سرود ملی: ای ایران ای مرز پرگهر

نقش دولتمردان و رسانه های آمریکایی در شورش 22 بهمن 1357

۱۳۸۸/۰۴/۲۳

سه شنبه: 23/4/1388
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیروز را با تلخی و دل شکستگی بپایان رساندیم و دو ساعتی است که روزی جدید (سه شنبه 23 تیرماه) را آغاز کرده ایم.
همانگونه که در نخستین پست دیروز نوشته بودیم، خیلی دلمان می خواهد که هر روزی، کارمان را لااقل با یک خبر خوش و یا عادی شروع کنیم اما آنقدر اتفاقات بد و ناگوار هر روز و ساعت درین مرزو بوم به خاک و خون کشیده به وقوع می پیوندد که بر آورده ساختن خواسته و آرزویمان را محال می نماید.
بهرروی، امروز نخستین "پست" خود را با تصاویری از صحنه های بدرود با "سهراب" گلگون تن و جامه، و سپردن پیکرش به دل خاک مهربان آغاز می کنیم. خاک مهربانی که درآغوش گیرنده صدها هزار جانباخته در طول سی سال اشغال میهن ما بدست نابکاران و پلیدان دَد صفت شده است و این فرزندان رشید و سلحشور خویش را برای ثبت در تاریخ فردای آزادِ ایران سرافراز و تهی گشته از وجود نحس ملایان پلشت، بسختی در آغوش خویش می فشارد و چون مادری دردکشیده از آنان حراست می نماید.
این عکس ها را دیروز دریافت کردیم ولی بدلیل تراکم مطالب و خبرهای دریافتی نتوانستیم انتشار دهیم.
*****
گزارشی از 25 روز دربدری مادر صلح، پروین فهیمی
مدرسه فمینیستی (به نقل از میدان):
عکس ها را ورق می زند. به عمرش این همه عکس جنازه ندیده است. جنازه های سرد. جنازه های بی نام. به عمرش تا به این حد به جنازه ها زل نزده است. و حالا مجبور است زل بزند. زل بزند به صورت هایی با چشمان بسته. صورت هایی جوان. صورت هایی زخمی . صورت هایی رنجور ولی آرام. از چند صورت گذشته است؟ می شمارد چند ده تا صورت می گذرد...
چشمانش بسته است؛ اما شکستگی خط ابرویش، ته ریشی که از کناره آنکادر شده ریش تازه رسته اش بیرون زده. بینی خوش فرمش. سیبیل نازک و کم پشتش که بر لبان زیبا و ساکتش خوابیده… چشمانت را باز کن سهراب!
یارب این نوگل خندان که سپردی به منش...
25 خرداد ، قطره ای بودند در دریایی از مردم. سهراب تا هفته پیش سراپا سبز بود. در زنجیره انسانی تجریش تا راه آهن، در راهپیمایی نیمه شب از صدا و سیما تا ونک، در راهپیمایی موج سبز از انقلاب تا آزادی. چشمان سهراب باز بود. تللوی نوار سبزی که به پیشانی اش بسته و شال سبزی که به گردن آویخته تو شیشه های عینکش منعکس میشد و رنگ چشمانش را عسلی کرده بود. ولی 25 خرداد زمان تبلیغات به سر آمده بود. روز اعتراض بود. تی شرت ساده مشکی، شلوار لی و کفش کتانی. همه خانواده آمده بودند پا به پای همدیگر از جمالزاده به رودخانه ملت پیوستند. پروین کند راه می رفت یارای پا به پا بودن با جوانی سهراب را نداشت. سی سال پیش این مسیر را چابک تر راهور بود. در این سالها چابکی اش را فدای برومندی پسرانش کرده بود و ته تغاری آنها که از سهراب نامیدش که به نازکی سرونازی بود.
پروین ضجه می زند. رو به دوستان عزیز از دست داده خود می کند. سوالی دارد: به من بگویید شما چه جوری تحمل کردید؟ به من بگویید! من این عرضه را ندارم که تحمل کنم. به من بگویید چکار کنم؟ به من بگویید!
سهراب مادر را به برادر می سپارد با دوستانش چابک تر است. این تجربه را همه مادران این روزها دارند. تجربه آنکه پسران تاب کندی آنها را نمی اورند. به آزادی می رسند، تظاهرات مسالمت آمیز تمام شده است. سهراب در جمعیت حل شده است شاید به خانه رفته است. به خانه می روند. ساعت 8 می شود. سهراب نمی اید. خبر دهان به دهان نقل می شود، در آزادی تیراندازی شده است. همه خانواده بسیج می شوند. اول بیمارستان ها. با امداد اورژانس تماس می گیرند. نام تعدادی بیمارستان را می دهند که امداد زخمی ها را به آنجا برده است. بیمارستان فیاض بخش یک فوتی داشته است. سهراب نبود. می گویند جوانی بوده به نام حسام حنیفه بود. شناسایی شده بود. می روند بیمارستان امام خمینی ، بیمارستان شریعتی، فیروزگر، پیامبر، رسول اکرم و... سهراب هیچ کجا نبود. امداد می گوید مردم هم زخمی ها را خودشان به بیمارستان ها برده اند، بگردید! می گردند.
دیگر نوبت کلانتری ها است. کلانتری آزادی ( شهرک آپادانا)، کلانتری یافت آباد (شهرک ولیعصر) ، نواب و ... گفتند بروند پلیس امنیت. می روند خیابان پاستور. می گویند: بروید فردا بیایید. فردا می شود و رفتن ها ادامه پیدا می کند. پلیس 110 می گوید در لیست بازداشتی های ما نیست، بروید نزدیکترین کلانتری اعلام مفقودی کنید. می روند کلانتری 135. اعلام می کنند. پرونده مفقودی تشکیل می شود. موبایل سهراب همراهش بود. تا صبح زنگ که می زدند آن صدای یخ ماشینی می گفت در دسترس نیست و از صبح ساعت 8 صدا می گوید تلفن همراه خاموش می باشد. شماره موبایل را می دهند و شماره شناسایی موبایل را. اهالی کلانتری می گویند با این مدرک هرجا باشد شناسایی می شود. چهارشنبه می شود. می روند آگاهی مرکز در خیابان شاپور. 25 خانواده همراه آنان آنجا هستند. تنها 5 تا از خانواده ها از سرنوشت گمشده شان با خبر می شوند. دستگیر شده اند. مابقی هاج و واج می مانند. کسی می گوید بروید اوین. بروید دادگاه انقلاب.
از فردای آن روز به خیل آوارگان بین دادگاه انقلاب و زندان اوین می پیوندند. نام سهراب در هیچ لیستی نیست. نه در لیست اعلام شده در زندان اوین و نه در لیستی که به دیوار دادگاه انقلاب زده اند. پروین تنها نیست. تعداد خانواده هایی که وضعیت او را دارند خود یک لیست سوا است. پروین صبح ها در دادگاه انقلاب دنبال نشانه ای از پسرش می گردد و بعد از ظهرها عکس سهراب به دست جلوی در اوین می ایستد و عکس را به هر آزاد شده ای نشان می دهد: پسرم است سهراب اعرابی . او را دیده اید؟ چند نفر حتم دارند که او را دیده اند.
خانواده به این اکتفا نمی کند. به قزل حصار سر می زنند به شورآباد، خبری نیست. در آگاهی شاپور هم کسی جوابگو نیست. مسولان نیستند. ماموریتند. شنبه هفته بعد می شود. تلفن می زنند مسولان به سرکار بازگشته اند. به شاپور می روند. آگاهی مرکز تشخیص هویت. سهراب اعرابی 19 ساله. از آلبوم 15تا 20 سال و 20تا 25 ساله ها 7 یا 8 تایی عکس نشانشان می دهند. سهراب بین آنها نیست. پس اوین است. خدا را شکر! پروین هر روز رفتن به دادگاه انقلاب و زندان اوین را ترجیح می دهد.
سهراب کنکور دارد. چهارشنبه قبل از کنکور اعلام می کنند هر کسی کنکوری دارد مدارکش را بیاورد بچه شان را با کفالت آزاد کنیم. پروین ضجه نمی زند. می خواهد بگوید. می خواهد شرح سرگردانی های خودش را شرح دهد. پس دیگر ضجه نمی زند، حرف می زند، می گوید:
همان چهارشنبه در جلوی زندان اوین مدارک کسانی که تو لیست خودشان بود گرفته بودند ولی از ما مدرک قبول نکردند. فردایش پنج شنبه، زیر پل اوین همه مان را جمع کردند. یک نفر آمد و گفت کسانی که اسمشان توی لیست زندانی ها نیست و کنکوری هستند و تا به حال با خانواده تماس تلفنی نداشتند به ما ربطی ندارند. در بندهای مخصوص هستند. بروید دنبال پرونده شان در دادگاه انقلاب. رفتیم دادگاه انقلاب برای اولین با مرا به داخل دادگاه انقلاب راه می دهند . اسم دادیم. 39 نفر بودیم که بچه کنکوری داشتیم.
پروین با صلابت ادامه می دهد: بیرون از دادگاه برای کنکوری ها میزگذاشته بودند. اسم و مشخصات سهراب را پرسیدند و نوشتند. گفتند بروید کارهای مربوط به کفالت را انجام دهید. کفیل گذاشتیم. فیش حقوقی برای ده میلیون تومان کفالت. گفتند بروید فاکس زدیم امروز آزاد می شوند.
پروین دوام نمی آورد. دوباره ضجه می زند: برایش لباس برده بودم. گفتم نکند لباس بچه ام پاره شده باشد با لباس پاره خانه نیاید.
پروین آن روز عصر برمی گردد اوین. زیلویش را از ماشین در می آورد. روی بلوک های سیمانی را فرش می کند و منتظر می نشیند تا شب، تا نیمه شب، تا اذان صبح تا صبح. سهراب نمی آید.
روز جمعه دادگاه انقلاب باز بود. رفتیم دادگاه انقلاب. گریه و زاری راه انداختم. گفتم آزادش نکردید عیبی ندارد، فقط به من بگویید سالم است یا نه. یکی از کارمندان دفتر قاضی مربوطه به من گفت: خیالت راحت باشد بچه ات سالم است. یک جوانی آن عقب نشسته بود. ناله و زاری های مرا که دید آمد جلو مشخصات سهراب را گرفت و رفت. بعد از چند دقیقه آمد و گفت : بچه شما امروز بازجویی دارد به کنکور نمی رسد. پرسیدم ، مطمئنید؟ گفت خیالتان راحت بروید خانه. گفتم من رو حرف شما استناد می کنم و می روم یادتان باشد قول دادید.
پروین در روزهای بعد دیگر آن مرد جوان را نمی بیند. سراغش را که می گیرد می گویند نماینده یک ارگانی یا جایی دیگر بوده و در دادگاه انقلاب ماموریت داشته و ماموریتش تمام شده است.
روز بعد دوباره به دفتر شعبه مربوطه در دادگاه انقلاب می روند. ده یا یازده نفر هستند که حکم آزادی بچه هایشان خورده است ولی از بچه ها خبری نیست. کنکور دانشگاه آزاد در پیش است. پروین می گوید:
در دفتر قاضی اسامی ما را گرفتند. دو نفر را برای آزادی قبول نکردند. اسامی مابقی را در کاغذی نوشتند و برای زندان اوین فاکس کردند. گفتند بروید امروز فردا ازاد می شوند. خودم دیدم که اسم سهراب را هم در کاغذ نوشت و کاغذ را فاکس کرد. دو روز منتظر ماندیم دوباره رفتیم دادگاه انقلاب از آن اسامی ، 3 نفر مانده بودند و سومی من بودم. معاون قاضی شعبه مربوطه به من گفت: بچه ات جزو فسفری هاست. گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی آنهایی که بانک و اتوبوس آتش می زنند. گفتم : بچه من از ادب و اخلاق و متانت در فامیل زبانزد است. شما بچه مرا نمی شناسید نباید این حرف را بزنید.
باز هم اسامی را فاکس کردند. باز هم پروین به انتظار آمدن سهراب نشست. و باز هم سهراب نیامد.
پروین ادامه می دهد: دوباره به دادگاه انقلاب رفتم. دفتردار شعبه گفت: خانم اسم بچه شما در اوین نیست. جریان آن مرد جوان نماینده آن ارگان را تعریف کردم. ما را فرستاد پیش مسئول اجرای احکام اوین. سه نفر بودیم. اولی کارتکسش گم شده بود. دومی پسوند اسمش غلط ثبت شده بود. نوبت به من که رسید گفتند نیست. گفتند شاید اسمش را درست نداده است. از روی بقیه مشخصات دنبالش گشتند در اسامی متولدین سال 68 ، در اسامی کنکوری ها، و ... هیچ جا اسمش نبود. گفتند وقتی اسمش اینجا نیست امکان دارد در بندهای مخصوص باشد. بروید پلیس امنیت.
پروین از رفتن هایش می گوید. هیچکس به او نمی گوید که اگر اسم سهراب در لیست اوین نیست پس زندانی نیست. هیچکس این را نمی گوید، نه زندانبان، نه مامور، نه معاون، نه قاضی، نه دادستان. هیچ کدام . معلوم نیست چرا هیچکدام این حرف آخر را به این مادر نمی زنند.
به پروین می گویند برود پلیس امنیت: می روم پلیس امنیت. مسئول قسمت عملیات مشخصات سهراب را به کامپیوتر می دهد. می گوید : پیش ما نیست. بیرون می ایم آنقدر گریه می کنم که مامور دم در دلش می سوزد. دوباره می رویم پیش آن مسئول می گوید بروید فلان ارگان حتما دست آنها است. دوباره بر می گردم دادگاه انقلاب پیش قاضی. دو نفر دیگر هم هستند که از بچه هایشان خبری ندارند با این تفاوت که بچه های آنها روز اول تلفن زده اند. قاضی بعد از آن دو نفر مرا صدا کرد. جریان را برایش گفتم. گفتم الان 17 روز است که از بچه ام خبری نیست. گفت پهلوی ما نیست. گفتم پس من چه کار کنم. گفت خودت برو پیدایش کن. برو پیش دادستان.
پروین دلش نمی خواهد برای دادخواهی به دادستانی مراجعه کند. یک روز تمام با خودش کلنجار می رود. آخر حس مادری پیروز می شود. دادستانی که سهل است برای یافتن سهراب تا هرجا که باشد هم می رم.
دادستان نبود. در دفتر او می نشیند. عکس سهراب را در دست دارد. زار می زند. مسئول دفتر دادستان می آید. به پروین می گوید کارش را پیگیری می کند. پروین دو ساعت در دفتر او می نشیند. مفاتیح می خواند. دعا می کند. مسئول دفتر می آید. به پروین می گوید 20 دقیقه دیگر هم به من مهلت بده. دنبال کار بچه ات هستم. نیم ساعت بعد پروین را صدا می کند.
« به من گفت بشین. نشستم. گفت بچه شما تو اوین است. حالش خوب است. برو خانه اعصابت را خرد نکن. گفتم پس چرا تلفن نزده، گفت: می گویم زنگ بزند برو خانه منتظر تلفن باش!»
پروین خوشحال و خندان بر می گردد خانه . دفتر دادستان به او گفته است بچه اش سلامت است. چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه در خانه منتظر می نشیند تا شاید این دستگاه تلفن راه ارتباطی باشد بین او و دردانه اش. این چند روز فقط عصرها با لباس های تمیز سهراب سری به اوین می زند. شاید سهراب بیاید.
شنبه دیگر بی طاقت شده است. به دادگاه انقلاب می رود. به یکی از کارمندان دفتر شعبه مربوطه می گوید که پسرش زنگ نزده. دوباره پرس و جو شروع می شود. معاون شعبه می اید و می گوید دفتر دادستانی از خود ما استعلام کرد ما به او گفتم که پسرت در اوین است. به خودت هم گفته بودیم. چرا شلوغش می کنی. پروین می گوید: به من نگفتید. مسئول دفتر شعبه می گوید نشون به او نشونی که تو راهرو ایستاده بودی. پروین می گوید خوب پس حتما من نفهمیدم. مسئول می گوید: برو خانه استراحت کن. بچه ات تو اوین خوش و خرم است و تو داره اینجا خودت را عذاب می دهی.
دوباره روز از نو روزی از نو. روز یکشنبه قبل از تولد حضرت علی پروین به دادستانی نامه می نویسد: دادستان محترم کل تهران تقاضا دارم به خاطر تولد امام علی به بچه من اجازه دهید که با ما تماس تلفنی بگیرد. خبری نمی شود.
شنبه 20 تیرماه برای چند دهمین بار می روند دادگاه انقلاب. مسئولان شعبه به کل منکر می شوند. حرفشان این است: اسم سهراب تو لیست آنها نیست. بروید آگاهی شاپور. آگاهی شاپور ؟ یکبار که رفتیم و عکس ها را دیدیم. دوباره بروید.
پروین می رود، اداره تشخیص هویت. این بار آلبوم قطورتر است. مجهول الهویه های 25 تا 30 سال. اما سهراب که 19 ساله است. چه زود بزرگ شدی سهراب. در این 25 روزی که که مادرت دربدر دنبالت بود چند سال بزرگ شدی؟ پزشک قانونی تشخیص داده است که در 19 سالگی در آلبوم 25 ساله ها بگذارندت، چون در 25 خرداد تیر خورده بودی. چشمانت را باز کن سهراب! مادر به عکس تو زل زده است.
*****
خودکشی یک دختر در زندان گوهردشت کرج
روزنامه سرمایه : دختری که به اتهام مشارکت در قتل یکی از هم بندانش در زندان رجایی شهر کرج زندانی بود، پس از آخرین جلسه محاکمه اش دست به خودکشی زد و در حال حاضر در بیمارستان لقمان در حالت کما قرار دارد.محمد مصطفایی وکیل وی گفت: «هدیه مویدی متولد سال 69 است. زمانی که وی دو سال بیشتر نداشت مادر و پدرش به دلیل اختلافات خانوادگی از یکدیگر جدا شدند و او به دلیل بروز اختلاف با نامادریش، مدتی خانه را رها کرد و نزد یکی از دوستانش بود چرا که نمی توانست محلی جهت ادامه زندگی در اجتماع بیابد و پشتیبانی نیز نداشت. 12 مرداد ماه سال 83، هدیه با دوستش به منزل یکی دیگر از دوستانشان رفتند که با شکایت شخصی به نام علی، ماموران کلانتری آنها را دستگیر و از مالک منزل مقداری اسکناس مجعول، مشروب کشف می کنند. با تشکیل پرونده، همگی با دستور رئیس کلانتری راهی دادسرای ویژه ارشاد می شوند. هدیه منکر تمام اتهامات منتسبه شد ولی برای وی قرار مجرمیت و کیفرخواست تنظیم شد و به جای آنکه بازپرس شعبه، پرونده را برای رسیدگی به دادسرای اطفال ارجاع دهد و او را به کانون اصلاح و تربیت اعزام کند پرونده را برای رسیدگی و صدور حکم به شعبه 1089 دادگاه عمومی تهران مستقر در دادسرای ویژه ارشاد فرستاد و هدیه نیز به زندان اوین معرفی شد.» وی افزود: «هدیه سختی هایی را در این زندان تحمل کرد.تا حدی که او مجبور می شد روزانه از قرص های خواب آور و مسکن استفاده کند. پس از مدت کوتاهی هدیه به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.» وی در خصوص وضعیت هدیه تصریح کرد: « او گاهی در زندان برای تسکین آلام و دردهای خود مواد مخدر استعمال می کرد تا اینکه 11 خرداد سال 84 به همراه چهار نفر از هم سلولی هایش برای تنبیه به انفرادی انداخته می شود. در آنجا هانیه یکی از پنج زندانی با دختری به نام فرشته درگیر شده و به شدت او را مورد ضرب و جرح قرار داده و وی را به قتل می رساند. پس از این ماجرا هدیه نیز به اتهام مشارکت در قتل عمد متهم و زندانی شد.» مصطفایی افزود: «پرونده هدیه پس از سه سال ماندن در دادسرا، با صدور قرار مجرمیت و کیفر خواست به شعبه 80 دادگاه کیفری استان مستقر در دادگستری کرج ارسال شد و در روز 13 تیرماه گذشته هدیه طی محاکمه ای اتهام انتسابی را در حضور پنج قاضی نپذیرفت.» وی تاکید کرد: «هدیه مدت چهار سال را در بدترین شرایط زندگی کرد. فشارهای روحی و روانی حاکم بر وی به حدی رسید که ناچار دست به خودکشی زد و در حال حاضر در بیمارستان لقمان الدوله بستری است و در کما به سر می برد.»
*****
برچسب نخ نما شده همیشگی: اقدام علیه امنیت ملی
بیش از یک ماه از کودتای انتخاباتی 22 خرداد میگذرد و علیرغم وعده های مسولان برای آزادی قریب الوقوع تعدادی ازفعالان سیاسی، مطبوعاتی و مدنی بازداشت شده، خانواده های این زندانیان خبر از تفهیم اتهام عزیزانشان می دهند. اتهاماتی سنگین که از اقدام علیه امنیت ملی تا تلاش برای انجام کودتای مخملی، تشکیک در انتخابات، حضور در تجمعات مردمی و... را شامل می شود.
در عین حال دیروز و امروز تعدادی از خانواده های فعالان مطبوعاتی و سیاسی بازداشت شده موفق شدند با عزیزانشان در زندان اوین ملاقاتی غیرحضوری داشته باشند؛ ملاقات هایی که نه تنها از نگرانی آنان نکاست بلکه با اطلاع یافتن از شرایط زندانیان در زندان و نوع اتهاماتی که به آنان تفهیم شده است، بلکه بر آن افزود. از سوی دیگر قرارست امروز خانواده تعدادی از بازداشت شدگان با کمیته 3 نفره ای که از سوی آیت الله شاهرودی برای پیگیری وضعیت بازداشت شدگان تشکیل شده دیدار کنند.
عرب سرخی متهم به اقدام علیه امنیت ملی
خانواده فیض الله عرب سرخی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز به شدت نگران وضعیت وی هستند. همسراین فعال سیاسی به روز گفت: ما حتی نمیدانیم ایشان را کجا و چه کسانی بازداشت و به کجا منتقل کرده اند.
وی با بیان اینکه "تاکنون همسرم تماسی نداشته"افزود: روزی که ایشان مفقود شدند ما خبری از بازداشت ایشان نداشتیم و من به طور مداوم با موبایل ایشان تماس می گرفتم که در نهایت یک آقایی از موبایل همسرم با من تماس گرفت و گفت که اینجا دادگاه انقلاب است و همسر شما اقداماتی علیه امنیت ملی انجام داده است.
خانم عرب سرخی اضافه کرد : من به آن آقا گفتم که کار کردن در ستاد کسی که از فیلتر شورای نگهبان رد شده اقدام علیه امنیت ملی نیست؛ اما جوابی ندادند و تلفن را قطع کردند.
وی خبر از تفتیشش منزل شان یک روز پس از بازداشت همسرش هم داد و گفت: ما منزل نبودیم و آقایان با کلید همسرم و در غیاب ما وارد خانه شدند و همه جا را تفتیش کردند و اسناد کاری و قراردادهای شرکتی و کتاب ها و تعدادی عکس و تراول چک و پول را با خود بردند و از سرایدار هم خواستند که رسید آنها را امضا کند که سرایدار از اینکار امتناع کرده است.
به گفته خانم عرب سرخی، وقتی ماموران عکس های خانوادگی خانواده عرب سرخی را می دیدند سرایدار خانه اعتراض می کند، اما مامورین دستان او را می بندند و با وی برخورد تندی می کنند.
خانم عرب سرخی در ادامه با اشاره به سوابق همسرش گفت: آقای عرب سرخی برادر دو شهید است و سوابق او را همگان میدانند اما دیدگاهی چند سال است سر کار آمده که در صدد حذف یاران انقلاب است.
همسر این فعال سیاسی همچنین خبر داد که فردا با کمیته 3 نفره پی گیری وضعیت بازداشت شدگان دیدار خواهند داشت.
اتهام محمد قوچانی به هم زدن امنیت كشور
محمد قوچانی، سردبیر روزنامه اعتماد ملی، متهم به برهم زدن امنیت كشور از طریق شركت در تجمعات و نگارش مطالبی در این راستا شده است. مریم باقی، امروز پس از دیدار کابینی با همسرش که از پشت شیشه و به صورت تلفنی انجام شده، به نقل از محمد قوچانی اعلام کرد: من تنها یك روزنامه‌نگار و نویسنده هستم و همه چیز من شفاف است؛ لذا مساله‌ پنهانی ندارم.همواره تمام دیدگاه‌های خود را نوشته و منتشر كرده‌ام و هیچ اتهامی متوجه من نیست و خود بازجویان و مسوولان قضایی هم می‌دانند كه هیچ جرمی نداشته و مطلقاً بی‌گناه هستم و به همین دلیل اصلا به زمان فكر نمی‌كنم و اگر در همه دوره دولت كنونی هم در زندان باشم، اهمیتی ندارد.
خانم قوچانی به سایت سحام نیوز هم گفته است: همسرم اكنون در سلول بسته چند نفره به همراه زندانیان جرائم مواد مخدر و مسایل مالی در بند 209 حضور دارد اما رادیو، تلویزیون و روزنامه كه در بندهای عمومی تمام زندان‌های ایران و جهان در اختیار بازداشت‌شدگان قرار می‌گیرد، در بند عمومی 209 در اختیار متهمانی كه مشمول اصل برائت می‌شوند، قرار نمی‌گیرد.
به گفته او، قوچانی بیش از اینكه نگران خود باشد، نگران وضع سایر زندانیان بود و احوال آنها را جویا می‌شد و آرزو داشت همه آنها هر چه زودتر آزاد شوند.
اتهامات عبدالفتاح سلطانی
عبدالفتاح سلطانی، وکیل سرشناس دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر از 26 خرداد در بازداشت به سر می برد. همسر سلطانی دیروز در زندان اوین با همسرش دیدار کرد. خانم سلطانی به روز گفت: دیروز از زندان اوین تماس گرفته و خواستند که امروز به این زندان مراجعه کنیم.
وی با بیان اینکه "امروز ملاقاتی کابینی و از پشت شیشه با آقای سلطانی انجام دادیم" افزود: آقای سلطانی به شدت لاغر شده بودند و چون از قبل بیماری گوارشی شدید دارند به شدت نگران سلامتی ایشان شدیم.
خانم سلطانی روحیه این حقوقدان سرشناس را خوب توصیف کرد و افزود: آقای سلطانی در بند 240 زندان اوین در انفرادی بودند ولی چند روز است به بند 209 منتقل شده و از دیروز هم ایشان را به سلولی سه نفره منتقل کرده اند که به همراه دو نفر دیگر در این سلول هستند.
وی با بیان اینکه "آقای سلطانی، هم سلولی های خود را نمی شناسد" گفت: این افراد زندانی سیاسی نیستند و آقای سلطانی نیز نمیدانستند که جرم این دو نفر چه بوده است.
خانم سلطانی خبر از تفهیم اتهام همسرش داد و گفت: تشکیک در انتخابات و ماده 610 قانون مجازات اسلامی را به ایشان تفهیم کرده اند و جالب این است که برگه قرار بازداشت آقای سلطانی را آقای راسخ امضا کرده است؛ کسی که پیش از این آقای سلطانی از اوبه همراه حداد و سعید مرتضوی شکایت کرده بود.
ماده 610 قانون مجازات اسلامی که به عبدالفتاح سلطانی به عنوان اتهام تفهیم شده است می گویدهرگاه دو نفر یا بیشتر اجتماع و تبانی نمایند که جرایمی بر ضد امنیت داخلی یا خارج کشور مرتکب شوند یا وسایل ارتکاب آن را فراهم نمایند در صورتی که عنوان محارب بر آنان صادق نباشد به دو یا پنج سال حبس محکوم خواهند شد.
خانم سلطانی با تاکید بر غیر قانونی بودن بازداشت همسرش اضافه کرد: ایشان را در دفتر کارشان بازداشت کرده و یک حکم کلی برای بازداشت ارائه داده اند که در مورد بازداشت اغتشاشگران خیابانی بوده است. از سوی دیگر هیچ حکمی برای تفتیش نداشته اند اما دفتر ایشان را تفتیش کرده و مدارک و پرونده های ایشان را برده اند.
خانم سلطانی تصریح کرد: همسر من هیچ گونه فعالیت انتخاباتی نداشت و بر اساس اساسنامه کانون مدافعان حقوق بشر که به اعضا اجازه فعالیت انتخاباتی به نفع هیچ کسی را نمیدهد همسر من نیز صرفا کار حقوق بشری و وکالت خود را میکرد و درخواست های همکاری از سوی ستادهای انتخاباتی را رد کرده بود.
وی با اشاره به بخشنامه حقوق شهروندی که از سوی رئیس قوه قضائیه به مجلس ارائه و در مجلس ششم تصویب شد گفت: آقای سلطانی تمام تلاش و خواسته اش این بود که این قوانین اجرا شود.او معتقد است که قوانین برای کتابها نیست و در همین راستا تلاش میکرد که اگر بازداشتی صورت می گیرد یا حکمی صادر می شود بر مبنای قانون باشد نه اراده ای فراقانونی.
وی سپس با طرح این سوال که "یک وکیل غیر از وکالت چه کار دیگری می کند" تاکید کرد: همسرم عاشقانه و متعهدانه کار میکرد و به جای اینکه به او مدال بدهند او را به زندان برده اند.
همسر سلطانی خواهان آزادی هرچه سریعتر این حقوقدان برجسته شد و گفت هیچ یک از اتهاماتی که به او تفهیم کرده اند بر مبنای واقعیت نیست.
*****
ایرنا: چند پرونده بزرگ از منسوبين به مسئولان به دادگاه فرستاده می شود
"مصطفي پورمحمدي" رييس سازمان بازرسي کل کشور گفت: چند پرونده بزرگ از منسوبين به مسئولان را در دست تکميل داريم که پس از تکميل به دادگاه مي‌فرستيم.به گزارش ايرنا به نقل از روابط عمومي سازمان بازرسي کل کشور، وي در سومين گردهمايي دانشجويان فعال ايراني خارج کشور در تهران گفت که "در يک سال گذشته 56 گزارش عمدتا اقتصادي را به همراه ارزيابي تحليلي مفصل از نقاط قوت و ضعف دستگاه هاي مختلف و پيشنهادهاي قانوني و راهگشا براي رييس جمهوري اسلامي ايران ارسال شد".
وي با تاکيد به اينکه "گزارش هاي اين سازمان دقيق است"، گفت: حرفي که سازمان بازرسي کل کشور مي زند بايد کامل و تمام باشد.
رييس سازمان بازرسي کل کشور گفت: نبايد گزارشي از سازمان بازرسي کل کشور بيرون بيايد، مگر اينکه هيچ کس نتواند بالاتر از آن حرفي بزند.
پورمحمدي تاکيد کرد: حرفي نمي زنيم که بعدا پس بگيريم و اين را نقطه ضعفي براي سازمان بازرسي کل کشور مي دانيم که حرفي را بزنيم و بعد بخواهيم آن را جرح و تعديل و يا اصلاح کنيم.
وي تصريح کرد: در يک سال گدشته تلاش شد تحول و نگاه جديدي را در سازمان بازرسي کل کشور متناسب نيازهاي کشور در اهداف، رويکردها و ابزار ايجاد کنيم.
رييس سازمان بازرسي کل کشور توضيح داد که "جهت‌گيري‌مان را روي موضوعات اصلي و کلان کشور قرار داده ايم و حدود 120 برنامه را فقط به نظارت بر اصل 44 قانون اساسي اختصاص داده ايم و حدود دو پنجم نظارت‌هاي سازمان بازرسي کل کشور، نظارت‌هاي اقتصادي است. اين يعني اينکه ثقل نظارت‌هاي سازمان بازرسي کل کشور را نظارت‌هاي اقتصادي تشکيل مي‌دهد.
پورمحمدي لزوم توجه به مقررات و قانون‌گرايي را يادآور شد و افزود: سازمان بازرسي کل کشور اجازه نمي‌دهد از مرز قانون، کوچکترين عدولي به وجود آيد، حال قانون مي‌خواهد خوب باشد يا بد، به سود دستگاه يا شهروند باشد يا عليه آن.
وي تصريح کرد: از اين جهت سخت‌گيري را اعمال کرده ايم و برخي اين را به مزاحمت، آزار و يا گزندي به فعاليت‌هاي دولت تعبير کرده اند.
رييس نهاد ديده بان قوه قضاييه به لزوم توجه و احترام به قانون تاکيد کرد و گفت: اگر تمام دولت و مجلس شوراي اسلامي عليه تصميمات سازمان بازرسي کل کشور تبليغ کنند، ما از مرز قانون فراتر يا عقب‌تر نمي‌رويم و مصلحت‌ سنجي نمي‌کنيم. ما نظارت مي‌کنيم تا قانون، خوب اجرا شود.
پورمحمدي با بيان اينکه "برخي اشکالات ساختاري و فرهنگي در کشور وجود دارد"، گفت: موضوعي که به کشور آسيب جدي مي‌زند، آن است که قانون از حرمت جدي برخوردار نيست. منافع فوق‌العاده‌اي از انضباط قانوني نصيب ملت‌ها مي‌شود، هرچند که قانون، ضعيف يا ناقص باشد.
وي تصريح کرد: در سازمان بازرسي کل کشور به جد دنبال اين هستيم که جايگاه قانون در کشور تثبيت شود. حتي از مجلس شوراي اسلامي نيز در چند مورد انتقاد جدي کرديم، چيزي خلاف قانون وضع کردند و به دولت اجازه برداشت از حساب ذخيره ارزي دادند. وقتي حرف قانون پيش مي‌آيد، همه بايد در قبال آن متعهد و مستلزم باشند. رييس سازمان بازرسي کل کشور اعتقاد به نگاه کارشناسي را از ديگر سياست اين سازمان عنوان کرد و گفت: در شرايطي که همه به خود حق مي‌دهند که هرگونه نقد، اعتراض و اشکال‌گيري غيرکارشناسي و غيرمستند ارائه کنند، ما به شدت به نگاه کارشناسي معتقد و پايبند هستيم و به دقت و وسواس در هر موضوع که به لحاظ قانوني با سازمان بازرسي کل کشور مرتبط است، سعي مي‌کنيم از ظرفيت کارشناسي کشور استفاده شود.
وي تصريح کرد: اين موضوع با توجه به رشد سريع شايعه که يکي از آسيب‌هاي رواني جامعه است از اهميت زيادي برخوردار است.
پورمحمدي با ارايه مثالي در اين زمينه گفت: در موضوع دوشغله‌ها با همه توان ايستاده ايم و ديديم که مجمع تشخيص مصلحت نظام روز گذشته آن را تصويب کرد.
رييس سازمان بازرسي کل کشور ارتقاي فرهنگ نظارت‌پذيري را از ديگر برنامه‌هاي سازمان بازرسي کل کشور برشمرد و افزود: مجموعه کارکنان و دستگاه ديواني و اداري کشور، خيلي نظارت‌پذير نيستند.
وي گفت: البته اينکه مي‌گويم نسبي است، يعني در سطح مطلوب نيستيم، بايد صميمانه، جدي و واقع‌بينانه اشکالات را ببنيم و اگر نخواهيم آنها را متوجه شويم، دير زماني نخواهد شد که کار از کار گذشته باشد.
پورمحمدي ادامه داد: نظارت‌گريزي موضوع قابل توجهي است. لذا ترويج فرهنگ نظارت‌پذيري هم رويکرد جديد سازمان بازرسي کل کشور است. رييس سازمان بازرسي کل کشور لزوم به کارگيري روش‌هاي نوين نظارتي را مورد توجه قرار داد و گفت: روش‌هاي سنتي نظارت، ديگر جوابگو نيست و بايد به سمت روش‌هاي نوين برويم. هر چند براي دستيابي به اين مهم دستورالعمل‌هاي زيادي داريم، اما هنوز در دستگاه‌هاي اداري، اين روش‌هاي نوين عملياتي نشد. وي گفت: نگاه‌هاي جديدي را هم در ابزار و هم در امکان‌يابي داريم.
رييس سازمان بازرسي کل کشور در خصوص کارآمد شدن نظارت گفت: نظارت را بايد عمومي کرد و ابزار و قابليت گسترده‌تر مردمي را به خدمت گرفت.
پورمحمدي با اشاره به نقش رسانه‌ها در اين زمينه گفت: رسانه‌ها هم خيلي در خدمت اصلاح و نظارت عمومي به کارگيري نمي‌شوند، ما اگر خوب کار کنيم 20 تا 30 درصد مي‌توانيم نظارت را اجرا کنيم، ولي اگر رسانه‌ها بخواهند نظارت را خوب اعمال کنند، مي‌توانند تا 50 درصد، نظارت و کنترل را انجام دهند، همچنين خيلي از افرادي که قصد تخلف دارند از ترس افکار عمومي، اين کار را انجام نمي‌دهند.
وي اظهار داشت: طبق قانون جديد سازمان بازرسي کل کشور دنبال راهي هستيم که يک حاشيه امني را براي رسانه‌ها جهت انتقاد کردن فراهم کنيم تا رسانه‌ها بتوانند با قدرت بيشتري نقش نظارتي شان را اعمال کنند.
رييس سازمان بازرسي کل کشور به ضرورت ارتقاي شاخص‌هاي سلامت اداري و اقتصادي کشور تاکيد کرد و گفت: سازمان بازرسي کل کشور در اين زمينه برنامه پنج‌ ساله‌اي را با هدف ارتقاي کارآمدي نظام اداري، تقويت حقوق شهروندي و ارتقاي سلامت اداري و مبارزه محوري با فساد مالي و اقتصادي تدوين کرده است.
وي از دانشجويان خارج از کشور نيز درخواست کرد تا راه‌هايي که براي سلامت اداري، اجرا و پيگيري قانون و نوع اطلاع‌رساني در خارج کشور مشاهده مي‌کنند، در قالب يک تجربه و يا به عنوان بازرس افتخاري به سازمان بازرسي کل کشور منتقل کنند.
پورمحمدي در خصوص نظارت سازمان بازرسي کل کشور در انتخابات اخير رياست جمهوري اظهار داشت: طبق تفسير شوراي نگهبان، سازمان بازرسي کل کشور هيچ وظيفه‌اي در موضوع انتخابات ندارد و اين البته فقط مربوط به انتخابات اخير نبود، بلکه شامل انتخابات قبل نيز مي‌شد.
به گفته وي، البته يک بخش در حاشيه انتخابات است که موضوع استفاده از امکانات دولتي له يا عليه نامزدها است که اين جرم است و در اين مورد پرونده‌هايي را به دادگاه فرستاده ايم و برخي هم پس از تکميل خواهيم فرستاد.
رييس سازمان بازرسي کل کشور در پاسخ به اينکه "شما مي‌خواهيد کار کنيد، اما مافيايي در کشور مانع از پيشبرد اهداف شما و سايرين مي‌شود"، اظهار داشت: ملت و انقلاب ايران را کسي کوچک فرض نکند. باند مافيا را قبول ندارم. اگر قوي عمل نکنم، خلافکار آماتور هم مي‌تواند، خلل وارد کند. اين ضعف ماست نه قوت آنها. نظارت دقيق، برنامه‌ريزي صحيح و اراده جدي مي‌خواهيم.
پورمحمدي تاکيد کرد: بايد با انگيزه و با روحيه باشيم و اين فراز و فرودهاي اجتماعي در هر جامعه‌اي وجود دارد، هنر جامعه موفق، آن است که با تدبير، قدرت عبور از موانع را دارد و به تعبير شهيد بهشتي(ره) سعي کنيد اگر با موانع مواجه مي‌شويد، متوقف نشويد.
وي در پاسخ به سوالي درخصوص ترانزيت مواد مخدر از ايران و سود گروه‌هاي "پ.ک.ک." و "پژاک" از تجارت مواد مخدر، اظهار داشت: ايران کشور بزرگي است که راه‌ها و معابر رسمي و غيررسمي زيادي دارد. دومين کشور مهاجرپذير دنيا و بزرگ‌ترين کشور داراي اتباع غيرقانوني در دنيا است.
رييس سازمان بازرسي کل کشور يادآور شد: حدود هشت هزار کيلومتر مرز داريم و با 15 کشور همجوار هستيم، چون افغانستان در همسايگي ايران است، بزرگترين معبر انتقال مواد مخدر جهان هستيم، راه حل اصلي در اين زمينه نظارت همه جانبه بر مرزها است.
پورمحمدي افزود: روش‌هاي سنتي را قبول ندارم، بايد از روش‌هاي جديد که در دنيا اعمال مي‌شود و هزينه‌هاي کمتر و قابليت‌هاي بيشتري دارد، استفاده کرد. رييس سازمان بازرسي‌کل کشور در پاسخ به اين سوال که نظر شما در قبال مديران ناکارآمد که آسيب بيشتري به جامعه مي‌زنند، چيست؟ گفت: ايران پيش از آنکه از تخلف‌ها، سوء استفاده‌ها و ميل‌ها آسيب ببيند، از ناکارآمدي و ضعف توانايي کارمند يا مدير آسيب مي‌بيند. اينکه گفته مي‌شود، اگر حيفي صورت گيرد، قابل تحمل است، اما ميل‌ها قابل تحمل نيست، غلط است.
وي خاطر نشان کرد: چه بسيار حيف‌ها که از بسياري از ميل‌ها آسيب‌زننده‌تر است، در اين زمينه مجلس شوراي اسلامي بايد مدير ناکارآمد و کسي که قدرت فعاليت ندارد را جابجا کند و ما در اين بخش قدرت الزام‌آور نداريم.

پورمحمدي در پاسخ به سوال ديگري در مورد يک‌ميليارد دلار که معلوم نشد چي شد، گفت: با ديوان محاسبات تقسيم کار کرده ايم و در کار هم دخالت نمي‌کنيم، اين موضوع را ديوان محاسبات تعقيب مي‌کند و ما هم کمک مي‌کنيم.
رييس سازمان‌ بازرسي‌ کل کشور در پاسخ به اين سوال که اگر تخلفي از مسوولان يا يکي از خانواده‌هاي آنان ديده شود، آيا چشم‌پوشي مي‌کنيد؟ گفت: بناي ما اين است که به صورت جدي آن را تعقيب کنيم و همين حالا هم چند پرونده بزرگ از منسوبين را در دست تکميل داريم که پس از تکميل به دادگاه مي‌فرستيم.
وي خاطر نشان کرد: دنبال تخلف‌گيري و جرم‌گيري نيستيم، دنبال پيشگيري هستيم، به خاطر همين، يکي از مهم‌ترين کارها شفاف‌سازي سيستم اداري است که بخشي از آن با تسهيل قوانين اتفاق مي‌افتد و بخش ديگر با الکترونيکي شدن کارها انجام مي شود.
پورمحمدي به ضرورت حفظ وحدت، همبستگي و روحيه تاکيد کرد و گفت: اين موضوع، به خصوص در بين نخبگان کشور از اهميت زيادي برخوردار است و از مشکلاتي که براي کشور پيش مي‌آيد، بايد در جهت ارتقا استفاده کرد.
*****
وزارت خارجه آمريكا خواستار آزادى فورى كيان تاجبخش در ايران شد
رادیوفردا:
سخنگوى وزارت امور خارجه آمريكا روز دوشنبه با ابراز نگرانى عميق از بازداشت دوباره كيان تاجبخش، پژوهشگر ايرانى – آمريكا خواستار آزادى فورى وى شد.
يان كلى به خبرنگاران در واشينگتن گفت: «ما از گزارش ها در باره يك پژوهشگر ايرانى – آمريكايى كه ناعادلانه در ايران بازداشت شده است عميقا نگران هستيم.»
كيان تاجبخش عصر روز پنجشنبه، ۱۸ تيرماه، براى دومين بار ظرف دو سال گذشته از سوى نيروهاى امنيتى جمهورى اسلامى ايران بازداشت شد.
خانواده وى گفته اند كه بازداشت او بدون حكم قضايى صورت گرفته است.
آقاى تاجبخش در ارديبهشت ماه سال ۸۶ نيز توسط نيروهاى امنيتى بازداشت شده بود و پس از تحمل چهار ماه زندان با سپردن وثيقه ‌اى ۱۰۰ ميليون تومانى از زندان آزاد شده بود.
وى در آن زمان به «براندازى نرم» و «اقدام عليه امنيت ملى جمهورى اسلامى» متهم شده بود؛ اتهامى كه در سال هاى اخير به بسيارى از فعالان سياسى و مدنى در ايران وارد شده است.
این پژوهشگر ایرانی – آمریکایی که از آن زمان ممنوع الخروج است در تلویزیون ایران ظاهر و فیلمی اعتراف گونه از او پخش شد.
اکنون این احتمال مطرح شده است که دستگاه های امنیتی ایران بار دیگر قصد داشته باشند که از آقای تاجبخش «اعترافاتی» در تلویزیون پخش کنند.
کیان تاجبخش، استاد جامعه شناسى شهرى، نماينده موسسه «جامعه باز» و بنياد آمريكايى «سوروس» در ايران، مشاور بانك جهانى در تهران و مشاور برخى از وزارتخانه هاى جمهورى اسلامى در امور بهداشت، مقابله با ايدز و اعتياد و از كمك رسانان به زلزله زدگان بم بود.
اعتراض هاى گسترده به نتيجه انتخابات رياست جمهورى دهم در ايران موج وسيعى از بازداشت روزنامه نگاران، معترضان و فعالان سياسى و مدنى را به دنبال داشته است كه به گفته مقام هاى جمهورى اسلامى تعداد افراد دستگير شده به چهار هزار نفر مى رسد.
از سرنوشت بسيارى از بازداشت شدگان، اتهام آنها و زمان محاكمه يا آزادى آنها اطلاعى در دست نيست.
درخواست آزادى فورى تاجبخش
سخنگوى وزارت آمريكا در ادامه سخنان خود گفت: «ما از ايران خواسته ايم تا فورا آقاى تاجبخش را آزاد كند و همچنين گذرنامه همه آمريكايى هايى كه به اتهام هاى بى پايه در ايران نگهداشته شده اند را به آنها بازگرداند.»
سخنگوى وزارت امور خارجه آمريكا به طور مشخص به نام عشاء مومنى، دانشجوى ايرانى – آمريكايى، اشاره كرد كه در اواخر سال گذشته ميلادى به اتهام اقدام عليه امنيت ملى به مدت يك ماه بازداشت بود.
خانم مومنى از آن زمان به دليل ضبط گذرنامه اش از سوى وزارت اطلاعات جمهورى اسلامى ايران قادر به ترك كشور نيست.
يان كلى همچنين گفت: ما بار ديگر از ايران مى خواهيم درباره رابرت لوينسون كه از هشتم ماه مارس سال ۲۰۰۷ در ايران ناپديد شده است اطلاعاتى را در اختيار ما قرار دهد.
آقاى لوينسون، مامور سابق اف بى آى براى ديدارى از ايران در سال ۲۰۰۷ به جزيره كيش سفر كرد ولى از آن زمان خبرى از وى در دست نيست.

خانواده وى نيز براى كسب اطلاع از سرنوشت او و همچنين گفت و گو با مقام هاى ايرانى به تهران سفر كردند ولى ايران مى گويد كه در باره چنين فردى اطلاعاتى ندارد.
ايران و آمريكا از زمان پيروزى انقلاب بهمن ۱۳۵۷ تا كنون روابط رسمى با يكديگر ندارند و پيام هاى خود را از طريق سفارت سوئيس در تهران با هم مبادله مى كنند.
*****
ایرنا : موسوی از "ایران" شکایت کرده
تاکنون 6 شکايت از طرف ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي به امضاي قربان بهزاديان نژاد عليه روزنامه ايران به شعبه دوم دادسراي کارکنان دولت ارجاع گرديده است . علاوه بر اين اقدام محمد خاتمي هم در شکايت ديگري به طرح دعوا عليه روزنامه ايران پرداخت.به گزارش ایرنا مديرمسئول روزنامه ايران با تاييد ابلاغ احضاريه شکايت هاي اخير اظهارداشت : براي تمام مطالب منتشر شده در اين روزنامه مستندات دقيقي در اختيار داريم که قطعا به دادگاه ارايه خواهد شد.کاوه اشتهاردي قضاياي اخير پس از انتخابات را عامل نمايان شدن روحيه شبه ديکتاتوري و اثبات التزام نداشتن و عدم پايبندي و احترام اين کانديدا به قانون و جريان آزاد اطلاعات ارزيابي کرد و گفت : با اغتشاشات صورت گرفته و نپذيرفتن راي و اراده مردم توسط جريان مزبور ، ماهيت واقعي اين عناصر افراطي افشا شده و با بي اعتبار شدن چهره آنها در نزد افکارعمومي ؛ اگر هر فرد ديگري جاي ايشان بود لااقل پس از اطلاع از اعترافات تکان دهنده همفکران خود ، تا بيست سال سکوت کرده و ديگر از خانه بيرون نمي آمد. وي افزود : بدون شک در دادگاه فقط به پاسخگويي به ادعاهاي شاکيان بسنده نکرده و درباره ايشان حرفهاي بسياري را که بنا به ملاحظاتي تاکنون از انتشار آنها خودداري شده ، بازگو خواهيم کرد.مديرعامل موسسه فرهنگي - مطبوعاتي ايران در پايان گفت : آقاي موسوي بهتر است در همين مرحله تکليف خود را با دادگاه نيز مشخص کند ؛ نکند مانند رفتاري که در انتخابات بروز داد ، اگر بعد از صدور راي دادگاه ، نظر بازپرس و قاضي مورد رضايت او نبود ، قوه قضائيه را هم زير سئوال برده و متهم به تقلب کند!
*****
رییس دادگستری تهران: از آمار بازداشت‌شدگان اطلاع ندارم
رییس کل دادگستری استان تهران ‌با بیان این‌که تاکنون دو بار از زندان اوین بازدید کرده و در جریان روند رسیدگی به پرونده بازداشت‌شدگان پس از حوادث انتخابات قرار گرفتم، اعلام کرد که بخش عمده‌ای از این بازداشتی‌ها آزاد شدند و تعداد دیگری نیز که در بندهای عمومی هستند در شرف آزادی هستند.
به گزارش سرویس سیاسی آفتاب،‌ سیدعلیرضا آوایی در گفت‌وگویی با ایسنا، اظهار کرد: «تا کنون به جلسه‌ هیات ویژه تعیین تکلیف بازداشت‌شدگان اخیر که به دستور رییس قوه قضاییه تشکیل شده دعوت نشده‌ام و ارتباطی نیز با من در این خصوص برقرار نشده و از کار آنها اطلاعی ندارم».
وی ادامه داد:‌ «قاعدتا اگر بزرگان قوه قضاییه برنامه‌ای را انجام بدهند و از ما نیز برای هماهنگی درخواستی داشته باشند با کمال اشتیاق استقبال می‌کنیم اما تا الان تماسی برقرار نشده است».
آوایی گفت: «به عنوان رییس دادگستری استان تهران و مسوول حفظ حقوق شهروندی استان تهران بر خود وظیفه دیدم تا موضوع را پیگیری کنم و دوبار از زندان اوین بازدید کردم و مذاکرات و ملاقاتی با بازداشت‌شدگان داشتم و در حد امکان پیگیری انجام دادم و دوستان نیز تلاششان را کردند».
رییس کل دادگستری استان تهران افزود: «تعداد کثیری از افراد بازداشت شده در نا آرامی‌های اخیر با اتهامات سبک‌تر که موارد مهمی نبوده، آزاد شد‌ه‌اند».
وی درباره‌ اقدامات صورت گرفته برای آزادی بازداشتی‌های کنکوری گفت: «در دیدار اول برخی از بازداشت‌شدگان عنوان کردند که کنکوری هستند به همین لحاظ قبل از برگزاری کنکور با انجام اقداماتی 40 نفر آزاد شدند و در حال حاضر برخی از همکاران وقت زیادی می‌گذارند تا افراد بازداشت شده با موارد اتهامی سبک‌تر را آزاد کنند».
رییس کل دادگستری استان تهران با اشاره به این‌که آمار مکتوب و مستند از تعداد بازداشتی‌ها در اختیار ندارم، افزود: «پیگیر وضعیت آنهایی که در بند عمومی زندان اوین بازداشت هستند بودم».
آوایی درباره‌ی اجرای مراحل دادرسی و برخوردار بودن بازداشت شدگان از وکیل گفت: «بخش عمده‌ای از این بازداشتی‌ها آزاد شدند و تعدادی نیز که در بندهای عمومی هستند در شرف آزادی هستند و دادسرا باید حقوق قانونی مابقی بازداشتی‌ها را رعایت کند و من به نوبه‌ی خود پیگیری خواهم کرد».
رییس کل دادگستری استان تهران از تعداد دقیق بازداشت‌شدگان روز 18 تیر ابراز بی‌اطلاعی کرد
*****
خبر زیر بانضمام دو ویدئوی مربوطه را یاران بسیار گرامی، در "خبرنامه گویا" برایمان ارسال کرده اند.
فرياد شبانه مردم در محله سهراب اعرابی:
"سهراب ما نمرده - ولايت است که مرده"
خبر ویژه از: خبرنامه گويا
بنا بر گزارش های رسيده، شب گذشته، ساکنان محله آپادانای تهران؛ محل زندگی خانواده سهراب اعرابی، جوان ۱۹ ساله ای که در وقايع اخير کشته و ديروز به خاک سپرده شد؛ مردم برای سهراب "شام غريبان" گرفتند و در يک اقدام بی سابقه از ورودی شهرک آپادانا تا مقابل در خانه خانواده اعرابی، شمع روشن چيدند.
جمعيت از ساعت ۲۲ تا حدود ساعت ۲۳ شروع به شعار دادن کردند. مردم شعار می دادند: "الله اکبر" و "مرگ بر ديکتاتور".
آن ها همچنين فرياد می زدند: "سهراب ما نمرده - ولايت است که مرده"
پروين فهيمی، مادر سهراب از مردم تشکر می کرد. مردم می آمدند دست او را می بوسيدند و او نيز در پاسخ روی مردم گل می پاشيد.سهراب اعرابی در راهپيمايی ميليونی مردم مورد اصابت گلوله قرار گرفت و معلوم نيست که همان روز و يا در بيمارستان جان باخته است. خانواده وی مدت ۲۶ روز از او هيچ خبری نداشتند تا اين که روز شنبه ۲۰ تير ماه مسئولين قضايی خبر کشته شدن وی را به خانواده اش ابلاغ کردند. در مراسم خاکسپاری سهراب صدها تن که بيشتر آن ها را مردم همدرد خانواده وی تشکيل می دادند شرکت داشتند. نيروهای نظامی در مراسم حضور نداشتند اما لباس شخصی ها ديده می شدند.
فيلم های کوتاهی از "شام غريبان" سهراب اعرابی در شهرک آپادانا - تهران

****
*****
فریاد خشم و عصیان مادری داغدیده
این ویدئو دقایقی پیش از سوی یاری عزیز و ناشناس بنام "سیمین طبیب نیا" برایمان ایمیل گردید:

*****
از آن تیر تا این تیر
سعید قاسمی نژاد

جمهوری اسلامی در سی سال حیاتش در فراز و نشیبهای فراوانی که با آن مواجه بوده است گهگاه تحت فشار به صورتی مسالمت آمیز رگه هایی هر چند ضعیف از بعضی صورتهای آزادیهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی را پذیرفته است و ایدئولوژی اسلام طالبانی خود را موقتا تعدیل کرده است. آزادی تجمعات اعتراضی اما آن خط قرمزیست که حکومت اسلامی در تمامی این سالها سر سوزنی از آن عقب ننشسته است. حکومت اسلامی ار فردای انقلاب کوشید منتقدین در خیابان را با نصیحت، تطمیع، تهدید، زندان و اعدام از خیابان حذف کند چرا که بخوبی می دانست قلب جمهوری در کف خیابان است که می تپد و نه در صندوق رای.در تیر 1378 پس از 18 سال دانشجویان ایرانی توانستند ساعاتی خیابانهای تهران را در اختیار بگیرند. چندین هزار نفر به خیابانها آمدند و آزادی را فریاد زدند. رهبران شناخته شده اما از خیابانی شدن جنبش ترسیدند و با دانشجویان همراهی نکردند، شعارها تند شد، چندین هزار نفر به میلیونها نفر تبدیل نشد و جنبش سرکوب شد.طی 10 سال در حالیکه به نظر می رسید تمامی سنگرهای فتح شده را یکایک از دست داده ایم، تمامی امیدهایمان به یاس تبدیل شده بود و افق آینده سخت تیره بود به ناگاه آن چندین هزار نفر به میلیونها نفر تبدیل شد. در خرداد 88 ملت ایران دوباره در خیابان متولد شد. در ایران، در اروپا، در آمریکا و در هر جایی که اجتماعی از ایرانیان وجود دارد بذر سرمازده و افسرده حال یک ملت دوباره سبز شد. ملت ایران در شبهای داغ خرداد 88 متولد شد شبهایی که در آن مردم با هم گفتگو کردند، رقصیدند و بحث کردند و خونی از دماغ کسی نیامد. طنز تلخ ماجرا در این است که در ایران پیرهن سفیدهای چماق بدست هم نشان دادند که می توانند متمدن باشند و به جای کتک زدن مردم بحث کنند. آنها نشان دادند که این آنها نیستند که فریاد می زنند من بحث نمی کنم من شلیک می کنم. این سلطان است که نعره می کشد من بحث نمی کنم من شلیک می کنم. ملت ایران در تظاهراتهای میلیونی و مسالمت آمیز خرداد 88 متولد شد، سکوتش و حضورش را به رخ کشید تا دکترها و محقیقنی که بدر ایران و اروپا وآمریکا مدعی هستند این ملت برای دموکراسی آماده نیست شرمنده شوند.خرداد 88 چهره واقعی زنان ایران، دختران ایران و مادران ایران چه کم حجاب چه بد حجاب چه بی حجاب و چه با حجاب را به همه جهانیان نشان داد. چهره ای که بسیاری در این سالها نخواستند ببینند تا خاطره شان از زنان ایران تنها همان زنان نهان شده در پس پرده جهل باشد. تصویری که از این جنبش در جهان پخش شد تصویر دختری معصوم غرق در خون است. تصویر مادر ایرانی تصویر ان مادری است که چماقدار افتاده بر روی زمین را از ضربات مردان خشمگین حفظ می کند تا همگان بفهمند که مام میهن همه فرزندان خود را دوست دارد حتی فرزندان گمراه و تبهکار و چماقدار خود را. تصویر زن ایرانی تصویر آن پیرزن و آن مادربزرگ پشت میله های دانشگاه شیراز است که حتی شاید نداند دموکراسی یعنی چه ولی در پشت میله های دانشگاه رای خود را طلب می کند و جواب چماق و باطومی است که تن پیرش را هدف می گیرند، تن پیری را که حتی توان دویدن برای گریختن از ضربات نوه های ناخلف را ندارد اما شجاعانه رایش را طلب می کند. تا همینجا نیز ما بسیار به دست آورده ایم.اما از یاد نبریم که آنچه به دست آورده ایم می تواند به آسانی از دست برود همانگونه که انقلاب از دست رفت. از یاد نبریم که انسان نه اسیر تقدیر تاریخی است و نه قربانی مشیتی فرازمینی، این ماییم که تاریخ خود را می سازیم و همواره جهان بهتری ممکن است. یک حضور ما یک اعتراض ما یک فریاد ما کمکی است به فردایی بهتر برای خودمان برای ملتمان و برای خاکی که به آن عشق می ورزیم. فارغ از تعصبات ناسیونالیستی ایران قلب تپنده خاور میانه است.پس از ملی شدن صنعت نفت در عصر مصدق موجی از ملی گرایی منطقه را در بر گرفت، از پی انقلاب اسلامی در ایران طوفان سهمگین اسلامگرایی تمام خاورمیانه را شخم زد که اثرات آن به اروپا و آمریکا نیز رسید. نبردی که امروز در ایران در جریان است تنها نبرد ملت ایران نیست نبردی است میان دموکراسیخواهی و میانه روی و اعتدال با دیکتاتوری و بنیاد گرایی و تروریسم پروری. بنیاد گرایی اسلامی امروز در تمامی خاورمیانه بزرگ، شبه قاره و آسیای میانه از لبنان تا پاکستان، از ازبکستان تا عربستان و از عراق تا الجزایر سر بر آورده است. پیروزی ملت ایران در مبارزه برای دموکراسی موجی از دموکراسی خواهی را در تمامی منطقه خواهد گسترد و قرائتی دیگر از اسلام را تقویت خواهد کرد که سر ستیزه با دستاوردهای دنیای مدرن را ندارد. راهزنان در ایران همانطور که یک ملت را گروگان گرفته اند می کوشند با گروگان گرفتن شهروندان کشورها ی اروپایی و آمریکایی از آنان باجگیری کنند. مذاکره با باجگیر و راهزن به رسمیت شناخته شدن باجگیری و راهزنی است و سیاست شکست خورده ای است که تنها منجر به تقویت جبهه باجگیران و تروریسم بین المللی و تضعیف جهان آزاد خواهد شد.و پایان سخن آنکه یارانم اگر چه درون محبس می پوسند اما ای جانی دست علیل تو را نمی بوسند.
*****
تویتر، کاندید دریافت جایزه‌ی صلح نوبل
شهرزادنیوز: یکی از مشاوران امنیتی دولت بوش به نام مارک فایله پیشنهاد داد، شبکه اینترنتی تویتر با توجه به نقشی که در ناآرامی‌های اخیر ایران داشته است، نامزد دریافت جایزه‌ی نوبل شود. او در این رابطه چنین استدلال کرد: در حالی که خبرنگاران قدیمی مجبور به ترک کشور شدند، تویتر پنجره‌ای رو به دنیا گشود تا از آن بتوان به امید، شجاعت و صحنه‌های وحشتناک نگاه کرد".
وی افزود به این ترتیب تویتر به خبرنگار و تولیدکننده تبدیل شد. به همین دلیل تویتر و گردانندگان آن شایسته‌ی دریافت جایزه‌ی نوبل هستند.
جایزه‌ی نوبل بر مبنای وصیت‌نامه‌ی بنیانگذارآن، آلفرد نوبل، به فردی داده می‌شود که بیشترین و بهترین برادری را در بین خلق‌ها ایجاد و برای صلح تلاش کند. نامزدهای دریافت جایزه‌ی نوبل می‌توانند نه تنها از سوی اعضای کمیسیون و دریافت‌کنندگان قبلی جایزه‌ی نوبل، بلکه از سوی مقامات دولتی و دادگاه‌ بین‌المللی لاهه، همچنین استادان رشته‌ی جامعه‌شناسی، تاریخ، فلسفه، حقوق و دین‌شناسی و نیز روسای موسسات تحقیقاتی صلح و سازمان‌های مشابه پیشنهاد شوند.
***
سانسور پیش از چاپ مطالب روزنامه‌ها
شهرزادنیوز: پس از 22 خرداد در چاپخانه‌ی روزنامه‌ها نماینده‌ای از سوی دادستانی استان تهران حاضر می‌شود و شخصا به سانسور پیش از چاپ مطلب روزنامه‌ها اقدام می‌کند. این امر یکی از موارد اعتراض انجمن صنفی روزنامه‌نگاران در نامه‌ای سرگشاده به شاهرودی، رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، است.
از دیگر موارد اعتراضی این انجمن که در نامه‌ ذکر شده، نقض اصولی قانون اساسی در مورد آزادی بیان و حقوق فردی و نقض قانون مطبوعات در مورد حق اطلاع‌رسانی است. ‌دستگیری روزنامه‌نگاران و دبیر کمیته حقوقی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، همچنین فیلترینگ گسترده‌ی سایت‌ها، وبلاگ‌ها، اس ام اس و تلفن همراه نیز در این نامه مورد انتقاد قرار گرفته است. انجمن صنفی روزنامه‌نگاران از شاهرودی خواسته است که ضمن رسیدگی به موارد بالا به زیرمجموعه خود و نیز دستگاه‌های اجرایی یادآوری کرده و بر کار آن‌ها نظارت داشته باشد.
*****
خلاطه ای از نامه محتشمی پور در ماهگرد بازداشت مصطفی تاج زاده:
این کودتا به مذاق خیلی ها سازگار آمده، ولی شاهنامه آخرش خوش است
یک خیز هم برداشتیم تا به شما نزدیک شویم با اجتماع جلوی اوین که نمی دانیم شما را کجایش نگه می دارند. شاید گرمای این حضور انرژی مثبت بفرستد داخل و گرم شوید و سبز . صدایمان را هم بلند کردیم به قسمی که به گوش هایتان برسد . شنیده بودیم صدای الله اکبر قوت قلبتان می دهد و الله اکبر گفتیم و یا علی و یا زینب گفتیم تا خودمان هم قوت قلب بگیریم . گل ها را هم دادیم سرگرد یا سرهنگ عبداللهی که می گفت ماهواره شماها را کشیده اینجا و ما گفتیم بچه هایمان روز ولادت حضرت علی و روز پدر ما را کشیده اند اینجا نزد پدرانشان و شما را لابد ماهواره اینور و آنور می کشاند گفت که گل ها را می رساند به دستتان به شرافتش قسم خورد که می رسد. رسید؟ من گفتم هروقت همسرم را ببینم از او می پرسم که رسید یا نه . اما بعد زود گفتم نمی گذارند به او برسد لااقل بدهید به جوانانی که در تظاهرات برای دفاع از حق شان بازداشت شده اند و هی دارد خبر مرگشان می آید.
مصطفی تو سهراب را می شناسی؟ من هم نمی شناسم . فقط می دانم مادرش مادر صلح است و فرزند 18 ساله اش را دلاور بارآورده و قهرمان . دو روز پیش پیکر پاک فرزندش را تحویلش دادند و دیروز صبح در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
مادرش لباس سبز پوشیده و می گوید فرزندم فدایی ایران و اصلاحات است . می گویند همه در و دیوار اتاق سهراب را هم سبز کرده و همه خانه اش پر است از نماد اصلاح طلبی .
از دیروز این عقده ای که بامداد بیست و سوم خردادماه درست پس از توهین آشکار به مردم و رأیشان در این گلو جاخوش کرده بیشتر اذیتم می کند . وقتی آقای کروبی زنگ زد که می خواهد بیاید دیدنمان فکر کردم خوب است دیدن آن مادر داغدار برود هرچند که من خود را داغدار همه جوانان شهید راه آزادی وطنم می دانم . کروبی آمد و مادر تو از همه تلاش های خالصانه ات برایش گفت و او گفت خاطرات آیة الله فاضل هرندی برایم زنده شد با دیدار همشیره مکرمش و من اشک هایم روان شد وقتی مادرت شکوه کرد از آن سپاهی خودفروخته غافل که مخالفان را اموی خوانده بود . می بینی این ها امام حسینی اند ولی قدرت دارند . و ما یزیدی هستیم و دربند . اینها امام علی هستند و برسرحکومتند و ما لابد اهل سقیفه اما گوشه نشین . عجب حکایتی است حکایت قداران روزگار ما که دین را لجن مال کرده اند و فریاد علما و مراجع و فقها و بزرگان را هم درآورده اند . جنتی همچنان در آرزوی اعتراف گیری است و این را در نمازجمعه می گوید.
انگار این کودتا به مذاق خیلی ها سازگار آمده ولی شاهنامه آخرش خوش است .
*****
جای خالی ایران در «لحظه تاریخی» امضای یک قرارداد
سایت تابناک - كدخبر: ۵۵۴۶۴
روز دوشنبه، مقام‌های چهار کشور اروپایی در آنکارا، قرارداد احداث یکی از بزرگترین خط لوله‌های انتقال گاز در جهان به نام «نابوکو» را بدون حضور ایران امضا کردند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، قرارداد راه‌‌اندازی اين خط لوله روز دوشنبه در آنکارا به امضای «رجب طيب اردوغان»، نخست وزير ترکيه، «سرگئی استانيشو»، نخست وزير بلغارستان، «اميل بوک»، نخست وزير رومانی، «گوردون باجنايی»، نخست وزير مجارستان و «ورنر فايمان»، صدراعظم اتريش رسيد.
نخست وزير ترکيه امضای اين قرارداد را لحظه‌ای تاريخی خواند و در عين حال تأکيد کرد: امضای اين قرارداد پايان کار نيست، برعکس آغاز کار است.
بنا بر این گزارش، اين خط لوله سه هزار و سيصد کيلومتری که انتظار می‌رود در سال ۲۰۱۴ به بهره‌برداری برسد، با حمايت ايالات متحده و برای کاستن از ميزان وابستگی کشورهای اروپايی به گاز روسيه ساخته می‌شود.
هزينه راه‌اندازی اين خط لوله که از سواحل دريای خزر تا خاک اتريش در مرکز اروپا امتداد دارد، حدود يازده ميليارد دلار پيش‌بينی شده است و هم‌اکنون از جمهوری آذربايجان به عنوان اصلی‌ترين تأمين‌کننده گاز برای انتقال از طريق اين خط لوله نام برده می‌شود.
این گزارش می‌افزاید: اتحادیه اروپا پیش از این نیز با هدف هموار ساختن راه واردات گاز از منطقه دریای خزر و کاستن از وابستگی خود به گاز روسیه با کشورهای گرجستان، ‌آذربایجان و ترکیه، توافق‌نامه «راه ابریشم» را امضا کرد.
اروپا در قبال تعهد این سه کشور به تامین گاز این قاره، قول تبادلات تجاری بیشتر و راه‌های ارتباطی قوی‌تری را به سه کشور گرجستان، ترکیه و آذربایجان داده است که اصطلاحا «کریدور جنوب» را تشکیل می‌دهند.
نکته آن‌که تلاش‌های گسترده اروپا و آمریکا برای راه‌اندازی هرچه سریعتر این خط انتقال گاز به اروپا، ضمن آنکه برگرفته از موضوع حذف روسیه به عنوان منبع اصلی تأمین انرژی اروپاست، موضوعی است که برای روسیه همواره به عنوان ابزاری سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است.
در واقع، این مسأله نوعی ابزار برای ایجاد وابستگی متقابل میان غرب با خاورمیانه و آسیای میانه است که می‌تواند در درازمدت در کاهش جنگ‌های منطقه‌ای و بین‌المللی مؤثر واقع شود، اما آنچه جای پرسش دارد، جای خالی ایران در این قرارداد استراتژیک است، چرا که مقامات کشورمان پیش از این برای پیوستن به این قرارداد بزرگ انرژی ابراز علاقه کرده بودند.
چنانچه مهدى صفرى، معاون وزارت امور خارجه مدتی پیش، در سخنانى در پارلمان اروپا اظهار داشت: ايران به عنوان كشورى با ذخاير عظيم انرژى نفت و گاز، مى‌تواند بخشى از نيازهاى اين قاره را تأمين كند. همچنین برخی مقامات وزارت نفت وجود این خط لوله انتقال انرژی را زمانی مناسب می‌دانند که ایران نیز در آن مشارکت داشته باشد و این به معنای تلاش‌های منطقی ایران برای پیوستن به خط استراتژیک انتقال انرژی بوده، اما اکنون این قرارداد بدون ایران امضا شده و در حال اجرایی شدن است.
بنا بر این گزارش، ایران با آن که با بیش از ۲۸ تریلیون متر مکعب منابع گازی، پس از روسیه در مقام دوم جهان است، اما بر پایه آمارهای اعلام شده با توليد روزانه نزديك به پانصد ميليون بشكه، باعث شده در رديف هفتم جهان قرار بگیرد.
همچنین هم‌‌اکنون کشورمان، پانزده ميليون متر مكعب گاز به تركيه صادر مى‌كند، ولى همزمان بیست ميليون متر مكعب گاز از تركمنستان وارد مى‌كند.
این شرایط نشان می‌دهد، ما در حال حاضر نیازمند بازارهای متنوع و پایداری هستیم تا بتوانیم به وضعیت مناسبی در بهره‌برداری و عرضه گاز به بازارهای جهانی دست پیدا کنیم و برای همین، غیبت ایران در چنین پروژه عظیم اقتصادی به هر دلیلی که باشد، یک ضایعه جدی برای صنعت انرژی ماست.
نکته دیگر این است که با راه‌اندازی این خط لوله و پیوستن کشورهایی مانند قطر که با ما در حوزه‌های مشترک گازی برای بهره‌برداری رقابت جدی دارد یا عراق که به تازگی در پی بازیابی جایگاه خود در عرصه انرژی جهان است، در آینده ای نزدیک سبب خواهد شد ما در یافتن بازارهای جدید با مشکلات اساسی روبه‌رو شویم.
گفتنی است، هدف اصلی از طراحی پروژه نابوکو که گاز را بدون گذر از روسیه از ترکیه به اتریش منتقل خواهد کرد، کاستن از وابستگی اتحادیه اروپا به ذخایر گاز روسیه است. مسیر خط لوله نابوکو از ترکیه، بلغارستان،‌ رومانی و مجارستان به اتریش می‌رسد.
مقام‌هاى اتحاديه اروپا همچنين پیشتر پيشنهاد كرده بودند كه گاز كشورهاى شمال آفريقا، عراق و ايران نيز مى‌تواند از راه اين خط لوله به اروپا فرستاده شود.
هرچند هم‌اکنون اروپا و آمریکا از این موقعیت به عنوان اهرم فشاری بر ایران برای خواسته‌های سیاسی خود بهره می‌برند،، در صورت حذف کشورمان از چنین قرارداد مهمی، باید در آینده تلاش‌هایی چند برابر را به کار گیریم تا بتوانیم بازاری مناسب برای محصولات گازی‌مان بیابیم.
به نظر می‌رسد اوپک گازی و کشورهایی که در آن مشارکت جدی داشته‌اند، باید در چنین جایی وارد عمل شوند، وگرنه باید بپذیریم که بازار انرژی خود در آینده را از هم اکنون در خطر ببینیم
*****
بلوچستان در آستانه انفجار
اقدام امروز رژیم ملایان مبنی بر اعدام 13 نفر در زندان زاهدان خشم و نفرت ایرانیان بویژه هموطنان بلوچ را برانگيخته است.
یکی از یاران دانشجو در ایمیلی که برایمان ارسال شده نوشت، آتش بلوچستان شعله ورتر خواهد شد!
این هموطن بلوچ نوشت، مزدوران رژيم منفورو ددمنش حاکم بر ايران، چهره ضد انسانی خويش را بيش ازپيش آشکارساخته و۱۳ بلوچ بيگناه را صبح امروز درزندان مرکزی زاهدان اعدام کردند. اين سند ننگين ديگری برجنايات نسل کشی آخوند خامنه ای خون آشام برعليه مردم آزاده بلوچ ميباشد که با ريختن خون هزاران جوان بلوچ طی سالهای اخير، سيرنشده وهمچنان ازمزدوران خويش دربلوچستان، خون جوان بلوچ می طلبد. اين سفاکان ضد بلوچ، بلوچستان وبخصوص زاهدان را به جهنمی برای بلوچها مبدل ساخته وهرلحظه که ولی فقيهشان احساس تشنگی کند، به خيابان ميريزند وتعدادی جوان بلوچ را دستگيرکرده وبا برچسب های ازپيش تهيه شده، اعدام ميکنند. جرم بلوچها اينست که مذهب ديگری دارند، زبانشان با حکام يکی نيست، فرهنگ وآداب وسنن خاص خويش را داشته وبلوچستان سرزمينشان است. بلوچها درسی سال حاکميت ننگین آخوندها برايران، بدترين مصيبتها را متحمل گشته وسالهای رئيس جمهوری احمدی نژاد، ازبدترينشان بوده است.هزاران بلوچ توسط تفنگ بدستان رژيم حاکم به اسارت درآمده وشديداً شکنجه ميشوند. دسته دسته به زندانهای استانهای ديگرمنتقل شده ومظلومانه حلق آويزميشوند.تمامی اين قساوتها به اين منظورصورت ميگيرند تا بلوچستانی آرام وباب طبع خويش جهت چپاول بيشترمردم بلوچ، داشته باشند. اما غافل ازآن که با ريختن خون بلوچ دربلوچستان، امنيت برقرارنخواهد شد وبا اعدام هربلوچی، دهها وصدها جوان ديگراسلحه برداشته وبه صفوف مبارزين خواهند پيوست. تجربه ۴ سال گذشته اين واقعيت را آشکارساخته است. آتشی که در بلوچستان برافروخته اند، با اعدام های دسته جمعی وقتل عام اخير، شعله ورترخواهد شد وروزی نه چندان دورگريبان متجاوزين وزورگويان را خواهد گرفت.
اعدام شدگان امروز عبارتند از:
1- منوچهر شه‌بخش فرزند اكبر 2- محمدحسن شاهوزهي فرزند شي محمد 3- فائزه عبدالرزاق رشيدي فرزند حسن 4- يعقوب گمشادزهي فرزند الك 5- عبدالواسط شيهكي فرزند قائم 6- ادريس نوتي زهي فرزند ابراهيم 7- عبدالقياس ديدن نارويي فرزند جمعه‌خان 8- عبدالصبور رخشاني فرزند عبدالغفور 9- اسدالله وفايي فرزند جان محمد 10- عبدالخالق ميربلوچ‌زهي فرزند هيبت 11- طارق آباديان فرزند دادمحمد 12- يحيي ريگي فرزند عبدالواحد 13- خليل احمد ريگي خالص فرزند عبداللطيف.
*****
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
اعتراضات گسترده خانواده بازداشت شدگان
اعتراضات خشمگینانه خانواده های که از سرنوشت عزیزانشان بی خبرند در مقابل آگاهی شاپور:
بنابه گزارشات رسیده از آگاهی شاپور تهران از صبح امروز تعدادی از خانواده هایی که از سرنوشت عزیزانشان بی خبر هستند و هنوز نام آنها جزء دستگیرشدگان در ارگانهای رژیم ثبت و تایید نشده است تجمع کردند.آنها بعد شنیدن خبر شهادت سهراب اعرابی و وعده های دروغین که در طی این مدت که به مادر درد مندش داده بودند و همچنین شنیدن وجود 50 الی 60 پیکر از شهدای راه آزادی مردم ایران در آن شکنجه گاه مخوف سخت نگران هستند. امروز سه شنبه 23 تيرماه از ساعت 8 صبح تا 12:30، تعدادی از خانواده با نگراني زیاد به آگاهي شاپور مراجعه كردند و خواستار پيگيري وضعيت فرزندانشان شدند .اين خانواده ها در روزهاي درگيري بعد از انتخابات از فرزندانشان هيچ اطلاعي ندارند و چندين بار به دادگاه انقلاب و زندان اوين و پزشكي قانوني مراجعه كرده اند اما تاكنون از طرف هيچ يك از سازمانهاي فوق نام فرزندانشان تأييد نشده است . خانواده ها می گویند فرزندانشان تنها نبودند و همراه با يكي از بستگان و يا دوستانشان در اعتراضات شركت كرده اند و به گفته همراهان آنها تعدادي توسط نيروهاي گارد و لباس شخصي بازداشت شده اند.تعدادي از مادران در جلوي آگاهي شاپور فرياد مي زدند اگر فرزندمان را كشته ايد لااقل جنازه آنها را تحويل دهيد و تعدادي با خشم هر چه تمام تر مرگ بر خامنه اي را فرياد مي زدند كه مورد حمله سربازان جلوي درب آگاهي قرار گرفتند و با دادن وعده رسيدگي مي كنيم سعي مي كردند آنها را آرام كنند اما پدران و مادران فرياد مي زدند شما همه دروغ مي گوييد ما فرزندمان را مي خواهيم.
اسامي تعدادي از آنها عبارتنداز 1- نوشين عابديني 25 ساله شنبه 30 خرداد همراه با بستگان درجه 1 خود در اعتراضات شركت كرده اما بعد ازشروع درگيري و ضرب و شتم توسط نيروهاي گارد هيچ اطلاعي از وي نيست2- علي يزداني همداني 21 ساله شنبه 30 خرداد همراه با دوستان خود در اعتراضات شركت كرده و توسط نيروهاي لباس شخصي بازداشت مي شود اما از آن روز به بعد هيچ اطلاعي از وي نيست3- شاهين ضيايي 27 ساله از پنجشنبه 4 تير بعد از بازگشت از بهشت زهرا و اداي احترام به ندا آقا سلطان هيچ اطلاعي از وي نيست4- وحيد بيگي 30 ساله شنبه 30 خرداد بعد اصابت گلوله به دستش توسط نيروهاي لباس شخصي بازداشت و هيچ اطلاعي از وي نيست 5- محمد رضا احمدي پور 24 ساله از شنبه 30 خرداد هيچ اطلاعي از وي نيست6- سامان رستمي 24 ساله چهارشنبه 27 خرداد همراه با بستگان درجه 1خود در اعتراضات شركت كرده و به گفته وی بعد از تير اندازي نيروهاي گارد در ميدان ونك او را نديده است.7- نيما پرنيان يوسفي 28 ساله شنبه 30 خرداد همراه با بستگان درجه 1 در اعتراضات شركت كرده اما در تقاطع يادگار امام بازداشت و هيچ اطلاعي از وي نيست .
جنایتهای فوق در حق مردم ایران به دستور علی خامنه ای ولی فقیه رژیم صورت می گیرد. او در 29 خرداد ماه دستور علنی سرکوب خونین مردم ایران را صادر کرد که تا به حال منجر به جان باختن و زخمی شدن تعداد زیادی از مردم ایران شده است و همچنین هزاران نفر دستگیر و به زندانهای مختلف منتقل شده اند که از سرنوشت تعداد زیادی از آنها علیرغم گذشت چند هفته خبری در دست نیست. علی خامنه ای که مشروعیت مذهبی و سیاسی اش توسط تعداد زیادی از روحانیون ارشد ایران رد شده است و در عمل اعمال او جنایت علیه بشریت محسوب می شود.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، سرکوب خونین و زخمی و دستگیر کردن هزاران نفر و بی اطلاع نگه داشتن خانواده های آنها از سرنوشت عزیزانشان را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سایر مراجع بین المللی خواستار تشکیل و ارسال یک هیئت تحقیق بین المللی برای بررسی جنایتهایی که در ایران روی داده است، می باشد.
*****
بدهکاري بزرگ ترين خودروساز خاورميانه به ده هزار ميليارد تومان رسيد
پنج هزار، هفت هزار يا 10 هزار ميليارد تومان؟ ارقام متفاوت است. مي گويند يکي از اين ارقام ميزان بدهي ايران خودرو به طلبکاران است. 10 هزار ميليارد تومان رقمي است که اخيراً نمايندگان مجلس نيز روي آن صحه گذاشتند. صحت اين ميزان بدهي يعني اينکه ايران خودرو با فروش سالانه بيش از شش هزار ميليارد تومان، بيش از 10 هزار ميليارد تومان بدهي دارد. چهار هزار ميليارد تومان کسري (معادل چهار ميليارد دلار) رقمي نيست که اين شرکت بتواند در زماني کوتاه به طلبکاران پرداخت کند. شايد به همين خاطر باشد که مديرعامل سابق ايران خودرو روزها و ساعت ها پشت اتاق رئيس کل بانک مرکزي مي ايستاد تا بتواند با متقاعد کردن روساي سابق اين بانک از سيستم بانکي کشور دوباره پول قرض بگيرد. او سال گذشته براي قانع کردن سهامداران خود بخشي از اموال و دارايي هاي ايران خودرو را به فروش رساند و به پول نقد تبديل کرد تا بتواند سودي را که به سهامداران خود وعده داده بود از اين محل بپردازد. کارشناسان اين اقدام منطقي را به فردي تشبيه مي کنند که براي بقا و رهايي از مشکلات عضوي از اعضاي بدن خود را به فروش مي رساند. اين عضو فروشي در سال جاري متوقف شده تا مسوولان جديد ايران خودرو اعلام کنند امسال سودي به سهامداران نخواهند داد. شنيده مي شود مديران جديد اين شرکت براي نخستين بار قصد دارند در مجمع عمومي خود اعلام کنند سود سهامداران در 12 ماهه منتهي به اسفند 87 صفر است و اين شرکت 120 ميليارد تومان ضرر داده است. اما اين يک روي سکه است. برخي کارشناسان معتقدند بايد اموال و دارايي هاي اضافي اين شرکت فروخته شده و با تبديل به پول نقد بدهي هاي شرکت را جبران کنند. آنها معتقدند مديران جديد قصد دارند با طرح چنين مسائلي هفت سال تلاش مديران سابق ايران خودرو را زير سوال برده و عنوان کنند که بدهکارترين شرکت کشور را تحويل گرفته و قصد بازسازي آن را دارند. برخي ديگر پا را از اين فرضيه فراتر گذاشته و مي گويند عده يي قصد دارند با بدهکار جلوه دادن ايران خودرو اين شرکت را تحت فشار خودورشکسته اعلام کنند تا بتوانند سهام آن را خريداري کرده و متعلق به گروهي خاص از احزاب سياسي کنند.درست روزي که منوچهر منطقي در آخرين ديدار خود با خبرنگاران اعلام کرد سياست هاي دولت نهم در بخش اقتصاد 25 درصد وقت ايران خودرو را تلف کرده کمتر کسي پيش بيني مي کرد چهار ماه بعد اين شرکت در وضعيتي قرار گيرد که برخي کارشناسان آن وضعيت را ورشکستگي نامگذاري کنند. اگرچه مديران جديد اين شرکت درباره وضعيت مالي ايران خودرو تاکنون آماري ارائه نکرده اند اما شنيده مي شود وضعيت مالي ايران خودرو تا به آنجا در بحران فرو رفته که توليد برخي از خودروها در اين شرکت متوقف شده تا از هزينه ها بکاهند و بتوانند توليد روزانه خود را به سرانجام برسانند. آخرين اخبار رسيده حاکي از آن است که اين شرکت براي توليد انبوه دومين خودرو ملي خود دست نگه داشته و فعلاً قصد ندارد «رانا»ي 10 ميليوني را روانه بازار کند. اين در حالي است که وعده داده بودند «رانا» را به عنوان خودرويي ارزان به بازار ارائه دهند تا از محل فروش آن بتوانند بخش مهمي از بدهي هاي خود را پرداخت کنند. از سوي ديگر گفته مي شود اين شرکت در ماه هاي گذشته برخي قطعات اجباري را روي خودروهاي خود نصب نکرده تا بتواند هزينه توليد خودرو را پايين بياورد. قطعي ترين رقمي که درباره ميزان بدهي ايران خودرو گفته شده رقمي معادل 10 هزار ميليارد و 24 ميليون تومان (معادل 10 ميليارد دلار) است که از سوي نادر قاضي پور عضو کميسيون صنايع و معادن اعلام شده است. کارشناسان معتقدند اين رقم با آنچه در ايران خودرو مي گذرد تطابق داشته و رقم رسمي بدهي اين شرکت به سيستم بانکي کشور و قطعه سازان است. بنابر گفته محمدباقر رجال رئيس انجمن قطعه سازان کشور، ايران خودرو در حال حاضر نزديک به دو هزار ميليارد تومان به قطعه سازان بدهکار است که اين بدهي در موعد مقرر پرداخت نشده است. سيستم بانکي کشور نيز تاکنون درباره بدهي اين شرکت به بانک ها رقم دقيقي اعلام نکرده و معلوم نيست به غير از قطعه سازان و بانک ها چه شخصيت هاي حقوقي و حتي حقيقي ديگري طلبکار اين شرکت هستند. از بخش فروش ايران خودرو خبر مي رسد ميزان فروش خودروهاي ساخت اين شرکت اگرچه قبل از عيد در وضعيت مورد انتظار نبود اما اکنون طبيعي شده است. ايران خودرو سال گذشته 550 هزار دستگاه خودرو سواري به فروش رسانده که از محل فروش اين خودروها بيش از شش هزار ميليارد تومان درآمد داشته است. کارشناسان مي پرسند چرا با وجود اينکه ايران خودرو در بخش بازار و فروش محصولات مشکلي ندارد و هنوز هم براي برخي محصولات آن مشتريان در صف انتظار ايستاده اند، اين شرکت دم از مشکلات مالي مي زند؟ آنها در پاسخ به اين پرسش نيز جواب مي دهند که به اعتقاد آنان ايران خودرو در بخش فروش مشکل ندارد. گره کاري اين شرکت در بخش هاي ديگر است و بايد جست وجو کرد چه عواملي باعث شده ميزان هزينه ها از ميزان فروش بيشتر شود. پاسخ اين سوال را شايد احمد قلعه باني در سخنراني اخير خود داده باشد. او چندي پيش در واکنش به برخي پروژه هاي تحميلي که دولت نهم برعهده ايران خودرو گذاشته گفته است؛ عاجزانه از دولت مي خواهم پاي سياست را از صنعت خودرو کشور بيرون بکشند و شرکتي همچون ايران خودرو را بيش از اين سياسي نکنند تا بتواند براساس فاکتورهاي شناخته شده علمي و اقتصادي به توليد خود ادامه دهد. رئيس سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران اين سخنان را در پي تکليف دولت به ساخت برخي از سايت هاي توليد خودرو در استان هاي مازندران، کرمانشاه، آذربايجان شرقي، همدان و مرکزي به ايران خودرو و سايپا عنوان کرده است. گفته مي شود خودروسازهاي کشور براي ايجاد هر سايت توليد خودرو در داخل کشور بين 60 تا 150 ميليارد تومان هزينه مي کنند و اگر قرار باشد در خارج از کشور نيز چنين سايتي را ايجاد کنند با توجه به هزينه حمل و نقل تجهيزات اين هزينه ها براي هر سايت ممکن است تا 200 ميليون دلار نيز افزايش يابد. آذربايجان، مصر، الجزاير، سنگال، بلاروس، ونزوئلا و سوريه کشورهايي هستند که تاکنون اين شرکت در آن مکان ها کارخانه توليد خودرو احداث کرده و قصد دارد کارخانه ديگري نيز در چين به بهره برداري برساند. اگر اين شرکت به طور متوسط براي ايجاد هر خط توليد 200 ميليون دلار هزينه کرده باشد مي توان گفت تاکنون نزديک به دو ميليارد دلار هزينه تحميلي از سوي دولت به عهده اين شرکت گذاشته شده تا خودرو ايراني در کشورهاي ديگر به توليد برسد. سايت هاي توليد خودرو در خارج از کشور هم اکنون در پايين ترين ظرفيت، خودرو به توليد مي رسانند و مجبورند براي رقابت در بازارهاي آزاد به قيمتي پايين تر از داخل کشور محصول توليدي خود را به فروش برسانند. اما دستور ساخت کارخانه خودرو در داخل و خارج کشور، تنها دستور دولت به ايران خودرو نبوده و از سال 84 به بعد دستورات مختلفي را براي اين شرکت صادر شده است. ساخت خودرو ارزان، توليد خودروهاي دوگانه سوز، ساخت موتور پايه گازسوز و برنامه ريزي براي تبديل شدن به بزرگ ترين خودروساز در سطح دنيا دستوراتي است که تاکنون دولت نهم به ايران خودرو داده تا اين شرکت مجبور باشد براي اجراي هرکدام از اين دستورات منابع مالي کنار بگذارد. تمامي اين عوامل باعث شده اين شرکت امروز در بحران مالي بي سابقه يي دست و پا بزند. اما آيا دولت اجازه خواهد داد ايران خودرو رسماً اعلام ورشکستگي کند؟ در همين حال سايت تابناک هم در اين باره نوشت؛ يکي از رويدادهاي عجيب که در ايران خودرو در حال پياده شدن است، صفر نشان دادن سود ايران خودرو يا حتي زيان نشان دادن اين شرکت است، حال آنکه بنا بر آخرين اطلاعات تاييد شده سازمان حسابرسي و فرستاده شده به بورس تا 30/9/87 به ازاي هر سهم 32 تومان و تا پايان سال پيش بيني 52 تومان سود براي هر سهم شده است. نکته مهم در اين باره، قيمت اين سهم و ارزش بازار سهام شرکت ايران خودرو پس از برگزاري مجمع عادي اين شرکت خواهد بود. در اين گزارش با اشاره به اين نکته که «در واقع ارزش بازار کنوني شرکت ايران خودرو، حدود نهصد ميليارد تومان است که پيش بيني مي شود با اعلان سود صفر در مجمع عمومي اين شرکت، قيمت اين سهم از 132 تومان (قيمت تابلوي کنوني ايران خودرو) به کمتر از 80 تومان برسد»، نوشت؛ اين موضوع در حالي رخ مي دهد که مختاري، از دوستان نزديک محرابيان و عضو هيات مديره و قائم مقام مالي و اقتصادي شرکت (پيشتر از معاونان آقاي وزير در اردبيل بوده است)، در يک سال اخير مسووليت مالي ايران خودرو را داشته است. همچنين دو عضو ديگر هيات مديره اسماعيلي دانا و يامي چالشتري نيز با هماهنگي محرابيان در هيات مديره ايران خودرو حضور داشتند بنابراين،عملکرد ايران خودرو در يک سال اخير را مي توان عملکرد آقاي وزير صنايع دانست که قرار است سود 52 توماني به صفر تبديل شود
*****
وزیر علوم: «انقلاب مخملی» در پایان‌نامه‌های دانشگاهی
محمد مهدی زاهدی، وزیر علوم دولت محمود احمدی نژاد، روز یکشنبه در جمع گروهی از «دانشجویان فعال خارج از کشور» در این نشستی که در دانشگاه شهید بهشتی برگزار می‌شد، گفت «سرنخ‌های انقلاب مخملی» در پایان نامه‌های دانشگاهی یافت شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، وزیر علوم دولت احمدی نژاد با بیان اینکه رساله‌های تطبیقی در علوم انسانی که در دانشگاه‌های خارج کشور از سوی دانشجویان ایرانی انجام می‌شود را قبول نداریم تصریح کرد: «بحثی مانند انقلاب مخملی نیز از برخی از همین نوع پایان‌نامه‌ها مطرح شده است.» آقای زاهدی در ادامه گفته است: «باید توجه کنید بحثی مانند انقلاب مخملی نیز از برخی از همین نوع پایان نامه ها مطرح شده است و ما تاکید کرده ایم که به دانشجویان دکتری اعلام شود رساله هایی که در خارج کشور در زمینه ایران تدوین می شود را قبول نداریم.»
در چند سال اخیر به طور متناوب و به مناسبت‌های مختلف، مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی از طرح «دشمنان خارجی» برای راه‌اندازی «انقلاب‌های مخملی» یاد کرده‌اند و هر از چند گاهی از خنثی شدن طرحی در این زمینه نیز سخن می‌رانند.
گفته‌های محمد مهدی زاهدی، وزیر علوت دولت محمود احمدی نژاد، تازه‌ترین آن‌ها محسوب می‌شود.
این مقام جمهوری اسلامی با بیان اینکه «ما ملاک‌ها و معیارهای رتبه‌بندی‌ها[ی دانشگاه‌های خارجی] از جمله جایزه نوبل و تعداد دانشجویان خارجی را قبول نداریم»، گفت: «نظام رتبه بندی جهان اسلام را راه اندازی کرده‌ایم که در آن باورهای دینی لحاظ شده و مبتنی بر علوم و تحقیقات است. رتبه‌بندی این نظام انجام شده، اما نتایج آن را رسماً اعلام نمی‌کنیم اما وضعیت دانشگاه‌های ایرانی در این رتبه‌بندی خوب است.»
«انقلاب مخملی» یکی از اصلی‌ترین اتهام‌های نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی برای بازداشت‌ها و محدودیت‌های اخیر در ایران پس از انتخابات بوده است.
هر چند ورود این کلمه – انقلاب مخملی- به ادبیات مقام‌های سیاسی ایران، سابقه طولانی‌تری دارد اما در یکی دو سال اخیر به کرات در رسانه‌های نزدیک به اصولگرایان از آن استفاده شده است. در سال‌های اخیر فعالان بسیاری از جمله هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش، رامین جهانبگلو، برادران علایی و جمع دیگری تحت عنوان برخورد با طرح «انقلاب مخملی» در ایران بازداشت شدند.
پس از اعلام سریع نتایج انتخابات از سوی وزارت کشور در همان ساعات اولیه پایان رای گیری و آغاز اعتراض‌های در ایران، دستگیری‌های گسترده‌ای آغاز شد که همچنان نیز ادامه دارد. بخش وسیعی از نیروهای فعال در انتخابات از جمله دو نامزد اصلاح طلب – میر حسین موسوی و مهدی کروبی- و هوادارانشان نتایج اعلام شده را «غیر واقعی» و برگزاری انتخابات را همراه با «تقلب بزرگ» دانستند و دولت برآمده از آن را «نامشروع» خوانند.
با عدم پذیرش نتایج انتخابات از سوی معترضان، تهران شاهد اعتراضات خیابانی وسیعی بود. اعتراضاتی که با وجود حضور جمعیت کثیر ایرانیان در تهران و کم جمعیتی درگیر شهرها، اما در برخی از شهرهای دیگر ایران نیز رخ داد.
با این وجود و با گذشت یک ماه از روز برگزاری انتخابات، همچنان معترضات به بهانه‌های مختلف به اعتراضات خود ادامه می‌دهند. این ناآرامی ها تاکنونی چندین کشته و صدها زخمی و هزاران بازداشتی به همراه داشته است.
*****
چمران : نمايندگان طرح خود را پس بگيرند
رييس شوراي شهر تهران گفت: طرح نمايندگان مجلس در دادن حق انتخاب شهردار به وزير كشور نوعي عقب‌گرد و در هم زننده همه تحولات در مرد‌م‌سالاري ديني است.به گزارش ايسنا، مهدي چمران امروز و در پايان دويست و هفتمين جلسه شوراي شهر تهران با اشاره به طرح يك فوريتي ارائه شده در مجلس شوراي اسلامي در جهت اصلاح قانون شوراها و دادن حق انتخاب شهردار در شهرهاي بيش از 200 هزار نفر به وزير كشور و در شهرهاي با جمعيت كمتر به استانداران، تصريح كرد: در مورد اين طرح هيچ اعتراضي به وزير كشور اين دوره نداريم و در دوره‌هاي قبل نيز اين مسايل مطرح مي‌شد و ما مخالف بوديم، چرا كه اين طرح در هم زننده همه تحولات خوب و سازنده مردم‌سالاري ديني در سال‌هاي گذشته است كه ما به آن‌ها افتخار مي‌كنيم.وي يادآور شد: تاكيد ما از اين رو است كه بدون وجود شوراها بسياري از مشكلات حل نمي‌شود و وجود شورا برطرف كننده همان مشكلات ساختاري است كه امروز ما درگير آن هستيم.رييس شوراي شهر تهران اضافه كرد: از اين طرح تعجب مي‌كنيم و اميدواريم نمايندگان مجلس آن را پس بگيرند و با چشم باز و با منطق پيش بروند و گذشته خوب شوراها را زير سوال نبرند.وي در ادامه در تاكيد گفته‌هاي خود فرمان خميني (ملعون) در مورد شوراها را قرائت و تصريح كرد: اين عقب گرد و پس‌رفت در زماني كه دولت به دنبال كوچك كردن خود است تناقض دارد و به اين معني است كه شورا و شهرداري دولتي شوند و شوراي شهري وجود نداشته باشد.چمران خطاب به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي گفت: كاري نكنيد كه موجبات سرشكستگي كشور به وجود آيد.به گزارش ايسنا، رسول خادم ـ رييس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران ـ هم تاكيد كرد: اين اقدام نمايندگان مجلس در جهت دولت محور شدن شوراهاست.وي عنوان كرد: نمايندگان مجلس به جاي پيگيري تحقق شوراهاي محلات به عكس اين روند اقدام مي‌كنند و اگر نگران هماهنگ نبودن مديريت شهري و دولت هستند، بهتر است واگذاري 23 وظيفه دولت به شهرداري‌ها را پيگيري كنند.به گزارش ايسنا، چمران در پايان افزود: در حال حاضر دولت به دنبال واگذاري 23 وظيفه به شهرداري است و جلسات آن در دولت مكررا برگزار مي‌شود.وي ادامه داد: در عين حال اين طرح مجلس و حمايت دولت در تضاد با اقدام دولت در كوچك كردن خود است و من اين تضاد را قبول مي‌كنم و اميدوارم اين طور نشود.
*****
برگزاری مراسم نامگذاری پارک شهید آسا توسط دانشجویان دانشگاه علم و صنعت
مراسم گرامیداشت یاد و نام شهید کیانوش آسا روز دوشنبه 22 تیرماه در دانشگاه علم و صنعت برگزار شد.
در این برنامه که علیرغم تعطیلی دانشگاه و نبود دانشجویان شهرستانی با استقبال خوب همراه بود، دانشجویان دانشگاه علم و صنعت با قرائت بیانیه ای اعلام نمودند که برای زنده نگهداشتن یاد و خاطره کیانوش آسا، پارک این دانشگاه را به نام پارک شهید آسا نامگذاری می نمایند.
این پارک در این دانشگاه بین سلف دختران و پسران دانشگاه قرار دارد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، متن بیانیه قرائت شده توسط دانشجویان در پایان مراسم به این شرح است:
وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
بیش از بیست روز از شهادت مظلومانه دوست و هم دانشگاهی عزیزمان کیانوش آسا می گذرد و جامعه دانشگاهی همچنان در بهت و عزای این جنایت بزرگ قرار دارد.
کیانوش و دیگر شهدای عالیقدر راه حقانیت و آزادی رفتند و میراثی عظیم برای ما به جا گذاشتند میراثی که بار سنگینی بر دوش تک تک ما قرار داده است.
ادامه ی راه آن گلگون کفنان و پاسداری از خون ریخته شده آنان مسئولیت تاریخی همه ی مردم این مرز و بوم و بالاخص جامعه دانشگاهی می باشد.
فلذا ما دانشجویان دانشگاه علم و صنعت به عنوان حداقل وظیفه ی خود که زنده نگهداشتن یاد و خاطره ی ان شهید بزرگ در جامعه دانشگاهی است، پارک دانشگاه را به نام "شهید آسا" نامگذاری می نماییم و با خود پیمان می بندیم که با حداکثر توان در راه ان بزرگمردان ثابت قدم بمانیم.
*****
به دلیل سهل‌انگاری‌ها؛
در مسأله هسته‌ای ایران، فعلاً روسیه برنده اصلی است
روسیه برنده اصلی مسأله هسته‌ای ایران است، به گونه‌ای که از چندین جنبه این کشور به دنبال به دست آوردن منافع خود از این مسأله است.
به گزارش «تابناک»، روسیه از یک سو با طولانی کردن فرآیند ساخت روز به روز نیروگاه اتمی بوشهر، بر هزینه‌های این پروژه می‌افزاید و جالب اینکه ایران باید بنا به قرار، بقایای سوخت هسته‌ای را بار دیگر در اختیار روسیه گذارد. حال بابت تحویل این سوخت چه تضمینی درخواست خواهد کرد، نیز در خور توجه خواهد بود!
از سوی دیگر، این کشور همچنین از فروش موشک‌های اس 300 که در حمله احتمالی اسرائیل و آمریکا به کار ایران می‌آید، نیز خودداری کرده است که این باعث آسیب پذیری و دست به عصا شدن ایران در این مسأله خواهد شد. علاوه بر این، در صورت هر گونه حمله نظامی به تأسیسات ایران، قیمت نفت و گاز چندین برابر شده و این به بهترین وجهی رشد درآمد‌های نفتی روسیه را در پی خواهد داشت.
بنا بر این گزارش، باراک اوباما نیز برچیده شدن سپر دفاع موشکی آمریکا را در اروپای شرقی به رفع تهدید از ایران وابسته دانسته است؛ بنابراین، روسیه خواهد کوشید برای تأمین منافع ملی خود، منافع ملی ایران را تحت فشار گذارده تا از این رهگذر بتواند به مصالحه تن در دهد.
به نظر می‌رسد، بنا بر شواهد موجود، در سفر اخیر اوباما به مسکو نیز مسأله خلع سلاح، موضوعی نمادین بوده و تمرکز اصلی بر موضوع هسته‌ای ایران و تعامل آمریکا و روسیه در این باره است؛ مسأله‌ای که برآیند اجلاس جی هشت نیز شاهدی بر آن است.
این گزارش می‌افزاید: از سوی دیگر، اظهارات جو بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا، مبنی بر چراغ سبز آمریکا به اسرائیل برای حمله به تاسیسات ایران، در زمان حضور اوباما در روسیه، نشان دهنده فشار آمریکا برای راضی کردن ایران به مصالحه هسته‌ای است.
بر این مبنا، به نظر می‌رسد بسته پیشنهادی جدید ایران به غرب درباره مسأله هسته‌ای، چاره‌جویی ایران برای حل این مسأله است، اما راهبردهای این بسته پیشنهادی باید برای تحلیلگران به خوبی تشریح شود تا دستاورد‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی آن کاملا در راستای تأمین منافع ملی و بالا بردن منفعت ایران از این مذاکرات قرار گیرد.
گفتنی است، این مسأله که تاکنون سر بسته مانده و به نظر می‌رسد تجزیه و تحلیل بسته پیشنهادی ایران برای تحلیلگران داخلی باز هم پس از اعلام آن از سوی رسانه‌های غربی صورت خواهد گرفت، نوش دارویی است که پس از مرگ سهراب خواهد بود.
*****
"شو" نماز جمعه این هفته و احتمال اعتراض گسترده
آژانس ايران خبر: در صورت حضور اکبر هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه این هفته تهران ، نماز جمعه متفاوتی برگزار خواهد شد.براساس گزارش های دریافتی از کانون های برگزاری تجمعات مردمی در صورت اقامه نماز جمعه این هفته به امامت هاشمی رفسنجانی، معترضین بطور گسترده در نماز جمعه شرکت خواهند کرد.
در حالی که منابع مختلف خبری صحبت از بازگشت مجدد اکبر هاشمی رفسنجانی به تریبون نماز جمعه پس از حدود دوماه عدم شرکت ,می کنند، کانون های تجمع مردمی برای حضور گسترده مردم در نماز جمعه این هفته اعلام آمادگی کره اند.از سوی دیگر از اردوگاه اصلاح طلبان خبر می رسد محمد خاتمی ومیرحسین موسوی نیز برای حضور در نماز جمعه این هفته اعلام آمادگی کرده اند.پیش بینی ها حاکی از این است که نماز جمعه این هفته تهران یک ویژگی برجسته خواهد داشت.این بار معترضین به نظام در قالب فریضه ی نماز پای به عرصه ی سیاسی می گذارند تا سیاسی ترین نماز جمعه 30 سال گذشته برگزار شود.این گمانه زنی ها در حالی است که فشار نیروهای دولتی واقتدار طلب برای ممانعت از حضور هاشمی در نماز جمعه وشکل گیری یک تجمع اعتراضی گسترده ادامه دارد.با این وجود کانون های هماهنگ کننده ودعوت گر مردمی برای شرکت در نماز جمعه در حال شکل گیری است واز زمان انتشار خبر احتمال حضور هاشمی در نماز جمعه گروه های خود جوش مردمی آمادگی خود را برای تبدیل کردن نماز جمعه را به صحنه ی اعتراض سياسي وعمومی اعلام کرده اند دولت بیم آن داردکه حضور خاتمی وحضور میرحسین موسوی عواقب سنگینی برای اقتدار گرایان در پی داشته باشدونماز جمعه تبدیل به تریبون اعتراضی علیه حوادث اخیر گردد.
*****
ویدئوی دیگری در "رثای" سهراب گلگون جامه
*****
ما از تبار خاموشی نیستیم سهراب جان!
سوسن آزاده

به جستجویت آمده ام سهراب جان. به جستجوی تو و دیگر یاران دربندم. دیوارهای مخوف اوین بازهم میان من و عزیزانم سدی سنگین ساخته است. گویی همه خاطرات من با دیوارهای اوین رقم می خورد که سالها پیش با پاهای کودکی و کفشهای آهنین فرسنگها راه می پیمودم تا شاید اقلا از آنسوی این دیوارهای بلند نفسهای مادرم را نفس بکشم و امروز به جستجوی همکلاسی هایم به این دیوارهای سنگی مشت می کوبم. دیوار همان دیوار است و چهره کریه زندانبان همان چهره، اما من دیگر آن کودک بی پناه نیستم. از جنس درد نیم، از جنس نفرتم، از جنس کینه ام، از جنس آتشم که هر آنچه پلیدی است را می سوزاند. از دل خاکستر سربرآورده ام تا مشعلی سازم از جنس آزادی و در جای جای این سرزمین پهناور شب را به مصاف طلبم.
نسل من نسل قصه های شیرین و پایان خواب آور نیست، نسل حماسه سهراب است و ندای بیداری. چراکه لالاییمان داستان دلاوری های پدران و مادرانمان بود که با خون خود از عشق به انسانیت افسانه ساختند. داستان دلاوریهای نسلی که با پرچم رهایی به پاخاست تا من آواره ویرانه ها نگردم، ندایم به خون درنغلطد و سهرابم حسرت بیست ساله شدن را به خاک نبرد. تا مادران در جستجوی فرزندانشان به دیوارهای سنگی ناخن نکشند و سراغ عزیزانشان را از گرگهای درنده نگیرند. آری سهراب جان، خاطرات کودکی ما، سراسر داستان خاله ها و عموهایی بود که روزی با بوسه ای بدرود گفتند و دیگر بازنگشتند. اینگونه شد که خاوران قبله گاهمان شد و من و تو شب را با لالایی بیداری سحر کردیم به امید آن روز که آسمان را ستاره باران کنیم.
آن روز که درنده خویان غافل، باغ و گلستان این سرزمین زیبا را شخم می زدند تا باد بکارند، طوفان را دست کم گرفته بودند. گمان نمی کردند که پاهای تکه تکه مادرم و فریاد "مرگ بر جمهوری اسلامی" اش در مقابل جوخه اعدام، سینه شکافته پدرم و فرمان ادامه راه، شیون نوعروس زیبای دایی ام که همسرش را به جوخه مرگ می سپردند، پاهای خونین فریدون لای دمپایی های پلاستیکی اوین و وصیتش: "هرگز فراموش نکن اینها با ما چه کردند" و گریه های خاموش مادربزرگ که ذجه زدن را ننگ می دانست، برای همیشه در خاطر من و ما بماند. نه، من گریه هایم را کرده ام، امروز می خواهم فریاد بکشم. می خواهم به وسعت حنجره ام و بلندای این آسمان کبود فریاد بکشم تا خواب آنان که تصور می کنند من و ما با دشمنان مردم سازش می کنیم، آشفته شود. برایم نوای "آشتی ملی" ننوازید که سرزمینم را از خون عزیزانم گلگون کردید. با من از "اتحاد ملی" سخن نگویید که شما از ملت من نیستید، شما جلادان ملت منید. در جوانی پیر شدم در سرزمینی که می توانست سرای امنیتم باشد وشما از آن جهنم توهین و تحقیر و زندان و شکنجه و اعدام ساختید. من و ما آرمانهای به خون کشیده شده پدران و مادرانمان را فراموش نمی کنیم. فریاد آزادی خواهی هم کلاسی هایمان و ضربات باتوم و قمه به تن یارانمان را فراموش نمی کنیم. به بند کشیدن عزیزانمان و شیون مادران دل نگران را فراموش نمی کنیم. توهین و تحقیر خیابانی و زخمهایمان از سگهای بی غلاده بسیجی و منکراتی را فراموش نمی کنیم. سی سال سرکوب و اختناق و کشتار فرزندان مردم به جرم عدالت خواهی را فراموش نمی کنیم.
فراموش نمی کنیم، عفو هم نمی کنیم!
شعبده بازان "اتحاد ملی" و "پایبندی به قانون اساسی" کجا بودند وقتی که نفسهای سهراب زیر شکنجه جلادان به شماره افتاده بود؟ کدام "قانون اساسی"؟ همان که سرزمینم را به دست شوم ولی فقیه سپرد تا با چرخش کلامی دستور قتل عام یارانم را صادر کند؟ همان که از آمیختن مذهب و سیاست معجونی ساخت تا بر تمامی زوایای خصوصی زندگی ام چنگ اندازد و سرنوشت من و ما را به غارنشینانی گریخته از هزار و چهارصد سال پیش بسپارد؟ همان که حجاب اسارت بر سرم کشید و نیم انسانم به شمار آورد؟ این "قانون" جنگل ارزانیتان باد که ما نه از جنس نگارندگان این قانونیم و نه مبلغان آن، که کتاب قانون ما برگهایش از جنس آزادی و بند بندش تکرار برابری و عدالت است. همان عدالتی که یارانمان با خونشان آرزو کردند.
نه، ما با شما سر سازش نداریم که ما از جنس شما نبوده و نیستیم و در هیچ کجای کتاب هستیمان، نقطه ای مشترک با شما نداریم. که سی سال نطفه آرزوهایمان را در خون تپاندید و خاک سرزمینمان را به خون کشیدید. که هر روز بقای شما به معنای تداوم شکنجه و کشتار و سرکوب است و حکومت ننگین تان بر مزارعزیزان ما بنا شده.
باد کاشته اید و اینک طوفان به انتظارتان نشسته است!
ما خون نداده ایم که آرام بگیریم. به شما و "قانون اساسی" تان هم توهمی نداریم. به "هیئت های رسیدگی کننده" تان هم که همگی دستشان به خون فرزندان مردم آغشته است، چشم یاری نبسته ایم. ما را دستهای پر از سنگ و آجر و حنجره های پرفریادمان بس که نبردهای خیابانی مان و فریاد شبانه مان، هم از آغاز لرزه بر اندامتان انداخته، باشید تا تداوم و اوج جانانه اش را تماشا کنید!

خواب دشمنانمان آشفته باد که ما بیداریم و سر خاموشی نداریم.
*****
گاردین: شرح وقایع هولناک کوی دانشگاه از زبان دانشجویان
روزنامه گاردین چاپ انگلستان گزارشی در شرح وقایع حمله پس از انتخابات به کوی دانشگاه تهران از زبان شاهدان یعنی چاپ کرده است.
این جامع ترین گزارشی است که تاکنون در رسانه های خارج از میهن از وقایع ساعات نخست دوشنبه 25 خرداد ماه، که طی آن نیروهای امنیتی دولت ایران به خوابگاه دانشگاه تهران حمله کردند، منتشر می شود.
گاردین می نویسد حمله آن شب درحالی رخ داد که تهران دو روز پس از انتخابات هنوز از خشم بروز "تقلب" آرام نداشت.
گاردین می نویسد: "در داخل خوابگاه در خیابان امیر آباد شمالی دانشجویان برای خواب آماده می شدند، هرچند اعصاب متشنج بود. تنها ساعاتی پیشتر چندین نفر در برابر در اصلی دانشگاه کتک خورده بودند."
این روزنامه می نویسد: "آنچه بعد از آن اتفاق افتاد به یکی از رویدادهای محوری در ناآرامی های پس از انتخابات بدل شد؛ پلیس با یورشی خشن به داخل خوابگاه ها به شکستن قفل ها و بعد استخوان ها پرداخت، به ده ها دانشجو حمله کرد، بیش از 100 نفر را با خود برد و پنج نفر را کشت. مقام ها هنوز این حمله را انکار می کنند اما شرحی که از مصاحبه با پنج فرد حاضر در حادثه به دست می آید، داستانی متفاوت را بازگو می کند."
یکی از 133 دانشجویی که آن شب دستگیر شدند به گاردین گفت: "ما آماده خوابیدن می شدیم که ناگهان صدای شکسته شدن قفل ها توسط آنها که می خواستند وارد اتاق شوند را شنیدیم. پیشتر آنها را درحال کتک زدن دانشجویان دیده بودم اما تصور نمی کردم داخل بیایند. این حتی خلاف قوانین ایران است."
به نوشته گاردین 46 دانشجو از یکی از خوابگاه ها دستگیر و به زیر زمین وزارت کشور در آن نزدیکی در خیابان فاطمی منتقل شدند. همانجا در طبقات بالایی ساختمان بود که شمارش آرا ( و به ادعای هواداران نامزدهای مخالف، تقلب در آرا ) در جریان بود. 87 دانشجوی دیگر به یک ساختمان امنیتی پلیس در خیابان حافظ برده شدند. دانشجویان از شکنجه و بدرفتاری در آنجا سخن می گویند.
در این گزارش آمده است: "پنج نفر جان باختند: فاطمه براتی، کسری شرفی، مبینا احترامی، کامبیز شعاعی و محسن ایمانی.
آنها روز بعد در بهشت زهرای تهران دفن شدند که گزارش می شود بدون مطلع کردن خانواده های آنها بود. یک سازمان دانشجوییب نام تحکیم وحدت، نام آنها را تایید کرده است."
در ادامه گزارش گاردین آمده است: "شاهدان عینی گفتند که این دو دختر و سه پسر هدف ضربات مکرر باتوم برقی در ناحیه سر قرار گرفتند. به خانواده هایشان اخطار داده شد درباره بچه هایشان صحبت نکنند و مراسم ترحیم برگزار نکنند - مانند والدین ندا آقا سلطان، که چهره اش پس از پخش فیلم کشته شدن او به ضرب گلوله در خیابان، با جنبش اعتراضی مترادف شد."
براساس قوانین ایران پلیس، اعضای سپاه پاسداران و سایر نیروهای مسلح و شبه نظامی حق ورود به دانشگاه ها را ندارند - که میراث طغیان سال1378دانشجویان است که تا ماه گذشته جدی ترین ناآرامی ها در ایران پس از انقلاب اسلامی بود.
یک دانشجو حوادث یکشنبه شب را چنین برای گاردین بازگو کرد: "پلیس به داخل خوابگاه ها گاز اشک آور شلیک کرد، ما را زد، پنجره ها را شکست و مجبورمان کرد بر زمین دراز بکشیم. من حتی تظاهرات هم نکرده بودم اما یکی از آنها رویم پرید، پشتم نشست و مرا زد. و بعد درحالی که تظاهر می کرد در جستجوی چاقو و تفنگ است، از من سوءاستفاده جنسی کرد. تهدیدمان می کردند که ما را حلق آویز کنند و به ما تجاوز کنند."
به گزارش گاردین یک دانشجوی دیگر ماجرا را اینطور شرح داد: "پلیس ضدشورش در دو صف ایستادند و با بالا گرفتن سپرهایشان یک تونل تشکیل دادند. آنها وادارمان کردند بارها از میان آن بدویم. ما را می زدند و بر سپرهایشان می کوبیدند. پای یکی از هم اتاقی هایم شکسته بود اما باز هم وادارش کردند بدود."
گاردین می نویسد که دیگران رفتار مشابهی را از بسیجی ها دیده بودند.
یک دانشجو به این روزنامه گفت: "یک بسیجی که پشتم نشسته بود به من گفت: 'پسر خوشگله الان هفت ساله که کسی را ..... وقتی رسیدم نشونت می دم که چکار می تونم باهات بکنم.' آنها ما را آزار می دادند و مدعی بودند که به آنها یا رهبر توهین کرده ایم."
به نوشته گاردین یک دانشجوی دیگر درحالی که گریه می کرد گفت: "ظرف یک ثانیه فهمیدم که این ساختمان اصلی وزارت کشور در خیابان فاطمی است. باورم نمی شد، سیاستمداران ارشد، اعضای پارلمان و بازرسان در طبقات بالایی بودند و ما در زیر زمین. شکی ندارم که در طبقات بالا مشغول تقلب در آرا بودند."
گاردین می نویسد که به گفته شاهدان عینی پلیس و ماموران زخمی ها را به حال رها کرده بودند و کسی به یک دانشجو که یکی از چشمانش را در اثر اصابت گلوله پلاستیکی از دست داده بود کاری نداشت. یک شاهد گفت: "ما به آنها تمنا می کردیم کسانی را که بیش از دیگران آسیب دیده بودند به بیمارستان ببرند اما آنها فقط می گفتند: ولشان کنید تا بمیرند."
گاردین می نویسد: "این مخمصه 24 ساعت بعد وقتی فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران و علیرضا زاکانی یک نماینده تهران در مجلس، برای بازداشتی ها صحبت کردند تمام شد. رهبر به آنها گفت که او اجازه ورود پلیس برای کنترل اوضاع خوابگاه را داده بود اما او چند روز بعد این مساله را تکذیب کرد."
به نوشته گاردین پلیس پیش از آزاد کردن دانشجویان لباس های تازه در اختیار آنها قرار داد. یک دانشجو گفت: "نمی خواستند هیچ شاهدی از آنچه اتفاق افتاده بود وجود داشته باشد. اما چه شاهدی بالاتر از 133 دانشجویی که آنجا بودند و همه چیز را دیدند و عذاب کشیدند؟".
*****
گزارشی تکان دهنده از فعالین حقوق بشر
بنابه گزارشات رسیده از بند 209 زندان اوین، دانشجوی زندانی دانشجوی زندانی مهسا نادری 19 ساله دانشجوی رشتۀ اقتصاد دانشگاه مفید شهرستان قم،روز یکشنبه 14 تیر ماه به شعبۀ 28 دادگاه انقلاب فرخوانده شد. رئیس شعبۀ 28 فردی بنام محمد مقیسه معروف به ناصریان از اعضای هیئت مرگ قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 می باشد .زندانی سیاسی مهسا نادری همراه با وکیلش خانم ستوده دردادگاه انقلاب حاضر شدند. ولی از حضور خانواده نادری در دادگاه فرزندشان ممانعت شد.دادگاه او حوالی ساعت 09:45 تشکیل شد. محمد مقیسه ای رئیس شعبۀ 28 دادگاه انقلاب در بدو شروع دادگاه با داد و فریادهای وحشیانه و غیر انسانی که بیشتر به بازجویان وازارت اطلاعات شباهت داشت تا قاضی ، فریادهای مقیسه ای به حدی بلند بود که صدای او در راهرو دادگاه به خوبی شنیده می شد و باعث تعجب مراجعه کننده شده بود. خطاب به دانشجوی زندانی می گفت: تو محارب هستی ، اینها را باید بکشیم ، نباید کسی ازآنها زنده بماند و تهدیدها و توهین های متعدد دیگر را علیه این دانشجوی زندانی بکار می برد.اتهاماتی که به دانشجوی زندانی توسط سر بازجویان وزارت اطلاعات سعید شیخان و علوی نسبت داده شده است به قرار زیر می باشد: شرکت در مراسم خاوران،محاربه، تبلیغ علیه نظام است.دانشجوی زندانی تمامی اتهامات نسبت داده شده را رد کرد و همۀ آنها را ساختگی و غیر واقعی دانست و هیچ دلیلی برای اثبات آنها وجود ندارد برخورد وحشیانه و غیر انسانی محمد مقیسه ای معروف به ناصریان به حدی شدید بود که باعث اعتراض خانم ستوده وکیل دانشجوی زندانی شد . مقیسه ای همچنین وکیل محترم خانم ستوده را چندین بار تهدید به بازداشت کرد و مانع دفاعیات وی از موکلش می شد. این در حالی بود که خانم ستوده در چهار چوب قوانین موجود نسبت به برخوردهای غیر قانونی به موکلش اعتراض داشت و با استدلال و یاد آوری قوانین موجود چنین برخوردی را غیر قانونی میدانست.محمد مقیسه ای معروف به ناصریان از اعضای هیئت مرگ سال 67 می باشد این هیئت بنابه شاهدان بازمانده از آن قتل عام که باعث جان باختن هزاران زندانی سیاسی شد. علیرغم خواستۀ سازمانهای حقوق بشری برای دستگیری ، محاکمه و مجازات آمرین و عاملین این قتل عام هنوز تحقق نیافته است بلکه بعضی از آنها در نقش قاضی های وزارت اطلاعات مشغول بکار هستند و تا به حال چندین زندانی سیاسی با اتهامات واهی و بدون برخوداری از حق دفاع و وکیل به سالها زندان محکوم کرده اندلازم به یاد آوری است که زندانی سیاسی مهسا نادری 19 ساله 2 اسفند ماه در پی یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شدو 146 روز است که از بازداشتش در بند 209 زندان اوین می گذرد 88 روز آن را در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بسر برد. این دانشجوی زندانی در اثر شکنجه های غیر انسانی دچار ناراحتی قلبی و سردردهای شدید شده است.سعید شیخان سربازجوی وزارت اطلاعات و فردی به نام سید او را مورد بازجوئی و شکنجه های جسمی و روحی قرار میدهند. از طرفی دیگر برای وارد کردن فشار بر زندانیان سیاسی زنان در بند 209 زندان اوین تعداد زندانیان در سلولها چند برابر ظرفیتشان می باشد بطوری که در هر سلول انفرادی 4 تا 5 نفر جا داده اند. همچنین فشارهای ضد بشری دیگری را علیه زندانیان سیاسی زن بکار می برند. مدتی است که فاضل آب توالت ها و دستشویی های زندانیان سیاسی زنان مسدود شده است و باعث شده که تمام آن محیط پر از آب شود و امکان رفتن به دستشوئی را از آنها سلب کند و زندانیان سیاسی زن ناچار هستند تا 12 ساعت از دستشوئیها نتوانند استفاده کنند همچنین بوی فاضلاب شرایط طاقت فرسائی را برای آنها ایجاد کرده است.در حال حاضر تعداد زیادی از زنان و دختران دستگیر شده اعتراضات اخیر در بند 209 بسر می برند.
*****
ديدار ميرحسين موسوی و و زهرا رهنورد با خانواده سهراب اعرابی
شامگاه امروز سه شنبه (حدود ۹ و سی دقیقه شب) ميرحسين موسوي به همراه همسرش زهرا رهنورد در منزل سهراب اعرابي كه در جريان اعتراضات به نتيجه انتخابات و در حوالي ميدان آزادي ظاهرا بر اثر تيراندازي نيروهاي بسيج كشته شد، حاضر شدند و با خانواده اين جوان ۱۹ ساله ابراز همدردي كردند.
بستگان خانواده اعرابي مانع حضور خبرنگاران اعزامي شدند و يكي از بستگان سهراب با خشم و عصبانیت خبرنگار يك روزنامه معتبر در تهران را از منزل خانواده اعرابي بيرون كرد. اين در حالي اتفاق افتاد كه بيشتر حضار و اشخاص عادي آزادانه امكان فيلم برداري و عكسبرداري از طريق گوشي‌هاي همراه خود را داشتند.
این عضو خانواده اعرابی توضیح داده که دلمان نمی خواهد روزنامه های وابسته و یا حتا نزدیک به جناح کودتاگران از هیچ مراسمی در خانه ما و درباره فر زند ما فیلم و عکس و خبر تهییه کنند.
یکی از یاران ما که در محل حاضر بوده و عکس هائی بوسیله تلفن دستی خویش گرفته است آن را در اختیارمان نهاده که در نخستین "پست" روز چهارشنبه 24 تیر (یعنی پس از حدود یک ساعت دیگر) انتشار خواهیم داد.
*****

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای خواندن مطالب و مشاهده عکس ها و ویدئوهای مربوط به "پست های قبلی"
بروی: "پیامهای قدیمی تر" کلیک کنید و یا به "بایگانی وبلاگ" مراجعه نمائید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۳۸۸/۰۴/۲۲

دوشنبه: 22/4/1388
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدرودی دردناک با "سهراب اعرابی"
با درودی صمیمانه به تمامی یاران و همرزمان و هم میهنان، روزی نو را آغاز کرده ایم. اینک به وقت تهران 00:15 بامداد روز دوشنبه 22 تیرماه است.
علی رغم آن که دلمان می خواست "پست" جدید را با مطلبی عادی و یا اگر زیادی مان نشود (و رودل نگیریم) با مطلب یا خبری خوش آغاز کنیم اما در عمل اینچنین نشد.
افسوس که دجالان اشغالگر میهن پاک آریائی ما، مجالی بر این خواسته ما و تمامی ملت رنجدیده و تحت ستم باقی نگذاشته اند و ازین پس نیز نخواهند گذاشت مگر آن که با پیگیری خیزش دلیرانه تمامی اقشار، این روسیاهان و پلیدان تاریخ را هرچه زودتر به زباله دان تاریخ راهی ساخته و سران و اوباشان عرب تبار و وحشی و پلید رژیم را هرچه زودتر در یک دادگاه عام و ملی و میهنی، به محاکمه کشیده و دادِ بیدادهائی را که در حق ما روا داشتند، طبق خواسته ملت و مطابق با آنچه که وجدان و ایمان حکم می کند در مورد آنان اعمال نمائیم.
بهرروی، تا ساعاتی دیگر مراسم تشییع و تدفین پیکر پاک یکی دیگر از گلگون جامگان سرزمین خویش را شاهد خواهیم بود و از آنجائی که این روزها، هر حرکتی می تواند خود سرآغازی باشد برای خیزشی دیگر از سوی ملت برای نشان دادن خشم و فریادهای برآمده از اعماق سینه و ماسیده بر لبهای ترک خورده، و تداومی بر پایداری این مردم شرافتمند و غیور و استوار، انتظار داریم امروز نیز؛ ما و نیز تمامی جهانیان شاهد حرکت اعتراض آمیز دیگری باشیم و باشد. زیرا که همین حرکت ها و خیزش ها و فریادهای عصیان و خشم است که عاقبت ما را به پیروزی نهائی رهنمون خواهد گردید.
*****
مطلب زیر دیروز (یکشنبه) برایمان ارسال شد اما از آنجائی فقط یک طنز بود و در میان آنهمه مطالب مهم، نمی توانستیم جائی برایش بگشائیم، انتشار آن را به امروز حوالت دادیم.
اینک ضمن انتشار این مطلب، طنز دیگری را که پاسخ یا جوابیه آن است در پی آن مشاهده نمائید.
**
رنج نامه فیروزآبادی خطاب به امام زمان (طنز)
حامد- تهران

مهدی جان سلام! خوبی؟
اکنون که قلم در دست گرفته ام و برای تو می نویسم حالم بدجوری گرفته و حدود 3 هفته است که نان سنگگ درسته از گلوی من پایین نرفته است و گمان کنم بین 5 تا 6 کیلو لاغر شدم. قبل از انتخابات به این "محمود مخ نهفته" گفتم اگر می خواهید تقلب کنید آمار را جوری درست کنید که تابلو نشود نمی دانم کدام احمقی نشست این گند را به صندوق ها زد.
مهدی جان، آقا جان! آبرو ریزی در انتخابات به درک، اما سال هاست که حرف نایب بر حق تو سید علی با ضرب و زور فصل الخطاب بود، شرمسارم که می گویم؛ اما گویا عمامه ایشان پشم سابق را ندارد یا اینکه به مرور زمان ریخته است، چون بازهم این خس ها و خاشاک ها و آشوبگران از خدا بی خبر فرمایشات آن مقام عزلی را به فلان خویش دایورت Divert کردند باز به خیابان ریختند. آن عده جنگلی هایی را که در بسیج و سپاه قدس و المهدی استخدام کردیم اندازه مترسک مزرعه های هویج اطراف ورامین هم کاربرد نداشتند.
آقاجان! قربانت بروم!درد و بلایت در سر من! زودتر بیا اوضاع خوب نیست. سفارتخانه های کفار مستقر در بلاد اسلام را اخراج کردیم، خبرنگاران اجنبی را چزاندیم، اشک آور ول دادیم، گلوله زدیم، اوین از زیر زمین تا خرپشته پر از خس و خاشاک شده شرایط ظهور مهیاست بیا دیگه!

***
طنز زیر نیز از سوی یکی از یاران ناشناس ما از آنسوی مرزها، بعنوان پاسخی بر نامه بالائی برایمان ارسال گردیده است:
طنزی از فریدون
پاسخ امام زمان، به رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی.
بسم‌ العلی الخامنه ای الرجیم
اللهم نرغب الیك فی‌ دوله المحمودیه
تعز به السپاه و البسیج
و تذل به المجتبی و اهله
"حمد باد خامنه ای را كه آفریدگار پاسداران و بسیجیان است و گستراننده ظلم وستم بر زمین است و روان‌كننده خونها در خیابانها و رویاننده چماقها بر دستها، ظلمش را پایانی نیست و ستمش را درمانی . اول است در بی وجدانی، باقی نیست تا مدتی. پیشانی‌ها در برابر او بر دار و لبها به ذكر بی وجدانی او در جنبش. "
با این مقدمه می فرمایم : یا سردار مستطیل، سرلشکر بسیجی، دامت افاضاته سلام علیكم.
رنجنامه سراپا رنجت در چاه جمکران واصل شد.
سلام من بر تو و بر پدران بیشمارت. سید حسن جان، بوم غلتان اسلام، فدایت گردم . خوب بیاد دارم که پدرت آیت الله فیروز آبادی هم از این رنجنامه ها برایم به چاه سامره می فرستاد، چه رنجهایی برای آن باغ بزرگ و اعیانی اش که از محل خمس و زکات و حق امام در شاه عبدالعظیم به دست آورده بود ، می کشید، و چه رنجهایی در پای منقل می کشید، آن سید بزرگوار هم مانند تو فرزند تنومند اش همواره در حال کشیدن بود و؛ همه جاکشید!.
حسن جان، آقا! می دانیم که نائب ما خامنه ای، وقتی با الهام غیبی حضرت الکوسه رفسنجانی، به ولایت رسید ، تو فرزند را که آن موقع درس دامپزشکی ات را تمام کرده بودی، یک شبه به درجه سرلشکری و یازده سال ارشدیت، رئیس ستاد کل نیرو های مسلح کرد.
تو فرزند را که در عمرت سربازی انجام نداده و تیری در نکرده بودی بکار تیرو تفنگ گماشت، و تو فرزند دلبند و توپول موپولی هم نامه ای نوشتی و نائب ما را پسر جدم حسین خطاب کردی، و یک عمو هم برای ما تراشیدی. نمی دانم نطفه این عموی ما پیش از شهادت جدم بسته شده بود، یا پس از شهادت آن حضرت، وهنگام بردن اسراء به شام؟
حسن جان، قربان اون شکم برآمده ات بروم ، مگر از بیرون آمدن چند تا خس و خاشاک در خیابانها ترسیدی که برای ما نامه نوشتی؟ پس شجاعت ات کجا رفت؟ حسن جان تو خودت اگر تنها به خیابان بیایی و به هر کدام از این خس و خاشاک ها یک تنه بزنی، همه اشان کف خیابان ها ولو می شوند. حیف اون همه چلوکباب های سلطانی با برگ و کوبیده اضافی و زرده تخم مرغ و دوغ نبود که خوردی؟!
حسن جان! به همه شما ها یاد داده اند که منتظر من باشید تا ظهور کنم! ولی خودت بهتر می دانی، من که هیچ! جدم هم جراًت بیرون آمدن از چاه را ندارد، مگر از جان خود سیر شده ام که به ایران بیایم ؟ تا گیر پاسدار و بسیجی بیافتم . یا اینکه به دست همان زن ریش دار ایرانی بقتل برسم.
دجال و خرش هم برایم پیغام فرستادند که ظهور نخواهند کرد. برو این دام بر مرغ دگر نه!
چاه جمکران
المهدی الموعود و الغائب الابد الدهر

*****
پیشنهادی برای مبارزه با شیاطین و مزدوران
*****
گزارشی از آنسوی مرزها، درباره ایران
دويچه وله : موج دستگیری فعالان سیاسی و مبارزان حقوق مدنی در ایران همچنان ادامه دارد. مقامات انتظامی و امنیتی سرکوب اعتراضات مسالمت‌آمیز را با دستگیری گسترده‌ی مخالفان ادامه می‌دهند. از آخرین کسانی که دستگیر و به محلی نامعلوم برده شده‌اند، از شمس‌الدین عیسایی عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی نام برده می‌شود. آقای عیسایی در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی مدیر کل حقوقی وزارت کشور بود.
نقض مدارج قانونیاعضا و فعالان نیروهای اصلاح‌طلب، دهها وکیل دادگستری، پژوهشگر، استاد دانشگاه و روزنامه‌نگار در میان دستگیرشدگان هستند. مقامات اتهامات افراد را به روشنی و مطابق مدارج قانونی بیان نکرده، بلکه تنها به اتهام کلی "اقدام علیه امنیت کشور" بسنده کرده‌اند. بیشتر دستگیرشدگان از حقوق افراد زندانی محروم هستند. به آنها اجازه ملاقات با خانواده و تماس با وکیل داده نشده است.خانواده‌زندانیان شکوه می‌کنند که از سرنوشت بسیاری از دستگیرشدگان خبری در دست نیست. مقامات از دادن اطلاعات طفره می‌روند. در مواردی هنوز روشن نیست که افراد در اختیار قوه قضائیه هستند یا وزارت اطلاعات، یا این که آمران و عاملان بازداشت‌ها چه کسانی بوده و افراد را به کجا برده‌اند.گفته می‌شود که در رابطه با اعتراضات مسالمت‌آمیز یک ماه گذشته بیش از ۲۵۰۰ نفر بازداشت شده‌اند، که عده‌ای از آنها در روزهای بعد آزاد شدند. اما منابع گوناگون تائید می‌کنند که بیش از ۵۰۰ نفر هنوز در بند هستند.
تلاش برای آزادی زندانیانتلاشی پردامنه برای آزادی بازداشت‌شدگان ادامه دارد. گروهی از خانواده‌های زندانیان به قم رفته و با علما دیدار کرده‌اند. سایت نوروز وابسته به جبهه مشارکت از احزاب اصلاح‌طلب متن نامه‌ی تازه‌ای را به مراجع منتشر کرده است. بسیاری از امضاکنندگان خانواده افرادی هستند که در دولت اصلاحات مقام‌های بالا داشتند."سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی" که برخی از سران و اعضای آن دستگیر شده‌اند، آزادی همه بازداشت‌شدگان را خواستار شده است. این سازمان اصلاح‌طلب، دولت را رژیمی کودتایی خوانده و دستگیری‌های اخیر را غیرقانونی دانسته است.مهدی کروبی نامزد انتخابات ریاست جمهوری، در نامه‌ای به آیت‌الله محمود شاهرودی، رئیس قوه قضائيه آزادی تمام بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات را خواستار شده است. آقای کروبی دادستانی تهران را متهم کرده که به ابزاری جهت سرکوب معترضان قانونی بدل شده است.سازمان عفو بین‌الملل که برای حقوق زندانیان مبارزه می‌کند، بار دیگر از حکومت ایران درخواست کرده که به دستگیری مخالفان سیاسی پایان دهد. عفو بین‌الملل فشار بر زندانیان برای گرفتن اعترافات دروغین را نکوهش کرده است.سازمان "گزارشگران بدون مرز" که از آزادی بیان در سراسر جهان دفاع می‌کند، فشار بر روزنامه‌نگاران در ایران را محکوم کرده است. به گزارش این نهاد بین‌المللی هم‌اکنون دست‌کم ۴۱ روزنامه‌نگار در زندان‌های ایران به سر می‌برند. "گزارشگران بدون مرز" از چند مورد تازه‌ی دستگیری روزنامه‌نگاران و عکاسان در ایران خبر داده است."انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران" در نامه‌ای به سید محمود هاشمی شاهرودی رئیس قو‌ه‌ی قضائیه از او برای آزادی روزنامه‌نگاران زندانی کمک خواسته است. در نامه تأکید شده است: «وضعیت نگهداری روزنامه‌نگاران زندانی بسیار نامطلوب و بدون رعایت حقوق یک زندانی است.»عده‌ای از مخالفان رژیم ایران از جمله اکبر گنجی روزنامه‌نگار سرشناس به زودی اعتصاب غذایی سه روزه را در حمایت از زندانیان سیاسی ایران در مقابل مقر سازمان ملل متحد در نیویورک شروع می‌کنند.
*****
گزارشی دیگر از: گزارشگران بدون مرز
گزارشگران بدون مرز سرکوب افزایش یابنده علیه روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها در ایران را محکوم می کند. در آستانه آغاز دومین ماه اعتراضات مردمی به تقلب در انتخابات، دست کم چهل و یک روزنامه نگار در زندان بسر می برند. گزارشگران بدون مرز از دستگیری پنج روزنامه نگار دیگر مطلع شده است.
گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می کند که " شرایط زندانیان بسیار نگران کننده است. چهار نفر از روزنامه نگاران بازداشت شده همچون دیگر زندانیان به محلی نامعلوم منتقل شده‌اند. خانواده‌های آنها از حق ملاقات با عزیزان خود محروم و وکلای این زندانیان علت بازداشت موکلین خود را نمی‌دانند، از دسترسی به پرونده محروم شده‌اند. بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان، امروز به خطرناکترین زندان برای روزنامه نگاران تبدیل شده است."
بیستم تیرماه توحید بیگی عکاس خبرنگار سایت مشروطه یکی از سایت‌های حامی مهدی کروبی بازداشت شده است. جمعه ١٩ تیرماه مجید سعیدی عکاس خبرنگار و همکار بسیاری از خبرگزاری های داخلی و خارجی در منزلش از سوی ماموران لباس شخصی بازداشت شد. وی از جمله همکار مجله تایم برای پوشش رویدادهای افغانستان بعد از سقوط طالبان بود و مدتی نیز مسئولیت سرویس عکس خبرگزاری فارس را بر عهده داشت. هنگامه شهیدی روزنامه‌نگار بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب و وبلاگ نویس وبلاگ "پی نوشت" از تاریخ ٩ تیرماه در بازداشت بسر می‌برد و سمیه نصرتی خبرنگار روزنامه‌های تهران امروز و حیات نو از تاریخ ٣٠ خرداد بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شده است.
از سوی دیگر سعيد متين پور روزنامه نگار هفته نامه يارپاق و همکار روزنامه های محلي استان آذربايجان در تاریخ ٢٠ تیرماه پس از احضار به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران بازداشت و برای طی کردن هشت سال محکومیت روانه‌ی زندان اوین شد.
این روزنامه‌نگار در تاريخ ٨ اسفند ماه ١٣٨٧ با سپردن وثيقه ٥٠٠ ميليون توماني از زندان آزاد شده بود. وی از تاريخ ٥ خرداد ماه در زندان بسر می‌برد. در ٢٢ خرداد ماه ١٣٨٧ اعلام شد که سعيد متين پور از سوی شعبه ١٥ دادگاه انقلاب تهران به هشت سال زندان محکوم شد. دادگاه وی را برای " ارتباط با بيگانگان به ٧ سال و برای "تبليغ عليه نظام" به يک سال حبس تعزيری محکوم کرده بود. چند ماه بعد علیرغم تلاش های محمدعلی دادخواه وکیل این روزنامه نگار که خود هم اکنون زندانی است، حکم محکومیت از سوی دادگاه تجدید نظر تائید شد. سعید متین پور پس از آزادی از زندان از بیماری‌‌های متعددی حاصل از فشارهای زندان از جمله کمر درد و ناراحتی های گوارشی رنج می‌برد.
اسامی روزنامه نگاران و وب نگاران دستگیر شده از تاریخ ٢٣ خرداد ١٣٨٨
عبدالرضا تاجیک، مهسا امرآبادی، احمد زیدآبادی ، کیوان صمیمی بهبهانی، بهزاد باشو، سید خلیل میراشرفی، سمیه توحیدلو ، شیوا نظر آهاری، محمد عطریانفر، سعید حجاریان، محمد علی ابطحی، سعید لیلاز، محمد قوچانی، ژیلا بنی یعقوب، بهمن احمدی امویی، مجتبا تهرانی، مازیار بهاری، علیرضا بهشتی پور شیرازی، اسماعیل حق پرست، مهدی زابلی، روح اله شهسوار، فریبرز سروش، عیسی سحرخیز، کامبیز نوروزی، مسعود باستانی، محمدرضا یزدان پناه، کاوه مظفری. توحید بیگی، مجید سعیدی، هنگامه شهیدی، سمیه نصرتی، سعيد متين پور
اسامی روزنامه نگاران و وب نگاران زندانی پیش از تاریخ ٢٣ خرداد ١٣٨٨
عدنان حسن پور، محمدحسن فلاحیه‌زاده، محمد صدیق کبودوند، کاوه جوانمرد، مجتبی لطفی، مسعودکرد پور، حسین درخشان، بهمن توتونچی ، سجاد خاکساری.
*****
بیانیه انجمن اسلامی دانشگاه تهران و نام چند بازداشتی جدید
پس از گذشت نزدیک به یک ماه از انتخابات، جامعه دانشجویی و دانشگاهی کشور همچنان در مصیبت وقایع قبل و بعد از این رویداد نشسته است. برخورد خشونت آمیز نیروهای امنیتی و انتظامی با درخواست‌های به حق مردم پیرامون شفاف سازی فرآیند انتخابات، کشته و زخمی شدن تعداد کثیری از هموطنان در شهرهای مختلف کشور به دلیل اعتراضات آرام و به حق، حمله وحشيانه به پرديس مركزي و کوی دانشگاه تهران و شکسته شدن حریم مقدس دانشجو و دانشگاه و بازداشت جمع کثیری از فعالین سیاسی و دانشجویی کشور، بخشی از مصایبی است که مردم ایران را در بهت فروبرده و همچنان این سوال را زنده نگه داشته است که آیا پاداش مردمی که با شور و نشاط و عقلانیتی بی‌نظیر در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند، چنین فجایعی بود؟
پیرامون انتخابات ریاست جمهوری و آنچه که بر مردم ایران گذشت پس از این، بحث‌های بسیاری انجام خواهد گرفت و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران نیز مطمئنا با آغاز سال تحصیلی به واکاوی این رویداد خواهد پرداخت. اما آن چیزی که امروز ذهن تمامی دانشجویان و فرهیختگان جامعه را به خود مشغول نموده، بازداشت جمع کثیری از فعالین سیاسی کشور است که پیش از این برای حضور حداکثری مردم در پای صنوقهای رای و ترغيب آنان به شركت فعالانه در رقم زدن سرنوشت خويش در جهت بهبود اوضاع و شرايط حاكم، تمام تلاش خود را به کار گرفتند و امروز بدون توجه به اين دلسوزي و تعهد آنان نسبت به آرمان هاي قانون اساسي و بدون کمترین توجیهی در اسارتند. علی‌الخصوص اینکه در میان این افراد، دانشجویان و دانشگاهیانی وجود دارند که در مشارکت بالای جامعه دانشگاهی نقشی کلیدی ایفا نموده‌اند. جناب آقاي دكتر حمید چوبینه و سرکار خانم دكتر سميه توحید‌لو، از اعضای اسبق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران و آقایان محمدرضا جلایی‌پور و علیرضا عاشوری، از اعضاي اسبق و فعلی شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران از جمله این افرادند که با گذشت بیش از 3 هفته از بازداشت هر یک، تاکنون اطلاعات موثقی پیرامون وضعيت آنان در دسترس نیست. این افراد از جمله توانمندترین فعالین دانشجویی بوده و هستند که چه در سالهای حضور در انجمن اسلامی دانشجویان و چه در سالهای بعد از آن شهره به اعتدال، عقلانیت و دینداری بوده‌اند و هرگز اتهام تندروی و انجام اعمال غیرقانونی بر قامت این عزیزان روا نبوده و نخواهد بود ، اما اكنون با كمال تاسف شاهديم كه به اتهامات ناروا، برايشان پرونده سازي شده و بدون رعايت حداقلي از قوانين حاكم بر امر حسابرسي،‌ در بند هستند.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن ابراز نگرانی پیرامون وضعیت این عزیزان و محکوم نمودن ادامه بازداشت فعالین سیاسی و دانشجویی پس از گذشت نزدیک به یک ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، به مسئولین امر هشدار مي دهد تا هر چه سريع تر به ادامه چنين اقدامات غير قانوني و غیر شرعی و مغاير با ابتدايي ترين حقوق شهروندی پيش بيني شده در قانون پايان داده، و در جهت آزادی بی قید و شرط کلیه افراد دربند اقدام نمایند.
*****
نامه سرگشاده همسر احمد زيد ابادي خطاب به هاشمي شاهرودي:
در دادگاه انقلاب مي گويند "فردي به نام زيد آبادي نمي شناسيم! "

جناب آقای شاهرودی سلام
با عنایت به مسئولیت خطیر رسانه ها در روزگار فعلی و معرفی مکرر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان رسانه ای ملی که علی القاعده می بایست آیینه افکار عمومی جامعه باشد و با توجه به بخشنامه اخیر جنابعالی که هرگونه مصاحبه با رسانه های خارجی را جرم و قابل مجازات دانسته است‎‎‏ًٌُ؛ بر آن شدم تا شرح مختصری از رنجهای رفته بر خویش را در طول این مدت بازگو نمایم. نزدیک به یک ماه از زمانیکه عده ای ناشناس که خود را پیک موتوری نامیدند همسر اینجانب آقای احمد زید آبادی را شبانه و بدون ارائه هرگونه برگ جلب، در مقابل چشم فرزندان خردسالش ربوده اند می گذرد و هنوز هیچیک از نهادهای مسئول زحمت پاسخگویی درباره وضعیت ایشان را به خود نداده اند.این وضعیت بارها فرزندان مرا در مقابل این سوال بی پاسخ قرار داده که جرم پدرمان چیست که اینگونه مورد تهاجم واقع شده است؟ پدری که دانش آموخته دانشگاههای همین مملکت بوده و دکترای علوم سیاسی خود را با نمره عالی از دانشگاه تهران دریافت نموده و علی القاعده می بایست در زمره نخبگان جامعه تلقی شود؛ به چه اتهامی از درب منزلش ربوده شده و هیچ نهادی خود را ملزم به پاسخگویی نمی داند؟ لازم به ذکر است که علی رغم مراجعات مکرر اینجانب، برادر همسرم و وکیل آقای زید آبادی به دادگاه انقلاب،تنها پاسخی که دریافت کرده ایم آن است که «ما اصلا چنین کسی را نمی شناسیم» و «پرونده ایشان هیچ ارتباطی به ما ندارد»! متاسفانه دامنه بی قانونی تحمیل شده بر خانواده من به اینجا ختم نشده و اینبار حریم خانه ام نیز به دفعات در معرض تجاوز قرار گرفته است. چند روز پس از دستگیری ایشان به شرحی که گذشت؛ چهار مرد قوی هیکل و البته ناشناس به درب منزل آمده و خواهان ورود شدند؛ حال آنکه تنها من و فرزندانم در خانه بودیم. علی رغم آنکه متجاوزان موفق به ورود به منزل ما نشدند؛ لیکن کودکانم تا ساعتها از ترس لرزیده و مدام می پرسیدند چرا نباید ما در کشور خودمان احساس امنیت کنیم؟ اینها کیستند که با مراجعات مکرر لرزه بر اندام فرزندانم انداخته و فرزند دوازده ساله ام را دچار چنان وحشتی کرده اند که اجازه نمی دهد حتی برای چند ثانیه درب منزل باز بماند؟ تمامی حوادث فوق در حالی رخ می دهند که در سراسر این مدت، مدام موضوع پیگیری اعتراضات از طریق مراجع قاونی بر طبل رسانه ها کوبیده می شود و سوالی که در این میان بی پاسخ رها شده آن است که چرا تنها طرح اعتراض است که باید قانونی صورت گیرد حال آنکه طرف مقابل اجباری برای پاسخگویی قانونی به این اعتراضات احساس نکرده و صریح ترین و بدیهی ترین اصول قانون اساسی و سایر قوانین کشور را به راحتی زیر پا می گذارند؟! آیا از نظر جنابعالی به عنوان ریاست قوه قضائیه این کشور، اصل ٣۲ قانون اساسی که به موجب آن: «هیچکس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند و در صورت بازداشت موضوع اتهام باید با ذکر دلایل، بلافاصله، کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شودو حداکثر ظرف مدت ۲۴ ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد و در غیر این صورت متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود» قانون تلقی نمی شود؟ و یا اصل ٣۵ قانون اساسی دائر بر اینکه:«در همه دادگاه ها طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند...» قانون رسمی این مملکت نیست؟ آیا همچنان لازم به تکرار است که نص صریح ماده ۲۴ قانون آیین دادرسی کیفری، ضابطین دادگستری را به رعایت مفاد اصول پیش گفته ملزم ساخته است؟ به اعتقاد شما مواد ۱۱۹ و ۱۲۰ قانون آیین دادرسی کیفری مبنی بر لزوم ابلاغ برگ جلب به متهم و ضرورت بازداشت در طول روز، از صراحت کافی برخوردار نیستند؟ آیا غیر از این است که ماده ۱۲۷ همان قانون قاضی را مکلف ساخته تا بلافاصله پس از جلب متهم و یا حداکثر ظزف ۲۴ ساعت مبادرت به تحقیق نموده و در غیر ابنصورت بازداشت،غیر قانونی تلقی شده و مرتکب، به مجازات مقرر قانونی محکوم خواهد شد؟ می خواهم بدانم مراد شما از قانون کدام قانون است؟ به استناد کدام قانون شبانه، بدون مجوز، بدون دسترسی به وکیل و بدون کوچکترین خبری از محل نگهداری قریب یک ماه است که همسر مرا بازداشت و هیچ نهادی خود را مسئول پاسخگویی نمی داند؟ وقتی نه مسئولین قوه قضائیه، نه قاضی پرونده و نه مسئولین زندان، هیچیک خود را دخیل در این جریان نمی دانند؛ چه راهی برای من باقی خواهد ماند؟ از شما می پرسم وقتی رسانه ملی حاضر نیست حتی هفته ای یک ساعت زمان در اختیار جریان مقابل بگذارد؛ چگونه انتظار دارید با رسانه های خارجی مصاحبه نکنم؟ این، حق و بلکه تکلیف شرعی من است که جامعه را از ظلم رفته بر خویش آگاه نمایم و طبیعی است وقتی همه راههای داخلی از رادیو و تلویزیون گرفته تا روزنامه ها و مطبوعات مسدود گشته اند، راهی جز مصاحبه و اطلاع رسانی از طریق رسانه های خارجی باقی نخواهد ماند. لذا یرای رفع این مشکل پیشنهاد می کنم حداقل هفته ای یک ساعت زمان در اختیار ما گذاشته و امثال مرا از مصاحبه با رسانه های خارجی بی نیاز کنید.
در غیر این صورت مسئولیت این امر بر عهده شما خواهد بود.
با احترام
مهدیه محمدی: همسر دکتر احمد زیدآبادی - 21 تیر 1388
*****
اسامی قاتلان سهراب
نوشابه امیری
**
سهراب اعرابی، همان وقت که مادرش، مثل مرغ سرکنده، پر از دلشوره و بیم، عکس اش را به این و آن نشان می داد و می گفت: سهراب مرا دیدی، کشته شده بود. مانند دیگر سهراب ها؛ همانند همه آنان که این روزها، در زیرزمین هاو زندان های کودتا، از دهان گشاد محمود احمدی نژاد، "مهرورزی" را برایشان نشخوار می کنند و با دستان خونین سعید مرتضوی، مرگ را برایشان "هجی" می کنند.
بله؛ سهراب مرده بود. پیش از دادن کنکور. کنکوری که با اطمینان می گفت: از پس آن بر می آیم.
سهراب را چه کسی کشت؟ تک تیرانداز مزدوری که پشت سنگر حکومت اسلامی، تک تازی می کند؟ "برادران بسیجی" که مردمان رامی نوازند با فریاد یا زهرا؟ مامور نیروی انتظامی که حکم "تیر" دارد؟ چه کسی؟
پاسخ روشن است:
قاتل سهراب اعرابی، سردار سرلشگر فیروز آبادیست. هم او که امروز رنج نامه می نویسد و می گوید: "این جبهه با هدایت استکبار، جنگ خود را در پوشش انتخابات دهم ریاست جمهوری آغاز کرد و چون با حضور جانانه چهل میلیونی مردم نتوانست طرفی ببرد، بیشتر عصبانی شد و در پی فتنه ای تلخ تر برآمد، فتنه ای با ظاهری مخملی و باطنی خشک و زبر و خشن که فرهنگ و مردم سرزمینم را هدف قرار داده بود. تصادفی نبود که در ۳۰ خرداد ۸۸، سی خرداد سال ۶۰ را بازسازی کردند. تخریب، کشتار و آشوب به پایگاه های بسیج و مسجد خدا یورش آوردند..."
هم او که به دروغ می نویسد: "زخم ترکش های جنگ تحمیلی و جای گلوله های منافقان و از خدا بی خبران دیروز را این بار در کوچه و بازار و تن بسیجیان و نیروهای نظامی ـ این حافظان امنیت مردم ـ با قمه و ضربات سنگ و شعله های آتش گشودند. به پای مصنوعی و سینه خسته جانبازان و حتی بانوان و کودکان رهگذر هم رحم نکردند و منافقانه سلاح اهدایی آمریکا و اسرائیل و انگلیس را به سوی مردم شلیک کردند تا به خیال خام خود با کمک رسانه هیا بیگانه، ناجا و بسیج را متهم کنند. غافل از اینکه مسئولان با حکمت و تدبیر به کاربردن سلاح را به خاطر پیشگیری از هرگونه آسیب به مردم منع کرده بودند و نیروهای حافظ امنیت هیچگاه سلاحی در دست نداشتند و به کار نبردند."
هم او که مرگ فرزندان ما ـ سهراب ها و نداها و یعقوب ها و... ـ را "داستان" می خواند و در همان حال که مامورانش، حتی برگزاری مراسم عزارا بر داغدیدگان ممنوع می کنند، از "نمایشی" بودن این صحنه ها سخن می گوید.
قاتل سهراب، آیت الله ناصر مکارم شیرازی ست؛ همو که خواستار اعتراض به "سرکوب مسلمانان" در چین می شود، اما نمی بیند سهرابی را که پرپر زد؛ یعقوبی را که تنها توانست بگوید "برای آزادی شهید شدم" و ندایی را که تنها باز بودن چشمانش را برای خواب های آشفته مادربه جا گذاشت.
قاتل سهراب، حسین شریعتمداری است. همو که می نویسد: "یكی دو گزارش منتشر شده وجود دارد كه نشان می دهد سرویس های اطلاعاتی غربی، از قبل - والبته با خشم و ناامیدی- می دانستند كه احمدی نژاد انتخابات ریاست جمهوری در ایران را خواهد برد."
و نتیجه می گیرد: "غائله آفرینی اراذل و اوباش در جریان تظاهرات غیرقانونی بعد از انتخابات كه به دعوت میرحسین موسوی و خاتمی صورت پذیرفته بود تقدیر چند باره مقامات رژیم صهیونیستی از میرحسین موسوی را در پی داشته است."
قاتل سهراب، آقای حداد عادل، قوم و خویش "آقا"ست که به روی خود نمی آورد در خون غلطیدن فرزندان مرز و بوم مارا و در عوض از صدراعظم آلمان می پرسد "چرا در مورد شهادت بانوی مصری واكنش نشان نمی دهد؟"
قاتل سهراب، پرویز داوودی، معاون اول محمود احمدی نژادست که "مشاركت 85 درصدی ملت ایران" در انتخابات را به پای نظام مقدس اسلامی می گذارد و تهدید می کند که "ما اگر برویم، جهان را نیز باخود خواهیم برد."
همو که "22 خرداد راپیام‌رسانی نورانی" می داندکه نوید "مردم سالاری همراه با معنویت و اخلاق" را داد. معنویت! اخلاق!
قاتل سهراب، عباس سلیمی نمین است. او که به صراحت می گوید: "كسانی كه اعتراضات غیر قانونی و خطاهای سیاسی مرتكب می‌شوند باید پاسخگوی خطاهای سیاسی خود باشند."
قاتل سهراب، دبیر كل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، فدایی احمدی نژادست که "هر گونه مقاومت نسبت به اصل مشروعیت انتخابات و یا مشروعیت رئیس‌جمهور منتخب"! را "مقابله با قانون و اراده عمومی ملت" می داند.
قاتل سهراب، همان کسی است که مردم خطاب به اوفریاد زدند: "بمیری و رهبری رانبینی".
آری؛ قاتل اینانند. اینان از دهان گشاده محمود احمدی نژاد، سخن می گویند و با دستان خونین سعید مرتضوی، می کشند. ما امروز "قاتلان" را می شناسیم و فردا ـ فردایی که دیر نیست ـ آنان را دردادگاه ها، به محاکمه خواهیم کشید.
پس؛ مادر دل به خون سهراب! مادر خونین جگر یعقوب! مرغ سرکنده، مادر ندا! همه مادران! نفرت تان، به توان بدل کنید. فرزندان ما زنده خواهند ماند و ما روزی به جای آنان از "آقا" خواهیم پرسید: چرا کشتی جوانان وطن را؟
*****
اطلاعيه کمپين بين المللی حقوق بشر در باره کشته شدن سهراب اعرابی

اعلام مرگ جوان ديگری در اثر تيراندازی در راهپيمايی توسط مقامات ايرانی پس از مدتها مخفی نگه داشتن اطلاعات
کمپين بين المللی حقوق بشر خواستار حقيقت يابی در باره ناپديد شدگانی شد که در هاله ای از نيرنگ و دروغ، سردرگمی، و رعب و وحشت ايجاد شده گم شده است.۲۱ تيرماه ۱۳۸۸- کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران امروز گزارش داد که مقامات ايرانی، خانواده سهراب اعرابی، ۱۹ ساله، را پس از گذشت ۲۶ روز از ناپديد شدنش مطلع کردند که او در اثر تيراندازی به قلبش در جريان راهپيمايی کشته شده است.
پروين فهيمی؛ مادر سهراب که از اعضای مادران صلح است در اين مدت ۲۶ روز تلاش های گسترده ای برای کسب خبر در باره پسرش کرده بود و عکس های او را به همه زندانها، دادگاه ها و هر جايی که امکان داشته برده وخواستار روشن شدن وضعيت او شده بود. سرانجام در شامگاه بيستم تيرماه، پس از برگزاری يادبود دهمين سال جنبش دانشجويی، داگاه انقلاب آنها را احضار کرد تا با مراجعه به اداره آگاهی از ميان عکس های فراوان اجساد، سهراب را شناسايی کنند. به گفته اعضای خانواده سهراب به کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران، جسد سهراب در روز ۲۹ خرداد ماه يعنی ۵ روز پس از ناپديد شدنش، به پزشکی قانونی تحويل داده شده است. سهراب اعرابی قرار بود که در تيرماه امسال در کنکور ورودی دانشگاه ها شرکت کند.سهراب اعرابی در اثر تيراندازی به قلبش کشته شده است اما هنوز معلوم نيست که آيا او اول مجروح شده و به بيمارستان منتقل شده و بعد فوت کرده است يا اينکه در همان جريان راهپيمايی و بلافاصله پس از تيراندازی کشته شده است.هادی قائمی؛ سخنگوی کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران در مورد مرگ سهراب گفت:" اگر سهراب در اثر تيراندازی در روز ۲۵ خرداد ماه در خيابان کشته شده است، چرا جسد او در روز ۲۹ خرداد ماه تحويل پزشکی قانونی شده است؟" هادی قائمی با شدت تمام اعلام کرد که "ما خواستار يک تحقيق مستقل و يک پاسخگويی کامل در باره علت مرگ سهراب اعرابی و پيگيری مناسب توسط قوه قضائيه هستيم." قائمی تاکيد کرد که "اين تحقيق بايد روشن کند که مقامات منتظر چه چيزی بودند و چرا اين همه مدت طول کشيد تا به مادرسهراب خبر مرگش را بدهند."فقدان شفافيت و تاخير محاسبه شده در خبررسانی در باره مرگ بدون هيچ توضيح سهراب، تنها باعث شده است که نگرانی ها در باره سايرکسانی افزايش پيدا کند که ياجزو ناپديد شدگان هستند و يا بازداشت شدگانی که بدون هيچ ارتباطی با خانواده و وکيل در وضعيت بی ارتباط با دنيای خارج به مدت يک ماه در بازداشت هستند. خبری مبنی بر بازداشت حدود ۱۹۰ نفر در جريان تظاهرات در روز ۱۸ تير نيز اين نگرانی ها را شدت داده است.هادی قائمی در باره اين نگرانی ها گفت:" بسياری از خانواده ها در وحشت هستند که به آنها هم خبر مرگ عزيزانشان را در راهپيمايی ها بدهند در حاليکه حقيقت همچنان مبهم بماند." هادی قائمی تاکيد کرد که " علاوه بر همه اينها، بی خبری از وضعيت ناپديد شدگان، برای خانواده آنها يک شکنجه است."
*****
احمدی نژاد مجرم اول است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نسرین ستوده وکیل دادگستری و از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر با غیرقانونی خواندن بخشنامه قوه قضاییه مبنی بر ممنوعیت همکاری با شبکه های بیگانه گفت: " به موجب این بخشنامه محمود احمدی نژاد اولین فردی است که باید تحت تعقیب قرارگیرد چرا که وی داپما با رسانه های چاپی وتصویری بین المللی و آمریکایی مصاحبه می کند." ستوده تاکید کرد که این بخشنامه سیاسی تنها برای تحت فشار قراردادن مخالفان رییس جمهور تهیه شده و فاقد اعتبار قضایی وحقوقی است.
بخشنامه یادشده مشخص نکرده منظور از" بیگانه" چیست و آنچنان کلی است که می تواند مورد تفسیرهای موسع قرارگیرد و طبق آن افراد در صورت همکاری با رسانه های خارجی می توانند حتی به اعدام نیز محکوم شوند. ستوده با یادآوری این مطلب اظهار داشت: "بخشنامه اخیر کاملا غیرقانونی است و ما هم به آن عمل نمی کنیم ومثل سابق به کار خودمان ادامه می دهیم. این بخشنامه نشان از یک موضوع دارد و آن فشارروی فعالان اجتماعی و مدافعان حقوق بشر است."
این وکیل حقوق بشر با اشاره به جایگاه صدور بخشنامه اخیر افزود: "درنظرداشته باشیم بخشنامه درسلسله مراتب مدارک قانون ضعیف ترین مدرک قانونی به حساب می آید. ما ابتدا قانون اساسی را داریم که ام القوانین ماست و همه قوانین بایستی براساس آن تصویب شود و آزادی بیان و حقوق شهروندی در آن مورد تصریح قرار گرفته که حتی به موجب قوانین عادی هم نباید نقض شود. درمرحله دوم قوانینی را داریم که به تصویب مجلس شورای اسلامی می رسند. سومین مرحله قانون گذاری آیین نامه هایی است که به تصویب هیات دولت می رسند و سپس بخشنامه ها هستند. بخش نامه ها به لحاظ قانونی فقط برای کارمندان نهادی که آن بخشنامه را صادر کرده لازم الاجرا هستند مشروط برآنکه ناقض قانون نباشد. بنابراین اگر رییس قوه قضاییه چنین بخشنامه ای را ابلاغ می کند اگر مغایر با قانون اساسی و قوانین عادی نباشد برای کارمندان اداره خودش لازم الاجرااست. درحالی که این بخشنامه با قانون اساسی وقوانین عادی متناقض است و درعین حال غیراز کارمندان قوه قضاییه برای هیچ کس دیگری لازم الاجرا نیست و از طرف دیگر هیچ مرجعی نمی تواند جرم انگاری کند، آن هم جرمی تا این حد شدید که برای آن مجازات آن اعدام پیش بینی شود."
ستوده تصریح کرد: "نمی شود هر کسی بنابرمسوولیتی که دارد بخشنامه ای اعلام کند و بگوید از فردا مثلا لباس رنگ قرمز می پوشند محارب هستند و مجازاتشان اعدام است. خیلی طبیعی است که چنین بخشنامه ای اساسا اعتبار قانونی وقضایی ندارد."
ستوده در رابطه با همخوانی بخشنامه قوه قضاییه با قوانین بین المللی اظهار داشت:" این بخشنامه به کلی مغایر آزادی بیان است که هم دراعلامیه های بین المللی که ایران به آنها پیوسته ذکر شده و هم در قانون اساسی مورد تصریح قرارگرفته است. هیچ کس نمی تواند با سوء استفاده از مقام دولتی خودش جرم انگاری کند؛ به ویژه جرمی که مجازات اعدام دارد. به موجب هیچ یک از قوانین ایران مصاحبه با شبکه های ملی و بین المللی جرم نیست. به همین دلیل هم آقای احمدی نژاد مثلا با شبکه ای بی سی آمریکا مصاحبه انجام داده اند. اگرقرارباشد به دلیل مصاحبه های افراد با شبکه های بین المللی بخواهند افراد را به محاکمه بکشند شاید اولین کسی که باید مورد محاکمه قراربگیرد آقای احمدی نژاد است."
وی ضمن اشاره به اهداف صدور چنین بخشنامه هایی گفت: "از آنجا که چنین قانون هایی در واقع نوعی موضع گیری سیاسی به حساب می آیند به نفع جناح تندرو درایران هستند و از آنجاییکه که قوه قضاییه ایران بارها نشان داده که درهیچ شرایطی بی طرف نیست، به نظر می رسد که ابلاغ چنین بخشنامه ای برای تحت فشارقراردادن مخالفان آقای احمدی نژاد است، نه برای اینکه به مشکلات موجود کشور رسیدگی بشود."
*****
میان ماه من تا ماه گردون...!!
ساعت حدود هفت بامداد است و امروز بر خلاف همه روز، اطاق کار ما خلوت است. از گروه پانزده نفری که همیشه اینجا پشت کامپیوترها نشسته و هریک به کاری مشغولیم، از ادیت کردن و تنظیم و انتشار پست ها؛ تا گشودن ایمیل ها و پاسخ نوشتن به آنها، امروز فقط پنج نفر باین مهم اشتغال داریم زیرا بقیه یارانمان؛ چند نفری بدلیل بیخوابی (هریک بیش از 30 تا 40 ساعت بی وقفه مشغول بکار بودند) و چند تنی نیز بدلیل این که می خواهند امروز در مراسم خاکسپاری "سهراب اعرابی" شرکت کنند و در وقایعی که پیش بینی میشود در گورستان بهشت زهرا پیش آید شرکت نمایند، به خانه هایشان رفته اند تا ساعاتی استراحت کنند.
به همین علت از میان ایمیل ها و پیام های بسیاری که ظرف هفت ساعت گذشته دریافت کرده ایم که بسیاری از آنها از سوی هم میهنان خارج از میهن است، گاهی فقط به یک کلمه Thank You بسنده کرده و پاسخ را ارسال داشتیم تا فرصت داشته باشیم به بقیه پیامهای رسیده نیز برسیم.
آنچه دراین میان ما را بسختی شگفت زده کرده این مطلب است که همزمان با این مطلب که گروهی از ایرانیان آنسوی مرزها در پی ایجاد همبستگی با هم میهنان خویش در داخل ایران هستند و به هر طریقی این همبستگی را نشان میدهند، هستند گروهی نچندان کوچک هم، که بیخیال آنچه که در میهن آنان می گذرد؛ برایمان ایمیل های "جوک" و یا ویدئوهای موسیقی خوانندگان مورد علاقه خویش را فرستاده و اصرار دارند که حتما آن را به نام و نشان فرستنده در سایت قرار دهیم...!!
از جمله، ده ها ویدئو دریافت کرده ایم از مراسم یادبود و یا خاکسپاری رقاص آمریکائی "مایکل جکسون"، همان موجود بی ارزش و بی هویتی که برای پنهان نگهداشتن اصل و ریشه خویش (سیاه پوست بودن خود) ده ها و یا شاید صدها بار جراحی کرد، هزاران نوع داروهای شیمیائی و غیره را مصرف نمود؛ فقط برای اینکه رنگ پوستش را از سیاهی به سپیدی تغییر دهد غافل از آن که اصالت او در همان سیاه بودنش بود... قلب باید سپید باشد، درون باید پاک باشد، رنگ بیرون که زاییده خلقت و آفرینش بشر است فرقی نمی کند.
این رقاص بی ارزش (البته از نظر ما بی ارزش) حتا هنگام ظاهر شدن در ملای عام، چهره فرزندان بی گناه خویش را نیز با ماسک می پوشاند که سیاهی رنگ پوست آنان هویدا نباشد...! راستی که شرم آور است.
اما در کنار ویدئوهائی اینچنینی که همه را بلافاصله پاک کرده و حتا پاسخی به فرستنده اینگونه ایمیل ها ندادیم و نمی دهیم، ویدئویی نیز دریافت کرده ایم از یار عزیزمان دکتر بحری که ایشان نیز بنوبه خویش آن را از یاری در کانادا دریافت کرده.
این ویدیو مربوط به گردهمایی و همایش ایرانیان در واشینگتن با حضور یکی دیگر از شیرزنان ایرانی یعتی "نازنین" خوب و مهربان و بسیار نازنین میباشد.
درین ویدیو؛ نازنین دوست داشتنی سخنرانی جالبی درباره هجدهم تیرماه سال 1378 برای آمریکائیان نموده و با تمام وجودش تلاش کرده که رشادت و شهامت هم میهنانش را تشریح نماید. برای تماشای این همایش و فیلم مربوطه روی لینک زیر کلیک کنید:
*****
شهر سقز در اعتصاب عمومی
شهر سقز در اعتصاب عمومی بسر میبرد شهر سقز در اعتصاب عمومی بسر میبرد امروز دوشنبه 22 تیرماه، بار دیگر همچون سالهای گذشته شهر سقز به شکلی بینظیر و متحدانه در اعتصاب عمومی بسر میبرد. تمامی مغازه‌های بازار بزرگ سقز و تمامی پاساژها و مراکز تجاری و مغازه‌های خیابانهای اصلی و فرعی شهر تعطیل میباشند. وسعت اعتصاب امسال به حدی است که حتی مغازه‌های کوچه‌ها و محلات حاشیه شهر نیز بسته است.هیچ وسیله نقلیه‌ای اعم از شخصی و عمومی (حتی تاکسی) در خیابانها دیده نمیشوند و اتوبوسهای شرکت واحد نیز که دولتی هستند امروز به علت نبود مسافر به ناچار از حرکت ایستادند. سقز در سکوت کامل بسر میبرد و این سکوت به مثابه فریاد و اعتراض متمدنانه و نوین مردم کرد است که میخواهد با این حرکت متحد و با این نافرمانی عظیم خود خشم و بیزاری خود را به تروریزم بین المللی و در راس آن جمهوری اسلامی نشان دهند که 20 سال پیش در چنین روزی دکتر عبدالرحمن قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران را ناجوانمردانه و در سر میز مذاکره برای حل و فصل آشتیانه مسئله کرد، در کشور اتریش ترور کردند. با اینکه هم اکنون شهر سقز در اعتصاب کامل بسر میبرد و هیچ عابری در معابر عمومی دیده نمیشود ولی صدها تن از نیروهای یگان ویژه ضد شورش در خیابانها و حتی کوچه‌های سقز مستقر شده‌اند و منتظر فرصتی هستند که با صدای گلوله‌هایشان سکوت و اعتصاب پر معنای سقز را بشکنند.از چهره‌های این نیروها میتوان خشم و عصبانیت، همراه با عجز و ناتوانیشان را در برابر این حرکت متمدنانه و متحدانه مردم سقز احساس کرد. این در حالیست که در چند روز گذشته نیز نیروهای گشت اماکن به بازار سقز رفته و با تهدید کردن بازاریان آنها را از عواقب بستن مغازه‌هایشان و پیوستن به اعتصاب مطلع میکردند و همزمان 24 اتحادیه مختلف اصناف و بازاریان نیز با برگزاری نشستهایی با اصناف مختلف شغلی و با تهدید و ارعاب، خواهان تحت فشار قرار دادن کسبه و به ثمر نرسیدن اعتصاب امسال بودند که خوشبختانه تلاشهایشان چون سالهای گذشته به انجام نرسید. اعتصاب بزرگ امروز در سقز از این زاویه مهم و چشمگیر است که این شهر یکی از شهرهای بزرگ پرجمعیت و استراتژیک کردستان ایران بشمار میاید و از نظر اقتصادی نیز سقز با داشتن بزرگترین بازار سرپوشیده غرب کشور و دارا بودن بیش از 100 پاساژ و مرکز بزرگ تجاری، قطب اقتصادی و تجاری کردستان و غرب کشور محسوب میشود. شایان ذکر است که امسال پنجمین سال متوالی است که شهرهای کردستان ایران و منجمله سقز به این مناسبت در اعتصاب بسر میبرند.
*****
کردستان یکپارچه در اعتصاب و اعتراض
کردستان میدیا: مردم میهن‎پرست شهرهای مهاباد، نقده، اشنویه، پیرانشهر، بوکان و سقز در بیستمین سالروز ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو، کلیه‎ی بازارها را تعطیل نمودند.
نیروهای رژیم در مهاباد با شکستن قفل چندین مغازه قصد داشتند از تعطیلی بازار جلوگیری نمایند اما مردم علیرغم تمامی فشارها به اعتصاب خود ادامه دادند. همچنین مردم روستاهای تابعه‎ی این شهرها نیز امروز از سفر به شهر خودداری نموده‎اند.
خبرگزاری مستقل کردستان همچنین گزارش داد از نخستین ساعات بامداد امروز مغازه‏داران و بازاریان شهر بانه دست به اعتصاب زدند. در این اعتصاب گسترده کلیه‏ی مغازه‏ها و بازارهای شهر بانه به حالت تعطیل درآمده و مردم روستاهای تابعه از رفت و آمد به شهر خوداری نموده‏اند.
اعتصاب یکپارچه به تمامی کردستان رنگ و روئی دیگر داده است. مردم گروه گروه، علی رغم حضور همه جانبه نیروهای سرکوبگر، موتور سواران و چماق بدستان وابسته؛ در خیابانها به حرکت درآمده و به دادن شعار پرداختند.
چندین بار هجوم سرکوبگران بسوی مردم خشمگین با واکنش و درگیری های متقابل روبرو گردید .
به گزارش های هنوز تایید نشده، صدها تن در بوکان و سقز و بانه و نقده و اشنویه و مهاباد دستگیر شدند. متقابلا به گفته مردم در شهرهائی چون مهاباد و اشنویه و بانه، بیش از سی نفر از چماقداران و دشنه کش ها و اوباشان رژیم بدست مردم گرفتار آمده و به محل های نامعلوم انتقال داده شده اند. از پاسداران و نیروهای بسیجی نیز به گفته شاهدان عینی، ده ها نفر زخمی و مضروب گشتد.
در مهاباد هجوم مردم بسوی پادگان بسیجی ها باعث درگیری های شدید گردید. در ابتدا مامورین رژیم با شلیک گاز اشک آور و گاز فلفل تلاش کردند مردم را از اطراف پایگاههای خود پراکنده سازند اما وقتی با مقاومت دلیرانه کردهای جان برکف روبرو گشتند، تیراندازی مستقیم بسوی مردم آغاز گردید که در اولین ساعات، ده ها نفر زخمی و توسط مردم به بیمارستانها این شهر انتقال یافتند و از آنجائی که اطراف بیمارستانها نیز از قبل در محاصره بسیجیان درآمده بود، دوباره درگیری و هجوم مردم باعث برهم خوردن موازنه به نفع مردم گردید.
اکثر مضروبین بصورت سرپائی مداوا و زخم بندی گردیده و در معیت مردم و اقوام از بیمارستان به خانه هایشان یا اماکن امن انتقال یافتند اما نگرانی در مورد مجروحینی است که با زخم های عمیق گلوله برای جراحی و مراقبت های پس از آن در بیمارستانها بستری گردیده اند. موارد مشابه طی یک ماهه اخیر در تهران و اصفهان و مشهد نشان داده که اکثر این گونه افراد، پس از چند ساعت توسط افراد سپاه و بسیج با زور و فشار، از بیمارستانها به مراکز نامعلومی انتقال می یابند. در این مورد بخصوص هنوز هیچ گزارش تایید شده ای بدست نیامده است اما آنچه مسلم است مردم در اطراف بیمارستانها اجتماع کرده اند که در صورت حمله اوباشان به بیمارستانها برای ربودن زخمیان؛ پس از جراحی، با آنان درگیر شده و عزیزان خویش را از چنگ اوباشان سرکوبگر نجات دهند.
*****
گزارشی از مراسم خاکسپاری سهراب اعرابی
دويچه وله : ساعت ۱۰ صبح. غسالخانه‌ی بهشت زهرا. جمعیت زیادی جمع شده‌اند. فعالان زنان. فعالان اجتماعی. مادران صلح. مادران داغدار و خانواده‌های اعرابی و فهیمی. پیکری که در غسالخانه است اینبار متعلق به جوان نوزده ساله‌ای است که معتقد بود رأیش دزدیده شده است. سهراب اعرابی روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ یکی از آن سه میلیون نفری بود که از میدان انقلاب تا میدان آزادی در سکوت راهپیمایی کردند تا بگویند به نتیجه‌ی اعلام‌شده‌ی انتخابات اعتراض دارند. هیچ شعاری داده نمی‌شد. تنها علامت پیروزی دستها بود و پرچم‌های سبز. اما در میدان آزادی ورق برگشت. ساختمان پایگاه بسیج مقداد، سنگرگاه کسانی بود که به شهادت فیلمها و عکسها از روی بام به طرف مردم تیراندازی کردند. به گفته‌ی نیروی انتظامی هفت نفر در جریان این تیراندازی کشته شدند. سهراب اعرابی یکی از این هفت نفر بود.در مراسم خاکسپاریامروز، دوشنبه بیست و دوم تیرماه پیکر سهراب به خاک سپرده شد. خدیجه مقدم می‌گوید: «امروز ساعت ده صبح پیکر پاک سهراب اعرابی، فرزند عزیزمان، با صدای ضجه‌های مادرش، مادربزرگش و همه‌ی مادرهایی که شرکت داشتند، همه‌ی زنهایی که شرکت داشتند و مردهایی که با صدای بلند ضجه می‌زدند، در قطعه‌ی ۲۵۷ بهشت زهرا تشییع شد.»خدیجه مقدم می‌افزاید، اجازه‌ی صحبت به هیچکس داده نشد، حتی به دوست صمیمی سهراب، «مادر سهراب بدون بلندگو چند دقیقه‌ای صحبت کرد و گفت که من وقتی سرگردان و آواره بودم و دنبال بچه‌ام می‌گشتم، بچه‌ی من کشته شده بود، بچه‌ی من را کشتند. مادربزرگش دائما فریاد می‌زد که بچه‌ی من را کشتند».و میهمانان ناخوانده نیز، چون همیشه حاضر بودند. خدیجه مقدم می‌گوید: «نیروهای امنیتی حضور داشتند البته با لباس نظامی نبودند، با لباس شخصی بودند. همه قاطی جمعیت بودند. و حتی من فکر می‌کنم در بین ما زنها هم نیروهای لباس شخصی زن بود. حتا شعارهای الله اکبر یا حسین را هم تحمل نمی‌کردند و به خانواده‌ی اعرابی و خانواده‌ی فهیمی گفته بودند که اگر کسی شعار بدهد، ما افراد را دستگیر می‌کنیم.»
ساعت ۹ امشب دوستان و آشنایان سهراب در خانه‌ی او گرد هم می‌آیند تا برایش شمعی روشن کنند. مادران صلح و مادران عزادار نیز می‌روند تا به پروین فهیمی بگویند که تو تنها مادر داغدار این سرزمین نیستی. اولین نبودی و آخرین نیز نخواهی بود.
*****
بدرودی دردناک با "سهراب اعرابی"
در میان خشم و اعتراضات شدید مردم و نیز ضجه های دردناک مادری داغدار، پیکر پاک یکی دیگر از گلگون جامگان میهن ما ، سهراب اعرابی امروز به بهشت زهرا انتقال و به خاک سپرده شد.
علی رغم حضور همه جانبه بسیجیان، افراد سپاه و چماقدارن و دشنه بدستان رژیم پلید و فرومایه در تمامی نقاط گورستان، بدلیل تراکم جمعیت و حضور همه جانبه ملت خشمگین، تا این لحظه (حدود ساعت 12 نیمروز) هنوز هیچ گزارشی از درگیری جدی بین مردم و مامورین به ما نرسیده است. بسیاری از اعضا و یاران سازمان ما در بین جمعیت گرد آمده در بهشت زهرا حضور دارند که برخی از آنان مسلح به اسلحه های کمری هستند که در صورت لزوم، پاسخ گلوله را با گلوله بدهند.
ویدئوی زیر گوشه ای از حضور مردم، و مراسم به خاک سپاری این جانباخته راه میهن و آزادی را نشان میدهند:
*****
تجاوز به حریم خانواده بازداشت شدگان
در حالیکه هیچ یک از مقامات قضایی جمهوری اسلامی حاضر به مسولیت پذیری در قبال بازداشت های گسترده پس از کودتای 22 خرداد نیست، اما همین مقامات، خانواده های زندانیان را تحت فشار قرار داده اند تا از هر گونه مصاحبه و اطلاع رسانی درباره عزیزانشان پرهیز کنند. برخی از این خانواده ها ضمن اعلام این خبر تاکید کرده اند که "قاضی حداد، مسوول رسیدگی به پرونده های بازداشت شده ها، تهدید کرده است که اگر مصاحبه کنند هیچ خبری درباره عزیزانشان به آنها ارائه نخواهد شد و ممکن است دوره بازداشت آنها طولانی تر شود."
قاضی حداد، رئیس شعبه 26 دادگاه انقلاب و قاضی پرونده های بسیاری ازفعالان سیاسی، مطبوعاتی و دانشجویان در سالهای گذشته، اکنون معاون دادستان عمومی وانقلاب تهران است.
این در حالیست که خانواده های برخی از فعالان سیاسی و مطبوعاتی بازداشت شده، روز یکشنبه هفته گذشته با کمیته 3 نفره ای که از سوی رئیس قوه قضائیه برای پی گیری وضعیت بازداشت شدگان تشکیل شده دیدار کرده اند. در این دیدار ابوترابی، عضو این هیات برای پی گیری پرونده ها و برخوردهای صورت گرفته، قول مساعد داد؛ هر چند تاکنون هیچ پاسخی به خانواده ها داده نشده است. علاوه بر این بعد از دیدار هفته گذشته، خانواده های بازداشت شدگان نتوانسته اند هیچ گونه ارتباط دیگری با این کمیته بگیرند.
مامورند و معذور
خانواده عباس میرزا ابوطالبی، رئیس دوره ای جبهه اصلاحات و معاون ستاد میرحسین موسوی در تهران هم از محل نگهداری او هیچ اطلاعی ندارند و تاکنون به آنها گفته نشده است که قائم مقام حزب همبستگی توسط چه کسانی بازداشت و به کجا منتقل شده است.
همسر این فعال سیاسی به روز گفت: روز جمعه ماموران بدون اینکه حکمی نشان دهند آقای ابوطالبی را بازداشت و منزل ما را تفتیش کردند؛بعد هم پرونده ها، کتاب ها، کیس کامپیوتر و وسایل ایشان را بردند.
خانم میرزا ابوطالبی با ابراز نگرانی شدید ازوضعیت همسرش افزود: وقتی ماموران آمدند مادر من منزل ما بودند، همه شوکه شده بودیم که چرا بچه ها و یاران انقلاب را بازداشت می کنند و مادرم به ماموران اعتراض کرد و گفت که چگونه کسی را بازداشت می کنید که 30 سال از بهترین سالهای زندگیش را برای همین نظام هزینه کرده است؟ اما ماموران در پاسخ گفتند که مامورند و معذور.
وی آنگاه با انتقاد از بازداشت گسترده فعالان سیاسی و مطبوعاتی تاکید کرد: باید از دست اینها به خدا پناه ببریم که همه بچه ها و یاران انقلاب و پیروان خط امام را بازداشت می کنند. این بازداشت های فله ای به شدت نگران کننده است.
خانم میرزا ابوطالبی سپس این سوال را مطرح کرد که «با بازداشت این شخصیت ها چه چیزی عاید نظام می شود؟» و افزود: باز هم اگر مشکلی برای نظام پیش بیاید همین بچه ها هستند که از جانشان مایه خواهند گذاشت.
تاجیک در بند 209 اوین
عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگاری که در اکثر روزنامه های اصلاح طلب قلم زده است از 24 خرداد دربازداشت به سر می برد. پروین تاجیک، خواهر این روزنامه نگار با بیان اینکه عبدالرضا در بند 209 زندان اوین است به روز گفت: برادرم از زمانی که بازداشت شده دو باردر اوایل بازداشت تماس تلفنی کوتاه داشته و هر دو بار فقط گفته است که نگران نباشید؛ اما در پاسخ به سوالات ما درباره نوع برخوردها و اتمام بازجویی ها و... سکوت کرده و تلفن قطع شده است.
خانم تاجیک با بیان اینکه برادرش دو هفته است تماسی نگرفته ضمن ابراز نگرانی شدید از وضعیت این روزنامه نگار خبر داد که هر دو وکیل آقای تاجیک، یعنی آقایان سلطانی و دادخواه هم بازداشت هستند و ایشان وکیل دیگری ندارند.
وی افزود: در دیار با آقای ابوترابی ایشان از همه ما خواستند نامه ای نوشته و وضعیت پیش آمده را شرح دهیم تا پیگیری کنند؛ ما هم نوشتیم و تحویل ایشان دادیم اما هر چه تماس می گیریم و مراجعه می کنیم هیچ گونه جوابی نمی دهند.
خانم تاجیک با اشاره به دیدار ها و قول هایی که سید محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی و فراکسیون خط امام مجلس و کمیته 3 نفره به خانواده ها داده اند ابراز تاسف کرد که تاکنون هیچ گشایشی نشده و صرفا در حد وعده باقی مانده است. او در عین حال تاکید کرد که این شخصیت ها نیز کاری از دستشان ساخته نیست.
او با بیان اینکه نگران پرونده سازی برای برادرم هستم گفت: ایشان نه عضو ستاد انتخاباتی کسی بوده و نه عضو حزبی است، بلکه یک روزنامه نگار است که کارش فقط نوشتن و اطلاع رسانی به مردم است و در حالیکه مقامات امنیتی خود نوشته های روزنامه ها را سانسور می کنند و مطالب سانسور شده به مردم ارائه می شود من در تعجب هستم چرا روزنامه نگارها را بازداشت می کنند.
خانم تاجیک با بیان اینکه در دادگاه انقلاب هیچ کسی پاسخگو نیست افزود: بارها مراجعه کرده ایم اما هیچ پاسخی نگرفته ایم. در زندان اوین هم فقط می گویند ما سرباز هستیم و مسول نیستیم و مسولان نیز حاضر به پاسخگویی به ما نیستند.
او در ادامه از آیت الله شاهرودی خواست قبل از اتمام دوره ریاستش در قوه قضائیه برای آزادی بازداشت شدگان تلاش کند.
خانم تاجیک گفت: آقای شاهرودی که گفته بودند ویرانه ای را تحویل گرفته اند اکنون بهتر است خود در روزهای آخر مسولیتش، نامی نیک از خود بر جای بگذارد.
حداد؛ مسول پرونده ها
کاوه مظفری، وبلاگ نویس و فعال حقوق زنان در حالی بازداشت شده است که مادر همسرش را برای رفتن به بیمارستان همراهی میکرد. جلوه جواهری، همسر کاوه مظفری با اظهار بی اطلاعی از وضعیت همسرش به روز گفت: کاوه را شناخته بودند و بازداشت کردند و هر چقدر مادرم تاکید کرده که در حال رفتن به بیمارستان هستیم، توجهی نکرده و گفته اند که این کاوه مظفری است و بدون دلیل اینجا نیست.
جلوه جواهری افزود: منزل ما نزدیک انقلاب است و نزدیک خانه کاوه را بازداشت کرده اند.
وی با بیان اینکه نام کاوه مظفری در لیست بازداشت شدگانی که بر دیوار زندان اوین چسبانده اند وجود دارد گفت: امروز پیش آقای سبحانی، بازپرس پرونده قبلی کاوه رفتیم و ایشان گفتند پرونده کاوه در دست قاضی حداد است و ایشان مسول پرونده کاوه هستند.
جواهری افزود: به ما گفته اند اگر کاوه بدون دلیل هم بازداشت شده باشد باز 7-8 روز طول خواهد کشید تا رسیدگی و پرونده به بازپرس ارجاع داده شود و این روال پرونده ها است.
وی با ابراز نگرانی از وضعیت همسرش گفت: مشکل عمده ما این است که نمیدانیم عزیزانمان سالم هستند یا نه و آیا مورد بدرفتاری و ضرب و شتم قرار می گیرند یا نه.
وی تصریح کرد: در این ایام که شایعات فراوانی در مورد بازداشت شدگان مطرح می شود همه خانواده ها به شدت نگران هستند و متاسفانه حق طبیعی بازداشت شدگان در خصوص تلفن زدن به خانواده هایشان نیز از آنان دریغ می شود.
وی با اشاره به فشارهایی که بر خانواده ها وارد می شود افزود: در میان بازداشت شدگان نوجوانان 14 و 15 ساله نیز هستند که خانواده هایشان به شدت نگران وضعیت آنان هستند.
خانواده مهسا امرآبادی، روزنامه نگار بارداری هم که به اتفاق مسعود باستانی، همسرش در بازداشت به سر می برد به شدت نگران وضعیت فرزندان خود هستند. این خانواده نیز همچون سایر خانواده های بازداشت شدگان اخیر تحت فشار هستند تا سکوت کنند و مصاحبه ای انجام ندهند. یکی از نزدیکان این خانواده به روز گفت: هیچ گونه خبری از مسعود باستانی نداریم و فقط یک بار با مهسا صحبت تلفنی کوتاهی کرده ایم.
وی افزود: می گویند باید پرونده ها سیر قانونی خود را طی بکنند و بازجویی ها تمام شود و تا قبل از اتمام بازجویی ها هیچ گونه اطلاع رسانی نمی کنند و به ما پاسخی نمی دهند.
وی افزود: مهسا در بند 209 زندان اون است اما هیچ اطلاعی از مسعود نداریم و نمیدانیم او را کجا منتقل کرده اند.
تجاوز به حریم خانواده زیدآبادی
از سوی دیگر مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی در نامه ای سرگشاده از رئیس قوه قضائیه پرسید: کسی که باید در زمره نخبگان جامعه تلقی شود؛ به چه اتهامی از درب منزلش ربوده شده و هیچ نهادی خود را ملزم به پاسخگویی نمی داند؟
در این نامه خانم محمدی خطاب به شاهرودی نوشته است: چند روز پس از دستگیری آقای زیدآبادی، چهار مرد قوی هیکل و البته ناشناس به درب منزل آمده و خواهان ورود شدند؛ حال آنکه تنها من و فرزندانم در خانه بودیم. علی رغم آنکه متجاوزان موفق به ورود به منزل ما نشدند؛ لیکن کودکانم تا ساعتها از ترس لرزیده و مدام می پرسیدند چرا نباید ما در کشور خودمان احساس امنیت کنیم؟ اینها کیستند که با مراجعات مکرر لرزه بر اندام فرزندانم انداخته و فرزند دوازده ساله ام را دچار چنان وحشتی کرده اند که اجازه نمی دهد حتی برای چند ثانیه درب منزل باز بماند؟
*****
قتل مشکوک یک روزنامه نگار در مشهد
مهرداد حیدری روزنامه نگار خراسانی که روز شنبه در سرمقاله ای به انتقاد از عملکرد وزارت اطلاعات پرداخته بود روز گذشته به طرز مشکوکی در مشهد به قتل رسید .
آژانس ايران خبرگزار شداده مهرداد حیدری که پیشتر در روزنامه خراسان فعالیت داشت بنا به دلایلی به هفته نامه نسیم مشهد رفت و در آن نشریه در محیطی استانی به نوشتن پرداخت . وی خرداد ماه ، با دعوت روزنامه خراسان رضوی به آن روزنامه رفت و در یادداشت های ثابت روزنامه حضوری فعال به هم رساند .
مهرداد حیدری در آخرین یادداشت خود ضمن انتقاد از وزارت اطلاعات در کسب اطلاعاتی ساختگی ، این وزرات خانه را محکوم به نداشتن اطلاعاتی کرد که با فشار بر جوانان قصد به دست آوردن آن را دارد .حیدری در این یادداشت ضمن برشمردن نکات منفی جریانات اخیر ایران ، آنها را دستمایه افرادی دانست که همیشه حق به جانب گرفته و بر دفاع از مردم حکایت می کنند .
*****
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
اعتراضات خانواده در مقابل دادگاه انقلاب نسبت به بی خبری وادامه بازداشت عزیزانشان

بنابه گزارشات رسیده از مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تعداد زیادی از خانواده امروز صبح در هر 2 محل تجمع کردند و نسبت به بی خبری و ادامه بازداشت عزیزانشان اعتراض کردند.
خانواده ها از صبح امروز در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تجمع کردند و خواستار آگاه یافتن از وضعیت عزیزانشان و آزادی آنها هستند. تعداد خانواده ها که در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردند به بیش از 140 نفر می رسند.آنها از بی تفاوتی و عدم پاسخگویی دادگاه انقلاب در مورد عزیزانشان به خشم آمده اند و امروز در موارد متعددی منجر به درگیری و جر وبحث بین خانواده و افراد دادگاه انقلاب شد.خانواده ها با صدای بلند و خشمگینانه از افراد دادگاه انقلاب می پرسیدند : چه بر سر بچه های ما آوردید؟ شما آنها را دستگیر کردید،دارید آنها را شکنجه می کنید ، آنها را کشتید چرا به ما جواب نمی دهید. چرا کسی پاسخگو نیست ؟ در این حین فردی که به او سرهنگ می گویند سعی داشت با عربده کشی و تهدید خانواده ها را ساکت کنه که با اعتراضات گسترده خانواده ها مواجه شد و از آنجا دور شد.
در جلوی دادگاه انقلاب تعدادی از نیروی انتظامی مستقر شدند و خانواده ها را زیر نظر دارند. همچنین لباس شخصیها هر جمعی که توسط خانواده ها برپا می شد در آن حاضر می شدند. تعداد زیادی از لباس شخصیها در بین خانواده ها حضور دارند.همچنین تعداد زیادی از خانواده ها در مقابل زندان اوین تجمع کردند وگفته می شود تعداد آنها تا ساعت 11:00 به بیش از 90 نفر می رسید.تعدادی از آنها هنوز از محل بازداشت عزیزانشان بی خبر هستند و دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات از اعلام اسامی دستگیرشدگان خوداری می کند.و این مسئله خانواده ها را بشدت نگران کرده است و نگرانی آنها نسبت به اینکه عزیزان آنها در زیر شکنجه به قتل رسیده اند افزایش یافته است.اکثر کسانی که از زندان آزاد شده اند از شکنجه های که علیه آنها بکار برده شده می گویند شکنجه ها وحشیانه و قرون وسطائی است و بازجویان علنان به دستگیر شدگان می گویند که شما اشک آقا (خامنه ای) را در آوردید قتل شما مباح است.اسامی تعدادی از دستگیرشدگان 18 تیر و دستگیریهای هفته های اخیر که جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم می باشد را انتشار می دهیم.
1- سيامك بحريني 27 ساله ليسانس شيمي پنجشنبه 18 تير در اميرآباد بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص2- محمد حسين كبريايي 19 ساله و محصل شنبه 30 خرداد در تقاطع شادمان بازداشت و به اوين منتقل شده3- كامبيز سهيلي 24 ساله دانشجوي مهندسي صنايع سه شنبه 26 خرداد در ميدان ونك بازداشت و به اوين منتقل شده4- سياوش ذوالقدر 21 ساله دانشجوي حسابداري چهارشنبه 27 خرداد در ميدان هفت تير بازداشت و به اوين منتقل شده5- امير علي اميري 26 ساله شغل آزاد چهارشنبه 3 تير در ميدان بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده6- سعيد صادقي 24 ساله شغل آزاد پنجشنبه 18 تيردر امير آباد بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص7- مهران مطلع 21 ساله كتابفروش پنجشنبه 18 تير انقلاب بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص8- محمد باقر اكرامي 25 ساله فوق ديپلم كامپيوتر شنبه 30 خرداد در آزادي بازداشت و به اوين منتقل شده9- كيانوش مير هادي 20 ساله دانشجوي روانشناسي شنبه 30 خرداد بازداشت و به اوين منتقل شده10- سامان قادري 27 ساله شغل آزاد پنجشنبه 18 تير بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص11- نيما كاشيان 24 ساله ليسانس ادبيات پنجشنبه 18 تير در خيابان كارگر بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص12- رضا كاظم زاده 25 ساله چهارشنبه 3 تير در بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده13- آيت كريمي 32ساله ليسانس اقتصاد پنجشنبه 4 تير در نواب بازداشت و به اوين منتقل شده14- بنيامين معيري 29 ساله شغل آزاد شنبه 30 خرداد در نواب بازداشت و به اوين منتقل شده15- محمد رضا ذاكري 24 ساله پنجشنبه 18 تير در اميرآباد بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص16- آرش رحماني 20 ساله چهارشنبه 3 تير در بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده17- شهاب عسگري 26 ساله فوق ديپلم عمران پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به جان دستگیر شدگان شدیدا ابراز نگرانی می کند و از دبیر کل وکمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواهان ارسال هیئت تحقیق برای بررسی وضعیت زندانیان سیاسی در ایران است.
*****
تجمع پزشکان در بيمارستان دکتر شريعتی در اعتراض به بازداشت های فعالان سياسی
اعضاء هيات علمی و پزشکان و دندان پزشکان دانشگاه علوم پزشکی تهران در اعتراض به بازداشتهای فعالان سياسی در محوطه بيمارستان شريعتی تجمع کردند.
در اين تجمع که با حضور حدود ۲۰۰ نفر از اعضاء هیأت علمی و پزشکان و دندانپزشکان دانشگاه علوم پزشکی تهران در محوطۀ بيمارستان شريعتی برگزار شد خانم دکتر وجيهۀ مرصوصی عضو هیأت علمی بخش زنان و همسر دکتر سعيد حجاريان که با وضع جسمی نامناسبی که دارد حدود ۲۵ روز است در بازداشت می باشد در سخنرانی کوتاه خود به پيشينۀ درخشان همسرش در انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی اشاره کرد و وی را فردی متدين و وارسته که جز به اعتلای نظام و حفظ ارزشهای والای انقلاب اسلامی نمی انديشد معرفی و از رفتاری که با وی می شود اعلام انزجار نمود.
همچنين همسر دکترعلی تاجرنيا از همسرش که يک دندانپزشک است و وی نيز از ۲۵ روز پيش در بازداشت بسر می برد ياد کرد و گفت قصد داشتم نکاتی را در مورد پيگيری هايی که کرده ايم در اينجا بيان کتم اما ديشب فردی که خود را نماينده وزارت اطلاعات معرفی می کرد با من تماس گرفت و از من خواست در اين تجمع شرکت و نيز سخنرانی نکنم.من به او گفتم من منع قانونی برای شرکت در اين تجمع ندارم و آمدم ولی بنا بر ملاحظاتی از تفصيل سخن دراينجا خودداری می کنمبه گزارش نوروز، در پايان اين تجمع قطعنامه ای صادر شد که متن کامل آن به شرح زير می باشد:

بسمه تعالی
فرازی از وصيت نامه حضرت علی (ع) : کونوا لالظالم خصماً و لالمظلوم عوناً
آنچه در ايام اخير ودر جريان انتخابات دهم رياست جمهوری در ميهن عزيزمان ايران و بر ملت شريف اين مرز و بوم گذشت بر همگان روشن و در تاريخ ايران زمين خاطره ای تاريک خواهد ماند . جوانان و مردمی که با شور و شوق به صحنه آمده بودند تا سرنوشت روشنی را برای خويش رقم بزنند با انواع روشها و برخوردهای غير قانونی وسرکوب مواجه شدند . مردم پر اميدی که ادامه شرايط موجود و دولت حاکم را در اندازه ها و شان ملت عزيز و سرزمين بزرگ ايران نمی دانستند برای تغيير اين شرايط و ايجاد دولتی بهتر و همطراز نام ايران سر بلند به عرصه انتخابات قدم نهادند . اما آنچه اتفاق افتاد فرصتها را بر باد داد و اميد ها را به ياس مبدل ساخت . تخلفات گسترده و بی سابقه ، توزيع پول و سهام برای خريد رای ، دخالت نهادهای نظامی ، تهمت و توهين به افراد ، جهت گيری و حمايت علنی مسئولين واعضای شورای نگهبان ( که قائدتاً بايد داور بی طرف انتخابات باشند ) از يکی کانديداها ، جهت گيری و حمايت يک طرفه رسانه ملی ، بستن روزنامه ها و قطع ارتباط مردم ، سوء استفاده بی حد از امکانات دولتی برای تبليغات انتخاباتی و .... ونهايتا تخلفات و تقلب گسترده در روز انتخابات و در تجميع آراء، همه و همه نه تنها انتخابات بلکه جمهوريت ، مردم سالاری ، آزادی و حتی مبانی اسلامی رابه زير سئوال برد .
آنچه مايه تأسف بيشتر شد اين بود که اعتراضات آرام و به حق والبته گسترده مردم به اين روند با سرکوبی خشونت بار و تهديد و زندانی کردن مردم و و چهره های شاخص سياسی و قطع ارتباطات ، توهين به مردم و خس و حاشاک خواندنشان و امنيتی کردن شديد فضای کشور مواجه شده است . حمله وحشيانه به کوی دانشگاه ، ضرب وشتم و کشتار مردم در خيابانها ، ورود و حمله به منازل مسکونی و ايجاد رعب و وحشت و تخريب توسط عناصر مشخص و پديده ای به نام لباس شخصی ها با چه منطق انسانی و اسلامی سازگار است ؟ امروز در سالگرد فاجعه هجده تير، اين سوال مطرح است که با مسببين و عوامل آن حادثه چه برخوردی شد ؟ اگر حمله عناصر مشخص به کوی دانشگاه خون به دلها کرده است پس با عوامل اين اقدام وحشيانه چه برخوردی شده است ، آيا احدی از اين افراد دستگير و مجازات شده اند ؟
ما به عنوان جمعی از اعضای هيئت علمی دانشگاهها و پزشکان کشور ضمن اعتراض جدی به ادامه اين روند ظالمانه موارد ذيل را به عنوان حداقل خواسته های خود در شرايط کنونی اعلام نموده و تا نيل به مقصود از طريق روشهای قانونی و مدنی به اعتراض خود ادامه خواهيم داد :
۱. انتخابات دهم رياست جمهوری بدليل تخلفات متعدد و گسترده از نظر اکثريت ملت ايران مورد سئوال وابهام جدی قرار دارد و ضروريست که هيئتی بی طرف و مور قبول همه کانديدها با اختيار کافی تمام مراحل انتخاباتی را بررسی و نظر نهايی خود را به ملت شريف ايران اعلام نمايد .
بديهی است که شورای نگهبان به دليل سوابق رد صلاحيتهای گسترده مردم شريف در انتخابات قبلی و اعلام حمايت علنی بسياری از اعضاء آن در جريان انتخابات دهم از يکی از کانديدها نمی تواند مرجع رسيدگی و داوری و نهايتا تثبيت مشروعيت سياسی دولت حاکم باشد .
۲. آزادی بدون قيد و شرط همه بازداشت شدگان و زندانيانی سياسی، تقليل آلام خانواده شهدا ، رسيدگی به مجروحين و جبران خسارات آسيب ديدگان يکی از مطالبات اصلی و جدی ملت ايران است. چگونه ممکن است که فرزندان شريف مردم بدون هيچ گناهی و بر خلاف تمام ضوابط حقوقی و قانونی در بند باشند و صحبت از آرامش و رجوع به قانون شود . آيا نتيجه عدم برخورد دشمنانه با ملت و اشتباه نگرفتن دوست و دشمن اين است ؟
۳. ما خواستار رفع محدوديت های ارتباطی و اجتماعی و لغو محيط سانسور و تبليغات يکسويه رسانه ملی و امکان ايجاد تلويزيون خصوصی در کشور هستيم . واقعيت اين است که محيط سانسور شديد که از زمان انتخابات تا بحال ايجاد شده است و توقيف مطبوعات و کنترل شديد و انسداد ارتباط تلفنی و پيامکی و اينترنتی و .... نه تنها کمکی به بهبود اوضاع نخواهد کرد بلکه باعث تشديد بی اعتمادی عمومی و رجوع افکار عمومی به رسانه های خارجی خواهد شد .
۴. ما ضمن حمايت از جناب آقای مهندس موسوی ، خواستار رفع محدوديت از ايشان و توجه به خواسته های بر حق ايشان در برگزاری تجمع و راهپيمايی و امکان ارتباط ايشان با مردم از طريق رسانه ملی و تجمع های قانونی هستنيم .
جمعی از اعضاء هيات علمی دانشگاههای علوم پزشکی و جامعه پزشکی
*****

قطعی سرويس تلفن اينترنتی به ۲۴ روز رسيد، اوج اعتراض کاربران
ايلنا: قطعی ۲۴ روزه سرويس VOIP باعث شدت گرفتن اعتراضات کاربران اين سرويس به‌خصوص در شهرستان‌ها شد. محمد بزرگی، مديريک شرکت ارائه‌دهنده خدمات تلفن اينترنتی درگفت‌‌وگو با ايلنا خبر از اوج اعتراضات مردمی در واحدهای پشتيبانی شرکت‌های تلفن‌اينترنتی به‌خصوص در شهرستان‌ها داد و گفت: سرويس تلفن اينترنتی از تاريخ ۲۸ خردادماه به‌طور کامل مسدود شده و مسؤولان مخابراتی نيز علت آن را ملاحظات امنيت ملی می‌دانند.
وی اظهار داشت: با اتصال مجدد سرويس پيامک در حالی‌که سرويس تلفن ‌اينترنتی کماکان مسدود مانده، با اعتراضاتی جدی کاربران مواجه شديم که اوج اين اعتراضات در شهرستان‌ها بيداد کرده است. به خصوص شهرهايی که پس از برگزاری انتخابات با محدوديتهايی اعم از قطعی پيامک، اينترنت و... مواجه نبودند؛ بنابراين شرکت‌های همکار بايد به سختی توجيهاتی مبنی بر تداوم بحران در پايتخت را به عنوان دليل اصلی اين قطعی ارائه می‌کردند. اين فعال حوزه VoIP افزود: برخی از کاربران با اصرار بر تقاضای خود مبنی بر برقراری مکالمه با خارج از کشور حتی به استرداد وجوه خود رضايت نداده و درگيری‌هايی نيز با مراجعه پليس و يا شکايت به تعزيرات حکومتی برای شرکت‌های همکار بوجود آمده که با گذشت زمان، اين اعتراضات شدت هم گرفته است. وی در ادامه در پاسخ به اين سؤال که آيا مسؤولان راهکاری هر چند موقتی برای عبور از اين بحران ارائه کرده‌انديا خير؟گفت: متأسفانه شرکت زيرساخت سه پيمانکار خود را به عنوان تنها نقاط مجاز برای عبور مکالمات به خارج از کشور معرفی کرده است که اين امر ۱۱۴ شرکت‌ مجاز را مجبور به انعقاد قرارداد تنها با يکی از اين سه شرکت می‌کند، البته نکته جالب اينجااست که افزايش يک نقطه در اين مسير می‌تواند بر کيفيت تماس‌ها تأثير بسياری بگذارد حال آنکه بايد هزينه هنگفتی را نيز به اين سه شرکت پرداخت کنند. اين هزينه، نرخ مکالمات با خارج از کشور را برای کاربران چند برابر افزايش می‌دهد. بزرگی ادامه داد: برخی از شرکت‌های همکار به ناچار و به منظور برقراری برخی تماس‌های ضروری مردم با خارج از کشور، تماس‌های خود را از محل شرکت زيرساخت عبور دادند ولی مجدداً کاربران به کيفيت نامناسب اين تماس‌ها اعتراض کرده و اکثريت آنها، از افزايش بی‌رويه نرخ مکالمات بدون اطلاع قبلی شکايت کرده‌اند. اين فعال حوزه تلفن اينترنتی با اشاره به اينکه حتی با اين فرض که روال جاری بين شرکت‌های تلفن اينترنتی و دولت به نحوی تغيير يابد که مبلغی به عنوان حق امتياز به دولت پرداخت شود، ادامه داد: آيا اين منطقی است که با چوب امنيت کشور، به يک‌باره اقدام به قطع سرويس‌ها کنند و مدير روابط عمومی شرکت مخابرات ايران پس از ۲۰ روز قطعی سرويس طی مصاحبه‌ای چنين اعلام کند که اين قطعی به دليل نداشتن پروانه و مواردی از اين دست است؟ درحالی‌که تمام ۱۱۴ شرکت فعال از سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويی دارای مجوز هستند و تاکنون فعاليت خودرا درچارچوب قانون انجام‌ داده‌اند. بزرگی خاطر نشان کرد: اگر تغيير روالی مد نظر است، چرا دراين مقطع اين امر صورت گرفته و آيا نبايد تغيير روش‌ها برای شرکت‌هايی که حدود يک دهه فعاليت رسمی و قانونی داشته‌اند، با اعلام قبلی و توافقات پيشين صورت می‌‌پذيرفت؟ وی در پايان اظهار نگرانی کرد: خدمتی نوين که با همت بخش‌خصوصی کشور يک دهه فراز و نشيب‌های خود را پشت سرگذشته و برای فعالان در اين بخش و کاربران رضايت نسبی را فراهم آورده است، با رويه‌ای اشتباه رو به اتلاف است و چنين رويکردهايی می‌تواند موجب بی‌ثباتی در عرصه سرمايه‌گذاری در فناوری ارتباطات کشور شود که جای دارد با تصميم فوری مسؤولان امر، از بروز بحران‌های آتی در جامعه جلوگيری سريع به عمل آيد.
*****
فرهاد رهبر: هيچ دانشجويي به کميته انضباطي احضار نشده است
مقامات مسوول در وزارت علوم و دانشگاه هاي کشور، در شرايطي درباره احضار دانشجويان معترض در حوادث اخير اظهارات دوپهلو مي کنند که دانشگاه هاي کشور پس از برگزاري جسته و گريخته امتحانات وارد تعطيلات تابستاني شده اند. پس از صحبت هاي جنجالي معاون دانشجويي وزير علوم و وعده برخورد شديد با دانشجويان معترض و همچنين پس از اظهارات نسبتاً ملايم دبير شوراي مرکزي کميته انضباطي وزارت علوم و مديرکل امور دانشجويان، ديروز فرهاد رهبر هم وارد ميدان شد تا درباره احضار دانشجويان به کميته هاي انضباطي موضعي دوپهلو اختيار کند؛ موضعي که از يک سو از احتمال احضار متخلفان حکايت داشت و از سويي ديگر مدعي بود؛ «در رابطه با حوادث اخير هنوز دانشجويي به کميته انضباطي دانشگاه تهران معرفي نشده است.» رئيس دانشگاه تهران که ماجراي وقايع مشکوک حمله به کوي دانشگاه او را به يکي از خبرساز ترين چهره هاي جنجالي حوادث اخير بدل کرده است، ديروز بار ديگر در گفت وگو با خبرگزاري مهر در اين باره به اظهارنظر پرداخت و با بيان اينکه خسارت مادي قابل ملاحظه يي به دانشگاه تهران در حوادث اخير وارد نشده است، گفت؛ خسارت معنوي که به دانشجويان کوي دانشگاه وارد شده بسيار بااهميت تر از خسارت مادي است که اين خسارت غيرقابل محاسبه است. فرهاد رهبر با بيان اين مطلب افزود؛ دانشگاه تهران در حوادث اخير خسارت مادي نداشته است اما خسارت مادي وارد شده به کوي دانشگاه نزديک به 150 ميليون تومان تخمين زده شده است. او ادامه داد؛ در حوادث اخير دانشگاه خسارت معنوي وارد شده به دانشجويان و دانشگاهيان بسيار زياد بوده و مي توان گفت غيرقابل محاسبه است. رئيس دانشگاه تهران اضافه کرد؛ پيگيري هاي مربوط به حوادث اخير متوقف نشده و با جديت در حال انجام است اما نتيجه کار بسيار مهم است. او همچنين در رابطه با احضار دانشجويان خاطي در حوادث اخير به کميته انضباطي دانشگاه گفت؛ دانشجويان خاطي در هر زمان و با هر تخلفي اعم از حوادث کوي يا تخلف امتحاني به کميته انضباطي معرفي مي شوند و اين يک امر کلي است، اما در رابطه با حوادث اخير هنوز دانشجويي به کميته انضباطي دانشگاه تهران معرفي نشده است. اين اظهارات در شرايطي است که پيشتر محمود ملاباشي معاون دانشجويي وزير علوم تاکيد کرده بود؛ «دانشجوياني که مرتکب خطا در جريان انتخابات اخير رياست جمهوري شده اند نه تنها به حقوق مادي بلکه به حقوق معنوي ملت آسيب زده اند، از اين رو، با آنها برخورد شده و در صورت تشخيص از تحصيل باز داشته خواهند شد. با هر دانشجوي فعال در اعتراض هاي اخير به شدت مقابله مي شود و اين وزارتخانه هم اينک در حال جمع بندي اطلاعات به دست آمده و اعلام نظر درخصوص مسائل دانشجويان خاطي در تعدادي از دانشگاه هاي کشور در جريان قبل و بعد از انتخابات است.» از سوي ديگر مسلمي قائم مقام او در معاونت دانشجويي به فاصله چند روز موضعي نسبتاً ملايم تر اتخاذ کرده و با اشاره به صحبت هاي ملاباشي گفته بود؛ «منظور دکتر ملاباشي اين بوده است که با دانشجوياني که با قصد و نيت در حوادث اخير دست داشته اند برخورد شود نه دانشجوياني که نقشي در حوادث نداشته اند و تنها به بازي گرفته شده اند.» در همين حال دبير شوراي مرکزي کميته انضباطي وزارت علوم هم اعلام کرده بود؛ «تنها در صورتي که از دانشگاه ها درخواستي براي ما ارسال شود در رابطه با دانشجويان خاطي تصميم گيري مي شود.» با توجه به دوپهلو بودن اظهارنظرها و البته تعطيلي تابستاني دانشگاه ها، به نظر مي رسد تصميم گيري درباره برخورد انضباطي با دانشجويان معترض در حوادث اخير، به چند ماه آينده و پس از بازگشايي دانشگاه ها موکول شود. بايد منتظر ماند و ديد دامنه برخوردهاي انضباطي دانشگاه ها و وزارت علوم در سال جديد، چقدر خواهد بود و چقدر با وضعيت مشابه در دولت نهم تفاوت خواهد داشت. برخوردهاي دانشجويي يکي از شاخص ترين انتقادها به دولت نهم در جريان تبليغات رياست جمهوري بود.
*****
نامه شورای صنفی دانشگاه صنعتی بابل به ریاست این دانشگاه در مورد احضار 16 دانشجو
در پی احضار 16 دانشجوی دانشگاه صنعتی بابل، شورای صنفی دانشجویان این دانشگاه طی نامه ای به ریاست دانشگاه ضمن اعتراض به برخوردهای ناشایست مدیریت دانشگاه و احضارهای گسترده دانشجویان به کمیته انضباطی، خواستار لغو احضاریه ها و نیز پیگیری وضعیت دانشجویان بازداشتی شده است. متن این نامه در پی می آید:
--
«و لئن صبرتم لهو خیر للصبرین»
ریاست محترم دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل جناب آقای دكتر شكری
سلام‌ علیكم
چندی است آنقدر غم بر سر این دانشگاه ریخته كه حتی نای قلم بر دست گرفتن در كسی نیست. اما اینبار نیز از سر نگرانی و به حكم وظیفه‌ای كه این روز از فرط تنهایی به دوشم سنگینی مي‌كند تمام توان خود را جمع كردم تا دوباره به نمایندگی از دانشجویان این دانشگاه فارغ از هر گونه جهت‌گیری سیاسی قلم به دست بگیرم و درد‌ و دلهایشان را بازگو كنم.
این روزها روزهای تلخی هستند كه بر اعضای این دانشگاه مي‌گذرد هفت تن از جگرگوشه‌های نوشیروانی دربند به سر مي‌برند و از غم اسیر بودنشان گویی گرد مرگ بر دانشگاه پاشیده‌اند. اما لابلای این روزهای تلخ خاطرات شیرینی نیز یافت مي‌شود كه هرچند مرحم زخم‌هایمان نیستند اما مرور آن‌ها به از به فراموشی سپردنشان است. آن روز كه نوشیروانی را ناشناسان حدود دوازده ساعت محاصره كردند اندرون آن همه التهابش چه صحنه‌ی زیبایی رقم خورد كه هرگز از اذهان پاك نخواهد شد. ما در جنبش دانشجویی، اعضای بسیج دانشجویی و مسئولین دانشگاه، سه قشر دانشگاهی كه همواره در حال مرافعه با یكدیگریم شانه به شانه‌ی هم دادیم تا از كیان دانشگاه حراست كنیم چرا كه حداقل یك وجه مشترك داشتیم و آن این بود كه همه دانشگاهی بودیم. برگه‌های امتحانی كه به جای جوهر، اشك برروی آن‌ها به نشان همدلی با همكلاسي‌های دربندمان جاری شد. اشكهایی كه جز قطره‌ای در برابر دریای اشك مادران چیز دیگری نبودند و این دل هر زنده‌دلی را سخت اندوهگین مي‌كند.
جناب آقای دكتر باخبر شدم كه چند تن از دانشجویان به كمیته‌ی انضباطی احضار شدند. فكر نمي‌كنید این كار دامن زدن به دردهای ماست؟ آیا مدیریت بحران حضرت عالی چنین كاری را بي‌موقع و نا به‌جا نمي‌بینید؟ ما دیگر طاقتمان تاق شد. عاجزانه خواهشمندیم شما نمك بر روی قلب‌های پاره پاره‌مان نریزید.
دكتر شكری عزیز همواره ما را فرزندان خود خواندید و ما هم یكریز گله كردیم كه چرا با ما همچون فرزند خود رفتار نمي‌كنید. فرزند بازیگوشتان طبق معمول كم نمي‌خواهد. این بار نه تنها برای دفاع از دوستان و همكلاسي‌هایم و كسانی كه نماینده‌شان هستم بلكه در دفاع از آیندگان این خاك پاك به حرمت همان حداقل وجه مشتركی كه با هم داریم، تقاضای لغو احضارهای اخیر، پیگیری مجدانه برای رهایی دانشجویان دانشگاه از زندان، تلاش برای ادامه تحصیل‌شان و پرهیز از هرگونه جهت‌گیری سیاسی در برخورد با دانشگاهیان را دارم و امیدوارم به حرمت این ماه عزیز به حرف دل دانشجویان دانشگاه گوش جان بسپارید و خواستار آنم كه اگر برای دانشجویان شاكی خصوصی در دانشگاه وجود دارد جلب رضایتشان را به نماینده‌ی دانشجویان بسپارید.
به امید فردایی روشن
سرپرست شورای صنفی دانشجویان: امیركسری كیانی
*****
بیانیه جدید فعالان حقوق بشر در ایران
بنا به اعلام دادگستری استان سیستان و بلوچستان 14 متهم به فعالیتهای سیاسی یا امنیتی فردا راس ساعت 6 و 30 دقیقه صبح در ملاء عام در شهر زاهدان اعدام خواهند شد.فارغ از اینکه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران باور دارد اعدام موجب ایجاد ناهنجاری در جامعه می شود و نظم و نسق جامعه و حيات اجتماعی را دچار خلل کرده و خشونت را ترويج می‌کند.این مجموعه باور یافته است اعدام 14 بلوچ در سحرگاه فردا و در ملاءعام تنها واکنشی به رویدادهای اخیر این منطقه و نشات گرفته از فضای سیاسی و امنیتی این نقطه از کشور است بر این اساس احکام مذکور را نه احکامی حقوقی که سیاسی میخواند.اسامی این 14 زندانی به جز یک تن (عبدالحمید ریگی) مشخص نیست، زمان و محل های بازداشت آنان مشخص نیست، وکیل مدافع منتخبی در پرونده حضور نداشته است، حداقل یک زندانی احراز هویت شده این پرونده ماهها در سلول انفرادی نگهداری شده است. در زمان بازداشت این افراد منابع محلی از شکنجه و بدرفتاری با آنان اطلاع داده بودند. این افراد در دادگاهی غیر علنی محاکمه شده اند و مراحل مختلف پرونده منجمله تجدید نظر یا دیوان عالی روشن نیست چگونه طی شده است. در مجموع رویه محکوم شدن این افراد منطبق با قانون و معیارهای حقوقی پذیرفته شده ارزیابی نمی گردد.لازم به ذکر است مجموعه گزارشاتی دریافت نموده که حاکی از اعدام این افراد با لباس محلی بلوچی همچون سه اعدامی پیشین این شهر در ملاءعام است، مطمئناً این اقدام غیرقانونی علاوه بر مضرات نفسه اعدام باعث ایجاد تنفر قومی و ترویج خشونت در سطح منطقه می شود.از این رو مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از مقامات قضایی کشور می خواهد ضمن حفظ احترام به حقوق اقلیتهای ملی با متوقف کردن اجرای احکام اعدام این شهروندان علاوه بر جلوگیری از افزایش نفرت و خشونت در این منطقه محروم کشور مقدمات برگزاری یک محاکمه عادلانه و علنی را بر پایه معاهدات و مقاوله نامه های جاری فراهم آورند.این مجموعه همچنین از سایر مدافعان حقوق بشر و نهادهای ذیربط خواستار واکنش مناسب نسبت به موضوع مورد اشاره و تلاش برای توقف احکام اعدام این شهروندان بلوچ دارد.
*****
تصویب بودجه ١ میلیون یوروئی هلند برای تبادل آزاد اطلاعات در ایران
بیانیه مطبوعاتی "آی- پراکسی- ایران"

در واکنش به فراخوان «شکستن سکوت» که هفته پیش در رسانه های هلندی و ایرانی به چاپ رسید، شماری از احزاب سیاسی حاضر در پارلمان هلند لایحه هائی را ارائه دادند که بر اساس آن از دولت خواسته شد تا در چارچوب اتحادیه اروپا اقداماتی را بر علیه حکومت ایران در پیش گیرد. از جمله تصمیماتی که در مجلس در این زمینه اتخاذ شد، تخصیص بودجه جهت کمک رسانی به امر انتشار اخبار و اطلاعات مربوط به ایران است. همچنین نمایندگان مجلس هلند به این توافق دست یافتند تا ممنوعیتی برای فروش فن آوری سانسور و فیتلرینگ اینترنتی به دولت ایران مقرر دارند. آنها از شرکتهای زیمنس و نوکیا درخواست کردند تا سود حاصله از فروش فن آوری مربوطه به ایران را در اختیار سازمانهائی که برای دستیابی آزاد به وسائل ارتباط جمعی تلاش میکنند، قرار دهند.
بحث فوری در مورد ایران در پارلمان هلند
در یک نشست فوری مجلس هلند در تاریخ 2 جولای در ارتباط با وضعیت ایران چندین طرح مرتبط با بهبود بخشیدن به امر اطلاع رسانی برای ایرانیان در ایران مورد بحث و مذاکره قرارگرفت که نتیجتا به توافقاتی نیز دست یافت. در فراخوانی که جمع iProxyIran نخست در روزنامه ها به چاپ رسانده و سپس به آقای ماکسیم فرهاخن وزیر خارجه هلند تقدیم کرده بود، روشهائی از جمله در اختیار قرار دادن سرورهای پراکسی (proxyservers) در جهت دسترسی آزاد به اینترنت در ایران پیشنهاد شده بود. جمع iProxyIran این فراخوان را در حالی به مجلس تقدیم کرد که تظاهرات اعتراضی مردم ایران به تقلبات گسترده در انتخابات، با خشنونت ددمنشانه و انسداد کامل تمامی امکانات خبر رسانی پاسخ داده شد و در رهگذر این انسداد خبری رژیم توانست به دستگیری گسترده سازمان دهندگان جنبش اعتراضی و آزار و شکنجه مخالفین مبادرت کند.
ابتکار عمل جمع iProxyIran با طرح فراخوان «شکستن سکوت» راه حل عملی درمقابل مجلس هلند قرار داد که در نشست هفته گذشته مجلس مورد بررسی قرار گرفت.
طرحهای پذیرفته شده از طرف مجلس هلند
بسیاری از درخواستهائی که در این فراخوان ذکر شده بود و در رایزنی های متعدد این جمع با نماینده گان پارلمان هلند بر آنان تاکید شده بود، مورد پذیرش مجلس قرار گرفت. از جمله، مجلس از دانشگاه ها، مدارس و شرکتهای هلندی درخواست کرد تا ظرفیت مازاد کامپیوترهای خود را در اختیار کاربران اینترنتی ایران قرار دهند. همچنین طرحهای گوناگونی بر علیه حاکمیت ایران مورد بررسی قرار گرفت. در این بحث پارلمانی نمایندگان مردم هلند با لحنی تند از اقدامات اخیر حکومت ایران انتقاد کرده و تمامی احزاب مشترکأ اعمال خشونت در مقابل شهروندان معترض ایرانی را محکوم کردند.
در این نشست شش طرح مورد تصویب قرار گرفت. دراین راستا طرحی توسط بزرگترین حزب پارلمان هلند ارائه گردید که در یک رأی گیری غیرعلنی مورد تصویب قرار گرفت. در این طرح پارلمان دولت هلند را موظف کرد تا در چارچوب اتحادیه اروپا، خشونت اعمال شده توسط دولت ایران بر علیه شهروندان خود را با اقدامات دیپلماتیک مناسب پاسخ گوید. در مصوبه ای دیگر از دولت خواسته شد تا توسط سفارت هلند در ایران، رژیم جمهوری اسلامی ایران را برای ازادی زندانیان سیاسی تحت فشارهای بیشتری قراردهد.
همچنین لایحه ای مبنی بر تخصیص یک میلیون یورو از صندوق حقوق بشر در جهت فراهم آوردن وسائلی برای انتشار آزادتر اخبار و اطلاعات، مورد تصویب قرار گرفت که در بحثها اشاره مستقیمی شد به طرح iProxyIran و فراخوان «شکستن سکوت».
ممنوعیت واگذاری فن آوری فیلترینگ و سانسور اینترنتی به ایران مورد دیگری بود که به تصویب رسید. از شرکتهای نوکیا و زیمنس نیز خواسته شد تا سود حاصله از واگذاری این فن آوری به ایران را در اختیار سازمانهائی قرار دهند که برای استفاده امن و آزاد وسائل ارتباط جمعی تلاش می کنند. در این نشست حتی طرح محکومیت این شرکتها نیز عنوان شد.
از پیشنهادات مطرح شده در خلال گفتگوها پیشنهاد آقای هان تن بروک، عضو حزب لیبرال دموکرات هلند، جالب توجه بود که خواهان آن شد که در تعطیلات تابستانی مجلس از امکانات اینترنتی مجلس برای پیشبرد هدف خبر رسانی در مورد مسائل ایران استفاده شود.
ماکسیم فرهاخن، وزیر امور خارجه، همچنین وعده داد تا حمایت هلند برای گسترش امکانات آزاد خبررسانی از جمله اینترنت را در اتحادیه اروپا مطرح کرده و تلاش نماید تا همکاری ایالت متحده امریکا را نیز در این زمینه جلب کند.
iProxyIran جمعی است فراسیاسی، متشکل از گروهی از دانشجویان که صدای آزادی جوانان ایرانی را انعکاس می دهد و فراخوان این جنبش مورد استقبال گسترده طیف وسیعی از جمله بیش از 30 سیاستمدار از احزاب مختلف، محققین، روشنفکران و هنرمندان قرار گرفته بود. در جریان انتشار این بیانیه که در تاریخ 27 جون 2009 در روزنامه پر تیراژ فولکس کرانت انتشار یافت، این جمع، جهان غرب را در قبال واگذاری امکانات سانسور اینترنتی و انسداد خبری در ایران مسئول دانسته و متذکر شد که عواقب این اقدام غیراخلاقی را مردم ایران به بهای جان خود پرداخته اند.
جمع iProxyIran در هلند
ما از همکاری همه سازمانها و ارگانها در سراسر کشورهای اروپائی برای خبر رسانی هر چه وسیعتر انتظار همکاری و مساعدت داریم، به همین دلیل خواهان آن هستیم که چنین تلاش و ابتکاری در دیگر کشورها نیز صورت پذیرفت.
در پایان شادمان و مفتخریم که انتشار بیانیه ما با این استقبال عمومی مواجه گردیده است و تأکید ما بر ضرورت کمک به کاربران ایرانی اینترنت از طرف احزاب هلندی با استقبال روبرو گردیده است. فراموش نکنیم که مشکل خبر رسانی با گذشت چند هفته از انتخابات همچنان به قوت خود باقی است و در روزهای اخیر آیت الله شاهرودی رئیس قوه قضائیه درخواست شدت عمل هر چه بیشتر در مقابله با سایت ها و کانال های تلویزیونی کرده است."
*****
4 میلیون دلار هزینه فیلتر کردن سایت ها در ایران
شهرزاد نیوز: با افزایش اقدامات دولتی برای انسداد مجاری خبری و اطلاعاتی در کشور، مرکز "مبارزه با جرائم سایبری" ضمن ارائه آماری در مورد تعداد سایت های فیلتر شده، به هزینه ای برابر با 4 میلیون که برای فیلتر کردن 10 میلیون سایت صرف شده، اشاره کرده است.
در این گزارش آمده است که مقابله با سایت ها با خرید نرم افزارهایی از کشورهای خارجی صورت می گیرد. شمار بازدید کنندگان سایت های "ممنوعه" 12 میلیون ذکر شده است.
یکی دیگر از مواردی که در این گزارش آمده، ناموفق بودن اقدامات محدود کننده است. گفته می شود بسیاری از سایت ها با این که مسدود شده اند، روزانه دهها هزار بازدید کننده دارند که با دور زدن سد فیلتر، به سایت های مورد علاقه خود می رسند.
*****
قتل یک زن مصری تبار در آلمان و فرصت طلبی رژیم ملایان
شهرزاد نیوز: روز شنبه 11 ژولای 2009 مراسم تشییع جنازه‌ی مروا الشربینی (31 ساله) در شهر "درسدن" آلمان با حضور بیش از هزار نفر برگزار شد. مروا که سه ماهه باردار بود، در روز اول ژولای در سالن دادگاه، در اثر ضربات چاقو به قتل رسید. دو نفر دیگر از جمله همسر وی نیز متعاقب آن مجروح شدند.
جلسه‌ی دادگاه برای رسیدگی نهایی به پرونده‌ی شکایت علیه "آلکس و." 28 ساله، متولد روسیه با اتهام "اهانت" تشکیل شده بود. او در آگوست 2008 در یک محل بازی کودکان در شهر درسدن به مروا لقب "فاحشه، اسلام‌گرا و تروریست" داده بود. مروا الشربینی که سال 2005 با بورسی از موسسه‌ی ماکس- پلانک از مصر به آلمان آمده بود و در یک داروخانه کار می‌کرد، علیه این مرد شکایت نمود. دادگاه درسدن در محاکمه‌ی اولیه مجرم را به پرداخت 780 دلار جریمه‌ی نقدی محکوم کرد، اما از نظر مروا این مجازات کم بود و به همین دلیل تقاضای رسیدگی در دادگاه عالی را داد. در جلسه دادگاه، آلکس در حین بررسی پرونده به مروا حمله کرد و با 18 ضربه‌ی چاقو او را به قتل ‌رساند. همسر مجروح مروا نیز توسط مامورین پلیس که در پی به صدا درآمدن زنگ خطر به سالن دادگاه هجوم آورده بودند، مورد اصابت گلوله در ناحیه‌ی پا قرار گرفت، چرا که مامورین تصور می کردند که او مهاجم است.
اشتاین مایر، وزیر امور خارجه آلمان، ضمن تسلیت به خانواده‌ی مروا در این رابطه گفت، مرگ مروا برای مردم آلمان و شخص او واقعه‌ای تکان‌دهنده بود. وی در نامه‌ای به همتای مصری خود تاکید کرد که دولت آلمان با تمام قدرت تلاش خواهد کرد تا از بروز مجدد چنین جنایتی جلوگیری کند. او افزود، ما می‌خواهیم که هر فردی در آلمان، صرفنظر از ملیت و مذهبش، احساس امنیت داشته باشد. دادستان شهر نیز این واقعه را یک تراژدی خواند و انگیزه‌ی قتل را خارجی‌ستیزی عنوان کرد.
قتل مروا موجی از خشم در مصر برانگیخت. تظاهرات های روزانه در مقابل سفارت آلمان برگزار شد و امام جمعه‌ی مسجد جامع الازهر در قاهره، مروا را "شهید حجاب" خواند. در ایران نیز به گزارش اشپیگل، تلویزیون ایران برنامه‌ای چند ساعته راجع به این واقعه پخش کرده است. خبرگزاری ایرنا نیز از احضار سفیر آلمان به وزارت خارجه و اعتراض جمهوری اسلامی به قتل مروا الشربینی خبر داد. دولت جمهوری اسلامی به گزارش فارس، در نامه‌ی خود که تسلیم سفیر آلمان در ایران شد، از آلمان خواسته است حقوق و امنیت تمام اقلیت‌ها از جمله مسلمانان را تضمین کند. مقامات ایرانی همچنین اعتراض خود را از سکوت سران اجلاس جی 8 به سفیر ایتالیا در ایران اعلام کردند.
به گزارش خبرگزاری ایرنا، در تظاهرات روز جمعه 19 تیر، یکی از سخنرانان از "ندا آقاسلطان" و "اشک تمساح ریختن" اوباما صحبت کرد. سخنران دیگری نیز از کشته شدن "مشکوک خانمی در تظاهرات اغتشاشگران تهران" و انعکاس آن در خبرگزاری‌های غربی سخن گفت. بنابر همین گزارش "برخی از حضار با سردادن فریادهایی عملکرد شیرین عبادی، حقوقدان ایرانی را سرزنش کردند و از سخنران خوستند اظهارات وی را محکوم کند." در این تظاهرات شعار "مرگ بر آلمان فاشیست" داده شد.
موضع‌گیری‌های حکومت ایران در مورد قتل مروا بیشتر به تسویه حساب‌های سیاسی در داخل و خارج ایران مربوط می شود تا به اصل این تراژدی که بسیاری از انسان‌ها را در آلمان و سراسر جهان متاثر کرد. مروا البشیری اولین فردی نیست که در آلمان و یا دیگر کشورها با انگیزه‌های نژادپرستانه کشته می‌شود. نژادپرستان آلمان که با اشکال سازماندهی شده و غیر سازماندهی شده و فردی عمل می‌کنند، بارها به ویژه سیاهپوستان و دیگر خارجی‌ها را مورد حمله و ضرب و شتم قرار داده و یا به قتل رسانده‌اند. در سال 2007، بیست هزار مورد از چنین تهاجماتی گزارش شده است. از سال 1990، 130 پناهجو، خارجی و حتی آلمانی‌های بی‌خانمان و کارتون خواب توسط این افراد به قتل رسیده‌اند. بیشترین موارد حمله به ترک‌ها، آفریقایی‌ها، روس‌ها و اقلیت‌های قومی دیگر صورت می‌گیرد. یکی از اماکن خارجیان که در سال‌های اخیر به آتش کشیده شد، محل تجمع انجمن مسیحیان سوریه بود. بی‌اعتنایی عمومی مقامات ایرانی به این موارد و برجسته کردن قتل مروا در اوضاع سیاسی کنونی در ایران سوال برانگیز است.
در عین حال، بزرگترین حزب فاشیستی آلمان، حزب ناسیونالیست "ان.پ.د" از حامیان سرسخت احمدی‌نژاد است. وی در بین نژادپرستان آلمانی عموما به دلیل موضع‌گیری‌اش در قبال اسرائیل و انکار هولوکاوست از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است و حتی "قهرمان" نامیده می‌شود. حزب ناسیونالیست که تاکنون شکایت‌های زیادی از سوی احزاب مختلف و مراجع قضایی آلمان بر علیه آن شده و بحث ممنوعیت آن موضوعی مطرح در سال‌های اخیر بوده، پرچم جمهوری اسلامی را در تظاهرات گردهم‌آیی‌های خود برافراشته می‌کند.
در بازی‌های جهانی فوتبال در آلمان در سال 2006 که احتمال حضور احمدی‌نژاد می‌رفت، "ان.پ.د" اعلام تظاهرات برای استقبال از وی کرد. "مارسل ول" از نئونازیست‌های سازمانده این تظاهرات که البته به علت عدم حضور احمدی‌نژاد برگزار نشد، پیش از آن، در مصاحبه با کانال "ها. ار" در رابطه با حمایت از احمدی‌نژاد گفت: "او حرف‌هایی را زد که باید زده می‌شد". او که از سوی دادستانی به دلیل فعالیت‌های نژادپرستانه مورد شکایت واقع شده، در رابطه با دموکراسی در یکی از سخنرانی‌های خود تاکید کرد: "دموکراسی اختراع یهودیان است و باید از بین برود."
همچنین حزب نژاد پرست اتحاد خلق آلمان "د.فاو.او" پس از انتخابات اخیر ایران به احمدی نژاد رسما تبریک گفت و مخالفان او را "تجار مکار، غربی‌ها و پولدارها" نامید.
*****
-
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای خواندن مطالب و مشاهده عکس ها و ویدئوهای مربوط به "پست های قبلی"
بروی: "پیامهای قدیمی تر" کلیک کنید و یا به "بایگانی وبلاگ" مراجعه نمائید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ