سرود ملی: ای ایران ای مرز پرگهر

نقش دولتمردان و رسانه های آمریکایی در شورش 22 بهمن 1357

۱۳۸۸/۰۴/۲۲

دوشنبه: 22/4/1388
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدرودی دردناک با "سهراب اعرابی"
با درودی صمیمانه به تمامی یاران و همرزمان و هم میهنان، روزی نو را آغاز کرده ایم. اینک به وقت تهران 00:15 بامداد روز دوشنبه 22 تیرماه است.
علی رغم آن که دلمان می خواست "پست" جدید را با مطلبی عادی و یا اگر زیادی مان نشود (و رودل نگیریم) با مطلب یا خبری خوش آغاز کنیم اما در عمل اینچنین نشد.
افسوس که دجالان اشغالگر میهن پاک آریائی ما، مجالی بر این خواسته ما و تمامی ملت رنجدیده و تحت ستم باقی نگذاشته اند و ازین پس نیز نخواهند گذاشت مگر آن که با پیگیری خیزش دلیرانه تمامی اقشار، این روسیاهان و پلیدان تاریخ را هرچه زودتر به زباله دان تاریخ راهی ساخته و سران و اوباشان عرب تبار و وحشی و پلید رژیم را هرچه زودتر در یک دادگاه عام و ملی و میهنی، به محاکمه کشیده و دادِ بیدادهائی را که در حق ما روا داشتند، طبق خواسته ملت و مطابق با آنچه که وجدان و ایمان حکم می کند در مورد آنان اعمال نمائیم.
بهرروی، تا ساعاتی دیگر مراسم تشییع و تدفین پیکر پاک یکی دیگر از گلگون جامگان سرزمین خویش را شاهد خواهیم بود و از آنجائی که این روزها، هر حرکتی می تواند خود سرآغازی باشد برای خیزشی دیگر از سوی ملت برای نشان دادن خشم و فریادهای برآمده از اعماق سینه و ماسیده بر لبهای ترک خورده، و تداومی بر پایداری این مردم شرافتمند و غیور و استوار، انتظار داریم امروز نیز؛ ما و نیز تمامی جهانیان شاهد حرکت اعتراض آمیز دیگری باشیم و باشد. زیرا که همین حرکت ها و خیزش ها و فریادهای عصیان و خشم است که عاقبت ما را به پیروزی نهائی رهنمون خواهد گردید.
*****
مطلب زیر دیروز (یکشنبه) برایمان ارسال شد اما از آنجائی فقط یک طنز بود و در میان آنهمه مطالب مهم، نمی توانستیم جائی برایش بگشائیم، انتشار آن را به امروز حوالت دادیم.
اینک ضمن انتشار این مطلب، طنز دیگری را که پاسخ یا جوابیه آن است در پی آن مشاهده نمائید.
**
رنج نامه فیروزآبادی خطاب به امام زمان (طنز)
حامد- تهران

مهدی جان سلام! خوبی؟
اکنون که قلم در دست گرفته ام و برای تو می نویسم حالم بدجوری گرفته و حدود 3 هفته است که نان سنگگ درسته از گلوی من پایین نرفته است و گمان کنم بین 5 تا 6 کیلو لاغر شدم. قبل از انتخابات به این "محمود مخ نهفته" گفتم اگر می خواهید تقلب کنید آمار را جوری درست کنید که تابلو نشود نمی دانم کدام احمقی نشست این گند را به صندوق ها زد.
مهدی جان، آقا جان! آبرو ریزی در انتخابات به درک، اما سال هاست که حرف نایب بر حق تو سید علی با ضرب و زور فصل الخطاب بود، شرمسارم که می گویم؛ اما گویا عمامه ایشان پشم سابق را ندارد یا اینکه به مرور زمان ریخته است، چون بازهم این خس ها و خاشاک ها و آشوبگران از خدا بی خبر فرمایشات آن مقام عزلی را به فلان خویش دایورت Divert کردند باز به خیابان ریختند. آن عده جنگلی هایی را که در بسیج و سپاه قدس و المهدی استخدام کردیم اندازه مترسک مزرعه های هویج اطراف ورامین هم کاربرد نداشتند.
آقاجان! قربانت بروم!درد و بلایت در سر من! زودتر بیا اوضاع خوب نیست. سفارتخانه های کفار مستقر در بلاد اسلام را اخراج کردیم، خبرنگاران اجنبی را چزاندیم، اشک آور ول دادیم، گلوله زدیم، اوین از زیر زمین تا خرپشته پر از خس و خاشاک شده شرایط ظهور مهیاست بیا دیگه!

***
طنز زیر نیز از سوی یکی از یاران ناشناس ما از آنسوی مرزها، بعنوان پاسخی بر نامه بالائی برایمان ارسال گردیده است:
طنزی از فریدون
پاسخ امام زمان، به رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی.
بسم‌ العلی الخامنه ای الرجیم
اللهم نرغب الیك فی‌ دوله المحمودیه
تعز به السپاه و البسیج
و تذل به المجتبی و اهله
"حمد باد خامنه ای را كه آفریدگار پاسداران و بسیجیان است و گستراننده ظلم وستم بر زمین است و روان‌كننده خونها در خیابانها و رویاننده چماقها بر دستها، ظلمش را پایانی نیست و ستمش را درمانی . اول است در بی وجدانی، باقی نیست تا مدتی. پیشانی‌ها در برابر او بر دار و لبها به ذكر بی وجدانی او در جنبش. "
با این مقدمه می فرمایم : یا سردار مستطیل، سرلشکر بسیجی، دامت افاضاته سلام علیكم.
رنجنامه سراپا رنجت در چاه جمکران واصل شد.
سلام من بر تو و بر پدران بیشمارت. سید حسن جان، بوم غلتان اسلام، فدایت گردم . خوب بیاد دارم که پدرت آیت الله فیروز آبادی هم از این رنجنامه ها برایم به چاه سامره می فرستاد، چه رنجهایی برای آن باغ بزرگ و اعیانی اش که از محل خمس و زکات و حق امام در شاه عبدالعظیم به دست آورده بود ، می کشید، و چه رنجهایی در پای منقل می کشید، آن سید بزرگوار هم مانند تو فرزند تنومند اش همواره در حال کشیدن بود و؛ همه جاکشید!.
حسن جان، آقا! می دانیم که نائب ما خامنه ای، وقتی با الهام غیبی حضرت الکوسه رفسنجانی، به ولایت رسید ، تو فرزند را که آن موقع درس دامپزشکی ات را تمام کرده بودی، یک شبه به درجه سرلشکری و یازده سال ارشدیت، رئیس ستاد کل نیرو های مسلح کرد.
تو فرزند را که در عمرت سربازی انجام نداده و تیری در نکرده بودی بکار تیرو تفنگ گماشت، و تو فرزند دلبند و توپول موپولی هم نامه ای نوشتی و نائب ما را پسر جدم حسین خطاب کردی، و یک عمو هم برای ما تراشیدی. نمی دانم نطفه این عموی ما پیش از شهادت جدم بسته شده بود، یا پس از شهادت آن حضرت، وهنگام بردن اسراء به شام؟
حسن جان، قربان اون شکم برآمده ات بروم ، مگر از بیرون آمدن چند تا خس و خاشاک در خیابانها ترسیدی که برای ما نامه نوشتی؟ پس شجاعت ات کجا رفت؟ حسن جان تو خودت اگر تنها به خیابان بیایی و به هر کدام از این خس و خاشاک ها یک تنه بزنی، همه اشان کف خیابان ها ولو می شوند. حیف اون همه چلوکباب های سلطانی با برگ و کوبیده اضافی و زرده تخم مرغ و دوغ نبود که خوردی؟!
حسن جان! به همه شما ها یاد داده اند که منتظر من باشید تا ظهور کنم! ولی خودت بهتر می دانی، من که هیچ! جدم هم جراًت بیرون آمدن از چاه را ندارد، مگر از جان خود سیر شده ام که به ایران بیایم ؟ تا گیر پاسدار و بسیجی بیافتم . یا اینکه به دست همان زن ریش دار ایرانی بقتل برسم.
دجال و خرش هم برایم پیغام فرستادند که ظهور نخواهند کرد. برو این دام بر مرغ دگر نه!
چاه جمکران
المهدی الموعود و الغائب الابد الدهر

*****
پیشنهادی برای مبارزه با شیاطین و مزدوران
*****
گزارشی از آنسوی مرزها، درباره ایران
دويچه وله : موج دستگیری فعالان سیاسی و مبارزان حقوق مدنی در ایران همچنان ادامه دارد. مقامات انتظامی و امنیتی سرکوب اعتراضات مسالمت‌آمیز را با دستگیری گسترده‌ی مخالفان ادامه می‌دهند. از آخرین کسانی که دستگیر و به محلی نامعلوم برده شده‌اند، از شمس‌الدین عیسایی عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی نام برده می‌شود. آقای عیسایی در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی مدیر کل حقوقی وزارت کشور بود.
نقض مدارج قانونیاعضا و فعالان نیروهای اصلاح‌طلب، دهها وکیل دادگستری، پژوهشگر، استاد دانشگاه و روزنامه‌نگار در میان دستگیرشدگان هستند. مقامات اتهامات افراد را به روشنی و مطابق مدارج قانونی بیان نکرده، بلکه تنها به اتهام کلی "اقدام علیه امنیت کشور" بسنده کرده‌اند. بیشتر دستگیرشدگان از حقوق افراد زندانی محروم هستند. به آنها اجازه ملاقات با خانواده و تماس با وکیل داده نشده است.خانواده‌زندانیان شکوه می‌کنند که از سرنوشت بسیاری از دستگیرشدگان خبری در دست نیست. مقامات از دادن اطلاعات طفره می‌روند. در مواردی هنوز روشن نیست که افراد در اختیار قوه قضائیه هستند یا وزارت اطلاعات، یا این که آمران و عاملان بازداشت‌ها چه کسانی بوده و افراد را به کجا برده‌اند.گفته می‌شود که در رابطه با اعتراضات مسالمت‌آمیز یک ماه گذشته بیش از ۲۵۰۰ نفر بازداشت شده‌اند، که عده‌ای از آنها در روزهای بعد آزاد شدند. اما منابع گوناگون تائید می‌کنند که بیش از ۵۰۰ نفر هنوز در بند هستند.
تلاش برای آزادی زندانیانتلاشی پردامنه برای آزادی بازداشت‌شدگان ادامه دارد. گروهی از خانواده‌های زندانیان به قم رفته و با علما دیدار کرده‌اند. سایت نوروز وابسته به جبهه مشارکت از احزاب اصلاح‌طلب متن نامه‌ی تازه‌ای را به مراجع منتشر کرده است. بسیاری از امضاکنندگان خانواده افرادی هستند که در دولت اصلاحات مقام‌های بالا داشتند."سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی" که برخی از سران و اعضای آن دستگیر شده‌اند، آزادی همه بازداشت‌شدگان را خواستار شده است. این سازمان اصلاح‌طلب، دولت را رژیمی کودتایی خوانده و دستگیری‌های اخیر را غیرقانونی دانسته است.مهدی کروبی نامزد انتخابات ریاست جمهوری، در نامه‌ای به آیت‌الله محمود شاهرودی، رئیس قوه قضائيه آزادی تمام بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات را خواستار شده است. آقای کروبی دادستانی تهران را متهم کرده که به ابزاری جهت سرکوب معترضان قانونی بدل شده است.سازمان عفو بین‌الملل که برای حقوق زندانیان مبارزه می‌کند، بار دیگر از حکومت ایران درخواست کرده که به دستگیری مخالفان سیاسی پایان دهد. عفو بین‌الملل فشار بر زندانیان برای گرفتن اعترافات دروغین را نکوهش کرده است.سازمان "گزارشگران بدون مرز" که از آزادی بیان در سراسر جهان دفاع می‌کند، فشار بر روزنامه‌نگاران در ایران را محکوم کرده است. به گزارش این نهاد بین‌المللی هم‌اکنون دست‌کم ۴۱ روزنامه‌نگار در زندان‌های ایران به سر می‌برند. "گزارشگران بدون مرز" از چند مورد تازه‌ی دستگیری روزنامه‌نگاران و عکاسان در ایران خبر داده است."انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران" در نامه‌ای به سید محمود هاشمی شاهرودی رئیس قو‌ه‌ی قضائیه از او برای آزادی روزنامه‌نگاران زندانی کمک خواسته است. در نامه تأکید شده است: «وضعیت نگهداری روزنامه‌نگاران زندانی بسیار نامطلوب و بدون رعایت حقوق یک زندانی است.»عده‌ای از مخالفان رژیم ایران از جمله اکبر گنجی روزنامه‌نگار سرشناس به زودی اعتصاب غذایی سه روزه را در حمایت از زندانیان سیاسی ایران در مقابل مقر سازمان ملل متحد در نیویورک شروع می‌کنند.
*****
گزارشی دیگر از: گزارشگران بدون مرز
گزارشگران بدون مرز سرکوب افزایش یابنده علیه روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها در ایران را محکوم می کند. در آستانه آغاز دومین ماه اعتراضات مردمی به تقلب در انتخابات، دست کم چهل و یک روزنامه نگار در زندان بسر می برند. گزارشگران بدون مرز از دستگیری پنج روزنامه نگار دیگر مطلع شده است.
گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می کند که " شرایط زندانیان بسیار نگران کننده است. چهار نفر از روزنامه نگاران بازداشت شده همچون دیگر زندانیان به محلی نامعلوم منتقل شده‌اند. خانواده‌های آنها از حق ملاقات با عزیزان خود محروم و وکلای این زندانیان علت بازداشت موکلین خود را نمی‌دانند، از دسترسی به پرونده محروم شده‌اند. بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان، امروز به خطرناکترین زندان برای روزنامه نگاران تبدیل شده است."
بیستم تیرماه توحید بیگی عکاس خبرنگار سایت مشروطه یکی از سایت‌های حامی مهدی کروبی بازداشت شده است. جمعه ١٩ تیرماه مجید سعیدی عکاس خبرنگار و همکار بسیاری از خبرگزاری های داخلی و خارجی در منزلش از سوی ماموران لباس شخصی بازداشت شد. وی از جمله همکار مجله تایم برای پوشش رویدادهای افغانستان بعد از سقوط طالبان بود و مدتی نیز مسئولیت سرویس عکس خبرگزاری فارس را بر عهده داشت. هنگامه شهیدی روزنامه‌نگار بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب و وبلاگ نویس وبلاگ "پی نوشت" از تاریخ ٩ تیرماه در بازداشت بسر می‌برد و سمیه نصرتی خبرنگار روزنامه‌های تهران امروز و حیات نو از تاریخ ٣٠ خرداد بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شده است.
از سوی دیگر سعيد متين پور روزنامه نگار هفته نامه يارپاق و همکار روزنامه های محلي استان آذربايجان در تاریخ ٢٠ تیرماه پس از احضار به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران بازداشت و برای طی کردن هشت سال محکومیت روانه‌ی زندان اوین شد.
این روزنامه‌نگار در تاريخ ٨ اسفند ماه ١٣٨٧ با سپردن وثيقه ٥٠٠ ميليون توماني از زندان آزاد شده بود. وی از تاريخ ٥ خرداد ماه در زندان بسر می‌برد. در ٢٢ خرداد ماه ١٣٨٧ اعلام شد که سعيد متين پور از سوی شعبه ١٥ دادگاه انقلاب تهران به هشت سال زندان محکوم شد. دادگاه وی را برای " ارتباط با بيگانگان به ٧ سال و برای "تبليغ عليه نظام" به يک سال حبس تعزيری محکوم کرده بود. چند ماه بعد علیرغم تلاش های محمدعلی دادخواه وکیل این روزنامه نگار که خود هم اکنون زندانی است، حکم محکومیت از سوی دادگاه تجدید نظر تائید شد. سعید متین پور پس از آزادی از زندان از بیماری‌‌های متعددی حاصل از فشارهای زندان از جمله کمر درد و ناراحتی های گوارشی رنج می‌برد.
اسامی روزنامه نگاران و وب نگاران دستگیر شده از تاریخ ٢٣ خرداد ١٣٨٨
عبدالرضا تاجیک، مهسا امرآبادی، احمد زیدآبادی ، کیوان صمیمی بهبهانی، بهزاد باشو، سید خلیل میراشرفی، سمیه توحیدلو ، شیوا نظر آهاری، محمد عطریانفر، سعید حجاریان، محمد علی ابطحی، سعید لیلاز، محمد قوچانی، ژیلا بنی یعقوب، بهمن احمدی امویی، مجتبا تهرانی، مازیار بهاری، علیرضا بهشتی پور شیرازی، اسماعیل حق پرست، مهدی زابلی، روح اله شهسوار، فریبرز سروش، عیسی سحرخیز، کامبیز نوروزی، مسعود باستانی، محمدرضا یزدان پناه، کاوه مظفری. توحید بیگی، مجید سعیدی، هنگامه شهیدی، سمیه نصرتی، سعيد متين پور
اسامی روزنامه نگاران و وب نگاران زندانی پیش از تاریخ ٢٣ خرداد ١٣٨٨
عدنان حسن پور، محمدحسن فلاحیه‌زاده، محمد صدیق کبودوند، کاوه جوانمرد، مجتبی لطفی، مسعودکرد پور، حسین درخشان، بهمن توتونچی ، سجاد خاکساری.
*****
بیانیه انجمن اسلامی دانشگاه تهران و نام چند بازداشتی جدید
پس از گذشت نزدیک به یک ماه از انتخابات، جامعه دانشجویی و دانشگاهی کشور همچنان در مصیبت وقایع قبل و بعد از این رویداد نشسته است. برخورد خشونت آمیز نیروهای امنیتی و انتظامی با درخواست‌های به حق مردم پیرامون شفاف سازی فرآیند انتخابات، کشته و زخمی شدن تعداد کثیری از هموطنان در شهرهای مختلف کشور به دلیل اعتراضات آرام و به حق، حمله وحشيانه به پرديس مركزي و کوی دانشگاه تهران و شکسته شدن حریم مقدس دانشجو و دانشگاه و بازداشت جمع کثیری از فعالین سیاسی و دانشجویی کشور، بخشی از مصایبی است که مردم ایران را در بهت فروبرده و همچنان این سوال را زنده نگه داشته است که آیا پاداش مردمی که با شور و نشاط و عقلانیتی بی‌نظیر در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند، چنین فجایعی بود؟
پیرامون انتخابات ریاست جمهوری و آنچه که بر مردم ایران گذشت پس از این، بحث‌های بسیاری انجام خواهد گرفت و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران نیز مطمئنا با آغاز سال تحصیلی به واکاوی این رویداد خواهد پرداخت. اما آن چیزی که امروز ذهن تمامی دانشجویان و فرهیختگان جامعه را به خود مشغول نموده، بازداشت جمع کثیری از فعالین سیاسی کشور است که پیش از این برای حضور حداکثری مردم در پای صنوقهای رای و ترغيب آنان به شركت فعالانه در رقم زدن سرنوشت خويش در جهت بهبود اوضاع و شرايط حاكم، تمام تلاش خود را به کار گرفتند و امروز بدون توجه به اين دلسوزي و تعهد آنان نسبت به آرمان هاي قانون اساسي و بدون کمترین توجیهی در اسارتند. علی‌الخصوص اینکه در میان این افراد، دانشجویان و دانشگاهیانی وجود دارند که در مشارکت بالای جامعه دانشگاهی نقشی کلیدی ایفا نموده‌اند. جناب آقاي دكتر حمید چوبینه و سرکار خانم دكتر سميه توحید‌لو، از اعضای اسبق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران و آقایان محمدرضا جلایی‌پور و علیرضا عاشوری، از اعضاي اسبق و فعلی شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران از جمله این افرادند که با گذشت بیش از 3 هفته از بازداشت هر یک، تاکنون اطلاعات موثقی پیرامون وضعيت آنان در دسترس نیست. این افراد از جمله توانمندترین فعالین دانشجویی بوده و هستند که چه در سالهای حضور در انجمن اسلامی دانشجویان و چه در سالهای بعد از آن شهره به اعتدال، عقلانیت و دینداری بوده‌اند و هرگز اتهام تندروی و انجام اعمال غیرقانونی بر قامت این عزیزان روا نبوده و نخواهد بود ، اما اكنون با كمال تاسف شاهديم كه به اتهامات ناروا، برايشان پرونده سازي شده و بدون رعايت حداقلي از قوانين حاكم بر امر حسابرسي،‌ در بند هستند.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن ابراز نگرانی پیرامون وضعیت این عزیزان و محکوم نمودن ادامه بازداشت فعالین سیاسی و دانشجویی پس از گذشت نزدیک به یک ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، به مسئولین امر هشدار مي دهد تا هر چه سريع تر به ادامه چنين اقدامات غير قانوني و غیر شرعی و مغاير با ابتدايي ترين حقوق شهروندی پيش بيني شده در قانون پايان داده، و در جهت آزادی بی قید و شرط کلیه افراد دربند اقدام نمایند.
*****
نامه سرگشاده همسر احمد زيد ابادي خطاب به هاشمي شاهرودي:
در دادگاه انقلاب مي گويند "فردي به نام زيد آبادي نمي شناسيم! "

جناب آقای شاهرودی سلام
با عنایت به مسئولیت خطیر رسانه ها در روزگار فعلی و معرفی مکرر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان رسانه ای ملی که علی القاعده می بایست آیینه افکار عمومی جامعه باشد و با توجه به بخشنامه اخیر جنابعالی که هرگونه مصاحبه با رسانه های خارجی را جرم و قابل مجازات دانسته است‎‎‏ًٌُ؛ بر آن شدم تا شرح مختصری از رنجهای رفته بر خویش را در طول این مدت بازگو نمایم. نزدیک به یک ماه از زمانیکه عده ای ناشناس که خود را پیک موتوری نامیدند همسر اینجانب آقای احمد زید آبادی را شبانه و بدون ارائه هرگونه برگ جلب، در مقابل چشم فرزندان خردسالش ربوده اند می گذرد و هنوز هیچیک از نهادهای مسئول زحمت پاسخگویی درباره وضعیت ایشان را به خود نداده اند.این وضعیت بارها فرزندان مرا در مقابل این سوال بی پاسخ قرار داده که جرم پدرمان چیست که اینگونه مورد تهاجم واقع شده است؟ پدری که دانش آموخته دانشگاههای همین مملکت بوده و دکترای علوم سیاسی خود را با نمره عالی از دانشگاه تهران دریافت نموده و علی القاعده می بایست در زمره نخبگان جامعه تلقی شود؛ به چه اتهامی از درب منزلش ربوده شده و هیچ نهادی خود را ملزم به پاسخگویی نمی داند؟ لازم به ذکر است که علی رغم مراجعات مکرر اینجانب، برادر همسرم و وکیل آقای زید آبادی به دادگاه انقلاب،تنها پاسخی که دریافت کرده ایم آن است که «ما اصلا چنین کسی را نمی شناسیم» و «پرونده ایشان هیچ ارتباطی به ما ندارد»! متاسفانه دامنه بی قانونی تحمیل شده بر خانواده من به اینجا ختم نشده و اینبار حریم خانه ام نیز به دفعات در معرض تجاوز قرار گرفته است. چند روز پس از دستگیری ایشان به شرحی که گذشت؛ چهار مرد قوی هیکل و البته ناشناس به درب منزل آمده و خواهان ورود شدند؛ حال آنکه تنها من و فرزندانم در خانه بودیم. علی رغم آنکه متجاوزان موفق به ورود به منزل ما نشدند؛ لیکن کودکانم تا ساعتها از ترس لرزیده و مدام می پرسیدند چرا نباید ما در کشور خودمان احساس امنیت کنیم؟ اینها کیستند که با مراجعات مکرر لرزه بر اندام فرزندانم انداخته و فرزند دوازده ساله ام را دچار چنان وحشتی کرده اند که اجازه نمی دهد حتی برای چند ثانیه درب منزل باز بماند؟ تمامی حوادث فوق در حالی رخ می دهند که در سراسر این مدت، مدام موضوع پیگیری اعتراضات از طریق مراجع قاونی بر طبل رسانه ها کوبیده می شود و سوالی که در این میان بی پاسخ رها شده آن است که چرا تنها طرح اعتراض است که باید قانونی صورت گیرد حال آنکه طرف مقابل اجباری برای پاسخگویی قانونی به این اعتراضات احساس نکرده و صریح ترین و بدیهی ترین اصول قانون اساسی و سایر قوانین کشور را به راحتی زیر پا می گذارند؟! آیا از نظر جنابعالی به عنوان ریاست قوه قضائیه این کشور، اصل ٣۲ قانون اساسی که به موجب آن: «هیچکس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند و در صورت بازداشت موضوع اتهام باید با ذکر دلایل، بلافاصله، کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شودو حداکثر ظرف مدت ۲۴ ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد و در غیر این صورت متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود» قانون تلقی نمی شود؟ و یا اصل ٣۵ قانون اساسی دائر بر اینکه:«در همه دادگاه ها طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند...» قانون رسمی این مملکت نیست؟ آیا همچنان لازم به تکرار است که نص صریح ماده ۲۴ قانون آیین دادرسی کیفری، ضابطین دادگستری را به رعایت مفاد اصول پیش گفته ملزم ساخته است؟ به اعتقاد شما مواد ۱۱۹ و ۱۲۰ قانون آیین دادرسی کیفری مبنی بر لزوم ابلاغ برگ جلب به متهم و ضرورت بازداشت در طول روز، از صراحت کافی برخوردار نیستند؟ آیا غیر از این است که ماده ۱۲۷ همان قانون قاضی را مکلف ساخته تا بلافاصله پس از جلب متهم و یا حداکثر ظزف ۲۴ ساعت مبادرت به تحقیق نموده و در غیر ابنصورت بازداشت،غیر قانونی تلقی شده و مرتکب، به مجازات مقرر قانونی محکوم خواهد شد؟ می خواهم بدانم مراد شما از قانون کدام قانون است؟ به استناد کدام قانون شبانه، بدون مجوز، بدون دسترسی به وکیل و بدون کوچکترین خبری از محل نگهداری قریب یک ماه است که همسر مرا بازداشت و هیچ نهادی خود را مسئول پاسخگویی نمی داند؟ وقتی نه مسئولین قوه قضائیه، نه قاضی پرونده و نه مسئولین زندان، هیچیک خود را دخیل در این جریان نمی دانند؛ چه راهی برای من باقی خواهد ماند؟ از شما می پرسم وقتی رسانه ملی حاضر نیست حتی هفته ای یک ساعت زمان در اختیار جریان مقابل بگذارد؛ چگونه انتظار دارید با رسانه های خارجی مصاحبه نکنم؟ این، حق و بلکه تکلیف شرعی من است که جامعه را از ظلم رفته بر خویش آگاه نمایم و طبیعی است وقتی همه راههای داخلی از رادیو و تلویزیون گرفته تا روزنامه ها و مطبوعات مسدود گشته اند، راهی جز مصاحبه و اطلاع رسانی از طریق رسانه های خارجی باقی نخواهد ماند. لذا یرای رفع این مشکل پیشنهاد می کنم حداقل هفته ای یک ساعت زمان در اختیار ما گذاشته و امثال مرا از مصاحبه با رسانه های خارجی بی نیاز کنید.
در غیر این صورت مسئولیت این امر بر عهده شما خواهد بود.
با احترام
مهدیه محمدی: همسر دکتر احمد زیدآبادی - 21 تیر 1388
*****
اسامی قاتلان سهراب
نوشابه امیری
**
سهراب اعرابی، همان وقت که مادرش، مثل مرغ سرکنده، پر از دلشوره و بیم، عکس اش را به این و آن نشان می داد و می گفت: سهراب مرا دیدی، کشته شده بود. مانند دیگر سهراب ها؛ همانند همه آنان که این روزها، در زیرزمین هاو زندان های کودتا، از دهان گشاد محمود احمدی نژاد، "مهرورزی" را برایشان نشخوار می کنند و با دستان خونین سعید مرتضوی، مرگ را برایشان "هجی" می کنند.
بله؛ سهراب مرده بود. پیش از دادن کنکور. کنکوری که با اطمینان می گفت: از پس آن بر می آیم.
سهراب را چه کسی کشت؟ تک تیرانداز مزدوری که پشت سنگر حکومت اسلامی، تک تازی می کند؟ "برادران بسیجی" که مردمان رامی نوازند با فریاد یا زهرا؟ مامور نیروی انتظامی که حکم "تیر" دارد؟ چه کسی؟
پاسخ روشن است:
قاتل سهراب اعرابی، سردار سرلشگر فیروز آبادیست. هم او که امروز رنج نامه می نویسد و می گوید: "این جبهه با هدایت استکبار، جنگ خود را در پوشش انتخابات دهم ریاست جمهوری آغاز کرد و چون با حضور جانانه چهل میلیونی مردم نتوانست طرفی ببرد، بیشتر عصبانی شد و در پی فتنه ای تلخ تر برآمد، فتنه ای با ظاهری مخملی و باطنی خشک و زبر و خشن که فرهنگ و مردم سرزمینم را هدف قرار داده بود. تصادفی نبود که در ۳۰ خرداد ۸۸، سی خرداد سال ۶۰ را بازسازی کردند. تخریب، کشتار و آشوب به پایگاه های بسیج و مسجد خدا یورش آوردند..."
هم او که به دروغ می نویسد: "زخم ترکش های جنگ تحمیلی و جای گلوله های منافقان و از خدا بی خبران دیروز را این بار در کوچه و بازار و تن بسیجیان و نیروهای نظامی ـ این حافظان امنیت مردم ـ با قمه و ضربات سنگ و شعله های آتش گشودند. به پای مصنوعی و سینه خسته جانبازان و حتی بانوان و کودکان رهگذر هم رحم نکردند و منافقانه سلاح اهدایی آمریکا و اسرائیل و انگلیس را به سوی مردم شلیک کردند تا به خیال خام خود با کمک رسانه هیا بیگانه، ناجا و بسیج را متهم کنند. غافل از اینکه مسئولان با حکمت و تدبیر به کاربردن سلاح را به خاطر پیشگیری از هرگونه آسیب به مردم منع کرده بودند و نیروهای حافظ امنیت هیچگاه سلاحی در دست نداشتند و به کار نبردند."
هم او که مرگ فرزندان ما ـ سهراب ها و نداها و یعقوب ها و... ـ را "داستان" می خواند و در همان حال که مامورانش، حتی برگزاری مراسم عزارا بر داغدیدگان ممنوع می کنند، از "نمایشی" بودن این صحنه ها سخن می گوید.
قاتل سهراب، آیت الله ناصر مکارم شیرازی ست؛ همو که خواستار اعتراض به "سرکوب مسلمانان" در چین می شود، اما نمی بیند سهرابی را که پرپر زد؛ یعقوبی را که تنها توانست بگوید "برای آزادی شهید شدم" و ندایی را که تنها باز بودن چشمانش را برای خواب های آشفته مادربه جا گذاشت.
قاتل سهراب، حسین شریعتمداری است. همو که می نویسد: "یكی دو گزارش منتشر شده وجود دارد كه نشان می دهد سرویس های اطلاعاتی غربی، از قبل - والبته با خشم و ناامیدی- می دانستند كه احمدی نژاد انتخابات ریاست جمهوری در ایران را خواهد برد."
و نتیجه می گیرد: "غائله آفرینی اراذل و اوباش در جریان تظاهرات غیرقانونی بعد از انتخابات كه به دعوت میرحسین موسوی و خاتمی صورت پذیرفته بود تقدیر چند باره مقامات رژیم صهیونیستی از میرحسین موسوی را در پی داشته است."
قاتل سهراب، آقای حداد عادل، قوم و خویش "آقا"ست که به روی خود نمی آورد در خون غلطیدن فرزندان مرز و بوم مارا و در عوض از صدراعظم آلمان می پرسد "چرا در مورد شهادت بانوی مصری واكنش نشان نمی دهد؟"
قاتل سهراب، پرویز داوودی، معاون اول محمود احمدی نژادست که "مشاركت 85 درصدی ملت ایران" در انتخابات را به پای نظام مقدس اسلامی می گذارد و تهدید می کند که "ما اگر برویم، جهان را نیز باخود خواهیم برد."
همو که "22 خرداد راپیام‌رسانی نورانی" می داندکه نوید "مردم سالاری همراه با معنویت و اخلاق" را داد. معنویت! اخلاق!
قاتل سهراب، عباس سلیمی نمین است. او که به صراحت می گوید: "كسانی كه اعتراضات غیر قانونی و خطاهای سیاسی مرتكب می‌شوند باید پاسخگوی خطاهای سیاسی خود باشند."
قاتل سهراب، دبیر كل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، فدایی احمدی نژادست که "هر گونه مقاومت نسبت به اصل مشروعیت انتخابات و یا مشروعیت رئیس‌جمهور منتخب"! را "مقابله با قانون و اراده عمومی ملت" می داند.
قاتل سهراب، همان کسی است که مردم خطاب به اوفریاد زدند: "بمیری و رهبری رانبینی".
آری؛ قاتل اینانند. اینان از دهان گشاده محمود احمدی نژاد، سخن می گویند و با دستان خونین سعید مرتضوی، می کشند. ما امروز "قاتلان" را می شناسیم و فردا ـ فردایی که دیر نیست ـ آنان را دردادگاه ها، به محاکمه خواهیم کشید.
پس؛ مادر دل به خون سهراب! مادر خونین جگر یعقوب! مرغ سرکنده، مادر ندا! همه مادران! نفرت تان، به توان بدل کنید. فرزندان ما زنده خواهند ماند و ما روزی به جای آنان از "آقا" خواهیم پرسید: چرا کشتی جوانان وطن را؟
*****
اطلاعيه کمپين بين المللی حقوق بشر در باره کشته شدن سهراب اعرابی

اعلام مرگ جوان ديگری در اثر تيراندازی در راهپيمايی توسط مقامات ايرانی پس از مدتها مخفی نگه داشتن اطلاعات
کمپين بين المللی حقوق بشر خواستار حقيقت يابی در باره ناپديد شدگانی شد که در هاله ای از نيرنگ و دروغ، سردرگمی، و رعب و وحشت ايجاد شده گم شده است.۲۱ تيرماه ۱۳۸۸- کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران امروز گزارش داد که مقامات ايرانی، خانواده سهراب اعرابی، ۱۹ ساله، را پس از گذشت ۲۶ روز از ناپديد شدنش مطلع کردند که او در اثر تيراندازی به قلبش در جريان راهپيمايی کشته شده است.
پروين فهيمی؛ مادر سهراب که از اعضای مادران صلح است در اين مدت ۲۶ روز تلاش های گسترده ای برای کسب خبر در باره پسرش کرده بود و عکس های او را به همه زندانها، دادگاه ها و هر جايی که امکان داشته برده وخواستار روشن شدن وضعيت او شده بود. سرانجام در شامگاه بيستم تيرماه، پس از برگزاری يادبود دهمين سال جنبش دانشجويی، داگاه انقلاب آنها را احضار کرد تا با مراجعه به اداره آگاهی از ميان عکس های فراوان اجساد، سهراب را شناسايی کنند. به گفته اعضای خانواده سهراب به کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران، جسد سهراب در روز ۲۹ خرداد ماه يعنی ۵ روز پس از ناپديد شدنش، به پزشکی قانونی تحويل داده شده است. سهراب اعرابی قرار بود که در تيرماه امسال در کنکور ورودی دانشگاه ها شرکت کند.سهراب اعرابی در اثر تيراندازی به قلبش کشته شده است اما هنوز معلوم نيست که آيا او اول مجروح شده و به بيمارستان منتقل شده و بعد فوت کرده است يا اينکه در همان جريان راهپيمايی و بلافاصله پس از تيراندازی کشته شده است.هادی قائمی؛ سخنگوی کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران در مورد مرگ سهراب گفت:" اگر سهراب در اثر تيراندازی در روز ۲۵ خرداد ماه در خيابان کشته شده است، چرا جسد او در روز ۲۹ خرداد ماه تحويل پزشکی قانونی شده است؟" هادی قائمی با شدت تمام اعلام کرد که "ما خواستار يک تحقيق مستقل و يک پاسخگويی کامل در باره علت مرگ سهراب اعرابی و پيگيری مناسب توسط قوه قضائيه هستيم." قائمی تاکيد کرد که "اين تحقيق بايد روشن کند که مقامات منتظر چه چيزی بودند و چرا اين همه مدت طول کشيد تا به مادرسهراب خبر مرگش را بدهند."فقدان شفافيت و تاخير محاسبه شده در خبررسانی در باره مرگ بدون هيچ توضيح سهراب، تنها باعث شده است که نگرانی ها در باره سايرکسانی افزايش پيدا کند که ياجزو ناپديد شدگان هستند و يا بازداشت شدگانی که بدون هيچ ارتباطی با خانواده و وکيل در وضعيت بی ارتباط با دنيای خارج به مدت يک ماه در بازداشت هستند. خبری مبنی بر بازداشت حدود ۱۹۰ نفر در جريان تظاهرات در روز ۱۸ تير نيز اين نگرانی ها را شدت داده است.هادی قائمی در باره اين نگرانی ها گفت:" بسياری از خانواده ها در وحشت هستند که به آنها هم خبر مرگ عزيزانشان را در راهپيمايی ها بدهند در حاليکه حقيقت همچنان مبهم بماند." هادی قائمی تاکيد کرد که " علاوه بر همه اينها، بی خبری از وضعيت ناپديد شدگان، برای خانواده آنها يک شکنجه است."
*****
احمدی نژاد مجرم اول است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نسرین ستوده وکیل دادگستری و از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر با غیرقانونی خواندن بخشنامه قوه قضاییه مبنی بر ممنوعیت همکاری با شبکه های بیگانه گفت: " به موجب این بخشنامه محمود احمدی نژاد اولین فردی است که باید تحت تعقیب قرارگیرد چرا که وی داپما با رسانه های چاپی وتصویری بین المللی و آمریکایی مصاحبه می کند." ستوده تاکید کرد که این بخشنامه سیاسی تنها برای تحت فشار قراردادن مخالفان رییس جمهور تهیه شده و فاقد اعتبار قضایی وحقوقی است.
بخشنامه یادشده مشخص نکرده منظور از" بیگانه" چیست و آنچنان کلی است که می تواند مورد تفسیرهای موسع قرارگیرد و طبق آن افراد در صورت همکاری با رسانه های خارجی می توانند حتی به اعدام نیز محکوم شوند. ستوده با یادآوری این مطلب اظهار داشت: "بخشنامه اخیر کاملا غیرقانونی است و ما هم به آن عمل نمی کنیم ومثل سابق به کار خودمان ادامه می دهیم. این بخشنامه نشان از یک موضوع دارد و آن فشارروی فعالان اجتماعی و مدافعان حقوق بشر است."
این وکیل حقوق بشر با اشاره به جایگاه صدور بخشنامه اخیر افزود: "درنظرداشته باشیم بخشنامه درسلسله مراتب مدارک قانون ضعیف ترین مدرک قانونی به حساب می آید. ما ابتدا قانون اساسی را داریم که ام القوانین ماست و همه قوانین بایستی براساس آن تصویب شود و آزادی بیان و حقوق شهروندی در آن مورد تصریح قرار گرفته که حتی به موجب قوانین عادی هم نباید نقض شود. درمرحله دوم قوانینی را داریم که به تصویب مجلس شورای اسلامی می رسند. سومین مرحله قانون گذاری آیین نامه هایی است که به تصویب هیات دولت می رسند و سپس بخشنامه ها هستند. بخش نامه ها به لحاظ قانونی فقط برای کارمندان نهادی که آن بخشنامه را صادر کرده لازم الاجرا هستند مشروط برآنکه ناقض قانون نباشد. بنابراین اگر رییس قوه قضاییه چنین بخشنامه ای را ابلاغ می کند اگر مغایر با قانون اساسی و قوانین عادی نباشد برای کارمندان اداره خودش لازم الاجرااست. درحالی که این بخشنامه با قانون اساسی وقوانین عادی متناقض است و درعین حال غیراز کارمندان قوه قضاییه برای هیچ کس دیگری لازم الاجرا نیست و از طرف دیگر هیچ مرجعی نمی تواند جرم انگاری کند، آن هم جرمی تا این حد شدید که برای آن مجازات آن اعدام پیش بینی شود."
ستوده تصریح کرد: "نمی شود هر کسی بنابرمسوولیتی که دارد بخشنامه ای اعلام کند و بگوید از فردا مثلا لباس رنگ قرمز می پوشند محارب هستند و مجازاتشان اعدام است. خیلی طبیعی است که چنین بخشنامه ای اساسا اعتبار قانونی وقضایی ندارد."
ستوده در رابطه با همخوانی بخشنامه قوه قضاییه با قوانین بین المللی اظهار داشت:" این بخشنامه به کلی مغایر آزادی بیان است که هم دراعلامیه های بین المللی که ایران به آنها پیوسته ذکر شده و هم در قانون اساسی مورد تصریح قرارگرفته است. هیچ کس نمی تواند با سوء استفاده از مقام دولتی خودش جرم انگاری کند؛ به ویژه جرمی که مجازات اعدام دارد. به موجب هیچ یک از قوانین ایران مصاحبه با شبکه های ملی و بین المللی جرم نیست. به همین دلیل هم آقای احمدی نژاد مثلا با شبکه ای بی سی آمریکا مصاحبه انجام داده اند. اگرقرارباشد به دلیل مصاحبه های افراد با شبکه های بین المللی بخواهند افراد را به محاکمه بکشند شاید اولین کسی که باید مورد محاکمه قراربگیرد آقای احمدی نژاد است."
وی ضمن اشاره به اهداف صدور چنین بخشنامه هایی گفت: "از آنجا که چنین قانون هایی در واقع نوعی موضع گیری سیاسی به حساب می آیند به نفع جناح تندرو درایران هستند و از آنجاییکه که قوه قضاییه ایران بارها نشان داده که درهیچ شرایطی بی طرف نیست، به نظر می رسد که ابلاغ چنین بخشنامه ای برای تحت فشارقراردادن مخالفان آقای احمدی نژاد است، نه برای اینکه به مشکلات موجود کشور رسیدگی بشود."
*****
میان ماه من تا ماه گردون...!!
ساعت حدود هفت بامداد است و امروز بر خلاف همه روز، اطاق کار ما خلوت است. از گروه پانزده نفری که همیشه اینجا پشت کامپیوترها نشسته و هریک به کاری مشغولیم، از ادیت کردن و تنظیم و انتشار پست ها؛ تا گشودن ایمیل ها و پاسخ نوشتن به آنها، امروز فقط پنج نفر باین مهم اشتغال داریم زیرا بقیه یارانمان؛ چند نفری بدلیل بیخوابی (هریک بیش از 30 تا 40 ساعت بی وقفه مشغول بکار بودند) و چند تنی نیز بدلیل این که می خواهند امروز در مراسم خاکسپاری "سهراب اعرابی" شرکت کنند و در وقایعی که پیش بینی میشود در گورستان بهشت زهرا پیش آید شرکت نمایند، به خانه هایشان رفته اند تا ساعاتی استراحت کنند.
به همین علت از میان ایمیل ها و پیام های بسیاری که ظرف هفت ساعت گذشته دریافت کرده ایم که بسیاری از آنها از سوی هم میهنان خارج از میهن است، گاهی فقط به یک کلمه Thank You بسنده کرده و پاسخ را ارسال داشتیم تا فرصت داشته باشیم به بقیه پیامهای رسیده نیز برسیم.
آنچه دراین میان ما را بسختی شگفت زده کرده این مطلب است که همزمان با این مطلب که گروهی از ایرانیان آنسوی مرزها در پی ایجاد همبستگی با هم میهنان خویش در داخل ایران هستند و به هر طریقی این همبستگی را نشان میدهند، هستند گروهی نچندان کوچک هم، که بیخیال آنچه که در میهن آنان می گذرد؛ برایمان ایمیل های "جوک" و یا ویدئوهای موسیقی خوانندگان مورد علاقه خویش را فرستاده و اصرار دارند که حتما آن را به نام و نشان فرستنده در سایت قرار دهیم...!!
از جمله، ده ها ویدئو دریافت کرده ایم از مراسم یادبود و یا خاکسپاری رقاص آمریکائی "مایکل جکسون"، همان موجود بی ارزش و بی هویتی که برای پنهان نگهداشتن اصل و ریشه خویش (سیاه پوست بودن خود) ده ها و یا شاید صدها بار جراحی کرد، هزاران نوع داروهای شیمیائی و غیره را مصرف نمود؛ فقط برای اینکه رنگ پوستش را از سیاهی به سپیدی تغییر دهد غافل از آن که اصالت او در همان سیاه بودنش بود... قلب باید سپید باشد، درون باید پاک باشد، رنگ بیرون که زاییده خلقت و آفرینش بشر است فرقی نمی کند.
این رقاص بی ارزش (البته از نظر ما بی ارزش) حتا هنگام ظاهر شدن در ملای عام، چهره فرزندان بی گناه خویش را نیز با ماسک می پوشاند که سیاهی رنگ پوست آنان هویدا نباشد...! راستی که شرم آور است.
اما در کنار ویدئوهائی اینچنینی که همه را بلافاصله پاک کرده و حتا پاسخی به فرستنده اینگونه ایمیل ها ندادیم و نمی دهیم، ویدئویی نیز دریافت کرده ایم از یار عزیزمان دکتر بحری که ایشان نیز بنوبه خویش آن را از یاری در کانادا دریافت کرده.
این ویدیو مربوط به گردهمایی و همایش ایرانیان در واشینگتن با حضور یکی دیگر از شیرزنان ایرانی یعتی "نازنین" خوب و مهربان و بسیار نازنین میباشد.
درین ویدیو؛ نازنین دوست داشتنی سخنرانی جالبی درباره هجدهم تیرماه سال 1378 برای آمریکائیان نموده و با تمام وجودش تلاش کرده که رشادت و شهامت هم میهنانش را تشریح نماید. برای تماشای این همایش و فیلم مربوطه روی لینک زیر کلیک کنید:
*****
شهر سقز در اعتصاب عمومی
شهر سقز در اعتصاب عمومی بسر میبرد شهر سقز در اعتصاب عمومی بسر میبرد امروز دوشنبه 22 تیرماه، بار دیگر همچون سالهای گذشته شهر سقز به شکلی بینظیر و متحدانه در اعتصاب عمومی بسر میبرد. تمامی مغازه‌های بازار بزرگ سقز و تمامی پاساژها و مراکز تجاری و مغازه‌های خیابانهای اصلی و فرعی شهر تعطیل میباشند. وسعت اعتصاب امسال به حدی است که حتی مغازه‌های کوچه‌ها و محلات حاشیه شهر نیز بسته است.هیچ وسیله نقلیه‌ای اعم از شخصی و عمومی (حتی تاکسی) در خیابانها دیده نمیشوند و اتوبوسهای شرکت واحد نیز که دولتی هستند امروز به علت نبود مسافر به ناچار از حرکت ایستادند. سقز در سکوت کامل بسر میبرد و این سکوت به مثابه فریاد و اعتراض متمدنانه و نوین مردم کرد است که میخواهد با این حرکت متحد و با این نافرمانی عظیم خود خشم و بیزاری خود را به تروریزم بین المللی و در راس آن جمهوری اسلامی نشان دهند که 20 سال پیش در چنین روزی دکتر عبدالرحمن قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران را ناجوانمردانه و در سر میز مذاکره برای حل و فصل آشتیانه مسئله کرد، در کشور اتریش ترور کردند. با اینکه هم اکنون شهر سقز در اعتصاب کامل بسر میبرد و هیچ عابری در معابر عمومی دیده نمیشود ولی صدها تن از نیروهای یگان ویژه ضد شورش در خیابانها و حتی کوچه‌های سقز مستقر شده‌اند و منتظر فرصتی هستند که با صدای گلوله‌هایشان سکوت و اعتصاب پر معنای سقز را بشکنند.از چهره‌های این نیروها میتوان خشم و عصبانیت، همراه با عجز و ناتوانیشان را در برابر این حرکت متمدنانه و متحدانه مردم سقز احساس کرد. این در حالیست که در چند روز گذشته نیز نیروهای گشت اماکن به بازار سقز رفته و با تهدید کردن بازاریان آنها را از عواقب بستن مغازه‌هایشان و پیوستن به اعتصاب مطلع میکردند و همزمان 24 اتحادیه مختلف اصناف و بازاریان نیز با برگزاری نشستهایی با اصناف مختلف شغلی و با تهدید و ارعاب، خواهان تحت فشار قرار دادن کسبه و به ثمر نرسیدن اعتصاب امسال بودند که خوشبختانه تلاشهایشان چون سالهای گذشته به انجام نرسید. اعتصاب بزرگ امروز در سقز از این زاویه مهم و چشمگیر است که این شهر یکی از شهرهای بزرگ پرجمعیت و استراتژیک کردستان ایران بشمار میاید و از نظر اقتصادی نیز سقز با داشتن بزرگترین بازار سرپوشیده غرب کشور و دارا بودن بیش از 100 پاساژ و مرکز بزرگ تجاری، قطب اقتصادی و تجاری کردستان و غرب کشور محسوب میشود. شایان ذکر است که امسال پنجمین سال متوالی است که شهرهای کردستان ایران و منجمله سقز به این مناسبت در اعتصاب بسر میبرند.
*****
کردستان یکپارچه در اعتصاب و اعتراض
کردستان میدیا: مردم میهن‎پرست شهرهای مهاباد، نقده، اشنویه، پیرانشهر، بوکان و سقز در بیستمین سالروز ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو، کلیه‎ی بازارها را تعطیل نمودند.
نیروهای رژیم در مهاباد با شکستن قفل چندین مغازه قصد داشتند از تعطیلی بازار جلوگیری نمایند اما مردم علیرغم تمامی فشارها به اعتصاب خود ادامه دادند. همچنین مردم روستاهای تابعه‎ی این شهرها نیز امروز از سفر به شهر خودداری نموده‎اند.
خبرگزاری مستقل کردستان همچنین گزارش داد از نخستین ساعات بامداد امروز مغازه‏داران و بازاریان شهر بانه دست به اعتصاب زدند. در این اعتصاب گسترده کلیه‏ی مغازه‏ها و بازارهای شهر بانه به حالت تعطیل درآمده و مردم روستاهای تابعه از رفت و آمد به شهر خوداری نموده‏اند.
اعتصاب یکپارچه به تمامی کردستان رنگ و روئی دیگر داده است. مردم گروه گروه، علی رغم حضور همه جانبه نیروهای سرکوبگر، موتور سواران و چماق بدستان وابسته؛ در خیابانها به حرکت درآمده و به دادن شعار پرداختند.
چندین بار هجوم سرکوبگران بسوی مردم خشمگین با واکنش و درگیری های متقابل روبرو گردید .
به گزارش های هنوز تایید نشده، صدها تن در بوکان و سقز و بانه و نقده و اشنویه و مهاباد دستگیر شدند. متقابلا به گفته مردم در شهرهائی چون مهاباد و اشنویه و بانه، بیش از سی نفر از چماقداران و دشنه کش ها و اوباشان رژیم بدست مردم گرفتار آمده و به محل های نامعلوم انتقال داده شده اند. از پاسداران و نیروهای بسیجی نیز به گفته شاهدان عینی، ده ها نفر زخمی و مضروب گشتد.
در مهاباد هجوم مردم بسوی پادگان بسیجی ها باعث درگیری های شدید گردید. در ابتدا مامورین رژیم با شلیک گاز اشک آور و گاز فلفل تلاش کردند مردم را از اطراف پایگاههای خود پراکنده سازند اما وقتی با مقاومت دلیرانه کردهای جان برکف روبرو گشتند، تیراندازی مستقیم بسوی مردم آغاز گردید که در اولین ساعات، ده ها نفر زخمی و توسط مردم به بیمارستانها این شهر انتقال یافتند و از آنجائی که اطراف بیمارستانها نیز از قبل در محاصره بسیجیان درآمده بود، دوباره درگیری و هجوم مردم باعث برهم خوردن موازنه به نفع مردم گردید.
اکثر مضروبین بصورت سرپائی مداوا و زخم بندی گردیده و در معیت مردم و اقوام از بیمارستان به خانه هایشان یا اماکن امن انتقال یافتند اما نگرانی در مورد مجروحینی است که با زخم های عمیق گلوله برای جراحی و مراقبت های پس از آن در بیمارستانها بستری گردیده اند. موارد مشابه طی یک ماهه اخیر در تهران و اصفهان و مشهد نشان داده که اکثر این گونه افراد، پس از چند ساعت توسط افراد سپاه و بسیج با زور و فشار، از بیمارستانها به مراکز نامعلومی انتقال می یابند. در این مورد بخصوص هنوز هیچ گزارش تایید شده ای بدست نیامده است اما آنچه مسلم است مردم در اطراف بیمارستانها اجتماع کرده اند که در صورت حمله اوباشان به بیمارستانها برای ربودن زخمیان؛ پس از جراحی، با آنان درگیر شده و عزیزان خویش را از چنگ اوباشان سرکوبگر نجات دهند.
*****
گزارشی از مراسم خاکسپاری سهراب اعرابی
دويچه وله : ساعت ۱۰ صبح. غسالخانه‌ی بهشت زهرا. جمعیت زیادی جمع شده‌اند. فعالان زنان. فعالان اجتماعی. مادران صلح. مادران داغدار و خانواده‌های اعرابی و فهیمی. پیکری که در غسالخانه است اینبار متعلق به جوان نوزده ساله‌ای است که معتقد بود رأیش دزدیده شده است. سهراب اعرابی روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ یکی از آن سه میلیون نفری بود که از میدان انقلاب تا میدان آزادی در سکوت راهپیمایی کردند تا بگویند به نتیجه‌ی اعلام‌شده‌ی انتخابات اعتراض دارند. هیچ شعاری داده نمی‌شد. تنها علامت پیروزی دستها بود و پرچم‌های سبز. اما در میدان آزادی ورق برگشت. ساختمان پایگاه بسیج مقداد، سنگرگاه کسانی بود که به شهادت فیلمها و عکسها از روی بام به طرف مردم تیراندازی کردند. به گفته‌ی نیروی انتظامی هفت نفر در جریان این تیراندازی کشته شدند. سهراب اعرابی یکی از این هفت نفر بود.در مراسم خاکسپاریامروز، دوشنبه بیست و دوم تیرماه پیکر سهراب به خاک سپرده شد. خدیجه مقدم می‌گوید: «امروز ساعت ده صبح پیکر پاک سهراب اعرابی، فرزند عزیزمان، با صدای ضجه‌های مادرش، مادربزرگش و همه‌ی مادرهایی که شرکت داشتند، همه‌ی زنهایی که شرکت داشتند و مردهایی که با صدای بلند ضجه می‌زدند، در قطعه‌ی ۲۵۷ بهشت زهرا تشییع شد.»خدیجه مقدم می‌افزاید، اجازه‌ی صحبت به هیچکس داده نشد، حتی به دوست صمیمی سهراب، «مادر سهراب بدون بلندگو چند دقیقه‌ای صحبت کرد و گفت که من وقتی سرگردان و آواره بودم و دنبال بچه‌ام می‌گشتم، بچه‌ی من کشته شده بود، بچه‌ی من را کشتند. مادربزرگش دائما فریاد می‌زد که بچه‌ی من را کشتند».و میهمانان ناخوانده نیز، چون همیشه حاضر بودند. خدیجه مقدم می‌گوید: «نیروهای امنیتی حضور داشتند البته با لباس نظامی نبودند، با لباس شخصی بودند. همه قاطی جمعیت بودند. و حتی من فکر می‌کنم در بین ما زنها هم نیروهای لباس شخصی زن بود. حتا شعارهای الله اکبر یا حسین را هم تحمل نمی‌کردند و به خانواده‌ی اعرابی و خانواده‌ی فهیمی گفته بودند که اگر کسی شعار بدهد، ما افراد را دستگیر می‌کنیم.»
ساعت ۹ امشب دوستان و آشنایان سهراب در خانه‌ی او گرد هم می‌آیند تا برایش شمعی روشن کنند. مادران صلح و مادران عزادار نیز می‌روند تا به پروین فهیمی بگویند که تو تنها مادر داغدار این سرزمین نیستی. اولین نبودی و آخرین نیز نخواهی بود.
*****
بدرودی دردناک با "سهراب اعرابی"
در میان خشم و اعتراضات شدید مردم و نیز ضجه های دردناک مادری داغدار، پیکر پاک یکی دیگر از گلگون جامگان میهن ما ، سهراب اعرابی امروز به بهشت زهرا انتقال و به خاک سپرده شد.
علی رغم حضور همه جانبه بسیجیان، افراد سپاه و چماقدارن و دشنه بدستان رژیم پلید و فرومایه در تمامی نقاط گورستان، بدلیل تراکم جمعیت و حضور همه جانبه ملت خشمگین، تا این لحظه (حدود ساعت 12 نیمروز) هنوز هیچ گزارشی از درگیری جدی بین مردم و مامورین به ما نرسیده است. بسیاری از اعضا و یاران سازمان ما در بین جمعیت گرد آمده در بهشت زهرا حضور دارند که برخی از آنان مسلح به اسلحه های کمری هستند که در صورت لزوم، پاسخ گلوله را با گلوله بدهند.
ویدئوی زیر گوشه ای از حضور مردم، و مراسم به خاک سپاری این جانباخته راه میهن و آزادی را نشان میدهند:
*****
تجاوز به حریم خانواده بازداشت شدگان
در حالیکه هیچ یک از مقامات قضایی جمهوری اسلامی حاضر به مسولیت پذیری در قبال بازداشت های گسترده پس از کودتای 22 خرداد نیست، اما همین مقامات، خانواده های زندانیان را تحت فشار قرار داده اند تا از هر گونه مصاحبه و اطلاع رسانی درباره عزیزانشان پرهیز کنند. برخی از این خانواده ها ضمن اعلام این خبر تاکید کرده اند که "قاضی حداد، مسوول رسیدگی به پرونده های بازداشت شده ها، تهدید کرده است که اگر مصاحبه کنند هیچ خبری درباره عزیزانشان به آنها ارائه نخواهد شد و ممکن است دوره بازداشت آنها طولانی تر شود."
قاضی حداد، رئیس شعبه 26 دادگاه انقلاب و قاضی پرونده های بسیاری ازفعالان سیاسی، مطبوعاتی و دانشجویان در سالهای گذشته، اکنون معاون دادستان عمومی وانقلاب تهران است.
این در حالیست که خانواده های برخی از فعالان سیاسی و مطبوعاتی بازداشت شده، روز یکشنبه هفته گذشته با کمیته 3 نفره ای که از سوی رئیس قوه قضائیه برای پی گیری وضعیت بازداشت شدگان تشکیل شده دیدار کرده اند. در این دیدار ابوترابی، عضو این هیات برای پی گیری پرونده ها و برخوردهای صورت گرفته، قول مساعد داد؛ هر چند تاکنون هیچ پاسخی به خانواده ها داده نشده است. علاوه بر این بعد از دیدار هفته گذشته، خانواده های بازداشت شدگان نتوانسته اند هیچ گونه ارتباط دیگری با این کمیته بگیرند.
مامورند و معذور
خانواده عباس میرزا ابوطالبی، رئیس دوره ای جبهه اصلاحات و معاون ستاد میرحسین موسوی در تهران هم از محل نگهداری او هیچ اطلاعی ندارند و تاکنون به آنها گفته نشده است که قائم مقام حزب همبستگی توسط چه کسانی بازداشت و به کجا منتقل شده است.
همسر این فعال سیاسی به روز گفت: روز جمعه ماموران بدون اینکه حکمی نشان دهند آقای ابوطالبی را بازداشت و منزل ما را تفتیش کردند؛بعد هم پرونده ها، کتاب ها، کیس کامپیوتر و وسایل ایشان را بردند.
خانم میرزا ابوطالبی با ابراز نگرانی شدید ازوضعیت همسرش افزود: وقتی ماموران آمدند مادر من منزل ما بودند، همه شوکه شده بودیم که چرا بچه ها و یاران انقلاب را بازداشت می کنند و مادرم به ماموران اعتراض کرد و گفت که چگونه کسی را بازداشت می کنید که 30 سال از بهترین سالهای زندگیش را برای همین نظام هزینه کرده است؟ اما ماموران در پاسخ گفتند که مامورند و معذور.
وی آنگاه با انتقاد از بازداشت گسترده فعالان سیاسی و مطبوعاتی تاکید کرد: باید از دست اینها به خدا پناه ببریم که همه بچه ها و یاران انقلاب و پیروان خط امام را بازداشت می کنند. این بازداشت های فله ای به شدت نگران کننده است.
خانم میرزا ابوطالبی سپس این سوال را مطرح کرد که «با بازداشت این شخصیت ها چه چیزی عاید نظام می شود؟» و افزود: باز هم اگر مشکلی برای نظام پیش بیاید همین بچه ها هستند که از جانشان مایه خواهند گذاشت.
تاجیک در بند 209 اوین
عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگاری که در اکثر روزنامه های اصلاح طلب قلم زده است از 24 خرداد دربازداشت به سر می برد. پروین تاجیک، خواهر این روزنامه نگار با بیان اینکه عبدالرضا در بند 209 زندان اوین است به روز گفت: برادرم از زمانی که بازداشت شده دو باردر اوایل بازداشت تماس تلفنی کوتاه داشته و هر دو بار فقط گفته است که نگران نباشید؛ اما در پاسخ به سوالات ما درباره نوع برخوردها و اتمام بازجویی ها و... سکوت کرده و تلفن قطع شده است.
خانم تاجیک با بیان اینکه برادرش دو هفته است تماسی نگرفته ضمن ابراز نگرانی شدید از وضعیت این روزنامه نگار خبر داد که هر دو وکیل آقای تاجیک، یعنی آقایان سلطانی و دادخواه هم بازداشت هستند و ایشان وکیل دیگری ندارند.
وی افزود: در دیار با آقای ابوترابی ایشان از همه ما خواستند نامه ای نوشته و وضعیت پیش آمده را شرح دهیم تا پیگیری کنند؛ ما هم نوشتیم و تحویل ایشان دادیم اما هر چه تماس می گیریم و مراجعه می کنیم هیچ گونه جوابی نمی دهند.
خانم تاجیک با اشاره به دیدار ها و قول هایی که سید محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی و فراکسیون خط امام مجلس و کمیته 3 نفره به خانواده ها داده اند ابراز تاسف کرد که تاکنون هیچ گشایشی نشده و صرفا در حد وعده باقی مانده است. او در عین حال تاکید کرد که این شخصیت ها نیز کاری از دستشان ساخته نیست.
او با بیان اینکه نگران پرونده سازی برای برادرم هستم گفت: ایشان نه عضو ستاد انتخاباتی کسی بوده و نه عضو حزبی است، بلکه یک روزنامه نگار است که کارش فقط نوشتن و اطلاع رسانی به مردم است و در حالیکه مقامات امنیتی خود نوشته های روزنامه ها را سانسور می کنند و مطالب سانسور شده به مردم ارائه می شود من در تعجب هستم چرا روزنامه نگارها را بازداشت می کنند.
خانم تاجیک با بیان اینکه در دادگاه انقلاب هیچ کسی پاسخگو نیست افزود: بارها مراجعه کرده ایم اما هیچ پاسخی نگرفته ایم. در زندان اوین هم فقط می گویند ما سرباز هستیم و مسول نیستیم و مسولان نیز حاضر به پاسخگویی به ما نیستند.
او در ادامه از آیت الله شاهرودی خواست قبل از اتمام دوره ریاستش در قوه قضائیه برای آزادی بازداشت شدگان تلاش کند.
خانم تاجیک گفت: آقای شاهرودی که گفته بودند ویرانه ای را تحویل گرفته اند اکنون بهتر است خود در روزهای آخر مسولیتش، نامی نیک از خود بر جای بگذارد.
حداد؛ مسول پرونده ها
کاوه مظفری، وبلاگ نویس و فعال حقوق زنان در حالی بازداشت شده است که مادر همسرش را برای رفتن به بیمارستان همراهی میکرد. جلوه جواهری، همسر کاوه مظفری با اظهار بی اطلاعی از وضعیت همسرش به روز گفت: کاوه را شناخته بودند و بازداشت کردند و هر چقدر مادرم تاکید کرده که در حال رفتن به بیمارستان هستیم، توجهی نکرده و گفته اند که این کاوه مظفری است و بدون دلیل اینجا نیست.
جلوه جواهری افزود: منزل ما نزدیک انقلاب است و نزدیک خانه کاوه را بازداشت کرده اند.
وی با بیان اینکه نام کاوه مظفری در لیست بازداشت شدگانی که بر دیوار زندان اوین چسبانده اند وجود دارد گفت: امروز پیش آقای سبحانی، بازپرس پرونده قبلی کاوه رفتیم و ایشان گفتند پرونده کاوه در دست قاضی حداد است و ایشان مسول پرونده کاوه هستند.
جواهری افزود: به ما گفته اند اگر کاوه بدون دلیل هم بازداشت شده باشد باز 7-8 روز طول خواهد کشید تا رسیدگی و پرونده به بازپرس ارجاع داده شود و این روال پرونده ها است.
وی با ابراز نگرانی از وضعیت همسرش گفت: مشکل عمده ما این است که نمیدانیم عزیزانمان سالم هستند یا نه و آیا مورد بدرفتاری و ضرب و شتم قرار می گیرند یا نه.
وی تصریح کرد: در این ایام که شایعات فراوانی در مورد بازداشت شدگان مطرح می شود همه خانواده ها به شدت نگران هستند و متاسفانه حق طبیعی بازداشت شدگان در خصوص تلفن زدن به خانواده هایشان نیز از آنان دریغ می شود.
وی با اشاره به فشارهایی که بر خانواده ها وارد می شود افزود: در میان بازداشت شدگان نوجوانان 14 و 15 ساله نیز هستند که خانواده هایشان به شدت نگران وضعیت آنان هستند.
خانواده مهسا امرآبادی، روزنامه نگار بارداری هم که به اتفاق مسعود باستانی، همسرش در بازداشت به سر می برد به شدت نگران وضعیت فرزندان خود هستند. این خانواده نیز همچون سایر خانواده های بازداشت شدگان اخیر تحت فشار هستند تا سکوت کنند و مصاحبه ای انجام ندهند. یکی از نزدیکان این خانواده به روز گفت: هیچ گونه خبری از مسعود باستانی نداریم و فقط یک بار با مهسا صحبت تلفنی کوتاهی کرده ایم.
وی افزود: می گویند باید پرونده ها سیر قانونی خود را طی بکنند و بازجویی ها تمام شود و تا قبل از اتمام بازجویی ها هیچ گونه اطلاع رسانی نمی کنند و به ما پاسخی نمی دهند.
وی افزود: مهسا در بند 209 زندان اون است اما هیچ اطلاعی از مسعود نداریم و نمیدانیم او را کجا منتقل کرده اند.
تجاوز به حریم خانواده زیدآبادی
از سوی دیگر مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی در نامه ای سرگشاده از رئیس قوه قضائیه پرسید: کسی که باید در زمره نخبگان جامعه تلقی شود؛ به چه اتهامی از درب منزلش ربوده شده و هیچ نهادی خود را ملزم به پاسخگویی نمی داند؟
در این نامه خانم محمدی خطاب به شاهرودی نوشته است: چند روز پس از دستگیری آقای زیدآبادی، چهار مرد قوی هیکل و البته ناشناس به درب منزل آمده و خواهان ورود شدند؛ حال آنکه تنها من و فرزندانم در خانه بودیم. علی رغم آنکه متجاوزان موفق به ورود به منزل ما نشدند؛ لیکن کودکانم تا ساعتها از ترس لرزیده و مدام می پرسیدند چرا نباید ما در کشور خودمان احساس امنیت کنیم؟ اینها کیستند که با مراجعات مکرر لرزه بر اندام فرزندانم انداخته و فرزند دوازده ساله ام را دچار چنان وحشتی کرده اند که اجازه نمی دهد حتی برای چند ثانیه درب منزل باز بماند؟
*****
قتل مشکوک یک روزنامه نگار در مشهد
مهرداد حیدری روزنامه نگار خراسانی که روز شنبه در سرمقاله ای به انتقاد از عملکرد وزارت اطلاعات پرداخته بود روز گذشته به طرز مشکوکی در مشهد به قتل رسید .
آژانس ايران خبرگزار شداده مهرداد حیدری که پیشتر در روزنامه خراسان فعالیت داشت بنا به دلایلی به هفته نامه نسیم مشهد رفت و در آن نشریه در محیطی استانی به نوشتن پرداخت . وی خرداد ماه ، با دعوت روزنامه خراسان رضوی به آن روزنامه رفت و در یادداشت های ثابت روزنامه حضوری فعال به هم رساند .
مهرداد حیدری در آخرین یادداشت خود ضمن انتقاد از وزارت اطلاعات در کسب اطلاعاتی ساختگی ، این وزرات خانه را محکوم به نداشتن اطلاعاتی کرد که با فشار بر جوانان قصد به دست آوردن آن را دارد .حیدری در این یادداشت ضمن برشمردن نکات منفی جریانات اخیر ایران ، آنها را دستمایه افرادی دانست که همیشه حق به جانب گرفته و بر دفاع از مردم حکایت می کنند .
*****
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
اعتراضات خانواده در مقابل دادگاه انقلاب نسبت به بی خبری وادامه بازداشت عزیزانشان

بنابه گزارشات رسیده از مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تعداد زیادی از خانواده امروز صبح در هر 2 محل تجمع کردند و نسبت به بی خبری و ادامه بازداشت عزیزانشان اعتراض کردند.
خانواده ها از صبح امروز در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تجمع کردند و خواستار آگاه یافتن از وضعیت عزیزانشان و آزادی آنها هستند. تعداد خانواده ها که در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردند به بیش از 140 نفر می رسند.آنها از بی تفاوتی و عدم پاسخگویی دادگاه انقلاب در مورد عزیزانشان به خشم آمده اند و امروز در موارد متعددی منجر به درگیری و جر وبحث بین خانواده و افراد دادگاه انقلاب شد.خانواده ها با صدای بلند و خشمگینانه از افراد دادگاه انقلاب می پرسیدند : چه بر سر بچه های ما آوردید؟ شما آنها را دستگیر کردید،دارید آنها را شکنجه می کنید ، آنها را کشتید چرا به ما جواب نمی دهید. چرا کسی پاسخگو نیست ؟ در این حین فردی که به او سرهنگ می گویند سعی داشت با عربده کشی و تهدید خانواده ها را ساکت کنه که با اعتراضات گسترده خانواده ها مواجه شد و از آنجا دور شد.
در جلوی دادگاه انقلاب تعدادی از نیروی انتظامی مستقر شدند و خانواده ها را زیر نظر دارند. همچنین لباس شخصیها هر جمعی که توسط خانواده ها برپا می شد در آن حاضر می شدند. تعداد زیادی از لباس شخصیها در بین خانواده ها حضور دارند.همچنین تعداد زیادی از خانواده ها در مقابل زندان اوین تجمع کردند وگفته می شود تعداد آنها تا ساعت 11:00 به بیش از 90 نفر می رسید.تعدادی از آنها هنوز از محل بازداشت عزیزانشان بی خبر هستند و دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات از اعلام اسامی دستگیرشدگان خوداری می کند.و این مسئله خانواده ها را بشدت نگران کرده است و نگرانی آنها نسبت به اینکه عزیزان آنها در زیر شکنجه به قتل رسیده اند افزایش یافته است.اکثر کسانی که از زندان آزاد شده اند از شکنجه های که علیه آنها بکار برده شده می گویند شکنجه ها وحشیانه و قرون وسطائی است و بازجویان علنان به دستگیر شدگان می گویند که شما اشک آقا (خامنه ای) را در آوردید قتل شما مباح است.اسامی تعدادی از دستگیرشدگان 18 تیر و دستگیریهای هفته های اخیر که جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم می باشد را انتشار می دهیم.
1- سيامك بحريني 27 ساله ليسانس شيمي پنجشنبه 18 تير در اميرآباد بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص2- محمد حسين كبريايي 19 ساله و محصل شنبه 30 خرداد در تقاطع شادمان بازداشت و به اوين منتقل شده3- كامبيز سهيلي 24 ساله دانشجوي مهندسي صنايع سه شنبه 26 خرداد در ميدان ونك بازداشت و به اوين منتقل شده4- سياوش ذوالقدر 21 ساله دانشجوي حسابداري چهارشنبه 27 خرداد در ميدان هفت تير بازداشت و به اوين منتقل شده5- امير علي اميري 26 ساله شغل آزاد چهارشنبه 3 تير در ميدان بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده6- سعيد صادقي 24 ساله شغل آزاد پنجشنبه 18 تيردر امير آباد بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص7- مهران مطلع 21 ساله كتابفروش پنجشنبه 18 تير انقلاب بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص8- محمد باقر اكرامي 25 ساله فوق ديپلم كامپيوتر شنبه 30 خرداد در آزادي بازداشت و به اوين منتقل شده9- كيانوش مير هادي 20 ساله دانشجوي روانشناسي شنبه 30 خرداد بازداشت و به اوين منتقل شده10- سامان قادري 27 ساله شغل آزاد پنجشنبه 18 تير بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص11- نيما كاشيان 24 ساله ليسانس ادبيات پنجشنبه 18 تير در خيابان كارگر بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص12- رضا كاظم زاده 25 ساله چهارشنبه 3 تير در بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده13- آيت كريمي 32ساله ليسانس اقتصاد پنجشنبه 4 تير در نواب بازداشت و به اوين منتقل شده14- بنيامين معيري 29 ساله شغل آزاد شنبه 30 خرداد در نواب بازداشت و به اوين منتقل شده15- محمد رضا ذاكري 24 ساله پنجشنبه 18 تير در اميرآباد بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص16- آرش رحماني 20 ساله چهارشنبه 3 تير در بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده17- شهاب عسگري 26 ساله فوق ديپلم عمران پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به جان دستگیر شدگان شدیدا ابراز نگرانی می کند و از دبیر کل وکمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواهان ارسال هیئت تحقیق برای بررسی وضعیت زندانیان سیاسی در ایران است.
*****
تجمع پزشکان در بيمارستان دکتر شريعتی در اعتراض به بازداشت های فعالان سياسی
اعضاء هيات علمی و پزشکان و دندان پزشکان دانشگاه علوم پزشکی تهران در اعتراض به بازداشتهای فعالان سياسی در محوطه بيمارستان شريعتی تجمع کردند.
در اين تجمع که با حضور حدود ۲۰۰ نفر از اعضاء هیأت علمی و پزشکان و دندانپزشکان دانشگاه علوم پزشکی تهران در محوطۀ بيمارستان شريعتی برگزار شد خانم دکتر وجيهۀ مرصوصی عضو هیأت علمی بخش زنان و همسر دکتر سعيد حجاريان که با وضع جسمی نامناسبی که دارد حدود ۲۵ روز است در بازداشت می باشد در سخنرانی کوتاه خود به پيشينۀ درخشان همسرش در انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی اشاره کرد و وی را فردی متدين و وارسته که جز به اعتلای نظام و حفظ ارزشهای والای انقلاب اسلامی نمی انديشد معرفی و از رفتاری که با وی می شود اعلام انزجار نمود.
همچنين همسر دکترعلی تاجرنيا از همسرش که يک دندانپزشک است و وی نيز از ۲۵ روز پيش در بازداشت بسر می برد ياد کرد و گفت قصد داشتم نکاتی را در مورد پيگيری هايی که کرده ايم در اينجا بيان کتم اما ديشب فردی که خود را نماينده وزارت اطلاعات معرفی می کرد با من تماس گرفت و از من خواست در اين تجمع شرکت و نيز سخنرانی نکنم.من به او گفتم من منع قانونی برای شرکت در اين تجمع ندارم و آمدم ولی بنا بر ملاحظاتی از تفصيل سخن دراينجا خودداری می کنمبه گزارش نوروز، در پايان اين تجمع قطعنامه ای صادر شد که متن کامل آن به شرح زير می باشد:

بسمه تعالی
فرازی از وصيت نامه حضرت علی (ع) : کونوا لالظالم خصماً و لالمظلوم عوناً
آنچه در ايام اخير ودر جريان انتخابات دهم رياست جمهوری در ميهن عزيزمان ايران و بر ملت شريف اين مرز و بوم گذشت بر همگان روشن و در تاريخ ايران زمين خاطره ای تاريک خواهد ماند . جوانان و مردمی که با شور و شوق به صحنه آمده بودند تا سرنوشت روشنی را برای خويش رقم بزنند با انواع روشها و برخوردهای غير قانونی وسرکوب مواجه شدند . مردم پر اميدی که ادامه شرايط موجود و دولت حاکم را در اندازه ها و شان ملت عزيز و سرزمين بزرگ ايران نمی دانستند برای تغيير اين شرايط و ايجاد دولتی بهتر و همطراز نام ايران سر بلند به عرصه انتخابات قدم نهادند . اما آنچه اتفاق افتاد فرصتها را بر باد داد و اميد ها را به ياس مبدل ساخت . تخلفات گسترده و بی سابقه ، توزيع پول و سهام برای خريد رای ، دخالت نهادهای نظامی ، تهمت و توهين به افراد ، جهت گيری و حمايت علنی مسئولين واعضای شورای نگهبان ( که قائدتاً بايد داور بی طرف انتخابات باشند ) از يکی کانديداها ، جهت گيری و حمايت يک طرفه رسانه ملی ، بستن روزنامه ها و قطع ارتباط مردم ، سوء استفاده بی حد از امکانات دولتی برای تبليغات انتخاباتی و .... ونهايتا تخلفات و تقلب گسترده در روز انتخابات و در تجميع آراء، همه و همه نه تنها انتخابات بلکه جمهوريت ، مردم سالاری ، آزادی و حتی مبانی اسلامی رابه زير سئوال برد .
آنچه مايه تأسف بيشتر شد اين بود که اعتراضات آرام و به حق والبته گسترده مردم به اين روند با سرکوبی خشونت بار و تهديد و زندانی کردن مردم و و چهره های شاخص سياسی و قطع ارتباطات ، توهين به مردم و خس و حاشاک خواندنشان و امنيتی کردن شديد فضای کشور مواجه شده است . حمله وحشيانه به کوی دانشگاه ، ضرب وشتم و کشتار مردم در خيابانها ، ورود و حمله به منازل مسکونی و ايجاد رعب و وحشت و تخريب توسط عناصر مشخص و پديده ای به نام لباس شخصی ها با چه منطق انسانی و اسلامی سازگار است ؟ امروز در سالگرد فاجعه هجده تير، اين سوال مطرح است که با مسببين و عوامل آن حادثه چه برخوردی شد ؟ اگر حمله عناصر مشخص به کوی دانشگاه خون به دلها کرده است پس با عوامل اين اقدام وحشيانه چه برخوردی شده است ، آيا احدی از اين افراد دستگير و مجازات شده اند ؟
ما به عنوان جمعی از اعضای هيئت علمی دانشگاهها و پزشکان کشور ضمن اعتراض جدی به ادامه اين روند ظالمانه موارد ذيل را به عنوان حداقل خواسته های خود در شرايط کنونی اعلام نموده و تا نيل به مقصود از طريق روشهای قانونی و مدنی به اعتراض خود ادامه خواهيم داد :
۱. انتخابات دهم رياست جمهوری بدليل تخلفات متعدد و گسترده از نظر اکثريت ملت ايران مورد سئوال وابهام جدی قرار دارد و ضروريست که هيئتی بی طرف و مور قبول همه کانديدها با اختيار کافی تمام مراحل انتخاباتی را بررسی و نظر نهايی خود را به ملت شريف ايران اعلام نمايد .
بديهی است که شورای نگهبان به دليل سوابق رد صلاحيتهای گسترده مردم شريف در انتخابات قبلی و اعلام حمايت علنی بسياری از اعضاء آن در جريان انتخابات دهم از يکی از کانديدها نمی تواند مرجع رسيدگی و داوری و نهايتا تثبيت مشروعيت سياسی دولت حاکم باشد .
۲. آزادی بدون قيد و شرط همه بازداشت شدگان و زندانيانی سياسی، تقليل آلام خانواده شهدا ، رسيدگی به مجروحين و جبران خسارات آسيب ديدگان يکی از مطالبات اصلی و جدی ملت ايران است. چگونه ممکن است که فرزندان شريف مردم بدون هيچ گناهی و بر خلاف تمام ضوابط حقوقی و قانونی در بند باشند و صحبت از آرامش و رجوع به قانون شود . آيا نتيجه عدم برخورد دشمنانه با ملت و اشتباه نگرفتن دوست و دشمن اين است ؟
۳. ما خواستار رفع محدوديت های ارتباطی و اجتماعی و لغو محيط سانسور و تبليغات يکسويه رسانه ملی و امکان ايجاد تلويزيون خصوصی در کشور هستيم . واقعيت اين است که محيط سانسور شديد که از زمان انتخابات تا بحال ايجاد شده است و توقيف مطبوعات و کنترل شديد و انسداد ارتباط تلفنی و پيامکی و اينترنتی و .... نه تنها کمکی به بهبود اوضاع نخواهد کرد بلکه باعث تشديد بی اعتمادی عمومی و رجوع افکار عمومی به رسانه های خارجی خواهد شد .
۴. ما ضمن حمايت از جناب آقای مهندس موسوی ، خواستار رفع محدوديت از ايشان و توجه به خواسته های بر حق ايشان در برگزاری تجمع و راهپيمايی و امکان ارتباط ايشان با مردم از طريق رسانه ملی و تجمع های قانونی هستنيم .
جمعی از اعضاء هيات علمی دانشگاههای علوم پزشکی و جامعه پزشکی
*****

قطعی سرويس تلفن اينترنتی به ۲۴ روز رسيد، اوج اعتراض کاربران
ايلنا: قطعی ۲۴ روزه سرويس VOIP باعث شدت گرفتن اعتراضات کاربران اين سرويس به‌خصوص در شهرستان‌ها شد. محمد بزرگی، مديريک شرکت ارائه‌دهنده خدمات تلفن اينترنتی درگفت‌‌وگو با ايلنا خبر از اوج اعتراضات مردمی در واحدهای پشتيبانی شرکت‌های تلفن‌اينترنتی به‌خصوص در شهرستان‌ها داد و گفت: سرويس تلفن اينترنتی از تاريخ ۲۸ خردادماه به‌طور کامل مسدود شده و مسؤولان مخابراتی نيز علت آن را ملاحظات امنيت ملی می‌دانند.
وی اظهار داشت: با اتصال مجدد سرويس پيامک در حالی‌که سرويس تلفن ‌اينترنتی کماکان مسدود مانده، با اعتراضاتی جدی کاربران مواجه شديم که اوج اين اعتراضات در شهرستان‌ها بيداد کرده است. به خصوص شهرهايی که پس از برگزاری انتخابات با محدوديتهايی اعم از قطعی پيامک، اينترنت و... مواجه نبودند؛ بنابراين شرکت‌های همکار بايد به سختی توجيهاتی مبنی بر تداوم بحران در پايتخت را به عنوان دليل اصلی اين قطعی ارائه می‌کردند. اين فعال حوزه VoIP افزود: برخی از کاربران با اصرار بر تقاضای خود مبنی بر برقراری مکالمه با خارج از کشور حتی به استرداد وجوه خود رضايت نداده و درگيری‌هايی نيز با مراجعه پليس و يا شکايت به تعزيرات حکومتی برای شرکت‌های همکار بوجود آمده که با گذشت زمان، اين اعتراضات شدت هم گرفته است. وی در ادامه در پاسخ به اين سؤال که آيا مسؤولان راهکاری هر چند موقتی برای عبور از اين بحران ارائه کرده‌انديا خير؟گفت: متأسفانه شرکت زيرساخت سه پيمانکار خود را به عنوان تنها نقاط مجاز برای عبور مکالمات به خارج از کشور معرفی کرده است که اين امر ۱۱۴ شرکت‌ مجاز را مجبور به انعقاد قرارداد تنها با يکی از اين سه شرکت می‌کند، البته نکته جالب اينجااست که افزايش يک نقطه در اين مسير می‌تواند بر کيفيت تماس‌ها تأثير بسياری بگذارد حال آنکه بايد هزينه هنگفتی را نيز به اين سه شرکت پرداخت کنند. اين هزينه، نرخ مکالمات با خارج از کشور را برای کاربران چند برابر افزايش می‌دهد. بزرگی ادامه داد: برخی از شرکت‌های همکار به ناچار و به منظور برقراری برخی تماس‌های ضروری مردم با خارج از کشور، تماس‌های خود را از محل شرکت زيرساخت عبور دادند ولی مجدداً کاربران به کيفيت نامناسب اين تماس‌ها اعتراض کرده و اکثريت آنها، از افزايش بی‌رويه نرخ مکالمات بدون اطلاع قبلی شکايت کرده‌اند. اين فعال حوزه تلفن اينترنتی با اشاره به اينکه حتی با اين فرض که روال جاری بين شرکت‌های تلفن اينترنتی و دولت به نحوی تغيير يابد که مبلغی به عنوان حق امتياز به دولت پرداخت شود، ادامه داد: آيا اين منطقی است که با چوب امنيت کشور، به يک‌باره اقدام به قطع سرويس‌ها کنند و مدير روابط عمومی شرکت مخابرات ايران پس از ۲۰ روز قطعی سرويس طی مصاحبه‌ای چنين اعلام کند که اين قطعی به دليل نداشتن پروانه و مواردی از اين دست است؟ درحالی‌که تمام ۱۱۴ شرکت فعال از سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويی دارای مجوز هستند و تاکنون فعاليت خودرا درچارچوب قانون انجام‌ داده‌اند. بزرگی خاطر نشان کرد: اگر تغيير روالی مد نظر است، چرا دراين مقطع اين امر صورت گرفته و آيا نبايد تغيير روش‌ها برای شرکت‌هايی که حدود يک دهه فعاليت رسمی و قانونی داشته‌اند، با اعلام قبلی و توافقات پيشين صورت می‌‌پذيرفت؟ وی در پايان اظهار نگرانی کرد: خدمتی نوين که با همت بخش‌خصوصی کشور يک دهه فراز و نشيب‌های خود را پشت سرگذشته و برای فعالان در اين بخش و کاربران رضايت نسبی را فراهم آورده است، با رويه‌ای اشتباه رو به اتلاف است و چنين رويکردهايی می‌تواند موجب بی‌ثباتی در عرصه سرمايه‌گذاری در فناوری ارتباطات کشور شود که جای دارد با تصميم فوری مسؤولان امر، از بروز بحران‌های آتی در جامعه جلوگيری سريع به عمل آيد.
*****
فرهاد رهبر: هيچ دانشجويي به کميته انضباطي احضار نشده است
مقامات مسوول در وزارت علوم و دانشگاه هاي کشور، در شرايطي درباره احضار دانشجويان معترض در حوادث اخير اظهارات دوپهلو مي کنند که دانشگاه هاي کشور پس از برگزاري جسته و گريخته امتحانات وارد تعطيلات تابستاني شده اند. پس از صحبت هاي جنجالي معاون دانشجويي وزير علوم و وعده برخورد شديد با دانشجويان معترض و همچنين پس از اظهارات نسبتاً ملايم دبير شوراي مرکزي کميته انضباطي وزارت علوم و مديرکل امور دانشجويان، ديروز فرهاد رهبر هم وارد ميدان شد تا درباره احضار دانشجويان به کميته هاي انضباطي موضعي دوپهلو اختيار کند؛ موضعي که از يک سو از احتمال احضار متخلفان حکايت داشت و از سويي ديگر مدعي بود؛ «در رابطه با حوادث اخير هنوز دانشجويي به کميته انضباطي دانشگاه تهران معرفي نشده است.» رئيس دانشگاه تهران که ماجراي وقايع مشکوک حمله به کوي دانشگاه او را به يکي از خبرساز ترين چهره هاي جنجالي حوادث اخير بدل کرده است، ديروز بار ديگر در گفت وگو با خبرگزاري مهر در اين باره به اظهارنظر پرداخت و با بيان اينکه خسارت مادي قابل ملاحظه يي به دانشگاه تهران در حوادث اخير وارد نشده است، گفت؛ خسارت معنوي که به دانشجويان کوي دانشگاه وارد شده بسيار بااهميت تر از خسارت مادي است که اين خسارت غيرقابل محاسبه است. فرهاد رهبر با بيان اين مطلب افزود؛ دانشگاه تهران در حوادث اخير خسارت مادي نداشته است اما خسارت مادي وارد شده به کوي دانشگاه نزديک به 150 ميليون تومان تخمين زده شده است. او ادامه داد؛ در حوادث اخير دانشگاه خسارت معنوي وارد شده به دانشجويان و دانشگاهيان بسيار زياد بوده و مي توان گفت غيرقابل محاسبه است. رئيس دانشگاه تهران اضافه کرد؛ پيگيري هاي مربوط به حوادث اخير متوقف نشده و با جديت در حال انجام است اما نتيجه کار بسيار مهم است. او همچنين در رابطه با احضار دانشجويان خاطي در حوادث اخير به کميته انضباطي دانشگاه گفت؛ دانشجويان خاطي در هر زمان و با هر تخلفي اعم از حوادث کوي يا تخلف امتحاني به کميته انضباطي معرفي مي شوند و اين يک امر کلي است، اما در رابطه با حوادث اخير هنوز دانشجويي به کميته انضباطي دانشگاه تهران معرفي نشده است. اين اظهارات در شرايطي است که پيشتر محمود ملاباشي معاون دانشجويي وزير علوم تاکيد کرده بود؛ «دانشجوياني که مرتکب خطا در جريان انتخابات اخير رياست جمهوري شده اند نه تنها به حقوق مادي بلکه به حقوق معنوي ملت آسيب زده اند، از اين رو، با آنها برخورد شده و در صورت تشخيص از تحصيل باز داشته خواهند شد. با هر دانشجوي فعال در اعتراض هاي اخير به شدت مقابله مي شود و اين وزارتخانه هم اينک در حال جمع بندي اطلاعات به دست آمده و اعلام نظر درخصوص مسائل دانشجويان خاطي در تعدادي از دانشگاه هاي کشور در جريان قبل و بعد از انتخابات است.» از سوي ديگر مسلمي قائم مقام او در معاونت دانشجويي به فاصله چند روز موضعي نسبتاً ملايم تر اتخاذ کرده و با اشاره به صحبت هاي ملاباشي گفته بود؛ «منظور دکتر ملاباشي اين بوده است که با دانشجوياني که با قصد و نيت در حوادث اخير دست داشته اند برخورد شود نه دانشجوياني که نقشي در حوادث نداشته اند و تنها به بازي گرفته شده اند.» در همين حال دبير شوراي مرکزي کميته انضباطي وزارت علوم هم اعلام کرده بود؛ «تنها در صورتي که از دانشگاه ها درخواستي براي ما ارسال شود در رابطه با دانشجويان خاطي تصميم گيري مي شود.» با توجه به دوپهلو بودن اظهارنظرها و البته تعطيلي تابستاني دانشگاه ها، به نظر مي رسد تصميم گيري درباره برخورد انضباطي با دانشجويان معترض در حوادث اخير، به چند ماه آينده و پس از بازگشايي دانشگاه ها موکول شود. بايد منتظر ماند و ديد دامنه برخوردهاي انضباطي دانشگاه ها و وزارت علوم در سال جديد، چقدر خواهد بود و چقدر با وضعيت مشابه در دولت نهم تفاوت خواهد داشت. برخوردهاي دانشجويي يکي از شاخص ترين انتقادها به دولت نهم در جريان تبليغات رياست جمهوري بود.
*****
نامه شورای صنفی دانشگاه صنعتی بابل به ریاست این دانشگاه در مورد احضار 16 دانشجو
در پی احضار 16 دانشجوی دانشگاه صنعتی بابل، شورای صنفی دانشجویان این دانشگاه طی نامه ای به ریاست دانشگاه ضمن اعتراض به برخوردهای ناشایست مدیریت دانشگاه و احضارهای گسترده دانشجویان به کمیته انضباطی، خواستار لغو احضاریه ها و نیز پیگیری وضعیت دانشجویان بازداشتی شده است. متن این نامه در پی می آید:
--
«و لئن صبرتم لهو خیر للصبرین»
ریاست محترم دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل جناب آقای دكتر شكری
سلام‌ علیكم
چندی است آنقدر غم بر سر این دانشگاه ریخته كه حتی نای قلم بر دست گرفتن در كسی نیست. اما اینبار نیز از سر نگرانی و به حكم وظیفه‌ای كه این روز از فرط تنهایی به دوشم سنگینی مي‌كند تمام توان خود را جمع كردم تا دوباره به نمایندگی از دانشجویان این دانشگاه فارغ از هر گونه جهت‌گیری سیاسی قلم به دست بگیرم و درد‌ و دلهایشان را بازگو كنم.
این روزها روزهای تلخی هستند كه بر اعضای این دانشگاه مي‌گذرد هفت تن از جگرگوشه‌های نوشیروانی دربند به سر مي‌برند و از غم اسیر بودنشان گویی گرد مرگ بر دانشگاه پاشیده‌اند. اما لابلای این روزهای تلخ خاطرات شیرینی نیز یافت مي‌شود كه هرچند مرحم زخم‌هایمان نیستند اما مرور آن‌ها به از به فراموشی سپردنشان است. آن روز كه نوشیروانی را ناشناسان حدود دوازده ساعت محاصره كردند اندرون آن همه التهابش چه صحنه‌ی زیبایی رقم خورد كه هرگز از اذهان پاك نخواهد شد. ما در جنبش دانشجویی، اعضای بسیج دانشجویی و مسئولین دانشگاه، سه قشر دانشگاهی كه همواره در حال مرافعه با یكدیگریم شانه به شانه‌ی هم دادیم تا از كیان دانشگاه حراست كنیم چرا كه حداقل یك وجه مشترك داشتیم و آن این بود كه همه دانشگاهی بودیم. برگه‌های امتحانی كه به جای جوهر، اشك برروی آن‌ها به نشان همدلی با همكلاسي‌های دربندمان جاری شد. اشكهایی كه جز قطره‌ای در برابر دریای اشك مادران چیز دیگری نبودند و این دل هر زنده‌دلی را سخت اندوهگین مي‌كند.
جناب آقای دكتر باخبر شدم كه چند تن از دانشجویان به كمیته‌ی انضباطی احضار شدند. فكر نمي‌كنید این كار دامن زدن به دردهای ماست؟ آیا مدیریت بحران حضرت عالی چنین كاری را بي‌موقع و نا به‌جا نمي‌بینید؟ ما دیگر طاقتمان تاق شد. عاجزانه خواهشمندیم شما نمك بر روی قلب‌های پاره پاره‌مان نریزید.
دكتر شكری عزیز همواره ما را فرزندان خود خواندید و ما هم یكریز گله كردیم كه چرا با ما همچون فرزند خود رفتار نمي‌كنید. فرزند بازیگوشتان طبق معمول كم نمي‌خواهد. این بار نه تنها برای دفاع از دوستان و همكلاسي‌هایم و كسانی كه نماینده‌شان هستم بلكه در دفاع از آیندگان این خاك پاك به حرمت همان حداقل وجه مشتركی كه با هم داریم، تقاضای لغو احضارهای اخیر، پیگیری مجدانه برای رهایی دانشجویان دانشگاه از زندان، تلاش برای ادامه تحصیل‌شان و پرهیز از هرگونه جهت‌گیری سیاسی در برخورد با دانشگاهیان را دارم و امیدوارم به حرمت این ماه عزیز به حرف دل دانشجویان دانشگاه گوش جان بسپارید و خواستار آنم كه اگر برای دانشجویان شاكی خصوصی در دانشگاه وجود دارد جلب رضایتشان را به نماینده‌ی دانشجویان بسپارید.
به امید فردایی روشن
سرپرست شورای صنفی دانشجویان: امیركسری كیانی
*****
بیانیه جدید فعالان حقوق بشر در ایران
بنا به اعلام دادگستری استان سیستان و بلوچستان 14 متهم به فعالیتهای سیاسی یا امنیتی فردا راس ساعت 6 و 30 دقیقه صبح در ملاء عام در شهر زاهدان اعدام خواهند شد.فارغ از اینکه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران باور دارد اعدام موجب ایجاد ناهنجاری در جامعه می شود و نظم و نسق جامعه و حيات اجتماعی را دچار خلل کرده و خشونت را ترويج می‌کند.این مجموعه باور یافته است اعدام 14 بلوچ در سحرگاه فردا و در ملاءعام تنها واکنشی به رویدادهای اخیر این منطقه و نشات گرفته از فضای سیاسی و امنیتی این نقطه از کشور است بر این اساس احکام مذکور را نه احکامی حقوقی که سیاسی میخواند.اسامی این 14 زندانی به جز یک تن (عبدالحمید ریگی) مشخص نیست، زمان و محل های بازداشت آنان مشخص نیست، وکیل مدافع منتخبی در پرونده حضور نداشته است، حداقل یک زندانی احراز هویت شده این پرونده ماهها در سلول انفرادی نگهداری شده است. در زمان بازداشت این افراد منابع محلی از شکنجه و بدرفتاری با آنان اطلاع داده بودند. این افراد در دادگاهی غیر علنی محاکمه شده اند و مراحل مختلف پرونده منجمله تجدید نظر یا دیوان عالی روشن نیست چگونه طی شده است. در مجموع رویه محکوم شدن این افراد منطبق با قانون و معیارهای حقوقی پذیرفته شده ارزیابی نمی گردد.لازم به ذکر است مجموعه گزارشاتی دریافت نموده که حاکی از اعدام این افراد با لباس محلی بلوچی همچون سه اعدامی پیشین این شهر در ملاءعام است، مطمئناً این اقدام غیرقانونی علاوه بر مضرات نفسه اعدام باعث ایجاد تنفر قومی و ترویج خشونت در سطح منطقه می شود.از این رو مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از مقامات قضایی کشور می خواهد ضمن حفظ احترام به حقوق اقلیتهای ملی با متوقف کردن اجرای احکام اعدام این شهروندان علاوه بر جلوگیری از افزایش نفرت و خشونت در این منطقه محروم کشور مقدمات برگزاری یک محاکمه عادلانه و علنی را بر پایه معاهدات و مقاوله نامه های جاری فراهم آورند.این مجموعه همچنین از سایر مدافعان حقوق بشر و نهادهای ذیربط خواستار واکنش مناسب نسبت به موضوع مورد اشاره و تلاش برای توقف احکام اعدام این شهروندان بلوچ دارد.
*****
تصویب بودجه ١ میلیون یوروئی هلند برای تبادل آزاد اطلاعات در ایران
بیانیه مطبوعاتی "آی- پراکسی- ایران"

در واکنش به فراخوان «شکستن سکوت» که هفته پیش در رسانه های هلندی و ایرانی به چاپ رسید، شماری از احزاب سیاسی حاضر در پارلمان هلند لایحه هائی را ارائه دادند که بر اساس آن از دولت خواسته شد تا در چارچوب اتحادیه اروپا اقداماتی را بر علیه حکومت ایران در پیش گیرد. از جمله تصمیماتی که در مجلس در این زمینه اتخاذ شد، تخصیص بودجه جهت کمک رسانی به امر انتشار اخبار و اطلاعات مربوط به ایران است. همچنین نمایندگان مجلس هلند به این توافق دست یافتند تا ممنوعیتی برای فروش فن آوری سانسور و فیتلرینگ اینترنتی به دولت ایران مقرر دارند. آنها از شرکتهای زیمنس و نوکیا درخواست کردند تا سود حاصله از فروش فن آوری مربوطه به ایران را در اختیار سازمانهائی که برای دستیابی آزاد به وسائل ارتباط جمعی تلاش میکنند، قرار دهند.
بحث فوری در مورد ایران در پارلمان هلند
در یک نشست فوری مجلس هلند در تاریخ 2 جولای در ارتباط با وضعیت ایران چندین طرح مرتبط با بهبود بخشیدن به امر اطلاع رسانی برای ایرانیان در ایران مورد بحث و مذاکره قرارگرفت که نتیجتا به توافقاتی نیز دست یافت. در فراخوانی که جمع iProxyIran نخست در روزنامه ها به چاپ رسانده و سپس به آقای ماکسیم فرهاخن وزیر خارجه هلند تقدیم کرده بود، روشهائی از جمله در اختیار قرار دادن سرورهای پراکسی (proxyservers) در جهت دسترسی آزاد به اینترنت در ایران پیشنهاد شده بود. جمع iProxyIran این فراخوان را در حالی به مجلس تقدیم کرد که تظاهرات اعتراضی مردم ایران به تقلبات گسترده در انتخابات، با خشنونت ددمنشانه و انسداد کامل تمامی امکانات خبر رسانی پاسخ داده شد و در رهگذر این انسداد خبری رژیم توانست به دستگیری گسترده سازمان دهندگان جنبش اعتراضی و آزار و شکنجه مخالفین مبادرت کند.
ابتکار عمل جمع iProxyIran با طرح فراخوان «شکستن سکوت» راه حل عملی درمقابل مجلس هلند قرار داد که در نشست هفته گذشته مجلس مورد بررسی قرار گرفت.
طرحهای پذیرفته شده از طرف مجلس هلند
بسیاری از درخواستهائی که در این فراخوان ذکر شده بود و در رایزنی های متعدد این جمع با نماینده گان پارلمان هلند بر آنان تاکید شده بود، مورد پذیرش مجلس قرار گرفت. از جمله، مجلس از دانشگاه ها، مدارس و شرکتهای هلندی درخواست کرد تا ظرفیت مازاد کامپیوترهای خود را در اختیار کاربران اینترنتی ایران قرار دهند. همچنین طرحهای گوناگونی بر علیه حاکمیت ایران مورد بررسی قرار گرفت. در این بحث پارلمانی نمایندگان مردم هلند با لحنی تند از اقدامات اخیر حکومت ایران انتقاد کرده و تمامی احزاب مشترکأ اعمال خشونت در مقابل شهروندان معترض ایرانی را محکوم کردند.
در این نشست شش طرح مورد تصویب قرار گرفت. دراین راستا طرحی توسط بزرگترین حزب پارلمان هلند ارائه گردید که در یک رأی گیری غیرعلنی مورد تصویب قرار گرفت. در این طرح پارلمان دولت هلند را موظف کرد تا در چارچوب اتحادیه اروپا، خشونت اعمال شده توسط دولت ایران بر علیه شهروندان خود را با اقدامات دیپلماتیک مناسب پاسخ گوید. در مصوبه ای دیگر از دولت خواسته شد تا توسط سفارت هلند در ایران، رژیم جمهوری اسلامی ایران را برای ازادی زندانیان سیاسی تحت فشارهای بیشتری قراردهد.
همچنین لایحه ای مبنی بر تخصیص یک میلیون یورو از صندوق حقوق بشر در جهت فراهم آوردن وسائلی برای انتشار آزادتر اخبار و اطلاعات، مورد تصویب قرار گرفت که در بحثها اشاره مستقیمی شد به طرح iProxyIran و فراخوان «شکستن سکوت».
ممنوعیت واگذاری فن آوری فیلترینگ و سانسور اینترنتی به ایران مورد دیگری بود که به تصویب رسید. از شرکتهای نوکیا و زیمنس نیز خواسته شد تا سود حاصله از واگذاری این فن آوری به ایران را در اختیار سازمانهائی قرار دهند که برای استفاده امن و آزاد وسائل ارتباط جمعی تلاش می کنند. در این نشست حتی طرح محکومیت این شرکتها نیز عنوان شد.
از پیشنهادات مطرح شده در خلال گفتگوها پیشنهاد آقای هان تن بروک، عضو حزب لیبرال دموکرات هلند، جالب توجه بود که خواهان آن شد که در تعطیلات تابستانی مجلس از امکانات اینترنتی مجلس برای پیشبرد هدف خبر رسانی در مورد مسائل ایران استفاده شود.
ماکسیم فرهاخن، وزیر امور خارجه، همچنین وعده داد تا حمایت هلند برای گسترش امکانات آزاد خبررسانی از جمله اینترنت را در اتحادیه اروپا مطرح کرده و تلاش نماید تا همکاری ایالت متحده امریکا را نیز در این زمینه جلب کند.
iProxyIran جمعی است فراسیاسی، متشکل از گروهی از دانشجویان که صدای آزادی جوانان ایرانی را انعکاس می دهد و فراخوان این جنبش مورد استقبال گسترده طیف وسیعی از جمله بیش از 30 سیاستمدار از احزاب مختلف، محققین، روشنفکران و هنرمندان قرار گرفته بود. در جریان انتشار این بیانیه که در تاریخ 27 جون 2009 در روزنامه پر تیراژ فولکس کرانت انتشار یافت، این جمع، جهان غرب را در قبال واگذاری امکانات سانسور اینترنتی و انسداد خبری در ایران مسئول دانسته و متذکر شد که عواقب این اقدام غیراخلاقی را مردم ایران به بهای جان خود پرداخته اند.
جمع iProxyIran در هلند
ما از همکاری همه سازمانها و ارگانها در سراسر کشورهای اروپائی برای خبر رسانی هر چه وسیعتر انتظار همکاری و مساعدت داریم، به همین دلیل خواهان آن هستیم که چنین تلاش و ابتکاری در دیگر کشورها نیز صورت پذیرفت.
در پایان شادمان و مفتخریم که انتشار بیانیه ما با این استقبال عمومی مواجه گردیده است و تأکید ما بر ضرورت کمک به کاربران ایرانی اینترنت از طرف احزاب هلندی با استقبال روبرو گردیده است. فراموش نکنیم که مشکل خبر رسانی با گذشت چند هفته از انتخابات همچنان به قوت خود باقی است و در روزهای اخیر آیت الله شاهرودی رئیس قوه قضائیه درخواست شدت عمل هر چه بیشتر در مقابله با سایت ها و کانال های تلویزیونی کرده است."
*****
4 میلیون دلار هزینه فیلتر کردن سایت ها در ایران
شهرزاد نیوز: با افزایش اقدامات دولتی برای انسداد مجاری خبری و اطلاعاتی در کشور، مرکز "مبارزه با جرائم سایبری" ضمن ارائه آماری در مورد تعداد سایت های فیلتر شده، به هزینه ای برابر با 4 میلیون که برای فیلتر کردن 10 میلیون سایت صرف شده، اشاره کرده است.
در این گزارش آمده است که مقابله با سایت ها با خرید نرم افزارهایی از کشورهای خارجی صورت می گیرد. شمار بازدید کنندگان سایت های "ممنوعه" 12 میلیون ذکر شده است.
یکی دیگر از مواردی که در این گزارش آمده، ناموفق بودن اقدامات محدود کننده است. گفته می شود بسیاری از سایت ها با این که مسدود شده اند، روزانه دهها هزار بازدید کننده دارند که با دور زدن سد فیلتر، به سایت های مورد علاقه خود می رسند.
*****
قتل یک زن مصری تبار در آلمان و فرصت طلبی رژیم ملایان
شهرزاد نیوز: روز شنبه 11 ژولای 2009 مراسم تشییع جنازه‌ی مروا الشربینی (31 ساله) در شهر "درسدن" آلمان با حضور بیش از هزار نفر برگزار شد. مروا که سه ماهه باردار بود، در روز اول ژولای در سالن دادگاه، در اثر ضربات چاقو به قتل رسید. دو نفر دیگر از جمله همسر وی نیز متعاقب آن مجروح شدند.
جلسه‌ی دادگاه برای رسیدگی نهایی به پرونده‌ی شکایت علیه "آلکس و." 28 ساله، متولد روسیه با اتهام "اهانت" تشکیل شده بود. او در آگوست 2008 در یک محل بازی کودکان در شهر درسدن به مروا لقب "فاحشه، اسلام‌گرا و تروریست" داده بود. مروا الشربینی که سال 2005 با بورسی از موسسه‌ی ماکس- پلانک از مصر به آلمان آمده بود و در یک داروخانه کار می‌کرد، علیه این مرد شکایت نمود. دادگاه درسدن در محاکمه‌ی اولیه مجرم را به پرداخت 780 دلار جریمه‌ی نقدی محکوم کرد، اما از نظر مروا این مجازات کم بود و به همین دلیل تقاضای رسیدگی در دادگاه عالی را داد. در جلسه دادگاه، آلکس در حین بررسی پرونده به مروا حمله کرد و با 18 ضربه‌ی چاقو او را به قتل ‌رساند. همسر مجروح مروا نیز توسط مامورین پلیس که در پی به صدا درآمدن زنگ خطر به سالن دادگاه هجوم آورده بودند، مورد اصابت گلوله در ناحیه‌ی پا قرار گرفت، چرا که مامورین تصور می کردند که او مهاجم است.
اشتاین مایر، وزیر امور خارجه آلمان، ضمن تسلیت به خانواده‌ی مروا در این رابطه گفت، مرگ مروا برای مردم آلمان و شخص او واقعه‌ای تکان‌دهنده بود. وی در نامه‌ای به همتای مصری خود تاکید کرد که دولت آلمان با تمام قدرت تلاش خواهد کرد تا از بروز مجدد چنین جنایتی جلوگیری کند. او افزود، ما می‌خواهیم که هر فردی در آلمان، صرفنظر از ملیت و مذهبش، احساس امنیت داشته باشد. دادستان شهر نیز این واقعه را یک تراژدی خواند و انگیزه‌ی قتل را خارجی‌ستیزی عنوان کرد.
قتل مروا موجی از خشم در مصر برانگیخت. تظاهرات های روزانه در مقابل سفارت آلمان برگزار شد و امام جمعه‌ی مسجد جامع الازهر در قاهره، مروا را "شهید حجاب" خواند. در ایران نیز به گزارش اشپیگل، تلویزیون ایران برنامه‌ای چند ساعته راجع به این واقعه پخش کرده است. خبرگزاری ایرنا نیز از احضار سفیر آلمان به وزارت خارجه و اعتراض جمهوری اسلامی به قتل مروا الشربینی خبر داد. دولت جمهوری اسلامی به گزارش فارس، در نامه‌ی خود که تسلیم سفیر آلمان در ایران شد، از آلمان خواسته است حقوق و امنیت تمام اقلیت‌ها از جمله مسلمانان را تضمین کند. مقامات ایرانی همچنین اعتراض خود را از سکوت سران اجلاس جی 8 به سفیر ایتالیا در ایران اعلام کردند.
به گزارش خبرگزاری ایرنا، در تظاهرات روز جمعه 19 تیر، یکی از سخنرانان از "ندا آقاسلطان" و "اشک تمساح ریختن" اوباما صحبت کرد. سخنران دیگری نیز از کشته شدن "مشکوک خانمی در تظاهرات اغتشاشگران تهران" و انعکاس آن در خبرگزاری‌های غربی سخن گفت. بنابر همین گزارش "برخی از حضار با سردادن فریادهایی عملکرد شیرین عبادی، حقوقدان ایرانی را سرزنش کردند و از سخنران خوستند اظهارات وی را محکوم کند." در این تظاهرات شعار "مرگ بر آلمان فاشیست" داده شد.
موضع‌گیری‌های حکومت ایران در مورد قتل مروا بیشتر به تسویه حساب‌های سیاسی در داخل و خارج ایران مربوط می شود تا به اصل این تراژدی که بسیاری از انسان‌ها را در آلمان و سراسر جهان متاثر کرد. مروا البشیری اولین فردی نیست که در آلمان و یا دیگر کشورها با انگیزه‌های نژادپرستانه کشته می‌شود. نژادپرستان آلمان که با اشکال سازماندهی شده و غیر سازماندهی شده و فردی عمل می‌کنند، بارها به ویژه سیاهپوستان و دیگر خارجی‌ها را مورد حمله و ضرب و شتم قرار داده و یا به قتل رسانده‌اند. در سال 2007، بیست هزار مورد از چنین تهاجماتی گزارش شده است. از سال 1990، 130 پناهجو، خارجی و حتی آلمانی‌های بی‌خانمان و کارتون خواب توسط این افراد به قتل رسیده‌اند. بیشترین موارد حمله به ترک‌ها، آفریقایی‌ها، روس‌ها و اقلیت‌های قومی دیگر صورت می‌گیرد. یکی از اماکن خارجیان که در سال‌های اخیر به آتش کشیده شد، محل تجمع انجمن مسیحیان سوریه بود. بی‌اعتنایی عمومی مقامات ایرانی به این موارد و برجسته کردن قتل مروا در اوضاع سیاسی کنونی در ایران سوال برانگیز است.
در عین حال، بزرگترین حزب فاشیستی آلمان، حزب ناسیونالیست "ان.پ.د" از حامیان سرسخت احمدی‌نژاد است. وی در بین نژادپرستان آلمانی عموما به دلیل موضع‌گیری‌اش در قبال اسرائیل و انکار هولوکاوست از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است و حتی "قهرمان" نامیده می‌شود. حزب ناسیونالیست که تاکنون شکایت‌های زیادی از سوی احزاب مختلف و مراجع قضایی آلمان بر علیه آن شده و بحث ممنوعیت آن موضوعی مطرح در سال‌های اخیر بوده، پرچم جمهوری اسلامی را در تظاهرات گردهم‌آیی‌های خود برافراشته می‌کند.
در بازی‌های جهانی فوتبال در آلمان در سال 2006 که احتمال حضور احمدی‌نژاد می‌رفت، "ان.پ.د" اعلام تظاهرات برای استقبال از وی کرد. "مارسل ول" از نئونازیست‌های سازمانده این تظاهرات که البته به علت عدم حضور احمدی‌نژاد برگزار نشد، پیش از آن، در مصاحبه با کانال "ها. ار" در رابطه با حمایت از احمدی‌نژاد گفت: "او حرف‌هایی را زد که باید زده می‌شد". او که از سوی دادستانی به دلیل فعالیت‌های نژادپرستانه مورد شکایت واقع شده، در رابطه با دموکراسی در یکی از سخنرانی‌های خود تاکید کرد: "دموکراسی اختراع یهودیان است و باید از بین برود."
همچنین حزب نژاد پرست اتحاد خلق آلمان "د.فاو.او" پس از انتخابات اخیر ایران به احمدی نژاد رسما تبریک گفت و مخالفان او را "تجار مکار، غربی‌ها و پولدارها" نامید.
*****
-
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای خواندن مطالب و مشاهده عکس ها و ویدئوهای مربوط به "پست های قبلی"
بروی: "پیامهای قدیمی تر" کلیک کنید و یا به "بایگانی وبلاگ" مراجعه نمائید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۳۸۸/۰۴/۲۱

یکشنبه:21/4/1388
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جدیدترین گزارش...
مرگ سهراب اعرابی بر اثر تیراندازی بسیج بوده
فرحناز محمدی عمه سهراب اعرابی که در آلمان زندگی می‌کند، در گفتگو با رادیو زمانه گفت که از ۲۵ خرداد ماه اطلاعی از سرنوشت برادرزاده‌اش نداشته است تا اینکه جسدش روز گذشته از سوی خانواده شناسایی می‌شود. خانم محمدی افزود که برادرزاده‌اش بر اثر اصابت دو گلوله به زیر قلب و سر، جان باخته است و به علت نداشتن مدرک شناسایی در این مدت هویت وی مشخص نشده بود.
روز گذشته و امروز اکثر رسانه ها (از جمله خود ما) اعلام کرده بودند که این نوجوان زیر «شکنجه‌ها» در زندان اوین جان باخته است و جسد وی با شرط‌هایی به خانواده‌اش تحویل داده شده است. این در حالی است که خانم محمدی می‌گوید که تا آنجا که اطلاع دارد مقام‌های امنیتی شرطی برای تحویل جسد مطرح نکرده‌اند و امروز یکشنبه نیز، جسد وی به خانواده‌اش تحویل داده شده است.
سهراب اعرابی (۱۹ ساله) که در جریان اعتراض‌ها به نتایج انتخابات، ۲۵ خرداد ماه در یک راهپیمایی مسالمت‌آمیز شرکت کرده بود، به ضرب گلوله یک بسیجی جان باخته است. اعرابی جزو هفت نفری است که مقام‌های جمهوری اسلامی، جان باختن وی و شش تن دیگر در جریان تیراندازی یک عضو بسیج از پشت‌بام پایگاه ۱۱۷ عاشورا (در تقاطع خیابان آزادی و خیابان جناح) را تائید کرده بودند.
*****
اطلاعیه کمیته پی گیری بازداشتهای خودسرانه
کمیته پی گیری بازداشت های خودسرانه در ایران روز یکشنبه با انتشار اطلاعیه ای اطلاعات و آمار جدیدی را از تعداد و وضعیت بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران منتشر کرده است. این کمیته که متشکل از نمایندگان بیش از ده تشکل سیاسی و مدافع حقوق بشر است و فعالیت خود را از سال 1386 در تهران آغاز کرده است، طی سالهای اخیر با انتشار 19 اطلاعیه به طور متناوب به اطلاع رسانی در مورد وضعیت افرادی که بدون بهره مندی از حقوق دادرسی عادلانه بازداشت می شوند اقدام کرده بود. این کمیته دو هفته پیش نیز نامه سرگشاده ای خطاب به مراجع بین المللی حقوق بشر در رابطه با بازداشت های گسترده اخیر منتشر کرد. متن کامل اطلاعیه شماره 20 این کمیته به شرح زیر است: وضعیت حقوق بشر به طور کلی و حقوق دادرسی عادلانه به طور خاص یکی از وخیم‌ترین و نگران کننده‌ترین شرایط خود در طی سالهای اخیر در ایران را تجربه می‌کند. از قریب به یکماه پیش یعنی پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم بازداشت‌ فعالان سیاسی، حقوق بشری و روزنامه‌نگاران در ابعادی گسترده آغاز شده و ادامه پیدا کرده این درحالی است که شهروندان معترضی که با استفاده از حق خود مبنی بر شرکت در تجمعات و راهپیمایی‌های مسالمت آمیز مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی و معاهدات بین المللی حقوق بشر دست به اعتراض زده بودند نیز در شهرهای مختلف کشور بازداشت شده و گرچه تعدادی از آنان آزاد شده‌اند اما روند بازداشت و آزادسازی شهروندان معترض به نتایج انتخابات به جریانی روزمره در نظام قضایی بدل شده است. کمیته پی‌گیری بازداشت‌های خودسرانه پیش از این با انتشار نامه‌ای سرگشاده خطاب به مراجع ذی‌صلاح در سازمان ملل متحد ضمن تشریح موارد نقض حقوق دادرسی عادلانه در جریان بازداشت‌های اخیر و تاکید بر گستردگی و نظام‌مند بودن آنها خواستار رسیدگی این مراجع و تعیین نماینده‌ای ویژه در این زمینه شده بود و همچنان ضمن پی‌گیری این خواسته خود بر لزوم تحقق آن تاکید می‌کند. این کمیته در توضیح وضعیت خود و به طور کلی نهادهای مدنی فعال در زمینه مسایل حقوق بشر در ایران لازم می‌داند یادآوری نماید که با توجه به بازداشت تعدادی از اعضای کمیته، ایجاد محدودیت‌های ارتباطی گسترده و نیز عدم پاسخگویی مراجع قانونی امکان گردآوری اطلاعات و آمار موثق از بازداشت‌شدگان رویدادهای اخیر و ارائه آن به روال سابق تا حد زیادی منتفی شده است. با این وجود کمیته موارد زیر را به اطلاع عموم شهروندان می‌رساند: 1- علیرغم اظهار نظر رییس پلیس تهران مبنی بر بازداشت تعداد بسیار اندکی در جریان اعتراضات روز 18تیر 88، مطابق فهرست منتشر شده از سوی مقامات زندان اوین 178 نفر در این روز بازداشت شده‌اند گرچه بستگان تعداد دیگری از بازداشت شدگان در هجدهم تیرماه اظهار کرده‌اند که اسامی مورد نظر آنها در فهرست‌های ارائه شده نبوده است. همچنین دادسرای دادگاه انقلاب تهران اعلام کرده که تا هفته آینده به دلیل عدم تشکیل پرونده پاسخگوی مراجعات درخصوص وضعیت این بازداشت‌شدگان نیست. 2- گرچه پیش از این کمیته تعداد شهروندان بازداشت شده در خیابانها‌ را در حدود 2000 نفر تخمین زده بود اما اطلاعات جدیدتر نشان می‌دهد که این عدد احتمالا در حدود 4000 نفر در سراسر کشور است که البته بخشی از آنها به مرور آزاد شده‌اند. 3- به دلیل تعداد بسیار زیاد افراد بازداشت‌شده در هفته‌های اخیر امکان گنجاندن عادی زندانیان در بندهای ویژه زندان اوین برای مقامات مسئول ناممکن شده به طوریکه به همین علت بازجویی از متهمان در تمامی ساعات از جمله نیمه شب‌ها صورت گرفته و از راهروهای زندان‌ها نیز برای بازجویی استفاده می‌شود. 4- طی قریب به یکماه گذشته اقناع فعالان سیاسی بازداشت شده به اعتراف به آنچه از سوی مسئولان بازجویی از آنها خواسته می‌شود و فیلمبرداری از این اعترافات، مهمترین هدف مسئولان پرونده این متهمان بوده است که در این راه برخلاف ماده 129قانون آیین دادرسی کیفری که به صراحت اعلام می‌دارد «سئوالات تلقيني يا اغفال يا اكراه و اجبار متهم ممنوع است»؛ طرح ادعای اعتراف سایر متهمان به عنوان ابزاری فریبکارانه برای اقناع متهم به اقرار علیه خود بدل شده است. کمیته پی‌گیری بازداشت‌های خودسرانه با یادآوری گذشت قریب به یکماه از ابتدای بازداشت موقت تعدادی از دستگیرشدگان اخیر امیدوار است که این افراد مطابق قوانین کیفری موجود از حق اعتراض نسبت به تداوم بازداشت برخوردار شده و مراجع قضایی مربوطه از تمدید قرار بازداشت موقت خودداری کرده و زمینه آزادی آنان را فراهم آورند. کمیته پی گیری بازداشت‌های خودسرانه بار دیگر نگرانی خود را نسبت به موارد زیر اعلام می‌دارد:الف) دخالت انگیزه‌های سیاسی برخی مقامات دولتی در جهت استفاده از ابزارهای امنیتی و قضایی برای سرکوب رقبا و در نتیجه وجود شبهه جدی در استقلال مراجع قضایی مرتبط با بازداشت‌های پس از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی. ب) رواج انواع شکنجه‌های جسمی و روانی به منظور اخذ اعترافات جعلی از متهمان.ج) وضعیت سلامت و بهره‌مندی از امکانات درمانی برای کلیه بازداشت‌شدگان به ویژه افرادی که از بیماری رنج برده یا نیازمند مراقبت و نگهداری ویژه پزشکی هستند. کمیته همچنین تاکید می‌کند که مطابق موازین قانونی و شرعی مسئولیت حفظ جان و سلامت کلیه بازداشت‌شدگان برعهده مقامات قضایی می‌باشد.
*****
حمایت شهرهای کردستان از اعتراضات مردم تهران
فردا دوشنبه 22 تیر بیستمین سالگرد ترور دکتر قاسملو دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران به دست جمهوری اسلامی ایران است. طی یک اطلاعیه که ظرف یک ماه گذشته در سراسر شهرهای کردستان ایران پخش شده است و در آن حزب دمکرات کردستان ایران از مردم برای اعتصاب سراسری و تعطیلی بازار دعوت به عمل آورده است از هم اکنون چهره اعتصاب سراسر کردستان را فرا گرفته است .رژیم در همه شهرهای کردستان نیروهای مسلح خود را مستقر کرده است و موتور سوراران رژیم در داخل شهرها در حال رفت و آمد هستند.همچنین رژیم در اقدامی همه بازاریان را تهدید به لغو مجوز کار کرده است. کردستان که در میان مردم ایران لقب سنگر مقاومت در برابر رژیم را به خود اختصاص داده است این روزها مملو از سرباز و گارد ویژه است. در شهر ماکو نیروهای یگان ویژه مردم را تهدید به مرگ کرده اند. در شهرهای سنندج و ایلام نیز رژیم نیروهای زیادی را مستقر کرده است. اما مردم و بازاریان مصمم به برگذاری اعتصاب در اعتراض به ترور دکتر قاسملو و آزاد اندیشان ایرانی هستند. در شهر مهاباد از هم اکنون شهر در حال آماده سازی برای فردا و اعتصاب است.
لازم به توضیح است که دختر(خوانده) دکتر عبدالرحمن ، "شهره" (همسر دوست و یار مبارز ما دکتررضا بحری) نیز شش سال پس از ترور پدرش در "اتریش - وین"، در تهران دستگیر و کوتاه مدتی پس از دستگیری در زندان اوین اعدام ودر گوری جمعی در "بهشت جاوید" در گورستان خاوران مدفون گردید.
تعداد زیادی از اساتید و دانشجویان کرد مقیم تهران نیز طی اطلاعیه از مردم برای اعتصاب سراسری دعوت کرده اند. گمان میرود این اعتصاب سرآغاز پشتیبانی بزرگ مردم کردستان از هموطنان دیگر در سایر شهرها و بخصوص تهران باشد.
*****
یک ماه اعتراض : ٤١ روزنامه نگار در زندان
گزارشگران بدون مرز سرکوب افزایش یابنده علیه روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها در ایران را محکوم می کند. در آستانه آغاز دومین ماه اعتراضات مردمی به تقلب در انتخابات، دست کم چهل و یک روزنامه نگار در زندان بسر می برند. گزارشگران بدون مرز از دستگیری ٥ روزنامه نگار دیگر مطلع شده است.
گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می کند که " شرایط زندانیان بسیار نگران کننده است. چهار نفر از روزنامه نگاران بازداشت شده همچون دیگر زندانیان به محلی نامعلوم منتقل شده‌اند. خانواده‌های آنها از حق ملاقات با عزیزان خود محروم و وکلای این زندانیان علت بازداشت موکلین خود را نمی‌دانند، از دسترسی به پرونده محروم شده‌اند. بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان، امروز به خطرناکترین زندان برای روزنامه نگاران تبدیل شده است."
٢٠ تیرماه توحید بیگی عکاس خبرنگار سایت مشروطه یکی از سایت‌های حامی مهدی کروبی بازداشت شده است. جمعه ١٩ تیرماه مجید سعیدی عکاس خبرنگار و همکار بسیاری از خبرگزاری های داخلی و خارجی در منزلش از سوی ماموران لباس شخصی بازداشت شد. وی از جمله همکار مجله تایم برای پوشش رویدادهای افغانستان بعد از سقوط طالبان بود و مدتی نیز مسئولیت سرویس عکس خبرگزاری فارس را بر عهده داشت. هنگامه شهیدی روزنامه‌نگار بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب و وبلاگ نویس وبلاگ "پی نوشت" از تاریخ ٩ تیرماه در بازداشت بسر می‌برد و سمیه نصرتی خبرنگار روزنامه‌های تهران امروز و حیات نو از تاریخ ٣٠ خرداد بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شده است.
از سوی دیگر سعيد متين پور روزنامه نگار هفته نامه يارپاق و همکار روزنامه های محلي استان آذربايجان در تاریخ ٢٠ تیرماه پس از احضار به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران بازداشت و برای طی کردن هشت سال محکومیت روانه‌ی زندان اوین شد.
این روزنامه‌نگار در تاريخ ٨ اسفند ماه ١٣٨٧ با سپردن وثيقه ٥٠٠ ميليون توماني از زندان آزاد شده بود. وی از تاريخ ٥ خرداد ماه در زندان بسر می‌برد. در ٢٢ خرداد ماه ١٣٨٧ اعلام شد که سعيد متين پور از سوی شعبه ١٥ دادگاه انقلاب تهران به هشت سال زندان محکوم شد. دادگاه وی را برای " ارتباط با بيگانگان به ٧ سال و برای "تبليغ عليه نظام" به يک سال حبس تعزيری محکوم کرده بود. چند ماه بعد علیرغم تلاش های محمدعلی دادخواه وکیل این روزنامه نگار که خود هم اکنون زندانی است، حکم محکومیت از سوی دادگاه تجدید نظر تائید شد. سعید متین پور پس از آزادی از زندان از بیماری‌‌های متعددی حاصل از فشارهای زندان از جمله کمر درد و ناراحتی های گوارشی رنج می‌برد.
گزارشگران بدون مرز با تاسف از مرگ سهراب اعرابی جوان ١٩ساله در زندان اوین مطلع شده است.
بر روی سایت گزارشگران بدون مرز (کلیک کنید) ویدئو مادر نگران سهراب که برای خبر از وضعیت فرزند خود در برابر زندان اوین از زندانیان آزاد شده خبر می جوید و لیست روزنامه نگاران زندانی را ببینید.
*****
آیا ایران دوباره تاریخ را می‌سازد؟
رحمان بوذری
آیا ایران دوباره تاریخ را می‌سازد؟ این پرسش لاجرم گریبانگیر همه آنهایی است که به سیاستِ امروز می‌اندیشند. همه آنها که در جستجوی دمیدن روحی به این شهر سیلی‌خورده‌اند. همه آنها که روزها را در خیابان سپری می‌کنند. شب‌ها را در پشت‌بام. و نیمه‌شب‌ها را در رویا با بیم‌ها و امید‌ها، خوف‌ها و رجاها. بیم از آینده و امید به آینده.
آیا ایران دوباره تاریخ را می‌سازد؟ به‌گونه‌ای دیگر: آیا تاریخ دوباره تکرار می‌شود؟ همه آنها که روزنامه‌های این روزها را ورق می‌زنند و اخبار را دنبال می‌کنند. نه، حتی آنها که دنبال هم نمی‌کنند. خطی‌های هفت‌تیر- نوبنیاد که از صبح تا شب «صیاد» و «مدرس» را بالا و پایین می‌کنند. کارمندان دولتی که تا می‌خواهند حرفی بزنند چهار طرف خود را می‌پایند مبادا کسی صدایشان را بشنود. همسایه دو کوچه آن‌طرف‌تر که سلام و علیک مختصری هم بیشتر ندارد. زن کهنسالی که در راهپیمایی می‌گوید: «‌ما برای شماها آمده‌ایم». دریانی محل که انتظار دارد هر روز بیانیه‌ها و اخبار جدیدی را برایش بیاوری. و ناشناسی که صرفاً از روی حدس و گمان می‌پرسد:‌ «‌امروز قرار کجاست؟»، همه و همه، لااقل برای لحظه‌ای هم که شده این فکر از خاطرشان گذشته که: می‌شود؟ یعنی ممکن است اتفاق بیفتد؟
آیا دوباره ایران تاریخ را رقم می‌زند؟ فکر کردن به این پرسش مستلزم در نظرآوردن همه رنج‌ها و فلاکت‌ها، همه شورها و شوق‌ها، همه آمال و آرزوها، همه سرکوب‌ها و تهمت‌ها، همه تیرگی‌ها و تاریکی‌ها و همه روزنه‌ها و روشنایی‌های وضعیت است. وضعیتی که توامان امید می‌دهد و می‌هراساند. بنابراین باید عجله کرد اما صبور بود. باید ذوق‌زده شد اما تحمل داشت.
1- بیست و ششم دی‌ماه 1357 محمد‌رضا پهلوی سوار هواپیمای تهران- مصر شد. مردم امیدوار بودند که شاه رفت. رژیم شاهنشاهی را نیز با خود بُرد. سی سال بعد همان مردم، افزون بر نسلی جدید، در خیابان‌های تهران هنوز هم شعار می‌دهند و " الله‌اکبر" می‌گویند و کشته می‌شوند. شنبه 30 خرداد 1388، ساعت 4:30 بعدازظهر مرد کهنسالی با لهجه غلیظ آذری از کنار جمعیت در خیابانِ سراسر گزمه‌پوشِ آزادی رد می‌شود: «پنجاه سال از خدا عمر گرفتیم، یه رژیمو ور انداختیم، لازم باشه . . .». انقلابیونی که روزگاری شاه را به زیر کشیده بودند حالا با نیروی انقلاب به جنگ انقلاب آمده‌اند. با شعار "الله‌اکبر". چه اتفاقی افتاده است؟ چگونه مردمی که تنها هم و غم‌شان در گذران زندگی و یافتن آب‌باریکه‌ای برای بقاء خلاصه می‌شد، یک‌شبه، دقیقاً یک‌شبه، سیاسی شدند؟ درست به مدد احیای نیروی انقلاب، به‌واسطه احیای خاطره بهمن 57،‌ آن‌هم نه به ضرب و زور پخش سرودهای کهنه در دهه فجر از صدا و سیمای ضرغامی، بلکه از طریق فتح خیابان‌ها. همچنان‌که حکومت علاقه مفرطی به استفاده از روش‌های اوایل قرن بیستمی - از قبیل سرکوب شدید و ضرب و جرح، ‌دستگیری بی‌حدو‌حصر فعالان سیاسی، کشتار افراد بی‌گناه، قطع هرگونه ارتباط و . . . - دارد، مردم نیز روش‌های سی‌سال پیش را ترجیح می‌دهند؛ اعلامیه، بیانیه، الله‌اکبر، پچ‌پچ تاکسی‌ها، اعتصاب.
2- چهارم ژوئن 1989 تانک‌های چینی وارد میدان تیان‌آنمن پکن شدند و با درهم شکستن جنبش دانشجویی گسترده‌ای که بیش از یک ماه از آغازش می‌گذشت و با کشتن صدها دانشجو، آرامش و نظم مورد علاقه دولتمردان را به کشور بازگرداندند. جنبش خوابید، حدود 2000 نفر به خاک و خون کشیده شدند، اما یک عکس بیست‌سال دست به دست در سراسر جهان گشت. در حافظه تاریخ ثبت شد. تعداد دانشجویان حاضر در تیان آن‌من چقدر بود؟ در مقایسه با جمعیت چین، نه چندان زیاد. همان یک شاتر دوربین کافی بود تا همه خبردار شوند در شهر چه خبر است. دولت چین با مشاهده سرایت جنبش به اقشار مختلف مردم در پکن دست به فاجعه‌ای باورنکردنی زد. همه معترضان را نیست و نابود کرد. صدای مخالفان در نطفه خفه شد. دولت چین به واسطه اصلاحات اقتصادی وسیعِ پس از آن قسِر در رفت. اما با آن عکس مشهور هیچ کاری نتوانست بکند؛ جوانی مقابل لوله تانک. "تن"ی بی‌دفاع در برابر آتش گشوده شده. آیا در تهران تیان آنمن دیگری در راه است؟ هم آری و هم نه. تیان آنمن پیش‌بینی‌ناپذیر است، با برنامه‌ریزی بدان نمی‌رسند. اتفاق می‌افتد.
3- جنبش‌های توده‌ای به‌ندرت موجب سرنگونی یک رژیم می‌شوند. اما خبر از چیزی می‌دهند: فقدان مشروعیت. قرار نیست کسی با کارناوال راه انداختن انقلاب کند اما انقلاب‌ها از کارناوالی توده‌ای آغاز می‌شوند. جمعیتی که همه کار و زندگی‌اش می‌شود مترکردن خیابان‌های شهر، بگیریم تهران، نه با زبان بی‌زبانی که آشکارا و بی‌پرده، مشروعیت رژیم را به چالش می‌کشد. لنین بود که می‌گفت رایی که مردم با پای خود می‌دهند بس موثرتر از رایی است که به صندوق انتخابات می‌اندازند. در اروپای شرقی جنبش مردمی به رژیم‌های حاکم، که پیش از این به دلیل عدم کمک شوروی دچار دلسردی شده بودند، قبولاند که کارشان به پایان رسیده است. مهم نیست میزان مشارکت در انتخابات 85 درصد اعلام شود یا حتی بیش‌تر. چهار ماه قبل از فروپاشی جمهوری دموکراتیک آلمان هم آرای حزب حاکم در انتخابات محلی این کشور 85/98 درصد بود. مردم بی‌پناهی که تن‌های خود را مقابل یورش بی‌امان باطوم و گلوله قرار می‌دهند، هر قدر هم کم باشند، آمار و ارقام و درصدها را به لرزه می‌اندازند. "تن‌ها" و "بدن‌ها"ی عریان در خیابان نشانه‌ای است از اینکه حاکمان یا مشروعیت خود را از دست داده‌اند، یا هرگز، و از اساس، مشروعیتی نداشته‌اند. با این‌همه صِرف فقدان مشروعیت موجب سرنگونی یک رژیم نمی‌شود. همچنان یک جای کار می‌لنگد. چیزی بیش از به‌رخ‌کشیدن آن در کف خیابان‌ها لازم است. آنچه توده‌های مردم را در سال 57 به حرکت واداشت اعتراض سیاسی مخالفان رژیم بود، اما آنچه باعث شد تا این مبارزات به انقلاب تبدیل شود آمادگی میلیون‌ها نفر برای پیوستن به این مبارزه بود. جنبش میلیونی یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد اما یک شب کافی است برای آغاز آن. یک "الله‌اکبر". یک دست خونین رو به آسمان. یک "بدن" سیاسی. کاتالیزور چنین حرکتی می‌تواند و باید شکافی در بالا باشد؛ اختلافی در الیت حاکم، یا حتی فراخوانی سیاسی از یک نفر داخل خود سیستم. مع‌الوصف توده‌های مردم از این فراخوان فراتر می‌روند. به آن بسنده نمی‌کنند و به کمتر از آن رضایت نمی‌دهند. منطق آن چنین است: «حالا که می‌توانیم چرا بیش‌تر نخواهیم؟ حالا که پاهای‌مان سرنوشت را رقم می‌زند چرا به کم قانع شویم؟» سیاستِ پاها می‌تواند سرکوب شود، حتی شاید با قهر و زور اسلحه متوقف شود، اما خاموش نمی‌شود. دیر یا زود سر باز می‌کند. ارتشی‌ها و پلیس هم ارتشی و پلیس به دنیا نیامده‌اند. ارتشی شده‌اند، نظامی گشته‌اند. غریب نیست تصور روزی که لباس نظامی بدر کنند و جامه مردمان عادی بر تن. همچنان‌که جنبش مردمی در خیابان‌ها به واسطه حکومت نظامی قفل می‌کند، شکاف درون الیت حاکم نیز به نقطه‌ای می‌رسد که قفل می‌کند. قفل‌ها برای همیشه بسته نمی‌مانند. جایی باید که از هم گسسته شوند. زیادی خو‌ش‌بینانه است. نه؟
4- سال‌های دور در مدارس آموخته‌ایم که ترجمه "الله‌اکبر" به "خدا بزرگ است" کافی نیست، بلکه باید گفت "خدا بزرگ‌تر است"، بزرگ‌تر از هر آنچه تصور و توصیف شود، بزرگ‌تر از هر مفهومی از خدا، بزرگ‌تر از هر شناختی از خدا. خدا بزرگ‌تر از هر بزرگی است. بزرگ‌ترین است. در ایران خدا بزرگ‌تر از حکومت است. حالا که طرف مقابل تحت لوای "خدا" و "شریعت" به توجیه خشونت نشسته است، چاره‌ای نیست جز مقابله به مثل؛ ترجمه تحت‌اللفظی "الله‌اکبر" و تکرار فرم از‌دست‌رفته‌ی آن؛ رهانیدن آن از دستِ تکبیر‌های خطبه‌ نماز جمعه و برکشیدن آن به پشت‌بام‌ها. هنوز هم سویه‌های رهایی‌بخشی در اسلام هست که می‌توان بر آن انگشت نهاد، تاکید گذاشت،‌ برجسته کرد و آن را از پسله‌های طالبانیسم رهانید. به سبک پدران و پدربزرگ‌های‌مان: خدا بزرگ است، بزرگ‌تر از هر نیروی قهریه، بزرگ‌تر از هر خشونت و زوری، بزرگ‌تر از هر حکومتی، بزرگ‌تر از هر قدرتی، بزرگ‌تر از هر شاه و سلطنتی، بزرگ‌تر از هر ولایتی. و خدا با ماست . . . چرا که نه.
*****
ادامۀ تجمع خانواده های دستگیرشدگان در مقابل اوین
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

ادامۀ تجمع خانواده های دستگیر شدگان در مقابل زندان اوین و دادگاه انقلاببنابه گزارشات رسیده خانواده های دستگیر شدگان از صبح امروز مقابل زندان اوین و دادگاه انقلاب تجمع کردند و خواستار اطلاع یافتن از وضعیت عزیزانشان هستند که در روز پنجشنبه 18 تیر و هفته های گذشته دستگیر شده اند.خانواده های دستگیر شدگان از ساعت 08:00 صبح در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تجمع کردند.در بین دستگیر شدگان 18 تیرماه تعدادی از نوجوانان زیر 18 سال وجود دارد که گفته می شود در بین آنها کودکانی با سنین 14 تا 17 سال همچنین افراد مسن و خانمهای زیادی وجود دارند. تعداد خانواده های که در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده بودند بیش از 100 نفر تخمین زده می شود همچنین تعداد خانواده ها در مقابل زندان اوین بیش از 150 نفر می باشند . تجمع خانواده ها در مقابل زندان اوین همچنان ادامه دارد و خواستار اطلاع یافتن از وضعیت عزیزانشان و آزادی آنها هستند.از بیش از 100 نفر دستگیر شدگان 18 تیر ماه فقط مسئولیت بازاداشت 34 نفر از آنها را پذیرفته اند.دادگاه انقلاب از دادن پاسخ به خانواده های خوداری می کند و به آنها می گوید 2 هفتۀ دیگر مراجعه کنند. محل بازداشت تعداد زیادی ازدستگیر شدگان نا مشخص می باشد و دادگاه انقلاب از پذیرفتند مسئولیت دستگیری عزیزانشان خوادری می کند و به آنها گفته می شود که ما اطلاع نداریم و در دست وزارت اطلاعات هستند.از طرفی دیگر تعداد زیادی از جوانان دستگیر شده 18 تیرماه و هفته های اخیر بخصوص آنهایی که بی نام و نشان هستند هنوز از پذیرتن مسئولیت دستگیری آنها خوداری می کنند . خانواده های آنها با در دست داشتن عکسهای عزیزانشان به کلانتریها، آگاهی شاپورو ستاد پیگیری مراجع می کنند که با توهین و حتی ضرب وشتم پاسداران مواجه هستند. علاوه بر لیست اسامی که روز گذشته منتشر نمودیم و در آن نام تعدادی از دستگیر شدگان را اعلام کردیم. در اینجا نام یکی از دستگیر شدگان 18 تیر ماه که از محل و شرایط بازداشت او خبری در دست نیست بنام آقای داود منصوری 29 ساله کارمند و در حوالی میدان انقلاب دستگیر شده است را اعلام میداریم.بازجوئی از دستگیرشدگان زیر نظر سعید مرتضوی و معاونش حسن زارع دهنوی و حیدری فر،حسینی راسخ که مسئول شعبه های امنیتی دادگاه انقلاب هستند صورت می گیرد. افراد فوق الذکر بیشتر در زندان اوین مستقر شده اند و گاها خود در بازجوئیها حاضر می شوند.بازجویان وزارت اطلاعات برای گرفتن اعترافات تلویزیونی و وادار کردن دستگیرشدگان به امضای اعترافات نوشته شده، تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار دارند.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،دستگیریهای گسترده، بی اطلاع نگه داشتن خانواده ها و عدم اعلام اسامی بازداشت شدگان و همچنین شکنجه برای گرفتن اعترافات تلویزیونی و یا نوشته های کتبی را محکوم می کند، از دبیر کل و کمیسر عای حقوق بشر خواستار اعزام هیئتی برای تحقیق در مورد سرنوشت بازداشت شدگان اخیر است.
*****
اجرای حکم ۸ سال حبس سعید متین پور فعال حقوق بشر آذربایجانی
سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی که از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به هشت سال حبس تعزیری محکوم گردیده است، جهت گذراندن دوران محکومیت خود٬ بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل گردید.
نزدیکان خانواده متین پور می گویند این روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی روز ۲۰ تیر ۸۸ از سوی قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به این دادگاه احضار شده بود که پس از حضور وی در دادگاه٬ مامورین امنیتی او را بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل کردند. این منابع می افزایند متین پور ساعت ۶ عصر روز شنبه طی تماسی تلفنی با خانواده خبر از بازداشت خود در زندان اوین داده است.
سعید متین پور چهارم خرداد ۱۳۸۶ در زنجان بازداشت و پس از تحمل ۲۷۸ روز بازداشت موقت٬ در هشتم اسفند ۸۷ به قید وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شده بود. این روزنامه نگار آذربایجانی روز ۲۰ خرداد ۸۷ طی جلسه ای غیر علنی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی محاکمه و به اتهام ارتباط با بیگانگان به هفت سال حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام به یك‌سال حبس و در مجموع به هشت سال حبس تعزیری محكوم گردیده بود. دادگاه تجدید نظر استان تهران نیز آذر ماه ۸۷ حکم هشت سال زندان این فعال حقوق بشر آذربایجانی را تایید کرد.
به گفته متین پور وی بیشتر مدت زمان بازداشت خود را در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین تهران و تحت شکنجه شدید جسمی و روحی قرار داشته است.
همچنین خانواده متین پور خبر از ناراحتی های گوارشی و سردرد و کمردرد شدید وی پس از آزادی از زندان اوین می دهند و اعلام می کنند انتقال سعید متین پور به زندان باعث نگرانی خانواده از وضعیت سلامتی جسمی او شده است. آنها می گویند متین پور در روزهای اخیر سرگرم معالجات پزشکی بوده است.
متين پور فارغ التحصيل رشته فلسفه از دانشگاه تهران و عضو هیات تحریریه هفته نامه های یارپاق و موج بیداری و وبلاگ نویس و از فعالین حقوق بشر آذربایجانی است.

*****
نتیجه تحریم صدا و سیما از سوی مردم: رکود اقتصادی آگهی های صدا و سیما
رکود حاکم بر بخش‌هاى مختلف اقتصادى به «آگهى‌هاى صداوسيما» نيزرسيد. با گذشت حدود يک ماه از انتخابات رياست جمهورى دهم در ايران، پس‌لرزه‌هاى اين انتخابات به آگهى‌هاى تلويزيون دولتى کشور سرايت کرده است.
شايد آنهايى که بيننده سريال کره‌اى «افسانه جومونگ» بوده‌اند، اين روزها آگهى‌هاى ميان برنامه اين سريال را ديده‌اند که با افت شديدى مواجه شده است. اگرچه صداوسيماى دولتى ايران به صورت انحصارى عمل کرده و هيچ‌گاه آمار مشخصى از ميزان درآمدها و تعداد آگهى‌هاى بازرگانى خود منتشر نمى‌کند، اما حتى مخاطبان برخى برنامه‌هاى تلويزيون ايران نيز، کاهش حجم آگهى‌هاى راديو و تلويزيون را حس کرده‌اند و با مقايسه آگهى‌هاى ميان برنامه سريال‌هاى پربيننده در ماهى که گذشت با سال پيش، ‌به خوبى به آن پى مى‌برند اما مشکل صداوسيما از کجا شروع شده است؟
طبقه‌بندي نرخ‌آگهی
در صداوسيما مکان‌هاى پخش آگهى براساس برنامه‌اى که قبل و بعد از آن پخش مى‌شود با نرخ‌هاى متفاوتى عرضه مى‌شود. گاه ممکن است استقبال يا عدم استقبال عمومى از يک برنامه باعث افزايش يا کاهش تعرفه آن شود. اين نرخ‌ها به صورت فعلى ماهيانه، هفتگى و گاه روزانه متغير است.برنامه‌هاى صداوسيما به 27 طبقه تقسيم مى‌شود. به طورى که نرخ آگهى در طبقات اوليه ارزان‌تر است و هر چقدر «طبقه» برنامه بالاتر باشد، آگهى هم گران‌تر مى‌شود. صداوسيما با صاحبان کالاها پنج نوع قرارداد مى‌بندد. قرارداد عادي، ويژه، استثنايي، متمم و خاص. در قراردادهاى عادي، صاحب آگهي، مى‌تواند آگهى خود را در تمام طبقات پخش کند.
صاحبان آگهى در قراردادهاى عادى فقط تا طبقه 14 امکان پخش تبليغات خود را دارند. همين شيوه در قراردادهاى استثنايى هم به کار مى‌رود اما در اين نوع قرارداد صاحب آگهي، امکان پخش تبليغات خود را فقط تا طبقه هشت دارد. در قراردادهاى متمم، صاحب آگهى بودجه جديدى را براى ادامه آگهى خود اختصاص مى‌‌دهد و در قراردادهاى خاص نيز آگهى‌هاى فرهنگي، ورزشى و اجتماعى قرار دارد که تخفيف‌هاى ويژه‌اى به آنها تعلق مى‌گيرد.
رقم هر ثانيه آگهي
براى هر ثانيه آگهى در تلويزيون و راديوى دولتى ايران، در طبقات مختلف 27 گانه بايد رقم متفاوتى را پرداخت. به گونه‌اى که طبقه اول برنامه‌ها، 20 هزار تومان، طبقه دوم 35 هزار تومان، چهارم 100 هزار تومان، هشتم 450 هزار تومان و دوازدهم، يک ميليون و 100 هزار تومان و بيستم سه ميليون و 150 هزار تومان براى هر ثانيه بايد پرداخت کرد. به طور مثال سريال افسانه جومونگ در طبقه 25 برنامه‌ها به دليل پربيننده بودن قرار مى‌گيرد که براى هر ثانيه آگهى در پيش، ‌ميان و بعد اين برنامه بايد پنج ميليون تومان پول پرداخت کرد.
از کجا شروع شد؟
با اينکه مسئولان رسانه ملى ايران از دادن هر گونه اطلاعات در مورد آگهى‌هاى تلويزيونى خوددارى کرده‌اند اما اين شرکت‌هاى تبليغاتى مرتبط با صداى و سيماى دولتى ايران هستند که به خوبى افت چشمگير آگهى‌هاى تلويزيونى را تشريح مى‌کنند.
اطلاعات دريافتى از اين شرکت‌ها حاکى‌از رکود آگهى‌هاى تلويزيونى در شش ماهه اول سال است که همواره طبيعى و قابل پيش‌بينى بوده اما با اتفاقات رخ داده پس از انتخابات رياست جمهورى در خردادماه و عملکرد صدا و سيما در انعکاس اخبار و گزارش‌هاى تجمع‌ها و اعتراض‌هاى مردم به نتايج اين انتخابات رکود آگهى شدت بيشترى يافته و تبديل به «بحران» شده است.
مسئول يکى از اين شرکت‌هاى تبليغاتى که نخواست نامش فاش شود با تاييد اين خبر به حيات نو مى‌گويد: با توجه به اتفاق‌هاى اخير، قراردادهاى بلندمدت آگهى با تلويزيون به شدت کاهش يافته و حتى برخى صاحبان کالا قراردادهاى آگهى پيشين خود را «لغو» کرده يا انصراف مى‌دهند.به گفته اين منبع آگاه، در هفته گذشته صدا و سيما به شرکت‌هاى تبليغاتى نمابرى را ارسال کرده که براساس آن مکانيزم تشويقى جديدى براى افزايش آگهى‌هاى تجارى در نظر گرفته شده است. اما گويا اين مکانيزم‌ها‌هم تاکنون پاسخ نداده است.
اين منبع آگاه در يکى از شرکت‌هاى تبليغاتى طرف قرارداد با صدا و سيما، از جلسه‌اى خبر داده که در آن مسئولان بخش بازرگانى رسانه ملى از آنها براى بازگشت آگهى‌هاى تجارى به تلويزيون درخواست راهکار کرده‌اند. موضوعى که به اعتقاد وى بسيار عجيب و بى‌سابقه است.
بانک‌ها در صدر جدول
هم‌اکنون آگهى‌هاى تلويزيونى و راديوى دولتى ايران با همان حجم پايين ادامه دارد. اما در اين ميان بانک‌هاى دولتى و برخى بانک‌هاى خصوصى هستند که بار آگهى‌ها را به دوش مى‌کشند. در اين ميان گفته مى‌شود يکى از بانک‌هاى خصوصى نيز آگهى‌هاى خود را در رسانه ملى «لغو» کرده است. اين اتفاق پس از جريانات اخير انتخابات رياست‌جمهورى رخ داده است.
مسئول اداره تبليغات روابط عمومى يک بانک دولتى در مورد تحولات اخير آگهى‌هاى اين بانک در صدا و سيما به حيات نو مى‌گويد: چندى پيش مسئولان شرکت تبليغاتى طرف قرارداد بانک، با ما جلسه‌اى گذاشت و در آن از بانک، درخواست شد تا ميزان آگهى‌هاى خود را افزايش دهد. اما اين درخواست مستلزم بررسى‌هاى بيشترى است و نمى‌توان يک شبه در اين مورد تصميم گرفت. بنا بر اطلاعات دريافتي، اين بانک‌ها و بيمه‌ها هستند که يک‌سوم کل درآمد صداوسيما را از آگهى‌هاى تبليغاتى تامين مى‌کنند. يعنى چيزى در حد ود 100 تا 150 ميليارد تومان.
صدا و سيما مى‌دانست
تمامى تحرکات و اقداماتى که صدا و سيما از ماه پايانى سال گذشته انجام داده نشان مى‌دهد که مسئولان بخش بازرگانى رسانه ملى از رکود حاکم بر آگهى‌هاى تبليغاتى خبر داشته‌اند. اين موضوع را شرکت‌هاى تبليغاتى طرف قرارداد صدا و سيما نيز تاييد مى‌کنند. به گفته مسئول يکى از اين شرکت‌ها، صدا و سيما پيش از آغاز سال 88‌، از چگونگى تغييرات در آگهى‌هاى تبليغاتى خود اطلاع داشته و آن را پيش‌بينى کرده است.
شاهد اين مدعا نيز سياست‌هاى تشويقى صدا و سيما براى آگهى‌هاى بازرگانى است. ‌ اسفند ماه سال گذشته صدا و سيما «ضوابط کاري» خود را تغيير داده به نحوى که «اضافه پخش» آگهى را براى نخستين بار براى سال 88 از 30 درصد به 60 درصد رسانده است.به گفته اين منبع آگاه، سياست‌هاى تشويقى در صدا و سيما براى جذب آگهى هميشه هست، اما چنين اقدام بى‌سابقه‌اى جالب توجه بود و نشان مى‌دهد که مسئولان بخش بازرگانى رسانه ملي، وقوع چنين رکودى را در آگهى‌هاى تلويزيونى پيش‌بينى کرده بودند.
او مى‌افزايد: افت سفارش آگهى هميشه وجود دارد اما اين بار منحنى‌ آگهى‌ها به صورت معنى‌دارى حرکت مى‌کند. اگر بخشى از دلايل اين رکود به وجود آمده به محدوديت هاى اقتصادى ايران يا وجود مشکلات مختلف نزد صاحبان صنايع بازمى‌گردد، بخش ديگرى را بايد در عوامل ديگرى جست‌وجو کرد. عواملى که بيش و کم در رفتارهاى اجتماعى مردم و عملکرد صدا و سيما در انعکاس رويدادهاى اخير ريشه دارد. اما آيا اين رکود پابرجا مى‌ماند؟
اين منبع‌ آگاه پاسخ مى‌دهد: اگر صدا و سيما پيش از آغاز سال 88 پيش‌بينى چنين بحرانى را در آگهى‌هاى تلويزيونى داشته باشد بايد پذيرفت که براى برون‌رفت از بحران‌ آگهى‌ها‌ هم استراتژى داشته باشد. 300، 400 يا حتى 500 ميليارد تومان درآمد براى سازمان عريض و طويلى که رديف بودجه جداگانه‌اى دارد و به صورت انحصارى نيز در ايران فعاليت مى‌کند رقم بالايى نيست؛ اما بالاخره اين هم درآمدى است که قطعا مسئولان رسانه ملى نمى‌توانند از آن چشم‌پوشى کنند.

*****
تجمع مخفی گرگهای درنده...
لینک زیر توسط یکی از یاوران گرامی ما از آمریکا برایمان ارسال گردیده که حاوی جلسه ای بسیار سری از تجمع پلیدترین و درنده ترین گرگهای رژیم "ولایت وقیح" و گزارش آنان درباره حوادث و وقایع اخیر بخصوص 18 تیرماه و همچنین تصمیم گیری برای تشدید وحشی گری هایشان مبنی بر مقابله با میهن پرستان و آزادمردان و شیرزنان میهن است.
بروی لینک زیر کلیک کرده و بدقت گوش فرا دهید و نیز، این صفحه را (یا لااقل لینک مربوطه را) برای دوستان و آشنایان و اقوام خویش ایمیل کنید:


***
ای شیخک ملعون
سروده ای ناب از: دکتر رضا بحری
یار گرامی ما این سروده را بصورت ویدئو کلیپ زیبائی نیز ساخته اند که در آن همین شعر را با صدای خودشان دکلمه کرده اند. این ویدئوی زیبا را در سمت راست (نوار جانبی) می توانید مشاهده کنید.
**
ای شیخک ملعون تو سراپا همه تزویر و ریایی
نه شرم ترا باشد و نه حجب و حیایی
گوئی تو به خلق: هست خدایی، که تو هم آیت آنی
افسوس و صد افسوس که تو آفت جانی
گر هست خدای تو، همان سان که تو گوئی
موجودی پر از فتنه و افسون و دو روئی،
دیو است دَد است او،
بد تر ز بد است او
الله تو پنهان کند از بنده خود لطف و کرم را
ویرانه نموده است بدست توی ملعون
هم خانه و کاشانه و هم بوم و بَرَم را
بشکسته به تیر غضبش، شاهپرم را
ای شیخک ملعون،
گویی که خدای تو بُوَد قادر و عادل
جاوید مقامش، پاینده دوامش..!
مهر است مرامش، حق است کلامش ...!
افسوس ندیدم من از او عدل و شفایی
نه همدلی و مهر، و نه مهر و وفایی
بس کن دگر ای شیخ،
بس کن دگر این راهبری را
این ظلم و ستم، خیره سری را
تا چند بدنبال مقامی؟
رو، گمشو از این خاک گرامی
الله ز تو، دین ز تو، و کیش ترا بس
این خانه ویران ز من و ریش ترا بس..!
دین من و آیین من است مهر و محبت
الله تو غافل بُوَد از بخشش و رحمت

ای شیخک ملعون، بشنو سخنم را:
تا وقت ترا هست، برو پیش خدایت
از من تو بِبَر شکوه و فریاد و شکایت
برگو تو به او قصه و مضمون و حکایت
برگو که:
"حنایش دگَرَم رنگ ندارد"
"این بنده دگر حوصله ننگ ندارد"
"او طاقت و ظلم و ستم و جنگ ندارد"
ای شیخک ملعون،
بر گو به خدایت:
"این دام برو بر سر راه دگری نِـه"
"فرمایش و اندرز به قوم دگری دِه"

ایران شده ویران،
این لانه شیران،
حیف است شود مهد اسیران
آزاد که باید شود از دست اَنیران
بگذار بسازیم ز نو چرخ و فلک را
از نو بشناسیم طریقت و مَلَک را
بنیاد گذاریم ز نو، مذهب و هم کیش
لعنت بفرستیم بر عمامه و بر ریش
*****
توجه: مقاله زیر دیروز (شنبه20 تیرماه) توسط یکی از هم میهنان گرامی از آمریکا برایمان ارسال گردید که بدلیل تراکم مطالب و محدودیت های فنی نتوانستیم آن را انتشار دهیم. اینک با اندک تغییراتی در ظرفیت صفحات "وبلاگ" خود، امروز آن را انتشار می دهیم
*
جنبش مردمی در ایران و چشم انداز سیاست های آمریکا
حسن داعی
کمیته آمریکائیان و ایرانیان پیشرو (پیک)
http://www.iranian-americans.com/persian
---
راجر کوهن، خبرنگار نیویورک تایمز که از طرفداران جدی سیاست مماشات با ایران است در جریان قیام مردمی اخیر در تهران بود. وی در یکی از گزارشات متعدد خود از تهران نوشت که مردم در خیابانها از او می پرسیدند که اوباما کجاست و چرا از جنبش ایرانیان برعلیه حکومت حمایت نمی کند. همین احساس را میتوان در میان بسیاری از ایرانیان خارج از کشور نیز مشاهده نمود که خودداری اوباما از موضعگیری صریح در مقابل ملایان را غیر قابل قبول و نادرست میدانند.
مسئولان دولت آمریکا، دلیل ظاهری این موضعگیری محتاطانه را خودداری از دادن بهانه به حاکمان تهران برای آمریکائی نشان دادن مخالفان و سرکوب آنان بیان کرده اند. این استدلال، سالهای متمادی توسط کسانی تبلیغ گردیده است که بطور مستمر خواهان کنار آمدن با حکومت ایران بوده اند. این دسته از افراد و در رأس آن لابی خود رژیم، همواره به تبلیغ این موضوع پرداخته اند که بایستی سرکوب مردم ایران را امری داخلی تلقی کرده و ایالات متحده از وارد شدن به آن پرهیز نماید. از طرف دیگر، موضعگیری های روزانه مسئولان آمریکائی در مورد تمایل دولت اوباما برای ادامه سیاست گفتگو با ملایان، دلیل دیگری براین مدعاست که دغدغه اصلی اوباما بیش از آنکه سلامتی مخالفان حکومت ایران باشد، چیزی مگر باز نگه داشتن درب مذاکره با جمهوری اسلامی نیست.
اما به اذعان اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان سیاست خارجی آمریکا و بخصوص مشاوران کاخ سفید، وقایع اخیر ایران بطور بنیادین و برگشت ناپذیر شرائط نوینی را خلق نموده که هم آینده حکومت ایران و هم سیاست ایالات متحده را کاملا دگرگون کرده است. ازاینرو، علیرغم تلاش کاخ سفید، شرائط مورد نیاز برای مذاکره و به تبع آن معامله با ایران در چشم انداز قابل پیش بینی وجود ندارد. در گزارش حاضر، به بررسی قیام مردمی در ایران و تأثیرات آن بر سیاست آمریکا بخصوص در مورد برنامه هسته ای جمهوری اسلامی می پردازیم.
سیاست آمریکا در رابطه با ایران
همانطور که مسئولان آمریکائی بارها تکرار کرده اند، مهمترین نگرانی آمریکا، برنامه اتمی ایران است و به همین دلیل نیز جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای، به مرکز ثقل سیاست های ایالات متحده تبدیل گشته است. برای مقابله با برنامه اتمی ایران، سه راه حل یا خط برخورد وجود دارد:
مذاکره با ایران همراه با ادامه سیاست چماق و هویج تا زمانیکه جمهوری اسلامی حاضر به توقف برنامه هسته ای خویش گردد. این گزینه اصلی آمریکا و سیاست حاکم در برخورد با جمهوری اسلامی است.
مقابله تمام عیار با جمهوری اسلامی که شامل تمام گزینه ها از افزایش تحریم ها تا حمله نظامی و تغییر رژیم میگردد.
قبول شکست سیاست فشار بر ایران و پذیرفتن هژمونی ملایان در منطقه و به تبع آن قبول یک ایران مجهز به سلاح هسته ای. طرفداران این خط مشی معتقدند که آمریکا همانطور که با چین و یا شوروی به همزیستی رسید، بایستی با جمهوری اسلامی نیز به یک تعادل جدید دست یابد و جغرافیای جدید منطقه را برسمیت بشناسد. برژینیسکی و لابی های نفتی از جمله طرفداران این راه حل می باشند.
سیاست پیش بینی شده اوباما این بود که تا انتخابات ریاست جمهوری، تحریم ها در وضعیت کنونی باقی بماند و افزایش نیابد. در عوض از مذاکره با باند احمدی نژاد نیز امتناع نماید. مسئولین آمریکائی معتقد بودند که فشارهای اقتصادی و اجتماعی به شکاف بالای حاکمیت دامن زده و باعث تقویت جناح رقیب احمدی نژاد خواهد شد.
طبق پیش بینی کاخ سفید، قرار بر این بود که با برنده انتخابات رژیم ایران، حتی اگر احمدی نژاد باشد، وارد یک دوره مذاکرات جدی همراه با افزایش بسته های تشویقی گردد. این دوره از مذاکرات از نظر زمانی محدود و کمتر از یکسال در نظر گرفته شده بود. در صورتیکه ایران به ژست های حسن نیت غرب و آمریکا پاسخ مثبت نداده و کماکان به وقت کشی می پرداخت، آمریکا و متحدانش افزایش بینادین تحریم ها را مد نظر داشتند.
تأثیر تحولات ایران بر سیاست آمریکا
حال باید دید که تحولات اخیر ایران کدامیک از سه خط برخورد آمریکا با جمهوری اسلامی را تقویت میکند. قبل از آنکه به نتیجه گیری در اینمورد برسیم، باید به پارامترهائی که در این زمینه تغییر کرده اند نگاه کنیم و پس از شناخت این پارامترهاست که میتوان خط سیاسی محتمل آمریکا در برخورد با جمهوری اسلامی را بازشناخت.
حکومت ایران ضعیف تر شده و قدرت تصمیم گیری اش برای معامله با آمریکا و توقف برنامه هسته ای کاهش مییابد. (جام زهر هسته ای)
برخی از هموطنان، بخصوص آندسته از کسانیکه همواره نگران معامله آمریکا با حکومت ملایان بوده اند، معتقدند که در شرائط جدیدی که پس از قیام اخیر بوجود آمده و حکومت شکننده تر شده است، رژیم برای جلوگیری از سقوط، آمادگی بیشتری برای معامله با آمریکا پیدا کرده و بنابراین، امکان کوتاه آمدن بر سر برنامه هسته ای افزایش یافته است. این نظریه با واقعیات کنونی کشور مطابقت نمی کند و احتمال وقوع آن بسیار ضعیف است. در صورت وقوع چنین سناریوئی، همانطور که توضیح داده خواهد شد، رژیم بسیار ضعیف تر و آسیب پذیر تر شده و جنبش مردمی ابعاد غیر قابل کنترلی بخود میگیرد.
در عوض، بسیاری از کارشناسان داخلی و منجمله مسئولان حکومتی، توقف برنامه هسته ای و کنار آمدن با آمریکا را با سرکشیدن جام زهر مقایسه میکنند. یعنی همان نمونه ایکه روح الله خمینی با پذیرش آتش بس با عراق انجام داد. طبیعی است که جام زهر معنای خود را دارد و آثار آن بر کل سیستم سیاسی رژیم اثر میکند. اگر به مجموعه تحلیل های کارشناسان داخلی نگاه کنیم سر کشیدن جام زهر هسته ای نتایج زیر را بهمراه دارد:
دست کشیدن از برنامه هسته ای مساوی با شکست در برابر آمریکاست
شکاف درونی رژیم بیشتر می شود
کوتاه آمدن رژیم در مقابل آمریکا و رشد شکاف های درونی، به بازتر شدن فضای سیاسی منجر میشود
نتیجه شکست در مقابل آمریکا، شکستن شاخ حکومت در منطقه و از دست دادن متحدان منطقه ای اش میباشد
حال باید دید که تحولات کنونی داخل ایران، یعنی شرائط انفجاری مملکت و آمادگی مردم برای قیام، دست حکومت را برای سرکشیدن جام زهر و کوتاه آمدن در مقابل آمریکا بازتر میکند یااینکه خطرات انفجاری چنین تصمیم گیری را بالا میبرد؟ مثلا، اگر بیماری به یک عمل جراحی خطرناک احتیاج داشته باشد و درست روز قبل از عمل، دچار سرماخوردگی شدید شده و قوای بدنی اش ضعیف گردد، آیا در این حالت آمادگی اش برای عمل جراحی بیشتر می شود یا کمتر؟ طبیعی است که هر پزشک عاقلی، عمل جراحی را به بازیابی سلامتی بیمار موکول میکند.
اگر به نمونه سرکشیدن جام زهر جنگ با عراق نگاه کنیم، میتوان رفتار حکومت را بازشناخت. در آندوره، رژیم تنها زمانیکه خطر سقوط را در مقابل خود دید حاضر به سرکشیدن جام زهر و قبول آتش بس با عراق شد. بلافاصله، اختلافات داخل رژیم بطور بی سابقه ای افزایش یافت و فضای سیاسی کشور نیز آماده انفجار بود. خمینی برای پر کردن این شکاف ها دو کار انجام داد. اولا فرمان قتل عام زندانیان سیاسی را صادر کرد که هدفش بستن فضای سیاسی بود و در مرحله بعد و در صحنه خارجی نیز با صدور فتوای قتل سلمان رشدی و با ایجاد یک بحران خارجی دیگر، سعی نمود تا شکاف های درونی سیستم را ببندد و آثار تخریبی جام زهر را کاهش دهد.
طبیعی است که سرکشیدن جام زهر هسته ای و تعامل با آمریکا، درست مثل آنزمان، شوک های بسیار جدی به کل نظام وارد میکند. آیا خامنه ای با توجه به شرائط کنونی مملکت قادر به بستن شکاف های ناشی از سرکشیدن جام زهر هسته ای در درون سیستم حکومتی خواهد بود؟ آنهم سیستمی که هم اکنون به مرز فروپاشی درونی رسیده است. در بعد سیاسی و برخورد با مردم نیز باید پرسید که آیا وی قدرت کنترل وضعیت انفجاری مملکت در صورت شکست در برابر آمریکا را خواهد داشت؟ آنهم مردمیکه هم اکنون نیز قابل کنترل نمی باشند.
سوزان مالونی یکی از صاحب نظران با نفوذ آمریکاست که 4 سال پیش مدیریت تهیه گزارش معروف شورای روابط خارجی آمریکا در مورد نحوه برخورد با ایران را بعهده داشت. این گزارش که منجمله برژینسکی و رابرت گیتس نیز در تهیه آن شرکت داشتند، طرفدار این نظریه بود که حکومت، با حذف اصلاح طلبان و قدرت گیری جناح راست یکپارچه تر میشود، مدل چینی را برمیگزیند و از تشنج دورتر میگردد. از همین رو، راه برای تعامل بین ایران و آمریکا بازتر میشود. اما اکنون، همین سوزان مالونی در مورد تحولات اخیر ایران و تأثیر آن می نویسد:1
وقایع هفته گذشته در ایران را میتوان بدترین سناریوی ممکن برای دولت اوباما دانست. اگر اصلاح طلبان در انتخابات پیروز میشدند راه را برای مذاکرات جدی بین دو کشور آماده میکرد. حتی یک پیروزی قابل قبول برای احمدی نژاد نیز اگرچه زیاد دلخواه نبود اما میتوانست قدرت محافظه کاران را تقویت کرده و به آنان اعتماد بنفس میداد تا از موضع قدرت بتوانند به یک انتخاب تاریخی دست زده و رابطه خود با آمریکا را مورد بازبینی قرار دهند.
اما بجای آن، واشنگتن اکنون با یک قدرت تکه شده روبروست. این وضعیت، مانع از این است که ایران وارد گفتگوی جدی با آمریکا گردد و ایران را از تصمیم گیری جدی در مورد برنامه هسته ای اش ناتوان میسازد.
در پایان باید این نکته را نیز اضافه کرد که تاکنون، رژیم بهای گزافی برای دستیابی به سلاح هسته ای پرداخته است اما در حال حاضر، دست کشیدن از این برنامه، خود بهای سنگین دیگری دارد که برای رژیم بارها کمرشکن تر از تحریم های موجود و ویرانی اقتصاد کشور است. بسیاری از هموطنان، بهای سنگین توقف برنامه هسته ای را از قلم میاندازند.
نمی توان به بهانه مبارزه با انقلاب مخملی به رهبری آمریکا به کشتار و سرکوب مردم دست زد و در همان زمان نیز با آمریکا بر سر میز مذاکره و معامله نشست
تجربه ایران گیت و معاملات پنهانی با آمریکا نشان داد که اگرچه رژیم به زد و بند پشت پرده با آمریکا و اسرائیل می پرداخت اما از انجام علنی آن ناتوان بود. امکان پذیر نبود که تحت عنوان مبارزه با استکبار جهانی، دهها هزار تن از جوانان وطن را به میدان های جنگ بیهوده با عراق فرستاد و در همان زمان بطور علنی با آمریکا به زد و بند پرداخت. بهمین دلیل نیز مهدی هاشمی به خاطر افشای ایران گیت اعدام شد. در حال حاضر نیز، امکان حل مسئله هسته ای و تعامل با آمریکا بصورت پنهان و دور از انظار مردم ایران وجود ندارد. مسئله هسته ای موضوعی نیست که بتوان پشت دربهای بسته حل و فصل نمود. یا باید سناریوی لیبی را دنبال کرد یا باید مانند عراق درب تمام پادگان های سپاه و مراکز هسته ای را بروی بازرسان خارجی گشود. معنای هر دو حالت نیز چیزی مگر شکست خفت بار در مقابل آمریکا نیست. نمی توان هر روز عربده ضد آمریکائی کشید و هزاران نفر را تحت نام مزدور آمریکا به شکنجه گاه فرستاد و در عین حال با آمریکا بر سر میز مذاکره نشست و به معامله مشغول شد.
سیاست خارجی رژیم رادیکال تر شده و برنامه هسته ای شتاب میگیرد
بسیاری از کارشنان آمریکائی طرفدار نزدیکی به ایران، چهار سال قبل، یعنی اولین دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد، پیش بینی کردند که رژیم ایران با حذف اصلاح طلبان حکومتی ،یکپارچه و منسجم میشود و در سیاست خارجی پراگماتیست تر شده و به سوی کاهش تشنج میرود. نگاهی به کارنامه احمدی نژاد در چهار سال گذشته نشان میدهد که این نظریه بیشتر ناشی از یک رویای شیرین برای طرفداران نزدیکی به رژیم ایران بود.
اکنون، بسیاری از همان کارشناسان اعتراف میکنند که دور دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد به معنای رادیکال تر شدن سیاست خارجی رژیم، شتاب در برنامه هسته ای و تقابل با جامعه بین المللی بخصوص آمریکاست. در چنین شرائطی، طبیعی است که مذاکره بین ایران و آمریکا و تعامل بین دو کشور بسیار دور از انتظار خواهد بود.
سایت دیپلماسی ایرانی که توسط صادق خرازی و یگ گروه از دیپلمات های جمهوری اسلامی اداره میشود، پیش بینی کرده است که با توجه به ضعیف تر شدن نظام، احتمالا دولت احمدی نژاد برای جبران ضعف خود به تشدید بحران در منطقه روی میآورد:2
"اتفاقات اخیر و انتقادهای غرب از نحوه برپایی انتخابات در ایران این ابزار را در اختیار غرب می گذارد تا چماقی حی و حاضر برای تشدید فشارها علیه ایران در دست داشته باشند و در پیشبرد خواسته هایشان صراحت و تحکم بیشتری به خرج دهند.
باید دید آیا دولت دهم برای پیشبرد دیپلماسی و تن ندادن به باخت در مناسبات خارجی، بازهم رو به منابع زیرزمینی اش می کند (حراج نفت) و یا ترجیح می دهد بازی را در مناطقی چون لبنان و فلسطین و عراق ادامه دهد؟ (افزایش تشنج در منطقه)"
قابل ذکر است که تجربه سی ساله حکومت دلیلی بر این مدعاست که اصولا تشدید بحران در روابط خارجی و صدور انقلاب و برنامه هسته ای، یکی از مرسوم ترین شیوه های حکومت برای پرکردن شکاف های داخلی و ادامه سرکوب است. بدون درک رابطه بین این دو یعنی سرکوب داخلی و بحران خارجی، نمی توان شناخت درستی از روند سیاست خارجی خامنه ای - احمدی نژاد داشت. نمونه روشن آن، ایجاد بحران در رابطه با اروپا و آمریکاست که رژیم آخوندی تنها برای فراهم کردن فضای سرکوب جنبش مردمی براه انداخته است. گروگانگیری شهروندان فرانسوی و کانادائی یا کارمندان سفارت انگلیس و خبرنگار آمریکائی، نمونه کوچکی از ایجاد بحران در روابط خارجی بمنظور ادامه سرکوب در داخل است. اتهام میرحسین موسوی نیز آنچنانکه حسین شریعتمداری میگوید، ایفای نقش ستون پنجم برای سازمان سیا و پنتاگون است.
حکومت ایران در انظار عمومی جهان نامشروع گردیده و معامله با آن برای آمریکا دشوارتر میشود.
طبیعی است که نشستن بر سر میز مذاکره با قاتلان "ندا"، بهای گزافی می طلبد که پرداخت آن برای آمریکا و بخصوص اوباما بسیار دشوار است. باید در نظر گرفت که برای معامله با ایران بایستی بسته پیشنهادی افزایش یابد و ضمنا به حکومت ملایان تضمین های امنیتی نیز داده شود. پرداخت چنین بهای سنگینی در شرائط کنونی که جنایات رژیم روی صفحه تلویزیون های جهان مشاهده میشود، غیر واقعی و دور از انتظار است. ریچارد هاس، رئیس شورای روابط خارجی و از اصلی ترین طرفداران کنار آمدن با ملایان میگوید:3
"اوباما بایستی گفتگو با ایران را فعلا از دستور کار خارج کند تا اینکه نتیجه کشمکش کنونی در ایران روشن شود. نبایستی اینطور نشان دهیم که هر اتفاقی در ایران بیفتد برایمان مهم نیست و به کار خودمان مثل گذشته ادامه میدهیم."
با توجه به نامشروع بودن رژیم، دست مخالفان خط سازش با ایران، بخصوص در کنگره آمریکا بازتر میشود
همانطور که میدانیم، طی سالهای گذشته و بخصوص ماههای اخیر، یک نبرد شدید بین محافل صاحب نفوذ در آمریکا بر سر اینکه با ایران چگونه رفتار شود در جریان است. در یک طرف کسانی قرار دارند که خواهان برخورد شدید و تحریم کامل رژیم ایران هستند و در طرف دیگر، طرفداران مماشات با ملایان قرار دارند. با توجه به نتایج زیان بار سیاست های جرج بوش، بنظر میرسید که تا همین اواخر، محافل طرفدار نزدیکی به ایران دست بالا را گرفته بودند. اکنون، به یمن تحولات اخیر، تعادل کنونی در واشنگتن دگرگون شده است. به دو اظهار نظر از گری سیک نگاه کنیم:
یادداشت های روزانه گری سیک:4
"ظاهرا هیچ چیز از معامله دولت اوباما با یک حکومت نا مشروع و دیکتاتور جلوگیری نمی کند. اما این انتخابات هدیه ای بود باور نکردنی به تمام آن کسانی که کل مذاکره با ایران را مورد سوال قرار میدهند.
اشتهای سیری ناپذیر حاکمان ایران برای قدرت باعث گردید تا بهترین هدیه را تقدیم سخت ترین دشمنان خود کنند."
گری سیک در مصاحبه با شورای روابط خارجی: 5
"با توجه به وقایع اخیر میتوان گفت که بدون شک، آغاز گفتگو با ایران به ماموریتی بی نهایت دشوار تبدیل گردیده است. اگرچه این کار قبل از این نیز کار ساده ای نبود اما پس از کودتای کنونی و با پوشش خبری که وقایع ایران بخود اختصاص داده، آندسته از کسانی که در آمریکا و اسرائیل با مذاکرات اوباما با ایران مخالفت کرده و خواهان تحریم و فشار بیشتر بوده اند، اکنون بازارشان رونق پیدا میکند و حرفشان در کنگره و دیگر مراکز تصمیم گیری خریداران جدی تری پیدا خواهد نمود تا کل پروسه تعامل با ایران را متوقف نمایند."
نکته بسیار مهم دیگری که در یک گزارش مجزا مورد بحث قرار میدهیم، تحولات کنونی در جنبش ضد جنگ در آمریکاست. همانطور که در گزارشات قبلی ذکر شد، این گروهها، متحدان اصلی حکومت ملایان در آمریکا بودند که تحت نام مبارزه با سیاست های جرج بوش و مخالفت با جنگ احتمالی علیه ایران، به لابیست های حرفه ای رژیم تبدیل شده و حتی نقض حقوق بشر در ایران را نیز انکار میکردند.
با توجه به تحولات اخیر و موضعگیری بسیاری از این گروهها در مورد سرکوب مردم ایران، به سختی میتوان پذیرفت که این افراد و گروهها در آینده در کنار لابی رژیم قرار گیرند. حکومت آخوندی بدون تردید یکی از اصلی ترین متحدان خود در آمریکا را از دست داده است.
حکومت ایران بی ثبات و بدون آینده است
اکنون برای همه ناظران بیطرف روشن شده که شرائط ایران بحرانی است و با هر جرقه ای آتش دیگری شعله ور میشود. رژیم ایران بدون آینده و بی ثبات است. از اینرو، نمی توان با چنین حکومتی به یک توافق استراتژیک رسید.
از یک نگاه میتوان گفت که پایه و اساس خط سازش با رژیم یا قبول سناریوی ایران مجهز به سلاح اتمی و به تبع آن پذیرش هژمونی رژیم در منطقه، روی این اصل قرار داشت که حکومت ایران پایدار و با ثبات است و آمریکا چاره ای مگر کنارآمدن با این حکومت نخواهد داشت. اگر به گزارشاتی که توسط لابی رژیم و محافل طرفدار ملایان در طول یکسال گذشته منتشر شده نگاه کنیم، شاه بیت اصلی این گزارشات، تکیه بر ثبات و استحکام حکومت ایران بوده است. اکنون، اساس و چهارچوب این دستگاه فکری مخدوش گردیده و این نظریه ضعیف و غیرقابل قبول میشود.
از طرف دیگر، توافق با حکومتی بی ثبات که اکثریت مردم در مقابل آن قرار گرفته اند، به معنای رودر روئی با مردم ایران و به خطر انداختن رابطه استراتژیک بین ایران و آمریکاست. تا قبل از تحولات اخیر، معامله با حکومت آخوندی، الزاما به معنای تقابل با مردم ایران نبود. اکنون، این معادله تغییر کرده است.
فشار تحریم باعث افزایش شکاف در داخل حکومت و اختلاف بر سر برنامه هسته ای شده است
هنگامیکه در سال 2002 برنامه هسته ای حکومت افشاء گردید، یک اختلاف نظر در بالای حکومت بروز کرد. این اختلاف بر سر این بود که با کدام شیوه میتوان با هزینه کمتر به بمب اتم دست یافت. بنابراین، اختلاف بر سر نحوه رسیدن به این هدف بود.
طی چند سال گذشته، با افزایش فشار بین المللی و با بالا رفتن هزینه برنامه هسته ای رژیم، جناح رقیب خامنه ای به این نتیجه رسیده است که ادامه برنامه هسته ای میتواند باعث سقوط کل نظام گردد. ادامه فشارهای غرب و چشم انداز تاریکی که در مقابل رژیم قرار داده باعث شد که شکاف اولیه که در مورد شیوه دستیابی به بمب بود اکنون به اصل قضیه یعنی ادامه یا توقف کامل این پروژه رسیده است. یعنی جناح رفسنجانی و خاتمی براین عقیده اند که اصولا بایستی برنامه اتمی را متوقف نمود. بنابراین، ادامه فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی غرب باعث بازترشدن شکاف در داخل سیستم گردیده است.
ازاینرو بایستی روی این نکته مهم تأکید کنیم که فشار بیرونی (تحریم) بجای منسجم کردن حاکمیت، آنرا تکه تکه میکند. این تحول نیز بنوبه خود آمریکا را متقاعد میکند که بایستی بجای تعامل با رژیم، به فشار و تحریم های موجود بیفزاید.
یکی از شگردهای همیشگی لابی رژیم ایران و طرفداران آن در خارج این بود که اولا تحریم های اقتصادی و دیپلماتیک روی رژیم اثر نمی کند و اگر آمریکا به ملایان فشار آورد، مردم یکپارچه پشت سیستم قرار میگیرند و در درون حکومت نیز انسجام بیشتری بوجود میآید. اکنون کاملا مشخص شده که همین فشارهای سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی، یعنی تحریم های سازمان ملل، تحریم های آمریکا و متحدانش و انزوای دیپلماتیک (بخاطر برنامه اتمی) بود که شکاف بین حکومت با مردم و به تبع آن شکاف درون سیستم را بارزتر نمود.
طرفداران همزیستی با ملایان و بخصوص لابی نفتی، با تکیه بی اثر بودن تحریم ها، خواهان کنار گذاشتن سیاست چماق و هویج و کنار آمدن با رژیم ایران بودند. اکنون، وقایع اخیر ایران باطل بودن این نظریه را نشان داده و یکی از پایه های نظری سیاست همزیستی را مخدوش نمود.
تحولات اخیر در ایران، باعث تضعیف متحدان منطقه ای رژیم گردیده و یکی از پایه های اصلی حفظ جمهوری اسلامی یعنی صدور بنیادگرائی را متزلزل میکند. طی هفته های اخیر و به یمن قیام مردم ایران، صدها میلیون تن از مردم عرب و جهان اسلام، با چشمان خود ناظر جنایات حکومت و بی پایگی اجتماعی آن در ایران بودند. اثر مستقیم تحولات اخیر، تضیعیف متحدان حکومت مانند حزب الله و حماس و مقتدی صدر در کشورهایشان خواهد بود. رژیم ایران طی دهها سال و با صرف میلیاردها دلار، مجموعه ای از متحدان مرتجع و فاشیست را در منطقه سازماندهی کرده بود تا بلای سپری برای حفظ حکومت اش باشند و ضمنا وسیله ای برای شانتاژ غرب و کم کردن فشار روی حکومت ملایان گردند. این کارت برنده جمهوری اسلامی بود که اکنون در حال باطل شدن است.
یکی از مهمترین استدلال های طرفداران مماشات با رژیم ایران این بود که برای آرام کردن منطقه، آمریکا باید به ملایان امتیاز داده و بخصوص بر سر مسئله هسته ای کوتاه بیاید. به بیان دیگر، نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه، یک نوع اهرم فشار برایش فراهم کرده بود. این اهرم در حال ضعیف و کمرنگ شدن است. بنابراین، یکی دیگر از دلائل کوتاه آمدن غرب در مقابل ملایان بلاموضوع میشود.
نتیجه گیری
بنظر میرسد که به یمن جنبش مردمی در ایران، میز مذاکره با رژیم ایران واژگون شده و در زمانی بسیار کوتاه تر از آنچه پیش بینی میشد، آمریکا و متحدان وی سیاست تقابل یعنی افزایش جدی تحریم ها را پیش خواهند گرفت. اظهارات چند روز اخیر هیلاری کلینتون، باراک اوباما و سران هشت کشور صنعتی که شروع تحریم های جدید از ماه سپتامبر به بعد را نوید میدهند، تنها اولین نشانه های این دوران جدید میباشد.
قابل پیش بینی است که با کمرنگ شدن خط گفتگو، دو سناریو برجسته میشود. یکی تقابل بین جمهوری اسلامی و غرب که مشخصه اصلی آن افزایش چشمگیر تحریم هاست. طبیعی است که در صورت عدم موفقیت غرب در همراه کردن روسیه و چین و ناتوانی از اعمال تحریم های جدی، و با نزدیک شدن ایران به نقطه اتمی، خطر درگیری نظامی افزایش می یاد. سناریوی دیگر همان است که لابی های نفتی و عوامل خود رژیم تبلیغ میکنند که بر طبق آن، آمریکا بایستی با اذعان به ناتوانی خویش در توقف برنامه هسته ای ایران، با قبول یک ایران اتمی، به یک تعادل استراتژیک با ایران برسد.
این خط بسیار ضعیف و نامحتمل است. آمریکا قبل از پذیرش شکست، از تمام امکانات خویش برای اعمال شدیدترین فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک استفاده خواهد نمود و به یک ایران اتمی رضایت نخواهد داد. بهمین جهت، این سناریو در حال حاضر منتفی است.
**
یادداشت ها:
سوزان مالونی
http://www.thedailybeast.com/blogs-and-stories/2009-06-13/an-absurd-outcome/3/
نشریه اینترنتی دیپلماسی ایرانی
http://www.irdiplomacy.ir/index.php?Lang=fa&Page=24&TypeId=1&ArticleId=4964&BranchId=1&Action=ArticleBodyView
نقل قول از ریچارد هاس
http://www.washingtontimes.com/news/2009/jun/24/us-contacted-irans-ayatollah-before-election/?feat=home_cube_position1&page=2
گری سیک:
http://garysick.tumblr.com/post/123070238/irans-political-coup
مصاحیه گری سیک با شورای روابط خارجی
http://www.cfr.org/publication/19622/troubling_message_from_tehran.html?breadcrumb=%2F
*****
برای خواهر روزنامه نگار در بندم
تو آنجا هم روزنامه نگاری، خوب می دانم
مدرسه فمینیستی- ترانه بنی یعقوب

بیش از سه هفته هست که با تو حرف نزده و درد و دل نکرده ام .سه هفته ای که هر روزگوش به زنگ خبری از تو لحظه شماری کرده ایم . ژیلا جان چه زود لحظه های شاد آدم تبدیل به غم و غصه می شوند با شادی داشتی پشت تلفن ماجرائی را برایم تعریف می کردی که زنگ در به صدا در آمد و دیگر از آن روز از تو خبری نداریم . پشت تلفن فقط یک جمله به من گفتی: به مادر چیزی نگو اما مگر می شد این همه روز دوریت را از او پنهان کنم توئی که هر روز چند بار با ما سخن می گفتی ...
اما دوری از تو در این روزهای سخت برای من چیز دیگری است ... توئی که همیشه در شرایط مشابه امروز در کنارم بودی و با حرف های تو بود که توان سرپا ایستادن و دوباره نفس کشیدن را می یافتم این بار که روزنامه ام بار دیگر تعطیل شد و من در کنار هزار غصه دیگر بار این غصه را نیز به دوش می کشیدم تو نبودی که بگوئی «: ناامید نباش روزنامه نگاری در ایران با سختی های بسیار همراه است .
تنها کسانی دراین شرایط در آن باقی می مانند که به این حِرفه عشق زیاد دارند .بدون عشق زیاد هرگز نمی توانی این حرفه را با همه سختی هایش تحمل کنی ». سختی هائی که بارها تو آنرا تجربه کرده بودی ؟ راستی چند بار طعم بیکاری ، بی پولی و زندان را چشیدی ؟ حسابش از دستم در رفته است. راستی همان هائی که نمی دانم که هستند و تو را ساعت یک نیمه شب در خانه ات دستگیر می کنند می دانند که یک سال بود بیکار بوده ای و به سختی روزگار می گذراندی ؟... تو این بار ا ین حرفها را به من نگفتی اما طنین صدایت در گوشم بود ورنج هایت شاهدم . تا بتوانم بار دیگر تاب بیاورم و یاد آوری آنها مرحم گریه های شبانه ام باشد .
نگران تو نیستم نگران روح شجاعت ، که هر گز از بازجوئی ؛ زندان و چشم بند نمی هراسد . می دانم از هیچ کدام اینها نمی ترسی و ذره ای هم بر غرور و ایستادگی ات تاثیر نمی گذارد .
ژیلا جان این روزها مدام یاد آن دو روزی می افتم که با تو به همان بند معروف رفتیم همان 209 لعنتی که این روزها باز اسمش را زیاد می شنوم . آن روز 22 خرداد چند سال قبل هم در میدان هفت تیر به خاطر حرفه مان دستگیر شدیم. چقدر ترسیده بودم از چشم بند، ناسزای زندان بانهای نامهربان ، و باز جوئی شبانه و سلول های تنگ . اما تو خم به ابرو نمی آوردی با تعجب می پرسیدم چقدر راحت و بی خیالی راستش را بخواهی کمی هم از تو لجم می گرفت که به قول خودمان عین خیالت نبود تو با خونسردی رو به ما جوانترها می گفتی می دانم که هدف آنها از این برخوردها چیست تحقیر و شکستن مان و وقتی به این هدف آنقدر خوب آگاهم چرا باید کوچکترین ترسی به خود راه دهم و آنها را خوشحال کنم.
این بار هم می دانم که هیچ چیز ترا نمی ترساند و تنها با انباشته ای از تجربیات تلخ و شیرین از آنجا بیرون خواهی آمد تا در این روزها ئی که نیستی تا به عنوان روزنامه نگار حوادث را ثبت کنی .بخش دیگری از حوادث را که ما شاهدش نبوده ایم برای مان بنویسی . توآنجا هم روزنامه نگاری، خوب می دانم .
اما چرا دروغ بگویم یک چیزخیلی نگرانم می کند و آن جسم ضعیف توست و آن بیماری آسمی که سالهاست دست از سرت برنداشته است . روزها سلول های کوچک بند 209 زندان اوین را تصور می کنم با آن چراغ سفید لعنتی پرنورش که در طول شبانه روز روشن است وآن هوای دم کرده اش وآن دستگاه تهویه ای که هوا را فقط خفه تر می کند. چطور با آن بیماری مزمنت آن هوا را تاب می آوری ؟ راستی از بهمن چه خبر؟ بهمن پر جنب و جوش تو چگونه آن سلولهای تنگ و کوچک را تاب می آورد ؟ از او هم بی خبریم و نگران اش همان گونه که برای تو .
اما این بار هم می دانم که شجاعتت و تنها شجاعتت کمکت خواهد کرد تا بار دیگر ثابت کنی که روزنامه نگاری هستی عاشق.
*****
آخرين خبرها از چگونگی کشته شدن سهراب اعرابی
طبق آخرين خبرهای موثق دريافتی سهراب اعرابی، که خبر کشته شدن او ديروز به خانواده وی ابلاغ گرديد، پس از پايان راهپيمايی ميليونی و مسالمت‌آميز مردم تهران در شامگاه روز ۲۵ خرداد توسط تيراندازی يک عضو بسيج از پشت بام پايگاه گردان ۱۱۷ عاشورا، ناحيه مقاومت بسيج ويژه قدس، در تقاطع خيابان آزادی و خيابان جناح - که فيلم آن همان شب به شکل وسيعی در سايت های اينترنتی منتشر گرديد - به قتل رسيده است.گلوله شليک شده به سوی سهراب، درست به زير قلب او اصابت کرده است.
انتقال وی به بيمارستان و تلاش برای زنده نگه داشتن او به نتيجه ای نرسيد و در نهايت اين جوان ۱۹ ساله، جان خود را از دست داد.آثار شکنجه بر پيکر سهراب ديده نشده است و تنها بر سينه او اثر ديسک های شوک آور برای زنده نگاه داشتن وی ديده می شود.گفته می شود مامورين بر اساس ظاهر سهراب، سن وی را بيش از ۱۹ سال تشخيص داده بودند.
خانواده سهراب، به ويژه مادر او، از روز ۲۵ خرداد تا روز گذشته برای يافتن وی به همه ارگان ها و مکان هايی که فکر می شد مراجعه نمودند اما هيچ پاسخی دريافت نکردند. حتی يک بار خبر رسيد که سهراب را در زندان اوين ديده اند. اين خبر دلگرمی ای برای خانواده وی بود که حداقل سهراب زنده است؛ تا اين که روز گذشته، شنبه ۲۰ تيرماه، از سوی مامورين مجموعه عکس هايی از کشته شدگان وقايع اخير را به خانواده سهراب نشان دادند که خانواده اعرابی ناباورانه تصوير سهراب در ميان ديگر تصاوير را تشخيص دادند. اين که بقيه تصاوير متعلق به چه کسانی بود و در چه تاريخی کشته شده بودند مشخص نيست، اما آن چه روشن است تعداد زياد کشته شدگان است که هنوز هويت آنان مجهول مانده است. سهراب اعرابی، هم در فعاليت های انتخاباتی اين دوره فعال بود و هم در تظاهرات اعتراضی ۲۵ خرداد فعالانه شرکت کرد. وی که سال آخر دبيرستان را می گذراند برای امتحان کنکور آماده می شد و خانواده وی در زمان بی خبری نگران از دست دادن امتحانات کنکور سهراب بودند.
*****
مراسم خاکسپاری سهراب فردا دوشنبه در بهشت زهرا
سهراب اعرابی، جوان نوزده ساله ای که در جریان اعتراضات اخیر توسط نیروهای امنیتی رژیم بازداشت شده بود زیر شکنجه های وحشیانه دژخمیان جمهوری اسلامی در زندان اوین تهران به قتل رسید.
سایت نوروز در این باره نوشت، در حالی که در روزهای اخیر از سرگردانی مادر این شهید در مقابل زندان اوین تصاویری در رسانه های مجازی منتشر شده بود و سعید مرتضوی دادستان تهران قول آزادی وی را داده بود متاسفانه عصر روز گذشته به مادر این جوان نوزده ساله گفته می شود فرزندش فوت شده است.
صبح امروز خانواده وی به زندان مراجعه کرده و پیکر پاک فرزندشان را تحویل می گیرند.
به گزارش یک منبع آگاه، دادستانی تهران شرط تحویل جنازه را عدم اطلاع رسانی در مورد کشته شدن سهراب اعلام می کند.
طبق اخبار رسیده، خانواده این شهید بزرگوار در نامه ای خطاب به سعید مرتضوی، دادستانی تهران و شخص وی را مسئول این واقعه دردناک دانسته و خواهان پاسخگویی و مجازات عاملان آن شده اند.
مراسم تشیع جنازه و خاکسپاری این شهید راه آزادی که از داشتن نعمت پدر نیز محروم بوده است فردا دوشنبه در بهشت زهرا برگزار می شود.
*****
می کشم ، می کشم، آن که برادرم کشت...!
سهراب اعرابی هم به جانباختگان پیوست
جنبش اعتراضی مردم ایران یکی دیگر از فرزندان خویش را در راه ازادی از دست داد.
سهراب اعرابی جوانی نوزده ساله در حالی که مادرش در پشت در زندان اوین زاری می کرد و از وی خبری می خواست زیر شکنجه های وحشیانه مزدوران رژیم کشته شد . خبر مرگ سهراب اعرابی ظهر دیروز به گوش مادرش رسید. خبرنگارانی که هنوز دستگیر نشده و آزادند به سرعت در صدد برآمدند که خبر را به گوش عالم برسانند. ساعتی بعد از جمله حماسه هائی که در اینترنت به نام سهراب منعکس شده یکی هم شعری بود از زبان ندا آق سلطان که به سهراب می گفت خوش آمدی.
سهراب اعرابي 19 ساله، روز سی ام خرداد دستگیر شد و به مكان نامعلومي انتقال یافت. بعد از پيگيريهاي پي در پي سه روز بعد خانواده بخصوص مادرش متوجه مي شوند كه وي در زندان اوين است. مادر اين جوان در روز سه شنبه 16 تير با گذاشتن كفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادي فرزند ش بود. با وجود اين كه اين مي دانست كه فرزندش در زندان اوين است ولي خيلي نگران بود و مي گفت مي ترسم بچه ام را بكشند. اين مادر عكسي از فرزندش تهيه كرده بود و به هر زنداني كه آزاد مي شد عكس عزيزش را نشان مي داد و از آنها مي پرسيد كه آيا او را مي شناسند و يا در زندان ديده اند؟ او مي گفت به هر كجا و هر كسي مراجعه مي كنم جواب نمي دهند و ميگويند صبر كن آزاد مي شود. اين مادر كارش از صبح تا شب جلو زندان ماندن شده بود تا اينكه يك دفعه از طرف قاضي مر تضوي خبر آمد كه سهراب اعرابي در زندان درگذشته است، خانواده اش را خبر كنيد تا جنازه فرزندشان را تحويل بگيرند.
دوستان و آشنایان سهراب اعرابی در نامه ای قاضی سعید مرتضوی را قاتل سهراب معرفی کرده و از مردم خواسته اند که فردا بعد از تحویل جنازه او در مراسم تشییع جنازه اش شرکت کنند و نشان دهند که خون او به هدر نرفته است.
*****
سازمان مجاهدین انقلاب: با کودتایی تمام عیار مواجهیم
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، از تشکل های اصلاح طلب ایران، دیروز شنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۸ با انتشار بیانیه ای به "کودتای از پیش طراحی شده علیه آرای ملت به مهندس میرحسین موسوی" اعتراض کرده و مسئول سلامتی و جان بازداشت شده های هفته های اخیر را "شخص احمدی نژاد" دانسته است.
در ابتدای بیانیه این سازمان که چند تن از اعضای شورای مرکزی آن از جمله بهزاد نبوی، مصطفی تاج زاده و فیض الله عرب سرخی در بازداشت هستند، اتفاقات هفته های اخیر "نه یک تقلب سازمان یافته و مهندسی شده گسترده و رسوا، که کودتایی تمام عیار" خوانده شده است.
این تشکل اصلاح طلب به عنوان نشانه این وضعیت، به این مواردی از قبیل "قطع خطوط ارتباطی و متوقف ساختن گردش غیر دولتی اطلاعات، حاکمیت علنی و کامل سانسور بر همه رسانه های مکتوب، دیداری و شنیداری، ایجاد وضعیت فوق العاده و برقراری نوعی حکومت نظامی اعلام نشده در تهران و دیگر شهرهای کشور، به صحنه آوردن نمایش های کهنه و تاریخ مصرف گذشته اعتراف گیری و اجرای شوهای تلویزیونی و بالاخره هجوم به اجتماعات و حتی جلسات اساتید دانشگاه در محیط های در بسته و بازداشت های وسیع و غیرقانونی مردم از همه قشرها و طبقات اجتماعی معترض به تقلب" اشاره کرده است.
سازمان مجاهدین انقلاب پرسیده است اگر انتخابات ۲۲ خرداد، "انتخاباتی آزاد و دموکراتیک و منصفانه بود، دیگر چه نیازی به سرکوب و بگیر و ببند داشت؟"
این سازمان در ادامه از سلب اختیار و استقلال قوه قضائیه در بازداشت های اخیر خبر داده و نوشته است: "رئیس قوه قضائیه و دادستان کل کشور از بازداشت های خودسرانه و دستگیری های ضد قانونی گسترده اخیر ظاهرا اظهار بی خبری کرده و صریحا خود را بی اختیار می خوانند، هر چند چنان عذری نمی تواند رافع مسئولیت های آنان در پیشگاه خدا و مردم باشد، زیرا حداقل امکانی که آنان برای عمل به وظیفه وجدانی، قانونی و شرعی خود دارند، استعفای از مناصب مذکور و برچیدن دامن خود از آلوده شدن به ستمی است که بر ملت می رود."
در پایان این بیانیه آمده است: "سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن تقبیح این همه قانون شکنی، ظلم و تعدی علیه مردم و فرزندان آنان و ضمن محکوم کردن تمامی بازداشت های غیرقانونی و نقض ابتدایی ترین حقوق قانونی زندانیان، که پس از گذشت هفته ها، نه تنها از حق دیدار و تعیین وکیل محروم مانده اند، بلکه بعضا حتی خانواده های آنان نیز کوچک ترین اطلاعی از حال و وضعیت آنان ندارند، دستگاههای امنیتی و نظامی حاکم و شخص آقای احمدی نژاد را مسئول حفظ سلامتی و جان آنان می داند و خواهان آزادی فوری و بی قید شرط همه بازداشت شدگان و زندانیان سیاسی و انتخاباتی است."
*****
بازداشت عکاس ستاد انتخاباتی کروبی
سحام نیوز :‌ توحید بیگی عکاس ستاد انتخابات مهدی کروبی و سایت مشروطه نیوز، یعنی سایت حامی کروبی بازداشت شد . به گزارش سحام نیوز بیگی عصر پنج شنبه ١٨ تیرماه در حوالی میدان انقلاب بازداشت و تاکنون از سرنوشت وی اطلاعی در دست نیست.
**
بازداشت مجید سعیدی و احتمال بازداشت ساتیار امامی
خبرگزاری هرانا : در ادامه بازداشت گسترده ی فعالین سیاسی و روزنامه نگاران از یک ماه پیش صبح روز گذشته مجید سعیدی عکاس خبری در منزل خود بازداشت شد و نیروهای امنیتی برای بازداشت ساتیار امامی اقدام نمودند. صبح روز گذشته مورخ 20 تیرماه ماموران امنیتی به منزل مجید سعیدی مراجعه کرده و در مقابل همسر و فرزندان وی پس از تفتیش منزل و ضبط وسائل شخصی او را همراه خود به نقطه‌یی نامعلوم منتقل کردند. مجید سعیدی عکاس برجسته ایرانی که سردبیر عکس ۹ روزنامه از سال ۱۹۹۸ تاکنون بوده است.هم‌چنین ماموران امنیتی روز جاری برای بازداشت ساتیار امامی دیگر عکاس سرشناس اقدام نمودند. این درحال است که ساتیار امامی از ظهر امروز در دسترس نیست و منابع آگاه از احتمال بازداشت وی سخن می‌گویند.مجید سعیدی موسس سرویس عکس خبرگزاری فارس در سال ۲۰۰۴ بوده است، تجربه‌ی همکاری با مجله‌ی تایم در جنگ افغانستان در سال ۲۰۰۱ و همینطور همکاری با آژانس گتی‌ایمیجز را دارد. وی برگزیده جایزه کاوه گلستان است و تا کنون چهار بار جایزه آساهی شیمبون ژاپن را نیز از آن خود کرده است.ساتیار امامی نیز از عکاسان خبری مشهور ایران است که تا کنون با بسیاری از خبرگزاری ها و روزنامه‌ها از جمله روزنامه جام‌جم هم‌کاری داشته است. در مورد بازداشت وی هنوز اطلاعات دقیقی در دست نیست و مجموعه فعالان حقوق‌بشر در حال پیگیری این موضوع است.
*****
یاران، هم میهنان، همرزمان و ملت ستمدیده، ما تنها نیستیم. برادران و خواهران برون مرزی ما نیز همان درد مشترکی را در قلوب خویش حس می کنند که ما درون مرز و داخل میهن به خاک و خون کشیده با آن دست بگریبان هستیم.
طی هفته های هر ایرانی در هرگوشه دنیا، بگونه ای همبستگی خویش را با خیزش آزادیبخش ما اعلام نموده است. ما طی هفته های اخیر ویدئوکلیپ های بسیاری در این مورد برایتان منعکس نموده ایم. آنچه در زیر مشاهده می کنید یکی از آخرین هاست.... هرچند که این پشتیبانی ها و همبستگی ها ادامه دارد و ادامه خواهد یافت: رهائی ... (توسط گروهی از هم میهنان هنرمند)


*****
ماجرای عجیب اختلال در خدمات تلفن بین الملل و افزایش هزینه ها!
سایت تابناک - کدخبر:55071
" به دليل بروز مشكلات فني و حوادث پس از انتخابات فعلا از ارائه سرويس معذور مي‌باشیم" این جمله ای بود که بسیاری از هموطنانمان در تماس با مراکز پشتیبانی ارائه دهنده خدمات تلفن های بین المللی در چند روز پس از انتخابات با آن مواجه شدند.به گزارش خبرنگار "تابناک"،اکنون نیز به جز چند شرکت محدود خدمات تلفن بین المللی که دارای اختلال نشده و قیمتهای مکالمه را تغییر نداده اند، اکثر این شرکت ها اقدام به افزایش هزینه های مکالمه نموده و دارای اختلالات عدیده ای در ارائه خدمات به مشتریان خود شده اند.این روزها در تماس با اکثر شرکت فعال در زمینه ارائه خدمات تلفن بین المللی با پیامهایی با مضامین مشابه مواجه می شوید که چند نمونه از آنها اینگونه است؛"مشترک گرامی با توجه به تغییر شرایط ارائه خدمات تلفن بین المللی در کشور تا اطلاع ثانوی نرخ هر دقیقه مکالمه با کلیه مقاصد 24 تومان افزایش می یابد" ، پیام خودکار دیگری که توسط یک شرکت ارائه خدمات یاد شده در ابتدای تماس مخاطبان برای آنها پخش می شود اینگونه است"مشترک گرامی با توجه به اختلال سری در ارائه خدمات تلفن بین الملل،این شرکت از طریق مسیرهای جدید اقدام به ارائه خدمات نمده است.لازم به ذکر است تعرفه استفاده از این سرویس بیش از تعرفه قبلی میباشد لطفا به میزان زمان اعلام شده توجه فرمایید بدیهی است پس از رفع اختلالات قیمت های جدید تغییر خواهد داشت." و در پیامی دیگر می شنوید؛" با توجه به اختلالات بوجود آمده ارائه خدمات تا اطلاع ثانوی نسبت به گذشته افزایش یافته است به پیام اخطار زمان مانده مکالمه خود توجه داشته باشید."بر پایه این گزارش،چند روز پس از ناآرامی های انتخاباتی تا حدود زیادی امکان ارتباط تلفن بین المللی برای مشترکانی که از این خدمات استفاده می کردند ناممکن گردیده یا با اختلالات گسترده مواجه گشت،پس از چند روز این امکان برقرار اما نسبت به گذشته از کیفیت پایین تری برخوردار بده و البته هزینه های اینگونه مکالمات به شکل ناباورانه ای افزایش یافت .این موضوع به شدت موجب نارضایتی خانواده هایی که بستگانشان در خارج از کشور زندگی می کنند و یا شرکتهایی که به طور روزانه با طرف های خارجیشان در تماس هستند شد ، اما تنها پاسخگویی شرکتهای خدمات دهنده این بود که به دلیلی اشکالات فنی ارائه این خدمات میسر نبوده و پس از رفع مشکل اولیه نیز مدعی شدند به دلیل استفاده از مسیرهای جدید هزینه ها افزایش یافته است.از چند روز گذشته دوباره این امکان برقرار شده است اما همانطور که در بالا اشاره شد هم ضمن آنکه کیفیت کاهش یافته است هزینه ها نیز به شکل محسوسی افزایش یافته،به گونه ای که بین 20 تا 30 تومان به نرخ سابق هر دقیقه مکالمه افزوده شده است به عبارتی در صورتی که مکالمه با اروپا دقیقه ای حدود چهل تومان بوده است در حال حاضر این مکالمه برای هردقیقه بیش از 60 تومان هزینه برای کاربران در بر دارد.البته وقتی به طور مثال به مکالمه با آسیای جنوب شرقی که مبلغی نصف مکالمه با اروپای غربی است دقت کنید متوجه می شوید با اضافه شدن مبلغ جدید نرخ مکالمه در مجموع به بیش از دو برابر افزایش یافته است.در همین باره یکی از شهروندان در تماس با "تابناک" گفت: "من قبل از این با کارت تلفن 2 هزار تومانی مدت 50 دقیقه با همسرم در اروپا صحبت می کردم اما الان مدتی است که تنها امکان 30 دقیقه مکالمه با این کارت را دارم " البته در این روزها پیامها و تماس های مشابهی با این مضمون داشته ایم که نشان می دهد این موضوع برای برخی از هموطنانمان مشکلات زیادی ایجاد کرده است.در همین حال شهروند دیگری گفت:" من در تماس با شرکت پشتیبانی کارت تلفنم این پاسخ را دریافت کردم که <<ضمن وجود اختلال قبلي در شبكه اصلي‌شان توانسته‌اندبا برقراري ارتباط با يكي از شركتهاي پيمانكار وابسته به شركت مخابرات! تماس هاي اينترنتي خارج كشور را برقرار نمايند>>با پشتيبان كارت تماس گرفتم در پاسخ ضمن اظهار تاسف و ناراحتي اعلام كردند كه اين تعرفه مربوط به سرويس اصلي نبوده و شركت پيمانكار خدمات رسان شركت مخابرات به دليل دريافت هزينه خدمات ارتباطي از اين شركت، موجب افزايش نرخ مكالمات گرديده است. و لذا مدت زمان كوتاه‌تري مي‌توانم با خارج از كشور صحبت كنم."در مواجه با دریافت چنین پاسخ هایی این پرسش ایجاد می شود که مگر قبل و بعد از انتخابات اخير رياست جمهوري چه‌بوده و چه‌شده است كه تبعات آن افزايش نرخ مكالمات را موجب شده ؟! از سوی دیگر برخی می گویند، شركت مخابرات اعلام کرده است که " شركتهاي خصوصي خدمات تلفن اينترنتي غير مجاز بوده و اجازه‌ خدمات رساني ندارند!!" هرچند این خبر تاکنون به طور رسمی تایید نشده است اما در صورت صحت پرسشهای بسیاری را در ذهن هموطنانمان ایجاد خواهد کرد از جمله اینکه ؛ آیا اين همه شركت خصوصي که طي چند سال گذشته اقدام به فعاليت كرده و آن هم ارزان‌تر از تعرفه کنونی شرکت مخابرات خدمات ارائه کرده اند غير مجاز بوده اند؟!پس چرا تا به امروز با آنها برخورد نشده است؟در حالي كه مسئولين وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و دولت در برنامه ها و مصاحبه‌هاي خود اعلام می کنند که سعي در كاهش نرخ تمام شده توليدات و خدمات این بخش دارند و بدنبال كاهش قيمت ها مي‌باشند حوادث پس از انتخابات مي‌تواند عاملي بر افزايش تعرفه‌ها و گراني باشد؟ حتما مسئولين شركت مخابرات خود آمار و ارقامي از ميزان تماس‌هاي تلفني شهروندان با خارج از كشور در طي هر ماه را داشته و دارند و مي‌دانند افزايش تعرفه چندين برابري مكالمات نسبت به قبل انتخابات براي شركتهاي خصوصي خدمات رسان چه تبعات اجتماعي و اقتصادي براي شهروندان به بار خواهد آورد. مگر تلاش دولت محترم در كاستن واسطه‌ها در ارائه‌ خدمات و عرضه‌ي محصولات نيست كه شركت مخابرات بخواهد به چندين واسطه اقدام به ارائه‌ي خدمات تلفن اينترنتي بنمايد!تداوم این نوع برخورد وزارتخانه یاد شده با شرکت های خصوصی و بالابردن هزینه های مردم در تعارض اساسی با دو شعار محوری دولت یعنی عدالت و همچنین تقویت بخش خصوصی است.البته ممکن است بسیاری ارتباط با خارج از کشور را برای شهروندان ایرانی امری لوکس و غیر ضروری فرض کنند اما با توجه به نیاز مبرم خانواده هایی که فرزندانشان در حال تحصیل در خارج از کشور بوده یا برادران ، خواهران و یا سایر بستگانشان آنجا سکنی گزیده اند و از سوی دیگر شرکتهایی که با خارج از کشور در ارتباط کاری هستند ،که در مجموع بیش از چند میلیون نفر خواهند شد و از این موضوع آسیب می بینند این تصور اصلاح خواهد شد. البته اینکه هم اکنون اقدامات محدودیت زای شرکت مخابرات باعث تعطیلی بسیاری از شرکتهای کوچک ارائه دهنده این خدمات شده است خود موضوعی مجزاست.هرچند که ذهنیت ها این است که محدود کردن این خدمات جنبه امنیتی داشته و برای جلوگیری از سوء استفاده عوامل بیگانه از این امکان می باشد اما این استدلال به هیچ وجه منطقی به نظر نمی رسد زیرا اینگونه افراد معمولا راههای جایگزینی برای اقدامات خود تعریف خواهند کرد و در این میان تنها خانواده هایی متضرر خواهند شد که برای جویا شدن از حال عزیزانشان باید هزینه ای چند برابر بپردازند.و کسانی که کسب و کارشان وابسته به این فناوری است.هرچند که ماجرای قطع سرویس پیامهای کوتاه تلفن های همراه برای مدت طولانی نشان داد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات خود را به هیچ وجه ملزم به ارائه توضیح ،عذرخواهی و یا جبران خسارتهای حاصله به مردم نمی داند و انتظاری نیز در این موارد از ایشان نمی رود اما امیدواریم این مشکل هرچه سریعتر رفع گردد و بیش از این موجبات نارضایتی مردم را فراهم نسازند.
*****
اعضای فراکسیون اقلیت احتمالا در جلسات رای اعتماد به وزرا شرکت نمی‌کنند
پارلمان نیوز : سخنگوی فراکسیون خط امام مجلس با تاکید بر اینکه «دولتی که وزیر آن به نمایندگان پاسخگو نیست، نباید انتظار رای اعتماد از مجلس داشته باشد»، گفت: «تا زمانیکه به سئوالات و ابهامات جمعی از نمایندگان در مورد انتخابات ریاست جمهوری پاسخ شفاف و روشنی داده نشود، احتمالا اعضای فراکسیون اقلیت در جلسات رای اعتماد به وزرا شرکت نمی‌کنند». داریوش قنبری تاکید براینکه بسیاری از نمایندگان با توجه به شگردهایی که احمدی‌نژاد در این انتخابات به کار گرفت دولت او را مشروع نمی‌دانند، اظهار داشت: «بنده کاری به اینکه چه کسی چه میزان رای آورد ندارم، اما بی‌تقوایی‌ها، تخریب شخصیت‌ها، هزینه از بیت المال و...مسایلی نیست که مجلس به سادگی از آن بگذرد».وی تاکید کرد: «این دولت با اتفاقاتی که در جریان انتخابات رخ داد مشروعیت کامل ندارد و زیر سئوال است».سخنگوی فراکسیون خط امام مجلس هر گونه تصمیم‌گیری جمعی در مورد نحوه برخورد با دولت دهم، شرکت یا عدم شرکت در مراسم تحلیف و جلسات رای اعتماد به وزرا را موکول به روزهای آینده و پس از تعطیلات مجلس کرد و گفت: «باید منتظر باشیم و ببینیم چه تصمیم جمعی گرفته خواهد شد».
*****
حدس و گمان‌ها درباره ترکیب کابینه دهم
سایت "تابناک" - كدخبر: ۵۴۹۵۷
هر چند روحیات محمود احمدی‌نژاد و عملکرد کابینه او در چهار سال گذشته، نشان داده که حدس زدن درباره نیت واقعی رئیس کابینه نهم و این بار کابینه دهم، بسیار سخت است، قرائن و شواهد به دست آمده از پشت پرده انتخاب کابینه جدید، از قطعی بودن برخی تغییرات خبر می‌دهند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، هر چند خبر ادغام چند وزارتخانه مورد توافق دولت و مجلس قرار گرفته است، اما تا پیش از گذراندن مراحل قانونی و تصویب مجلس و مقدمات اجرایی شدن این ادغام، یکی از قطعی‌ترین احتمالات درباره کابینه آینده، کناره‌گیری و خروج حدود دوازده نفر از اعضای هیأت دولت نهم در این دوره است.
علی آبادی، رئیس سازمان تربیت بدنی، داودی، معاون اول رئیس‌جمهور و حاج علی اکبری، رئیس سازمان ملی جوانان از جمله معاونانی هستند که تا اندازه بسیاری به فعالیت آنان در کابینه احمدی نژاد پایان داده خواهد شد.
بنا بر این گزارش، همچنین به احتمال فراوان، حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای که سابقه کار قضایی چشمگیری در کارنامه خود دارد، از وزارت اطلاعات کنار رفته و در حالی که منابع خبری، از قطعی شدن انتصاب روح‌الله حسینیان برای تصدی این وزارتخانه خبر می‌دهند، حجت‌الاسلام علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران و نیز حجت‌الاسلام حیدر مصلحی، رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه هم از کسانی هستند که استعلامات مربوطه درباره گذشته کاری آنها دریافت شده و روی میز بررسی احمدی‌نژاد قرار گرفته‌ است.
از طرفی، هر چند صادق محصولی از خود کارنامه قابل قبولی برای احمدی‌نژاد به یادگار گذاشته، زمزمه‌های معرفی محمد رضا رحیمی، معاون حقوقی و پارلمانی رئیس‌جمهور از یک جناح نزدیک به رئیس‌جمهور و نیز تمایل احمدی‌نژاد به کامران دانشجو، قائم مقام محصولی در وزارت کشور، احتمالا صندلی وزارت کشور را از اختیار محصولی بیرون کند و از سوی دیگر، به ویژه با توجه به حساسیت مجلس به رحیمی، موفقیت معاون پارلمانی کنونی رئیس‌جمهور در صورت معرفی به مجلس نیز ضعیف به نظر می‌رسد.
شنیده‌های دیگر نیز دو روحانی غیر همسو، یعنی موسی پور، معاون پارلمانی وزیر کشور و مصلحی، رئیس سازمان اوقاف را از دیگر گزینه‌های پیش روی احمدی‌نژاد برای تصدی وزارت کشور عنوان می‌کنند.
از سوی دیگر، سرنوشت جنجالی علی کردان و برخورد تند مجلس و اصولگرایان با وی، هرچند احمدی‌نژاد را از اندیشه معرفی وزیر کشور برکنار شده خود منصرف کرده است، ریاست دفتر بازرسی ویژه رئیس‌جمهور که پیشتر در اختیار داود احمدی‌نژاد بود، از جمله گزینه‌های احتمالی است که برای آینده سیاسی کردان در نظر گرفته شده است؛ ضمن آنکه شنیده‌های دیگری نیز از ابراز تمایل و تلاش وی برای بازگشتن به وزارت نفت حکایت می‌کند.
گفتنی است، بر خلاف بسیاری از اعضای کنونی کابینه که به تیغ جابجایی گرفتار شده و یا برکنار می‌شوند، اسفندیار رحیم مشائی، معاون جنجالی احمدی‌نژاد، کسی است که احتمالا در کابینه دهم با ارتقای سمت همراه شده و یکی از اصلی‌ترین گزینه‌های تصدی معاون اولی احمدی‌نژاد به شمار می‌شود؛ هر چند زمزمه‌هایی برای معرفی او به عنوان وزیر نیز شنیده می‌شود، اما سردی مجلسیان نسبت به وزارت مشائی، این گزینه را برای همیشه مرتفع کرده است.
*****
دقایقی پس از نیمه شب شنبه، و در حقیقت آغاز بامداد یکشنبه است. بعنوان نخستین مطلب ویدئوی زیر را تقدیم حضورتان می نمائیم:
**
بعنوان اعتراض به ستمگری و جنایات رژیم اشغالگر؛ پس از استاد شجریان، "شهرام ناظری" هم به جمع معترضین پیوست:


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برای خواندن مطالب و مشاهده عکس ها و ویدئوهای مربوط به "پست های قبلی"
بروی: "پیامهای قدیمی تر" کلیک کنید و یا به "بایگانی وبلاگ" مراجعه نمائید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ