سرود ملی: ای ایران ای مرز پرگهر

نقش دولتمردان و رسانه های آمریکایی در شورش 22 بهمن 1357

۱۳۸۸/۰۴/۰۱

دوشنبه: یکم تیرماه 1388 ( ساعت 23:00)
دو گزارش تصویری از گردهمائی اعتراضی مردم در میدان هفت تیر:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ویدئوی دیگری از خیزش امروز مردم:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوشنبه: یکم تیرماه 1388

یاران، همرزمان و هم میهنان مبارز به دلیل اشکالاتی که رژیم درحال فروپاشی، در سیستم اینترنتی ایجاد کرده است بروز رسانی و انتشار بسیاری از وبسایت ها و وبلاگ ها با اخلال و مشکلات عدیده و بیشماری روبرو گردیده است.

از صبح امروز ما هر "پستی" را که انتشار داده ایم، چند دقیقه پس از انتشار حتا خودمان نیز برای مشاهده و بررسی و یا برطرف کردن اشکالات نوشتاری در حین تایپ کردن، با این دردسر روبرو هستیم که برای ورود به سایت خویش باید بین 60 تا 90 دقیقه انتظار بکشیم. بنابراین از هم میهنان که برای گشودن و مطالعه مطالب سایت ما با مشکل روبرو می گردند پوزش خواسته و اعلام میداریم که این آخرین تمهیدات رژیم برای آن دسته و گروه از رزم آوران و "سایت ها" و انتشارت آنان است که رژیم (هنوز) نتوانسته به سیستم های خبررسانی آنان رخنه کرده و آنها را حذف یا فیلتر نماید. ما به مامورین فیلترینگ رژیم پاسخی بسیار روشن اما بی ادبانه داریم:" بیلاخ....!!!!!"

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(دوشنبه یکم تیرماه - ساعت 20:45 شب)

درپی گردهمائی میدان هفت تیر در اعتراض به حملات اوباشان و کشتارهای چند روزه اخیر و در ادامه خیزش نوین ملت، و نیز برای برگزاری مراسم یادبود "ندا" که اجازه برگزاری آن در مسجد میدان خیابان نیلوفر (در خیابان مهناز - عباس آباد) داده نشده بود، این گردهمائی با شکوه که با حضور صدها هزار تن از ملت بپاخاسته در میدان هفت تیر منصه ظهور یافت تا جائی که در میدان به معنای واقعی کلمه جای سوزن انداختن هم نبود، بازهم مزدوران رژیم نیم ساعت پس از آغاز این همایش با مشاهده مردمی که هر لحظه به این سیل خروشان افزوده می شدند بسختی بر خود لرزید و حملات بیرحمانه و سرکوبگراننه به مردم را آغاز کرد.

به گزارش یارانی که در محل هستند و هرازگاهی به وسیله ای اخبار حوادث مربوط به آنچه را که در میدان هفت تیر و تمامی خیابانها و محله های اطراف آن می گذرد، این درگیری ها تا این لحظه (حدود ساعت 9 شب) همچنان ادامه دارد و هرلحظه بر شدت آن افزوده می گردد. ما تلاش خواهیم کرد گزارشات بیشتر و جامع تر درین مورد در "پست" های بعدی با عکس و تفصیلات انتشار دهیم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(دوشنبه یکم تیرماه - ساعت 18:45 پس از نیمروز)

اعتراضات حشماگین مردم تهران در نقاط مختلف شهر ادامه دارد
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : اعتراضات گسترده مردم و بخصوص جوانان در نقاط مختلف تهران آغاز شده است.از بعد از ظهر امروز مردم تهران در نقاط مختلف ،دست به تجمعات اعتراضی زدند. از ساعت 18:00 اعتراضات گسترده ای در میدان فردوسی و میدان ونک و میدان رضائیها (7 تیر ) آغاز شده است . و هر لحظه بر تعداد معترضین افزوده می شود.جمعیتی که در میدان فردوسی و میدان رضائیها(7 تیر ) تجمع نمودند چندین هزار نفر تخمین زده می شود.مردم شرکت کننده در اعتراضات و بخصوص جوانان با سر دادن شعارهایی ماندد: مرگ بر دیکتاتور وشعارهای دیگر به اعتراضات خود ادامه میدهند. جوانان وقتی که گارد ویژه و سایر نیورهای سرکوبگر به جمعیت حمله می کنند با سر دادن شعارهایی مانند: نترسید،نترسید / ما همه با هم هستیم همدیگر را تشویق به ایستادگی و مقابله با سرکوبگران ضد بشری می کنند.نیروهای گارد ویژه ،لباس شخصی ها ،سپاه پاسداران و بسیج بصورت گسترده ای در خیابانها آرایش گرفته اند. ودر خیابانها ستونی از ماشینهای گارد ویژه، ماشینهای آب پاش و موتور سواران حضور دارند. انها از بدو حرکت اعتراضی مردم تهران اقدام به پرتاب گاز اشک آور و با باتوم به سوی جمعیت یورش می برند و آنها را مورد ضرب و جرح قرار می دهند.در اثر این یورشها تعداد زیادی از جوانان زخمی شده اند و تعدادی دیگر دستگیر شده اند.تا لحظۀ ارسال این گزارش درگیریها بشدت ادامه دارد و جوانان با سنگ به مقابله با نیروهای سرکوبگر می پردازند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(دوشنبه ساعت 17:10 پس از نیمروز)

جنایتکاران سپاه کماکان ملت بپا خواسته را "اوباش و اراذل" معرفی می کند

در حالیکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور بیانیه ای "آشوبگران، اغتشاشگران و قانون گریزان" را به "برخورد قاطع و انقلابی" تهدید کرده است ، حدود 1000 نفر از مخالفان دولت در میدان 7 تیر تجمع کرده اند.به گفته شاهدان حدود 300 تا 400 نیروی پلیس و بسیجی که در این محل آماده مقابله با معترضان هستند با چند نفر از زنان و مردانی که به نشان عزاداری برای کشته شدگان وقایع اخیر، لباس سیاه بر تن کرده بودند، برخورد کرده اند. بر اساس گفته شاهدان، نیروهای پلیس و امنیتی با استفاده از باتوم و گاز اشک آور سعی می کنند مردم را متفرق کنند و در این منطقه امکان برقراری تماس از طریق تلفن همراه وجود ندارد.علاوه بر پرواز هلی کوپترها در آسمان این میدان، پلیس در این منطقه در تلاش است مانع توقف حاضران در این منطقه شود و حتی از همراهی افراد در حین حرکت هم جلوگیری می کند. در همین حال برخی دیگر از گزارش ها مبنی بر بروز نا آرامی و در گیری در خیابان های اطراف جام جم و پارک ملت، یعنی اطراف سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی است. سایت کلمه، سایت نزدیک به میر حسین موسوی همچنین خبر داده که در پی عدم صدور مجوز برای تجمع و سرکوب آنچه در این سایت تجمعات مسالمت آمیز خوانده شده، مردم امروز، دوشنبه، به نشانه اعتراض و همدردی با "شهدای" روز سی ام خرداد چراغ های اتومبیل خود را روشن نگهداشته اند. به گزارش سحام نیوز، پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی، مهدی کروبی نامزد معترض دیگر انتخابات ریاست جمهوری نیز با صدور بیانیه ای از مردم دعوت کرده پنج شنبه شب در مراسم بزرگداشت کشته شدگان حوادث اخیر شرکت کنند. سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، بیانیه تهدید آمیز خود را بعد از آن صادر کرد که رادیوی دولتی ایران اعلام کرده بود، 457 نفر در درگیری های خیابانی روز شنبه تهران که 10 کشته به جای گذاشته(در حالی که آمار درست بیش از 50 نفر است و نه 10 نفر)، دستگیر شده اند. این در حالیست که میرحسین موسوی نامزد معترض به نتایج انتخابات در تازه ترین بیانیه خود خطاب به طرفدارانش ضمن توصیه به به خودداری از خشونت، اعتراض به نتایج انتخابات را "حق قانونی مردم" دانسته و از آنها خواسته به اجتماعات اعتراض آمیز و مسالمت آمیز خود ادامه بدهند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(دوشبنه یک تیرماه ساعت 12:30 پس از نیمروز)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مسجد نیلوفر در عباس آباد مراسم ختم ندا را لغو کرد
ندا آقا سلطان متولد هزار و سیصد و شصت و یک، دانشجوی رشته فلسفه روز سی خرداد در محله امیرآباد تهران مظلومانه جان باخت. ندا در روز سی خرداد به همراه استاد دانشگاهش (رشته فلسفه) و چند تن از هم کلاسی هایش در تظاهرات شرکت داشته است.او در حالی که برای دقایقی با موبایل صحبت میکرده از جمع تظاهر کننده عقب می افتد که دراین هنگام دو لباس شخصی موتور سوار (موسوم به بسیجی) قلب و چشم ندا را با سلاح کمری هدف قرار می دهند . وی در دستان استادش جان می سپارد، ولی موتور سواران توسط مردم متوقف و توسط مردم دستگیر می شوند. ظهر روز ۳۱ خرداد ( روز بعد از شهادت) پیکر ندا به شرط خاکسپاری سریع و محرمانه در بهشت زهرا به خانواده اش تحویل شده است. خاکسپاری وی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و با سرعت بسیار انجام شده است. بر اساس آخرین اخبار دریافتی مراسم یادبود ندا قرار بود امروز اول تیر ساعت ۵ تا ۶:۳۰ درمسجد نیلوفر واقع در عباس آباد تهران برگزار شود که با تماسی از طرف مسجد این مراسم لغو شده است. همچنین به تمام مساجد تهران دستور داده شده است که اجازه برگزاری مراسم ندا آقا سلطان را ندارند. مراسم یادبود ندا امروز توسط دوستان و یارانش در ساعت چهار بعدازظهر در میدان هفت تیر برگزار خواهد شد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(دوشنبه یکم تیرماه ساعت 11 بامداد)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ندا خواهان آزادی بود، آزادی برای همه
ندا آقا سلطان، در درگیری های روز شنبه ۳۰ خرداد در تهران در اثر اصابت گلوله کشته شد. تصاویر ارسالی از لحظه مرگ ندا آقا سلطانی و عکس های مخابره شده از این دختر جوان بلافاصله در سایت ها و رسانه های خبری مختلف در سراسر جهان به عنوان نمادی از کشته شدگان درگيری های پس از انتخابات رياست جمهوری در ايران منتشر شد. کاسپین ماکان، نامزد ندا آقا سلطان روز دوشنبه ۱ تير در گفت و گو ئی با یک رسانه خارجی با اشاره به اینکه ندا بهمن ماه امسال ۲۷ ساله می شد، گفت:"هدف ندا آقای موسوی یا احمدی نژاد نبود، هدفش وطنش بود و برايش اهمیت داشت که در این راه قدم بردارد. بارها اشاره کرده بود که حتی اگر جانش را از دست بدهد و گلوله به قلبش بخورد، که اتفاقا گلوله به قلب و چشمش خورد، در همين راه قدم برخواهد داشت. ندا با سن کمش درس بزرگی به خیلی ها داد." آقای ماکان در باره روز حادثه گفت:"وقتی که این اتفاق افتاد، ندا از درگیری ها دور بود، یعنی در خیابان های فرعی نزدیک امیرآباد بود. حدود یک ساعتی با استاد موسیقی اش در ماشین پشت ترافیک نشسته بود، از گرما و خستگی کلافه و از ماشین پیاده می شود. اما براساس تصاویری که مردم ارسال کرده اند،احتمالا نیروهای لباس شخصی و بسیجی در تیراندازی با نشانه گیری به قلبش می زنند." کاسپین ماکان نامزد ندا آقا سلطان گفت:"چند دقیقه بیشتر طول نکشید، بیمارستان شریعتی نزدیک بود، حاضران سعی می کنند ندا را با اتومبیل به اورژانس ببرند اما قبل از انتقال به بیمارستان، او در دست استاد موسیقی اش جان می دهد."
آقای ماکان اضافه کرد جسد "ندا" را دیروز با زحمت زیاد توانستیم تحویل بگیریم و مثلن بر ما منت نهاده و "پول تیر" مطالبه نکردند. البته جسد در پزشکی قانونی تهران نبود، در پزشکی قانونی خارج از تهران بود. مسئولان پزشک قانونی خواستند که بخش هایی از بدنش از جمله قسمتی از استخوان رانش را بگیرند، پزشکی قانونی نگفت برای چه کسی اعضا را می خواهد استفاده کند، هیچ توضیحی در این زمینه داده نشد. خانواده موافقت کرد برای اینکه زودتر جسد را تحویل بگیرند، چون ممکن بود همین موضوع باعث تعویق تحویل جسد بشود. جسد را در قطعه ای از بهشت زهرا یک شنبه 31 خرداد هنگام عصر دفن کردیم، البته کسان دیگری هم که در درگیری ها کشته شده بودند را هم آنجا آورده بودند، انگار منطقه از پیش برای این افراد تعیین شده بود." آقای ماکان در خصوص هزینه تحویل جسد نیز گفت: "در حال حاضر هزینه ای به طور مشخص پرداخت نشده، مقامات امنیتی ایران طی حکم های مختلف به بیمارستان ها، کلینیک ها و جراحان و پزشکی قانونی عنوان کرده بودند که نباید گواهی فوت براثر شلیک گلوله باشد، مسلما به این دلیل که در آینده شکایت بین المللی توسط خانواده ها به عمل نیاید . البته من هنوز برگه ترخیص ندا را ندیده ام اما در چند روز آینده از پدرش برگه را می گیرم." آقای ماکان با توضیح در مورد ممانعت از برگزاری مراسم برای ندا آق سلطان گفت:"دوشنبه یکم تیرماه ساعت دو ونیم قرار بود در مسجدی در خیابان شریعتی بالاتر از سید خندان مراسمی داشته باشیم، اما بسیجیان و مسئولان مسجد اجازه برگزاری ندادند، چون به نظرشان هرج و مرج می شود و نمی خواهند درگیری به وجود آید. چون می دانند که ندا مظلومانه رفت و می دانند که همه مردم در ایران و خارج از ایران متاسف شدند، و شاید پیش بینی می شد جمع کثیری از مردم حاضر شوند، به هر صورت فعلا اجازه برگزاری هیچ مراسم عمومی را نداده اند. "

در همين حال، شاهدان عينی گفتند که عده زيادی برای برگزاری مراسم در مقابل مسجد الرضا در ميدان نيلوفر تهران جمع شده بودند، اما نيروی انتظامی با بيرون کردن جمعيت از مسجد و متفرق کردن آنها، اجازه برگزاری مراسم را نداد. آقای ماکان همچنين با اشاره به برخی تصاویر ویدئوهای جعلی که از ندا در سایت ها منتشر شده نیز گفت:" من توی بعضی از سایت ها می گشتم از جلمه" آی ریپورت"، عکسی از یک دختر خانمی با علامت های سبز در تظاهرات قبل از این درگیری گذاشته بودند و گفته بودند که عکس ندا قبل از درگیری است. در حالی که این تصاویر ربطی به ندا ندارد. آن دختر عکس آقای موسوی را در دست دارد، به نوعی به نظر می رسد طرفداران آقای موسوی ندا را به او ربط داده اند. اما این طوری نیست. ندا فوق العاده به من نزدیک بود، ندا هرگز طرفدار هیچ یک از این دو گروه نبود، ندا خواهان آزادی بود، آزادی برای همه. "

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(دوشنبه یکم تیرماه ساعت10 بامداد)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سروده ای ناب از "سیمین بانو" بانوی شعر و ادب ایران که به دست ما رسیده است

گر شعله های خشم وطن زین بیشتر بلند شود

ترسم به روی سنگ لحد نامت عجین به گند شود

پر گوی و یاوه ساز شدی، بی حد زبان دراز شدی

ابرام ژاژخایی ی تو اسباب ریشخند شود

هرجا دروغ یافته ای درهم چو رشته بافته ای

ترسم که آنچه تافته ای بر گردنت کمند شود

باد غرور در سر تو، کور است چشم باور تو

پیلی که اوفتد به زمین حاشا دگر بلند شود

بر سر کله گشاد منه، خاک مرا به باد مده ا

بر عبوس اوج - طلب پابوس آبکند شود

بس کن خروش و همهمه را، در خاک و خون مکش همه را

کاری مکن که خلق خدا گریان و سوگمند شود

نفرین من مباد تو را زان رو که در مقام رضا

دشمن چو دردمند شود، خاطر مرا نژند شود

خواهی گر آتشم بزنی یا قصد سنگسار کنی

کبریت و سنگ در کف تو خاموش و بی گزند شود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(دوشنبه یکم تیرماه- ساعت 9 بامداد)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لحظه رهائی فرامیرسد - رژیم از درون ترک خورده و در حال ریزش است
رژیم پلید و جهنمی از درون ترک خورده و برای بقا یافنا، دست به هرجنایت و پلیدی میزند. اوباشان و مزدوران نشان دار یا بی نام و نشان (ملقب به لباس شخصی ها) بیرحمانه هر حرکتی را با گلوله و دشنه و چاقو سرکوب می کنند.
اینها نشانه های آشکاری است از سقوط و فروپاشی "رزیم ولایت سفی" . کار بدانجا کشیده که تعداد بسیار معدودی از عوامل خود رژیم نیز در تلاشی مذبوحانه سعی می کنند برای آن که در فردای پیروزی ملت، هنوز جایگاهی در بین سیل بنیان کن و ویرانگر مردمی داشته باشند به عناوین مختلف از اعلامیه صادر کردن گرفته تا دستور و فتوای اعلام عزاداری، از مثلن استعفا دادن از مشاغل مزورانه خویش که شرکت در کشتار مردم طی سی سال گذشته تا کنون گرفته، تا شرکت نکردن بیش از این در آدم کشی ها و جنایات رژیم، خلاصه بهر نحو ممکن کمی آبروی (نداشته و برباد رفته ) خویش را بخرند و باصطلاح خود را مخالف آنچه که درین یکهفته بر ایران و ایرانی رفته است نشان دهند غافل از این که ملت در قضاوت در مورد این بی آبرویان سگ صفت؛ نه وقایع یکهفته اخیر بلکه تمام وقایع و خوادث سی سال گذشته را ملاک عمل و قضاوت خویش قرار خواهند داد.
استعفای فلان فرمانده یا سردار سپاه و دستگیری (یا بازداشت خانگی) او، هیچ چیزی را در پرونده آلوده به خون و ننگ وی پاک نمی سازد.
اعلام همدردی با مردم و صدور فتوای سه روز عزای عمومی از سوی شیخ ملعونی که خود از بنیانگزاران این سیستم ظلم و جور و فساد و سفاکی و سفاهت در میهن ما بوده، هرگز وجاهتی ملی و میهنی برایش ایجاد نخواهد کرد؛ اگر حتا در بیست سال گذشته ظاهرا خانه نشین اش کرده باشند و در بازداشت خانگی بسر برده باشد.
این شیخ مفلوک و نشان دار، کمتر از سایر جانیان و سفاکان به ملک و میهن و به ملت شریف خیانت نکرده، مضافن آن که حتا اگر به آب کوثر هم غسل بگیرد و خود را طاهر و طرفدار ملت نشان دهد؛ جرمی ننگین تر را در کارنامه و شجره نامه خویش یدک میکشد. این جرم و رسوائی "ملا و شیخ و آخوند" بودن اوست. این جرم عمامه بسر داشتن اوست. این جرم عمر ننگین و کثیفش را در راه اعتلای مثلن "اسلام ناب محمدی" به هدر دادن است.
باشید ای ستمگران، باشید تا نوبت پاسخ دادن شمایان فرا برسد. تا پیروزی ملت بر ظلم و فساد و تباهی چندگاهی بیش باقی نمانده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوشنبه: یکم تیرماه 1388 (ساعت 8:30 بامداد)
چه کسی پاسخی بر این خشم دارد؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویدئوی زیر را یاری گرامی برایمان از آمریکا فرستاده و نشانگر صحنه ای از بیدادگری رژیم هار و وحشی "ولایت وقیح" است که در تلویزیون "اسکای نیوز" برای جهانیان به نمایش در آمده:



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سه روز عزای عمومی ...!!!!
پیامی از سوی یار گرامی ما: رضا بحری
ولیعهد سابق خمینی ملعون؛ یعنی آشیخ حسینعلی منتظری که خود یکی از عاملین برپائی جمهوری ظلم و جور و فساد در میهن ستمدیده ما می باشد "شکر میل فرموده" و برای این که نشان دهد که از مرده هم بو و خاصیتی بر می خیزد "فتوا" داده که از روز چهارشنبه (پسفردا) تا آدینه، سه روز در مملکت عزای عمومی اعلام و برقرار شود.
من می خواهیم به این شیخ سفیه با فریاد بگویم:
ای حضرت شیخ مجنون، چرا باید برای شیرزنان و آزادمردانی که برای برچیدن بساط رمالی و فریبکاری هم ریشان و همپالکی های تو جان عزیز و گرامی خود را مایه نهاده اند عزا بگیریم؟

حضرت شیخ آیا ملایان بیسواد و خرفت، شمایانی که از لحظه زاده شدن تا زمان بدرک واصل گشتن با خروارها افکار پوسیده در قعر چاههای عمیق افکار خویش که متعفن تر از چاه مستراح است زیست می کنید، بجز عزا داری و غصه و گریه و شیون آیا چیز دیگری نیاموخته اید که به این ملت شرافتمند و غیور هدیه کنید؟

ای شیخ نادان ما از عزا و عزاداری و گریه و شیون خسته شده ایم، آیا میخواهید بر ما دل بسوزانید و یا با ما اعلام همدردی و همبستگی نمائید، بروید گورتان را از این میهن آریائی، سرزمینی که جایگاه کوروش ها و داریوش ها و کاوه های آهنگر است گم کنید. شما ملعونان و شعبده بازان و گزافه گویان دیگر در شأن و مقامی نیستید که حتا با این ملت ابراز همدری کنید چه رسد آن که به نشانه این همدردی اعلام عزای عمومی نمائید.

خدا می داند که بیست و اندی سال پیش، اگر دیگر مرتاضان و چپاولگران و دریدگان، تو را از مقام ولایتعهدی خمینی ملعون محروم نمی ساختند و امروز تو بجای خامنه ای پفیوز بر "ملک جم" حکمران و یکه تاز بودی، در چنین موقعیتی چه می کردی...!

فکر میکنی مردم فراموش می کنند که توی ملعون با دیگر پلیدانی چون خودت؛ این رژیم فساد و کینه و ظلم و ستم را بر ایران و ایرانی تحمیل کردید؟

از سوئی دیگر جناب "میرحسین موسوی" نیز که در بازداشت خانگی بسر میبرد پیام فرستاده که از امروز مردم به نشانه خشم و درد و اعتراض خویش به دولت سرکوبگر، در خیابانها با چراغ های روشن رانندگی کنند.
اگرچه که رانندگی با چراغ روشن در روز، در دنیای آزاد و دموکراتیک هیچ معنای خاصی ندارد که حتا نشانه نهایت احتیاط در بکار بردن و راندن یک اتومبیل محسوب می گردد اما در مملکت فلکزده ما، این هم شده نوعی نشانه اعتراض و اینک این آقای لولو سرخرمن هم به اتکای همین رسم و روش غیرمعمول برای ابراز اعتراض چنین پیامی می فرستند...!

هم میهن، از سه روز پیش یعنی شنبه خونین، نهضت و قیام ما وارد مرحله جدیدی گردیده که دیگر نیازی به قیم و دستور دهنده و از آن مهمتر؛ نیاز به پرده پوشی ندارد، فریب هیچ یک از این فتواها و دستورات را نخورید.

ما از دست دادن صدها همرزم، هم سنگر و هم میهن خویش را؛ اگرچه در دل و در تنهائی خویش خون می گرییم اما در انظار و دید این دیوصفتان جشن خواهیم گرفت... عزاداری نخواهیم کرد... غم ما را، خم شدن کمرهایمان زیر بار غم از دست دادن همرزمی، یاری، رفیقی و یا هم بالین و همبستری را این پلیدان خون آشام نباید نظاره کنند.
در مورد رانندگی با چراغهای روشن از بامداد امروز؛ حرفی نیست اگر دلتان می خواهد با چراغ روشن رانندگی کنید اما نه به نشانه درد و غم بلکه به نشانه جشن و پیروزی، زیرا که تا پیروزی چند گامی بیش باقی نمانده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای آزادی- وبدئوی زیبا و پراحساسی از رضا بحری
" ندا", برای زندگی کردن چقدر باید بمیریم ؟
قاتل را همگان می شناسند, قاتل سید علی خامنه ای نام دارد و لباس پیامبر اسلام اورا درون خود پیچیده است.
تجلی حیوانیت انسان است , گرگ انسان است . آمده است تا شادی و آزادی را ذبح کند و خورشيد زندگي‌ را بزیر بکشد.
سرانجام جهان واپسین تپش قلب آزادی را از پشت بلور اشک دید. ندا در تظاهرات روز شنبه کشته شد ,کسی که مرگ را نمي‌شناخت و معناي آن را گویی نمي‌دانست. جهان سیمای او را دید , سیمای سفيد و شفاف انسانی که برای دست یابی به ذره ای آزادی به خیابان آمده بود .جهان پیکر خونین ساقه‌ي معطر و ترد آزادی در ایران را , با چشمانی حیرت زده تماشا کرد . ندا آمده بود تا در گردونه‌ي عشق و آزادی به مهر و دوستی هلهله کند و ندای آزادی سر دهد. قاتل را همگان می شناسند, قاتل سید علی خامنه ای نام دارد و لباس پیامبر اسلام اورا درون خود پیچیده است. تجلی حیوانیت انسان است , گرگ انسان است . آمده است تا شادی و آزادی را ذبح کند و خورشيد زندگي‌ را بزیر بکشد. آمده است تا مهربانی و انسانیت را خرد کند. بي‌قلبی که پروانه‌هاي گلگون عشق را در درون سينه‌هاي مهر گردن می زند؟ با قمه آمده است تا گردن نازك و زيباي مهربانی و عشق و شادی و آزادی ، و سيب بلورين شان را,شقه کند. ندا کشته شد من اما هنوز می خواهم بدانم در آن لحظه‌هاي دردناك كه زندگي درون سينه‌اش پَرپَر مي‌زد به چه فكر مي‌كرد، و چشمان اش، آن روشناي مهر و عشق به کجا خيره مانده بود, به ابرهاي تيره‌ي خشم و نفرت و بی عدالتی كه به سوي اش مي‌آمدند يا به رنگین کمانی که لابلای پلک های اش مهربانی و عشق و آزادی را نقش می زدند ؟ می خواهم بدانم به چه فكر مي‌كرد؟ نگاه اش كه جهانِ معصوميت بود، و کلام اش ندای آزادی اما فریاد می زد :" چرا؟ چرا؟ من فقط ذره ای آزادی را فریاد کردم , ذره ای آزادی "و هنوز چشم‌های جهان خيره‌ي دهان اوست, تا شاید بار دیگر غنچه های لبان سرخ اش را بگشاید و آزادی را فریاد کند . ومن بادیدن چند باره ی آخرین نفس تو, از پشت بلور اشک فریاد می زنم : مگر تو چه كرده بودي ندا؟ که بي‌قلب، پروانه‌هاي گلگون عشق را در درون سينه‌هاي پر مهرت گردن زد؟ به من بگو ندا آن هنگام به چه می اندیشیدی ؟ به بارش گلبرگ‌هاي رنگين چشم‌هاي خواهرانت يا توفان شكوفه در نگاه برادرهايت؟ به چه مي‌انديشيدي ندا، به نرمه بال‌هاي تُرد پروانه‌اي كه هنوز بر سر انگشتانت بود، به چه؟ تو كه جز عشق و مهرباني و آزادی كلامي نگفته بودی , بگو، بگو، به چه فكر مي‌كردي؟ تو كه جزآزادی واژه‌اي ديگربر زبان و ذهن نداشتی .زبانه ی آزادی , بگو، به چه فكر مي‌كردي؟، تو كه معناي كينه را نمي‌دانستي، فقط مهر و دوستي را مي‌شناختي غنچه‌ي پَرپَر من ، گُلِ من.من , و ما تو را مي‌بينم ,تو آيا مرا و ما را مي‌بيني؟ پرنده‌ي كوچك، پرنده‌ي بال و پَر شكسته‌ام، گنجشكك سر بريده‌ام، مرا و ما را مي‌بيني؟ مرا كه قطره اشكي شده‌ام براي تو، قطره‌ي اشكي .ندا , به من بگو , برای زندگی کردن چقدر باید بمیریم ؟
مسعود نقره کار
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوشنبه: یکم تیرماه 1388 (ساعت 4:03 بامداد)

دو ویدئوی زیبا و دلگرم کننده و امید دهنده از هنرمند چیره دست، یار و پشتیبان و حامی بسیار گرانمایه ما جناب آقای دکتر رضا بحری همراه با سروده های زیبای ایشان و دکلمه این سروده ها با صدای گرم و مهربان خود ایشان:
وطن یعنی عشق...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای شیخک ملعون..!!!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای تماشا و لذت بردن از سایر کارها و ویدئو کلیپ های ملی و میهنی یار گرامی ما جناب بحری روی لینک زیر کلیک کنید:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ساعت حدود پنج بامداد روز دوشنبه یکم تیرماه است. دیروزدر فاصله ساعتهائی که امکان استفاده از ارتباط اینترنتی را قطع کرده بودند، ده ها مطلب و گزارش و نگارش تهییه کردیم که عاقبت وقتی در ساعت 9 شب ارتباط برقرار گردید برخی از آنها را بتدریج انتشاردادیم.
دلم می خواست بقیه آنچه را هم که منتشر نشده بود اینک انتشار دهم ولی یاران و همکارانم می گویند:
"فلانی، بس است. آنها دیگر کهنه شده اند و هم این که اگر اینها را می خواهی برای این ملت شریف و مبارز انتشار دهی که خودشان نقش آفرینان آن بوده اند و همه چیز را می دانند و اگر قصدت آن است که برای هم میهنان خارج از این مرز و بوم و یا جهانیان انتشار دهی، که آنان نیز بطور قطع و یقین تا کنون آنچه را که ما نتوانستیم گزارش دهیم و روی دستمان مانده؛ از منابعی دیگر تا کنون دریافت کرده اند . پس چرا اینقدر حرص می خوری...!!!"
بله همکارانم درست می گویند. مقصود اصلی ما اطلاع رسانی برای عزیزان داخل میهن است که آنان خودشان دیروز و پریروز را پشت سرنهاده و اینک چند ساعتی است که هریک به گوشه و خانه و کاشانه و لانه ای پناهیده اند تا ساعاتی استراحت نموده و تجدید قوا نمایند که اگر با بردمیدن سپیده امروز باز هم غوغا و خیزش و شور و هیجانی بر شهر سایه افکن گردد، نیروئی تازه برای ادامه "راز بقا" داشته باشند.
هم اینک بیاد همکار دلیر و سرپرست بیباک تشکیلاتمان "پریسای" شیرزن افتاده ام و دلم هم برای او میسوزد و هم خوشحالم که او چند روزی پیش از آن که شاهد این صحنه های فجیع باشد؛ کشته شد.
او را نیز از مقابل خانه اش، زمانی که می خواست وارد شده و همسر و دخترک پنج ساله اش را پس از یکروز طولانی و خسته کننده درآغوش کشیده و برایشان بگوید که "روزش به خوبی و موفقیت" سپری گشته و به شب رسید، نامردان ربودند و 24 ساعت بعد جنازه مثله شده اش با دشته ها و قداره های ابلیسان رژیم جهنمی را در بیابان پیدا کردیم.
و اینک وقتی فکر می کنم می بینم ظرف این سه روزه ده ها، صدها و شاید هزاران آزاد مرد و شیرزن مشابه "پریسا" را که پیوسته قلبش برای این آب و خاک می تپید، همانند او با نامردی و بیرحمی با چاقو و دشنه و تبر و یا شلیک گلوله هایشان از نعمت هنوز بیشتر ماندن و بیشتر زیستن و بیشتر به میهن خدمت کردن محروم ساخته اند.
و هنوز هم، نامردان و دشنه بدستان و چاقوکشان بدنبال شکارهای تازه ای هستند. بدنبال پریساها و یا "پنج یار" همرزمی که سه روز پیش در مخفیگاه قبلی ما با ضرب و شتم بردند و در زیر شکنجه زبانهایشان را گشودند و رمز ورود به سایت ما را گرفته و سایت قبلی ما را مسدود ساختند و سپس آنان را نیز مثله مثله کردند.
تنها نکته افتخارآفرین و غرور برانگیز این است که نه "پریسا" و نه آن "پنج یار" دیگر ما، هیچ کدام علی رغم و به بهای از دست دادن جان گرانبهای خویش حتا یک نفر از ما و یا یکی از هسته ها و یا سایر همراهان و یاران خویش را "لو" ندادند و مرگ را برآدم فروشی ترجیح دادند....
دیروز در آنسوی مرزها، در دنیای آزاد، "روز پدر" بود و از آنجائی که "پریسا" همیشه یار و همرزم گرامی ما "رضابحری" را به هنگام تماسهای تلفنی اش از ایران به آمریکا، پدر یا باباجان خطاب می کرد، افسوس می خورم که چرا ما دیروز با آن که لااقل سه بار با ایشان تماس تلفنی داشتیم حتا یک نفر از ما به فکرش نرسید که بجای پریسا، به او روز پدر را تبریک بگوئیم...!! از خود سوآل می کنم آیا هیچ یک از آنانی که در دنیای آزاد ادعای ایرانی بودن و دوستی با این مرد شریف را دارند، زنگی به ایشان زدند و یا ایمیل و پیامی برایش فرستادند تا روز پدر را باو تبریک بگویند؟ تردید دارم... زیرا که شنیده ایم و دیده ایم که ایرانیان در خارج از این مرزهای پرگهر، حتا چشم دیدن یکدیگر را ندارند چه رسد دیگری را که شاید بهتر و برتر از آنان است؛ بنابراین خودم در انتهای این غم نامه ام می نویسم:
"ای یار عزیز و گرانبهائی که برای همگی ما، اما بخصوص برای "پریسا" در حکم پدری ارزشمند بودی و هستی؛ روزت مبارک اگرچه که می دانم و اطمینان دارم در رثای دخترت "پریسا" به سوگ نشسته ای، اگرچه که به ما پند میدهی در رثای آنان که رفتند غم مخورید بلکه در فکر زندگان باشید".
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوشنبه: یکم تیرماه 1388 (ساعت 2:55 بامداد)
از خون جوانان وطن لاله دمیده (ویدئو)


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مردم بی پناه و زخمیان در خانه هایشان نیز امن نیستند


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ایرانیان و خارجیان، در سرتاسر جهان با دلاوران و ملت ستمدیده اما مقاوم و دلیر و شریف ایران ابراز همبستگی، همدردی و همراهی می نمایند. این نتیجه ایستادگی در برابر ستمگران است که مایه بلند آوازه شدن نام ایرانی و اعاده حیثیتی گردیده که بدست بی ناموسان غارتگر و اشغالگر میهن؛ به بادفنا رفته بود و از ما مردمی زبون و بی اراده و مطیع جمهوری "ولایت وقیح" به چشم جهانیان به نمایش می نهاد. ویدئوی زیر از سوی یکی از حامیان و یاران بسیار گرامی ما از آمریکا برایمان ارسال گردیده. تماشا کنید و خستگی از تن بزُدائید:


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این پست قرار بود در ساعت 7:15 غروب روز یکشنبه انتشار یابد که بدلیل قطع ارتباط اینترنتی اینک، روز دوشنبه اول تیرماه در ساعت 2:00 بامداد منتشر می گردد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکشنبه:31/3/1388 ( ساعت 7:15 پس از نیمروز)
ویدئوی دیگری از قیام امروز مردم سلحشور در تهران و درگیری و سرکوب مردم توسط سرکوبگران رژیم "ولایت وقیح"


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شایعه دستگیری "میرحسین موسوی"

عده از عوامل رژیم در ایران و خارج از میهن، برای تشویش اذهان آن گروه از هم میهنانی که هنوز به آقای میرحسین موسوی اعتقادی راسخ دارند و دنباله رو ایشان هستند، و نیز برای ایجاد تفرقه و دل شکستگی و مایوس نمودن صفوف بهم پیوسته مبارزین شایعه دستگیری آقای میرحسین موسوی را بسرعت در ایران و خارج از ایران انتشار داده اند.

برای آگاهی هم میهنان به اطلاع میرسانیم که آقای موسوی فقط تحت بازداشت خانگی هستند اما اعضای ستاد ایشان دستگیر شده اند. نام هفت نفر از اعضای دستگیر شده ستاد ایشان بشرح زیر است:

1-( احسان باکری) 2-(علی وفقی) 3- (حمزه غالبی) 4- (سعید نیکخواه) 5- حسین همائی) 6- ( ... فتاحی) 7- (...ذاکری).

اطلاعیه زیر نیز ساعتی پیش از سوی ایشان انتشار یافته است:

بسم الله الرحمن الرحيم انا لله و انا اليه راجعون

خبر دلخراش شهادت گروهي ديگر از معترضان به وقوع تقلب گسترده در انتخابات اخير، جامعه ما را در بهت و سوگ فروبرده است. تيراندازي به مردم ، پادگاني شدن فضاي شهر، ارعاب، تحريك و قدرت نمايي همگي فرزندان نامشروع قانون گريزي شديدي است كه در معرض آن قرار داريم و عجبا كه بانيان چنين شرايطي ديگران را به اين خطا متهم مي كنند. به كساني كه مردم را به خاطراظهار نظر قانون شكن ناميده اند خبر مي دهم كه بي قانوني بزرگ عدم اعتنا و نقض صريح اصل 27 قانون اساسي از سوي دولت در عدم صدور مجوز براي اجتماعات مسالمت آميز است. آيا مردمي انقلابي كه با مشابه همين اجتماعات ما و شما را از فراموشخانه هاي تاريخ ستم شاهي بيرون آوردند مورد ضرب وجرح قرار گيرند و تهديد به زورآزمايي شوند؟ اينجانب به عنوان يك هم سوگ همچنان مردم عزيز را به خويشتنداري دعوت مي كنم. كشور متعلق به شماست. انقلاب و نظام ميراث شماست. اعتراض به دروغ و تقلب حق شماست. به احقاق حقوق خود اميدوار باشيد و اجازه ندهيد كساني كه براي نااميدي و ارعاب شما مي كوشند خشمتان را برانگيزند. در اعتراضات خود همچنان به پرهيز از خشونت پايبند بمانيد و چون پدران و مادراني دل شكسته با رفتارهاي نامتعارف فرزندانتان در قواي امنيتي برخورد كنيد. در عين حال از نيروهاي نظامي و انتظامي انتظار دارم نگذارند خاطرات اين ايام لطمه هاي جبران ناپذير به روابط آنها و مردم بزند. اين كه نام و نشان شهيدان، مجروحان و بازداشت شدگان به خانواده آنها اطلاع داده نشود و آنان در سرگرداني قرار گيرند هيچ سودي در برقراري آرامش ندارد و تنها احساسات را جريحه دار مي كند. همچنين است دستگيري هاي فله اي كه تنها موجب هتك پرهيزها و برداشته شدن رعايت ها ميان فرزندان نظامي و انتظامي ملت و بدنه جامعه مي شود. از خداوند متعال براي اين شهيدان عزيز رحمت و علو درجات مسئلت مي كنم و براي خانواده هاي داغديده شان صبر و اجر آرزو دارم.

ميرحسين موسوي 31 خرداد 1388

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این پست قرار بود حدود ساعت شش پس از نیمروز دیروز یکشنبه انتشار یابد که بدلیل ساعتها قطع ارتباط اینترنتی، اینک در ساعت 1:25 بامداد روز دوشنبه: اول تیرماه 1388 منتشر می نمائیم:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکشنبه: 31/3/1388 (ساعت 5:50 پس از نیمروز)

بیانیه اعتراضی 250 نفر از فعالین جنبش زنان نسبت به وقایع چند روز اخیر:

بيانيه زير را فعالان جنبش زنان با توجه به محدوديت هاي ارتباطي کنوني امضا کرده اند ممکن است بسياري هنوز اين بيانيه را نديده باشند. پيش از بازداشت ژيلا بني يعقوب و همسرش بهمن امويي آنها جزو امضا کنندگان اين بيانيه بودند و اکنون خود نيز به جمع بازداشت شدگان پيوستند.

به سرکوب زنان و مردان ايران پايان دهيد
کليه بازداشت شدگان را آزاد کنيد
انتخابات غير دمکراتيک دهمين دوره رياست جمهوري گرچه از پراقبال ترين انتخابات اين دوره براي ايجاد تغيير مسالمت جويانه بود، آنچه در پي آن آمد اعتراض همگاني را برانگيخت.
طيف وسيعي از فعالان جنبش زنان، در کمپين ها و گرايشات مختلف، در کنار فعالان دانشجويي، کارگري، مدني و سياسي، قوميتي، روزنامه نگاران، و… در انتخابات شرکت کردند تا به دولت تبعيض نگر “نه” بگويند، و خواهان رفع تبعيض هاي جنسيتي عليه زنان شوند.
اميد به تغيير وضعيت، ميليون ها زن و مرد را به پاي صندوق هاي راي کشاند، اما نتيجه شمارش آرا اين اميد را به ياس بدل کرد و اعتراض گسترده ي مردمي را برانگيخت. اعتراضي که پاسخ حاکميت به آن خشونت عريان، ضرب و شتم ومجروح کردن و کشتن شهروندان عادي، بازداشت فعالان و وکلاي حقوق بشر، فعالان سياسي و مدني، روزنامه نگاران، فعالان دانشجويي و قوميتي و… بود.
دامنه خشونت هاي خياباني توسط نيروهاي سرکوبگر، اعم از آمر و عامل، بار ديگر دانشگاه ها و خوابگاه هاي دانشجويي را به خاک و خون کشيد تا خاطره تلخ ۱۸ تير کوي دانشگاه در ذهن خسته از خشونت ايرانيان انعکاسي پايان ناپذير يابد. خبر ها حاکي از آن است که تعداد قابل توجهي از دانشجويان دختر و پسر در شهرهاي مختلف ايران کشته، مجروح، بازداشت و/يا مفقود الاثر شده اند.
قطع همه مسيرهاي تلفني و اينترنتي در کنار موارد بالا، دسترسي نسبتا آزاد به اطلاعات و ارتباطات را به حداقل رسانده و باعث افزايش تشويش اذهان عمومي شده است. حاکميت با در دست داشتن مهم ترين رسانه ها، به ويژه صدا و سيما، منتقدان و معترضان به اقدامات قهري و تماميت خواهانه خود را اغتشاش طلب و اراذل و اوباش مي خواند و خشم مردم را دامن مي زند. در عين حال، همچنان با ناديده گرفتن حقوق مردم بيشترين خشونت را به انواع مختلف به آن ها اعمال مي کند.
ما، جمعي از فعالان جنبش زنان، ضمن محکوم کردن تمامي اقدامات خشونت بار و تحقير آميزي که در اين سال ها عليه زنان و مردان ايران و در جهت سرکوب آن ها صورت گرفته است و مي گيرد، با تاکيد بر تداوم تلاش براي احقاق خواسته هاي جنبش زنان که نقش مهمي در اين سال ها در افزايش آگاهي و مبارزات مدني داشته است، همبستگي خود را با معترضان به نتايج انتخابات اعلام مي داريم، و خواستار آزادي بي قيد و شرط بازداشت شدگان چند روزه اخير، و تامين وتضمين آزادي هاي مدني و سياسي در ايران هستيم.

سی و یکم خرداد ۱۳۸۸

آرزو حسيني ، آرش انواري، آرش نصيري اقبالي، آزاده اميري، آزاده خسروشاهي، آزاده فرامرزيها، آزاده نعمتي، آزيتا شرف جهان، آسيه اميني، آنوشا شهسواري، آيدا سعادت، آيدا کريمي، ابراهيم طاهري، احترام شادفر، احمد صادقي، اشكان مسيبيان، اعظم ابطحي، افرا شکرلو، اکرم سلح جو، الناز انصاري، الهه امانی ، اميد حسين زاده، اميد کلانتري، امير رشيدي، ايليا ماهان،بابك غياثي، باربد گلشيري، باوند بهپور، بلال مرادويسي، بهاره هدايت، بهجت حسيني، بهرام زنگنه، بهزاد خوشحالي، بهمن احمدي امويي، بهناز شکاريار، بيتا طاهباز، پرستو اله ياري،پروشات شکرلو، پروين اردلان،پروين دانا،پروين ذبيحي،پروين ضرابي، پريا نعمتي، پويا عزيزي، تارا آغداشلو، تارا نجداحمدي، ترانه بني يعقوب، ثريا قزل اياغ، جمشيد آيين دار، جواد صفوي زاده، حسن ماهان، حشمت صفايي، حمید حمیدی ، حميده نظامي، خديجه مقدم، خشايار جهانيان، دکتر هوشنگ سبحاني، دلارام علي، راحله حسيني، راضيه نعمتي، رزيتا شرف چهان، رضا ماهان، رضا نعمتي، رکسانا ستايش ، روحي افسر، روشنک قريشي،رويا درشتي، زويا اسکندريان، زهرا محمدي، زهرا نبوي، زهره ارزني، زهره اسد پور، زهره امين، زهره عراقي، زينب پيغمبرزاده، ژاله سالاري، ژيلا بني يعقوب، سامان شاه محمدي، ستاره دباغ، ستاره سجادي، سجاد سلطان زاده، سحر سجادي، سحر صنيعي، سعيد موسوي، سعيده هاتف، سمانه عابديني، سمانه فريد، سميرا افخمي، سميه رشيدي، سميه فريد، سودابه سيرجاني، سوزان ذاکر، سوسن طهماسبي، سولماز احمري، سهراب كريمي، سهراب مهدوي، سهيلا مرعشي، سياوش منتظري، سيمين بهبهاني، سيمين مرعشي، شعله ايراني ،شقايق درخشان، شهاب الدين شيخي، شهرام آقامير، شهرام شيدايي، شهرزاد جهانيان، شهرزاد هاديان، شهلا شفيق، شیرین اردلان، شيرين عبادي، شيرين فاميلي، صبا دباغ، صدف عدل گستر، صديقه مقدم، صفا پوينده، ،طاهره ماشالله، طلعت تقي نيا، عذرا صمدي، عفت ماهباز، علي اخوان، علي اکبر خسروشاهي، علي صادقي، علي طايفي، علي عبدي، علي مشمولي، علي‌ واعظي پور، فاطمه شاه نظري، فتانه عباسي فر، فتانه فراهاني ، فخري شادفر، فخري نامي، فراز يکيتا، فرانک فريد، فرحناز جمالي، فرخنده برکسه، فرخنده جبارزادگان، فرزاد طلوعي، فرزانه طاهري، فرشاد شعباني، فرشيد محمودي تهراني، فرهاد داودي، فريده جلالي، فريده غائب، فريده فرهنگ، فريده مقدم، فريده ميرزايي، فرين حسين روحانيان، فريناز آزادفر، فيروزه مهاجر، قدسي سرمست، کاظم علمداري، کامبيز گرمستاني، کاوه رضايي ، کيوان اميري الياسي، کيومرث حکيم، كاوه قاسمي كرمانشاهي، كاوه ماهان، كبري كريمي، گلاله بهرامي، گلنازملک، گيتا طاهباز ، ليلا وثوقي، ليلا هاشمي، مارال فرخي، مجيد ملکي ، محبوبه کرمي ، مرضيه محجوبي، مرضيه وفا مهر، مريم پناهي، مريم حسين خواه، مريم رضوي، مريم زندي، مريم مالک، مژگان ثروتي، مسعود شکري، مسعود كرمي، مصطفي عبدي، معصومه پريدار، معصومه عراقي، معصومه مسعودي، ملوک ملاحسيني، مليحه رزازان، منصور تيفوري، منصوره شجاعي، منصوره مسعودي، منوچهر فريد، منيژه مرعشي، مونا عليخواه، مهدي مجتهدي، مهرانگيز کار، مهرنوش اعتمادي، مهسا خيرالهي، مهسا شکرلو، مهشيد جوانمرد، مهين رضوي، مينا زندي، مينا کريمي، مينا ماني، نادر حاجي محسن، نازلي فرخي، ناصر کلانتري، ناهيد جعفري، ناهيد کشاورز، ناهيد ميرحاج، نرگس خسروي، نرگس طيبات، نسترن موسوي، نسرين ستوده، نسرين سياوشي، نسرين صمدي، نسيم خسروي مقدم، نسيم سرابندي، نسيم سلطان بيگي، نسيم کريمي، نفيسه آزاد، نگار نهاوندي، نوشين احمدي خراساني، نوشين خاکي، نويد محبي ، نيره توحيدي ، نيکزاد زنگنه، نيلوفر انسان ، نيلوفر کشميري، نيلوفرگلکار، وجيهه مقدم، وهاب دوستي دوكشكاني، ويدا بيگلري، الهام بنايي، الهام قيطانچي، الهام هاديان، هايده تابش، هدي امينيان، هما کاوياني، هما مداح، هنگامه مشهدي الاصل، ياسر عزيزي، ياسمن گرمستاني، ياشار گرمستاني، ياور خسروشاهي،
تغییر برای برابری

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پول تیر نگرفتند....!!!!
پیکر ندا دختری که توسط شلیک گلوله یکی از نامردان رژیم به چشم چپ اش، بدون هیچ دلیلی مظلومانه کشته شد (زیرا حتا در راهپیمائی و تظاهرات شرکت نداشت و فقط در پیاده رو به تماشا ایستاده بود)، امروز تحویل خانواده اش گردید با این شرط و قرار که بدون سرو صدا و برگزاری مراسمی و بطور محرمانه خاکسپاری گردد.
مسئولین رژیم "ولایت وقیح" به این خانواده داغار یادآوری کردند که این بار به لطف "رهبر" قرار شده از آنان پول تیر دریافت نشود....!!! تف بر شرف شما بی ناموسان گرگ صفت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بیمارستانها نیز امن نیستند...!
طبق گزارش یاران ما در نقاط مختلف تهران، نیروهای امنیتی و اوباشان حرفه ای باصطلاح بسیجی در اکثر بیمارستانهای تهران مستقر گشته اند تا مجروحانی را که برای مداوا به بیمارستانها، اورژانس ها و مراکز درمانی منتقل می گردند، بدون وقف و بی هیچ عذر و بهانه ای دستگیر کرده و به مراکز نامشخصی انتقال دهند. در این حرکت بیشرمانه؛ اوباشان بی حیثیت معروف به لباس شخصی ها، بیرون مراکز درمانی و بیمارستانها نقش گارد محافظ نیروهای رسمی را بعهده دارند تا از هجوم ملت به داخل اینگونه مراکز برای دهائی فرزندان و عزیزان خویش خودداری نمایند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آخرین آمار کشته شدگان روزهای 30 و 31 تیرماه
این آمار فقط مربوط به خیزش های مردمی و جانباختگان این خیزش در روزهای یاد شده بالا، در تهران است. آمار مربوط به سایر شهرها پس از بررسی کافی و اطمینان از صحت منبع ارسال کننده خبر؛ در پست های بعدی درج خواهد گردید.
کشته شدگان دو روز 29 نفر (9 نفر در حمله ناموفق پریشب به زندان اوین جان خویش را از دست دادند.
زخمیان دو روز بالغ بر 383 نفر (بیش از یکصد نفر در شرایط بسیار بدی بسر میبرند)
دستگیر یا ناپدید شدگان نامعلوم است اما آمارهای غیررسمی حکایت از 750 نفر می نماید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دو ویدئو از تظاهرات و خیزش امروز در تهران که تا این لحظه (حدود ساعت شش پس از نیمروز) بدست ما رسیده است.



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۳۸۸/۰۳/۳۱

"پست" زیر نیر قرار بود در ساعت 3:25 نیمروز انتشار یابد که به همان دلیل حدود شش ساعت قطع ارتباطات اینترنتی، اینک در ساعت: 10:40 شب انتشار می یابد.

یکشنبه: 31/3/1388 (ساعت 3:25 پس از نیمروز)


این دولت از کسان؛ به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان وشــریر شما نیـز بگـذرد
صدها دانشجوی معترض دانشگاه تهران، برای پنجمین روز متوالی تجمع و تحصن اعتراضی خود را در دانشگاه تهران ادامه دادند.
اعتراض به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری، و اعتراض به سرکوب وحشیانه تجمعات اعتراضی دانشجویان و مردم ایران، و نیز تهاجم وحشیانه نیروهای انصار حزب الله به کوی دانشگاه تهران در یکشنبه شب هفته گذشته محورهای اصلی اعتراضات دانشجویان دانشگاه تهران بود.
امروز یکشنبه، نیز دانشجویان از صبح با اجتماع در محل دانشکده هنرهای زیبا تجمع اعتراضی خود را آغاز کردند. این در حالی بود که دهها دانشجوی متحصن شب ها را نیز در محل تحصن بسر می برند. در ابتدای صبح دانشجویان دانشگاه با پیوستن به دانشجویان متحن در صحن دانشگاه حرکت کردند و به سر دادن شعار پرداختند.
دانشجویان هم چنین به اظهارات کذب فرهاد رهبر از بلندگوهای ضد ملی صدا و سیما اشاره می کردند. رهبر هنوز هم مدعی است که هیچ دانشجوئی تیر نخورده و هیچ دانشجوئی هم کشته نشده است. این در حالی است که دیروز پیکر یکی از دانشجویان کشته شده در واقعه کوی دانشگاه تهران تشییع شد. هم چنین به گفته دانشجویان در حالی فرهاد رهبر ادعا می کند که هیچ دانشجوئی در این واقع تیر نخورده که تنها در بیمارستان شریعتی نزدیک به صد دانشجو بستری هستند که تعداد قابل توجهی از آنان به ضرب گلوله نیروهای لباس شخصی و انصار حزب الله مجروح شده اند.
دانشجویان دیروز هم چنین با اجتماع در مقابل ساختمان ریاست دانشگاه تهران، خواهان استعفای وی در مقابل این دروغگوئی های اشکار شدند.
در ساعات 2 بعد از ظهر، دانشجویان با تجمع در مقابل سر در دانشگاه شعارهائی در حمایت از مردم معترضی که توسط نیروهای گارد ویژه بشدت سرکوب و مجروح می شدند سر دادند. حضور دانشجویان در سر در اصلی دانشگاه تهران در حالی بود که صدها تن از نیروهای گارد ویژه مسلح، درمقابل دانشجویان صف آرائی کرده بودند تا مانع ارتباط مردم و دانشجویان شوند.
هم چنین نزدیک به ده تن از افراد بسیجی لباس شخصی در پیاده رو محوطه سر در دانشگاه تهران و با حمایت نیروهای گارد ویژه خطاب به مردم پلاکاردهائی را در دست نگه داشته بودند که بر روی آن نوشته شده بود : “اراذل بی بی سی به خانه های خود باز گردید”.
این افراد با حمل این پلاکاردها کوشش داشتند اعتراضات و فریاد های بلند دانشجویان را از پشت درب های دانشگاه خنثی سازند چرا که شعارهای دانشجویان و تجمع آنها توجه بسیاری از مردم را به خود جلب کرده بود. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، اعتراض مردم به لباس شخصی های حامل این پلاکاردها در خیابان انقلاب موجب شد گارد ویژه مردم را تهدید کرده و آنها را پراکنده سازد.

شعارها و فریادهای دانشجویان موجب حمایت مردم در ان سوی خیابان شده و مردم به نشانه حمایت از دانشجویان و نیز به نشانه اعتراض، دست ها خود را بالا گرفتند تا اینکه گارد ضد شورش با ماشین های اب پاش به مردم حمله ور شد.
نیروهای گارد ویژه برای مدتی سوار بر موتورها اقدام به شلیک تیر هوائی بطور متوالی کردند که این اقدام برای لحظاتی اوضاع را بسیار متشنج نمود.
دانشجویان در این تجمع اعتراضی شعارهای مختلفی از جمله “دولت کودتا استعفا استعفا”، بسیجی واقعی، همت بود و باکری”، خس و خاشاک توئی، دشمن این خاک توئی”، مرگ بر دیکتاتور”، “الله اکبر”، دریدند، دریدند کوی و به خون کشیدند”، “کشته ندادیم که سازش کنیم، صندوق دست خورده شمارش کنیم”. دانشجویان هم چنین خطاب به بسیجی های حامل پلاکارد فریاد می زدند: “بسیجی به هوش باش، دانشجوئیم نه اوباش”، “اگه اوباش منم، چماق دستان تو چیست؟”. عکس ها سخن می گویند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تشییع پیکر پاک مصطفی غنیان یکی دیگر از شهدای کوی دانشگاه
به گزارش روزنامه های محلی شهر مشهد، پیکر شهید مصطفی غنیان دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران که در حمله نیروهای امنیتی و نظامی به کوی دانشگاه تهران به شهادت رسید، روز شنبه سی ام خرداد ماه در مشهد تشییع شد.
روزنامه های خراسان و قدس روز شنبه اعلامه های متعدد تسلیت و تعزیت این شهید را در بخش اعلامیه های اموات روزنامه چاپ نمودند.
تشییع پیکر پاک غنیان در مشهد و شهید ناصر امیر نژاد در یاسوج در حالی انجام شده است که نیروهای مهاجم به کوی دانشگاه تهران پیکر تعدادی از شهدا را با خود به خارج از دانشگاه منتقل کردند و فرهاد رهبر رئیس انتصابی دانشگاه تهران که سابقه معاونت وزارت اطلاعات را دارد، به دروغ کشته شدن دانشجویان را تکذیب کرد.
روز گذشته نیز انجمن دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران با صدور بیانیه ای اعلام کرد تا زمان مشخص شدن آمرین و عاملین جنایات کوی دانشگاه به اعتراض و تحصن خود ادامه خواهد داد.
بنابر گزارش دانشجویان، نیروهای انصار و بسیج در بامداد دوشنبه به هنگام حمله وحشیانه به کوی دانشگاه به طور کامل از سوی نیروهای انتظامی حمایت می شدند.
نیروهای مهاجم پس از کشتار دانشجویان و تخریب ساختمان ها بیش از ۱۰۰ دانشجو را به ساختمان وزارت کشور منتقل کرده و در آنجا در حالی برای ساعت ها مورد ضرب و شتم قرار دادند که بسیاری از آنان زخمی بوده و دچار خونریزی بودند. لازم به ذکر است از سرنوشت بیش از ۳۰ دانشجوی بازداشت شده کوی دانشگاه اطلاعی در دسترس نیست.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این مزدور نیز در اولین فرصت توسط یاران ما اعدام انقلابی خواهد شد
نام و مشخصات این مزدور لباس شخصی قاتل باین شرح است:
سیدحسن میرکاظمی مسئول بسیج مسجد الهادی واقع در تپه شمس آباد تهران مدیرعامل کارخانه دنیای فلز واقع در اتوبان کرج و مالک سه کارخانه دیگر در منطقه شمس آباد.
این نامرد پست تا کنون در کشتن لااقل 45 نفر از مبارزین و کوشندگان راه آزادی میهن از دست اجانب مستقیم عمل نموده و در بسیاری از دستگیریها و انتقال اشخاص و تظاهرکنندگان به نقاط نامعلوم با سایر مزدوران و هم پالکی هایش دست داشته است. گروه ضربت و ستاد اعدام های انقلابی ما هم پیمان گشته اند که این نامرد مردم ستیز را نیز بزودی همانند یار دیرینش "سید مصطفی سبزواری" که کمتر از 24 ساعت پیش در مقابل خانه اش در "شهرآرا" اعدام انقلابی شد، به سزای اعمال کثیف و خیانت به ملت بپاخاسته ایران برسانند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ساعت 9:15 شب:توجه.. توجه:
در ساعت 2:45 پس از نیمروز "پست" زیر نوشته، تهیه و تدوین گردید اما پیش از آن که بتوانیم آن را انتشار دهیم تمام سیستم های اینترنتی به ناگهانی قطع گردیند.
با آن که در محل جدیدمان از چهار سرویس اینترنتی (از چهار سرویس دهند) برخورداریم؛ اما بطور ناگهانی هر چهار سرویس به سکوتی چون سکوت مرگ دچار گردیدند و ما هیچ راهی برای ورود به سیستم نداشتم.
ابتدا این تصور برایمان پیش آمد که بازهم مزدوران رژیم توانسته اند سایت جدید ما را ردیابی کرده و آن را فلج یا فیلتر نمایند اما پس از تماسی کوتاه که با یکی دیگر از مراکز خویش داشتیم، آگاهمان کردند که فعلن سیستم های سرویس دهنده به بهانه اشکالات فنی و قطع ارتباطات "ساتلایتی"، اما درواقع با دخالت اداره مخابرات و عدم پوشش دهی به سیستم های سرویس دهنده مختل گردیده و استفاده از اینترنت در تمام تهران و حومه قطع است اما این کار نمی تواند زیاد بطول بیانجامد زیرا که یکی از امکانات بالقوه خود رژیم نیز برای انجام بسیاری از کارهای روزمره اش و نیز انتقال دستورات و فرمانهای ضد مردمی و سری و غیره و غیره؛ همین استفاده از اینترنت است بنابراین به خاطر خودشان هم که شده بزودی ارتباطات برقرار خواهد شد... و خلاصه آن که از حدود ساعت 3 پس از نیمروز تا دقایقی پیش (ساعت 9 شب) که ارتباط اینترنتی دوباره ممکن گردیده، تنها کاری که ما توانستیم انجام دهیم این بوده که چندین "پست" و مطلب و خبر را بصورت پیش نویس در "ورد" آماده و ذخیره نمائیم تا زمانی که ارتباط برقرار شد به تدریج آنها را انتشار دهیم. اینک نخستین "پست" را که در ساعت 2:45 پس از نیمروز باید ارسال میشد اکنون که حدود ساعت 9:15 شب است انتشار میدهیم. منظر پست های بعدی که با فاصله های کوتاه انتشار خواهد یافت باشید.
++++++++++++++++++++++

یکشنبه:31/3/1388 (ساعت2:45 پس از نیمروز)

طوفان پس از آرامشی نسبی

پس از چند ساعتی آرامش نسبی که رزم آوران و گردان صحنه مبارزه با گرگهای اشغالگر میهن بدان نیاز داشتند، طوفانی چنان بنیان کن که میرود کاری کند که بقول معروف "نه از تاک نشانی بماند، نه از تاکنشان" در تهران آغاز گردیده. این بار آمدن مردم به صحنه نه بدرخواست یا اعلامیه "موسوی" بوده و نه "کروبی" این خود مردم هستند که از حدود ساعت 2 پس از نیمروز بصورت خودجوش حرکت را آغاز کرده اند. ماجرا با برخورد یکی از مامورین زورگو با جوانکی 17-18 ساله در میدان فلسطین آغاز شد که منجر به دخالت مردم گردید و جوان بیگناهی را که نزدیک بود بدست یکی دیگر از جلادان رژیم به اسارت برده شود آزاد ساختند و پانزده دقیقه پس از آن گروه ضدشورش به منطقه هجوم آوردند.
این حرکت موجب گردید که موج هجوم مردم بسرعت در منطقه گسترش یابد و خیلی سریع به دیگر نقاطی چون میدان انقلاب، خیابان ولی عصر، میدان آزادی و سرتاسر خیابان فاطمی رخنه نماید. ملت بشکه ای باروت را می ماندند که منتظر جرقه ای بودند تا منفجر شوند.
به گزارش تنی چند از یاران ما که در تمامی این مناطق حضور دارند و به سازماندهی گروههای از هم گسخته مشغولند تا این موج های کوچک جداجدا را مبدل به موجی عظیم و بنیان کن نمایند، مامورین سرکوبگر فاصله طولانی فیمابین میدان انقلاب تا میدان آزادی را چنان مملو ساخته اند که برخلاف روزهای گذشته موج مردم بصورت رشته ای که آغازگرش اینسو و دامنه پیشرفتش مسیر طولانی این میدان تا آن میدان و خلاصه، انتها و مرکز همایش و گردهمائی میدان بزرگ آزادی باشد را غیر ممکن ساخت. اما از آنجائی که دیگر حتا برای یاری طلبیدن یا یاری رساندن نیازی به تلفن و موبایل و پیامک نیست زیرا که هر انسانی خود شده است موبایلی و هر زبانی و حنجره ای شده است پیام رسان، رشته های منقطع در پیچ و خم خیابانهای فرعی به یکدیگر پیوسته و نه از مسیر معهود همیشگی اما گروهی ازین مسیر و گروهی از آن مسیر همگان بسوی میدان آزادی که ظرف یکهفته اخیر میعادگاه جنبش گران و آزادیخواهان گردیده است روان گشته اند.
نیروهای گارد ویژه، سپاه پاسداران و لباس شخصیها بصورت بسیار زیادی تمام مسیر آزادی تا ولی عصر را بسته اند و زنجیره ای از ماشینها و موتورسوارها در آنجا مستقر کرده اند . سر تمامی کوچه های منتهی به آزادی و انقلاب و ولی عصر نیروی انتظامی و لباس شخصیها ایستاده اند. چندین هلی کوپتر بر فراز جمعیت معترض به پرواز در آمده است . نیروهای یگانه ویژه و لباس شخصیها به تجمعات مردم با باتوم یورش می برند و آنها را مورد ضرب وجرح قرار میدهند و همچنین اقدام به بازداشت جوانان می کنند.
امروز نوجوانان بین 14 تا 15 ساله نقش موبایل و پیامک زبانی را بازی می کنند چرا که از این خیابان بدان خیابان و ازین کوی بدان کوچه رخنه کرده و پیام آن گروه را بدین گروه میرسانند. بطور خلاصه و در یک کلام، هدف تجمعی دوباره در میدان آزادی است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با توضیح آغازین این "پست" (که با حروف درشت و به رنگ قرمز) به مطالب اضافه کردیم حتمن متوجه تشتت و درهم ریختگی این "پست " می گردید. بهرروی، فیلم زیر گوشه ای از تظاهرات امروز تهران است. این فیلم را اینک حدود ساعت 9:15 دقیقه شب جایگزین مطلب دیگری که قبلا در اینجا نوشته بودیم می نمائیم و آن مطلب را به "پست" بعدی خویش انتقال خواهیم داد:


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکشنبه: 31/3/1388 (ساعت: 11:15 بامداد)

دو فیلم جدیداز حماسه آفرینان روز شنبه:
مردم قهرمان نه تنها به شکار قاتلین خویش که بلکه اسلحه های آنان نیز می پردازند. در فیلم های زیر مشاهده کنید که چگونه ابزار کشتار و یا وحشت آفرینی مزدوران، از جمله "گاز اشک آور" در دستان قدرتمندان فرزندان این آب و خاک افتاده است:

_____________________________________

__________________________
هشدار به فرصت طلب های جویای نام..!!
در یکی از پست های روز گذشته (شنبه 30 خرداد) مطلبی درج کرده ایم تحت عنوان "پایان پرده پوشی و آغاز پرده دری" که در طی این مقاله ضمن تشریح علت قیام بیش از 80% ملت بپاخاسته، توضیح داده ایم که ما از ابتدا نیز نه بدنبال موسوی و نه هیچ شخص دیگری نبوده ایم بلکه فقط تلاش داشتیم با شرکت در این نمایش مضحکه انتصابات، به خیزش پس از انتصابات رنگ قانونی بخشیده و بهانه ای برای رژیم باقی نگذاریم.
در این اطلاعیه آشکارا اعلام نموده ایم که اینک دیگر ملت قهرمان و مبارز نیازی نمی بیند که برای خیزش خود بهانه ای داشته باشد بلکه به وضوح نیات خویش را هویدا کرده و ازین پس علنی اعلام میداریم که ما "حکومت ولایت سفیه" لازم نداریم در نتیجه به امثال "میرحسین موسوی" نیز نیاز نداریم و به همین دلیل، ازین پس یکی از شعارهایمان در همایش ها و تظاهرات این خواهد بود که: "نه احمدی - نه موسوی- دموکراسی ، دموکراسی".
امروز اطلاعیه ای که شخصی در آنسوی مرزها انتشار داده و طی آن اراجیفی به نقل از تظاهر ات ملت ایران و شعارهای جدید مبارزین قهرمان نوشته بدست ما رسید از آن جمله که:
" اینک مردم قهرمان شعار میدهند: نه احمدی، نه موسوی، فقط رضای پهلوی"....!!!!!
ما به این شخص فرصت طلب هشدار میدهیم که اگر باری دیگر این عمل ناجوانمردانه را تکرار کرده و مطالب منتشر شده ما را که گویای حرف دل ملتی است که با خون خویش تلاش دارند ننگ رژیم ولایت سفیه را از دامان میهن پاک کنند، تحریف نماید و آرزوهای محال خویش و همپالکی هایش را جایگزینش نماید ناگزیر خواهیم شد که تمام پیشینه و شجره نامه ایشان و امثال ایشان را برملا ساخته و تشت رسوائی این آقایان یا خانم ها را از بام بر زمین بیفکنیم.
البته ما نمی گوئیم که هم میهنانی که خارج از میهن بسر میبرند نباید یا نمی توانند برای آینده این آب و خاک تصمیم بگیرند، معنای دموکراسی این است که در آینده، در ایران آزاد و دموکراتیک، هرکسی حق دارد که خویش را داوطلب سکانداری کشتی درهم شکسته ای بنماید که از طوفان و بلائی بنام رژیم آخوندی خلاص شده و اینک قصد دارد که به دوران سربلندی خویش بازگشت نماید. اما این موضوع بسته به نظر و رای ملت است که به کدام یک از این داوطلبین سکانداری رای داده و سیستم آینده این آب و خاک را در یک رفرانوم و همه پرسی آزاد تعیین نمایند. بنابراین آنانی که آرزوی بازگشت سیستم سلطنتی در ایران را دارند؛ نیز در آینده حقی کاملن برابر با دیگران (حتا اگر آن دیگران مثلن کمونیست ها یا جمهوریخواهان باشند) دارا خواهند بود. اما این که یک نفر با سواستفاده از مبارزات مردم گرفتار فتنه ایران بخواهد آنسوی مرزها برای خویش نامی دست وپا کرده و پیشاپیش برای آن شخص مورد علاقه اش خودشیرینی نماید نهایت بی انصافی و بی وجدانی است. بخصوص اگر این خودشیرینی ها با تحریف شعارهای ملت مبارز درون صحنه باشد و دروغی چنین بزرگ و نابخشودنی مرتکب گردد که اعلامیه صادر نماید مردم فریاد می کشند "نه احمدی، نه موسوی، فقط رضای پهلوی...!!".
ما این خائنین به اهداف شریف ملت ایران را که خواهان گرفتار مالیخولیا و رویابافی و دروغ پراکنی هستند هرگز نخواهیم بخشید. این گونه خوش رقصی ها برای اربابان از سوی دلقک ها، باعث خواهد گردید که شخص مورد نظر آنان حتا اگر درصد بسیار ناچیزی هواخواه در ایران داشته باشد، همان درصد ناچیز نیز به بادفنا خواهد رفت زیرا ما از این که دیگران بخواهند سرنوشت و آینده ما را بما دیکته کرده و برایمان رقم بزنند خسته و گریزانیم.
آقایان اینک زمان چیدن بادمجان دور قاب های رنگین و مملو از "پلو و چلو" نیست. اینک زمانی است که شمایان نیز باید همگام و همراه با ملت ایران گشته و دلهای مبارزین میهن را با این دروغ ها و اراجیف نرنجانید. از ما گفتن، خود دانید... تاریخ درباره آینده شما و این نوع شلنگ انداختن ها و خوش رقصی های شما به قضاوت خواهد نشست.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکشنبه:31/3/1388 (ساعت:6:55 بامداد)

حماسه آفرینان...
آنچه از پی می آید حماسه 24 ساعت گذشته حماسه آفرینان تهران، به روایت عکس هاست.گو این که نظیر همین حماسه آفرینی های غرورآفرین در سرتاسر خاک گلگون از خونهای پاک قهرمانان نامدار یا بی نام و نشان میهن، منصه ظهور یافته و به برگهای زرین تاریخ پرافتخار ایران افزوده گشته، اما ما هنوز هیچ عکسی از سایر نقاط دریافت نکرده ایم بنابراین از یاران مبارز خویش و سایر هم میهنانی که پیوسته مهر آنان شامل حال ما بوده تقاضا داریم چنانچه عکس یا فیلم و مدارکی درباره 24 ساعت گذشته (از شامگاه آدینه تا شامگاه شنبه) در اختیار دارند برایمان ایمیل نمایند تا در سایت خودشان انتشار دهیم.
اینک حماسه آفرینان و قهرمانان برای ساعاتی استراحت و تجدید قوا، و نیز برگرفتن لقمه ای بدهان؛ به خانه ها رفته اند تا خویش را برای ساعاتی دیگر آماده نبرد سازند... زیرا که این راه تا سرنگونی بنیان ستم و ریا و فریب دین فروشان بی آبرو و نامردان ملت ستیز ادامه خواهد یافت... درود بر شما قهرمانان تاریخ ساز.

توجه... توجه...:

از آنجائی که بدلیل ارسال پیامها و ایمیل های پایان ناپذیر شما عزیزان برای سازمانی که متعلق به خودتان است، "میل باکس" ما، در "یاهو" آنچنان متراکم گشته که "یاهو" پیام های جدیدتر را اتوماتیک محو می نماید، ضمن پوزش خواهی از آن گروه یاران، عزیزان و هم میهنانی که پاسخی به پیام هایشان از سوی ما دریافت نکرده اند تقاضا داریم پیام ها و مطالب خویش را به دیگر نشانی پست الکترونیکی ما بشرح زیر ارسال نمایند:

iranian.students.solidarity@gmail.com

البته شما می توانید مانند همیشه پیام هایتان را برای یار عزیز ما آقای رضا بحری نیز ارسال نمائید که ایشان آنها را حفظ و نگهداری نموده و بتدریج برایمان "فوروارد" نمایند. نشانی های پست الکترونیکی ایشان عبارتند از:

r.bahri@yahoo.com OR: reza21Bahri@gmail.com

_______________________________________

یکشنبه: 31/3/1388 (ساعت 5:55 بامداد)
اگرچه که شب تیره رو به سپیدی دارد، اما می توانیم بنویسیم که 24 ساعتی بسی خونین بر سراسر ایران سپری گردیده و تا ساعتی دیگر، روز از نو و روزی از نو.
طی بیست و چهار ساعت سپری شده، رژیم سفاک و " خامنه ای" پفیوز و دجال و "عنتری نژاد" حیوان درنده و وحشی همراه با نیروهای سوکوبگر خویش نه فقط در تهران که تمامی ایران جوی خون براه انداختند. فیلم های زیر خود گویای این واقعیت هستند.

_______________________
آیا زمان سقوط نزدیک میشود...؟
گریز و عقب نشینی بسیجیان در برابر ملت خشمگین:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گزار ش یک "وبلاگ" از تظاهرات روز گذشته در تهران
وبلاگ امپراتوری دروغ
گزارشی از خط مقدم نبرد: حماقتی که راه پیمایی مسالمت آمیز مردم را تبدیل به یک درگیری خیابانی نمود! ساعت از4 بعد از ظهر روز شنبه سی ام خرداد گذشته بود. در دو سوی خیابان آزادی انبوهی از ماموران پلیس، بسیج و لباس شخصی دیده می شدند. دو پیاده رو رفته رفته پر از جمعیت می شد. مردم به شدت در حال آمد و شد بودند. خیابان آزادی هر لحظه ملتهب تر می شد. تا تقاطع اسکندری پیش رفتم. گروهی از حامیان میر حسین که در جلو و پشت سر انها ماموران حرکت می کردند، بطور مسالمت آمیز پیش می آمدند. آنها مردمی را که در پیاده رو ها منتظر و محافظه کار ایستاده بودند دعوت می کردند تا وارد جمع آنها شوند. به همراه عده ای به آنها پیوستیم. هنوز اندکی از چهارراه نگذشته بودیم که ماموران و بسیجی ها، باتوم به دست به سمت جمعیت یورش بردند. جمعیت به سرعت از هم پاشید و به سمت خیابان توحید و کارگاه عملیات تونل، عقب نشینی کردند. این کار برای یکبار دیگر هم انجام شد. ماموران این بار هم به تعقیب مردم به سمت کارگاه تونل رفتند. اما مردم با پرتاب سنگ آنها را به عقب راندند. پلیس و مامور بیشتری این بار به سمت جمعیت آمد. آنها را به سمت فرعی های خیابان آزادی عقب زدند. رودکی، خوش، کارون، خوش، جیحون، بهبودی و ...به گمانم حمله به حرکت مسالمت آمیز مردم به سمت آزادی احمقانه ترین کار ممکن بود. عقب راندن راه پیمایان به محلات، باعث حضور افراد محلی در تظاهرات شد و راه پیمایی را از حالت عادی تبدیل به یک درگیری خیابانی و جنگ و گریز در خیابانهای فرعی منشعب از خیابان آزادی نمود. اکنون کف خیابانها پر از زباله و سنگ و آهن و مواد زائد آپارتمانی شده است. در برخی نقاط خیابان مردم برای جلوگیری از هجوم موتور سواران، از علائم راهنمایی و رانندگی و تابلو خیابانها به عنوان مانع و سنگر استفاده کردند. درگیری مردم با ماموران و بسجی ها تا ساعت 9 ادامه پیدا کرد. با تغیبر فضا و صدور فرمان رهبری مبنی بر استفاده از خشونت علیه مردم، شعارهای مردم نیز تغییر کرد. آنها که تا دیروز در شعار های خود از حق رای خود دفاع می کردند و خواهان ابطال انتخابات بودند، امروز پیکان شعار های خود را به سمت برکناری خامنه ای نشانه رفتند:"دست خدا بر سر ماست... چه احمقی رهبر ماست""مرگ بر خامنه ای""رهبر چقدر الاغه ... یک دستش هم چلاقه""دولت جنایت می کند... رهبر حمایت می کند"اکنون خیابانهای منتهی به آزادی صحنه یک جنگ خیابانی شده است. با انبوهی از سنگ و موزائیک و سطلهای زباله ای که می سوزند. سروصدا ها هنوز ادامه دارد. از دقایقی پیش نیز صدای "الله اکبر" مردم در محله ما شروع شده است. به مراتب کوبنده تر و عصبی تر از شبهای گذشته..
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فیلم دیگری از خیزش و مبارزه مردم در تهران. ما تا این لحظه حدود ساعت شش بامداد روز یکشنبه، هنوز فیلمی از خیزش ایرانیان غیور و دلاور در سایر شهرهای میهن خونین خویش دریافت نکرده ایم. به مح-ض دریافت آنها را نیز انتشار خواهیم داد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکشنبه: 31/3/1388 (ساعت 1:09 پس از نیمه شب)

فیلمی از راهپیمائی دیروز غروب (شنبه 30 خرداد بین ساعت هفت تا ده شب) بسوی میدان آزادی که با هجوم مامورین به خاک و خون کشیده شد و دامنه ی این تظاهرات به خیابان ستارخان و درگیری های گسترده در شهرآرا و کوی گیشا گردید. لازم به توضیح است که در ادامه همین خیزش گسترده بود که سه تن از یاران ما، جیره خوار و مزدور بسیجی " سید مصطفی سبزواری" را که عامل حمله به دفتر ما و کشتار پنج تن از یاران ما بود، در مقابل درب خانه اش در شهرآرا اعدام انقلابی کردند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آمار:

بنابر آخرین خبرهای واصل گشته از طریق یاران ما، تعداد زخمی شدگان و یا جانباختگان طی حدود 36 ساعت گذشته( از ساعت 4 پس از نیمروز جمعه 29 خرداد تا 11:30 شنبه شب 30 خرداد) بشرح زیر است:

تهران: 409 زخمی - 9 کشته - تعداد دستگیر شدگان نامعلوم

شیراز: 214 زخمی - 3 کشته - تعداد دستگیر شدگان نامعلوم

زاهدان: 113 زخمی - 4 کشته - بیش از 100 نفر دستگیر و یا مفقود الاثر

اصفهان: 189 زخمی (سه نفر در وضعیتی بسیار خطرناک)

سنندج: 76 زخمی - یک نفر کشته - گروه بیشماری دستگیر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخرین گزارشها حاکی از آن است که هجوم بیشمار هم میهنان ما بسوی زندان اوین، اگرچه پس از بیش از 3 ساعت هنوز به نتیجه مطلوبی نیانجامیده و یک نفر کشته و تعداد زیادی زخمی حاصل آن بوده است، اما همچنان ادامه دارد. یکی از افراد شرکت کننده درین هجوم (یکی از یاران ما) تلفنی به ما گزارش داد که جمعیت خروشان فریاد میزنند: تا ویرانی این دژ مخوف و آزادی فرزندانمان از پای نمی ایستیم؛ اگر هزاران کشته و زخمی بدهیم".

گزارشات تفصیلی و اهتمالن فیلم و عکس های این هجوم مردمی، در صورت رسیدن بدست ما بلافاصله انتشار خواهد یافت.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ