سه ماه پیش توسط نیروهای امنیتی در سنندج دستگیر شد، ابتدا از سوی محافل امنیتی و قضائی با اتهاماتی نظیر اقدام علیه امنیت ملی، عضویت در سازمان پژاک و عبور غیر مجاز از مرز روبرو شد. وی سپس به دلیل همین اتهامات به مدت چهار ماه در بازداشتگاه اطلاعات سپاه سنندج تحت فشار و شکنجه قرار گرفت. با این حال وی در بازجوئی های تحت فشار و شکنجه و جلسات محاکمه، اتهامات وارده را نپذیرفت. دادستان سنندج و قاضی پرونده وی، شخصا در جلسه دادگاه این فعال حقوق زنان را متهم به محاربه کرده بودند، اما این اتهام علیه وی به اثبات نرسید. دادگاه سنندج در آخرین جلسه رسیدگی به پرونده وی، او را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به پنج سال حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس دیگر محکوم کرد و همزمان دادگاه دیگری در استان آذربایجان غربی وی را به اتهام عبور غیر مجاز از مرز به هفت ماه حبس محکوم کردند. به این ترتیب در مجموع دادگاه انقلاب سنندج این عضو کمپین یک میلیون امضا را به شش سال و هفت ماه حبس محکوم کرد و این حکم روز گذشته توسط دادگاه تجدید نظر استان کردستان تائید و ابلاغ شد. روناک صفار زاده که فعالیت چشمگیری در موسسه زنان آذر مهر استان کردستان و کمپین یک میلیون امضا داشته، در طول بیست سه ماه بازداشت، بارها تحت فشار و آزار و اذیت مسئولان زندان قرار گرفته و حتی چندین بار خبر ضرب و شتم وی به دستور قاضی امجد، بوسیله زندانیان دیگر منتشر شده است. وی در اعتراض به این برخوردها که موجب آسیب دیدگی جدی جسمی وی شده و همچنین در. اعتراض به رویه غیر قانونی رسیدگی به پرونده اش سه بار دست به اعتصاب غذا زد. طبق آخرین خبرهای بدست آمده از وضعیت جسمی و روحی وی، او هم اکنون به شدت دچار افسردگی و ناراحتی های روحی شده و با اینکه در بند عمومی زندان نسوان سنندج بسر می برد، همچنان از دسترسی به درمان و معالجات پزشکی محروم است. شایان ذکر است که در مناطق کردنشین کشور علاوه بر روناک صفار زاده، دو فعال دیگر حقوق زنان به نام های هانا عبدی و زینب بایزیدی به دلیل فعالیت های مسالمت جویانه در حوزه زنان ماه هاست در زندان بسر می برند . این دو نفر هم با پرونده ای مشابه پرونده صفار زاده هر کدام به پنج سال حبس در تبعید محکوم شده اند و هم اکنون دوران حبس در تبعید خود را می گذرانند.

*****

کمیته گزارشگران حقوق بشر
اعتراض به پرونده‌سازی برای فعالان حق تحصیل

اصل 32 قانون اساسی رژیم حاکم بر ایران به صراحت بیان می‌دارد: هیچ‌کس را نمی‌توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می‌کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. صدها نفر از فعالان سیاسی و مدنی، دانشجویان و شهروندان در جریان وقایع پس از انتخابات ایران بازداشت شده‌اند. این روند که نقض اصل 32 قانون اساسی و مصداق بارز بازداشت خودسرانه بود، از شامگاه اعلام نتایج انتخابات آغاز شد و در این میان، هر روزه اخباری مبنی بر تعدد جان‌باختگان در بازداشت منتشر می‌شود. با گذشت قریب به 50 روز از آغاز بازداشت‌ها، سرانجام در تاریخ شنبه، 10 مرداد ماه دادگاهی جهت رسیدگی به متهمان آن‌چه دستگاه قضایی اغتشاشات اخیر می‌نامد برگزار شد. در دادگاه یاد شده، کیفرخواستی توسط معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران قرائت شد که طی آن مدعی‌العموم اتهامات گسترده‌ای را به بازداشت‌شدگان و فعالان جامعه مدنی وارد ساخت. از آن جمله در بخشی از کیفرخواست با عنوان "همكاري و ارتباط با اعضاي گروهك منافقين در اغتشاشات اخير"، شورای دفاع از حق تحصیل و اعضای فعال آن به ارتباط با سازمان مجاهدین متهم شدند. دادستان حسام سلامت یکی از اعضای این شورا را به دلیل آنچه "همكاری و ارتباط داشتن با ضياء نبوی چاشمی از عناصر مرتبط با گروهك منافقين در داخل كشور" خواند به نفاق متهم کرد. در این کیفرخواست همچنین با نام بردن از این شورا تحت عنوان شورای محرومين از تحصيل آن را تحت نفوذ و هدايت منافقين دانست. کیفرخواست مربوطه می‌افزاید: وی (حسام سلامت) از فعالين و محركين شركت در تجمعات غيرقانوني پس از انتخابات رياست جمهوري بوده است و اخبار و گزارشهاي مربوط به اغتشاشات را از طريق مجيد دری كه از سرپل هاي منافقين در داخل است، براي رسانه هاي بيگانه و منافقين ارسال كرده است." نخستین نکته در نقض اصل 37 قانون اساسی است: " اصل، برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمیشود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد." همچنین بر اساس اصل 35 قانون اساسی در همه دادگاه‏ها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد. طبق اظهارات وکلای متهمین، تا پایان وقت اداری هفته (چهارشنبه) هیچ گونه اطلاعی در مورد محاکمه به آنان داده نشده است.مضاف بر آن به هیچ یک از وکلای مدافع اجازه حضور در دادگاه، داده نشد. حسام سلامت 29 خرداد امسال، پس از تفتیش منزل توسط مٱموران حفاظت اطلاعات سپاه و ضبط وسایل شخصی با اعمال خشونت بازداشت شد. وی پس از دو هفته موفق به ملاقات با همسرش در زندان اوین شد. حسام سلامت، رتبه اول کشور در مقطع تحصیلات تکمیلی (دکترا) و قبولی رشته جامعه‌شناسی دانشگاه تهران بود که سال گذشته از سوی وزارت علوم دولت نهم به دلیل فعالیتهای دانشجوئی، «سه‌ستاره» و ممنوع‌التحصیل اعلام شد. وی در عرصه نشر و ترجمه کتب اجتماعی- فلسفی فعالیت داشت و نیز از جمله اعضای فعال ستاد شهروند آزاد حجة‌الاسلام مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری و شورای حق تحصیل دانشجویان ستاره‌دار بود. بر اساس ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر "هر کس حق تحصیل دارد" و "آموزش عالی باید برای همه و بر اساس شایستگی در دسترس باشد." در ایران، پس از انقلاب فرهنگی سال 59 که منجر به محرومیت و اخراج عده‌ی زیادی از اساتید و دانشجویان دگراندیش گردید، روند محروم نمودن فعالان سیاسی و دگراندیشان از تحصیل آغاز شده و تا به امروز ادامه داشته است. شورای دفاع ‌از حق تحصیل، که با هدف حمایت از محرومین از تحصیل آغاز به کار کرده با برگزاری نشست‌ها، تجمعات و انتشار بیانیه‌های مختلف سعی در باز‌پس‌گیری حقوق محرومین از تحصیل نموده است. این نهاد مدنی متشکل از عده ای از دانشجویان ستاره‌دار و محروم از تحصیل است و از حضور روزنامه نگاران و فعالان مدنی برجسته ای همچون کیوان صمیمی بهره می‌برد. یکی از فعالیت‌های شورا پیش از انتخابات، حضور در میادین شهر، تجمع در مقابل وزارت علوم و صدا و سیما به جهت تنویر افکار عمومی در رابطه با "وجود داشتن" محرومین از تحصیل بود. این تجمعات، به دلیل اظهارات محمود احمدی نژاد در یکی از مناظره‌های تلویزیونی مبنی بر عدم وجود دانشجویان ستاره دار در دولت نهم انجام شد. بر اساس اصل 27 قانون اساسی و ماده 20 بند 1 اعلامیه جهانی حقوق بشر اقدامات شورای دفاع از حق تحصیل مبنی بر برگزاری تجمعات مسالمت آمیز قانونی بوده است و این در حالی است که بسیاری از اعضای فعال این نهاد مدنی، نظیر ضیاء نبوی، شیوا نظرآهاری، مجید دری، حسام سلامت، پیمان عارف و کیوان صمیمی در بازداشت به سر می‌برند. نکته اسف‌بار اتهامات وارده بر عده ای از این دانشجویان نخبه ایرانی است. این افراد، اکنون به جای حضور در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا، از سوی مقامات کشور خود به اغتشاش، ارتباط با عناصر بیگانه و نفاق محکوم شده‌اند. اتهامات فوق بدون تٱمین ادله مکفی و ذکر مستندات موثق از سوی مقام قضایی به متهمان وارد شده است. رویکرد پرونده سازی برای فعالان سیاسی و اجتماعی از طریق وارد ساختن اتهامات مشابه و عدم ارائه مدارک که همواره مد نظر دستگاه امنیتی و قضایی کشور قرار داشته در سالیان اخیر شدت یافته است. کمیته گزارشگران حقوق بشر نگرانی فزاینده‌ی خود را نسبت به پرونده‌سازی برای اعضای شورای دفاع از حق تحصیل و دیگر بازداشت شدگان اخیر ابراز می دارد. این کمیته ضمن تٱکید بر لزوم رعایت حقوق شهروندی بر طبق موازین قانونی، خواستار اقدام قاطع و مؤثر نهادهای داخلی و بین المللی حامی حقوق بشر در این زمینه است.

*****

دانشجویان دانشگاه صنعت آب وبرق:

از دانشگاه به عنوان حیاط خلوت گروه های انحصار طلب استفاده می کنند
جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه صنعت آب و برق با انتشار بیانیه ای نسبت به برگزاری هشتمین دوره اردوی آموزشی نخبه پروری سیاسی در این دانشگاه واکنش نشان دادند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر این بیانیه پس از آنکه نیروهای امنیتی اقدام به برگزاری اردویی به ظاهر دانشجویی در دانشگاه صنعت آب وبرق کردند، توسط دانشجویان این دانشگاه منتشر شده است.
لازم به یادآوری است این اردو از روز دوم مردادماه و با حضور عده ای خاص از دانشجویان مرتبط با نهادهای امنیتی برگزار شد. در این اردو نه تنها فعالین دانشجویی دانشگاه های مختلف و دانشجویان منتقد اجازه حضور نداشتند بلکه رسانه ها و روزنامه های منقد نیز حضور نداشتند. روزنامه اعتماد در همین زمینه پیش از این گزارشی منتشر نموده است که در انتهای این خبر لینک مرتبط با این گزارش آمده است.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر متن بیانیه دانشجویان دانشگاه صنعت آب وبرق که در آن نسبت به روند نفوذ گروه های انحصار طلب در دانشگاه ها و به تبع آن در جامعه هشدار داده شده، به شرح زیر است:
همگی ایام سختی را پشت سر نهاده ایم. روزهایی توام با سركوب، سانسور، وارونه جلوه دادن واقعیت و دروغ پردازی های مكرر از تریبون های رسمی و رسانه های به اصطلاح ملی. در روزهای اخیر دوستانمان یا كشته شده اند یا اسیر زندان های دهشتناك حكومت گردیده اند. برخی را نیز تحت شكنجه های جسمی و روحی مجبور به بیان اعترافات ساختگی كرده اند. موجب تاسف و تاثر فراوان است كه در نظامی به نام جمهوریت و اسلامیت تاسیس شد و مستقر گردید این چنین امنیت و آزادی مردم به مخاطره می افتد.
تفكر حذف و دیدگاه استالینی موجود در جریان حاكم، چون موریانه ای به جان كشور افتاده و هر باره عده ای را با نام های غیرخودی، استحاله شده و برانداز نظام از قطار انقلاب پیاده می كنند. تا آنجا كه هر كس كه اندك بهره ای از عقلانیت برده است از گزند آنان در امان نیست به طوری كه به منتقدان خود وعده می دهند "بگذارید مراسم تحلیف برگزار شود دولت كارش را شروع كند یقه شان را می گیریم و سرشان را می چسبانیم به سقف" حتی به هم مسلكان خود در جناح اصول گرا هم رحم نمی كنند. این تفكر عاقبتی جز نابودی كشور در پی نخواهد داشت.
در چنین شرایطی دانشگاه ما برای دومین بار متوالی میزبان هشتمین دوره اردوی سیاسی نخبه پروری كه برگزاری آن به عهده ی نهاد نمایندگی رهبری است، می باشد.
اردویی كه در ظاهر در پی پرورش نخبگان است اما در باطن آن مسائلی مطرح و تدریس می گردد كه هدفش القای تفكرات متحجرانه می باشد تا طریقه رفتار خود را در اذهان دانشجویان نهادینه كنند.
از دانشگاه به عنوان حیاط خلوت گروهای خود سوء استفاده می كنند و از به گوش رسیدن اندك صداهای دیگر گونه نیز ممانعت می نمایند. تمام این رخدادها در حالی است كه دانشجویان همین دانشگاه از حداقل امكانات رفاهی همچون خوابگاه و غذا بر خلاف شركت كنندگان در این اردو محرومند و نیز با اقدامات غیرقانونی حتی از انتشار نشریات دانشجویی جلوگیری می نمایند.
در نهایت خاطر نشان می كنیم كه باتوجه به مباحث القا شده در این اردو و نیز گسترش حجم اردوهای هم راستا در سطح دانشگاه های كشور، بیم نفوذ بیشتر گروه های تندرو انحصار طلب در دانشگاه ها و به تبع آن در جامعه می رود.
"گر سنگ از حدیث بنالد عجب مدار"...

*****

عبدالله مومنی تعادل خود را از دست داده

گزارش همسر عبدالله مومنی از دیدار با وی در حیاط زندان اوین

ادوارنیوز: عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان،روز گذشته در حیاط زندان اوین و به مدت ده دقیقه با همسر و فرزندانش دیدار کرد. وضعیت وخیم جسمی و روحی عبدالله مومنی در این دیدار را فاطمه ادینه وند همسر وی در گفتگویی با روزانلاین تشریح کرده است که در پی می خوانید:
عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت)، 45 روز پیش در حالی در دفتر ستاد شهروند مهدی کروبی بازداشت شد که به گفته شاهدان عینی، ماموران امنیتی او رابا خشونت هر چه تمام تر و ضرب و شتم شدید و بدون ارائه هیچ حکمی با خود بردند، اکنون اما با گذشت 45 روز زندان، وی نزدیک به 20 کیلو وزن کم کرده و تعادل روحی و جسمی اش را از دست داده است. همسر وی که دیروز با وی ملاقات داشته از این وضعیت نگران کننده با روز سخن گفته است. همسر، برادر و فرزندان عبدالله مومنی روز گذشته در زندان اوین با او در حالی دیدار کردند که این فعال دانشجویی نه قدرت تکلم داشت و نه قدرت راه رفتن. فاطمه آدینه وند، همسر مومنی که به شدت نگران و ملتهب بود به روز گفت: بچه های من اصلا آقای مومنی را نشناختند و به شدت از دیدن او شوکه شدیم. وی می افزاید: از زندان اوین او را با ماشین سبز رنگی آوردند؛ از ماشین که پیاده شد اگر من و برادرش او را نمی گرفتیم می افتاد. حتی نمی توانست یک قدم راه برود. کمک کردیم و وارد اتاق ملاقات شدیم. همسر مومنی با بیان اینکه "آنچه که می دیدیم را باور نمی کردیم" توضیح میدهد: ریش و موهای عبدالله بلند شده و کاملا به هم ریخته و صورتش از فرط لاغری به شدت سیاه شده، زیر چشم ها گود رفته و کبود بود. خانم ادینه وند می افزاید: صدای عبدالله به شدت لرزان بود و اصلا قدرت حرف زدن نداشت و بچه ها از دیدن وضعیت او به شدت ترسیده و فقط گریه می کردند و مدام می پرسیدند چه بلایی سر بابا اومده؟ به گفته او عبدالله مومنی تعادل روحی و روانی نداشت و فقط احوالپرسی می کرد و مدام می گفت "جای من خوب است". خانم آدینه وند با بیان اینکه "اگر جای او خوب است پس چرا به این شکل درآمده" می افزاید: تنها چیزی که عبدالله گفت این بود که دو روزست روزه ام. ما دیگر هیچ چیزی از او نشنیدیم. وی با بیان اینکه همسرش همچنان در انفرادی است و بازجویی او تمام نشده می گوید: همسرم شدیدا تحت فشار روحی و جسمی و شکنجه است و نزدیک 20 کیلو وزن کم کرده است. خانم آدینه وند تاکید می کند: آن کسی که امروز دیدیم اصلا عبدالله مومنی نبود؛ فقط یک پوست و استخوانی بود که تعادل روحی و روانی و قدرت حرف زدن وایستادن و راه رفتن نداشت.هیچ چیزی از عبدالله نمانده است. به گفته همسر مومنی این ملاقات فقط ده دقیقه و در حضور بازجوی این فعال دانشجویی صورت گرفته و بازجو با قرار دادن ضبط صوتی روی میز تمام مکالمات را ضبط کرده است. همسر مومنی با بیان اینکه "بچه ها شوکه شده و ترسیده اند" می گوید: از وقتی برگشته ایم بچه ها فقط در حال گریه کردن هستند و نگران پدرشان که چه اتفاقی افتاده و نمی توانیم آنها را آرام کنیم. وی با انتقاد شدید از وضعیت همسرش می افزاید: امروز که گریه بچه ها و وضعیت عبدالله را دیدم به بازجو گفتم آیا این حق ماست در زندگی که 5 شهید داده ایم و عزیزانمان رفته اند تا ما در آرامش زندگی کنیم؟ اکنون با این آدم چه کرده اید؟ چه بلایی سر او آورده اید؟ بازجوی مومنی هیچ پاسخی نداده و زود ملاقات را به پایان رسانده و مجددا مومنی را با ماشین سبز برده اند. خانم آدینه وند می گوید: یکبار صدام زندگی مرا نابود کرد و شوهرم رفت و شهید شد که بچه های این مملکت و ما در آرامش زندگی کنیم. امروز با دیدن عبدالله در آن وضعیت، باز صدام جلوی چشمان من زنده شد. چیزی از عبدالله من نمانده و من متاسفم که اینها مدام دم از عدالت میزنند و اینگونه رفتار می کنند. خانم مومنی که به شدت نگران و ملتهب است، توان صحبت بیش از این راندارد. روز سه شنبه نیز عبدالله مومنی را مجبور کرده بودند با همسرش تماس گرفته و از او بخواهد هیچ گونه مصاحبه و اطلاع رسانی درباره او انجام ندهد. در این تماس تلفنی مومنی با لحنی به شدت عصبی و صدایی لرزان از همسرش خواسته بود: "به جای مصاحبه درباره پرونده و وضعیت من، به بچه داری بپرداز." از سوی دیگر همسر مومنی روز دوشنبه خبر از تماس تلفنی این فعال سرشناس دانشجویی داده و گفته بود: صدای او به قدری ضعیف و بریده بود که در کلام اول او را نشناختم. او در جملات کوتاه و بریده بریده خود تصریح کرد که در زندان انفرادی و زیر فشار شدید بازجویی است. فاطمه ادینه وند با بیان اینکه "این اولین بار نیست که عبدالله مومنی بازداشت و زندان انفرادی را تجربه می کند اما لحن صدای او و نحوه صحبتهایش نشان می داد که شدیدا تحت فشار قرار دارد"، نسبت به زیر فشار بودن فعالان سیاسی برای اعتراف ساختگی هشدار داده و گفته بود: "من در پایان تماس تلفنی به عبدالله تاکید کردم که مبادا از قرص هایی که به آقای ابطحی دادند و او را مجبور به اعتراف ساختگی کرده‌اند بخورد." این مصاحبه چنان بازجو ها را به هراس انداخت که این زندانی را که بیش از 50 روز است در انفرادی و در شرایط ایزوله کامل و تحت شدیدترین فشارهای روحی و جسمی قرار دارد مجبور کردند با همسرش تماس بگیرد و با عصبانیت از او بخواهد هیچ گونه مصاحبه و پیگیری در باره پرونده و وضعیت او انجام ندهد.

نامه فرزندان مومنی

در 12 مرداد امسال حمیدرضا و امیر رضا مومنی، فرزندان عبدالله مومنی نامه ای برای پدرشان نوشته بودند که در آن خطاب به عبدالله مومنی آمده بود: پدر جان سلام؛ فصل تابستان برای همه مردم، لااقل دانش‌آموزان، روزهای نشاط و سفر و تعطیلات است، همه در كنار پدر و مادر راهی سفر می‌شوند و خاطره‌های خوشی را برای باقی سال به ذهن می‌سپارند. اما این فصل برای ما دو برادر و فرزندان همه فعالان سیاسی در بند كه تنها به دلیل دفاع از مطالبات شهروندی در زندان به سر می‌برند، تلخ شده است. این تلخی را اولین بار نیست كه می‌چشیم، حداقل برای ما این سومین تابستان تلخ است، تابستان 82، 86 و اكنون تابستان تلخ 88. تابستان 82 خوب نمی‌دانستیم كه چرا تو پدر باید راهی زندان شوی، تابستان 86 اما بی‌گناهی‌ات را درك كردیم، درست آن موقع كه برای بردنت به خانه‌مان آمدند، هر دو بار بی‌آنكه اتهامی ثابت شود و دادگاهی برایت برگزار شود، آزاد شدی و ما باز هم فهمیدیم كه تنها گناه پدرمان دفاع از آزادی است. اما این بار جرم تو چیست، پدر؟ جرم تو شركت در انتخابات است، این بار می‌دانیم كه تو نه به بهانه تحریم انتخابات بلكه به دلیل رای دادن بازداشت شده‌ای. اكنون 40 روز از زندانی شدنت می‌گذرد و ما هر لحظه بی‌قرار این سوال را در ذهن‌مان تكرار می‌كنیم كه راستی بابا كی آزاد می‌شود؟ جرم یك معلم آزاداندیش چیست؟ اما باز هم جوابی نداریم، تنها چشم به آسمان دوخته‌ایم و از تنها پناهگاه‌مان خدا یاری می‌طلبیم تا تو پدر و دیگر مردانی كه مانند تو می‌اندیشند، آزاد شوند چراكه خداوند همه انسان‌ها را آزاد آفریده است.

نامه همسر مومنی

همسر مومنی نیز در نامه ای سرگشاده برای همسرش نوشته است: "نمی‌دانم تو را به كدامین گناه ناكرده به زندان افكنده‌اند ولی این را نیك می‌دانم كه راهی كه برادر شهیدت پیمود، تو را بر آن داشت كه در راه اعتلای ایران و رعایت حقوق شهروندی و نیل به آزادی گام‌برداری و از حریم‌شكنان آزادی هراسی به دل راه ندهی." در نامه خانم آدینه وند آمده است: "راستی این روزها به این می‌اندیشم كه برادر شهیدت برای آنكه من و فرزندانم در این كشور زندگی آرام و ارزشمندی داشته باشیم خود را به كشتن داده بود اما امروز كه آرامش زندگی‌ام را از دست رفته می‌بینم و تو را در زندان، وحشت وجودم را فرامی‌گیرد. نمی‌دانم چرا سارقان مسلح و قاچاقچیان موادمخدر اجازه ملاقات با خانواده‌های خود را دارند اما آنهایی كه برای حقوق شهروندی و آزادی انسانی به زندان افتاده‌اند حق دیدار با خانواده را ندارند و بدون حقوق حداقلی در زندان به سر می‌برند. مگر گناه تو دفاع از حقوق شهروندی و استقلال و حاكمیت ملی نیست؟ آیا این جرم است؟ آیا خونی كه این روزها بر خیابان‌های تهران ریخته شد، در راستای اجرای قانون اساسی بود؟"

عبدالله مومنی پیش از این چندین بار به خاطر فعالیت های حقوق بشری و دانشجویی به زندان رفته است؛ او از جمله در ۱۸ تیر سال ۱۳۸۶ پس از حمله مسلحانه نیروهای امنیتی به دفترسازمان دانش آموختگان بازداشت و وقتی آزاد شد بسیار لاغر و ضعیف شده بود؛ ۱۴ کیلو وزن کم کرده و به شدت بیمار بود. خود وی تا کنون درباره علت این بیماری در زندان در مجامع رسمی سکوت کرده است.

*****

فعالان حقوق بشر در ایران
حکم اعدام برای یک فعال کرد به اتهام محاربه
خبرگزاری هرانا : رشید آخکندی اردیبهشت ماه سال گذشته به اتهام محاربه و همکاری با اپوزیسیون کرد در اصفهان دستگیر و روانه زندان شد و پس از یک سال حکم اعدام خود را توسط دادگاه انقلاب سنندج دریافت کرد.
آقای آخکندی پس از بازداشت و انتقال به زندان مرکزی سنندج در تاریخ 21 فروردین ماه سال جاری در شعبه چهار دادگاه انقلاب این شهر در حالی مورد محاکمه و محکومیت به اعدام قرار گرفت که از در اختیار داشتن وکیل مدافع منتخب محروم بود.
خانواده آقای آخکندی عنوان می دارند محکومیت وی به دلیل ارتباط با احزاب کرد صورت نگرفته بلکه موضوع مربوط به ده سال پیش و درگیری در یکی از روستاهای بانه، بین چریکهای کرد و نیروهای وابسته به دولت بوده .
گفته شده در این درگیری یک پاسدار کرد کشته می شود و اکنون پس از ده سال با شکایت فردی به نام رحمان سعید نژاد از بستگان متوفی وی دستگیر و به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است.
خانواده وی تاکید دارند این این دستگیری به خاطر عدم دسترسی به کسانی است که در درگیری ذکر شده دست داشته و نسبت فامیلی با آقای آخکندی دارند. این خانواده روند حقوقی پرونده را متکی بر اسناد نمی دانند.
لازم به یادآوری است وزارت اطلاعات با ذکر نام آقای آخکندی، طی اطلاعیه ای در اردیبهشت ماه سال گذشته از "بازداشت فردی خبر داد که متهم است طی سالهای اخیر با راه اندازی گروهی مسلح در منطقه تخت واقع در شهرستان سقز در استان کردستان، مبادرت به قتل، شرارت، زورگیری مسلحانه، آدم ربایی و آزار و اذیت اهالی منطقه می کرده و با "گروهکهای ضدانقلاب" نیز همکاری داشته است".

*****

اعتراف به شکنجه زندانیان در زندان مخوف کهریزک
ایسنا: نيروي انتظامي جمهوري اسلامي درباره تعطيلي بازداشت‌گاه كهريزك و به منظور تنوير افكار عمومي اطلاعيه صادر كرد.
متن اطلاعيه‌ي نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران به شرح ذيل است:
بسمه‌تعالي
به دنبال دستور مقام معظم رهبري مبني بر تعطيلي بازداشت‌گاه كهريزك و بررسي حوادث بازداشت‌گاه توسط هيات ويژه شوراي عالي امنيت ملي، به دستور سردار فرمانده نيروي انتظامي تيم ويژه‌اي توسط بازرسي كل ناجا به صورت همزمان مسوول پيگيري موضوع شد كه گزارش بررسي‌ها و اقدامات اوليه به شرح ذيل به اطلاع عموم مي‌رسد:
1- بازداشت‌گاه كهريزك براي نگهداري موقت و تاديب اراذل و اوباش دستگير شده در طرح ارتقاء امنيت اجتماعي و با شرايط زيستي سختگيرانه ايجاد و توسط ناجا اداره مي‌شد.
2- تعدادي از دستگيرشدگان اغتشاشات 18 تير به زندان اوين اعزام مي‌شوند، ولي به جهت محدود پذيرش، تعدادي از آنها به صورت موقت به بازداشت‌گاه كهريزگ منتقل مي‌شوند كه با توجه به شرايط يادشده اصولا اعزام بازداشتي‌ها به اين بازداشت‌گاه‌ها صحيح نبوده است.
3- محدوديت پذيرش بازداشت‌گاه و اضافه شدن دستگيرشدگان 18 تير باعث تراكم جمعيت دربند بازداشتي‌ها شده و شرايط نامساعد زيستي و بهداشتي موجبات آزار و اذيت آنان را فراهم مي‌آورد.
4- برابر بررسي‌هاي به عمل آمده و مصاحبه با بازداشت‌شدگان و مطلعان، سهل‌انگاري و تخلف تعدادي از مسوولان، ماموران و كاركنان بازداشت‌گاه كهريزك و رده‌هاي نظارتي محرز مي‌باشد؛ لذا ضمن تشكيل و تكميل پرونده پرونده جهت ارسال به مراجع قضايي براي افراد فوق اقدامات تنبيهي درون‌سازماني به شرح ذيل اعمال گرديد:
- عزل و تنبيه مسوولان بازداشت‌گاه به دليل پذيرش بازداشت‌شدگان بيش از ظرفيت بازداشت‌گاه، عدم انعكاس محدوديت‌ها و مشكلات به سلسله مراتب، بي‌توجهي و عدم نظارت و كنترل بر زيرمجموعه و عدم توجه به تدابير ابلاغ در خصوص نحوه‌ي نگهداري و مراقبت از بازداشت‌شدگان.
- عزل و تنبيه دو تن از مسوولاني كه در انجام وظايف نظارتي و كنترلي كوتاهي و سهل‌انگاري داشته‌اند.
- برخورد و تنبيه دو تن از افسران نگهبان وقت به دليل اقدام خودسرانه در تنبيه بدني بازداشت‌شدگان.
- تنبيه انضباطي تعدادي ديگري از مسوولان و ماموراني كه به صورت مستقيم و غيرمستقيم در ايجاد شرايط به وجود آمده نقش داشته‌اند.
نيروي انتظامي جمهوري اسلامي با وجود تمام فتنه‌آفريني‌هاي تحريك‌كنندگان و اغتشاشگران ضمن متوجه دانستن تمام مسووليت پيامدهاي تحريك‌ها و بي‌قانوني‌هاي صورت گرفته به آنان، اعتقاد راسخ بر اين دارد كه تحت هيچ شرايطي حقوق مردم نبايستي توسط ماموران ناجا كه داعيه‌دار قانونگرايي است مورد نقض قرار گيرد و با اندك موارد و مصاديق آن برخورد مي‌نمايد.
در پايان لازم به ذكر است كه موارد فوق نتايج اقدامات اوليه بازرسي كل ناجا مي‌باشد و نتايج اقدامات تكميلي متعاقبا به اطلاع عموم خواهد رسيد.
اداره‌ي كل اطلاع‌رساني و ارتباطات معاونت اجتماعي ناجا

*****

گزارشی از فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
در پی تحقیقات بعمل آمده اسامی و مشخصات افرادی که در اردوگاه مرگ کهریزک به شکنجه زندانیان پرداخته و شماری از آنان را با ضرب و شتم و شکنجه به قتل رساندند، اعلام می شود.
براساس گزارشهای بدست آمده، در اردوگاه مرگ کهریزک یک سولۀ مستطیلی شکل ایجاد شده بود و این سوله را قفس بندی کرده بودند، مساحت هر قفس در حدود 30 متر مربع می باشد. در هر کدام از این قفسها بین 40 الی 60 نفر جا داده می شد که زندانیان تقریبا فقط قادر به ایستادن باشند. در این سوله در حدود 200 نفر از دستگیر شدگان قیام مردم ایران و تعدادی از زندانیان عادی نگهداری می شدند.دستگیر شدگان به محض ورود به این زندان تحت شکنجه قرار می گرفتند. شکنجه و زدن ضرباتی که معمولان سر و صورت زندانی و نقاط حساس بدن او را هدف قرار می دادند . شکنجه گران با استفاده از ابزارهای شکنجه مانند باتون، لوله های فلزی،نبشی وشلاق شکنجه می کردند و بیشتر به سر زندانی می کوبیدند .شکنجه گران در مواردی بر روی زندانیان آب گرم می ریختند که یکی از موارد شکنجه روتینی آنها است. آنها همچنین حکم مرگ افراد را داشتند و خود می توانستند تصمیم بگیرند و به اجرا در بیاورند البته مرگ در زیر شکنجه های سبعانه و قرون وسطائی صورت می گرفت و مرگ اکثر جان باختگان بصورت تصادفی نبوده بلکه با طرح،تشخیص و تصمیم قبلی صورت می گرفت.در زیر شکنجه های طاقت فرسا و غیر انسانی که بطور سیستماتیک و علیه تمامی زندانیان صورت می می گرفت.آنها قربانیان خود را انتخاب می کردند و در زیر شکنجه به قتل می رساندند. بنابه گفتۀ شاهدین تقریبا در هر 24 ساعت 2 الی 3 نفر را به قتل می رساندند که در مجموع کسانی که به قتل رسانده شدند در حدود 15 الی 20 نفر می باشند پیکر آنها را لای پتو می پیچاندند و در وانتی قرار می دادند و به سردخانه کهریزک تحویل می دادند.از جمله جوانانی که در زیر شکنجه به قتل رسیدن می توان نام محسن روح الامینی و محمد کامرانی را نام برد. محسن روح الامینی توسط فردی بنام سروان پاسدار زندی معاون اردوگاه مرگ کهریزک پس از شکنجه های زیاد با یک وسیله فلزی به سر شهید راه آزادی مردم ایران محسن روح الامینی می کوبد و در حالی که خون از سر او جاری بود بدستور وی توسط شکنجه گرانی به نامهای سید موسوی و سید حسینی از پا آویزان می شود و مدتها بدین صورت قرار داده می شود که همچنان خون از سر او جاری بود تا زمانی که او جان باخت. محسن روح الامینی با هدف به قتل رساندن شکنجه می شد. با شیوه مشابه محمد کامرانی را به شهادت رساندند.چندن نفر از کسانی که شاهد قتل و شکنجه بودند حاضرند در هر دادگاه بین المللی و هیئت تحقیق بین المللی علیرغم خطر جانی مشاهدات خود را بیان کنند با دلیل و مدارک قابل استناد. آنها همچنین در صورت لزوم می توانند به خانواده های قربانیان به عنوان شهود در هر دادگاه مسقل شرکت کنند به شرط تامین جانی انها . کسانی که در شکنجه و قتل جوانان قیام مردم ایران مسقیما نقش داشتند و تا به حال منجر به مرگ تعداد زیادی از جوانان شده است.احمدرضا رادان ،عامریان (عامری) معاون رادان ،کشمیری (از دستیاران رادان)،حقی فرمانده گارد ،کومیجانی رئیس بازداشتگاه کهریزک،سروان پاسدار زندی معاون اردوگاه کهریزک ،پاسدار سید موسوی قاتلین ( محسن روح الامین)، افسر پاسدار سید حسینی افسر نگهبان زندان کهریزک و 8 نفر از افراد گارد که با نقاب زندانیان را مورد شکنجه قرار می دادند.احمد رضا رادان به اتفاق تعدادی از همدستانش مانند کشمیری، عامریان(عامری) و حقی با هلی کوپتر چند روز درهفته به کهریزک می آیند و زندانیان را خود مورد شکنجه های وحشیانه و تحقیر قرار می دهد.احمد رضا رادان خطاب به زندانیان گفت :در دنیا اول اینجا است زندانی که زندانی را آدام می کنیم بعد ابوغریب و گوانتاناموه علی خامنه ای ولی فقیه روز سه شنبه 6 مرداد ماه دستور بسته شدن بازداشتگاه کهریزک را صادر کرد زیرا، بگفته وی در آنجا معیارهای لازم برای حفظ حقوق بازداشت شدگان وجود ندارد. این در حالی است که در این اردوگاه مرگ دهها نفر به قتل رسیدند و صدها نفر در اثر شکنجه دچار صدماتی شدند و تا پایان حیاتشان اثرات جسمی و روحی آنرا با خود دارند.علی خامنه ای که افراد فوق مجری فرامین وی بوده از ترس به محاکمه کشاندن آنها و افشای نقش خود اقدام به بستن شتاب زده و از بین بردن آثار جرم نمود و افراد فوق را برای ادامۀ جنایت علیه بشریت به شکنجه گاههای دیگر منتقل کرده است.
فعالین حقوق بشر و دمرکراسی در ایران،جنایت های قرون وسطائی که در اردوگاه مرگ کهریزک توسط بالاترین مقامات انتظامی که مجریان دستورات علی خامنه ای ولی فقیه هستند را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار ارسال هیئت تحقیق برای بررسی جنایتهای که در این بازداشتگاه و سایر بازداشتگاهها صورت می گیرد می باشد و تحت پیگرد بین المللی قرار دادن آمرین و عملین آن است.

*****

روزنامه روسی«نیزاویسیمایا گازیتا»
روسیه در روابطش با دولت جدید ایران تجدید نظر کند
سایت دولتی تابناک - كدخبر: ۵۸۵۵۸
سرویس بین‌الملل «تابناک» ـ در مراسم تحلیف محمود احمدی نژاد، رئیس‌جمهور منتخب ایران، 240 نفر از 290 نماینده مجلس حضور داشتند؛ در حالي كه در سالن مجلس میرحسین موسوی و علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور نداشتند. به گزارش خبرگزاری «ریانووستی»، روزنامه روسی «نیزاویسیمایا گازیتا» در بخش سرمقاله خود با عنوان «بهتر است روسیه سیاست خود در رابطه با ایران را تصحیح کند» ضمن بیان مطلب بالا می‌نویسد: در بین قدرت‌های جهانی نیز در درک اوضاع داخلی ایران وحدت وجود ندارد. مقامات آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایتالیا تصمیم گرفتند که پیروزی احمدی‌نژاد را به وی تبریک نگویند. خود احمدی‌نژاد دوره دوم چهارساله ریاست جمهوری را به عنوان آغاز تغییراتی بزرگ برای کشورش توصیف نمود.در ادامه این مقاله گفته می‌شود که در عین حال کارشناسان انتظار چرخشی شدید در رویکرد احمدی‌نژاد را ندارند. «الکسی ارباتوف» کارشناس انستیتو اقتصاد جهانی و روابط بین‌الملل آکادمی علوم روسیه به روزنامه «نیزاویسیمایا گازیتا» گفت: «محبوبیت احمدی‌نژاد پایین است و او خط مشی خود را تغییر نمی‌دهد، بویژه که پشت سر او نیروهای قدرتمندی ایستاده‌اند.» اما با همه این اوصاف، احتمال عقب‌نشینی احمدی‌نژاد در مقابل میانه‌روها وجود دارد.نويسندگان این مقاله می‌نویسند: برای مسکو شاید بهتر باشد بدون اینکه منتظر رخداد چنین تغییری باشد، سیاست خود را تصحیح کند. چرا که به نظر می‌رسد تصور اینکه ایران قدرتی منطقه‌ای است و روسیه می‌تواند از آن به عنوان برگ برنده در روابط با غرب استفاده کند، اشتباه بوده است.این روزنامه روسی در ادامه می نویسد: در حقیقت اینطور از آب درآمد که ایران از روسیه استفاده می‌کند تا بین گروه 1+5 که سعی دارد به طور مسالمت آمیز نگرانی‌های جامعه جهانی را درباره راستای برنامه هسته‌ای ایران برطرف کند، شکاف ایجاد کند.«نیزاویسیمایا گازیتا» می‌افزاید: تصحیح سیاست مسکو بدین معنا نیست که باید روابط با ایران را قطع کرد، چرا که ایران باید به عنوان یک شریک مهم باقی بماند. طبق اطلاعات رسمی، از سال 2000 در مبادلات تجاری روسیه و ایران گرایش صعودی دیده می‌شود و حجم معاملات بیش از 5 برابر شده است. هرچند که رقم مبادلات تجاری در سال گذشته به نسبت کم و برابر با 3.7 میلیارد دلار بود، اما مشخص است که در توسعه روابط با ایران چندین موسسه بزرگ روسی که قراردادهایی با ایران نیز دارند، ذینفع هستند، از جمله موسسه دولتی صادرات دفاعی «روس ابارون اکسپورت»، اپراتور تلفن همراه «مگافون»، کارخانه ساخت خودروهای سنگین «کاماز»، «کورپوراسیون واحد هواپیماسازی»، موسسه اتمی «اتم استروی اکسپورت» و «گازپروم».بنا به ارزیابی مولفین این مقاله، سیاستی مستمر و اصولی‌تر از سوی مسکو در رابطه با ایران در چهارچوب حل مسائل استراتژیک روسیه نیز می‌گنجد، از جمله ممانعت از گسترش سلاح هسته‌ای و همزمان منتفی ساختن امکان توسل به زور علیه ایران.نويسندگان مقاله در پايان می‌نویسند: روسیه نباید در امور داخلی ایران مداخله کند، اما تکیه بر روابط شخصی با احمدی‌نژاد نیز نتیجه نمی‌دهد. شاید گسترش تماس با نیروهایی که بیشتر میانه‌رو هستند و تقویت فشار بین‌المللی بر تهران، بیشتر به نفع مردم ایران و روسیه باشد. رویدادهای اخیر در این جمهوری، زمانی که مخالفین احمدی‌نژاد فریاد «مرگ بر روسیه!» سر می‌دادند، نشان می‌دهد که در بین بخش قابل‌توجهی از مردم ایران، نقش مسکو به عنوان وکیل دولت احمدی‌نژاد مورد تأیید قرار نگرفت. گفتنی است، از آنجا که آزادی مطبوعات و رسانه‌ها در روسیه موضوعی تصنعی است، به نظر می‌رسد مقامات کرملین در حال نوعی طراحی جدید برای تنظیم روابطشان با ایران هستند، در واقع روس‌ها با توجه به آگاهی‌شان نسبت به سابقه ذهنی ایرانی‌ها از آنها، در تلاشند تا به‌گونه‌ای صحنه‌گردانی کنند که پس از پایان دوره احمدی‌نژاد نیز بازاری به نام ایران را از دست ندهند؛ البته از این طریق می‌خواهند پیامی نیز به دولتمردان ایرانی بدهند که همراهی روسیه با آنها در پروژه‌های مختلف برای روس‌ها هزینه‌هایی داشته است، تا بتوانند از این راه سهم بیشتری در بازار ایران به دست آورند.در واقع این فضاسازی جدید مبتنی بر سیاست اصولی روس‌ها، مبنی بر نوعی امتیازگیری بیشتر از شرایطی است که خود تلاش می‌کنند آن را غیر عادی و برای روس‌ها هزینه‌بر جلوه دهند. بنا بر این به نظر می‌رسد دولتمردان کشورمان نیز متناسب با آن به روس‌ها یادآوری کنند که بدقولی آنها در اتمام پروژه‌هایی مانند نیروگاه هسته‌ای بوشهر و یا توافق‌های نظامیشان با ایران برای کشورمان هزینه‌های بسیاری داشته که این موضوع حتی می‌تواند منجر به تغییر راهبرد کنونی ایران در قبال مسکو شود.

*****

گزارش فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از مناطق مرکزی شهرتهران ، به مناسبت نیمه شعبان تعداد زیادی از مردم این مناسبت مذهبی را تبدیل به اعتراض عمومی کرده اند. در مناطق مرکزی شهر تجمع کردند که با یورشهای وحشیانه نیروهای سرکوبگر مواجه هستند.تعداد زیادی از مردم در مناطق مرکزی و بعضی از مناطق جنوبی شهر تجمع کرده اند .آنها در میادین و خیابانهای اصلی تجمع کرده اند . در حال حاضر د رمیدان انقلاب میدان ولی عصر،میدان فاطمی ،میدان امام حسین ،ونک ،خیابان آزادی خیابان ولی عصر تعداد زیادی از مردم به خیابانها آمده اند و نیروهای سرکوبگر را غافل گیر کرده اند. در میدان انقلاب نیروهای گارد ویژه و بسیج به مردم یورش می برند تا به حال به بیش از 16 نفر با باتون حمله کردند و آنها را بشدت مورد ضرب وشتم قرار داده اند اکثر کسانی که مورد ضرب وشتم قرار می گیرند دختران و پسران جوان هستند.ماشینها به عنوان اعتراض اقدام به بوق زدند می کنند و ترافیک سنگینی را ایجاد کرده اند نیروهای لباس شخصی با باتون به شیشه های ماشینها می کوبند که تا به حال حداقل شیشه های جلوی 2 ماشین مورد اصابت باتونها قرار گرفته است و شکسته شده از طرفی دیگر مردم نیروهای سرکوبگر را هو می کنند و ماشینها به بوق زدن خود ادامه میدهند. گزارشهای مشابهی از نواحی جنوبی شهر تهران میرسد نیروهای سرکوبگر گارد ویژه ،سپاه پاسداران ،بسیج و لباس شخصیها بصورت گسترده و انبوه در شهر حضور دارند .این بار نه تنها نقاط مرکزی شهر را بلکه مناطق جنوبی شهر را هم به اشغال خود در آورده اند.در حال حاضر میدان امام حسین و خیابانها منتهی به آن را مملو از نیروهای سرکوبگر می باشد.

*****

باز هم کارد دسته خودش را می بُرَد
امیرفرشاد ابراهیمی وبلاگ‌نویس ایرانی اعضای بسیج را افشا می‌کند
شهرزادنیوز: امیرفرشاد ابراهیمی در آپارتمان کوچک خود در برلین پشت کامپیوتر می‌نشیند و در میان هزاران عکس به جستجو می‌پردازد. او ساعت‌ها روی سایت‌های اینترنتی و عکس‌های تظاهرات ایران کلیک می‌کند و به این سایت و آن سایت می‌رود.
عکس‌ها، عکس لباس شخصی‌هایی هستند که پس از انتخابات در شهرها معترضان را کتک می‌زنند. هر از گاهی او دور سر یک نفر که باتوم یا اسلحه به دست دارد، دایره ای می‌کشد.
می‌گوید: "این افراد را می‌شناسم. از زمانی که با هم در انصار حزب‌الله بودیم. تعجب می‌کنم که آنها را این جا می‌بینم."
ابراهیمی می‌گوید بسیاری از افرادی را که اکنون در ایران تظاهرات‌کنندگان را کتک می‌زنند، می‌شناسد؛ چون خودش یکی از آن‌ها بوده است، یکی از اعضای گروه شبه نظامی مذهبی به نام انصار حزب‌الله. داستان او ترکیب و ایدئولوژی گروه‌های اصول‌گرایی را که در ایران مردم را سرکوب می‌کنند، روشن می نماید.
"هیچ کدام از آن‌ها پلیس نیستند. اکثرشان بسیجی یا اعضای انصار حزب‌الله هستند. این‌ها، گروه‌های شبه نظامی اند که تحت نظر مستقیم رهبر هستند، نیروهایی که بر اساس اعتقاد خود کار می‌کنند."
ابراهیمی نام افرادی را که می‌شناسد در اینترنت رو می‌کند و رسوایشان می‌سازد. او اسامی و شماره‌های تلفن و گاهی حتا آدرس آن‌ها را منتشر می‌کند تا "همسایه‌هاشان بدانند که این‌ها چه کاره‌اند."
او می‌گوید، برخی از آن‌ها با او تماس گرفته و تهدید به قتل کرده‌اند، اما برخی فقط احساس می‌کنند که یار سابق‌شان به آن‌ها خیانت کرده است.
"یکی از آن‌ها به من تلفن زد و گفت، چرا یک چنین کار غیر اخلاقی با ما می‌کنی. تو دوستی‌مان را خراب می‌کنی. به او گفتم که او کار غیر اخلاقی می‌کند و این اوست که دست‌هایش به خون مردم آغشته است. دیگر با او حرف نزدم."
ابراهیمی از بنیانگذاران گروه انصار حزب‌الله بود که مانند بسیاری از گروه‌های دیگر، ریشه در جنگ ایران و عراق در اواخر دهه 1980 دارد. ابراهیمی می‌گوید در سال 1988 که فقط 13 سالم بود، شناسنامه‌ام را دستکاری کردم و به جبهه جنگ علیه صدام حسین رفتم.
او عکس‌های آن زمانش را نشان می‌دهد، عکس‌هایی که در آن‌ها با ریش و اسلحه در دست یا نشسته پشت یک تیربار ضد هوایی، مسن‌تر به نظر می‌آید.
"وقتی یکی از بسیجیان درست کنار من تیر خورد، برای اولین بار بود که یک مرده را از نزدیک ‌دیدم. آن موقع بود که فهمیدم کجا هستم و از خودم پرسیدم، این جا چه کار می‌کنم؟"
بعد از جنگ، ابراهیمی و سایرین به این نتیجه می‌رسند که آن‌ها نگهبانان واقعی انقلاب اسلامی هستند و باید از آن در برابر نفوذ غرب حمایت کنند.
"مثلاً ما با تبلیغات تجاری محصولات غربی مخالفت می‌کردیم. ما مخالف شرایط اقتصادی بودیم، یا شرایط سیاسی. به هر حال ما خواسته‌هایی داشتیم و معتقد بودیم حق داریم، چون می‌گفتیم در جبهه جنگ خدمت کرده‌ایم، از زندگی و سلامتی خود مایه گذاشته‌ایم؛ از کشور دفاع نکرده‌ایم که این طوری غارت شود. این خواسته‌ها ما را به هم نزدیک کرد و انصار حزب‌الله را پایه گذاشتیم."
فرشاد به آن دسته‌ از این سازمان تعلق داشت که به گفته خودش قرار نبود سیاسی یا خشونت‌طلب باشد.
فیلم‌های گرفته شده از تظاهرات اخیر و گذاشته شدن آنها در یوتیوب نشان می‌دهد که معترضان شعار می‌دهند: "مجتبی بمیری."
مجتبی خامنه‌ای، پسر ولی فقیه ایران، علی خامنه‌ای است. بسیاری از ایرانیان مجتبی را متهم می‌کنند که سرکوب‌های خشونت‌بار کنونی را رهبری می‌کند. ابراهیمی می‌گوید او هم در جبهه جنگ یکی از یارانش بوده است.
ابراهیمی می‌گوید او و مجتبی اوقات زیادی را با هم گذراندند. "او بچه خوبی بود، ما تقریباً دوستان خوبی بودیم، و می‌توان در واقع گفت که او خشونت را دوست داشت."
با گذشت زمان، انصار حزب‌الله رشد کرد و ابراهیمی سردبیر روزنامه گروه شد. ابراهیمی می‌گوید در سال 1999 که انصار حزب‌الله در طی خیزش دانشجویی آن سال، به دانشجویان حمله و به شدت سرکوب‌شان کرد، از انصار حزب‌الله کناره گرفت. "ما می‌خواستیم به خوابگاه برویم و آن‌ها شروع کردند به کتک زدن مردم. آن موقع بود که میکروفون را گرفتم و گفتم: نه، انصار حزب‌الله حق ندارد، حق با شما دانشجویان است."
بعد از آن ابراهیمی فراری شد. او در تهران به زندان افتاد، سپس به ترکیه و بعد از آن به آلمان گریخت، جایی که در آن ازدواج کرد و هم اینک در همان جا به سر می برد. او می‌گوید نیروهای امنیتی ترکیه او را بازداشت کردند و یکی از نیروهای امنیتی ایرانی از او بازجویی کرد و گفت که او را به ایران برمی‌گرداند.
او از کامپیوتر و وبلاگ و تویتر استفاده می‌کند تا اطلاعات کسانی را که به گفته او مردم را کتک می‌زنند، منتشر کند.
"وقتی نگاه کردم و دیدم این از این سایت هفت تا هشت هزار نفر دیدن می‌کنند و اطلاعات را می‌خوانند، می‌بینم که این سایت به نوعی به یک منبع تبدیل شده است."

*****

اتحاديه اروپا برای احمدی نژاد پيام تبريک نمی فرستد
يک مقام اتحاديه اروپا امروز پنجشنبه اعلام کرد: اين اتحاديه پيام تبريکی برای آغاز دور دوم رياست جمهوری محمود احمدی‌نژاد نخواهد فرستاد.آمادئو آلتافاخ تارديو، سخنگوی اتحاديه اروپا، در گفت و گو با خبرنگاران گفت: اين اتحاديه «تاکنون پيام تبريکی نفرستاده و قصد اين کار را نيز ندارد.»پیشتر فرانسه، آمریکا، بریتانیا و آلمان نیز اعلام کرده بودند که به محمود احمدی نژاد تبریک نخواهند گفت.همزمان با مراسم تحليف محمود احمدی نژاد که دیروز چهارشنبه در مجلس شورای اسلامی برگزار شد، معترضان به نتیجه انتخابات در برخی از خيابان های تهران دست به تظاهرات زدند.به رغم حضور گسترده نيروهای امنيتی و ضد شورش در تهران، ۵۴ روز پس از انتخابات پايتخت ايران همچنان شاهد تجمع های اعتراضی است.ميرحسين موسوی و مهدی کروبی دو نامزد معترض انتخابات رياست جمهوری، می گويند: به دليل تخلفات و تقلب گسترده در انتخابات، دولت بر آمده از انتخابات رياست جمهوری نا مشروع است.

اظهارات وزیر امور خارجه سوئد در همین زمینه

کارل بيلت، وزير امور خارجه سوئد که کشورش رياست دوره ای اتحاديه اروپا را برعهده دارد، نيز روز چهارشنبه در وبلاگ خود نوشته است: سوئد به نمايندگی از اتحاديه اروپا قصد ندارد به محمود احمدی نژاد تبريک بگويد.اتحاديه اروپا به طور سنتی پيام تبريک برای کسانی که در سراسر جهان به عنوان جمهور انتخاب می شوند، می فرستد. اما به رغم اين که اتحاديه اروپا می گويد قصد ندارد برای احمدی نژاد پيام تبريک بفرست، سفير سوئد در تهران روز چهارشنبه در مراسم تحليف محمود احمدی نژاد شرکت کرده بود.وزير امور خارجه سوئد در اين باره در وبلاگ خود نوشته است: سفير ما به عنوان ناظر در مراسم تحليف حضور داشت. حاضر بودن ديپلمات ها که هميشه بهترين پيام رسانان هستند، بهتر است از آنکه غايب باشند.کارل بيلدت افزوده است: اتحاديه اروپا به «صراحت» خشونت ها عليه معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوری را «محکوم» کرده است.به گفته مقامات دولتی ايران، در جريان اعتراضات مسالمت آميز به نتايج انتخابات دست کم ۳۰ نفر کشته شده اند. اين در حالی است که گروه های طرفدار حقوق بشر می گويند تعداد کشته شدگان اين وقايع بسيار بيشتر از تعداد اعلام شده است.

*****

از ساعتی پیش به درخواست "موج سبز" و نیز خواسته خود ملت، تظاهراتی شبانه در مسیرهای میدان ولی عصر بسوی میدان ونک و در نقاط دیگری از تهران آغاز شده که تا این لحظه (کمی پس از ساعت 11 شامگاه) کماکان ادامه دارد.

فیلم زیر گوشه ای ازین تظاهرات در میدان ونک را نشان میدهد:

*****
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۳۸۸/۰۵/۱۴

چهارشنبه:14/5/1388 (زمان: 00:01 بامداد)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه:ما به هیچ حزب، دسته، گروه یا مرامی وابسته نیستیم.
نه سبزیم، نه آبی، نه سیاه ، نه بنفش، نه...
ما فقط و فقط به انسانیت و انسان بودن و مقام شامخ آزادی و دموکراسی معتقدیم.
تنها رنگ مورد پرستش و ستایش ما، پرچم سه رنگ و شیروخورشید نشان ماست.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سخن روز - سردبیر وبلاگ: پویا
بامداد بر تمامی هم میهنان و یاران و همرزمان گرامی باد. آشنای همیشگی شما یعنی وبلاگ "جنبش همبستگی دانشجویان ایران" مانند همیشه از این امداد تا بامداد دگر در خدمت هم میهنان است تا با بی طرفی و بدون جهت گیری، مهم ترین گزارشات و خبرهای هر24 ساعتی را به آگاهی همگان برساند.
تیتر بالا را که از دو روز قبل در آغاز هر"پستی" جای داده و هربار تکرار می کنیم باین دلیل است که این گمان برای برخی از هم میهنان و یا حتا یاران و همرزمان خودمان پیش آمده بود که چون ما اخبار مربوط به، یا انتشار یافته توسط "موج سبز" را نیز هر از گاهی درج می کنیم بنابراین ما نیز پیرو و دنباله رو بی چون و چرای این تشکیلات سیاسی فرهنگی هستیم. اگرچه که ما بارها و بارها تاکید کرده ایم که در صورت بودن شرایطی عادلانه و وضعیتی دموکراتیک خود را موظف می دانیم که از اکثریت آحاد جامعه پیروی نموده و مرام و مشی و سیستم و ایده و نظریه ای را که این ملت سربلند و سلحشور بر آن مهر تایید میزنند، پیروی نماییم اما، نه هنوز به آن مرحله رسیده ایم زیرا که هنوز میهن تحت دیکتاتوری ملایان در منجلاب مشتی لافزن و دروغگو و شیاد گرفتار است و از سویی، علی رغم پیروی گروه کثیری از آحاد ملت ایران از این جنبش دموکراسی خواهی هنوز بر ما مشخص نیست که این گروه پیروان و طرفداران، حایز اکثریتی که بدان اشاره کردیم هستند یا خیر.
قدرمسلم آن که "جنبش سبز" به رهبری آقای مهندس میرحسین موسوی در حال حاضر از سوی گروه کثیری بعنوان آلترناتیوی برای مزدور برگزیده سیستم رمالان و روضه خوانان بیسواد یعنی احمدی نژاد هستند اما با توجه به این که اخیرا همین جناب موسوی در واکنش به یک شعار ملت در تظاهرات و همایش ها؛ یعنی شعار "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" اظهارنظری غیر عادلانه کرده و فرموده اند که "جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر" این شک و شبهه را تقویت نموده که تمام این سروصداها ساخته و پرداخته خود ملایان برای سرپوش نهادن به تقلب بیشرمانه خویش است زیرا این فرمایش ایشان، دقیقن همان جمله معروف امام ملعونان "خمینی" دوزخ مکان است که نزدیک به سی و یک سال پیش مطرح ساخت و ما اینک طی سی سال گذشته نتایج فجیع و غیرقابل جبران یا ترمیم و اصلاح این ایده واپسگرایانه را شاهد هستیم.
وقتی کسی که خویش را قاعد و رهبر یا راهنمای اکثریت یک جامعه می داند باید پیوسته آمادگی پذیرش سایر نظرات و خواسته ها و ایده ها و مرام ها را نیز داشته باشد، ضمن اینکه بر مواضع خویش بایستد و با دلیل و مستندات منطقی به آن دیگر پیروان ایده های دگر ثابت نماید که ایده و نظریه مطرح شده از سوی او و متابعین وی برای اداره جامعه پسندیده تر و نکوتر می باشد.
زرو و روزگوئی هیچگاه مرام و منش انسانهای دموکرات نیست. نهاد و خمیره بشر طوریست که زیر بار ستم و زور نمیرود و پیوسته درمقابل آن استقامت کرده و واکنش منفی نشان میدهد مگر آن که با استدلال و دانش و فرهنگ و منطق باو نشان دهند و ثابت نمایند که در تفکر و اندیشه خویش براه خطا میرود، که البته این تفهیم و انتقال نظریه نیز نباید و نمی تواند با توسل به زور و خدعه و نیرنگ باشد یعنی همین کاری که از سی سال به اینسو، اشغالگران میهن می کنند و خود آقای میرحسین موسوی و پیروان ایشان نیز بدلیل همین زورگویی و تقلب آشکار است که به جمع مخالفین پیوسته اند وگرنه، ایشان طی سی سال گذشته همیشه از افراد مورد تایید نظام ولایت وقیح بوده اند، کما اینکه از بین تعداد انبوهی که خود را کاندیدای شرکت در رقابت های "انتصابات" رییس جمهوری کردند، فقط چهارتن مورد قبول واقع گشتند که یکی از این چهار نفر آقای موسوی هستند. بنابراین، ایشان نیز نمی توانند ادعا نمایند که برگزیده ملت هستند، زیرا ایشان نیز برگزیده و تایید شده نظام می باشند اما ایستادگی ایشان در مقابل حیله و نیرنگ و دروغ پردازی باعث گردیده که ملت حساب ایشان را از سایرین در کفه ای جداگانه قرار داده و وزن نمایند.
بهرحال اظهارنظر اخیر ایشان یعنی تکرار جمله معروف امام ملعونان، این نکته را بر ما و خیلی های دیگر روشن نموده که ایشان نیز پیرو وفادار و پابرجای سیستم ولایت وقیح هستند، منتها قول داده اند که تلاش نمایند این سیستم را کمی متعارف تر و معتدل تر نمایند که این برای ما، و نیز گروه بیشماری از آحاد ملت قابل توجیه و قبول نیست.
این ملت بپاخاسته است تا نظام جهل و ظلم و ستم را از بیخ و بن برکند و نظامی مبتنی بر بشریت و انسانیت و بدور از بربریت را جایگزین آن نماید و برای این مهم، دست به هروسیله ای میزند ولو آن که اینک به مقتضای زمان و مکان و برای قانونی جلوه دادن خاسته و خیزش خود، پشت سر آقای موسوی بایستد و مهمترین اعتراضش این باشد که "رای من کجاست؟" که اطمینان داریم این نکته را خود آقای میرحسین موسوی نیز بخوبی می دانند و بدان واقف هستند.
بهرروی، ایشان با تکرار جمله بی معنای خمینی دجال مبنی بر "جمهوری اسلامی؛ نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر" درصد بالایی از محبوبیت خویش را از دست داده اند و خویشتن را بزیر سوآل برده اند و یا بهتر است بنویسیم که نقابی را که برچهره دارند کمی بکنار زده و گوشه ای از سیمای واقعی خویش را در معرض دید عامه قرار داده اند.
*****
اگرچه که "الله" اصغر هم نیست چه رسد "اکبر" اما برای ملتی که جویای آزادیست، بکار بردن شیوه های قدیمی خود رژیم سفیه، یکی از راههای نشان دادن خشم و نفرت از اشغالگران است. فیلمی از تظاهرات شبانه مردم بیدفاع در تاریکی شب بر بامهای خانه هایشان و سر دادن فریاد "الله و اکبر" (مربوط به حدود 3 ساعت پیش):

*****

مدرک دکترای رحیمی، معاون احمدی نژاد، هم جعلی است
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: در صورتی که کمیسیون آموزش و تحقیقات به وارد بودن سؤال بنده از وزیر علوم و تحقیقات در مورد جعلی بودن مدرک دکترای معاون پارلمانی احمدی‌نژاد رأی دهد، سؤالم به عنوان یک سؤال ملی در نوبت بررسی مجلس قرار می‌گیرد.
به گزارش ایلنا عوض حیدرپور، نماینده شهررضا در تشریح سؤالش از وزیر علوم و تحقیقات درباره بررسی مدرک تحصیلی معاون پارلمانی احمدی‌نژاد ادامه داد: بنده بنا به دلایلی به صحت مدرک دکترای آقای رحیمی ایراد و شک داشتم؛ به همین منظور در قالب سؤالی از وزیر علوم و تحقیقات خواستار بررسی این امر شده‌ام.
وی افزود: در گفت‌وگویی که بنده با وزیرعلوم داشتم، وی تأکید کرد که طبق گزارش جاسبی، مدرک دکترای حقوق آقای رحیمی جعلی است و هیچ پایه و مبنای علمی ندارد.
حیدر پور با تأکید بر اینکه بنده به مدرک فوق لیسانس وی نیز مشکوک هستم، تصریح کرد: پس از گزارش وزیر علوم درباره مدرک معاون پارلمانی رئیس‌جمهوری و رأی کمیسیون به وارد بودن سؤالم، این سؤال به عنوان یک سؤال ملی در دستور کار مجلس قرار گرفت.
وی افزود: استفاده و جعل عناوین علمی برای ارتقای سمت از سوی برخی افراد، فریب دادن مردم و مسئولان است و مجلس و دولت باید با این فریبکاری‌ها برخورد جدی کنند. حیدرپور گفت: متأسفانه رحیمی با جعل مدرک دکترایش چندین سال عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد بوده و با این مدرک در سمت‌هایی چون ریاست دیوان محاسبات و استانداری کردستان حضور یافته است.
ایلنا
*****
تهدید خانواده های بازداشت شدگان
مصاحبه کنید زندانی را می بریم تلویزیون
فرشته قاضي

خانواده های فعالان سیاسی و مطبوعاتی که بعد از کودتای انتخاباتی 22 خرداد بازداشت شده اند به شدت تحت فشارند و به طور مداوم تهدید به بازداشت و برخوردهای قضایی می شوند. این تهدیدها که از روز شنبه و پس از برگزاری ناگهانی و شتابزده دادگاه تعدادی از فعالان سیاسی و مطبوعاتی، شدت گرفته است،به جایی رسیده که زندانیان را وا می دارند تا ضمن تماس با خانواده ها از آنان بخواهند سکوت اختیار کنند.این خانواده ها در گفتگو با روز ضمن تایید این فشارها،تاکید کردند که به هیچ عنوان از اطلاع رسانی درباره عزیزان در بندشان دست نخواهند کشید.
یک روز پس از برگزاری این دادگاه، با خانواده محمد علی ابطحی تماس گرفته و تهدید کرده اند "هر مصاحبه ای که بکنید بلافاصله همسرتان را به تلویزیون خواهیم آورد تا اظهارات شما را تکذیب کند."
با خانواده های چند تن دیگر از این فعالان سیاسی نیز تماس گرفته و تهدید کرده اند که "هر مصاحبه شما، پرونده همسرانتان را سنگین تر و شرایط آنان در زندان را سخت تر می کند". از سوی دیگر با خانواده دو تن از فعالان مطبوعاتی زندانی تماس گرفته و اعضای خانواده آنان را تهدید به بازداشت کرده و گفته اند که "اگر به مصاحبه درباره بازداشت شدگان ادامه دهید با شما شوخی نداریم و به راحتی شما را بازداشت خواهیم کرد."
فشارهای شدید بر عبدالله مومنی
روز گذشته عبدالله مومنی، فعال دانشجویی سرشناس ایرانی را مجبور کردند با خانواده اش تماس بگیرد و از آنان بخواهد هیچ گونه مصاحبه و اطلاع رسانی در باره وضعیتش نکنند. در این تماس تلفنی مومنی با لحنی به شدت عصبی و صدایی لرزان از همسرش خواسته است «به جای مصاحبه درباره پرونده و وضعیت من، به بچه داری بپرداز!»
همسر مومنی روز دوشنبه خبر از تماس تلفنی این فعال سرشناس دانشجویی داده و گفته بود: صدای او به قدری ضعیف و بریده بود که در کلام اول او را نشناختم واو در جملات کوتاه و بریده بریده خود تصریح کرد که در زندان انفرادی و زیر فشار شدید بازجویی است. فاطمه ادینه وند با بیان اینکه "این اولین بار نیست که عبدالله مومنی بازداشت و زندان انفرادی را تجربه می کند اما لحن صدای او و نحوه صحبتهایش نشان می داد که شدیدا تحت فشار قرار دارد"، نسبت به زیر فشار بودن فعالان سیاسی برای اعتراف ساختگی هشدار داده و گفته بود: "من در پایان تماس تلفنی به عبدالله تاکید کردم که مبادا از قرص هایی که به اقای ابطحی دادند و او را مجبور به اعتراف ساختگی کرده‌اند بخورد."این مصاحبه چنان بازجو ها را به هراس انداخت که این زندانی را که بیش از 50 روز است در انفرادی و در شرایط ایزوله کامل و تحت شدید ترین فشارهای روحی و جسمی قرار دارد مجبور کردند با همسرش تماس گرفته و با عصبانیت از او بخواهد هیچ گونه مصاحبه و پیگیری در باره پرونده و وضعیت او انجام ندهد.
اعترافات از ارزش زندانیان کم نمی کند
نمایش نخ نمای دادگاه روز شنبه خانواده های بازداشت شدگان را نگران کرده، اما از سوی دیگر تمام این خانواده ها معتقدند این گونه به اصطلاح "اعترافات و نمایش های مضحک،" به هیچ وجه "از ارزش والای" همسران و فرزندانشان کم نمی کند. آنان در گفتگو با روز تاکید کرده اند که "اگر آقایان واقعا هنر تغییر عقاید افراد را دارند چرا تاکنون حاضر به مناظره با همسران ما نشده اند"
همسر عیسی سحرخیز، با بیان اینکه "کسی این گونه اعترافات را قبول نمی کند" به روز گفت: "همه مردم میدانند که اینها چقدر تحت فشار هستند. هر چقدر هم آقای ابطحی را بیاورند تلویزیون و بگوید که اذیت نشده ام و تحت فشار نیستم کسی باور نمی کند؛ مردم شعور دارند و همین 18 کیلویی که آقای ابطحی کم کرده را می بینند."وی می افزاید: " اگر چنین مساله ای برای آقای سحرخیز هم پیش بیاید کسی باور نمی کند. همه میدانند که تحت فشار و شکنجه این صحبت ها گفته می شود و هیچ چیزی از ارزش های آنان کم نمی کند."وی یادآور می شود که "وقتی هیچ خبری از آقای سحرخیز نداریم، نشانگر این است که هنوز مقاومت می کند و برای همین به من ملاقات نمی دهند."همسر سحرخیز که روز شنبه به دادگاه انقلاب مراجعه کرد تا خبری از این روزنامه نگار سرشناس بگیرد، می گوید: "پیش آقای دوستدار رفتم اما هیچ خبری به من نداد. من گفتم اگر آقای سحرخیز سالم است چرا اجازه ملاقات نمی دهید و چرا با ما تماس نمی گیرد که گفت ایشان یک بار تماس گرفته است."
به گفته خانم سحرخیز، همسرش تاکنون فقط یکبار با منزل تماس گرفته است و خانواده این روزنامه نگار از وضعیت او کاملا بی خبر هستند.وی می افزاید: "من به بیماری آقای سحرخیز اشاره و ابراز نگرانی کردم اما آقای دوستدار گفت که ما دکتر داریم. پرسیدم چرا نمی گذارید وکالتنامه را امضا کند که باز جواب داد ما خود پی گیر هستیم."
خانم سحرخیز همچنین درباره دادگاه پرسیده که دوستدار به او گفته است: "دادگاه آقای سحرخیز جدا از دادگاه روز شنبه است و سحرخیز جزو این دادگاه نیست."
لیلاز از دادگاه شنبه بی خبر است
سعید لیلاز، روزنامه نگار سرشناس ایرانی 50 روز است در زندان انفرادی به سر می برد و بازجویی او هنوز تمام نشده است. همسر لیلاز خبر از ممنوع الملاقات بودن همسرش، به گفته مسئولان زندان اوین می دهد و به روز می گوید: روز دوشنبه همسرم زنگ زد و گفت که همچنان در انفرادی است و هنوز بازجویی اش تمام نشده و همین ما را به شدت نگران کرده است که طی این 50 روز چه اعتراف و اقراری از او میخواهند بگیرند. او می افزاید: آقای لیلازیک نظریه پرداز و مفسر سیاسی و اقتصادی است و همیشه نظراتش را شفاف و با صراحت عنوان کرده و وابستگی تشکیلاتی و چیز پنهانی نداشته که بخواهند اسراری از او بیرون بکشند.
همسر لیلاز با ابراز نگرانی از وضعیت جسمانی همسرش می گوید:"چیزهایی که پای تلفن می گوید مثل بقیه افراد دربند که زنگ میزنند کلیشه ای است. فقط می گویند حالمان خوب است و غذا خوب است و رفتار بازجویان خوب است و... اما هیچ یک از این حرفهای کلیشه ای دلالت نمی کند بر اینکه در شرایط جسمانی و روحی خوبی باشند."
وی می افزاید: "آقای لیلاز که زنگ زد روحیه اش بد نبود و بیشتر دلواپس خانواده بود که من به او اطمینان دادم و سعی کردم روحیه دهم که دلواپس ما نباشد. از او پرسیدم که تو هم مجبور شده ای که تن به شوی اعتراف بدهی و شما رادادگاه می برند که به یکباره پرسید کدام دادگاه ؟ من به دادگاه ابطحی و عطریان فر اشاره کردم و آقای لیلاز که شوکه شده بود پرسید: کدام دادگاه؟مگر کسی اعترافی کرده؟ من تازه متوجه شدم که آقای لیلاز از دادگاه روز شنبه و اعترافات خبری نداشته و اینقدر ایزوله هست که جز بازجوها با کسی در ارتباط نیست."
خانم لیلاز در عین حال درباره اعترافات تلویزیونی و دادگاه شنبه می گوید: "این بازیها و نمایش ها سابقه طولانی در ایران دارد و نخ نما شده و مردم دنیا به هیچ عنوان چنین نمایش هایی را نمی پذیرند."
وی حضور در پشت دوربین را شکنجه ای مضاعف برای بازداشت شدگان می داند و می گوید: "اگر آقای لیلاز هم مجبور به چنبن چیزی شود نه من و نه هیچ کس دیگر ایشان را سرزنش نخواهیم کرد. رفتار مردم واقعا آدم را امیدوار می کند و ما از این بابت نگرانی نداریم."
اعترافات پشیزی ارزش ندارد
همسر احمد زیدآبادی نیز که روز دوشنبه تلفنی با این روزنامه نگار و فعال سیاسی سرشناس به صورت تلفنی صحبت کرده،خبر از ممنوع الملاقات بودن او می دهد و به روز می گوید: "این نوع به اصطلاح اعترافات، پشیزی ارزش ندارد و ما فقط از این ناراحت هستیم که احمد شدیدا تحت فشار است."وی می افزاید: "این اعترافات هیچ اهمیتی ندارد؛ اگر این آقایان می توانستند و سواد برخورد با امثال زیدآبادی را داشتند بیرون از زندان پای میز مناظره می نشستند. این هنر نیست که افراد را هفته ها در انفرادی و تحت فشارهای شدید روحی قرار بدهند و بعد بگویند که افکارشان عوض شده است."
مهدیه محمدی روز دوشنبه بعد از تماس تلفنی همسرش اعلام کرده بود: "صدای همسرم نسبت به تماس قبلی در روز چهارشنبه، كمی بهتر به نظر می‌رسید و او گفت كه احساساتش رقیق‌تر از قبل است."
همسر زیدآبادی افزوده بود:" با توجه به سابقه حضور همسرم در انفرادی به او گفتم كه شما قبلا در انفرادی بودید و تحمل خوبی داشتید اما ایشان گفت كه این دفعه خیلی فرق می‌كند. "خانم محمدی تاکید کرده بود: " فردی كه در كنار همسرم بود به او اجازه نداد تا در مورد دادگاه روز شنبه و زندانیان دیگر صحبتی كند. همسرم به من گفت بازداشت مانند مرگ ناگهانی است و دنیا برای انسان بی‌ارزش می‌شود." تماس دیروز زیدآبادی با همسرش، سومین تماس او با خانواده‌ پس از دستگیری بوده است.
کنفرانس خبری خانواده های بازداشت شدگان
در عین حال و در حالیکه فشارها بر خانواده ها روز به روز بیشتر می شود جمعی از خانواده های بازداشت شدگان روز گذشته در محل انجمن دفاع از حقوق زندانیان در یک کنفرانس مطبوعاتی آخرین وضعیت فرزندان و همسرانشان را تشریح کردند. خانواده‌های مصطفی تاج‌زاده، بهزاد نبوی، صفایی فراهانی، سعید شریعتی، سعید لیلاز، محمد قوچانی، ژیلا بنی‌یعقوب و تعداد دیگری از بازداشت‌شدگان در این جلسه اعلام کردند که علیرغم تهدیدها و فشارها می‌خواهند صدایشان را به گوش همه برسانند.
در این کنفرانس خبری خانواده های جهانبخش خانجانی، فیض الله عرب سرخی، هنگامه شهیدی و شیوا نظرآهاری هم که روز دوشنبه به زندان اوین مراجعه کرده بودند، خبر از ممنوع الملاقات بودن عزیزانشان دادند.
همسر مجید نیری، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز که پیش از این دوبار سکته قلبی کرده بود خبر داده که این فعال سیاسی در تماسی که روز دهم مرداد با همسرش داشته از وضعیت نامناسب جسمی‌اش گفته است.
در حالی که بر اساس گزارش ها یک روز پس از دیدار کمیته پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان از بند ۲۰۹ زندان اوین، کاظم جلالی سخنگوی این کمیته از ادامه حضور در کمیته مذکور استعفا داده است، سعید مرتضوی دادستان تهران در دیدار با اعضای کمیسیون قضایی و امنیت ملی مجلس اعلام کرده که نسبت به پیگیری مجازات آسیب‌زنندگان در مسائل اخیر جدی است و مطابق دستور رهبری در مراسم تنفیذ ریاست‌جمهوری به این مساله عمل خواهد كرد.
بر اساس گزارش ایلنا وی همچنین گفته است: مجموعه تلاش‌های قوای مقننه و قضاییه در راستای آن است كه اگر احیانا برخورد غیرقانونی با بازداشت‌شدگان اخیر چه در بازداشتگاه كهریزك و چه از سوی نیروی انتظامی صورت گرفته است، مورد بررسی قرار گرفته و از آسیب‌دیدگان دلجویی شود. دادستان تهران در پاسخ به سوال برخی از نمایندگان در مورد روح‌الامینی و کامرانی که در دوران بازداشت کشته‌شده‌اند، گفته: "نام این فرد را به خاطر ندارم، اما گویا یك نفر از مضروب‌شدگان در تجمعات و اغتشاشات اخیر بوده كه به بینی و پای وی آسیب وارد شده است. وضعیت این فرد پس از بستری شدن در یكی از بیمارستان‌ها، به خانواده وی اطلاع داده می‌‌شود و آنها او را به یك بیمارستان خصوصی دیگر منتقل می‌‌كنند اما این فرد در بیمارستان فوت می‌‌كند".
مرتضوی در پاسخ به بقیه سوالات نمایندگان مجلس در مورد علت مرگ این دو نفر و اینکه آیا بر اثر ضربه به جمجمه بوده یا ابتلا به مننژیت، گفته: "بنده در جزئیات این مسائل قرار ندارم و بیش از این نمی‌‌توانم توضیح بدهم."
*****
بیانیه اعتراضی تشکل‌های دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی درباره بازداشت و پرونده‌سازی برای جمعی از دانشجویان این دانشکده
هفت تشکل دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با صدور بیانیه‌ای نسبت به ادامه بازداشت و احتمال پرونده‌سازی برای سه دانشجوی سابق و فعلی این دانشکده: سمیه توحیدلو، حسام سلامت و محمدرضا جلایی‌پور ابراز نگرانی کردند و خواستار آزادی سریع‌تر آنها و دیگر دستگیرشدگان شدند. کامل این بیانیه به شرح زیر است:
در پنجاه روز اخیر مردم ما شاهد اتفاقات بدیعی بوده اند که در طول تاریخ این کشور کم نظیر است. به واقع دهمین انتخابات ریاست جمهوری و پیامدهای آن فراتر از یک انتخابات ساده و معمولی، تاثیراتی بسیار عمیق بر ساختارهای سیاسی و دسته‌بندی‌های اجتماعی ما به جای گذاشت.
در این انتخابات از یک سو جریان حاکم با هدف تثبیت وضع موجود و از سوی دیگر اراده‌ی عمومی مردم با رویکرد تغییر این وضع پا به میدان رقابت گذاشتند. نتیجه اعلام شده از شمارش آرای مردم وقتی در کنار اقدامات پیش و اندکی پس از برگزاری انتخابات قرار گرفت، موجی از بی اعتمادی را در میان بخش‌های وسیعی از جامعه پدید آورد که موجب اعتراض آنان به این نتیجه شد. واکنش جریان حاکم به این موضوع اما واکنشی نامتناسب بود. شروع دستگیری وسیع فعالان سیاسی از ساعتی پس اعلام نتایج، تهدید و تحدید رسانه‌های غیر دولتی، حمله به خوابگاه‌های دانشجویی در تهران و تعدادی دیگر از شهرستان‌ها، سرکوب گسترده راهپیمایی‌های مسالمت آمیز مردم معترضی که همگی در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی عمل می‌کردند، اقداماتی است که نمی‌تواند به راحتی به عنوان یک واکنش طبیعی به اعتراضات مردمی توجیه شود.
در میان افراد دستگیرشده جمع زیادی از جوانان و دانشجویان و از جمله سه تن از دانشجویان ممتاز فعلی و سابق این دانشکده خانم‌ها و آقایان سمیه توحیدلو(دانشجوی دوره دکترای جامعه شناسی)، حسام سلامت(دانشجوی دوره کارشناسی ارشد جامعه شناسی) و محمدرضا جلایی پور(دانشجوی دوره دکترای جامعه شناسی) نیز حضور دارند که مایه نگرانی ماست.
متاسفانه جریان حاکم در این مدت با هدف توجیه حرکت کودتاگونه خود و به پیروی ازنظریه‌ی کلاسیکی که هر گونه اشکال خشونت را ناشی از ضعف قدرت و یا ترس توهم‌گونه می‌داند، با زیر سوال بردن کوشش‌های شرافتمندانه منتقدین سیاسی و اجتماعی اقدام به ایراد اتهامات سنگین و بی‌پایه نموده است. اتهاماتی که در اخیرترین اقدام این جریان در کیفرخواست ارائه شده در دادگاهی که از سوی حقوقدانان مستقل با اشکالات عدیده ای مواجه شده، بیش از هر چیز حول دو محور تلاش برای براندازی نرم و برپایی انقلاب رنگی و نیز ارتباط با اعضای گروه منافقین دسته بندی شده است.
به باور ما که جملگی دانشجوی علوم اجتماعی هستیم و بر پایه نوع تحصیلات مان که ارتباط وثیقی با مقوله تحولات سیاسی و انقلاب از هر نوع آن دارد، انقلاب رنگی در جایی ممکن است که مخالفان، توان بالایی برای سازماندهی نیروهایشان داشته باشند، امکانات پشتیبانی از این نیروها فراهم باشد، رسانه‌های وسیع نیز ارتباط مستمر میان این نیروها را فراهم نمایند و در مقابل نیز گروه حاکم به هر دلیل توانایی خود را برای سرکوب از دست داده و امکان بسیج توده ای نیز نداشته باشد. به علاوه اینها چنین انقلابی باید از شکاف‌های فعال و نیرومندی چون شکاف قومیتی یا شکاف نسلی انرژی بگیرد. چنین شرایطی به هیچ عنوان در کشور ما وجود نداشت و این مطلب پس از اتفاقات کشورهای شوروی سابق، بارها و بارها به طرق مختلف از سوی اساتید ما مورد تاکید قرار گرفته است. مرتبط دانستن اراده‌ی عمومی مردم معترض به عناوینی چون انقلاب‌های رنگی، تنها می‌تواند از اذهانی تراوش کند که علوم انسانی را محصول نفس اماره می‌دانند و به دنبال استحاله‌ی این علوم و راه انداختن انقلاب فرهنگی دیگری هستند.
چگونه باور کنیم جریانی که مورد حمایت جمع وسیعی از نخبگان و عالمان و دانشمندان علوم انسانی بوده و از آنها مشاوره گرفته است، می‌توانسته دچار چنین خطای فاحشی شود؟ اتهام تلاش برای براندازی نرم به فعالان انتخاباتی، از نظر ما صرفا تمسک به یک افترا برای توجیه اقدامات سرکوب گرانه و حذفی است و ریشه ای در واقعیت ندارد.
اتهام دیگری که به جمع زیادی از نخبگان دستگیر شده وارد شده، اتهام عضویت یا همکاری با اعضای گروه منافقین است. متاسفانه پرونده سازان به این موضوع توجه نکرده اند که با ایراد این اتهام در واقع در حال زنده کردن گروهی هستند که با بی توجهی مردم ایران و سقوط حامی بزرگ آن اندک اندک به یک مرده سیاسی بدل شده است. اساسا در باور ما نمی گنجد گروهی که تمام توانش به برگزاری تجمع‌های چند نفره در خارج کشور و برخی حرکتهای ایذایی در داخل محدود شده، بتواند هدایت حرکتهای مردمی را در دست گرفته و جمعی از نخبگان و از جمله دانشجویان برجسته را به استخدام خود درآورد. کسانی که چنین اتهامی را در پرونده فعالان سیاسی و دانشجویی گنجانده اند اگرچه نمی توانند از این طریق این عزیزان را بدنام و طرد نمایند اما با کمال تاسف در مسیر تجدید حیات این گروه ورشکسته که اینک حتی از عراق نیز رانده شده، قدم می‌زنند.
از سوی دیگر این دادگاه پراشکال در حالی برگزار شده و در شرایطی جمعی از سرآمدان این جامعه که تا پیش از این انتخابات در حلقه ی همین سیستم معنا و حیات اجتماعی پیدا می‌کردند را به اتهامات واهی محاکمه می‌کند، که ما در پنجاه روز گذشته شاهد تعرض به منازل مردم و خوابگاه‌های دانشجویی بوده ایم، سرکوب معترضین را به غیر قابل توجیه ترین شکل در خیابان‌های شهر تجربه کرده ایم، کشته شدن کسانی را دیده ایم که تنها جرمشان اعتراض به نتیجه اعلام شده برای انتخابات بود و به تواتر شنیده ایم از بازداشت‌های خودسرانه، نقض قانون در جریان دستگیری، شکنجه دستگیرشدگان تا حد مرگ و اخذ اعتراف زیر فشار. انتخاباتی که می‌توانست موجب آشتی میان آرای خاموش طبقه‌ی متوسط با حاکمیت شود، به سادگی از طریق اقداماتی نسنجیده تبدیل به جنگی میان شادی و خشونت شد.
دستگاه عدلیه اگر داعیه بی طرفی و برقراری قسط را دارد، پیش از هر چیز باید به این مسائل رسیدگی کند. این دستگاه باید چند و چون رسیدگی به مسائلی را که در جریان دستگیری‌ها و برخورد با مردم صورت گرفته مشخص کند و بپذیرد که هیچ اقرار و اعترافی پیش از آنکه مشخص شود این اظهارات در چه شرایطی و تحت تاثیر چه عواملی بیان می‌شود قابل قبول نیست. همچنین باید پذیرفته شود که متهمین از کلیه حقوق مصرح در قانون و از جمله دسترسی آزاد به وکیل بهره مند گردند.
به هر روی ما در کنار مردم سرافراز ایران، مراجع و علمای آزاداندیش حوزه‌های علمیه، شخصیت‌های برجسته علمی و دانشگاهی، استوانه‌های انقلاب و خدمتگزاران واقعی ملت نگرانی عمیق خود را از وضعیت موجود و شکاف‌های پدید آمده در جامعه و میان مردم و حکومت ابراز داشته و نسبت به عواقب جبران ناپذیر آن هشدار می‌دهیم. ما خواستار آزادی هرچه سریعتر و توام با احترام کلیه دستگیرشدگان حوادث اخیر و از جمله دوستان هم دانشکده ای مان هستیم و حکومت را موظف به جبران خسارتهای وارد بر مردم و دلجویی از آنها می‌دانیم و معتقدیم برون رفت از وضعیت موجود جز با جبران خطاهایی که در این مدت صورت گرفته ممکن نیست.
نهادها و تشکل‌های دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی:
انجمن اسلامی دانشجویان شورای صنفی دانشجویان
جامعه فرهنگی کانون تئاتر
کانون موسیقی انجمن علمی دانشجویی جامعه شناسی
کمیته حمایت از حقوق دانشجویان احضارشده به کمیته انضباطی
*****
خودتنفیذی و بازی باخت – باخت
فريبا داوودي مهاجر‏
سید علی خامنه ای طی مراسم تنفیذی که در حسینیه امام خمینی برگزار شد دولت کودتا را تایید و تیر خلاص جمهوری اسلامی را شلیک کرد و بدین ترتیب به شکاف فزاینده میان خویش و دیگر کارگزاران قدیمی نظام دامن زد.
بدون شک پس از این تنفیذ، آرایش نیروهای سیاسی و میزان وابستگی آنها برای عمل جمعی تغییر خواهد کرد و چه بسا با مرزهای مشخص تری از گذشته خود را نشان دهد؛برخی ابهامات درباره مواضع سیاسی آنها هم تا حدی روشن، و مردم تکلیف خود را در برابر بازیگران سیاسی بیش از گذشته درک خواهند کرد.
به نظر میرسد اگر چه مردم با حمایت از موسوی و باز پس گرفتن رای خود به میدان آمده اند اما عمق و شدت شعارهای چند روز گذشته نشان می دهد مطالبات آنها با زاویه زیادی از شعار های روز اول پیش می رود. به گونه ای که موسوی در عکس العمل به شعار جمهوری ایرانی بر جمهوری اسلامی تاکید کرده که در مطلب دیگری به آن خواهم پرداخت.
اما به هر حال وقایع نشان می دهد که اگر حادثه غیر مترقبه ای روی ندهد پس از مراسم تنفیذ و تحلیف، میر حسین موسوی، خاتمی و کروبی و البته هاشمی رفسنجانی درک خواهند کرد که نوک پیکان هواداران احمدی نژاد و البته آقای خامنه ای آنها را نشانه رفته است و انها سال هاست که کمین نشسته و در صدد گرفتن انتقام از آقایان هستند و برای مقابله با آنها گریزی از تحقق یک حکومت دموکراتیک نیست و زمان بازی های سیاسی برای فرار از موج، به سر آمده است و باید خودشان را به موج بسپارند و شنا گر ماهری نیز باشند.
در این میان نمی توان منکر شد که سید علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی به دنبال انتصاب احمدی نژاد بخشی از لایه های مختلف هواداران نظام را از دست خواهد داد و به واسطه این معامله خطر ناک با مشکل عمیقی روبرو خواهد شد که معلوم نیست تنها با اتکا به بخشی از نیرو های نظامی آن را حل نماید. به همین دلیل است که در صورت فرو پاشی جمهوری اسلامی باید شخص خامنه ای را برای اتخاد سیاست های غلط مورد سوال قرار داد.چرا که نتیجه چنین سیاست هایی قطعا باخت – باخت خواهد بود، بخصوص که پس از این تنفیذ سرنوشت رهبری بیش از بیش با احمدی نژاد گره خورده و هر ضعف و کاستی رییس جمهور منتصب مستقیما به حساب رهبری نیز نوشته میشود و رهبر در آینده نمی تواند دامن خود را از آلودگی های دوره احمدی نژاد مبرا سازد.
آنچه در مراسم تنفیذ دارای اهمیت بود، صرفنظر از عدم حضور شخصیت های سیاسی پر نفوذ در جمهوری اسلامی ایران، صحبت هایی بود که علی خامنه ای مطرح کرد.بخصوص در قسمتی که ایشان خواص را مردود اعلام نمود و گفت با مسجد ضرار و تقلید از امام نمی توان مردم را فریب داد و بدین ترتیب چراغ سبزی به مخالفان آقای موسوی و خاتمی و هاشمی نشان داد.
اما باید گفت آنچه در این میان دارای اهمیت است ایجاد مانع در برابر دولت کودتاست و کلید این ماجرا هم در دست مردمی است که نه تنها رای شان دزدیده شده است بلکه آقایان کودتا چی با رای آنها برای خود کسب وجاهت می کنند. مردم می بایست که سنگر عرصه عمومی و کوچه و خیابان را رها نکنند. باید بمانند تا ثابت کنند محمود احمدی نژاد را نمی خواهند و پای انتخابات آزاد ایستاده اند؛ که هر عقب نشینی به منزله خود زنی سیاسی تلقی می شود .
*****
احمدی نژاد با هلی کوپتر به مجلس برده شد
اکثریت نمایندگان فراکسیون خط امام در مراسم تحلیف شرکت نکردند
در حالی که تا بیست دقیقه دیگر مراسم تحلیف محمود احمدی‌نژاد در مجلس شورای اسلامی برگزار می‌شود که حضور نیروهای امنیتی و نظامی در اطراف مجلس چشمگیر است.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، تمامی خیابان‌های منتهی به بهارستان بسته شده و بیش از پنج هزار نفر از نیروهای نظامی و امنیتی در این خیابان‌ها حضور دارند.
همچنین ایستگاه متروی بهارستان نیز به خاطر برگزاری این مراسم تعطیل موقت شده است.
در محوطه بیرونی بهارستان نیز سگ‌های بمب‌یاب مشغول امن‌سازی منطقه هستند.
از سوی دیگر امروز ورود خبرنگاران با دقت فراوان چک می‌شد و از خبرنگاران به غیر از کارت خبرنگاری، کارت ملی نیز خواسته می‌شد.
ده‌ها خبرنگار از ساعت 7 و 30 دقیقه در مجلس حاضر شده‌اندو اکثر نمایندگان نیز به صحن آمده‌اند تا در مراسم تحلیف که ساعت9صبح امروز برگزار می‌شود حاضر باشند.
ورود با بالگرد(هلی کوپتر)
ساعت هشت و پنجاه دقیقه امروز محمود احمدی‌نژاد با یک دستگاه بالگرد وارد محوطه مجلس شد.
به گزارش «پارلمان‌نیوز»، در حالی‌که قرار بود مراسم تحلیف ساعت9صبح آغاز شود، مهمانان و نمایندگان همچنان در حال ورود به مجلس هستند.
تا این لحظه افرادی همچون علی کردان، سرلشگر فیروز آبادی، پرویز داوودی، صادق محصولی، سردارنجار- که بر خلاف معمول با کت و شلوار است-آیت الله تسخیری، مهدی چمران و..... برای شرکت در این مراسم وارد مجلس شده‌اند.
اکثریت قریب به اتفاق اعضای فراکسیون خط امام(ره)مجلس در مراسم تحلیف شرکت نکردند
در مراسم تحلیف محمود احمدی‌نژاد که صبح امروز در مجلس شورای اسلامی برگزار شد، اکثریت قریب به اتفاق اعضای فراکسیون خط امام(ره)مجلس در این مراسم شرکت نکردند.
از 70 نماینده عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس در مراسم تحلیف، تنها 13 نفر شرکت کردند.
عده‌ای از افراد حاضر از فراکسیون در این مراسم نیز با آغاز سخنان احمدی‌نژاد صحن علنی مجلس را ترک کردند.
*****
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
میدان بهارستان و تعدادی از خیابانهای اطراف در اشغال نیروههای سرکوبگربنابه گزارشات رسیده از میدان بهارستان ، از صبح امروز مردم از نقاط مختلف بسوی میدان بهارستان در حال حرکت هستند نیروهای سرکوبگر از خیابان ناصر خسرو تا میدان بهارستان را در اشغال خود دارند.از صبح امروز مردم تهران از نقاط مختلف بسوی میدان بهرستان در حرکت هستند و در حال حاضر تعداد زیادی از مردم در آنجا حضور دارند و هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود. مردم خود را برای یک اعتراض گسترده آماده می کنند. نیروهای سرکوبگر از توقف مردم جلوگیری می کنند و در صورت اعتراض با باتون به آنها حمله می کنند.همچنین از صبح امروز برای جلوگیری از حضور مردم در میدان بهارستان ایستگاه مترو ملت – بهارستان را مسدود کردند و مترو در آنجا توقف نمی کند . همچنین در مسیرهای خطوط اتوبوس رانی در نقاط مختلف تهران که به میدان بهارستان ختم می شود را مختل کرده اند و مسیر اتوبوسها انقلاب-بهارستان و آزادی – بهارستان را متوقف کرده اند.نیروهای سرکوبگر؛ گارد ویژه،سپاه پاسداران ،نیروهای انتظامی ،بسیج و لباس شخصیها بصورت انبوهی در خیابانها و میدان بهارستان حضور دارند . میدان بهارستان در اشغال نیروهای سرکوبگر تحت امر ولی فقیه علی خامنه ای می باشد . نیروهای سرکوبگر همچنین در خیابان ناصرخسرو تا میدان بهارستان مستقر شده اند. آنها با انواع خودروهای خود که مملو از نیروهاست و همچنین نیروی گارد ویژه موتور سوار آماده یورش به مردم هستند.همچنین 2 ماشین آتش نشانی در ضلع شرقی و ضلع شمالی مستقر شده اند.
*****
گزارش یکی از یاران ما از تظاهرات
با آن که مراسم تحلبیف درون مجلس تقریبا نیمه خالی در حال انجام است، مردم غیور وخستگی ناپذیر تهران در جای جای میدان بهارستان وخیابانهای اطراف با خروش و فریادهای خود مجلس اسلامی ومجموعه نظام اسلامی را بلرزه درآورده. ماموان ومزدوران رژیم همه خیابانهای منتهی به میدان بهارستان رااز صبح زود قرق کرده بودند تا شاید از حضورمردم برای بی آبرو کردن این مراسم جلوگیری نمایند، ولی مردم با حضورجانانه خودشان بار دیگر آب پاکی را به دست رژیم اسلامی ریختند که واقعا توپ – تانک – بسیجی و... دیگر اثر ندارد وهیچ نیروئی را یارای مقابله با سیل طوفنده وویرانگر مردم عصیان زده ایران نیست. هم اکنون که ساعت یازده و20 دقیقه صبح روز 14 مرداد88 است مردم با حضوردرخیابانهای سرچشمه وری و چراغ برق وناصرخسرو وبازار وتمامی خیابانهای آن منطقه چنان فضائی را بوجود آوردند که نمایندگان حاضر درجلسه ورئیس جمهور وتمامی نمایندگان خارجی حاضر درجلسه بر بی آبروئی این مراسم وبی آبروئی کل نظام اسلامی را با گوشت وپوست واستخواتنشان لمس نمودند. از ساعت 10 به بعد بازار مملو از جمعیت معترض بود که هرلحظه بر حجم وتعداد ودامنه آن افزوده میشود. در واقع شرایط بکلی از دست رژیم خارج شده ومردم تسلط و صلابت ونیروی خودرابرخ رژیم کشیده اند. بازار وخیابانهای اطراف انباشته از جمعیت مردم است وهنوزهم بر تعداد آنها افزوده میشود. با توجه باینکه مراسم صبح بوده وبسیاری از مردم در این ساعات سر کار هستند باید شرایطی را بوجود بیاید که ادامه این مراسم در بعد از ظهر امروز در گسترده ترین شکل ممکن برگزار شود. ماموران بریده ولباس شخصی ها وبسیجی ها ونیروهای سرکوبگر اقدام بدست گیری های کور میکنند. آنچه شخصا شاهد آن بوده وهستم اینکه تهران در التهاب کامل و عصیانی بی سابقه بسر میبرد و آمادگی انفجار را داراست. حدود ساعت 10 وخرده ای بود که کلانتری بازاربا یک هجوم درحالت تسخیرمردم قرارگرفت ومیتوانست کلانتری بطور کامل درتسخیر مردم قراربگیرد. همه چیز برای یک قیام درهم کوبنده وویرانگر مردمی مهیاست. دنیا باید به حمایت معنوی از مردم ایران برخیزد. ایران – تهران آبستن حوادث بی نظیر و ویرانگریست. رژیم وماموران آن بشدت عصبی و بریده بنظر میرسند. تاب مقاوت دربرابرنیروی عظیم مردمی را نخواهد آورد که نمونه آن در حرکت وواکنش امروز مردم ونیروها بچشم میخورد. برای بعد از ظهر امروز باید این غلین وخروش را ادامه داد تا نفس نیروها هرچه بیشتر به شمارش بیفتد.
*****
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از میدان بهارستان ؛ لحظاتی پیش حرکت اعتراضی مردم از سپه سالار و خیابان جمهوری بسوی میدان بهارستان با شعار مرگ بر دیکتاتور آغاز گردید.لحظاتی پیش تعداد زیادی از مردم به هم پیوستن و تظاهرات خود را از از دو مسیر بسوی میدان بهارستان آغاز کردند . تعداد زیادی از مردم در خیابان سپه سالار به هم پیوستند و با سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور بسوی میدان بهارستان در حال حرکت هستند. همچنین همزمان در خیابان جمهوری مردم به هم پیوستند و تظاهرات گسترده خود را آغاز کردند. مردم با شعار مرگ بر دیکتاتور در حال حرکت بسوی میدان بهارستان هستند.اعتراضات در خیابانهای دیگر در حال شکل گرفتن است و آنها هم بسوی میدان بهارستان در حال حرکت هستند. نیروهای سرکوبگر با یورشهای وحشیانه قصد متفرق کردن مردم را دارند ولی مردم به حرکت خود ادامه میدهند و متفرق نمی شوند و در مقابل یورشهای آنها مقاومت سر سختانه ای نشان میدهند . انبوهی از نیروهای سرکوبگر در منطقه حضور دارند و همچنان بر نیروهای خود می افزایند.نیروهای سرکوبگر گارد ویژه و لباس شخصیها وحشیانه با باتون به مردم حمله ور می شوند . نیروهای سرکوبگر تمامی کوچه و خیابانهای که بسوی بهارستان منتهی می شد را با ماشینهای خود بسته بودند و تمامی اقدامات را بکار برده بودند تا از هر حرکتی جلوگیری کنند.حوالی ساعت 11:05 دقیقه 3 نفر از جوانان در میدان بهارستان توسط نیروهای سرکوبگر دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل شدند.همچنین نیروهای سرکوبگر خانمی را که شعار مرگ بر احمدی نژاد سر می داد در میدان بهارستان دستگیر کردند که با مقابله مردم مواجه شدند و نیروهای سرکوبگر را وادار به آزادی او کردند و آنها را وادار به فرار کردند.
*****
شعار مرگ بر دیکتاتور در مترو تهران
*****
مجموعه ای از چند فیلم کوتاه خبری از تظاهرات امروز مردم و نیز حضور فعل مزدوران رژیم در میدان بهارستان و خیابانهای اطراف آن:
*****
روز تحلیف - تجمع‌های اعتراضی در بهارستان و منطقه بازار
به‌رغم تدابیر شدید امنیتی، مراسم تحلیف محمود احمدی‌نژاد، با تجمع اعتراضی رو به افزایش در بهارستان، بسته شدن مغازه‌های نزدیک، پخش گاز اشک‌آور و دستگیری‌ها همراه شد. از بازار تهران نیز، ناآرامی‌هایی گزارش شده است.
به گزارش شاهدان عینی، احمدی‌نژاد به خاطر رعایت مسائل امنیتی با یک چرخبال در صحن بهارستان بر زمین نشست. خبرگزاری‌ها گزارش داده‌اند که نیروهای امنیتی از دیروز تدابیر امنیتی شدیدی را برای جلوگیری از تظاهرات معترضان در میدان بهارستان تدارک دیده بودند. خبرگزاری فرانسه از استقرار دست کم هزار نظامی و بسیجی در این میدان خبر داد. احمدی‌نژاد در شرایطی از پیشبرد فرهنگ و هنر و ایجاد زمینه مشارکت زنان سخن گفت که در ۴۰ روز گذشته تعداد زیادی از فرهنگ ورزان، روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق زنان به زندان افتاده‌اند و خانواده‌های بیشتر آنان از سرنوشتشان بی‌خبر مانده‌اند.
تحلیف در شرایط غیرعادی
خبرگزاری‌های خارجی، به موازات مراسم تحلیف، به شرایط ویژه‌ای که این مراسم در آن برگزار شد پرداختند. خبرگزاری آلمان نوشت: «دهها هزار نفر علیه نتیجه انتخابات ایران دست به تظاهرات زدند، عده‌ای کشته و عده‌ای دستگیر یا مجروح شدند، تنها چیزی که رژیم نتوانست مانع از آن شود، سیل عکس‌ها در اینترنت بود. اما هیچکدام از این‌ها، کمک نکرد. محمد احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران باقی می‌ماند. او امروز سوگند یاد کرد». خبرگزاری آلمان ضمنا گزارش داد که معترضان، امروز در برابر بهارستان شعار "مرگ بر دیکتاتور" سر دادند. خبرگزاری رویترز از تجمع صدها معترض در برابر بهارستان خبر داد و نوشت: «صدها نفر در اعتراض به تحلیف احمدی‌نژاد در برابر ساختمان مجلس گردهم آمدند. شاهدان عینی از دست کم یک بازداشت می‌گویند». خبرگزاری فرانسه نیز، در نخستین ساعات بامداد به وقت آلمان، پس از گزارش مراسم تحلیف و نقل برخی از گفته‌های احمدی‌نژاد، از درگیری میان نیروهای انتظامی و بسیج با تظاهرکنندگان خبر داد و نوشت: «پلیس و بسیجی‌های وفادار به دولت می‌کوشند صدها نفر را که در برابر مجلس تجمع کرده‌اند، متفرق سازند. شاهدان عینی از سردادن شعارهائی علیه احمدی‌نژاد گزارش می‌دهند. پلیس از گاز اشک‌‌آور استفاده کرده است. مغازه‌های نزدیک به مجلس همه بسته‌اند».
دستگیری هاله سحابی
حدود نیمروز به وقت تهران خبر رسید که هاله سحابی دختر مهندس عزت‌الله سحابی و از مادران صلح، در برابر بهارستان به وسیله لباس‌شخصی‌ها دستگیر شده و به وسیله یک پژوی یشمی رنگ به محلی نامعلوم انتقال یافته است. هاله سحابی ۵۴ ساله و مبتلا به بیماری قند است.شاهدان عینی از دستگیری چند نفر دیگر نیز در بهارستان خبر دادند.حدود ظهر به وقت تهران خبر رسید که بر تعداد جمعیت حاضر در میدان بهارستان و بازار تهران دم به دم افزوده شده است. یک شاهد عینی گفت که تعداد معترضان در میدان بهارستان به حدود ۵۰ هزار نفر رسیده و همچنان رو به افزایش است. تا ساعت ۱۱ پیش از ظهر امروز متروها در ایستگاه بهارستان و ملت توقف نکردند. مسئولان نخست اعلام کردند که مترو دچار نقص فنی شده است، اما جعفر ربیعی مدیرعامل متروی تهران، در تماس با ایسنا این موضوع را رد کرد و گفت عدم توقف متروها، به دستور مقامات مسئول صورت گرفته است. مدیرعامل متروی تهران خبر داد که توقف و حرکت متروها در دو ایستگاه یاد شده، از ساعت یازده به حالت عادی بازگشته است.
*****
سوگند دروغ رئیس دولت کودتای سرخ
سوگند دروغ رئیس دولت کودتا در مجلس، حضور دهها هزار نفر در میدان بهارستان، حضور هزاران پلیس ضد شورش و سرکوب مردم در خیابان‌ها، تعطیلی چند ایستگاه مترو و ترافیک گسترده در سطح شهر، تحریم شجاعانه جلسه از سوی اکثر اعضای فراکسیون اقلیت و همزمان حضور شرم‌آور تعدادی از آنها در صحن مجلس، تحقیر نمایندگان و به عقب راندن آنها برای جانشین کردن مسئولان و نزدیکان بیت رهبری، تکرار تهدیدها و توهین‌های همیشگی از زبان احمدی‌نژاد و نصیحت‌های منفعلانه رؤسای قوای مقننه و قضاییه؛ اینها خلاصه نمایشی بود که امروز به نام تحلیف در بهارستان انجام شد.
اما امروز خانه‌ی ملت نه در بهارستان، بلکه در چند کیلومتر دورتر بود؛ در میدان امام خمینی، جلوی بازار تهران، میدان شهدا و نقاط دیگری که مردم در آنجا علیه دولت کودتا شعار می‌دانند. حضور گسترده مردم، صبح امروز نمایش تحلیف را به حاشیه برد و نشان داد که از میان 24 میلیون حامی ادعایی کودتاچیان، در عمل چیزی جز چند هزار نیروی بسیجی و گروهی نیروهای حقوق‌بگیر انتظامی و امنیتی، کسی باقی نمانده است.
از ساعات ابتدایی صبح امروز، تهران شرایط ملتهبی داشت. علاوه بر حضور گسترده نیروهای سرکوب در اطراف بهارستان، ترافیک قفل در اتوبان مدرس، میدان هفت تیر، خیابان سعدی، خیابان جمهوری و خیابان پیروزی نیز نشانه‌ی آشکار دیگری از وجود التهاب و واکنش منفی مردم تهران به نمایش تحلیف و سوگند دروغین احمدی‌نژاد بود.
دقایقی پیش مراسم نمایشی تحلیف رئیس دولت کودتا تمام شد، اما ظاهرا اتفاقات اصلی امروز تازه آغاز شده است.
ساعت 9 صبح امروز هزاران نفر از مردم در میدان بهارستان حضور یافته‌اند که بدون هیچ شعار و تحرکی، تنها به دور میدان حرکت می‌کنند. «ایجاد حلقه تجمع گرداگرد بهارستان» و قدم زدن در کنار میدان بدون متفرق شدن و با پرهیز از هرگونه درگیری، از ایده‌های ضد تحلیف بود که دیروز در اعلامیه های مختلف بین مردم مطرح شده بود.
اولین گزارش‌های دریافتی از شاهدان عینی حاکی است غیر از تجمعاتی که در سبزه میدان و بازار تهران، میدان امام خمینی، میدان شهدا و خیابان جمهوری ایجاد شده، هزاران تن هم از حدود ساعت 9 صبح امکان حضور در میدان بهارستان را پیدا کردند که البته همزمان با سوگند احمدی‌نژاد، به سمت جنوب بهارستان و خیابان ری پراکنده شدند. تعداد افراد حاضر در محوطه اصلی میدان بهارستان در ساعت ابتدایی، بالغ بر ده هزار نفر گزارش شده است.
در همین حال سایت پارلمان نیوز، متعلق به فراکسیون اصلاح طلب مجلس، خبر داد که از 70 نماینده عضو فراکسیون خط امام (اقلیت) مجلس، تنها 13 نفر در مراسم تحلیف شرکت کردند و عده‌ای از افراد حاضر از این فراکسیون در این جلسه نیز با آغاز سخنان احمدی‌نژاد، صحن علنی مجلس را ترک کردند.
با این حال گزارش یاران ما حاکی است در تصاویر پخش زنده، حضور مصطفی کواکبیان و محمدرضا خباز، دو نماینده ظاهرا اصلاح‌طلبی که در مراسم تنفیذ در روز نکبت نیز شرکت کرده بودند، مشهود بود.
بر اساس آخرین گزارش‌های رسیده، در ساعتی که این گزارش در حال انتشار است، تجمعات گسترده‌ای در اطراف بهارستان به وقوع پیوسته و فضای نظامی و امنیتی حاکم بر این مناطق در حال شکسته شدن است.
گزارش‌های تازه‌تر، از حضور بسیار پرتعداد مردم در محوطه چهارراه گلوبندک تا سبزه میدان و از آنجا تا تقاطع خیابان ناصرخسرو و تعطیلی تعدادی از مغازه‌ها و حجره‌ها در بازار تهران خبر می‌دهد. هنوز گزارشی از تجمعات شهرستان‌ها به دست ما نرسیده است.
گزارش دیگری از دستگیری تعدادی از شهروندان و انتقال آنها به خودروهای ون سفید که برای جمع‌آوری و انتقال بازداشت شدگان در محل حاضر شده، حکایت می‌کند. این گزارش حاکی است در یک مورد، ماموران لباس شخصی چند زن را با ضرب و شتم شدید، از سر انداختن حجاب و کشیدن موی سر آنها بازداشت و به خودروهای مخصوص منتقل کرده‌اند.
آخرین گزارش‌های رسیده نیز نشان می‌دهد که مردم در بهارستان برای تجمع در ده میدان بزرگ تهران در ساعت 6 بعدازشهر قرار می‌گذاشتند و می‌گفتند که قرار است در شهرستان‌ها نیز مردم در همین ساعت در میدان اصلی شهر جمع شوند.
*****
ممانعت از حضور خبرنگاران اصلاح طلب در نمایش تحلیف
بر اساس جدیدترین گزارش رسیده حراست مجلس صبح امروز در اقدامي عجيب با كارشكني در صدور كارت، مانع ورود برخي خبرنگاران براي پوشش مراسم تحليف شده است.
بر اساس این گزارش، با وجود آن كه از روزهاي قبل اداره اخبار مجلس اسامي خبرنگاران را براي هماهنگی حضور آنها دريافت كرده بود، حراست مجلس به شكل گزينشي اقدام به صدور كارت براي خبرنگاران كرد. بر اين اساس دو نفر از خبرنگاران خارجي و چهار نفر از خبرنگاران اصلاح طلب اجازه حضور به مجلس را نيافتند. سجاد سالك و سميه قشقايي خبرنگاران اصلاح طلب و مهدي حسني و ميلاد پيامي دو عكاس روزنامه هاي اصلاح طلب با ممانعت حراست مجلس مواجه شده و اجازه ورود به پارلمان را نيافتند. اين در حالي است كه مهدي حسني يك روز قبل دوربينش را براي چك و بررسي به مسئولان امنيتي داده بود و در آن هنگام اعلام شد كه وي مشكلي براي ورود به مجلس ندارد.
این گزارش حاکی است در همين حال يكي از مسئولان اداره كل اخبار و رسانه هاي مجلس اعلام كرد اسامي تمام خبرنگاران براي صدور كارت در اختيار حراست مجلس قرار گرفته، اما حراست مجلس تشخيص داده كه تعدادي از خبرنگاران صلاحيت حضور در مجلس را ندارند.
*****
واقعا چند نماینده جلسه‌ی امروز را تحریم کردند؟
با آنکه سایت پارلمان نیوز متعلق به فراکسیون اقلیت از عدم حضور حدود 57 نماینده اصلاح طلب در مراسم نمایشی تحلیف رئیس دولت کودتا خبر داده، تصاویر تلویزیونی نشان می‌دهد که دست‌کم سه نماینده اقلیت به نامهای «مصطفی کواکبیان» دبیرکل حزب مردمسالاری و نماینده سمنان، «محمدرضا خباز» عضو حزب اعتماد ملی و نماینده کاشمر و «علی‌اکبر اولیا» نماینده یزد در مجلس تحلیف کودتاچیان حاضر شده‌اند.
در تصاویر پخش زنده مجلس امروز، حضور مصطفی کواکبیان، محمدرضا خباز و علی‌اکبر اولیا، مشهود بود. این سه نماینده ظاهرا اصلاح‌طلب دو روز قبل، در روز نکبت و در مراسم تنفیذ رئیس دولت کودتا، اولین قدم را در راه جدایی از ملت برداشتند و اکنون با حضور و سکوت در مراسم تحلیف، بر جدایی خود از وکلای خود مهر تایید گذاشتند.
همچنین خبرگزاری ایرنا نیز نام قدرت‌الله علیخانی، سید حسین هاشمی، علی اصغریوسف نژاد، امیر طاهرخانی را به فهرست سیاه مذکور افزوده است.
جام جم آنلاین نیز نام این نمایندگان اصلاح طلب را به لیست شرکت کنندگان افزوده است: پيمان فروزش، محمد مهدي پورفاطمي، شهرياري، لاهوتي، محسني بندپي، داود محمدجاني، نريمان، پشنگ، اميني، مقيمي، نصيري و دستغيب.
بدین ترتیب اگر حضور این افراد در جلسه نمایشی تحلیف صحیح باشد، حداقل 19 نفر از اقلیت مجلس در این جلسه شرکت داشته‌اند.
با این حال سایت پارلمان نیوز، متعلق به فراکسیون اصلاح طلب مجلس، ادعا کرده که که از 70 نماینده عضو فراکسیون خط امام (اقلیت) مجلس، تنها 13 نفر (طبق خبر ابتدایی) یا 17 نفر (طبق خبر اصلاح شده) در مراسم تحلیف شرکت کردند و عده‌ای از افراد حاضر از این فراکسیون در این جلسه نیز با آغاز سخنان احمدی‌نژاد، صحن علنی مجلس را ترک کردند.
این در حالی است که علی لاریجانی در آغاز جلسه امروز، تعداد نمایندگان را 242 تن ذکر کرد که با این حساب تعداد کل نمایندگان از 300 تن فراتر می‌رود!
به‌رغم همه این موارد، تعداد صندلی‌های خالی مجلس نیز با وجود حضور افراد ی غیر از نمایندگان، بسیار زیاد به نظر می‌رسید.
از این رو، جا دارد منابع نزدیک به نمایندگان اقلیت، توضیحات دقیق‌تری درباره چگونگی حضور آنها در جلسه تحلیف ارائه دهند.
*****
وکیل نبوی، تاج زاده و میردامادی:
دادگاه فردا غیرقانونی است؛ در آن شرکت نمی‌کنم
وکیل تاج زاده، میردامادی و بهزاد نبوی تاکید کرد: به دلیل فراهم نبودن مقدمات قانونی دادرسی و به درخواست خانواده های موکلان خود، فردا در جلسه دادگاه حضور نخواهم یافت.
هوشنگ بابایی در گفت و گو با خبرنگار ایلنا در خصوص آخرین وضعیت پرونده های تاج زاده، نبوی و میردامادی، گفت: پس از درخواست رسمی خانواده های این متهمان برای پذیرش وکالت، وکالت نامه خود را به دادستان تهران ارائه کردم.
وی افزود: در همین راستا، صبح امروز به شعبه 15 دادگاه انقلاب مراجعه کردم، اما قاضی صلواتی در شعبه حضور نداشت. زمانی که از رئیس دفتر شعبه، محل دادگاه و نام افرادی را که قرار است فردا محاکمه شوند جویا شدم، به من اعلام کرد چنانچه وکالت شما در پرونده ثبت شده باشد باید برای جلسه فردا از شما دعوت شود.
پوربابایی با تاکید بر اینکه ابلاغیه ای برای شرکت در جلسه دادگاه فردا برای وی ارسال نشده است، خاطر نشان کرد: با این توصیف روند رسیدگی به این پرونده قانونی نیست.
وی افزود: با توجه به اینکه از مقدمات قانونی دادرسی، ملاقات با موکلان در زندان، مطالعه پرونده و فرصت لازم جهت دفاع از موکلان است و هیچ کدام از این موارد رعایت نشده است، در جلسه فردا حضور نخواهم یافت.
وی افزود: خانواده های این متهمان نیز طی درخواستی رسمی از اینجانب خواسته اند تا رعایت کامل قانون در فرایند دادرسی، از حضور در جلسه دادگاه موکلان خودداری کنم.
*****
وقوع دستگیری‌های متعدد در اطراف بهارستان
گزارش‌های رسیده حاکی از وقوع دستگیری‌هایی در میدان بهارستان و اطراف آن در تجمعات صبح امروز است.
بر اساس این گزارش‌ها، بیشتر دستگیرشدگان زنان و دختران هستند و زن‌های پلیس و گشت ارشاد نیز برای این منظور حضور گسترده‌‌ای در اطراف بهارستان دارند.
یکی از گزارش‌ها از دستگیری خانمی که در یک تاکسی نشسته بوده و برای چند لحظه از سرکوب‌ها انتقاد می‌کند، حکایت می‌کند.
گزارش دیگری حاکی از بازرسی تک‌تک جوانانی است که کوله‌پشتی به همراه دارند.
گزارش دیگری هم از انتقال شهروندان دستگیر شده به خودروهای ون سفید که برای جمع‌آوری و انتقال بازداشت شدگان در محل حاضر شده، خبر می‌دهد.
این گزارش حاکی است در یک مورد، ماموران لباس شخصی چند زن را با ضرب و شتم شدید، از سر انداختن حجاب و کشیدن موی سر آنها بازداشت و به خودروهای مخصوص منتقل کرده‌اند.
*****
بررسی مرگ عليرضا توسلی 12 ساله در اعتراضات پس از انتخابات
بررسي علت مرگ عليرضا 12 ساله كه پنج‌شنبه گذشته در بهشت‌زهرا به خاطر ضربه به سرش كشته شد در دستور كار مجلس قرار گرفت. حميدرضا كاتوزيان، عضو كميته حقيقت‌ياب مجلس با تاكيد بر اينكه مجلس به‌طور قطع علت و چگونگي كشته شدن عليرضا را بررسی مي‌كند گفت: متاسفانه بنده و همكارانم تاكنون از اين حادثه مطلع نبوديم چراكه در اين خصوص به من و همكارانم اطلاع‌رساني نمي‌شود.
به گزارش «اعتمادملی» وي با اشاره به تاكيد مقام معظم رهبري مبني بر دلجويي از آسيب‌ديدگان ناآرامي‌هاي اخير گفت: ما به عنوان وكلاي مردم وظيفه رسيدگي به اين امور را داريم بنابراين از خانواده‌هايي كه در جريان ناآرامي‌هاي اخير آسيب ديده‌اند خواهشمنديم اين اتفاقات را به نمايندگان منعكس كنند چراكه ما در جريان همه حوادث نيستيم. كاتوزيان تصريح كرد: مردم از طريق تلفن‌هاي مجلس شوراي اسلامي و ايميل‌هاي نمايندگان كه در سايت مركز پژوهش‌ها قيد شده است مي‌توانند اخبار و نگراني‌هايشان را به ما منتقل كنند تا مجلس بر حسب وظيفه به آنها رسيدگي كند.
پنج‌شنبه گذشته عليرضا همراه پدرش براي شركت در مراسم چهلم برخی از جان‌باختگان ناآرامی‌هاي پس از انتخابات به بهشت‌زهرا رفته بود، در هنگام بازگشت عليرضا از پدرش جدا مي‌شود. بنا به گزارش سايت‌های خبري وی بر اثر اصابت باتوم به سرش دچار خونريزی مغزی شده و كشته می شود. خانواده عليرضا پس از 4 روز از مرگ وي دوشنبه شب جسدش را از پزشكی قانونی تحويل گرفتند.
روزنامه اعتماد ملی
*****
گزارش یکی از یاران جنبش همبستگی دانشجویان از صحنه های تظاهرات امروز
حکومت نظامی با ده‌ها هزار نيروی رسمی و لباس شخصی
روز تحليف - خيابان انقلاب تهران - نقاطع پل چوبی
درحالي كه مراسم تحليف محمود احمدي نژاد در مجلس برگزار شد، تقريبا حكومت نظامي در خارج از مجلس و مركز شهر تهران حكمفرما ست و كسي اجازه تردد و ايستادن به شعاع يك كيلومتر از ساختمان مجلس را ندارد. تمامي مغازه‌ها و پاساژ‌هاي مركز تهران به فرمان نيروهاي امنيتي بسته شد و پياده‌روهاي خيابان جمهوري حد فاصل ميدان بهارستان تا چهارراه استامبول به شدت در كنترل چماقداران قرار دارد.در روز تحليف محمود احمدي‌نژاد هزاران نيروي امنيتي و بسيج در اطرف مجلس شوراي اسلامي و ميدان بهارستان حضور دارند تا مانع تجمع معترضان به نتيجه انتخابات شوند.
ده‌ها هزار نيروي امنيتي از ميدان امام حسين تا ميدان انقلاب و از ميدان جمهوري تا ميدان بهارستان و همچنين از ميدان خراسان تا ميدان ارگ و نيز ميدان امام خميني حضور دارند كه بيشتر نيروهاي بسيجي بوده و آرايش نظامي زنجيره‌اي به فاصله حدود دو متر از يكديگر تشكيل داده اند.تمامي خيابان‌هاي منتهي به ميدان بهارستان از چهار سو توسط ماشين‌هاي جرثقيل راهنمايي و رانندگي بسته شده و تردد خودروها در اين مناطق وجود ندارد. ترافيك سنگيني از اين بابت در خيابان سعدي و خيابان انقلاب تهران ايجاد شده و تنها موتورسيكلت‌هاي متعلق به چماقداران بسيجي حق تردد در مناطق مركزي شهر تهران را دارند. ميزان تشديد تدابير امنيتي به حدي شدت دارد كه امكان تجمع بيش از دو نفر نيست. تعداد زيادي در ساعات اوليه صبح توسط نيروهاي بسيج و امنيتي دستگير شدند. به واقع هر كس در ميدان بهارستان ايستاده بود دستگري شد. اما در اواسط روز با بيشتر شدن تعداد تجمع‌كنندگان نيروهاي بسيجي اقدام به پرتاب گاز اشك‌آور و ضرب و شتم شديد مردم كردند. همه ساختمان‌هاي مشرف به ميدان بهارستان در اشغال ماموران لباس شخصي بود و با دوربين فعاليت حاضران در ميدان و ساختمان‌هاي روبرو را زير نظر داشتند. ايستگاه هاي مترو "بهارستان" و "ملت" نيز از ابتداي ساعت كار مترو بسته شد و به مسافران حاضر ايستگاه‌ها اعلام شد كه قطار در دو ايستگاه مذكور توقف نخواهد كرد. عابران و حاضران در ميدان بهارستان و خيابان‌هاي اطراف از مشاهده ده‌ها هزار نيروي امنيتي و لباس شخصي ضمن ابراز شگفتي آن را نسبت به تجمعات قبلي بي‌سابقه عنوان كردند. تعداد نيروهاي بسيج به حدي زياد بود كه مي توانستند به راحتي مسافران به سمت ميدان بهارستان را مورد پرسش و گزينش قرار دهند. نيروهاي امنيتي در چهارراه‌هاي مخبرالدوله و پل چوبي و همچنين ابتداي بيمارستان شفا واقع در ضلع شرقي مجلس شوراي اسلامي مانع از ورود تعداد زيادي از جوانان به ميدان بهارستان ‌شدند و تنها به مردان و زناني اجازه ورود مي‌دادند كه مطمئن مي‌شدند از براي كار اداري و يا روزانه است. در چند مورد به در مدتي كوتاه گروهي كه با زحمت خود را به ميدان بهارستان رسانده بودند، شروع به سر دادن شعار و بانگ الله اكبر كردند كه به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. نيروهاي بسيجي به هيچ كس فرصت نداده و حتي كودكان، مردان و زنان سالخورده را نيز با باتوم مي‌زدند.بر اثر شدت يورش نيروهاي لباس شخصي و چماقدار به مردم تعداد زيادي مجروح شدند. ده‌ها تن دستگير و توسط خودروهاي "ون" پلاك شخصي متعلق به نيروهاي امنيتي به مكان نامعلومي منتقل شدند. عده‌اي از دختران و پسران جوان كه با گوشي‌هاي همراه خود سعي در تصويربرداري داشتند، سريعا توسط ماموران شناسايي و مورد ضرب و شتم قرار گرفته و ضمن توقيف موبايل‌هايشان دستگير شدند.بيشترين و پررنگ‌ترين حضور نيروي انتظامي و گارد ضد شورش در داخل محوطه حياط مجلس و اطراف نرده‌هاي ساختمان مجلس بود. اما هزاران نفر از نيروهاي بسيج با جليقه‌هاي متحد الشكل در خيابان‌هاي اطراف به ترتيب زنجيره‌ انساني در كنار يكديگر و با تجهيزات كامل كنترل شهر را در دست داشتند.نيروهاي لباس شخصي و چماقدار نيز با موتور سيكلت‌هاي خود اقدام به شناسايي جوانان و دستگيري‌ مي‌كردند. تا این لحظه (کمی پس از ساعت 12 نیمروز) صدها نفر توسط مامورین رسمی و لباس شخصی ها دستگیر و به نقاط نامعلوم انتقال داده شده اند.
*****
احمدی‌نژاد و واکنش منفی رسانه‌های اروپائی
دويچه وله : برگزاری مراسم تحلیف احمدی‌نژاد در میان تظاهرات معترضان به تقلب‌های انتخاباتی، با واکنش منفی بسیاری از رسانه‌های اروپائی روبرو شد. این رسانه‌ها، از شکاف در حاکمیت و سقوط نفوذ آیت‌الله خامنه‌ای نوشتند.روزنامه محافظه‌کار نروژی Aftenposten در تفسیری با عنوان "رژیم ایران در عمق بحران" در واکنش به تحلیف احمدی‌نژاد نوشت: «نه برخورد خشونت آمیز در خیابان‌ها و نه پوشش تلویزیونی مراسم، توانست این را پنهان کند که رژیم ایران در عمق بحران قرار دارد و به سختی می‌تواند از اعتماد مردم بهره‌مند شود».

چیزی که رژیم به زودی درک می‌کند
روزنامه نروژی با اشاره به ادامه تظاهرات اعتراضی پس از ادای سوگند احمدی‌نژاد اوضاع ایران را چنین تفسیر کرد: «رژیم، بار دیگر تظاهرات اعتراضی را با خشونت تمام سرکوب می‌کند. حتی اگر مسئولان ابزار قدرت خود را تا بالاترین حد ممکن به کار بگیرند، ناآرامی‌ها پایان نخواهد یافت. شاید پلیس و گاردهای انقلاب بتوانند این اعتراضات را برای کوتاه مدت سرکوب کنند، اما مشکل اصلی رژیم، که در آینده نزدیک آن را درک خواهد کرد، حل نمی‌شود».

اشتباه بزرگ رهبران ایران
روزنامه فرانسوی "لامونتان" رادیکالیزه شدن ایران را حاصل سیاست نادرست جورج بوش دانست و نوشت: «آمریکائی‌ها با اهانت‌های مکرر خود به استقرار سیاستمدارانی کمک کردند که سوار بر امواج تحقیر شده‌اند. رهبران ایران نیز، با کارت اوباما که برای آنان یک فرصت تاریخی بود، بد بازی کردند. آن‌ها می‌توانستند دست اوباما را، که برای یک سیاست نوین به سمتشان دراز شده بود، بفشارند و صلح را به جای جنگ برگزینند. اما دوگانگی قدرت سیاسی و مذهبی مانع این امر شد.

لیبراسیون: بازی پیچیده
روزنامه لیبراسیون چاپ پاریس بازی حاکمان ایران را پیچیده دانست و با اشاره به شکاف ایجاد شده در حاکمیت توضیح داد: «هنگامی که آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر مذهبی تقلب‌های انتخاباتی را نادیده گرفت و فرد مورد حمایت خود را تایید کرد، پایه‌های مذهبی رژیم با آزماشی سخت روبرو شد. در نهایت، رهبر مذهبی باید تجسم قدرت الهی باشد که فراجناحی است. اما او با موضع‌گیری خود، بخشی از روحانیت به جبهه مخالفان خود سوق داد».
لیبراسیون در گزارش دیگری از احمدی‌نژاد به عنوان یک دیکتاتور نام ‌برد و نوشت: «دیکتاتور ایرانی با تهدید و خشونت هم نتوانست جامعه پیچیده و مدرن ۷۱ میلیونی ایران را، که از اینترنت، تلفن‌همراه، ماهواره و تویتر استفاده می‌کند، وادار به سکوت کند. باید در زمینه پیش‌گوئی پایان رژیم ملاها و پاسداران انقلاب محتاط بود. این رژیم هنوز از پشتیبانی نظامیان و پلیس برخوردار است، اما قدرت احمدی نژاد به شدت تضعیف شده است».

مقاومت موسوی و ادامه تظاهرات
روزنامه هلندی "فولکس‌کرانت" ضمن اشاره به پایداری مهندس میرحسین موسوی برای تجدید انتخابات، درباره ادای سوگند احمدی‌نژاد می‌نویسد: «یک ناظر سطحی می‌تواند بر این نظر باشد که رژیم ایران یکپارچه از دومین دوره ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد پشتیبانی می‌کند و اعتراضات خیابانی شلیک‌های ضمن عقب‌نشینی هستند. هیچ چیز بیش از این دور از حقیقت نیست. قابل توجه است که موسوی، رقیب احمدی‌نژاد، که خود از جمهوری اسلامی برخاسته، نمی‌ترسد و همچنان تجدید انتخابات را می‌طلبد. جالب‌تر این که به رغم فشارهای روانی معترضان و حضور دستگاه سرکوب، تظاهرات اعتراضی همچنان ادامه دارد».

فقط یک ذره آزادی
روزنامه "کوریر" چاپ وین، با اشاره به این نکته که تایید شتاب‌زده پیروزی احمدی‌نژاد زمینه ساز اصلی بحران فعلی ایران بود، از تظاهرکنندگان ایرانی به عنوان "تشنگان دموکراسی" یاد می‌کند و نتیجه می‌گیرد: «آنچه ناراضیان می‌خواهند، فقط اندکی آزادی بیشتر شخصی است تا نیمه تحصیل‌کرده جمعیت کشور، در مهاجرت درونی و بیرونی گم نشود». به نظر مفسر کوریر، این چیزی است که رژیم مجبور است برای حفظ خود به زودی به آن تن بدهد.

اعتراض به حضور نماینده اتحادیه اروپا
روزنامه آلمانی اوسنابروکر تسایتونگ به موضوع شرکت نماینده اتحادیه اروپا در مراسم تحلیف احمدی‌نژاد پرداخت و اظهارات سخنگوی سیاست خارجی فراکسیون احزاب خلق پارلمان اروپا را چنین نقل کرد: «ما در هفته‌های گذشته به عنوان اتحادیه اروپا همواره خواستار بازشماری آرای مردم ایران و تجدید انتخابات شدیم و سرکوب تظاهرات و دستگیری‌ها را به شدت محکوم کردیم. به این دلیل، اجازه نداریم به عنوان یک اروپائی با شرکت در مراسم تحلیف به انتخاب احمدی‌نژاد وجاهت قانونی ببخشیم».
*****
فیلمی کوتاه از تجمعات مردم ساعاتی پس از نیمروز و حمله اوباشان به گروه معترضین

*****
فرود اضطراری یک هواپیمای مسافربری کشور
سایت دولتی تابناک - كدخبر: ۵۸۴۴۳ - زمان: ۱۸:۱۳
سرويس اجتماعي «تابناك» ـ هواپيماي مسير هوايي ماهشهر به تهران، پس از برخاستن از زمين دچار نقص فني شده و مجبور به فرود اضطراري در فرودگاه مبدأ شد.به گزارش خبرنگار «تابناك»، پرواز شماره 1028 هواپيمايي كيش اير، پس از يك ساعت تأخير از زمين بلند شد كه پس از حدود ده دقيقه پرواز، دچار نقص فني و مجبور به فرود اضطراري در فرودگاه ماهشهر شد.بنا بر اين گزارش، نقص فني و بازگشت اين هواپيما به ماهشهر، موجي از نگراني را در دل مسافران پرواز به وجود آورده بود.اين هواپيما كه طبق زمان‌بندي بايد ساعت 15و12 پرواز مي‌كرد، با يك ساعت تأخير در ساعت 25و13 از زمين بلند شد؛ ولي پس از اندكي پرواز به دليل نقص فني در چرخ‌هاي هواپيما، به فرودگاه مبدأ بازگشت.اين هواپيما كه به گفته برخی فوكر 100 و به گفتی برخی مسافران دیگر 83-Boing MD بوده ، به علت بسته نشدن چرخ‌هاي هواپيما و احتمال اين‌كه پس از جمع شدن چرخ‌ها، مجددا براي فرود در تهران باز نشوند، از ادامه مسير معذور شده و مسافران نگران را در ماهشهر پياده كرد.گفتني است، تعمير اين هواپيما در ماهشهر امكان‌پذير نبوده و در نهايت پرواز لغو شده و مسافران از سفر به تهران باز ماندند.شايان ذكر است، بسياري از مسافران براي اين‌كه بتوانند به تهران سفر كنند، به شهرهاي همجوار مراجعت كرده‌اند.
*****
لو رفتن استاد جعلی دردانشگاه همدان
سایت دولتی تابناک - كدخبر: ۵۸۴۷۴-زمان: ۱۹:۱۸
روزنامه اعتمادملی از فردی خبر داد که با مدرک قلابی در دانشگاه تدریس کرده است.اعتماد ملی نوشت:یکی از اعضای هیات علمی‌دانشگاهی در استان سمنان به یکی دیگر از همکاران خود اطلاع می‌دهد که فردی همنام وی و در رشته وی در دانشگاهی در استان همدان تدریس می‌کند. پس از اصرار استاد مذکور تحریک می‌شود که قضیه را پیگیری کند‌ و معلوم می‌شود که‌ این فرد قبلا در مغازه فتوکپی کار می‌کرده و هنگامی ‌که استاد مذکور مدرک خود را به او می‌دهد تا کپی بگیرد وی آن را اسکن کرده و سپس با تغییر عکس یک مدرک جعلی اما با همان نام تهیه کرده و خود را با ‌این نام و مدرک معرفی کرده و در استان همدان به عضویت هیات علمی‌ در می‌آید و یک ترم هم تدریس کرده و خود را آماده تدریس ترم دوم می‌کند که قضیه لو می‌رود.
*****
بهارستان: خون، بغض، فریاد
این یادداشت یکی از خوانندگان گمنام "موج سبز" است که در آن تجربه شخصی خود را از روز تحلیف یک کودتاچی به رشته تحریر درآورده است:
روز تحلیف رئیس کودتاست. امروز نوبت به میدان بهارستان رسیده تا میزبان خون و بغض و فریاد باشد.چون همیشه زنان بیش از مردان حضور یافته‌اند. این حضور پرشور زنان و دختران از طرف استقبال کنندگانشان بی‌جواب نمانده. امروز خواهران پلیس نیز حضور یافته‌اند تا در پذیرایی گرم از هم وطنانشان اجری برده باشند. پله‌های ایستگاه مترو را یکی یکی بالا می‌آیم، بغض مسافران تبدیل به فریاد شده، یا حسین، میرحسین.پایان راه پله‌ها به تونل انسانی نیروهای امنیتی اتصال یافته، لبخند تلخ بر لبانمان می‌نشیند، یاد دوران کودکی و تونل وحشت می‌افتم.ناگاه فریاد جایش را به سکوت می‌دهد. اما امید در پس تلخ‌خند حاضران دیده می‌شود.وقتی که نگاه ناخواسته عابران به چشم بسیجی‌ها، زدن ماسک بر صورت، تنها بودن یک جوان و ... هر یک دلیلی باشد برای دستگیر شدن، ترس به سراغ‌مان می‌آید.برای آنکه به خود روحیه دهم به سمت یکی از بسیجی‌ها می‌روم و می‌گویم، چه خبر شده؟ می‌توان به سمت بهارستان رفت؟می‌گوید خبری نیست!، می‌شود رفت.می‌روم، جمعیت نیز ...نگاه می‌کنم، تعدادشان از تعداد عابران بیشتر است .. هر از گاهی دستی از پشت، دست یک رهگذر را می‌گیرد و می‌برد... بهت حاصل این استقبال ناخواسته است. گاهی زنان مانع بردن جوانان می‌شوند.انگار همه مادران، مادران صلح شده‌اند.یک دختر محجبه را کشان کشان، در حالی که بر سر و صورتش می‌زنند، با خود می‌برند.تا به حال اینچنین نسبت به یک محجبه احساس ترحم نداشته‌ام. به یاد حرف دوستی می‌افتم که چند روز پیش با دیدن اعترافات ابطحی در وبلاگش نوشته بود: امروز برای اولین بار توانستم یک آخوند را دوست داشته باشم.یکی از آن خواهران پلیس یک جوان را با خود می‌برد، مردم معترض می‌شوند. شرافت و انسانیتش را به حراج می‌گذارد و می‌گوید: منافق گرفته‌ام...دیگر کسی شعار نمی‌دهد، مردم به یکدیگر لبخند تحویل می‌دهند، گویی لبخند، رمز نشان دادن "معترض بودن" شده. چرا که تنها بر چهره آنانی می‌نشیند که شجاعتشان را با حضور در قربانگاه جانیان نشان می‌دهند.
*****
خبری از میان ایمیل های رسیده امرو بدست ما:
وبلاگ مادران عزادار راه‌اندازی شد
مادران سوگواری که فرزندان دلیرشان را در حوادث پس از انتخابات از دست داده‌اند، در وبلاگی گرد هم آمده و دل‌مویه‌های خود را می‌نویسند.
در این وبلاگ که به نام «مادران عزادار» نامیده شده، مصاحبه‌ها، گفتگوها، برنامه‌های پیش‌رو و نیز روایت مادران عزادار از نحوه شهادت عزیزانشان منتشر می‌شود. علاقمندان می‌توانند برای دنبال کردن مباحث این وبلاگ به آدرس زیر رجوع کنند:
http://www.mournfulmothers.blogfa.com/
*****
دومین جلسه "مضحکه" دادگاه به تعویق افتاد
سران کودتا با مشاهده اعتراضات گسترده مردمی در روز تحلیف و از خوف سرایت این اعتراضات به محل نمایش تلویزیونی موسوم به دادگاه اصلح طلبان، دومین جلسه این دادگاه نمایشی را به روز شنبه موکول کردند.
در اطلاعیه‌ای که به این منظور صادر شده، ادعا شده که به دنبال درخواست استمهال وکلای بازداشت شدگان حوادث اخیر، قاضی صلواتی رییس شعبه 15 دادگاه انقلاب دومین جلسه را به روز شنبه موکول کرده است.
پیش از این قرار بود صبح فردا (پنجشنبه) دومین جلسه رسیدگی به اتهامات بازداشت شدگان حوادث اخیر برگزار شود و خانواده بازداشت شدگان و دیگر فعالان جنبش سبز اعلام کرده بودند که جلوی دادگاه تجمع اعتراضی برگزار خواهند کرد.
*****
مهدی یزدانی خرم بازداشت شد
دقایقی پیش(چهارشنبه شب ساعت 21:45) مهدی یزدانی خرم دبیر سرویس ادب و هنر روزنامه اعتماملی ُبازداشت شد.
به گزارش سحام نیوز مهدی یزدانی خرم مقابل نشر چشمه در نزدیکی دفتر روزنامه اعتمادملی توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شد. وی سومین عضو روزنامه اعتمادملی است که در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده است.
*****
باز هم دو دوزه بازی آمریکا
سخنگوی کاخ سفيد اظهارات خود درباره احمدی نژاد را تصحيح کرد
رابرت گيبس، سخنگوی کاخ سفيد امروز چهارشنبه اظهارات روز گذشته خود درباره اینکه محمود احمدی نژاد را «رييس جمهور منتخب» معرفی کرده بود تصحيح کرد.
گيبس در کنفرانس خبری دیروز سه شنبه، در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره به رسميت شناختن محمود احمدی نژاد به عنوان رييس جمهور مشروع ايران، گفته بود: او رييس جمهور منتخب است.
اين در حالی است رابرت گيبس امروز چهارشنبه به خبرنگاران گفت: بگذاريد آنچه را که ديروز گفتم کمی تصحيح بکنم. وی اضافه کرد: محمود احمدی نژاد مراسم تحليف را انجام داده و اين يک واقعيت است. ولی اين برعهده مردم ايران است که درباره منصفانه بودن انتخابات رياست جمهوری در کشورشان قضاوت کنند.
رابرت گيبس تصريح کرد: واضح است که ايرانی ها درباره منصفانه بودن اين انتخابات پرسش هايی دارند، پس تصمیم گیری در این باره را به آنها واگذار کنیم.
*****
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ