سرود ملی: ای ایران ای مرز پرگهر

نقش دولتمردان و رسانه های آمریکایی در شورش 22 بهمن 1357

۱۳۸۸/۰۶/۱۶

دوشنبه: 16/6/1388 (زمان: 00:01 بامداد)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: ما به هیچ حزب، دسته، گروه یا مرامی وابسته نیستیم.
تقاضا داریم برای باز نشر مطالب انتشار یافته درین وبلاگ، نام منبع اصلی را درج نمایید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یاران، هم میهنان و همرزمان عزیز بامدادتان گرامی باد. یکشنبه را بهرطریقی به پایان رساندیم و دقیقه ای است که بامداد دوشنبه را آغاز کرده ایم. پیش از شروع "پست" جدید امروز باید پوزش خویش را برای کم کاری 24 ساعتی که پشت سر نهادیم تقدیم حضورتان نماییم که البته در همان نخستین"پست" دیروز علت را برایتان نوشته بودیم.
ما بیست و چهار ساعت گذشته را فقط تلاش کردیم که با پنهان داشتن غم فقدان پریسای عزیزمان بسر آوریم و اگرچه که بیشتر یاران و همرزمان ما به مزار آن شیرزن نازنین سری زدند و زدیم؛ اما این کار نیز مستلزم پنهان کاری بود که اگر جز این می نمودیم، توسط مامورین و مزدوران رژیم که مانند سگان تازی و گرگهای درنده در اطراف و گوشه و کنار گورستان گشت میزنند شناسایی می شدیم.
"پست" امروز را به بهانه ویدیوکلیپ زیبایی که یار عزیز ما آقای دکتر بحری با استفاده از یکی از زیباترین کارهای استاد محمد رضا شجریان با نام "تفنگت را زمین بگذار" ساخته و ساعاتی پیش در یوتیوب به نمایش نهاده اند، شعر زیبای این اثر جاودانی را در زیر برایتان انتشار دهیم. این سروده زیبا اثر زنده یاد فریدون مشیری است، شعری بنام "زبان آتش":
**
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبان دل - دلی لبریز مهر تو -
تو ای با دوستی دشمن.
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی است
زبان قهر چنگیزی است
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر! گر که می خواهی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده است
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی،
و حق با توست
ولی حق را - برادرجان -
به زور این زبان نافهم آتش بار
نباید جست
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار
**
و اینهم ویدیوکلیپ زیبایی که دکتر بحری با آوای خوش و آهنگ زیبا و جاودانه استاد شجریان ساخته اند. این توضیح ضروری است که استاد شجریان این ترانه و آهنگ را به ملت بپاخاسته سرزمین خونین خویش تقدیم نموده اند:

*****
يک بار ديگر ماجراي مدارک در مجلس مطرح شد
اسناد نادران در مورد مدرک دکتراي رحيمي
حاميان محمود احمدي نژاد ديروز توانستند نماينده هاي مجلس را قانع کنند که طرح جريمه کردن دکترها و مهندس هاي قلابي را بررسي نکرده و حتي آن را براي هميشه از دستور کار مجلس خارج کنند. هنوز ساعاتي از اين موفقيت رايحه خوش خدمتي هاي مجلس نگذشته بود که اصولگراهاي منتقد احمدي نژاد هم دست به کار شده و مدرک دکتراي محمدرضا رحيمي معاون پارلماني محمود احمدي نژاد را وسط کشيدند تا به اين ترتيب بار ديگر اصولگراهاي مجلس هشتم، حلقه نزديکان احمدي نژاد را با يک کشف ديگر گرفتار کنند. ديروز نماينده ها تصميم داشتند طرحي را تصويب کنند که از اين پس هر کسي نتواند به راحتي به خود دکتر بگويد و هراسي از عدم برخورد قانوني نداشته باشد؛ اين طرح زماني که دکتراي قلابي کردان رو شد به مجلس آمد و يک فوريتش پيش از اين تصويب شده بود اما ديروز حاميان احمدي نژاد مخالفت هاي جالبي کردند و توانستند برخي از نماينده ها را قانع کنند به اين طرح راي ندهند. در مقابل يک تذکر از سوي الياس نادران سبب شد ورق برگردد و ماجراي مدرک دکتراي رحيمي که نماينده ها فراموشش کرده بودند بار ديگر زنده شود. الياس نادران اعلام کرد دکتراي رحيمي از جنس دکتراي کردان است و از مجلس خواست با وجود اينکه چنين طرحي را تصويب نکردند اما ببينند چرا معاون پارلماني احمدي نژاد حاضر است از عناوين تقلبي استفاده کند و هراس برخورد مراجع قضايي را نداشته باشد. اين نماينده اصولگراي مجلس مدارکي را منتشر کرد که بر اساس آن ثابت مي شود رحيمي داراي مدرک دکترا نبوده و مانند کردان، دکترايش از نوع آکسفورد است. البته اين مدرک دکتراي افتخاري آکسفورد را هم مسوولان اين دانشگاه به رحيمي ندادند بلکه به گفته نادران موسسه يي تحت عنوان زبان سرا در تاريخ 20/6/78 طي نامه يي به محمدرضا رحيمي به وي «يادبود نفيس آکسفورد» اهدا مي کند. شايد رحيمي مي توانست از اين موضوع دفاع کند اما نادران ديروز دستخطي را روي سايت الف (سايت احمد توکلي و همان سايتي که تقلبي بودن مدرک کردان را رو کرد) قرار داد که ثابت مي کرد رحيمي خودش از اين موسسه خواسته چنين عنواني به وي اهدا شود . نادران در تذکر آيين نامه يي خود با استناد به سندي که در اختيار وي قرار گرفته، اعلام کرد در صدر و ذيل اين نامه، دستخطي وجود دارد که در آن گيرنده اعلام مي کند عنوان نامه از مشاور قوه قضائيه به استاندار سابق کردستان تغيير کند، ضمن اينکه اين نکته نيز اضافه شود که «اين موسسه معمولاً هديه خود را به روساي جمهور کشور تقديم مي کند و به پاس خدمات ارزشمند شما در استان کردستان». نادران ادامه داد با واسطه از آقاي رحيمي سوال کرده است که تقاضاي تصحيح متن نامه دستخط خود وي است که وي جوابي نداده است. بعد هم نادران داستان رئيس دانشکده حقوق شدن رحيمي را تعريف کرد و اينکه رحيمي از سال 82 پاي امضاهايش به عنوان رئيس دانشکده حقوق دانشگاه آزاد مي نوشته «دکتر رحيمي». قرار بود اگر طرح مجلس تصويب شود اين کارها ديگر ممنوع شود اما نادران مي گويد؛ «آقاي رحيمي چهار سال بعد از گرفتن اين مدرک قلابي در زمان رياست خود بر دانشکده حقوق دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، خود را دکتر اعلام کرده و زير آن را امضا کرده است. تاريخ سندي که نادران ارائه داده است مربوط به 21/2/82 است. نزديک به يک سال پيش نادران در مجلس تذکري به رئيس جلسه داد و در خصوص اينکه در دفترچه محرمانه دولت براي جناب آقاي رحيمي ذکر عنوان دکترا شده بود، سوال کرد. آن موقع لاريجاني خطاب به نادران مي گويد ما موضوع را بررسي مي کنيم و نتيجه را اعلام مي کنيم. تا اينکه هفته پيش آن سند موسسه فرهنگي- آموزشي زبان سرا و دستخط رحيمي به دست نادران مي رسد و او هم از طريق يکي از دوستانش که با آقاي رحيمي مرتبط بود تقاضا مي کند از معاون احمدي نژاد بپرسد اين دستخط متعلق به اوست و رحيمي هم هيچ توضيحي نمي دهد. نادران ديروز خطاب به ابوترابي که رياست جلسه را برعهده داشت، گفت؛ من فکر مي کنم اين جزء وظايف هيات رئيسه است که بالاخره روشن کند ايشان رئيس دانشکده حقوق دانشگاه آزاد بوده اند و از عنوان دکتر استفاده کرده اند و خودشان امضا کرده اند. يعني کسي به ايشان لقب دکتر نداده، خود ايشان استفاده کرده و امضا کرده به عنوان دکتر. در سال 1382؛ حداقل مطابق برگه يي که من دارم. من استدعايم اين است با توجه به اينکه آقاي رئيس جمهور همان موقع در زمان استيضاح آقاي کردان فرمودند بررسي بشود، مدارک مسوولان رسيدگي بشود. ما بالاخره وضعيت مان روشن بشود، يعني ما به عنوان نماينده مردم بدانيم اين آقايان آيا دکترا دارند يا ندارند.» به اين ترتيب حالا بايد رحيمي ديگر پاسخ دهد. حتي اگر طرحي براي برخورد با مدارک تقلبي نباشد اما احمدي نژاد قول داده بود مدارک تمام همراهانش بررسي شود و حالا بايد پاسخگوي يک دکتر ديگر از جنس کرداني باشد.
*****
«درباره الي» نامزد دريافت جايزه فينکينو «هلسينکي»
گروه فرهنگي؛مسوولان برگزاري جشنواره بين المللي فيلم «هلسينکي»، عناوين هشت فيلم منتخب خود را براي دريافت جايزه «فينکينو»، از اين رويداد سينمايي اعلام کردند که فيلم «درباره الي» به کارگرداني اصغر فرهادي از سينماي ايران در ميان اين فهرست قرار دارد. بيست ودومين دوره جشنواره بين المللي فيلم هلسينکي از 27- 17 سپتامبر (26 شهريور تا 5 مهر) در کشور فنلاند برپا خواهد بود. بنابر اعلام پايگاه اطلاع رساني اين فستيوال، فيلم هاي «همه پيرامون ما» اثر «رايوسوک هاشي گوچي» از ژاپن، «آمرکا» به کارگرداني «چرين دابيس» از کويت، «خط مرزي» اثر «لين چار لبويز» از کانادا، «دوشيزه» به کارگرداني «سباستين سيلوا» از شيلي، «شمال» به کارگرداني «رونه دسنتار» از نروژ، «يکسال قبل در زمستان» اثر «کارولين لينک» از آلمان و «اجمي» اثر «اسکاندر کوپتي» از اسرائیل ديگر نامزدهاي دريافت اين جايزه به شمار مي روند.
*****
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
کد خبر : 4811
صدور حکم شش ماه حبس برای یاشار حکاک پور فعال حقوق بشر آذربایجانی

یاشار حکاک پورفعال حقوق بشر آذربایجانی که در بهمن ۸۴ بازداشت و پس از تحمل یکماه بازداشت موقت به قید وثیقه و ضمانت از زندان آزاد شده بود از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب زنجان به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.
خبرگزاری هرانا : یاشار حکاک پورفعال حقوق بشر آذربایجانی که در بهمن ۸۴ بازداشت و پس از تحمل یکماه بازداشت موقت به قید وثیقه و ضمانت از زندان آزاد شده بود از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب زنجان به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.
به گزارش ساوالان سسی ، بر اساس حکم صادره در ۲۶ مرداد ۸۸، قاضی صادقی رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب زنجان اتهام این فعال حقوق بشر آذربایجانی را عضویت در دسته و گروه جهت برهم زدن امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی عنوان کرده است که دادگاه حکاک پور را در رابطه با دو اتهام عضویت در دسته و گروه جهت برهم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم نموده و در خصوص اتهام تشویش اذهان عمومی رای به عدم صلاحیت صادر و پرونده را به دادگاه جزائی استان زنجان ارجاع نموده است.
این فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس آذربایجانی در ۱ بهمن ۸۴ در مقابل مغازه پدرش در مراغه بازداشت و یک ماه در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات شهرهای مراغه و تبریز به سر برد.همزمان با این بازداشت دو پرونده در دادگستری شهرهای مراغه و زنجان با اتهامات مشابه برای حکاک پور تشکیل شد.
به گفته حکاک پورموضوع بازجویی های وی در زمان بازداشت فعالیتهای دانشجویی در تشکل جمعیت اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان و چاپ و توزیع نشریات دانشجویی قیزیل اوزن و زنگان سوزلری در این دانشگاه و راه اندازی دفتر NGO خانه فرزندان آذربایجان در مراغه و دست نوشته های وی بوده است.
یاشار حکاک پور عضو شورای مرکزی جمعیت اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان، مدیر مسئول نشریه دانشجویی هیمه و سردبیر نشریات دانشجویی قیزیل اوزن و زنگان سوزلری در دانشگاه زنجان و مسئول شعبه سازمان غیردولتی(NGO)خانه فرزندان آذربایجان در مراغه بود. وی اکنون در خارج از کشور به سر می برد و مسئول روابط عمومی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران(آداپ)است.
رژیم ایران همواره برخوردی امنیتی با فعالیتهای فعالان حقوق بشر آذربایجانی در ایران دارد و آنها را مورد آزار و اذیت و شکنجه و زندان قرار می دهد و به گونه ای که چندی پیش سعید متین پور فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس آذربایجانی دستگیر و برای تحمل دوران محکومیت هشت ساله اش به زندان اوین تهران منتقل شد.
*****
و باز هم "فضله" پراکنی حسین بازجوی مفلس
انتشار دهمين بيانيه التهاب آفرين ميرحسين موسوي، پس از گذشت نزديك به سه ماه از برگزاري انتخابات پرشور رياست جمهوري و «نه بزرگ» ملت ايران به عوامفريبي هاي جبهه مخالف اصول گرايي، بار ديگر، مايه شعف و اعجاب مجموعه مخالفين نظام در داخل و خارج كشور گرديد، به گونه اي كه روزنامه هاي آمريكايي لس آنجلس تايمز، سانفرانسيسكو كرونيكل و شبكه بي بي سي فارسي و صداي آمريكا با خوشحالي و بطور گسترده به انعكاس اين خبر پرداختند. صدور اين بيانيه كه در آن ادعا شده است «موسوي و طرفدارانش خواهان برقراري آرامش در جامعه هستند» همزمان با افشاگري هاي گسترده حاميان موسوي در دادگاه، تنها با يك هدف و آن هم فريب دوباره افكار عمومي براي انحراف از افشاي رسوايي هاي جناح طرفدار موسوي» صورت گرفته است.
تقريبا تمامي دستگير شدگان اذعان كرده اند كه ادعاي تقلب دروغي بيش نبوده است از سوي ديگر اكنون مدت هاست كه رسانه هاي فارسي زبان شبكه براندازان خارج از كشور از «فقدان استراتژي» و «ضعف كادر رهبري» به عنوان دو چالش اساسي جبهه تحت حمايت موسوي و كروبي ياد مي كنند. بر اين اساس تاكيد عناصر سوخته سياسي و عوامل نشان دار شبكه هاي اطلاعاتي غرب كه اكنون در آن سوي مرزها به خيانت عليه كشور مشغولند بر اتخاذ استراتژي واحدي براي تداوم اعتراضات و ناآرامي ها از سوي موسوي و كروبي است. شبكه هاي اينترنتي متعلق به مخالفين جمهوري اسلامي «شبكه سازي اجتماعي» را بهترين راهبرد براي مبارزه مسالمت آميز با نظام جمهوري اسلامي قلمداد كرده و در متون آموزشي متعددي كه منتشر ساخته اند به چرايي و چگونگي اين مسئله پرداخته اند.اكنون نگاهي به محتواي بيانيه نهم موسوي و مقايسه آن با نظريه سازي هاي چندماهه اخير شبكه براندازان جاي هيچ ترديدي را باقي نمي گذارد كه اين متن تنها رونويسي ناشيانه اي از همان الگوي پيشنهادي است. ناگفته نماند كه جريان فرسوده و منزوي موسوم به ملي - مذهبي نيز ايجاد «جنبش اجتماعي مبتني بر شبكه سازي» را بهترين الگوي مبارزاتي عليه نظام جمهوري اسلامي دانسته و سال هاست كه در محافل مختلف به طرح اين موضوع مي پردازد.پيش از اين نيز موسسه آمريكايي رند موسوم به «مطالعات خاورميانه» كه با بودجه رسمي سازمان جاسوسي آمريكا و با ماموريت ويژه مطالعه بر راه كارهاي دگرگوني در منطقه و دفع خطر ايران فعاليت مي نمايد در برآوردهاي خود «شبكه سازي هاي اجتماعي» را در زمره برترين استراتژي هاي مقابله با كشورهاي مسلمان و از جمله ايران برشمرده بود.
موسوي نيز منطبق بر چنين الگويي در بيانيه خود آورده است؛ «ما ايرانيان، در هر كجاي جهان كه هستيم، بايد اين هسته هاي اجتماعي را در ميان خود تقويت كنيم ... اين هسته ها مي تواند از «همسايگان»، «خويشاوندان»، «شركت كنندگان در هيئت هاي مذهبي» ، «گروه هايي كه با هم ورزش مي كنند» و ... تشكيل شود.»
صدور بيانيه اخير ميرحسين موسوي از منظري ديگر نيز قابل تحليل است. فروكش كردن التهابات اجتماعي حاصل از موج آفريني هاي موسوي و اطرافيان وي و ايجاد آرامش در جامعه بزرگترين خطري است كه مي تواند مجرمان اصلي آشوب ها را به تيغ عدالت بسپارد. بر اين اساس صدور بيانيه التهاب آفرين وي در آستانه بازگشايي دانشگاه ها پيامي جز ايجاد تنش در فضاي باثبات كنوني و مانع تراشي براي اجراي عدالت نخواهد داشت. چراغ سبز به اپوزيسيونفعالان سياسي نيز در واكنش به صدور اين بيانيه، موسوي را به دنبال نمايشنامه اي جديد براي فضاسازي و ملتهب كردن جامعه و نشان دادن چراغي سبز براي اپوزيسيون و مخالفان نظام دانسته اند.
در همين ارتباط عضو شوراي مركزي جامعه اسلامي مهندسين گفت: با توجه به آغاز به كار دانشگاهها موسوي با انتشار بيانيه راه سبز اميد بدنبال ملتهب كردن جامعه و توطئه اي جديد است.بهادر ولي زاده در گفتگو با باشگاه خبرنگاران افزود: ميرحسين موسوي بدليل شكست و از دست دادن موقعيت اجتماعي بدنبال سناريوي جديدي است به همين دليل بيانيه اي در مورد راه سبز اميد منتشر كرده تا با شروع بكار دانشگاهها توطئه اي جديد آغاز كند.در ادامه سخنگوي جمعيت وفاداران انقلاب اسلامي بيانيه ديروز موسوي را نمايشي بيش ندانست و تاكيد كرد: او با راه سبز اميد دنبال نمايش جديد خود در صحنه اپوزيسيون است.
محمد عظيمي در گفتگو با باشگاه خبرنگاران با بيان اين مطلب افزود: موسوي در هر مرحله يكي از اقدامات نظام را زير سؤال مي برد. در مرحله اول راي ملت را زير سؤال برد و در مراحل بعدي ديديم با بيانيه هاي متعددي كه صادر كرد ناهنجاري هايي را در سطح جامعه بوجود آورد بنابراين بيانيه اخير او كه ديروز صادر شد را نيز در همين راستا مي توان تلقي كرد.
اين فعال سياسي در ادامه در واكنش به اظهارات ديگر موسوي مبني بر اين كه برگزاري دادگاههاي اغتشاشگران اخير فرمايشي است تصريح كرد: دادگاه طبق موازين قانوني تشكيل مي شود تا اغتشاشگران به اتهامات پاسخ دهند از اين رو مطالبي كه در آنجا مطرح مي شود به مذاق آقايان خوش نمي آيد بنابراين درصددند اصل موضوع (برگزاري دادگاه انقلاب اسلامي) را زير سؤال ببرند در صورتي كه تمامي اعتراف ها واقعي است.
همچنين در همين ارتباط عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي گفت: بيانيه تند موسوي در قالب جبهه راه سبز اميد سناريوي جديد در جهت فرافكني و انحراف افكار عمومي از اعترافات روشنگرانه متهمين اغتشاشات اخير در دادگاهها است.محمدجواد آرين منش، نماينده خراسان رضوي در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود: انتشار اين بيانيه در راستاي ادامه روند قانون گريزي موسوي و حاميانش و انحراف افكار عمومي از افشاي توطئه هايي است كه در ستادهاي مركزي اصلاح طلبان بر عليه امنيت ملي رخ داده و لذا براي ايجاد ابهام در صحت برگزاري دادگاهها دست به انتشار چنين بيانيه اي زده اند.
رئيس ائتلاف اصلاح طلبان جوان نيز، گفت: موسوي با انتشار بيانيه راه سبز اميد و راه اندازي نمايشنامه جديدش نه تنها به دنبال ملتهب كردن فضاي جامعه است بلكه به دشمنان انقلاب چراغ سبز نشان مي دهد.محمدزارع فومني در گفتگو با باشگاه خبرنگاران افزود: انتشار اين گونه بيانيه ها از سوي موسوي نه تنها فضا را آشفته تر مي كند، بلكه به انقلاب و مردم لطمه وارد مي كند لذا تعجب مي كنم كه چرا موسوي به اين راحتي تحت تاثير كساني كه مخالف نظام و اسلام هستند قرار مي گيرد، بنابراين به صلاح وي است كه راه و دوستي با نظام را در پيش بگيرد.وي تصريح كرد: بيانيه راه سبز اميد و از قبيل آن از جمله نمايشنامه هايي است كه توسط مخالفين نظام طراحي مي شود كه از شخص ميرحسين موسوي براي پيشبرد مقاصد خود استفاده مي كنند.
عليرضا نادعلي عضو شوراي مركزي جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي در گفت وگو با فارس، با اشاره به تحركات تازه موسوي اظهار داشت: موسوي روندي را كه شروع كرده در سراشيبي پايين مي رود و تنزل مي كند.وي افزود: موسوي با بحث راه اندازي راه سبز اميد سعي مي كند پوشش كار سياسي نرم به اين قضايا بدهد كه مثلا به عنوان يك كار نسبتا قانوني شناخته شود.نادعلي ادامه داد: البته بحث در اين باره است كه او عملي را در انتخابات و فضاي بعد از آن انجام داده كه مملكت را به سمت انفكاك نزديك كرد البته وجود ستون ولايت فقيه و مردم و مسئولان آگاه از بروز آن جلوگيري كرد.وي با اشاره به بحث راه اندازي جبهه سياسي توسط موسوي خاطرنشان كرد: كسي مي تواند گروه سياسي تشكيل دهد كه اولا نيتش در چارچوب نظام باشد و ثانيا نيت و اعمال او براي براندازي به هيچ عنوان قابل اثبات نباشد كه براي موسوي برعكس است.نادعلي ادامه داد: تمام چيزهايي كه او براي اهداف تشكيل چنين جرياني در بيانيه هايش مي گويد تماما مخالفت با نظام و رهبري است، او مي خواهد بحث مسجد ضرار را ادامه دهد و تشكيل اين جبهه ادامه طرح براندازي است و او هم بايد در جايگاه متهمين قرار بگيرد و جرمش اثبات خواهد شد، نبايد جاي متهم و شاكي عوض شود.
*****
گزارش بخش خبر20:30 از بازداشتگاه كهريزك
روزنامه عصرايران:

بخش خبري 20:30 كه به تهيه و انتشار اخبار يكسويه و جناحي شهرت دارد ،‌در اقدامي نادر ،‌ گزارشي نسبتاً‌ مفصل از بازداشتگاه كهريزك و جنايت هاي صورت گرفته در آن را پخش كرد به گونه اي كه اين بخش خبري كوتاه ،‌اين بار تا دقايقي بعد از ساعت 21 نيز ادامه يافت.به گزارش عصرايران ، در اين گزارش ،‌ براي اولين بار تصاويري نزديك از بيرون و درون بازداشتگاه مخوف كهريزك به نمايش در‌آمد كه نشان مي داد ،‌اين مكان ، نه يك بازداشتگاه متعارف كه مجموعه اي از سوله ها و بناهاي احداث شده در يك محيط بياباني بوده است كه متاسفانه از آن براي نگهداري انسان ها در شرايط بسيار وخيم و مرگبار استفاده مي شد.
در اين گزارش كه مشخص بود دستور ويژه اي خارج از روال معمول 20:30 براي ساخت آن وجود داشته ،‌ نه تنها از توجيهات مبتذلي مانند اين كه قربانيان كهريزك قبل از بازداشت بيمار بوده اند خبري نبود وعاملان جنايات صورت گرفته ،‌نفوذي و ايادي دشمن خارجي معرفي نشدند بلكه در گفت و گو با پدر يكي از قربانيان كهريزك(مرحوم كامراني) وي به صراحت از برخي اظهارات عجيب از جمله اين كه كشته شدگان كهريزك ،‌مننژيتي بوده اند ،‌انتقاد شد و به علاوه سردار تشكري ،‌رئيس بازرسي كل نيروي انتظامي نيز صراحتاً‌ اعلام داشت متهماني كه جنايات كهريزك را رقم زدند ،‌ نيروهاي رسمي اين نيرو از درجه دار تا سرهنگ بوده اند و همچنين ذكر شد كه برخي قضات نيز در اعزام متهمان به كهريزك مرتكب تخلف شده اندكه پرونده هاي آنان نيز در مراجع قانوني تحت رسيدگي است.
در واقع اين بخش از گزارش ،‌رديه اي بود بر اظهارات تعدادي از مسوولان كه همواره تصور مي كنند با پاك كردن صورت مساله و انداختن تقصيرها بر دوش دشمن و عوامل بي نام و نشان نفوذي و ... مي توانند از بحران ها عبور كنند و به زعم خود آبروي نظام را حفظ نمايند يا دوستان متخلف يا مجرم خود را تبرئه كنند.همچنين بهرامي ، ‌رياست دادسراي نيروهاي مسلح نيز به صراحت گفت كه شرايط و رفتارهاي صورت گرفته در بازداشتگاه عامل مرگ تعدادي از بازداشتي ها بوده است و نه بيماري قبلي آنها و عللي از اين دست.
در واقع تصريح مقامات مسوول بر گناهكار بودن تعدادي از ماموران انتظامي و قضايي ،‌نويد بخش اين بود كه نوعي واقع گرايي در بررسي اين پرونده وجود دارد.
در اين گزارش همچنين به شرايط وخيم بهداشتي در كهريزك و ضرب و شتم بي رحمانه افراد دربند آن اذعان شد و خبرنگار سيما ،‌پاي صحبت برخي افراد شكنجه شده نشست كه از اقدامات انجام شده در دوران بازداشت ،‌شكايت ها داشتند.در برنامه سيما ،‌همچنين از دستور مقام معظم رهبري در خصوص تعطيلي بازداشتگاه كهريزك و اقداماتي كه متعاقب آن توسط شوراي عالي امنيت ملي ،‌ قوه قضاييه ،‌مجلس شوراي اسلامي ،‌ نيروي انتظامي و استانداري تهران براي پيگيري موضوع و احقاق حقوق بازداشتي ها صورت گرفته نيز اطلاعاتي منتشر شد كه در بخشي از آن مشخص شد كه تا كنون 98 ميليون تومان به رها شدگان از كهريزك غرامت پرداخت شده و تعدادي از آنان براي درمان عوارض ناشي از بازداشت ،‌به بيمارستان هايي در تهران و كرج معرفي شده اند.حتي يكي از مسوولان استانداري تهران اين را هم گفت كه براي اشتغال افرادي كه مشكل اشتغال داشته و در پي بازداشت بيكار شده اند با وزارت كار رايزني شده است تا مشكلات آنها حل شود و جالب اينجاست كه برخي آزاد شدگان ،‌تقاضاي وام نيز داشته اند كه با اين تقاضاها هم موافقت شده است.
در بخش ديگري از اين گزارش سردار تشكري از شكايت صدها شهروند از نيروي انتظامي خبر داد و گفت به تمام اين شكايت ها رسيدگي و هر جا كه ثابت شده ماموران پليس خسارتي وارد كرده اند ،‌غرامت پرداخت شده است.اين در حالي است كه پيشتر برخي مسوولان مدعي بودند ماموران پليس هيچ تخلفي نداشته اند و خسارت هاي وارده به اموال مردم توسط اراذل و اوباشي بوده است كه لباس پليس پوشيده بودند!
در اين گزارش ،‌ همچنين تصاويري از ضرب و شتم مردم توسط نيروهاي ويژه پليس به نمايش درآمد و هنگامي كه اين تصاوير تكان دهنده پخش مي شد ، گزارشگر سيما در متني كه مي خواند بر لزوم برخورد با اين ماموران تصريح مي كرد و البته تاكيد داشت كه حساب اين افراد را بايد از حساب كليت نيروي انتظامي كه حافظ امنيت جامعه است ،‌ جدا كرد.
در پايان اين گزارش ،‌ سردار تشكري ،‌رئيس بازرسي كل نيروي انتظامي در مقابل دوربين صدا و سيما ،‌رسماً‌ از تمام كساني كه در هر مرتبه اي متحمل خسارت و آسيب شده اند ،‌ عذرخواهي كرد و همچنين محاكمه بي اغماض عاملان جنايات كهريزك و اجراي سريع احكام قضايي درباره آنها ،‌خواسته افكار عمومي جامعه اعلام شد.
از آنجا كه برنامه هايي مانند 20:30 نوعاً‌ عهده دار آماده سازي افكار عمومي براي رويدادهاي آتي هستند و رويكردهاي آنان در سطوح بالا -و نه فقط در حوزه تهيه كنندگان- تدوين مي شود ،‌به نظر مي رسد پخش چنين گزارشي كه در كارنامه سيما كم سابقه و شايد هم بي سابقه باشد ،‌نشان از عزم مسوولان ارشد نظام براي برخورد جدي با عملان جنايات كهريزك داشته باشد .

*****

موج احضار دانشجویان به کمیته انضباطی به دانشگاه محقق اردبیلی رسید
در حالی که دانشگاه محقق اردبیلی در ایام بعد از انتخابات یکی از آرام ترین دانشگاه ها بود و امتحانات نیز به طور کامل در آن برگزار شد، طی چند روز اخیر بیش از 6 نفر از دانشجویان این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شده اند. در بین این دانشجویان افرادی هستند که تنها فعالیتشان عضویت در ستاد موسوی یا کروبی در روزهای قبل از انتخابات است.
جرم این دانشجویان احضار شده سازماندهی و حضور در هسته ی اولیه یک تحصن در دانشگاه ذکر شده است در حالیکه هرگز چنین تحصنی بعد از انتخابات در دانشگاه محقق اردبیلی برگزار نشده است.
در این بین نام دبیر سابق انجمن اسلامی که پیش از این یک ترم محروم از تحصیل شده بود نیز به چشم می خورد. همچنین دبیر فعلی و تعدادی از اعضای شورای مرکزی و اعضای فعال انجمن اسلامی این دانشگاه نیز جزو احضار شدگان می باشند.
همچنین یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی نیز که ترم گذشته در تحصن و اعتراض صنفی نسبت به کیفیت بد غذا و خوابگاه شرکت کرده بود، به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده است.
دانشجویان این دانشگاه این موج گسترده و بی سابقه احضار در این دانشگاه را به عنوان تصفیه حساب سیاسی با دانشجویان به خاطر فعالیت های انتخاباتی و قانونی خود در دوران قبل از انتخابات و نیز به دلیل ترس مسئولین از وجود انتقاد و اعتراض نسبت به دولت کنونی با آغاز سال تحصیلی قلمداد کرده اند.

*****

احضار 7 دانشجوی دانشگاه قزوین به اداره اطلاعات
بنا به گزارش های دریافتی از دانشگاه بین المللی قزوین فشار بر دانشجویان این دانشگاه در طی روزهای اخیر به شدت افزایش یافته و طی هفته گذشته 7 نفر از دانشجویان این دانشگاه به صورت تلفنی به ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار شده اند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در اقدامی دیگر کمیته انضباطی این دانشگاه قصد دارد طی روزهای آینده تعداد زیادی از دانشجویان این دانشگاه را برای تهدید و احیاناً صدور احکام محرومیت از تحصیل احضار نماید.
به دنبال حوادث بعد از انتخابات در قزوین 7 تن از دانشجویان این دانشگاه به همراه 4 استاد این دانشكاه بازداشت و با قید وثیقه آزاد شدند.
قاضی الفت دادستان شهر قزوین نیز طی مصاحبه ای اعلام كرده به زودی دادگاه متهمان اغتشاشات در شهر قزوین برگزار خواهد شد.

*****

از میان ایمیل های رسیده:

برای دهان شکسته محسن روح الامینی و دهان سالم پدرش
مسیح علی نژاد

محسن روح الامینی با دهان شکسته از کهریزک روانه بهشت زهرا شد و پدرش با دهانی سالم راهی نشست مشترکی با رهبری شد تا در آنجا سخنرانی باشد که از مظلومیت مضاعف نظام شکوه کند و بگوید فتنه ای که در انتخابات اخیر به راه افتاده نظام را بیشتر مظلوم کرده است.

محسن، برادر نازنینم!
قلبم درد می گیرد از این درد مشترک. تو ولی آرام بخواب و بگذار من جای تو بشکنم اینبار که من این درد را سالها زیسته ام. بخواب محسن و خودت را به نشنیدن بزن، اینطوری بهتر است، من هزار بار این کار را کرده ام، حتما تو هم بلدی و می دانی چه می گویم. چند بار وقتی پدر از دست تو به مادر شکوه می کرد تو خودت را به خواب زدی و همه را شنیدی و بعد هیح به روی خودت نیاوردی؟ دوباره همان کن . من که گوشه کرسی زمستانی خانه مان ، سالها چنان ملحفه و پارچه به چشم و سر کشیدم که پدر خیالش راحت باشد و هرچه دل تنگش می خواهد از بی اعتقادی و بی احترامی ما به آقا برای مادر بگوید و مادر هی به او بگوید : « سخت نگیر، جوان است، درست می شود». راست می گفت مادر ما بزرگتر شدیم و درست تر شدیم و یاد گرفتیم که به جای پرخاشگری هایی که هر روز در صف نان و در راه مدرسه و صف بلند اتوبوس و تاکسی از مردم نسبت به آقا می شنیدیم، با متانت پرسشگری کنیم. ما بزرگتر شدیم و یاد گرفتیم به پدران آقا دوست مان چنان احترامی بگذاریم که مبادا دل پیرشان از بی احترامی ما به آقایشان بگیرد. ما بزرگتر شدیم و یاد گرفتیم جلوی پدرانمان همانگونه که آنها گاهی به تفکر اصلاح گرایانه و مدرن ما می تاختند، نتازیم . ما بزرگتر شدیم و از بزرگان مان راه و رسم «تحمل عقیده مخالف» را یاد گرفتیم اما پدران من و تو آنقدر شیدای آقا و شاکی ما بوده اند در تمام این سالها که هیچ دقت نکرده اند ما از گل نازکتر به آقایشان نگفته ایم . حتی زمانی که رد زخم آقا دوستانشان به تن مان مانده بود ما باز هم به حساب آقایشان نگذاشتیم و بیراه نگفتیم، فحش ندادیم، کلمات آلوده به خدمت نگرفتیم به امید آنکه شاید روزی نقد ساده ما به رفتار آقایشان را تاب بیاورند و اگر نه، حداقل از ما نخواهند که به دست بوسی و مظلق بودن انسانی تشنه باشیم که او هم خطا کار است همانند سایر انسان های کره زمین. این خواسته زیادی نبود اما ما به زیاده خواهی متهم بودیم، هم در خانه ، هم در جامعه. حالا که تو نیستی و من بارها به یاد دهان شکسته تو دهانم انگار می شکند و درد می گیرد، تصمیم گرفتم هیچ به روی خودم نیاورم و با پدرم بعد از دوماه تنها چند کلمه حرف بزنم تا دلم آرام گیرد در غربت این کشوری که هیچ اش مال من نیست. از غریبی من عمری نگذشته اما گاهی چنان به سرم می زند که می گویم شاید با دهان شکسته در بهشت زهرا خوابیدن، دل پدر را آرام تر می کند .
خویشاوند فکری ام!
می دانی با دیدن چندین باره صورت پدرت که در حضور آقای خامنه ای مدام از مظلومیت نظام می گفت، چیزی دلم را چند بارچنگ گرفت؟ و بعد نفس ام چقدر بند آمد؟ هنوز سینه ام سنگین است و بغض دارم از بغض نداشته پدرت آنگاه که به چشم های آقا نگاه می کرد و در دفاع از آبروی نظام سنگ تمام می گذاشت. بی آنکه صدایش بلرزد. در حالی که نمی دانست آبرو ما بودیم که بر بادمان دادند. آنان که تو را زیر خروارها خاک فرستادند و مرا فرسنگها دور از خانه تبعید کرده اند آبروی نظام را برده اند نه ما که همه زورمان را هم میزدیم بلد نبودیم «مرگ بر» و «ننگ باد» به کسی بگوییم. اصلا اعتقاد هم نداشتیم. تازه من که در بلاد غرب با هرکه به آقای شان می تاخت و می گفت؛ دیکتاتور باید بمیرد، می تاختم و می گفتم؛ چرا راه دموکراسی را دارید باز هم یک طرفه می کنید و شعار مرگ و نابودی سر می دهید؟ حالا مانده ام چرا برادرم را می کشند و بعد پدرم می رود روبروی آقا و دوربین صدا و سیمای تحت نظارت ایشان می ایستد و مدام به جنازه کشته برادر من لگد می زند. کسی که معترضان بی سلاح را به حفظ آبروی نظام توصیه می کند آیا لگد به صورت زخمی ما نمی زند؟ اگر او پدر است من هم خواهرم، همان خواهری که در تمام این سالها هرگز دلم رضا نداد به پدری که تنها آرزوی قلبی اش دیدار با آقا و متبرک کردن چفیه به دست آقا بود، بگویم چقدر برای من این آرزو، دور از مفهوم و معنا می نمود. تازه به اندازه بضاعتم اگر دستم به چند فرسخی آقا هم می رسید، شاید وقت ملاقاتی هم برایش می گرفتم تا دلش اگر به همین آرام است، بعد از سالها قراری گیرد و من هم کاری برایش کرده باشم اما محسن عزیز! دیگر کم آوردم . آخر این بی رحمی مضاعف است که تو را له شده و خرد شده در گور بگذارند و بعد پدرت که بر عکس پدر من، دستش به آقایش می رسد، برود آنجا و ضجه نزند از زخمهای تو و به جایش از ظلم مضاعف نظام بگوید و از فتنه ای که آبروی نظام را برده است. کدام فتنه، فجیع تر از فتح دولت بوده است که چنین ملتی را غرق در خون کردند تا نبازند و کرسی قدرت از دست ندهند؟ اصلا ما بازنده، خب می گذاشتید هوارمان را بزنیم و بعد به همان دهان شکسته مان دلتان راضی می شد و غائله را تمام می کرید. حتما باید پنجه بر گلوی تو می ماند تا تمام شدن نفس هایت را می دیدند و از جان دادنت ، لذت مضاعف از پیروزی نصیب شان می شد؟ تو بخواب برادر و باقی همه را بسپار دست کسانی که این روزها بر پشت بام های شهرت کماکان پر امید ایستاده اند و خدا را صدا می زنند. روزی هزار بار پدرم مرا به نماز خواندن و روزه گرفتن توصیه می کرد، به دین اش کافر بودم انگار وقتی می دیم آقایش را بیشتر از کودکان معصوم اش دوست دارد و بوسه بر دست او از روی عکس، آرام تر اش می کند. چه کسی باور می کند که این زندیق دلتنگ حالا آنقدر بی پناه شده است از رنجی که به تو و باقی برادران و خواهرانم می رود که روزی هزار بار انگار نماز می خوانم.
برادر نادیده ام!

به هزاران دیده نگران که این روزها در سوگ تو سرخ اند سوگند که اگرچه کم آورده ام اما هنوز بی کینه ام از پدر تو و پدر خودم و همه پدرانی که آقایشان را به ما ترجیح می دهند اما کاش کسی دل آنها را نیز آباد کند از کینه ای که از ما به دل دارند و بگذارند ما به جای آبروی نظام برای آبروی رفته خودمان گریه کنیم که حتی جرائت سر بلند کردن به خاطر آنچه در زندان ها بر ما رفته را نداریم. بگذارند ما فتنه گران را همان هایی بدانیم که گلوله بر ما می کشند و بعد تجاوز می کنند و بعد شبانه دفن می کنند و بعد همه را یکجا انکار می کنند و ما هم دستمان به هیچ جا بند نیست تا بگوییم به تمام اعتقادات مان سوگند، ما برانداز نبودیم که چنان خانه و کاشانه ما برانداختند. ما منتقدان مودب و مثبتی بودیم که حتی متهم به مصالحه و محافظه کاری نیز می شدیم گاهی، اما با ما چه کردند که این روزها داریم به سختی خودمان را متقاعد می کنیم که بی کینه باشیم و فردا که دست ما نیز پربار شد، هرگز گلوله به روی آنان که تو را کشتند نکشیم تا شاید یک جا خط پایانی باشیم برای برادرکشی هایی که این روزها در خانه مرسوم شده.
برادر رفته ام!

بخواب و به روی خودت نیاور که پدری از همین جنس روزی به فرزندش گفته بود که اگر آقا دستور اعدام براندازان را دهد با دست های خودم طناب دار را محکم می کنم بر گلوی فرزندم. او با افتخار گفت و فرزندش در تمام این سالها هیچ به روی خودش نیاورد. تو هم لابد امشب گلویت تیر کشید وقتی پدر گفت مظلومیت مضاعف نظام و اما اصلا به روی خودت نیاور که دانستی اگر به جای کشتن مخفیانه و یا اشتباهی تو، نظام آشکارا دستور خذف تو را می داد، همین پدر برای مظلوم نشدن نظام، جلودار می شد و طناب دار را خودش بالا می کشید آنگاه شاید برای این وظیفه دشوار کمی بیشتر برای تو بغض می کرد. اگر آن لحظه ناب، تنها زمانی است که پدر فرزندش را کمی بیشتر از نظام دوست دارد، من دلم لک می زند برای بغض پدر که فقط برای خودم باشد و نه برای نظامی که دارد فرزندان که چه عرض کنم نوه هایش را هم یکی یکی می بلعد اما همین فرزندانش اگر زنده بمانند هرگز اهل بلعیدن نخواهند شد چنانچه اگر تو زنده می ماندی شک ندارم که مرام و مروت و منطق و مهربانی ات بیش از پدرت بود و او را می بخشیدی که به جای مظلومیت مردم برای مظلومیت نظام مرثیه می خواند، برای همین دهانش سالم تر از دهان توست و به جایش دهان و من و هم نسل هایم به اندازه همان شکسته خودت درد می کند برادر..

*****

افشای شکنجه جرمی نابخشودنی است
روند دستگاه قضایی دربرخورد با افرادیکه به گفته مهدی کروبی در زندان تحت شکنجه و تجاوز قرار گرفته اند، نشان از آن دارد که دستگاه قضا به جای پی گیری و احقاق حقوق این افراد به رویه مسکوت گذاردن قضیه و یا تکذیب موارد شکنجه و تجاوز در زندان را در پیش گرفته است . به گفته مهدی کروبی برخورد صورت گرفته از سوی ضابطان قوه قضائیه با یکی از افرادیکه مورد تجاوز قرار گرفته تهدید آمیز بوده و بیشتر به بازجویی شباهت داشته و تا آنجا پیش رفته اند که با مراجعه به محل سکونت این فرد و طرح سوالاتی هدفدار از همسایگان، آسایش خانواده او را بر هم زده اند به طوریکه این فرد اکنون ناپدید شده است. این قضیه در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی تازگی ندارد و تاکنون هیچ یک از افرادی که در 30 سال جمهوری اسلامی مورد شکنجه و آزار جنسی قرار گرفته اند نتوانسته اند به دلیل برخورد مسولان این موراد را اثبات کنند و خود متهم به نشر اکاذیب شده و پرونده دیگری برای آنها به عنوان متهم باز شده است. از این جهت است که بسیاری از افرادی که در زندان ها مورد تعدی و آزار قرار می گیرند از پی گیری موضوع خودداری کرده و قضیه را مسکوت بگذارند. نوشتار زیر یکی از مواردی است که یک روزنامه نگار بعد از آزادی اقدام به پی گیری شکنجه و آزار جنسی خود در زندان کرده اما با شکایت بازجو و نهاد های مسول متهم به نشراکاذیب شده و پرونده دیگری برای او باز شده است. پیش از این دکتر محمد سیف زاده، وکیل فرشته قاضی در مصاحبه ای درباره تخلفات قاضی مرتضوی درباره این موضع نیز صحبت کرده بود.
**
از در شعبه اول بازپرسی که وارد می شوم بازپرس حسینی داد میزند حالا دیگه با ماهواره مصاحبه می کنی؟ حیرت زده می مانم نگاهی به دختری که دوربین به دست در کنار مردی ایستاده می کنم و می گویم منظورتان از مصاحبه با ماهوراه چیست؟ بازپرس می گوید همان ها که مصاحبه کردی و نشر اکاذیب کردی ما آمارت رو داریم.
می گویم من از روز آزادی ام تا دو روز پیش ، یعنی دو هفته تمام بیمارستان بوده ام و اکنون هم که احضاریه فرستادید و در خدمت شما هستم.
چند برگه پرینت شده مقابلم میگذارد. مصاحبه ها و نوشته های عیسی سحرخیز، محمد علی ابطحی و ماشالله شمس الواعظین به اتفاق مصاحبه های همسرم درباره پرونده من است.
می گوید بنویس که سحرخیز و ابطحی و شمس الواعظین تو را فریب داده اند و به اتفاق همسرت تبانی کرده اند.
ادبیات آشنایی دارد بازپرس و من که تازه از زندان آزاد شده ام گویا دیگر با این ادبیات کاملا آشنا هستم می گویم هیچ تبانی ای در کار نبوده و من از بازجو و قاضی پرونده ام به دلیل فحاشی ، آزار جنسی، ضرب و شتم و شکستگی بینی شکایت دارم.
تهدید میکند که اگر از سحرخیز و ابطحی و شمس الواعظین و همسرم شکایت نکنم به اتهام نشر اکاذیب و تبانی با آنها، حکم ده سال زندان را خود برایم خواهد داد.
دخترک که دوربین به دست ایستاده از بازپرس می پرسد دوربین را روشن کنم؟ تازه می فهمم برای چه آنجا است. بلند می شوم و می گویم تا این خانم با دوربین اش از اتاق بیرون نرود من حرفی نخواهم زد. می گوید اتفاقا حضور این خانم لازم است وتو باید در مقابل دوربین بگویی که شکنجه نشده ای و رفتار بازجو خیلی خوب بوده و ... وکیلم را داخل راه نداده اند و او به اتفاق عبدالفتاح سلطانی که برای پی گیری حنیف مزروعی آمده بیرون در نسشسته اند. حنیف همزمان با من احضار شده بود. در اعتراض اتاق را ترک می کنم و به دکتر سیف زاده موضوع را می گویم. داخل میرود تا اعتراض کند اما بازپرس می گوید قاضی مرتضوی منتظر شماست و پیش او بروید و ما را در معیت ماموری به دفتر مرتضوی می فرستد.
مرتضوی نیز همان حرفها و تهدیدها را تکرار میکند. یک روز پیش نیز به دفتر او احضار شده بودم و تهدید کرده بود که "نه تجاوز شوخی است و نه تصادف" و... باز تهدید می کند به اینکه اگر نتوانم ثابت کنم در زندان خواهم پوسید و ... وقتی اصرار مرا به شکایت نه از کسانی که او میخواست بلکه از بازجو و قاضی پرونده می بیند در حضور وکیلم به دکتر شیخ آزادی که مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران بود زنگ میزند و می گوید خانم فرشته قاضی را می فرستم می گوید بینی اش شکسته اما بنویس که در جراحی زیبایی شکسته و فقط خودت گزارش را بنویس.
من مبهوت از این همه وقاحت مانده ام چه بگویم. اما دکتر سیف زاده به شدت اعتراض می کند و می گوید ما به این شیوه پزشکی قانونی نمی رویم. مدارک پزشکی خانم قاضی را دارم و خود به پزشکی قانونی مراجعه خواهیم کرد
اما مرتضوی ، رئیس دفترش را به داخل اتاق میخواند و می گوید این خانم را با چند مامور و بدون وکیلش بفرست پزشکی قانونی غرب در اشرفی اصفهانی و اگر حاضر به رفتن نشد همین الان بازداشت است.
اعتراض های وکیلم به جایی نمی رسد و مرا سوار ماشین کرده و به دفتر دکتر شیخ آزادی می برند. حتی یک معاینه ظاهری هم انجام نمی دهد و فقط می گوید بهتر است از شکایت ام صرف نظر کنم. می فهمم که بعد از خارج شدن ما از دفتر مرتضوی ، او باز با دکتر شیخ آزادی صحبت کرده است. از من مدارک پزشکی ام را میخواهد اما از دادن آنها امتناع می کنم ومی گویم چند عکس رادیولوژی از بینی ام دارم و گواهی چند پزشک را.
شماره تلفن و اسامی پزشکانم را میخواهد. شماره و اسامی هر دو پزشکم را میدهم و یکی را نگه میدارم ببینم چه کار خواهند کرد.
روز بعد قاضی مرتضوی در مصاحبه ای با ایسنا اعلام می کند که " این شکستگی که در عکس مشخص است مربوط به جراحی زیبایی است" جوابیه ای نوشته و اعلام میکنم که هنوز اینها عکسی از بینی من نگرفته اند و منظور آقای مرتضوی کدام عکس است؟ و در عین حال تشکر میکنم که بر شکستگی بینی ام صحه گذاشته است.
در طی ده روز، 5 بار احضار می شوم و هر بار اصرار می کنند که از ابطحی و سحرخیز و شمس الواعظین شکایت کنم. حتی می گویند نیروی انتظامی از من و همسرم و این سه نفر شکایت کرده و اگر من از این سه نفر شکایت کنم پرونده اتهامی من و همسرم را خواهند بست. و بدتر از این احضار ها ، تلفن های مکرر بازجویم است که با همان ادبیات شنیع ، تهدیدم می کند سکوت کنم.
و من هر بار اصرار دارم که شکایت ام از بازجو و قاضی پرونده را پی گیری خواهم کرد.
پزشکانم را ابتدا دکتر شیخ آزادی و سپس قاضی مرتضوی احضار میکنند و از آنها میخواهند که اعلام کنند گواهی هایی که به من داده اند با خواست من برای گرفتن پول از بیمه بوده و بینی من نشکسته است و در غیر این صورت نظام پزشکی آنها را ابطال خواهند کرد.
سپس دکتر شیخ آزادی در نامه ای اعلام می کند که بینی من اصلا نشکسته بلکه علائم بالینی جراحی زیبایی بوده است.
در تمام این مدت بارها احضار می شوم و تحت فشار هستم تا به خواسته هایشان تن در دهم و در این میان مرتضوی که قبلا در مصاحبه ای بر شکستگی بینی ام صحه گذاشته بود بیانیه می دهد و اعلام می کند: خانم فرشته قاضي با تباني همسرش آقاي بيگلو و همكاري آقايان عيسي سحرخيز، ماشاءالله شمس‌الواعظين و محمدعلي ابطحي پس از آزادي از زندان اعلام مي‌نمايد كه مامورين نيروي انتظامي در زمان بازجويي با ايراد ضربه بيني ايشان را شكسته‌اند.اين مطلب را خانم فرشته قاضي به صورت كتبي به خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اعلام كه منتشر گرديد. آقاي عيسي سحرخيز در مصاحبه با راديو آلمان به شرح و بسط آن پرداخته است. آقاي ماشاءالله شمس‌الواعظين در مصاحبه با راديو بي‌بي‌سي ضمن اعلام اين مطلب به شكنجه‌هاي سفيد و قرمز توسط نيروي انتظامي اشاره و صريحا به شكسته شدن بيني خانم فرشته قاضي توسط بازجوي نيروي انتظامي در اثر شكنجه بيان مطلب مي‌نمايد. آقاي محمدعلي ابطحي نيز در سايت شخصي خود با آب و تاب اين موضوع را بيان داشته و به حزن و اندوه هيات محترم منتخب رياست جمهوري جهت بررسي اين مطلب پس از استماع اظهارات نامبرده اشاره مي‌نمايد.
نيروي انتظامي طي شكايتي مطالب فوق را كذب و افترا دانسته و با بررسي سوابق درماني خانم فرشته قاضي اعلام داشته است كه نامبرده چند ماه قبل از تعقيب و بازداشت، بيني خود را مورد عمل جراحي پلاستيك زيبايي قرار داده و علائم باليني آن را با كتمان حقيقت و پوشيدن حقيقت متوجه نيروي انتظامي نموده است. شاكي تقاضاي رسيدگي و تعقيب افرادي را نموده كه با بيان مطالب كذب و انتساب اموري غيرواقع قصد تشويش اذهان عمومي و ايجاد خوراك تبليغاتي كاذب براي رسانه‌هاي بيگانه و معاند دارند و ... و خانم فرشته قاضي با همكاري همسرش آقاي بيگلو به پزشك عمومي و متخصص جهت صحنه‌سازي مراجعه و به موجب تحقيقات و شرحي كه پزشكي قانوني در نظريه شماره ‌٨٨٨/م/‌١/١ آورده است خانم قاضي از پزشك مذكور به قصد استفاده از تسهيلات بيمه تقاضاي صدور گواهي شكستگي بيني مي‌نمايد كه پزشك مذكور جريان امر را به پزشكي قانوني توضيح داده و حتي احتمال ايراد ضربه‌اي كه بيش از يك ماه از آن گذشته باشد را بعيد اعلام مي‌نمايد كه با وصف فوق تباني و توطئه تبليغاتي جهت صحنه‌سازي و انتساب امري غيرواقعي به نيروي انتظامي مشخص مي‌گردد.
یکی از پزشکانم که حاضر به شهادت دروغ نشده نیز متهم به تبانی با ما می شود و به یکباره او که متخصص گوش و حلق و بینی است به عنوان پزشک عمومی اعلام می شود.
به اتفاق همسر و وکیل دیگرم به دادگاه مراجعه کرده و خواهان پی گیری شکایتم می شوم و اعتراض می کنم که شکستگی بینی یکی از موارد شکایت من است و باید به شکایت من درباره آزار جنسی و فحاشی و ضرب و شتم رسیدگی کنید. باز هم مارا پیش قاضی مرتضوی می فرستند. می گوید شکایت شما مختومه شده و شما متهم بازداشت هستید.
اعتراضم فایده ای ندارد و متوجه می شوم که مرتضوی با صحنه سازی و تهدید پزشکانم که با همکاری دکتر شیخ آزادی صورت گرفت قصد دارد کل شکایت مرا در بینی ام خلاصه کند و تمام تلاش او در این است که قضیه فحاشی و آزار جنسی به هیچ عنوان مطرح نشود. همان جا حکم بازداشت من و همسرم را صادر میکند. وکیلم اعتراض میکند و این بار باز در حضور وکیلم دست خطی از من می گیرد مبنی بر اینکه سه روز فرصت میخواهم جبران نمایم. امضا می کنم و به او میدهم توضیح میدهد که چگونه باید جبران کنم باید مصاحبه کرده و بگویم که تمام این مسائل دروغ بوده و تبانی کرده بودیم و از کسانی که در تمام این مدت صادقانه از من حمایت و کمک میکدرند شکایت کنم. با مشورت وکیلم نامه ای که خواسته را می نویسم تا بیرون بیایم و پی گیری کنم.
با این شرط ها حکم بازداشت را متوقف می کند. از دفتر مرتضوی که بیرون می آیم به دفتر دکتر ضیایی فر، دبیر کمیسیون حقوق بشر اسلامی میروم به نقل از موسوی اردبیلی می گوید که همه مدارک را به او بدهم تا بتواند شخصا به دست شاهرودی برساند.
دکتر ضیایی فر کمک بزرگی می کند یکی از گزارشگران کمیسیون را به صورت نا شناس و همراه همسرم به عنوان کسی که بینی اش مشکل دارد می فرستد سراغ پزشکان من و او در حالیکه ضبط صوتی در جیب داشته اظهارات پزشکان مرا ضبط میکند. هر دو پزشک من در حضور گزارشگر کمیسیون حقوق بشر اسلامی از همسرم عذرخواهی می کنند و قضیه احضار به دفتر شیخ آزادی و مرتضوی و تهدید هارا می گویند.
دکتر ضیایی فر اظهارات پزشکانم را به همراه مدارک پزشکی من و نام و شماره پزشک سومم را که از پزشکان سرشناس تهران است و به من قول داده رسالت پزشکی اش را زیر پا نخواهد گذاشت، از طریق موسوی اردبیلی به دست هاشمی شاهرودی می رساند و من و وکیلم در نامه ای به شاهرودی خواستار تشکیل کمیته ای مستقل می شویم تا به موارد شکایت رسیدگی کنند و من از قاضی مرتضوی شکایت می کنم و خواهان رسیدگی به شکایت اصلی ام که درباره آزار جنسی و فحاشی است می شوم.
اما پس از اینکه مدارک به دست شاهرودی می رسد تنها کمکی که به من می کند این است که در دیداری که با او داشته ام می گوید اگر باز قاضی مرتضوی احضارت کرد نرو من صحبت می کنم تا این قضیه را حل کنم و از من میخواهد شکایت ام از بازجو و قاضی پرونده و قاضی مرتضوی را پی گیری نکنم و مسکوت بگذارم.
شکایت من مسکوت می ماند و اکنون بعد از گذشت مدتها هنوز هر از چند گاهی دکتر سیف زاده ، وکیل من پی گیر این شکایت می شود. با اینکه هنوز پی گیری های این وکیل محترم که هرگز نتوانسته ام پاسخگوی کمک ها و پی گیری هایش باشم به نتیجه ای نمی رسد.
قضیه تبانی و پرونده ای که قاضی مرتضوی ساخته نیز مسکوت می ماند و اصلا دیگر حرفی از بینی من و سکایت من یا پرونده کذایی که دادستان تهران ساخته زده نمی شود اما پرونده دیگری برایم می سازد و احضار ها و تهدید ها از نو آغاز می شود و به روزنامه ها نامه میدهد و مرا از حقوق اجتماعی ام محروم می کند و من تازه متوجه می شوم که در سیستم قضایی ایران آزار جنسی من و امثال من جرم نیست بلکه افشا و پی گیری آن جرمی نابخشودنی است و...
*****

افزايش نرخ اجاره بهاي اقامت اضافي در خوابگاه هاي دانشجويي
نرخ اجاره بهاي اقامت اضافي دانشجويان در خوابگاه ها در سال تحصيلي جديد بر اساس آخرين مصوبه صندوق رفاه دانشجويان وزارت علوم، تحقيقات و فناوري اعلام شد. بر اساس اعلام صندوق رفاه دانشجويان وزارت علوم، اقامت اضافي دانشجو در خوابگاه ها به مدت يک نيمسال تحصيلي 50 درصد افزايش اجاره بها را دربر دارد. نيمسال دوم اقامت اضافي در خوابگاه نيز براي دانشجويان رشد 100 درصدي اجاره بها را به دنبال دارد. دانشجويان در صورت اقامت اضافي در خوابگاه به مدت سه نيمسال بايد اجاره بهايي معادل 150 درصد رشد را پرداخت کنند.

*****

توقف همه طرح‌ها برای بزرگداشت فردوسی
دبیرکل بنیاد فردوسی از توقف همه طرحهای مربوط به بزرگداشت فردوسی در هزارمین سال سرایش شاهنامه (2010) به دلیل همکاری نکردن دستگاههای اجرایی با این بنیاد خبر داد.
دبیرکل بنیاد فردوسی در گفتگو با خبرنگار مهر با انتقاد شدید از دستگاههای اجرایی در همکاری نکردن با این بنیاد گفت: تقریباً تمامی طرحهای ما برای برپایی جشنهای جهانی به مناسبت هزارمین سال سرایش شاهنامه به دلیل عدم همکاری نهادهای مسئول در کشور متوقف شده است.
یاسر موحدفرد افزود: طرحهایی از قبیل تاسیس موزه فردوسی در تهران، احیاء و بازسازی آرامگاه فردوسی در زادگاهش (دهکده پاژ)، تاسیس شهرک شاهنامه در حوالی طوس و تاسیس فرهنگسرای فردوسی در تهران و چندین پروژه مدون دیگر عملاً متوقف مانده است.
موحدفرد اضافه کرد: برای اجرای این طرحها، وزارتخانه‌هایی مانند ارشاد و علوم و سازمانهایی مانند سازمان میراث فرهنگی و سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران می‌بایست همکاری می‌کردند که با وجود پیگیریهای مکرر هنوز حتی وعده‌ای هم به ما داده نشده است و از سوی دیگر ما نمی‌توانیم خودمان را به این دستگاهها تحمیل کنیم.
دبیرکل بنیاد فردوسی درباره واکنش این بنیاد به عدم همکاری دستگاههای ذیربط برای اجرای این طرحها ادامه داد: وقتی ما نامه می‌نویسیم و جوابی نمی‌گیریم عملاً امیدمان را حتی برای پیگیری‌ این طرحها حداقل در داخل از دست می‌دهیم. به عبارت دیگر قصد داریم برنامه‌هایمان را روی خارج از کشور متمرکز کنیم.

*****

احمدی نژاد: پرونده هسته ای بسته شده و گفتگو نمی کنیم
به گزارش خبرگزاری فرانسه از تهران، احمدی نژاد امروز در یک کنفرانس خبری اعلام کرد: از نظر ما پرونده هسته ای بسته شده است و ما در این زمینه با هیج کس گفتگو نخواهیم کرد.
احمدی نژاد گفت: ملت ایران آماده است در چارچوبی عادلانه با همه کسانی که می توانند در اصلاح امور جهان موثر باشند به گفتگو بنشیند.
احمدی نژاد گفت: بسته پیشنهادی ما به گروه 1+5 داده خواهد شد و بسته های دیگری با فهرستی از موضوعات گوناگون برای گروه های دیگری از کشورها آماده شده است.
احمدی نژاد گفت : گفتگوهای ما با قدرت های بزرگ تنها در چهارچوب همکاری برای مديريت مسائل جهانی صورت خواهد گرفت و نه هيچ چيز ديگر.
احمدی نژاد گفت: قدرت هایی که بیش از 60 سال است انحصار مدیریت جهانی را به دست گرفته اند امروز به پایان راه خود رسیده اند و باید همه مناسبات بین المللی دگرگون شود.
وی افزود: امروز دیگر نمی شود دو، سه کشور برای کل دنیا نقشه بکشند، امروز دیگر بدون مشارکت همگانی و بدون همکاری عمومی، هیچ یک از مشکلات جهان حل نمی شود.
احمدی نژاد افزود: ملت ایران در آستانه جهش های بزرگ علمی قرار دارد و خیلی زود قله ها را فتح خواهد کرد.
سخان احمدی نژاد در شرایطی بیان می شود که شورای حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي امروز دوشنبه براي بررسی پرونده هسته ای رژیم تهران تشکيل جلسه مي دهد.
همچنین شش قدرت بزرگ درگیر در مناقشه هسته ای رژیم تهران (آمریکا؛ فرانسه، انگلستان، روسیه، چین و آلمان) نیز قرار است تا دو هفته دیگر در آمریکا در مورد اعمال تحریمهای سخت تر علیه رژیم تهران گفتگو کنند.

*****

خروج قطعی هند از پروژه خط لوله انتقال گاز ایران
روزنامه سرمایه: سفیر پاکستان در تهران با بیان اینکه هند از پروژه خط لوله صلح خارج شد و این طرح گازی فقط با حضور ایران و پاکستان اجرا می شود، از افزایش واردات نفت خام از ایران خبر داد. محمد بخش عباسی گفت: «طی سال های اخیر در زمینه اقتصادی سطح روابط و مذاکرات ایران وپاکستان به طور چشمگیری ارتقا یافته است.» وی از اجرایی کردن پروژه گازی خط لوله صلح به عنوان مهم ترین طرح مشترک اقتصادی ایران و پاکستان یاد کرد و افزود: «در این رابطه یک هیات ایرانی متشکل از تعدادی از مدیران وزارت نفت روز جمعه گذشته به پاکستان سفر کردند تا توافقنامه امضا شده را نهایی کنند.» به گزارش «مهر» سفیر پاکستان در تهران تاکید کرد: «با اقدامات انجام شده هم اکنون می توان گفت پروژه خط لوله صادراتی گاز ایران به پاکستان مرحله نهایی خود را طی کرده است.» این مقام مسوول دولت اسلام آباد درباره اینکه آیا حضور هند در این پروژه (خط لوله صلح) منتفی شده است، افزود: «هند از این پروژه خارج شده و این پروژه فقط با حضور جمهوری اسلامی ایران و پاکستان اجرایی خواهد شد.» بر اساس این گزارش پیش از این نیز نماینده وزیر نفت در مذاکرات خط لوله صلح با بیان اینکه «در صورتی که در زمان شروع صادرات گاز به پاکستان، کشور هند هم علاقه مند به حضور در این پروژه باشد»، گفت: «با توجه به توسعه شبکه گاز در شرق کشور، امکان انتقال گاز بیشتر نیز به این کشور وجود دارد.» حجت الله غنیمی فرد با اشاره به این موضوع که 4 ،5 سال بعد از امضای قرارداد باید صادرات گاز به کشور پاکستان آغاز شود، اظهار داشته بود: «در این مدت مذاکرات دو کشور در رابطه با موارد فنی پیگیری می شود که پیش بینی ما این است که از سال 2014 میلادی فروش گاز به این کشور آغاز خواهد شد.»

پروژه ناکام 18 ساله

براساس این گزارش طرح خط لوله انتقال گاز صادراتی ایران به هند و پاکستان در سال 1990 مطرح شد اما گفت وگوها بر سر این طرح که «خط لوله صلح» نام گرفته از 10 سال پیش آغاز شد. طول خط لوله ایران به هند 2700 کیلومتر است و قرار بود گاز صادراتی ایران را از مسیر پاکستان به هند منتقل کند.

پیش بینی شده بود در صورت توافق نهایی،1100 کیلومتر از این خط لوله در ایران، 1000 کیلومتر در پاکستان و 600 کیلومتر در هند احداث شود و در صورت حضور هند با تکمیل این طرح، روزانه150 میلیون متر مکعب گاز ایران به هند و پاکستان صادر می شد که 90 میلیون متر مکعب آن برای هند و 60 میلیون متر مکعب آن برای پاکستان در نظر گرفته شده بود. هزینه اجرای این طرح در برآورد های اولیه 5/4 میلیارد دلار اعلام شده بود اما اکنون کارشناسان هزینه طرح را حدود هفت میلیارد دلار برآورد می کنند. خروج هند از مذاکرات در سال 86با جدی تر شدن خط لوله «تاپی» که یکی از گزینه های پاکستان برای تامین گاز به شمار می آید، هند نیز در سال 2007 تمایل خود را برای حضور در این پروژه اعلام کرد. با اعلام حضور هند در مذاکرات «تاپی» و فشارهای آمریکا در راستای انصراف حضور در خط لوله صلح، مشخص بود هند در این پروژه حضور نخواهد داشت ولی مقامات هندی این موضوع را هیچ گاه به صورت رسمی اعلام نکردند ولی دیگر در مذاکرات خط لوله صلح نیز حضور پیدا نکردند. این در حالی بود که مقامات و رسانه های نزدیک دولت در حوزه تبلیغی سعی در جلب نظر هندی ها داشتند.

در این رابطه جهانبخش امینی عضو کمیسیون انرژی در مجلس با بیان این مطلب که هند چاره ای جز پیوستن به خط لوله صلح ندارد، گفته است: «با وجود تمام تحریم هایی که از سوی اروپا و آمریکا بر هند صورت گرفته اما این کشور برای یافتن منابع مورد نیاز خود چاره ای جز پیوستن به خط لوله صلح ندارد اما تاکنون خبری مبنی بر پیوستن هند به این قرارداد نشنیده ایم و شاید این کار در آینده ای نه چندان دور صورت گیرد.» نماینده ویژه وزیر نفت در مذاکرات خط لوله صلح نیز بارها با بیان این مطلب که «ما منتظر هند خواهیم بود»، گفته بود: «لحاظ کردن مفادی در متن قرارداد برای حضور هندوستان در این پروژه در صورت تمایل این کشور وجود دارد ولی تا این لحظه هیچ مقام هندی عدم تمایلی برای حضور در این پروژه بزرگ نشان نداده و امیدواریم هر چه زودتر تصمیم نهایی خود را در این زمینه اتخاذ کنند.»خبرگزاری ها و روزنامه های نزدیک دولت نیز بارها از قول منابع آگاه از تمایل هند برای ورود به مذاکرات خبر دادند به طور مثال روزنامه «کیهان» 29مرداد سال جاری به نقل از خبرگزاری «فارس» نوشت: «یک منبع آگاه در دهلی نو از سفر هیاتی به تهران در ماه آینده خبر داد تا در مورد پیوستن هند به خط لوله صلح با مقامات ایران مذاکره کند.»این روزنامه در ادامه نوشت: «دهلی نو با هدف توسعه روابط خود با ایران از منوچهر متکی وزیر خارجه این کشور دعوت کرده به هند سفر کند.»در گزارش «کیهان» به نقل از منابع آگاه در دولت هند آمده است: «این سفر که در اوایل سپتامبر انجام می شود زمینه ملاقات احمدی نژاد و «مان موهان سینگ» نخست وزیر هند را طی سال جاری در تهران فراهم می کند.»«تاپی» با حمایت آمریکا و حضور هند قوت گرفتهمزمان با مذاکرات خط لوله صلح و تامین گاز مورد نیاز پاکستان و شبه قاره هند توسط ایران، مذاکرات دیگری نیز در حال انجام بود که به واسطه آن گاز مورد نیاز پاکستان از کشور ترکمنستان تامین می شد.

در همین رابطه روسای جمهوری های پاکستان، افغانستان و ترکمنستان 30 مه 2002، موافقتنامه ای را در زمینه انتقال ذخایر گسترده گاز آسیای مرکزی امضا کردند. در این گفت وگوها که در اسلام آباد پایتخت پاکستان برگزار شد، پرویز مشرف رئیس جمهوری پاکستان، حامد کرزی رهبر اداره موقت افغانستان و صفرمراد نیازف رئیس جمهوری ترکمنستان، قراردادی برای احداث یک خط لوله گاز به ارزش دو میلیارد دلار امضا کردند که گاز ترکمنستان را از طریق افغانستان به پاکستان می رساند. در این چارچوب قرار بود خط لوله ای به طول 1500 کیلومتر، گاز میدان «دولت آباد» در ترکمنستان را به بندر «گوادر» در جنوب غربی پاکستان منتقل کند. پس از آن در 16 فوریه 2006، توافق رسمی بر سر احداث خط لوله گاز ترکمنستان به پاکستان به عمل آمد بر این اساس سه دولت افغانستان، پاکستان و ترکمنستان موافقت رسمی خود را با احداث خط لوله ای که گاز ترکمنستان را از طریق خاک افغانستان به پاکستان منتقل کند، اعلام کردند. در همان زمان هند نیز که برای خروج از پروژه انتقال گاز از ایران به شبه قاره هند (خط لوله صلح) از سوی آمریکا تحت فشار بود، علاقه خود را به احداث این خط لوله ابراز کرد تا در آبان 1386، به طور رسمی به گفت و گوهای پروژه خط لوله گاز ترکمنستان افغانستان پاکستان دعوت شود. بر این اساس نشست کمیته رهبری مذاکرات خط لوله گاز ترکمنستان افغانستان پاکستان هند موسوم به «تاپی» در روزهای چهارم و پنجم اردیبهشت 1387 (23 و 24 آوریل 2008) در «اسلام آباد» برگزار شد و طی آن کشورهای ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند یک قرارداد کلی را در مورد این خط لوله گاز امضا کردند. طبق توافقات به عمل آمده، این خط لوله 1600 کیلومتری قادر خواهد بود روزانه 100 میلیون و سالانه 33 میلیارد متر مکعب گاز را از حوزه گاز «دولت آباد» در ترکمنستان به کشورهای افغانستان، پاکستان و هند منتقل کند. بر این مبنا ترکمنستان حجم گاز موجود در حوزه دولت آباد را 159 تریلیون فوت مکعب اعلام کرده که 26/34 تریلیون فوت مکعب از آن به خط لوله ترکمنستان افغانستان پاکستان هند اختصاص خواهد یافت. در این راستا وزیر نفت و گاز ترکمنستان اعلام کرد کشورش می تواند «در مرحله نخست 30 میلیون مترمکعب گاز روزانه به پاکستان و همین مقدار را به هند و همچنین 5 میلیون متر مکعب به افغانستان تحویل دهد و در مراحل بعدی مقدار گاز تحویلی به این سه کشور را در مجموع به 90 میلیون مترمکعب افزایش دهد.» (اکونیوز، 4 اردیبهشت 87)شایان ذکر است که خط لوله فوق از حوزه گاز دولت آباد در ترکمنستان شروع شده و در طول بزرگراه «هرات» به «قندهار» در افغانستان و سپس از طریق «کویته» و «مولتان» در پاکستان ادامه خواهد یافت و سرانجام در شهرک «فاضیلکا» در نزدیکی مرز پاکستان با هند به خاک هند وارد خواهد شد. همچنین هزینه احداث این خط لوله، براساس قیمت های سال 2005 حدود 5/3 میلیارد دلار برآورد شده است و تاکنون «بانک توسعه آسیا» 4 میلیون دلار در این طرح به عنوان کمک فنی سرمایه گذاری کرده است.

هند پس از خروج از خط لوله صلح درصدد تسریع برگزاری نشست های اجرایی «تاپی» و عملیاتی کردن هر چه زودتر آن است. به عقیده کارشناسان اجرای «تاپی»، صادرات گاز ایران به پاکستان را تحت الشعاع قرار خواهد داد و طرف پاکستانی با اتکا به منبع تامین ثانویه گاز مورد نیاز، درصدد کاهش قیمت ها و امتیازگیری برخواهد آمد. این طور به نظر می رسد که با به وجود آمدن بازار جدید گازی برای ترکمنستان، ایران در بخش واردات و قیمت گاز وارداتی با این کشور نیز به مشکل برخواهد خورد.

*****

چاوز: حضرت مسیح به همراه حضرت مهدی رجعت خواهد نمود
هوگو چاوز رئیس‌جمهوری ونزوئلا که پس از پایان دیدارهایش با مقام های ایرانی به ترکمنستان سفر کرد روز گذشته به همراه محمود احمدی نژاد به مشهد سفر کرد.
امضای اسناد همکاری ایران و ونزوئلا نیز با حضور احمدی‌نژاد و چاوز در مشهد صورت گرفت. هوگو چاوز رییس جمهوری ونزوئلا صبح شنبه به همراه یک هیأت بلند پایه سیاسی و اقتصادی در فرودگاه مهرآباد تهران مورد استقبال رسمی مقام های ایرانی قرار گرفت. چاوز در چهارچوب سفر یازده روزه خود به شش کشور جهان که روز دوشنبه از لیبی آغاز شده بود ، پس از گذر از الجزائر و سوریه وارد تهران شد. هوگو چاوز پس از پادشاه عمان و رئیس جمهوری سوریه، سومین رهبر خارجی است که پس از انتخابات به ایران سفر کرده است. هوگو چاوز روابط دوستانه ای با محمود احمدی نژاد دارد و این موضوع زمینه ساز گسترش روابط دولت ایران با شماری از دولت های آمریکای لاتین بوده است. اما اکنون سفر وی بهمراه محمود احمدی نژاد و کابینه اش نشان از عمق روابط ایران و ونزوئلا دارد.
مقام های دولت ایران حضوردر آمریکای جنوبی که با همکاری و کمک های اقتصادی گسترده همراه بوده را یکی از دستاوردهای مهم سیاست خارجی ایران می دانند.
مخالفان این سیاست با اشاره به تضعیف و تیرگی روابط ایران با کشورهای اثرگذار جهان، تمرکز بر گسترش روابط با کشورهای آمریکای لاتین را بی فایده و هزینه آن را غیرقابل قبول دانسته اند.
محمود احمدی نژاد یكشنبه شب بعد از امضای سه سند همكاری اقتصادی، بهداشت و درمان و انرژی با ونزوئلا در كنفرانس مشترك خبری با هوگو چاوز اظهار داشت «بسیار خوشحالم پایان دیدار هوگو چاوز از ایران با زیارت حرم حضرت امام رضا مقارن شد.»
وی اضافه کرد: «پذیرائی از آقای چاوز در مقدس‌ترین مكان ایران نشاندهنده ارادت ملت ایران به آقای چاوز و ملت انقلابی ونزوئلا است.
اما هوگو چاوز در این کنفرانس خبری به ایراد سخنانی در مورد مسایل مذهبی پرداخت و گفت: «به عنوان یك مسیحی احساس بسیار خوبی دارم كه به زیارت حرم مقدس امام رضا آمده ام.»
وی افزود: «حضرت مسیح رجعت خواهد نمود و به همراه حضرت مهدی یك روز برای ایجاد عدالت قیام خواهند كرد.»
وی در بخش دیگری از سخنان خود توسعه روابط تجاری میان دو كشور را مورد تأكید قرار داد و گفت: «از این بستر می‌توانیم به چشم انداز و هدف مورد نظر خود در آینده نزدیك برسیم.» بر اساس یکی از تفاهم نامه های امضا شده بین رؤسای جمهور دو کشور، ونزوئلا به ایران روزانه معادل ۲۰ هزار بشکه بنزین صادر خواهد کرد. هیات بلندپایه کشور ونزوئلا در ادامه سفر خود صبح امروز ایران را به مقصد ترکمنستان ترک کرد.

*****

به جای محمد رضا همه نسل سوم را محاکمه کنید
پرستو سرمدي
حالا دیگر سه ماهی می شود که محمد رضا جلایی پور را به اوین فرستادند تا لابد دست مزد یک سال تلاش او را برای روشن کردن نور امید در دل نسل سوم ماتم زده این سرزمین بدهند، تابستان گذشته در چنین روزهایی بود که او تصمیم گرفت کمپینی تشکیل دهد برای دعوت خاتمی به حضور در انتخابات که یگانه امید این نسل بود برای زندگی بهتر، در یکی ازهمان روزهای گرم و کسل کننده تابستان که آدم دنبال بهانه ای می گردد تا شاید بتواند دلی خوش کند محمد رضا و جمعی از دوستان جوان او به روزهای بهاری اندیشیدند ، موج سوم تشکیل شد و امید را به میان نسل سوم آورد، خیلی زود نزدیک به نیم میلیون نسل سومی نامه ای را امضا کردند تا خاتمی بیاید و او آمد هرچند خیلی کوتاه، اما با هوشیاری میرحسین را به نسل من معرفی کرد تا نشان دهد که امیدها بسیارند و ... .
حالا رضا جلایی پور در اوین است ،در حالی که من هرقدر داستان پویش و فعالیت های او را در ذهن مرور می کنم نمی فهمم جرمش چیست؟ پیش از انتخابات چه قدر ساده لوح بودم که می اندیشیدم نتیجه انتخابات هرچه باشد از محمد رضا و پویش و همه جوانانی که وارد گود شدند تا مردم و نسل سوم را با انتخابات آشتی دهند قدردانی خواهد شد و نظام به وجود چنین جوانانی خواهد بالید، که با وجود زندگی در این سرزمین نه تنها نا امیدی چون خوره روحشان را نابود نکرده است بلکه چون رضا یک سال درس و زندگی را تعطیل کردند تا شاید راهی بیابند برای نجات این نسل بد سرپرست.
جرم محمد رضا چیست؟ اگر جرمش این است که به خاتمی وموسوی دل بسته و به اصلاحات امید، که نزدیک نیم میلیون پویش گر و حداقل به قول کودتاگران 14 ميلیون از مردم این سرزمین چون او می اندیشند پس چرا او باید به تنهایی تاوان این گناه را دهد؟! اگر جرمش فعالیت های پویش است که بارها و بارها در ويژه نامه ها و اطلاعيه هاي پویش بند بند آن ها شرح داده شده. نمی دانم بازجویان که این روزها به بهانه های مختلف زمان آزادی محمد رضا را به تعویق می اندازند اصلا توضیحات او را در مورد فعالیت های پویش مطالعه کرده اند که این چنین دنبال نکته نگفته ای می گردند؟ توضیحاتی که در آنها حتی تعداد کلمات مطالبی که درسایت پویش منتشر شده آمده است چرا که فعالیت های پویش همگی مایه مباهات است و آشکار و دلیلی برای پنهان کردن آن وجود ندارد. بله محمد رضا جلایی پور سرآمد موج سوم است به دلیل خوش فکری، مسئولیت پذیری و ویژگی های اخلاقی منحصر به فردش که این روزها همه از آن می نویسند و بیش از همه در نامه های فاطمه همسر صبورش هویداست، اما او با وجود این جایگاه هیچ گاه تصمیمی را به تنهایی اتخاذ نکرده است، تمامی فعالیت های پویش با تصمیم جمعی اعضای هسته مرکزی انجام شده است پس اگر فعالیت برای انتخابات جرم است همه ما مجرم هستیم نه محمد رضا و همه ما باید بازداشت و محاکمه شویم نه او به تنهایی. واگر جرمش آزاد اندیشی و دموکراسی خواهی است که باید برای محاکمه همه مجرمان دادگاهی به وسعت این کشور بر پا شود و دادخواستی حداقل به تعداد تمامی نسل سومی ها تهیه ، چرا که پرچمی که از مادران و پدرانمان از زمان مشروطه تا کنون دست به دست به ما رسیده هیچگاه زمین گذاشته نخواهد شد.
ما نسل سومی ها که بسیاری از تلخی ها ی گذشته را نچشیده بودیم و تلاش کرده بودیم برخی حوادث تلخ دهه گذشته را نادیده بگیریم ، تنها در پی آن بودیم که با مسالمت ترین روش درهای امید دوباره را بگشاییم، اما طی 80 روز گذشته دیدیم آنچه را که تصور هم نمی کردیم، فکر نمی کنم بتوانیم آن را فراموش کنیم و یا ببخشیم اما آزادی برادران و خواهران دربندمان می تواند حداقل دلجویی باشد بر آنچه که به ناروا بر ما رفت، از این رو آنان که فاجعه آفریده اند بهتر است برای خودشان هم که شده هر چه زودتر محمد رضای نسل ما را آزاد کنند، او که در زندان حسرت یک آخ را هم بر دلشان گذاشته است.
*****

از میان ایمیل های رسیده:

ویدیوکلیپی هدیه شده به ملت ایران برای مبارزه و ایستادگی آنان در برابر رژیم جور و ظلم و فساد "ولایت وقیح"، کاری زیبا از جناب آقای دکتر آرش ایراندوست

*****

-

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۳۸۸/۰۶/۱۵

یکشنبه: 15/6/1388 (زمان: 00:04 بامداد)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: ما به هیچ حزب، دسته، گروه یا مرامی وابسته نیستیم.
تقاضا داریم برای باز نشر مطالب انتشار یافته درین وبلاگ، نام منبع اصلی را درج نمایید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوستان ، یاران ، هم میهنان بامدادتان گرامی باد.
دقایقی است که روز شنبه را پشت سر نهاده و بامداد یکشنبه پانزدهم شهریور ماه را آغاز کرده ایم. این تاریخ ، یکی از سخت ترین و دردناکترین تاریخ ها ی زندگی ما می باشد.
سه ماه پیش، در روز "پانزدهم خرداد ماه 1388" در ساعت هشت شب؛ یار گرانبها و سردبیر وبلاگ و هماهنگ کننده تشکیلات ما، پریسای شیردل به هنگام خروج از اتومبیلش در مقابل درب خانه اش توسط سه تن از اوباشان بسیجی گرفتار شد و بزور داخل "ون" بدون شماره و آرم و غیره ای انتقال یافت و حدود 48 ساعت بعد، پیکر مثله مثله شده او در بیابانهای پردیس کرج کشف گردید در حالی که نه تنها به او تجاوز جنسی کرده بودند که حتا جای دهها ضربه دشنه و قداره بر پیکر شریف اش مشخص بود و نیز، خرخره اش را بریده بودند.
پریسا (نام اصلی اش زهره بود) در سن 9 سالگی پدرش را که از افسران ارتش شاهنشاهی (سابق) بود از دست داد و یتیم شد.
در سال 1359جنگی که با وسوسه و نادانی خمینی ملعون برای بقول خودش صدور انقلاب به منطقه ؛ و با آتش افروزی صدام حسین ملعون بین ایران و عراق درگرفت بسیاری از فرزندان رشید ملت به حکم وظیفه و برای پاسداری آب و خاک شرکت کردند که از جمله پدر پریسا که یکی از افسران پاکنهاد ارتش (شاهنشاهی) بود نیز در این جنگ ایفای نقش نمود و در نهایت با ایثار جان، وظیفه خود را بعنوان یک سرباز فداکار وطن ایفا نمود.
بلافاصله پس از آن یار گرامی ما جناب دکتر بحری، پریسا (زهره) و برادرش مازیار را (که او نیز در راهپیمایی میلیونی هجدهم خرداد ماه 1388 با دشنه یکی از اوباشان بسیجی مجروح شد و پس از سه بار جراحی؛ عاقبت جان باخت) بزیر چتر حمایت مادی و معنوی خویش گرفت و درواقع برای آنان در حکم پدر بود. پدری که برای فرزندانش همه کار کرد.
پریسا پس از پایان تحصیلات دبیرستانی در دانشگاه تهران رشته حقوق را پی گرفت و مدارک کارشناسی (لیسانس) و کارشناسی ارشد (فوق لیسانس) حقوق را دریافت کرد و سپس ضمن همکاری با یکی از معروفترین و مبرزترین وکلای ایران، به وظیفه بزرگتری که پدر معنویش یعنی دکتر بحری هنگام ترک ایران به او سپرده بود؛ یعنی سرپرستی و هماهنگی جنبش همبستگی دانشجویان نیز می پرداخت. وظیفه ای که برایش مقدم بر کار وکالتش بود. افسوس که پریسای عزیز ما چند روز پیش از قیام ملت (پس از نتیجه انتصابات ولایت وقیح) گرفتار و سپس کشته شد و نتوانست خیزش و قیام هم میهنانش را ببیند؛ گو این که اطمینان داریم روح شریف و پاکش از آسمانها شاهد و ناظر این صحنه های فراموش نشدنی می باشد.
ما طی سه ماه گذشته همیشه جای خالی این شیرزن فداکار و مبارز را در بین خویش احساس کرده ایم، در غم از دست دادنش خون گریستیم، و با پیگیری یارانمان در گروه "اعدام های انقلابی" سه نفری را که در ربودن او دست داشتند شناسایی کرده و هر سه نفر آنان را به سزای عمل پلید و ننگین خویش رساندیم (آخرین نفر کمی بیش از 48 ساعت پیش حدود نیمه شب در مقابل منزلش در قلهک اعدام انقلابی شد).
در طول سه ماه گذشته بارها و بارها از همسر پریسا (بهمن) و از مادرش (زهرا خانم) و همچنین از پدرش جناب دکتر بحری درخواست کردیم که اجازه دهند که شرح حال و عکس این همرزم مبارز خویش را انتشار دهیم که هربار، بخصوص از سوی همسر و مادرش با جواب منفی روبرو شدیم اما در تماسی که روز گذشته با خانواده اش و نیز با جناب دکتر بحری داشتیم این اجازه به ما داده شد که فقط سرگذشت او را بطور خیلی مختصر و بدون انتشار عکسی از او در سایتی که به همت آن شیرزن پایه ریزی گردید و شکل گرفت انتشار دهیم.
جناب دکتر بحری در رثای فرزند مبارزش "پریسا" شعری زیبا اما بسیار غم انگیز که گویای رنج درونی این رادمرد پاکنهاد و مبارز است سروده اند بشرح زیر:
کجایی تو ای از تبار بهار
ببین باد ماتم به در میزند
رهایم کن از دست سردِ خزان
که بر ساقه هایم تبر میزند
*
همانم، همان آشنای غریب
اسیرم درین کنج زندان غم
بیا باز کن این در بسته را
که گیرم سراغ تو را دَم به دَم
*
صدایت کنم ای تو آرامش ام
تو که دیدنت، نوبهار من است
کجایی ببینی هنوز عکس تو
درین قاب کهنه کنار من است
*
منم دربدر، خسته ای تشنه کام
بیا با محبت جوابم بده
درین شوره زار تهی از حیات
تو که چشمه ای، قطره آبم بده
*
ببین خاطر از ردِ پایت ُتهی است
همه لحظه هایم دگر بی صداست
دریغا که عمرم درین شام سرد
بدون تو، ژرفای بی انتهاست
*
تو دانی که من عابری خسته ام
یک رهرو کوچه های خموش،
که آرام و لرزان، بجویم نشان
از آن شور و غوغا و آوا و جوش
**
آقای دکتر بحری دیروز این سروده زیبا را بصورت ویدیوکلیپی نیز ساختند و آن را در یوتیوب به نمایش نهادند که در توضیح این ویدیوکلیپ نوشته اند: "تقدیم به ندا، پریسا، ترانه، و ... و ..." که علت این نوشته آن است که ایشان برای ندا و تنی چند از دیگر جانباختگان وقایع اخیر نیز، در حکم پدری مهربان و فداکار بوده اند که مادامی که در ایران بسر می بردند، بهر طریق ممکن آنان را همراهی و حمایت می کردند.
ما درد فراق و از دست دادن پریساها، مازیارها، نداها، سهراب ها و همه جانباختگان راه آزادی میهن را به خودمان و به خانواده های این عزیزان زنده یاد و به تمامی ملت شریف ایران دوباره تسلیت می گوییم.

لینک URL این ویدیوکلیپ:
**
در زیر این ویدیوکلیپ جدید و زیبا را مشاهده نمایید:



*****
از میان ایمیل های دریافتی:
یوشکا فیشر: رهبران ایران تاریخ بخوانند
یوشکا فیشر وزیر خارجه پیشین آلمان از انتخاب باراک اوباما به عنوان رئیس جمهوری آمریکا به عنوان بزرگترین فرصت تاریخی برای ایران نام برده و ابراز عقیده کرده است، ایران در حال از دست دادن این فرصت است.
آقای فیشر در مقاله ای با عنوان «شاخ زیتون اوباما برای ایران» که روز دوشنبه در روزنامه بریتانیایی گاردین منتشر شد، نوشته است، این فرصت منحصر به فرد همان اعلام آمادگی اوباما برای گفت و گو با ایران است، به شرط آن که رهبران ایران هم بخواهند از این فرصت استفاده کنند.
به اعتقاد وزیر خارجه پیشین آلمان در شرایط کنونی نشانه هایی از آمادگی رهبران ایران برای استفاده از این فرصت به چشم نمی خورد، چرا که پیشنهاد باراک اوباما در عین حال برای رِژیم ایران خطری جدی به شمار می آید.
یوشکا فیشر افزوده است: « هیچ چیز به اندازه کاهش تنش در روابط با آمریکا رهبران ایران را نگران نمی کند.»
در ادامه این مقاله آمده است، رِژیم حاکم بر ایران از جرج بوش و دولت نئومحافظه کار وی استقبال می کرد، چرا که وجود این دولت به رهبران ایران اجازه می داد، انسجام درونی خود را حفظ کرده و در عین حال به دخالت های خود در عراق و افغانستان هم ادامه دهند.
یوشکا فیشر می نویسد، رهبران ایران تنها بخشی از مدرنیسم را می خواهند و آن اقتصادی پیشرفته، فن آوری و توسعه زیرساخت ها است در حالی که در مقابل آزادی، دمکراسی و حاکمیت قانون می ایستند.
وزیر خارجه پیشین آلمان با اشاره به برگزاری تظاهرات گسترده در ایران در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری و سرکوب خشونت آمیز معترضان از آن به عنوان آغاز ایجاد شکاف میان نخبگان سیاسی جمهوری اسلامی در باره رویکرد کلی نظام نام برده است.
به اعتقاد یوشکا فیشر هرچند جمهوری اسلامی باید میان انزوا و گشایش در روابط با جهان خارج یکی را برگزیند، اما در شرایط کنونی به نظر میرسد که طرفداران انزوا در ایران در موضع برتر قرار دارند.
در بخش دیگری از این مقاله با اشاره به تاریخچه انقلاب اسلامی آمده است، هرچند انقلاب آیت الله خمینی این انقلاب را اسلامی خوانده بود اما یکی از اهداف مهم آن تامین استقلال ملی و مقابله با نفوذ خارجی بود.
یوشکا فیشر ادامه می دهد، سی سال پس از انقلاب اسلامی پیشنهاد باراک اوباما می تواند، به تامین استقلال ایران و تعبیر رویای تبدیل شدن به یک قدرت و تمدن بزرگ و پذیرفته شدن در جمع قدرتهای جهانی بی انجامد، هر چند رهبران کنونی ایران مسیر رویارویی را در پیش گرفته اند.
فیشر در بخش دیگری از مقاله خود به مقایسه انقلاب ایران با انقلاب های دیگر در کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین می پردازد و با اشاره به این که اغلب این انقلاب ها مدل اتحاد جماهیر شوروی پیشین را برگزیدند، می افزاید، اتحاد شوروی به خاطر کمبود موشک و سلاح هسته ای سقوط نکرد، بلکه علت فروپاشی آن ضعف اقتصادی بود.
فیشر می نویسد: « به نظر نمی رسد، رهبران ایران بخواهند از تاریخ عبرت بگیرند، به جای این، آنها همچنان به راهکارهای کهنه عصر ضد استعماری دل بسته اند.»
یوشکا فیشر با اشاره به هراس رهبران جمهوری اسلامی از «انقلاب رنگی» ادامه می دهد، کشورهایی نظیر چین، روسیه و ویتنام نیز که تنها بخشی از مدرنیسم را می پسندند، از «انقلاب رنگی» می هراسند، اما این کشورها برای مقابله با این نوع «مدرنیسم سیاسی» به ابزارهایی مانند اقتصاد، آزادی اجتماعی و همگرایی با بازارهای جهانی متوسل شده اند.
وزیر امور خارجه آلمان چند کشور «اصلاح نشده» باقی مانده از اردوگاه «سوسیالیست» مانند کره شمالی و کوبا را در حدی نمی داند که بخواهند یک قدرت جایگزین در جهان ایجاد کنند.
یوشکا فیشر همچنین با اشاره به حضور کشورهایی مانند هند، ترکیه و برزیل در جمع بیست قدرت بزرگ جهانی و مقایسه ایران با این کشورها ادامه می دهد، در میان مدت نمی توان از کشورهای عربی یا اسراییل به عنوان رقیب ایران در منطقه نام برد، بلکه این ترکیه است که به دلیل پیش گرفتن سیاستی موفق و مبتنی بر مدرنیسم رفته رفته به قدرت اصلی در منطقه خاورمیانه تبدیل می شود.
آقای فیشر در پایان با اشاره به درپیش بودن تصمیم های سرنوشت ساز در باره ایران در پاییز پیشرو نتیجه گیری کرده است:« نگاهی به کتاب های تاریخ می تواند به رهبران جمهوری اسلامی برای تصمیم گیری کمک کند
*****
تعقيب خلافکاران؛ تضعيف نظام يا تقويت آن؟
دکتر حسين ميرمحمد صادقي (عضو هيات علمي دانشکده حقوق)
چند سال پيش در کتابي که يکي از استادان خارجي در مورد حقوق جزاي بين الملل، جنايات بين المللي و جرائم جنگي نگاشته است، مطلب جالبي خواندم. مضمون مطلب، که در قالب مثالي بيان شده بود، اين بود که هر گاه خلباني از کشور «الف» بمبي را روي منطقه يي در کشور «ب» بيندازد و موجبات اعتراض کشور اخيرالذکر را فراهم آورد، کشور متبوع آن خلبان مي تواند يکي از دو نوع برخورد را در قبال اين اقدام خلبان خود در پيش گيرد؛ از يک سو مي تواند دورانديشي پيشه ساخته و با تعقيب و تنبيه خلبان خاطي و عذرخواهي از کشور آسيب ديده و احياناً پرداخت غرامت به آن باعث شود همگان اين بمباران را عملي خودسرانه از سوي خلباني نادان يا مختل المشاعر تلقي کنند و آن حادثه به زودي از صفحه دل و ذهن همگان، از جمله مسوولان و مردم کشور مورد اصابت، زدوده شده و احساسات جريحه دار شده آنها را ترميم کند. از سوي ديگر مسوولان کشور متبوع خلبان خطاکار ممکن است به جاي اين تدبير، بي تدبيري پيشه سازند و آن خلبان را تحت حمايت خود گرفته يا حداقل در مورد اقدام خلافکارانه وي به بهانه هايي و بر اساس محاسباتي که نزد خود مي کنند، سکوت پيشه سازند. در اين حالت مسوولان کشور صدمه ديده اين اقدام را نشانه و قرينه يي بر حمايت دولت متبوع خلبان از اقدام وي و حتي به منزله حساب شده بودن آن بمباران از سوي دولت مذکور و نوعي اعلان جنگ تلقي خواهند کرد و چه بسا همين بي تدبيري موجب شعله ور شدن آتش جنگ خانمانسوز درازمدتي بين دو کشور شود. نويسنده مقاله مورد اشاره از اين مطلب به اين نتيجه مي رسد که دولت ها با اجراي عدالت در مورد خطاکاران نقش مهمي در حفظ صلح و امنيت بين المللي و تامين آرامش مردم ايفا مي کنند. اين درسي است که همه مسوولان و از جمله مسوولان کشور ما بايد نيک به خاطر بسپارند. دليل آنکه گاه در کشورهاي غربي شرح جنايات انجام شده توسط کارگزاران آنها (براي مثال طي سال هاي اخير در مورد زندان هاي داخل يا خارج آن کشورها) به رسانه ها کشيده مي شود و به محاکمه افراد خطاکار مي انجامد را بايد در همين نکته جست وجو کرد. به عبارت ديگر انگيزه اين اقدام بسيار بيش از آنکه برخاسته از حس عدالتخواهي سران آن دولت ها باشد، ناشي از دغدغه حفظ منافع ملي و به عبارت ديگر درک اين نکته است که نبايد به بهانه هايي چون حفظ آبروي نظام اين تصور را در مردم ايجاد کرد که جنايات انجام شده مورد تاييد و حداقل رضايت مسوولان عالي رتبه آن کشورها بوده است، زيرا آنچه به منافع نظام لطمه مي زند، نهادينه شدن اين تصور در اذهان مردم در داخل و خارج کشور است نه خطاي چند کارگزار خلافکار. اين اقدام قطعاً باعث دلسردي ساير کارگزاران دولت هم نخواهد شد بلکه برعکس، با تفکيک خادم از خائن موجبات سربلندي آنان را نيز فراهم خواهد آورد. آنچه برخورد دولت را با خلافکاران و جانيان ضروري تر مي سازد اين نکته است که جناياتي مثل قتل، ايراد ضرب و جرح، تجاوز جنسي و نظاير آنها، از لحاظ موازين حقوقي، جرائمي عادي محسوب مي شوند. اما همين جنايات عادي، که مرتکبان آنها در محاکم داخلي يک کشور براساس حقوق داخلي آن قابل تعقيب، محاکمه و مجازات هستند، هرگاه در شرايطي به طور گسترده، يا سازمان يافته ارتکاب يابند که شائبه حمايت يا رضايت دولت از ارتکاب آنها وجود داشته باشد، مي توانند از يک جرم عادي به يک جرم بين المللي، يعني «جنايت عليه بشريت» تغيير ماهيت داده و در نتيجه عاملان، آمران و طراحان در محاکم بين المللي، بر اساس موازين حقوق جزاي بين الملل قابل تعقيب، محاکمه و مجازات شوند. اين واقعيت نيز بر لزوم عدم مماشات مسوولان عالي رتبه دولت ها در قبال خلافکاري هاي کارگزاران پايين تر صحه مي گذارد. در همين رابطه نکته ديگري را نيز بايد گوشزد کرد. امروزه قضاوت مردم و دولت هاي جهان در مورد ساير دولت ها و وضعيت حقوق بشر آنها بر اين مبنا صورت نمي گيرد که آيا در آن کشور نقض حقوق بشر رخ مي دهد يا خير و اگر رخ مي دهد، دامنه و گستره آن به چه ميزان است، بلکه مبناي قضاوت راجع به وضعيت حقوق بشر در کشورها وجود يا فقدان اراده و مکانيسم لازم براي مقابله با موارد نقض حقوق بشر در آن کشورها و شيوه برخورد آنها با ناقضان حقوق بشر است. خوب به ياد مي آورم که چند سال پيش که در اجلاس کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو“
(که در حال حاضر به شوراي حقوق بشر تغيير نام داده است) شرکت کرده بودم، رئيس جمهور وقت فرانسه، که به عنوان يکي از سخنرانان در اجلاس سخن مي گفت، هيچ تلاشي براي انکار نقض حقوق بشر در آن کشور نمي کرد، بلکه بيشتر تلاش مي کرد حضار را نسبت به وجود مکانيسم هاي لازم در فرانسه براي جلوگيري از نقض حقوق بشر و برخورد با ناقضان حقوق بشر مطمئن سازد، زيرا وي به خوبي مي دانست که اين نکته يي است که دولت هاي عضو کميسيون حقوق بشر مايل به شنيدن آن و حصول اطمينان از رعايت آن هستند، نه اينکه در پي آن باشند که نسبت به عدم نقض حقوق بشر در هيچ نقطه يي از يک کشور و توسط هيچ يک از کارگزاران آن اطمينان حاصل کنند، که اين شايد در مورد هيچ کشوري صدق نکند. از آنچه گفته شد، پاسخ عنواني که نويسنده براي اين مقاله برگزيده است، روشن مي شود و آن اين است که کتمان موارد نقض هاي جدي حقوق بشر و بدين وسيله ايجاد مصونيت براي مرتکبان آنها قطعاً موجب تضعيف يک نظام خواهد شد. از سوي ديگر افشاي اين موارد و تعقيب مرتکبان آنها به تقويت نظام، آرامش قربانيان مستقيم و غيرمستقيم جنايات، جدا شدن حساب مسوولان عالي رتبه از متخلفان و خوشنام ماندن نظام در اذهان مردم در داخل و خارج کشور خواهد انجاميد. بگذاريد در اين مورد مثالي بزنم. فرض کنيم مسوولي از ايران در يکي از سفرهاي خارجي خود مورد اين پرسش و اعتراض از سوي يک خبرنگار خارجي قرار گيرد که پس از انجام انتخابات رياست جمهوري دهم، موارد نگران کننده يي از نقض حقوق بشر در خيابان ها و بازداشتگاه هاي ايران اتفاق افتاده است. هرگاه پاسخ آن مسوول تلاش براي انکار اين موارد از بيخ و بن و نسبت دادن اين اتهامات به بلندگوهاي تبليغاتي دشمنان و بدين وسيله به خيال خود حفظ مصلحت نظام با پاک کردن دامان چند کارگزار متخلف از اتهامات وارد شده به آنها باشد، اين موضع وي هيچ کس را قانع نکرده بلکه برعکس، شائبه حمايت دولت از متخلفان را به وجود خواهد آورد و در واقع موجب هزينه شدن کل نظام به پاي چند فرد متخلف خواهد شد. اما برعکس هر گاه وي در پاسخ با متانت تمام اظهار دارد طبيعي است که در کشور وسيعي چون ايران هم، مثل همه کشورهاي ديگر، مواردي از نقض حقوق بشر رخ مي دهد، که هيچ گاه مورد تاييد نظام نيست به همين دليل هم در اين مورد بنا به تصميم قطعي مسوولان عالي رتبه نظام، اقدامات قاطعي انجام و متخلفان به دست عدالت سپرده شده اند تا مورد مجازات قرار گيرند. شنيدن اين سخن و مشاهده اقدامات عملي متعاقب آن برخلاف موضع اول، هر فرد منصفي را قانع خواهد کرد و موجب القاي آرامش به جامعه نيز خواهد
شد.
*****
معاون اول قوه قضائيه از ادامه بررسي اظهارات کروبي در کميته سه نفره خبر داد
در روند رسيدگي به پرونده حوادث اخير اخلال ايجاد نمي شود
معاون اول رئيس قوه قضائيه از ادامه بررسي اظهارات مهدي کروبي در اين قوه خبر داد. ابراهيم رئيسي گفت کروبي در هيات سه نفره قوه قضائيه حاضر شده و اظهاراتي را بيان داشته که در حال بررسي است و به محض اينکه به نتيجه لازم برسد، نتايج آن را اعلام خواهيم کرد. مهدي کروبي نيز روز جمعه ديدار خود با هيات سه نفره قوه قضائيه را بسيار خوب توصيف کرده بود.
دبيرکل حزب اعتماد ملي همچنين از احتمال ادامه اين جلسات خبر داده بود تا اگر لازم شد مستندات خود را در مورد آزار جنسي بازداشت شدگان در زندان ارائه کند. به هرحال سيدابراهيم رئيسي ديروز در حاشيه مراسم توديع و معارفه روساي جديد و سابق زندان ها در خصوص ارائه مستندات از سوي کروبي گفت؛ در دو يا سه مقطع پيگيري در دادستاني کل، دادگستري استان تهران و مجلس شوراي اسلامي انجام شده و طبق اظهارات مسوولان مربوطه سند و مدرکي از سوي وي ارائه نشده است. اين نامزد معترض به رئيس قوه قضائيه نامه يي نوشته و در آن درخواست ملاقات با آيت الله لاريجاني کرده است. وي در هيات سه نفره نيز حاضر شد و اظهاراتي را بيان داشت که اظهارات ايشان در حال بررسي است.
به گزارش مهر سيدابراهيم رئيسي درباره اقدامات اخير هيات سه نفره نظارت بر رسيدگي به حوادث و اغتشاشات اخير اظهار کرد؛ در مصاحبه قبلي نيز گفته بودم که اين هيات هر روز جلساتي را برگزار مي کند و در اين جلسات بر انجام تحقيقات در دادسرا و به طور کل مراحل دادرسي عادلانه در دادگاه نظارت دارد و در اين قضيه رعايت قانون محور است. اين مقام مسوول در قوه قضائيه گفت؛ بايد تلاش کنيم مطلقاً ظلمي به هيچ کس نشود و آنچه عمل مي شود براساس مباني عدالت باشد. پيگيري و تشکيل هيات براي آن است که دادرسي عادلانه صورت گيرد.
رئيسي در ادامه به مردم و کساني که به انقلاب و نظام فکر مي کنند اطمينان داد روند رسيدگي بر اساس قانون و دادرسي عادلانه باشد. معاون اول رئيس قوه قضائيه همچنين گفت؛ برخي با يک بازداشت کوتاه به فکر فرو مي روند و به کارهاي تربيتي که روي آنها صورت مي گيرد، مي انديشند و زمينه اصلاح را طي مي کنند.
دادگاه مجرمان حوادث اخير تشکيل مي شود
رئيسي در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه با توجه به تغيير دادستان تهران برخي تحليل ها حاکي از تغيير در روند رسيدگي به پرونده بازداشت شدگان حوادث اخير است، گفت؛ اين تغيير هيچ اخلالي در روند رسيدگي به اين پرونده ايجاد نخواهد کرد و تلاش مي شود دادگاه تشکيل شود و در چارچوب قانون و رعايت آيين دادرسي انجام مي شود. معاون اول قوه قضائيه جابه جايي در قوه قضائيه را طبيعي خواند و گفت؛ اين جابه جايي ها به روند رسيدگي به پرونده ها خللي وارد نمي کند. حتماً دادگاه تشکيل مي شود. ما يکي از رسالت هاي اين هيات را در آن مي بينيم که در سرعت و دقت کار نظارت داشته باشد.
مجازات و زندان از باب انتقام جويي نيست (..!!؟؟)
رئيسي همچنين در مراسم توديع و معارفه رئيس قديم و جديد سازمان زندان ها اظهار داشت؛ مجازات زندان به هيچ عنوان از باب انتقام جويي نيست. به گزارش ايلنا وي افزود؛ زندان در اسلام براي اصلاح و تربيت انسان ها است و تمام ساز و کارهاي زندان بايد در راستاي تاميني و تربيتي باشد.
معاون اول قوه قضائيه با بيان اينکه تمام اقدامات تاميني مانند عفو و مرخصي لطفي از جانب جمهوري اسلامي است، ادامه داد؛ مجرمان اگر به مسوولان مربوطه اثبات کنند تغيير کرده اند و شخص سابق نيستند، عفو رهبري و مرخصي شامل حال شان مي شود. رئيسي تاکيد کرد؛ به هيچ عنوان از اينکه کسي در حبس نگهداري شود، خوش مان نمي آيد، به همين دليل به دنبال آن هستيم که مجازاتي غير از حبس براي مجرمان در نظر بگيريم.
همچنين رئيس جديد سازمان زندان ها و اقدامات تاميني گفت؛ با همه تلاش ها و اقدامات موثري که صورت گرفته ، اصلاح و تربيت مجرمان در حد تراز مورد قبول جامعه اسلامي قرار نگرفته است.
به گزارش ايلنا، غلامحسين اسماعيلي طي سخناني در مراسم معارفه خود، نقش سازمان زندان ها و اقدامات تاميني و تربيتي در قوه قضائيه و نظام حکومتي را مهم عنوان کرد و گفت؛ امروز بالغ بر 170 هزار نفر از متهمان و محکومان مراجع قضايي کشور در بازداشتگاه ها و ندامتگاه هاي وابسته به اين سازمان نگهداري مي شوند که در اين نگهداري علاوه بر وظيفه اجرايي احکام اسلامي نيات و اهداف بلندي نيز از جمله تامين امنيت جامعه، جداسازي مجرمان و افراد خطرناک از محيط هاي اجتماعي، اصلاح و تربيت مجرم و ايجاد زمينه براي بازگشت شرافتمندانه او به جامعه انجام مي شود. رئيس جديد سازمان زندان ها مطالعات آسيب شناسي و جرم شناسي پيرامون جرائم را از مهم ترين اهداف اين سازمان اعلام کرد و افزود؛ اميدواريم انديشه حبس زدايي از قوانين به خود جامه عمل بپوشاند.
*****
نماینده رژیم در آزانس بین المللی اتمی:
ادعاي واشنگتن ساختگي و بي اساس است
رژیم ملایان با ارائه نامه يي به مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي، امريکا را به استفاده از اسناد جعلي در خصوص برنامه هسته يي اش متهم کرد. در اين نامه هشت صفحه يي که از سوي علي اصغر سلطانيه نماينده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي به محمد البرادعي ارائه شده است، ادعاهاي واشنگتن جعلي، بي اساس و اشتباه توصيف شده است. اين نامه همچنين از انگليس و فرانسه به دليل سوءنيت و انگيزه هاي سياسي در برخوردشان با ايران انتقاد کرده است.
نامه يادشده در حالي ارسال مي شود که آژانس بين المللي انرژي اتمي در آخرين گزارش خود اعلام کرد ايران سانتريفوژهاي بيشتري نصب کرده اما حجم توليد اورانيوم غني شده را کاهش داده است. همچنين در اين گزارش که به نوعي آخرين گزارش البرادعي در دوران فعاليتش به عنوان مديرکل آژانس در خصوص ايران محسوب مي شود، نوشته شده بود ايران هنوز به اسناد و اطلاعات جامعي که از منابع متعدد مبني بر احتمال نظامي بودن برنامه هاي اتمي اين کشور به دست آژانس رسيده، پاسخ نداده است.
در همين حال هفته آينده 35 کشور عضو شوراي حکام آژانس براي بررسي آخرين وضعيت برنامه هسته يي ايران تشکيل جلسه خواهند داد.از سوي ديگر کشورهاي عضو شوراي امنيت سازمان ملل به اضافه آلمان، که گروه موسوم به 1+5 را تشکيل مي دهند، نيز به ايران تا اواخر سپتامبر و پيش از اجلاس مجمع عمومي اين سازمان مهلت داده اند که به ميز مذاکره بازگردد. گروه 1+5 روز چهارشنبه در نزديکي شهر فرانکفورت گرد هم آمد تا ضمن مرور سوابق و امکانات آتي براي متوقف کردن برنامه هسته يي ايران، اين پرونده را بار ديگر بررسي کند. اين گروه در پايان اين نشست با انتشار بيانيه يي از ايران خواست براي اعتمادسازي تلاش کند. همچنين در جريان نشست غيررسمي وزراي خارجه کشورهاي عضو اتحاديه اروپا، رژیم ملایان به تشديد تحريم هاي بين المللي تهديد شد. بر اين اساس تحريم ها در صورتي گسترش خواهد يافت که ايران همچنان به فعاليت هاي هسته يي خود ادامه دهد. نشست غيررسمي وزراي خارجه کشورهاي عضو اتحاديه اروپا روز جمعه، چهار سپتامبر در استکهلم پايتخت سوئد برپا شد چرا که سوئد در حال حاضر رياست ادواري شوراي سران اتحاديه اروپا را بر عهده دارد.
به هر حال در نامه سلطانيه به البرادعي آمده است؛ ايران تعهد کامل خود را به الزاماتش تحت توافقنامه پادمان هاي هسته يي آژانس نشان داده است. در بخش ديگري از اين نامه آمده است؛ دولت امريکا با دخالت در کار آژانس و اعمال فشارهاي سياسي مختلف تلاش کرده است روح همکاري ميان جمهوري اسلامي ايران و آژانس را از بين ببرد. سلطانيه مي افزايد؛ دولت امريکا اصل اسناد را به آژانس ارائه نکرده است زيرا در واقع هيچ سند موثقي در اختيار ندارد و همه آنچه در اختيار دارد اسناد جعلي است. در اين نامه آمده است؛ آژانس هيچ گونه اصل اسناد را به ايران ارائه نکرده است و هيچ يک از اسناد و اطلاعاتي که به ايران نشان داده شده اعتبار ندارد. سلطانيه تاکيد مي کند؛ بنابراين اين موضوع بايد بسته شود. سلطانيه در اين نامه همچنين از انتشار اخبار محرمانه از سوي آژانس گلايه کرده است.
وي در اين خصوص خطاب به البرادعي نوشته است؛ «شما به خوبي از نشت اطلاعات محرمانه به رسانه هاي جمعي که طي بازرسي و پس از بازرسي به آژانس ارائه شده، اطلاع داريد، ما و ديگر کشورهاي عضو توسط شما اطمينان يافتيم که اقدامات جدي براي اصلاح اين وضعيت اسفبار به عمل خواهد آمد. يک نمونه اخير نامه محرمانه اينجانب به شما در رابطه با اطلاع نسبت به توافق رئيس محترم جديد سازمان انرژي اتمي ايران درخصوص تضمين دسترسي بازرسان به نيروگاه آب سنگين IR - 40بوده است. به همين منوال موافقتنامه بهبود پادمان در نطنز، پس از اينکه از لحاظ فني قانع شديم که به انجام کار و وظايف آژانس وفق مفاد موافقتنامه جامع پادمان کمک خواهد کرد نيز به همين ترتيب بود. بنابر دلايلي که جنابعالي به آنها آگاه هستيد، موافقت شد که اين امر تا زماني که ماموريت به انجام برسد و گزارش شما منتشر شود، محرمانه نگه داشته شود. متاسفانه اين موضوع به رسانه ها نشت پيدا کرد که خيلي زود مطلع شدند و ما با هجوم انبوهي از سوالات روبه رو شديم.»
سلطانيه سپس با بيان اينکه پروتکل الحاقي يک سند الزام آور حقوقي نيست و همان گونه که جنابعالي گزارش کرده ايد، حدود 80 کشور پروتکل الحاقي را اجرا نمي کنند، نوشته است؛ درخواست از ايران براي تصويب يا اجراي پروتکل الحاقي که يک سند غير الزام آور حقوقي است، در مخالفت با حقوق بين الملل و تصميم حاکميتي هريک از کشورهاي عضو است.
به هرحال بنا بر اين گزارش علي اصغر سلطانيه نماينده رژیم اين نامه را براي محمد البرادعي مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي فرستاد تا در نشست شوراي حکام در روزهاي آينده بررسي شود. اين نامه پس از آن از سوي ايران به آژانس بين المللي انرژي اتمي ارسال شده که امريکا مدعي شد براساس اطلاعاتي که از يک لپ تاپ به دست آورده تهران روي جزييات تسليحات هسته يي کار مي کند. اطلاعات اين لپ تاپ همچنين شامل ويدئوهايي است که مقامات اطلاعاتي مدعي هستند آزمايشگاه هاي هسته يي سري در ايران است. در همين ارتباط گفته مي شود بخشي از اطلاعات به دست آمده از فعاليت هاي هسته يي ايران از اين لپ تاپ گرفته شده است. از همين رو بود که علي اصغر سلطانيه نماينده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي پس از ارائه آخرين گزارش آژانس طي نامه يي به البرادعي چنين مدارکي را ساختگي خواند. خصوصاً اينکه پيش از انتشار اين گزارش غرب اروپا از البرادعي خواسته بودند اطلاعات محرمانه يي را که درباره فعاليت هاي هسته يي ايران دارد فاش کند. بر اين اساس سلطانيه نيز روز جمعه در مصاحبه تلفني کوتاهي با خبرگزاري آسوشيتدپرس گفت اميدوار است اين نامه امريکا را براي افشاي کامل منبع هرگونه اطلاعات که پاي ايران را به ميان مي کشد، تحت فشار قرار دهد. با اين وجود واشنگتن تاکنون به نامه سلطانيه پاسخي نداده است و تنها ايان کلي سخنگوي وزارت خارجه امريکا اظهار داشته کشورش همچنان در انتظار پاسخ ندادن به پيشنهاد آوريل گذشته گروه 1+5 است.
احتمال افزايش فشارها
اما اين تمامي واکنش ها نسبت به گزارش جديد آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره فعاليت هاي هسته يي ايران نيست. همچنان که کارل بيلت وزير خارجه سوئد تاکيد کرده «اگر ايران تصميم به مقابله با غرب بگيرد، مسلماً رويارويي رخ خواهد داد . به گزارش ايلنا فرانکو فراتيني وزير خارجه ايتاليا نيز خواستار اعمال تحريم هاي شديدتر عليه ايران شد و گفت؛ «چنانچه اين تحريم ها به اندازه کافي سخت گيرانه نباشد، تاثيري بر رويکردهاي ايران نخواهد گذاشت.» وي افزود؛ «اين تحريم ها بايد توسط سازمان ملل متحد تصويب شود.» همچنين به گزارش دويچه وله وزير خارجه آلمان نيز گفت؛ دولت جديد ايران بايد مشخص کند براي گفت وگو درباره برنامه اتمي خود آماده است يا نه. اشتاين ماير افزود؛ غرب به زودي فشارها بر ايران را افزايش خواهد داد. فرانک والتر اشتاين ماير وزير امور خارجه آلمان که ديروز با روزنامه آلماني «هامبورگر آبندبلات» گفت وگو مي کرد، افزود؛ ما ناگزيريم فشار بر تهران را افزايش دهيم. گفتني است شوراي امنيت سازمان ملل از سال 2006 تاکنون سه دور تحريم را عليه ايران به دليل خودداري از تعليق غني سازي اورانيوم اعمال کرده است.
*****
مطلب زیر آخرین مقاله "پست" دیروز ما (شنبه) است که حدود چهار ساعت پیش انتشار داده بودیم اما از آنجایی که بیانیه ای بسیار حساس و قابل تعمق و تفکر است؛ آن را دوباره انتشار میدهیم:
**
بیانیه دهها فعال دانشجویی دانشگاه‌های تهران:
برخورد با دانشجویان را متوقف کنید، دانشگاه انبار باروت است
دهها فعال دانشجویی دانشگاه‌های تهران با صدور بیانیه‌ای، حاکمان را خطاب قرار دادند و به آنها هشدار دادند که با نابخردی، سکوت دانشگاه و جامعه را به فریاد تبدیل نکنند. نویسندگان این بیانیه تصریح کرده‌اند که «در صورت ادامه دادن روند فعلی برخورد با فعالان دانشجویی و ستاره دار، محروم از تحصیل و یا زندانی کردن آنها» به مقابله خواهند پرداخت. متن کامل این بیانیه را بخوانید:
**
حوادث و اتفاقات رخ داده پس از انتخابات بار دیگر چهره ای هولناک و خشن از نظامی را به مردم نشان داد که ادعای حق طلبی و خداشناسی اش گوش فلک را کر کرده است. در دوران حاکمیت کلیساها در اروپا که تمام دنیا شاهد بودند که دخالت دین در سیاست چه ها که بر سر مردم نیاورد و اروپا با گذر از آن دوران سخت و پرداخت هزینه هایی به عظمت چند قرن فلاکت در نهایت با کنارگذاشتن مانع بزرگی به نام دین از سر راه بشریت به اوج رسیده است.
و حال ما در حال تجربه کردن همان بلایا هستیم، گویی ما هرگز قصد نداریم از تجربیات دیگران استفاده کنیم و راه درست را تشخیص دهیم. ارزش و جایگاه دین چنان بالاست و نیاز بشریت به آن چنان شدید است که کوچکترین خدشه و تعرضی به آن لطمات جبران ناپذیری را به فرهنگ و باور مردم وارد می کند. نظام جمهوری اسلامی با سو استفاده از باورهای مردم و به نام اسلام و امام زمان چنان ظلم هایی را به مردم خود روا داشته است که به گواه تاریخ تاکنون هیچ نظامی بر ملت خود چنین فجایعی را به این صورت روا نداشته است. کشت و کشتارها، دستگیری های بی حساب و کتاب، شکنجه ها، تجاوزات و بسیاری ظلمهای دیگری که در این مدت شاهد آن بودیم مجددا بر جهانیان صحت تئوری جدایی دین از سیاست را ثابت کرد.
در این میان برخوردهای خشن و به دور از هرگونه منطق با دانشگاه و دانشگاهیان نشانه دیگری از عدم بلوغ سیاسی حاکمان و عدم درک صحیح آنها از شرایط جامعه دانشگاهی دارد. برخوردهایی که اخیرا و با نزدیک شدن شروع سال تحصیلی و در راستای تصفیه حساب با جامعه دانشگاهی شروع شده را گام دیگری در راستای تکمیل پروژه کودتاگونه حاکمیت می دانیم و اعتقاد داریم که اینگونه حرکتها هدفی جز ایجاد ارعاب در محیط دانشگاه و امنیتی کردن فضا و نیز جلوگیری از شکل گیری هرگونه اعتراضات به کودتای 22 خرداد در دانشگاهها می باشد.
بدینوسیله به حاکمان به شدت هشدار می دهیم که در صورت ادامه دادن روند فعلی برخورد با فعالان دانشجویی و ستاره دار، محروم از تحصیل و یا زندانی کردن آنها بی شک ما دوستان، همراهان و همکلاسی هایمان را تنها نخواهیم گذاشت و با هرگونه برخورد با بدنه جنبش دانشجویی به مقابله خواهیم پرداخت و برای حمایت از آنها سنگر دانشگاه را دوباره فعال خواهیم کرد. شک نداریم که کودتاچیان از به خروش در آمدن مجدد دانشگاه که قطعا با خروشی رساتر از طرف جامعه که در حال حاضر چون انبار باروتی در انتظار کوچکترین جرقه ایست همراه خواهد شد، به شدت واهمه دارند.
ما نیز حاکمان را از این امر بر حذر می داریم و به آنها توصیه می کنیم با نابخردی های خود سکوت دانشگاه و جامعه را به فریاد تبدیل نکنند و هرچه سریعتر برخورد با دانشجویان را متوقف کنند و بدانید که "دانشگاه هنوز زنده است" و از حرکت نخواهد ایستاد. جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاههای تهران، امیرکبیر و شریف
*****
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران:
تجمع اعتراضی مادران عزادار تجمع مادران عزادار عصر شنبه در پارک لاله ی تهران برگزار شد
بنابه گزارشات رسیده از پارک لاله تهران گردهمایی مادران برای حمایت از ماداران داغدار و عزادار غروب امروز در پارک لاله تهران برگزار شد. روز شنبه ۱۴ شهریور حوالی ساعت ۱٨:۰۰ در حدود ۱۵۰ مادر که در بین آنها تعدادی از زنان و دختران جوان دیده می شد در کنار استخر پارک لاله تجمع کردند و دور این استخر شروع به راه پیمائی نمودند . در حین راه پیمائی تعداد بیشتری از مادران ،زنان و دختران جوان به آنها پیوستند و همچنین در حمایت از آنها تعداد زیادی جمعیت در دو طرف استخر ایستاده بودند و بعضا به جمع آنها می پیوستند.افرادی که در پارک بودن با بلند کردن انگشتان خود با علامت پیروزی حمایت خود را از آنها ابراز می داشتند. در بین مادران تعدادی از فعالین زنان دیده می شد همچنین مادارانی که فرزندانشان در اسارت بسر می برند در این جمع شرکت داشتند. آنها در اعتراض به سرکوب خونین مردم ایران و جانباختن تعداد زیادی از جوانان که آمار قطعی آنها هنوز نامشخص است و بازداشت تعداد بیشماری از مردم ایران در زندان ها اقدام به تجمع نمودند. این اعتراضات تا ساعت ۱۹:۰۰ ادامه داشت. در پایان مادران بصورت دست جمعی انگشتان خود را که باعلامت پیروزی بر افراشتند. تعداد زیادی از نیروهای سرکوبگر ولی فقیه ، نیروی انتظامی و گارد ویژه مادران و مردم را در محاصره‍ی خود داشتند ولی مادران بدون توجه به حضور نیروهای سرکوبگر به راه پیمائی خود ادامه دادند. نیروهای سرکوبگر ولی فقیه در تمامی پارک و بخصوص در محل تجمع مادران حضور داشتند.
*****
فاطمه آدینه‌وند،همسر عبدالله مومنی در دیدار با فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد: به خاطر اطلاع‏رسانی‌، ما را 32 روز در بی‏خبری مطلق گذاشته‏اند
جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد عصر روز شنبه با حضور در منزل عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی، با همسر و فرزندان وی دیدار کردند.
فاطمه آدینه‌وند، همسر عبدالله مومنی با تشکر از حضور فعالان دانشجویی مراتب نگرانی خویش را نسبت به وضعیت عبدالله مومنی اظهار داشته و بیان نمودند که قریب 32 روزاست که در بی خبری مطلق از وی به سر می‌برند و پيگيری‌های ما به جايی نرسيده و هر جا می‌رويم به بن بست می‌خوريم.
ایشان با اشاره به دیداری که برای اولین بار در اواسط مرداد در حیاط زندان با همسر خویش داشته اند بیان نمودند که شيوه دستگيری و نحوه برخورد با آقای مؤمنی نشان می‌دهد که او دست سپاه است. او در طول اين چند سال سه بار بازداشت شده است. سال ۸۲ هم که بازداشت شد همين وضعيت روحی را داشت و آن زمان هم توسط سپاه دستگير شده بود، بنابراين من به اين نتيجه رسيدم که اکنون هم دست سپاه است.
خانم آدینه وند افزودند که با توجه به وضعیت وخیم جسمی که همسرم در این دیدار داشتند ما نسبت به وضعیت ایشان اطلاع رسانی کردیم که فکر می کنم به خاطر همین اطلاع‏رسانی که از وضعیت بد ایشان شده، ما را در بی‏خبری گذاشته‏اند و حتی اجازه‏ی تماسی هم نداده‏اند.
در این دیدار، فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد با اشاره به نقش بی بدیل آقای مومنی در جنبش دانشجویی وکوشش‌های ایشان در راه اعتلای جنبش دانشجویی و دموکراسی‌خواهی ایرانیان، با تاکید برغیر قانونی بودن بازداشت ایشان ابراز امیدواری کردند که آقای مومنی هرچه سریعترآزاد شوند.
*****
نامه سرگشاده 330 روزنامه‌نگار به دادستان جدید تهران
روزنامه‌نگاران دربند را آزاد کنید
جمعی از روزنامه نگارن و فعالان مطبوعاتی در نامه‌ای سرگشاده خطاب به دادستان تهران، ضمن درخواست آزادی بی قید و شرط تمامی روزنامه‌نگاران دربند، خواستار فك پلمپ و رفع محدودیت‌ها از فعالیت انجمن صنفی روزنامه‌نگاران شدند.
متن کامل این بیانیه به امضای بیش از 330 نفر از فعالین عرصه مطبوعات رسیده است به شرح زیر می باشد:
**
جناب آقای عباس جعفری دولت آبادی
دادستان محترم تهران
با سلام و احترام
رسانه‌ها و قوه قضاییه وظیفه‌ای مشترك در دیده‌بانی و حراست از حقوق شهروندان به عهده دارند و بر مبنای این مشتركات نیازمند تعامل با یكدیگر هستند. از این رو انتصاب جنابعالی به عنوان دادستان تهران فرصتی برای ما روزنامه‌نگاران و فعالان مطبوعاتی فراهم آورده كه دغدغه‌ها و خواسته‌های خود را مطرح كنیم.
متاسفانه در سال‌های اخیر رویه حاكم بر دادستانی تهران توام با بی‌اعتمادی و عدم تعامل با اصحاب رسانه و مطبوعات بوده‌است. به گونه‌ای كه شاهد احكام متعدد توقیف جراید بودیم تا جایی كه بسیاری ار نشریات با استناد به قانون اقدامات تامینی مصوب 1339 و مختص مجرمین خطرناك، تعطیل شدند و ده‌ها نفر از روزنامه‌نگاران نیز كه صرفا به انجام وظیفه حرفه‌ای خود می‌پرداختند به بهانه های مختلف بازداشت شدند.
این تجربه تلخ ما را بر آن داشته كه در ابتدای قبول مسوولیت جنابعالی بار دیگر بر انتظارات و مطالبات خود از دستگاه قضایی تاكید ورزیم.
انتظار می‌رود در دوران تصدی جنابعالی، رویه جاری دادستانی تهران در ارتباط با رسانه‌ها به شكلی اساسی تغییر كند و نگاهی كه رسانه‌ها را عامل تهدید می داند جای خود را به نگاه فرصت‌ساز به رسانه‌ها و توام با پذیرش اطلاع رسانی آزاد دهد.
در فضای كنونی كشور، بازداشت تعداد كثیری از روزنامه‌نگاران فاقد هرگونه توجیه و مبنای قانونی است، بنابراین آزادی بی قید و شرط تمامی روزنامه‌نگاران در بند، اصلی‌ترین اولویت امضا كنندگان این نامه است.
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران به عنوان تنها مرجع صنفی اهالی مطبوعات در ایران مدتی پیش و در آستانه برگزاری مجمع عمومی با پلمپ غیرقانونی و غیرمستند دادستانی تهران از ادامه فعالیت بازمانده است، از این رو فك پلمپ و رفع محدودیت‌ها بر سر فعالیت این نهاد صنفی دیگر خواسته اصلی ما به شمار می رود.
رویه غیرمسوولانه توقیف رسانه‌ها از طریق دادستانی تهران سالهاست كه گریبان‌گیر اصحاب جراید است و هراس دائمی از توقیف، امنیت روانی و شغلی روزنامه نگاران را شدیداً به خطر انداخته است كه در آخرین نمونه‌های آن شاهد توقیف روزنامه‌هایی چون یاس نو، صدای عدالت و اعتماد ملی بوده‌ایم. انتظار ما از دادستان جدید تهران این است كه با رفع توقیف از این رسانه‌ها، گامی در راه اعتماد سازی بردارد. هر چند كه خواست اساسی ما رفع توقیف از تمام رسانه‌هایی است كه در سالهای گذشته به دلیل نگاه سلبی بخشی از قوه قضاییه، از انتشار بازمانده‌اند.
اسامی امضا کنندگان :
آباء، شیوا . آذر، شكوفه . آذرپیك، صبا . آرام فر، نینا . آرامیان، راشل . آرش، بابایی . آزاد، سحر . آصف نخعی، فروزان . آصفی، سهیل . آقایانی، زهره . آقایی، ساسان . آقایی، سامناک . آموزگار، مریم . ابدی‌دوست، مهربانو . ابراهیم بای سلامی، ایمان . ابراهیم زاده، حمید رضا . ابراهیم زاده، فرزانه . ابراهیمی،زهرا . احمدی، محسن . احمدی، نعمت . اردلان، پروین . اسدی زیدآبادی، حسن . اسدی، مهدی . اسدی، هوشنگ . اسلامیه، سعیده . اشراقی، علیرضا . اعیار، سعید . افتخاری راد، امیرهوشنگ . افروزمنش، مهدی . اکبریانی، محمدهاشم . اكبری، مریم . امامی، پروین . امجد، نرگس . امرایی، اسدالله . امرایی، امیلی . امیرشاهی، افشین . امیرشاهی، فرنوش . امیری، نوشابه . امینی، آسیه . انصاری راد، رضا . ایرانمهر، امید . ایزدخواه، محسن . ایكدر، سولماز . بابایی، سما . باروتی، هاشم . باستانی، حسین . باقی، عماد . باقی، مریم . بختیار نژاد، پروین . بداشتی، ساناز اله . بكتاش، صدرا . بنی یعقوب، ترانه . بنی یعقوب، ژیلا . بورغنی، احمد . بورقانی، سهام . بورقانی، سهام الدین . بهاری، امیر . بهاور،عماد . بهداد، علیرضا . بهرام، رفیعی . بهرامی، بهشاد . بهزادی، بهروز . بهشتی شیرازی،سید علیرضا . بهکام، سپیده . بهكام، نگین . بهنود، مسعود . بیطرف، منصور . بیگدلی، زهرا . پاك نهاد، ایمان . پانید، فاضلیان . پوراستاد،وحید . پوررضایی، محمود . پورنجاتی، احمد . پیرنگار، رضا . تاجیک، عبدالرضا . تاجیك، مهدی . تالانی، زهرا . ترسایی، زهره . ترك تاز، آرزو . توحیدی،مرجان . توکلی، دلبر . توکلی،منوچهر . توكل، فائزه . توكلی، دلبر . تهرانی، رضا . تهرانی، فرنوش . ثمینا،رستگاری . جعفری، حمید . جعفری، محمد . جعفری، مسعود . جعفری، نوشین . جعفری،مریم . جمشیدی، ایرج . جنوبی، پیمان . جوالچی، رضا . جودكی، نرگس . جهان آرا، عادل . حسن علیپور، محمد . حسن نیا، آرش . حسنعلی زاده، فرناز . حسنی، فائزه . حسنی، مهدی . حسین خواه، مریم . حسین قره، . حسینی، ملیحه . حقی،زینب . حكمت، علی . حكمت، مهسا . حمید، سلیمانی . حیدری، حسن . حیدری، لیلا . حیدری، مسعود . حیدری،محمد . حیدری،مریم . خاتمی فر، عبدالله . خاكدامن،شیما . خاكسار، لیلا . خالقی، رویا . خامسیان،علیرضا . خردپیر، علی . خرسند، لیلی . خرسند، مریم . خسروی، الهه . خلیلی، حسین . خوارزمی، مهراوه . خورشیدفر، امیرحسین . خوشچهره،جلال . خیرآبی، ناهید . خیرخواه، مسعود . دباغ، سروش . دژم تباه،عذرا . دلیری، جواد . دوراندیش، هومان . دهقان، سعید . دهقان،علی . دیانتی زاده، محمد علی . ذاكری نیا، امیر . راهبر، آرش . رجایی، علیرضا . رجب پور، عظیم . رحم دل، سودابه . رحمتی، شبنم . رحیمی نژاد، علیرضا . رحیمی، طاهره . رخشا،رسول . رستمی، اردشیر . رستمی، نیلوفر . رسول پور، سامان . رسولی، مرضیه . رضایی، مریم . رفیع زاده، شهرام . رفیعی طالقانی، مسعود . رمضانی یگانه، بنفشه . رنجی پو،علی . روح،محمد جواد . رهبر، محمد . زادمهر،علی . زارع کهن، نفیسه . زارعی قنواتی، اردشیر . زارعی،محمد . زرگر، عباس . زعیم زاده، مهدی . زهدی، محمدرضا . سام گیس، بنفشه . سامناک آقایی . سپاسدار، محمد . سخنور،حسین . سراب پور، سونیتا . سرمدی، پرستو . سعادت، آیدا . سعدی، شیرین . سعیدی، حمید . سفیری، مسعود . سلامی، علی . سلامی، لادن . سلطان آبادی، محمود . سلطانی، كامبیز . سیگارچی، آرش . شجاعیان، رضا . شرفی، مینا . شریف، سولماز . شعردوست، صبا . شمس الواعظین، ماشاالله . شمس مستوفی، شهریار . شمس، سعید . شهبازی، آرزو . شهرابی، شیما . شهنی، مینا . شهیدی، شادی . شیرافكن، آمنه . شیرزاد، محمد . شیرزادی، علی . صادقیان، آرش . صالح آبادی، حامد . صالحی،علی . صراف، صبا . صرافی، حسین . صمدبیگی،بهروز . صمیمی، محمد باقر . طباطبایی، ریحانه . طباطبایی، مرجان سادات . طریقی، نوشین . طلوعی، سحر . طهرانی، فرزانه . طهماسبی،عباس . ظهیری، نسرین . عابدی، احسان . عباسقلی زاده،محبوبه . عبداللهی، عشرت . عبدی، عباس . عدلی، محمد . عطیف، فرانک . علم الهدی، امین . علوی تبار، علیرضا . علوی، اسماعیل . علی اسلام، مینا . علی اصغر، سید‌آبادی . علیجانی، رضا . علیخانی، ارشاد . علیزاده، امیر . علینژاد، مسیح . غایب، فریده . غفاری شیما . غفاریان، متین . غنی، مهدی . غیبی، رضا . فاضل، ترکمن . فخریان، مانلی . فراهانی، الهه . فراهانی، عذرا . فرهاد پور، لیلی . فرهادیان، سروش . فرهادیان، سلیمان . فرهنگی، شهرام . فغفوری، پرویز . فغفوری، گیسو . قائدی، محمد . قاضی، فرشته . قاضی، هلیا . قربانپور، فرشاد . قزوینی، حمید . قلی پور،علی . قنبرپور، سینا . کاظمیان، مرتضی . کلینی، نیکو . كاظمی، امیرموسی . كاكایی، پریسا . كلهری، زهرا . گرانپایه، بهروز . گلابی، جعفر . گودرزی،كوهیار . لطفی، لیلا . لقایی، ساقی . لنگرودی، احمد زاهدی . لواسانی، مسعود . مازندرانی، احسان . مافی، حمید . متقی، امیرحسین . مجمع،علیرضا . محبعلی، نیلوفر . محبی، بهاره . محجوب،نلی . محجوب،نیکی . محدث، امید . محسنی، مهدی . محمد پور، ناهید . محمد حسین،آزاده . محمدی، سلیمان . محمدی، حسن . محمدی، داوود . محمدی، روشنك . محمودی، سام . محمودیان، مهدی . مختاباد، ابوالحسن . مختاری، آزاده . مدنی، سعید . مرادی، سمیرا . مرجان، لقایی . مزروعی، حنیف . مزروعی، علی . مژده، میمنت . مسعودی نیا،علی . مظاهری، ریحانه . معتمدی، ابوذر . معماریان، امید . مفیدی، بدرالسادات . مقیسه، محمد رضا . ملکی، رویا . ملیحی، علی . منتظری، آرمین . منصوریان، نیلوفر . موسوی خلخالی، علی . موسوی، الهه . مولوی،علی . مومنی، مینو . مومیوند، بی‍ژن . مهتری، ابراهیم . مهدوی، مریم . مهرابی، احسان . مهرانی، بهزاد . مهرجو، بهراد . مهرداد، سرجویی . مهرگان، كیوان . میر، مسعود . میرابراهیمی، روزبه . میرزاده، حمیدرضا . میرزایی، شهاب . میرزایی، مریم . میرعلیرضا ، طجوزی . میرفتاحی، فخری سادات . میری، مسعود . میلاد، بهشتی . میلانی، محمد . نادم، رضا . ناصری، عبدالله . نجاتی، محمد حسین . نجفی، مجتبی . نخعی، امیرعباس . نراقی، مریم . نعمتی، رامین . نمازی خواه، سحر . نمکچیان، یاسین . نوایی، سعید . نوجو،شیوا . نورانی نژاد، حسین . نوروزی، کامبیز . نوروزی، محمد . نوروزیان، مهدی . نوری،کسری . نیاكان، سهیلا . نیلی، علی . وطن خواه، خاطره . الوندی، پدرام . ویسی، منظره . هدایت، انصافعلی . هراتی، یاسر . همتی، زینب . هوشمند رضوی، مسعود . یاسری نیا، مرتضی . یحیی پور، مناف . یوسفی، حامد.
*****
نامه به جلادها و قاتل‌ها
محمد حیدری
يک سالي در آن سال‎هاي دانشجويي، همسايه‎اي داشتيم که بعد از مدتي فهميدم از مسئولان زندان است. آخرين سال‎هاي دهه‎ي هفتاد بود و ما دانشجو در تبريز بوديم. سال‎هايي که اميد در ايران جاري بود و دانشجويان به روزهاي بهتر فردا مي انديشيدند. بعد از تيرماه خونين 1378 هنوز چند ترمي در دانشگاه بودم و زير زميني را کرايه کرده بودم خارج ازخوابگاه.
بعدها فهميدم که همسايه‎ي ما رئيس زندانبانان آن شهر است. دو کودک زيباي معصوم داشت که در حياط خانه مي‎دويدند و مي‎خنديدند و پدرشان را دوست مي‎داشتند. چه کودکان زيباي معصومي. با خود مي‎گفتم بزرگتر که شدند؛ اگر بدانند پدرشان چه کرد چه خواهند گفت؟بعد از آن حوادث خونين جنايتها رخ داد در زندان‎ها و رنجها رفت بر زندانيان. روزنامه‎ي خرداد؛ آن روزها گفتگويي منتشر کرد با دانشجويي بنام علي ياري که پايش تير خورده بود در هجوم به دانشگاه و دستگير شده بود و در زندان آنقدر بدون رسيدگي ماند که پاي تير خورده‎اش سياه شد و قطعش کردند.
آن زمان در روزنامه‎ي خرداد مي‎نوشتم. گزارش‌هايي منتشر کرديم از رنجهاي دانشجويان در روز حمله به دانشگاه و بعد در زندان.وقتي اين همسايه‎ي جديد آمد، با خود مي‎گفتم اين کودکان معصوم؛ بزرگتر که شدند؛ اگر بدانند چه خواهند کرد؟ اين پرسشي بود که بعدها درباره‎ي همه‎ي زندانبانان برايم بوجود آمد و سپس فراتر رفت از يک زندان‎بان.
سالهاست که حوادثي پيش مي‎آيد از قتل و تجاوز و شکنجه و کشتار. چنان که پيش از اين نوشته‎ام اين فجايع پديده‎هاي نوظهوري نيستند و البته در اين حوادث اخير وجه جديدي هم دارند که بطور خلاصه رويارويي با مردم عادي است. اگر بتوانم در نوشته‎اي ديگر بطور مفصل اين نکته را خواهم گفت. مانند اين فاجعه‎ها قبل‎تر هم بوده است. نه حتي زياد دورتر؛ زهرا کاظمي و زهرا بني‎يعقوب و ابراهيم لطف‎اللهي که فراموش نشده است؟ پنهان مي‎شد اين جنايت‎ها اما اين حرف تکرار مي‎شد براي من: آن که جنايت مي‎کند کجا پنهان مي‎ شود؟ مگر مي‎شود از خويشتن گريخته مي‎انديشيدم که اين آدمکش‎ها و شکنجه‎گرها و سفاکان و متجاوزان خانواده هم دارند. گروهي از آنها هم همسري دارند و فرزنداني. چه مي‎گويند به آنها؟ و بعد ناگهان نگران شدم. نگران آن کودکان معصوم! گفتم به اين مرد يا زن جلاد و شکنجه‎گر نامه‎اي بنويسم محترمانه و بگويم که با فرزندان خود چه خواهد کرد؟ برايشان بنويسم که ما نگران آنها هستيم.کجا پنهان شده‎اي؟ در کجاي شهر؟ چگونه با خودت تنها مي‎ماني؟ فرزندي داري؟ نکند پليدي خود را با او قسمت کني؟ دور شو از فرزندت. نگران او هستم. چه خواهد شد سرنوشتش؟کجا پنهان شده‎اي؟ نکند آن پروانه‎هاي معصوم در پليدي تو آلوده شوند؟ بگريز از آنها ؛ دور شو - بيا در آنجا که ما را به بند کشيده‎اي؛ بزن، بکش، تحقير کن؛ از آنچه مي‎کني لذت ببر؛ اما از فرزندانت دور شو- نکند آنها را همچون خود کني؟ نکند بر آنان هم زخم زني؟ نکند فرزندان معصومت را به ديوي همچو خود بدل کني؟ از آنها دور شو. مي‎دانم که نه به خداوند باور داري و نه به روز جزا. مي‎دانم که نه شرافت داري و نه آزاده‎اي. اما از تو مي‎خواهم در کنار کودکانت ديوسيرتي خود را نمايان نکني. بگذار آنها دوستت بدارند. و فراموش نکن همه‎ي آن‎ها که شکنجه مي‎کني و مي‎دري؛ همه‎‎ي آنها که مي‎کشي و خونشان مي‎ريزي؛ و همه‎ي آنها که تحقير مي‎کني و تجاوز مي‎کني؛ کساني را دارند که دوستشان مي‎دارند. حداقل بخاطر حسادت به اين مردمان پاک‎سيرت، ديوسيرتي خود را در کنار فرزندانت پنهان کن و بگذار دوستت بدارند.مي‎دانم و ايمان دارم که نسل تو رو به انقراض است. نکند فرزندانت را به پليدي‎هاي خود، آلوده کني؟ بگذار اين شرارت و وحشي‎گري در تو پايان يابد. از فرزندانت دور شو. بگذار بزرگوار و پاک بزرگ شوند. بگذار از تو دور باشند. بگذار از همه‎ي آنچه تو مي‎کني و دوستان تو مي‎کنند بيزار باشند و يک روز، يک روز بهاري بي‎آنکه بدانند تو کيستي؛ از خواندن اين ستم‎ها اشک بريزند و شايد حتي با تو درد دل کنند. ناشناس بمان. نکند بخواهي اين شکنجه‎ها و پليدي‎ها را براي آنان توجيه کني؟ نکند آنگونه که خود را فريب مي‎دهي بخواهي آنان را هم فريب دهي. آنها معصومند و از سخن تو رنج خواهند کشيد. اگر پدري ، آنها مي‎ترسند از اينکه پدر محبوبشان چنان بيانديشد. و اگر مادري آنها مي‎ترسند از اينکه مادر عزيزشان چنين بيانديشد. وقتي از شنيدن و خواندن اين ستم‎ها رنج کشيدند و گريستند و با تو درد دل کردند، سکوت کن. يا اگر مي‎تواني بلند بلند نفرين کن جلادان و شکنجه‎گران را. بگذار فرزندانت شاد باشند که پدر و مادرشان شريف و آزاده‎اند.
کجا پنهان شده‎اي؟ مگر مي‎توان از خويشتن گريخت؟ بيا و خود را از فرزندان معصومت پنهان کن. دور شو. بگريز.« شکنجه کن. بکش. بزن. بِدَر.» اما دور از چشم فرزندت. نکند او را چون خود کني. بگذار فرزندت تصور کند که شريف و آزاده‎اي.
*****
از میان ایمیل های دریافتی:
کهریزک و لودگی مجلس
مسيح علي نژاد
شاید نباید ریز و تیز بر همه مزاح های سیاسی تاخت و آن را وارد نزاع های جناحی کرد اما در روزهایی که از کهریزک جز خبر درد نمی رسد و نامش کابوس بسیاری از جوانان و دربندان و خانواده های آنان است، نمی توان به آسانی چشم بر یک مزاح در جلسه علنی مجلس بست، آنگاه که نماینده ای در جلسه رای اعتماد مجلس به وزرای پیشنهادی احمدی نژاد و هنگام شمارش آرا، شوخی شوخی انگشت روی زخم می گذارد و می گوید: "اگر بگویید تقلب می بریمتان کهریزک ها!"
اگر نماینده شوخ طبع ، واقعا به منظور طعنه به آنان که زندان ها را به محل بی آبرو ساختن ایران تبدیل کرده اند این جمله را بر زبان جاری نساخت، باید از او سوال کرد: کهریزک کجا و لودگی کردن در قالب مزاح کجا؟ مگر می شود قبای وکالت ملتی را پوشید و بعد چشم بر دردهای همان ملت بست و از رنج های شان جوک سیاسی ساخت؟
شاید اگر اینکار را خود ملت یا روزنامه نگار و وبلاگ نویسی انجام دهد نتوان خرده بر آن گرفت اما باید باور کرد که هیچ نماینده ای نمی تواند هم ادعای تشخص کند و هم تشخیص ندهد که کجا و چگونه دهان برای طنازی باز کند.
محسن امین زاده کسی که بیش از دوماه در بند است و همین مجلس هیچ تلاشی برای رعایت حداقل حقوق شهروندی او انجام نداده است و تا کنون شاید جز دو تماس تلفنی خبر ویژاه ای از او به خانواده اش نرسیده است، روزی در حلقه خبرنگاران یک نصیحت عجیب به همه کرد که شاید یادآوری اش بد نباشد. به خبرنگاران اصلاح طب و منتقد می گفت: حتی اگر از دست کیهان و محافظه کاران و اتهام زنندگان عصبانی هستید باز یادتان نرود که با زبان فاخر نقدشان کنید و اگر هم بسیار خوشحال و خرسند از رفتار یک جریان و جناح هستید باز حواستان باشد شوخی های تان رنگ لودگی به خود نگیرد. امین زاده این روزها نیست که ببیند هم اندیشان او در اوج عصبانیت کماکان قفل بر دهان دارند و در نقدهایشان ظرایفی را مورد نظر قرار می دهند که گاه هزار نقد هم بنویسند باز دل آرام نمی شود اما در مقابل، کسانی در مجلس چنان سرخوش اند که شوخی هایشان رنگ لودگی به خود گرفته است.
شاید این قانونگدار طناز تنها برای بیان یک واقعیت گفته است: اگر کسی بگوید تقلب شود عاقبت آن کهریزک است که در این صورت باید قدردانش بود اما وای به حال ما اگر در آشفتگی این همه خانواده های بی خبر از عزیزان، کسانی در خانه ملت جای آنکه رندانه به طعنه برآیند، مستانه به خنده بر آمدند و ما و همه زخم ها و بحران های پس از انتخابات را دلیلی برای شوخی و مزه پرانی های خود دیدند. ورنه ممکن نیست کسی خبر تجاوز با باتوم و شیشه نوشابه به دلبندان را در کهریزک شنیده باشد بعد در مجلس رای اعتماد، علاوه بر شاعری کردن، شوخی های بی محل نیز بکند. نمی دانم این گفته زیبا از کیست که می گوید: بچه ها شوخی شوخی سنگ می اندازند اما گنجشک ها جدی جدی می میرند.
حالا حکایت ما و مجلس شورای مان است که نمایندگان شوخی شوخی وعده کهریزک می دهند اما جسد های جوانان ما جدی جدی با دهان و دنده شکسته تحویل خانواده هایشان می شود.
*****
سروده ای زیبا از بانوی شعر و ادب ایران سیمین بهبهانی
«سجاده، فرش عنف و تجاوز»
**
سجاده فرش عنف و تجاوز، ای داعیان شرع خدا را!
بر قتل‌عام دین و مروت، دست که بسته چشم شما را ؟
الله اکبر است که هر شب، همراه جانِ آمده بر لب
آتشفشان به بال شیاطین، کرده‌ست پاره پاره فضا را
از شرع غیر نام نمانده‌ست، از عرف جز حرام نمانده‌
ستبر مدعا گواه گرفتم، جسم ترانه قلب ندا را
انصاف را به هیچ شمردند، بس خون بی‌گناه که خوردند
شرم آیدم دگر که بگویم، بردند آبروی حیا را
سهراب‌ها به خاک غنودند، آرام آنچنان‌که نبودند
کو چاره‌ساز نفرت و نفرین، تهمینه‌های سوگ و عزا را ؟
زین پس کدام جامه بپوشند، بهر کدام خیر بکوشند
آنان‌که عین فاجعه دیدند، فخر امام ارج عبا را
سجاده تار و پود گسسته‌ست، دیوی بر آن به جبر نشسته‌‌ست
گو سیل سخت آید و شوید، سجاده و نماز ریا را
*****
تف به سرزمینی که به قهرمان احتیاج دارد
کالبد شکافی بازداشت یک روزنامه نگار
آیدا قجر
دو هفته پیش, یکی از فعالان جبهه‌ی مشارکت به اتهاماتی نامعلوم بازداشت شد و چند روز بعد از زندان اوین خبر رسید که برای اعترافات سیاسی و اخلاقی تحت فشار بازجویان قرار گرفته است.
فریبا پژوه روزنامه‌نگار و عضو فدراسیون بین المللی روزنامه‌نگاران که این‌بار طعمه بازجویان دولت کودتاست سابقه‌ی همکاری با روزنامه اعتماد ملی (با مدیریت مهدی کروبی) و خبرگزاری ایلنا را در کارنامه خود دارد و با آشنایی‌اش به زبان‌های انگلیسی و فرانسه گزارش‌های مختلفی را در مطبوعات مهم دنیا به چاپ رسانده است.
او تاکنون برای فعالیت‌های مطبوعاتی‌اش به ایتالیا, فرانسه, آلمان و لبنان سفر کرده است, در رفت و آمد به این کشورها نه ممنوع‌الخروج بوده و نه مورد بازخواست قرار گرفته است. اما ناگهان در اوج نمایش دادگاه‌های فعالان سیاسی بازداشت می‌شود.
این بهترین فرصت است که یک عضو عادی جبهه مشارکت که سفرهایی به خارج داشته و به دو زبان نیز مسلط است را به دام اندازند و از او اعتراف بگیرند. در این مدت پژوه ناشناخته نبوده است؛ او وبلاگ‌نویس است و دیدگاه‌های پنهانی ندارد چنان‌که بیست روز قبل از بازداشت و با آغاز دادگاه‌های نمایشی فعالان سیاسی به اتهام انقلاب مخملی به نقل از گالیله نوشت: "در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمده‌ام و درحالیکه کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دست‌های خود لمس میکنم توبه میکنم و ادعای خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار میکنم و آن را منفور و مطرود میدانم" و ادامه داد "گالیله همزمان پایش را سه بار به زمین زد و زیر لب گفت تو گردی!"
وی در ادامه‌ی این پست می‌نویسد: "وقتی گالیله در اثر شکنجه و تهدیدات کلیسا مجبور شد به اشتباه خود پی ببرد و به صاف بودن کره‌ی زمین اعتراف کند یکی از شاگردان گالیله به سمت او آمد و گفت تف به سرزمینی که قهرمان ندارد و پاسخ شنید تف به سرزمینی که به قهرمان احتیاج دارد".
فریبا شب بیست و سوم خرداد با آغاز دستگیری‌های گسترده, توقیف سه روزنامه و مسدود کردن سایت‌های خبری یادداشتی را در قلم‌نیوز نوشت که در آن این حوادث را مشابه کودتا علیه دکتر محمد مصدق توصیف کرد.
قرار است به زودی نعمت احمدی وکیل وی از دادگاه خبر بیاورد که او را به چه جرمی بازداشت کرده‌اند اما مصیبت اینجاست که در این فصل از از تاریخ غم‌انگیز کشورمان هرکس استعداد بیشتر و کارنامه‌ی روشن‌تری دارد اتهامش بیشتر و جرمش سنگین‌تر است.
فریبا می‌تواند طعمه‌ی خوبی برای اتهام جاسوسی باشد چون زبان می‌داند و به اروپا سفر کرده است او میتواند طعمه‌ی مناسبی برای اتهامات اخلاقی باشد چون زن است و با حزبی همکاری کرده که سران‌اش مظلومانه بیش از دو ماه را در سلول‌های انفرادی گذرانده‌اند و به انقلاب مخملی متهم‌اند و چه بهتر که به فساد اخلاقی نیز متهم شوند و کارشان را یکسره کنند.
باید خود را برای رسوا کردن طراحان این پرونده جدید آماده کنیم؛ این تازه اول بازی است.
*****
صدای آمریکا (VOA )
احمدی نژاد وزارتخانه های حساس نفت، کشور و اطلاعات را به نزديکان وفادار به خود سپرده است
محافظه کاران برای حفظ رژيم متحد شدند

وال استريت ژورنال زير عنوان "قانونگذاران متحد شدند وکابينه احمدی نژاد را تائيد کردند" می نويسد پارلمان ايران اکثر وزيران پيشنهادی محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری را تائيد کرد، که برای او يک پيروزی سياسی است، و نشان ميدهد محافظه کارانی که ميانشان شکاف افتاده بود برای حفظ رژيم متحد شده اند.
وال استريت ژورنال می نويسد پيش از اعلام نتيجه رای گيری، علی لاريجانی رئيس مجلس از آيت الله علی خامنه ای رهبر ارشد برای راهنمائی هايش سپاسگزاری کرد، که نشان ميدهد آقای خامنه ای صاحب اختيار در تمامی امور کشور و حامی سرسخت رئيس جمهوری، خواست خود را معلوم کرده بود.
وال استريت ژورنال می نويسد پس از رای گيری، آقای احمدی نژاد مدعی شد که حمايت قانونگذاران معرف اتحاد ميان دولت او و مجلسی است که وی از سال ۲۰۰۵ پس از آنکه برای نخستين بار به رياست جمهوری برگزيده شد، دائما بر سرسياست های اقتصادی با آن جنگيده است.
* احمدی نژاد متحدين وفادار را در راس سه وزارتخانه مهم و حساس گذاشت
نيويورک تايمز زير عنوان "احمدی نژاد تائيديه پست های اصلی کابينه را کسب کرد" می نويسد مجلس روز پنجشنبه بجز سه نفر بقيه وزيران پيشنهادی محمود احمدی نژاد برای کابينه بيست ويک نفری اش را تائيد کرد و وی اکنون با کسب اين پيروزی در راس وزارتخانه های مهم و اساسی نفت، کشور و اطلاعات متحدان و ناظرانی بسيار نزديک دارد.
نيويورک تايمز می نويسد گزارش هائی وجود دارد که حاکی از مداخله آيت الله خامنه ای است. خبرآنلاين، وب سايت وابسته به علی لاريجانی رئيس مجلس چهارشنبه شب گزارش داد که به نمايندگان مجلس گفته شده بود رهبر مايلند به تمامی وزيران پيشنهادی رای اعتماد داده شود.
نيويورک تايمز می نويسد تحليلگران سياسی ميگويند رئيس جمهوری با گذاشتن افراد وفادار در تشکيلات امنيتی، و وزارت نفت به هدف های اصلی خود دست يافته است.
* پيغام خامنه ای به نمايندگان مجلس برای ابراز هم بستگی
لس آنجلس تايمز زير عنوان "رای به تائيد کابينه عطيه ای برای احمدی نژاد" می نويسد تندروهای ايران روز پنجشنبه يکپارچه پشت سر محمود احمدی نژاد ايستادند و اکثرگزينش های او برای کابينه اش، ازجمله سران تمامی وزارتخانه های مهم و اساسی کشور را تائيد کردند، که اقدامی در جهت تقويت اعتبارتضعيف شده رئيس جمهوری بود.
لس آنجلس تايمز می نويسد خبرهای محلی حاکی است که آيت الله علی خامنه ای رهبر ارشد نيز به قانونگذاران پيغام داده بود برای ابراز وحدت ملی به جهان وزيران پيشنهادی را تائيد کنند.
لس آنجلس تايمز می نويسد برنامه اتمی ايران زير ذره بين بين المللی است. وزارت امورخارجه روسيه پس از جلسه مقامات آمريکائی و ديگر قدرت های جهان در فرانکفورت آلمان با انتشار اطلاعيه ای در وب سايت خود از ايران خواست پيش از تشکيل مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ماه جاری مذاکرات راجع به جنبه های حساس برنامه اتمی خود را شروع کند.
* پيام بی اعتنائی به جامعه بين المللی
واشنگتن تايمز زير عنوان "گزينش های احمدی نژاد برای کابينه تائيد شدند" می نويسد تحليل گران ميگويند حمايت قاطع مجلس می تواند معرف آن باشد که به رغم اختلافات موجود در ميان محافظه کاران، آنها به اين نتيجه رسيده اند بهتر است در شرايطی که ايران در صحنه بين المللی با احتمال تحريم هائی شديد تر بر سر برنامه اتمی اش، و در صحنه داخلی با فشار اصلاح طلبان روبروست ، چهره ای قاطع از يک پارچگی ابراز کنند.
واشنگتن تايمز می نويسد حمايت گسترده مجلس قوی تر از آن بود که بسياری در ايران پيش بينی ميکردند زيرا حتی بعضی از محافظه کاران طرفدار رئيس جمهوری از پيشنهادهای او در مورد وزيرانی فاقد صلاحيت انتقاد ميکردند. آقای احمدی نژاد در عين حال برای بدرفتاری با معترضينی که پس از انتخابات مورد اختلاف رياست جمهوری بازداشت شدند، که اپوزيسيون اصلاح طلب مدعی است در نتيجه تقلب هائی گسترده به سرقت رفته است، با انتقاد روبروست.
واشنگتن تايمز می نويسد لجوجانه ترين پيامی که مجلس فرستاد حمايتی قريب به اتفاق از احمد وحيدی برای احراز مقام وزارت دفاع بود. وی در اتهامات حاکی از مشارکت در بمب گذاری يک مرکز يهوديان در آرژانين تحت تعقيب است.
* بدون توصيه خامنه ای صلاحيت دست کم هشت وزير رد ميشد
واشنگتن پست زير عنوان"نماينده مجلس ميگويد رهبر ايران به کسب حمايت برای دولت کمک کرد" می نويسد يک قانونگذار ارشد در اظهاراتی که روز جمعه توسط يک خبرگزاری ايرانی نقل شد ميگويد رهبر ارشد ايران به کسب حمايت پارلمان از وزيران دولت محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری تندرو کمک کرده است.
واشنگتن پست می نويسد محمد رضا باهنر نايب رئيس مجلس ، و محافظه کار منتقد رئيس جمهوری، روشن ساخت که نظرات آيت الله علی خامنه ای رهبر ارشد در نتيجه رای گيری اثر داشته است.
واشنگتن پست می نويسد خبرگزاری فارس اظهارات با هنر را نقل ميکند که گفته است پس از شمارش آرا متوجه شديم اگر توصيه رهبری نبود دست کم ۸ تا ۹ وزير پيشنهادی رای اعتماد نمی گرفتند.
*****
تعیین وقت دادگاه برای شبنم مددزاده نایب دبیر شورای تهران دفتر تحکیم وحدت
سرانجام پس از 207 روز از بازداشت موقت شبنم مددزاده، عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم و نایب دبیر شورای تهران دفتر تحکیم وحدت، جلسه دادگاه این فعال دانشجویی پس از کارشکنی های فراوان مسئولان، هفته آینده و در 22 شهریور ماه در شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران برگزار خواهد شد.
با قرار کفالت 50 میلیون تومانی مخالفت کرد و وی تا به امروز در بازداشت موقت به سر می برد.
لازم به ذکر است که با وجود اتمام بازجویی، فشارها و برخوردهای غیرانسانی بر نایب دبیر شورای تهران ادامه داشته است به طوری که در هفته های اخیر وی به بهداری زندان اوین منتقل شد. همچنین برای فشار روانی بر شبنم مددزاده، وی را در سلول همراه با افرادی دیگر در بازداشت نگه داشته‌اند که این افراد پس از مدتی آزاد شده و تنها وی را همچنان در زندان در حبس نگه داشته اند.
شبنم مددزاده، نایب دبیر شورای تهران دفتر تحکیم وحدت است که در روز یکم اسفند ماه 1387، در حالی که عازم جلسه شورای تهران دفتر تحکیم بود به شکل نامعلومی توسط نیروهای امنیتی بازداشت گردید.
برادر وی نیز که در همان روز جهت پیگیری وضعیت او به نهادهای امنیتی مراجعه کرده بود بازداشت شد و وضعیت وی نیز در هاله ای از ابهام است.
*****
زنگ خطر آسیب های اجتماعی به صدا درآمده است:
رشد مصرف مواد مخدر سه برابر نرخ رشد جمعیت
مریم بابایی - روزنامه سرمایه


در حالی که نتایج تحقیقات روندی انجام شده در 10 سال پیش نشان می دهد طی 20سال گذشته نرخ رشد جمعیت 63/2درصد بوده و همزمان میزان رشد بروز سوءمصرف مواد بیش از سه برابر نرخ رشد جمعیت بوده است. همچنین مصرف تزریقی مواد هر سال 33 درصد رشد داشته است. این در شرایطی است که حداقل 6 میلیون نفر از خانواده های ایرانی به طور مستقیم با مقوله اعتیاد درگیر هستند. از طرفی دیگر اختلالات روانی در استان تهران طی 10 سال رشد 60درصدی داشته و کارشناسان از ارتباط رشد هیجان های خشم و اندوه و کاهش شادی با بروز اختلالات روانی خبر می دهند. این نتایج بیانگر لزوم توجه جدی به سلامت روان در جامعه است که ارتباط نزدیکی با شیوع انواع آسیب های اجتماعی دارد. این آمارها نتایج تحقیقات کارشناسان و پژوهشگران حوزه آسیب های اجتماعی است که در دومین نشست سالانه موسسه علمی، اجتماعی، فرهنگی رحمان ارائه شد. این نشست روز جمعه با حضور کارشناسان در حسینیه ارشاد برگزار شد.
30 سال اعتیاد در ایران
نتایج تحقیق کارشناسان نشان می دهد گرچه میزان مصرف مواد در سال های متوالی از نوسان هایی برخوردار بوده لیکن طی 30 سال گذشته روند کلی رو به افزایش بوده است. بیشترین میزان افزایش در سال های 56-52 با میزان 166 درصد رخ داده است، پس از آن تا سال 66 به تدریج از شدت آن کاسته شده و سپس مجدداً در دوره زمانی 71-67 به میزان رشد 59 درصد رسیده است.
طی 20 سال گذشته از سال های 77-57 به طور متوسط میزان رشد بروز سوءمصرف مواد سالانه 8درصد بوده یا به عبارت دیگر تقریباً هر 12 سال دوبرابر شده است.مقایسه این نرخ با نرخ رشد جمعیت که طی 20 سال گذشته به طور متوسط 63/2 درصد بوده، نشان می دهد میزان رشد بروز سوءمصرف مواد بیش از سه برابر نرخ رشد جمعیت بوده است.
همچنین نتایج این تحقیقات نشان می دهد میزان رشد مصرف تزریقی مواد در 10 سال گذشته 330 درصد و به طور متوسط در هر سال 33 درصد بوده است.
با وجود دستگیری حدود11 میلیون نفر مرتبط با مواد مخدر پس از انقلاب و تحمل زیان حدود10 هزار میلیارد تومان (1384) و نیز بروز 5/15 تا 5/16 درصد تصادفات با علل اعتیاد، کماکان در کنار تورم، بیکاری و احساس عدم امنیت فردی، اعتیاد جزء چهار دغدغه نگرانی زای جمعیت ایرانی است. وجود دو میلیون نفر معتاد و درگیری مستقیم حداقل شش میلیون نفر از آحاد خانواده های ایرانی با مقوله اعتیاد و رشد 42 درصدی تغییر الگوی مصرف از تریاک به مشتقات هروئین (شیشه و کراک) و سایر مواد شیمیایی صنعتی، همگی حکایت از ناموفق بودن مبارزه با اعتیاد در کشور دارد و هشدار بحران سلامت روانی اجتماعی کشور را استمرار می بخشد.
زنگ خطر: مجردهای ایرانی سالم تر از متاهلان
مطالعات جهانی نشان داده است درصد بالایی از افراد معتقدند هدف اولیه و اصلی فعالیت های دولت باید خلق شادی باشد نه ثروت. این در شرایطی است که بسیاری از کارشناسان نگران شیوع نسبتاً بالای هیجان غم و اندوه و خشم و غضب و نیز کمرنگ بودن هیجان نشاط و شادابی در فضای سیاسی، اجتماعی و گاهی مذهبی جامعه هستند و بر این باورند که احتمالاً میزان بالای دو هیجان غم و خشم و کمبود هیجان سرور، با افزایش بار اختلالات روانی و به خصوص سوءمصرف مواد در جامعه ما، بی ارتباط نیست. نتایج تحقیقات نشان می دهد اهمیت اختلالات روانی در نظام سلامت جامعه، تا حد زیادی مغفول واقع شده است. اگرچه آمار اختلالات روانی در ایران نامطلوب نیست ولی سیمای آن از نظر عوامل دموگرافیک نامتعارف است. از طرفی جامعه ایرانی، جامعه ای هیجانی، نگران، غمگین، حرمت شکن و غیرقابل پیش بینی است که همگی از عوامل خطر بروز اختلال روانی محسوب می شوند.
نتایج این تحقیقات گویای این است که در ایران، خانواده های متاهل بنابر دلایل گوناگون از سلامت روانی مطلوب تری در مقایسه با افراد مجرد برخوردار نیستند و این موضوع جای تامل و نگرانی دارد.
همچنین سیر فزاینده آمار طلاق اعم از شهر و روستا نگران کننده است. این شرایط حکایت از وجود مشکل و احتمالاً آسیب خانواده در جامعه ما دارد و حداقل اختلال روابط بین فردی را به تصویر می کشاند. مهار نشدن بلکه رشد گرفتن سیر شیوع پدیده اعتیاد در ایران به رغم همه مقابله های جدی صورت گرفته قبل و پس از انقلاب، حکایت از ناموفق بودن اقدامات انجام شده دارد و نشان می دهد موضوع اعتیاد از مقولات مهم آسیب زای روانی اجتماعی کشور ما محسوب می شود و باید به این مقوله از دیدگاه روانپزشکی و با رفع عوامل مساعد کننده اعتیاد در جامعه بی پروا نگریست و عوامل دیگر را شناسایی و با آن برخورد علمی کرد.
کارشناسان معتقدند اگر در ابعاد پیشگیری از بروز عوامل تنش زا، در سطوح خانواده و اجتماع اقدامی اساسی و بنیادی صورت نگیرد آینده ای ناخوشایند و نامطبوع برای اجتماع ما پیش بینی می شود.
با این وجود ایجاد هرگونه تمهیداتی در رابطه با کاهش نگرانی، فضای آزاد و بانشاط، امنیت و رفاه اجتماعی و جامعه برخوردار از حقوق و کرامت انسانی و قابل پیش بینی، در راستای سطح اولیه پیشگیری سلامت روان محسوب می شود.
رشد 60 درصدی اختلالات روانی در استان تهران طی 10 سال
نتایج پژوهش های دکتر احمد علی نوربالا استاد گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران که در سال گذشته صورت گرفته، نشان می دهد شیوع اختلالات روانی نسبت به تحقیق مشابهی که 10 سال قبل صورت گرفته رشد 60درصدی داشته است که این تفاوت را می توان ناشی از تغییرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه دانست که جای تامل دارد. شیوع اختلالات روانی شهر تهران 2/34 درصد است که این آمار به تفکیک جنسیت شامل 9/37 درصد زنان و 6/28 درصد مردان است. همچنین بر اساس نتایج این تحقیق میزان شیوع اختلالات بین متاهلین 6/32درصد و مجردین 6/30درصد و افراد مطلقه و بیوه 2/47درصد را شامل می شوند. این در حالی است که در سال 1380شیوع اختلالات روانی استان تهران29/14درصد بوده است.
بر اساس اساسنامه بهداشت جهانی «سلامت» حالت بهینه سلامت جسمی، روانی و اجتماعی تعریف می شود. این عوامل اجتماعی دربرگیرنده عوامل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است. این آمارها در شرایطی است که هر جامعه ای به تناسب مسائل و تنگناهای دوران گذار خویش با گونه های مختلفی از آسیب پذیری های اجتماعی روبه رو است اما جامعه ما به دلیل شتاب و درهم تنیدگی تغییرات گوناگون اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی با صورت های خاص و گسترده ای از مشکلات و مسائل اجتماعی مواجه است. از سویی آسیب ها و بحران های اخلاقی در قالب زوال و تخریب سرمایه های اجتماعی بروز یافته و تضعیف بنیان خانواده، فرار مغزها، گسترش فرهنگ ریا، چاپلوسی و دروغ و فساد و ناکارآمدی نظام اداری، بی اعتمادی و ناامیدی نسبت به آینده را به عنوان تهدیدهایی جدی در جامعه برجسته ساخته است. از سوی دیگر مسائل حادی نظیر فقر، اعتیاد، بیکاری، فحشا، سرقت، خشونت، جرم و جنایت، طلاق، حاشیه نشینی و تراکم انحرافات اجتماعی سلامت جامعه را تهدید می کند. این آسیب ها موجب از بین رفتن فرصت ها و ظرفیت ها و توانایی های فراوان فردی و اجتماعی در ایران شده است. در این زمینه موسسات غیردولتی می توانند نقش موثری در شناخت، تجزیه و تحلیل و پیشگیری بسیاری از آسیب های اجتماعی داشته باشند. موسسه رحمان یکی از نهادهای غیردولتی و غیرانتفاعی است که با رویکردی علمی برای پیشگیری، کاهش و کنترل آسیب های اجتماعی ایران تلاش می کند و با انجام مطالعات و پژوهش ها و کاربردی کردن نتایج تحقیقات و ارائه مشورت ها و راهکارها سعی در اجرای اهدافی همچون کمک به ارتقای اخلاق در جامعه، کمک به گسترش عدالت و سرمایه اجتماعی، ایجاد و تقویت شبکه های اجتماعی، کاهش آسیب ها و سلامت سازی محیط اجتماعی و مبارزه با فقر و محرومیت، تبعیض و بی عدالتی دارد.
*****
نخستين انتصاب وزير كشور
انتخاب يكي از سرداران سپاه براي استانداري خراسان رضوي
ایلنا: پس از انتصاب محمد جواد محمدي‌زاده (استاندار خراسان رضوي) به رياست سازمان حفاظت محيط زيست يكي از سرداران سپاه براي تصدي پست استانداري خراسان رضوي در نظر گرفته شده است.
حسن سبحاني‌نيا نماينده مردم نيشابور در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا ضمن تاييد اين خبر اظهار داشت:در حال حاضر صلاحي كه در چند سال گذشته سمت مشاور رئیس جمهور در امور مناطق آزاد و ویژه اقتصادی را داشته است و همچنين از سرداران سپاه بوده است،براي تصدي پست استانداري خراسان رضوي در نظر گرفته شده است.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا با انتخاب اين فرد شبهه وجود تفكر نظامي در وزارت كشور تقويت نمي‌شود؟ گفت:اين مساله پيش از انتخاب نجار به عنوان وزير كشور صورت گرفته است و هنوز با نجار در اين مورد صحبت نكرده‌ايم.
سبحاني‌نيا در مورد اينكه نجار اختيارتوقف اين كار را دارد نيز يادآور شد:صلاحي فردي توانمند است و از نظر اجرايي نيز سوابق طولاني دارد و با توجه به اين موارد اين انتخاب شايد درست باشد.
گفتني است مراسم معارفه صلاحي به عنوان استاندار روز دوشنبه صورت خواهد گرفت.
*****
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
اعتراض خانواده های زندانیان
امروز يكشنبه 15 شهريور ماه نزديك به 80 نفر از خانواده بازداشت شده ها كه بيشتر آنها مادران و همسران بازداشت شده ها بودند از ساعت 09:00 صبح در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و وقتي تعداد آنها بيشتر شد به داخل دادگاه رفتند و به اعتراضات خود شدت بخشیدند تا به آنها اجازه داده شود که تعدادي از خانواده ها به نمايندگي ازبقيه خانواده ها به دفتر حداد و يا حيدري فر بروند و از آنها بخواهند تا هر چه زودتر عزيزانشان را آزاد کنند و يا اینکه جواب نامه هايي كه تا به امروز منشي دفتر حداد به بهانه سرگرم كردن خانواده ها از آنها گرفته بود و به هيچ كدام از نامه ها جوابي داده نشده را بگيرند كه هر چه خانواده ها فشار آوردند نتوانستند اجازه ورود به دفتر يكي از آنها را بگيرند .هنگامي كه خانواده ها به بي اعتنايي مسئولان و عدم اجازه آنها به خانواده ها مبني بر صحبت كردن با آنها اعتراض كردند يكي از كاركنان دادگاه انقلاب با لحنی تهدید آمیز و تحقیر کننده به آنها گفت: اينجا كه خانه خاله نيست كه هر كجا دلتان مي خواهد برويد اگر تا الان نمي دانستيد حالا بدانيد كه اينجا دادگاه انقلاب و يك مركز امنيتي است و به هر كسي اجازه رفتن به دفتر قاضي داده نمي شود مي خواهيد برويد دادو فرياد كنيد برويد هر كجا كه مي خواهيد داد بزنيد كار خودتان را سخت تر مي كنيد.با شنیدن اینگونه جوابهای سر بالا صداي اعتراض خانواده ها بالا رفت كه اگر اينجا حرفمان را نزنيم پس كجا حرف بزنيم؟ كجا بايد حق مان را بگيريم؟اينجا مي آييم يا جواب نمي دهيد يا تهديد مي كنيد به جلوي قوه قضاييه مي رويم حتي اجازه داخل شدن به ما نمي دهيد به جلوي زندان اوين مي رويم مامورانتان را به جانمان مي اندازيد كه از زمين خدا بيرون برويم به جاي جواب دادن به اينجا و آنجا پاس مي دهيد.به ما جواب بدهید که حداد و حیدری فر به منظور رسیدگی به امور مردم اینجا هستند و یا اینکه به منظور رسیدگی به امور شخصی خودشان هستند.اینجا دادگاهی است که باید به مردم جواب دهد و یا اینکه ملک شخصی حداد است؟نزديك به 3 ماه است كه عزيزانمان را بازداشت كرديد اجازه ملاقات نمي دهيد به جرم نكرده محاكمه شان مي كنيد هر بلايي كه توانستيد بر سر آنها و ما آورده ايد تا حرف زديم تهديد مان كرديد باز هم مي گوييد حرف نزنيم كارمان سخت تر مي شود ؟.كاركنان دادگاه انقلاب كه از جواب دادن به خانواده ها درمانده شده بودند به آنها گفتند: يا برويد بنشينيد يا بيرون برويد و بگذاريد بقيه به كارشان برسند .كه باز هم خانواده ها جواب دادند ما هم كار داريم همين جا مي مانيم تا كارمان انجام شود.شما از بیت المال حقوق می گیرید که به کار ما رسیدگی کنید.تعدادي از خانواده ها نيز كه براي عزيزانشان كفالت و سند گذاشته بودند اما هنوز آزاد نشده بودند به دادگاه انقلاب آمده بودند از دفتر حداد مي خواستند كه نامه آزادي را به خودشان بدهند تا به زندان ببرند و عزيزشان را آزاد كنند كه به آنها هم گفته شد ما نامه را به دست خانواده نمي دهيم خود دادگاه از طريق پيك نامه آزادي را به زندان مي فرستد كه خانواده ها اعتراض كردند كدام پيك؟ مگر چند روز طول مي كشد كه پيك به زندان برسد ما چند روز است وثيقه گذاشته ايم؟ و هر بعد از ظهر به اميد آزادي به جلوي درب زندان مي رويم و تا 12 شب آنجا مي مانيم اما دريغ از آزادي اگر مي خواهيد آزاد كنيد بدون دردسر آزاد كنيد اگر نمي خواهيد آزاد كنيد بگوييد تا ما هم تكليف خودمان را بدانيم اگر بلايي سرشان آورده ايد بگوييد تا ما هم بدانيم.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ادامه بازداشت و تحت فشار قرار دادن دستگیر شدگان اخیر ، عدم پاسخگویی ،تحت فشار قرار دادن و بی اطلاع نگه داشتن خانواده ها از عزیزانشان را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل جهت گرفتن
تصمیمات لازم اجرا است.
*****
ایران عرصه تاخت و تاز چینی ها شده
سایت آفتاب: تازه‌ترين گزارش واحد اطلاعات اقتصادى اکونوميست از آخرين وضعيت قراردادهاى نفت و گاز ايران حاکى از آن است که چين با حسن استفاده از غيبت شرکت‌هاى غربى پاى ثابت در قراردادهاى نفت و گاز ايران شده است. به عبارت ديگر مى‌توان گفت بازار ايران نه تنها در عرصه پروژه‌هاى نفت و گاز بلکه در عرصه ساخت پل، راه و حتى کالاهاى چينى به تسخير «زردها» در آمده است.
مذاکره ايران با دو شرکت چينى براى احداث راه‌آهن مشهد- چابهار، حضور چينى‌ها در ساخت آزادراه تهران- شمال که وزير راه با افتخار از آن ياد مى‌کند، فعاليت گسترده چين در صدور کالا و پوشاک به ايران از جمله نمونه‌هاى حضور پررنگ اين کشور در اقتصاد ايران است.
برخى از تحليلگران و فعالان صنعت نفت معتقدند تکنولوژى چين براى حضور در صنايع راه و ساختمان و نفتى براى اجراى پروژه‌هاى کشور ما قابل قبول نيست و گير اصلى بر سر مناسبات سياسى و مسائل مالى و تامين اعتبار پروژه است.
اکبر ترکان که تا پيش از انتخابات در وزارت نفت به سر مى‌برد و چند روز پس از برگزارى انتخابات به مجمع تشخيص مصلحت نظام رفته در گفتگو با حيات‌نو مى‌گويد: «نظام‌هاى مديريتى ايران در تامين مالى پروژه ناتوان است و علت اصلى حضور چين در پروژه‌هاى نفتى و گازى تامين مالى پروژه‌ها از طريق فاينانس است».
به گفته ترکان پول ايران در بانک‌هاى چين سرمايه‌گذارى شده و چين از محل پول ايران اقدام به فاينانس (تامين مالي) پروژه‌ها مى‌کند. بنابراين مقامات ايران به دليل مشکلات مالى در تامين اعتبارات پروژه به همان قيمت «مورد قبول» چين قرارداد نفتى را با چين منعقد مى‌کنند.
ترکان مى‌گويد: «در اصل چينى‌ها با درصدى از همان پولى که ايران در بانک‌هاى اين کشور سرمايه‌گذارى کرده، فاينانسر قراردادهاى نفتى و گازى ايران مى‌شوند».
اين مرد نفتى معتقد است چين در هيچ رشته‌اى از رشته‌هاى نفتى از مخزن و حفارى گرفته تا پالايش و صنايع بالادستى از مهندسان و پيمانکاران ايرانى برترى ندارد.
به گفته ترکان در ساير رشته‌هاى راه، تونل و پل سازى و ... نيز چينى‌ها هيچ برترى تکنولوژيکى نسبت به مهندسان ايرانى ندارند تنها مسئله اصلى همان ضعف نظام‌هاى مديريتى ايران در تامين مالى پروژه‌هاست که چين را تبديل به پاى ثابت قراردادهاى ايران کرده است.
از سوى ديگر حجت‌الله غنيمى‌فرد، معاون مدير عامل شرکت ملى نفت ايران نظر ديگرى درخصوص حضور چينى‌ها در پروژه‌هاى نفتى و گازى ايران دارد.
غنيمى فرد در گفتگو با حيات‌نو مى‌گويد: «کشور و اقتصاد چين در سال 2009 را نمى‌توان با آنچه که در مورد چين 20 سال پيش در اذهان وجود داشته مقايسه کرد».
غنيمى‌فرد معتقد است در تقسيمات کنونى جهانى نفت چين براى مدت طولانى توليد کننده تجهيزات نفتى بوده ودر عرصه‌هاى پروژه‌هاى خشکى و دريا از تجربيات ارزنده‌اى برخوردار است.
همچنين فعاليت‌هاى چين از نظر فنى با استانداردهايى همراه است که اين استانداردها مورد تائيد طرف ايرانى نيز است.غنيمى‌فرد با اشاره به توان فنى و مالى طرف قرارداد به عنوان شاخص‌هاى اصلى تعيين شريک اجرايى يک پروژه مى‌گويد: «بدون شک صلاحيت فنى طرف چينى از سوى مقامات نفتى ايران دقيقا بررسى شده و در صورت تائيد با آنها قرارداد منعقد مى‌شود و تنها وجه مالى براى انتخاب شريک کارى مدنظر نيست».
سايه تحريم عامل حضور پررنگ چين
اظهارات مقامات نفتى ايران در حالى است که واحد اطلاعات اقتصادى اکونوميست در بخشى از تازه‌ترين گزارش تفصيلى خود از اقتصاد ايران به ارائه آخرين وضعيت نفت و گاز ايران پرداخته و با پرداختن به حضور پررنگ چين در قراردادهاى نفت و گاز چين به اين نکته اشاره کرده که در صورت تشديد تحريم‌هاى آمريکا و غيبت کشورهاى غربى و اروپايى در سرمايه‌گذارى و حتى فروش محصولات نفتى به ايران نقش چين در بازار ايران پر رنگ‌تر خواهد شد.
سايت تحليلى خبرى عصر ايران در گزارشى به نقل از واحد اطلاعات اقتصادى اکونوميست آورده: «کنگره آمريکا اکنون در حال تصويب قانونى براى اعمال فشار و جريمه بر ضد شرکت‌هايى که حمل و نقل، فروش، بيمه و تامين مالى فرآورده‌هاى نفتى وارداتى ايران را تامين مى‌کنند، مى‌باشد.
شرکت‌هايى شامل لاک اويل روسيه ، پتروناس مالزى و ويتول و ترافيگوراى اروپا مهم‌ترين شرکت‌هايى هستند که بنزين ايران را تامين مى‌کنند.
اکونوميست مدعى شد: «شرکت هندى ريلاينس از ماه مه ‌و به علت ترس از تشديد تحريم‌ها از سوى آمريکا، صادرات بنزين به ايران را متوقف کرده است. بخش زيادى از بنزين مورد نياز ايران از طريق بندر جبل على در دوبى بارگيرى و منتقل مى‌شود».
واحد اطلاعات اقتصادى اکونوميست در ادامه افزوده طى ماه جولاى بيش از يک ميليارد دلار به شرکت خاتم الانبيا براى توسعه فازهاى 15 و 16 ميدان گازى پارس جنوبى اختصاص داده شده است.
ايران تا پايان ژوئن به توتال فرصت داده بود تا به تعهداتش عمل کند ولى اين شرکت فرانسوى به بهانه افزايش هزينه اجراى پروژه و شرايط خاص سياسى ايران از عمل به تعهدات خود سرباز زد.
*****
وارونه جلوه دادن حقیقت تا کی؟
محمود اخوان بازارده

اینجانب محمود اخوان بازارده، نماینده مجلس ششم از شهرستان لنگرود و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، در هیئت کمیسیون به سرپرستی آقای دکتر میردامادی در سفر به آلمان، همراه ایشان بودم.
به گفته ناظران سیاسی، استقبالی که آلمانی‌ها از هیئت ایرانی کردند، کم سابقه و در حد رؤسای کشورها بود. چون فکر می‌کردند برای اولین بار یک هیئت سیاسی اصلاح طلب از مجلس مستقل اصلاحات وارد کشورشان شده است. انصافا آقای دکتر میردمادی در تمام ملاقات‌ها با شایستگی تمام از مصالح و منافع کشورمان در چارچوب قانون اساسی سخن گفتند.
من که در تمام مذاکرات حضور داشتم، به یاد ندارم که طرف‌های آلمانی از موضوعات انتخابی و انتصابی بودن مسئولین ایران حرفی زده باشند، برعکس، این هیئت ما بود که به دلیل رفتار نامناسب آشوبگران در جلسه روشنفکران ایرانی که به دعوت بنیادی وابسته به حزب سبزها به آلمان رفته بودند، به آنها انتقاد کردیم.
علاوه بر انتقاد دکتر میردامادی، من هم به نماینده‌ای از حزب سبزها که در کنار من نشسته بود، متذکر شدم که شما با این کارتان پوست موز زیر پای اصلاح طلبان انداختید و باعث خوشحالی و سوء استفاده‌ی اقتدارگرایان شدید. او هم پذیرفت و گفت که اشتباه شده و ما در اداره جلسه کوتاهی کردیم.
در پایان این را هم بگویم که همه‌ی دنیا و همه ایرانیان آزاداندیش می‌دانند که تاکنون مجلسی به سرافرازی و آزادگی مجلس ششم نیامده است و جناب آقای دکتر میردامادی، سیاستمداری وارسته و مدافع آزادی و اصلاحات در چارچوب قانون اساسی بوده و همواره خواهد بود.
*****
دادگاه علنی اما قانونی برگزار شود
پس از برگزاری چهار جلسه پیاپی از دادگاه‌های متهمان اغتشاشات اخیر ظرف حدود سه هفته، برگزاری جلسه پنجم این دادگاه با وقفه همراه شده و این در شرایطی است که برخی محافل قصد دارند با فشار تلاش کنند دادگاه به صورت غیرعلنی برگزار شود.
به گزارش خبرنگار «آینده»، جلسات دادگاه حوادث پس از انتخابات که جلسات آن با حضور 200 نفر متهم برگزار می‌شد، موجب اعتراضات بسیاری در محافل قضایی و حوزوی گردید.
نقض مکرر قوانین و رویه‌های قضایی در برگزاری دادگاه که از عدم ارائه کیفرخواست متهمان به قاضی قبل از دادگاه تا عدم اطلاع متهمین و وکلای مدافع از کیفرخواست، ‌نمایش تصاویر متهمین در رسانه ملی، ذکر اطلاعات و ادعاهای غیرمرتبط در کیفرخواست، ‌حضور متهمین در سلول‌های انفرادی و عدم امکان ملاقات وکلای مدافع و خانواده‌های آنان پس از صدور کیفرخواست و پایان مرحله تحقیقات، عدم تطبیق عنوان مندرج در کیفرخواست با عنوانی مجرمانه و اقرار تحت اجبار، تنها بخشی از تخلفات موجود در چهار جلسه برگزار شده دادگاه است.
این در حالی است که پس از اعتراضات مکرر حقوق‌دانان، علما و شخصیت‌ها به آیت‌ا... هاشمی شاهرودی، رئیس سابق قوه قضائیه ایشان درباره برگزاری این دادگاه از خود سلب مسئولیت کرده و مسئولیت‌ها را متوجه سعید مرتضوی دادستان سابق تهران دانسته بود. در حالی که منابع غیررسمی از عدم نقش جدی دادستان سابق تهران در برگزاری دادگاه‌ها خبر داده و تصریح کرده بودند، مدعی‌العموم توسط تیم بازجویی مدیریت می‌شود.
با این حال، شدت استفاده سیاسی از جلسه چهارم دادگاه که با وجود تذکر مستقیم رئیس جدید قوه قضائیه انجام شد، موجب انجام یک تغییر جدی در فرآیند دادگاه شد، ‌اما برخی محافل برای پنهان ماندن تخلفات گسترده در این پرونده، سعی دارند با غیرعلنی کردن دادگاه این موضوع را مختومه کنند در حالی که پخش مشروح چهار جلسه گذشته دادگاه از صداوسیما، این انتظار را در افکار عمومی به وجود آورده که در جریان ادامه فرآیند دادگاه قرار گیرند.
در این حال به نظر می‌رسد برگزاری ادامه دادگاه حوادث انتخابات به صورت علنی اما با پایبندی به قوانین و رویه قضایی، موجب می‌شود که هم شائبه اعمال نفوذ در این پرونده به وجود نیاید و هم تصویر مخدوش شده عدالت قضایی اسلامی بازسازی شود.
به نظر می‌رسد برای برگزاری دادگاه به صورت قانونی و علنی باید مقدمات زیر ایجاد شود:
1. با توجه به آن‌که پس از صدور کیفرخواست عملاً مرحله تحقیق به پایان می‌رسد، بنابر نص صریح قانون، کلیه محدودیت‌هایی که در مرحله تحقیقات نسبت به متهمان اعمال می‌شود، باید رفع گردد، این محدودیت‌ها به ویژه شامل حبس در سلول انفرادی، ‌حق دسترسی به وکیل و حق ملاقات با خانواده است.
2. متهمان آزادانه حق انتخاب وکلای قانونی موردنظر خود را داشته و وکلا نیز حق دسترسی به پرونده متهمان و اطلاع از کیفرخواست قبل از دادگاه را داشته باشند.
3. برگزاری دادگاه به صورت علنی با حضور خبرنگاران مطابق با قوانین انجام شود.
4. حضور ده‌ها متهم در جلسات دادگاه که با عناوین مبهم و فاقد مبانی قانونی چون کیفرخواست جمعی صورت می‌گیرد، بی‌معناست و هر متهم باید با کیفرخواست روشن، به صورت جداگانه محاکمه شود.
5. نگهداری متهمان در شرایط تجرید و بی‌اطلاعی از بیرون زندان و عدم دسترسی آنان به رسانه‌ها، خلاف قانون و شرع است.
6. در اتهامات سیاسی نظیر بخش عمده کیفرخواست متهمین یا اظهارات فرمانده سپاه، مطابق با قانون اساسی حضور هیأت منصفه در دادگاه ضروری است و دادگاه بدون هیأت منصفه وجاهت قانونی ندارد.
7. با توجه به تخلفات گسترده در پرونده حوادث پس از انتخابات، حق شکایت از قاضی، بازپرس و ضابطین قضایی باید به متهمان تفهیم شود تا در صورت تمایل از حقوق قانونی خود استفاده کنند.
*****
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
کروبی: مستنداتم را به کمیته ویژه قوه قضاییه ارایه کرده ام
کد خبر : 4804

خبرگزاری هرانا : کروبی با تکذیب سخنان ابراهیم رییسی و دیگر عضو این کمیته مبنی بر اینکه کروبی سندی را در این جلسه ارائه نکرده است گفت : " من در این جلسه سه سند ارائه کردم . نخست فیلم اظهارات همین فردی که تحت تاثیر تهدید های نماینده مرتضوی ناپدید شده است را ارائه کردم ، دومین سند بنده درباره آزار یک خانم بود و سومین سند هم درباره یک آقایی بود که پس از دستگیری بلای بسیاری بر سر او آورده بودند که یک سی دی و نظر پزشک قانونی درباره ایشان را نیز ارائه کردم . البته در این جلسه دو مورد هم گزارش شفاهی دادم ."
به گزارش سحام نیوز ، ابراهیم رییسی معاون اول رییس قوه قضاییه دیروز در حاشیه مراسمی اظهار داشته که در جلسه کمیته ویژه قوه قضائیه برای رسیدگی به حوادث اخیر که با حضور کروبی برگزار شده است وی هیچ سند و مدرکی ارائه نکرده و تنها اظهاراتی را بیان داشته که مورد بررسی قرار می گیرد . در این راستا مهدی کروبی با ابراز تاسف از اظهارات رییسی گفت : " پس از انکه مطالبی را درباره آزار بازداشت شدگان حوادث اخیر را منتشر کردم حملات تندی نسبت به اینجانب صورت گرفت ، ولی در همان زمان افراد بسیاری که مورد آزار وشکنجه قرار گرفته بودند به نزد من می آمدند و خواستار احقاق حقوقشان بودند .
در همان زمان نماینده ای از سوی آقای دری نجف آبادی به نزد من آمد و خواستار دیدار با یکی از بازداشت شدگانی شد که مورد آزار قرار گرفته اند ایشان بسیار حسن نیت داشت و به این فرد قول داد که حقوق وی را پیگری خواهد کرد . ولی متاسفم از اینکه نماینده آقای مرتضوی بر خلاف نماینده آقای دری نجف آبادی که با این فرد بسیار خوب رفتار کرد ، به تهدید این فرد پرداخت به طوری که این فرد مدتی است که ناپدید شده است .
پیرو این ماجرا نامه ای به آیت الله لاریجانی نوشتم و از ایشان درخواست کردم که هیاتی بی طرف این مسائل را مورد بررسی قرار دهد . پیرو این نامه بود که آقای لاریجانی کمیته ای را تشکیل دادند که آقایان اژه ای ، خلفی و رییسی عضو آن هستند . این کمیته چند روز پس از آنکه تشکیل شد از من دعوت کرد تا برای ارائه مستنداتم به آنجا بروم ، بنده نیز حضور یافتم و درجلسه ای که چندین ساعت طول کشید مقدمات قضیه را به صورت مبسوط شرح دادم و البته آنجا نیز تاکید کردم که بنابر اجبار و برای احقاق حقوق کسانی که مورد آسیب قرار گرفته اند این نامه را منتشر کردم . "
کروبی به بیان جزئیات دیگری از آنچه در این جلسه مطرح شده است پرداخت و گفت : " در این جلسه من از آقای مرتضوی و نماینده ایشان نیز گله کردم . به آقایان گفتم که هرچه نماینده آقای دری نجف آبادی رفتاری مناسب با فرد بازداشت شده ای که مورد آزار قرار گرفته بود داشت نماینده آقای مرتضوی به گونه ای تهدید آمیز با این فرد صحبت کرد و به نظر می رسد که آقای مرتضوی و نماینده ایشان به دنبال پاک کردن صورت مسئله هستند . "
کروبی با تکذیب سخنان ابراهیم رییسی و دیگر عضو این کمیته مبنی بر اینکه کروبی سندی را در این جلسه ارائه نکرده است گفت : " من در این جلسه سه سند ارائه کردم . نخست فیلم اظهارات همین فردی که تحت تاثیر تهدید های نماینده مرتضوی ناپدید شده است را ارائه کردم ، دومین سند بنده درباره آزار یک خانم بود و سومین سند هم درباره یک آقایی بود که پس از دستگیری بلای بسیاری بر سر او آورده بودند که یک سی دی و نظر پزشک قانونی درباره ایشان را نیز ارائه کردم . البته در این جلسه دو مورد هم گزارش شفاهی دادم ، یک گزارش بنده درباره ماجرای ترانه موسوی بود که گفتم خانواده این دختر از زمانی که این ماجراها پیش آمده دیگر حتی دختری را که همراه ترانه بوده اند به منزلشان راه نمی دهند و شما به عنوان افرادی حکومتی باید با مراجعه به نزد خانواده این فرد اصل ماجرا را پیگری کنید و به بیمارستان امام خمینی کرج مراجعه کرده و نظر پزشک را درباره جراحاتی که روی بدن این دختر قرار داشت دریافت کنید و علاوه بر آن یک گزارش دیگر هم ارائه کردم . "
وی با تاکید بر اینکه این جلسه بسیار معقول و منطقی بود، گفت : " در آن جلسه من تاکید کردم که هیچ گونه حرفی درباره جزئیات این جلسه نمی زنم بلکه گفتم خودتان اسناد را بررسی و گزارشی را تنظیم کنید و نتیجه را اعلام کنید . حتی به آقایان گفتم که چنانچه لازم باشد اسناد دیگری را نیز به شما ارائه خواهم کرد . از سوی یگر آقای خلفی نیز خاطرنشان ساخت که آیت الله لاریجانی تاکید کرده باید تا انتهای قضیه مورد بررسی قرار گیرد . در این جلسه آقایان قبول کردند که باید مسائل با دقت بررسی شود و حتی این موضوع مورد بررسی قرار گیرد که آیا افرادی که این مطالب را بیان می کنند و اظهار می کنند که مورد آزار قرار گرفته اند آیا حرفشان صحیح است یا خیر و چنانچه مشخص شد واقعیت دارد بررسی شود که آیا افرادی که چنین خشنونت هایی را انجام داده اند از نیروهای حکومتی و یا از میان ارازل و اوباش بودند،که با آنها برخورد شود و تاکید شد که باید عاملان این جنایات طبق قانون مجازات شوند. اما در جلسه یکی از آقایان گفت که چه اقدامی انجام دهیم که همه صحبت ها یکنواخت و هماهنگ باشد که قرار بر این شد کسی صحبتی نکند و پس از آنکه گزارش جمع بندی شد نتیجه اعلام شود . بنابراین هنگامی که بنده در حاشیه مراسم مرحوم حکیم در مقابل پرسش خبرنگارانی که درباره این جلسه می پرسیدند قرار گرفتم تنها گفتم جلسه ای مثبت و خوب بود و تاکید کردم که آقایان قصد بررسی مسائل را دارند . *
کروبی با انتقاد از مطالبی که از سوی ابراهیم رییسی مطرح شده است گفت : " قرار بر این بود که قضایا با دقت بررسی شود و سپس مصاحبه ای انجام شود ولی متاسفانه دیروز آقای رییسی مصاحبه ای کرد و اظهار داشت که بنده هیچ گونه سند ومدرکی را در این جلسه ارائه نکرده ام و تنها اظهاراتی داشته ام که مورد بررسی قرار می گیرد . من از این مطالبی که ایشان مطرح کردند بسیار متعجب شدم البته این درحالی است که رادیو نیز به عنوان رسانه ای به اصطلاح ملی چندین بار اقدام به پخش این مصاحبه کرد . پیرو این مصاحبه من می دانستم که امروز روزنامه ها نیز مطالبی را در این باره خواهند نوشت و چنانچه حدس من درست بود چرا که روزنامه کیهان در ستون گفت و شنود خود مطلبی سراسر توهین آمیز را علیه اینجانب نوشته است که آن را به صورت کامل برای شما می خوانم و از شما می خواهم که به صورت کامل آن را منتشر کنید . البته در پایان این مصاحبه پاسخ روزنامه کیهان را نیز خواهم داد .
این روزنامه چنین نوشته است : " گفت: ادعاي كروبي درباره برخورد آنچناني با افراد بازداشت شده بدجوري دست شيخ اصلاحات را توي پوست گردو گذاشته.گفتم: خب! مگه مجبوره دروغ بگه كه حالا پيش چشم همه سنگ روي يخ بشه!گفت: مدتي است به اين شهر و آن شهر و اين شهرك و آن شهرك سرك مي كشه تا شايد نمونه اي پيدا كنه حتي گفته شده كه به بعضي ها پول هنگفتي هم پيشنهاد شده ولي افاقه نكرده!گفتم: موسوي و خاتمي بدجوري اين شيخ اصلاحات را فداي قدرت طلبي خودشان كردند.گفت: حالا هم اگر خودش رو به چند تا آدم مومن و متعهد و دلسوز معرفي كنه، شايد راه كاري براش پيدا بشه!گفتم: چه عرض كنم؟!... يارو به دكتر مراجعه كرده بود. دكتر ازش پرسيد؛ چه دردي داري؟ يارو گفت؛ اگر مي دونستم كه پيش شما نمي اومدم!"
کروبی به انتقاد از کمیته ویژه لاریجانی برای رسیدگی به حوادث اخیر پرداخت و گفت : " من از این هیاتی که تشکیل شده به ویژه از آقای رییسی انتقاد هایی دارم . برخلاف سخنان آقای رییسی همانطور که گفتم در این جلسه چندین سند و گزارش ارائه کردم ولی شاید تعریف سند در نزد این آقایان متفاوت از آنچه هست که ما تعریف می کنیم . شاید از منزل این دوستان سند یعنی اینکه دوباره درگیری پیش بیاید و افراد را بازداشت کنند و چشمهایشان را ببندند و در محل هایی خاص یا داخل ماشین مورد شکنجه و آزار قرار دهند و کسی این ماجرا را رویت کند و گزارش دهد که این چنین اتفاقی نمی افتد و یا اینکه چند شاهد عادل از کهریزیک چنین گزارش دهند هرچند که از نظر برخی هیچ شاهد عادلی در این بازداشت گاه وجود ندارد و همه کسانی که در این زندان بوده اند جز ارازل و اوباش و جاسوس و عامل بیگانه اند و یا اینکه کسانی هستند که فریب خورده اند که حرفشان برای این آقایان قابل قبول نیست . "
وی افزود : " من اسنادم را از بازداشت شدگانی که مورد آزار قرار گرفته اند تهیه کردم ما نظر پزشکی درباره بازداشت کسانی که مورد آزار قرار گرفته اند دریافت و از آنها فیلم تهیه کرده ایم که هنگامی که به این جلسه رفتم یک سی دی را به همراه اسامی و آدرس این افراد به این کمیته تحویل دادم و دیگر نسخه آن را در نزد خودم نگه داشتم و البته هنوز برخی از اسناد و فیلم ها را به آنها نیزارائه نکرده ام . "
وی گفت : " مستنداتی که من مطرح کردم تنها مسائلی نیست که از جانب من مطرح شده باشد چرا که آقای علی مطهری نماینده محترم تهران در همان جلسه ای که به همراه کمیته پیگیری مجلس به نزد من آمدند گفتند که مادر پسری که مورد آزار قرار گرفته است به نزد ایشان رفته و به گفته آقای مطهری از وضعیت روحی نامساعدی برخوردار بوده و مدام گریه می کرده است . آقای مطهری می گفت که از نظر عقلی صحت گفتار این مادر نزدیک به یقین بوده است . به گفته آقای مطهری این مسئله برای قبل آن است که آقای صادق لاریجانی مسئولیت ریاست قوه قضائیه را برعهده بگیرد و رفت و آمدهای آقایان و رفتارشان با این فرد و خانواده اش به طوری بوده است که مادر این پسر به نزد آقای مطهری آمده و تاکید کرده که از احقاق حقوق خودشان منصرف شده اند و دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارند . بنابراین به نظر می رسد که برخی از آقایان به دنبال ایجاد فضای تهدید و ارعاب هستند تا دیگر کسانی که مورد آزار قرار گرفته اند از بیان آنچه بر آنها گذشته منصرف شوند . "
وی افزود : " من توقع داشتم که این هیات همان طور که مطرح شده است مسائل را بررسی کند و چنانچه قرار است که مصاحبه ای شود نیز مسائل بدون حب و بغض و بدون پیش داوری مطرح شود ولی متاسفانه آقای رییسی و به دنبال ایشان برخی از روزنامه ها این گونه مسائل را مطرح کردند . "
وی همچنین در پاسخ به مدیران روزنامه کیهان که نوشته اند شیخ سنگ روی یخ شده است و یا اینکه افرادی را تطمیع کرده تا بیایند و این مسائل را مطرح کنند می گویم : " دوستان عزیز من بدانند که هنگامی که این افراد به نزد من می آمدند من به انها می گفتند که ما دو محکمه داریم یکی در این دنیا و دیگر در قیامت که همه چیز روشن خواهد شد و بنابراین به آنها گفتم هیچ کس در پیشگاه خداوند نمی تواند فرار کند و باید هر آنچه که واقع شده است را بیان کنید . "
وی افزود : " این دوستانمان در کیهان هستند که از قضایا پیش از آنکه واقع شوند آگاه هستند می خواهند جنایاتی را که شده است پنهان کنند . این دوستانی که با گل به در منازل این افراد می روند و به آنها وعده پول و معالجه می دهند میخواهند که این قضایا را کتمان کنند ما که پولی نداریم به این دوستان بدهیم و اهل این مسائل هم نیستیم . ولی مثل اینکه این آقایان از تهمت و افترا و دروغ ابایی ندارند و قصد دارند تا از بودجه بیت المال به منافع ملی ضربه بزنند . "
کروبی در نهایت تاکید کرد :" بنده در قبال کم لطفی دوستانی که گفته اند من سندی برای ارائه کردن نداشته ام تنها جزئی از آنچه را که در اختیار دارم منتشر می کنم . این گواهی پزشکی فردی است که البته خودش مدعی ان نیست که به صورت کامل به وی تجاوز شده است و در واقع یکی از مسائلی را منتشر می کنم که محل بحث و آزار مشکوک است و چنانچه لازم باشد اسناد دیگری را منتشر می کنم تا این دوستان بدانند که از این به بعد باید چگونه رفتار کنند . "

آنچه در پی می آید گواهی پزشک قانونی یکی از بازداشت شدگان حوادت اخیر مبنی بر تایید شکنجه و آزار می باشد که متن کامل آن طی نامه رسمی و اداری با سربرگ اداره کل پزشک قانونی استان تهران خطاب به یکی از کلانتری ها از طرف رییس مرکز پزشکی قانونی نوشته که در پی می آید و نامه کامل در اختیار دفتر مهدی کروبی محفوظ است .
ریاست محترم کلانتری ....با سلام
احتراما ، عطف به نامه شماره ...... مورخ 2/6/88 آقای ....... فرزند .... معاینه شد . 1- سیاه شدگی و تورم زیر چشم راست 2- کبودی و تورم زیر چشم چپ 3- سائیدگی در سمت چپ ناحیه پس سری 4- خراشیدگی ( حارصه ) ساعد راست و بازوی راست و چپ 5- سائیدگی عمیق ( دامیه ) بطور دور تا دور مچ و پای راست و چپ که می تواند در اثر تماس با جسم سخت قابل انعطاف نظیر طناب حادث شده باشد 6- دو ناحیه جراحت ( حارصه) جداگانه خلف ساق پای راست 7- خراشیدگی ( حارصه ) گونه چپ 8- سوختگی درجه دو سطحی مدور در ناحیه مچ دست راست ،سر ، ناحیه پس سر گردن ، شانه دست چپ ، پشت دست راست و چپ جمعا به میزان دو درصد ( 2%) سطح بدن 9- کبودی در هر دو طرف باسن و ناحیه خارجی مقعد مشهود است که در اثر اصابت جسم سخت ،ضایعات ( یک تا هفت و 9 ) حادث و جسم داغ ضایعات بند 8 حادث شده اند ضمنا جراحات موازی و متعدد و سطحی در ناحیه خلف ران راست و ناحیه باسن راست و چپ مشهود است که در خصوص نحوه حدوث ان تحقیقات قضائی و انتظامی کمک کننده است، ضمنا نامبرده از ناحیه معقد اظهار تالم می نماید که جهت معاینه بررسی لواط و ... نیاز به معرفی نامه در این خصوص می باشد ضمنا شکستگی در استخوان گونه راست ندارد .
*****
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ