سرود ملی: ای ایران ای مرز پرگهر

نقش دولتمردان و رسانه های آمریکایی در شورش 22 بهمن 1357

۱۳۸۸/۰۵/۲۵

یکشنبه:25/5/1388 (زمان: 00:01 بامداد)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: ما به هیچ حزب، دسته، گروه یا مرامی وابسته نیستیم.
تقاضا داریم برای باز نشر مطالب انتشار یافته درین وبلاگ، نام منبع اصلی را درج نمایید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یاران و همرزمان و هم میهنان عزیز درود بر شما و بامدادتان گرامی باد، اگر چه که تازه دقیقه ای پس از نیمه شب "شنبه" و آغاز یکشنبه است اما، ما مطابق معمول با بستن چست" دیروز "پست" امروز خویش را آغاز کرده ایم.

برای حسن آغاز "پس" امروز، مقاله ای از مبارز میهن پرست آقای مهنس حشمت الله طبرزدی را برایتان انتخاب کرده ایم. مقاله ای بسیار شیوا و گویا خطاب به یکی دیگر از "فسیل"های شورای نگهبانان رژیم منحوس و "آسیدعلی گدای" بزرگ عمامه داران، که از چندی به اینسو بعنوان دلقک نمایش مسخره "نماز جمعه" به خنداندن مردم و بقول معروف نشان دادن جای دوست و جای دشمن، بحدی ناگفتنی و وصف ناپذیر ملت قهرمان و سلحشوران سرزمین ما را از خویش بیزار نموده و همانگونه که قبلن هم نوشته بودیم ایشان در رده نهم لیست پاکسازی یارانمان در "گروه اعدام های انقلابی" قرار دارد. باهم، نوشته آقای مهندس طبرزدی را بخوانیم:

*****

خطاب به احمد خاتمی

حشمت اله طبرزدی
در خبر ها خواندم که اقای احمد خاتمی که از ۲ خرداد ۷۶ نام او را بر زبان انداختند تا بدلی برای خاتمی اصلی بسازند و من نیز همان زمان با نام او اشنا شدم،به نام ۳۰۰ هزار شهیدی که به تعبیر او برای نظام جان داده اند و لابد ایشان مدعی خون ان ها است،علیه کروبی سخنان اتشینی بیان داشته و گفته است که او با نوشتن ان نامه ی تاریخی ابروی نظام را برده است. از ان جا که من خود برادر دو شهید و همسر خواهر یک شهید و در واقع مدعی ۳ شهید از ان ۳۰۰ هزار شهید هستم، تصمیم گرفتم چند کلامی با اقای احمد خاتمی در این مورد به صورت بی پرده و صریح سخن بگویم.بگذریم که اگر بخواهم اسامی دوستان نزدیک و عمو زاده ها ی شهیدم را نیز لیست کنم تعداد ان ها بسیار زیاد خواهد شد. البته نام ان هایی که می دانم بازماندگانشان مثل من فکر می کنند. در همین جا می خواهم از همه ی خانواده های شهیدی که این نامه به دستشان می رسد و امکان نوشتن این گونه نامه ها را دارند خواهش کنم ان ها نیز بنویسند و اجازه ندهند امثال احمد خاتمی که معلوم نیست برای انقلاب و جبهه حتا یک کشیده خورده باشند چه رسد که مدعی شهدا نیز بشوند،بیش از این از نام شهیدان استفاده کنند.
اقای احمد خاتمی اجازه دهید با شما خیلی شفاف ،بی طرفانه و بسیار صادقانه سخن بگویم. شفاف به شفافیت اب زلال چشمه های کویر و صادق به صداقت ان نوجوان ۱۵-۱۶ ساله ای که در شب عملیات برای شهادت دست و پای خود را حنا بندان می کرد و بیطرف به بی طرفی ترازویی که درحد و اندازه ی فهم و دقت بشری بوده و حد اقل از کینه و ترس و طمع و پیش داوری تا حدودی بری باشد.
جناب خاتمی ابتدا اجازه دهید مشاهدات خودم از زندان ها و بازداشتگاه ها و زندانبانان جمهوری اسلامی در ۱۵ سال گذشته و نیز داد گاه های ان را بیان کنم.من فرض را بر این قرار می دهم که جنابعالی از این مسائل هیچ اگاهی ندارید و از روی دلسوزی برای خون شهدا چنین بر افروخته شده اید. بسیار خوب. اجازه دهید تا برایتان گزارش کنم. البته این مقاله کمی طولانی خواهد شد اما برای شما که به عنوان خطیب نماز جمعه و به اصطلاح جانشین پیامبر خدا سخن می گویید، بد نیست که این گونه گزارش ها را نیز بخوانید. جناب خاتمی من طی ۱۵ سال گذشته و از ان روزی که به افشاگری و مخالفت علیه دزدی و فساد و تبعیض و شکنجه و ظلم برخاستم، تصویر متفاوتی از نظام جمهوری اسلامی و نمایندگان و هواداران ان به دست اوردم. تا ان زمان یعنی پیش از شهریور ۱۳۷۳ من به عنوان یک رزمنده ی پیشین که ترکش جنگ را هنوز در بدن دارم و به عنوان برادر دو شهید و همسر خواهر یک شهید و به عنوان یک انقلابی طرفدار پرو پا قرص رهبر اول و دوم و کسی که حتا برای رهبردوم از عنوان امام و برای هاشمی از عنوان ایه اله استفاده کرده بود، گمان می کردم هر انچه در باره ی نظام اسلامی گفته می شود از ناحیه ی بدخواهان و دشمنان خدا و انقلاب و نظام است.ولی هنگامی که دست به افشاگری و انتقاد از طریق پیام دانشجو زدم و در موضع منتقد قرار گرفتم شرایط را طور دیگری یافتم. شما تا زمانی که در موضع منتقد یا مخالف این نظام قرار نگیرید نمی توانید داوری درستی در باره ی ان داشته باشید. گویا این جمله از حضرت علی باشد و من در نهج البلاغه خواندم که :مخافت کن تا امتحان کنی. یا دشمنی کن تا امتحان کنی. به راستی که به درستی این مطلب زمانی با همه ی وجود پی بردم که همین راه را طی کردم. من سال 73 در این راه مخافت قرار گرفتم اما این جمله را در سال 81 و در انفرادی های 2-الف مربوط به سپاه پاسداران خواندم.شما هم اگر می خواهی داوری درستی در باره ی دادگاه ها ی انقلاب،بازداشت گاه ها،بازجو ها و لباس شخصی ها داشته باشی تا زمانی که مدافع سینه چاک وضع موجود هستی نمی توانی بی طرفانه داوری کنی. مخالفت کن تا امتحان کنی.این جمله را هیچ گاه فراموش نکن. این عبارت از من نیست. از علی است.
من در باره ی دادگاه ها و بیطرف نبودن ان ها سخنی نمی گویم. برای این که اگر بخواهم به این مسئله اشاره کنم که شیخ محمد یزدی به عنوان رییس وقت قوه ی قضاییه در یک جانبداری اشکار و از ناحیه ی محسن رفیق دوست که شاکی من بود ،به پرونده ی ما ورود اشکار نمود و مشخص کرد که در بالاترین سطح این قوه که باید داور عادل و بی طرف باشد چیزی جز ظلم و فساد وجود ندارد ،مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد. اما باید به اولین برخورد بازجو های اطلاعات با مدیر مسئول شناخته شده ی یک هفته نامه با ان سابقه ی انقلابی اشاره نمایم تا بدانی چه جهنم و لانه ی فسادی به نام نظام اسلامی درست کرده اید تا جنایتکاران در ان پناه بگیرند و هر غلطی دوست دارند بکنند و شما به خود اجازه دهید که خون ۳۰۰ هزار شهید را برای امنیت ان ها چوب حراج بزنید!
اقای احمد خاتمی روحانی محترم و امام جمعه ی تهران!
در روز ۱۴ امرداد ۱۳۷۴ و پس از این که میتینگ قانونی و مسالمت امیز ما در دانشگاه تهران به اتمام رسید، سربازان گم نام امام زمان به دفتر یک نشریه ی قانونی که فقط توقیف شده بود و هنوز تعطیل نشده بود ریخته و به صورت مسلحانه من را بازداشت نموده و با خود بردند. ان ها به من چشم بند زده و به جای نا معلومی بردند. پس از ان فردی به نام سیادتی-دکتر سعیدی فعلی در پست نمایندگی سازمان انرژی اتمی-که خودش را معاون وزیر اطلاعات معرفی می کرد بر سر من نعره می کشید و به من اتهام قدرت طلبی می زد و تهدید می کرد که می خوابانمت و با کابل می زنمت یا بگو که از کی خط گرفته ای و چرا به رکن نظام توهین کرده ای!من در ان شب به چشم خود دیدم که این باز جو ها به هیچ چیز جز پول و زور باور ندارند و برای مدیر مسئول و برادر شهید و انقلابی و رزمنده اگر منتقد یا مخالف باشد، همان اندازه ارزش قایل هستند که برای یک دستمال کاغذی که پس از استفاده ان را به درون سطل زباله می اندازند..ایا شما این را نمی دانی؟
من در ان لحظه ای که او بر سر من در ان تاریک خانه و با چشمان بسته عربده می کشید با خود می گفتم وقتی با من چنین می کنند وای بر دیگرانی که شناخته شده نیستند یا سابقه ی من را نداشته باشند. نا خود اگاه یاد فرج سرکوهی افتادم که به راستی با او چه کردند. به یاد سعیدی سیرجانی افتادم که بر او چه رفته است. به یاد کیانوری ها و طبری ها و هزاران انسانی چون ان ها افتادم که پس با ان غیر خودی ها چه رفته است. به یاد کسانی افتادم که ان ها را محارب می دانستند و حکمشان اعدام و سنگسار و چه وچه بود.من که از خود این ها بودم و فقط در نشریه ام افشاگری کرده بودم مستوجب هر نوع اهانت و تهدید و برخوردی بودم. وای به ان ها که از بیخ و بن با دین و انقلاب مخالف بوده یا احیانا برای براندازی نظام اسلحه دست گرفته بودند.وای که با ان ها چه ها که نمی کردند!
جناب خاتمی مثل این که خودتان نیز نمی دانید چه جهنمی ساخته اید؟چرا از ۳۰۰ هزار شهید برای این جهنم استفاده می کنید؟ از خدا نمی ترسید؟ از ان ها نمی ترسید که روزی از شما باز خواست کنند؟ از بازماندگان ان ها واهمه ندارید که چرا از خون عزیزان ما برای توجیه مظالم خود سوئ استفاده کردید؟
اقای خاتمی این ماجرا ختم به خیر شد. برای این که ان ها نشریه ی ما را که فریاد تظلم این ملت بود را بستند و از من خواستند که میتینگی برگزار نکنم و من را تحت شرایطی ازاد کردند. البته که من به حرف ان ها عمل نکردم اما در هر حال تا حدودی به اهداف خود رسیدند.اما جناب خاتمی فرصت ان رسیده بود تا من خود شخصا و نه دوستان و اعضای دفترم با لباس شخصی ها نیز اشنا شوم. همان هایی که شما در دفاع از ان ها سینه چاک می کنید. بله جناب خاتمی پس از این که سربازان گمنام امام زمان با توهین وتهدید و بازداشت برای ساکت کردن یک نویسنده و مبارز راه حق به نتیجه نرسیدند این بار نوبت لباس شخصی ها بود که منطق نظام اسلامی را به یک برادر شهید و جانباز جنگ نشان بدهند! ان روز در ۲۴ ابان ماه ۱۳۷۶ بار دیگر و برای چندمین بار به دفتر اتحادیه ی اسلامی دانشجویان و دانش اموختگان دانشگاه ها و دفتر پیام دانشجو حمله ور شدند. خوب است بدانی این دفتر را با مساعدت رهبر در اختیار ما قرار داده بودند و ما هنوز خودی بودیم.هنوز انجا را از ما نگرفته بودند. پس خوب است بدانی که ان ها به یک نیروی خودی حمله کرده بودند. اگر غیر خودی بودیم که حساب کارمان با کرام الکاتبین بود. این ها را می گویم تا در فضای درستی قرار بگیرید. طبرزدی امروز را در نظر نیاورید. طبرزدی ان روزی را در نظربیاورید که هنوز خودی بود. اگر چه مخالفت می کرد اما هنوز قانون اساسی و اصل رهبریت در ان قانون را قبول داشت. نه مجاهد بود نه کمونیست نه لائیک و نه حتا سکولار . نه اراذل بود نه هیچ یک از عناوینی که قتل ان واجب می شود و نه محارب و نه معاند.ان ها در حالی به دفتر ما حمله ور شدند که هرچه در پیش پایشان بود را می شکستند و از بین می بردند و عربده می کشیدند و سراغ من را می گرفتند. پس از ان که همه را زدند و لت و پار کردند و از بین بردند به من رسیدند. در حالی که هیچ کس در ان جا نبود که به داد من برسد.
اقای روحانی امام جمعه ی نماینده ی امام زمان! که از خون شهیدان سوداگرانه برای جهنم خود ساخته، استفاده می کنید. ان ها انقدر با کابل و پنجه بکس و مشت ولگد بر سر و روی من زدند که مطمئن شدم که می خواهند من را بکشند. من حتا به التماس افتادم ولی ان ها انقدر بی رحمانه میزدند که التماس من را نمی شنیدند و فقط می گفتند:توهین به ولایت!؟توهین به ولایت!؟نمی دانم چه اتفاقی افتاد که من را رها کردند. گویا دوستان به سراغ نیروی انتظامی محل رفته و ان ها را خبر کرده بودند و این سربازان ولایت نمی خواستند گیر بیفتند یا به ان ها سفارش شده بود فقط تا سر حد مرگ و نه بیشتر او را بزنید!این را باید از روحانی دیگر یعنی اقای حجازی پرسید!جناب خاتمی شاید خود ندانید که چه نیرو هایی تربیت کرده و چه فدائیانی دارید!باور بفرمایید که برای دفاع از ولایتی که شما ها مدعی ان هستید حاضر هستند دست به هر جنایتی بزنند که زدند.تجاوز و کشتن که چیزی نیست. می دانید چرا؟ برای این که باور کردن اند که به راستی مخالفین رهبر مخالف خدا و پیامبر هستند. ولی ایا چنین است؟ ایا روزی که این ها اگاه شوند که چنین نبوده و فریب خورده بودند ساکت خواهند ماند؟
بسیار خوب!این دو چشمه از سربازان گمنام امام زمان شما و سربازان ولایت شما را داشته باشید تا به ذکر موارد دیگر بپردازم. از زندان اوین در سال ۷۵ و ۷۸ و مشهودات خودم نمی گویم. یک راست به سراغ شکنجه گاه توحید می روم. اقای خاتمی که در کسوت روحانی و به عنوان امام جمعه و در دفاع از نظام به کروبی حمله ور می شوی که با ان نامه ابروی نظام که خون ۳۰۰ هزار شهید پشتوانه ی ان است را برده است. من به عنوان برادر دو شهید و به عنوان یک جانباز و کسی که جوانی خود را برای انقلاب و دفاع از میهن و حمایت از نظام گذاشته بودم و نه به عنوان یک مخالف عادی و یک مخالف از بیرون به کشور پرتاب شده،چشمان خود را که باز کردم در انفرادی های توحید بودم که توسط سربازان گمنام امام زمان شما اداره می شد.پیش از ان در ۲۰۹ به ما گفته بودند که شکنجه ی بدنی نیست و من کمی خیالم راحت بود. اما به محض ورود در این مخوفگاه صدای فریاد دوستانم از زن ومرد در گوش هایم پیچید که فریاد می زدند:نزنید!نزنید!نزنید! این صدا انقدر تکرار می شد تا صدای زندانی از شدت درد و بی هوشی خفه می شد. من به مدت ۱۰۰ روز شاهد این تراژدی وحشتناک بودم.اگر چه خودم را کتک نزدند و شکنجه ی جسمی نکردند اما شکنجه ی روحی یا شکنجه ی سفید از شکنجه ی جسمی بدتر بود.ان ها پس از این که نتوانستند من را از پای در اورند برایم پرونده ساختند و به من گفتند که تو به کرد ها اسلحه فروخته ای یا ادم کشته ای و چنین مزخرفات بی پایه ای که به این دلیل به ان متوسل می شوند که به زندانی بفهمانند، اگر ان چه ما می خواهیم نپذیری این امکان را داریم که برایت پرونده بسازیم و به اعدام محکومت کنیم.
اری جناب خاتمی! این سربازان گمنام امام زمان انقدر کف پای اکبر محمدی و بر پشت او کابل زدند تا کلیه هایش از کار افتاد و ناخن هایش افتاد.ان ها حتا به زن ها نیز رحم نکردند و برکف پای ان ها کابل زدند که همه ی این امور مستند است. جناب خاتمی روحانی رئوف بسیار اسلامی و خوب!می دانی که حکم شلاق یا کابلی که کف پا یا روی کمر زندانی سیاسی بیچاره فرود می امد را شیخ محمد یزدی ان دیگر روحانی بسیار رئوف در زمانی که رییس قوه ی قضاییه بود به عنوان تعزیر و یک حکم اسلامی در قانون گذاشت؟ شما روحانیون می خواهید با کشیدن شلاق از گرده ی دختران و پسران جوان به حکومت خود تداوم دهید، چرا ان بازجو با تجاوز به ان ها در این کار مدد کار شما نشود؟وقتی شما ها به عنوان رهبران دینی و معنوی برای حفظ نظام حکم کابل یا شلاق بر گرده ی دختر و پسر جوان را تجویز می کنید ان ها به عنوان پیروان شما برای این که زودتر به بهشت بروند حکم تجاوز را صادر می کنند. برای این که هدف وسیله را مقدس می کند. چون هدف که مقدس شد و خشونت که تقدیس شد،تجاوز هم مباح می شود. ایا چنین نبوده است؟
اقای خاتمی در ان شکنجه گاه سربازان گمنام امام زمان هر انچه از فحش و ناسزا و کتک و شکنجه را بر دانشجویان اعمال می کردند تا ان ها بگویند ،غلط کردیم و دوستان خود را لو بدهند یا بگویند که از امریکا خط گرفته اند تا امنیت را برهم بزنند. اقای خاتمی سربازان گمنام امام زمانتان و پاسبانان نظام مقدس مورد حمایت شما، ان چنان فشاری بر زندانیان وارد می ساختند که اگر از ان ها می خواستند که بگویند با مادر و خواهر خود زنا کرده اند تا ازادشان کنند،برخی از ان ها حتما این کار را می کردند!ایا معنی این حرف من را می فهمی یا خدای نخواسته نخواهی فهمید تا روزی همین بلا سر خودت بیاید؟
اقای احمد خاتمی من نمی خواهم در مورد شکنجه های روحی وجسمی زندانیان توسط پاسداران نظام و سربازان گمنام اما م زمان بیش از این بگویم. نمی خواهم از دادگاه های انقلاب بگویم.دادگاهی که از پیش بازجو ها زندانی بیچاره را مثل موم در دست خود نرم کرده و فقط برای اخذ حکم لازمه در اتاقی دربسته و پر از وحشت و اضطراب به پیش یک بازجوی قدیمی تر به نام قاضی می اورند. و ان قاضی نیز با نگاهی که از ان تنفر و تحقیر می برد و با لحنی چندش اور و تحقیر امیز به او می گوید که این بار هم جستی اما بار دیگر حکم اعدامت را خودم می دهم. حال طرف کیست؟ یک دانشجو یا وبلاگ نویسی که گمان می کرده ازاد است تا مثلا چند انتقام هم از مسئولی بکند.نمی خواهم از فحش های رکیکی که برخی بازجویان یا رییس دفتر های دادگاه های انقلاب در حق دختران و پسران زندانی روا می دارند سخنی بگویم. زیرا همان گونه که اشاره کردم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد. اما اجازه دهید به سراغ سوژه ای بروم که اینک مطرح است و رگ های گردن شما از شدت عصبانیت به دلیل طرح ان از سوی اقای کروبی نزدیک است که بترکند. در مورد تجاوز به زندانیان. شما می دانید که در زندان ها ی اطلاعات و سپاه امکان تجاوز جنسی وجود ندارد. حتا در مواردی مثل علی افشاری و عبد اله مومنی یا بچه های پلی تکنیک فقط تهدید به تجاوز مطرح بوده است. البته در مواردی در توحید یا همین بچه ها استفاده از بطری نوشابه مطرح است که باید رسیدگی شود. من خودم اطلاع درستی ندارم و به همین دلیل سخنی نمی گویم. ولی از یک چیز به خوبی اگاه هستم. زمانی که باز جوها یا زندانبانان بخواهند یک زندانی سیاسی را اذیت کنند یا حتا یک زندانی غیر سیاسی به قول خودشان شرور را ادب نمایند او را به درون بند ها یا بازداشتگاه ها یا سلول هایی می اندازند کا در ان ادم های بسیار شرور یا زندانیان خطرناکی هستند.بازجو ها و زندانبانان کافی است به این زندانی های شرور اشاره ی ضمنی بکنند که این ها را اذیت کنید. ان ها هر کاری از دستشان بر بیاید خواهند کرد. من خود چندین سال در زندان شاهد این مسائل بودم.
بازداشتگاه کهریزک بهترین مکان برای انجام چنین اقدامات ضد انسانی بوده است. برای این که این بازداشتگاه دست نیروی انتظامی بوده است. همگان می دانند که اطلاعات نیروی انتظامی تا چه اندازه بی رحم است. حتا از ۲۰۹ زندانی ها را به نیروی انتظامی می دادند تا در اداره ی اگاهی یا در بازداشتگاه های نیروی انتظامی حساب ان ها را برسند و پس از ان به ۲۰۹ بر می گرداندند تا بازجویی ها را تکمیل کنند. اقای خاتمی اگر خبر نداری بی جهت گلو ندر و خود را خسته نکن. مسئله ی عدم تفکیک جرایم در زندان های نظام مقدس شما و باز بودن دست زندانبانان و از همه بدتر وجود بازداشتگاه های بی نام و نشان، دست عده ای از بازجو های خشن و لمپن را باز می گذارد تا هر گونه بخواهند با زندانی بیچاره برخورد کنند.اگر در مورد زندان ها و بازداشتگاه های جمهوری اسلامی یک تحقیق بی طرفانه صورت بگیرد معلوم خواهد شد که در ۳۰ سال گذشته هر نوع ظلمی در ان علیه زندانیان بیچاره صورت گرفته است.
اقای خاتمی ایا در مورد عدم جواز اعدام باکره چیزی شنیده ای؟دختران باکره ای که باید اعدام می شدند و به همین دلیل پیش از اعدام به عقد موقت زندانبانان در امده تا به ان ها تجاوز کنند تا مانع شرعی اعدام برطرف شود؟ایا کاری هست که در این ۳۰ سال انجام نداده باشید؟ایا جنایتی هست که در حق زندانیان سیاسی و عادی روا نداشته باشید؟
جناب احمد خاتمی!طرفداران شما و طرفداران رهبر که از ان ها به طرفداران نظامی یاد می کنید که خون ۳۰۰ هزار شهید در پشت ان خوابیده است، ان گاه که قرار باشد اعتراض مردم را خاموش کنند،همه کار کرده و می کنند.بی جهت مظلوم نمایی نکنید. می زنند و می گیرند و می کشند و تجاوز می کنند. برای این که مخالفین رهبر را مخالفین خدا می دانند. برای مخالفین به تعبیر خودشان خدا،ارزشی معادل همان دستمال کاغذی که ذکرش رفت قایل هستند و لاغیر.ایا به راستی خامنه ای نماینده ی خداست؟ایا شما نماینده ی امام زمان هستید؟ایا حتا شما و خامنه ای و احمدی نژاد و طرفدارانتان نماینده ی همه ی نظام جمهوری اسلامی هستید؟
مردم ایران هیچ کدام از این ادعا ها را نمی پذیرند.امروز حتا بخش بزرگی از حکومت گران که رفسنجانی در راس ان هاست، خامنه ای و احمدی نژاد و طرفداران ان ها را نماینده ی انحصاری نظام نمی دانند.جناح خط امام که بیش از امثال شما برای نظام زحمت کشیده اند شما ها را کودتا چی و غاصب می دانند. شما چگونه به خود حق می دهید که از طرف همه ی نظام حرف بزنید؟شما در این چند سال هرچه خواستید با مردم ناراضی و دانشجویان کردید. هر خشونتی که خواستید روا داشتید.اینک به عنوان یک اقلیتی هستید که نا عادلانه همه ی پست ها را اشغال کرده اید. چه حقی دارید که از طرف همه حرف می زنید؟مصادره ی همه ی پست ها با استفاده از زور سپاه و تقلب به مفهوم حقانیت یا نماینده ی یک نظام سیاسی حتا نیست.
شما می گویید،کروبی با نوشتن ان نامه ابروی نظام را برد. من می خواهم بگویم که ان کسانی ابروی نظام را بردند که شکنجه کردند و تجاوز روا داشتند و ادم کشتند. نه ان که این جنایت ها را افشا کرد.
من حتا به دعوای شما ها و رقیب برسر نمایندگی نظام کاری ندارم. برای این که ان نظامی که من برایش جانفشانی می کردم همان زمانی مرد که حتا یک زندانی در زندان شکنجه شد. چه رسد که هزاران تن در یک حکم دسته جمعی قتل عام شدند.من این نظامی که شما بر سر تصاحب ان جنگ و دعوا دارید را چیزی جز قدرت از معنا تهی شده نمی دانم. شان شما ها جنگ بر سر این قدرت و این لقمه ی چرب و شیرین است. من سال ها است که چنین چیز هایی را سه طلاقه کرده ام. یا از اول علاقه ای به این امور نداشته و اشتباهی با امثال شما ها همراه شده بودم.اما لازم است به شما گوشزد کنم،گذشت ان زمانی که امثال شما به نام شهید و به عنوان مدعی شهیدان حرف می زدید. با این تحولات اخیر که ملیون هاا نسان اگاه شدند، ما دیگر تنها نیستیم. با صدای بلند فریاد بر خواهیم اورد که شما ها حق ندارید برای تداوم قدرت خود از شهیدان ما مایه بگذارید. برای این که لایق ان نیستید.قدرت و لقمه ی چرب و شیرین نظام تهی شده از معنا متعلق به شما یا هر کس که زور بیشتری داشت .اما اجازه نخواهیم داد به مانند ۳۰ سال گذشته ،شهیدان را به نفع امیال خود مصادره کنید. به زودی خواهید دید که خانواده های شهیدان علیه شما ها فریاد بر خواهند اورد. برای این که در این انتخابات اخیر، بخش اعظم ان ها به موسوی رای دادند ولی شما ها رای ان ها را دزدیدید.ان ها موسوی را نماینده ی خود می دانند و نه احمدی را. قبول ندارید یک نظر خواهی بی طرفانه از سوی خانواده های شهدا بکنید.موسوی اما انقدر اخلاق دارد که نخواهد از خون شهیدان برای تایید نظرات خود استفاده کند. ولی اقای خاتمی شما و رفقایتان کاسبکارانه بر خورد کرده اید. شما برای تثبیت قدرت خود از خون شهدا سو ئ استفاده کرده اید؟ راستی اخرین بار که برمزار شهدای انقلاب یا جنگ رفتید کی بود؟ به یاد دارید؟ یا فقط از ان ها برای تثبیت قدرت و دنیای خود بهره می برید؟ یادت باشد اگر یک بار دیگر بخواهی برای پوشاندن شکنجه و تجاوز از خون شهیدان بهره ببری خانواده ی شهیدان در مقابل دفترت خواهند بود . این را یادت باشد. شهیدان حرمت دارند.در جنگ و دعوا بر سر قدرت ان ها را چوب حراج نزنید.ان ها برای ارمان هایی مقدس جانفشانی کردند.

*****

امروز دوباره می خواهیم سری به لجن نامه کیهان بزنیم و ضمن انتشار صفحه نخست آن (شماره روز یکشنبه که تا 5 یا 6 ساعت آینده انتشار و توزیع خواهد شد) یکی از فضله پراکنی های "حسین بازجو" این قاتل مفلس و بی آبرو را بعنوان نمونه ای از ادبیات کیهانی برایتان نقل نماییم:

نامه يك شير پاك خورده به يك شير خرخورده ! (خبر ويژه)

يكي از عوامل ميداني اغتشاشات خياباني كه با عطاءاله مهاجراني در لندن مرتبط است، از وضع رقت بار روحي هم قطاران خود و بدگماني شديد مردم نسبت به آشوبگران خبر داد.وزير ارشاد دولت خاتمي كه پس از به بار آوردن افتضاحات سياسي، مديريتي و اخلاقي متعدد ترجيح داد در لندن اقامت كند، اخيراً طي مقالاتي سعي كرده تا به اوباش سرخورده از همان لندن روحيه بدهد اما يكي از همين افراد پاسخ قابل تأملي به مهاجراني داده است. وي در پاسخ خود كه در سايت مهاجراني منتشر شده مي نويسد: نمي خواهم از طرف بچه هايي كه در عرض يك ماه باهاشون به اوج اميد رسيدم و باز با همونها در عرض يك ماه به اوج نااميدي رسيدم، حرف بزنم. من يه وبلاگ نويس هستم كه فقط عده كمي از آدم هاي آن لاين، متمايز از بقيه وبلاگ ها محسوبش مي كنن. من اما با شما موافق نيستم. با اميدهايي كه دوست داريد بديد موافق نيستم. من دلم نمي خواد اميدوار باشم فقط براي اينكه اميدوار بوده باشم.اين مهره ميداني آشوب ها آنگاه با بيان اينكه «اين مردم قابليت آفرينش يه انقلاب 57 ديگر رو ندارن»، به برخورد با اغتشاشگران اشاره مي كند و مي نويسد: ميليونها ايراني خيلي راحت با شنيدن خبر، گفتن حقشونه! كه باهاشون برخورد بشه. آقاي مهاجراني من 60 روزه دارم حقارت مي بينم اونم با رزولوشن بالا. به كي داريد اميدواري مي ديد؟ به ما كه غير از تخليه كردن خودمون تو وبلاگ ]كار ديگري بلد نيستيم؟[ ما خيلي كميم، خيلي كم و خيلي كم اثر. تو جامعه اي كه شما شانس اينو داشتيد كه ازش خارج بشيد، من و امثال من در واقع هيچي نيستيم. تا همين قدرش هم كه خون داديم زياده. مايي كه قرار نيست كسي باشيم، هزينه بديم كه اونهايي كه واسه خودشون، هر جوري كه مي خوان باهاش مانور بدن؟ مايي كه از پس متقاعد كردن مادرمون هم برنمي آييم، جوونيمون رو بذاريم كف دستمون؟!»گفتني است مهاجراني در پوشش حمايت از كروبي نقش گسترده اي در تحريك وي به ايجاد فضاي التهاب و اغتشاش ايفا كرد. وي زماني گفته بود كه به خاطر شيرخر خوردن در كودكي وارد سياست شده و اكنون با عبرت آموزي از سياست كناره مي گيرد. اما گذشت روزگار وي را در كنار سلطنت طلباني چون بهنود و در كسوت يكي از پادوهاي ثابت شبكه تلويزيوني دولتي انگليس (بي بي سي) به نمايش گذاشت، آن هم در روزهايي كه بي بي سي به نيابت از دستگاه جاسوسي و ديپلماسي انگليسي روزگار پركاري را در تدارك اغتشاش مي گذراند. اكنون عناصر ساده دل وصل شده به انگليس از طريق مهاجراني، به وي اعتراض مي كنند كه آنها را فريب داده است.

*****

از میان ایمیل های رسیده تا این لحظه:

بهناز مهرانی

چه دلیلی مستند تر از اعتراف

تجاوز جنسی عملی است که علیرغم تمامی اختلافات فکری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی... در همه جای این کره ی خاکی عملی نابهنجار، قبیح و غیراخلاقی به شمار می آید؛ چرا که عوارض و آسیبهایی که پس از تجاوز به فرد (زن – مرد ) وارد می شود، بیش از آنکه تابع اختلافات محیطی، فرهنگی و... باشد، تابع دلایل روانی است که در میان نوع بشر مشترک است.
تجاوز جنسی انواع گوناگونی دارداز قبیل: تجاوز کلامی، لمس اندام های جنسی فرد مقابل، در معرض دید قرار دادن اندام های جنسی توسط فرد متجاوز، تجاوز کامل (دخول) و به طور کلی هر گونه رفتار جنسی که منجر به آزار رساندن به فرد مقابل می شود.
تجاوز جنسی از هر نوعی که باشد عوارض روانی و گاها جسمانی غیر قابل جبرانی در فرد ایجاد خواهد کرد. از جمله این عوارض: ایجاد احساس حقارت در فرد، نفرت از خود، احساس گناه، خشم، از بین رفتن عزت نفس و اعتماد به نفس، از دست دادن انگیزه، افسردگی شدید و انزوا و از هم پاشیدن ساختار شخصیتی فرد که در بسیاری موارد منجر به خودکشی فرد می شود، می باشد.
از لحاظ جسمانی نیز ممکن است فرد دچار پارگی و آسیب دیدگی رحم و مقعد و آسیب دیدن روده، عفونت شدید و ابتلا به بیماری های مقاربتی از جمله ایدزشود.
حتی اگر این عوارض جسمانی پس از مدتی بهبود یابد، عوارض روانی که برشمرده شد هرگز به طور کامل بهبود نخواهد یافت و تاثیر مستقیمی بر زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی فرد خواهد شد.
تمامی این عوارض از جمله عللی است که موجب می شود در اکثر موارد فرد این حادثه را از دیگران پنهان سازد (به ویژه در زنان)، چرا که قاعدتا فرد نمی خواهد احساس حقارت، تقصیر، نفرت و افسردگی خویش را در معرض نگاه دیگران قرار دهد. به ویژه در ایران و بسیاری ازکشورهای اسلامی که فرد مورد تجاوز قرار گرفته بیشتر مورد عتاب و سرزنش دیگران واقع می شود تا فرد متجاوز.
من اطلاع دقیقی از اینکه در کدام یک از کشورهای دنیا از تجاوز جنسی به عنوان روشی برای اعتراف گرفتن و شکستن و خردکردن زندانیان ( به ویژه زنان ) استفاده می شود، ندارم ـ به دلایل فوق عقده های روانی حل نشده ی بازجو و زندانبان را نیز اضافه کنید ـ اما این روزها بسیار می شنویم که در برخی از زندانهای ایران بسیاری از زندانیان و به ویژه زندانیان سیاسی و باز هم به ویژه زندانیان زن مورد تجاوز زندانبان و بازجوی خود قرار می گیرند.
علاوه بر عوارض یاد شده این عمل موجب می شود که فرد زندانی که در محیط خارج از زندان شخصیت اجتماعی و سیاسی مقبول و مورد احترامی دارد، احساس شکستن، خرد شدن و ناتوانی کند، لذا در بسیاری موارد زندانیان پس از آزادی یا هرگز این مسئله را فاش نخواهند ساخت و یا زمانی آن را فاش می کنند که مدت طولانی گذشته باشد و فرد بهبود نسبی یافته باشد.
حال تصور کنید زندانی مورد تجاوز قرار گرفته، بلافاصله پس از آزادی، این موضوع را از طرق مختلف فاش سازد. در آن صورت فشار روانی وارد شده بر این فرد بسیار شدید تر خواهد بود چرا که وی تمامی عوارض روانی و جسمانی ناشی از تجاوز را در معرض نگاه و قضاوت عموم قرار خواهد داد( علیرغم تهدید ها و فشارهای فرد متجاوز). به همین دلیل از لحاظ عقلی و منطقی تعداد افرادی که موضوع تجاوز را فاش می سازند بسیار کمتر از افرادی است که مورد تجاوز قرار می گیرند؛ چه در زندان و چه در محیط خارج از زندان.
در روزهای اخیربا توجه به حوادث رخ داده ی پس از انتخابات ریاست جمهوری، تعداد زیادی از زنان و مردان جوان و بعضا نوجوان ایرانی بازداشت و زندانی شده اند که تعدادی از آنان به ویژه کسانی که در کهریزک بازداشت شده بودند پس از آزادی اعتراف کرده اند ( در رسانه های غیر دولتی و رسانه های مجازی) که به صورت بسیار خشن وگاها چند بار در روز مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند تا جایی که دچار آسیبهای شدید جسمی و روانی شده اند.
تجاوز به زندانیان ظاهرا مسئله ی امروز نیست. در نامه ی آقای منتظری به آقای خامنه ای در سال 67 جملاتی وجود دارد که نشان از تجاوز به زنان زندانی سیاسی در آن سالها دارد. در قسمتی از این نامه آمده است: "آیا می دانید در برخی از زندانهای جمهوری اسلامی دختران جوان به زور مورد تجاوز قرار می گیرند؟" از طرفی با شکسته شدن این تابو توسط نامه ای که آقای کروبی به آقای هاشمی رفسنجانی نوشته اند تعدادی از زندانیان زن در آن زمان اعتراف می کنند که در زندان مورد تجاوز بازجویان خویش قرار گرفته اند. به عنوان نمونه می توان به فیلم اعتراف آذر آل کنعان - نینا اقدم ـ اشاره کرد. به گفته ی او "هر چند شکنجه ی جسمی نیز یک نوع تجاوز است، ولی بسیار قابل تحمل تر از تجاوز جنسی است". وی اعتراف می کند که در زندان سپاه پاسداران سنندج مورد تجاوز قرار گرفته است. مارینا نعمتی نیز در کتاب خاطرات خود به نام (زندانی تهران ) به مسایلی که در زندان بر وی گذشته است اشاره می کند.
و اما امروز یکی از کسانی که اعتراف می کند مورد تجاوز کلامی قاضی خویش قرار گرفته، مسیح علی نژاد است. او می گوید در آن زمان موضوع را با آقای کروبی در میان گذاشته و از وی خواسته است این موضوع را فاش نسازد.
رویا طلوعی فعال کرد نمونه ی دیگری است که پس از خروج از زندان اعتراف می کند که به او و چند تن از همبندی های او تجاوز شده است.
نمونه ی تلخ تر اما تجاوز به زهرا کاظمی روزنامه نگار ایرانی – آمریکایی و سپس قتل وی می باشد؛ و از آن تلخ تر ترانه ی موسوی (1360-1388 ) است. دختری که پس از بازداشت در حوادث اخیر مورد تجاوز قرار می گیرد و دچار پارگی رحم و مقعد میشود. سپس سوزانده شده و جنازه ی وی به گفته ی یکی از دوستانش در اتوبان کرج – قزوین پیدا می شود.
با توجه به موارد فوق چه از لحاظ علمی و چه از لحاظ عقلی هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که فرد عاقل و بالغی (به ویژه یک فعال سیاسی – اجتماعی )به دروغ بیان کند که مورد تجاوز قرار گرفته است.
آقایان! چه دلیلی مستندتر از اعتراف افرادی که مورد تجاوز واقع شده اند می خواهید؟

*****

روزنامه‌نگار، پای طناب دار
یک منبع مطلع در گفت‌وگو با خبرنگار «موج سبز» از شیوه‌ی تکان‌دهنده‌ی بازجویان برای شکنجه‌ی یکی از روزنامه‌نگاران زندانی خبر داد.
به گزارش «موج سبز» این منبع موثق که نخواست نامش و نحوه‌ی کسب اطلاعش از این موضوع فاش شود، خبر داد که بازجویان برای اینکه هنگامه شهیدی را بشکنند، در یک اقدام آشکارا غیر قانونی و غیر انسانی، به او حکم دروغین اعدام را ابلاغ کرده‌اند.
این گزارش حاکی است بازجویان برای اینکه این بلوف را واقعی جلوه دهند، این روزنامه‌نگار زن زندانی را چند بار تا پای طناب دار نیز برده‌اند و طناب را به گردن او انداخته‌اند.
این در حالی است که خانم شهیدی از یک بیماری قلبی رنج می‌برد و خانواده‌ی او بسیار نگران سلامتی وی هستند.
هنگامه شهیدی سه شنبه شب گذشته بعد از مدت‌ها اجازه یافته بود با خانواده‌اش تماس بگیرد و برای دقایقی با مادرش صحبت کند. مادر خانم شهیدی در گفت‌وگوها از صدای گرفته‌ی او در این تماس تلفنی خبر داده بود.
خانم شهیدی از روزنامه‌نگاران باسابقه سیاسی است که در حزب اعتماد ملی نیز عضویت دارد.
«موج سبز آزادی» خاطرنشان می‌کند که بی‌تردید از صحت و دقت خبرهایی که بدون ذکر صریح نام منبع می‌زند، کسب اطمینان کرده است. اما عموم خوانندگان و علاقه‌مندان نیز شرایط دشوار کنونی و لزوم حفظ هویت و امنیت منابع این‌گونه اخبار را درک می‌کنند. ما اعتماد خوانندگان و امنیت منابع خبری را از سرمایه‌های «موج سبز آزادی» می‌دانیم و به حفظ توأمان هر دو مورد به عنوان وظیفه‌ی خود نگاه می‌کنیم.

**

توجه: این شیوه شکنجه روانی، البته برای راوی این خبر و همچنین انتشار دهنده آن یعنی موج سبز؛ ممکن است شیوه ای جدید باشد اما واقعیت این است که این شیوه از دوران نخست وزیری همین آقای "میرحسین موسوی" تا به امروز هزاران بار تکرار گردیده بنابراین، لااقل برای رهبر و مقتدای "موج سبز" شیوه جدیدی برای اعتراف گیری نیست و چه بسا همین آقای موسوی و یا همکاران ایشان در دوران نخست وزیری ایشان، این شیوه بیرحمانه و حیوانی را ابداع کرده باشند...!!

یکی از کسانی که در دوران 12 سال اسارت خویش در زندانهای اوین و گوهردشت، لااقل سه بار با این شیوه شکنجه روحی گردید، دوست و همرزم و حامی گرانمایه ما آقای دکتر رضا بحری هستند که در دوران نخست وزیری همین آقای میرحسین موسوی، اسارت و گرفتاری ایشان آغاز شد و تا دوران شیخ کوسه، "هاشمی رفسنجانی" ادامه داشت.

"جنبش همبستگی دانشجویان ایران"

*****

مادران عزا همه شنبه ها سیاهپوشند
بهروز طاهری

جمعی از مادران عزادار دیروز هم به روال شنبه های گذشته، برای سوگواری فرزندان شهید ایران در پارک لاله تهران جمع شدند؛ اما ماموران انتظامی و لباس شخصی های حاضر در این پارک با ممانعت از تجمع ایشان آنها را به خارج از پارک هدایت کردند.
یکی از این مادران در این باره به روز گفت: "حدود ساعت 7 بعد از ظهر نزدیک به 100 زن سیاهپوش که در میان آنها خانواده ندا آقا سلطان نیز حضور داشتند، در دور آبنمای پارک لاله تهران جمع شدند. برای اینکه از حضورمان جلوگیری نکنند، عده ای روی نیمکت ها نشستند و عده ای شروع کردند به پیاده روی در دورو بر آبنما. اما به هر حال تعداد زنان و نوع جمع شدنشان نشان می داد که برای چه کاری آمده اند. آنها سیاه پوشیده بودند و با مردم درباره آنچه بر فرزندانشان و فرزندان ایران رفته، حرف می زدند."
این زن که خود از نخستین کسانی ست که به گروه مادران عزادار پیوسته می گوید: "بالاخره ماموران طاقت نیاوردند و با ممانعت از ایستادن و حتا قدم زدن ما، به سمت راه خروجی پارک هدایتمان کردند. اینکار با اعتراض برخی از زنان روبرو شد. اما در نهایت آنها مادران عزادار را از پارک لاله بیرون کردند."
وی می افزاید: "ما نه به قصد درگیری ونه به قصد تحمل رفتارهای خشونت بار به پارک می رویم، ما می رویم که از خون به ناحق ریخته شده فرزندانمان با مردم سخن بگوییم. سوگواری ما نیز همراه با رفتاری مدنی است اما آنها حتا از سکوت ما و از نجوای یک مادر داغدیده هم می ترسند."
گروه "مادران عزادار" جمعی از زنان است که پس از شهادت ندا آقا سلطان در روز شنبه 30 خردادماه 88 و شهدای دیگر جنبش سبز، شکل گرفت.هدف از تشکیل این گروه، سوگواری عمومی در حمایت از خانواده های داغداری بود که حتا از برگزاری ساده ترین مراسم برای فرزندانشان منع شده بودند. آنها اعلام کردند که روزهای شنبه هر هفته در پارک های تهران و سایر شهرها گرد هم می آیند تا با سیاه پوشیدن و در صورت امکان شمع روشن کردن، خاطره فرزندان شهید جنبش سبز را زنده بدارند.
این گروه همچنین با راه اندازی یک وبلاگ، اخبار مربوط به خانواده های عزادار را منتشر می کند. در آخرین بیانیه "مادران عزادار"، خبر از ناپدید شدن مادری به نام زهرا (بهجت) نوذری آمده است که فرزندش پویا مقصودبیگی، دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه را در 30 خرداد ماه دستگیر می کنند اما وی پس از آزادی از زندان به دلیل فشارهای ناشی از دوران زندان فوت می کند. مادر پویا به نشانه اعتراض و عزاداری سنتی، بدن خود را گل می مالد و در مقابل اداره اطلاعات کرمانشاه تحصن می کند. زهرا که او را بهجت می نامند در ساعت 10 شب نخستین روزی که تحصن کرده بود، دستگیر شده و دیگر کسی از سرنوشت او خبر ندارد. دربخش دیگری از اطلاعیه مادران عزادار درباره زهرا نوذری آمده است: "زهرا نوذری در جوانی همسر خود را از دست داده و دو فرزند خردسال اش را با کار طاقت فرسای خیاطی اداره کرده و در آستانه فارغ التحصیلی فرزند ارشدش او را به طرز فاجعه آمیزی از دست داده است.اقوام و آشنایان زهرا به شدت تحت فشار هستند و سکوت اختیار کرده اند. مادران عزادار خواهان آزادی فوری این مادر داغدار و عزادار و مجازات عاملان و آمران فجایع پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری هستند."

*****

آمادگی اروپا برای اعمال تحریم‌های سخت‌تر علیه ایران
به گزارش هفته‌نامه اشپیگل، آمادگی دولت آلمان و دیگر اعضای اتحادیه اروپا برای اعمال تحریم‌های بیشتر و سخت‌تر علیه ایران به خاطر برنامه‌ی اتمی‌اش افزایش یافته است.
در گزارش اشپیگل که روز دوشنبه آتی (۱۷ اوت/ ۲۶ مرداد) منتشر خواهد شد، آمده است، رایزنی‌هائی در مورد توقف صادرات بنزین به ایران صورت گرفته است. همچنین ایجاد محدودیت‌هائی در استفاده از راه‌های آبی و هوائی نیز مد نظر هستند.
به گزارش اشپیگل یکی از ابزارهای ایجاد چنین محدودیت‌هائی عدم اجازه ورود کشتی‌های ایرانی به بندر‌های اتحادیه اروپا و فرود هواپیماهای ایرانی در فرودگاه‌های کشورهای عضو این اتحادیه است.
یک سخنگوی وزارت خارجه آلمان حاضر نشد در مورد گزارش هفته‌نامه اشپیگل اظهارنظر کند. این سخنگو گفت: "پیشنهاد مذاکره از سوی باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا کماکان به قوت خود باقی است. از ایران خواسته شده برنامه اتمی‌اش را شفاف کند. در غیر این صورت جامعه جهانی به اقدامات دیگری دست خواهد زد. اما حالا زود است در مورد این اقدامات صحبت شود».
بنا به گزارش اشپیگل، دولت آلمان می‌خواهد نخست تلاش کند در چارچوب شورای امنیت و با مشارکت قدرت‌های صاحب حق وتو همچون روسیه و چین تحریم‌های جدید را وضع کند.
به‌نظر دیپلمات‌های آلمانی در صورت لزوم، آمریکا و اتحادیه اروپا می‌توانند تحریم‌های سخت‌تری را علیه ایران اعمال کنند. به گزارش اشپیگل در صورت عدم پاسخ مثبت محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران به پیشنهاد‌های غرب، این تحریم‌ها می‌توانند به هنگام اجلاس عمومی سازمان ملل متحد در اواخر ماه سپتامبر آتی به اجرا گذاشته شوند.
همچنین پیشنهاد شده است در این اجلاس سران کشورهای گروه پنج به اضافه یک نشست مشترکی داشته باشند. این گروه متشکل از پنچ عضو دائمی آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، بریتانیا به اضافه آلمان است.
در ماه جولای و در جریان نشست سران هشت کشور صنعتی در شهر لاآکویلای ایتالیا، از ایران خواسته شد بر سر میز مذاکره بازگردد. رهبران کشورهای صنعتی حاضر شدند به مذاکره بر سر مناقشه اتمی با ایران شانس دیگری تا ماه سپتامبر داده شود. نیکلا سازکوزی رئیس جمهور فرانسه در پایان این دیدار گفت: اگر تا آن زمان پیشرفتی حاصل نشود، "مجبور به تصمیم گیری هستیم".
حسن قشقاوی سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی در پاسخ به این خواست گفته بود: «ما مخالف مذاکره نیستیم، اما ما به قدرت‌های جهانی اجازه نمی‌دهیم ما را با تعیین ضرب‌الاجل تحت فشار قرار دهند».
آمریکا، اسرائیل و دیگر کشورهای غربی ظن آن را دارند که ایران زیر پوشش پروژه‌ی برق اتمی خود، اهداف نظامی را دنبال می‌کند. از این رو این کشورها مصرانه از ایران خواسته‌اند که با عمل به قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد، غنی‌سازی اورانیوم را که کاربرد دوگانه‌ی نظامی و غیرنظامی دارد، متوقف کند.
ایران بارها این موضوع را رد و تأکید کرده است که برنامه هسته‌ای خود را صرفاً در چارچوب مقاصد صلح‌آمیز دنبال می‌کند.

*****

انتظار حقوقدانان از صادق لاریجانی
دویچه وله

یکی از پنج برادر خانواده لاریجانی، پنجمین رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران شد. ناشناخته بودن صادق لاریجانی در حوزه قضاوت، برای بسیاری پرسش آفرین است. وی در سال‌های گذشته، سرگرم پژوهش ‌و تدریس فلسفه و فقه بوده است.
چهار وکیل دادگستری در گفتگو با دویچه‌وله، از کمبودهای قوه قضاییه و وظایف مبرم آقای لاریجانی در رویارویی با مشکلات این قوه گفتند.

توقع عمومی شما از رییس جدید قوه‌ی قضاییه چیست؟

محمد مصطفایی: مسند قضاوت، قدرت زیادی به فرد می‌دهد. بسیاری قضات دادگستری طی سال‌های اخیر، به‌خلاف مقررات قانونی تصمیم شخصی گرفته و سلیقه شخصی را در پرونده‌ها اعمال کرده‌اند. انتظار من از رییس قوه قضاییه این است که نظارت بیشتری نسبت به عملکرد قضات داشته باشند و اگر کسی تخلف کرد و پا از قانون فراتر گذاشت یا رشوه گرفت، او را بازخواست و محاکمه کند.

نسرین ستوده: ما الان در یکی از فاجعه بارترین ایام دستگاه قضاییه هستیم. اتفاقاتی پس از انتخابات در تجاوز به حقوق مردم صورت گرفته و افراد زیادی بازداشت شده‌اند. دو ماه از انتخابات گذشته و هنوز مسئول بازداشت‌ها، آزارها و تجاوزها معرفی نشده. این‌ها چالش‌های مهمی پیش روی آقای لاریجانی هستند و انتظار می‌رود به این مسائل توجه ویژه مبذول کنند.

فریده غیرت: قوه‌ی قضاییه از نظر محتوا در ده سال گذشته، ضعف شدید داشته و به جز تعداد معدودی قضات باسواد و شریف، بقیه حافظ اجرای قوانین نیستند. در نتیجه کسی که الان ریاست قو‌ه‌ی قضاییه را بر عهده می‌گیرد، باید جبران مافات کرده و این نقایص را برطرف کند. توقع داریم که به حقوق مردم و به خصوص اصل ۱۵۶ قانون اساسی توجه شود تا عدالت و احیای حقوق عامه و آزادی‌های مشروع اجرا شوند.

صالح نیکبخت: با توجه به این‌که ایشان هیچگونه سابقه در قوه‌ی قضاییه ایران ندارند و کار قوه‌ی قضاییه یک کار فنی، علمی و توام با هنر و توانایی لازم برای به کارگیری قوانین است، من از کسی که با این شرایط به این مقام رسیده انتظار و توقعی ندارم.

مبرم‌ترین وظیفه پیش روی آقای لاریجانی چه می‌تواند باشد؟

محمد مصطفایی: ایشان باید جلوی جناح‌بندی‌های سیاسی در کار قضاوت را بگیرد. اگر چنین نکند، وضع دادگستری ما به مراتب از گذشته هم بدتر می‌شود.

نسرین ستوده: بحرانی پس از انتخابات به صورت شوک به جامعه وارد شده است. حقوق آحاد جامعه نادیده گرفته شده. افراد زیادی تحت بازداشت، شکنجه و آزار جنسی قرار گرفته‌اند. آقای لاریجانی باید به این مسائل فوری پاسخ دهند. ایشان باید آلودگی به مسائل سیاسی را هم که پس از انقلاب در قوه قضاییه وجود دارد، پاک کنند.

فریده غیرت: ما اصرار بر اجرای قوانین داریم. کشف جرم، تعقیب مجرم یا گسترش آزادی‌های مشروع در زمره اختیارات قوه‌ی قضاییه‌اند و باید ایشان در این جهت گام بردارند. در تعریف قانونی، بازداشتگاه‌های ما زیر نظر سازمان زندان‌هاست و این هم زیر نظر قوه‌ی قضاییه است. قابل قبول نیست که گفته شود بازداشتگاهی خارج از قوه‌ی قضاییه وجود دارد. ملت آگاه است و قانون اساسی ما نیز این را تجویز نمی‌کند.

صالح نیکبخت: ایشان باید به قوه‌ی قضاییه استقلال بدهد و از اراده‌های سیاسی نترسد. قاضی نباید اعمالی انجام دهد که دربست در راستای خواسته‌های حاکمیت است. قاضی باید مستقل باشد و حتی اگر با دشمن‌اش روبرو شد، عدالت را در مورد او اجرا کند. اگر آقای لاریجانی چنین کند، به قول خود روحانیان باید گفت هبذا...

*****

از میان ایمیل های رسیده:

مطلب زیر را یکی از یارانی که خواسته نامش را فاش نکنیم، از "وبلاگ روزنه" متعلق به خانم فخرالسادات محشتمی همسر آقای مصطفی تاج زاده انتخاب کرده و برایمان ارسال نموده است:

چه روزهای سختی.
چه سختی های جانفزایی.
نمی دانم یا ما زیاده خواهیم یا دل های مسئولین از سنگ شده و مردم هم دور از جان شما و ما کمی تا قسمتی بی غیرت شده اند.
چرا این فریادها و استغاثه ها دل ها را نرم و وجدان ها را بیدار نمی کند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا چرخ گردون می گردد می گردد بی هیچ اتفاقی و تغییری ؟
دیروز روز وحشتناکی بود برای من. تا آمد گرفتن یک خبر کج و معوج از همسرجان اندکی شیرین کاممان کند تلفن بستگان هنگامه شهیدی و فریاد تظلم خواهی شان که «این دختر از دست رفت به فریاد برسید»، مانند یک ضربه هولناک بر سرم فرود آمد. من از آنچه شنیدم تا مدتی در تحیر و شوک بودم و هنوز به خود نیامده تماس بعدی انگار آب سردی بود که بر سرم ریخته شد و از شوک درآوردم و این بار نفرت بود که تمام وجودم را در بر گرفت. نفرتی که همه سلول های خاکستری مغزم را به فعالیت واداشت تا به حرکتم وادارد. و بار دیگر با خود پیمان بستم که هرگز سکوت و لب فروبستن را در هنگامه عرض اندام ظلم و ظالمان نپسندم و تا آخرین توان برای حق طلبی در صحنه باشم به حول و قوه خدای سبحان که پشه ای را مأمور پایان بخشیدن به عمر نمرود کرد. افسوس و صدافسوس که آن چه در زندان های جمهوری اسلامی بر بهترین فرزندانمان می رود دهشتناک است و هنوز کمیته های بررسی وضعیت بازداشت شدگان گزارش های درستی از زندان ها برایمان ندارند. آقا فرمایشت می کنند که تاجزاده به ما گفته که معتقد است تقلبی درکار نبوده و چقدر هم افتخار می کنند به شنیدن این نکته عالمانه مستقیما و با گوش های مبارک خودشان از همسرجان ما که بیش از دوماه است در خلاء کامل اطلاعاتی زیر فشار دژخیمان به سر می برد و می خواهند به ما بباورانند که بازجوها کاملا پاستوریزه اند و روحیه همسرجان عالی . انگار ما تازه ایشان را شناخته ایم و آن برادران مهرورز را!!! و با لبخند نمکینی برلب می فرمایند ابطحی با خانواده اش شام خورده و در زندان از امکانات برخوردار است . توی سرتان بخورد آن امکانات که برای نمایش های مضحکتان فقط کفایت می کند و به سخره گرفتن شعور مردم فهیم ایران که قرن هاست نامش با افتخار برده شده و شما ذلتش را می پسندید. شامی که کوفت خانواده ابطحی شد در حضور بازجوی خشنی که روی بر دیوار نشسته تا چهره اش دیده نشود و در حضور پدر فرزندان را تهدید می کند و همسر بیچاره را و در کمال ذلت از دختر خردسال ابطحی می خواهد که مادرش را کنترل کند تا پدرش زودتر آزاد شود. اف بر این شیوه های اعتراف گیری قرون وسطایی. چقدر پستید که نه عواطف انسانی را درک می کنید و نه از انسانیت بویی برده اید. این شام را چه نام می توان نهاد؟ شام غربت؟ شام حسرت؟ شام رنج؟ شام نفرین؟ شام نفرت یا همه این ها ؟
این زن یک پارچه رنج است . این زن، این مادر، روحانی زاده، مسلمان، معتقد، با اخلاق و حالا متحیر و مچاله شده در یک فشار سبعانه شبانه روزی روی خودش و خانواده اش. دختران و دامادها و فریده کوچک که خیلی بیش از سنش می فهمد این بلاگر خردسالچهره درهم پیچیده پدر آنی از ذهن بچه ها و این همسر وفادار و مهربان دور نمی شود و صدای خشک سلول انفرادی که کلید می شود روی یک پدر که جرمش اصلاح طلبی است و گشودن دریچه ای از دنیای آگاهی بروی جامعه، مسئولانه و دردمندانه .پدر را درست جلوی چشم بچه ها تحقیر می کنند و بچه ها را جلوی چشم پدر. و می گویند هرگونه گزارشی از این صحنه های هول انگیز عمل مجرمانه است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!
و حالا ما همه مجرمیم. ما که می شنویم و سکوت می کنیم. ما که می بینیم و لال می شویم. ما که در معرضیم هر لحظه و گیج و ویج مانده ایم وسط ماجرا و تلو تلو می خوریم. اف بر این دنیا و بر همه عافیت طلبانش که بیرق دین در دست دارند و مهر مسلمانی بر سجل و گاه پینه ها بر پیشانی. مباد لحظه ای خواب خوش بر ما مسلمانان تا رسوایی همه ظالمان و مجرمین واقعی. قاتلین نداها و سهراب ها و ضاربین فرزندان دربندمان. و امان از این ضربه های روحی که بی محابا فرود می آیند و می شکنند شکستنی. و واژه هایی که زیر این ضربات ناخودآگاه از دهان های خشک بیرون می ریزد و مانند غنایم جنگی توسط صاحبان بی مقدار لبخندهای پیروزمندانه برداشت می شود. جمع می شود و می رود داخل آن کیفرخواست مخملین که به ذائقه اصحاب قدرت خوش آمده است خوش آمدنی. و عمر این شادی های کودکانه چه کوتاه است و «ان مع العسر یسری»
هنگامه ها و همه دخترانمان و خواهرانمان، همه فرزندانمان در معرض خطر جدی هستند. هم اینک نجنبیم فردا لحظه ای از سرزنش و ملامت وجدان رهایی نخواهیم داشت. سبزهایمان دارند در محبس هولناکشان زرد می شوند . مپسندیم

*****

اعترافات مهدی سحرخیر، فرزند عیسا سحرخیز زندانی وقایع دو ماهه اخیر:

*****

عیسی سحرخیز برای اولین بار با وکیلش دیدار کرد
مهدی سحرخیز، فرزند عیسی سحرخیز، خبری از اولین ملاقات پدرش با وکیل خود اعلام کرد.
عیسی سحرخیز که در بند امنیتی 209 اوین زندانی است، امروز اجازه یافته که در یک ملاقات بیست دقیقه‌ای، در حضور بازجوی خود و برای اولین بار، با وکیلش - خانم نسرین ستوده - دیدار کند.
مهدی سحرخیز با بیان این خبر و با اشاره به اینکه پدرش مدتی است از سلول انفرادی به بند عمومی منتقل شده، خاطرنشان کرد: پدرم در این ملاقات به دو مورد مهم اشاره کرده و گفته است که از همان روز اول، به دلیل درد ناشی از شکستگی دنده‌هایش در زندان، تقاضای ملاقات با پزشک را داده است، اما به او اجازه‌ی این ملاقات داده نشده است. وی هم چنین اعلام کرده که اجازه‌ی دسترسی به اخبار، مجلات، روزنامه‌ها و غیره به او داده نمی‌شود.
مهدی سحرخیز همچنین خبر داد: در حالی که عیسی سحرخیز را به جرم دعوت به شرکت در تظاهرات دستگیر کرده‌اند، اما گویا بعد از سه هفته، توهین به مقام رهبری، تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی هم به جرمهای او افزوده شده است.
به گفته‌ی وی، خانم ستوده، وکیل عیسی سحرخیز، اشاره کرده که تا حد توان و با توجه به ضیق وقت، تا جایی که ممکن بوده، کوشیده وی را در جریان وقایع امور قرار دهد. او همچنین از روحیه‌ی مساعد و خوب عیسی سحرخیز خبر داده و گفته که احتمالا به زودی به این زندانی سیاسی اجازه خواهند داد با خانواده‌اش دیدار کند.

*****

از میان ایمیل های رسیده تا این لحظه:

اعتراف نامه حنیف مزروعی

اعتراف می‌کنم که باید طرحی نو درانداخت
اعتراف می‌کنم که اشتباه کردم! اعتراف می‌کنم که در موردتان اشتباه کردم، اشتباه کردم که اندیشیده بودم در شما سودای تغییر و اصلاح اثرگذار است.

اعتراف می‌کنم...اعتراف می‌کنم در راهی گام بر می‌داشتم که رأی مردم میزان بود و انتخاب مردم، اصل؛ اعتراف می‌کنم خطا رفتم، چرا که رقیب، رأی را تنها برای تزئین و زینت می‌خواست حال آنکه ما برای ساختن فردای بهتر.

اعتراف می‌کنم...اعتراف می‌کنم که در قلم زدن و سیاست ورزی صداقت را اصل قرار داده بودم و نگاهم بر محور شرافت بود، غافل از آنکه دروغگویانی در مقابل ملت بودند که نه تنها صداقت را که شرافت را هم سلاخی کردند.

اعتراف می‌کنم...اعتراف می‌کنم که در شناخت رقیب اشتباه کرده بودم و نمی‌دانستم با خائنانی روبرو هستم که طمع قدرت، دندان‌هایشان را تیز کرده و هیچ اصل اخلاقی‌ای نیز آنها را به راه راست باز نمی‌گرداند.

اعتراف می‌کنم...اعتراف می‌کنم که قصد ما ساخت ایران براساس خواست و انتخاب مردم بود. آزادی را حق مسلم مردم می‌دانستیم، اما نمی‌دانستیم که در دکان حیله‌گران و مکاران، آزادی کالایی است بی‌ارزش.

اعتراف می‌کنم...اعتراف می‌کنم که آزادی را راهی برای رهایی انسان می‌دانستم و انسان را مختار، نه اینکه به زور شکنجه و انفرادی، اعتراف کند به کارهای نکرده و ایمان بیاورد به عقایدی که به آن باور ندارد!

اعتراف می‌کنم...اعتراف می‌کنم ما مرد این میدان نبودیم، ما مرد میدانی که در آن پاسخ سکوت و آرامش، کابل و شلاق و تجاوز باشد نبودیم. در مخیله‌مان جای نمی‌گرفت که روزی رأی‌های سبزمان را با کابل و شلنگ بر بدن‌هایمان حکاکی کنند. اعتراف می‌کنم که باور واقعیت درونی رقیب هرگز در ذهنمان هم نمی‌گنجید!

اعتراف می‌کنم...اعتراف می‌کنم که ما مرد مبارزه نبودیم، ما مرد مبارزه با اسلحه نبودیم و نیستیم تا در جواب آنان که با اسلحه نداها و سهراب‌ها و اشکان‌ها و... را کشتند به مقابله برخیزیم.

اعتراف می‌کنم...اعتراف می‌کنم که مرا چه به بازی سیاست! به ما آموخته‌اند که سیاست بازی شطرنجی است که دو طرف براساس قانون حرکت‌های خود را انجام می‌دهند، اما امروز این بازی تبدیل شده است به میدان نبردی که یک طرف سعی می‌کند با سکوتش اعتراض کند و طرف دیگر با اسب‌هایش شمشیر را از رو بسته مهره سفید دیگر در زمین حضور نداشته باشد!

اعتراف می‌کنم...اعتراف می‌کنم که پس از سیزده سال امروز فهمیده‌ام که بازی سیاست آن چیزی که من آموخته‌ام، نبوده است. قواعد آنها در این بازی براساس" بکش وگرنه کشته می‌شوی" استوار است و من و ما چون رسم این بازی را هیچگاه فرا نخواهیم گرفت همیشه قربانی خواهیم بود.

اعتراف می‌کنم...اعتراف می‌کنم که شب‌ها و روزهای بسیاری پس از این وقایع گریسته‌ام، با تک تک عکس‌های راهپیمایان، با تک تک عکس‌های شهیدان و با تک تک عکس‌های یاران دربندم، اما هنوز امید به آن دارم به آنکه شاید راهی باز شود و دری گشوده.

اعتراف می‌کنم...اعتراف می‌کنم که آرزو داشتم این روزها به همراه دوستانم در بندهای اوین بودم و بی خبر از دنیا تا نشنوم و نبینم که چگونه سکوت مردم به گلوله بسته شد و شهری که آرزوی ساختنش را داشتم تبدیل به لانه خفاشان شده است.

اعتراف می‌کنم...اعتراف می‌کنم به داشتن هزاران امید و آرزو برای آینده کشورم؛ آرزوهایی که پر بود از رنگ‌های سبز و سفید و سرخ، آرزوهایی که امروز به خاطراتی پر پر بر سر شهیدان سرافراز و یاران دربند بدل شده‌اند.

اعتراف می‌کنم...اعتراف می‌کنم که باید طرحی نو در انداخت؛ چرا که امروز با ددمنشان نمی‌توان آن‌گونه که ما می‌اندیشیدیم رفتار کرد.

*****

رادیو فردا:

محاکمه ۱۲ مامور نیروی انتظامی و یک قاضی در ماجرای کهریزک
رئیس کمیته ویژه پیگیری وضع بازداشت‌شدگان انتخاباتی در مجلس شورای اسلامی روز شنبه اعلام کرد که ۱۲ مامور نیروی انتظامی و یک قاضی متخلف در ماجرای بازداشتگاه کهریزک محاکمه می‌شوند. نیروی انتظامی دو هفته پیش در بیانیه‌ای به «عزل و تنبیه دو تن از مسئولانی که در انجام وظایف کوتاهی داشته‌اند» و «تنبیه دو تن از افسران نگهبان وقت به دلیل اقدام خودسرانه در تنبیه بدنی بازداشت‌شدگان» و «تنبیه انضباطی تعدادی دیگری از مسئولان که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در ایجاد شرایط به وجود آمده نقش داشته‌اند» اشاره کرده بود. پرویز سروری، نماینده تهران و رئیس کمیته ویژه مجلس، ضمن اعلام این که برای این افراد پرونده قضایی تشکیل شده است گفت تاکنون «تقریبا همه کسانی که در بازداشتگاه کهریزک مسئولیت داشته‌اند» برکنار شده‌اند. در جريان اعتراض‌هاى مردم به نتیجه انتخابات رياست جمهورى، صدها نفر از فعالان سياسى و مدنى، روزنامه‌نگاران و مردم عادى توسط نيروهاى امنيتى و بسيجى جمهوری اسلامی بازداشت و به بازداشتگاه‌هاى مختلف از جمله زندان كهريزك كه زير نظر نيروى انتظامى بود منتقل شدند.به دنبال انتشار خبر مرگ محسن روح‌الامينی، فرزند مشاور محسن رضايی، در بازداشتگاه کهريزک، رهبر جمهوری اسلامی دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر کرد، اما در حالی که حدود سه هفته از صدور حکم آیت‌الله علی خامنه‌ای می‌گذرد هر روز بر ابعاد این پرونده افزوده و پرده از زوایای دیگری از آن برداشته شده است. در همین زمینه مهدی کروبی، رئیس حزب اعتماد ملی و از رقبای اصلاح‌طلب محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری، اواخر هفته گذشته درباره رفتار با بازداشت‌شدگانی که در کهریزک به سر می‌بردند گفت: «من شنيده‌ام که افراد را در کهريزيک لخت می‌کردند و چهار دست و پا می‌نشاندند و سوار بر آنها می‌شدند و به آنها می‌گفتند که صدای حيوانات را در بياوريد.» رئیس کمیته ویژه مجلس با اشاره به این که اعضای این کمیته از بازداشتگاه کهریزک دیدن کرده‌اند گفت: «معمولا افراد شرور و اوباش با توجه به اقدامات خلاف شئونی که انجام می‌دادند در این بازداشتگاه نگهداری می‌شدند و این محل به هیچ عنوان در شان کسانی که در اعتراضات خیابانی اخیر بازداشت شدند نبوده است.» آقای سروری که عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز هست افزود: «آن قاضی که دستور انتقال بازداشتی‌ها به بازداشتگاه کهریزک را داده است نیز متخلف است و با وی برخورد خواهد شد.» این نماینده مجلس تعلیق برخی از قضات از خدمت، برخورد انضباطی، زندان و تشکیل پرونده قضایی و محاکمه را از جمله مجازات کسانی خواند که در مورد بازداشتی‌های پس از انتخابات مرتکب تخلف از قانون شده‌اند. پیشتر حمیدرضا کاتوزیان، نماینده تهران و عضو کمیته حقیقت‌یاب رویدادهای پس از انتخابات، شخص اسماعیل احمدی‌ مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، را مسئول تخلفات و قتل در بازداشتگاه کهریزک معرفی کرده بود. این نماینده مجلس در حالی از وقوع قتل در بازداشتگاه کهریزک زیر شکنجه سخن گفته بود که اسماعیل احمدی‌ مقدم هم در همان روز در گفت‌وگو با خبرنگاران مرگ زندانیان در کهریزک را تایید کرده، اما آن را ناشی از شیوع بیماری دانسته بود.

*****

از میان ایمیل های رسیده تا این لحظه:

مسيح علي نژاد

دعوت نامه احمدی نژاد رسید

جناب احمدی نژاد! دعوت نامه ات به دستمان رسید.
اینجا نیویورک است و من مسافر چند روزه ینگه دنیا. حالا هزاری هم کیهان و شریعتمداران بی شرم و شرع اش بنویسند که ما گریخته ایم و به جاسوسی و براندازی دل بسته ایم، خیال همه راحت که همانند همه سفرهای پیشین ام به خانه بر می گردم و در کنار باقی همکارانم پای هر دادگاه و زندانی هم ایستاده ام. چون دیگر عادی شده است شنیدن اتهاماتی که مدرکی برای اثباتش نیست و برای همین به سیاست ایجاد رعب و وحشت روی می آورند.
این سومین بار است که از کشور خارج می شوم اما سیزدهمین بار است که کیهان مرا از خانه گریخته و متواری و جاسوس و برانداز می خواند و خط و نشان برای بازگشتم می کشد. ولی هر بار به ایران بازگشتم و دست دادگاه و بازجویان را هم خالی از ادعاهای چاپ شده شان دیده ام. هر بار برای این حقیر که سهم خردی در مقایسه با همکاران پیشکسوتم در مطبوعات ایران دارم ستون ویژه در نظر می گیرند و قصه بافی می کنند تا بترسانند و رای ام را برای بازگشت عوض کنند. اما چه خیال باطلی. سالهاست که در نشریات به تعبیر حضرات، زنجیره ای کار کرده ام و خوب یاد گرفته ام که کجا ها پا نگذارم تا به گاه بازگشت پای ام را قلم نکنند. برخلاف ادعای توهم آلودشان نه با بی بی سی، نه با دویچه وله و نه با رادیوی زمانه کار کرده ام. نوشتن در "روز" نیز جرم نیست.
این مقدمه را نوشتم تا بگویم از این پس مسافر دیار غربت ام و مثل باقی مسافران ایرانی خارج از کشور هستم که دور از ایران، دل شان بیشتر از صاحبخانه های خیالی برای آبادی ایران می تپد. احساس مسولیت و دغدغه هایی که اینجا به عنوان یک روزنامه نگار در چشم های تک تک مسافران ایرانی دیده ام قابل قیاس با چشم های هیز آنانی نیست که در خانه به همخانه تعرض می کنند و سپس از اینکه صدای تجاوزشان را جهان شنیده است هیچ شرمی برای حضور در عرصه های جهانی نمی کنند و برای ساکت کردن صدای تجاوزشدگان هم برنامه ریزی می کنند. جرات برگزاری جشن در خیابان های شهر را ندارند و فاصله پاستور تا بهارستان را با هلی کوپتر طی می کنند اما برای سفر به دور دنیا خیال پردازی می کنند. اینجا ایرانیان با چشم های خودشان دیده اند که مردم آمریکا با چه ابهت و حضور بی نظیری، یک دورگه دموکرات را در مراسم تحلیف ریاست جمهوری همراهی کرده اند و حالا مانده اند که چگونه احمدی نژاد در ایران میان آن ۲۴ میلیون آرای ادعا شده، چنان ترس خورده و تنها به برگزاری مراسم تحلیف رفته بود.
جناب احمدی نژاد! شما اگرچه در سالهای پیش از این سال سیاه توانسته بودید آسوده خاطر به نیویورک سفر کنید و در سازمان ملل فخر آزادی نداشته ما را بفروشید، اما امسال کمی پریشان خاطری بد نیست چرا که از رای حضور شما بوی خون می آید. اینها مرثیه و سوگواری نیست. چنان به واقیعیت نزدیک است که حتی دل مهمانان و همراهان دیروز شما در جمع ایرانیان مقیم آمریکا را هم لرزانده است. می گویید نه، سندی برایم رسیده است آقا!
در این نامه که امضای گویا بالاترین مقام دولت شما در آمریکا پای آن است، شما ایرانیان مقیم خارج از کشور را به دودسته تقسیم کرده اید. آنان که مثل شما فکر می کنند، فرهیختگان وطن دوست اند و آنان که مثل شما نیستند، فراریان برانداز اند. و چنان که خودتان هم می دانید رییس بخشی از ایرانیان هستید، دعوت نامه برای جشنی در راه فرستاده اید. برخلاف اینکه روسای جمهور همیشه با افتخار کل مردم کشورشان را به حضور فرا می خوانند. نه خیر جناب احمدی نژاد، روشن تر ببینید، خوب ببینید که ایرانیان اینجا، چه‌ آنان که مثل شما فکر می کنند و به شما رای داده اند و چه آنان که رایی در سبد شما نگذاشته اند، همگی از اینکه مردی در اوج رنج زندانیان و کشته شدگان انتخابات اخیر، برای برپایی بزم در نیویورک آماده می شود حیرت زده و شرمنده اند. اینها تحلیل یک روزنامه نگار نیست. دعوت نامه شما به دستم رسیده است! از سوی یک ایرانی فرهیخته ای که سال های پیش میهمان مراسم شما بوده است و امسال با دیدن دعوت نامه شما دلش لرزیده است. دلش می لرزد که هم وطنان اش در سردخانه ها و بازداشتگاههای "غیراستاندارد" شهر دنبال یک خبر ساده از عزیزانشان می گردند و آب ساده از گلویشان پایین نمی رود، آنگاه شما برای ضیافت شام، دعوت نامه هایتان را بی صدا و ویژه فرستاده اید. بی شک وقتی در متن نامه، ملتمسانه از ایرانی مورد اعتماد خود درخواست کردید تا برای گرم تر برگزار شدن محفل تان، اسم و آدرس چند ایرانی قابل اعتمادتر دیگری را نیز در اختیارتان بگذارد تا از آنها نیز برای مهمانی تان در نیویورک دعوت کنید به ذهن تان هم خطور نمی کرد که اینبار این دعوتنامه چون بغضی روی دست میهمان دیروزتان می ماند و انتشار متن اش را نیز تنها بضاعت خویش برای همدردی با ایرانیان داخل کشور می داند.
جناب احمدی نژاد میرحسین و شیخ، بی آنکه در قدرت باشند برای ایرانیان خارج از کشور نامه و بیانیه داده اند و از حضورشان در انتخابات و همراهی شان در روزهای پس از انتخابات قدردانی کردند و ایرانیان مقیم خارج از کشور نیز تقدیرنامه آنان را علی رغم دیدگاههای فکری متفاوت، خوش پذیرفتند اما ببین چه بر سر دولت در قدرت شما آمده است که معتمدان دیروزت، دعوتنامه های ویژه را برای همان ها که شما برانداز و جاسوس می خوانیدشان، می فرستند تا با انتشارش، باقی میهمانان ویژه شما را نیز به همراهی در اعتراض فرا خوانند.
حال همانند همیشه با همان اعتماد به نفس مضاعف تان بیایید نیویورک و سپس یا دوربین های رسانه ملی مسولیت با شکوه نشان دادن ضیافت تان را عهده دار می شود یا دوباره شخصا باید دوره بیافتید و در شهر و خاطرات دختر دوساله ای را که به زبان اسپانیولی در خیابان های نیویورک محمود محمود می کرد ، برای هواداران خودتان تعریف کنید.

*****

بار رهبری از دوش آقای خامنه ای برداشته می شود
ورود مجلس خبرگان به میدان
بهرام رفیعی - روزآنلاین

وقتی اعضای خبرگان رهبری در جلسه ای فوری پس از فوت آیت الله خمینی در خردادماه 1368 برای انتخاب رهبر بعدی جمهوری اسلامی تشکیل جلسه دادند و پس از عدم توافق برسر اداره کشور زیر نظر "شورای رهبری" ، حجت الاسلام سیدعلی خامنه ای را به عنوان رهبر بعدی ایران انتخاب کردند، او پشت تریبون مجلس خبرگان گفت: "شما مي‌دانيد با من چه مي‌كنيد، چه باري را بر دوش من ‏مي‌گذاريد؟" ‏امروز برخی موضع گیری ها نشان دهنده آن است که این بار قرارست از روی دوش آقای خامنه ای برداشته شود.اما به فاصله 20 سال و یکماه از روزی که اعضای مجلس خبرگان رهبری، حجت الاسلام سیدعلی خامنه ای را به عنوان رهبر انتخاب کردند ، این اتفاق افتاده و در کنار اظهارات بعضی از مراجع تقلید شیعه ،برخی از اعضای مجلس خبرگان رهبری ، بسیاری از نمایندگان ادوار مختلف مجلس، بسیاری از کارگزاران نظام و حتا تعداد زیادی از مردم ایران خواهان تشکیل جلسه مجلس خبرگان رهبری و تغییر در رهبریت نظام شده اند.این درخواست ها که پس از مخالفت آقای خامنه ای با دولت اصلاحات و سپس انتشار اخباری مبنی بر دخالت وی در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری و روی کار آمدن محمود احمدی نژاد مطرح شده بود، با انتخابات دهم و موضع گیری وی در برابر معترضین به این انتخابات با شدت بیشتری مطرح شد.اینک تقلب گسترده در خوانش آرا و انتخابی برخلاف خواست اکثریت شرکت کنندگان در انتخابات، تاکید بر صحت انتخابات ، تبریک زودهنگام به محمود احمدی نژاد و ربط دادن اعتراضات مردم به بیگانگان و فتنه خواندن حوادث پس از برگزاری انتخابات، به طور مشخص تفسیربر بی عدالتی و جانبداری رهبر از یک گروه خاص در کشورشده که این خود یکی از بزرگترین امتیازات رهبر، یعنی "عادل بودن" او را تحت الشعاع قرار داده و او را که درزمان انتخاب به عنوان رهبر نظام جمهوری اسلامی، فقیه نیز نبود از دید بسیاری فاقد شرایط رهبری معرفی کرده است.
از سوی دیگر دخالت علنی سازمان ها و نهادهای تحت نظر ایت الله خامنه ای از جمله سپاه پاسداران و بسیج در انتخابات و همچنین سرکوب معترضان به نتیجه آن توسط همین نهادها نیز دلیلی شده تا در گوشه و کنار کشور، این صدا به گوش برسد که رهبر فعلی مصداق مورد نظر اصل 109 قانون اساسی جمهوری اسلامی نیست و مجموع شرایط رهبری را ندارد.بر اساس اصل 109 (شرایط رهبری) قانون اساسی « رهبری نظام باید دارای ؛1 . صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه 2. عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام 3. بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت كافی برای رهبری باشد و در صورت تعدد واجدین شرایط فوق شخصی كه دارای بینش فقهی و سیاسی قوی تر باشد، مقدم است.»
به این ترتیب زمزمه ها تبدیل به صداهایی شد که شنیده شدند و این بار نه یک نفر که تعداد زیادی چنین مساله ای را مطرح کردند و یکی از اعضای مجلس خبرگان هر چند بدون اشاره به پیشنهاد عزل بلکه به عنوان تشکیل علنی خبرگان، خواست گروهی از مراجع و حوزویان و مردم را علنی کرده و بر روی کاغذ آورده است.بیانیه آیت الله دستغیب درحالی که پس از برگزاری انتخابات و مسایل پیش آمده در کشور، اخباری در مورد مشورت برخی از مراجع تقلید و اعضای مجلس خبرگان در شهرهای قم ، تهران و مشهد شنیده می شد، پس از برگزاری دادگاه های نمایشی تعداد زیادی از فعالان سیاسی ، روزنامه نگاران و مردم معترض، این بار یکی از اعضای مجلس خبرگان رهبری درخواست تشکیل فوری جلسه اعضای خبرگان برای رسیدگی به شرایط رهبری را مطرح کرده است.آیت الله سیّد علی محمّد دستغیب نماینده مردم شیراز در مجلس خبرگان رهبری طی بیانیه ای با تشریح شرایط کشور و اینکه در جریان انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن، قانون اساسی به درستی به اجرا در نیامده خواستار تشکیل جلسه اعضای خبرگان رهبری شده است.آیت الله دستغیب در بیانیه خود یادآوری کرده:« وظیفه خبرگان است که از بند بند قانون اساسی دفاع کند و مردم را همراه داشته باشد. فلسفه وجودی خبرگان حفظ قانون اساسی است. مردم به خبرگان به عنوان وکلای خود رأی دادند که نگهبان قانون اساسی باشند.»این مرجع تقلید و عضو مجلس خبرگان در ادامه نوشته:« در وقایع اخیر (انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری) اعتراض مردم در راهپیمایی ها که هنوز هم معترضند، به نتیجه انتخابات و روند آن، به خاطر عمل نشدن به قانون بوده و هست. اگر قانون به خوبی اجرا می گردید مردم اعتراضی نداشتند، چون خودشان به آن رأی داده اند.»
آیت الله دستغیب با این توضیح که «چه کسانی جز خبرگان ،حافظ و نگهبان قانون اساسی هستند» تنها راه خروج از شرایط فعلی کشور را تشکیل فوری مجلس خبرگان رهبری دانسته و تاکید کرده:«معلوم اینجانب است که اگر مردم متوجّه شوند که خبرگان در جهت احقاق حق مردم سعی دارند و برای حفظ قانون اساسی و رأی آنها احترام قائلند، ساکت می شوند و راضی به تحقّق قانون اساسی هستند، چون خودشان شعار دادند و نسل امروز هم شعارش این است که: ـ استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی ـ امّا باید خود خبرگان متوجّه کیفیّت و نظر جامعه باشند. »
این مرجع تقلید و عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین در پایان بیانیه خود به دیگر اعضای مجلس خبرگان رهبری هشدار داده که: « تا دیر نشده خبرگان برای اعادۀ حیثیت از مرجعیت، تشکیل جلسه دهد آن هم علنی و مطالب بررسی گردد و به خواست مردم که همان قانون اساسی است جواب داده شود و به شکایات آنها به وسیلۀ نمایندگان آنها یعنی آقای موسوی و آقای کروبی رسیدگی شود، ببینید چه قدر محبوب خواهید شد و حفظ نظام این است، که باید بماند، و اشخاص می روند امّا اعمال و رفتار آنها باقی است. مخفی نباشد که خبرگان مجتهد هستند و تقلید بر مجتهد حرام است. یعنی تشخیص صدق و کذب هر موضوعی باید با تحقیق و تفحّص بر طبق شرع و قانون صورت گیرد.»
درخواست نمایندگان ادوار مجلس درخواست آیت الله سید علی محمد دستغیب درحالی مطرح شده که همزمان مجمع نمایندگان ادوار مجلس، که شامل تعداد زیادی از نمایندگان مردم در دوره های مختلف مجلس از ابتدا تاکنون و از همه طیف ها و جناح های رایج در کشور است نیز با انتشار نامه ای خطاب به رییس مجلس خبرگان رهبری، چنین درخواستی را مطرح کرده اند.
مجمع نمایندگان ادوار مجلس در این نامه که خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی نوشته شده با انتقاد شدید از شرایط کنونی کشور و جنایات رخ داده در سرکوب معترضان به نتیجه انتخابات ، رهبری نظام جمهوری اسلامی را مسولال اتفاقات روی داده در کشور دانسته و خواستار رسیدگی فوری به این مساله شده اند.
مجمع نمایندگان ادوار مجلس در این نامه با تاکید بر تقلب در انتخابات اخیر ریاست جمهوری که مسولیتش را متوجه رهبری دانسته اند، خطاب به رییس مجلس خبرگان رهبری نوشته اند:« با توجه به اینکه برخلاف بعضی نظام های سیاسی که رهبر را مبرای از مسؤلیت می دانند در نظام جمهوی اسلامی ایران نه تنها رهبر از مسؤلیت مبرا نیست بلکه طبق اصل 107 قانون اساسی علاوه بر تساوی رهبر با سایر افراد کشور درمقابل قانون ، رهبر همه مسؤلیت های ناشی از ولایت امررا برعهده دارند وبه موجب اصل 57 قانون اساسی قوای سه گانه کشور زیر نظر رهبر فعالیت می نمایند. پاسداری از قانون اساسی وحقوق مردم وتوجه به وظایف خبرگان رهبری از نکته هایی است که بیش از هرچیز وظیفه ومسؤلیت شمارا سنگین تر می نماید.»
نمایندگان مجلس در دوره های مختلف مجلس شورای اسلامی نیز در بخش اصلی نامه خود خواهان تشکیل جلسه اعضای خبرگان رهبری شده و تاکید کرده اند:« بررسی اقدامات وفعالیت هاو عملکرد نهادها وقوای انتظامی ونظامی ودستگاه قضایی دروقایع اخیر از اهمیت اساسی برخوردار است.این بررسی ها راهی برای بازگشت اعتماد عمومی وپاسداری از نظام جمهوری اسلامی وقانون اساسی است.»
مجمع نمایندگان ادوار مجلس با برشماری این موارد خطاب به رییس مجلس خبرگان یادآوری کرده اند که :«برهمین اساس مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی لزوم بررسی های قانونی وفق اصل 111 قانون اساسی را که از وظایف خبرگان رهبری است مورد درخواست قرار داده وازحضرتعالی انتظار دارد که بنا به وظیفه ورسالت قانونی اقدامات لازم را به عمل آورید.»
شرایط رهبری در قانون اساسیدرخواست ها برای تشکیل مجلس خبرگان رهبری و رسیدگی به شرایط رهبری در شرایطی مطرح می شود که در اصول مختلف قانون اساسی امکان چنین درخواستی وجود دارد.
بنا بر اصل 107 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «پس از رهبری بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران آیت‏الله‏ خمینی که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری درباره همه فقهاء واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت می‌کنند هر گاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می‌کنند و در غیر این صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می‌نمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسوولیت‏های ناشی از آن را بر عهده خواهد داشت. رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.»
همچنین بنا بر اصل 111 قانون اساسی«هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی ناتوان شود یا فاقد یكی از شرایط مذكور در اصول پنجم و یكصد و نهم ( شرایط رهبری) گردد یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود بركنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذكور در اصل یكصد و هشتم می باشد.»قانونگزاران همچنین در همین اصل قانون اساسی، حتی عزل رهبری را نیز پیش بینی و تاکید کرده اند«در صورت فوت یا كناره گیری یا عزل رهبر، خبرگان موظفند در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند. »
تشخیص از دست دادن شرایط رهبریاین همه در حالی است که پیش از این نیز برخی از مراجع تقلید پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و با توجه به تقلب آشکار در اعلام نتیجه آرا و همچنین بازداشت و سرکوب مردم معترض، این نوع حکومت را «جائرانه »و برخلاف موازین شرعی و قانون اساسی دانسته بودند.
در همین باره آیت الله منتظری، قائم مقام برکنار شده آیت الله خمینی و گزینه ای که قرار بود پس از او به رهبری جمهوری اسلامی برسد درقامت یک مجتهد در پاسخ به یکی از مقلدانش اعلام کرده بود که :«جور، مخالفت عمدى با احكام شرع و موازين عقل و ميثاقهاى ملى است‏ ‏كه در قالب قانون در آمده باشد، و كسى كه متولى امور جامعه است و بدين گونه‏ ‏مخالفت مى‎ورزد جائر و ولايتش جائرانه است، و تشخيص چنين ولايتى در‏ ‏درجه اول بر عهده خواص جامعه يعنى عالمان دين آشنا و مستقل از حاكميت و‏ ‏انديشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانين مى‎باشد كه هم به احكام و‏ ‏موازين عقل و قوانين حاكم آشنايند و هم با قرائن و شواهد اطمينان آور به‏ ‏مخالفت عمدى با آنها پى برده و مى‎توانند آن را مستدل كنند. مشروط بر اين كه از‏ ‏هرگونه نفوذ حاكميت و ملاحظات خطى و سياسى آزاد و مستقل باشند.»
آیت الله منتظری در پاسخ پرسش های شرعی محسن کدیور، یکی از روحانیون اصلاح طلب تاکید کرده بود که: «در درجه دوم تشخیص ولایت جائرانه بر عهده عموم مردم است كه به اندازه آگاهى خود از آن احكام و‏ ‏قوانين و با مرتكزات دينى و عقلى خود و رو در رويى مستقيم با موضوعات و‏ ‏مشكلات دينى ، فرهنگى ، اقتصادى ، سياسى ، مخالفت عمدى حاكمان را با شرع‏ ‏و قانون لمس كرده و احساس نمايند و هر كس به هر مقدار آگاهى و توان‏ ‏در مقابل بى عدالتى ها و تضييع حقوق مردم مسئوليت دارد و بايد ديگران را هم‏ ‏آگاه كرده و هم با در نظر گرفتن شرايط موجود و حفظ مراتب امربه معروف و نهى‏ ‏از منكر راهكار ارائه دهد.»
پس از این اظهارات بسیاری از مراجع دیگر تقلید مانند آیات عظام طاهری، صانعی، بیات زنجانی نیز با آیت الله منتظری همگام شدند و اتفاقات اخیر را ظلمی به مردم دانستند که تحت نظر رهبری انجام می شود .
برهمین اساس مرجع تقلیدی مانند آیت الله بیات زنجانی نیز در اظهاراتی گفت:« در صورتی که ولی فقیه "عدالت" را از دست بدهد و از "خبرگان" رهبری تبیعیت نکند، جایگاه خود را از دست خواهد داد.»

*****
روزنامه اعتماد ملی - کد خبر: 9073
جامعه غيرقابل پيش‌بيني
عباس عبدي

اگر از ما بپرسند که مهم‌ترين ويژگي جامعه ايران چيست، چه پاسخي مي‌دهيم؟ هر کس بر حسب ديدگاهي که دارد، پاسخي خواهد داد. يکي آن را جامعه کلنگي معرفي مي‌کند، ديگري دين‌خو مي‌نامد، برخي آن را در حال گذار مي‌دانند و... هر يک از اين تعاريف از منظر خود قابل استفاده و فهم است اما به نظر من يک ويژگي بسيار مهم جامعه ما که منفي هم هست، غيرقابل پيش‌بيني بودن آن است. قصد ندارم که به گذشته برگردم و شواهد متعددي در اثبات اين ويژگي ارائه کنم، چرا که اتفاقات رخ داده پس از 22 خرداد امسال بهترين مورد و مصداق در تاييد اين ويژگي است. ترديد ندارم که هيچ کس نه در ساختار قدرت و نه در ميان منتقدان، حتي تصور و خيال هم نمي‌کرد که اين اتفاقات رخ دهد. به نظر من يکي از دلايل دستگيري‌هاي وسيع، به ويژه فعالان سياسي اين است که مي‌خواهند وقوع اين اتفاقات را به اراده‌اي سياسي نسبت دهند و چون پذيرش وجود چنين اراده سياسي قدرتمندي در داخل کشور نيز نقض غرض و مهر تاييد گذاشتن بر وجود منتقدان قدرتمند است، بنابراين مي‌کوشند پاي بيگانگان هم به ميان کشيده شود و همه اين رويدادها به دست‌هاي پنهان و پيدا مرتبط شود. در حالي که اين نگاه جز عوض کردن صورت‌مساله، چيز ديگري نيست و ادعاهاي مطرح شده در دادگاه هم کم وبيش مويد همين ادعاست. عوض کردن صورت مساله نه تنها مشکلي را حل نمي‌کند، چه بسا آن را عميق‌تر هم مي‌کند و دير يا زود بحران‌هاي موجود اجتماعي که در بطن جامعه‌وجود دارد، تلنبار مي‌شود و يکباره از جايي که حساب نمي‌کنند، بيرون مي‌ريزد. همه جوامع کم و بيش داراي مشکلات متعددي هستند اما هر جامعه‌اي که مجاز باشد تا اين مشکلات را در زمان مناسب بروز دهد، طبعا مي‌تواند آن را حل کند. اما اگر امکان طرح مشکلات نباشد، نه‌تنها حل نخواهد شد بلکه به صورت تشديدکننده‌اي منشا بروز مشکلات ديگر هم خواهد شد و مثل يک ديگ زودپز خواهد بود که منفذ سوپاپ اطمينان آن بسته باشد. هرگاه ديديد که ديگ روي اجاق گاز است اما صداي فش‌فش خروج بخار را نمي‌شنويد، بايد نگران شويد، زيرا ديري نخواهد گذشت که منفجر خواهد شد. گفتم اين ويژگي منفي است، زيرا هزينه‌هاي رفاه و پيشرفت را بسيار بالا مي‌برد، چون ريسک رفتارهاي اقتصادي و اجتماعي را افزايش مي‌دهد و گرايش به سرمايه‌گذاري اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را کم مي‌کند. سال‌ها پيش يکي از نويسندگان دو فضاي سانسور را با هم مقايسه کرده بود. اين دو فضا به ميدان مين تشبيه شده بود که در اولي تعداد مين زياد است اما نقشه مين‌ها در اختيار همه قرار دارد بنابراين در صورت رعايت احتياط، مي‌توان به سلامت از اين ميدان عبور کرد. در ميدان ديگر تعداد مين‌ها کم است اما نقشه‌اي وجود ندارد و احتمال اينکه هر آن روي مين برويم زياد است. استرس ناشي از عبور از اين ميدان بسيار زياد است و نتيجه آن هم پيش‌بيني‌ناپذير است. هيچ فرد عاقلي گذر از آن را نمي‌پذيرد و عبور از ميدان اول که تعداد مين‌هاي بيشتري دارد را بر اين ميدان ترجيح مي‌دهد. اين پيش‌بيني‌ناپذيري فقط در جريانات سياسي نيست، بلکه در سطح حکومت هم ديده مي‌شود. کمتر جامعه‌اي در جهان است که يکباره تعدادي وزير را عزل کنند، بدون آنکه قبلا زمينه‌هاي آن به اطلاع عموم رسيده باشد. در کمتر جامعه‌اي ديده مي‌شود که شکاف‌هاي سياسي با سرعتي سرسام‌آور ايجاد و عميق شود، بدون آنكه قبلا شواهدي از اين شکاف علني شده باشد. در کمتر جامعه‌اي مي‌توان ديد که يک مناظره سياسي براي همه افراد و ناظران ميخکوب‌کننده و مطالب آن غيرقابل ‌حدس باشد و منشا بسياري از بحران‌ها شود. هيچ جامعه‌اي را نمي‌بينيد که افراد سياسي در ملأ عام قربان صدقه هم بروند و از گل کوچکتر به يکديگر نگويند اما در عرض مدت کوتاهي روابط چنان شکرآب شود که گويي از جواني با هم اختلاف و دشمني داشته‌اند. دود ناشي از اين عدم تعين و پيش‌بيني‌ناپذيري رفتارهاي سياسي در ايران به چشم همه مي‌رود و نه فقط به چشم دولت. گرچه رفتارهاي پس از 22 خرداد براي همه غيرمترقبه بود اما برخي از منتقدان نظام هم دچار همان خطايي شده‌اند که حکومت گرفتار شده است. اگر حکومتي‌ها براي خلاص کردن خود از پذيرش مسووليت مي‌کوشند که دست‌هاي پيدا و پنهان داخلي و خارجي را برجسته نمايند، برخي از تحليلگران منتقد نيز که هيچ‌گاه خواب اين اتفاقات را نمي‌ديدند، مي‌کوشند که ايده‌ها و آرمان‌هاي مشخص گروهي خود را بر اين رويدادها بار يا تحميل کنند و ذهنيات خود را بر واقعيت بپوشانند. اگر جامعه ايران تا اين حد پيش‌بيني‌ناپذير است، طبعا در تحليل رفتارهاي آنان بايد جانب احتياط را گرفت و نمي‌توان آينده را بر تحليل‌هايي استوار کرد که تجربيات گذشته، نادرستي آنها را نشان داده است. اصولا شرط لازم براي تحليل‌پذيري، قاعده‌مند و پيش‌بيني‌پذيربودن رفتارهاست. اين قاعده‌مندي نيز مستلزم آزاد بودن بروز و ظهور رفتار و تعامل آزاد ميان آحاد جامعه با يکديگر و با دولت است و اگر اين حد از آزادي در جامعه وجود نداشته باشد، نمي‌توان تشخيص داد که معنا و هدف يک رفتار در ذهن رفتارکننده چيست. در ميان اين دو طرف، اميدي نيست که حکومت از کليشه موجود خود فعلا عقب‌نشيني کند. اين کليشه که مردم مشکل و اعتراض جدي و حادي ندارند، دولت‌هاي غربي و برخي سياستمداران داخلي هستند که اين بحران را ايجاد کرده‌اند و اين اتفاقات ريشه در واقعيات اجتماعي ندارد. پس مي‌توان با ضرب و زور اين دو گروه را خنثي کرد و به سلامت از اين بحران خارج شد. گرچه به عقب‌نشيني از اين کليشه اميدي نيست و همين امر موجب مي‌شود که يا بحران باقي بماند يا اگر کم‌رنگ و حتي ناپديد شد، بيش از پيش در اعماق افراد و جامعه نفوذ کند و منتظر فرصتي ديگر بماند تا خود را در ابعاد بزرگتري نشان دهد اما اين اميد است که منتقدان دچار اين خبط تحليلي نشوند و واقعيات را مطابق ميل و اراده خود تفسير نکنند.

*****

اعتراض فدراسيون جهاني روزنامه‌نگاران به پلمب دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران
در پی بسته شدن دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران در تهران توسط ماموران دادستانی، فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران روز پنجشنبه آنچه را که "پيام هراس انگيز" علیه رسانه ها در ایران خواند محکوم کرد.
"آی اف جی" که در بروکسل مستقر است در بیانیه ای نوشت که بستن انجمن صنفی روزنامه نگاران فقط ساعاتی پس از مراسم سوگند ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، "دربردارنده پیامی هراس انگیز درباره نگرش (دولت) این کشور به آزادی مطبوعات است."
آیدان وایت دبیر کل این فدراسیون نوشت: "ایران نباید مشکلات سیاسی اش را به گردن روزنامه نگاران بیاندازد."وی که در این مورد به سفیر ایران در اتحادیه اروپا شکایت کرده است افزود: "روزنامه نگاری باید به عنوان صدایی برای حقوق دموکراتیک مورد حمایت قرار گیرد."
به گزارش خبرگزاری فرانسه آقای وایت به علی اصغر خاجی، سفیر ایران در اتحادیه اروپا، گفت که تا 42 روزنامه نگار در ایران زندانی هستند که باید آزاد شوند و انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران که وابسته به "آی اف جی" است نیز باید اجازه فعالیت آزادانه داشته باشد.
آقای وایت این دیدار را "ملاقاتی دشوار" توصیف کرد زیرا دیپلمات ایرانی "می خواست سرخوردگی خود را از نحوه پوشش (تحولات ایران) توسط رسانه های بین المللی بیان کند. وی گفت که این نوع پوشش کاملا سیاسی و غیرمنصفانه است و حقیقت آنچه در ایران می گذرد را نشان نمی دهد."
آقای وایت به فرانس پرس گفت: "من اشاره کردم که ما دقت می کنیم مورد سوءاستفاده سیاسی هیچ یک از طرفین قرار نگیریم و اینکه این اقدام (بستن انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران) را قابل توجیه نمی دانیم."
آقای وایت گفت که ماموران دولتی اواخر چهارشنبه به ساختمان این انجمن رفت و بعد آن را پلمب کرد.
وی گفت: "اقدامات دولت (ایران) علیه رسانه ها و روزنامه نگاران اعتبار و منزلت دولت را بیش از پیش در نظر افکار عمومی ایرانیان و جهانیان تضعیف می کند."
دفتر این انجمن به دستور دادستانی تهران پلمب شده است.

*****

گزارش فعالان حقوق بشر در ایران

بیست‌وچهارم مرداد ماه 88 روز خداحافظی مردی از قوه‌ی قضاییه بود که در طول ده سال تصدی‌گری‌اش بر دستگاه قضایی کشور شاهد هزاران مورد از نقض حقوق‌بشر در ایران بوده‌ایم. آیت‌الله هاشمی شاهروی در حالی صندلی قوه‌ی قضاییه را امروز به لاریجانی واگذار کرد، که قوه‌ی قضاییه در زمینه‌ی نقض حقوق‌بشر با چالش‌های عمده‌یی روبه‌رو است. تجاوز به زندانیان و شکنجه‌های صورت گرفته در زندان‌های اوین و کهریزک، دادگاه متهمانی که با زور شکنجه در دادگاه به جای دفاع از خود به اعتراف علیه خود پرداخته‌اند، حضور صدها زندانی سیاسی در سراسر کشور از جمله مهم‌ترین موارد نقض حقوق‌بشر در ایران است که رئیس جدید باید با آن‌ها مواجه شود. ویرانه‌یی که آیت‌الله شاهرودی ده سال پیش از محمد یزدی تحویل گرفته بود، امروز ویران‌تر به دست لاریجانی سپرده شده است تا وی چه رفتاری کند با مقوله‌ی حقوق‌بشر.

جنایت در غرب کشور توسط نیروی انتظامی

مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران امروز گزارشی در مورد «آمار کشتار کاسب‌کاران و کول‌بران مرزنشین مناطق کردستان توسط نیروهای نظامی» در بازه‌ی زمانی 20 روز گذشته منتشر کرده است. در این گزارش بیش از ده نفر از هم‌وطنان کشور به ضرب گلوله‌ی نیروهای انتظامی کشته شده‌اند. در قسمتی از این گزارش تکان دهنده می‌خوانیم: «سعدت لایی،عینا لایی و مژده نادریان سه زنی هستند که در محور "ژاورو" مریوان در اثر اشتباه نیروهای کمین ناجا مورد تیراندازی نیروهای نظامی مورد اشاره قرار گرفتند و علیرغم زخمی شدن آنان، هیچگونه اقدامی از سوی نیروهای مورد اشاره برای کمک یا انتقال آنان به بیمارستان صورت نگرفت.» این مجموعه با صدور بیانیه‌یی چنین به محکوم کردن کشتار شهروندان غرب کشور پرداخت: «از مسولین جمهوری اسلامی می خواهد با اتخاذ راه‌کارهای مورد نیاز، کشتار کاسبکاران بی‌دفاعی که تنها برای امرار معاش و بر اثر فقر تن به این مخاطرات داده‌اند را متوقف کند و با پی‌گیری عملکرد نیروهای نظامی، متخلفینی که با استفاده بی حد و حصر از خشونت و یا نقض قانون به کارگیری سلاح موجب افزایش خسارت به شهروندان مرزنشین شده اند را مورد پیگرد و محاکمه قرار دهد.‌» در طی روزهای گذشته موارد نقض حقوق‌بشر در مناطق غرب کشور به شدت رو به افزایش گذاشته است. صدور چندین حکم اعدام و حبس‌های طولانی مدت برای فعالان سیاسی از نمونه‌ی این موارد است.

به نامه‌ی کروبی رسیده‌گی خواهد شد یا به اتهامت وی؟

مهدی کروبی که در نامه‌های تکان دهنده‌ی خود پرده از شکنجه‌های صورت گرفته بر روی زندانیان و تجاوز به پسران و دختران برداشته بود، هم‌چنان به هجمه‌ی سنگین رسانه‌های هم‌سو با دولت روبه‌رو است و از طرف افراد هم‌سو با آن با انواع افتراها روبه‌رو شده است، در تازه‌ترین واکنش خود گفت که «جواب دین‌فروشان را به زودی خواهد داد» اما در واکنشی تازه به نقل از جهان نیوز حجت الاسلام طائب در مورد سخنان مهدی کروبی گفت: «اگر كروبي نتواند با 4 شاهد كه نفس عمل را به عينه رويت كرده باشند اين اتهام را اثبات كنند 3 مساله در مورد او از نظر شرعي وجود دارد: 1- ايشان فاسق2- ايشان گناهكار است و 3- ايشان بايد 80 ضربه شلاق تازيانه بخورند و حالا اگر ثابت شود كه قضيه اصلا دروغ بوده است قضيه فرق مي‌كند و حكمش چيز ديگري است.» و در خصوص این نامه اشاره کرده است که «بحث آزادي بيان تا حدي است كه كسي از حدود شرعي تجاوز نكند و خلاف نگويد ولي آقايان از حدود شرعي تجاوز كرده‌‌اند و دستگاه قضايي در اين خصوص موظف است آنها را بخواهد.» با این‌حال «رئیس کمیته‌ی ویژه مجلس برای پی‌گیری وضعیت بازداشت شده‌گان اخیر از برخورد قضایی با 12 پرسنل نیروی انتظامی و قاضی متخلف در برخورد با بازداشتی‌ها و تشکیل پرونده‌ی قضایی برای آنان در خصوص موضوع بازداشتگاه کهریزک خبر داد.» این در حالی است که ابعاد موارد نقض حقوق‌بشر در زندان کهریزک بسیار بیش‌تر از آن است که با برخورد با چند نفر پایان بگیرد و پرنده بسته شود.» وی در مورد مساله‌ی تجاوز به زندانیان گفته است «در بررسی‌هایی که داشتیم بیش‌ترین تمرکز خود را روی بازداشتی‌های 18 تیر داشته ایم و حتا یک نمونه تجاوز جنسی در بازداشتگاه کهریزک گزارش نشده است.» این در حالی است که بسیاری از گزارش‌ها از افراد بازداشتی بر وجود چنین جنایتی صحه می‌گذارد.

اخبار دیگر از نقض حقوق‌بشر

سایت جرس خبر داده است که «با گذشت یک هفته از بازداشت شدن احسان عزیزی کرمانشاهی استاد آموزش‌گاه های قلم‌چی در تهران از سرنوشت او خبری در دست نیست.» سایت "موج سبز آزادی" در گزارشی که از یک «منبع مطلع» داشته است خبر از وضعیت نگران کننده‌ی "هنگامه شهیدی" روزنامه‌نگار زندانی داده است. بر پایه‌ی این گزارش «این روزنامه‌نگار زن زندانی را چند بار تا پای طناب دار نیز برده‌اند و طناب را به گردن او انداخته‌اند.» لازم به یادآری است که هنگامه شهیدی از یک بیماری قلبی رنج می‌برد. در دیگر خبر سایت مجذوبان نور خبر داده که «سعيد كاشاني از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي ساكن بيدخت ساعت 10 صبح امروز بازداشت شده است». هم‌چنین مجموعه فعالان حقوق‌بشر از ایران از بازداشت دبیر انجمن اسلامی دانش‌گاه زنجان خبر داده است. بر پایه‌ی این گزارش «صبح امروز نیروهای امنیتی با حضور در منزل پدری امیرحسین(میلاد) سرحدی، این فعال دانش‌جویی را بازداشت و وسایل شخصی وی را مورد بازرسی قرار دادند و او را به اداره اطلاعات شهر زنجان منتقل کردند.» در پی موج گسترده‌ی احضار دانش‌جویان منتقد در سراسر کشور، «در دانش‌گاه رازی دست کم 40 دانش‌جوی این دانش‌گاه به کمیته‌ی انضباطی احضار شدند.» به گزارش خبرنامه امیرکبیر «اتهامات برخی از این دانش‌جویان اخلال در نظم و تخریب اموال عمومی دانشگاه عنوان شده است.»"سازمان دیده‌بان حقوق بشر" می‌گوید «دولت ایران باید با تحقیق درمورد اقدامات مقام های بلند پایه امنیتی کشور روشن سازد تا چه میزان دستور حمله به معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر از سطوح بالای امنیتی کشور صادر شده است.» سازمان دیده بان حقوق بشر در بیانیه‌ی تازه‌ی خود گفته است «سرتیپ پاسدار اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی و حجت الاسلام حسین طائب، فرمانده نیروی مقاومت بسیج از کسانی هستند که باید درمورد کارهایشان تحقیق شود.» در واکنشی دیگر به نقض حقوق‌بشر در ایران طی دو ماه گذشته «ایرنه خان، دبیر کل سازمان عفو گفت که از علی خامنه‌ای رهبر مذهبی ایران خواسته است، هر چه سریع‌تر از یک هیات کارشناسی مستقل بین‌المللی دعوت کند تا به موضوع شکنجه در زندان‌های جمهوری اسلامی رسیده‌گی شد.» دبیر کل سازمان عفو بین‌المل در مورد اخبار شکنجه‌ی زندانیان گفته است «اشکال بدرفتاری‌های توصیف شده حاکی از آن است که قربانیان به افراطی‌‌ترین شیوه‌ها تحقیر شده‌اند و چنانچه این اتهامات درست باشند، مسئولان باید بی‌درنگ پاسخگو باشند.» هم‌چنین خانواده‌های زندانیان سیاسی با صدور بیانیه‌یی با بیان این که «فریاد استغاثه زندانیان بی‌گناه در زندان‌هاي جمهوري اسلامي دل هر انسان آزاده‌یی را به درد می آورد» و با تاکید بر ادامه‌ی تلاش‌های‌شان، عمل‌کرد قوه قضائیه در حوادث اخیر را نقطه تاریکی در کارنامه‌ی نظام اسلامی ارزیابی کردند. آن‌ها در بیانیه‌ی تازه‌ی خود چنین خواستار آزادی زندانیان شده‌اند: «آزادی فوری و بی‌قید و شرط جگرگوشه‌گان‌مان هنگامه شهيدي، ژیلا بنی یعقوب، سمیه توحیدلو، هاله سحابي، مهسا امرآبادی، شیوانظرآهاری، روشنک سیاسی، شاسیته امیری، سعیده کردی نژاد، زهرا توحيدي، نيلوفر و آذرچهر شفيعي، فرشته ميرزايي و دیگر زنان دربند خواسته عاجل ما است و در غیر این صورت اقدامات بعدی را به مدد الهی و یاری هم‌وطنان حاضر در صحنه آغاز خواهیم کرد.»

*****

برگزاری دادگاه سوم همزمان با ورود رئيس جديد قوه قضائيه

همزمان با اولين روز کاري رئيس جديد قوه قضائيه سومين جلسه دادگاه دستگيرشدگان حوادث پس از انتخابات امروز در شعبه 15 دادگاه انقلاب برگزار مي شود. به گزارش ايلنا براساس اطلاعيه شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامي تهران، در اين جلسه به موارد اتهامي 25 نفر از متهماني که توسط دادستاني تهران براي آنها کيفرخواست صادر شده و نوع اتهام و دلايل انتساب آن احصا شده است، براساس نوبت تعيين شده رسيدگي مي شود. سومين جلسه دادگاه در حالي امروز برگزار مي شود که اولين و دومين جلسه دادگاه که در روزهاي دهم و هفدهم مرداد برگزار شد، با انتقادهايي از سوي حقوقدانان، فعالان سياسي، روحانيون و... همراه شد چرا که اين دو جلسه در شرايطي برگزار شد که در هر نوبت تعداد زيادي از دستگيرشدگان حوادث پس از انتخابات که در ميان آنها چهره هاي شاخص اصلاح طلبان نيز حضور داشتند مورد محاکمه قرار گرفتند. هرچند تعدادي از آنها در اين جلسات اعترافاتي داشتند. از سوي ديگر کيفرخواست مشترکي را که براي دستگيرشدگان صادر شد،از نظر حقوقي داراي اشکال است. چرا که براساس بند م ماده 3 تشکيل دادگاه عمومي و انقلاب کيفرخواست تعريف و مصاديق خاصي دارد که متعلق به هر شخص است و نمي توان آن را به صورت مشترک صادر کرد. در صورتي کيفرخواست به صورت عمومي منتشر مي شود که علاوه بر مباشر، معاون شريک جرم هم وجود داشته باشد. پس نمي توان براي افراد متعددي که هيچ نسبتي با يکديگر ندارند يک کيفرخواست به صورت عمومي صادر کرد.
به هرحال جلسه سوم دادگاه متهمان در حالي امروز برگزار مي شود که مشخص نيست آيا در ميان آنان نيز مانند جلسات گذشته از چهره هاي سرشناس اصلاح طلب حضور دارند يا نه. از سوي ديگر اين دادگاه در شرايطي برگزار خواهد شد که امروز رئيس جديد قوه قضائيه رسماً اولين روز کاري خود را آغاز خواهد کرد. روز گذشته عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه از برگزاري مراسم توديع آيت الله سيدمحمود هاشمي شاهرودي و معارفه آيت الله صادق لاريجاني طي فردا خبر داد.

*****

خبرگزاری دولتی فارس (خبرپراکنی سپاه پاسداران)
سومين جلسه رسيدگي به اتهامات متهمان پرونده كودتاي مخملي- 11
● گزارش تصويري مرتبط
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، در ادامه سومين جلسه دادگاه رسيدگي به اتهامات متهمان پرونده كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران كيفر خواست يكي از متهمان به نام مهرداد اصلاني فرزند غلامرضا 22 ساله ساكن تهران توسط معاون دادستان عمومي انقلاب قرائت شد. وي به اقدام عليه امنيت كشور از طريق اجتماعات و تباني به قصد بر هم زدن نظم عمومي ، فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از طريق شركت در تجمعات غيرقانوني و شعار‌دهي عليه مسئولين ايجاد شبهه جعل و تقلب در نتيجه انتخابات و سلب اعتماد عمومي نسبت به حاكميت و مراجع رسمي كشور،‌ ايجاد اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و حركات غير متعارف و ايجاد ترس و وحشت در جامعه ، مشاركت در تخريب و آتش زدن اموال دولتي ،‌ عمومي متهم شده است. و ي كه به عضويت در سازمان رأي و ارسال پيام به شبكه بي‌بي‌سي متهم است در تاريخ 31 خرداد 88 در تهران بازداشت شده است. معاون دادستان عمومي انقلاب دلايل اتهامات وي را شناسايي متهم به عنوان يكي از عوامل اغتشاش توسط مأمورين كه با عضويت در سازمان رأي و ارسال پيام به شبكه بي‌بي‌سي ، قبول شركت در اغتشاشات و اقدامات مجرمانه انتسابي ، اقرار و اعترافات متهم به اعمال انتسابي و ساير موارد كه در پرونده درج شده دانست. وي ادامه داد: با توجه به مندرجات در اين پرونده و به استناد به مواد 500، 610، 618، 677، 687، 689، قانون مجازات اسلامي و به لحاظ اهميت موضوع و ايجاد خسارت به كشور ، همسويي با بيگانگان و اختلال شديد در امنيت جامعه براي متهم درخواست محاكمه و اشد مجازات را دارم. در ادامه جلسه مهرداد اصلاني ضمن دفاع از خود با اشاره به برخي توضيحاتي كه در اولين جلسه دادگاه در تاريخ 10 مرداد داده است گفت: من و دوستانم كه در زندان با هم بوديم به اين باور رسيديم كه مورد فريب و آلت دست برخي نخبگان سياسي و احزاب قرار گرفتيم و همين جا ضمن قبول اشتباهات از رهبر معظم انقلاب و مردم عزيز كشورم عذرخواهي مي‌كنم. اصلاني با تأكيد بر اينكه بنده معتقد به جمهوري اسلامي بوده و افتخار مي‌كنم كه در اين كشور متولد شده‌ام اظهار داشت: من به اين نظام اعتماد دارم اما آيا بايد تمام عقوبت اين اشتباهات موجب من و امثال من شود و نبايد كساني كه ما را فريب داده‌اند و ما تحت تأثير آنها بوديم مجازات شوند. وي با اشاره به اعترافات محمد‌علي ابطحي مبني بر اينكه تقلب اسم رمز آشوب‌ها بود گفت: برخي قبل از انتخابات شبهه تقلب را وارد كرده‌اند و همان‌ها بودند كه كميته صيانت از آراء را تشكيل داده اند و اينجا من مي‌پرسم كه آيا سهم مديريت آنها بيشتر از ما است يا كمتر. اين متهم خاطر نشان كرد: موضوع تقلب از سوي برخي شخصيت‌هاي نظام مطرح شد و همين‌ها بودند كه كميته صيانت از آراء را تشكيل داده‌اند و بر همين اساس ما به آنها اعتماد كرده و فريب خورديم. وي ادامه داد: يكي از سياسيون گفته است: كه ما از نخبگان سياسي هستيم و اينها اغتشاش‌گر هستند من تعجب مي‌كنم كه چطور قبل از انتخابات به ما بها مي‌دادند و امروز اين حرف‌ها را در مورد ما مي‌زنند . مهرداد اصلاني در ادامه خطاب به موسوي يكي از كانديداهاي دهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري گفت: شما با ادعاي تقلب و با عدم تمكين به قانون و قانون‌شكني اين بدعت را پايه گذاشتيد و اين حوادث را به وجود آورديد و موجب شديد من و امسال من به شما رأي داديم براساس همين حرفها به خيابان‌ها بريزيم و نظم عمومي را مختل كرده و كاري كنيم كه رهبر معظم انقلاب ناراحت شوند وقتي به خود آمديم كه خودمان را در وسط اغتشاشات ديديم. اين متهم با بيان اينكه به گفته رهبر معظم انقلاب ما جوانان آينده‌ساز اين كشور هستيم گفت: ما امروز در حالي در زندان هستيم كه فكر مي‌كرديم كه موسوي راست مي‌گويد و اكنون از او مي‌پرسيم كه چطور مي‌ خواهد جواب ما و صورت اشك‌بار خانواده ما را بدهد و سوال من اين است كه سهم آقاي موسوي از اين رنجها كه ما متحمل شديم چه است. وي همچنين خطاب به موسوي گفت: اينجا جايگاه كساني مانند شما و دوستان شما است كه مسبب اين مسائل شديد. وي همچنين خطاب به رهبر معظم انقلاب اسلامي گفت: ما شما را به عنوان پدر معنوي خود مي‌شناسيم و از شما مي‌خواهيم كه با يك بار اشتباه از فرزندان خود بگذريد همانطور كه در سخنراني 13 رجب فرموديد ما جوانان فرزندان انقلاب و فرزندان شما هستيم. وي خاطر نشان كرد: اگر برخي نامزدهاي انتخابات نتيجه آن را مي‌پذيرفتند امروز شيريني حضور مردم به كام آنها تلخ نمي‌شد. وي همچنين از رهبر معظم انقلاب خواست تا با گذشت از آنها بار ديگر اين افراد را به آغوش جامعه برگردانند و همچنين خواستار مجازات عاملان اصلي اين حوادث شد. مهرداد اصلاني در خصوص عضويت در سازمان رأي كه مورد سوال قاضي بود گفت: در انتخابات سوم شوراها يكي از آشنايان به من گفت تعدادي اسم براي عضو در سازمان رأي به او بدهم و وقتي من در مورد اين سازمان سوال كرده‌ام مي‌خواهيم ليستي تهيه كنيم تا به كانديداهاي اصولگرايان رأي دهم و من پس از آن ديگر هيچ فعاليتي نداشتم چرا كه به خدمت سربازي رفتم. اين متهم همچنين در خصوص ارسال پيام به شبكه بي‌بي‌سي با قبول اين اتهام گفت: بنده يك بار قبل و دو بار بعد از انتخابات به اين شبكه ايميل زدم كه اگر دادگاه اجازه دهد مضمون اين ايميل‌ها را نگويم هر چند در پرونده درج شده است و قبول دارم كه اين كار اشتباه بوده است چرا كه فكر مي‌كردم اگر چنين ايميل‌هاي اعتراض‌‌آميزي براي آنها بفرستم با من تماس مي‌گيرند و مي‌توانم نظرات خود را بيان كنم. در ادامه وكيل اين متهم با بيان اينكه موكل بنده هيچ قصدي براي اخلال در امنيت ملي و يا انجام اعمالي در آتش زدن اموال عمومي و شركت در تظاهرات منجر به خشونت نداشته است گفت: موكل من تنها در دو راهپيمايي شركت كرده و طبق گفته خودش پس از سخنان رهبر انقلاب در نمازجمعه در هيچ تظاهرات ديگري شركت نكرده است. موكل اصلاني با رد ديگر اتهامات مندرج در كيفر خواست گفت: موكل من پشيمان است و ديگر اتهامات كيفر خواست مصداق موكل بنده نيست چرا كه فعاليت‌هاي تبليغي احتياج به آگاهي و سابقه دارد و در حالي كه موكل من فاقد اين پيشينه است. وي با بيان اينكه پدر موكل خود جانباز و دايي او شهيد است اظهار داشت: با توجه به شواهد شخصيتي و خانوادگي موكل و با بيان اينكه اقتدار نظام بيشتر از آن است كه با دادن يك ايميل متزلزل شود و با توجه به اينكه موكل بنده جوان بوده و فاقد سابقه كيفري و به تعبير خودش اقدام بچگانه‌اي كرده و اكنون پشيمان است و با توجه به اينكه از رهبر انقلاب اسلامي اظهار تمكين نموده و با مأمورين نيز همكاري داشته است از دادگاه طلب ارفاق و بخشش اسلامي دارم. وي همچنين گفت: موكل من خود به كلانتري رفته و خودش را معرفي كرده و دستگير نشده است وكيل مهرداد اصلاني همچنين براي ارائه لايحه خود از دادگاه مهلت يك هفته‌اي درخواست كرد.

*****

متن کیفرخواست عمومی سومین دادگاه نمایشی
خبرگزاری سپاه پاسداران (فارس): متن كامل كيفرخواست عمومي گروهي از متهمان پرونده كودتاي مخملي كه به ايجاد آشوب و اغتشاش پس از انتخابات اخير پرداخته‌اند در سومين جلسه دادگاه رسيدگي به اتهامات آنان منتشر شد.
متن كامل كيفرخواست عمومي متهمان ايجاد آشوب و اغتشاش پس از انتخابات اخير كه توسط معاون دادستان عمومي تهران قرائت شد به شرح زير است:
رياست محترم شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامي تهران همانگونه كه استحضار داريد تحركات خط آشوب و نفاق با را‌ه‌اندازي تجمعات غيرقانوني و شورش‌هاي خياباني درصدد بودند كه شيريني حضور حداكثري مردم پر افتخار ايران اسلامي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و اين افتخار بزرگ را در كام ملت ايران تلخ نمايند. اقدامات مخرب افراد فرصت طلب و راه‌اندازي آشوب‌هايي كه زيان و عواقب سوء آن متوجه مصالح ملي و بين‌المللي كشور گرديد و صدمات عظيم مادي و معنوي را براي امنيت داخلي و خارجي كشور در پي داشت. برخي گروه‌هاي معاند با تحريك هواداران خود به بهانه اعتراض به نتايج انتخابات با راه‌اندازي آشوب‌ و شورش‌هاي خياباني سعي در ايجاد اخلال در امنيت كشور نمودند. جرياني معاند با افتخارات نظام اسلامي در داخل و خارج از كشور درصدد ايجاد فتنه و سياه‌نمايي اين افتخار عظيم و اخلال در نظم و امنيت جامعه و تشويق اذهان عمومي برآمد و با بهره‌گيري از رسانه‌هاي معاند و افراد فرصت طلب و ارتباط با شبكه‌ها و رسانه‌هاي بيگانه و ارسال اطلاعات و عكس،‌ جهت تهييج آشوبگران و استفاده از همه ظرفيت گروه‌هاي ضد انقلاب كه از سال‌ها قبل درصدد فرصتي براي ضربه زدن به امنيت ميهن اسلامي ما بودند با طراحي توطئه و سناريوي فريبكارانه ادعاي تقلب و جعل در انتخابات با هدف بي‌اعتماد نمودن مردم نسبت به نهادهاي رسمي كشور سعي در تبديل نمودن يكي از بزرگترين افتخارات سياسي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران به چالش امنيتي و حربه تبليغاتي برانداز عليه نظام داشتند. در همين راستا، متهميني كه در دادگاه حضور دارند و اسامي آنان در پرونده موجود است، همسو با دشمنان نظام علي رغم علم و اطلاع از تجمعات غيرقانوني به ايجاد اغتشاش و ساخت و پرتاب نارنجك هاي دست ساز و آتش زا در آشوب‌هاي خياباني پرداخته و در جهت تحريك مردم به حضور در آشوب‌هاي خياباني به مأمورين نيروي انتظامي و بسيج حمله‌ور شده و اقدام به سنگ پراني و تمرد نسبت به آنان در حين انجام وظيفه نموده اند. متهمان ذيل الذكر با تأثيرپذيري از شبكه‌هاي ماهواره‌اي بيگانه و تحت تأثير جريان‌سازي‌هاي شبكه هاي مذكور در راستاي اخلال در نظم عمومي و ايجاد فتنه و آشوب، اقدام به تخريب و آتش زدن اموال عمومي از جمله بانك‌ها، اتوبوس‌هاي شركت واحد، ساختمان‌هاي دولتي و وسايل خدمات شهري و همچنين اموال خصوصي مردم نموده كه از اين حيث خسارات فراواني را به بيت المال و شهروندان گرامي وارد كرده اند. متهمين مطروحه در كيفرخواست اصداري به منظور تحريك مردم به حضور در تجمعات غيرقانوني و ايجاد اغتشاش اقدام به پخش سي‌دي و اعلاميه‌هاي تحريك‌آميز و نيز شايعات خودساخته جهت ايجاد فضاي التهاب آلود در سطح جامعه مي‌نمودند، لازم به ذكر و توضيح است كه نامبردگان به شرح مقيد در كيفرخواست و ادعانامه به منظور ايجاد رعب و هراس و برهم زدن نظم و امنيت عمومي آن‌هم در پايتخت جمهوري اسلامي ايران و ايجاد اغتشاش، بلوا و آشوب، به همراه خود سلاح هاي گرم، كلت و بمب‌هاي آتش‌زا و نارنجك و سلاح‌هاي سرد از جمله قمه چاقو و غيره حمل مي‌نمودند و آن‌ها را در جهت تخريب و احراق اموال عمومي دولتي و خصوصي و نيز ايراد صدمات و خسارات جاني و مالي به مردم به كار برده اند. رياست محترم دادگاه باتوجه به برخي اظهارات غيرمسئولانه از سوي عناصر مغرض و بعضاً كج فهم در مورد مباني حقوقي و منطقي اتهامات آشوبگران كه طي روزهاي اخير شاهد آن بوديم ضروري مي‌داند در اين مجال به عنوان تبيين موضوع نكاتي را به استحضار برساند. اولاً: اقارير متهمين حاكي از آن است كه اين توطئه‌ها از سال‌ها پيش طراحي شده و انتخابات دهم رياست جمهوري بستر اجراي آن بوده است. ثانياً: حوادث مشابه كه در برخي كشورهاي حوزه قفقاز و اروپاي شرقي به وقوع پيوست، ترديدي باقي نمي گذارد كه يك جريان خارجي همسو با آشوبگران و فتنه انگيزان داخلي مصمم بوده‌اند كه با الگوگيري از حوادث مذكور نظام مقدس جمهوري اسلامي را با چالش امنيتي مواجه نمايند. ثالثاً: اظهارات قبل حين و بعد از انتخابات برخي از كانديداها و جريان هوادار ايشان دال بر هدفمندبودن اقدامات ساختارشكن آنان مي‌باشد، خصوصاً اينكه يكي از كانديداها در مصاحبه با يك نشريه امريكايي قبل از برگزاري انتخابات تصريح كرده است كه اين برنامه ها از مدت‌ها پيش آغاز گرديده و هدف آن ايجاد تغييرات اساسي در نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بوده كه پيروزي در انتخابات تنها بخشي از آن است و اين مسير غيرقابل بازگشت مي باشد. مع‌الوصف دشمن سعي دارد به هر نحو ممكن اين رسوايي بزرگ را سرپوش گذارد. لذا با طراحي مباحث انحرافي درصدد تشويش اذهان عمومي و غبارآلود نمودن فضاي جامعه است تا دستگاه قضايي نتواند با وجود مستندات غيرقابل انكار، عوامل كودتاي مخملي را آن گونه كه سزوارند به جزاي اعمالشان برساند. اكثر اين متهمان نيز داراي سوابق كيفري و جزايي هستند همچنين بعضا داراي ارتباط با گروهك‌هاي تروريستي منافقين، ضد انقلاب و معاند نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بوده‌اند و نيز در راستاي تحريك مردم به حضور در تجمعات غيرقانوني و اغتشاشات اقدام به ارتباط‌گيري و گذراندن دوره‌هاي مختلف آموزش نظامي و جمع‌آوري اخبار و اطلاعات به كشورهاي همجوار، اعزام و پس از طي دوره‌هاي مذكور به كشور بازگشته و در جهت پيشبرد اهداف گروهك‌هاي تروريستي از جمله منافقين، اقدام به پرتاب كوكتل مولوتف به داخل بانك‌ها و بسوي مامورين امنيتي و انتظامي و آتش زدن وسايل عمومي و خدمات شهري نموده‌اند و در خصوص ساماندهي آشوب‌هاي خياباني بعد از انتخابات و طرح بمب‌گذاري در حوزه‌هاي راي‌گيري در روز انتخابات رياست جمهوري و نيز انفجار و بمب‌گذاري در برخي از نقاط تهران بزرگ، حضوري فعال داشته‌اند. موارد پيش گفته حكايت از آن دارد كه گروهك‌هاي تروريستي مذكور، طي سال‌هاي گذشته در مسير براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران حركت نموده و اعضاي اين گروهك با علم به موضوع در راستاي اهداف سرويس‌هاي اطلاعاتي دشمن و سركردگان گروهك ياد شده، قدم برداشته‌اند. همچنين شواهد موجود نشان‌دهنده آن است كه اين گروهك در جريان اغتشاشات پس از انتخابات بر اساس طراحي دشمنان جمهوري اسلامي ايران به عنوان قطعه‌اي از اجزاي طرح براندازي و يكي از بازوهاي قهري جريان كودتاي مخملي براي به چالش كشيدن اقتدار و عزت جمهوري اسلامي ايران، بحران‌سازي‌هاي گسترده، تشجيع اغتشاشگران، برنامه‌ريزي و طراحي انفجارهاي كور در تهران وارد ميدان گرديده‌اند. رياست محترم دادگاه با عنايت به حساسيت زماني پس از انتخابات و اقدامات ضدمصالح امنيتي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي متهمين مذكور در پرونده اين حركات به لحاظ اطلاع‌رساني و روشنگري‌هاي مكرر و متعدد رسانه‌هاي ديداري و شنيداري و مكتوب داخلي و توصيه مسئولين و عالي‌رتبه نظام بر لزوم پيگيري قانوني اعتراضات از طريق مبادي و مراجع ذي‌ربط، اقدام به حضور در تجمعات غيرقانوني و مشاركت در ايجاذ اغتشاش، بلوا و آشوب پس از انتخابات نموده‌اند. اقدامي كه با فراخوان رسانه‌هاي معاند و ضد انقلاب و افراد آشوب‌طلب داخلي صورت گرفته، علاوه بر سلب آسايش عمومي موجب ايجاد فضاي ملتهب سياسي و اجتماعي و ناامني رواني، اقتصادي و اجتماعي ايجاد هزينه‌هاي امنيتي در مقابل حاكميت، اخلال در نظم عبور و مرور روزانه شهروندان، تخريب و به آتش كشيدن گسترده اموال عمومي، دولتي و خصوصي و خدمات شهري، ايجاد رعب و وحشت و نيز ايراد صدمه و خسارات جاني و مالي به مردم و همچنين ايجاد فضاي تبليغاتي منفي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و اخلال در امنيت عمومي كشور گرديده‌اند. رياست محترم دادگاه: متهمين پرونده‌هاي مطروحه در خلال اغتشاشات اخير علاوه بر اقدام به تخريب و آتش‌سوزي اموال عمومي و خصوصي مردم، تا جايي پيش رفته‌اند كه اقدام به آتش زدن مسجد لولاگر در خيابان آزادي كه محل عبادت مسلمين و مؤمنين است نموده و از هيچ كوششي در جهت سلب امنيت و آسايش عمومي و حتي ضرب و جرح مردم و شهروندان عزيز فروگذار ننموده‌اند و ضمن برهم زدن آرامش عمومي، جامعه اسلامي را با چالشي بزرگ در مسائل امنيتي مواجه و خواسته و ناخواسته باعث تخريب چهره نظام و تبليغ عليه آن گرديده‌اند. بناء علي‌هذا با توجه به دستگيري متهمين در صحنه ارتكاب جرم توسط مامورين امنيتي و انتظامي، حين اقدام عليه امنيت و ايجاد اغتشاش، بلوا و آشوب بشرح محتويات پرونده و گزارش‌هاي اعلامي، اتهامات نامبردگان مطروحه در پرونده و كيفرخواست صادره ثابت و محرز مي‌باشد. بنابه مراتب فوق از رياست محترم دادگاه تقاضا دارد قبل از قرائت كيفرخواست هر يك از متهمين اجازه فرمايند جهت تشحيذ ذهن دادگاه و تبيين اهميت جرايم ارتكابي، پيرامون اخلال در نظم و امنيت جامعه فيلم كوتاهي از آشوب‌ها و جناياتي كه اين افراد بر سر مردم اين سرزمين آورده‌اند به انضمام چند نمونه از عكس‌هاي مربوط به حوادث اخير و حضور متهمين مذكور در پرونده را به رويت دادگاه محترم و حضار گرامي برساند. والسلام عليكم و رحمه‌الله و بركاته

*****

دفاعیات یازده متهم دادگاه امروز

اکثر دفاعیات با فشار مقامات بازجویی، از پیش تنظیم شده بود

سومين جلسه رسيدگي به اتهامات برخي از بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات در شعبه ‌١٥ دادگاه انقلاب برگزار شد.به گزارش ايسنا، در ابتداي اين جلسه معاون دادستان تهران، در قرائت كيفرخواست انفرادي«محسن. ج» براي وي عناوين اتهامي اقدام عليه امنيت كشور از طريق اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت عمومي، فعاليت تبليغي عليه نظام از شركت در تجمعات غيرقانوني و شعاردهي عليه مسوولان نظام اسلامي، ايجاد شبهه‌ي جعل و تقلب در نتيجه‌ي انتخابات و سلب اعتماد عمومي نسبت به حاكميت و مراجع رسمي كشور، اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و حركات غيرمتعارف و ايجاد وحشت در جامعه، مشاركت در تخريب و احراق اموال دولتي، عمومي و خصوصي، نگهداري تجهيزات دريافت تصاوير ماهواره‌اي و تمرد نسبت به ماموران حين انجام وظيفه از طريق حمله و پرتاب سنگ به سوي آنان را برشمرد.سپهر در خصوص دلايل موجود در پرونده براي احراز اتهامات، گفت: اين دلايل عبارتند از گزارش اداره‌ي اطلاعات استان قم، اقارير صريح متهم، درج عكس وي در صفحه‌ي اول روزنامه‌ي كيهان در مورخ ‌٢٦ خرداد ماه در صحنه‌ي تخريب و احراق موتور سيكلت و ساير دلايل و امارات موجود.معاون دادستان تهران، با استناد به موادي از قانون درخواست محاكمه و اشد مجازات متهم را كرد.پس از قرائت كيفرخواست از سوي معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران، متهم در جايگاه حضور يافت و در دفاع از خود تصريح كرد: عكس درج شده در روزنامه‌ي كيهان به بعد از ظهر روز شنبه ‌٢٣ خرداد بازمي‌گردد و من در چهار مرحله بازجويي نيز اين مطلب را گفتم كه محل كار من در مركز اغتشاشات بود و براي رسيدن به محل كار خود بين ماموران و مردم گير افتادم.وي افزود: آنچه كه گفته شده حين احراق موتور سيكلت عكس من گرفته شده است درست نيست زيرا آنچه آتش گرفته بود سطل زباله بود.اين متهم اضافه كرد: من پرتاب دو سنگ به سمت ماموران را قبول دارم كه البته آن هم از فاصله‌ي زياد بود و به آنها نرسيد. هيچگونه تخريب اموال عمومي را قبول ندارم و فقط در دو تظاهرات آرام مورخ ‌٢٥ و ‌٢٧ خرداد حضور يافتم.محسن خاطرنشان كرد: من پس از نمازجمعه‌اي كه به امامت مقام معظم رهبري برگزار شد ديگر در هيچ تجمعي شركت نكردم و اينكه گفته مي‌شود روز ‌٣١ در ميدان بهارستان بازداشت شده‌ام درست نيست زيرا هيچ نقشي در تجمع ميدان بهارستان نداشتم.اين متهم گفت: من خودم رزمنده بوده‌ام يك روز براي حفظ امنيت اين نظام جنگيده‌ام اما امروز به خاطر برخي جوسازي‌ها انگ ضدامنيتي مي‌خورم. من و همه‌ي كساني كه در اينجا حضور دارند گول سياست‌بازي برخي آقايان را خورديم كه مدام تقلب در انتخابات را از قبل القاء مي‌كردند. من اميدوارم كه خدا، مردم و دادگاه محترم من را مورد عفو قرار دهند.در اين بخش از دادگاه قاضي صلواتي رييس شعبه‌ي ‌١٥ دادگاه انقلاب اسلامي در خصوص كندن نرده‌هاي بزرگراه يادگار امام (ره) از سوي متهم سوال كرد كه وي، اظهار كرد: من اصلا در بزرگراه يادگار امام (ره) نبوده‌ام و آنچه كه مي‌گوييد خودم اقرار كرده‌ام اظهارات من نيست. اگر ماهواره تصويري از من داشته و آن را نشان داده بايد در پرونده موجود باشد.ياورزاده وكيل مدافع «محسن. ج» در دفاع از موكل خود، اظهار كرد: در كيفرخواست صادره از سوي دادستان، حداقل دو پيشينه‌ي كيفري مربوط به مواد مخدر براي موكل ذكر شده در حالي كه موكل من فاقد پيشينه‌ي كيفري است.وي با اشاره به عناوين اتهامي خود، اظهار كرد: تنها اتهامي كه موكل آن را قبول دارد حضور در راهپيمايي و پرتاب دو سنگ به سمت ماموران بوده است. پارك لاله محل كار موكل است كه در زمان حوادث پس از انتخابات كانون درگيري‌ها بود و او ناگزير بوده كه براي رسيدن به محل كار خود در جوش و خروش كاذب جمعي گرفتار شود.وي با بيان اينكه موكلش به نفع هيچ‌يك از گروه‌هاي مخالف نظام فعاليت نكرده است، خاطر نشان كرد: كيفرخواست اوليه به گونه‌اي قرائت شد كه گويي موكل من مسجد را آتش زده و اقدام به تخريب اموال عمومي كرده است در حالي كه عمل ارتكابي از سوي موكل يعني پرتاب سنگ تنها مي‌تواند مصداق ماده‌ي ‌٦٠٧ قانون مجازات اسلامي باشد كه در اين حالت دادگاه مخير است موكل را حتي به جزاي نقدي محكوم كند.وي گفت: با توجه به طول مدت بازداشت موكل تقاضاي ارفاق قانوني و اسلامي را از محضر دادگاه دارم.«محسن.ج» در بيان آخرين دفاعيات خود با ابراز پشيماني از پرتاب سنگ به سمت ماموران و شركت در دو راهپيمايي، اظهار كرد: من ابتدا از رهبر معظم انقلاب كه پدر معنوي ماست و سپس از دادگاه محترم درخواست عفو و بخشش دارم.در ابتداي اين جلسه، فيلمي از اقدامات برخي از متهمان تحت عنوان «افسوس» به نمايش درآمد كه حاوي تصاويري از حمله به پايگاه بسيج ‌١١٧ قدس تهران، حمله به بانك ملت در بزرگراه جناح، خسارت‌هاي وارده به اموال مردم، حمله به مسجد لولاگر، تخريب اموال عمومي شهر تهران و تصاوير تلفن همراه افراد بازداشت‌شده بود.در اين جلسه از دادگاه سراج مسوول بسيج دانشجويي كشور نيز پس از گذشت ساعتي از شروع دادگاه در جلسه حضور يافت.در ادامه‌ي دادگاه، معاون دادستان به قرائت كيفرخواست «حسين.الف» يكي از بازداشت‌شدگان حوادث اخير پرداخت و گفت: «حسين.الف» معروف به مهران دست طلا متولد ‌٦٧ و داراي سابقه‌ي محكوميت كيفري است. اتهامات وي اقدام عليه امنيت كشور از طريق اجتماع و تباني، فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از طريق شركت در تجمعات غيرقانوني و دادن شعار عليه مسوولان نظام،‌ايجاد شبهه جعل و تقلب در نتيجه‌ي انتخابات و سلب اعتماد عمومي، اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و حركات غيرمتعارف و ايجاد ترس و وحشت در جامعه،مشاركت در تخريب اموال دولتي، عمومي و خصوصي از جمله اتهامات ايشان است.معاون دادستان با بيان اين‌كه متهم در تاريخ ‌٢٤ خرداد در فلكه‌ اول تهرانپارس دستگير شده است، افزود: دلايل و مستندات اتهام عبارتند از گزارش ماموران و ضابطان،‌شناسايي و دستگيري به عنوان يكي از عوامل اصلي اغتشاش حين ارتكاب جرم،اقرار به اخذ دستور جهت ايجاد بلوا و آشوب،‌ اقرار صريح به ايجاد هماهنگي و ايجاد تجمعات غيرقانوني و جمع كردن افراد در فلكه اول تهرانپارس، اقرار به گرفتن دستور از شخصي به نام مهران جهت برهم زدن نظم عمومي و همچنين ساير قرائن موجود در پرونده هستند.پس از درخواست اشد مجازات از سوي نماينده‌ي دادستان براي متهم مذكور قاضي صلواتي به تفهيم موارد اتهامي به «حسين.الف» پرداخت و از وي خواست كه دفاعيات خود را ارائه كند كه وي گفت: اين اتهامات را براي من نوشته‌اند و گفته‌اند. تخريب اموال همانطور كه در بازجويي‌ها گفته‌ام اصلا وجود نداشته وفعاليت تبليغي من فقط قبل از انتخابات بوده است و هنگامي كه زمان تبليغ تمام شد حتي پارچه‌ي سبز دستم را باز كردم.وي ادامه داد: در مورد اتهامات تخريب و تشويش اذهان و ترسانيدن مردم در بازجويي‌ها گفتم كه چنين كارهايي را انجام ندادم و فقط در ستاد موسوي حضور داشتم كه سه‌شنبه و چهارشنبه‌ها پوستر و عكس بين مردم پخش مي‌كردم.«حسين.الف» درباره‌ي نحوه‌ي دستگيري خود توضيح داد: شنبه شب به ستاد رفتم كه ستاد بسته بود و فرداي آن روز بعد از اينكه از سر كار برگشتم و استراحت كردم چون روز مادر بود به فلكه اورفتم تا هديه‌اي تهيه كنم كه درآنجا آگاهي مركز و نيروهاي ويژه مستقر بودند. قرار بود شخصي به من پولي را برسانند اما دو نفر با كت و شلوار مرا دستگير كردند و بردند.وي درباره‌ي شهرتش به مهران دست‌طلا توضيح داد: در بازجويي اين موضوع را مطرح كردم واين موضوع كذب است و از روي ترس بوده. من مهران دست طلا نيستم و هيچ سابقه كيفري و شهرتي هم ندارم.وي با بيان اينكه اشتباهي كه من كردم اين بود كه در ستاد موسوي بودم و يكشنبه هم در فلكه تهرانپارس بودم، افزود: من اتهامات را قبول ندارم.وي در پاسخ به سوال قاضي كه درباره‌ي پولي كه قرار بود دريافت كنيد توضيح دهيد گفت: من خودم از روي ترس دروغ گفتم.وي درباره‌ي ايجاد تلاش براي ايجاد تجمعات و دعوت به اغتشاشات توضيح داد: همه اينها را در بازجويي‌هاي اول گفتم و ساخته و پرداخته‌ي ذهن خودم بود.قاضي در ادامه از «الف» پرسيد ظاهرا قرار بوده كه شما براي اغتشاش، تخريب اموال عمومي و ايجاد تجمع در تعدادي از خيابان‌ها ‌٥٠ هزار تومان پول دريافت كنيد كه وي پاسخ داد: چنين چيزي پيشنهاد نشد. در ستاد موسوي گفتند قرار است در انتخابات تقلب شود من گفتم حالا چه كاري از ما مي‌خواهيد و آنها گفتند اجباري نيست هر كس مي‌تواند كاري انجام دهد. منتهي من هيچ كاري انجام ندادم و موقع دستگيري من هم هيچ اغتشاشي وجود نداشت. من تا ‌٢٤ خرداد ماه از تهرانپارس خارج نشدم و همانطور كه مي‌دانيد در ‌٢٣ و ‌٢٤ هيچ تجمعي در تهرانپارس نبوده است.قاضي در ادامه به متهم گفت كه سي دي درگيري‌هاي شما وجود دارد در اين باره چه دفاعي داريد كه وي پاسخ داد: سي دي مربوط به روز سه‌شنبه ساعت ‌٧ و ‌٣٠ دقيقه الي ‌٨ بود كه مردم وسط خيابان بودند و اجازه تردد به ماشين‌ها نمي‌دادند. ما چون در ستاد بوديم مي‌خواستيم از اغتشاش جلوگيري شود در نتيجه من همانطور كه ايستاده بودم با دست علامت مي‌دادم كه عقب برويد.در ادامه جلسه وكيل مدافع متهم در خصوص موارد اتهامي موجود در كيفرخواست صادره اظهار كرد: با توجه به ضيق وقت، فرصت مطالعه‌ي دقيق كيفرخواست را نداشتم.وي گفت: با توجه به وضعيت خانوادگي موكل، كم تجربه‌گي موكل و اينكه هيچ اقراري مربوط به قبول اتهامات ندارد، تنها اتهامي كه وارد است سي دي موجود است كه موكل درباره‌ي آن توضيح داد.وكيل مدافع «حسين.الف» افزود: زمان دستگيري موكل زمان آرامش كامل بوده و هيچ دليلي مبني بر اينكه موكل در حال اغتشاش باشد در پرونده نيست و موكل من بيشتر به خاطر حس كنجكاوي در تجمعات حاضر شده است و حضورش در ستاد موسوي هم به خاطر بحث مالي آن بوده است.وكيل مدافع اين متهم در پايان از دادگاه تقاضاي مدت چند روزه جهت تكميل دفاعيات را كرد كه قاضي دادگاه با پذيرش اين موضوع يك هفته وقت جهت ارائه‌ي آخرين دفاعيات تعيين كرد.در ادامه‌ي اين جلسه معاون دادستان اتهامات«يهوتيل. ش» را شكستن گيشه‌ي بانك در پل كالج، اقدام عليه امنيت از طريق اجتماع و تباني، فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران از طريق شركت در تجمعات غير قانوني و ايجاد شبهه جعل و تقلب در نتيجه‌ي انتخابات و سلب اعتماد عمومي از حاكميت، اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و ايجاد ترس و وحشت در جامعه و مشاركت در تخريب اموال عمومي، دولتي و خصوصي برشمرد.وي زمان و مكان دستيگري اين متهم را ‌٢٤ خرداد ‌٨٨ در پل كالج تهران عنوان كرد و گفت: دلايل اتهام گزارش ماموران و ضابطان،دستگيري متهم در حين ارتكاب جرم توسط ماموران امنيتي، اقرار متهم به حضور در تجمع و تخريب بانك منطقه‌ي پل كالج و ساير قرائن مذكور در پرونده است.در ادامه قاضي صلواتي به تفهيم اتهامات موجود در متن كيفرخواست به متهم پرداخت و از وي خواست تا از خود دفاع كند.«ش» با بيان اينكه با وجود آنكه اقليت ديني هستم رفتاري كه در زندان مي‌شد كاملا انساني بود، افزود از مقام معظم رهبري و از مردم به خاطر كاري كه كرده‌ام عذرخواهي مي‌كنم.وي با بيان اينكه من روز ‌٢٣ خرداد ماه دستگير شدم، افزود: در ‌٢٣ خردادماه در فاطمي دستگير شدم. من خانه‌ي دوستم بود كه يكي ديگر از دوستانمان گفت در خيابان شورش شده است و ما سر بزرگمهر ايستاده‌ايم و شاهد حركات شورش‌گران اعم از اتش زدن و سنگ پراني بوديم كه يك دفعه به سمت ما حمله كردند و انقدر حمله زياد بود كه اگر صبر مي‌كرديم زير دست و پا له مي‌شديم در نتيجه فرصت برگشت به سمت خيابان بزرگمهر نبود و به سمت پل كالج رفتيم.وي ادامه داد:در زير پال كالج بانكي قرار داشت و ما فكر مي‌كرديم كه اين تجمع مثل تجمع روزهاي قبل است و گمان نمي‌كرديم كه قرار است جايي آتش زده شود از يك طرف پليس و از طرف ديگر اينها مي‌زدند. ما دم بانك نشستيم تا خلوت شود تا به خانه برگرديم كه بعداز چند دقيقه كل شورش‌گرها سر ما ريختند و با سنگ و چوب به سمت بانك مي‌زدند من هم جوگير شدم يكي دو تا سنگ پرتاب كردم.وي در پاسخ به سوال قاضي كه آيا شما در انتخابات شركت كرده‌ايد؟ گفت: من اصلا در انتخابات شركت نكردم و نه در ستاد موسوي ونه در جاي ديگري حضور نداشتم.قاضي در ادامه پرسيد انگيزه شما براي شركت در آشوب چه بود كه اين متهم پاسخ داد:من تحت تاثير جو قرار گرفتم.وكيل مدافع متهم در دفاع از وي گفت: به نظر مي‌رسد كيفرخواست صادره در كليه‌ي موارد و در مورد كليه‌ي متهمان مشابه و متحد الشكل باشد در حالي كه عدالت ايجاب مي‌كرد كيفرخواست جدا صادر شود.وي افزود: با عنايت به محتويات پرونده صرفا حضور در برخي تجمعات و يك مورد مشاركت در تخريب بانك مسلم شده كه مصداق هيچ يك از مواد استناد شده در كيفرخواست نيست و شان نظام اسلامي آنقدر بالا است كه با اين اعمال متزلزل نخواهد شد.وي با بيان اينكه موكلم شخصا به تخلفات خود اقرار كرده و به شدت نادم است، افزود:‌در چنين مواردي عموم افراد تحت تاثير جو حاكم قرار مي‌گيرند و موكلم بدون سوء نيت مورد ارتكاب اعمال غيرارادي شده است.وي در پايان با توجه به وضعيت خاص موكل و جواني وي و احساس ندامت از انجام برخي اقدامات از دادگاه تقاضا كرد كه قضاوت عادلانه‌ي اسلامي شامل حال وي شود.متهم در آخرين دفاع اظهار كرد: از مقام معظم رهبري و از مردم كشورم عذرخواهي مي‌كنم. من سوء قصدي نداشتم و تحت تاثير جو قرار گرفتم و پشيمانم.در ادامه معاون دادستان اتهامات«مهرداد. و» را ايراد ضرب و شتم ماموران بسيج، اقدام عليه امنيت كشور از طريق اجتماع وتباني به قصد بر هم زدم امنيت عمومي،‌فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي از طريق شركت در تجمعات غير قانوني و ايجاد شبهه جعل در انتخابات و سلب اعتماد عمومي نسبت به حاكميت و مراجع رسمي كشور ،اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و ايجاد ترس و وحشت در جامعه مشاركت در تخريب و احراق اموال دولتي، عمومي و خصوصي برشمرد.وي زمان و مكان دستگيري اين متهم را ‌٣٠ خرداد ‌٨٨ در خيابان آزادي عنوان كرد و دلايل اتهامي وي را برشمرد و از دادگاه تقاضاي محاكمه و اشد مجازات را براي متهم كرد.«مهرداد. و» در دفاع از خود گفت: من متعهد به جمهوري اسلامي ايران و مسلمان هستم و تحت تاثير فعالان سياسي و جريانات سياسي قرار گرفتم و در تجمع ‌٣٠ خرداد روز شنبه شركت كردم در حالي كه اطلاع از غيرقانوني بودن آن نداشتم و دو ضربه شديد با باتوم خوردم و در عوض آن يكي از عزيزاني كه نمي‌دانستم بسيج و يا غيرنظامي است را مورد ضرب و شتم قرار دادم و در تاريخ ‌٢ تيرماه دستگير شدم.وي گفت:‌من اشتباه خودم را مي‌پذيرم و از آن برادر بسيجي عذرخواهي مي‌كنم و حلاليت مي‌طلبم زيرا ناخواسته تحت تاثير فعاليت‌هاي سياسي قرار گرفتم. بايد به قانون وفادار مي‌ماندم و از دادگاه تقاضاي رافت اسلامي در حق خود دارم.در ادامه ياورزاده وكيل مدافع «مهرداد.و» به دفاع از وي پرداخت و گفت: تنها اتهام مورد قبول موكل ايراد ضرب است كه از آن عكس و فيلم تهيه شده و موكل مورد شناسايي قرار گرفته است.وي با بيان اين‌كه موكلم در آن درگيري در جو خاصي قرار گرفته است، افزود: موكلم از آن جوش و خروش تعبير به جنون آني كرده است. موكلم در هيچ گروه مخالف نظام فعاليت تبليغي نكرده است و موجب اخلال در نظم و آسايش عمومي نشده و اموالي را آتش نزده است و تنها عمل ارتكابي متهم ايراد ضرب به ماموري بوده كه با لباس شخصي بوده است و اي كاش بسيجيان با لباس بسيجي مي‌آمدند چون موكلم فكر كرده كه ايشان فردي عادي است و به هر صورت مرتكب اشتباه شده است.قاضي در اين بخش از صحبت‌هاي وكيل افزود: البته شخصي كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته لباس بسيج به تن داشته است.ياورزاده اظهار كرد: من در مقام توجيه اشتباه موكل نيستم. موكل يك ضربه به يكي از ماموران زده و ماموري كه مورد ايراد ضرب قرار گرفته در تلويزيون از همه گذشت كرده است و نظام اسلامي آنقدر مقتدر است كه از پرتاب يك سنگ و يك سيلي نلرزد. اين عمل باعث سلب اعتماد از مراجع نشده است.وي افزود: اقتدار واقعي آن است كه گناهكاري مثل موكل من پس از دو ماه بازداشت مورد تعقيب و مجازات قرار نگيرد. بزرگي نظام در اعمال مجازات سنگين نيست.وي در پايان از دادگاه خواست با عنايت به طول مدت بازداشت و اظهار تنبه،‌سن و وضعيت خانوادگي موكل و با عنايت به گذشت شاكي خصوصي،ارفاق قانوني در حق موكل صورت گيرد.«مهرداد.و» در آخرين دفاع از خود عنوان كرد: نادم و پشيمان هستم و در تحريق و تخريب اموال عمومي شركت نداشتم و از دادگاه تقاضاي بخشش دارم.در ادامه معاون دادستان اتهامات «مهرداد.الف» را اقدام عليه امنيت كشور از طريق اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت عمومي، فعاليت تبليغي عليه نظام از طريق شركت در تجمعات غيرقانوني و شعاردهي عليه مسوولان نظام اسلامي، ايجاد شبهه جعل و تقلب در نتيجه انتخابات و سلب اعتماد عمومي نسبت به حاكميت و مراجع رسمي كشور، اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و حركات غير متعارف و ايجاد وحشت در جامعه و مشاركت در تخريب و احراق اموال دولتي، عمومي و خصوصي برشمرد.«مهرداد. الف» در بيان دفاعيات خود تصريح كرد: من و دوستانم زماني كه در زندان بوديم به اين باور رسيديم كه توسط برخي نخبگان و احزاب سياسي فريب خورده و آلت دست شده‌ايم.وي افزود: يك سري اشتباهات مرتكب شدم كه آنها را مي‌پذيرم و قبول دارم كه اين اشتباهات موجب رنجش خاطر مقام معظم رهبري و مردم شده است لذا از مقام معظم رهبري و مردم عذرخواهي مي‌كنم.اين متهم با بيان اين‌كه من معتقد به نظام جمهوري اسلامي هستم و افتخارم اين است كه در اين نظام به دنيا آمده‌ام، خاطرنشان كرد: با هر مجازاتي كه داشته باشم به اين نظام اعتقاد دارم اما سوال من اين است كه آيا تمامي مجازات‌ها بايد متوجه من و جواناني امثال من باشد؟«الف» گفت: باور من و دوستانم اين است كه فريب برخي نخبگان را خورديم. نخبگاني كه مقام معظم رهبري به درستي فرمودند كه در انتخابات مردود شده‌اند تك تك بچه هايي كه اينجا هستند فريب اين افراد را خورده‌اند و آنها با فريب ما موجب شده‌اند كه در اين امتحان بزرگ تجديد شده و شيريني انتخابات حداكثري و پرشكوه به كام مردم تلخ شود.اين متهم با بيان اين‌كه من نمي‌خواهم اشتباه خود را رد كنم، تاكيد كرد: قطعا هر كس به اندازه تقصيرش بايد بازخواست شود. آقاي ابطحي نيز گفتند كه تقلب، اسم رمز آشوب بود و برخي افراد ديگر نيز تقلب را القا كردند. در همين راستا كميته صيانت از آرا را تشكيل دادند. آيا سهم آنها در اين آشوب‌ها بيشتر از ما نيست؟وي افزود: موضوع تقلب در انتخابات از سوي برخي از بزرگان نظام مطرح شد و كميته صيانت از آرا را همين‌ها تشكيل دادند و سپس القا كردند كه تقلب صورت گرفته است. ما هم براساس اعتماد به آنها دچار فريب و انحراف شديم.اين متهم خاطرنشان كرد: اخيرا يكي از سياسيون گفته است كه ما از نخبگان سياسي هستيم و اينها اغتشاشگرند. تعجب مي‌كنم زيرا قبل از انتخابات خيلي به ما بها مي‌دادند اما آلان كه اشتباهاتشان برملا شده ما را اغتشاشگر و خود را نخبه سياسي مي‌نامند. قطعا آنها در افكار ما تاثير زيادي داشته‌اند.«الف» در بخش ديگري از دفاعيات خود با بيان آنچه كه آن را صحبتي با ميرحسين موسوي مي‌خواند، تصريح كرد: آقاي موسوي شما با القاي تقلب ذهن من و هزاران جوان را مشوش كرديد و با قانون گريزي و قانون شكني بدعتي نامبارك را پايه گذاشتيد. من و افرادي مثل من با اعتماد به شما به خيابان ريختيم و موجب رنجش خاطر مقام معظم رهبري و زيرپا گذاشتن منافع ملي شديم. وقتي به خود آمديم ديديم كه وسط اغتشاشاتي هستيم كه شما مسبب آن بوديد.وي ادامه داد: آقاي موسوي من و امثال من به گفته رهبر معظم انقلاب آينده سازان مملكت هستيم اما الان در زندان به سر مي‌بريم. شما چطور مي‌توانيد جواب ما جوانها را بدهيد و زمان از دست رفته براي ما را جبران كنيد. چطور مي‌توانيد به صورت اشكبار خانواده هايمان نگاه كنيد؟وي با طرح اين پرسش كه سهم موسوي از رنج و مشقت زندانيان چيست؟ اظهار كرد: بنده اكنون در محضر دادگاه محاكمه مي‌شوم اما آقاي موسوي شما مي‌دانيد كه جايگاه ما اين جا نيست بلكه كساني مانند شما و دوستان سياسي تان كه مسبب ايجاد اين فتنه بودند بايد در اين جايگاه قرار گيرند.اين متهم در بخش ديگري از دفاعيات خود با بيان آنچه كه آن را صحبتي با مقام معظم رهبري مي‌خواند، گفت: ما مي‌دانيم كه مقام معظم رهبري از دست ما خيلي ناراحت هستند اما گذشتشان خيلي بالاتر است. رهبر عزيز ! من و جوانان شما را مانند پدر خود مي‌دانيم و از شما مي خواهيم كه فرزندان خود را ببخشيد و تقاضا داريم كه با يكبار اشتباه از سوي من و امثال من مجازات نشويم بلكه عاملان اصلي مجازات شوند.وي با بيان اين كه اگر برخي از نامزدها نتيجه انتخابات را مي پذيرفتند شيريني اين حضور به كام مردم تلخ نمي شد؟ اظهار كرد: از پدر فرزانه خود (مقام معظم رهبري ) مي خواهم كه با بخشش جوانان موجب شوند كه من و امثال من به آغوش جامعه و خانواده هايمان باز گرديم و مسببان اصلي اين حوادث محاكمه شوند.اين متهم در خصوص عضويت در سازمان راي و ارسال ايميل به شبكه خبري بي بي سي به قاضي صلواتي گفت: در انتخابات سوم شوراها يكي از دوستان از من خواست كه اسامي را به او بدهم براي سازمان راي كه وقتي از او موضوع را جويا شدم گفت اين اسامي براي راي دادن به كانديداهاي اصلاح طلب جمع مي‌شوند.اين متهم ارسال ايميل به شبكه بي بي سي را پذيرفت و با ابراز پشيماني از اين موضوع افزود: من يك ايميل قبل و دو ايميل بعد از انتخابات به بي بي سي ارسال كردم البته مي‌خواهم اجازه بدهيد كه مضمون آن را در اين دادگاه بيان نكنم. من از شرايط موجود ناراحت بودم. شبكه بي بي سي جنگي تبليغاتي ايجاد كرده بود كه مي‌خواست اعتراض مردم را به آشوب تبديل كند. من مي‌خواستم با ارسال ايميل با من تماس بگيرند تا به آنها اعتراض كنم اما مي‌دانم كه اشتباه كرده‌ام.وكيل مدافع اين متهم در دفاع از موكلش اظهار كرد: من درخواست مهلت براي تنظيم لايحه دفاعيه دارم اما بايد بگويم كه موكل من يك سري اقدامات را انجام داده كه آنها را صادقانه بيان كرده است.وي افزود: موكل هيچ گونه عملي در راستاي اختلال در امنيت ملي و يا تخريب اموال عمومي انجام نداده و در هيچ تظاهرات منتهي به خشونت شركت نكرده است. او اعلام كرده كه بيانات مقام معظم رهبري برايش فصل الخطاب بوده و هيچ اقدامي براي حضور در تجمعات غيرقانوني انجام نداده است.وكيل «الف» خاطرنشان كرد: موكل با خطبه قرائي كه قرائت كرد و حضار را تحت تاثير قرار داد نشان داد كه از جريان اغتشاش تنفر يافته اما بايد بگويم كه هيچ يك از اتهامات انتسابي متوجه وي نيست و مصداق مواد كيفرخواست نمي‌شود. اقدامات موكل فعاليت تبليغي عليه نظام نيست زيرا اين جرم به استمرار، آگاهي و سوءنيت نياز دارد اما شواهد شخصيتي و خانوادگي موكل نشان مي‌دهد كه چنين اوصافي براي جرم وجود نداشته است.وي با بيان اين‌كه پدر موكل جانباز بوده و دايي وي شهيد شده است، موكل خود را معتقد به اركان نظام توصيف كرد و افزود: «الف» قصد تقويت اركان نظام را داشته و هيچ گونه قصدي بر عليه نظام نداشته است.وكيل مدافع اين متهم تاكيد كرد: اقتدار حكومت اسلامي به آن نيست كه بخواهد با ارسال يك ايميل از بين برود. هر چند اقدامات موكل من به تعبير خودش بچه گانه بوده اما ابراز پشيماني كرده و حال تقاضاي بخشش دارد. لذا با توجه به شرايط متهم وتمكين او از مقام عظماي ولايت و تنبهي كه براي وي حاصل شده و هم چنين همكاري با ماموران تقاضا دارم كه وي را مشمول عفو و رافت اسلامي قرار دهيد و ضمنا تقاضاي اعمال ماده‌ي ‌٢٢ قانون مجازات اسلامي را دارم.وي خطاب به قاضي گفت: موكل در پايان اين ماه كنكور دارد و استدعا دارم كه براي شركت وي در جلسه آزمون مساعدت لازم به عمل آيد.معاون دادستان تهران همچنين اتهامات «محمد.ف» را توهين به مقام معظم رهبري از طريق دادن شعارهاي موهن، اقدام عليه امنيت كشور از طريق اجتماع و تباني به قصد بر هم زدن امنيت عمومي، فعاليت تبليغي عليه نظام و تهيه‌ي فيلم و عكس با هدف ارسال به خارج از كشور، اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و حركات غيرمتعارف و ايجاد ترس و وحشت، مشاركت در تخريب اموال عمومي و خصوصي و تمرد نسبت به مامورين در حين انجام وظيفه به نحو حمله عنوان كرد.پس از تفهيم اتهام به «محمد. ف» از سوي قاضي صلواتي، وي تصريح كرد: بسياري از اتهامات را نمي‌پذيرم و به هيچ وجه به مقام معظم رهبري توهين نكرده‌ام. ضمن آن‌كه در هيچ اغتشاشي حضور نداشته‌ام و تنها در سه راهپيمايي آرام روزهاي ‌‌١٨، ‌‌١٩ و ‌‌٢٠ خرداد قبل از انتخابات و دو راهپيمايي آرام روزهاي ‌‌٢٥ و ‌‌٢٧ خرداد پس از انتخابات حضور داشتم.اين متهم ادامه داد: من نه در تخريبي حضور داشتم و نه با ماموران درگيري داشتم. در محل دستگيري من هم هيچ درگيري نبود.وي با بيان اين‌كه قصد بر هم زدن امنيت را نداشته است، خاطرنشان كرد: من به دليل زحمات قبل از انتخابات براي برگزاري پرشكوه انتخابات، زماني كه ديدم نتايج مطابق خواسته‌ام نيست و احساس كردم كه تقلب صورت گرفته است با توجه به مجاز دانستن تجمعات قانوني از سوي قانون اساسي، در دو راهپيمايي آرام شركت كردم و قصدم صرفا مطالبه‌اي در چارچوب قانون اساسي بود. هرچند بعدا فهميدم كه غيرقانوني بوده است.وي افزود: من با موبايل خود فيلم و عكس گرفتم كه عكس‌ها هم به دليل خاك گرفتگي لنز هيچ شفافيتي نداشت بلكه فقط مي‌خواستم به عنوان خاطرات خود آنها را نگه دارم. لذا هيچ ارسالي به خارج از كشور نداشتم.«ف» اظهار كرد: من دوستان و اقوام زيادي در خارج از كشور دارم. اين‌كه مي‌گويند تصاوير را به آلمان فرستاده‌ام مربوط به يكي از دوستان قديمي من در دانشگاه تهران است كه چهار سال قبل به آلمان رفت و به عنوان يك ايراني قصد داشت راي بدهد. من صحبت كردن با او را درخصوص انتخابات طبيعي مي‌دانستم. با تلاش‌هايي كه كردم ‌‌١٨ نفر را در صحنه‌ي انتخابات آوردم و خودم را در اين نتيجه‌ي باشكوه سهيم مي‌دانم. با بيگانه ارتباطي نداشتم بلكه همه دوستان من و خودي بودند.اين متهم درخصوص يكي از اظهارات خود مبني بر حذف جمهوريت نظام اظهار كرد: معتقدم اگر تقلبي شكل بگيرد يعني فرصت تصميم‌گيري از مردم سلب شده است و اين به معناي حذف جمهوريت است. البته من آن شب عصباني بودم و مطالب زيادي نيز وجود داشت كه من احساس كنم تقلب شده است. من شائبه‌ي تقلب را ايجاد نكردم بلكه ديگران ايجاد كردند و من واقعا فكر مي‌كردم تقلب شده است.اين متهم با اشاره به آن‌چه كه آن را دلايل ايجاد شائبه‌ي تقلب مي‌خواند، خاطرنشان كرد: قبل از سال ‌‌٨٨ مساله‌ي تشكيل كميته‌ي صيانت از آرا و نظارت بين‌المللي بر انتخابات مطرح شد كه البته مقام معظم رهبري در سخنراني خود در مشهد به اين مساله پرداختند. پس از آن برخي افراد تخلفات را مطرح كردند. در ايام نزديك به انتخابات نيز شايعه‌ي قطع اس‌ام‌اس و اينترنت در روز انتخابات مطرح بود. همين اتفاق هم افتاد. معتقدم رفتار تلويزيون و روزنامه‌هاي دولتي بود كه موجب ايجاد چنين شبهه‌اي شد. علاوه بر اين نامه‌اي از سوي برخي كاركنان وزارت كشور در سايت تابناك ديدم خطاب به مقام معظم رهبري مبني بر تشكيل كميته‌ي بررسي تخلفات انتخاباتي. صحبت‌هايي هم مي‌شد مبني بر اين‌كه نمايندگان كانديداها كارت‌هايشان براي حوزه‌هاي ديگر صادر شده و مسائلي از اين دست كه همگي دست به دست هم داد و موجب بروز اين شبهه‌ها شد. علاوه بر اين در شب انتخابات، خبرگزاري ايرنا پيروزي دكتر احمدي‌نژاد را با كسب ‌‌٥/ ‌١٩ ميليون راي اعلام كرد در حالي كه چند ساعت به پايان شمارش آرا باقي مانده بود. هم‌چنين روزنامه‌ي كيهان پيروزي دكتر احمدي‌نژاد را با كسب بيش از ‌‌٢٤ ميليون راي مطرح كرد. انتشار برخي اخبار ديگر مبني بر تمام شدن تعرفه در بعضي از حوزه‌هاي راي‌گيري و غيره موجب شد كه فكر كنم در انتخابات تقلب شده است. لذا جمله‌اي كه من بيان كردم مبني بر تقلب در انتخابات بود اما با الفاظي بد بيان شد.اين متهم با اشاره به انتخاب موضوعي خاص براي پايان‌نامه‌اش آن را دليلي بر شدت علاقه‌ي خود به نظام عنوان كرد و افزود: من بچه‌ي مسجد و هيات هستم. قبول دارم كه علي‌رغم همه‌ي سوابق خود مرتكب اشتباه شده‌ام اما يكي از دلايل اين اشتباه، ضعف اطلاع‌رساني و از طرفي توجه به يك جريان خاص اطلاعاتي بود كه موجب ضعف تحليلم شد. علاوه بر اين موضع‌گيري برخي از اركان نظام مزيد بر علت شد و ما رنگ سبز را در سطح جامعه بسيار زياد مي‌دانستيم. اينها مواردي بود كه موجب شد فكر كنم اعمالم قانوني است.وي رفتار نخبگان پس از انتخابات مبني بر ترغيب به حضور در تجمعات يا عدم پرهيز دادن از شركت در تجمعات را از ديگر دلايل اقدامات خود برشمرد و گفت: با توجه به شرايطي كه در آن هستيم و نزديكي به ماه مبارك رمضان و هم‌چنين با عنايت به دستور خداوند متعال مبني بر سخت‌گيري بر كفار و رحم و دلسوزي ميان خودمان از مقام معظم رهبري، نظام جمهوري اسلامي و دادگاه مي‌خواهم كه من را عفو كند.به گزارش ايسنا، اين متهم در پاسخ به سوال قاضي صلواتي مبني بر انگيزه‌ي خود از تهيه‌ي عكس و فيلم اظهار كرد: من اين تصاوير را براي خودم مي‌گرفتم و اگر قصد ديگري داشتم با دوربين موبايل اين كار را نمي‌كردم. البته يك پروفايل از اين تصاوير در صفحه‌ي فيس‌بوك خود گذاشتم كه فقط ‌‌٥٣ نفر از اقوام و دوستان خودم مي‌توانند آن را ببينند و مانند يك آلبوم شخصي است.رييس شعبه ‌‌١٥ دادگاه انقلاب اسلامي با بيان اين‌كه گفته شده برخي از شعارها را شما تهيه مي‌كرديد، از متهم خواست درخصوص اين موضوع به دفاع بپردازد كه وي خطاب به قاضي گفت: من فقط يك شعار را آن هم در روز ‌‌١٨ خرداد ارايه كردم كه متاسفانه با توهين به مقام معظم رهبري اشتباه گرفته شده است. اين شعار حتي توهين به شخص رييس‌جمهور هم نبود. البته در آن فضا شرايط بسيار تاثيرگذار بود و نيروي جمعي ما را با خود مي‌برد.«ف» تاكيد كرد: من خودم هميشه از هر حركتي كه موجب توهين به كسي مي‌شد خودداري مي‌كردم و سعي داشتم كه اين اتفاق نيافتد. چنان‌چه در روز ‌‌٢٥ خرداد وقتي فردي عروسك يك ميمون را بالاي سر خود برده بود بلافاصله آن را از او گرفتم و داخل سطل زباله انداختم. من به جمله‌ي آقاي موسوي معتقد بودم كه ادب مرد به ز دولت اوست. تنها يك شعار را مطرح كردم كه خوشبختانه آن هم با اقبال عمومي مواجه نشد.پس از اظهارات اين متهم، وكيل مدافع وي گفت: من وكيل تسخيري موكلم هستم و ديروز آخر وقت به من اطلاع داده شد كه كار را كمي مشكل كرد. آخرين كسي بودم كه وكالت‌نامه‌ام را تمبر زدم و پس از آن درب قسمت تمبر بسته شد. در ضيق وقت تلاش كردم كه پرونده‌ي دو موكل خود را مطالعه كنم و معتقدم اگر قرار است كاري انجام دهم بايد اصولي باشد.وي افزود: امروز يكي از جوان‌هايي كه جزو سرمايه‌هاي كشور هستند و هزينه‌ي زيادي براي تربيت‌شان صرف شده، يكي از جوان‌هاي ارزشمند مملكت با ضريب هوشي بالا كه فردي سازنده و صادق است، موكل من است. اگر اشتباه من در دادگاه موجب شود كه وي بي‌جهت محكوم شده و زندگي‌اش تباه شود جامعه متضرر خواهد شد. لذا از محضر مبارك دادگاه استدعاي مهلت دارم تا بتوانم لايحه‌اي جامع و موثر در دفاع از موكل خود تنظيم كنم و اين امر در راستاي اهداف كار وكالت يعني صيانت از حقوق موكل و همياري با قاضي محترم در تشخيص حقيقت و اجراي صحيح قانون باشد. بر همين اساس صحبت خود را به لايحه‌اي كه تقديم خواهم كرد موكول مي‌كنم.قاضي صلواتي به جهت رعايت حق متهم، يك هفته مهلت جهت ارايه‌ي لايحه‌ي دفاعيه اعطا كرد.وكيل مدافع متهم در پايان ابراز اميدواري كرد كه موكلش مورد رأفت اسلامي قرار گيرد و ساير جوان‌هايي كه مرتكب اشتباهي شده‌اند مورد ارشاد قرار گيرند.در ادامه جلسه دادگاه معاون دادستان تهران اتهامات «مهدي. ف» را تمرد و حمله به مامورين حين انجام وظيفه و پرتاب سنگ، اقدام عليه امنيت كشور از طريق اجتماع و تباني به قصد بر هم زدن امنيت عمومي، فعاليت تبليغي عليه نظام از طريق شركت در تجمعات غيرقانوني و شعاردهي عليه مسوولان نظام اسلامي، اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و حركات غيرمتعارف و ايجاد وحشت در جامعه و مشاركت در تخريب و احراق اموال عمومي، دولتي و خصوصي برشمرد.با تفهيم اتهام به متهم از سوي قاضي، وي در دفاع از خود با بيان اين‌كه در روز ‌‌٢٦ خرداد دستگير شده و در هيچ تجمع غيرقانوني حضور نداشته است، تصريح كرد: من به مواد مخدر از نوع شيشه اعتياد داشتم. در روز بيست و چهارم در جنب پايگاهي كه گفته شد در باغ متروكه‌اي به سر مي‌بردم كه متعلق به معتادان است و در آن‌جا مواد مصرف مي‌كنند. همان شب بعد از مصرف مواد مي‌خواستم به منزل بروم كه كانكس مربوط به پايگاه را ديدم در حالي كه نصف آن سوخته بود. انگيزه‌ي خاصي نداشتم اما به دليل مصرف زياد مواد و به جهت آن‌كه از نظر فكري، جسمي و روحي بيمار بودم، نيم ديگري از كانكس را به آتش كشيدم.وي درخصوص پرتاب سنگ به سمت ماموران اظهار كرد: من روز ‌‌٢٥ خرداد حدود ساعت ‌‌٨:30 شب از خانه خارج شدم تا هوا بخورم. حدود ساعت ‌‌٩ ميدان شلوغ شد و همان زمان ماموران با زدن مردم خواستار پراكنده شدن آنها بودند. من براي آن‌كه بتوانم از دست آنها فرار كنم چند عدد سنگ به سمت ماموران پرتاب كردم.اين متهم اضافه كرد: روز ‌‌٢٦ خرداد از روي كنجكاوي به ميدان آمدم و همان جا دستگير شدم.«ف» در پاسخ به اين سوال قاضي كه آيا در انتخابات شركت كرديد؟ گفت: بله.به گزارش ايسنا، پس از اظهارات اين متهم، وكيل مدافع وي به دفاع از او پرداخت و تصريح كرد: به عقيده‌ي من بايد به دنبال علت باشيم. من از موكل خود عذرخواهي مي‌كنم اما بايد بگويم كه او يك بيمار است.وي افزود: ما نياز به آسيب‌شناسي و روان‌شناسي اين قبيل افراد داريم. ماده شيشه نوعي روان‌گردان است كه آثار تخريبي در مغز و فكر به جاي مي‌گذارد. اين ماده انگيزه را در شخص از بين مي‌برد، چنان‌چه موكل من اظهار مي‌كرد گاهي با تصور اين‌كه ريموت اتومبيل خود را مي‌زند، فندكش را روشن مي‌كرده است.وكيل مدافع «ف» با بيان اين‌كه موكلش هيچ انگيزه‌اي از اقدامات خود نداشته، تاكيد كرد: از ظواهر موكل برمي‌آيد كه هيچ انگيزه‌اي وجود نداشته كه بخواهد مصداق اتهامات انتسابي باشد؛ زيرا اين شخص خارج از اراده عمل كرده است. لذا نه تنها تقاضاي حكم برائت او را از دادگاه دارم بلكه تقاضا دارم كه به عنوان يك بيمار مورد حمايت روان‌شناسان قرار گيرد تا با سلامت رواني به آغوش جامعه بازگردد.وي افزود: از مقام معظم رهبري طلب بخشش براي موكل دارم و مي‌خواهم از طرف موكل خود به خاطر تخريب اموال عذرخواهي كنم.«ف» در بيان آخرين دفاع گفت: تنها حرف من اين است كه بسيار از اين‌كه در زندان توانستم اعتياد خود را ترك كنم خوشحالم. من بسياري چيزها را در زندان فهميدم، از جمله اين‌كه ارزش سلامتي بيشتر از اين حرف‌هاست. از مقام معظم رهبري و دادگاه تقاضاي بخشش دارم.معاون دادستان تهران اتهامات «مجيد. م» مشاركت در تخريب و احراق اموال دولتي، عمومي و خصوصي و عكس برداري حين ارتكاب جرم، اقدام عليه امنيت كشور از طريق اجتماع و تباني به قصد بر هم زدن امنيت عمومي، فعاليت تبليغي عليه نظام از طريق شركت در تجمعات غيرقانوني و شعاردهي عليه مسوولان نظام اسلامي و اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و حركات غير متعارف و ايجاد وحشت در جامعه عنوان كرد.وي زمان و مكان دستگيري متهم را ‌‌٧ تير ماه سال جاري در خيابان نواب عنوان كرد و با اشاره به دلايل و مستندات موجود در پرونده گفت: اين دلايل عبارتند از گزارش ماموران و ضابطان انتظامي و امنيتي ، شناسايي متهم توسط ماموران پليس امنيت عمومي و اذعان متهم بر تعلق تصوير به وي ، اقرار و اعتراف به حضور در تجمعات غيرقانوني ، اظهارات «علي اكبر. م» در خصوص متهم و ساير قرائن و امارات موجود.متهم در دفاع از خود گفت: اين اتهامات آنقدر زياد است كه نمي دانم به كدام يك جواب بدهم. سابقه من عجز از پرداخت ديه بوده است ضمن آنكه در منزل خود واقع در شهرك راه آهن دستگير شده‌ام نه در خيابان نواب. عكسي كه در گوشي تلفن همراهم بوده جايي منتشر نشده است بلكه فقط آنرا به يك نفر نشان دادم كه همان «علي اكبر. م» يعني پسرخاله ام بود و فردايش من را دستگير كردند.اين متهم در پاسخ به سوال قاضي در خصوص وجود عكس مصدومان در تلفنش اظهار كرد: اين عكس‌ها به صورت بلوتوث در گوشي‌ام بود چون در آن زمان همه به هم اين عكس‌ها را مي‌دادند.وكيل مدافع اين متهم در دفاع از موكلش تصريح كرد: مطالبي كه موكل من گفت موجب خنده حضار شد. زيرا مطالبي صميمي و ساده انديشانه بود. حال بايد گفت كه خنده تلخ من از گريه غم انگيزتر است.وي افزود: عمده مطالب مطرح شده در دادگاه امروز حاكي از آن است كه مسببي در پشت ماجرا وجود داشته است. رده چهارم تا دهم اين ماجرا افرادي كم سن و سال هستندكه دچار جوگيري و احساسات جواني بوده و بايد از بعد روانشناختي به بررسي آنها بپردازيم.وكيل مدافع «م» گفت: با توجه به بيش از ‌‌٥ سال هجمه تبليغاتي ممكن است هر كسي كه كمترين زمينه‌ي اعتراض در وجودش باشد موجب شود كه وارد تجمعاتي شده و دست به اقداماتي بزند اما از دادگاه محترم مي خواهم كه به سمت مسبب اصلي اين حوادث برود.وي اظهار كرد: اگر شخصي سوء نيت داشته باشد و با هدفي از پيش تعيين شده به صحنه جرم برود قطعا سند و مدركي از خود به جاي نمي‌گذارد.چطور ممكن است موكل من موتور را آتش بزند و سپس عليه خودش با گرفتن عكس مدرك به جا بگذارد.وكيل مدافع اين متهم با بيان اين كه مطالب بيان شده ازسوي موكلش از سر صداقت بوده است، گفت: پشت اعمال موكل من هيچ عقيده اي وجود نداشته و تنها تحت حركتي كنجكاوانه كه اغلب افراد حاضر در اين دادگاه از آن تاثير گرفته اند قرار داشته است لذا با عنايت به وضعيت متهمان علي الخصوص موكلم تقاضا دارم كه با بررسي ريشه هاي ماجرا و محركين اصلي و با توجه به اصل رافت اسلامي و عنايات مقام معظم رهبري آنها را مورد عفو قرار دهيد تا به آغوش جامعه باز گردند.«م» در بيان آخرين دفاعيات خود اظهار كرد: من واقعيت را گفتم و فقط درخواست عفو و بخشش دارم. اين كه اينجا ايستاده ام برايم مثل يك روياست و نمي دانم چرا در اين جايگاه هستم.
به گزارش ايسنا، در ادامه‌ي سومين جلسه‌ي رسيدگي به اتهامات برخي از بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات معاون دادستان به قرائت كيفرخواست «حسين.الف» يكي از بازداشت‌شدگان حوادث اخير پرداخت و گفت: «حسين.الف» معروف به مهران دست طلا متولد 67 و داراي سابقه‌ي محكوميت كيفري است.وي افزود: اتهامات وي اقدام عليه امنيت كشور از طريق اجتماع و تباني، فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از طريق شركت در تجمعات غيرقانوني و دادن شعار عليه مسوولان نظام،‌ايجاد شبهه جعل و تقلب در نتيجه‌ي انتخابات و سلب اعتماد عمومي، اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و حركات غيرمتعارف و ايجاد ترس و وحشت در جامعه،مشاركت در تخريب اموال دولتي، عمومي و خصوصي از جمله اتهامات ايشان است.معاون دادستان با بيان اين‌كه متهم در تاريخ 24 خرداد در فلكه‌ اول تهرانپارس دستگير شده است، افزود: دلايل و مستندات اتهام عبارتند از گزارش ماموران و ضابطان،‌شناسايي و دستگيري به عنوان يكي از عوامل اصلي اغتشاش حين ارتكاب جرم،اقرار به اخذ دستور جهت ايجاد بلوا و آشوب،‌ اقرار صريح به ايجاد هماهنگي و ايجاد تجمعات غيرقانوني و جمع كردن افراد در فلكه اول تهرانپارس، اقرار به گرفتن دستور از شخصي به نام مهران جهت برهم زدن نظم عمومي و همچنين ساير قرائن موجود در پرونده هستند.پس از درخواست اشد مجازات از سوي نماينده‌ي دادستان براي متهم مذكور قاضي صلواتي به تفهيم موارد اتهامي به «حسين.الف» پرداخت و از وي خواست كه دفاعيات خود را ارائه كند.وي در دفاع از خود گفت: اين اتهامات را براي من نوشته‌اند و گفته‌اند. تخريب اموال همانطور كه در بازجويي‌ها گفته‌ام اصلا وجود نداشته وفعاليت تبليغي من فقط قبل از انتخابات بوده است و هنگامي كه زمان تبليغ تمام شد حتي پارچه‌ي سبز دستم را باز كردم.وي ادامه داد: در مورد اتهامات تخريب و تشويش اذهان و ترسانيدن مردم در بازجويي‌ها گفتم كه چنين كارهايي را انجام ندادم و فقط در ستاد موسوي حضور داشتم كه سه‌شنبه و چهارشنبه‌ها پوستر و عكس بين مردم پخش مي‌كردم.«حسين.الف» درباره‌ي نحوه‌ي دستگيري خود توضيح داد: شنبه شب به ستاد رفتم كه ستاد بسته بود و فرداي آن روز بعد از اينكه از سر كار برگشتم و استراحت كردم چون روز مادر بود به فلكه اول رفتم تا هديه‌اي تهيه كنم كه درآنجا آگاهي مركز و نيروهاي ويژه مستقر بودند. قرار بود شخصي به من پولي را برسانند اما دو نفر با كت و شلوار مرا دستگير كردند و بردند.وي درباره‌ي شهرتش به مهران دست‌طلا توضيح داد: در بازجويي اين موضوع را مطرح كردم واين موضوع كذب است و از روي ترس بوده. من مهران دست طلا نيستم و هيچ سابقه كيفري و شهرتي هم ندارم.وي با بيان اينكه اشتباهي كه من كردم اين بود كه در ستاد موسوي بودم و يكشنبه هم در فلكه تهرانپارس بودم، افزود: من اتهامات را قبول ندارم.وي در پاسخ به سوال قاضي كه درباره‌ي پولي كه قرار بود دريافت كنيد توضيح دهيد گفت: من خودم از روي ترس دروغ گفتم.وي درباره‌ي ايجاد تلاش براي ايجاد تجمعات و دعوت به اغتشاشات توضيح داد: همه اينها را در بازجويي‌هاي اول گفتم و ساخته و پرداخته‌ي ذهن خودم بود.قاضي در ادامه از «الف» پرسيد ظاهرا قرار بوده كه شما براي اغتشاش، تخريب اموال عمومي و ايجاد تجمع در تعدادي از خيابان‌ها 50 هزار تومان پول دريافت كنيد كه وي پاسخ داد: چنين چيزي پيشنهاد نشد. در ستاد موسوي گفتند قرار است در انتخابات تقلب شود من گفتم حالا چه كاري از ما مي‌خواهيد و آنها گفتند اجباري نيست هر كس مي‌تواند كاري انجام دهد. منتهي من هيچ كاري انجام ندادم و موقع دستگيري من هم هيچ اغتشاشي وجود نداشت. من تا 24 خرداد ماه از تهرانپارس خارج نشدم و همانطور كه مي‌دانيد در 23 و 24 هيچ تجمعي در تهرانپارس نبوده است.قاضي در ادامه به متهم گفت كه سي دي درگيري‌هاي شما وجود دارد در اين باره چه دفاعي داريد كه وي پاسخ داد: سي دي مربوط به روز سه‌شنبه ساعت 7 و 30 دقيقه الي 8 بود كه مردم وسط خيابان بودند و اجازه تردد به ماشين‌ها نمي‌دادند. ما چون در ستاد بوديم مي‌خواستيم از اغتشاش جلوگيري شود در نتيجه من همانطور كه ايستاده بودم با دست علامت مي‌دادم كه عقب برويد.در ادامه جلسه وكيل مدافع متهم در خصوص موارد اتهامي موجود در كيفرخواست صادره اظهار كرد: با توجه به ضيق وقت، فرصت مطالعه‌ي دقيق كيفرخواست را نداشتم.وي در ادامه گفت: با توجه به وضعيت خانوادگي موكل، كم تجربه‌گي موكل و اينكه هيچ اقراري مربوط به قبول اتهامات ندارد، تنها اتهامي كه وارد است سي دي موجود است كه موكل درباره‌ي آن توضيح داد.وكيل مدافع «حسين.الف» افزود: زمان دستگيري موكل زمان آرامش كامل بوده و هيچ دليلي مبني بر اينكه موكل در حال اغتشاش باشد در پرونده نيست و موكل من بيشتر به خاطر حس كنجكاوي در تجمعات حاضر شده است و حضورش در ستاد موسوي هم به خاطر بحث مالي آن بوده است.وكيل مدافع اين متهم در پايان از دادگاه تقاضاي مدت چند روزه جهت تكميل دفاعيات را كرد كه قاضي دادگاه با پذيرش اين موضوع يك هفته وقت جهت ارائه‌ي آخرين دفاعيات تعيين كرد.در ادامه‌ي اين جلسه معاون دادستان به قرائت كيفرخواست مربوط به «يهوتيل. ش» پرداخت و گفت: وي متولد 69 فاقد پيشينه‌ي كيفري، متهم به شكستن گيشه‌ي بانك در پل كالج، اقدام عليه امنيت از طريق اجتماع و تباني، فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران از طريق شركت در تجمعات غير قانوني و ايجاد شبهه جعل و تقلب در نتيجه‌ي انتخابات و سلب اعتماد عمومي از حاكميت، اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و ايجاد ترس و وحشت در جامعه و مشاركت در تخريب اموال عمومي، دولتي و خصوصي است.معاون دادستان زمان و مكان دستيگري اين متهم را 24 خرداد 88 در پل كالج تهران عنوان كرد و گفت: دلايل اتهام گزارش ماموران و ضابطان،دستگيري متهم در حين ارتكاب جرم توسط ماموران امنيتي، اقرار متهم به حضور در تجمع و تخريب بانك منطقه‌ي پل كالج و ساير قرائن مذكور در پرونده است.در ادامه قاضي صلواتي به تفهيم اتهامات موجود در متن كيفرخواست به متهم پرداخت و از وي خواست تا از خود دفاع كند.«ش» با بيان اينكه با وجود آنكه اقليت ديني هستم رفتاري كه در زندان مي‌شد كاملا انساني بود، افزود از مقام معظم رهبري و از مردم به خاطر كاري كه كرده‌ام عذرخواهي مي‌كنم.وي با بيان اينكه من روز 23 خرداد ماه دستگير شدم، افزود: در 23 خردادماه در فاطمي دستگير شدم. من خانه‌ي دوستم بود كه يكي ديگر از دوستانمان گفت در خيابان شورش شده است و ما سر بزرگمهر ايستاده‌ايم و شاهد حركات شورش‌گران اعم از اتش زدن و سنگ پراني بوديم كه يك دفعه به سمت ما حمله كردند و انقدر حمله زياد بود كه اگر صبر مي‌كرديم زير دست و پا له مي‌شديم در نتيجه فرصت برگشت به سمت خيابان بزرگمهر نبود و به سمت پل كالج رفتيم.وي ادامه داد:در زير پال كالج بانكي قرار داشت و ما فكر مي‌كرديم كه اين تجمع مثل تجمع روزهاي قبل است و گمان نمي‌كرديم كه قرار است جايي آتش زده شود از يك طرف پليس و از طرف ديگر اينها مي‌زدند. ما دم بانك نشستيم تا خلوت شود تا به خانه برگرديم كه بعداز چند دقيقه كل شورش‌گرها سر ما ريختند و با سنگ و چوب به سمت بانك مي‌زدند من هم جوگير شدم يكي دو تا سنگ پرتاب كردم.وي در پاسخ به سوال قاضي كه آيا شما در انتخابات شركت كرده‌ايد؟ گفت: من اصلا در انتخابات شركت نكردم و نه در ستاد موسوي ونه در جاي ديگري حضور نداشتم.قاضي در ادامه پرسيد انگيزه شما براي شركت در آشوب چه بود كه اين متهم پاسخ داد:من تحت تاثير جو قرار گرفتم.در ادامه وكيل مدافع متهم در دفاع از وي گفت: به نظر مي‌رسد كيفرخواست صادره در كليه‌ي موارد و در مورد كليه‌ي متهمان مشابه و متحد الشكل باشد در حالي كه عدالت ايجاب مي‌كرد كيفرخواست جدا صادر شود.وي افزود: با عنايت به محتويات پرونده صرفا حضور در برخي تجمعات و يك مورد مشاركت در تخريب بانك مسلم شده كه مصداق هيچ يك از مواد استناد شده در كيفرخواست نيست و شان نظام اسلامي آنقدر بالا است كه با اين اعمال متزلزل نخواهد شد.وي با بيان اينكه موكلم شخصا به تخلفات خود اقرار كرده و به شدت نادم است، افزود:‌در چنين مواردي عموم افراد تحت تاثير جو حاكم قرار مي‌گيرند و موكلم بدون سوء نيت مورد ارتكاب اعمال غيرارادي شده است.وي در پايان با توجه به وضعيت خاص موكل و جواني وي و احساس ندامت از انجام برخي اقدامات از دادگاه تقاضا كرد كه قضاوت عادلانه‌ي اسلامي شامل حال وي شود.متهم در آخرين دفاع اظهار كرد: از مقام معظم رهبري و از مردم كشورم عذرخواهي مي‌كنم. من سوء قصدي نداشتم و تحت تاثير جو قرار گرفتم و پشيمانم.در ادامه اين جلسه معاون دادستان به قرائت متن كيفرخواست مربوط به «مهرداد. و» پرداخت و موارد اتهامي وي را ايراد ضرب و شتم ماموران بسيج، اقدام عليه امنيت كشور از طريق اجتماع وتباني به قصد بر هم زدم امنيت عمومي،‌فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي از طريق شركت در تجمعات غير قانوني و ايجاد شبهه جعل در انتخابات و سلب اعتماد عمومي نسبت به حاكميت و مراجع رسمي كشور ،اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و ايجاد ترس و وحشت در جامعه مشاركت در تخريب و احراق اموال دولتي، عمومي و خصوصي برشمرد.معاون دادستان زمان و مكان دستگيري اين متهم را 30 خرداد 88 در خيابان آزادي عنوان كرد و دلايل اتهامي وي را برشمرد و از دادگاه تقاضاي محاكمه و اشد مجازات را براي متهم كرد.در ادامه قاضي صلواتي با تفهيم اتهامات موجود در كيفرخواست به «مهرداد. و» از وي خواست كه دفاعيات خود را ارائه كند.«مهرداد. و» در دفاع از خود گفت: من متعهد به جمهوري اسلامي ايران و مسلمان هستم و تحت تاثير فعالان سياسي و جريانات سياسي قرار گرفتم و در تجمع 30 خرداد روز شنبه شركت كردم در حالي كه اطلاع از غيرقانوني بودن آن نداشتم و دو ضربه شديد با باتوم خوردم و در عوض آن يكي از عزيزاني كه نمي‌دانستم بسيج و يا غيرنظامي است را مورد ضرب و شتم قرار دادم و در تاريخ 2 تيرماه دستگير شدم.وي در ادامه گفت:‌من اشتباه خودم را مي‌پذيرم و از آن برادر بسيجي عذرخواهي مي‌كنم و حلاليت مي‌طلبم زيرا ناخواسته تحت تاثير فعاليت‌هاي سياسي قرار گرفتم. بايد به قانون وفادار مي‌ماندم و از دادگاه تقاضاي رافت اسلامي در حق خود دارم.در ادامه ياورزاده وكيل مدافع «مهرداد.و» به دفاع از وي پرداخت و گفت: تنها اتهام مورد قبول موكل ايراد ضرب است كه از آن عكس و فيلم تهيه شده و موكل مورد شناسايي قرار گرفته است.وي با بيان اين‌كه موكلم در آن درگيري در جو خاصي قرار گرفته است، افزود: موكلم از آن جوش و خروش تعبير به جنون آني كرده است. موكلم در هيچ گروه مخالف نظام فعاليت تبليغي نكرده است و موجب اخلال در نظم و آسايش عمومي نشده و اموالي را آتش نزده است و تنها عمل ارتكابي متهم ايراد ضرب به ماموري بوده كه با لباس شخصي بوده است و اي كاش بسيجيان با لباس بسيجي مي‌آمدند چون موكلم فكر كرده كه ايشان فردي عادي است و به هر صورت مرتكب اشتباه شده است.قاضي در اين بخش از صحبت‌هاي وكيل افزود: البته شخصي كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته لباس بسيج به تن داشته است.ياورزاده در ادامه‌ي دفاعيات خود اظهار كرد: من در مقام توجيه اشتباه موكل نيستم. موكل يك ضربه به يكي از ماموران زده و ماموري كه مورد ايراد ضرب قرار گرفته در تلويزيون از همه گذشت كرده است و نظام اسلامي آنقدر مقتدر است كه از پرتاب يك سنگ و يك سيلي نلرزد. اين عمل باعث سلب اعتماد از مراجع نشده است.وي افزود: اقتدار واقعي آن است كه گناهكاري مثل موكل من پس از دو ماه بازداشت مورد تعقيب و مجازات قرار نگيرد. بزرگي نظام در اعمال مجازات سنگين نيست.وي در پايان از دادگاه خواست با عنايت به طول مدت بازداشت و اظهار تنبه،‌سن و وضعيت خانوادگي موكل و با عنايت به گذشت شاكي خصوصي،ارفاق قانوني در حق موكل صورت گيرد.«مهرداد.و» در آخرين دفاع از خود عنوان كرد: نادم و پشيمان هستم و در تحريق و تخريب اموال عمومي شركت نداشتم و از دادگاه تقاضاي بخشش دارم.

*****

نمایش در نمایش؛ دادگاه به سینما تبدیل شد!
عوامل وابسته به کودتا در دادگاه نمایشی امروز با پخش کلیپی به نام «افسوس» که حاوی تصاویری از اعتراضات اخیر بود، سعی در وارونه جلوه دادن واقعیات، متهم کردن اعتراض‌های مردمی به اغتشاش و نیز حذف صحنه‌های فجیع کشتار مردم در مسجد لولاگر شدند.
به نوشته سایت ایرنا، اين فيلم پس از قرائت کيفرخواست عمومي توسط معاون دادستان تهران پخش شد. ایرنا هدف از این کار را «تبيين ذهن دادگاه» توصیف کرده که معنای دیگر آن ذهنیت‌سازی برای بازداشت شدگان و ترساندن دوباره آنها، این بار در فضایی به ظاهر علنی و رسمی‌تر از فضای بازجویی‌هاست.
حال باید عوامل تشکیل این بیدادگاه توضیح دهند که پخش چنین فیلمی، به لحاظ حقوقی چه وجهه‌ای دارد و آیا جز این است که نمایشی جدید در حین نمایشی تکراری ایجاد شده تا فضا رمانتیک‌تر و متهمان بی‌خبر از هم‌جا شکسته‌تر شوند؟
ایرنا همچنین خبر داده که در این فیلم، صحنه‌هایی از آنچه فارس و ایرنا «حمله به مسجد لولاگر» نامیده‌اند هم پخش شده است. این در حالی است که حتی صداوسیما که این روزها به رسانه رسمی اعلام مواضع کودتاگران تبدیل شده است هم به کشته شدن هفت هم‌وطن بی‌گناه در این مسجد اعتراف کرده بود؛ کسانی که با شلیک مستقیم تک‌‌تیراندازها از پایگاه بسیج مستقر این مسجد به شهادت رسیدند.
گفته می‌شود امام جماعت این مسجد که از نمایندگان آیت‌الله سیستانی در ایران است، در نامه‌ای به یک مقام بالای نظام، جزئیات ماجرای حمله به مسجد لولاگر در خیابان آذربایجان تهران را شرح داده و تصریح کرده آتش زدن بخشی از این مسجد و نیز کشتار مردم به بهانه‌ی این موضوع، هر دو کار نیروهای بسیج بوده است.

*****

اسامی بازداشت شدگان حاضر در سومين دادگاه نمایشی
خبرگزاری سپاه پاسداران (فارس): در جريان برگزاري سومين دادگاه رسيدگي به اتهامات متهمان پرونده كودتاي مخملي كيفرخواست و اتهامات 28 نفر از متهمان مطرح و مورد رسيدگي قرار مي‌گيرد.
اسامي متهمان حاضر در سومين دادگاه رسيدگي به اتهامات متهمان پرونده كودتاي مخملي كه در حال برگزاري است، به شرح ذيل است:
1 - عليرضا اشراقي2 - پيام ده پناه3 - ميثم قرباني4 - يقوقيل شائوليان5 - زيبا عسگري6 - حسين باستاني نژاد7 - موسي شاه كرمي9 - مرداد ورشويي10 - ايمان سهراب‌پور11 - ايمان پوررضا12 - مهدي فتاح بخش13 - محمدرضا اسماعيل زاده14 - حسام ترمسي15 - محمد رسولي16 - حسين اعظامي17 - مهرداد اصلاني18 - كامران جهانباني19 - شهرام موسيوند20 - محمد درمنكي فراهاني21 - مهدي مقيمي22 - مجيد مقيمي23 - امير حجتي24 - فرتاش فرهاد پور25 - مسعود شميراني26 - اكبر اجدادي27 - محسن جعفري28 - مهدي مرتضي پور

*****

صدور وثيقه هاي سنگين براي دستگيرشدگان 14 مرداد در بهارستان
خانواده هاي جمعي از زندانيان كه همزمان با مراسم تحليف احمدی نژاد در ميدان بهارستان و بازار تهران دستگير شده بودند، از صدور قرارهاي وثيقه سنگين 100 و 50 ميليون توماني براي آزادي اين بازداشت شدگان خبر دادند. يكي از بستگان يك بازداشت شده به خبرنگار ميدان زنان گفت: "براي زنداني ما قرار وثيقه 50 ميليون توماني صادر شده اما خانواده هايي را ديديم كه براي آزادي عزيزانشان 100 ميليون وثيقه درخواست كرده بودند." اين در حالي است كه دستگير شدگان هيچ نوع سابقه سياسي يا وابستگي به حزب و گروه خاص نداشته اند و صرفا در تجمع آرام و مسالمت آميز روز 14 مرداد شركت كرده اند. گفته مي شود كه حتي برخي از آنها تنها در حال عبور از ميدان بهارستان يا خريد از بازار تهران بوده اند. با توجه به سنگين بودن وثيقه صادر شده، بعضي از خانواده ها اعلام كرده اند كه توانايي مالي پرداخت اين وثيقه را ندارند و ممكن است عزيزانشان براي مدت بيشتري در زندان بمانند.

*****

درخواست ارزیابی صلاحیت‌ خامنه ‌ای برای ادامه رهبری
جمعی از علما و فضلای حوزه‌های علمیه قم، اصفهان و مشهد در نامه سرگشاده‌ای به اعضای مجلس خبرگان رهبری دغدغه‌های خود را با ایشان در میان گذاشته‌اند و خواستار ارزیابی صلاحیت‌های آیت الله خامنه‌ای برای ادامه رهبری جمهوری اسلامی شده‌اند.پس از انتخابات 22 خرداد و وقایع بعد از آن بدنبال حمایت تمام‌قد آیت الله خامنه‌ای از نتایج اعلام شده انتخابات و خطبه‌های تاریخی ایشان در نماز جمعه 29 خرداد و سرکوب‌های خونین خیابانی و بازداشت گسترده فعلان سیاسی منتقد و شکنجه بازداشت شدگان در زندان‌های گاه ناشناس و کشته شدن برخی از بازداشت‌شده‌ها موجی از نارضایتی در میان اقشار مختلف مردم بویژه روحانیون و فقها و مراجع برخاست. فتاوای تاریخی 19 تیر آیت الله العظمی منتظری، نامه‌های آیت الله طاهری اصفهانی، اظهارنظرهای فقهی آیت الله بیات زنجانی، نامه نمایندگان ادوار گذشته مجلس شورای اسلامی و بیانیه اخیر آیت الله سید علی محمد دستغیب نمونه‌های از این اعتراضات رو به گسترش است. به نظر نویسندگان روحانی این نامه، شرائط تدبیر و عدالت رهبری در چند ماه اخیر نقض شده و ایشان با توجه به مبانی فقهی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران خودبه خود معزولند. منتهی به لحاظ طی مراحل قانونی مجلس خبرگان می‌باید به عنوان نمایندگان عالی مردم به مفاد اصل 111 قانون اساسی درباره عزل رهبری عمل کنند. اسامی امضاکننده‌های این نامه مهم به دلیل خفقان و سرکوب شدید داخل کشور و خطر جانی آنها به تقاضای خود امضاکننده‌ها منتشر نمی‌شود. اما پس از احراز وثاقت نامه به انتشار آن مبادرت شد.
بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله تبارک و تعالی: واذا حکمتم بین الناس فاحکموا بالعدل
حضرات آیات و علمای اعلام اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری
سلام علیکم
محترما، با استناد به نهجی که قاطبه علما بر آن وقوف دارند «عدالت» شرط زعامت و امامت است و حتی اگر از امام جماعتی دروغ واحدی مشاهده شود از عدالت ساقط و اقتدا بدو جایز نیست چه رسد که حق الناسی ولو صغیر برعهده او باشد و ستمی بر یک فرد نماید. رهبر فقید انقلاب حضرت آیت اله العظمی امام خمینی می فرمایند:«عالم و عادل بودن از خصال ضروری ولایت فقیه است و فقیه اگر دیکتاتوری کند خودبخود معزول است».
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و اکابر علمای صدر انقلاب برای اینکه مانع ظهور مجدد دیکتاتوری آنهم تحت لوای دین شوند مجلس خبرگان رهبری را پیش بینی کردند اما در دوره رهبری [آیت الله] آقای خامنه ای با وضع نظارت استصوابی به نحوی عمل شد که نمایندگان مجلس خبرگان عملا منتخب فقهای شورای نگهبان باشند که فقهای این شورا هم منصوب رهبرند و به عبارت اخری، نمایندگان خبرگان رهبری که باید بر رهبری نظارت کرده و مانع توسل او به زور و دیکتاتوری شوند خود در یک انتخاب دو درجه ای منصوب رهبری هستند و به این وسیله ولایت فقیه، میراث امام راحل را که برای مانع شدن ازدیکتاتوری بود به خلافت و سلطنت روحانی مبدل کردند.
بخاطر تجربه تلخ ديكتاتوري زمان شاه ، خبرگان قانون اساسي تصميم گرفتند نيروهاي مسلح و تلويزيون را كه وسيله اصلي سركوب است و هر كس آنها را داشته باشد قدرت اصلي را در دست دارد از چنگ قواي سه گانه بيرون آورند تا هيچيك نتواند بر ديگري فائق شود و ديكتاتوري به وجود آورد و مجلس خبرگان رهبري را هم قرار دادند تا از جانب ملت بر رهبري نظارت كند كه خود او از اين قدرت براي ديكتاتوري استفاده نكند اما آقاي خامنه اي سپاه را به گارد شخصي خود و راديو و تلويزيون را به مبلغ و مدافع خود و آلات قدرت ملت را به آلات شخصي خود بدل كرده است. در سازمان عظيم راديو و تلويزيون نه تنها مردم بلكه شخصيت هاي انقلاب و نظام كه اندكي با مواضع ايشان زاويه دارند امكان حضور و بحث و نقد ندارند و وسايل قدرت را به وسيله سركوب منتقدان خود تبديل كرده اند.
در سنوات ماضیه کثیراً شاهد ارتکاب ظلم های فاحش و موحش، با نظارت و اطلاع مقام رهبری و امر یا سکوت ایشان نسبت به این امور بوده ایم. از حبس و حصر مراجع متعدد تقلید گرفته تا پادگانی کردن حوزه علمیه قم و سایر حوزه ها که افتخارشان در طول تاریخ، استقلال از حکومت بوده است و بازگذاشتن دست ایادی وابسته به قدرت برای تطاول به حیثیت و امنیت علما و مدارس، و اینکه در سا لهای اخیر روزی نیست که خبر توقیف روزنامه ای یا دستگیری و آزار منتقدانی منتشر نشود. رهبر جمهوری اسلامی بخاطر بیماری "دیگر هراسی" (که فراتر از بیماری "بیگانه هراسی" است و هرکسی را که تابع او نباشد دشمن می پندارد) در هر سخنرانی بیش از همه چیز از "دشمن خارجی" می گوید و تمام دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی را به سوی کشف دشمن در همه جا و همه چیز سوق داده است و همه انتقادات را با سلاح انتساب به «دشمن» می کوبد.
چنان دیکتاتوری حاکم شده است که ما نیز به عنوان مدافعان حریم شریعت و دیانت با وجود اینکه با کثیری از شما حضرات مؤانست داریم اما ناچار از تقیه هستیم اما این تقیه دائمی نخواهد بود و این شکایت اگر رسیدگی نشود آخرین نخواهد بود.در این شکایت از بیان مدلل صدها مصداق ستم ها و دروغ ها و امر به منکر ها و نهی از معروف ها صرفنظر کرده و به جدید ترین مصداق های متأخر اکتفا می کنیم که دستاورد آن بازداشت هزاران شهروند و مجروح شدن صدها تن که بعضا آثار آن تا سالیان متمادی خواهد ماند و شهادت دهها تن از مردم بیگناه و زندانی کردن دهها تن از شخصیت های برجسته سیاسی و علمی کشور که در انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی نقش مؤثری داشته اند بوده است. امید داریم با رسیدگی مجلس خبرگان به مرحله بیان کارنامه گذشته نرسیم که خداوند متعال می فرماید «ولاینال عهدی الظالمین».

منع خشونت آمیز حق برگزاری اجتماعات
برگزاری اجتماعات حق قانونی و شرعی است.وفق اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پيمايي‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مباني‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏». خبرگان قانون اساسی در هنگام وضع این قانون تصریح کرده اند که دولت فقط باید از راهپیمایی ها اطلاع قبلی داشته باشد و موظف است امنیت راهپیمایی ها را حفظ کند و پیشنهاد توطئه آمیز نبودن راهپیمایی به بجث گذاشته می شود اما به دلیل اینکه احتمال دادند بهانه ای برای سوء استفاده وجلوگیری از حق تظاهرات مردم گردد با آن مخالف شد و رای نیاورد (جلداول.صص 683 تا685 و 710 تا 721 و جلد 3 صص 1760 تا 1761)
خداوند متعال در آیه شریفه «لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم» حتی فریاد زدن را در خصوص کسی که مورد ظلم واقع شده جایز می داند چه رسد که این ظلم به آرای یک ملت و به نظامی اسلامی باشد. ما مجاز نیستیم مشروعیت نظام جمهوری اسلامی را قربانی مشروعیت انتخاب شخصی کنیم که با روش های نادرست و غیر قانونی و شرعی می خواهد سکان دولت را در دست بگیرد.

اجازه خشونت و کشتار مردم توسط آقای خامنه ای
رسانه‌هاي انحصاري دولتي مي‌كوشند به مردم نجيب و مسالمت‌جوي ما تهمت اغتشاشگري بزنند اما دو راهپيمايي در روزهاي دوشنبه 25 خرداد و چهارشنبه 27 خرداد خط بطلاني است بر اين اتهامات. هر بار جمعيتي بيش از يك ميليون نفر دست به راهپيمايي زدند و در اين جمعيت عظيم كه مسيري چندكيلومتري را طي كرد حتي يك شيشه شكسته نشد، يك شعار سر داده نشد و خوني از بيني كسي بيرون نيامد. اين دو حركت باشكوه نشان داد كه مردم فقط به انتخاباتي متقلبانه اعتراض دارند و نظام و اسلام و پليس و سپاه و بسيج را از خودشان مي‌دانند اما متاسفانه درپی سخان تند مقام رهبری در نماز جمعه 29 خرداد 88 بود که روز شنبه از سحرگاهان با گسيل ده‌ها هزار نيروي امنيتي و لباس شخصي كه بعضا از نقاط ديگر آورده شده بودند شهر بزرگ تهران را بدون اعلام رسمي تبديل به حكومت نظامي كردند و همان مردم مسالمت‌جو را كه براي تكرار راهپيمايي آرام خود در مسير انقلاب تا آزادي آمده بودند مورد حمله قرار دادند و براي جلوگيري از شكل‌گيري هرگونه تجمع به محض اينكه چند نفر را با همديگر مي‌ديدند با باتوم مورد ضرب و شتم قرار مي‌دادند و با اين رفتار تحريك‌آميز و تحقيركننده خود موجب واكنش مردم شدند. صدها نفر را زخمي و بازداشت كرده يا به شهادت رساندند هم آنان را اغتشاشگر ناميدند.
مسوولاني كه با تدارك اين تحريك‌ها زمينه‌سازحوادث خونين شنبه شدند بايد پاسخگو باشند و با ضرب و زور راديو و تلويزيون و زندان نمي‌توان جاي شاكي و متهم را عوض كرد.
درخطبه هاي نماز جمعه آيت الله خامنه اي (29خرداد1388) آمده است: «درداخل كشور هم عوامل اين عناصر خارجي به كار افتادند و خط تخريب خياباني شروع شد؛ خط تخريب، خط آتش سوزي، اموال عمومي را آتش بزنند، حريم كسب و كار مردم را ناامن كنند، شيشه هاي دكان مردم را بشكنند، اموال بعضي از مغازه ها را به غارت ببرند، امنيت مردم را از جانشان و مالشان سلب كنند؛ امنيت مردم مورد تطاول اينها قرارگرفت. اين ربطي به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، اين مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست نشاندگان سرويسهاي جاسوسي غربي و صهيونيست است.»
«من از همه ميخواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستي نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن،به عهده آنهاست...اين تصور هم غلط است كه بعضي خيال كنند با حركات خياباني، يك اهرم فشاري عليه نظام درست مي كنند و مسئولين نظام را مجبور مي كنند، وادار مي كنند تا به عنوان مصلحت، زيربار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولا تن دادن به مطالبات غيرقانوني، زيرفشار، خود اين، شروع ديكتاتوري است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبه غلطي است. عواقبي هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيما متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهدشد. اگر لازم باشد مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.»
این شیوه برخورد تهدید آمیز با کسانی بود که خواسته روشنی داشتند و می گفتند کار ساده ای مانند تطبیق کدملی رای دهندگان ثبت شده در دسته های تعرفه های رأی با کدملی موجود در رایانه سازمان ثبت احوال انجام گردد اما با جار و جنجال و پیشنهاد های اغوا کننده ای مانند شمارش ده درصد صندوق هایی که سه هفته بود نزد وزارت کشور بود و هر کاری می خواستند با آن کرده اند افکارعمومی را از پیشنهادات اصلاح طلبان منحرف می کردند و به خشونت ها ادامه می دادند.

تهدید به خشونت و مقابله:
برای تحریک احساسات حامیان خود و نشان دادن اینکه برای مقابله با معترضان (نه شنیدن حرف آنان و داوری بیطرفانه)تا پای جان ایستاده است خطبه ها با سخنان زیر تمام شد«يك خطاب آخري هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيه الله (ارواحنا فداه): اي سيد ما! اي مولاي ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلي دارم، جسم ناقصي دارم، اندك آبرويي هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؟ همه اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و درراه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاي ما، دعا كن براي ما؛ صاحب ما توئي؛صاحب اين كشور توئي، صاحب اين انقلاب توئي، پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاي خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيباني بفرما»( كيهان چهارشنبه 3 تیر 1388- شماره 19394)
«اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتي آنهايي كه رأي نياورند، اردوكشي خياباني بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛بعد آنهايي كه رأي آورده اند هم، در جواب آنها، اردوكشي كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمي كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت وآمد آنهاست، محل زندگي آنهاست، اينها چه گناهي كردند؟ كه ما مي خواهيم طرفدارهاي خودمان را به رخ آنها بكشيم؛ آن طرف يك جور، اين طرف يك جور. براي نفوذي تروريست- آن كسي كه مي خواهد ضربه تروريستي بزند- مسئله او مسئله سياسي نيست؛ براي او چه چيزي بهتر از پنهان شدن درميان اين مردم؛ مردمي كه مي خواهند راهپيمايي كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششي براي او درست كند، آنوقت مسئوليتش با كيست؟ الان همين چند نفري كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادي، ازبسيج، جواب اينها را كي بناست بدهد؟ واكنشهايي كه به اينها نشان داده خواهدشد- تو خيابان ازشلوغي استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروي انتظامي را ترور كنند- كه بالاخره واكنشي به وجود خواهدآورد، واكنش احساسي خواهدبود. محاسبه اين واكنشها با كيست؟»

قانون ستیزی رهبر در انتخابات ، ریشه اصلی درگیری ها و خونریزی ها:
آقای خامنه ای در خطبه های نماز جمعه گفتند:«قانون فصل الخطاب است؛ قانون را فصل الخطاب بدانيد. انتخابات اصلا براي چيست؟ انتخابات براي اين است كه همه اختلافها سرصندوق رأي حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاي رأي معلوم شود كه مردم چي مي خواهند، چي نمي خواهند؛ نه در كف خيابانها» اما کسی که نخستین گام را برای قانون شکنی برداشت و موجب شد نامزدها و مردم مطمئن شوند که اعتراضات و شکایت بی حاصل است وتصمیم به رئیس جمهور شدن احمدی نژاد از قبل اتخاذ شده است شخص رهبری بود.
شاه بیت فرمایشات ایشان در نماز جمعه تاکید بر رعایت قانون بود. سخنی که این روزها بارها دررسانه ملی! از زبان دیگران هم مطرح شده است تا معترضان را قانون شکن جلوه دهند اما اعتراض ها فقط و فقط بخاطر این بود که در تمام مراحل انتخابات، قانون شکسته شده است و مدارک و دلایل آن تفصیلا در اختیار شورای نگهبان قرار گرفت و منتشر هم شد. تاکید بر رعایت قانون مغتنم بود و به همین دلیل این پرسش به وجود می آید که چرا ایشان برخلاف قانون عمل کرد و با ایجاد بی اعتمادی مطلق راه را برای درگیری مفتوح ساخت. طبق ماده 80 قانون انتخابات ریاست جمهوری، كسانی كه از نحوه برگزاری انتخابات شكایت داشته باشند ، می توانند ظرف سه روز از تاریخ اخذ رأی شكایت مستند خود را به ناظرین شورای نگهبان یا دبیرخانه این شورا نیز تسلیم دارند. وطبق ماده 79 این قانون نیز مقرر می دارد که شورای نگهبان ظرف یك هفته و در صورت ضرورت حداكثر ده روز پس از دریافت نتیجه انتخابات ریاست جمهوری نظر قطعی خود را نسبت به انتخابات انجام شده به وزارت كشور اعلام و وزارت كشور از طریق رسانه های گروهی نتیجه نهایی را به اطلاع مردم خواهد رساند و پس از آن است که از نظر قانونی می توان فرد منتخب را رئیس جمهور نامید، اما برخلاف نص صریح قانون درست یک روز پس از اعلام نتایج و قبل از رسیدگی شورای نگهبان به اعتراضات و شکایات و صحه گذاشتن آن بر انتخابات ، مقام محترم رهبری فرمودند "انتخابات 22 خرداد، با هنرنمائی ملت ایران، نصاب تازه‌ئی در سلسله‌ی طولانی انتخابهای ملّی پدید آورد. مشاركت بیش‌از هشتاد درصدی مردم در پای صندوقها و رأی بیست‌وچهار میلیونی به رئیس جمهور منتخب، یك جشن واقعی است."آیا این سخنان تنفیذ زودهنگام نیست؟
در همین خطبه ها ضمن اینکه دیگران را از اجتماعات اعتراض آمیز که طبق اصل 27 قانون اساسی حق ملت است نهی فرمودنداعلام کردند اگر کسی اعتراضی دارد از مجاری قانونی پیگیری کند اما در همین سخنان تاکید داشتید که نتیجه انتخابات همین است که اعلام شده و امکان تغییر آن وجود ندارد و بدون توجه به انبوه دلایل و مدارک نامزدها درباره اشکالات موجود در انتخابات مجددا بر 24 میلیون رای یک نامزد صحه گذاشتید در حالی که هنوز هم شورای محترم نگهبان نظر قطعی خود را اعلام نکرده است. به عبارت ساده ، فرموده اند معترضین از طریق قانونی شکایت خود را پیگیری کنند اما مطمئن هم باشند که به جایی نمی رسد. بنابراین توصیه ایشان مفهومی جز تسلیم شدن بدون دلیل به نتایج اعلام شده ندارد. اگر فقط یک نفر معترض بود شاید شایبه ای در آن القا می شد اما هر سه نامزد دیگر و حتی نامزدی که به رئیس فعلی دولت تبریک گفته معترض بوده و مدارکی متقنی برای اثبات تقلب ارائه کرده اند. ما با کدام حجت شرعی و قانونی مجاز هستیم تسلیم نتایج نادرست اعلام شده شویم.
اشتباه تایید شمار آراء اعلام شده که درست ساعاتی پس از انتخابات صورت گرفت وقتی که تکرار شد نشان داد دیگر یک اشتباه نیست بلکه یک جباریت است زیرا پس از بروز اعتراضات هم ایشان در همان خطبه های 29 خرداد با وجود اینکه دم از قانون می زد بازهم علیرغم اینکه هنوز شورای نگهبان شکایت را بررسی نکرده و نظر خود را اعلام نکرده بود بر رای 24 میلیونی احمدی نژاد تاکید کرد و گفت:«خط انقلاب، چهل ميليون رأي دارد؛ نه بيست وچهارونيم ميليون كه رأي به رئيس جمهور منتخب است. چهل ميليون به خط انقلاب رأي دادند». این حرف نشان داد علیرغم اینکه به معترضان می گوید باید اعتراض خود را از راه قانونی پیگیری کنید تا تظاهرات خیابانی اما در همان خطبه ها نیز پیشاپیش اعلام می کند که رای احمدی نژاد همان 24 میلیون است و علاوه بر این اعلام می کند که این نتایج تغییر نخواهد کرد و دستکاری نخواهد شد چون اعتماد مردم را از بین می برد:«دشمنان همين اعتماد مردم را هدف گرفته اند؛ دشمنان ملت ايران مي خواهند همين اعتماد را درهم بشكنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايه جمهوري اسلامي است، مي خواهند اين را از جمهوري اسلامي بگيرند؛ مي خواهند ايجاد شك كنند، ايجاد ترديد كنند درباره اين انتخابات و اين اعتمادي را كه مردم كردند، تا اين اعتماد را متزلزل كنند.
دشمنان ملت ايران مي دانند كه وقتي اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتي مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها اين را مي خواهند؛ هدف دشمن اين است. مي خواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهوري اسلامي بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است. اين، آن چيزي است كه با هيچ خسارت ديگري قابل مقايسه نيست. مردم بيايند در يك چنين حركت عظيمي اينجور مشتاقانه حضور پيدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كرديد به نظام اعتماد كرديد؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن اين را مي خواهد.
اين خط را از پيش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پيش از اين. من اول فروردين در مشهد گفتم هي دارند دائماً به گوشها مي خوانند، تكرار مي كنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. مي خواستند زمينه را آماده كنند. من آن وقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفي را كه دشمن مي خواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئيد. نظام جمهوري اسلامي مورد اعتماد مردم است. اين اعتماد آسان به دست نيامده، سي سال است كه نظام جمهوري اسلامي با مسئولانش، با عملكردش، با تلاشهاي فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن مي خواهد اين اعتماد را بگيرد... خواستند كام شما را تلخ كنند و نگذارند بالاترين نصاب مشاركت جهاني را دنيا به نام شما ثبت كند. خواستند اين كارها را بكنند؛ اما به نام شما ثبت شد. نمي شود آن را دستكاري كرد»بنابراین شورای نگهبان نیز برفرض اینکه می خواست بی طرف باشد با وجود تکرار و تاکید ایشان از فردای انتخابات در مورد میزان آرا و نتایج آن دیگر راهی جز تایید نداشت چون جسارت رعایت قانون را که مقابله کردن با رهبر بود را ندارد.

قانون ستیزی رهبر:
حضرت امام خمینی(ره) در کتاب ولایت فقیه فرموده اند: «حکومت اسلام حکومت قانون و حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست . همه افراد از رسول اکرم(ص) گرفته تا خلفای آن حضرت و سایر افراد تا ابد تابع قانون هستند». «حاکم در حقیقت قانون است و همه در امان قانونند». علیهذا قانون، خون جاری در رگ های نظام اسلامی است اما آیا در این سال ها قانون نقض نشده است؟ آیا توقیف یا لغو مجوز بیش از دویست نشریه در چندسال اخیر که بسیاری از آنها قبل از محاکمه، توقیف شدند و یا در محاکمات آنها قانون نادیده گرفته شد (در صورت لزوم تمام موارد را با دلایل و مدارک اعلام خواهیم کرد) و نظرمقامات بلند پایه قضایی هم در بسیاری از این موارد نادیده گرفته شد قانون شکنی نبود و سزاوار اعتراض نیست؟ اگر لازم بدانید صدها مورد قانون شکنی آشکار و نقض گسترده حقوق شهروندان را با دلایل و مدارک ارائه خوام داد که متاسفانه یک بار هم مورد اعتراض واقع نشده اند و اگر شده بود کار ما امروز به اینجا نمی رسید.
بازداشت های گسترده پس از اعلام نتایج انتخابات چه معنایی داشت؟ در حالی که بسیاری از شخصیت های برجسته کشور که التزام قلبی و عملی شان به کشور و نظام بیش از کسانی است که در 4 سال اخیر نظام را با بحران روبرو کرده اند و جرمی جز تلاش برای افزایش مشارکت مردم نداشته اند دستگیر می شوند و در دستگیری آنها قانون حقوق شهروندی مصوب مجلس و شورای نگهبان زیر پا گذاشته می شود و افرادی که با یک احضاریه با پای خود به هر مرجعی می آمدند شبانه و سحرگاه برخلاف اصول 32 و 37 قانون اساسی و قانون حقوق شهروندی بازداشت می شوند که ممنوعیت قانونی دارد و باز هم برخلاف قانون به آنها چشم بند زده می شود تا توهین و تحقیر کنند آیا این رفتارهای قانون شکنانه سزاوار اعتراض نیست؟ چرا [آیت الله]آقای خامنه ای متعرض این بازداشت ها و خشونت ها و قتل ها و قانون شکنی های گسترده در جریان دستگیرها نشدند؟ چرا نام دهها تن از شهروندان عادی که بازداشت شده اند اعلام نمی گردید و اجازه وکیل داشتن که طبق اصل 35 قانون اساسی وبند 3 قانون حقوق شهروندی و ماده واحده مصوب مجمع تشخیص مصلحت درسال 1370 که دادرسی بدون وکیل را باطل می داند و نیزطبق سایر قوانین،حق آنهاست به آنها داده نشد؟ آیا اینها قانون شکنی نیست؟

اعترافات:
در اعترافات افراد بازداشت شده، جملاتی با شباهت فراوان به سخنان زیر از [آیت الله] آقای خامنه ای به چشم می خورد: «ساز و كارهاي قانوني انتخابات در كشور ما اجازه تقلب نمي دهد. اين را هر كسي كه دست اندركار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصديق مي كند؛ آن هم در حد يازده ميليون تفاوت! يك وقت اختلاف بين دو رأي، صدهزار است، پانصدهزار است، يك ميليون است، حالا ممكن است آدم بگويد يك جوري تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور مي شود تقلب كرد!». این شباهت حیرت انگیز نشان می دهد که هدف از بازداشت اصلاح طلبان این بود که آنان را در شرایط زندان و شکنجه مجبور کنند اظهارات ایشان را در نماز جمعه تصدیق نمایند و این عملی باطل و گناه و مجرمانه است.
هزار سال است فقهای شیعه اقرار در زندان و در شرایط خوف را باطل می دانند و قوانین رسمی کشور هم آن را بی اعتبار می داند اما در دوره زعامت [آیت الله]آقای خامنه ای بارها اشخاصی را به بند کشیده و اقاریر آنها را با هدف های سیاسی از رسانه متعلق به ملت بدون اذن ملت پخش کرده اند هر چند برخلاف شرع و قانون بوده است. در حوادث اخیر نیز عده ای از شخصیت ها و جوانان را به زندان برده و تحت شکنجه جسمی و یا شکنجه روحی قرار داده و از زندان به همراه مامور به بیدادگاه فرمایشی و خلاف شرع آوردند تا آنچه را به آنها دیکته شده بود در مورد پیوند با منافقین و بیگانگان و غیره بر زبان آورند. حال آنکه اگر خود جناب آقای خامنه ای را هم فقط یک هفته به همین سلول ها ببرند به مسائلی بیش از اینها اعتراف خواهند کرد.تحریف واقعیات:درخطبه های تاریخی ایشان با اشاره به جنایت هواداران ایشان در کوی دانشگاه به گونه ای سخن گفته ئشده است که گویی هم آنها که مضروب و مجروح و کشته شدند بسیجی بودند و هم آنانکه کشته اند زیرا می گویند:« انسان دلش خون مي-شود از بعضي از اين قضايا؛ بروند توي كوي دانشگاه، جوانها، دانشجوها را- آن هم دانشجوهاي مؤمن و حزب اللهي را، نه آن شلوغ كن ها را- مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبري هم بدهند! دل انسان خون ميشود از اين حوادث». مضمون کلام هم این است که گویا اگر اگربه خانه دانشجویان حمله کرده و معترضان را می زدند اشکالی نداشت. آیا اطلاع ایشان از حادثه خونین کوی دانشگاه از منابع موثق بود؟ اگر از ماهیت مهاجمان اطلاع نداشتند به گزارش کمیته حقیقت یاب مجلس شورای اسلامی مراجعه می کردند تا معلوم شود در این چند روز معترضان به انتخابات اغتشاش و جنایت کردند یا مدافعان دولت کنونی و همان لباس شخصی هایی که سال هاست در کمال امنیت ، امنیت را از مردم سلب کرده خشونت می آفرینند. همان کسانی که عضو شورای شهر را ترور می کنند و مجازات نمی شوند و کوی دانشگاه را در سال 87 به خون کشیدند و تبرئه شدند.شکستن حریم خصوصی مردم:
در حوادث اخیر گزارش های وافره ای واصل گردیده است مبنی براینکه اگر مردم از چنگ مهاجمان امنیتی یا لباس شخصی به خانه ای گریختند ماموران به آن خانه یورش برده و پناه بردگان و صاحبان خانه را با ضرب و شتم دستگیر کرده اند. همچنین در موارد بسیاری اتفاق افاده است که به خانه کسانی که تنها پناه خود را الله اکبر گفتن بر بام خانه می دانستند حمله ور شده و با خشونت آنها را دستگیر کرده و با خود برده اند. از میان این خشونت ها ماجرای حمله به مجتمع مسکونی سبحان به صحن مجلس کشیده شد و کمیته حقیقت یاب مجلس گزارش تکان دهنده اش را منتشر کرد اما گوش شنوایی وجود نداشت. این حادثه غریبی است که روی بدترین جانیان را سفید کرده است زیرا خانه و حریم خصوصی مردم پناهگاه امن مردم بوده است اما ماموران استبداد می خواهند به مردم بگویند هیچ حریم امنی وجود ندارد و مردم حتی درخانه خودشان هم مرعوب باشند. این جرم در برابر چشمان دیگران صورت گرفت.

حرمت بیماران:
در شرع مقدس اسلام بر حرمت بیماران سفارش شده است به نحوی که حتی در جنگ با کفار نیز اگر برمریضی دست یافتند مجاز به آسیب رساندن به او و اسارتش نیستند. این حکم از پیش از اسلام نیز وجود داشت و قاطبه شیعیان در هزار سال مرثیه خوانی اهل بیت عصمت و طهارات علیهم السلام کرارا از لسان اهل منبر و وعظ استماع فرموده اند که در دشت خونین کربلا هنگامی که سپاه یزید چنان جنایت و قساوتی درباب خانواده و اصحاب امام مظلوم روا داشتند اما هنگامی که به امام زین العابدبن بیمار، چهارمین امام شیعیان، رسیدند هیچ صدمه ای به آن وجود مبارک نزدند اما در حوادث اخیر جهانیان شاهد بودند که چگونه سعید حجاریان را که به ضرب گلوله یکی از همین کودتاگران در چند سال پیش تا آستانه مرگ رفت و زنده ماندن او توام بود با رنج معلولیت و بیماری و ناتوانی در راه رفتن و تکلم و نوشتن و ... و تحت مراقبت دائمی پزشکی بود به اسارت گرفته شد به نحوی احساسات برخی از موافقان کودتا را هم جریحه دار کرده بود. البته بیماران متعدد دیگری هم در میان بازداشت شدگان بودند.
بنابر آنچه تسطیر یافت مضاف بر تخلفات و مظالم گسترده سال های اخیر که باید مبسوطا در رساله شکواییه دیگری به آن پرداخت، مسئول اصلی بروز بی اعتمادی و درگیری و خشونت ها و کشتارها و زندان ها در انتخابات اخیر، شخص [آیت الله] آقای خامنه ای است و صلاحیت بقای در این مقام را ندارد.مولا علی از ربوده شدن خلخال از پاي يك زن يهودي گريست و فرمود اگر مسلماني به خاطر اين ستم در سايه حكومت اسلامي،بمیرد سزاوار است وامام خميني(ره) ا ين داستان را هم به عنوان نمونه ديگري از جلوه‌هاي الگوي حكومت اسلامي در سال 57 ذكر كردند. (كوثر ج 3 ص 596)
علی هذا در برابر حوادث مؤلمه اخیره، همه حضرات مسئول و مکلف بوده و مجاز به غمض عین نیستند وگر نه شریک آن مظالم خواهند بود. ترس از قدرت و ترس از مخلوق شرک است و عذر مقبولی به درگاه حضرت حق نخواهد گردید.
همانطور که حضرات وقوف دارند در جریان مظالم سال های اخیر و خصوصا ماههای اخیر جناب [آیت الله] آقای خامنه ای شرایط مندرج در اصول پنجم و یکصد ونهم را از دست داده اند و مطاق اصل یکصد و یازده قانون اساسی جمهوری اسلامی خبرگان موظف به برکناری وی هستند و با توجه به اینکه چنین شخصی منعزل است هرنوع تعلل شما که منجر به ادامه وضع موجود و تبعات بعدی خواهد بود مسئولیت دنیوی و اخروی آن مستقیما بر عهده شما خواهد بود.
جمعی از علما و فضلای حوزه های علمیه قم، اصفهان و مشهد

*****

گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده ، تعدادی از خانواده های دستگیر شدگان قیام مردم ایران از دیروز همزمان با آغاز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی اقدام به اعتصاب غذا نموده اند و به تجمعات اعتراضی مقابل زندان اوین و دادگاه انقلاب ادامه میدهند.
امروز يكشنبه 25 مرداد حدود 150 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها در مقابل زندان اوين از ساعت 8 صبح همزمان با شروع ساعت اداري تجمع كردند و خواستار آزادي عزيزان خود بودند. برخي از پدران و مادران كه تعدادي از آنها پير و مسن هستند مي گفتند كه از ديروزآنها هم همزمان با فرزندان خود دست به اعتصاب غذا زده اند و تا عزيزانشان آزاد نشوند هر روز از صبح در مقابل زندان اوين تحصن مي كنند.در میان آنها حداقل 28 نفر ازخانواده ها از روز گذشته در حال اعتصاب غذا بسر می برند از جملۀ آنها خانواده حکیمی،خانواده نصیرپور و نصرالله زاده می باشند.قرار است که بر تعداد اعتصاب غذا کنندگان افزوده شود.دراين مدت آنقدر بر خانواده ها فشار روحي وارد شده كه اکثرا بر این عقيده هستند كه ديگر به دادن ملاقات اصراري ندارند و تنها خواهان آزادي عزيزان خود هستند چرا كه فرزندان آنها بي گناه و تنها براي گرفتن حق قانوني خود در اين مدت تحت بازداشت و شكنجه قرار گرفته اند..امروز هم مانند ديروز مانع استفاده خانواده ها از سرويس بهداشتي شدند.گرما و عدم اعتناي مسئولان زندان اوين باعث افزايش فشار روي خانواده ها مي شد تا جايي كه خانواده ها با صداي بلند خامنه اي و احمدي نژاد را نفرين مي كردند.از صبح دو اتومبيل نيروي انتظامي با 7 مامور در مقابل زندان اوين مستقر كرده بودند تا خانواده ها را تحت كنترل داشته باشند.در مقابل دادگاه انقلاب نيز بيش از120 نفر از خانواده ها تجمع كردند و خواهان آزادي عزيزان خود و پايان دادن به دادگاه هاي فرمايشي بودند.تعدادي از خانواده ها با خشم وعصبانيت مي گفتند كودتا را خامنه اي و احمدي نژاد به راه انداخته اند اما عزيزان ما را دادگاهي مي كنند.هر هفته يك دادگاه نمایشی تشكيل مي دهند تا هر اتهامي كه مي خواهند به فرزندان ما بچسبانند اما همه مي دانند كه فرزندان ما بي گناه هستند.دنيا اين جور نمي ماند و يك روز تقاص تمام شكنجه ها و توهين ها را خواهيد داد.اگر به خدا اعتقاد داريد كه نداريد او جاي حق نشستهلیست جدید از اسامی دستگیرشدگان قیام مردم ایران جهت ارسال برای سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عمم انتشاز می یابد.1- امير خباز 25 ساله ليسانس مكانيك چهارشنبه 14 مرداد در بهارستان بازداشت و به كلانتري 160 منتقل و سپس به اوين منتقل شده2- رضا قره داغي18 ساله محصل دوشنبه 12 مرداد در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده3- هادي سزاوار27 ساله پنجشنبه 8 مرداد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده4- يونس كشاني26 ساله پنجشنبه 8 مرداد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده5- عليرضا نصر الله زاده 22 ساله دانشجوي عمران پنجشنبه 8 مرداد در تخت طاووس توسط نيروهاي انتظامي بازداشت و به اوين منتقل شده6- امين كشاورز27 ساله ليسانس مجسمه سازي پنجشنبه 8 مرداد در يوسف آباد بازداشت و به اوين منتقل شده7- مرتضي شاپوري 30 ساله ليسانس حسابداري جمعه 26 تير در خيابان 16 آذر بازداشت به كلانتري نواب منتقل و سپس به اوين منتقل شده8- سياوش حكيمي 26 ساله جمعه 26 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده9- پويا گيلاوند 23 ساله دانشجو جمعه 26 تير در ولي عصر بازداشت و به آگاهي شاپور منتقل و سپس به اوين منتقل شده10- ناصر حداد 36 ساله شغل آزاد پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده11- اسماعيل هاشم پور 29 ساله فوق ديپلم كامپيوتر پنجشنبه 18 تير بازداشت و به اوين منتقل شده12- عباس كياني 32 ساله شغل آزاد پنجشنبه 18 تير در امير آباد بازداشت و به اوين منتقل شده13- داريوش حميدي 29 ساله ليسانس شيمي پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده14- سعيد احمدي پور 21 ساله دانشجو پنجشنبه 18 تير در امير آباد بازداشت و به اوين منتقل شده15- كيوان توسلي 24 ساله فوق ديپلم كامپيوتر پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده16- احسان گودرزي 28 ساله ليسانس طراحي ماشين آلات چهارشنبه 3 تير در بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده
17- محمد حسين نوري25 ساله دانشجوي فوق ليسانس سازه شنبه 30 خرداد بازداشت و به آگاهي شاپور و سپس به اوين منتقل شده
در پی تایید شکنجه های جنسی در بازداشتگاهها و زندانها ، آمرین و عاملین شکنجه را به وحشت انداخته است و اقدام به واکنشهایی جنون آمیزی می کنند. از طرفی دیگر شتاب زده اعلام شد که 12 نفر از دست اندرکاران شکنجه دراردوگاه مرگ کهریزک از شغل خود برکنار و بازداشت شده اند و همچنین یک قاضی برکنار شده است. آنها سعی دارند که جنایتهای صورت گرفته را به اردوگاه مرگ کهریز و اندک افراد دستگیر شده را به عنوان عمل خودسرانه محدود کنند. در صورتیکه جنایتهای صورت گرفته در تمامی بازداشتگاهها و زندانها به صورت سیستماتیک و مشابه صورت می گیرد وتنها در کهریزک نبوده. دستگیر شدگان قیام با اتهامات نسبت داده شده اقدام علیه امنیت بازدشت می شدند که مسئولیت آن با سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی از جنایتکاران علیه بشریت و دارای اختیارت ویژه از علی خامنه ای می باشند. برای مشخص شدن آمرین و عاملین قتل و شکنجه های ضد بشری دستگیر شدگان می بایست در یک دادگاه بین المللی و علنی با حضور قربانیان و خانواده های آنها بر پا شود تا نقش آنها مشخص گردد.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، شکنجه های غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی و فشار علیه خانواده های آنها که آنها را ناچارا بسوی اعتصاب غذا سوق داده است را محکوم می کند ،از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر خواستار دخالت برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی در ایران است.

*****

بعد از رسوایی جعل مدرک:

حکم بازداشت در انتظار معاون پارلمانی احمدی نژاد
در پی بی اعتنایی معاون پارلمانی رییس جمهور به احضار کتبی جهت حضور در دادگاه عمومی جزایی تهران، بازداشت وی در دستور کار دادگاه قرار گرفته است.
محمد رضا رحیمی به دو اتهام "تحصیل مال نامشروع" و "تصرف غیرمجاز در اموال دولتی" از سوی شعبه 1057 دادگاه عمومی جزایی تهران تحت تعقیب قرار گرفته است.
در پی گشوده شدن این پرونده اتهامی علیه معاون حقوقی و پارلمانی در شعبه 1057، چندی پیش قاضی "مولایی" ، محمد رضا رحیمی را جهت حضور در دادگاه کتبا احضار کرده اما وی وقعی بدان ننهاده است.
در صورتی که رحیمی مجددا در مهلت مقرر از حضور در دادگاه خودداری نماید، دستور جلب وی صادر خواهد شد.
لازم به ذکر است رحیمی در ماجرای کردان به حمایت همه جانبه از احمدی نژاد پرداخته بود بطوری که رئیس دفتر وی سعی داشت با پرداخت رشوه 5 ملیون تومانی نمایندگان را از استیضاح کردان منصرف کند و سپس مشخص شد که مدرک خود وی نیز جعلی است.

*****

در برنامه زنده تلويزيوني؛
احمدي‌نژاد 6 وزير پيشنهادي خود را معرفي كرد

خبرگزاري فارس: رئيس جمهور در گفتگوي زنده تلويزيوني محرابيان، حسيني، مصلحي، آجرلو، عباسي و دستجردي را به عنوان وزراي پيشنهادي صنايع، اقتصاد، اطلاعات، رفاه، تعاون و بهداشت معرفي كرد.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس محمود احمدي نژاد رئيس جمهور در گفت و گوي زنده تلويزيوني در بخش خبري ساعت 14 علي اكبر محرابيان را براي وزارت صنايع، سيد شمس الدين حسيني را براي وزارت اقتصاد، حجت الاسلام حيدر مصلحي را براي وزارت اطلاعات و محمد عباسي را براي وزارت تعاون به عنوان تعدادي از گزينه هاي خود براي كابينه دهم عنوان كرد. وي افزود: فاطمه آجرلو را براي وزارت رفاه و مرضيه وحيد‌دستجردي را نيز براي وزارت بهداشت در كابينه دهم معرفي خواهيم كرد. احمدي نژاد تاكيد كرد: از جوان‌ها و حداقل يك خانم ديگر نيز در كابينه استفاده خواهيم كرد. ادامه دارد...

*****

سایت آینده هم مچ صداوسیمای دروغ‌پرداز را گرفت
یک «ترانه موسوی» دیگر پیدا شد

در حالی که صداوسیما چند روز پیش با پخش گزارش مفصلی ادعا کرده بود تنها سه ترانه موسوی در فهرست ثبت احوال ایران ثبت شده و فقط یکی از آنها داخل ایران است که او هم تنها دو سال دارد، سایت آینده یک صفحه از اطلاعات کتاب اول را منتشر کرد که خبر از وجود یک خانم دیگر به نام ترانه موسوی در شهر گرگان می‌دهد. پیش از این هم «موج سبز آزادی» با اشاره به عضویت فرد دیگری با نام ترانه موسوی در گروه موسیقی ارکیده، از دروغ صداوسیما پرده برداشته بود. در همین رابطه، برخی منابع اینترنتی هم خبر داده‌اند که شخصی که به عنوان مسئول ثبت احوال در این گزارش نشان داده شده، سردار روزبهانی از فرماندهان نیروی انتظامی است!
سایت آینده نوشته است: بعد از اعلام نظر صداوسیما که از وجود فقط سه ترانه موسوی در لیست ثبت احوال خبر داد که یکی متولد 1363 در پاریس است و در همانجا زندگی می کند، دیگری 40 ساله که از ایران خارج شده و بازگشت نداشته و دیگری کودکی دو ساله است، بعد از جستجو در اینترنت، این‌بار نام ترانه موسوی در کتاب اول پیدا شد. وی مدیر یک آموزشگاه کامپیوتر در شهر گرگان است.

*****

معاون سیاسی دبیركل جبهه مشاركت ایران اسلامی
آذر منصوری هم اعترافات کرد
روزی از روزهای خدا، از خدا بی خبری که اصلا دوست نداشت نامش فاش شود وقتی از خاطراتش در زندان می گفت ادعا می کرد که وقتی در چنین وضعیتی قرار می گیری و هر روز باید به سوالاتی یکسان از زبان بازجوهای متفاوت پاسخ گویی وقتی روزنامه چاپ امروز یا دیروزرا برایت می آورند که در آن نوشته یارانت همه اتهامات وارده به تو را تایید کرده اند و در مملکت چنین و چنان شده وقتی از دنیای یبرون کاملا بی خبری و وقتی همه وقایع را برایت وارونه جلوه می دهند و وقتی هر چه التماس می کنی حتی یک جلد کلام الله مجید و یا نهج البلاغه هم به تو نمی دهند وقتی مجبورت می کنند داروهای تقویتی بخوری! و وقتی هر روز خبری هولناک از نزدیکانت می شنوی و یا فریاد کمک خواهی عزیزانت را می شنوی آرام آرام حافظه ات پاک می شود خودت نمی فهمی چطور این اتفاق می افتد. خداییش این را راست می گفت چون او نام مرا از یاد برده بود و هر بار باید برایش می گفتم که ای برادر یا خواهر من فلانی هستم.
آذر منصوری، در ادامه می‏نویسد: این‏ها را در مقدمه آوردم تا بگویم این شایعات از کجا سرچشمه می‏گیرد. امید وارم در زندان‏های ما اینچنین نباشد و این برادر یا خواهر ما هم بافته‏های ذهنی و توهماتش را به ما تحویل داده باشد. و این‏ها همه یک خواب باشد. اما دنیا را چه دیدید. حکایت زندان‏های ایران هم مثل دنیای پس از مرگ شده که خیلی‏ها ممکن است تا به لقاءالله نپیوندند باور نکنند که جزا و پاداش و آخرتی هم هست. تو گویی تا در این وضعیت قرار نگیری نمی‏دانی در بازداشتگاههای ما چه می‏گذرد به ویژه انکه اکثر آزاد شدگان هم پرهیز دارند که بگویند در زندان چه بر آنان گذشته و یا بگونه‏ای وانمود می‏کنند که گویی گرد فراموشی بر آنا ن پاشیده‏اند و یا اینکه مثل این بنده خدا فقط حاضر است فقط با نام مستعار حرف بزند.
من خیلی کنجکاو نیستم که بدانم بالاخره روزی بر همگان روشن خواهد شد و زمستان می‏رود و رو سیاهیش بر من و ذغال باقی خواهد ماند اما از آنجا که بسیاری از برادران و خواهرانم به جرمی‏ناکرده و گناهی نامعلوم بیش از دو ماه است که در زندان بسر می‏برند و بر اساس شواهد و قرائن موجود باید اعتراف مخملی کنند تا از این معرکه خلاص شوند و تازه بعد از اعترافات سوئیتی همراه با سیمایی دیدنی در اختیار آنان قرارمی‏گیرد.
من پیشدستی کرده و اعتراف می‏کنم که اگر من نیز به سرنوشت آنان دچار شدم اگر تا مدت‏ها نتوانستم با خانواده و وکیلم تماس داشته باشم اگر تا مدت‏ها از دنیای بیرون بی اطلاع بودم و تحت بازجویی‏های متعدد قرار گرفتم (خوش بینانه و خیلی اگر‏های دیگر که ظاهرا فقط خداوند باید بدان آگاه باشد)همین جا اعلام می‏کنم:
آن چه تا کنون بر زبان آورده‏ام و یا نوشته‏ام اعتقادات قلبی من است راهی که تا کنون رفته‏ام به آن ایمان دارم و پس از خلاصی نیز به امید حق ادامه خواهم داد و ایمان راسخ دارم که پاداش هر کار نیک توفیق انجام آن است هیچ چشمداشتی به قدرت و ثروت نداشته و ندارم ( که زندگی گذشته و حالم حجتی است بر این مدعا)جز اعتلای میهن عزیزم و تقویت و ثبات نظامی که بر آمده از خون شهیدان گلگون کفن ایران زمین است.
و در این انتخابات هم والله به خدا من و خیلی‏های دیگر نیز مانندآقایان تاج زاده و نبوی و... یک روز پس از انتخابات باورمان نمی‏شد که 53 درصد تقلب شده آن‏ها که در زندان هستند و نمی‏دانند و اصلا به صلاحشان نیست که بدانند اما ما وقتی دیدیم که آقایون مدام از حساب پس دادن تفره می‏روند و آمار عجیب و غریب و پر از اشکال به مردم تحویل می‏دهند و در همان روزهای اول معترضین را به خس و خاشاک تشبیه کردند و سعی کردند معترضین آرام و سبز پوش را که فقط یک سوال داشتند را با گلوله و باتوم و گاز اشک آور و چاقو ساکت کنند و خواهران و برادران ما را به قول برخی به گروگان گرفتند و تا از آنان اعتراف مخملی نگیرند رهایشان نمی‏کنند و بدتر از همه قاعله کهریزک و شکنجه‏هایی باور نکردنی و شهادت معترضین و نامه شیخ و محاکمه سران اصلاحات و یاران دیرین امام هم به این ماجرا اضافه شد باورمان شد که بعله تقلب شده آن هم نه یک درصد یا دو درصد بلکه 53 درصد.
و روز بروز هم با این فرمایشات حضرات که احمدی نژاد 4 میلیون رای ایجابی بیشتر نداشته و مراسم تحلیف و این همه مامور و لباس شخصی که انگار کار و زندگی ندارند که فقط مردم را می‏زنند و لت و پار می‏کنند بیشتر باورمان می‏شود که تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز‏ها و مخلص کلام اینکه اگر دیدید و شنینید که بعد از سپری شدن روز‏ها و هفته‏ها و ... در زندان این بنده سراپا تقصیر خلاف این‏ها را گفتم و میر اصلاحات روهم مسئول اغتشاشات اخیر معرفی کردم و شاید خیلی اعترافات مخملی دیگه بدانید و آگاه باشید که آن گفته‏ها و اظهارات و اعترافات مخملی عقیده و باور قلبی و ایمانی من(آذر منصوری) نیست .ربنا لا تزع قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه.

*****

آقای بروجردی می‌داند که تجاوز در زندان‌ها حقیقت دارد
یک منبع آگاه از تصریح یک جوان بازداشتی در زندان اوین به وقوع تجاوز در حضور بروجردی نماینده مجلس خبر داد.
این منبع که پس از گفت وگوی تلویزیون دیشب بروجردی با خبرنگار «موج سبز آزادی» گفت‌وگو می‌کرد، با اظهار تعجب شدید از اینکه آقای بروجردی در برابر دوربین‌های تلویزیون وقوع تجاوز در زندان‌ها را رد کرده، ماجرایی را که در زمان بازدید نمایندگان از زندان اوین اتفاق افتاده، فاش کرد.
وی گفت: در بازدید اخیر وی از زندان اوین، یکی از پسران بازداشت شده ادعا کرد که در زندان مورد تجاوز قرار گرفته و پس از انتقال وی به پزشکی قانونی، این ادعا مورد تإیید پزشکان نیز قرار گرفته است.
او از آقای بروجردی خواست صادقانه به رسانه‌ها بگوید که در زنان اوین چه چیزهایی شنیده است، و تاکید کرد که دیر یا زود این خبرها درز خواهند کرد و در آن صورت آقای بروجردی به عنوان یک نماینده، جوابی برای ملت نخواهند داشت.
*****

فعالان حقوق بشر در ایران

کد خبر : 3849
فشار‌ها علیه دانشجویان محکوم است
اتحادیه دانشجویان اروپا با انتشار بیانیه‌ای ضمن محکوم کردن حمله به برخی خوابگاه‌های دانشجویی، نسبت به وضعیت دانشجویان ایران در پی «سرکوب‌های خشونت‌آمیز» اخیر ابراز نگرانی کرد.این اتحادیه از مقام‌های جمهوری اسلامی خواست که «حق آزادی بیان» دانشجویان برای بیان دیدگاه‌ها و نظرات خود در اعتراض‌های مسالمت‌آمیز را به رسمیت شناسند.اتحادیه دانشجویان اروپا در بیانیه خود افزوده که گزارش‌ها حکایت از آن دارد که فشار‌های دولت ایران علیه دانشجویان به عنوان یکی از اقشار فعال جنبش اعتراضی مردم ایران، افزایش یافته است.لیگیا دسا، رئیس انجمن دانشجویان اروپا، گفت که «دانشجویان نیروی دموکراسی و پیشرفت اجتماعی هستند و جلوگیری از اعمال خشونت علیه کسانی که از حقوق دموکراتیک خود در راه آزادی بیان استفاده می‌کنند، بر عهده مقام‌های دولتی است.»خانم دسا افزوده است: «خاموش کردن خشونت‌آمیز اعتراض‌های آرام معترضین در هیچ جامعه مدرنی قابل پذیرش نیست.»او به مقام‌های دولت ایران توصیه کرده است: «به جای این‌که در صدد سرکوب و خاموش کردن دانشجویان باشند، دغدغه‌ها و نگرانی‌های آنها را بشنوند.»در هفته‌های نخست اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات که با خشونت‌های گسترده‌ای همراه شد، گروهی از لباس شخصی‌ها با حمله به خوابگاه دانشگاه تهران و دانشگاه اصفهان، دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار داده و برخی از آنها را بازداشت کردند.مجلس ایران نیز کمیته‌ای برای بررسی این موضوع تشکیل داده که تاکنون نتیجه تحقیقات آن مشخص و منتشر نشده است.کمیته حقیقت‌یاب مجلس اعلام کرده که تلاش می‌کند تا عواملی که در حمله به خوابگاه دانشگاه تهران دست داشته‌اند را مشخص کند.اتحادیه دانشجویان اروپا پیش از این در ۳۱ فرودین ماه سال‌جاری خواستار آزادی دانشجویان زندانی در ایران شده بود.این اتحادیه اعلام کرده بود که روند رو به افزایش بازداشت «خودسرانه» دانشجویان «با هدف ساکت کردن انتقادها و صدای منتقدین پیش از انتخابات» صورت می‌گیرد.سازمان‌های مدافع حقوق بشر مانند دیده‌بان حقوق بشر و عفو بین‌الملل در سال‌های اخیر بارها با صدور بیانیه‌هایی نسبت به تداوم بازداشت این دانشجویان هشدار داده و خواستار آزادی آنها شده‌اند.در سال‌های اخیر و پس از روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد در ایران، فشار‌ها بر جنبش دانشجویی افزایش یافته است.طی این سال‌ها ده‌ها دانشجو بازداشت و روانه زندان شده‌اند.

*****

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۳۸۸/۰۵/۲۴

شنبه: 24/5/1388 (زمان: 00:12 بامداد)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه: ما به هیچ حزب، دسته، گروه یا مرامی وابسته نیستیم.
تقاضا داریم برای باز نشر مطالب انتشار یافته درین وبلاگ، نام منبع اصلی را درج نمایید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یاران، همرزمان و هم میهنان بسیار عزیز درود بر شما و بامدادتان گرامی باد. آدینه را پشت سر نهادیم و دقایقی است که شنبه را آغاز کرده ایم. شنبه یعنی روز شروع فعالیت مجدد پس از 24 ساعت استراحت. اما همانگونه که مشاهده می کنیم وبلاگ مورد علاقه شما بدون توقف و بدون حتا ساعتی استراحت بطور 24 ساعته در خدمت شما و مشغول به خبررسانی می باشد.
آخرین مطلب انتشار یافته در "پست" دیروز ما، مطلبی بسیار زیبا از یکی از هم میهنان فرهیخته و آگاه یعنی آقای عباس هامون بود که بدلیل حساسیت این مقاله، "پست" امروز را دوباره با همان مقاله شروع می کنیم و آن را دوباره انتشار میدهیم. تقاضا داریم که نکات مطرح شده درین مقاله را بدقت بخوانید و خودتان درباره آن قضاوت نمایید:
****
دم خروس در پاسخ لاریجانی به کروبی:

به 100 مورد ادعای تجاوز رسیدگی شده است !!!
عباس هامون
علی لاریجانی رییس مجلس هشتم در پاسخ به واکنش آقای کروبی که او را متهم به تکذیب بدون بررسی کرده است، به بررسی 100 ادعای تجاوز اشاره کرده و گفته است که تکذیبش با بررسی کامل بوده است.
مهدی کروبی از روزی که این نامه را با تاخیری 10 روزه از ارسالش برای هاشمی رفسنجانی منتشر کرد و تا وقتی که لاریجانی آن را تکذیب کرد، زمان زیادی نمی‌گذرد. اولین واکنش لاریجانی به این نامه قول بررسی آن بود. 
نامه کروبی روز 18-19 مرداد منتشر شد. لاریجانی بلافاصله واکنش نشان داد و قول داد که این نامه بررسی شود و روز 22 مرداد در نشست مجلس شورای اسلامی آزار جنسی بازداشت شدگان را تکذیب کرد. پیش از او رسانه‌های دولت کودتا که از انتشار نامه کروبی غافلگیر شده بودند و دست به هر کاری می‌زدند تا راهی برای تکذیب آن پیدا کنند، دست به کار شدند و از تهدید کروبی به محاکمه گرفته تا دروغ‌های شاخدار از هیچ تلاشی دریغ نکردند و در ادعایی عجیب مدعی شدند که استناد کروبی به تلفن‌های خوانندگان روزنامه بوده است.
این ادعا از زبان قاضی مرتضوی بیان شده بود که گفته بود با حسین کروبی صحبت کرده و او چنین گفته است. البته مرتضوی قبلا نیز بارها دروغ‌ گفته است و حتی برخی با استناد به دروغ‌های بین او تلاش کرده بودند زمینه برکناری او را فراهم کنند که مقامات عالیرتبه نظام مخالفت کرده بودند. 
خلاصه پس از این ادعا حسین کروبی فرزند مهدی کروبی این ادعا را تکذیب کرد و گفت که گفته است آقای کروبی حرف بدون سند نمی‌زند و برای حرفش سند و دلیل دارد، ضمن این که بعد از انتشار نامه نیز کسانی به روزنامه تلفن زده و مدعی شده‌اند که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند.

هم‌زمان مجید انصاری عضو پیشین مجلس خبرگان و عضو برجسته مجمع روحانیون مبارز نیز تایید کرد که متاسفانه چنین اتفاق‌هایی در بازداشتگاه ها افتاده است و تاکید کرد ، کروبی حرف بدون سند نمی‌زند. 
برنامه بیست و سی که مستقیما توسط کودتاگران تولید می شود و معمولا خبرهایش با تاخیری 24 ساعته نسبت به سایت‌ها و حتی گاهی روزنامه‌ها پخش می‌شود تا کودتاگران فرصت طراحی داشته باشند، بدون اطلاع از تکذیب های اینان و سخنان کوبنده کروبی که بر حرفش تاکید کرده بود ، سراغ حسین کروبی رفت تا با سوء استفاده همان سناریویی را اجرا کند که قبلا طراحی شده بود و قاضی مرتضوی نقش خود را ایفا کرده بود و حالا نوبت به نقش بیست و سی رسیده بود. یکی از پادوهای کودتا به عنوان خبرنگار صداوسیما به حسین کروبی زنگ زده و بدون این که بگوید قصد مصاحبه دارد، با او تلفنی صحبت کرده و آن را با مقدمه ای در یک گزارش در برنامه کودتاگران پخش کردند. هر چند در همان گفت و گوی کوتاه طراحی شده نیز تاکید شده بود که مهدی کروبی برای حرف هایش سند دارد ، اما آن ها با پخش سخنان لاریجانی بلافاصله پس از این گزارش تلاش کرده بودند نشان دهند که کروبی بدون سند این حرف ها زده است.
اما در همان زمان که بیست و سی داشت این دروغ‌ها را پخش می کرد ، گفت‌وگویی با شیخ مهدی کروبی روی خروجی سحام نیوز رفته بود که کروبی نه تنها بر ادعای خود تاکید کرده بود که تاکید کرده بود سند و مدرک هم دارد و اگر هیاتی بی‌طرف تشکیل شود، این اسناد را در اختیار آن هیات هم قرار خواهد داد و گفت که هم مستقیم از زبان کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند شنیده است و هم از زبان واسطه های مورد وثوقش. او هم چنین تاکید کرده بود مه لاریجانی به خاطر ترس از دست رفتن مقامش بدون بررسی تکذیب می‌کند.

این سخنان که سناریوی طراحی شده کودتاگران را بی اثر کرده بود ، چنان کودتاگران را بر آشفته است که آنان در کنار نوشتن متن‌های مشابه برای اعوان و انصارشان که روز جمعه از منابر علیه کروبی خوانده شود، وادارشان کرده که باز هم فشار به علی لاریجانی بیاورند تا جواب کروبی را بدهد، اما غافل از این که تکذیب حقیقت آسان نیست و بالاخره دم خروس از یک جایی بیرون می‌زند .
لاریجانی در واکنش به تاکید دوباره کروبی درباره تجاوز به بازداشت شدگان نوشته است :
"برای بنده تعجب آور است که شما از اظهار کمیته مجلس چون خلاف دعاوی شما بود برآشفته شدید، مگر کمیته تحقیق مجلس باید همه ادعاهای مطروحه در کشور را تایید کند تا شما آرام بگیرید و در غیر این صورت کمیته عجله کرده و شتابزده عمل نموده است!اگر دقت می‌فرمودید بنده عرض کردم این سنخ اطلاعات از یک ماه پیش در سایت‌ها مطرح بود و اطلاعاتی هم به ما رسیده بود؛ کمیته به همه‌ی این موارد در طول این مدت رسیدگی نمود و بیش از صد مورد یا به کمیته مراجعه و یا کمیته به آنها مراجعه نموده بود، توجه دارید بدلیل اهمیت موضوع دو کمیته موازی هم کار را دنبال کردند. لذا مطالبی که شما مطرح کردید به خلاف آنچه ما را متهم نمودید به هیچ وجه شتابزده نبوده و کمیته نتیجه بررسی های خود را اعلام کرد."
دم خروس را در همین پاراگراف از نامه لاریجانی می‌توان دید. او می‌گوید که به بیش از 100 مورد ادعا در این زمینه رسیدگی شده است. آقای لاریجانی یعنی 100 نفر مدعی اند که در بازداشتگاه‌ها به آن ها تجاوز شده است ؟ خود این عدد آیا طبیعی است ؟
 آیا همین تکرار و تسلسل خود دلیلی بر درستی این تجاوز ها نیست و آیا نباید بررسی بیشتری صورت گیرد؟
تازه آقای لاریجانی این ها کسانی اند که جرات طرح ادعایشان را داشته‌اند، آنان که نداشته‌اند چی؟ شما به این پرسش پاسخ دهید که یک دختر یا پسر نوجوان و جوان در کشوری مثل کشور ما چرا باید آبروی خود را بریزد و اقرار کند که مورد تجاوز قرار گرفته است؟ لابد باید عقلش را از دست داده باشد و یا باز هم رد پای خارجی در این کار است ؟
بعد هم شما به عنوان یک متخصص که مدعی هستید ظرف چند روز به ادعای تجاوز به 100 مورد رسیدگی کرده اید و دریافته اید که این ها کذب محض است، بفرمایید چگونه می‌شود چنین ادعایی را رد یا اثبات کرد؟ لابد اسامی را در اختیار قاضی مرتضوی قرار می‌دهید و می‌پرسید آیا همکاران شما به افراد نامبرده زیر تجاوز کرده‌اند یا نه؟ چه کسی قبول می‌کند که تجاوز کرده است ؟ وقتی که بازداشتگاه‌هایی درست کرده‌اید که هیچ نظارتی رویش نیست، چگونه می‌توانید اثبات کنید که در آن بازداشتگاه‌ها اتفاقی نیافتاده است؟
وقتی که دو نوجوان بسیجی می‌توانند دختری را وسط خیابان به جرم داشتن دستبند سبز سوار موتور کنند و یکی جلوش و یکی عقبش بنشیند و بعد ببرند شما چگونه می ‌توانید تضمین بدهید که این آقایان این خانم‌ها را قبل از تحویل به بازداشت گاهی مثل کهریزک به خانه دیگری برای بازجویی‌های فنی‌تری نبرده باشند؟
این را که نمی‌توانید تکذیب کنید که بین بازداشت برخی از بازداشت شدگان تا تحویل آن‌ها به بازداشتگاه‌های رسمی چند روزی فاصله بوده است. آیا شما از این چند روزها خبر دارید؟ آیا اصلا شما و نماینده‌هایتان را به چنین جاهایی راه داده‌اند؟ 
آقای لاریجانی یک بار پاسخ رییس قوه قضاییه را به نامه کروبی بخوانید.
هاشمی شاهرودی می‌گوید :"در بازداشتگاه‌هائي كه زير نظر قوه قضائيه قرار دارند چنين رفتارهائي با بازداشت شدگان نشده است."
این جمله صادق و کوتاه دو نکته را در خود دارد ، اولا دلالتی است بر وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی و دوم این که آقای شاهرودی برعکس شما وجدانش را در نظر گرفته و دیده نمی‌تواند تضمینی بدهد که در آن بازداشتگاه‌های غیرقانونی چنین اتفاقی نیافتاده باشد.
آقای لاریجانی بیایید یک لحظه خودتان را به جای پدر یکی از جوانانی بگذارید که چنین بلایی بر سر فرزند دلبندش چنین چیزی را مطرح می‌کند. لطفا یک لحظه چشمتان را ببندید و یکی از فرزندان دلبندتان را به انتخاب خودتان در چنین وضعیت فجیعی تصور کنید. حالا فرض کنید که می‌خواهید شکایت کنید و اثبات کنید. راه اثباتش چیست مراجعه کردن به متجاوزان یا به کسانی چون شما که کلاهتان پشمی ندارد؟ فرض کنید جایی را هم برای شکایت پیدا کردید، چگونه می توانید اثبات کنید ؟ باز جویان به اقتضای شغل شریفشان! حتما بهتر از این نوجوانان بخت برگشته به کار خود واردند و مدارک جرم را پاک می‌کنند؟ آقای لاریجانی خودتان را به جای پدر یکی از این‌ها بگذارید و بعد بگذارید وجدانتان بیدار شود؟
*****
ظاهرا رئیس دولت کودتا هر وقت رهبری را می‌بیند، مریض می‌شود!
محمود احمدی‌نژاد در روز تنفیذ که در بین مردم ایران به عنوان «روز نکبت» معروف شد، برخلاف چهار سال قبل، دست رهبر را نبوسید و وقتی رسانه‌ها علت آن را جویا شدند، خبرگزاری رسمی دولت نوشت: احمدی‌نژاد سرما خورده بود و نخواست خدای‌نکرده آقا را مریض کند! لابد افکار عمومی هم این توجیه را باور کردند.
اما فردای آن روز، در مراسم استقبال از پادشاه عمان که به ایران آمده بود، احمدی‌نژاد ناگهان او را در آغوش کشید و با او روبوسی کرد. بعید بود که بیماری او یک روزه خوب شده باشد، پس لابد برایش اهمیتی نداشت که سلطان قابوس را مریض کند.
با این حال یک روز بعد از آن و در مراسم تحلیف، باز همه دیدند که احمدی‌نژاد پس از سوگندی که خورد، آقای هاشمی شاهرودی را بوسید و در آغوش کشید؛ گویی دو روزه بیماری‌اش خوب شده بود.
اما ماجرا تمام نشد. دیروز که پنجشنبه بود و هشت روز از مراسم تحلیف گذشته بود، احمدی‌نژاد و لاریجانی و شاهرودی و جنتی به دفتر رهبری رفتند تا به همراه او، تمبر به اصطلاح یادگاری انتخابات ریاست‌جمهوری را امضا کنند. اما نکته جالب این بود که بیماری احمدی‌نژاد دوباره عود کرده بود! او در تمام مدت این مراسم امضای تمبر یادبود، دستمالی را جلوی دهانش گرفته بود تا لابد کسی را مریض نکند.
فیلم گزارش واحد مرکزی خبر صداوسیما از این مراسم را
اینجا می‌توانید ببینید (کلیک کنید).
حال جا دارد خبرگزاری دولت و دفتر رئیس دولت توضیح دهند که این بار ماجرا چه بوده و چگونه است که احمدی‌نژاد هر بار در یک مراسم علنی در کنار رهبری قرار می‌گیرد، بیمار می‌شود!
*****
در پی تهدید به تجمع و احتمال حمله به دفتر روزنامه اعتماد ملی
مدیر مسئول اعتماد ملی در نامه‏ای به دادستان تهران، خواستار حفظ امنیت دفتر این روزنامه شد
به دنبال انتشار خبر پخش کردن اعلامیه‏هایی در حاشيه نماز جمعه امروز تهران مبنی بر اینکه عده‏ای عصر فردا (عصر شنبه) در اعتراض به نامه كروبي به هاشمي در مقابل روزنامه اعتمادملي تجمع خواهند کرد، مديرمسئول این روزنامه با نگارش نامه‏اي به دادستان تهران خواستار تامين امنيت دفتر این روزنامه شد. به گزارش سحام نیوز، متن اين نامه به شرح زير است:
"در پايان نماز جمعه امروز تهران گروهي با سر دادن شعارهايي اعلام كردند كه بعدازظهر روز شنبه به عنوان اعتراض مقابل دفتر روزنامه اعتمادملي تجمع خواهند كرد. با توجه به اينكه در شرايط حساس فعلي چنين اقدامي مي‏تواند عواقب غيرقابل پيش‏بيني داشته باشد بدين وسيله اعلام مي‏گردد تا مقرر فرماييد براي حفظ امنيت محل دفتر روزنامه، نهادهاي زي‏ربط خصوصا نيروي انتظامي تدابير لازم را مبذول دارند."
گفتنی است رونوشت این نامه برای سردار سرتیپ رجب‏زاده، فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ نیز ارسال شده است.
*****
زنان زندانی و کیفرخواستی علیه تاریخ بیداری ایرانیان
نوشین احمدی خراسانی

نمی‌خواهم از «ژیلا بنی‌یعقوب» بگویم که چگونه او را شبانه به همراه همسرش (بهمن احمدی امویی) از خانه به زندان افکندند و بیش از 50 روز است که ناامید از آزادی‌شان روز را شب می‌کنیم. ژیلایی که در سرزمینی که روز خبرنگار را جشن می‌گیرند، گویا جرمش روزنامه‌نویسی با دیدگاهی جنسیتی و برابری‌خواه و اعتقاد به روش‌های صلح‌آمیز برای «تغییر» است.نمی‌خواهم از «هاله سحابی» بگویم که پرسش غمناک هر شب من و ما این است که چگونه زنی 54 ساله که سرش به ضرب باتوم شکافته و با وجود بیماری دیابت در زندان‌هایی که هر روز خبرهای دهشتناک از درون آن می‌شنویم، می‌تواند دوام آورد. هاله سحابی زنی با ایمان که گویا جرمش جستجوگری در متون مقدس برای دستیابی به روزنه‌هایی از برابری انسان‌ها است.نمی‌خواهم از «شیوا نظرآهاری» بگویم که مادرش هر دوشنبه بی‌تاب و دلتنگ به در زندان اوین می‌رود تا شاید به او هم اجازه ملاقاتی بدهند اما هربار با لحنی سرد و عبوس روبرو می‌شود: «شیوا ممنوع الملاقات است»، و مادر رنجدیده شیوا ناامید و درهم شکسته با جگری آتش گرفته از این همه بی‌مهری به خانه باز می‌گردد. به خانه‌ای که جای خالی شیوا قلب هر مادری را به درد می‌آورد. شیوا نظرآهاری که شور و اشتیاق جوانی‌اش برای کسب عدالت او را به دنبال کودکانی بی پناه تا اعماق شهر بی‌قواره تهران برده است.نمی‌خواهم از «کاوه مظفری» بگویم که چگونه او را به خاطر احساس مسئولیتی که نسبت به مادر همسرش داشته و گویا این احساس مسئولیت را «بی‌موقع» و در روز 18 تیر بروز داده و به همین سبب در خیابان، شکارش کرده‌اند. مرد جوانی که به عدالت جنسیتی باوری عمیق دارد و سعی می‌کند برابری خواهی را در جامعه مردسالار ایران متبلور سازد.نمی‌خواهم از گروه پرشمار مردان برابری‌خواهی همچون «بهمن احمدی امویی»، «کیوان صمیمی»، «عبدالفتاح سلطانی»، «مسعود باستانی»، «احمد زیدآبادی»، «محمدعلی دادخواه» و یا «عبدالله مومنی» و... که امروز در زندان و تحت فشار بسر می‌برند سخن بگویم، مردانی که سعی می‌کنند برخلاف فرهنگ مردسالار مسلط بر جامعه رفتار کنند. به راستی سخن گفتن از فرزندان عبدالله مومنی دردناک است هنگامی که می‌شنویم آن ها از پس هفته‌ها بی خبری وقتی بالاخره اجازه ملاقات با پدرشان را می‌یابند، از دیدن چهره تخریب شده پدر، به وحشت می‌افتند و از ته دل گریه می‌کنند.نمی‌خواهم از مهسا امرآبادی بگویم که چگونه مادرش را تهدید می‌کنند که چرا «شایعه کرده که دخترش باردار است» چون می‌دانم این هم بهانه‌ای است برای آن که خانواده مهسا را مانند دیگر خانواده‌های زندانیان سیاسی، به سکوت وادارند. به راستی چه فرقی می‌کند که مهسای جوان کودکی در رحم داشته باشد یا نداشته باشد. مهم «واقعیت» یا «شایعه» بارداری مهسا نیست، مهم آن است که این خانواده‌ها به هر بهانه و به هر دلیلی همراه با فرزندان شان تهدید می‌شوند و رنج می‌برند. آنان را با بهانه و بی بهانه می‌ترسانند و رنج می‌دهند تا لابد هنگامی که فرزندان‌شان از زندان بیرون می‌آیند به جای «کنترلی بیرونی» به «کنترلی درون خانوادگی» گرفتار شوند.از صدها و صدها زندانی دیگر هم نمی‌خواهم سخن بگویم که «آیا مقابل دوربین صداوسیما علیه عقاید انسانی خود اعتراف می‌کنند یا نمی‌کنند» (به راستی چه اهمیتی دارد که فیلم‌ها و نمایشنامه‌ها، آخرش چه می‌شود!) می‌خواهم از «سعیده کردی‌نژاد» بگویم، دختر جوان گمنامی که حتا عکسی از او وجود ندارد که لااقل بتوانم تصویر چهره واقعی او را کمی با تصاویر ذهنی‌ام عجین سازم. با سعیده کردی‌نژاد مانند ده‌ها زن زندانی نام ناآشنا، آشنایی ندارم اما به سبک و سیاق ژیلا بنی‌یعقوب می‌خواهم از او سخن بگویم چون می‌دانم که اگر بر دست و پای ژیلا بنی‌یعقوب زنجیر نبود حتما او نیز به پرداختن و گفتن از «دوست و آشناها» اکتفا نمی‌کرد و به دنبال «افراد غریبه» و گمنامی که هیچ حامی و آشنایی در پایتخت ندارند می‌گشت تا وظیفه روزنامه‌نگاری و تعهد اجتماعی‌اش را انجام دهد.از سعیده کردی‌نژاد هیچ شناختی ندارم اما با اندک اطلاعاتی که پس از یک ماه و نیم که از بازداشت او در زندان اوین می‌گذرد متوجه شده‌ام که او از شهرستانی دور و از اعماق منطقه‌ای تفته و سوزان می‌آید که فرهنگ پدرسالاری و «قتل‌های ناموسی» در آن جا بیداد می‌کند، و از همین روست که نمی‌توانم از فکرش خلاصی بیابم. چراکه این دختر جوان در تصاویر ذهنی‌ام به نماد همه دختران جوان شهرستانی تبدیل شده که لابد از هزار توی مناسبات خشن پدرسالار جامعه، خود را اندکی بالا کشیده‌اند.شنیده‌ام سعیده دانشجوی فوق لیسانس رشته اقتصاد در تهران است که از زاهدان آمده و در میان حجم وظایف تحصیلی‌اش، شیطنتی کرده و به امید روزها و سال‌های بهتر برای کشورش، به همراه دیگر دختران جوان همچون «زویا حسنی» (که گویی امروز در زندان است اما هیچ اطلاعی از او در دست نیست) به ستاد 88 حامیان میرحسین موسوی پیوسته است، جایی که لابد عقاید اصلاح‌طلبانه و روسری گل گلی «زهرا رهنورد» برایش یادآور طراوت و تغییر بوده است. این، همه آن چیزی است که از او می‌دانم لابد قلب مهربان سعیده و قلب همه دختران جوانی همچون او به اندک هوای تازه ای خوش و خرم بوده است، شادمان از اندک حضورشان در عرصه‌ای که همواره مردانه و متعلق به بزرگان و قدرت مداران است.احتمالا سعیده به مانند هر انسان آزاده‌ای، تصویری غرورآمیز از چنین جسارتی داشته اما در یک چشم برهم زدن او را همراه با یک دنیا آرزو و نشاط‌ش در قوطی کوچک و تنگ اوین گرفتار کرده‌اند. سعیده‌ای که لابد با گذر از آن همه تنگناها و ممانعت‌هایی که از سوی محله و شهر و دیار (و مردان خانواده‌اش) داشته و توانسته برخلاف «داغ سرنوشتی که بر پیشانی‌اش» خورده است به جلو، به سوی آینده حرکت کند، این دفعه اما با «پدری» بزرگ تر و خشن تر روبرو شده تا «دختر جوان» را به سرنوشت محتوم و موروثی‌اش، بازگرداند و این کار را با داغ و درفش و زندان انجام داده‌اند.شنیده‌ام، مادر سعیده از پس هزینه سفر به تهران برنمی‌آید و نمی‌تواند چنین هزینه سنگینی را به سبد خانواده تحمیل کند چون اندک امیدی هم ندارد که بتواند در پایتخت دخترش را ملاقات کند. از همین روست که این مادر غیر پایتخت نشین هر روز فقط اشک می ریزد و از سینه پر غصه اش آه بر می‌کشد.
شیوه نرم و مخملی مادربزرگ‌ها
من به عکس سعیده، به تمام عمر در پایتخت ایران زندگی کرده ام و به موهبت پایتخت‌نشینی، بخش کوچکی از آرزوهایم را توانسته‌ام در اندک فضای گل و گشاد این شهر بزرگ جولان بدهم، پس نمی‌توانم سختی‌ها و رنج دستیابی این دختر شجاع و با استقامت را تا رسیدن به این موقعیت، به راستی درک و لمس کنم اما می‌توانم بفهمم که حضور دخترانی جوان مانند سعیده که در مناطق پیرامونی و محروم کشور ـ و بی نصیب از امکانات موجود در پایتخت این جهان ایرانی ـ زندگی کرده‌اند اما آگاهی و تعهد اجتماعی خود را این چنین ارتقاء داده‌اند برای جنبش زنان چقدر غنیمت است و افتخارآفرین.در عین حال این را نیز می‌دانم که صد سال است زنان پیشرو این مرز و بوم رنج و محنت کشیده، و همچنان دارند هزینه می‌پردازند تا نوه‌ها و نتیجه‌هایشان یعنی همین «سعیده کردی‌نژادها» بتوانند به داغ لعنت خورده بر پیشانی خود، پشت کنند و فراتر از «سرنوشت محتوم» حرکت کنند و آرزوی مشارکت در سرنوشت خود را در سر بپرورانند.می‌دانم که بیش از یکصدسال پیش، زنانی همچون بی بی خانم استرآبادی، طوبا آزموده، و... که با سختی بسیار و تحمل هزار قسم تحقیر و داغ و تهمت، مدارس دخترانه را در جامعه ما بنیاد گذاشتند (و این کار بزرگ را با شیوه‌های مسالمت آمیز و نرم و به اصطلاح «مخملی» انجام دادند)، رویایشان آن بوده که روزی «سعیده کردی‌نژادها» از اعماق منطقه‌ای سوخته و محروم و به رغم موانع رنگارنگ فرهنگی و عرفی، بتوانند روی پای خود بایستند، قامت راست کنند و به تحصیلات عالیه بر سند و آنقدر آگاه و بالغ شوند که بخواهند در «تغییر مسالمت آمیزسرنوشت خود و جامعه‌شان» مشارکت جویند.فکر می‌کنم «آقایان تیم کیفرخواست نویس امروز» که در مقابل دوربین صدا و سیما، مغرورند که دادگاه‌های یکصد نفری از متهمان مدافع تغییر را برگزار می‌کنند اگر در زمان بی بی خانم استرآبادی حاضر بودند، لابد بی بی خانم و طوبا خانم و... را هم به جرم «انقلاب نرم مخملی» متهم می‌کردند چون می‌دانیم که در آن ایام آنها و تاج‌السلطنه‌ها و برخی دیگر از زنان تحول‌خواه، از قضا کتاب‌های خواهران خود را که در «جهان غرب» نوشته شده بود می‌خواندند. گروهی از آنان که مبارزه برای تغییر را موضوعی مشترک میان همه زنان عالم می‌دانستند حتا به زنان مبارز انگلیسی تلگراف می‌زدند و خواهان پشتیبانی آنها از میارزات خود در مقابل استبداد حاکم بر ایران می‌شدند.هر بار که کیفرخواست متهمان وقایع بعد از انتخابات را می‌خوانم براساس اتهامات ارائه شده در آن، بیشتر متقاعد می‌شوم که مردم سرزمین‌مان بیش از صد و پنجاه سال است که دارند «انقلاب مخملی» می‌کنند. به این دلیل ساده که تاریخ تمدن بشر بر اساس ارتباط فکری و مراوده‌های فرهنگی و تجربی انسان‌ها در سراسر جهان به وجود آمده و به شکوفایی رسیده است. برخلاف تصور کیفرخواست‌نویسان دادگاه انقلاب، ارتباط با فرهنگ «بیگانه» و دیگر تمدن‌ها اتفاقا باعث رشد و تعالی فرهنگ‌ها در همه کشورها بوده است.احتمال می‌دهم که اگر «آقایان تیم کیفرخواست نویس امروز» در زمان مشروطیت می‌زیستند، به جای «تویتر» ، «فیس بوک» و «گوگل» و اینترنت، لابد دستگاه «تلگراف» را متهم به «کمک رسانی به انقلاب مخملی» در ایران می‌کردند و به جای «انگلیس»، لابد ترکیه (که آن زمان محل انتشار روزنامه‌های مشروطه خواهان بود) متهم به دخالت در امور داخلی کشور می‌شد.از محتوای مغلوط متن کیفرخواست متوجه می‌شویم که «پارلمان» و «مجلس شورای اسلامی» و تفکیک قوا در ایران امروز، دستامد «انقلاب مخملی» پیشینیانمان بوده است و «دانشگاه و مدرسه‌ای» که امروز همین آقایان «تیم کیفرخواست نویس» از آن جا مدرک گرفته‌اند، حاصل «انقلاب مخملی» پیشکسوت‌هایی همچون رشدیه‌ها، بی‌بی خانم‌ها، طوبا آزموده‌ها، دولت آبادی‌ها و... بوده است.اما پرسشی که در این میانه برایم بی پاسخ مانده این است که چگونه کسانی که به یمن انقلاب‌های مخملی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایشان در طول صد و پنجاه سال گذشته، هم اکنون «نماینده مجلس»، مصدر پست های دولتی، یا «رییس دانشگاه» و نظایر این موقعیت‌ها شده‌اند و از دستاوردهای «انقلاب های مخملی» پیشین، این گونه بی مهابا بهره می‌برند، امروز با «انقلاب مخملی» (بخوانید پیشرفت) در محدوده‌ای که نمی‌پسندند و با سلیقه‌شان منطبق نیست با چنین خشونت و قساوتی مقابله می‌کنند؟ خشونت‌هایی گاه چنان شنیع و غیر اخلاقی که شنیدن اخبار آن قلب هر انسانی را به درد می‌آورد.جالب است که همین خشونت عنان گسیخته و رفتار سرکوبگرانه و تعرض‌های جنسی نسبت به زندانیان و روش‌های اعتراف‌گیری را با در اختیار گرفتن پیشرفته ترین تکنیک‌ها و «ابزارهای امنیتی جهان غرب» (بیگانگان) انجام می‌دهند.
به راستی آیا این کیفرخواست که علیه میلیون‌ها ایرانی معترض به نتایج انتخابات تدوین شده، و در دادگاه های فاقد وکیل و هیئت منصفه، قرائت می‌شود کیفرخواستی علیه تاریخ تمدن بشری و به خصوص علیه تاریخ بیداری ایرانیان نیست؟
منبع: مدرسه فمینیستی
*****
1984 – George Orwell
نوشته: دکتر رضابحری


هفته قبل برای چندمین بار کتاب " 1984" از جرج اورول George Orwell را خواندم. من سال ها قبل در ایران، این کتاب و دو کتاب دیگر از این نویسنده بنام های " گرامی داشت کاتالونیا" و نیز "مزرعه حیوانات" را خوانده بودم.
"اورول" در کتاب "1984" سرزمینی را ترسیم کرده است که تحت نظارت تحکم آمیز سیستمی وحشتناک رهبری می گردد و این رهبر که " ناظر کبیر " نامیده می شود خود را خدای روی زمین و آفریننده زمین و زمان و مکان می داند.
این رهبر خودکامه برای اداره سرزمینش چهار وزارتخانه و یا اداره بنا کرده است با نام هائی فریبنده اما عمل کردی کاملا باژگونه. این ادارات یا وزارتخانه ها عبارتند از: وزارت عشق که عملکردش ممنوع ساختن دوست داشتن و عشق ورزیدن و شکنجه و اعدام عشاق است. وزارت صلح که عملکردش برافروختن آتش جنگ و بهم ریختن تمامی دنیاست. وزارت نعمت یا رفاه که عملکردش ایجاد کمبود های عمدی و نایابی مواد مورد نیاز مردم می باشد و در نهایت وزارت حقیقت که عملکردش فقط و فقط باژگونه کردن حقایق و جعلیات و دروغ پراکنی است. در آن دنیا یا سرزمین وحشتناک با آن رهبری خدای گونه، غیر از تصویر چهره غول آسای رهبر که همه جا به حد وفور آویزان است و زیر تصویر نوشته شده " ناظر کبیر تو را می نگرد" ؛ سه پیام نیز که شعار تنها حزب حاکم است همه جا زینت بخش دیوارها می باشد و این پیام ها عبارتند از:
1. جنگ صلح است
2. آزادی بردگی است
3. نادانی توانائی است

در پاراگرافی از کتاب چنین می خوانیم:

".......این دستگاه های تله اسکرین در همه جا حتا در منازل مردم کار گذاشته شده بود. تله اسکرین در آن واحد گیرنده و فرستنده بود. هر گونه صدائی را از جانب وینستون، که بلندتر از نجوائی آرام بود، می گرفت. وانگهی، مادامی که وینستون در دایره دید صفحه فلزی باقی می ماند هم دیده می شد و هم صدایش شنیده می شد. البته به هیچ وجه نمی توانستی بفهمی که کدام لحظه پائیده می شوی. این که چند بار، یا با چه شیوه ای "پلیس اندیشه" به تفتیش می پرداخت، با کرام الکاتبین بود. چه بسا در تمام اوقات آدم ها را می پائیدند. ولی به هرصورت امکان داشت که هر زمان اراده کنند کردارت را تحت نظر بگیرند.
باید بر این فرض زندگی می کردی – از روی عادتی که غریزه میشد، این گونه زندگی می کردی – که صدایت شنیده می شود و هرحرکتی، جز در تاریکی، زیر نظراست...."
در سرزمین بی در و پیکر، بی صاحب و وحشتناکی که "اورول" برشته ترسیم یا تحریر درآورده حرف از آن نیست که مردم چنین چیزی را می خواهند یا نمی خواهند بلکه حرف بر آن است که آدمیزاد زاده شده که چنین باشد و محکوم به زیستن در چنین سرزمین یا دنیائی است. معنای دنیا و آخرت این است و غیر از این وجود خارجی ندارد.
در کتاب "اورول" هر روز مراسمی مخصوص و همگانی ( برای تمامی موجودات آن سرزمین) اجباری است که این مراسم عبارت است از دو دقیقه ابراز نفرت و انزجار از همه کس و همه چیز. از دیگر قوانین این دنیای وحشتناک این است که مردم بجای رفتن به سینما و تاتر و یا کنسرت و غیره باید به تماشای مراسم اعدام یا بدار کشیده شدن محکومین بروند. عشق ورزیدن گناهی غیر قابل بخشش است و کسی حق عاشق شدن ندارد. زنان موجوداتی بسیار بدبخت و توسری خورده اند که جایشان فقط در خانه و بخصوص در بستر برای عیش و نوش مرد است و اگر از حصار خانه خارج گردند باید حتما در ملاء عام کمربند عفت ببندند و پائین تنه خود را مزین به قفل و زنجیر نمایند. همه موجودات این سرزمین باید زشت و غیرقابل تحمل باشند و ارجمند ترین و دوست داشتنی ترین افراد در آن سرزمین، زشت ترین و زشتخو ترین ساکنان آنجا هستند. دین و آئین آن سرزمین نیایش مرگ و مردگان است و زندگان تنها زمانی به حساب در خواهند آمد که مرده و یا شهید شده باشند اما آنانی که کشته و اعدام شده اند حتا از این مزیت نیز محرومند. در آن دنیای عجیب و غریب تنها قدرت روی زمین یعنی رهبر حق فکر کردن و تصمیم گرفتن برای بقیه را دارد و همه باید کورکورانه از او اطاعت محض کنند. اخبار و روایات هرگز نباید تازه باشند بلکه وسایل ارتباط جمعی که مسلما تحت نظارت و هدایت همان رهبر و یا خدا هستند، موظفند که اخبار و روایات و حکایاتِ فرضا هفته یا ماه و یا حتا سال قبل را، آنهم جعل شده و دگرگونه، روزانه بعنوان اخبار روز به سمع و نظر مردم برسانند.
" اورول" در کتابش دنیائی را ترسیم می کند که قرار است درسال 1984 مبدل به سه قاره بزرگ گردد با نام های " اقیانوسیا " و "اوراسیا " و "شرقاسیا " که این سه ابر قدرت به جنگی دائمی دست میزنند تا همه نیروها و امکانات ممکن را بکار گیرند تا اندیشه و عادات ملت های خود را مهار کنند تا جائی که این ملل بر اساس تبعیتی مطلق و یک پارچه همواره پاسداران برادران ارشد ( یا همان ناظران کبیر ) باشند و بجای هرتحرکی، در تحمیق و نادانی و خواب غفلت همیشگی بسر ببرند...!!
اگر به حماقت و نادانی و بی سوادی ملایان باور نداشتم ممکن بود تصور کنم که آنها نیز این داستان یا اثر وحشتناک و مشمئز کننده را خوانده و برای بنا نهادن جمهوری اسلامی شان از آن نشأت و تفکر و الهام گرفتند که البته چنین تهمت ناروائی به ملا و پیروان آنان با صدها مَن سریشم هم نمی چسبد. چون این گونه افراد غیر از توضیح المسائل و یا مزخرفاتی چون نوشته های امثال خمینی و کلینی و ملاباقر مجلسی، چیز دیگری را اصلا قبول ندارند چه رسد آن که بخوانند.
جرج اورول در تاریخ 25 ژوئن 1903 بدنیا آمد و در ژانویه 1950 از دنیا رفت.
اوج هنر نویسندگی او در سال های 1925 تا 1940 بوده و کتاب 1984 را نزدیک به سه ربع قرن قبل (حدود 1935 تا 1940) در اوج قدرت کمونیسم نوشت تا آن سیستم را به تصویر کشد، اما کاشکی زنده بود تا تحقق یافتن دنیائی را که در کتاب اش تشریح کرده؛ به وضوح در کشور فلک زده ما ایران مشاهده می کرد زیرا آنچه که او تشریح کرده و نوشته، اثری است صد درصد مطابق با وضعیت ایران پس از روی کارآمدن ملاها، دنیائی که نه در سال 1984 بلکه درسال 1979 برای ایران و ایرانی رقم زده شد و روز به روز بد و بدتر و وخیم تر می گردد. شیخ و رمال و روضه خوان و جن گیر و فاتحه خوان سر قبر، شده اند حاکم بر مال و جان و ناموس مردمی که غیر از صلح و دوستی و همزیستی مسالمت آمیز با خودی و بیگانه چیزی در سر نمی پرورند.
آخوند حکم میراند و مزدوران دشنه بدست او حکم را اجرا می کنند. آخوند فتوا میدهد و مزدوران دست بسینه اش در لانه فسادی بنام مجلس شورای اسلامی به تصویب میرسانند. آخوند اشاره می کند و شورای نگهبانش از میان صدها تنی که شایسته و سزاوار یا ناشایست و ناسزاوار، خود را نامزد احراز ریاست قوه مجریه کرده اند ابتدا چهارتن "خودی" را انتخاب می کند اما از همان اول مشخص است که این هم چون دیگر کارهایشان تزویر و ریایی بیش نیست زیرا "آقا"فقط می خواهد (یا وادارش کرده اند) که تمام اشارات و حمایت ها و نظریاتش برای موجود پلیدی باشد که در چهار سال گذشته نشان داده که در سنگدلی و اطاعت اوامر "شیخ کبیر" و تلاش برای بقای هرچه بیشتر رژیم "ولایت وقیح" کوتاهی نمی ورزد زیرا که بقایش در دوام رژیم و اطاعت از خواسته های بزرگ عمامه داران است.
ما، در گذر از روزهای سرنوشت سازی هستیم. روزهایی که شاهد خشم و عصیان نسلی است که فرزندان یا برادران و خواهران کوچکتر و جوانتر نسلی دگر هستند؛ نسلی که سی سال پیش لغزش خورد، فریبش داند، و به خیابان ریخت و فریاد سر داد که "حزب فقط حزب الله - رهبر فقط روح الله". اما یک تفاوت بزرگ در فریادهای خشم نسل امروز و نسل دیروز با شفافیت و روشنی مشاهده می گردد. نسل سی سال قبل نمی دانست که چرا به خیابانها ریخته و تیشه بدست گرفته و بر ریشه خویش میزند، اما نسل امروز می داند که چه می خواهد و چرا فریاد می کشد و زخمی و کشته میشود و یا دستگیر شده و راهی بازداشتگاههایی می گردد که در آنجا هم مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، هم به او تجاوزات شنیع جنسی می کنند و هم اگر لازم باشد زیر شکنجه های حیوانی می کشندش و برای تحویل جسدش به خانواده اش "پول تیر" مطالبه می نمایند.
آری نسل امروز تمام اینها را می داند اما به شور و غوغا و افتخار آفرینی اش برای بدست آوردن آزادی و پاکسازی میهن از لوث وجودِ پلیدِ اشغالگران میهن اش ادامه میدهد، زیرا که این نسل نه از روی راحتی و سیری شکم (مانند نسل سی سال قبل)؛ بلکه از روی ناچاری و ناداری و گرسنگی، به دلیل تحمل فشارهای روزافزون با هدف سوق دادن همه کس و همه چیز به زیر مهمیزهای قهر و غضب و دایره نادانی و سفاهت و حماقت، و وادار ساختن جامعه به اطاعتی کورکورانه به جان آمده. بیش از 63% نسل امروز را جوانان، تحصیل کرده ها، آگاهان سیاسی و اجتماعی و دوستداران صلح و برابری و صداقت و مهرورزی تشکیل میدهند... آب و آتش را با یکدیگر، و یا سپیدی و روشنایی را با تاریکی نمی توان درهم آمیخت و آشتی داد. یا باید کور و کر و لال بود و اجازه داد قیصرها برایش تصمیم بگیرند، یا باید عاقل و فرزانه بود و بر سرنوشت خویش و همنوعان خود تفکر و تامل نمود. و نسل آگاه امروز، راه دوم را انتخاب کرده و نمی تواند بیش از این شاهد باشد که برایش تصمیم بگیرند و به اجرا در آورند و در نهایت، او را و جامعه را به چاه جمکران حوالت دهند و با اراجیفی مانند "صاحب این مملکت امام زمان است" و غیره ... او را در نادانی و جهالت و گمراهی غرق نمایند. با امید پیروزی هرچه سریعتر خیزش نوین ایران و تحقق فریادهای برخاسته از اعماق این سینه ها و قلبهای تپنده، فریادهای: "استقلال - آزادی - جمهوری ایرانی" ...
*****
تجمع مقابل روزنامه اعتماد ملی
دیروز در "شوی" نماز جمعه گروه اوباشان اعلامیه هایی پخش کرده و از چاقوکشان و دشنه بدستان و اوباشان خواستند که امروز بعنوان اعتراض به نامه افشاگرانه کروبی درباره فجایع بازداشتگاه کهریزک به روزنامه اعتماد ملی یورش ببرند. درین مورد، گزارش یکی از منابع نیمه دولتی را انتخاب کرده ایم تا با هم بخوانیم:
**
سحام نیوز : دبیر کل حزب اعتمادملی با اشاره به پخش اعلامیه ای در نماز جمعه ی دیروز و انتشار آن در سایت های خبری مبنی بر حضور منتقدین روزنامه ی اعتمادملی در روز شنبه در مقابل ساختمان این روزنامه گفت: ما از حضور منتقدین استقبال می کنیم و از هواداران نیز می خواهیم که برای حفظ آرامش روز شنبه هیچ واکنشی نشان ندهند اما روز دوشنبه در مقابل ساختمان روزنامه حضور بیابند.
مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتمادملی با اشاره به پخش اعلامیه دیروز، گفته: ما از حضور منتقدین استقبال می کنیم و با سعه ی صدر، تمام انتقاداها و پیشنهادهای آنان را می شنویم و به طور قطع در روزنامه نیز منعکس خواهیم کرد.کروبی در ادامه گفته: از تمامی هواداران روزنامه ی اعتمادملی درخواست می کنم فردا از تجمع مقابل روزنامه خودداری نمایند تا با حفظ آرامش و امنیت خبرنگاران ما نظرات منتقدین را بشنوند و بتوانند با آنها گفت و گو نمایند. ایشان خطاب به هوادارن افزود: بنده نیز به همراه شما برای حمایت و تشکراز دست اندر کاران روزنامه اعتماد ملی و بیان نظرات و پیشنهادها ، روز دوشنبه ساعت 16مقابل ساختمان روزنامه اعتماد ملی حضور خواهم یافت.دبیرکل حزب اعتماد ملی در پایان به جوسازان و خشونت طلبان هشدار داد که راه تعامل مثبت را در پیش گیرند و فکر نکنند که با فشار، تهدید و تخریب می توانند ما را از مسیر دفاع از حقوق مردم خارج نمایند،بلکه بنده یک قدم هم عقب نخواهم نشست.
لازم به ذکر است در اعلامیه ها و اخبار منتشر شده از منتقدین روزنامه اعتماد ملی خواسته شده است که امروز شنبه ساعت 16 (حدود ده ساعت دیگر) مقابل ساختمان روزنامه تجمع نمایند،به نقل از بعضی سایت های خبری این دعوت توسط انصار حزب الله صورت گرفته است.
*****
چگونه تلفن های همراه شنود می شود؟
مهندس حمید ثانی - عصر ایران
امروزه هر جا سخن از استراق سمع و شنود مکالمات تلفن های همراه به میان می آید تصویری که در اذهان عامه نقش می بندد این است که در هنگام برقراری تماس ، مکالمات رد و بدل شده توسط دستگاهی واسط ضبط می شود و مورد شنود قرار می گیرد.این نوع استراق سمع اگر چه می تواند مورد استفاده قرار گیرد اما با پیدایش تلفن های همراه و گسترش ارتباطات سیار ، شیوه های جدید و کاراتری جهت شنود مکالمات و استراق سمع های محیطی به کار گرفته می شود.
هر تلفن همراهی قاعدتاً دارای یک میکروفون بسیار حساس است که همواره قابلیت فعال شدن را دارا می باشد.فعال کردن این میکروفون نیازی به برقراری تماس با گوشی مزبور و فعال شدن سیم کارت گوشی و یا حتی روشن بودن تلفن همراه ندارد.
امروزه یکی از تجارت های پرسود برای شرکت های سازنده تلفن های همراه ، فروش دستگاه های فعال کننده میکروفون های تلفن های همراه و امکانات شنود این میکروفون های فعال شده می باشد.
این دستگاه ها قابلیت هایی به خریداران آنها می دهد که با استفاده از آن می توانند به راحتی ، تلفن همراه شخص مورد نظر خود را به میکروفون مخفی خود تبدیل نموده و کلیه مکالمات وی در محل کار ، منزل و یا حتی در جمع دوستان را به راحتی شنود نمایند.
البته این دستگاه های شنود تنها توسط شرکت های سازنده تلفن های همراه ، تولید نمی شودو سایر شرکت های تولید کننده نرم افزار های موبایل نیز می توانند در صورت داشتن کد های نفوذ به دستگاه های تلفن های همراه شرکتی خاص(مانند نوکیا) نرم افزار مناسب شنود این نوع تلفن های همراه را تولید نمایند.
البته فعال کردن این نوع سیستم ، عموماً نیاز به نصب نرم افزار مربوطه بر روی تلفن همراه افراد قربانی دارد که این عمل ممکن است از طریق ارسال پیامک ، بلوتوث و ... انجام گیرد.
در صورتی که فرد مهاجم بخواهد از شیوه ارسال پیامک برای نصب این نرم افزار مخفی استفاده نماید ، پیامکی عمومی مانند تبریک سال نو به طیف وسیعی از مشترکان یک شهر ارسال می کند و مشترکان تلفن های همراه نیز پس از خواندن این پیامک ، فرد مهاجم را در جایگذاری این جاسوس کوچک یاری می رسانند.
با استفاده از این تکنولوژی ، هر تلفن همراه یک جاسوس بالقوه می تواند باشد که حتی در صورت خاموش بودن دستگاه تلفن همراه نیز می تواند بسته به حساسیت میکروفون خود ، امواج صوتی را از شعاعی از محیط خود ، جذب و ارسال نماید.
لازم به ذکر است که این سیستم جاسوسی ، تنها محدود به شنود مکالمات محیطی نمی شود بلکه این دستگاه ها قادربه دسترسی به تمامی بخش های تلفن همراه از قبیل یادداشت های شخصی ، پیام های کوتاه ، لیست تماس ها و ... می باشند.
توصیه هایی برای مقابله با این جاسوس :
1. در صورتی که این سیستم جاسوسی توسط یکی از شرکت های سازنده تلفن همراه (مانند نوکیا) به فرد مهاجم فروخته شود ، عملاً هیچ کاری نمی توان انجام داد جز اینکه به هنگام حضور در جلسات کاری و خصوصی که اطلاعات با ارزشی (مانند اطلاعات مالی) ردوبدل می شود باتری موبایل خود را خارج کرده و فضای کاری را عاری از دستگاه تلفن همراه شرکت مورد نظر نمایید.
2. حتی الامکان شماره هایی که پیامک های گروهی ارسال می نماید را Ban نمایید.
3. پیامک هایی که از افراد ناشناس می رسد و دارای حجمی بیش از یک اس ام اس است را باز نکنید.
4. Bluetooth دستگاه موبایل خود را در مواقع غیر ضروری ، در حالت Off قرار دهید.
5. اطلاعات شخصی و حساس مانند رمز عبور سامانه بانکی ، شماره حساب و ... را در دستگاه تلفن همراه خود ذخیره ننمایید.
6. در بازه های زمانی کوتاه ، دستگاه تلفن همراه خود را Format نمایید.
7. به یاد داشته باشیم که دستگاه های تلفن های همراه نسل قدیم به دلیل قدرت پردازش و فضای حافظه اندک از امنیت به مراتب بالاتری نسبت به تلفن های نسل جدید برخوردار هستند.
8. توصیه ویژه : "شرکت نوکیا سابقه ای نه چندان درخشان در زمینه حفظ حقوق مشتریان دارد !"
*****
ديده بان
سروش فرهادیان

1- «اروجعلي ببرزاده» اين نام تنها محکوم ماجرايي است که از آن به عنوان غائله حمله به کوي دانشگاه تهران ياد مي‌شود. پس از فروکش کردن ماجراي حمله به کوي دانشگاه تهران در تيرماه سال 78 که شرح آن بارها و بارها گفته شده و البته هنوز هم جذاب است و زواياي ناگفته‌يي - که البته ناپيدا نيستند - دارد، اعلام شد با مسببان اين حمله برخورد خواهد شد. حدود دو سال بعد دادگاه‌هايي تشکيل شد؛ در يک سو دانشجويان قرار داشتند و در سوي ديگر نهادهاي امنيتي و انتظامي و البته لباس شخصي‌ها. پيش از اين با صدور احکام متفاوت با دانشجويان برخورد شده و تعدادي به زندان افتاده بودند. در شرايطي که فضاي سياسي کشور متاثر از خواست‌هاي اصلاح‌طلبانه بود، دادگاهي براي تعدادي از پرسنل نيروي انتظامي که گفته مي‌شد در حمله به کوي دانشگاه تهران نقش داشته‌اند، تشکيل شد. در آن دادگاه از سرباز وظيفه تا سردار فرماندهي نيروي انتظامي تهران در جايگاه متهم حضور داشتند. دادگاه برگزار و از قضاي روزگار تنها محکوميت اين پرونده نصيب يکي از سربازان حاضر در اين دادگاه شد. سرباز وظيفه «اروجعلي ببرزاده» به سرقت ريش تراش يک دانشجو محکوم شد.
2- امروز اما بار ديگر پاي نيروي انتظامي کشور که نبايد در مسائل سياسي ورود کند به کشمکش‌هاي اينچنيني باز شده است. نکته آن است که باز هم ماجرايي در 18 تيرماه، نيروي انتظامي را به سمت سياست کشانده است، با اين تفاوت که 10 سال پيش گفتمان اصلاح طلبي در دست کم دو قوه از سه قوه نمايندگاني داشت اما امروز فضاي سياسي کشور در تمام بخش‌هاي رسمي در اختيار اصولگرايان است. ماجرا اين است که تعدادي از بازداشت‌شدگان اعتراض‌هاي پس از انتخابات به بازداشتگاهي به نام «کهريزک» که در اختيار پليس تهران بوده منتقل شده اند که تعدادي نتوانستند زنده بيرون بيايند؛ بازداشتگاهي که به گفته مقام هاي رسمي از «استاندارد» هاي لازم برخوردار نبوده است. فرمانده پليس کشور بيشتر بازداشتي‌هاي کهريزک را مربوط به اعتراض هاي خياباني 18 تيرماه اعلام کرده است. سردار احمدي مقدم اعلام کرده با ماموران اين بازداشتگاه برخورد لازم صورت گرفته است؛ مسوول بازداشتگاه و يک مسوول حفاظتي برکنار و بازداشت شده‌اند و با سه ماموري که به صورت خودسرانه نسبت به تنبيه بدني تعدادي از بازداشت‌شدگان اقدام کرده‌اند، برخورد کرده‌ايم. اما منتقدان مي‌گويند ماجرا به اين سادگي‌ها نيست و با عزل چند مامور رده پايين «سر و ته» قضيه هم نمي‌آيد. اعتراض اصلاح طلبان و مخالفت با ادامه روند بازداشت‌ها و رفتار غيرقانوني با بازداشت‌شدگان طبيعي است اما انتقاد تعدادي از اصولگرايان از اتفاق‌هاي افتاده و جرائم احتمالي آينده کم‌نظير است. اين بار اما مسوولاني که حاضر به پذيرش سطح برخورد با متهمان اعلام شده اين ماجرا نيستند در جبهه اصولگرايان قرار دارند. «حميدرضا کاتوزيان» که عضو کميته حقيقت ياب مجلس براي پيگيري سرنوشت بازداشت‌شدگان وقايع پس از اعلام نتيجه انتخابات رياست جمهوري دهم است ضمن اينکه ادامه روند کهريزک را «دهن کجي» به مردم خوانده، ماجرا را «تنها از بين بردن يک جوان يا داغدار کردن يک خانواده» ندانسته بلکه آن را «زير سوال بردن جمهوري اسلامي در افکار عمومي» اعلام کرده است؛ اينکه تنها بخواهند دو افسر را بگيرند نه فرزندان خانواده‌ها زنده مي‌شوند و نه توهين به نظام جمهوري اسلامي پاک مي‌‌شود. در حالي که دو جلسه از تشکيل دادگاهي براي پخش اعتراف تعدادي از افراد سرشناس اصلاح‌طلب از تلويزيون مي‌گذرد، «علي مطهري» ديگر نماينده اصولگراي مجلس نيز عزل چهار نفر را کافي ندانسته و خواستار معرفي افراد خاطي با اسم و عکس در تلويزيون شده است. از سوي ديگر فرمانده نيروي انتظامي اعلام کرده جان باختگان کهريزک بر اثر ضرب و شتم فوت نشده‌اند؛ دليل فوت آنان يک بيماري ويروسي است و هنوز معلوم نيست منشاء بيماري و ويروس منتشر شده از محل بازداشتگاه کهريزک بوده يا از بيرون به آنجا منتقل شده است. در شرايطي که بر حجم نگراني خانواده بازداشت‌شدگان وقايع پس از انتخابات با انتشار اخبار فوت تعدادي از آنان - حالا به هر دليلي - افزوده شده، فرمانده پليس کشور تاکيد دارد بازداشتگاه کهريزک براي هميشه تعطيل نشده و پليس در آنجا يک «بازداشتگاه استاندارد» مي سازد. اين در حالي است که تعدادي از افراد ناشناس وقايع پس از انتخابات همچنان در بازداشت به سر مي‌برند و گفته مي‌شود بازداشتگاه‌هاي ديگري نيز وجود دارد که احتمال برخوردهاي خشن در آنان هست.3- دادگاه تعدادي از ماموران انتظامي حمله کننده به کوي دانشگاه تهران در تيرماه سال 78، دو سال بعد برگزار شد و سرانجام تنها يک سرباز وظيفه آن هم به جرم دزديدن ريش تراش يک دانشجو محکوم شد، در حالي که تعدادي از دانشجويان تا مدت‌ها در زندان ماندند و راه کوي دانشگاه براي نشان دادن شدت اعتراض هاي مخالفان جريان اصلاح‌طلبي فراخ‌تر از گذشته شد. محکوميت يک سرباز به جرم سرقت يک ريش‌تراش در فاجعه‌يي که فقط ترميم تخريب‌هاي فيزيکي کوي دانشگاه تهران مدت‌ها زمان برده نکته‌يي است که بعيد است در نظرها کمرنگ شود حتي اگر اصل ماجرا هم روزي به فراموشي سپرده شود. اعلام فرمانده نيروي انتظامي مبني بر اينکه «يک ويروس» باعث کشته شدن تعدادي از بازداشت شدگان «کهريزک» شده، نگراني درباره سرنوشتي شبيه دادگاه کوي دانشگاه تهران را ايجاد مي‌کند. کاهش سطح علت مرگ تعدادي از شهروندان ايراني در بازداشتگاهي که در اختيار تامين کننده امنيت عمومي مردم بوده، به يک دليل در حيطه علوم پزشکي در نوع خود کم نظير است. با اين اوصاف و در حالي که تصاوير تعدادي از بازداشت‌شدگان سرشناس در دادگاهي که براي متهمان به براندازي نرم تشکيل شده از تلويزيون پخش مي‌شود، مردم بايد منتظر برگزاري دادگاهي براي مشخص کردن اين باشند که منشاء «ويروس» مد نظر فرمانده نيروي انتظامي از داخل بازداشتگاه بوده يا از بيرون وارد اين مکان شده است. اگر در ابتدا، اعلام خبر برکناري و بازداشت چند مامور رده پايين ياد آور ماجراي اروجعلي ببرزاده سرباز وظيفه محکوم شده کوي دانشگاه تهران بود اما الان بايد اين ويروس مجهول بي خانمان را «ببرزاده کهريزکي» ناميد. ببرزاده اين بار کهريزکي شده است؛ البته نه در قالب يک انسان بلکه ويروسي که فرمانده نيروي انتظامي حتي حاضر به پذيرش منشاء آن در اردوگاه هم نيست. حالا مي‌خواهد نمايندگان حتي اصولگراي مجلس هم اين ويروس را به عنوان دليل فوت مرگ تعدادي از بازداشت‌شدگان بپذيرند يا نه.
*****
خبری از احسان عزیزی بازداشت شده اعتراض به تحلیف دولت کودتا
با گذشت یک هفته از بازداشت شدن احسان عزیزی کرمانشاهی استاد آموزشگاه های قلم چی در تهران از سرنوشت او خبری در دست نیست.
چهارشنبه گذشته در حاشیه مراسم تحلیف رئیس دولت کودتا در خیابان های اطراف بهارستان اعتراضاتی نسبت به این تحلیف برگزار شد که در جریان این اعتراضات احسان عزیزی اهل کرمانشاه از سوی ماموران بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال یافت اما عموی احسان عزیزی به قصر نیوز در کرمانشاه گفته است «در ناآرامی های چهارشنبه گذشته ایشان دستگیر شده است و تلاش های ما تا کنون برای چگونگی سرنوشت وی ومحل نگهداری اش ناکام مانده است و ما نمی دانیم در کجا و تحت چه شرایطی نگهداری می شود.»
وی همچنین گفته که « احسارن عزیزی پس از بازداشت تنها یک تلفن به منزل زده و بدون اینکه بگوید در کجا نگهداری می شود گفته است من حالم خوب است و نگران نباشند.»
احسان عزیزی کارشناس ارشد رشته شیمی است که در آموزشگاه قلم چی در تهران تدریس می کند.شود.»
وی همچنین گفته که « احسان عزیزی پس از بازداشت تنها یک تلفن به منزل زده و بدون اینکه بگوید در کجا نگهداری می شود گفته است من حالم خوب است و نگران نباشند.»
احسان عزیزی کارشناس ارشد رشته شیمی است که در آموزشگاه قلم چی در تهران تدریس می کند.
*****
کمیته گزارشگران حقوق بشر
بازجویی، حبس و تهدید در ساختمان وزارت علوم در پاسخ به پیگیری حق تحصیل
محرومیت از تحصیل از جمله تبعیضاتی است که در سی سال گذشته، بر خلاف متن صریح اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، در مورد عده ی زیادی از اقشار جامعه ایران اعمال شده است. نوید خانجانی، دانشجوی محروم از طی سال 84 تا 87 در کنکور سراسری شرکت نمود و هر سال به بهانه ای از گرفتن نتیجه آزمون و ورود به دانشگاه محروم شد. حسام میثاقی دانشجوی رشته مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه سنایی اصفهان پس از گذراندن 2 ترم در تیرماه 86 اخراج شد. این دو دانشجو که به دلیل اعتقاد به دین بهایی همانند بسیاری از هم کیشان خود از ادامه تحصیل محروم شده بودند، ضمن پیگیری‌های خود به ارگان های رسمی، نظیر شورای انقلاب فرهنگی، وزارت علوم، سازمان سنجش و غیره مراجعه نمودند. این دو تن پس از پیگیری های متعدد به مراجع مختلف جهت بازپس‌گیری حقوق از دست رفته خود، سرانجام در آذر ماه 87 در وزارت علوم بازداشت شده و مورد بازجویی و تهدید قرار گرفتند.
1. نامه ی حجة الاسلام محمد تقی رهبر (مرداد 87)
پس از مراجعات متعدد این دانشجوی محروم از تحصیل به دفتر نماینده مجلس در شهر اصفهان، سرانجام حجت الاسلام محمد تقی رهبر نماینده مردم اصفهان و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس طی نامه‌ای که زیرنویس نامه‌های دو فرد محروم مذکور بود بدین شرح خطاب به وزارت علوم و سازمان سنجش اعلام داشت: " در مورد فوق به گونه ای که حقی ضایع نشود بر طبق قانون رسیدگی و پاسخ بفرمایید." پس از دریافت نامه، دو جوان محروم از تحصیل فوق به وزارت علوم و سازمان سنجش مراجعه کردند. در قسمت امور مجلسی وزارت علوم، توسط دکتر جمشیدی مسئول این بخش، خطاب به دانشگاه اخراج‌کننده و سازمان سنجش نامه‌هایی نگاشته و درخواست شد تا جوابی منطقی برای اخراج و محرومیت بهاییان ذکر کنند. نامه‌های فوق توسط این دو نزد دانشگاه و سازمان سنجش برده شد، با این امید که بالاخره مسئولین مدرک و دلیلی قابل استناد برای محرومیت آنان ذکر کنند.
مواجهه با ماموران مسلح در پاسخ به مطالبه ی حق تحصیل (شهریور 87)
پس از عدم دریافت پاسخ از سوی دانشگاه محل اخراج و سازمان سنجش، دو دانشجوی محروم از تحصیل، برای چندمین بار به دفتر حجت الاسلام رهبر مراجعه کردند. در این مراجعه، دو جوان محروم از تحصیل دیگر نیز با آنان همراه بودند. اصرار چهار جوان محروم از تحصیل جهت ملاقات با نماینده مردم اصفهان در مجلس سبب شد تا با تماس با نیروهای نظامی، این نیروها با سلاح گرم در دفتر حضور یافته و به تهدید محرومین از تحصیل پرداختند. تهدید و اصرار ماموران نظامی مبنی بر ترک دفتر نماینده مجلس موجب ترک دفتراز سوی این چهار نفر شد. 2. بازجویی، حبس و تهدید در ساختمان وزارت علوم (26 آذر 87) حسام میثاقی و نوید خانجانی در ادامه پیگیری های خود، به امور مجلسی وزارت علوم که سابقا نامه‌ای را به دانشگاه محل اخراج و سازمان سنجش ارسال نموده بودند، مراجعه نمودند. مشخص می‌شود که دانشگاه محل اخراج، نامه‌ای را به امور مجلسی وازرت ارسال کرده و طی آن مهندس طحانی‌زاده رییس دانشگاه سنایی علت محرومیت از تحصیل حسام میثاقی را "اعتقاد به دین بهایی" و دستور "حراست وزارت علوم" و "وزارت اطلاعات" مبنی بر اخراج ایشان اعلام نموده بود. این دو تن، دو نسخه از نامه فوق را دریافت و یکی از نسخه‌ها را از ساختمان خارج نمودند. نسخه‌ی دیگر نزد حراست وزارت علوم برده شد تا پاسخگوی سوال آنان مبنی بر علت قانونی محرومیت از تحصیل خود باشد. تا این زمان، تمامی ارگان ها خود را در مورد این موضوع فاقد مسئولیت قلمداد می‌نمودند. اما در این نامه به وضوح بیان شده که دستور محرومیت از تحصیل بهاییان از سوی "حراست وزارت علوم" و "وزارت اطلاعات" ابلاغ شده است. شخص مسئول در حراست وزارت علوم با مشاهده ضمن محرمانه خواندن آن اضافه نمود شما حق خارج نمودن این نامه را ندارید، این در حالی‌ست که هیچ نشانی حاکی از محرمانه بودن در نامه دیده نمی‌شود. سپس مامور حراست نزد مسئول امور مجلسی رفته و از طریق او متوجه شد که دو فرد محروم از تحصیل دو نسخه دریافت نموده اند. در ادامه، رضاییان آن دو را به دفتر خود برده و درخواست نمود تا نسخه دیگر نامه به او داده شود. دو جوان محروم از تحصیل از تحویل نامه خودداری نمودند و در پاسخ، با توهین فرد مزبور و تهدید به حبس از 6 ماه تا 2 سال مواجه شدند. سپس، لباس و وسایل شخصی ایشان تفتیش شد و مدارک و نامه‌های حاصل از پیگیری آنان در طول این مدت، ضبط گردید. در ادامه، دو فرد مزبور به اتاقی در قسمت داخلی حراست وزارت علوم منتقل و به مدت 8 ساعت مورد بازجویی و تهدید قرار گرفتند. مامور حراست ضمن صحبت‌هایش بارها اشاره نمود: "مامورین وزارت اطلاعات تا دقایقی دیگر خواهند رسید و شما بازداشت خواهید شد، آنها مثل من نیستند، آنها با انواع شکنجه از شما پذیرایی خواهند نمود." در ادامه مسئول حراست از حسام میثاقی خواست تا تعهدی را مبنی بر عدم استفاده از نامه بنویسد، در این صورت او به دانشگاه باز خواهد گشت و مشکل محرومیت او رفع خواهد شد. درخواست اخیر با ممانعت این دو روبرو شد. در نهایت، پس از گذشت 8 ساعت بازجویی، حبس در اتاق عقبی حراست وزارت علوم و تهدیدهای متعدد سرانجام این دو عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر موفق به خارج شدن از ساختمان وزارت شدند. این در حالی بود که تا آخرین لحظه مامورین حراست به آنان گوشزد می نمودند که در صورت انتشار و استفاده از نامه با وزارت اطلاعات روبرو خواهند شد. کمیته گزارشگران حقوق بشر نگرانی فزاینده خود را نسبت به وضعیت فعالان حوزه دفاع از حق تحصیل ابراز می نماید. گزارش‌هایی از این دست نشان می دهد که ساختار حاکمیت در ایران علاوه بر محروم نمودن گروه‌هایی از دانشجویان و جوانان از حق تحصیل، در پاسخ به پیگیری این حق به برخورد و سرکوب متوسل می‌شود. این کمیته طی روزهای اخیر در بیانیه ای اعتراض خود را نسبت به پرونده سازی برای اعضای شورای دفاع از حق تحصیل ابراز نموده است.
*****
برای آزادی حسام سلامت، سمیه توحیدلو، محمدرضا جلائی پور و همه دانشجویان دربند
سارا شریعتی
سه سال پیش در تالار ابن خلدون بود. دانشجویی برخاست و با استحکام اساتید را به پرسش کشید. هم خوب حرف زد و هم حرف خوب.
اولین بار بود که او را می دیدم بی آنکه به نام بشناسمش. دومین بار، داور دو پروپوزال بودم. پروپوزالهایی بی منبع و بدون ارجاعات مرسوم، یکی متعلق به دانشجویی به نام حسام سلامت بود. یادم می آید به یکی از اساتید دانشکده گفتم: این نوشته یا از خود این دانشجوست که در این صورت باید به او مدرک افتخاری دهیم یا نقل بزرگان جامعه شناسی است که در این صورت باید ارجاعاتش آورده شود. تائید کردند و گفتند: بله. دانشجوی باسوادی است با دغدغه های جدی نظری.
سومین بارهمان پسر تالار ابن خلدون، سر کلاسم حاضر شد. کنجکاو شدم و اسمش را پرسیدم: حسام سلامت.
نامش را همین چند روز پیش در روزنامه خواندم. جزو بازداشت شدگان. در کنار سمیه توحیدلو و محمد رضا جلائی پور. هر سه، در صدر بهترین دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران. محمدرضا جلائی پور و سمیه توحیدلو را بیشتر می شناسیم.
حسام سلامت اما از آن رو که به گواه همه کسانی که او را می شناسند، به هیچ جمعی مرتبط نیست، کمتر شناخته شده است.
یک ماه دیگر دانشگاهها باز می شود. آرزو کنیم و تلاش برای اینکه این بازگشایی با حضور همه دانشجویان ممکن گردد، تا دانشگاههای این کشور از حضور بهترین دانشجویانش، محروم نگردند.
*****
گرگها یکدیگر را می دَرَند
جمهوری اسلامی : با نظریه مصباح یزدی، ایشان باید بپذيرند كه در دوران رياست جمهوري خاتمي مرتكب گناهان زيادي شده‌اند
روزنامه جمهوری اسلامی با اشاره به نظریه جدید مصباح یزدی -اطاعت از رییس جمهور اطاعت از خداست - نوشت:
اگر نظريه نقل شده از جناب آقاي مصباح يزدي را بپذيريم و اطاعت از رئيس‌جمهور را همچون اطاعت از خدا واجب بدانيم قبل از هر چيز بايد اين واقعيت را خود جناب آقاي مصباح يزدي بپذيرند كه در دوران 8 ساله رياست جمهوري آقاي سيدمحمد خاتمي كه حكم ولي فقيه را دريافت كرده بود مرتكب گناهان زيادي شده‌اند.
متن کامل یادداشت این روزنامه بدین شرح است:
خبرگزاري جمهوري اسلامي خبري را از ديدار جمعي از هنرمندان بسيجي نقاط مختلف كشور با آيت الله محمدتقي مصباح يزدي در قم منتشر كرد كه ايشان طي سخناني ضمن تاكيد بر ضرورت تبيين صحيح اصل ولايت فقيه درباره جايگاه رئيس جمهور گفتند : « وقتي رياست جمهوري حكم ولي فقيه را دريافت كرد اطاعت از او نيز چون اطاعت از خداست » (متن كامل اين خبر را در ستون تازه هاي روزنامه امروز صفحه 15 بخوانيد) .با قطع نظر از ميزان صحت اين مقايسه و اينكه چنين نظريه اي چقدر از پشتوانه فقهي و اعتقادي برخوردار است اگر فرض را بر درستي نظريه جناب آقاي مصباح يزدي بگذاريم و بپذيريم كه اطاعت از رئيس جمهور در نظام اسلامي همچون اطاعت از خداست نتيجه اين مي‌شود كه اين دستورات و احكام صادره توسط رئيس جمهور واجب و تخلف از آنها حرام است. اين نظريه كه مي‌توان آنرا « نظريه خدامقامي مسئولان اجرائي » نام گذاري كرد عوارضي دارد كه حتي خود جناب آقاي مصباح يزدي نيز قطعا به آن ملتزم نخواهند بود. به همين جهت اكنون كه چنين نظريه‌اي در سطح رسانه‌ها مطرح شده بر صاحبنظران است كه آنرا به درستي و با تكيه بر مباني فقهي و اعتقادي نقد كنند و نتيجه بررسي هاي علمي خود را در اختيار رسانه‌ها قرار دهند تا افكار عمومي از آن بهره مند شود.در اينجا بدون آنكه وارد مباحث علمي شويم صرفا به لوازم فرمايش جناب آقاي مصباح يزدي اشاره‌اي مي‌كنيم و بعد از برشمردن پاره اي از موارد نقض نظريه صحيح مربوط به جايگاه رياست جمهوري را بر اساس قانون اساسي نيز معرفي مي كنيم .اگر نظريه نقل شده از جناب آقاي مصباح يزدي را بپذيريم و اطاعت از رئيس جمهور را همچون اطاعت از خدا واجب بدانيم قبل از هر چيز بايد اين واقعيت را خود جناب آقاي مصباح يزدي بپذيرند كه در دوران 8 ساله رياست جمهوري آقاي سيدمحمد خاتمي كه حكم ولي فقيه را دريافت كرده بود مرتكب گناهان زيادي شده اند. زيرا ايشان در آن دوران از پيشتازان مخالفت آشكار با رئيس جمهور بودند و نه تنها عدم اطاعت از وي را بلكه حتي ايستادن در مقابل رئيس جمهور وقت را ترويج مي كردند و لازم مي دانستند و زمينه را نيز براي اين امر فراهم مي كردند. البته جناب آقاي مصباح يزدي در اين زمينه تنها نبودند و ما كه آن زمان هم در روزنامه جمهوري اسلامي قلم مي زديم نيز با بسياري از افكار و عملكردهاي آقاي خاتمي مخالف بوديم و اين مخالفت را با انتشار مقالات و مطالب زيادي ابراز مي كرديم هر چند تفاوت ما با جناب آقاي مصباح يزدي اين بوده و اكنون نيز هست كه ما بر خلاف ايشان اطاعت از رئيس جمهور را چون اطاعت خدا نمي دانستيم و نمي دانيم .در چهار سال گذشته يعني دوران رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد هم نظريه جناب آقاي مصباح با همين عارضه مواجه مي‌شود زيرا در آن چهار سال نيز موارد زيادي از اظهارنظرها تصميم ها عزل و نصب ها و دستورالعمل هاي رئيس جمهور برخلاف نظر رهبري قانون و حتي خود جناب آقاي مصباح بوده بطوري كه در پاره اي موارد با صراحت نظر مخالف خود را اعلام كردند. بنا بر نظريه خدامقامي رئيس جمهور كه اكنون با صراحت از جناب آقاي مصباح يزدي نقل شده ايشان بايد بپذيرند كه حتي در همين چهار سال گذشته نيز در مواردي از اطاعت خدا سر باز زده اند و مرتكب حرام شده اند.مخالفت مجلس شوراي اسلامي با بسياري از تصميمات رئيس جمهور و نقض آن تصميمات از طريق مصوبات مجلس نيز از جمله عوارضي است كه طبق نظريه جناب آقاي مصباح يزدي بايد آنرا مخالفت با خدا تلقي نمائيم در حالي كه نه شرع و نه قانون اساسي بهيچوجه چنين چيزي را قبول ندارند و اين قبيل مخالفت ها را تاييد و امضا مي كنند كما اينكه شوراي نگهبان به عنوان نماد شرع و قانون اساسي بسياري از تصميمات مجلس شوراي اسلامي در مخالفت با تصميمات رئيس جمهور در همه دوره ها از آغاز تاسيس نظام جمهوري اسلامي تاكنون را تاييد نموده است .مهمتر از همه تصويب عدم كفايت خود رئيس جمهور در اولين دوره رياست جمهوري است. بني صدر كه حكم ولي فقيه زمان خود يعني امام خميني رضوان الله تعالي عليه را دريافت كرده بود توسط نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مشمول عدم كفايت سياسي شد و خود امام خميني نيز اين نظر مجلس را تاييد كردند و بني صدر از رياست جمهوري اسلامي ايران خلع شد. اگر قرار بود به نظريه جناب آقاي مصباح يزدي عمل شود نمايندگان مجلس حق مخالفت با بني صدر را نداشتند و اصولا نمي توانستند وارد مبحث عدم كفايت سياسي او شوند و او همان روند ديكتاتوري را كه در پيش گرفته بود ادامه مي داد و نظام جمهوري اسلامي قرباني نظريه خدامقامي رئيس جمهور مي شد.هر چند در مقوله بررسي عوارض نظريه جناب آقاي مصباح يزدي مي توان موارد و نكات زياد ديگري را نيز بر شمرد از جمله تعدد كساني كه حكم ولي فقيه را در دست دارند و نقطه نظرهاي مختلف هم دارند و عمل كردن به آنها و اطاعت از دستورات آنها جامعه را دچار تضاد مي كند اما براي جلوگيري از طولاني شدن مقاله به همين مورد اكتفا مي كنيم و به معرفي نظريه صحيح مربوط به جايگاه رياست جمهوري مي پردازيم .رئيس جمهور طبق قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي مجري قانون است . معناي اين جايگاه اينست كه او قانونگذار نيست و نمي‌تواند برخلاف مصوبات مجلس عمل كند. در مواردي نيز كه قانون به هيات وزيران يا شخص رئيس جمهور اجازه تصميم‌گيري داده حتما اين تصميمات بايد در چارچوب قانون باشند و به تاييد شوراي نگهبان برسند.بدين ترتيب باز هم رياست جمهور در جايگاه مجري قرار دارد و نظارت مجلس شوراي اسلامي بر عملكرد دولت و نظارت ولي فقيه بر همه ارگان‌هاي نظام از جمله مجموعه قوه اجرائي كه رياست جمهوري نيز بخشي از آن است رصدگاه‌هائي هستند كه براي جلوگيري از خروج قوه مجريه و رئيس جمهور از چارچوب قانون و ميل به سوي ديكتاتوري در نظر گرفته شده‌اند. واضح است كه چنين جايگاهي نمي‌تواند يك جايگاه خدامقامي باشد و ترديدي نيست كه با توجه به اين واقعيت‌ها نظريه جناب آقاي مصباح يزدي از صحت و اتقان برخوردار نمي‌باشد.اين احتمال نيز وجود دارد كه آنچه از جناب آقاي مصباح يزدي نقل شده همه‌ي مطالب ايشان نبوده و بيانات ايشان ناقص يا تحريف شده منتشر شده باشد. در اين صورت انتظار اينست كه ايشان مطالب نقل شده را تكذيب يا تصحيح كنند و راه را بر كساني كه ممكن است درصدد سو استفاده از اين قبيل مطالب باشند سد نمايند و اجازه ندهند اين قبيل نظريه هاي ديكتاتور پرورانه چهره نوراني اسلام را ملكوك نمايد.
*****
گزارش فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
تجمع اعتراضی خانواده های دستگیر شدگان قیام همزمان با اعتصاب غذای عزیزانشان در زندان اوینبنابر گزارشات رسیده خانواده های زندانیان سیاسی قیام مردم ایران همزمان با آغاز اعتصاب غذای دستگیر شدگان در زندان اوین از صبح امروز در مقابل زندان اوین تجمع اعتراض کردند.از صبح امروز 24 مردادماه همزمان با آغاز اعتصاب غذای دستگیر شدگان قیام مردم ایران در زندان اوین، خانواده های آنها در مقابل زندان اوین تجمع اعتراضی بر پا کردند. علیرغم بد مسیر بودن و محدود بودن وسائل نقلیۀ عمومی و ترافیک صبح تا ساعت 09:00 بیش از 200 نفر از خانواده ها در مقابل درب دژبانی زندان اوین تجمع کردند. هر لحظه بر تعداد خانواده ها در مقابل زندان اوین افزوده می شود.انتشار خبر اعتصاب غذا خانواده ها را بسیار نگران کرده است .اکثر خانواده از سرنوشت عزیزان خود بی خبر هستند و همچنین انتشار و تایید خبرهای شکنجۀ قرون وسطائی توسط مسئولین بالای رژیم در زندان های ولی فقیه علی خامنه ای همانند شکنجۀ تجاوز جنسی و سایر موارد ضد بشری مو جی از نگرانی ونفرت در بین خانواده و مردم ایجاد کرده است.بر خلاف همیشه که فقط نیروهای سرکوبگر زندان اوین در محل حضور داشتند امروز علاوه بر آنها تعدادی از ماشینهای نیروی انتظامی را در محل تجمع اعتراضی اعتراضی خانواده مستقر کرده اند.
*****
صادق لاريجانی به رياست قوه قضاييه رژیم منصوب شد
ایرنا: حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در حكمي آيت الله آقاي حاج شيخ صادق آملي لاريجاني را به رياست قوه قضائيه منصوب كردند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن حكم معظم له به اين شرح است: بسم الله الرحمن الرحيم جناب مستطاب حجه‌الاسلام و المسلمين آقاي حاج شيخ صادق آملي لاريجاني، محقق فرزانه و ارجمند دامت توفيقاته اكنون كه دوران تمديد شده ي مسئوليت آيه الله آقاي هاشمي شاهرودي در قوه ي قضائيه به پايان رسيده است، با تشكر و تقدير از مجاهدتها و خدمات ارزنده و ماندگار ايشان، جنابعالي را كه از برجستگان علمي حوزه ي علميه ي قم و برخوردار از روحيه و توان نوآوري و ابتكار ميباشيد، براساس اصل يكصدوپنجاه وهفت قانون اساسي، به رياست قوه ي قضائيه ي جمهوري اسلامي ايران منصوب ميكنم.
با گذشت سه دهه از آغاز تشكيلات نوين دادگستري و كسب تجربيات گرانبها و آزمون و خطاهاي اجتناب ناپذير، اكنون چشمداشت سلامت اركان و اتقان احكام و سرعت و سهولت در اجراي عدالت، از دادگستري جمهوري اسلامي، انتظاري بحق است كه مسئولان اين پيكره ي عظيم و دستگاههاي جانبي آن بايد در برآوردن آن با همه ي توان از هيچ كوشش و ابتكاري فروگذار نكنند. اينجانب بجد اميدوار است كه دوران مديريت جنابعالي با توجه به فراهم آمدن بسياري از زيرساختهاي لازم و با تكيه بر صلاحيتهاي علمي و عملي آن جناب، دوران شكوفائي قوه ي قضائيه به شمار آيد.
توفيقات جنابعالي و همكاران محترم و قضات شريف را از خداوند متعال مسالت ميكنم.
*****
قدرت علیخانی: مرتضوی جواب تماس‏ تلفنی ما را نداد!
قدرت‌الله عليخاني با اشاره به اينكه در بازديد اعضاي كميته ويژه بررسي وضعيت بازداشت‌شدگان اخير از بند زندانيان سياسي اوين، فقط آقايان بروجردي و تجري حضور داشتند، در واكنش به انتشار خبري در روزنامه‏های حامی کودتا، مبني بر حضور تمامي اعضاي اين كميته در ملاقات مذكور گفت: متاسفانه به ما اجازه ملاقات با زندانيان سياسي را ندادند.
عضو فراكسيون خط امام(ره) در گفت‌وگو با ايلنا ادامه داد: در بازديد از زندان اوين اصرار كرديم كه حداقل با چند نفر از زندانيان سياسي مطرح ملاقات كنيم، اما رئيس زندان به ما گفت كه دادستان تهران بايد اجازه چنين ملاقاتي را صادر كند.
وي با اشاره به تماس تلفني‌اي كه با سعيد مرتضوي از زندان اوين در حين بازديد از اين زندان داشته‌اند گفت: متاسفانه ايشان جواب تماس ما را ندادند و به همين دليل بي‌آنكه ملاقاتي با سياسيون در بند داشته باشيم، به همراه آقاي رضايي زندان اوين را ترك كرديم.
وي بر اين اساس از مشروح مذاكرات ميان تجري و بروجردي با آقايان عطريانفر، تاج‌زاده و ابطحي ابراز بي‌اطلاعي كرد و گفت: گويا ما را محرم ندانستند كه اجازه حضور در اين ديدار براي ما صادر نشد.
علیخانی اظهار داشت که او به همراه اميدوار رضايي از بند زنان در زندان اوين بازديدي داشتند كه طي آن متوجه حضور 26 نفر از زنان بازداشت‌شده در حوادث پس از انتخابات در اين بند شده‌اند.
عليخاني با بيان اينكه در ميان اين 26 نفر، حدود 5 نفر دانشجوي دختر نيز حضور داشت، در پاسخ به اينكه آيا با زندانيان روزنامه‌نگار زن همچون ژيلا بني‌يعقوب و مهسا امرآبادي نيز ديدار داشته‌ايد يا نه؟، گفت: اين 26 نفر از چهره‌هاي عادي بودند و ما هيچ چهره شناخته شده‌اي را در ميان آنها نديده‌ايم.
به گفته وي پس از ملاقات نمايندگان با اين زنان، گفته شد كه حكم آزادي 6 نفر از آنها صادر شده و به زودي آزاد خواهند شد.
*****
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
حمله و هتاکی به خانواده های دستگیرشدگان در مقابل زندان اوین
بنابر گزارشات رسیده از مقابل زندان اوین ، به دستور قاضی کشیک مستقر در زندان اوین به خانواده ها ی که از وضعیت و شرایط عزیزانشان بی اطلاع هستند و پیگیر آنها بودند یورش بردند و مادران و پدران سالخورده و خانواده ها را با برخوردی وحشیانه هل دادند و بر روی زمین اداختند.حوالی ساعت 10:15 صبح امروز خانواده های دستگیر شدگان قیام نسبت به عدم اطلاع و جوابگویی در ساختمان مراجعات که قاضی کشیک در آن مستقر است دست به اعتراض زدند و خواستار مشخص شدن و ضعیت وشرایط عزیزانشان شدند. پاسداران و افراد دادگاه انقلاب که در آنجا مستقر هستند سعی به سر دواندن و فریب دادن خانواده ها نمودند، که نامه بنویسید،نماینده تعیین کنید تا ما رسیدگی کنیم موارد فریبکارانه که خانواده ها روزانه با آن مواجه هستند خشم آنها را بر انگیخت. خانواده ها در اعتراض به این برخوردهای فریبکارانه به آنها می گفتند عزیزان ما در زیر شکنجه و در حال اعتصاب هستند و شماها هنوز به ما وعده و وعید می دهید.وقتی که افراد مستقر در ساختمان مراجعات از دادن جواب منطقی و مشخص به خانواده درمانده شده بودند شیوه سرکوب را پیشه کردند.آنها به نیروهای سرکوبگر خود دستور دادند که خانواده ها را بصورت وحشیانه ای از ساختمان بیرون کنند . نیروهای سرکوبگر مادران و پدران سالخورد با هل دادن و انداختن بر روی زمین از ساختمان بیرون کردند و در زیر آفتاب و گرمای شدید قرار دادند.خانواده هنگام خروج از ساختمان مراجعات در اعتراض به رفتار وحشیانه نیروهای ولی فقیه علی خامنه ای فریاد الله اکبر سر دادند و تعدادی دیگری از خانواده که خشمگین بودند علی خامنه ای و احمدی نژاد را لعن و نفرین می کردند . خانواده همچنین اعلام کردند از امروز تا اطلاع ثانوی در صورت ادامه یافتن این برخورده ها و در اعتصاب غذا بودن عزیزانشان از صبح تا غروب در مقابل زندان اوین دست به تحصن خواهند زد.خانواده های دستگیر شدگان قیام خشمگین هستند و احتمال ادامه یافتن اعتراضان و یورش به آنها می رود. تعدادی از ماشینهای نیروهای سرکوبگر در محل مستقر شدند.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، یورش به مادران و پدران پیر و خانواه ها ، هل دادن و انداختن آنها بر روی زمین و اهانت به آنها را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار رسیدگی به جنایتهای که بدستور ولی فقیه علی خامنه ای علیه مردم ایران صورت می گیرد می باشد.
*****
گزارش کمیته ویژه مجلس رژیم در باره زندان کهریزک
خبرگزاری حکومتی مهر: رئیس کمیته ویژه مجلس برای پیگیری وضعیت بازداشت شدگان اخیر از برخورد قضایی با 12 پرسنل نیروی انتظامی و قاضی متخلف در برخورد با بازداشتی ها و تشکیل پرونده قضایی برای آنان در خصوص موضوع بازداشتگاه کهریزک خبر داد.
پرویز سروری، با اشاره به تلاش های کمیته ویژه مجلس در بررسی وضعیت بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات اظهارداشت : کمیته ویژه با بازداشت شدگان، کسانی که آزاد شدند، مسئولان بازداشتگاهها و قضات دیدارهای داشته است.
وی خاطرنشان کرد: نتیجه این دیدارها منجر به برکناری تقریبا همه کسانی شد که در بازداشتگاه کهریزک مسئولیت داشته اند .
رئیس کمیته ویژه مجلس خاطرنشان کرد: تا کنون نیروی انتظامی حدود 12 نفر از نیروهای خود را که در این قضایا تخلف کرده اند عزل و برکنار کرده است و نتیجه این برخوردها در سایت نیروی انتظامی هم منتشر شده است.
این نماینده مجلس تعلیق برخی از قضات از خدمت، برخورد انضباطی، زندان و تشکیل پرونده قضایی و محاکمه و ارجاع به سیستم قضایی را از جمله مجازات کسانی خواند که در مورد بازداشتی ها دچار تخلف از قانون شده اند.
سروری تاکید کرد: همه این موارد در پی اقدامات گسترده کمیته ویژه انجام گرفته است.
نماینده تهران گفت: کمیته ویژه به زودی در نشست خبری گزارشی از پیگیری های خود درخصوص وضعیت بازداشت شدگان اخیر به خبرنگاران ارائه خواهد کرد.
رئیس کمیته ویژه مجلس از بازدید اعضای این کمیته از بازداشتگاه کهریزک خبر داد و خاطرنشان کرد: این محل از استاندارهای لازم برای نگهداری بازداشتی ها برخوردار نبود. معمولا افراد شرور و اوباش با توجه به اقدامات خلاف شئونی که انجام می دادند در این بازداشتگاه نگهداری می شدند و این محل به هیچ عنوان در شان کسانی که در اعتراضات خیابانی اخیر بازداشت شده بودند ، نبوده است.
سروری تاکید کرد: آن قاضی که دستور انتقال بازداشتی ها به بازداشتگاه کهریزک را داده است نیز متخلف است و با وی برخورد خواهد شد.
وی ادامه داد: این بازداشتگاه به دلیل اینکه از استاندارهای بهداشتی لازم و امکانات تغذیه مناسب برخوردار نبوده و مکان و نوع امکانات نامناسب همه دست در دست هم داده فضای نامطلوبی ایجاد کرده و منجر به دستور مقام معظم رهبری برای توقف کار آن شده است.
سروری درخصوص ادعاهای مطرح شده مبنی بر تجاوز جنسی در بازداشتگاهها و پاسخ رئیس مجلس به این ادعاها نیز به مهر گفت: در بررسی هایی که داشتیم بیشترین تمرکز خود را روی بازداشتی های 18 تیر داشته ایم و حتی یک نمونه تجاوز جنسی در بازداشتگاه کهریزک گزارش نشده است.
عضو کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس یادآور شد: بهتر بود آقای کروبی قبل از رسانه ای کردن این مباحث، اگر موردی داشتند ابتدا به کمیته ارائه می کردند.
*****
تجمع مخالفان کروبی برگزار نشد
گفت‌وگو با مدیرمسئول اعتماد ملی
استمداد مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی از دادستان، فرمانده نیروی انتظامی و استاندار تهران برای تامین امنیت این نشریه بی پاسخ نماند. از ساعت سه و نیم پس از نیمروز یک خودرو و یک ون نیروی انتظامی، از دفتر روزنامه محافظت می‌کنند.
مخالفان کروبی قصد داشتند روز امروز ساعت ۴ جلوی روزنامه اعتماد ملی تجمع کرده و افشاگری وی در زمینه تعدی و تجاوز به بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات را محکوم کنند. به نقل از کارکنان اعتماد ملی، به‌جز ماموران محافظ پلیس، کس دیگری جلوی دفتر نشریه دیده نمی‌شود.
**
گفتگو با محمدجواد حق‌شناس، مدیر مسئول اعتماد ملی:
دویچه‌وله: تهدید مشخصی علیه روزنامه شده است؟
جواد حق‌شناس: آقای احمد خاتمی، در نماز جمعه دیروز، نامه آقای کروبی به آقای هاشمی را محکوم کرد و خواهان برخورد نظام با آقای کروبی شد. بعد از نماز جمعه تعدادی از مردم شعار داده و گفتند شنبه بعد از ظهر جلوی اعتماد ملی تجمع می‌کنند.
الان چه خبر است؟
الان سه بعد از ظهر است و هنوز خبری نیست. من نامه‌ای به دادستان تهران، آقای مرتضوی و سردار رجب زاده فرمانده انتظامی تهران بزرگ ارسال کردم و درخواست کردم برای تامین امنیت همکاران روزنامه دستورات لازم را بدهند.
اقدامی کرده‌اند؟
نه. هنوز کاری نکرده‌اند. من به آقای تمدن استاندار محترم تهران نیز تلفن کردم ولی موفق به صحبت نشدم. موضوع را به دفترشان منعکس کردم. این نگرانی در بین همکاران من وجود دارد که قرار است ساعت چهار چه خبر شود.
یعنی حتی یکی دو مامور انتظامی نفرستاده‌اند که مراقب اوضاع باشند؟
نه. خبری نیست.
گردش کار مانند همیشه است؟ همکاران همه سر کار هستند؟
گردش کار مختل نشده اما همه نگران هستند. ما به تعدادی از همکاران خانم گفته‌ایم امروز مرخصی باشند.
فکر می‌کنید نتیجه این تهدیدها چه خواهد شد؟
مسئولان در صدد ایجاد آرامش در جامعه‌اند و باید تمهیدات لازم را اندیشه کنند. آنچه آقای کروبی طرح کرده، چیزی نیست که در خیابان حل و فصل شود. این نیازمند رسیدگی قانونی است. هیات تفحص مجلس، قوه قضاییه یا بازرسی کل کشور و مواردی از این دست باید به مسئله رسیدگی کنند و پاسخ آقای کروبی را بدهند. در نتیجه موافقان و مخالفان این نظر، نباید برای این موضوع در خیابان‌ها موضعگیری کنند.
اگر به فرض اتفاقی افتاد، چه خواهید کرد؟
کار خاصی نمی‌توانیم بکنیم. امیدواریم ماموران درخواستی را که از آنها به شکل رسمی شده و حتی انتشار یافته، جدی بگیرند.
از زمان انتشار این نامه، در رویکرد مردم به روزنامه اعتماد ملی تغییری رخ داده؟ تیراژ بالاتر رفته؟
نه تیراژ با وجود تقاضای زیاد، بالاتر نرفته اما تلفن‌های زیادی به عنوان موافق و مخالف به دفتر روزنامه می شود.
درآینده مسائل مربوط به این سوژه را در روزنامه به شکل گزارش و مصاحبه و خبر کار خواهید کرد یا مسئله را اقای کروبی مستقلا دنبال خواهند کرد؟
ما زمان نوشتن نامه آقای کروبی، این خبر را کار کردیم و در بازخورد ماجرا نیز صحبت‌ها و اظهارنظرهای اقای لاریجانی را پوشش دادیم.
*****
گزارش فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از دادگاه انقلاب و زندان اوین ،امروز صدها نفر از خانواده ها تجمع اعتراضی بر پا کردند و خواستار رسیدگی فوری به وضعیت عزیزانشان و آزادی آنها شدند که مورد یورش نیروهای سرکوبگر در مقابل زندان اوین قرار گرفتن.
همزمان با تجمع خانواده بازداشت شده ها در مقابل زندان اوين حدود 100 نفر از خانواده ها نيز در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواستار رسيدگي فوري به وضعيت عزيزانشان و آزادي آنها شدند.از يك طرف خانواده ها از اين وضعيت بلاتكليفي و بي اعتنايي مسئولين خشمگين هستند واز طرف ديگر با انتشار خبر اعتصاب غذاي بازداشت شده ها خانواده ها به شدت نگران وضعيت سلامتي عزيزان خود هستند و مي گويند مطمئنيم آنقدر فرزندانمان را شكنجه كردند و به آنها سخت گرفته اند كه آنها در اين شرايط مجبور به اعتصاب غذا شده اند. اگرهمچنان وضعيت فرزندانمان روشن نشود و آنها اعتصاب غذا كنند ما هم در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوين تحصن كرده و همراه با عزيزانمان دست به اعتصاب غذا مي زنيم از طرفي با انتشار خبر شکنجۀ جنسي بازداشت شده ها نگراني خانواده ها به شدت افزايش يافته و دائما خامنه اي و احمدي نژاد را به باد فحش و ناسزا مي گيرند و مي گويند اگر با عزيزان ما چنين كاري كرده باشند هيچ كدام از ما ساكت نمي نشينيم وآنها را رسوا مي كنيم در اين مدت آنقدر توهين و تحقير و ناسزا شنيده ايم كه هيچ تهديدي بر ما كارساز نيست .لیست جدیدی از اسامی دستگیر شدگان قیام جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد؛
1- اشكان يزدان پناه 25 ساله چهارشنبه 14 مرداد در خيابان سعدي بازداشت به كلانتري 160 منتقل و سپس به اوين منتقل شده2- كيوان عليدوست 26 ساله شغل آزاد چهارشنبه 14 مرداد با ضرب و شتم نيروهاي گارد در بهارستان بازداشت و به كلانتري 160 منتقل و اكنون محل نگهداري وي نامشخص
3- مجيد حامدي 30 ساله ليسانس عمران دوشنبه 12 مرداد توسط نيروي انتظامي در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده در اين مدت هيچ گونه تماسي با خانواده خود نگرفته4- اميد عزيزي 24 ساله دانشجو شيمي دوشنبه 12 مرداد در حوالي ميدان فاطمي بازداشت و به اوين منتقل شده
5- بابك سعادتي 28 ساله ليسانس مديريت صنعتي پنجشنبه 8 مرداد در حوالي مصلي بازداشت و به اوين منتقل شده 6- محمد كدخدائي 24 ساله دانشجوي محيط زيست پنجشنبه 8 مرداد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده7- سهراب عطار 22 ساله دانشجوي رياضي محض پنجشنبه 8 مرداد در بهشت زهرا بازداشت و به اوين منتقل شده
8- فرزاد افضلي 34 ساله جمعه 26 تير در انقلاب بازداشت و به كلانتري 148 و سپس به اوين منتقل شده9- افشين منصوري 28 ساله ليسانس مترجمي زبان انگليسي جمعه 26 تير در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده
10- مرتضي فقيهي 25 ساله دانشجوي حقوق پنجشنبه 18 تير در امير آباد بازداشت و به اوين منتقل شده11- محمد حسن اشرفي 20 ساله دانشجوي حسابداري پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و بعد از يك هفته كه خانواده در نگراني بسر مي بردند به خانواده وي اطلاع مي دهند كه فرزندشان بازداشت و به اوين منتقل شده12- نيما يعقوبي 27 ساله فوق ديپلم برق پنجشنبه 18 تير بازداشت و به اوين منتقل شده13- معين يوسف پور19ساله دانشجوي كامپيوتر پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده14- علي اكبر حداديان 22 ساله پنجشنبه 18 تير بازداشت و به كلانتري 148 منتقل و بعد از 2 روز به اوين منتقل شده15- سروش محمدي باريكاني 27 ساله مهندس صنايع پنجشنبه 18 تير بازداشت و به اوين منتقل شده16- حسين خالقي 29 ساله ليسانس عمران پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده17- مهدي اژدري 23 ساله شغل آزاد پنجشنبه 18 تير بازداشت و به اوين منتقل شده18- وحيد عيوض زاده 28 ساله ليسانس حسابداري شنبه 30 خرداد در آزادي بازداشت و به اوين منتقل شدهفعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، از خواسته های به حق خانواده های دستگیر شدگان که خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط عزیزان خود هستند حمایت می کند. و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار اقدامات فوری برای آزادی فوری و بی قید وشرط تمامی زندانیان سیاسی در ایران است.
*****
نمایش بعدی: فردا، سومين جلسه دادگاه بازداشتی‌های حوادث پس از انتخابات
طبق اعلام دادگاه انقلاب اسلامی، فردا سومین جلسه دادگاه نمایشی بازداشت شدگان پس از انتخابات قرار است برگزار شود؛ یعنی درست در اولین روز ریاست رسمی صادق لاریجانی بر قوه قضاییه!
بر اساس اطلاعيه شعبه ‌١٥ دادگاه انقلاب اسلامي تهران، سومين جلسه به اصطلاح محاكمه عوامل اغتشاشات اخير تهران، روز يكشنبه مورخ ‌٢٥/٥/١٣٨٨ ساعت ‌٨ صبح در شعبه ‌١٥ دادگاه انقلاب اسلامي تهران برگزار مي‌شود و در اين جلسه به موارد اتهامي ‌٢٥ نفر از متهماني كه توسط دادستاني تهران براي آن‏ها كيفرخواست صادر شده و ادعا می‏شود که نوع اتهام و دلايل انتساب آن احصاء شده است، بر اساس نوبت تعيين شده رسيدگي مي‌شود.
باید به آقای لاریجانی تبریک گفت که چنین قدم مبارکی دارد و باید گروه جدیدی از متهمان بی‌گناه را در اولین روز ریاست او قربانی کنند تا خوشایند مقامات بالاتر باشد.
منابع متعدد خبری در روزهای اخیر خبر داده بودند که صادق لاریجانی اعلام کرده قبل از حضور او در قوه قضاییه، باید بساط این دادگاه جمع شود و متهمانش آزاد یا لاافل از وضعیت بلاتکلیفی قانونی خارج شوند.
اما ظاهرا این اولین وعده قاضی‌القضات جدید، نادرست از آب درآمده است.
*****
آمار کشتار کاسبکاران کرد در غرب کشور در طی 20 روز گذشته
خبرگزاری هرانا : آنچه در ذیل می آید، مجموعه آمار کشتار کاسبکاران و کولبران مرزنشین مناطق کردستان توسط نیروهای نظامی در محدود 20 روزه اخیر است.
1.حمید قندکانگلو اهل ماکو به دلایل نامعلومی زمانی که با ماشینش در اطراف جاده در حوالی مرز بازرگان توقف کرده بود توسط نیروهای انتظامی به رگبار بسته می شود، وی به علت شدت جراحات وارده جانش را از دست می دهد. هر چند که نیروهای انتظامی ادعا کرد که وی حامل کالای قاچاق بوده اما مشخصمی شد که هیچگونه کالای قاچاقی در ماشین وی نیوده است.
2. روز شنبه 27 تیرماه اسد موسی زاده شهروند کرد اهل شهر خوی نیز در حالیکه مشغول خرید فروش گازوئیل در مرز بود، از سوی ماموران انتظامی به رگبار بسته شد که به دلیل اصابت چندین گلوله به قلبش جانش را از دست داد.
3. طی هفته گذشته محی الدین جل باکو 50 ساله اهل سلماس زمانی که برای گرفتن طلب خویش به منطقه شپیران سلماس رفته بود توسط نیروهای انتظامی مورد اصابت چندین گلوله قرار گرفت و به علت شدت جراحات فوت نمود. شایان ذکر است نامبرده دارای دو همسر و 7 فرزند بود. همچنین 3 جوان کرد بر اثر تیراندازی نیروهای انتظامی در هفته های گذشته در مناطق مرزی سلماس توسط نیروهای انتظامی زخمی شدند.
4. روز چهارشنبه 7 مرداد ماه در تعقیب گریز نیروهای انتظامی با ماشینهای باری کاسبکاران کرد سقزی یک شهروند سقزی به نام جلال توسط نیروهای انتظامی کشته شد.
5. جنازه اقبال بختیاری شهروند کرد اهل روستای قم قلعه مهاباد که در طی چند روز گذشته توسط نیروهای انتظامی در جاده هشترود دستگیر شده بود، به خانواده اش تحویل داده شد. شایان ذکر است هنوز دلیل فوت نامبرده به خانواده اش اعلام نشده است و تنها از سوی ناجا اعلام شده است که متوفی با ماشین حامل کالای قاچاق بوده.
6. روز چهار شنبه 7 مرداد ماه نیروهای انتظامی پاسگاه حسن سالاران سرشیوی سقز به چندین ماشین وانت حامل کالای قاچاق تیراندازی کرد که بر اثر آن شهروندی کرد به نام انور اقبالی 35 ساله کشته و 2 نفر دیگر زخمی می شوند.
7. روز دوشنبه 12 مردادماه بر اثر تیرانداری ماموران انتظامی در منتطقه آلان شهر سردشت یک کاسبکار کرد به نام رحیم محمود پور کشته و دو نفر دیگر زخمی شدند.
8. روز یکشنبه 11 مردادماه، سروان اصلانی رئیس پاسگاه روستای مرزی آلواتان شهر سردشت به دلایل نامعلوم دو شهروند کرد را به رگبار می بندد که بر اثر آن شهروندی به نام حاجی 23 ساله کشته می شود و شهروند دیگری به نام لقمان به شدت زخمی می شود.
9. روز یکشنبه 11 مردادماه نیروهای انتظامی در مرز نوسود به سوی چندین کاسبکار کرد تیراندازی می کنند که بر اثر آن شهروندی به نام شهرام شکری به شدت زخمی می شود. وی به علت شدت جراحات به بیمارستان شهر جوانرود انتقال داد می شود.
10. روز چهارشنبه 14 مردادماه چند ماشین از کاسبکاران کرد در منطقه قطور شهر خوی در کمین نیروهای انتظامی گرفتار می شوند، نیروهای انتظامی به سوی کاسبکاران تیراندازی می کنند که بر اثر آن شهروندی به نام سراج موسی لو کشته و شهروندی دیگر به نام رضا بابازاده به شدت زخمی می شود و به بیمارستان انتقال داده می شود.
11. روز جمعه 16 مردادماه سید فاخر عمر شیوا در منطقه مرزی شهر خوی توسط نیروهای انتظامی کشته می شود.
12. نیروهای انتظامی در طی ده روز اخیر به مناطق مرزی نوسود ، هانه گرمه له ، مناطق مرزی مریوان و بانه یورش برده و ضمن ضرب و شتم اهالی روستاهای این مناطق، وسائل آنها را ضبط و با خود برده اند، بطوریکه در مناطق نوسود بین مردم و نیروهای انتظامی درگیری روی داده و چندین نفر زخمی و تعداد زیادی نیز دستگیر شده اند.
13. "سعدت لایی" "عینا لایی" و "مژده نادریان" سه زنی هستند که در محور "ژاورو" مریوان در اثر اشتباه نیروهای کمین ناجا مورد تیراندازی نیروهای نظامی مورد اشاره قرار گرفتند و علیرغم زخمی شدن آنان، هیچگونه اقدامی از سوی نیروهای مورد اشاره برای کمک یا انتقال آنان به بیمارستان صورت نگرفت.
*****
نمونه‌ای از شکنجه‌های کهریزک، از زبان یک نماینده مجلس
شوک الکتریکی به بدن خیس و عریان زنان!
یک نماینده مجلس در گفت‌وگو با «موج سبز» از شکنجه زنان زندانی در کهریزک خبر داد. این در حالی است که پیش از این هیچ گزارشی درباره بازداشت زنان در این بازداشتگاه غیرقانونی منتشر نشده بود.
این نماینده مجلس که نخواست نامش فاش شود، با اشاره به بازدید گروهی از نمایندگان مجلس از زندان اوین و بند زنان، خبر داد که برخی از زندانیان در حضور نمایندگان و مقامات دادستانی از شکنجه‌های فجیع صورت گرفته در بازداشتگاه کهریزک پرده برداشته‌اند.
شرح ماجرا را از زبان این نماینده می‌خوانیم: در بند زنان، پرسیده شد: چه کسانی سؤال دارند؟ تعداد زیادی دستشان را بالا بردند. پرسیده شد: چه کسانی در کهریزک بودند؟ از یکی از آنان خواسته شد در مورد رفتاری که با وی صورت گرفته، توضیح دهد. یکی از خانم‌ها گفت: در کهریزک، در حالی که مرا کاملا عریان کرده بودند، از من خواستند وارد یک بشکه آب شوم، سپس بارها در آن بشکه به من شوک الکتریکی وارد کردند، به طوری که تمام چهار ستون تنم می‌لرزید!
به گفته این نماینده، این زن شجاع زندانی سپس از نمایندگان پرسیده است: آیا شما واقعا خود را نمایندگان مجلس شورای «اسلامی» می‌دانید؟!
*****
تعطیلی دانشگاهها از دستور کار شورای انقلاب فرهنگی خارج شد
دبير‌خانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي‌ با صدور اطلاعيه‌اي اعلام كرد که بررسي تعطيلي دانشگاه‌ها در ترم آينده‌ در دستور كار شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار ندارد و زمان آغاز سال تحصیلی جاری دانشگاه‌ها مانند سال‌های گذشته خواهد بود.
پیش از این برخی منابع در وزارت علوم خبر داده بودند که طرح تعطیلی دانشگاهها و یا لااقل دانشگاه تهران برای یک ترم تحصیلی در دستور کار این شورا قرار دارد.
حال با توجه به اطلاعیه دبیرخانه شورای انقلاب فرهنگی، به نظر می‌رسد این طرح با توجه به نظرات دو وزارتخانه علوم و اطلاعات که قرار بود تا پایان هفته گذشته در این باره نظر بدهند، از دستور کار خارج شده است.
به گفته‌ی برخی منابع مطلع، وزارت علوم ضمن مخالفت با کلیت این طرح، اعلام کرده بود که حتی اگر بناست چنین طرحی در دانشگاه تهران هم اجرا شود، به بهانه جلوگیری از شیوع بیماری آنفولانزای خوکی یا چیزی شبیه به این باشد و نه با اشاره مستقیم به احتمال ناآرامی در دانشگاه‌ها.
*****

کُلیه فروشی مردم در ایران و کمک 15 میلیون دلاری به لبنان
شهرزادنیوز: در حالی که مردم فقیر در ایران با فروش اعضای بدن خود، به ویژه کلیه، سعی دارند که قوت روزانه خود را تأمین کنند، کمیته امداد خمینی، تنها در سال 1385 مبلغ 15 میلیون و 364 هزار دلار هزینه کمک های خارجی کرده است.
حسین انواری، سرپرست این کمیته، که از سوی علی خامنه‌ای بدین سمت گمارده شده است، آشکارا می‌گوید که هدف از این کمک‌ها "یک نوع سرمایه گذاری برای ایران" است. و می‌افزاید: کمیته امداد اگر هزینه می‌کند، برای کار فرهنگی است. به زعم وی، این کمک‌ها "تهدیدات نسبت به نظام جمهوری اسلامی را خنثی" می کنند.
کمک‌های کمیته امداد، از جمله شامل لبنان، سوریه، عراق، تاجیکستان، افغانستان، فلسطینی‌ها، جمهوری آذربایجان و جزیره کومور تا سریلانکا می‌شود.
*****
تکليف يک ميليارد دلار گم شده به زودي روشن مي شود
تکليف يک ميليارد دلار گم شده در دولت نهم که سر و صداي زيادي به دنبال داشت به زودي از سوي ديوان محاسبات مشخص خواهد شد... به گفته معاون حقوقي امور مجلس و تفريغ بودجه ديوان محاسبات کشور يک ميليارد دلار گم شده از بودجه سال 85 قاعدتاً بايد در حساب شرکت نفت باشد. بهروز همتي در ادامه از ارجاع پرونده کليه تخلفات بودجه سال 85 از جمله پرونده «واريز نشدن يک ميليارد و 85 ميليون دلار به خزانه» به دادسراهاي اين ديوان و هيات هاي مستشاري خبر داد و به مهر گفت؛ تنها مرجع رسيدگي کننده به تخلفات بودجه به خصوص موضوع واريز نشدن يک ميليارد دلار از محل درآمدهاي نفتي به خزانه عمومي دادسراها و هيات هاي مستشاري ديوان محاسبات هستند و هر چه آنها حکم کنند، لازم الاجرا است.او با اشاره به اينکه وزير نفت قبل از انتخابات به دليل واريز نشدن يک ميليارد دلار به خزانه عمومي به ديوان محاسبات فراخوانده شد و در اين باره توضيحاتي ارائه کرد، افزود؛ پس از اظهارنظر دادسراهاي ديوان محاسبات پرونده تخلفات کسري بودجه 85 که هم اکنون سندسازي شده به هيات هاي مستشاري مي رود و بايد منتظر اظهارنظر نهايي درباره اين تخلفات و به خصوص واريز نشدن يک ميليارد دلار به حساب خزانه عمومي از سوي وزارت نفت باشيم. همتي درباره نظر متفاوت وزارت نفت و ديوان محاسبات درباره بسياري از درآمدهاي نفتي که موضوع يک ميليارد دلار واريز نشده به خزانه عمومي هم جزء اين مقوله محسوب مي شود، تصريح کرد؛ ما معتقديم اين درآمدها و منابع حاصل از آن بايد به خزانه عمومي واريز شود، در صورتي که وزارت نفت يک چنين اعتقادي ندارد و اين موضوع را نمي پذيرد. معاون حقوقي امور مجلس و تفريغ بودجه ديوان محاسبات کشور ادامه داد؛ با توجه به دو نظر متفاوت چون هنوز هم اساسنامه يي براي تشريح چگونگي واريز درآمدهاي وزارت نفت هم وجود ندارد و نحوه ارتباط وزارت نفت در خصوص درآمدها و فعاليت ها با بيرون اين مجموعه تنها در چند بند قانوني که در قانون بودجه هر سال مي آيد، خلاصه مي شود؛ اين پول قاعدتاً در حال حاضر بايد در حساب شرکت نفت باشد.او تاکيد کرد؛ اقلام زيادي در انحرافات از بودجه 85 وجود دارد که از حساب وزارت و شرکت نفت بايد به حساب خزانه عمومي واريز شود. همتي در پايان با اشاره به اينکه تنها مرجع رسيدگي کننده به تخلفات بودجه به خصوص موضوع واريز نشدن يک ميليارد دلار از محل درآمدهاي نفتي به خزانه عمومي «ديوان محاسبات کشور» است و به زودي تکليف اين مسائل را روشن خواهد کرد، تاکيد کرد؛ دولت و وزارت نفت درباره تخلفات بودجه سال 85 به خصوص موضوع «واريز نشدن يک ميليارد دلار به حساب خزانه عمومي» بايد به نظر دادسراها و هيات هاي مستشاري ديوان محاسبات تمکين کنند و تصميم اين ديوان به عنوان مرجع نهايي قانوني رسيدگي به اين مسائل لازم الاجرا است.
*****
عشا مومنی به آمریکا بازگشت
بی بی سی
عشا مومنی، دانشجوی ایرانی آمریکایی عضو کمپین یک میلیون امضاء که در اوایل سال جاری میلادی ممنوع الخروج شده بود، به آمریکا بازگشت. خانم مومنی که 29 سال سن دارد، در میانه ماه اکتبر سال گذشته میلادی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ایران بازداشت شد و تقریبا یک ماه را در زندان گذراند. اما پس از آزادی او اعلام شد، اتهام دیگری درباره او مطرح شده و تا زمان رسیدگی به اتهام جدید، او امکان خروج از ایران را ندارد. وکیل مدافع خانم مومنی علت بازداشت موکل خود را فعالیت در دفاع از حقوق زنان در ایران از جمله ارتباط با کمپین یک میلیون امضا اعلام کرده بود. مقام های آمریکایی در تلاش بودند شرایط آزادی او را فراهم سازند؛ در ماه آوریل سال میلادی جاری و در حاشیه کنفرانس افغانستان در لاهه، در جریان دیدار ریچارد هولبروک، نماینده ویژه ایالات متحده در امور افغانستان و پاکستان و مهدی آخوندزاده، معاون وزیر خارجه ایران پیامی درباره وضعیت عشا مومنی به ایران منتقل شد. حدود یک ماه قبل هم سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با "غیرموجه خواندن" تصمیم ایران به ممانعت از صدور مجوز خروج برای خانم مومنی، خواستار تغییر تصمیم ایران شد. عشا مومنی دانشجوی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا است که در جریان سفر به ایران قصد داشت جهت تکمیل پایان نامه خود درباره جنبش حقوق زنان ایران به پژوهش بپردازد. در هنگام بازداشت، حاصل تحقیقات او، چند مصاحبه ویدئویی با فعالان حقوق زنان و همچنین کامپیوتر شخصی او ضبط شد. به گزارش آسوشیتدپرس خانم مومنی حدود 25 روز از 28 روز بازداشت خود را در زندان انفرادی گذراند و 19 بار مورد بازجویی قرار گرفت، هر چند تایید کرد که مورد شکنجه جسمی قرار نگرفته است. اما او به این خبرگزاری گفت رفتاری که با او شده به اندازه رفتاری که با دیگر زندانیان سیاسی می شد، بد نبوده است. او در گفتگوی خود با خبرگزاری آسوشیتدپرس دورانی که بیرون از زندان گذراند را بسیار سخت تر از دوران زندان اوصیف کرد و گفت احساس می کرد تحت نظر قرار دارد و در خیابان های تهران احساس امنیت نمی کرد. عشا مومنی در بازگشت به لس آنجلس گفت قصد دارد به کار در حوزه حقوق افراد در ایران ادامه دهد.
*****
هیچ خبري از ‌هاله سحابي در دست نیست
اعتماد ملی
همسر ‌هاله سحابي، عضو مادران صلح ايران و دختر عزت‌الله سحابي که 10روز پيش در ميدان بهارستان بازداشت شد گفته است که هيچ خبري از همسرش ندارد. مشايخي مي‌گويد: هيچ اطلاعي نداريم و همچنان پيگير قضيه هستيم.به گفته مشايخي يک روز پس از بازداشت، همسرش تماس کوتاهي گرفته و خبر داده که در زندان اوين است اما غير از اين هيچ سخن ديگري نگفته است. او که به اتفاق عزت‌الله سحابي براي پيگيري وضعيت ‌هاله سحابي بارها به دادگاه انقلاب، مراجعه کرده است، مي‌افزايد: در دادگاه انقلاب به ما گفته‌اند که تا شنبه صبر کنيد؛ما هم منتظريم ببينيم شنبه چه اتفاقي خواهد افتاد.مشايخي ضمن ابراز اميدواري از اينكه همسرش روز شنبه آزاد شود، مي‌افزايد: تمام تلاش ما اين است که بازداشت ايشان کوتاه‌تر شده و هر چه زودتر آزاد شوند و آقاي رياحي، وکيل همسرم نيز در اين زمينه پيگير هستند.‌هاله سحابي روز چهارشنبه ۱۴مرداد و همزمان با مراسم تحليف محمود احمدي‌نژاد در مجلس، در خيابان‌هاي اطراف مجلس بازداشت شد.
*****
پنجمین رئیس قوه قضائیه (از نهاد های اصلی سرکوب) ایران کیست؟
بی بی سی : پنجمین رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران، عضو دیگری از خانواده پرنفوذ لاریجانی ها در حاکمیت این کشور است.
صادق اردشیر‌ لاریجانی‌ آملی متولد‌ سال‌ ۱۳۳۹ درشهر نجف‌ در عراق است. او در سال ۱۳۷۷ به عنوان نماینده دوره سوم مجلس خبرگان از استان مازندران وارد مجلس خبرگان شد و در سال ۱۳۸۰ با حکم آیت الله علی خامنه ای به عضویت شورای نگهبان درآمد.
آقای لاریجانی در یکی مباحثاتی که در سال ۱۳۸۵ درباره منشاء حقانیت و مشروعیت دولت و حکومت در ایران صورت گرفته بود، گفته بود که "فعلیت و کارآمدی حکومت ها به رای مردم بستگی دارد اما رای مردم به حکومت مشروعیت نمی دهد."
به اعتقاد رئیس جدید قوه قضائیه ایران "مشروعیت به معنای حق داشتن حاکمان و به معنای التزام شهروندان است که نمی تواند دایر بر مدار رای باشد."
آقای لاریجانی در هنگام‌ وارد شدن‌ به‌ سال‌ چهارم‌ دبیرستان‌ با فراهم‌ آمدن‌ بورس‌ تحصیلی‌ از دانشگاه‌ صنعتی‌ شریف‌ عازم‌ تحصیل‌ در یکی‌ از کشورهای‌ غربی‌ بود که‌ با تشویق‌ پدرش به‌ دروس‌ دینی‌ رو آورد.
آیت ‌الله‌ ‌میرزا هاشم‌ آملی پدر لاریجانی ها ‌از بزرگان‌ حوزه‌ علمیه‌ نجف‌ و قم‌ بوده است.
صادق لاریجانی در سال های‌ تحصیل در حوزه شاگرد خصوصی کاظم‌ حائری و ‌بوده و درس خارج فقه اصول را نزد پدر زنش آیت الله حسین وحید خراسانی از علمای طراز اول فعلی قم طی کرده است. او در بخش‌ علوم‌ عقلی‌ نیز در درس‌ اسفار آیت ‌الله‌ عبدالله جوادی‌ آملی‌ و آیت‌الله‌ حسن حسن‌ زاده‌ آملی‌ حاضر شده است.آقای لاریجانی از حدود ۲۰ سال پیش تاکنون به تدریس دروس حوزوی خارج اصول و پس از مدتی به تدریس خارج فقه پرداخته‌ است.
او در وب سایت شخصی اش نوشته است: "در جریان انقلاب در کنار مرحوم والد، در پاره‌ای اقدامات شرکت جسته‌ام و پس از چندی حس کردم تهاجم فرهنگی غرب کمی از تهاجم نظامی آن ندارد و لذا در حد وسع خویش و با بضاعتی مزجاه همّ خویش را در مقابله با این تهاجم فرهنگی قرار دادم. تهاجمی که ایمان مردم را هدف گرفته و قطعاً در راستای اهداف شوم استعماری است. چون نیک می‌دانند این کشور اسلامی با ایمان مردم زنده مانده است نه تجهیزات مادی و اقدامات نظامی."
صادق لاریجانی در دهه ۷۰ خورشیدی دیدگاه های خود را در نشریاتی همچون نقد و نظر، کیهان فرهنگی و ماهنامه صبح منتشر می کرد که نشریات محافظه کار این دهه محسوب می شدند.
عضویت‌ در هیئت‌ امنای‌ دانشگاه‌ قم‌، هیئت‌ امنای‌ دانشنامه جهان‌ اسلام‌ و ریاست‌ هیات‌ امنای‌ مؤسسه‌ تحقیقات‌ کامپیوتری‌ علوم‌ اسلامی‌ از دیگر فعالیتهای‌ آقای لاریجانی‌ به‌ شمار می‌رود. او هم‌ اکنون‌ در قم‌ به‌ تدریس‌ اشتغال دارد.
آقای لاریجانی در آستانه ۵۰ سالگی با لقب حوزوی "حجت الاسلام والمسلمین" پنجمین رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران شده است.
برادران او، محمدجواد ‏لاریجانی (از نظریه پردازان محافظه‌کار و دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه در دوران آقای شاهرودی و رئیس فعلی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی)، علی لاریجانی (رئیس فعلی مجلس شورای اسلامی)، باقر لاریجانی (رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران) و فاضل لاریجانی (وابسته فرهنگی ‏ایران در کانادا) هستند که در سیاستگذاری های دهه دوم انقلاب اسلامی تاکنون در ایران نقش‌های متعددی ایفا کرده‌اند.
*****
دستکم چهل 40 نفر از دانشجویان دانشگاه رازی به کمیته ی انضباطی احضار شدند
در پی موج گسترده ی احضار دانشجویان منتقد در سراسر کشور ، در دانشگاه رازی دستکم 40 دانشجوی این دانشگاه به کمیته ی انضباطی احضار شدند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر اتهامات برخی از این دانشجویان اخلال در نظم و تخریب اموال عمومی دانشگاه عنوان شده است. گفته می شود این احضار ها در پی برگزاری چند گردهمایی در دانشگاه و نیز جلسات سخنرانی کاندیداهای ریاست جمهوری انجام گرفته است. در میان این دانشجویان نام برخی از فعالان دانشجویی نظیر اشکان مسیبیان، سیامن غیاثی، میلاد غلامی، شکوه احمدی و ... به چشم می خورد که برخی از آنها پیشتر نیز پیشینه ی احضار به کمیته ی انضباطی این دانشگاه را داشته اند.
*****
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدلیل پائین آوردن سرعت اینترنت از سوی رژیم در حال زوال، ناگزیر شده ایم هر صفحه را فقط به یک "پست" اختصاص دهیم. برای خواندن مطالب و دیدن تصاویر و ویدئوهای "پست" های قبلی با مراجعه به "بایگانی وبلاگ" در نوار جنبی (سمت راست) پست و روز مورد نظر را انتخاب کرده و بروی آن کلیک کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ