سرود ملی: ای ایران ای مرز پرگهر

نقش دولتمردان و رسانه های آمریکایی در شورش 22 بهمن 1357

۱۳۸۸/۰۴/۲۹

دوشنبه: 29/4/1388
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: تقاضا داریم برای بازنشر مطالب انتشار یافته درین "وبلاگ" نام و نشانی منبع اصلی را ذکر نمائید. متشکریم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آغاز "پست" جدید؛ در روزی جدید. ساعت 00:15 بامداد دوشنبه بیست و نهم تیرماه است و ما مطابق معمول با پیامی کوتاه صفحه جدید را می گشائیم تا پس از اندکی (شاید حدود یک ساعتی) استراحت و تمدید اعصاب، و نیزادیت کردن نخستین مطالبی که هم اکنون در حال تایپ شدن و ویرایش است؛ سایت مورد علاقه شما را "بروز رسانی" کنیم. بامدادتان بخیر...
****
تحصن دانشجویان دانشکده معدن دانشگاه تهران در اعتراض به ادامه بازداشت دکتر خدایاری
از صبح دیروز (یکشنبه28 تیر)دانشجویان دانشکده معدن دانشگاه تهران در اعتراض به ادامه بازداشت دکتر علی اصغر خدایاری، استادیار گروه معدن دانشگاه تهران دست به تحصن زده اند.
در تجمع دانشجویان برخی از اساتید دانشگاه تهران نیز حضور داشته و خواستار آزادی هر چه سریعتر دکتر خدایاری هستند. دانشجویان همچنین خواستار تشریح دلایل بازداشت اساتید دانشگاه تهران شده و نسبت به عدم مشخص کردن عاملین حمله به کوی دانشگاه معترض هستند.
لازم به ذکر است دکتر خدایاری به همراه چند تن دیگر از استادان دانشگاه تهران پس از اعتراض اساتید نسبت به حمله نیروهای لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران بازداشت شدند.
از میان دیگر استادان دانشگاه تهران دکتر خالصی، دکتر حسینعلی عرب، دکتر داود سلیمانی و دکتر علی محقر نیز جزو اساتید بازداشت شده بودند.
بیش از 70 نفر از استادان دانشگاه های مختلف نیز پس از دیدار با میرحسین موسوی در هفته بعد از اعتراض به نتایج انتخابات بازداشت شده بودند.
گرچه بیشتر این اساتید تاکنون آزاد شده اند اما از وضعیت برخی از آنها از جمله دکتر خدایاری اطلاعی در دست نیست.
هفته گذشته زاهدی در پاسخ به سوالات خبرنگاران حاضر نشد تعداد دقیق استادانی که هنوز در بازداشت به سر می برند را ذکر کند.
وی همچنین در پاسخ به خبرنگاران در مورد وضعیت اساتیدی که در زندان هستند، گفت: «زندان تعبیر درستی نیست آنها در بازداشت هستند و اگر کسی در بازداشت باشد صرفا یکی دو نفر هستند.»

*****
باز هم ریاکاری و دروغ...!!
توضیح صدا و سیما - كدخبر: ۵۶۳۱۱ - زمان: ۰۰:۳۸ بامداد
روابط عمومی سازمان صدا و سیما درخصوص حذف برخی بخش ها در خطبه های نماز جمعه اخیر تهران پاسخ داد.به گزارش واحد مرکزی خبر، پاسخ روابط عمومی صدا و سیما به این شرح است:شیوه معمول و حرفه ای رسانه در انعکاس خطبه های نماز جمعه اقتضاء می کند به منظور حفظ یکنواختی سخنان خطیبان محترم، پاره ای شعارها که مورد تایید خطیبان محترم قرار نمی گیرد، حذف شود و این در همه سالهای اخیر و برای همه خطیبان محترم بوده است. از آنجا که درج برخی مطالب شبهه انگیز در برخی مطبوعات و سایت های خبری درباره حذف پاره ای از سخنان خطیب محترم جمعه از سوی رسانه ملی، موجب تشویش اذهان عمومی شده است، انتظار می رود خطیب محترم نماز جمعه که از موضع عدالت و تقوی به اقامه نماز اهتمام می ورزند خود پیشگام در رفع این شبهه باشند.
*****
از دروغ هایی که به مردم گفته می شود شرمنده ام
مردم خود شاهد بودند نیروهای مسلح، زنان را به داخل جوی ها پرتاب می کردند
جملات بالا گوشه ای از سخنان مهدی کروبی در اجتماع روز گذشته گروهی از نمایندگان تشکل های دانشجویی و دانشگاهها، حامیان غیر حزبی و حزبی مهدی کروبی و برخی از خانواده های بازداشت شدگان حوادث اخیر در دفتر امام جمارانی است.
مهدی کروبی در این همایش با انتقاد از فضایی که پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم شکل گرفته است گفت: "من به عنوان عضو این نظام از دروغ های واضح و نسنجیده ای که گفته می شود شرمنده ام."
دبیر کل حزب اعتماد ملی در مراسمی که به مناسبت عید مبعث رسول اکرم و برای تقدیر از تلاش های حامیان انتخاباتی اش برگزار شد با اشاره به حوادث انتخابت ریاست جمهوری دهم که البته آنها را اقداماتی فراقانونی خواند گفت: "به دنبال انتخاباتی که برگزار شد متاسفانه حوادثی روی داد که البته گزارش های آن در رسانه های داخلی و خارجی منعکس شد، حوادثی که برای ما تازگی دارد و بسیار عجیب و غریب و غیره منتظره بود." وی با ابراز تاسف از برخوردهایی که با اعتراضات آرام مردم صورت گرفت تاکید کرد: "پس از انتخابات مردم درخواستی قانونی داشتند و تنها خواسته شان این بود که می گفتند "رأی ما چه شده است" مردم بسیار آرام، ساکت و منطقی راهپیمایی میلیونی برگزار کردند ولی متاسفانه مانع این حرکت و تظاهرات آرام مردم شدند و شما شاهد آن بودید که چه غوغایی در تهران و شهرستان ها برپا شد و با سپر ، کلاهخود، باتوم، گاز اشک آور و گلوله به مردم حمله کردند.اما پس از روی دادن این حوادث اتفاق جالبی روی داد، آن هم اینکه همین افرادی که بر روی مردم گلوله گشودند اینک می گویند ما مردم را نکشتیم و افراد دیگر این کار را انجام دادند و این دیگر داستان عجیبی دارد. "
وی با تاکید بر اینکه اینک در عصر ارتباطات زندگی می کنیم تصریح کرد: "مردم خود شاهد آن بودند که نیروی مسلح چگونه با مردم برخورد می کردند و حتی زنان را به داخل جوی ها پرتاب می کردند و با توجه به اینکه در عصر ارتباطات هستیم این اتفاقات در تمام دنیا منعکس شد که باید گفت متاسفانه آبروی امام (ره) که بنیان گذار جمهوری اسلالمی بود و نظام اسلامی ایان را مخدوش کرد. "
کروبی خطاب به عاملان چنین حوادثی گفت: "آیا کسانی که این کارها را انجام می دهند نمی دانند که در کجا زندگی می کنند، و یا اینکه فراموش کرده اند اینک عصر ارتباطات است."
مهدی کروبی سپس برای تبیین شرایطی که اینکه در آن به سر می بریم به شرذح اتفاقی که روز جمعه در حاشیه نماز جمعه روی داد پرداخت و افزود: "روز جمعه من حدود ساعت 12 به روزنامه اعتماد ملی رفتم و سپس از آنجا با ماشین به سمت نماز جمعه حرکت کردم ، وقتی جمعیت مرا دیدند به سمت من آمدند و من از ماشین پیاده نشده و به سمت دانشگاه حرکت کردم در همین حال مردم نیز پشت سر من حرکت می کردند. وقتی جلوتر رفتیم مشاهده کردم که یک طرف موتور سوارانی با اسلحه ایستاده اند و گاز اشک آور نیز در فضا پیچیده است وقتی نروم و من هم احتمال می دادم که اگر جلوتر بروم درگیری رخ می دهتد مانند اتفاقی که در مسجد قباد سالگرد شهید بهشتی روی داد و بنابراین به مردم علامت دادم که بروند و خودم هم با علامت نشان دادم که می خواهم برای ادای نماز جمعه بروم. بنابراین ماشینی آوردند تا به سمت دانشگاه بروم ، من نیز علی رغم آن که همیشه با ماشین وارد دانشگاه می شدم وقتی مقابل داتنشگاه رسیدم پیاده شدم در انحا دیگر کسی نبود جز نیروهای امنیتی منتسب به خودشان به محض انکه من از ماشین پیاده شدم شروع کردن به سردادن شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه و من با توجه به سوابقم از این شعاری که داده می شد تعحب کردم . در ان زمان فردی انجا نبود ولی همه مشاهده کردید که عکس های مختلی از این صحنه که به سمت من حمله کردند و عمامه ام را انداخته اند منتشر شده است . پس چگونه اینها می خواهند برخوردهای که با مردم صورت گرفته را کتمان کنند و یا به گردند دیگری بیاندازند . چرا که همه این اتفاقات مقابل چشم مردم صورت گرفته است . "
مهدی کروبی تاکید کرد: "مقابل چشم مردم جوانان را کشته اند و اینک می گویند ما اصلاً اسلحه ای دراختیار نداشته ایم من به عنوان عضو این نظام از این دروغ های واضح و نسنجیده شرمنده هستم. " وی تاکید کرد : " اکنون ان قدر به مردم دروغ گفته شده است که هر شایعه ای را مردم باور می کنند و این برای من یادآرو دوران مبارزه ام قبل از پیروزی انقلاب اسلامی است . در زمانی که ماجرای حمله به مدرسه فیضیه در قم رخ داد می گفتند که بسیاری از روحانیون را به دریاچه نمک انداخته اند و یا پس از حادثه 15 خرداد ٤٢ گفته می شد که نزدیک به 15 هزار نفر به شهادت رسیده اند . این دروغ ها که گفته می شد و اصل ماجرا را تکذیب می کردند و موجب می شد که این شایعات در ذهن مردم پذیرفته شود . اکنون نیز به نظر می رسد که همان ماجرا ها در حال تکرار شدن است و این قدر به مردم دروغ گفته می شود که دیگر نمی توان هیچ حرفی را باور کرد مردم نیز شایعات را باور می کنند و هر آماری که ارایه شود را می پذیرند . " وی خطاب به مسئولان امنیتی و انتظامی گفت: "اگر شما معتقدید که این اعمال از سوی نیروهای منتسب به شما نبوده پس چرا تاکنون کسی را معرفی نکرده اید؛ آخر این چه کاری است که می گویند عده ای با اسلحه های آمریکا، انگلیس و اسرائیل کشته شده اند البته شاید هم در داخل کسی بوده که تیراندازی کرده ولی شما باید با مدرک و سند این حرف ها را ثابت کنید."
کروبی با اشاره به نامه نگاری های برخی از مسئولان به امام زمان گفت: "ابتدا آقایان می گویند که این افراد توسط نیروهای ما کشته نشده اند و انگاه به امام زمان نامه می نوسیند و می گویند که دست ما خالی بوده و هم شهید داده ایم و هم مظلومیم و هم ستم کشیده ایم و این دیگر جای بسی تعجب است . "
وی نسبت به بی توجهی به اصول دینی و مسئله اعتقاد به امام زمان و انتظار گفت: " متاسفانه امروز شرایط به گونه ای شده است که درباره امام زمان این گونه صبحت می شود و ان قدر این مسئله فاجعه امیز است که حتی نمی توان جلوی ان را گرفت." وی با اشاره به خاطره ای از امام خمینی (ره) گفت: " به خاطر دارم در زمان جنگ تحمیلی هنگامی که حضرت امام شنید که برخی از رزمندگان در جبهه ها این گونه درباره امام زمان صحبت می کنند و عده ای هستند که می گویند با امام زمان صحبت کرده و یا خواب او را دیده اند سریع خواستار پیگری موضوع شده و گفتند که افرادی که این ادعا ها را مطرح می کنند بازداشت کنید و چنین برخوردی از سوی حضرت امام موجب شد تا ان ماجرا دیگر تکرار نشود . ولی امروز فضا به گونه ای است که هر روز یک فردی چنین ادعاهایی را مطرح می کند. " وی افزود: " ما به عنوان شیعه اثنی اعشری معتقدیم که امام زمان (عج) در غیبت هستند و امام زنده می باشند و در انتظار فرج ایشان هستیم ولی ایا این گونه صحبت کردن با ایشان درست است ؟ آیا باید به آقا هم دروغ گفت ؟ خوب می توانستید در نامه به ایشان بگویید که این افراد یک عده آشوب گر بوده اند که می خواستند آشوب کنند که با انها برخورد کردیم ولی چرا دروغ گفتید ؟ "
مهدی کروبی ابراز تاسف کرد از اینکه پس از گذشت 30 سال از پیروزی جمهوری اسلامی ایران تلاش های دوستانش با انجام اقدامات فراقانونی بی ثمر مانده است . ولی وی حامیانش را به امید و حرکت در مسیر هدف تعیین شده دعوت کرد و گفت : " هرچند که در عرصه این انتخابات اتفاق تلخ و غم انگیزی روی داد و لی یادتان باشد که تفکر ازتجاعی که اکنون وجود دارد به دنبال این است که ما را در این وضع نگه دارد ولی ما باید با هوشیاری و امیدواری حرکت کرده و اهدافی را که بدان اعتقاد داریم فراموش نکنیم . " کروبی همچنین با تبیین اهداف برگزاری این مراسم گفت: " اکنون که تنش ها میان نامزدها و داوطلبان کاهش پیدا کرده است من به این فکر افتادم که یک نشستی را با دوستانی داشته باشم که در ایام انتخابات از بنده حمایت کرده اند و از انان تقدیر و تجلیل کنم و از سوی دیگر می خواستم این مراسم برگزار شود تا دیگران هم بدانند که ما زنده هستیم و به راهی که انتخاب کرده ایم ادامه می دهیم . کسانی که می خواهند ما را به حاشیه برانند باید بدانند که فراز و نشیب ها ، بی مهری ها و تقلب ها هیچ کدام در روحیه ما اثر ندارد ." وی افزود : " من از 48 سال پیش وارد عرصه مبارزاتی شده ام و به یاری خدا به راهم ادامه می دهم . " کروبی خواستار حفظ ارتباط با کسانی شد که در عرصه انتخابات به حمایت از او پرداخته اند و گفت : " دوستانی که در انتخابات همراه من بوده اند دو دسته هستند یک عده د وستانی هستند که از دوستان حزبی من می باشند و نسبت به یکدیگر به مانند یک خانواده هستیم و عده ای دیگر دوستان غیر حزبی ام هستند که نسبت به بنده محبت دارند و در این مسابقه با من همراه بودند و بنده نیز علاقه مند هستم که این ارتباط محفوظ بماند البته این ارتباط سیاسی نیست بلکه یک ارتباط عاطفی و فکری می باشد . بنابراین پیشنهاد می کنم که رابطینی از میان این دوستان انتخاب شوند که همواره با من در ارتباط باشند . " مهدی کروبی در پایان گفت : " هرگز ناامید نباشید و درراهی که انتخاب کرده اید ثابت قدم باشید . "
همچنین مهدی کروبی به تعدادی دیگر از حامیانش اشاره کرد که متاسفانه امروز در زندان به سر می برند و ابراز امیدواری کرد که هرچه سریعتر انها آزاد شوند .
گفتنی است در این مراسم علاوه بر حامیان غیر حزبی و حزبی مهدی کروبی برخی از خانواده های بازداشت شدگان حوادث اخیر نیز حضور داشتند .
این مراسم قرار بود که در تالار سنتی عقیق برگزار شود که به علت عدم ارائه مجوز از سوی فرمانداری تهران در دفتر امام جمارانی برگزار شد .

*****
ببخشیم؛ تا بخشیده شویم
در حالی که تمامی هم میهنان مقیم خارج یک نفس و یک صدا "اکبر گنجی" و فراخوان او را برای یک اعتصاب غذا در مقابل دفتر سازمان ملل محکوم کرده اند و می کنند، برخی شخصیت های بین المللی از این فراخوان استقبال کرده اند تا همبستگی خویش با ایران و ایرانی را نشان دهند.
هم میهنان مقیم خارج که به خود عنوان اپوزیسیون برون مرزی داده اند، هنرمندان و افراد مورد ستایش ما ایرانیان درون مرزی را، کسانی چون ابی، گوگوش، شهره آغداشلو، چندین هنرمند و خواننده و نویسنده و فیلمساز و کارگردان و... را که به این فراخوان پیوسته اند نیز در شمار خود فروختگان و عمال رژیم قلمداد کرده اند و می کنند فقط باین دلیل که اکبر گنجی زمانی "پاسدار" بوده است که البته این نمی تواند علت اصلی باشد.
به اعتقاد ما علت اصلی آن است که این حرکت بسیار موثر و ثمربخش از سوی کسی دیگر صورت گرفته و خود این مخالفین چنان مشغول به شعار دادن های بی نتیجه و توخالی خود بودند که به فکرشان نرسید چنین حرکتی که توجه جهانیان را جلب کرده است، از خود نشان دهند و در نتیجه اینک چنین حرکتی را از دیگری سر برنمی تابند...!!!
افسوس که این عزیزان پس از سی سال زیستن در محیطی دموکراتیک هنوز نخستین الفبای دموکراسی را نیاموخته اند. نخستین الفبای دموکراسی یعنی این که هرکس با هر پیشینه و سابقه و مرام و منشی؛ حق دارد که نظرش را ابراز داشته و خواسته اش را همگانی نماید بدون آن که "بایکوت" شود و یا زیر سوآل برده شود.
بلی، ما نیز می دانیم که اکبر گنجی روزی جزو اعضای برپا نگاهدارنده این رژیم بوده و با آنان همکاری داشته، اما هرکسی ممکن است به مقتضای زمان و مکان فریب بخورد. اما "مرد" آن است که وقتی به اشتباه خود پی برد، ضمن اعتراف به آن و پوزشخواهی؛ به آغوش جامعه باز گردد و از افراد جامعه بخواهد که باو فرصت و امکان دهند تا گذشته را جبران نماید، یعنی همان کاری که اکبر گنجی کرد.
ما ضمن آن که هیچ جانبداری از آقای گنجی نکرده ایم و نمی کنیم، این واقعیت را نیز نمی توانیم نادیده بگیریم که زمانی که گنجی با دیدی آگاهانه تر به جنایات و بیدادهای رژیم نگریست و اندیشید، عاقبت پی برد که اشتباه کرده و برای جبران این اشتباه بر علیه رژیم برخاست ، دستگیر شد، به زندان افتاد و شکنجه شد و تا پای مرگ نیز رسید تا جائی که تمامی نهادهای بین المللی یکصدا آزادی او را خواستار شدند.
من و شما و ماها، هیچیک عاری از اشتباه نبوده ایم و نیستیم. هیچ کدام جزو قدیسین نبوده ایم و نیستیم. پس بیایید ببخشیم تا بخشوده شویم.
در زیر به خبری در زمینه پیوستن دو شخصیت جهانی به فراخوان اکبر گنجی توجه کنید؛ با این توضیح که این دو؛ تنها کسانی نیستند که باین فراخوان پاسخ مثبت داده اند و آخرین کسان نیز نخواهند بود:
**
حمایت نوآم چامسکی و خوزه کازونوا از اعتصاب غذا ایرانیان در برابر سازمان ملل
نوآم چامسکی منتقد سرشناس آمریکا و خوزه کوزنوا جامعه شناس بزرگ اسپانیایی اعلام کردند در اعتصاب غذای ایرانیان در برابر سازمان ملل متحد شرکت خواهند کرد.
نوام چامسکی، طی متن کوتاهی به اکبر گنجی از اعتصاب غذای نیویورک حمایت به عمل آورد و از حضور خود در این برنامه خبر داد. در این نامه آمده است:
"اکبر. خبر مشارکت شما در اعتصاب غذا در حمایت از حقوق بشر و آزادی زندانیان سیاسی مرا بسیار خشنود کرده و تحت تأثیر قرار داد. این هدف، بسیار ارزشمند است. امیدوارم که قادر به پیوستن به شما در مقابل سازمان ملل باشم".
نوآم چامسکی
**

از سوی دیگر، خوزه کوزنوا،جامعه شناس بزرگ اسپانیایی، ضمن حمایت از اعتصاب غذا، از حضور خود در آن خبر داد. کوزنوا، استاد دانشگاه جرج تاون و رئیس "مرکز برکلی برای دین، صلح و مسائل جهانی" در همان دانشگاه است . او یکی از بزرگترین جامعه شناسان دین در دوران معاصر است. او در نامه ی خود نوشته است:
"من از اهداف اعتصاب غذایی که توسط اکبر گنجی در مقابل سازمان ملل تشکیل می شود حمایت می کنم. حقوق بشر مردم ایران باید مورد احترام قرار گیرد، و زندانیان سیاسی آزاد گردند".

خوزه کازانوا
*****
مراسم قدردانی از فعالین ستادهای موسوی و کروبی در شیراز
مراسم قدردانی از فعالین ستادهای موسوی و کروبی با حضور صدها نفر در تالار احسان امروز ساعت ۱۸ برگزار شد. در این مراسم دکتر سپهر عضو مرکزی حزب مجاهدین انقلاب اسلامی و دکتر جلالی نماینده دور ششم مجلس و مسئول ستاد موسوی و مسئول کمیته پیگیری بازداشت شده گان و آقای خباز نماینده آیت ا... علی محمد دستغیب به سخنرانی پرداختند. در طول مراسم حاضران با شعار الله اکبر ‌و موسوی موسوی و مرگ بر چین و مرگ بر روسیه این مراسم را همراهی کردند.
سخنرانان هشدار دادند که علاوه بر جمهوریت نظام امروز اسلامیت نظام نیز به خطر افتاده . ترویج اسلام معاویه و دور شدن از اسلام ناب محمدی بزرگترین خطری است که امروز جامعه ما را تهدید می کند.
در جایی دیگر دکتر جلالی مسئول ستاد آقای کروبی ۴ هدف را هدف عمده این انتخابات می دانست:۱- پیروز شدن محمود احمدی نژاد ۲- اعلام رایی بیش از رای آقای خاتمی ۳ - از آنجایی که شخصیت آقای موسوی را شخصیتی محجوب می دانستند به این امید با اختلا ف زیاد سعی در شکست مهندس موسوی داشتند و فکر میکردند مهندس اعتراضی نمی کند.۴- از آنجایی که شخصیت شلوغی از آقای کروبی سراغ داشتند خواستند چنان او را به زانو در بیاورند که جرات اعتراض نداشته باشد و به همین دلیل او را پنجم اعلام کردند.
آقای مهندس موسوی و کروبی در بیاناتی جداگانه برای این مراسم قدردانی خود را از فعالین ستادهایشان اعلام کردند و وضعیت به وجود آمده را نه تنها شکست ندانستند بلکه آن را پیروزی بزرگ در جهت وحدت هر چه بیشتر مردم دانستند.آنها همچنان دولت برآمده از کودتا را فاقد مشروعیت دانستند و اعلام کردند تا پایان در کنار این موج سبز شکل گرفته می مانند.
در پایان این مراسم در حالیکه برگزار کنندگان این مراسم سعی در آرام کردن مردم داشتند اما حرکتی خودجوش صورت گرفت و در مقابل درب تالار احسان جمعیت شروع به سردادن شعار کردند . دوبت کودتا استعفا استعفا و رو سیه حیا کن کشورم رو حیا کن و زندانی سیاسی آزاد باید گرددو ... از جمله شعار های تظاهر کنندگان بود. شعارها حدود ۴۵ دقیقه به طول کشید و در این بین اتومبیل هایی که از آن مسیر رد می شدند با بوق زدن همراهی خود را اعلام می کنند و عابران با تجمع خود همراهیشان را رساندند. این مراسم با وارد شدن ماموران یگان ویژه و متفرق کردن جمعیت به پایان رسید.

**
پیام موسوی به همایش فعالان ستادهای انتخاباتی‌اش در استان فارس
میر حسین موسوی با ارسال پیامی به همایش فعالان ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان استان فارس، از تلاش‌های آنها تقدیر و ابراز امیدواری کرد که همکاری او با حامیان انتخاباتی‌اش در آینده نیز ادامه یابد.
متن پیام میر حسین موسوی به همایش فعالان ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان استان فارس ببه این شرح است:بسم الله الرحمن الرحیمبرادران و خواهران عزیزم، اعضاء ستادهای انتخاباتی دولت امید در سراسر کشوراز راه دور به شما سلامی دوباره میگویم. حوادثی که پس از انتخابات 22 خرداد به وقوع پیوست فرصت آن را نداد تا از زحمات مخلصانه شما در طول چند ماه گذشته سپاسگزاری کنم. تلاش ما در این راه نه برای صرف انتخاب یک فرد بلکه به امید پیراستن جمهوری اسلامی از آلایش هایی بود که ضعف و وهن این نظام را در بر دارد و انقلاب اسلامی را از نورانیت نخستین و اصیل آن دور میکند.این رسالتی است که در زندگی های اجتماعی و سیاسی ما پایان نخواهد یافت. از تلاشی که همه شما در این وظیفه داشتید تقدیر می کنم و در مسیر ادای تکلیفی که از این جهت در دیگر صحنه های اثر بخش اجتماعی بر عهده ما قرار دارد برای شما خالص ترین نیت ها و موفقیت آمیزترین عملکردها را آرزومندم.امیدوارم در آینده همچنان بتوانیم همکاری های ارزشمندی در جهت اهداف اسلامی و انقلابی با یکدیگر داشته باشیم.
میر حسین موسوی
*****
فیلمی از تجمع دیروز دانشجویان و ملت بپاخاسته در میدان احسان شیراز


*****
فشار چندجانبه‌ی علمای قم بر"سیدعلی گدا"
خبرهای رسیده حاکی از آن است که چند تن از علمای برجسته قم به سیدعلی گدا فشار می‌آورند تا به جای ادامه جانبداری از احمدی‌نژاد، اعتراضات مردم و انتقادات علما را بپذیرد و بحران سیاسی موجود را با تدبیر حل کند.
طبق گزارش‌های رسیده، قرار است به زودی آیت‌الله جوادی آملی و آیت‌الله امینی به نمایندگی از طرف جمعی از علما که به درخواست هاشمی رفسنجانی برای پیگیری حل بحران کنونی تشکیل شده‌اند، با آیت‌الله خامنه‌ای دیدار کنند و دیدگاههای آن جمع را به وی منتقل سازند.
در همین حال خبرهای دیگر حاکی است تعداد دیگری از روحانیون بلندپایه نیز به طور جداگانه در جلساتی با خامنه ای، انتقادات تندی به وی وارد كرده اند. در یكی از این موارد، آیت الله خرازی، عضو برجسته جامعه مدرسین، دیه‌ی خون‌های ریخته شده را به گردن رهبری دانسته است.
همچنین یك منبع موثق نیز خبر داده که در جلسه سه شنبه گذشته هاشمی با سیدعلی گدا كه فضای تلخی هم بر آن حاکم بوده، سیدعلی از هاشمی خواسته كه در مراسم تنفیذ "عنتری نژاد" شركت كند، اما وی با عصبانیت از پذیرش این درخواست امتناع ورزیده است.

*****
دویچه وله:
سفر رفسنجانی به مشهد: رایزنی برای حل بحران؟
رفسنجانی عصر شنبه وارد مشهد شد و مورد استقبال استاندارخراسان، امام جمعه‌ی مشهد و قائم مقام تولیت آستان قدس رضوی قرار گرفت. یک روزنامه‌نگار، این سفر را پاسخی به محمد یزدی می‌‌خواند که از هاشمی پرسید، شما چکاره هستید.
به نقل از خبرگزاری‌ها، رییس مجلس خبرگان رهبری، برای دیدار با علمای مشهد و مذاکره در مورد مسائل جاری کشور به این شهر سفر کرده است. این سفر، یک روز پس از نماز جمعه‌ی تاریخی تهران و بلافاصله بعد از بازگشت محمود احمدی‌نژاد از مشهد انجام می‌شود. خانواده و رییس دفتر هاشمی، وی را در این سفر همراهی می‌کنند.
سخنان رفسنجانی در نماز جمعه‌ی تهران، با واکنش‌های ‌انتقادی و سرزنش‌ رسانه‌‌ها و محافل اصولگرا و دست راستی همراه بود. او را به کاشتن بذر تردید، تحریک قانون‌شکنان، حمایت از اغتشاش‌گران و همراهی با محافل غربی متهم کردند.
به عقیده‌ی بسیاری ناظران، مهم‌ترین بخش سخنان رفسنجانی در نماز جمعه، تاکید بر بحرانی بودن اوضاع کشور و طرح راه‌هایی برای برون رفت از این بحران بود.
آغازی دوباره برای رفسنجانی؟
سروش فرهادیان، روزنامه‌نگار، در گفتگو با دویچه‌وله، سفر رفسنجانی به مشهد را آغاز یارگیری وی برای خروج از بحران می‌داند. او استقبال رسمی مقامات استان را نیز معنادار دیده و تاکید می‌کند که به طور معمول، چهره‌های اصلاح‌طلب را در مشهد، چندان تحویل نگرفته‌اند.
فرهادیان این سفر را تحرک مضاعفی در اردوگاه افرادی می‌داند که نتیجه‌‌ی انتخابات را قبول ندارند. وی با اشاره به سانسور بخش‌هایی از نمازجمعه‌ی تهران در صدا و سیما می‌گوید: « گمانه‌زنی می‌شود که آقای هاشمی با سفر به مشهد بخواهد اخبار را مستقیما به علما بدهد، مواضع خود را چهره به چهره با مقامات در میان بگذارد و مرزها را نیز شفاف‌تر سازد.»
سروش فرهادیان بر اعتبار رفسنجانی نزد علما و روحانیان به عنوان چهره‌ای نخبه و مناسبات نزدیک‌ وی با واعظ طبسی، تولیت آستان قدس رضوی تاکید می‌کند و دلیل اصلی این سفر را وزن بحران اجتماعی و سیاسی موجود در کشور می‌داند: « بدون تردید، آقای هاشمی در مشهد با علما پیرامون آب و هوای تهران صحبت نخواهد کرد، بلکه درباره‌ی کشته شدن مردم یا حمله به نمازگزاران با گاز اشک‌آور و باتوم حرف خواهد زد.»
خطبه‌ی سوم رفسنجانی؟
سروش فرهادیان، سفررفسنجانی به مشهد را پیامی عریان می‌داند. پیامی که شاید برای مردم چندان جاذبه و معنایی نداشته باشد، اما مخاطب‌آن محافل روحانی علما هستند. او می‌گوید: « در یک کلام، می‌توان حضور رفسنجانی درمشهد را به طور سمبلیک، خطبه‌ی سوم نماز جمعه‌ی تاریخی تهران نامید. محمد یزدی از جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم، در انتقاد از سخنان رفسنجانی در نماز جمعه پرسید، شما چکاره‌اید. شاید این سفر بهترین پاسخ به آقای یزدی نیز باشد».

*****
سنگرهایی که گرفتند، سنگرهایی که گرفتیم
مازیار میراب‌زاده
نبرد اصلاح‌طلبان برای بسط توسعه سیاسی هنوز به میانه راه نرسیده مغلوب شد. هنوز چند بهاری از تسخیر سنگر به سنگر تمام ظرفیت‌های دموکراتیک ساختار سیاسی ایران نگذشته بود که هر آنچه به دست آمده بود از کف رفت.
اول سنگر شورا بود که اعضای نه چندان اجراییش و شهرداران کم فروغش سرخوش از تصاحب آن و درگیر در تنازعات درونیشان، غافل از چراغ‌های خاموش آبادگران، قافیه را به کل در انتخاباتی سرد و کم اقبال باختند تا تاجزاده، تک ژنرال اصلاح‌طلبان و لیست همراهش مغلوب نبرد با چهره‌های ناشناس یا کمتر شناخته شده جریان اصولگرا، رویای شهردار شدن صفایی فراهانی را نقش بر آب ببیند. اما این تمام ماجرا نبود که اندکی بعد مجلس خوش‌دست ششم نیز در محاق رد صلاحیت اعضایش دست به تحصن زد. تحصنی دیرهنگام که گرچه حساسیت لایه‌های اجتماعی را بر انگیخت اما موضوع و هنگامش مانع از همراهی مردمی با آن شد تا شورای نگهبان با فشار مضاعف بر دولت نه چندان مقاوم خاتمی، سند مجلس هفتم را با اقلیت بسیار ضعیف اصلاح طلبان به نام اصولگرایان ممهور نماید و همه امیدها متوجه آخرین سنگر و خیمه‌گاه اصلاح‌طلبان، دولت گردد.از همین روی بود که اصلاح‌طلبان هرآنچه داشتند تجهیز این نبرد مرگ و زندگی کردند. اما بازهم انشقاقات درونی سبب شد تا سپاه اصلاح‌طلبان با چهار جلودار آماده نبرد گردد. توان فرماندهان این سپاه بیش از آرایش و ساز برگ در برابر رقبا، مصروف تخطئه و سرزنش راهبردهای رفقا گردید تا کار این بار هم به یاری ضعف اجرایی برگزارکنندگان انتخابات و اندکی تقلب یکسره شود. این شهردار تهران بود که با تکیه بر فرمول کلاسیک شهردار-رییس جمهور، باز هم با روشی مشابه انتخابات شورا، با خاموش کردن چرا‌غ‌هایش کسی را متوجه حرکت نرم و خزنده خود در میان هفت رقیب دیگر نکرد و صندلی شهردار را از ساختمان بلند ضلع جنوبی پارک شهر به مقصد پاستور ترک نمود. این گونه بود که وی مهر خاتمتی زد بر پس گرفتن هر آنچه از دست رفته بود. اما این تمام ماجرا نبود که تیغ سردار فاتح همانقدر که در استفاده از دروغ و نیرنگ و تزویر و دورویی بران و کارگشا بود در حفظ متصرفات کند وبی اثر. که اگر در ابتدا به اعجاز عشوه گری و فریفتن و وعده آب و نان، هدایت آرای سرگردان آسان می نمود، دیگر امروز نمودارهای سر به فلک کشیده رشد اقتصادی و رفع بیکاری و رونق و برکت، پاسخگوی فلاکت و نکبت حاصل از ناکارآمدی دولتی نبود که بیش از هر صفتی به دروغگو بودن شناخته می‌شد.اصلاح‌طلبان که در مدت زمامداریشان هرچه نکرده بودند اقل رونق نسبی بر سفره نه چندان بزرگ ملت آورده بودند، این بار به هوشیاری دانستند که ضعف خود را در کجا بجویند. ایشان اگر رانده شده حکومتی واپس‌گرا بودند که هیچ نسبت و قرابتی با مفاهیم مورد تاکید آنان نداشت، اما به دل جامعه بازگشتند تا با استفاده از فرصت طلایی انتخابات، آحاد تازه برخواسته از خواب را از غفلت، نهیب و به آینده نوید دهند و پیوند معناداری میان مفاهیم موکدشان و مصادیق ملموس و عینی در زندگی روزمره مردم به رهبری کهنه سرباز پیرشان، میرحسین موسوی، برقرار نمایند. این بار اصلاح‌طلبان به درستی دریافته بودند که برخلاف تجربه ناکام پیش، اصلاح‌طلبی را به امید حمایت توده‌ها در ستوه فوقانی حاکمیت با توسل به مشاجرات و منازعات سیاسی دنبال نکنند، بلکه از طریق مفاهیم انتزاعی، مطالبات عینی و محسوس ساخت و توقعات عامه را عامدامه جهت‌مند هدایت بنمایند. بدین معنا بود که موسوی در مناطزات و مباحثات انتخاباتی‌اش اگر از نهاد برنامه‌ریز سخن می‌گفت، سریع مثال صنعت ورشکسته چای و چای کار بیکار گیلانی را ضمیمه می‌نمود و اگر گریزی به سیاست‌های تنش زدایی بین المللی می زد، عاجل بی ارزشی روادید ایرانی و حتک حرمت به زائران عتبات را پیش رو مجسم می ساخت تا موج سبز حمایت از خود را هر روز خروشانتر و غیرقابل مهارتر ببیند.گرچه فصل آخر قصه پر آب چشم انتخابات را کودتاگران قلمی کردند تا به زعم خویش با حفظ یکپارچه قدرت، فارغ از کابوس‌های دهشتناکشان در دوران اصلاحات، به ضرب قداره قداره کشان و داغ و درفش قصابان تمام کرسی‌های موجود را در ید قدرت خود بینند اما وجدان عمومی بیدار شده که آمال خود را از دست رفته و آلام خویش را بیش از پیش می‌دید، به دنبال حق تضییع شده ، درست از فردای انتخابات، عظمت و ابهت خود را با تکیه بر راُیش و با توسل به نمادهایش در عرصه عمومی به رخ می‌کشد. این وجدان عمومی بیدار، نه تنها رییس‌جمهور نامشروع بر آمده از کودتای انتخاباتی را به چالش می کشد ، بلکه در بسیاری از موارد افراد، شخصیت‌ها و حتی ارگان‌های مشروعیت‌زای سیستم موجود را با خود همراه می‌کند. هنرمندان و ورزشکاران را در صف خود می‌بیند. در خیابان ها حضور میلیونی می‌یابد. به مبارزه با پلیس و بسیج به مثابه نمادهای اتوریته حاکم می‌پردازد. آن‌گاه که سرکوب می‌شود در بانگهای شبانه پشت بام‌ها و مجالس ترحیم و تعزیز شهدایش تجلی می‌یابد. اگر از ارگان و سازمان محروم می شود، خود به تولید و توسیع شبکه اجتماعی‌اش همت می‌گمارد و ادبیات خود را خلق می‌کند. آنگاه که از تجمع و حق بدوی ابراز وجود محرومش می‌کنند، اجتماعات حریف خود را سبز پوش می‌کند و نماز جمعه را از آن خود و این‌گونه نه تنها هر آینه خود را باز تولید می‌کند که بخش بیشتری از بدنه اجتماعی را در خود حل می‌کند و با خود همراه، و این همه را مدیون و مرهون مطالبه محوری و البته استقامت و پایداری شخصیت‌های محوری خود است. گرچه شورا و مجلس و دولت، همه به غفلت یا مدد انفاس مسموم متقلب جماعت از کف رفته‌اند، اما امروز این جنبش سبز مطالبه‌محور به یاری همان درک حاصل از پیوند مفاهیم و مصادیق مسخر خود گرداند تا در ذیل رای خویش جمهوریت گمگشته‌اش را باز یابد.اگرچه اصلاحات شکست خورده بود، اگرچه اصلاح‌طلبان امروز اسیر و دربندند و خودکامگان بر اوج قلل مرتفع فتح و ظفر، غافل و مست از پیروزی به سلامتی فتح الفتوحشان به شاد خواری و تقسیم غنائم مشغول، اما طولی نخواهد کشید که کودتاگران و رهبرانشان در حلقه محاصره موج سبزی که هر لحظه خود را گسترش می‌دهد آنچنان گرفتار آیند که اگر عمری بی‌دغدغه عزت و شرف زیسته‌اند لااقل فرصت داشته باشند تا حیات خود را آبرومندانه پایان دهند.
*****
داریوش اقبالی در جمع معترضین
رادیو فردا: روز سوم مرداد ماه، مدافعان حقوق بشر در دستکم پنجاه شهر جهان در مقابل سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی گرد هم می‌آیند تا همبستگی خود را با ایرانیان ابراز کنند.
این فراخوان حقوق بشری از سوی چهره‌های مدنی و سازمان‌های غیردولتی حامی حقوق بشر مورد حمایت قرار گرفته است.
حامیان این فراخوان عبارتند از کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل، جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، دیده‌بان حقوق بشر، گزارشگران بدون مرز، عفو بین‌الملل، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، ابتکار زنان برنده جایزه صلح.
برخی چهره‌های سرشناس فرهنگی ایران همچون سیمین بهبهانی و اسماعیل خویی دو شاعر نام‌آشنای ایران و همچنین داریوش خواننده پرطرفدار ایرانی نیز پشتیبانی خود را از این کمپین بین‌المللی ابراز داشته‌اند.
داریوش اقبالی خود در گفت‌وگو با رادیو فردا از انگیزه‌های حمایت از این کمپین بین‌المللی می‌گوید:
داریوش اقبالی: چون اصولاً من در تمام دوره‌های فعالیتم مخصوصاً در خارج، و نگاهی که به سرزمینم دارم، معتقد بودم همیشه که با زبان حقوق بشر [و به طور] فراجناحی و دموکراتیک می‌شود به هموطنان داخل مملکت‌مان پیام داد و جهانیان را آگاه کرد که در سرزمین ما چه می‌گذرد.
این حرکت جنبش خودجوش و فراگیر جهانی بعد از ۳۰ سال بپا خاسته و دارد در سراسر دنیا، در تمام شهرهای جهان به حرکت افتاده و تمام شهروندان خارجی، این حرکت را تأیید کرده‌اند، از ژاپن تا برزیل، پاریس تا اوگاتا و ۵۵ شهر تمام جهان در لوای اتحاد برای ایران بپا خاسته‌اند. این جنبش مدنی در حمایت از حقوق اولیه مردم ایران برای محکوم کردن جنایت‌های ضد بشری است که به طور خودجوش و با حمایت سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر به‌وجود آمده است.

بله، همانطور که خودتان اشاره کردید، شما از پیوستن به یک حرکت صرفاً حزبی یا سیاسی پرهیز کردید و به دلیل اینکه این حرکت جنبه حقوق بشر دارد و فقط برای دفاع از حقوق بشر است که شما به آن پیوسته‌اید، شما خودتان پیشقدم شدید و یا برگزارکنندگان پیشنهاد کردند به این جنبش بپیوندید؟
این اتفاق برای من یک نگاه و دیدگاهی بود که همیشه منتظرش بودم. همیشه یک تلنگر، یک آگاهی، یک نگاه می‌تواند [سبب شود] آن پیام را انسان بگیرد. موقعی که شنیدم دوستان هموطنم چنین حرکتی را دارند انجام می‌دهند من به دنبال آنها، آنها به دنبال من بودند. صحبتی شد و نتیجتاً این پیوند خیلی عاشقانه و دوستانه به وجود آمد و زبان اتحاد، زبان انسانی و زبان همبستگی را بین این دوستانی که برگزار کننده این جنبش هستند، مرا مجذوب خود کرد.
دیدم الان زمان، زمان این نوع نگاه کردن است، زمان این نوع حرکت است. امیدوارم پیام من هم به هموطنان عزیزم برسد که این جنبش جنبشی است انسانی، نگاهی است که با بشریت، احترام به حق و حقوق بشر رابطه دارد. مخصوصاً الان که مردم کشورهای بسیار برای یاری هموطنان من آمده‌اند ، برای من جذابیتش این بوده که زبان حقوق بشر، همیشه زبان برنده‌ای است، زبانی است که جهان به آن توجه دارد و این حرکت می‌تواند برای آینده مملکت من مثمر ثمر باشد، تا مردم داخل سرزمین‌مان این پیام را بگیرند، چون تصمیم گیرنده اصلی همیشه آنها هستند. ما فقط حامیان آنها هستیم. ما دلمان می‌خواهد در ناراحتی‌هایشان حس کنند که ما با آنها سهیم هستیم. ما از زجری که دارند می‌کشند درد می‌کشیم. از شقاوتی که در سرزمین ما هست، رنج می‌برند و زجر می‌کشند، ما را سهیم بدانند. این حرکت آغاز شده و من افتخار این را دارم که در این جنبش در کنار هموطنان دیگرم. خودم هم در ۲۵ جولای در واشنگتن خواهم بود.

اشاره کردید که پیش از آغاز حرکتی که برای سوم مردادماه به راه افتاد، ترانه‌هایی ساخته‌اید. دو ترانه جدیدی که از شما داریم، یکی «انسان» است و یکی «نترسون». شما ولی کارتان را محدود به این دو ترانه نمی‌کنید و همچنان دارید برای ترانه‌های دیگر فعالیت می‌کنید. می‌توانم در این مورد هم از شما بپرسم.
بله. من یکی از اشعار زیبای بانوی غزل ایران، سیمین بهبهانی را بنام سنگسار با این بندها «سوار خواهد آمد، سرایی رفت و رو کن/ کلوچه بر سبد نه، شراب در سبو کن/ ز شستشوی باران، صفای گل فزون‌تر کنار چشمه بنشین، نشاط و شستشو کن/ سحر که حکم قاضی رود به سنگسارت، نماز عاشقی را به خون دل وضو کن» را تقدیم این جنبش کردم که تقدیم به تمام مردم سرزمین من است، بشنوند که ما اینجا ساکت ننشسته‌ایم و در کنارشان هستیم. این ترانه هم هدیه‌ای است از طرف ما به مردم ایران.

*****
سردسته‌ی اغتشاشگران آزاد شد!
در حالی که دهها روزنامه‌نگار، فعال سیاسی و اجتماعی، استاد دانشگاه و حتی برخی روحانیون در زندان به سر می‌برند، مسئولان قضایی و امنیتی بالاخره تسلیم فشارهای دولت انگلیس شدند و کسی را که محسنی اژه‌ای «رهبر اغتشاشگران» خوانده بود، آزاد کردند.
حسین رسام آخرین کارمند سفارت انگلستان در ایران است که به دنبال تهدیدات اتحادیه اروپا آزاد می‌شود و پیش از او هم هشت تن دیگر از کارمندان این سفارتخانه که به اتهام دست داشتن در اغتشاشات دستگیر شده بودند، بی هیچ توضیحی آزاد شدند.
برای آقای رسام، وثیقه‌ای صد میلیون تومانی تعیین شده است که با وثیقه‌ی تعیین شده برای افراد دستگیر شده در خیابان‌ها برابری می‌کند و به نظر می‌رسد این موضوع برخلاف شأن «رهبر اغتشاشات» باشد!
درباره جزئیات پرونده این متهم آزاد شده، خبرگزاری فارس و به تبع آن تمامی سایتها و مطبوعات حامی کودتای انتخاباتی، ادعاهای مفصل زیر را منتشر کرده بودند که اکنون پس از آزادی این متهم انگلیسی، و پس از گذشتن تاریخ مصرف ادعاهایی از این دست، مرور دوباره آنها ضروری به نظر می‌رسد:
"حسين رسام " كه مسئول بخش سياسي و امنيتي سفارت انگليس در ايران است، متولد سال 1344 بوده و به دليل سوابق ارتباط خود با يكي از مراكز سياسي ايران در 10 سال گذشته عنصر اصلي "خط دهنده " به سفرا و ديپلمات هاي انگليسي مقيم ايران از جمله سايمون گس سفير فعلي انگليس در ايران و دبير سوم سفارت (به عنوان واسطه اطلاعاتي انگليس در ايران كه در روزهاي گذشته از كشور اخراج گرديد) بوده است. وي همچنين در جريان پرونده هسته اي ايران با ارائه تحليل هاي جهت دار به ديپلمات هاي انگليسي از اوضاع ايران عملاً به رفتارهاي ضد ايراني آنان دامن زده و با ايجاد كانال هاي ارتباطي يكسويه ميان سفراي وقت انگليس و طيف هايي از عناصر ضد دولت، ديپلمات هاي انگليس را به صحيح بودن رفتارهاي تند و ضد ايراني خود مي كشاند. رسام همچنين مرتبط اصلي و ارائه كننده اطلاعات داخلي ايران به "جان ساورز " مدير كل وقت سياسي وزارت امور خارجه انگليس بود كه در سالهاي گذشته به عنوان رابط انگليس در گروه 5+1 و مذاكره كننده ارشد هسته اي اين كشور فعاليت مي نمود. جان ساورز 62 ساله كه داراي لقب افتخاري "سر " از ملكه انگليس نيز مي باشد هم اكنون سفير انگليس در سازمان ملل است و قرار است از نوامبر سال جاري هدايت سازمان اطلاعات و جاسوسي خارجي انگليس موسوم به "ام آي 6 " را در دست بگيرد و جانشين سر "جان اسكارلت " شود. "رسام " پس از حضور آغاز اغتشاشات تهران از طريق ارتباط و خط دهي به خبرنگاران غربي مقيم ايران بالاخص خبرنگار بي بي سي در تهران به تحريك مردم پرداخت تا جايي كه در جريان اغتشاشات روز يكشنبه هفتم تيرماه شخصاً اقدام به حضور در جريان اغتشاشات نمود كه اين اقدام ناشيانه موجب لو رفتن اين "شاه كليد " اقدامات خصمانه انگليس در ايران و دستگيري او در كنار چند نفر ديگر از كاركنان ايراني سفارت گرديد. اظهارات هفت نفر ديگر دستگير شده در سفارت انگليس نيز حكايت از نقش "كليدي " اين فرد در دامن زدن به تحركات پس از انتخابات دارد. ظاهراً تاكنون دو جلسه رسمي بازپرسي وي برگزار شده و اعترافات مسئول بخش سياسي و امنيتي سفارت زواياي پنهان بسياري را در مورد دخالت هاي سالهاي اخير انگليس در امور داخلي ايران مشخص خواهد نمود.
*****
قاضی راسخ: شادی صدر قرار نيست آزاد شود
میدان زنان: با وجود خواستن كفالت از خانواده ي شادي صدر براي آزادي، او امروز آزاد نشد. برخلاف تلفني كه پيش از ظهر امروز از سوي پليس امنيت به منزل شادي صدر شده بود و خواستار كفالت براي آزادي وي شده بود، انتظار 5 ساعته ي خانواده و دوستان وي در مقابل زندان اوين، بيهوده بود. شادي آزاد نشد.
پيش از ظهر امروز، تلفني به خانه ي شادي صدر شد و به همسر وي گفتند كه براي آزادي او، كفيل بياوريد.
حسين نيلچيان، همسر شادي، پرسيده بود كفيل چه ويژگيهايي بايد داشته باشد. گفته بودند كارمند با فيش حقوقي و كارت شناسايي.
نيلچيان به دنبال محمد مصطفايي، وكيل همسرش بود كه متاسفانه او در تهران نبود، به همين دليل زهرا مينويي، كارآموز وكالت و دوست شادی، به همراه او براي فراهم كردن مقدمات آزادي اين فعال حقوق زنان به دادگاه انقلاب مراجعه كرده بودند.
زهرا مينويي در اين باره مي گويد: ساعت دو بعد از ظهر رفتيم داخل دادگاه انقلاب. طبقه ي پايين به ما گفتند پرونده هنوز در مرحله تحقيقات است، شما نبايد مي آمديد.
وي مي افزايد: من رفتم طبقه ي بالا و با مسئول دفتر قاضي حداد صحبت كردم. او گفت كه امروز اسم خانم صدر را به ما نداده اند. اگر امروز به شما زنگ زده اند، شايد اسم او سه شنبه در دادگاه باشد. قاضي حداد هم به اوين رفته است، برويد آنجا.
او خاطرنشان مي كند: با خانواده ي شادي و تعدادي از دوستان وي از ساعت سه تا هفت بعد از ظهر مقابل زندان اوين بوديم. ساعت چهار ليستي كه حاوي نام حدود 15 زنداني بود، خواندند كه خانواده هايشان منتظر آزاديشان باشند. اما متاسفانه اسم شادي صدر در ميان آنها نبود. چند بار ديگر هم سوال كرديم، گفتند منتظر باشيد ليستهاي ديگري هم خوانده مي شود اما تنها يك بار همان ليست تكراري را خواندند.
مينويي همچنين ادامه داد: در نهايت ساعت شش عصر من توانستم با قاضي راسخ در اوين صحبت كنم. او با شنيدن نام شادي صدر گفت "نمي دانم چه كسي به شما زنگ زده، اما شادي صدر قرار نيست فعلن آزاد شود." پرسيدم فعلا يعني امروز آزاد نمي شود؟ پس وي سه شنبه آزاد مي شود؟ او تاكيد كرد: "نه! قرار نيست آزاد شود."
شادي صدر، وكيل دادگستري و فعال حقوق زنان، روز جمعه، 26 تير، در راه نماز جمعه توسط لباس شخصي هاي ناشناس دستگير شد. دستگيركنندگان حكم قضايي براي بازداشت ارائه نكرده بودند و مقاومت شادي در مقابل دستگيري، باعث شده بود مانتو و روسري از تن او دربيايد و او را بدون حجاب موظف زنان در جمهوري اسلامي به زور به داخل ماشين انداخته بودند.
گفتني است خانواده هايي كه چندين روز است در مقابل زندان اوين انتظار آزادي عزيزانشان را مي كشند كه در پي اعتراضهاي مسالمت آميز بعد از انتخابات دستگير شده اند، امروز مي گفتند: از ما هم چند بار كفالت و وثيقه خواسته اند، اما دلبند دربندمان همچنان در زندان به سر مي برد و كار هر روزه ي ما انتظار در پشت ديوارهاي بلند اوين است.

*****
جانشین نماینده ولی"وقیح " در سپاه: اغتشاشگران موبایل ماهواره ای، باتوم برقی و گاز اشک آور داشتند/ دو روز قبل از انتخابات در تهران و شهرهاي اطراف قحطي بيل و کلنگ شده بود
جانشين نمايندگي "سیدعلی گدا" در سپاه پاسداران (گروه منفوران) با اعلام اينکه سکوت برخي خواص در کشور موجب گستردگي فتنه‌هاي اخير پس از انتخابات رياست جمهوري شد، از اطلاعات اخيري در اين زمينه خبر داد.
به گزارش خبرگزاري مهر، مجتبي ذوالنوری ظهر يکشنبه در مراسم توديع و معارفه نماينده ولي وقیح در سپاه استان مازندران اظهار داشت: از چهار سال گذشته با وجود حمايت‌هاي مقام معظم رهبري عده‌اي براي نابودي اين دولت فعاليت‌هاي گسترده‌اي انجام دادند.
وي با اشاره به اينکه انقلاب اسلامي درطول 30 سال فراز و نشيب‌هاي فراواني را پشت سر گذاشته است، خاطرنشان کرد: فتنه دولت موقت، بني صدر، گروهکهاي مزدور و ترور 16 هزار شهيد، خلق مسلمان، ماجراي شريعتمداري، قائم مقامي رهبري، هشت سال حاکميت دوران اصلاحات و در پايان نيز آشوب پس از انتخابات رياست جمهوري بود که انقلاب اسلامي با پيروزي اين فتنه‌ها پشت سر گذاشته است.
ذوالنور فتنه اخير را به فرموده مقام معظم رهبري فتنه‌اي عميق و گسترده عنوان کرد و اظهار داشت : تاريخ انقلاب فتنه‌هاي بزرگترين از جمله تجمع‌هاي 10 هزار نفري توسط مسعود رجوي در استاديوم آزادي را ديده است ولي براي اينکه چهره نفاق براي هميشه نمي‌تواند زير نقاب پنهان بماند، با هوشياري ملت ايران اين فتنه‌ها تاکنون به جايي نرسيده است.
وي با بيان اينکه برخي افراد با ماسک خط امام و انقلاب عده‌اي از مردم و جوانان را فريب دادند، تصريح کرد: در مشکلات پيش آمده در انتخابات اخير، تنها بحث انتخابات و شخص پيروز نبود، چون بالاخره يک نفر بايد در انتخابات پيروز شود؛ ولي اعلام عدم صلاحيت قانون براي افراد شکست خورده در طول انقلاب بي‌سابقه بود.
به گفته وي، يکي از کانديداها در روزهاي اخير خط قرمزها را رعايت نکرده و حتي با جمع آوري اساتيد دانشگاه و برخي نمايندگان 52 محور اساسي را براي ادامه نهضت پس از انتخابات تبيين کرد که حتي يکي از اين موارد براي محاکمه در دادگاه‌هاي انقلاب کافي است.
جانشين نمايندگي ولي فقيه در سپاه پاسداران افزود: از مدت‌ها قبل با امکانات فراوان و ايجاد سازماني به نام راي با 300 هزار عضو با ساختار شرکت‌هاي هرمي قصد ايجاد انقلاب مخملي و براندازي نظام را داشتند. وي يادآور شد: اين سازمان به افرادش دستور داده بود که در صورت قطع پيامک، تلفن، اينترنت و سايت فيس بوک، دستورات را از شبکه بي.بي.سي دريافت کنند.
ذوالنور در خصوص ابعاد گسترده اين فتنه در داخل کشور خاطرنشان کرد: يکي از روزنامه‌هاي پر تيراژ کشور متعلق به يکي از کانديداها 10 خبرنگار را به بهانه پوشش خبري يک مسابقه فوتبال به يکي از کشورهاي عربي فرستاد که اين افراد نه تنها در اين مسابقه حضور نيافتند، بلکه آموزش‌هاي ويژه‌اي را براي ساخت مواد منفجره و ايجاد انقلاب مخملي در مطبوعات فرا گرفتند.
وي با عنوان اينکه دو روز قبل از انتخابات در تهران و شهرهاي اطراف قحطي بيل و کلنگ شده بود، گفت: کليه امکانات آشوب از جمله باتوم برقي، موبايل ثريا و گاز اشک‌آور در اختيار آشوبگران قرار گرفته بود.
به گفته وي با پرتاب يک گاز اشک آور از سوي نيروهاي بسيج و انتظامي به آشوبگران، در عوض با پنج گاز اشک آور پاسخ مي‌دادند.
جانشين نمايندگي "ولي وقیح" در سپاه پاسداران حمله به حوزه 117 تهران را توسط آشوبگران يکي از عمليات گسترده و سازماندهي شده اعلام کرد و يادآور شد: بسيجيان در يک مقاومت يک ساعته تنها هزار گلوله مشقي و هوايي شليک کردند، ولي با راهيابي آشوبگران به داخل حوزه به علت وجود 300 قبضه سلاح در آن با شليک مستقيم دو نفر کشته شدند.
وي با اشاره به اينکه مقام معظم رهبري بسيار تلاش کردند تا کانديداها را از آشوبگران جدا کنند، اظهار داشت: برخي کانديداها حتي براي اين افراد کشته شده مجلس ختم برگزار و سفارش براي تداوم اين مجلس نيز کردند.
*****
آرش حجازی عکس منتسب به قاتل ندا را تائيد کرد
وبلاگ آزش حجازی:
امروز تصویر دو کارت در اینترنت منتشر شد که به ضارب ندا آقاسلطان نسبت داده شده است.در اینجا تایید می کنم که تصویر فردی که در این کارت قرار دارد، کاملا با مشخصاتی که من از فردی در ذهن دارم که مردم دقایقی بعد از مضروب شدن ندا گرفتند، و فریاد می زد: "نمی خواستم بکشمش"، تطبیق می کند. البته در آن روز ریشش را زده بود، ولی سبیلش را داشت.اما برای اینکه صد در صد مطمئن بشویم و احیانا فرد بی گناهی در مظان اتهام قرار نگیرد، لازم است نشانه دیگری را هم روی این فرد بررسی کنیم.از آنجا که مردم بعد از اینکه ضارب را گرفتند، پیراهنش را از تنش بیرون آوردند، بر پشت ضارب چند داغ زخم قدیمی دیدم. این داغ ها شبیه جای زخمی بود که در اثر برش با شیء تیز ایجاد می شود.امیدوارم این اطلاعات به اجرای قانونی عدالت کمک کند و همین جا هم وطنانم را به پرهیز از هرگونه خشونتی دعوت می کنم.این اطلاعات به قدری هست که به دستگیر کردن این فرد کمک کند. مابقی اش را اجازه بدهید قانون ادامه بدهد. این فرد حق دارد از امتیاز داشتن وکیل برخوردار باشد و از خودش دفاع کند. مردم اگر قانون را در دست خودشان بگیرند، تر و خشک با هم می سوزند.به امید روزهای بهترآرش حجازی.
*****
منیرو روانی‌پور به جمع اعتصاب‌گران پیوست
منیرو روانی‌پور، داستان‌نویس مشهور و محبوب معاصر با ارسال پیامی سرگشاده به اکبر گنجی به جمع اعتصاب‌گران در نیویورک پیوست. متن پیام منیرو روانی‌پور به اکبر گنجی که در وبسایت شخصی وی منتشر شده به شرح زیر است:
جناب آقای «گنجی»امروز زنگ زدم به خانه «سهراب» تا با مادرش حرف بزنم. چون بعد از کشته شدن «سهراب» از خانواده کشته‌شدگان و اعدامی‌های قدیمی پرسیده بود: به من بگویید شما چطور طاقت آوردید؟
من زنگ زدم تا بگویم چه بر سر مادرم آمد وقتی جسد برادرم را درکیسه‌ای پلاستیکی به ما تحویل دادند و چقدر گشتیم تا یک گل‌جا پیدا کنیم تا او را به خاک بسپاریم.زنگ زدم تا بگویم یک وجب خاک خدا نبود تا بدون اجازه دادستانی ما بتوانیم برادر نوزده ساله‌مان را خاک کنیم... زنگ زدم تا...
اما...مادر «سهراب» تازه از بهشت‌زهرا آمده بود و زیر سِرُم بود... نمی‌توانست حرف بزند... با برادرش حرف زدم امیدوارم «سیامک» پیغام مرا به مادرش برساند.
آقای «گنجی»دو سال‌ونیم پیش که راهی آمریکا شدم هنوز روی قبر برادرم - برادران و خواهران حزب‌الهی و طرفداران شهیدان غزه و فلسطین مدفوع می‌گذاشتند... نمی‌توانم تمام آن‌چه را که این سال‌ها بر ما و بر من گذشته بگویم... نمی‌توانم بگویم چطور و با چه حسرتی پدر و مادرم از دارِ دنیا رفتند...اما می‌توانم با شما اعلام همبستگی کنم برای اعتصاب غذایی که اعلام کرده‌اید.به این امید که، جوان‌ها بتوانند مثل همه جوان‌های دنیا زندگی کنند و انسان ایرانی حق حیات و اندیشه داشته باشد و حق بیان آن‌چه فکر می‌کند و آن‌چه می‌پسندد.به شما و تمام کسانی که در راه آزادی و عدالت اجتماعی تلاش می‌کنند درود می‌فرستم و در کنار شما برای به دست آوردن تمامی حق و حقوقی که زیبنده نام انسان است می‌ایستم.
با احترام منیرو روانی‌پور
*****
موسوی: سنگها را بسته و سگها را گشوده‌اید
هرچه سریعتر به این بازی خاتمه دهید
میر حسین موسوی صبح امروز و به مناسب عید سعید مبعث در جمع خانواده زندانیان سیاسی حضور یافت و ضمن شنیدن صحبتهای خانواده ها در مورد چگونگی بازداشت و نگهداری عزیزانشان و نیز برخورد ناشایست محاکم قضایی با خانواده های آنها، دقایقی به سخنرانی پرداخت.
موسوی در ابتدای سخنان خود با تبریک عید بزرگ مبعث، خطاب به خانواده‌های زندانیان گفت: یقینا شما خانواده‌ها تنها نیستید. خانواده عزیزانی که امروز در بند هستند، به بزرگی همه ملت ایران‌اند، چرا که آنها به خاطر دفاع از ارزشها و آرمانهای این ملت زندانی شده اند و این مساله یک مساله ملی است و ملی باقی خواهد ماند.
وی در ادامه و با آرزوی آزادی هرچه سریعتر این عزیزان، گفت: ما به یک دورنمای بزرگتر و منظر وسیعتری نیاز داریم تا بدانیم چرا این هزینه‌ها پرداخت می‌شود. ما به دنبال جامعه‌ای اسلامی، دینی و آزاد هستیم؛ جامعه‌ای که مردم خود بر سرنوشت خود مقدر باشند و بتوانند در جهت تحقق آرمانها و آرزوهای خود حرکت کنند.
میرحسین موسوی در ادامه با تقبیح تلاشهای زیادی که در جهت پرونده‌سازی برای زندانیان صورت می‌گیرد، افزود: بسیاری از این زندانیان چهره‌های شناخته‌شده‌ای هستند که سالها برای این کشور و این نظام زحمت کشیده‌اند. چه کسی باور می‌کند که اینها با بیگانگان بسازند و منافع کشور خود را در جهت خواست آنان بفروشند؟ آیا کشور ما اینقدر حقیر و کوچک شده که می‌خواهید حرکت اعتراضی عظیم ملت را به بیگانگان نسبت دهید؟ آیا این توهین به ملت ما نیست؟ آیا این توهین به 40 میلیون رای‌دهنده نیست؟ آیا این توهین به دانشجویان، اساتید ، نخبگان و مدیران زحمتکش کشور ما نیست؟ متاسفانه خطیبی در نماز جمعه می‌گوید اعترافات در حال گرفته شدن است و در صورت صلاحدید پخش می شود و مساله تمام شده است. اما ما می‌گوییم با مساله‌ی جدیدی به نام بیداری ملت مواجه شده‌اید؛ یک ملتی که دوباره متولد شده و به صحنه آمده تا از دستاوردهای خود دفاع کند. با دستگیری‌ها و پرونده‌سازی‌ها نمی‌توان این مساله را خاتمه داد. هر چه زودتر به این بازی خاتمه دهید و فرزندان ملت را به ملت برگردانید.
موسوی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه در طول سالیان اخیر همواره منتقد صدا و سیما بوده و اعتقاد داشته این رسانه در جهت منافع ملی حرکت نمی‌کند، گفت: چهره‌ای که بعد از انتخابات از رسانه ملی دیدیم، به هیچ وجه قابل تصور نبود. سنگها را بسته اند و سگها را باز کرده اند. افرادی دعوت شده‌اند تا با دروغ و تهمت و هتک حرمت، داستان‌سرایی و فضاسازی کنند، در حالی که 13 میلیون جمعیت به قول شما و اکثریت به قول ما حق ندارند از خود دفاع کنند. مانند تبلیغات ماشین رختشویی تهمتهای افراد را تکرار می‌کنند و امکان دفاع را برای ملت فراهم نمی‌آورند و امروز وجدان عمومی جامعه نشان می‌دهد که تا چه اندازه به یک رسانه‌ی مستقل و ملی نیاز داریم. وقتی امکان گفت‌و‌گو و تبادل آرا در رسانه‌ی ملی سلب می شود، فشارها خود را در جای دیگر بروز می‌دهند و مردم به رسانه‌های بیگانه روی می‌آورند. ما نمی خواهیم ملت به رسانه‌های بیگانه اتصال پیدا کنند و می‌پرسیم چرا ملت نباید خبرهای خودش را از رسانه‌های خودش بشنود؟
وی در ادامه به یکی از پرونده‌سازی‌های صورت گرفته برای یکی از اعضای ستاد خود اشاره کرد و گفت: یکی از اعضای ستاد را تحت فشار گذاشته‌اند که اعتراف کن 4 میلیارد تومانی را که از ستاد گرفته‌ای، چه کرده‌ای! حال آنکه کل هزینه‌های ستادهای تبلیغاتی بنده کمتر از سه و نیم میلیارد تومان بوده است و اینها چون خود میلیاردها تومان خرج کردند، به خیال خود دنبال منابع مالی ما می‌گردند.
وی با اشاره به پلمپ دفتر روزنامه کلمه سبز و دستگیری کارمندان آن، گفت: آقای شاهرودی می‌گوید روزنامه‌ی کلمه سبز توقیف نیست و می‌تواند انتشار یابد و ما می گوییم این چه روزنامه‌ی آزادی است که دفترش پلمپ شده و کارمندانش دستگیر شده‌اند؟ مشکل ما متاسفانه همین بی‌قانونی‌هاست که کسی هم پاسخگوی آن نیست. ما معترض به بی‌قانونی هستیم. ما می‌گوییم برخوردهای صورت گرفته در روزهای اخیر و اینکه عزیزان ما اکنون در زندان هیچ دسترسی به وکیل ندارند و حتی امکان ملاقات با خانواده‌های خود را ندارند، بی‌قانونی است. اینکه بر خلاف نص قانون اساسی اجازه برگزاری تجمعات اعتراضی داده نمی‌شود، بی‌قانونی است. ما مدعی اجرای قانون اساسی هستیم و می‌گوییم ساختارشکنان کسانی هستند که موارد زیادی از قانون اساسی را بنا به میل خود نادیده می‌گیرند و اجرا نمی‌کنند. باید بدانیم که این قانون اساسی راحت به دست نیامده و رنج و مشقت و ایثارگری و تجربه‌های 300 ساله‌ی نیاکان ما در پشت این قانون است و باید از آن حراست کرد.
موسوی در ادامه افزود: اکنون برگرداندن اعتماد از دست رفته، بزرگترین ضرورت است و این مساله به هر شکل ممکن باید انجام بگیرد. یقین بدانید دولتی که در فضای بی‌اعتمادی به وجود آید، دولت ضعیفی خواهد بود و چون پشتوانه و مشروعیت مردمی ندارد، مرتبا به بیگانگان امتیاز خواهد داد و این به صلاح نظام و ملت نیست. برای استقرار این نظام خونهای بسیاری ریخته شده و هزینه‌های زیادی پرداخت شده است. باید ببینیم شهدای ما از انقلاب چه می‌خواستند؟ آیا پیام شهدا بستن فضا و آباد کردن زندانها بود یا آنها برای استقرار آزادی و حاکمیت بر سرنوشت خود جان می دادند؟ و اکنون نیز اگر ما هزینه می‌دهیم و شهید می‌دهیم، برای حفظ و حراست از همین ارزشهاست. ما می‌خواهیم کمترین هزینه پرداخت شود، اما از هزینه دادن نمی‌هراسیم و اعتقاد داریم راه امام و شهدا باید ادامه پیدا کند.
وی در انتها با انتقاد شدید از جو امنیتی حاکم بر جامعه، خطاب به کسانی که می‌پندارند با ایجاد رعب و وحشت می توانند مردم را ساکت کنند، گفت: ملت ما بعد از 30 سال آنقدر رشد پیدا کرده است که برای ساکت کردن آن نمی‌توان به روشهای قبل از انقلاب بازگشت. بگذارید مردم آزادانه حرف و اعتراض خود را بیان کنند و یقین بدانید یک فضای آزاد، امنیت را در کشور ما بهتر از نیروهای نظامی حفظ خواهد کرد .

*****
کنسرت " کافران بی نام" در همبستگی با مردم ایران
برگزار کننده : شبکه‏ی جوانان ایرانی در برلین
شهرزاد نیوز: ایرانیان مقیم برلین به فراخوان «شبکه‏ی جوانان ایرانی در برلین» برای دومین بار گرد هم آمدند تا همبستگی خود را با مبارزات مردم در ایران نشان دهند.
پیش از این برلین شاهد مراسمی با حضور محسن نامجو و ایرج جنتی عطایی بود و این بار شاهین نجفی به برلین آمد تا از مبارزه‏ی مردم ایران پشتیبانی کند.
در طول راهروی منتهی به سالن برگزاری مراسم، عکس جان باختگان جنبش اخیر ایران بر روی دیوار نصب شده بود و در انتهای عکس‏ها آیینه‏یی به دیوار زده بودند. هم‏چنین عکس‏هایی از مبارزه‏ی آزادیخواهانه‏ی مردم، در تمام طول مراسم بر روی دیوار نمایش داده می‏شد. حضور خبرنگاران رسانه‏های ایرانی و آلمانی در مراسم چشمگیر بود.
در ابتدای مراسم پس از یک دقیقه سکوت به یاد کشته‏گان جنبش مردم ایران، مریم، اداره کننده‏ی مراسم از سوکی خواست روی صحنه بیاید و شب همبستگی را آغاز کند. سوکی، دختر آلمانی که به سبک رپ می‏خواند، پس از این‏که پشتیبانی خود را از مردم ایران و مبارزه‏ی آنها اعلام کرد، چهار ترانه‏ی رپ اجرا نمود که به ویژه دو ترانه‏، یکی علیه هموفوبیسم و دیگری علیه کلیشه‏های زندگی بورژوایی به خصوص زنان در خانواده ها‏ی بورژوا، مورد استقبال قرار گرفت.
«کافران بی نام» گروه موسیقی رپ بعدی بودند که روی صحنه آمدند. آرمان و آزاد اصلانی پس از اجرای ترانه‏ی «پاشو پاشو دیگه بسه سکوت»، ترانه‏یی به نام «آزادی» را برای اولین بار اجرا کردند که مضمون آن جنبش اخیر مردم ایران بود.
شاهین نجفی از چهره‏های مطرح رپ معترض ایران در سال‏های اخیر که توسط بابک خزایی همراهی می‏شد، اجرای خود را با خواندن سه کار بلوز «ببخش گاو جان»، «ریش» و «خوارتُ» آغاز کرد.
شاهین بعد از اجرای ترانه‏ی «مشتی ماشالله» فریدون فروغی، ترانه‏خوانی رپ خود را با ترانه‏ی معروف «حرف زن» آغاز کرد و سپس ترانه‏های «چیز»، «بامداد»، «زندگی سگی»، «حاجی ما آخر خطیم» و «حق زن» را اجرا کرد. او هم‏چنین ترانه‏ی جدیدی را که برای ندا صالحی آقاسلطان ساخته بود، خواند.
در پایان برنامه «هژیر پلاسچی» از اعضای شبکه‏ی جوانان ایرانی در برلین متنی را خواند که در بخشی از آن آمده بود: «آزادی راه دشواری است و ما تا اینجای آن را پیموده‏ ایم. از میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل و طاهره‏ی قرة‏العین تا ندا صالحی آقاسلطان و سهراب اعرابی ایستاده‏ایم و آرمان جمعی خود را از کف نداده‏ایم. ما برابر خواهیم بود. ما آزاد خواهیم بود. می‏دانیم. پیروزی با ماست.»
ایرانیان مقیم برلین برای دومین بار در یک ماه اخیر شبی را با همراهی موسیقی اعتراضی برای همبستگی با مبارزه‏ی مردم ایران به خیابان آمدند.
*****
موشک S300 موضع باجگیری روسیه
راديو فرانسه : ایران از ده سال پیش می کوشد خود را به یک سیستم دفاعی ضد هوایی روسی موسوم به S300 مجهز کند. ولی مذاکرات هنوز به نتیجه نرسیده است. در صورتیکه تأسیسات اتمی ایران مورد حملۀ آمریکا یا اسرائیل قرار گیرد، موشک های روسی S300 محور اساسی دفاع جمهوری اسلامی ایران را تشکیل خواهد داد. کارشناسان معتقدند که این موشک از موشک پاتریوت 3 آمریکایی پیشرفته تر است و قادر است یک هواپیمای جنگی یا یک موشک را در فاصلۀ 150 کیلومتری سرنگون کند. شانس موفقیت چنین عملیاتی بیش از 80 در صد پیش بینی شده است. تهران همۀ تلاش خود را برای بدست آوردن چنین موشکی به کار می برد.اسرائیل با فروش این سیستم دفاعی به ایران سخت مخالف است و می گوید این سیستم تسلیحاتی ممکن است موازنۀ نیروها را درخاورمیانه دگرگون کند.لویی ماری کلوئه، پژوهشگر درانستیتوی روابط بین الملل فرانسه و متخصص صدرات تسلیحات روسیه، می گوید از سال 2005 شایعاتی در بارۀ فروش S300 به ایران در جریان است و از ماه مارس 2009 مطبوعات روسی اخباری را به نقل از منابع صنعتی روسیه منتشرکرده اند. بر اساس این اطلاعات، روسیه قراردادی برای تحویل 5 آتشبار معادل 20 موشک S300 با ایران امضاء کرده است. البته مقامات روسی این خبر را تکذیب کرده اند و آژانس دولتی صادرات روسیه گفته است که هرگونه فروشی نیازمند اجازۀ دولت مسکو است. بدینترتیب ماههاست که مذاکرات پشت پرده ای در حال انجام است.روسیه از اسرائیل هواپیماهای بدون سرنشین خریده است و از این کشور خواسته است که از فروش سلاح به گرجستان خودداری کند. چنین به نظر می رسد که نوعی باجگیری بر سر فروش سیستم دفاع ضد هوایی به ایران در جریان است. این کارشناس صادرات سلاح های روسی می گوید یک بازی چند جانبه میان روسیه، اسرائیل، آمریکا و ایران در حال انجام است. مسکو به این قرار داد به عنوان یک موضوع بده بستان با آمریکا نگاه می کند که در مذاکرات مسکو وواشنگتن تأثیر دارد. به همین دلیل مسکو، به عنوان یک اقدام خوش آمد گویانه به اوباما، فعلاً تحویل موشک های S300 را به ایران متوقف کرده است تا راه مذاکره را در خصوص خلع سلاح و استقرار سپر دفاع ضد موشکی آمریکا هموار کند. بنابراین قرار داد فروش موشک های ضد هوایی یک برگ برنده دردست مسکو است تا هم به ایران و هم به آمریکا فشار آورد.ازسوی دیگر این موشک ها مورد توجه لابی هایی نیز در آمریکا و برخی دیگر از کشور های غربی است. گزارشی که در استرالیا اخیراً منتشر شد حاکی از آنست که ارتش اسرائیل نخواهد توانست در برابر موشک های S300 روسی مقاومت کند و به موشک های D 22 نیاز دارد. بدین ترتیب شرکت هایی مانند بوئینگ و لاک هید مارتین می توانند بر دولت آمریکا فشار بیاورندو تصمیم واشنگتن را مبنی بر کاهش خرید موشک های D 22 برای ارتش آمریکا زیر سؤال برند. اسرائیل بر پایۀ همین استدلال می تواند از آمریکا بخواهد این هواپیمای رادار گریز را به این کشور بفروشد. موشک S300 بهانه ایست برای اینکه همۀ طرفین درغرب اعتبار بیشتری برای خرید هواپیما های پیشرفته تر تقاضا کنند و روسیه نیز از این فرصت استفاده می کند تا نشان دهد سیستم دفاع ضد هواییش کارسازاست. با اینحال این سیستم هنوز امتحان خود را پس نداده است و باید در هماهنگی با یک سیستم فرمان و رادارهای پیشرفته عمل کند تا بتوان از آن به طور مؤثر استفاده کرد. مدل های مختلف موشک های S300 تا به حال به 20 کشور دنیا فروخته شده است. مطبوعات روسی گزارش کرده اند که قراردادی که با ایران بسته شده است بالغ بر 800 میلیون دلار است
*****
وکیل مضروب آلمانی یک هفته در انفرادی اوین
وکیل آلمانی که خاطرات خود را از تظاهرات مردم، سرکوب نیروهای ویژه و بی‌خوابی و فشار در سلول انفرادی اوین منتشر کرده، "آندرآس موزر" نام دارد. برپایه‌ی گزارش اشپیگل آنلاین، موزر، که در عین حال از سیاستمداران حزب سوسیال دموکرات نیز هست، در سال‌های گذشته به دلیل علاقه‌ی شخصی، به بیشتر مناطق بحرانی جهان مثل سوریه، لبنان، فلسطین واسرائيل سفر کرده است. آندرآس موزر، مدتی پیش به صورت تصادفی در قطار با محمد مصطفائی، وکیل ایرانی که برای گذراندن تعطیلات به آلمان آمده بود آشنا شد. وی که قبلا نیز یکبار به ایران سفر کرده بود، پس از انتخابات ریاست‌جمهوری و نخستین تظاهرات اعتراضی عظیم مردم علاقمند شد که به ایران برود و شاهد عینی ماجراهائی باشد که از شبکه‌های تلویزیونی می‌دید. موزر روز ۲۲ ژوئن (اول تیر) به تهران پرواز کرد. دوستانش قول دادند که اگر ظرف ۴۸ ساعت خبری از او نشنیدند، موضوع را با سفارت آلمان در تهران در میان بگذارند. وکیل آلمانی، در فرودگاه بین‌المللی تهران موفق به دریافت سه هفته ویزای توریستی شد. او خبرها را دنبال می‌کرد و شاهد تبی بود که زیر پوست شهر جریان داشت. روز سوم تیر، موزر هتل خود را در خیابان سعدی به قصد گردشی در شهر ترک کرد و از قضا به میدان بهارستان رسید که محل تظاهرات گروهی از مردم و حمله‌ی پلیس بود. وکیل آلمانی، در آنجا مورد هجوم نیروهای ویژه قرار گرفت و پس از دریافت ضربات متعدد باتوم، توانست فرار کند و خود را به هتل برساند. موزر، هنگامی که نیروهای ویژه او را زیر ضربه باتوم گرفته بودند، دائما به انگلیسی فریاد می‌زد که توریست است. اما ماموران اعتنائی نمی‌کردند. وکیل آلمانی در خاطرات خود می‌نویسد: «هنگامی که من در قطار با محمد مصطفائی وکیل ایرانی آشنا شدم، او از من خواست که هروقت به تهران سفر کردم، به او تلفن بزنم. یک روز بعد از کتک خوردن در بهارستان، به او تلفن زدم و برای شب با او قرار گذاشتم. مصطفائی با اتومبیل مرسدس خود که همسر و دختر ۶ ساله اش روی صندلی عقب آن نشسته بودند، به هتلی که من در آن بودم آمد تا برای شام به جائی برویم. اما چند لحظه بعد، دو خودروی صحرائی راه را بر ما بستند، مردانی از آن پیاده شدند، ما را از اتومبیل مصطفائی بیرون کشیدند، مرا به یکی از ماشین‌ها بردند و بین مردی با سر و صورت خونین و مرد خشن دیگری با کت و شلوار تیره نشاندند. بعد، یکی از ماموران تلفن همراه مرا گرفت و کارت و باطری آن را بیرون کشید. وکیل آلمانی در خاطرات خود شرح می‌دهد که چگونه بر او چشم‌بند زدند، او را به اوین بردند، چند مرحله در حالی که باید صورتش را به دیوار می‌چسباند از او بازجوئی کردند و او را برای یک هفته در سلولی حدود ۴ متر مربع انداختند که دو لامپ سقفی آن شبانه‌روز روشن بود. وکیل آلمانی پس از شرح بازجوئی‌ها توضیح می‌دهد که بازجویان باور نمی‌کردند او با همکار ایرانی خود به صورت تصادفی آشنا شده، بلکه می‌خواستند او اعتراف کند که در توطئه‌ای دست داشته است. ساعت یک نیمه شب بیست و هشتم ژوئن، سرانجام مردی که خود را قاضی معرفی می‌کند، در سلول به سراغ وی می‌رود و از او می‌خواهد بنویسد که پدر و مادرش چه شغلی دارند، خواهرش در کجا زندگی می‌کند و به کدام کشورها سفر کرده است. پس از این بازجوئی‌ها، مترجم توضیح می‌دهد که قاضی معتقد است دلیلی برای بازداشت وی وجود نداشته و شاید آزاد شود». روز بعد، آندرآس موزر باز به ساختمان دیگری منتقل می‌شود و مردی که حدود ۳۵ ساله به‌نظر می‌رسد، به او می‌گوید: «ببخشید که اینقدر طول کشید تا ما کشف کنیم که همه چیز فقط یک سوء‌تفاهم بوده. همه‌ی اطلاعات شما پاک شده و در آینده مشکلی با ویزا نخواهید داشت. مردم ایران و آلمان مناسباتی تاریخی دارند. بالاخره همه ما آریائی هستیم»! در آخرین شب بازداشت، مرد ۴۰ ساله‌ای را که ۲ متر قد او است و ریش و موی پریشی دارد، به سلول وکیل آلمانی می‌فرستند. این مرد می‌گوید که ۱۵ سال است در اینجا زندانی است و فردا قرار است آزاد شود. او از وکیل آلمانی می‌پرسد که آیا می‌تواند وقتی آزاد شد کاری برایش انجام بدهد؟ آندرآس موزر از او می‌خواهد که نامش را به خاطر بسپارد و به سفارت آلمان در تهران اطلاع بدهد. اما روز بعد، وکیل آلمانی نیز آزاد می‌شود. او در پایان می‌نویسد: «وقتی زندان را ترک کردم، با انبوه زنان و مردانی روبرو شدم که بعضی از آن‌ها خودشان را در یک پتو پیچیده بودند. هریک از آن‌ها نامی را بر زبان می‌آورد و می‌پرسید که آیا صاحب آن نام را دیده‌ام؟ آیا او را کشته‌اند؟ یا هنوز زنده است». آندرآس موزر، غروب روز ۳۰ ژوئن آزاد می‌شود، روز بعد به سفارت آلمان در تهران می‌رود و در همان روز به آلمان پرواز می‌کند.

*****
کروبی: جوان مردم را کشته‌اند، می‌گویند ما نبودیم
مهدی کروبی نامزد معترض به نتیجه انتخابات گفت که در جریان ناآرامی‌ها اخیر «بر روی مردم گلوله گشودند و حالا می‌گویند ما مردم را نکشتیم.»
آقای کروبی از این «دروغ‌های واضح و نسنجیده» اظهار «شرمندگی» کرد و افزود: «این داستان عجیبی است.»
به گزارش سحام‌نیوز، دبیرکل حزب اعتماد ملی که شب گذشته با گروهی از اعضای ستاد انتخاباتی‌اش دیدار داشت، گفت که «مردم، خود شاهد آن بودند که نیروی مسلح چگونه با مردم برخورد می‌کردند و حتی زنان را به داخل جوی‌ها پرتاب می‌کردند.»در جریان اعتراض‌ها به نتیجه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، ناآرامی‌های گسترده‌ای در تهران و برخی شهر‌های ایران روی داد که منجر به کشته و زخمی شدن ده‌ها تن شد.
سرلشکر حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح، ۲۱ تیرماه با انتشار نامه‌ای خطاب به امام دوازدهم شیعیان گفت که نیرو‌های پلیس و بسیج در این ناآرامی‌ها «سلاح حمل نمی‌کرده‌اند و کسی را نکشته‌اند.»
آقای فیروزآبادی نوشته است که در ناآرامی‌های اخیر، آشوبگران «منافقانه سلاح اهدایی آمریکا و اسرائیل و انگلیس را به سوی مردم شلیک کردند. غافل از اینکه نیروهای حافظ امنیت، هیچ‌گاه سلاحی در دست نداشتند و به کار نبردند.»
مهدی کروبی از «دروغ‌هایی» که در این نامه به امام دوازدهم شیعیان گفته شده، انتقاد کرد و افزود: «آقایان به امام زمان نامه می‌نویسند و می‌گویند که دست ما خالی بوده و هم شهید داده‌ایم و هم مظلومیم و هم ستم کشیده‌ایم و این دیگر جای بسی تعجب است.»
کروبی همچنین گفت: «اگر شما معتقدید که این اعمال از سوی نیروهای منتسب به شما نبوده، پس چرا تاکنون کسی را معرفی نکرده‌اید؛ آخر این چه کاری است که می‌گویند عده‌ای با اسلحه‌های آمریکا، انگلیس و اسرائیل کشته شده‌اند؟»
وی اظهار داشت: «آیا این‌گونه صحبت کردن با ایشان (امام دوازدهم شیعیان) درست است؟ آیا باید به آقا هم دروغ گفت؟ خوب می‌توانستید در نامه به ایشان بگویید که این افراد یک عده آشوب‌گر بوده‌اند که می‌خواستند آشوب کنند که با آنها برخورد کردیم، ولی چرا دروغ گفتید؟»
دبیر کل حزب اعتماد ملی در بخش دیگری از سخنان خود، برخورد‌های خشونت‌بار با معترضان به نتیجه انتخابات که در «تمام دنیا منعکس» شد را موجب خدشه‌دار شدن «آبروی» آیت‌الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی دانست.
مهدی کروبی ادامه داد: «اکنون آن‌قدر به مردم دروغ گفته شده است که هر شایعه‌ای را مردم باور می‌کنند.»
مقام‌های رسمی ایران می‌گویند که در حوادث اخیر، ۲۰ نفر جان خود را از دست داده‌اند، اما سازمان‌های مدافع حقوق بشر تعداد کشته‌ها را بیش از صد‌ها تن اعلام کرده‌اند.
برخی فرماندهان نظامی نیز در هفته‌های اخیر، نقش نیرو‌های پلیس، بسیج و لباس شخصی‌ها در «کشتار» معترضان را تکذیب کرده و آن را به «بیگانگان و آشوب‌گران» منتسب کرده‌اند.حسین طائب، فرمانده نیروی مقاومت بسیج، هشتم تیرماه گفت که در ناآرامی‌های اخیر ایران، عده‌ای برای انجام «خرابکاری» لباس پلیس و بسیج پوشیده بودند.
این در حالی است که عفو بین‌الملل در روز‌های ناآرام ایران گزارش کرده بود که «معترضان ایرانی که در جریان سرکوب‌های اخیر مجروح شده‌اند، توسط نیروهای بسیج از بیمارستان‌ها ربوده می‌شوند.»
سازمان دیدبان حقوق بشر نیز گزارش‌ها از ادامه حملات شبانه بسیجیان به منازل مسکونی در ایران را تائید کرده است.
*****
حمایت چهره‌های شاخص محافظه‌کاران از تشکیل حزب موسوی
در حالی که سران کودتا همچنان از حق هواداران موسوی برای فعالیت سیاسی قانونی جلوگیری می‌کنند، به نظر می‌رسد چهره‌های شاخص پارلمانی و حزبی جناح محافظه‌کار تصمیم گرفته‌اند در برابر تشکیل حزب از سوی وی و فعالیت مطبوعاتی و اینترنتی جریان حامی وی مقاومت نکنند و به ممانعت غیرقانونی از فعالیت‌های قانونی منتقدان جناح حاکم، پایان دهند.
در این رابطه، خبرگزاری ایلنا گزارش داده که محمدرضا باهنر به همراه حبيب‌الله عسگراولادي و يحيي آل‌اسحاق، هفته اول تيرماه در قالب نمايندگان از جبهه پيروان خط امام و رهبري ديداري با ميرحسين موسوي داشتند.
باهنر در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا، با بيان اينكه در اين ديدار به موسوي پيشنهاد شده است تا حضورش در عرصه سياسي را در چارچوب قانون ادامه دهد، افزوده است: از ايشان خواستيم تا از همه امكانات قانوني موجود از جمله برخورداري از سايت شخصي، روزنامه و حزب استفاده كنند.
وي در پاسخ به اين پرسش كه پاسخ موسوي به پيشنهاد آنها چه بوده است، گفت: ايشان همچنان اعتراضاتي نسبت به مسائل به وجود آمده در انتخابات داشتند كه ما تاكيد كرديم بهتر است اين اعتراضات را در چارچوب قانون پيگيري كنند.
نايب رئيس مجلس تشكيل جبهه سياسي از سوي ميرحسين موسوي را در راستاي فعاليت‌هاي وي در چارچوب قانون دانست و با استقبال از آن گفت: در ديدارمان با آقاي موسوي گفته بوديم كه چنانچه در چارچوب قانون فعاليت كنند، از اقدامات ايشان حمايت كرده و نهايت كمك را به ايشان خواهيم كرد.
باهنر در پاسخ به اينكه آيا حمايت از موسوي به منزله عضويت‌تان در جبهه سياسي ايشان خواهد بود يا نه؟، گفت: اينگونه نيست كه به حزب ايشان برويم اما از فعاليت‌هاي سياسي‌شان در چارچوب قانون حمايت مي‌كنيم.
*****
گزارش یکی از یاران نفوذی ما از اوین:
شکنجه برای اعتراف گرفتن از یک هموطن کر و لال
رفتار ماموران امنیتی با بازداشت‌شدگانی خیابانی بسیار خشن و شدید است و بسیاری از آنها بی‌پروا تحت شکنجه قرار می‌گیرند.
در پی دستگیری افراد پس از همایش نماز جمعه که عده ای آنان به زندان اوین انتقال یافته اند، یک فرد بازداشت شده را که کر و لال بوده، به ظن اینکه خود را به کر و لالی زده است، طی سه روز به شدت شکنجه کرده‌اند تا او را به حرف بیاورند و در نهایت پس تایید کر و لال بودن او توسط پزشک، وی را رها کرده‌اند.
این یار ما برایمان گزارش داده که دست کم بیش از 200 نفر از دستگیر شدگان آدینه گذشته به اوین آورده شده اند و گروهی نیز در کهریزک و بازداشتکاههای مختلف دیگر گرفتارند. این در حالی است که بگفته فرمانده نیروی انتظامی، در حوادث پس از نماز جمعه فقط 40 نفر با شناسائی و همیاری خود مردم دستگیر شدند که تعدادی از آنان هم اکنون آزاد گشته اند.
*****
نگراني نسبت به وضعيت علي وفقی
با گذشت يك ماه از بازداشت علي وفقي مسوول ستاد دانشجويي استان تهران ميرحسين موسوي و عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت،بي اطلاعي از وضعيت وي و عدم امكان ملاقات با اين زنداني سياسي موجبات نگرانی خانواده وي را فراهم ساخته است.
ريحانه حقيقی همسر علي وفقی در گفتگو با ادوارنيوز با اعلام اين خبر گفت: همسرم در نیمه شب 29 خرداد در خیابان صادقیه بازداشت شده و ما از نحوه بازداشتش اطلاع دقیقی در دست نداریم و از .محل نگهداریش هم بي اطلاع هستيم
حقيقی تاكيد كرد:. حدود یکماه از بازداشت علي وفقي مي گذرد و با توجه به عدم امكان دسترسي او به وكيل و همچنين عدم اجازه به خانواده براي ديدار با وي ،نگراني هاي ما نسبت به وضعيت جسماني و همچنين فشارهاي امنيتي وارده بر همسرم افزايش يافته است.
حقيقي در پايان گفت: علی وفقی دانش آموخته کارشناسی ارشد عمران از دانشگاه صنعتی شریف و از نخبگان جامعه محسوب مي شود. سوال من به عنوان همسر او از دستگاه قضايي و مسوولان اين است كه چگونه بايد نخبگان جامعه به جرم ابراز عقيده سياسي شان بدين شكل زنداني شوند و در زندان از ساده ترين حقوقي كه مجرمان جرايم سنگين همچون قتل و قاچاق مواد مخدر نيز از آنها بهره مند هستند بي بهره بمانند.

*****
اولین مراسم اصلاح طلبان آذربایجان شرقی:
به لحظه لحظه ی این روز های سرخ قسم
که بوی سبــزترین فصـل ســــال می آیـــــد
به گزارش یولداش نیوز، از آذربایجان شرقی اولین مراسم اصلاح طلبان حامی مهندس موسوی در آذر بایجان شرقی برگزار شد.
یکشنبه شب ،28 تیر ماه1388 د ر شب بعثت نبی مکرم اسلام سالن بزرگ تالار معین دربار تبریز به میزبانی ستاد اصلاح طلبان حامی مهندس میر حسین موسوی در آذر بایجان شرقی پذیرای اعضای فعال ستاد های مهندس موسوی در استان بود.
قدر دانی از زحمات چند ماهه ی اعضای ستاد بهانه ی اصلی این گرد هم آیی بزرگ بود. طیف وسیعی از فعالین سیاسی از شهرستان های استان: اهر، مراغه، سراب، میانه، شبستر، جلفا، مرند، بستان آباد، بناب، ورزقان، هشترود، و... که اغلب آنها از معتمدین و فرهیختگان شهر ستان ها بودند در کنار گروها و احزاب سیاسی از جمله: جبهه مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، انجمن اسلامی معلمان، انجمن اسلامی جامعه پزشکی، نهضت آزادی ایران، نیروهای ملی و مذهبی، انجمن اسلامی دانشگاه های تبریز و دانشگاه آزاد، اعضای ستاد 88 استان، و .... به همراه بزرگان شهر تبریز: دکتر شربیانلو- که در اعتراض به روند انتخابات در 25 خرداد به همراه حدود 20نفر از فعالین سیاسی و اجتماعی استان بازداشت شدند -، روسا و دیبران احزاب در منطقه، اساتید دانشگاه های تبریز، فرهنگیان و... تداعی کننده ی ایام پر شور و فراموش ناشدنی تبلیغات و انتخابات 22خرداد بود. استقبال گسترده از این مراسم باعث شد ظرفیت 400نفری تالار معین دربار از دقایق اولیه مراسم پر شود. اغلب حاضرین خصوصا جوانان و دانشجویان با نمادهای سبز جلوه ی با شکوهی به مراسم داده بودند. در ابتدای مراسم دکتر سبحان الهی از طرف ستاد مهندس موسوی در منطقه ی شمال غرب کشور، دکتر عابدی رییس شورای سیاست گذاری ستاد اصلاح طلبان استان و مهندس کهنمویی رییس ستاد اصلاح طلبان آذر بایجان شرقی از تلاش های اعضای ستاد به ویژه با حضور در جمع فعالین شهرستانی از زحمات آنها تقدیر و تشکر نمودند.این مراسم که با صرف شام همراه بود با سخنرانی کوتاه مهندس کهنمویی از طرف شورای سیاستگذاری ستاد اصلاح طلبان آذر بایجان شرقی ادامه یافت. رییس ستاد اصلاح طلبان استان گفت: از بنده خواسته شد که چند جمله ای با شما عزیزان صحبت کنم، ما انتظار نداشتیم که وضعیت این گونه شود، ما در تدارک جشن با شکوه پیروزی بودیم و حقش هم این بود که این جمع را با چهره هایی شاداب در جشن پیروزی مشاهده کنیم اما نتیجه این گونه شد که نباید می شد.
وی ادامه داد: شما تلاش خود را کردید، با تمام توان در معرفی شخصیت والای مهندس موسوی گام برداشتید، امیدوارم خداوند به شما جزای خیر دهد. رییس ستاد اصلاح طلبان استان با بیان این که در مقام تحلیل شرایط فعلی نیست ادامه داد: گویا امر دایر بر این بوده که به هر طریقی وضعیت به گونه ای شود که الان شاهد آن هستیم. مهندس کهنمویی ضمن تشکر مجدد از اعضای ستاد اصلاح طلبان استان گفت: امیدوارم شما در هر شرایط به تکلیف خود عمل نمایئد و هر نتیجه ای حاصل شد فرع بر انجام تکلیف باشد. رییس ستاد اصلاح طلبان حامی مهندس موسوی در آذر بایجان شرقی باخواندن یک بیت شعر از مرحوم قیصر امین پورصحبت های خود را خاتمه داد:به لحظه لحظه ی این روز های سرخ قسم که بوی سبزترین فصل سال می آید
قرائت این بیت شعر بود که فضای معنوی شب بعثت رسول گرامی اسلام را احساسی نمود و حاضران با تشویق مداوم خود ادامه ی جنبش سبز تا حصول به آرمان های اصیل اصلاحات را گرامی داشتند . این مراسم که از ساعت 21آغاز شده بود در ساعت 23 پایان یافت و برگ دیگری به صفحات حرکت اصلاحی و مدنی استان افزوده شد.
*****
ادامه بازداشت دبیر مشهدی
"هاشم خواستار" دبیر بازنشسته آموزش وپرورش مشهد ۲۴ خرداد در پارک ملت این شهر بازداشت شد و با وجود گذشت یکماه و به رغم وعده های مسئولان دادگاه انقلاب هنوز آزاد نشده است.
وی به دلیل فعالیت های صنفی در سال 83 بازداشت و به 3 سال حبس تعلیقی محکوم شده است.علاوه بر آن این دبیر با سابقه به حکم هیات های تخلفات اداری به بازنشستگی اجباری با کسر یک گروه شغلی نیز روبرو شده .
هاشم خواستار‌ عضو فعال کانون صنفی معلمان مشهد است و در زمان انتخابات در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در مشهد به فعالیت به نفع این کاندیدا مشغول بوده است.
به گفته‌ی همسر او، وی هم اکنون در بخش قرنطینه‌ی زندان عادل‌آباد مشهد نگهداری میشود که در آن زندانیان عادی در کنار زندانیان سیاسی به سر می برند. همسر خواستار وضع تغذیه و بهداشت بازداشت شدگان این بازداشتگاه را نامناسب توصیف می کند.
مسئولان قضایی مشهد در این یک ماه بارها به خانواده او قول داده اند،که آقای خواستار را آزادخواهند کرد، اما این وعده تا کنون عملی نشده است.
خانم مالکی فر درباره ی اتهامات همسرش می گوید : تا جایی که من می دانم این اتهامات شامل تحریک معلمان به اعتصاب و تحصن و در اختیار قرار دادن مکان برای تشکیل جلسات دانشجویان و فعالان سیاسی است.
خانم مالکی فرد روحیه ی همسرش را بسیار خوب توصیف نمود، و خواستار آزادی هر چه سریعتر این معلم زندانی شد.
*****
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۳۸۸/۰۴/۲۸

یکشنبه: 28/4/1388
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: تقاضا داریم برای بازنشر مطالب انتشار یافته درین "وبلاگ" نام و نشانی منبع اصلی را ذکر نمائید. متشکریم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یاران درود بر شما. پس از یک روز پر از غوغا و خبرهای بد، بار دیگر "پست" جدیدی را در ساعت00:20 بامداد روز یکشنبه بیست و هشتم تیرماه آغاز می کنیم. امروز هم مانند دیگر روزهایمان ناگزیریم کار خود را با انعکاس خبری دردناک (که در زیر مشاهده می کنید) آغاز کنیم اما پیش از نوشتن آن خبر ناگوار؛ لازم دیدیم یکبار دیگر یادآوری نماییم که به پیشنهاد تشکیلات مدافعین حقوق بشر، شنبه آینده سوم امرداد ماه روز جهانی "اقدام برای حقوق بشر در ایران" نامگذاری شده و قرار است درین روز در سراسر جهان به نشانه همبستگی با خیزش نوین ایرانیان؛ تجمعات و تظاهراتی انجام شود.
ما نیز با استقبال از این فراخوان، همراه با تمامی رادمردان و آزاد زنان جهان به این همایش در میهن خویش خواهیم پیوست. پوستر زیر نشانگر این فراخوان جهانی است.

*****

تدفین یک جانباخته دیگر: محمد کامرانی

دستگیری در 18 تیر، شهادت در 25 تیر بر اثر جراحت‌های وارد شده در زندان
پیکر گلگون محمد کامرانی که پنجشنبه گذشته بر اثر جراحت‌های وارد شده در زندان اوین، در بیمارستان مهر تهران از دنیا رفت، صبح دیروز (شنبه) در بهشت زهرا تشییع و به خاک سپرده شد.
محمد کامرانی که تنها 18 سال داشت و جمعه گذشته قرار بود در کنکور پزشکی دانشگاه آزاد شرکت کند، روز هجدهم تیر در حوالی میدان ولیعصر تهران دستگیر و به بازداشتگاه کهریزک منتقل شده بود.
این جانباخته دلیر و مبارز چند روز پس از بازداشت، به همراه گروه دیگری از بازداشت شدگان به زندان اوین منتقل شد. خانواده‌ی این شهید وقتی از محل نگهداری او خبردار شدند که یک مامور زندان اوین در جمع خانواده‌ی بازداشت‌شدگان فهرستی از اسامی افراد بازداشت شده راخواند و از انتقال آنها از کمپ کهریزک به زندان اوین خبر داد.
پیگیری خانواده‌ی او به اینجا رسید که مطلع شدند دستور آزادی وی نیز صادر شده و به همین منظور صبح روز چهارشنبه 24 تیر ماه به زندان اوین مراجعه کردند، اما در آنجا به آنها گفته شد که فرزند شما مجروح بوده و به بیمارستان منتقل شده است.
وقتی این خانواده به بیمارستان لقمان رفتند، با پیکر نیمه جان محمد کامرانی روبرو شدند که همچنان تحت کنترل ماموران بود. آنها با هماهنگی مسئولان بیمارستان و باز تحت کنترل شدید ماموران، فرزند خود را به بیمارستان مهر منتقل کردند، اما تلاش‌های کادر پزشکی در نهایت بی‌نتیجه ماند و محمد کامرانی 18 ساله نیز به ندا آقاسلطان، سهراب اعرابی و دیگر شهیدان جنبش سبز پیوست.
پیکر شهید محمد کامرانی صبح دیروز در میان حزن و اندوه دوستان و خانواده داغدارش تشییع و در قطعه 221 بهشت زهرا مدفون شد.
*****

توهین کیهان به فرزند آیت‌الله طالقانی
00:40 بامداد یک‌شنبه، 28 تیر 1388

"روزی نامه" حامی کودتاچیان، اعظم طالقانی را «فرزند ناخلف» نامیده

روزی نامه بی‌ادب کیهان با انتشار مطلبی توهین‌آمیز، اعظم طالقانی فرزند یکی از رهبران انقلاب اسلامی را «فرزند ناخلف» نامیده و تلویحا او را به اقدام علیه نظام از ابتدای انقلاب متهم کرده است. توزیع رسمی این شماره از روزنامه تا ساعاتی دیگر در سراسر کشور آغاز خواهد شد.
کیهان در شماره روز یکشنبه 28 تیر در ستون «خبر ویژه» که از سال‌های قبل محل توهین و جسارت به همه دلسوزان ایران بوده و هست، در خبری تحت عنوان «رهنمود فرزند ناخلف به مراجع!» نوشته: دختر آيت الله طالقاني(ره) كه با گروهك نهضت آزادي ارتباط و همكاري وسيع دارد، به مراجع رهنمود ارائه كرد! اعظم طالقاني در گفت وگو با خبرگزاري افراطي ايلنا گفت: وظيفه شرعي مراجع است كه از سخنان هاشمي حمايت كنند. وي اضافه كرد: سخنان آقاي هاشمي بي شباهت به سخنان مرحوم طالقاني در اولين نمازجمعه نبود.
این روزنامه که با استفاده از بودجه دولتی به لجن‌پراکنی می‌پردازد و در عین حال از مصونیت آهنین قضایی نیز برخوردار است، همچنین ادامه داده: برخي فرزندان آيت الله طالقاني كه با دو گروهك نهضت آزادي و منافقين پيوند خورده بودند به آلت دست اين گروهك ها براي فاصله انداختن ميان آيت الله طالقاني و نظام تبديل شدند اما مرحوم طالقاني با وجود فاصله پيش آمده، آب پاكي را روي دست منافقيني كه وي را پدر طالقاني خطاب مي كردند و مي گفتند «نيروي نظامي ما در خدمت شماست»!، ريخت. آيت الله طالقاني خطاب به حضرت امام گفته بود وقتي خسته و دلزده مي شوم و به ملاقات شما مي آيم، خستگي و نااميدي از تن من بيرون مي شود.
*****

سحام نیوز- فاطمه کروبی: امروز یاران امام را به جرم حق گویی و در كنار مردم بودن هتک حرمت می کنند
از اين كه شاهد اين روزها هستيم بسيار متاسفيم روزهايي كه بايد ياران امام را به جرم حق گويي و در كنار مردم بودن اين گونه بنوازنند و مورد هتك حرمت قرار دهند .
دبير كل مجمع اسلامي بانوان گفت :‌"‌برگزاري نماز جمعه آنهم در سايه باتوم و با حضور گسترده نيروهاي پليس و گاردهاي ويژه ،‌پرتاب گاز اشك آور در ميان جمعيت نمازگزاران و كتك زدند زنان و مردان بي پناه با هيچ استدلالي از نظام مقدس جمهوري اسلامي پذيرفته شدني نيست .

فاطمه كروبي با اشاره به بازداشت هاي گسترده پس از انتخابات رياست جمهوري اخير گفت : "‌اين روزها و با اتفاقي كه چشم هيچ كس بر آن پوشيده نيست و تعداد زيادي از شهروندان اين كشور بازداشت و در زندان به سر مي بردند و بسياري از آنها تنها جرمشان حضور در راهپيمايي هاي آرام و گسترده مردمي است يا بعضي از خانواده ها داغداد شهادت فرزندانشان هستند ، سالهاي قبل از انقلاب برايم تداعي مي شود . "‌
وي افزود :‌"‌من تمايلي براي ورود به معركه سياسي را ندارم اما اين روزها و با ديدن خانواده هايي كه با نگراني براي پيگيري از سرنوشت عزيزان خود در پشت ديوارهاي اوين جمه مي شوند ياد روزهاي تلخ و خانواده زندانيان سياسي پيش از انقلاب مي افتم ،‌روزهايي كه روزهايش براي ما يك هفته به طول مي انجاميد و هفته برايمان چون سال سپري مي شد ، ساعتها و گاه روزها در انتظار يك تلفن و صحبت كوتاه بوديم تا از سلامت زندانيان مطلع شويم .
نماينده مردم تهران در مجلس پنجم در ادامه تاكيد كرد : "آنها كه رنج كشيده دوران انقلاب هستند و طعم تلخ زندان و شكنجه را چشيده اند هرگز نمي توانند دست به چنين اقداماتي كه موجب وهن نظام است بزنند ، به نظر مي آيد امروز كساني كه دست به چنين اعمالي مي زنند و متاسفانه مشوق عده اي جوان كم سن و سال براي انجام كارهايي ناپسند در خيابان ها مي شوند به نظر مي رسد از اهدافي متعالي انقلاب چيزي نمي دانند . من به خانواده هاي داغدار تسليت مي گويم و آرزوي صبر براي خانواده هاي زندانيان و آزادي هرچه سريعتر زندانيان را از خدا خواستارم .
من به عنوان فردي كه همسرم سالها از زمان حركت امام در سال 42 تا پيروزي انقلاب شكوهمند ايران اسلامي سالها در زندان رژيم منحوس پهلوي بوده ، امروز شرايط اين خانواده ها را درك مي كنم . چه ايرادي دارد اگر مسئولين اجازه بدهند كه خانواده هاي زندانيان بتوانند تماسي تلفني با عزيزان دربند خود داشته باشند و از وضعيت حال عزيزانشان مطلع شوند ؟‌اگر فردي به فرض جرمي هم مرتكب شده خانواده هاي آنان چه گناهي دارند كه بايد شب و روز شان تار و پر از اظطراب ،‌استرس و نگراني باشد ؟‌از مسئولين محترم مربوطه مي خواهم تا زمينه اي براي آزادي زندانيان سياسي و تماس با خانواده هايشان را فراهم كنند .
وي با انتقاد شديد از برخي رفتارها در نماز جمعه روز گذشته تهران گفت :‌"‌چنين برخوردهايي ان هم با نمازگزاران بدعتي آشكار و حرمت شكني بود ، برگزاري نماز جمعه آن هم در سايه باتوم و با حضور گسترده نيروهاي پليس و گارد هاي ويژه ،‌پرتاب گاز اشك آور در ميان جمعيت نمازگزار و كتك زدند زنان و مردان بي پناه با هيچ استدلالي از نظام مقدس جمهوري اسلامي پذيرفته شدني نيست . وي اظهار داشت :‌آيا چنين برخوردهايي با مردمي كه براي برپايي حكومت اسلامي از جان و مال خود گذشتند و صدها هزار شهيد و جانباز را تقديم اسلام كردند صحيح است ؟‌آيا اين برخوردها به انقلاب نظام و اهداف امام آسيب نمي زند ؟آيا نمي دانند كه در عصر تكنولوژي وقتي چنين برخوردهايي خشن و غير انساني را در خيابان ها و در تجمع هاي ارام مردم با زنان و دختران انجام مي دهند خوراك براي رسانه ها ي بيگانه فراهم مي آورند ؟‌
وي در خصوص حادثه تعرض به مهدي كروبي در نماز جمعه نيز با اشاره به سوابق مبارزاتي كروبي گفت : آقاي كروبي از سال 42 همواره يار امام بوده و مقاورت و سختي زندان ها و شكنجه را كشيده و از مشت و لگد هاي ساواك بي بهره نبوده و همواره با آن روحيه شجاع و سرسخت خود از راه و انديشه و تفكر امام دفاع مي كرد .
كروبي گفت : "‌به خاطر دارم در مكه زماني كه حادثه حج خونين رخ داد و خود من نيز شاهد و ناظر آن حادثه غم انگيز بودم وقتي نيروهاي سعودي به مردم حمله مي كردند ايشان به ميان مردم آمد و علي رغم اينكه مرود ضرب و شتم شديد و جراحات عميق توسط ماموران سعودي قرار گرفت تا آخر در كنار مردم ايستاد . روز گذشته نيز آقاي كروبي همراه با محافظينش و فرزندم حسين در نماز جمعه در صفوف مردم حضور يافت اما زماني كه از ماشين پياده شد مورد فحاشي ، هتك حرمت و حمله قرار گرفت . از اين كه شاهد اين روزها هستيم بسيار متاسفيم روزهايي كه بايد ياران امام را به جرم حق گويي و در كنار مردم بودن اين گونه بنوازنند و مورد هتك حرمت قرار دهند . كروبي تاكيد كرد : آقاي كروبي اوراق زيادي از دفتر سياست را مشق كرده و به چيزي كه اعتقاد نداشته باشد تظاهر نمي كند . هيچ گاه هم اجازه نداده است تا ديگران براي او تصميم بگيرند و او را اداره كنند هرچه هست انديشه خود ايشان است و پاي ان نيز مي ايستد و تنها منافع كشور ، ملت و تفكر امام برايش مهم است . اين نماينده اسبق مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به مراجعه و تماس خانواده زندانيان حوادث اخير و به ويژه زنان گفت : متاسفامه علي رغم تلاش ها و پيگيري هاي فراوان هيچ كس پاسخگو نيست ، آن عده اي از آشنايان كه معمولا مي شد با آنها تماس گرفت در دسترس نيستند .

*****

ایمیلی دریافت کرده ایم از برادران و خواهران مبارز و شیردل خود، دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف که آن را در زیر برای آگاهی همگان انتشار میدهیم:

این پیام برای امثال: "work"ها، "arshan"ها، "setareh"ها و "onlyseti"ها kahsm""ها و آن دیگر گروههایی است که در ایمیل هایشان ما را خاین و کمونیست خطاب کرده اند.

پاسخی به لافزنان خارج از میهن:

"هرچه سکوت کردیم بس است" – اینک نوبت پاسخ است

آقایان و بانوانی که فریادهای دروغین شما در عزای فرزندان درخون خفته این مرز و بوم گوش فلک را کر کرده است پیام ما خطاب به شماست.سی سال است که از میهن گریخته و بسیاری از شما با اموال غارت برده شده از این ملت ستمدیده و زجر کشیده، از تمام مظاهر امنیت و آسایش و تفریح برخوردارید و تنها کار شما این بوده که شعارهای توخالی بدهید. تنها قدمی که برای میهن خود برداشتید این بوده که پیام و ایمیل به اینسو و آنسوی دنیا، آنهم فقط برای همریشان خودتان ارسال کرده و سنگ میهن را به سینه بزنید، اما افسوس که بیرونتان سپید و درونتان سیاه و آلوده است.

اینک پررویی و وقاحت را بدانجا رسانده اید که برای ما پیام و ایمیل فرستاده و ما را مشتی "کمونیست" و جیره خواران و بازماندگان "توده ای ها" خطاب می کنید...! شرمتان باد.

ای شمایانی که روز و شب سنگ آقای "رضا پهلوی" را به سینه میزنید باین امید که شاید ایشان برایتان؛ چون اربابی مهربان استخوانی بسوی "سگ"خانگیش بیاندازد و شما با لیسیدن آن شکم های سیری ناپذیر خود را کمی انباشته تر سازید، لااقل برای ما توضیح دهید که این ارباب شما برای میهن چه کرده است که اینک ایشان "بت اعظم" و یگانه ناجی میهن و هم میهنان است اما، ما که در جوّ خفقان رژیم و در مقابل اوباشان و سرکوبگران وحشی و لجام گسیخته آن تن ها و بدن هایمان را آماج دشنه و چاقو و زنجیر و باتوم و گلوله های لاستیکی که تا مغز استخوان نفوذ می نماید و یا گلوله های سربی که قلبها را می شکافد و خاک میهن را از خون ما گلگون میسازد، به مبارزه ایستاده ایم؛ مشتی خاین و دشمن وطن، و کمونیست هستیم؟

اگر معنای میهن پرستی آن است که ما نیز چون شما چاپلوسی و "... مالی" ارباب شما را بنمائیم، همان بهتر که به زعم شما کمونیست و خاین باشیم.

ای بی نوایان مطرود ( که شاید تعدادتان در سراسر کره خاکی از چند هزارنفر تجاوز نکند) آیا تصور می کنید دیگر بار درین میهن برای شمایان جا و جایگاهی وجود دارد؟ آیا تصور می کنید که این ملت بپاخاسته تا شما بی هویت های چاپلوس را بر میهن مسلط سازد؟ ای وای که چقدر نادان هستید... بشما هشدار می دهیم که به این سمپاشی ها و تلاشهای مذبوحانه برای ایجاد تفرقه بین صفوف بهم پیوسته و یکپارچه ملت بپاخاسته خاتمه دهید.ای نامردان و نازنان میهن و هموطن ستیزی که ما را، یعنی فرزندان رشید و مبارز این سرزمین را خاین و کمونیست خواندید و می خوانید، ایرانیان مبارز بزودی بر این رژیم جاهل و سفیه و خونخوار پیروز می گردند و میهن از پلشتی و پلیدی ملایان پاکسازی خواهد شد. باین فکر باشید که در آن آینده نزدیک جای شما نه در کنار میهن پرستان بلکه در میان صف دشمنان وطن خواهد بود. آنگاه است که گفته ی معروفِ : " نه در غربت دلم شاد و نه جایی در وطن دارم"، در مورد شمایان مصداق پیدا خواهد کرد، زیرا نه شهامت بازگشت به میهن را خواهید داشت و نه دیگر در دیار غربت می توانید به لافزنی ها و یاوه گویی هایتان بعنوان غمخوار این سرزمین ادامه دهید.

شرم بر شما که آزاده ترین آزادگان جهان را خاین و مزدور و کمونیست و غیره می خوانید.

" دانشجویان مبارز و همیشه در صحنه ی دانشگاه صنعتی شریف – تهران"

*****

استاد! به کلاس درس بازآی

عرفان قانعی فرد

دکتر عبدالله رمضانزاده را شاید همگان به عنوان قائم مقام جبهه مشارکت، سخنگوی دولت خاتمی، از چهره های مشهور اصلاح طلب، استاندار اسبق و.... بشناسند اما من او را یک همزبان و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران می شناسم که اکنون به انتظار روز رهایی از بند است. و این نوشته ام برای اوست که به او مدیونم و این ادای دینی ساده به اوست و هر کس هر آنچه بخواهد بگوید، سالهاست به بدنامی و بهتان، پیکر لاغر و آزرده ام آشناست و از محنت او بی غم نتوانم بود که در حقم انسانیت کرده است روزگاری و حاشا اگر از یاد ببرم هرچند او پای در زنجیر است امروز.
پاییز 1386 به دانشگاه تهران رفتم، سراغ او را گرفتم تا شاید بیابم. به مام میهن بازگشتن همان و بر گستره آسمان بدون مرز، ممنوع الپروازم کردن همان! اما شوری در سر داشتم و هزار سودا که کسی هم نبود تا بشنودم جز همزبانانم. برای قوت قلب گرفتن به دانشگاه تهران رفتم. در حیاط استاد شفیعی کدکنی را دیدم مانند همیشه آرام و صبور با کتابی در بغل. سلامی نثار کردم و با متانت دست از بغل بیرون آورد اما جلوتر که رفتم بوسه ای بر چشمان خسته اش دزدیدم اما استاد از چشمان عبوسم، آشفتگی خواند سخنی به زبان نیاورد انگار با نگاه روشنش می خواست بگوید که «سالهاست در همه دشت به انتظار رهایی ام تا سرود باد و باران و طراوت بهاران را برای نسل تو بازگویم از سرود جویباران و سحرگاهان و ترانه قمری، آواز رهایی را بشنو و نفس در نفس در سکوت موج در حصار بشکن و در خاکت ریشه دار باش». نگاه خاموشش در حضور باد خزان به دغدغه ام کمی آرامش داد اما تا مرز جنون بودم اگر بخواهم بی پرده بگویم امروز.
به دانشکده علوم سیاسی وارد شدم. مطابق همیشه در اتاق صادق زیبا کلام، باز بود سلامم را پاسخی گفت و از بابت ارسال ترجمه "ناسیونالیسم نژادی کرد /نوشته نادر انتصار" که تازه ترجمه اش را به هدیه فرستاده بودم، سپاسم کرد. به انتظار رمضانزاده ماندم، انگار که به قول شفیعی او بود تنها که زبان و رمز آواز چگور ناامیدان را می فهمید گرچه من خام در آن روز در خواب خُرد بودم و به گمانم آخر جهان بود و نفرین و نفرت بودم و شتاب از غارت احساس آزادی ام. پنهان کردم عصیان درونم را. به اتاقش برد و بشنید آواز پنهانم را. پیام روشن از هر کرانه به او دادم اما شماطتم کرد که «ز خشکی و آزار چه هراسی، خموش! دل قوی دار» کتاب انتصار را نقد کرد و تشویقم به ادامه هوسی که در سرم بود که امروزه بعد از 3 سال موج و اوج طنینش ز دشت ها گذشت. ساعتی به سخن گفتنش بگذشت، زلال تر از آب گفت و گله ها کرد از لجن و امید داشت به پیام روشن باران و سیلاب سرفراز بهار و آواز شکوفه ها، آن هم در زمانه عسرت. همسرایی با او به قلب رمیده ام، امیدی دیگر داد؛ قلبی که به قول بهنود عزیز، گاه پر از شتاب است درونم و شتابان می تپد.
جسارت بیان و موج آگاهی و چشمان تیز عقاب گونه اش بر اوضاع، به وجدم آورده بود با صراحت آذرخش و تندر و طوفان بود انگار در صحرای مواج سیاست و تاریخ معاصر سرزمین و نگاه محتسبش، نم پای آلاچیق جزم باورانی بود که امروز نمی خواهند باور کنند پژمرده نشدن شکوفه ارغوان را و بوی کهنگی دارد قلاده و زنجیرشان در باغ عقیم دیروز، چون جویبار نرم و روان «بودن و سرودن به شادی در آغاز فصل» جاری شده و ترنم مجنون نیز مژده رسان آن است که دیوارهای واهمه، فرو خواهد ریخت و باره ها خواهد شکست و باران صبحدم بر شاخه اقاقی می بارد. تفسیرش آشنا بود و می خواستم با او بخوانم به فریاد. در کنار پنجره، ساکت و آرام به صورت پرخنده او می نگریستم که او هم می خواست مدتی قبل از آن به دانشگاه هاروارد بیاید اما نگاه محتسب او را نیز از پرواز منع کرده بودند همانگونه که آقاجری را نیز. برکه آرامش صبوری او در دلم جوانه ای رویانید. خموش و مات می شنیدمش و گاه سخنی می راندم و هر دو همسان و همسکوت می ماندیم. وقتی به استانداری کردستان آمد حریف قبلی - که رنگ سخنان پر فریب و ریایش زبانزد خاص و عام گشته و امروز برای کرسی قدرت زبان مادری اش را نیز فراموش کرده - برایش فتنه ها برانگیخت. او رهزن بود و رمضانزاده را به طراری متهم کرد که دستش به جایی نرسید با انبوه کرکسان تماشاچی اش و مامورهای معذور، چون رمضانزده بیضه در کلاهش نشکست و زان سالیان و روزان، مردمان کرد هم خرمن خرمن نفرت بدرقه آن حریف شعبده باز کردند که از تشابه کرامت موسی خواب دیده اش و امام نادیده اش به ریاست جمهور وقت، بانگ رسای ملحدان بود و امروز کلاهش پشم دارد اما دیگر همه عالم ،خیمه دروغش را باور نکردند اما کجاست شرم و شرف و خودش می داند آن کلاه برای سرش گشاده است. کردها آن مسیح غارت و نفرت را خواهند شست به روزگاران و او به صد خشم و شحنه و خار، نمی تواند بزداید نگاره دروغین و سایه تملق و تزویرش را. هرگز باوری به هویت کردها نداشته و ندارد.
گرچه رمضانزاده در اواخر ایام خاتمی به فعالیت سیاسی کردها رونقی دوباره بخشید تا اصلاح طلبان کرد به بیان هویت فرهنگی سیاسی خویش بپردازند و آنگاه به عنوان بخشی از تار و پود جامعه ایران؛ خواهان و طالب حق مشارکت در حلقه قدرت مرکزی باشند. و از بند و دام نگاه امنیتی به کردستان و عدم توسعه رها شوند گرچه او در ایام استانداری اش زان پرده تاریک، کاست و پیوسته دغدغه اش گریز از خاموشی و بیگانگی بود. گرچه در بدو انقلاب جمهوری اسلامی کردها تجربه آشفتگی و ناسازگاری و فرصت سوزی را دارند که موجب عدم پذیرش هویت فرهنگی سیاسی آنان بطور رسمی توسط دولت موقت بود. وی کرسی استادی را در دانشگاه پذیرفت و کارنامه بسیار موفقی هم برای خود ساخت و شاید هویتش، رنگین تر کرد. رمضانزاده به فعالیت خودش ادامه داد و با شهامت نقدهای صریح خود را بیان داشت. تا اینکه تند باد حوادث در چمن، یاسمن و ارغوان ها را نشانه رفت و زهد و فسق و سموم، رنگ نسترن ها را ببرد تا و شاید «کس به یاد ندارد چنین عجب زمنی » رمضانزاده بانگ برآورد که هیهات، به یغما بردند و به ثمن بخس فروختند و مزاج دهر تبه شد، آنگاه به بندش کشانیدند اما او چون ردای استادی بر تن دارد، امروز بر فراز ها فرسنگ ها دوری، یادش کردم که بگویم:
استاد! بی جزر و مد، دریای قلبت چگونه می تپد؟ دانی که نامت درمیان همزبانانت گشته بلند ؟ از تو آموختم که تاریخ بنویسم و خواهم نوشت شکوه سرودن و پرواز بلندت را هرچند «کاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران». گرچه امروز بی پناهی، اما محصل هایت گوه روشن اند بر پایداری سایه ات. تو استادی و به کلاس درس بازآ. یادت هست به من گفتی که « مبادا روزی در پی قدرت باشی و مبادا روزی کلاس درس و نوشتن در اتاق خلوت را به مقامی بفروشی » و آن نقشی که تو بشتی در سینه من و یا شاگردانت باقی است اما تو عاشق پشیمانی و فرق است میان تو و خیل شرمساران و این یادگاری که تو بنهادی به غارت طوفان ها نمی رود، از خط استقلال و آزادی سخن راندی و در کلاس درس با صدای رسا از آزادگی قومیت ها سخن ها گفتی اگر هزاران کس به لجن اش بکشانند و یا به قتلگاهش. در فراخنای هستی سحن حق می ماند و تو به حق سخن گفتی. لحظه لحظه با ضمیر ناگزیر خویش، جنگ می کنم که مبادا این نوشتنم شرح تو نباشد اما صدای خوف و رجا ندارد تاثیری در دل مضطربم. دلی که امشب در آغوش اقیانوس در انتهای جهان تکیه زده ام بر صخره ای پر صلابت و آواز مرغان دریایی ، سپیده را مژده می دهند. صف انتظار و دژ وحشت دیارم می شکند عاقبت، گویی امروز در آفتاب تموز، خطیب نماز جمعه هم چنین پیشنهاد داده. تا این سایه دیو سار توهم کنار رود و تو و یارانت از حصار بیرون آیی و به کلاس درس باز آیی و حضورت را دریابند مشتاقانت که کنون از غیبت تو، رونقی ندارد کلاس شان. دیوانگانی که زنجیر به گردن تندر اندیشه و زبانت در افکنده اند نمی دانند که گره به باد می زنند و باد در قفس می کنند، اندیشه و زبانت، آزادی می خوانند و به صد خنجر هم نمی گسلد منطق اندیشه سیاسی ات. ذهنی که خسته نمی شود و بیدار است و عاشق سحر و بسیارانند کسانی که چون تو مشفقانه می اندیشند و بر هویت جاری خویش تصویر چنین می کنند.
نفست شکفته باد. به هر حال امیدوارم که در میان فواره درد و دشنام و آتش فراعنه، به حرمت ردای استادی ات، به زودی آزادی ات را جشن بگیرند محصل هایت که ردای تو، گرانقدر است هرچند در این موسم عسرت و روزگار وانفسا قدر استاد ندانند مگر در کلاس درس و دانشجویان شیفته پویایی و نو جستن. پس به شوق آنان که جامه سوگ به تن پوشیده اند، ببخشای این رنج را که خود می گفتی «نشان عبور سحر است». فتنه ها خواهد رفت و سوی قرون می گشاید روزنه امید، لحظه شادی و طرب در بزمگه آزادی. از تبار تهمت ها و تبر ها می دانم هراسی نداری حتی اگر با خروش دهان های وقاحت شان به گبر و رافظی ات بی شمار تهمت زنند آنان کناس قدرت اند و تو فاتح آزادی گرچه امروز توی اهل خرد، راهت فرو بسته و آنان که به شکوه کلاهشان نازند، اما « تاریخ، سطل تجربه تلخ و تیره است» و برای جوانان شکیبا و بیدار هم «پیمودن آن مسافت دشوار» با امید بودن در کنار استادانی چون توست. انان سخن شفیعی را باور دارند «پیش از شما، به سان شما، بی شمارها، با تار عنکبوت، نوشتند روی باد : کاین دولت خجسته جاوید زنده باد». و گاه ناجوانمردی گیتی است تکرار صحنه های تلخ. اما شاگردان وحشت زده تو آواز سفرنامه باران را خوانده اند و می دانند او «خاشاک چشم ماست امروز و روز دیگر، همچون خسی بر امواج در جوی جست و جو» و تو و دیگر استادان پرشکوه، کوهی نشسته بر سکو. سکوی فرهنگ و تاریخ ما. رندان بلاکش را مردمان دوست دارند به دلت رجوع کن که دل تو قطب نمای راه است حتی اگر به داس کهنه خود درو کنند برگ و شکوفه های امید را.

وین نغمه محبت بعد از من و تو ماند،

تا در زمانه باقی است آواز باد و باران

*****

حسن شیخ آقایی بازداشت شد
سارا صمیمی

نیروهای لباس شخصی در مهاباد، دیروز دکترحسن شیخ اقایی، روزنامه نگار، کاریکاتوریست و فعال سیاسی را بازداشت کردند. وی در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در مهاباد فعالیت می کرد. یکی از اعضای خانواده این فعال کُرد در گفتگویی از احتمال بازداشت وی توسط سپاه پاسداران خبر داده و تاکید کرده است که کسانی که آقای شیخ اقایی را بازداشت کرده اند مسئول سلامتی و جان ایشان هستند..
این گفت و گو در پی می آید.
علت بازداشت دکترحسن شیخ اقایی توسط نیروهای امنیتی چیست؟
متاسفانه دیروز صبح ساعت 11 شماری از نیروهایی که واقعا ما نمی دانیم وابسته به کجا بودند دکتر شیخ اقایی را دستگیر کردند. به نظر می رسد که این نیروها وابسته به سپاه پاسداران بودند. آنها آقای شیخ آقایی را با خودشان بردند و یک ساعت بعد هم به منزل ایشان رفتند و همه جا را تفتیش کردند و شماری از کتابها و جزوات وی را با خود بردند.
آقای شیخ آقایی در ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در مهاباد فعال بودند، فکر نمی کنید شاید به همین دلیل بازداشت شده باشند؟
احتمال دارد که با این مساله مرتبط باشد. آقای شیخ آقایی به عنوان یک فعال اجتماعی در ستاد آقای موسوی فعالیت می کردند؛ البته آنطوری که به ما خبر داده اند در سایر شهرهای کردستان هم شماری بازداشت شده اند. آنچیزی که مشخص است، این است که آقای دکتر هیچ فعالیت زیرزمینی و پنهانی نداشتند و به عنوان یک روزنامه نگار و کاریکاتوریست فعالیت می کردند و هیچ گونه فعالیت غیرقانونی انجام نداده اند. انتخابات هم یک امر داخلی است و فعالیت در راستای آن و در راستای تشویق مردم برای حضور در آن، به هیچ وجه غیرقانونی نیست، مگر اینکه جریاناتی بخواهند با کارهای فراقانونی و با پرونده سازی با ایشان برخورد کنند.
شما برای آزادی وی چه پیگیری هایی انجام خواهید داد؟
ما از دیروز هیچ اطلاعی از ایشان نداریم و لذا از همه راههای قانونی سعی خواهیم کرد تا وضعیتشان را مشخص کنیم. قطعا کسانی که آقای شیخ اقایی را بازداشت کرده اند مسئول سلامتی و جان ایشان هستند.
آقای شیخ آقایی عمدتاً در چه حوزه های فعالیت داشتند؟
دکتر شیخ آقایی، به عنوان یک کاریکاتوریست و روزنامه نگار فعالیت می کردند. البته ایشان هم فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا هستند و هم دکترای داروسازی دارند و در حال حاضر هم دانشجوی تاریخ بودند. ایشان نمایشگاههایی در داخل و خارج کشور برپا کرده اند و در عین حال با نشریات مختلفی همچون روانگه، مهاباد؛ پیام مردم و... همکاری داشته اند.
شنیده ایم که قبلا به دلیل چاپ مقاله ای در نشریه پیام مردم پرونده ای برایشان تشکیل داده بودند. این مقاله در چه زمینه ای بود ؟
مقاله ای در مورد عدم توسعه یافتگی کردستان بود که بعد از انتشار آن، پرونده ای برای وی تشکیل شد اما آقای شیخ آقایی در این پرونده از اتهام وارده، تبرئه شد.

*****
مصطفايي: هنوز خبر موثقي از وضعيت شادي ندارم
ميدان زنان- محمد مصطفايي، وكيل شادي صدر در مورد روند پي گيري پرونده موكلش گفت:
‫امروز برای پیگیری پرونده خانم صدر و آقای دادخواه به دادگاه انقلاب رفتم‬ و ‫به معاونت امنیت مراجعه کردم که من را برای صحبت در مورد پرونده این دو نفر‬ ‫به بازپرسی معرفی کردند. با راهنمایی مسئول دفتر معاون امنیت تهران به بازپرسی رفتم‬ و خواستار وضعیت پرونده این دو نفر شدم‬. به ‫بازپرس امنیت صحبتهایي‬ ‫مبنی بر اینکه خانم صدر دارای بیماری هستند که می بايد تحت درمان قرار بگيرند و اینکه ایشان فعالی هستند که در چارچوب قانون قدم برمی دارند گفته و تاكيد كردم كه ‫نمی توان اتهامی متوجه شادي صدر کرد‬ و ‫نگرانی خود را نسبت به سلامتی این دو فعال حقوق بشر اعلام و خواستار تسریع در رسیدگی به پرونده این دو شدم.‬ ‫ایشان نیز پس از استماع صحبتهای من اعلام کردند که با معاون امنیت تهران در این خصوص صحبت خواهند کرد.‬
‫‬وكيل شادي صدر اضافه كرد كه در حال حاضر هیچ اطلاع دقیقی از محل نگهداري شادی صدر در دست نیست و این احتمال وجود دارد که ایشان به زندان انفرادی منتقل شده باشد.
*****

سايت آينده توقيف و سردبير آن بازداشت شد
امروز ساعت یک پس از نیمروز؛ بعد از اخراج خبرنگاران و اعضاي تحريره، سايت آينده با حضور مامورين امنيتي توقيف و سيد عمار كلانتري سردبير آن نيز بازدداشت شد. به نظر مي رسد سرنوشت سايت آينده نيز به سايت شهاب نزديك شده است.
چندي پيش نيز گروهي با پوشش امنيتي سايت شهاب را تصرف و اقدام به ارسال اخبار و تحليل هايي مغاير با خط رسانه اي آن كرده بودند.
اين واكنش شديد به سايت آينده درپي آن صورت گرفت كه اين سايت پوششي واقع بينانه از وقايع نمازجمعه تهران داد و به اشتباهات فاحش حرفه اي خبرگزاري فارس و صداوسيما اشاره كرده بود.

با توقيف سايت آينده دسترسي خبرنگاران و مديران به بخش مديريت سايت لغو شده است و به نظر مي رسد با ادامه بازداشت سيد عمار كلانتري سردبير آن، گروهي ناشناس و حامي دولت اداره سايت را برعهده خواهند گرفت.
شايان ذكر است همزمان با پايان انتخابات فواد صادقي مديرمسئول سايت نيز توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شده بود.

*****

نگرانیم؛ شکایت می کنیم
فرشته قاضي
بعد از گذشت 37 روز از کودتای انتخاباتی، حلقه بازداشت فعالان سیاسی، مدنی و مطبوعاتی روز به روز گسترده ترمی شود.خانواده های بازداشت شدگان که تا امروز نه تنها جوابی از مسولان نگرفته اند، بلکه به دلیل اطلاع رسانی در این مورد تهدید به بازداشت هم شده اند، در گفتگو با روز اعلام کردند از این برخوردها شکایت خواهند کرد.
جرم مومنی، شرکت در انتخابات
عبدالله مومنی، فعال سرشناس دانشجویی از 29 روز پیش در سلول انفرادی و در بند 209 زندان اوین است. همسراین فعال دانشجویی که در مورد وضعیت اوبه شدت نگران است، به روز می گوید: آقای مومنی تاکنون دو بار تماس گرفته اند که بسیار کوتاه بوده و به من فهماندند که در بند 209 در انفرادی به سر می برند و بازجویی ایشان هنوز تمام نشده است.
وی می افزاید: همسرم در تماس آخری که داشت یکسری وسایل از من خواست که برای او به زندان اوین ببرم و تحویل دهم اما وقتی به زندان اوین مراجعه کردم به شدت توهین آمیز و با خشونت برخورد کردند و گفتند که چنین فردی در اینجا نداریم.
همسر مومنی با اشاره به پی گیریهای خود و خانواده مومنی از دادگاه انقلاب گفت: در دادگاه انقلاب هیچ جوابی نمی دهند و رفتار بسیار تند و خشنی دارند و حتی تهدید می کنند که اگر باز اینجا بیایید بازداشت تان خواهیم کرد.
وی با بیان اینکه «آقای مومنی هیچ جرمی مرتکب نشده است»می گوید: جرم همسر من فقط این است که در انتخابات شرکت و از آقای کروبی حمایت کرد.
همسر این فعال دانشجویی سرشناس که سابقه دستگیری قبلی و شکنجه نیز دارد، با اشاره به نوع بازداشت او گفت: آقای مومنی را در ستاد شهروند آزاد آقای کروبی به طرز وحشیانه ای بازداشت کردند و به شدت او را مورد ضرب و شتم قرار دادند و با کتک و خشونت تمام او را بردند. این قضیه ما را به شدت نگران می کند که وقتی موقع بازداشت اینگونه برخورد می کنند در داخل زندان چه رفتاری با او دارند.
وی همچنین با اشاره به اینکه عبدالله مومنی در هیچ تجمعی شرکت نکرده، تاکید کرد: همسرم را کاملا غیرقانونی بازداشت کرده اند و هیچ گونه اطلاعی نیز به ما در مورد او نمی دهند. من نسبت به نوع بازداشت و ضرب و شتم ایشان و نگهداری غیرقانونی در مکانی نامعلوم و روند غیرقانونی صورت گرفته در مورد ایشان به محاکم قضایی شکایت خواهم کرد.
همسر مومنی سپس به بیماری او اشاره می کند: همسرم مشکل کلیه دارد و دریچه دیافراگم او مشکل شدیدی دارد. من و کودکانم به شدت نگران سلامتی ایشان هستیم و کوچکترین مشکلی متوجه سلامتی ایشان شود مسوولیت آن با آقای شاهرودی که رئیس قوه قضائیه هست و خواهد بود.
مخالفت حجاریان با شرط های مرتضوی
دکتر وجیهه مرصوصی، همسر سعید حجاریان که روز چهارشنبه در زندان برای سومین بار با همسرش ملاقات کرد، وضعیت جسمانی او را مساعد خواند. وی در گفتگو با روز با تکذیب اخبار منتشر شده درباره بازداشت خود تاکید کرد: خبر بازداشت یا بازجویی من به هیچ عنوان صحت ندارد.
وی اما درباره خبر بازداشت پسر حجاریان گفت: پسرم را یک شب بازداشت کرده بودند و روز بعد آزاد شد.
دکتر مرصوصی با اشاره به اینکه "شرط های آزادی سعید حجاریان قابل اجرا و مورد تایید ما نبود" اضافه کرد: آقای حجاریان به شدت با این شرط ها مخالفت کردند و گفتند که به هیچ عنوان نمی پذیرند که با این شرط ها از زندان آزاد شوند.
وی توضیح داد: امکان پذیر نیست که ایشان را به خانه ای امن منتقل کنیم و هر روز 7 یا 8 نفر بیایند و ایشان را تحت بازجویی قرار دهند!
خانم مرصوصی با مسخره خواندن نوشته های رسانه های حامی دولت کودتا که اعلام کرده بودند سعید حجاریان تمایلی به آزادی ندارد و در زندان راحت است تصریح کرد: آقای حجاریان آزادی مشروط را نپذیرفته اند؛ این آقایان با انتشار این اخبار، شعور مردم را نادیده می گیرند.
همسر حجاریان سپس تاکید کرد که "قاضی مرتضوی فقط حکم بازداشت این فعالان سیاسی را امضا کرده، هیچ نقشی غیر از امضای حکم بازداشت ندارد و کاره ای نیست. کسان دیگری هستند که نه پاسخگو هستند و نه ما آنها را می شناسیم."
شادی باید جراحی شود
خانواده شادی صدر، حقوقدان، فعال حقوق بشر و روزنامه نگاری که روز جمعه با خشونت و باضرب و شتم شدید توسط لباس شخصی ها بازداشت شد، نسبت به نوع بازداشت و ضرب و شتم و روند غیرقانونی انجام گرفته شکایت خواهند کرد.حسین نیلچیان، همسر شادی صدر به روز گفت: قطعا نسبت به این نوع آدم ربایی وحشیانه شکایت می کنیم و پی گیر موضوع خواهیم بود.
وی که روز گذشته به اتفاق وکیل شادی صدر به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بود، افزود: در دادگاه انقلاب نسبت به وضعیت همسرم اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند که پرونده ایشان دست ما نیست.
آقای نیلچیان خبر از تماس تلفنی شادی با خانواده اش هم داد و گفت: شادی با مادرش و دخترم صحبت کرده و گفته که شرایط مثل سابق است. بر اساس حرف هایی که زده، ما حدس میزنیم در بند 209 زندان اوین باشد چون قبلا نیز در همین بند زندانی بوده است.
وی از وضعیت سلامتی شادی صدر هم ابراز نگرانی کرد و گفت: همسرم باید تحت عمل جراحی قرار بگیرد و این شرایط زندان برای او خطرناک است.
محمد مصطفایی وکیل شادی صدر نیز به روز گفت: مساله ای که برای من و خانواده خانم صدر مهم است سلامتی ایشان است چون ایشان از یک بیماری جسمی رنج می برند و باید تحت نظر پزشک باشند.
وی افزود: ما در دادگاه انقلاب به دادسرای امنیت مراجعه کردیم و دفتر دار معاون امنیت این دادگاه ما را پیش بازپرس امنیت فرستاد. در آنجا خواستار رسیدگی سریع به وضعیت ایشان شدیم که گفتند مساله بیماری ایشان به مسول پرونده منعکس خواهد شد.
وکیل شادی صدر همچنین خبر داد که پرونده موکلش در دادسرای امنیت دادگاه انقلاب است و برای او قرار بازداشت موقت صادر شده است. وی در عین حال با ابراز بی اطلاعی از اتهام یا اتهامات شادی صدر، خواستار آزادی هر چه سریع تر او شد.
بی خبری از وضعیت محمد علی دادخواه
محمد مصطفایی که وکالت محمد علی دادخواه، وکیل سرشناس دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر را هم بر عهده دارد درباره وضعیت وی به روز گفت: آقای دادخواه در بند 209 اوین هستند و تاکنون هیچ یک از پی گیریهای ما در قبال ایشان نتیجه ای نداشته و هیچ پاسخی داده نمی شود.
وی وضعیت جسمی دادخواه را نامساعد ذکر کرد و گفت: آقای دادخواه از قرص استفاده می کنند و نباید در محلی که رطوبت دارد نگهداری شود و ما همچنان پیگیر هستیم تا خبری از ایشان بگیریم.
شیوا تفهیم اتهام نشده است
شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر که 36 روز است در بازداشت به سر می برد هنوز تفهیم اتهام نشده است. شهرزاد کریمان، مادر شیوا به روز گفت: در تماسی که شیوا با منزل گرفته بود از او درباره اتهامش پرسیدم که گفت هنوز تفهیم اتهام نشده است.
وی با بیان اینکه "نمیدانیم عزیزانمان در چه شرایطی به سر می برند" تاکید کرد: نسبت به برخوردهای غیرقانونی صورت گرفته با شیوا شکایت خواهم کرد.
خانم کریمان گفت: بازداشت موقت یک ماهه است اما شیوا 36 روز است که در بازداشت موقت به سر می برد.
وی که تاکنون دو نامه درباره وضعیت شیوا به کمیسیون حقوق بشر و ستاد حقوق شهروندی قوه قضائیه نوشته است، افزود: ستاد حقوق شهروندی قوه قضائیه گفته است یک ماه دیگر برای پیگیری نامه تان بیائید و ستاد حقوق بشری این قوه هم گفته است که نامه را آقای لاریجانی بررسی خواهد کرد.
مادر شیوا با انتقاد از روند پی گیری نامه ها در این دو ستاد به پی گیری هایش از دادگاه انقلاب هم اشاره کرد و گفت: در دادگاه انقلاب وقتی زیاد فشار می آوریم و اصرار می کنیم یک تلفنی گذاشته اند و می گویند از این تلفن با داخلی دادستانی امنیتی تماس بگیرید اما تماس که می گیریم تا خودمان را معرفی می کنیم تلفن را قطع می کنند.
خانم کریمان با ابراز نگرانی از ادامه بازداشت شیوا و نگهداری او در انفرادی، تمام روند صورت گرفته در مورد دخترش را غیرقانونی خواند و او نیز تاکید کرد که شکایت خواهد کرد.
تحقیقات تا 6 ماه طول می کشد
مهسا امرآبادی، روزنامه نگار بارداری که به همراه مسعود باستانی، همسرش در بازداشت است وضعیت نگران کننده ای دارد؛مادر او در این مورد به روز گفت: هیچ خبری که از مسعود نداریم و نمیدانیم کجا نگهداری می شود و در چه شرایطی است؛ اما مهسا دو بار تماس کوتاهی داشته که این تماس ها نگرانی ما را نکاسته است.
وی افزود: دادگاه انقلاب هم که می رویم دیگر داخل راهمان نمی دهند. با دادستان تهران هم که صحبت کردم گفته است مرحله تحقیقات ممکن است تا 6 ماه هم طول بکشد.
مادر امرآبادی با اشاره به بارداری مهسا گفت: در این مورد با دادستان و مسولان که صحبت می کنم، می گویند ما در زندان درمانگاه داریم.
وی با بیان اینکه تا کنون همه موارد قانونی درباره مهسا امرآبادی و مسعود باستانی نقض شده است گفت: نسبت به نقض همه حقوق قانونی و شهروندی دختر و دامادم شکایت خواهم کرد.
شهیدی در خطر
مادر هنگامه شهیدی، روزنامه نگار و عضو حزب اعتماد ملی هم ضمن اعلام نگرانی نسبت به وضعیت جسمانی دخترش گفت: ‌سلامتی دخترم در خطر است ولی نمی دانم که باید به کجا اعتراض کنم.
بر اساس گزارش سایت سحام نیوز، مادر این روزنامه نگار، با چشمانی اشک الود در دفتر روزنامه اعتمادملی با اشاره به بیماری قلبی هنگامه گفت:‌ از صبح تاکنون به مراجع مختلفی مراجعه کرده ام. هنگامی که به مقابل زندان اوین رفتم دنبال ما کردند و با الفاظی رکیک خانواده های بازداشت شدگان را مورد اهانت قرار دادند. به دادگاه انقلاب هم رفتم ولی انجا هم همین گونه با ما برخورد کردند و هیچ پاسخی به ما ندادند.
وی تاکید کرده:‌ هنگامه دارای ناراحتی قلبی و سلامتی وی در خطر است و من نمی دانم که حرف هایم را با کدام مرجع قضایی مطرح کنم.
مادر شهیدی با اشاره به شهادت ندا آقا سلطان و سهراب اعرابی گفت:‌ من یک مادر هستم و می فهمم که آنها چه حالی دارند، ولی دیگر نمی توانم صبر کنم چرا که هیچ خبری از دخترم ندارم و با توجه به بیماری اش نگران حال وی هستم.

*****
پرواز 906تهران- آبادان هم به مقصد نرسید
همشهری نوشت پرواز شماره 906 هواپیمایی ایران‌ایرتور که قرار بود صبح شنبه پس از ترک تهران در فرودگاه آبادان بر زمین بنشیند دو بار تا آسمان آبادان رفت و به تهران بازگشت.بنابر تماس‌های چند نفر از مسافران پرواز شماره 906 هواپیمایی ایران‌ایرتور، این پرواز که قرار بود ساعت 6 و30 دقیقه صبح دیروز تهران را به سوی آبادان ترک‌کند با 45 دقیقه تاخیر در ساعت 7 و 15 دقیقه برای نخستین‌بار آسمان تهران را ترک کرد و به آبادان رسید.اما پس از مدتی چرخش مسافران در آسمان آبادان، خلبان یکباره اعلام کرد که به‌دلیل نامساعد بودن شرایط‌جوی قادر به فرود و نشستن نیست و مطابق مقررات باید به تهران برگردد.برخی مسافران هواپیمای شماره 906 تهران - آبادان پس از بازگشت به تهران در ساعت 9 و 15 دقیقه با آبادان تماس می‌گیرند و متوجه می‌شوند که شرایط جوی این شهر نامساعد نیست.پس از مطرح کردن این موضوع از سوی عده‌ای، خلبان هواپیما تصمیم به پرواز مجدد می‌گیرد و می‌گوید که در صورت تمایل و پیگیری مسافران نیم ساعت دیگر برای دومین‌بار پرواز خواهیم کرد.این‌بار نیز پس یک ساعت و نیم معطلی پرواز شماره 906 برای دومین‌بار تهران را به سوی آبادان ترک می‌کند اما همان اتفاق دوباره تکرار می‌شود و هواپیما با استناد به همان دلیل قبلی به تهران باز می‌گردد.با توجه به عجیب بودن و درخواست‌های مکرر هموطنان، برای روشن شدن دلیل عدم فرود هواپیما با مدیرکل روابط عمومی هواپیمایی ایران‌ایرتور تماس گرفتیم و دلیل را جویا شدیم.منصور حکیم منش درباره دلیل این اتفاق گفت: در ارتباط با پرواز شماره 906 تهران - آبادان باید بگویم که به‌دلیل وزش باد بسیار شدید هنگامی که خلبان تصمیم به فرود می‌گیرد در عمل این فرود انجام نشد، چون امکان بروز سانحه هوایی در چنین شرایطی به‌شدت تقویت می‌شود.به گفته حکیم منش، خلبان با توجه به این شرایط تصمیم می‌گیرد تا برابر مقررات به مبدأ بازگردد.او در پاسخ به اینکه مگر برآوردهای کارشناسی وضعیت جوی پیش از پرواز انجام نمی‌شود، گفت: ما این کار را همیشه 2 ساعت پیش از انجام پرواز انجام می‌دهیم و مطابق روال این کار انجام شد و مشکلی مبنی بر لغو پرواز گزارش نشد. اما همانطور که گفتم وزش باد سهمگین سبب شد تا خلبان تصمیم به فرود نگیرد.حکیم منش درباره پرواز دوباره از تهران به سوی آبادان هم یادآور شد: پس از بازگشت به تهران و با پافشاری مسافران مبنی بر انجام پرواز دوباره خلبان به‌دلیل احترام گذاشتن به خواست آنان و تکریم ارباب رجوع تصمیم به پرواز دوباره می‌گیرد و این‌بار نیز به همان دلیل قبلی موفق به فرود نمی‌شود.

*****

با نزدیک به سی ساعت تاخیر، بالاخره سیمای (تلویزیون) ملایان فیلمی از اعتراضات حق طلبانه مردم در طول، و پس از نماز جمعه پریروز را به نمایش نهاد که طی آن با وقاحت معترضین را گروه بسیار کوچکی اعتشاشگر معرفی کرد. اما خود این فیلم نشانگر عظمت و پایداری مردم برای واژگون ساختن بساط ستم و استبداد است:

*****

هفت روز بعد از به خاکسپاری سهراب اعرابی: فردا نوعید سهراب اعرابی است
دیشب شب هفتم سهراب اعرابی به صورت خصوصی با حضور خانواده و دوستان نزدیک در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا برگزار شد. هفت روز از به خاکسپاری سهراب اعرابی گذشت درحالی که هنوز معلوم نیست چند روز از مرگ این جوان می‌گذرد. سهراب بعد از تظاهرات میلیونی و خاموش روز ۲۵ خرداد ماه مفقود شد و طبق اسناد موجود در روز ۲۹ خرداد تحویل پزشکی قانونی کهریزک شده و ۲۰ تیر ماه مادرش عکس جنازه او را شناسایی کرده است.
در این هفت روز بسیاری به دیدار و دلجویی از خانواده و مادر سهراب، پروین (آمنه خاتون) فهیمی آمدند. شهرک آپادانا شهید داده است و همه همشهرکی‌ها خود را صاحب عزا می‌دانند. علاوه بر آنها گروه مادران صلح که نزدیک دو سال است به همراه پروین فعالیت‌های بشردوستانه و صلح‌طلبانه انجام می‌دهند نیز صاحب عزا هستند.
به غیر از مردمی که از نقاط مختلف شهر تهران و همچنین شهرستان‌ها به دیدن خانواده سهراب آمدند، افراد سرشناس در حوزه‌های فرهنگی، هنری و سیاسی نیز به دیدار مادر سهراب شتافتند.
از فعالان سیاسی و مدنی همان شب اول زنان جبهه مشارکت، از جمله فخرالسادات محتشمی‌پور و فریده ماشینی، از ملی مذهبی‌ها مینو مرتاضی و دکتر پیمان و از فعالان کمپین یک میلیون امضا از جمله پروین اردلان و نوشین احمدی خراسانی و وکلایی مانند زهره ارزنی و نسرین ستوده آمده بودند.
شب دوم موسوی آمد به همراه زهرا رهنورد و علی بهشتی و شب سوم کروبی آمد. از دیگر فعالان سیاسی که به دیدار خانواده سهراب آمدند می توان از شکوری‌راد، سعید شریعتی نام برد.
در این یک هفته هنرمندان نیز همراه خانواده سهراب بودند. رخشان بنی اعتماد از تشییع جنازه همراه بود شب سوم هم آمد شب هفت نیز به همراه مجید مجیدی به دیدن پروین آمد.

فاطمه معتمد آریا که این روزها به قول خودش از ساعت ۶ صبح تا ۱۰ شب سر کار است روز جمعه شب فرصتی گیر آورد و به همراه همسرش به دیدن پروین مادر سهراب آمد. معتمد آریا به پروین فهیمی گفت: سهراب در جهان هستی برای این روز آمده بود.
شمس لنگرودی و گراناز موسوی دو شاعری بودند که در شب سوم برای سهراب شعر خواندند. شمس لنگرودی روز اول هم آمده بود.
شاید برخی را از قلم انداخته باشم. نه به عنوان راوی حافظه‌ام درست کار می‌کند و نه خانواده سهراب حافظه‌شان درست یاری می‌کند.
به هر حال شب هفتم؛ منیرو روانی پور هم از آمریکا زنگ زد و خانواده زهرا بنی‌یعقوب نیز برای دلداری به خانه سهراب آمدند.
صدها نفر از اهالی شهرک آپادانا هر شب سر ساعت ۱۰ جلوی در خانه سهراب جمع می‌شوند و تا ساعت یازده الله اکبر می‌گویند و فریاد می‌کشند: سهراب ما نمرده این دولته که مرده. یکی از همسایه‌ها می‌گوید: شاید فریادهای ما مرحمی باشد بر زخم دل مادر سهراب. و مرحم نیز هست. پروین به غیر از اوقاتی که بر سر مزار سهراب می‌رود و چنان زار می‌زند که دل تمام رهگذران و دوستان وفامیل ریش می‌شود، آرام است. این دلجویی‌ها او را سرا پا نگاه داشته است.
فردا اولین عید این خانواده است. طبق سنت باید به دیدارشان رفت. آنهایی که جا ماندند فردا را از دست ندهند.
آدرس خانه سهراب اعرابی: شهرک آپادانا، خیابان نرگس، بلوک۳۶، ورودی سوم

*****

کیهان: مشایی به درد کارهای کم اهمیت می‌خورد
روزنامه کیهان برای دومین روز پیاپی به انتصاب مشایی حمله کرد.این روزنامه در مقاله ای در شماره امروز یکشنبه خود نوشته:وقتی آقای دکتراحمدی نژاد در سفر اخیر خود به مشهد، آقای اسفندیار مشایی را به عنوان معاون اول رئیس جمهور معرفی کرد، موجی از حیرت آمیخته با تأسف و نگرانی بر دل و جان قاطبه رأی دهندگان به آقای احمدی نژاد نشست و این اقدام آقای احمدی نژاد را فراتر از کج سلیقگی دانسته و نوعی بی اعتنایی - البته ناخواسته- به ملت تلقی کردند و به عقیده نگارنده حق داشته و دارند.بعد از مواضع آنچنانی آقای مشایی که حداقل در دو مورد مشخص با ذوق زدگی دشمنان از یکسو و نهیب و ملامت شدید رهبرمعظم انقلاب از سوی دیگر روبرو شد، انتظار آن بود که آقای احمدی نژاد بلافاصله و بدون کمترین تاخیر و درنگ نامبرده را از معاونت خویش و ریاست سازمان گردشگری عزل کند ولی متاسفانه آقای رئیس جمهور نه فقط ایشان را عزل نکرد بلکه امروزه پست خطیر و بااهمیت تر معاون اولی ریاست جمهوری را به وی سپرده است و سوال این است که جناب احمدی نژاد در شخصیت آقای رحیم مشایی چه ویژگی ها و امتیازاتی می بینند که هیچکس دیگر قادر به دیدن آن نیست؟! البته این نوشته صلاحیت آقای مشایی برای برخی از مدیریت های میانی و کم اهمیت را نفی نمی کند ولی آقای رحیم مشایی و معاونت اول رئیس جمهور؟!آقای دکتراحمدی نژاد می دانند که پدیدآورنده جریان اصولگرایی نیستند بلکه برخاسته از این جریان-و البته یکی از شایسته ترین های آن- هستند، بنابراین لازمه قطعی احترام به توده های عظیم مردم اصولگرا آن است که حکم معاونت اولی آقای رحیم مشایی را لغو کنند چرا که این جایگاه اگرچه در اختیار رئیس جمهور محترم است ولی متعلق به مردم است و البته ریاست محترم جمهور می توانند روابط دوستانه و صمیمی خود با ایشان را حتی مستحکم تر از گذشته حفظ فرمایند، زیرا این رابطه متعلق به شخصیت حقیقی رئیس جمهور منتخب است و ربطی به دیگران ندارد.در اصل 124 قانون اساسی آمده است؛ «معاون اول رئیس جمهور با موافقت وی اداره هیأت وزیران و مسئولیت هماهنگی سایر معاونت ها را به عهده خواهد داشت» یعنی جایگاهی تقریباً همطراز رئیس جمهور و بالاتر از همه وزرا و معاونان دیگر ایشان. اکنون باید از رئیس جمهور محترم پرسید آیا مردم در انتخابات اخیر به آقای مشایی رای داده اند که حالا مجبور باشند حضور ایشان را در جایگاهی تقریباً همطراز رئیس جمهور و فراتر از همه وزرا و اعضای کابینه تحمل کنند؟! و این در حالی است که اولا؛ تمامی مسئولیت های نظام به طور مستقیم یا غیرمستقیم برخاسته از رأی مردم است و ثانیاً؛ وزیران کابینه بعد از معرفی رئیس جمهور نیاز به رأی اعتماد مجلس دارند، اما در این میان انتصاب معاونان رئیس جمهور و از جمله معاون اول با وجود جایگاهی فراتر از همه وزرا منوط به رأی اعتماد مجلس نیست! که کاش بود ولی حالا که چنین نیست، انتظار از ریاست محترم جمهوری آن است که خود حرمت توده های اصولگرا را پاس بدارند و آقای مشایی را به آنان تحمیل نکنند.گفتنی است که بسیاری از نزدیکترین افراد به ریاست محترم جمهوری که مانند سایر آحاد ملت دوستدار واقعی ایشان هستند با انتخاب آقای مشایی به عنوان معاون اول رئیس جمهور شدیداً مخالفند و از پی آمدهای ناگوار این انتصاب ابراز نگرانی می کنند.و بالاخره با توجه به جایگاه رفیع مردم در نگاه رئیس جمهور محترم که کمترین تردیدی در آن نیست تجدید نظر ایشان در این انتصاب نباید دور از انتظار باشد.

*****
خبرگزاري پانا - کدخبر:23848

انتشار خبر استعفای رحيم مشايي در خبرگزاری آموزش و پرورش
اسفنديار رحيم مشايي از سمت معاون اولي رياست جمهور استعفا داد .
شنيده هاي خبرنگار سياسي پانا حاکي است رحيم مشايي رييس سابق سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري کشور که با حکم پنجشنبه هفته گذشته در جلسه هيئت دولت در مشهد مقدس از سوي احمدي نژاد به عنوان معاون اول معرفي شد پس از اعتراض بسياري از چهره هاي اصولگرا مبني بر هزينه هاي فراواني که جريان اصولگرا از اين انتصاب رئيس جمهور در آينده پرداخت خواهد کرد از سمت معاون اولي رييس جمهوري استعفا داد ه است و متن نامه استعفاي رحيم مشايي خطاب به رييس جمهور به زودي منتشر مي شود .
گفتني است يکي از مهمترين انتقاد هاي مراجع عظام و جريان هاي اصولگرا به دکتر احمدي نژاد ، اظهار نظر ها و اقدامات اسفنديار رحيم مشايي در باره دوستي مردم ايران و رژيم صهيونيستي بود که با واکنش مقام معظم رهبري در خطبه هاي نماز جمعه روبرو شد .

همچنين شائبه حضور در مراسمي در ترکيه که زنان اقدام به رقص نمودند و يا مراسم حمل قرآن با رقص و آواز که در يکي از همايش هاي سازمان ميراث روي داد،از مهمترين اشکالاتي است که به مشايي وارد شده است.لازم به ذکر است مخالفت چهره هاي شاخص جريان اصولگرا به رحيم مشايي جداي از مباحث فوق به نحوه مديريت وي در سازمان هاي فرهنگي – هنري شهرداري تهران و ميراث فرهنگي مي باشد .

*****

سایت تابناک:

ارتش عراق ،حوزه نفتی ایران را تصرف کرد
كدخبر: ۵۶۱۸۳ - ۲۸ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۹ بامداد

با گذشت حدود یک ماه از تصرف یکی از حوزه های نفتی ایران توسط ارتش عراق هنوز واکنش قاطعی به این اقدام نشان داده نشده است .روزنامه جمهوری اسلامی در شماره امروز خود نوشت:ماه گذشته تیم بهربرداری نفتی عراق به همراه گروهی از نیروهای ارتش این کشور به یکی از حوزه های نفتی ایران در نوار مرزی حمله کرده و پس از تصرف اقدام به آغاز عملیات استخراج نفت کردند. با این وجود مراجع مسئول در وزارت خارجه و نیروهای مسلح تنها به ارسال نامه ای بسنده کرده و طرف عراقی نیز با بی اعتنایی به نامه های ایران به بهره برداری ادامه می دهد. این در شرایطی است که مطابق با توافقنامه 1975 الجزیره و قوانین بین المللی طرف عراقی به هیچ وجه مجاز به این تجاوز آشکار نیست.

*****

فتاح: تلاش برای قطع برق مذبوحانه است
اخیرا از سوی برخی از هم میهنان داخل و یا خارج از کشور راهکارهایی (که باید اذعان کرد اشتباه است) برای مردم داخل میهن ارسال گردیده که در آن از ایرانیان خواسته شده در زمان و ساعتی مشخص با بکارگیری یک وسیله برقی پر مصرف بصورت هم زمان و برای مدت یک ساعت، باعث اختلال در نیروگاهها و قطع برق گردند.

عزیزانی که چنین راهکار کودکانه ای را به مردم پیشنهاد کرده اند معتقدند که این نوعی مقاومت اجتماعی بدون درگیری و خونریزی محسوب می گردد.

ما در همان اولین لحظه ای که چنین پیامی دریافت کردیم برای ارسال کنندگان پاسخ نوشتیم که ما با اشغالگران میهن خویش در نبرد هستیم و نه با ملت و میهن خویش. ممکن است چنین کاری برای ساعاتی یا روزهائی باعث قطع برق گردد (که ضرر و زیانش به خود ما میرسد) اما این نه آسیبی به رژیم دجالان میزند و نه مبارزه منفی محسوب می گردد، بلکه فقط آسیب رساندن به میهن خویش و ایجاد دردسر برای هم میهنان است. اینک در واکنش به این گونه راهکارهای کودکانه وزیر نیرو واکنشی به شرح زیر نشان داده:
پرويز فتاح وزير نيرو در خصوص حركت برخى از اغتشاشگران براى قطع برق و روشن كردن وسايل برقى پرمصرف در ساعات اوج مصرف، به روزنامه جوان گفت: اينها يكسرى تلاش هاى مذبوحانه است كه تاكنون در هيچ كجاى دنيا جواب نداده و در ايران هم قطعا جواب نخواهد داد، چراكه ما شبكه آماده اى براى برق رسانى در اختيار داريم.
وى در ادامه با اشاره به نصب تجهيزات در شبكه سراسرى گفت: اين تجهيزات به صورت خودكار عمل مى كند و اجازه قطع برق را نخواهد داد و ما با نصب خازن در شبكه پيش بينى هاى لازم براى تنظيم ولتاژ و فركانس را انجام داده ايم. علاوه براين ما هميشه چند هزار مگاوات برق رزرو در شبكه داريم.
وزير نيرو افزود: اين افراد به دنبال ضربه زدن به كشور هستند.

*****

رییس کمیته حقیقت یاب مجلس: شورای امنیت ملی، مسوول حمله به دانشگاه
پس از گذشت بیش از یک ماه از حمله نیروی های امنیتی و لباس شخصی به کوی دانشگاه و ضرب و شتم و بازداشت تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه تهران، رییس کمیته حقیقت یاب مجلس با اشاره به اینکه "این كمیته جلسات متعددی را با كسانی که در جریان این حوادث آسیب‌دیده‌ بودند و همچنین برخی از مسئولان و دست‌اندركاران سیاسی و امنیتی كشور داشته است" اعلام کرد: "دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی عهده‌دار حوادث كوی دانشگاه شده است." محمد حسن ابوترابی فرد که از سوی علی لاریجانی به ریاست کمیته حقیقت یاب مجلس برای بررسی حوادث پیش آمده در کوی دانشگاه تهران و چند دانشگاه دیگر کشور شده است، تاکید نمود: "با توجه به نگاه نظام و مسئولان امنیتی و اطلاعاتی به مجامع دانشگاهی اینجانب و همكارانم در ارتباط نزدیك بودیم تا با یك نگاه معطوف به این موضوع بتوانیم در كوتاه‌ترین زمان ممكن با رفع برخی از تنگناها نسبت به رهایی برخی از دانشجویان و افرادی كه در رابطه با مسائل اخیر با تنگنا روبرو شدند اقدام لازم را انجام دهیم." نایب رییس مجلس همچنین با اظهار این که هم اکنون "ما در این كمیته منتظرگزارش و نتیجه اقداماتی هستیم كه شورای عالی امنیت ملی عهده‌دار آن است" گفت: "البته اگر افرادی باشند كه در اغتشاشات خود مستقیما حضور داشته و خود اذعان داشته باشند در آشوب آفرینی نقش داشته‌اند در چارچوب قانون با آنها برخورد لازم صورت می‌گیرد،اما با این افراد نیز با رفعت و عطوفت برخورد خواهیم كرد." اظهارات رییس کمیته حقیقت یاب مجلس برای بررسی حوادث کوی دانشگاه در حالی صورت می گیرد که پیش از این نیزاز برخی منابع غیر رسمی اعلام شده بود که "نیروی های امنیتی و انتظامی با مجوز شورای عالی امنیت ملی و شورای تامین استان که هر دو زیر نظر وزارت کشور اداره می شوند به کوی دانشگاه وارد شده ودانشجویان را مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار داده اند." در همین رابطه پیش تر رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس صدور مجوز برای ورود ماموران نیروی انتظامی به کوی دانشگاه را متوجه شورای تامین استان دانسته و گفته بود "در مورد ورود نیروهای انتظامی به کوی دانشگاه تهران نقل شده بود که این کار با مجوز دانشگاه صورت گرفته است اما با بررسیهایی که در کمیته منتخب، کمیسیون آموزش و تحقیقات و کمیسیون فرهنگی مجلس صورت گرفت مشخص شد که این مجوز از سوی شورای تأمین شهر تهران صادر شده است" علی عباسپور تهرانی فرد همچنین در این باره تاکید کرده بود: "مشخص شدن هویت لباس شخصیهایی که به دانشگاه وارد شده و دانشجویان را مورد تعرض قرار داده اند نیز در دست بررسی است."

دانشجویان و اساتید همچنان دربند، مهاجمان آزاد

رییس کمیته حقیقت یاب مجلس، در زمانی شورای عالی امنیت ملی را عهده دار حمله نیروهای امنیتی و لباس شخصی به کوی دانشگاه معرفی کرده که همچنان تعداد زیادی از دانشجویان ساکن کوی و همچنین دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاه های کشور و تعدادی از اساتید در بازداشت بسر می برند. هر چند مقامات رسمی کشور در اظهاراتی متناقض تاکنون آمار دقیقی از دانشجویانی که در بند هستند، ارایه نکرده اند اما در همین باره فرهاد رهبر رییس دانشگاه تهران در آخرین اظهاراتش درباره دانشجویان زندانی دانشگاه تهران اعلام کرد که "عدد مشخصی را نمی توانم اعلام کنم اما تعدادی از دانشجویان هنوز در بازداشت به سر می برند." رییس دانشگاه تهران در همین اظهارات همچنین اشاره کرده بود که "این اظهاراتش درباره دانشجویانی است که در کوی دانشگاه تهران بازداشت شده اند و علام کرده بود که دانشجویان دیگری از این دانشگاه نیز در بازداشت هستند که خارج از محیط دانشگاه و در نقاط دیگر دستگیر شده اند." همچنین غلامرضا قربانی رییس دانشگاه صنعتی اصفهان نیز چندی پیش در اظهاراتی مشابه به خبرگزاری مهر اعلام کرد که "برخی از دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه آزاد شده اند اما تعدادی هنوز در بازداشت هستند." از سوی دیگر، طی روزهای اخیر خبرهای مختلفی درباره ادامه بازداشت دانشجویان دانشگاه های شیراز، تبریز،بیرجند و دانشگاه های دیگر تهران نیز منتشر شده است. چهار نفر از اساتید دانشگاه قزوین نیز پس از اعتراض به نحوه شمارش آرا در دانشگاه این شهر دستگیر و به مکان نامعملومی منتقل شده اند. بنا بر گزارش ها بی خبری از وضعیت چهار تن از استادان دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین از جمله دکتر رئیسان، دکتر ایمانیه، دکتر درویش و دکتر فضلی که از 25 خرداد ماه بازداشت شده اند همچنان ادامه دارد. تنها خبری که درباره وضعیت این اساتید دانشگاه قزوین منتشر شده بود به اظهارات حسن قاسمی رییس کل دادگستری قزوین باز می گردد که آنها را متهم کرده بود که "به تحریک دانشجویان به اعتراض" پرداخته اند.

*****

عبدالله!صبور باش و امیدوار،تو راه برادر شهیدت را ادامه دادی

نامه سرگشاده فاطمه آدینه وند همسرعبداله مومنی
فاطمه آدینه‌وند همسر عبدالله مومنی سخنگوی بازداشت شده سازمان دانش آموختگان در نامه سرگشاده ای که در شماره یکشنبه روزنامه اعتماد ملی منتشرشده است خطاب به همسرش از او خواسته است تا صبر پیشه کند
به نام خدايي كه استواري و استقامت را در مقابل مصيبت و بلا توشه بندگان خود نمود. سلام عبدالله اگرچه دلم از جور زمانه پر از درد است اما بازخواني خاطرات شيرين گذشته تسلي‌بخش لحظات غم و اندوهم است. اين روزها زياد به گذشته مي‌انديشم. به خاطراتي كه در گذشته با تو داشته‌ام. به خاطراتي كه در گذشته با برادر شهيدت داشته‌ام. به بزرگي روح و تعالي هدفش و نيز استواري‌اش در دفاع از آزادي و كشور مي‌انديشم. اينها مرهمي است كه اين روزها زخم كهنه‌ام را با آن التيام مي‌بخشم. اكنون نمي‌دانم تو را به كدامين گناه ناكرده به زندان افكنده‌اند ولي اين را نيك مي‌دانم كه راهي كه برادر شهيدت پيمود، تو را بر آن داشت كه در راه اعتلاي ايران و رعايت حقوق شهروندي و نيل به آزادي گام‌برداري و از حريم‌شكنان آزادي هراسي به دل راه ندهي. به ياد دارم كه مادرت وصيت كرده بود كه پيراهن خونين برادر شهيدت را بر بالينش بگذارند تا روحش در فراق او تسكين يابد و زخم‌هاي كهنه‌اش تسلي يابد. هنوز اشك‌هاي پدرت را در فراق پسرش از ياد نبرده‌ام و هنوز به ياد دارم كه تو به رغم سن كمي كه داشتي احساس مسووليت كردي و مسووليت نگهداري از من و دخترك معصوم پدر از دست داده را به عهده گرفتي. به خاطر دارم كه احساس مسووليت آن روز تو، تاج افتخاري بود كه بر سر خانواده گذاشته بودي. من اگرچه در خلوت خود براي آن عزيز از دست رفته اشك مي‌ريختم اما در كنار تو و با تو بودن آرامش از دست رفته‌ام را به من بازگرداند. راستي اين روزها به اين مي‌انديشم كه برادر شهيدت براي آنكه من و فرزندانم در اين كشور زندگي آرام و ارزشمندي داشته باشيم خود را به كشتن داده بود اما امروز كه آرامش زندگي‌ام را از دست رفته مي‌بينم و تو را در زندان،وحشت وجودم را فرامي‌گيرد. نمي‌دانم چرا سارقان مسلح و قاچاقچيان موادمخدر اجازه ملاقات با خانواده‌هاي خود را دارند اما آنهايي كه براي حقوق شهروندي و آزادي انساني به زندان افتاده‌اند حق ديدار با خانواده را ندارند و بدون حقوق حداقلي در زندان به سر مي‌برند. مگر گناه تو دفاع از حقوق شهروندي و استقلال و حاكميت ملي نيست؟آيا اين جرم است؟ آيا خوني كه اين روزها بر خيابان‌هاي تهران ريخته شد، در راستاي اجراي قانون اساسي بود؟ عبدالله عزيز! امروز كه براي دلگرمي فرزندانت و براي اطلاع از سرنوشتت به دادگاه انقلاب در خيابان شريعتي و معلم رفته بودم (كه البته رفتار مسوولان آن هيچ تناسبي با روح بزرگ مردي چون شريعتي و نيز كسوت معلمي تو ندارد) با برخورد ناشايست و دور از اخلاق برخي ماموران آن دادگاه مواجه شدم كه حتي از هل دادن زنان نامحرم و تهديد زنان بي‌پناه و بدرقه كردنشان با حرف‌هاي درشت هم ابايي نداشتند. اينك من و فرزندان معصوم و نيز دانش‌آموزانت چشم به راه آزادي تو نشسته‌ايم تا تابش خورشيد حقيقت، دروغ را برملا كند و حق و عدل و صداقت راستين را به مردم نشان دهد. استوار باش كه در پس هرسختي، آساني است.

*****
نامه موسوی تبریزی، رئیس خانه احزاب به شاهرودی، اژه‌ای و دری نجف آبادی
آيت‌الله هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه

غلام‌حسین محسنی اژه‌ای، وزیر اطلاعات

قربان‌علی دری نجف‌آبادی، دادستان کل کشور
احتراما همانگونه که مستحضرید پس از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری و به بهانه مقابله با اعتراضات مترتب بر آن، تعداد متنابهی از شخصیت‌های سیاسی که در گروه‌ها و احزاب سیاسی فعالیت مي‌کردند، بازداشت و برخی از دفاتر این احزاب بسته و پلمپ شد.
خانه احزاب ایران با توجه به وظیفه قانونی خود که بر طبق اساسنامه دفاع از حقوق قانونی احزاب و گروه‌های عضو است، موارد ذیل را خاطرنشان می‌كند.
1-فلسفه تشکیل احزاب و گروه‌های سیاسی در ارایه برنامه و معرفی کاندیداهای خود در عرصه انتخابات به افکار عمومی است که در انتخابات اخیر نامزدهای مورد حمایت، مورد تایید شورای نگهبان بوده و سوابق آن‌ها در استقرار نظام و اداره کشور کاملا روشن بوده است.
2-اعتراض به نتیجه انتخابات با توجه به اصل 26 و 27 قانون اساسی که آزادی فعالیت احزاب و آزادی اجتماعات را مورد شناسایی قرار داده است، نمی‌تواند اتهامی تلقی شود که چهره‌های شناخته شده سیاسی به‌خاطر ارتکاب آن تحت تعقیب قرار گرفته، دستگیر و بازداشت شوند.

3-حق انتخاب وکیل از جمله حقوقی است که قانون اساسی آن را به‌رسمیت شناخته و لذا حداقل انتظار این افراد و گروه‌های سیاسی این است که بتوانند در دادرسی عادلانه و با حضور وکیل و هیات منصفه از حقوق قانونی خود دفاع كنند.
با توجه به مراتب فوق از حضرتعالی انتظار داريم که نسبت به تسریع در آزادی بازداشت‌‌شدگان وقایع اخیر، رفع محدودیت‌های احزاب و برخورد با متجاوزین به حقوق قانونی شهروندان و احزاب اقدامات شایسته به‌عمل آید.
سید حسن موسوی تبریزي

رئیس شورای مرکزی خانه احزاب ایران

*****

دومین رسوایی در مورد مدرک در کابینه احمدی نژاد

سایت رخداد، پس از اظهارات عجیب وزیر علوم و نسبت دادن نابغه قرن و یکی از بهترین ریاضی دانان جهان در سال های 1998 تا 2002 به انتخاب انجمن ریاضی دانان امریکا با این انجمن ارتباط برقرار کرد.
به گزارش رخداد(Rokhdad.org)، مایک برین، رئیس دفتر اطلاعات انجمن ریاضی دانان امریکا در پاسخ به این سئوال که ایا محمد رضا زاهدی، وزیر علوم کابینه اقای احمدی نژاد از سوی این انجمن به عنوان یکی از بهترین ریاضی دانان جهان در سال 1998 تا 2002 انتخاب شده است گفت: ما هرگز لیستی از بهترین ریاضی دانان جهان را اعلام نکردیم.
مایک برین در واکنش به ادعاهای وزیر علوم می افزاید: ما تنها به ریاضی دانان برتر جایزه اعطا می کنیم.
نماینده انجمن ریاضی دانان امریکا در پایان تاکید کرد: اقای زاهدی هیچ یک از جوایر انجمن ما را کسب نکرده است و ادعای ایشان در این مورد کذب محض است.
گفتنی ست، زاهدی همچنین ادعا کرده بود که از سوی کمبریج به عنوان نابغه قرن شناخته شده است که این عدم صحت آن ثابت شد.
متن انگلیسی پاسخ انجمن یاضی دانان امریکا در ارتباط با ادعای زاهدی به شرح زیر است:


We have never issued a list of best mathematicians, for any year. We doaward prizes and awards to mathematicians, but never call anyone "best" or one of the best
Also, we have no record of Mr. Zahedi winning any of our prizes and his claim is not true
Hope that helps
Best wishes
Mike BreenAMS Public Awareness Office

*****

خاتمی: مشروعیت دولت را به رفراندوم بگذارید
سید محمد خاتمی در جلسه‌ای که عصر امروز (یکشنبه) با حضور خانواده چند تن از بازداشت شدگان و اعضای شاخص مجمع روحانیون مبارز برگزار شد، خواستار برگزاری همه‌پرسی در خصوص مشروعیت دولت شد.

به گزارش «موج سبز آزادی» در این دیدار که در محل دفتر مجمع روحانیون برگزار شد، چندین نفر از خانواده‌های زندانیان سیاسی و همچنین تعدادی از اعضای شاخص مجمع از جمله آیات و حجج اسلام موسوی خوئینی‌ها، سید محمد خاتمی، امامی جمارانی، سید محمد رضوی، مجید انصاری، موسوی بجنوردی ،محمد مقدم، علی اکبر محتشمی پور و ... حضور داشتند.
اهمیت این دیدار و رایزنی‌های پیرامونی آن به حدی بود که مسئولان قضایی و امنیتی در یک عقب‌نشینی آشکار، وادار شدند همزمان با این جلسه به چند نفر از شاخص‌ترین فعالان سیاسی بازداشت شده، برای اولین بار اجازه‌ی تماس با همسرانشان را بدهند.
بدین ترتیب هنوز جلسه به طور رسمی آغاز نشده بود که محسن امین زاده، عبدالله رمضان زاده و محسن صفایی فراهانی یکی پس از دیگری با همسران خود که در جلسه حاضر بودند، تماس گرفتند و با آنها صحبت کردند. این تماس‌ها در پایان جلسه نیز از سوی جواد امام که به همراه دیگر فعالان سیاسی اصلاح طلب در زندان اوین به سر می‌برد، ادامه یافت و باعث شد که خاتمی نیز برای لحظاتی از طریق تلفن با این زندانی سیاسی صحبت کند.
با این حال، این تماس‌ها تأثیری بر لحن شدید سخنان خاتمی در خصوص وضعیت کودتاگونه‌ای که در کشور پیش آمده، نشد و خاتمی گفت آنچه را که باید می‌گفت.
سخنان مهم خاتمی
این جلسه با سخنان چند تن از اعضای خانواده‌های بازداشت‌شدگان از جمله زهرا مجردی، همسر «محسن میردامادی»، فخرالسادات محتشمی‌پور همسر «مصطفی تاج زاده»، خانم حقیقی همسر «علی وفقی»، آقای شریف‌النسب همسر «سمیه توحیدلو» و مادر «مهسا امراللهی» که مادر همسر«مسعود باستانی» نیز هست و هردوی آنها هم‌اکنون در بازداشت هستند، آغاز شد و آنها سخنان مهمی را درباره اعضای بازداشتی خانواده خود، برخوردهای غیرقانونی صورت گرفته با آنها از سوی عوامل کودتا و شرایط تأسف‌انگیز پیش آمده، بیان کردند.
گزارش «موج سبز آزادی» حاکی است در ادامه این جلسه، سید محمد خاتمی نیز در سخنان خود در جمع خانواده های بازداشت شدگان، با تشكر از بیانات منطقی و خیرخواهانه‌ی هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه گفت: «توصیه‌های آقای هاشمی حداقل‌هایی است كه می‌تواند فضای عمومی را تلطیف كرده و اعتماد از دست رفته را برگرداند و من در اینجا نكته‌ای را اضافه می كنم و به صراحت می گویم راه برون‌رفت از بحران فعلی، اتكا به ارای مردم و برگزاری رفراندوم قانونی است.»
وی با تاكید بر این نكته كه این رفراندوم بایستی از سوی نهادهای بی‌طرف نظیر مجمع تشخیص مصلحت انجام پذیرد، عنوان كرد: «بایستی از مردم پرسید آیا وضعیت پیش آمده، مطلوب است واز آن راضی هستند؟ اگر اكثریت مردم این وضع را قبول داشته باشند، ما هم تسلیم هستیم.»
سید محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنانش ضمن ابراز تاسف از مسایل غیر قانونی و غیر شرعی كه در بازداشت و نگهداری زندانیان وقایع اخیر رخ داده است، گفت: «من متاسفم كه باید بگویم در این موقعیت نه تنها جمهوریت نظام دچار چالش شده، بلكه اسلامیت نظام هم مورد خدشه قرارگرفته است.»
وی با بیان اینكه قرار بود اسلامیت نظام نقص‌های موجود در دموكراسی‌های موجود را جبران كئد، گفت: «اسلامیت نظام یعنی حاكم شدن عدالت و اخلاق در فضای عمومی جامعه كه متاسفانه این دو ركن از طرف بسیاری از نهادهای حاكم زیر سوال رفته است و با كمال تاسف باید گفت این مصیبت، بزرگتر از مصیبتی است كه بر اثر كشته شدن و دستگیری فرزندان این مرز و بوم بر این كشور وارد شده است.»
خاتمی با تاكید بر اینكه بایستی توصیه‌های خیرخواهانه‌ی آقای هاشمی در نماز جمعه مبنای عمل قرار گیرد، افزود: «بایستی اعتماد عمومی را به جامعه برگرداند. دوام نظم و تداوم پیشرفت كشور در گرو بازگرداندن اعتماد عمومی است. ما از ابتدا عنوان كردیم كه برای بازگرداندن این اعتماد راه قانونی وجود دارد و مورد توجه قرار نگرفت. اكنون هم به صراحت می گویم راه برون‌رفت از بحران فعلی، اتكا به آرای مردم و برگزاری رفراندوم قانونی است.»
اظهارات برخی اعضای خانواده بازداشت شدگان
به گزارش «موج سبز آزادی» در ابتدای این دیدار كه در محل مجمع روحانیون مبارز و با حضور جمعی از اعضای شاخص این مجمع انجام شد، چند تن از همسران و مادران دستگیرشدگان به شرح چگونگی بازداشت و نگهداری عزیزان خود پس از گذشت بیش از 30 روز پرداختند.
یکی از اعضای خانواده بازداشت شدگان که در این جلسه صحبت کرد، همسر علی وفقی بود که گفت: «علی وفقی هم از نخبگان کشور است. چرا هنوز یک سال از آزادی‌اش نگذشته، دوباره بازداشت شده و در واقع ربوده شده؟»
وی با اشاره به اینکه همسرش از دانشجویان موفق دانشگاه صنعتی شریف بوده که فوق لیسانس خود را با معدل بالا در این دانشگاه به پایان رسانده، گفت: «در تلویزیون عده‌ای از نخبگان را نشان دادند که به احمدی‌نژاد در مورد عدم آرامششان در فضای بعد از انتخابات شکایت می‌کنند. اما آیا علی نیز که از نخبگان این مملکت است، نباید بتواند در این مملکت دکتری بخواند و یا حتی با آرامش کار کند؟ حال آنکه در زمان بازداشت یک سال پیش وی، اساتید دانشگاه شریف با انتشار بیانیه در محکوم کردن این اقدام، بر سلامت نفس و ایمان وی تإکید کردند.»
وی با اشاره به اینکه از فروردین ماه سایت‌هایی چون رجا نیوز اقدام به پرونده‌سازی‌های جعلی در مورد همسرش کردند، گفت: «امروز وقتی مراجعه می‌کنیم و می‌پرسیم جرم وی چیست، می‌گویند وی در ستاد مهندس موسوی فعال بوده و وقتی می‌گوییم این که جرم نیست، می‌گویند شما نمی‌دانید ایشان در قالب فعالیت‌های ستادی جرم‌های سنگینی مرتکب شده و برای مثال همان موارد جعلی را که از فروردین ماه در سایت‌ها بیان می کردند، عنوان می کنند.»
خواهر عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگار بازداشتی، نیز در این جلسه خبر داد که به تازگی با برادر زندانی‌اش ملاقات داشته، ولی این ملاقات در کابین و باحضور دو مأمور صورت گرفته و آقای تاجیک نتوانسته زیاد در مورد وضعیت خود حرف بزند.
در این جلسه همچنین اکثر خانواده‌های زندانیان به برخوردهای سخیف دادگاه انقلاب و دیگر نهادهایی که برای پیگیری وضعیت عزیزانشان به آنها مراجعه می کنند، اعتراض داشتند و خبر می‌دادند که گاهی حتی به برخورد فیزیکی با باتوم هم تهدید شده‌اند.
آنها تصریح می‌کردند که هیچ مرجعی پاسخگوی آنان نیست و حتی دادستان کل کشور هم خود را از انجام هر اقدامی عاجز می‌داند.

*****

تابناک- کد خبر: 56291 - زمان 23:25 شب
توكلي: مشایی، صلاحیت هيچ پستی را ندارد

احمد توكلي انتصاب اسفنديار رحيم مشايي به عنوان معاون اول رييس‌جمهور را استفاده نادرست احمدي‌نژاد از قدرتي دانست كه مردم با راي خودشان به امانت به وي سپرده‌اند.رييس مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني ايسنا در عين حال با ابراز خشنودي از انتصاب علي‌اكبر صالحي به عنوان رييس سازمان انرژي اتمي از سوي رييس‌جمهور، از انتصاب مشايي و برخي ديگر از معاونان رييس‌جمهور انتقاد كرد و گفت كه مشايي با افكار ديني و سياسي كه وي آن را منحرف از مباني اسلام و انقلاب مي‌نامد، نه تنها صلاحيت معاونت رياست‌جمهوري را ندارد، بلكه براي هيچ پست ديگر مديريتي نيز صلاحيت ندارد.وي افزود: شخصي كه بر خلاف مباني اسلامي معتقد است دوره حاكميت يك دين بر جهان گذشته است و يا ملت مجعول اسرائيل را دوست ملت ايران معرفي مي‌كند، چگونه صلاحيت دارد در جمهوري اسلامي ايران با وجود مباني اسلامي و انقلابي روشن در اين باره، مدير باشد؟توكلي افزود: طبق اصل 131 قانون اساسي معاون اول رييس‌جمهور در صورت فوت رييس‌جمهور يا عزل يا غيبت او بيش از دو ماه به طور خودكار با موافقت رهبري وظايف رييس‌جمهور را انجام مي‌دهد و براي دو ماه سكان اداره كشور را به دست مي‌گيرد؛ حال شخصي كه سطح جايگاهش در اين حد است كه بالقوه مي‌تواند رييس‌جمهور كشور شود، حداقل بايد درجه‌اي از آن رجال سياسي كه در اصل 115 درباره شرط رييس‌جمهور آنها آمده است را داشته باشد و بشود تقريبا به عنوان يك رجل سياسي به او نگاه كرد؛ در حالي كه فردي مثل آقاي مشايي به هيچ وجه داراي چنين سطحي نه از لحاظ مذهبي و نه سياسي نيست.وي با بيان اين اعتقاد كه انتصاب مشايي با وحدت ملي نيز سازگار نيست و بيان اين كه به خاطر برخي مديريت‌هاي نادرست دولت ، ‌چه قبل و چه بعد از انتخابات، هم‌اكنون وحدت ملي در كشور آسيب ديده و تعداد كثيري از راي‌دهندگان و شركت‌كنندگان در انتخابات از دولت آزرده‌خاطر هستند، گفت: بر اين اساس اين انتصاب دسته ديگري از راي‌دهندگان را كه به احمدي‌نژاد راي داده‌اند نيز آزرده خاطر، دلسرد و معترض خواهد كرد و در نتيجه وحدت ملي كشور كه به ترميم نياز داشت نه تنها به هيچ وجه ترميم نمي‌شود، بلكه لطمه بيشتري خواهد خورد.توكلي هم‌چنين تصميم احمدي‌نژاد براي انتصاب مشايي را خلاف همگرايي سياسي عنوان كرد و گفت: هم‌اكنون دولت براي خدمت بيشتر محتاج ايجاد همگرايي بيشتر در سطح مديران سياسي كشور است و به پشتيباني مجلس، نخبگان، علما، مراجع و دانشجويان احتياج دارد، چنين نصبي در حالي‌كه مجلس در نامه‌اي با بيش از 200 امضا صلاح نديده بود آقاي مشايي در سازمان گردشگري معاون رييس‌جمهور باشد ، حال چگونه راضي مي‌شود و مي‌تواند تحمل كند چنين فردي معاون اول رييس‌جمهور باشد؛ آن‌هم در شرايطي كه اكثر علماي قم و مراجع از آقاي احمدي‌نژاد خواسته بودند اين فرد را عزل كند كه البته ايشان زير بار نرفت، حال چگونه اين علما و مراجع راضي مي‌شوند اين فرد با اين سوابق و مواضع كج، معاون اول رييس‌جمهور كشور شود. طبيعي است كه اين كار خلاف همگرايي سياسي است و مصلحت دولت و كشور نيست كه در آستانه انتخاب كابينه اين واگرايي تشديد شود.نماينده مردم تهران در پايان درباره برخي اظهار نظرها مبني بر اين‌كه آيا اين انتصاب از نظر حقوقي در شرايطي كه هنوز مراسم تنفيذ صورت نگرفته است درست است يا خير گفت: اين كار از نظر حقوقي اشكالي ندارد؛ چراكه رييس‌جمهوري كه هم‌اكنون در مسند كار است، از اختيارات قانوني خود مي‌تواند استفاده كند و چون اين رياست‌جمهوري براي همين فرد استمرار پيدا مي‌كند، در نتيجه اشكال حقوقي به اين تصميم وارد نيست اما بسيار مضر به حال كشور و انقلاب است.

*****
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای سایر "پست" ها با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جانبی سمت راست، پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ