سخنگوی دولت با تاکید بر اینکه سیاست دولت گسترش حوزه مدیران است گفت: در حال حاضر رئیس جمهور مشغول برنامه ریزی است و هنوز اقدامی درباره کابینه دهم صورت نگرفته است.
به گزارش خبرنگار مهر، غلامحسین الهام سخنگوی دولت در نشست خبری که بعدازظهر شنبه با حضور رسانه های داخلی و خارجی در ساختمان کوثر برگزار شد به سئوالات خبرنگاران پاسخ گفت.
سخنگوی دولت در پاسخ به این سئوال که اعتراضات 13 میلیونی، دیرفرستادن یا نفرستادن پیام تبریک از سوی مسئولان برخی کشورها و فرخواندن سفرای کشورهای اروپایی از ایران چه تاثیری در مشروعیت دولت دهم و کار آن خواهد داشت، گفت: انتخابات ریاست جمهوری انتخاباتی است که مردم آن را برگزار کردند، در آن رای دادند و از آن راضی هستند. مشروعیت دولت بر اساس خواست مردم است که این موضوع از وضعیت جامعه و مردم معلوم است.
وی افزود: هیچ خدشه ای در مشروعیت کار مردم و منتخب آنها وجود ندارد، البته یک سری فعالیت هایی در این راستا صورت گرفت که فایده ای نداشت. فاصله نسبت به نفر دوم بسیار زیاد است و این امر طی انتخاباتی بی سابقه که همگی فرایند قانونی آن را پذیرفته و حتی منتقدان هم خدشه ای بر آن ندارند، حاصل شده است. بیشتر حرفها و انتقادات منتقدان مربوط به مسائل قبل از انتخابات است.
الهام با بیان اینکه همه قبول دارند 85 درصد مردم کشورمان در انتخابات ریاست جمهوری دهم شرکت کرده اند و این یک توهم نیست، تصریح کرد: حضور و مشارکت مردم واقعی و درست است و در نتایج انتخابات هم خللی وجود ندارد البته تقسیم بندی نادرستی در خصوص انتخابات صورت گرفته است اما باید توجه داشت که برخی اقدامات بعد از انتخابات نادرست بود و عده ای آمدند با هر انگیزه ای در امنیت و آسایش مردم خلل وارد کرده و اموال عمومی را تخریب کردند اما بی انصافی است اگر بخواهیم آنها را 13 میلیون بدانیم.
سخنگوی دولت ادامه داد: آنهایی که اغتشاشات اخیر را رهبری کردند کار اشتباهی انجام دادند و اگر معتقدند که در تظاهرات خیابانی باید رئیس جمهور انتخابات شود، پس چرا انتخابات برگزار می کنیم.
وی با بیان اینکه مسائل اخیر در کشور در حوزه روابط بین المللی ما نیز تاثیر چندانی نداشت، گفت: البته در این میان برخی کشورها بوده اند که همیشه تحلیل نادرستی از مسائل ایران دارند، آنها را می توان چند دولت اروپایی دانست نه همه اروپا، فراخواندن سفرا هم سخن نادرستی است و البته بسیاری از کشورها سریعا انتخاب مجدد رئیس جمهور را تبریک گفتند و اسناد و مدارک آن نیز موجود است.
فعالان حقوق بشر در ایران
لیست ذیل دربرگیرنده اسامی و مشخصات شصت تن از شهروندان معترض بازداشت شده روزهای اخیر در شهر تهران است.
1. ابراهيم پور عبدالله - زندان اوين - 2. احمد رضا عبادي - زندان اوين - 3. اردشير امير ارجمند- زندان اوين - 4. اشکان کارخانه - زندان اوين - 5. امان الله شهسواني - زندان اوين - 6. امير حجتي - زندان اوين - 7. امير حجتي - زندان اوين - 8. امير حسين مصباح - زندان اوين - 9. امير عباس کلهر - زندان اوين - 10. ايليا فراستي - زندان اوين - 11. پوريا فيض اللهي - زندان اوين - 12. حسن فراهاني - زندان اوين - 13. حسين آقاپور - زندان اوين - 14. حسين باري - زندان اوين - 15. حسين زمانيان - زندان اوين - 16. حميد ترقي - زندان اوين - 17. دانيال فرجي - زندان اوين - 18. رامون دهقاني - زندان اوين - 19. سامان حسيني - زندان اوين - 20. سجاد سلطان علي - زندان اوين - 21. سجاد طاهري - زندان اوين - 22. سعيد انوري - زندان اوين - 23. سعيد برادر - زندان اوين - 24. سعيد بهرامي - زندان اوين - 25. سعيد ترابي - زندان اوين - 26. سعيد شايسته - زندان اوين - 27. سيد رضا فاطمه - زندان اوين - 28. سيد محمد حسين حسني - زندان اوين - 29. سينا گرامي - زندان اوين - 30. شايان قلي پور - زندان اوين - 31. عباس قادريان - زندان اوين - 32. عباسعلي گودرزي - زندان اوين - 33. علي عاميران - زندان اوين - 34. علي محمدي - زندان اوين - 35. علي مرادي - زندان اوين - 36. عليرضا خدادادي - زندان اوين - 37. فرهاد شير احمد - زندان اوين - 38. مجتبي صفري - زندان اوين - 39. مجتبي کاظمي - زندان اوين - 40. محمد ابراهيم خسروتاج - زندان اوين - 41. محمد باقري - زندان اوين - 42. محمد حسن عليخاني - زندان اوين - 43. محمد رضا حسني - زندان اوين - 44. محمد رضا سلطان فر - زندان اوين - 45. محمد رضا هاشمي - زندان اوين - 46. محمد عظيمي - زندان اوين - 47. محمد علي کارگران - زندان اوين - 48. محمد علي کشاورز - زندان اوين - 49. محمد نجاري - زندان اوين - 50. مرتضي جعفري فرد - زندان اوين - 51. مرتضي سيطري - زندان اوين - 52. مسلم دلشاد - زندان اوين - 53. مظاهر پرهيزگار - زندان اوين - 54. مهدي حبيبي - زندان اوين - 55. مهدي طاهريان - زندان اوين - 56. مهدي فرجي - زندان اوين - 57. مهدي کريمي - زندان اوين - 58. ميلاد پيشداد - زندان اوين - 59. نيما کاکاوند - زندان اوين - 60. ناصر نمازی – زندان اوین
• این لیست تکمیل خواهد شد
۲۰ نفر به اتهام «خرید، فروش و نگهداری انواع مواد مخدر» امروز شنبه با تائید دیوان عالی کشور در زندان رجاییشهر کرج به دار آویخته شدند. به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، دادسرا و دادگاه انقلاب اسلامی تهران با صدور بیانیهای اعلام کرد که پرونده این ۲۰ نفر از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷ تشکیل شده و حکم اعدام آنها صادر شده بود.
آنطور که در این بیانیه آمده است، از این ۲۰ نفر در مجموع، "۷۰۰ کیلوگرم انواع مواد مخدر" کشف و ضبط شده بود. میانگین سنی اعدام شدگان ۳۵ تا ۴۸ سال اعلام شده است.
صالح نيکبخت وکيل دادگستری می گويد که «موکلانش، مازيار بهاری، خبرنگار نیوزویک، و تعدادی از رهبران اصلاح طلب قرار است در دادگاه به اتهام اقدام عليه امنيت ملی محاکمه شوند.»
آقای نيکبخت روز شنبه در مصاحبه ای با خبرگزاری فرانسه گفت که «مازیار بهاری متهم به اقدام عليه امنيت ملی شده است و من هنوز نتوانسته ام علی رغم درخواست های متعدد از دفتر دادستان، با وی ملاقات داشته باشم.» به گزارش خبرگزاری فرانسه، آقای نيکبخت گفته است که "ديگر موکلانش که از رهبران اصلاح طلب ايران هستند نيز، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی قرار است محاکمه شوند".
آقای نیکبخت می گوید که "هنوز به بهزاد نبوی و محسن صفائی-فراهانی اجازه تماس با خانواده شان داده نشده است".
صالح نیکبخت افزود وی اطلاع ندارد که دادگاه موکلانش در چه تاریخی قرار است برگزار شود.
مازيار بهاری خبرنگار مجله نيوزويک، که تابعيت ايرانی-کانادايی دارد، در يک نشست خبری در هفته گذشته در "اعترافات" خود از نقش رسانه های غربی برای انجام انقلاب رنگين در ايران خبر داد.
آقای نیکبخت می گوید که این گونه اعترافات فاقد ارزش قانونی است.
آيت الله يوسف صانعی، یکی از مراجع شیعه در قم، نیز می گوید به دليل شرايط خاص دستگیر شدگان حوادث پس از انتخابات، پخش اعترافات تلويزيونی آنها از «رسانه های انحصاری»، ارزش شرعی و قانونی ندارد.
مقامات امنیتی ایران در هفته های گذشته و پس از آغاز اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، دست به بازداشت صدها نفر از فعالان سیاسی، روزنامه نگاران و معترضان زدند.
نهادهای بین المللی حقوق بشر در مورد وضعیت این زندانی ها ابراز نگرانی شدید کرده اند.
روزنامه سرمایه: طبق اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ، "تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است." به رغم صراحت و شفافیتی که این بند از قانون، وضعیت "آزادی تشکیل تجمعات مردمی" را نشان می دهد اما حوادث اخیر ناشی از اعلام نتایج دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری، نشان داد صریح ترین بندهای قانون اساسی نیز به سادگی از سوی برخی مفسران، نادیده انگاشته می شود.
پس از آنکه وزارت کشور برای برگزاری تجمعات آرام مردمی برای نشان دادن اعتراض آنان نسبت به نتایج انتخابات، طبق روال سال های گذشته مجوز نداد، برخی به طور خودجوش در تجمعات برای نخستین بار پلاکاردی را بالا گرفتند که روی آن مفاد اصل 27 قانون اساسی را نوشته بود.
با این حال چندی پیش خبرگزاری «ایرنا» ، خبرگزاری موسوم به جناح تندرو راست، در گزارشی به نقل از یک حقوقدان، نوشت: "اصل 27قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرر می دارد: تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها، بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل مبانی اسلام نباشد، آزاد است." از سوی دیگر ماده 31 آیین نامه قانون احزاب که در دولت آقای میرحسین موسوی تصویب شده است، برگزاری اجتماعات را منوط به دادن تعهد مبنی بر «عدم حمل سلاح» یا «عدم اخلال نسبت به مبانی اسلام» و «امنیت» دانسته و در اصلاحیه ماده 35 همان آیین نامه که در هیات وزیران دولت اصلاحات به تصویب رسیده است: «صدور اجازه کتبی تشکیل اجتماعات به عهده وزارت کشور است و برگزاری راهپیمایی منوط به اطلاع وزارت کشور و تشخیص کمیسیون ماده 10، می باشد لذا می توان نتیجه گرفت این نظام در کشور ما تاکنون مبتنی بر «اجازه قبلی» بوده است و نمی توان به حرف صرف وجود اصل 27 قانون اساسی و با استناد به آن اقدام به برگزاری راهپیمایی نمود.»
صالح نیکبخت حقوقدان برجسته و عضو انجمن حمایت از حقوق زندانیان، به "سرمایه" توضیح داد استناد به آیین نامه در برابر قانون اساسی، بی اعتبار است. او گفت: "در نظام قانونگذاری یک کشور همیشه اصل بر قانون اساسی و مصداق و منطق آن است و هر قانونی که اطلاق آن را محدود کند یا اجرای آن را مانع شود، غیرقانونی است."
این حقوقدان به استناد همین ماده قانونی به آزاد بودن هر نوع تجمع با شرایط مذکور تاکید دارد و به روزنامه "سرمایه" می گوید: "به نظر من با توجه به اطلاق این اصل از قانون اساسی، هرگونه تظاهراتی که با شروط مذکور در قانون صورت گیرد، آزاد است و نباید آن را طوری تفسیر کرد که محدودیت برای اجرای قانون اساسی فراهم آید زیرا ما باید به شرایط زمانی تصویب این اصل و همچنین مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی مراجعه کنیم و ببینیم آیا در آن مذاکرات محدودیت برای این امر قائل شده اند یا خیر؟ و چون در متن آن چنین محدودیتی هم وجود ندارد، هیچ قانون و آیین نامه ای امکان محدودیت این اصل قانون اساسی را ندارد."
صالح نیکبخت در پایان گفت: موضوع را می توان از این منظر نیز نگاه کرد که هرگاه برخی ارگان های دولتی اصول اساسی مانند اصل 27 قانون اساسی را زیر پا بگذارند، در واقع مانند این است که خود را زیرپا می گذارند زیرا هویت آنان از ابتدا در قانون اساسی بنیاد نهاده شده است.
در تاریخ 30 خرداد نیز 58 حقوقدان برجسته با انتشار بیانیه ای خواستار پایان رویه خشونت آمیز و غیرقانونی در برخورد با اعتراضات مسالمت آمیز و مدنی شدند.در بیانیه این حقوقدانان که در میانشان نام استادان برجسته حقوق از جمله دکتر ناصر کاتوزیان، دکتر مصطفی محقق داماد و دکتر هدایت الله فلسفی دیده می شود، ضمن استناد به ماده 27 قانون اساسی و آزادی تشکیل تجمع، «شک و تردیدهای مطرح در رعایت اصول و قواعد انتخابات آزاد و منصفانه» را دلیل اعتراضات هفته گذشته دانسته است. در این بیانیه آمده است "انبوهی از اقدامات خشونت آمیز و غیرمسوولانه در رویارویی با اعتراض های مردمی» رویه برخی نهادها شده «که به موجب قانون اساسی و قوانین عادی وظیفه صیانت از حقوق و آزادی های شهروندی را بر عهده دارند."
این جملات آخر که در بیانیه 58 حقوقدان آمده است، همان چیزی است که رسانه های دولتی در این ایام خود را در مقام پاسخگویی آن دانسته اند. از همین رو در یکی از اخبار، ایرنا در پاسخ به این نقد آورده است:
اما حقوقدانان منتقد دیدگاه متفاوتی نسبت به این موضوع دارند. بهمن کشاورز، حقوقدان برجسته، در این مورد به "سرمایه" می گوید: نیروی انتظامی در کشورهای توسعه یافته، در چنین شرایطی حداکثر به دور کردن افراد از محل، بدون ضرب و جرح می پردازد و اخذ مجوز برای برگزاری تظاهرات در این کشورها نه به معنی "اجازه تظاهرات" بلکه به معنی "هماهنگی با نیروی انتظامی به منظور تامین امنیت تظاهرکنندگان" است ضمن اینکه اصل 27 قانون اساسی ایران به نحوی تنظیم شده است که اخذ هر نوع مجوز قبلی را درخور تامل می نماید.»برخورد مسالمت آمیز دولت با منتقدان و معترضان هم اکنون نه تنها در کشورهای توسعه یافته، بلکه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه مانند هندوستان با حدود یک میلیارد جمعیت نیز رعایت می شود. بنا به گفته شاهدان و فعالان اجتماعی و سیاسی در این کشور، هم اکنون سالانه ده ها تظاهرات و راهپیمایی خودجوش یا با برنامه نهادها و تشکل های مدنی، در مورد سقط جنین، ایجاد سهم 50 درصدی زنان از مجلس و... در دهلی برگزار می شود.
خانم "راجا کوماری" فعال اجتماعی و رئیس تشکل CSR دهلی که تشکلی در حمایت از حقوق زنان هندوستان است، در این زمینه به روزنامه "سرمایه" می گوید:
"راجا کوماری" چهره برجسته فعالیت های مدنی در دهلی در ادامه به "سرمایه" می گوید:
"گفتار و عملکرد احمدینژاد عامل اغتشاشات بود"
در حالیکه رسانهها و خبرگزاریها، از حمایت اوباما و دولت او از تصویب تحریمهای جدید علیه ایران در اجلاس سران 8 کشور صنعتی گزارش میدهند. مقامات دیپلماتیک آمریکایی در نیویورک دیروزخبر دادند، ایالات متحده آمریکا با وضع هرگونه تحریم جدید علیه ایران توسط گروه جی 8 مخالف است.به گزارش سرویس بینالملل آینده، به نقل از هاآرتص ، طبق گفته این مقامات، وضع تحریمهای جدید در دستور کار سران جی 8 قرار دارد. همچنین منابع پیشبینی کردند بین سران کشورهای صنعتی در مورد یک عکسالعمل مناسب در واکنش به تجمعات و درگیریهای اخیر در ایران، یک بحث جدی در خواهد گرفت.نخست وزیر ایتالیا در یک مصاحبه در مورد وضع تحریمهای جدید علیه ایران در اجلاس گروه جی 8 خبر داده بود، البته برلوسکونی در مورد چگونگی وضع و انجام این تحریمها توضیح بیشتری نداده است.طبق گفته نخست وزیر ایتالیا، گرایش عمومی در بین سران جی 8 برای ایجاد تحریم علیه ایران وجود دارد. اگرچه منابع دیپلماتیک در نیویورک گزارش دادند که مقامات آمریکا در تلاش برای ممانعت از تصویب تحریمهای جدیدی علیه ایران هستند.طبق این گزارش، مقامات آمریکایی هشدار دادهاند که وضع این تحریمها میتواند نتیجه عکس داشته باشد، و موجب بروز مشکلات بیشتری در زمینه ارتباط غرب با تهران میشود.دولت اوباما، طبق اخبار منابع دیپلماتیک، قصد مذاکره مستقیم با ایران را دارد، اگرچه آمریکا هنوز خواهان تجدیدنظر کردن ایران در برنامه هستهای این کشور است.آمریکا بسیار نگران عواقب اجلاس جی 8 و بدتر شدن روابط ایران و غرب است. علاوه بر آمریکا، روسیه و چین، از اعضای گروه جی 8، با تصویب هرگونه تحریم علیه ایران مخالفت خواهد کرد.این گزارش میافزاید، شورای امنیت سازمان ملل تا به حال تحریمهای گوناگونی را علیه ایران به اجرا آورده است که میتوان به ممنوع بودن فروش هرگونه سلاح، یا تجهیزات نظامی و یا حتی غیرنظامی که امکان استفاده در تهیه سلاح را داشته باشد، اشاره کرد. تحریمهای جدید میتواند شامل شرکتهای نفتی غربی که با ایران در زمینه صنعت نفت و گاز همکاری میکنند، باشد.
تونیا کبودوند: ما محکومیم؛ به جرم بیگناهیتونیا کبودوند دختر "صادق کبودوند" رئیس این سازمان، به مناسبت دهم تیر ماه سالروز بازداشت پدرش نامه ای خطاب به ایشان نگاشه و در آن تحولات جاری در کشور را مورد انتقاد قرار داده است.
متن نامه مذکور به شرح ذیل است.
پدر عزیزم امروز وارد سومین سالی می شویم که تو را از ما گرفتند و ما هنوز چشم انتظار تو ایم.
پدر تو ایرانی نبودی! تو شهروند ایران نبودی! اگر شهروند ایرانی بودی رئیس جمهور ایران نیز برای آزادی تو از زندان تلاش می کرد. نمی دانم شاید هم اگر شهروند آمریکایی بودی بهتر بود! آن زمان بود که با جرم جاسوسی بعد از چند روز آزاد می شدی اما تو شهروند کشوری هستی که حقوق شهروندی بی مفهوم ترین واژه ای است که می توانی بیابی. تو کردی هستی که شهروندی درجه دوم محسوب می شوی و به جرم دفاع از حقوق انسانیت، برابری خواهی و آزادی طلبی بالاترین حکم حبس را به تو می دهند و تو را حتی از حقوق یک زندانی نیز محروم می کنند. شاید تو از یاد برده بودی که سخن از حقوق انسانی و حقوق بشر در ایران جرمی نابخشودنی است. همان جرمی که دامن یکی از نامزدهای انتخاباتی را گرفت
آری تو کرد بودی و همانند تمام کردهای جهان, مثل تمام کردهایی که در سرزمین هایشان به عنوان غریبه به آنها می نگرند! بیگانه ای بیش نبودی. گناهت، از ملیت کرد بودن بود! شاید اگر غیرکرد بودی حکم یازده سال را به دوش نمی کشیدی، همانند تمام فعالان حقوق بشری که به دلیل امتیاز غیرکردبودن در زندان نیستند.
تو هم محکومی به زندان رفتن،مثل تمام کردها! به جرم بی گناهی گناهکاری ! همانند اقوام دیگرت در ترکیه، در عراق و در سوریه و در نقاط دیگر جهان!
تو اگر حتی کاری نمی کردی به جرم کرد بودن باز مجرم بودی!
امروز سومین سالی است که تو را به جرم بی گناهی زندانی کردند. اما امروز تو یک از هزاران کسانی هستی که در زندان هستند. شاید آنان بتوانند در برابر ظلم و تجاوزی که به حقوق کردها می شود ساکت باشند، شاید آنها بتوانند ما وحقوق ما را نادیده بگیرند، شاید آنها خود را از ما جدا بدانند و مرزبندی ایجاد کنند اما من همانند آنها نمی اندیشم، من فارغ از کرد بودن و غیرکردبودن نمی توانم تنها به نظاره بنشینم، همه، حقایق را امروز می بینند آنان که 3 سال پیش در برابر تو و حکم ناعادلانه ات سکوت کردند امروز خود گرفتار همان بندها گردیدند، آن هم تویی که نه به دنبال بخشی از حاکمیت، بلکه تنها خواسته ات استیفای حقوق بود آن هم حقوق انسانی و نه ملیتی و یا چیز دیگر!
سه سال گذشت و 10 تیر امسال نه تنها برایم خاطره غم انگیز بازداشتت را به خاطر آورد بلکه عزادار مردم سرزمینمان شدم.
پدر، نه تنها من و بلکه بیش از هزاران تن از وابستگان به سازمان و میلیونها کرد هم چون من اندیشیدند و برای اولین و آخرین بار برای ایجاد تغییر به پای صندوق ها رفتند. آنها نوشته بودند انتصابات ما خوانده بودیم انتخابات! ما اشتباه کردیم و به جرم این اشتباه ما را خس و خاشاک و اوباش و اغتشاشگر خواندند. دیروز حماسه سازان انتخابات بودیم و امروز مشتی فریب خورده و اقدامگر علیه امنیت ملی و به عنوان شکرانه شرکت در انتخابات، نیروهای آموزش دیده در خارج و لبنان از ما با باتوم و گازاشک آور پذیرایی می کنند .
می گویند ایران قانون مدار است و براساس قانون پیش می رود! همان قانونی که اجازه برگزاری تجمعات و راهپیمایی های آرام را می دهد اما چون آنان معترض هستند پس فریب خورده و عامل دست بیگانگان و این حق مشمول معترضان نمی گردد! حق آزادی مطبوعات، حق آزادی بیان و اندیشه هم باز شامل معترضان نمی گردد! تنها مجیزگویانند که حق دارند.
می گویند آزادی در ایران نزدیک به مطلق است! هزاران نفر دستگیر می شوند! مانع فعالیت احزاب و تشکل ها می گردند! فعالان مدنی، سیاسی, حقوق بشری, روزنامه نگاران و خبرنگاران و هنرمندان زندانی می گردند! برخی جانشان را از دست می دهند البته یادمان نرود به دست دشمنان و اجنبی های ساختگی! دانشجویان و استادان زندانی می شوند! روزنامه ها سانسور، سایت ها فیلتر می گردند! وسایل ارتباطی از مردم گرفته می شود! رسانه ملی، دولتی می شود! و هرحقی ناحق!
اینجا هر فریادی, هر ناله ای و هر اعتراضی خاموش می گردد. خیابان ها دیگر یادآور زندگی و تحرک نیست. اینجا زندانی بزرگتر از اوین است.
راستی یادم رفت بگویم اگر شبها صدای الله اکبر را شنیدی بدان که اینان همان کارمندان سفارتخانه های خارجی هستند که می خواهند انقلاب مخملی به راه اندازند!
پدرعزیزم خدا را شکر که در ایران آزادی نزدیک به مطلق است اگر مطلق بود چه می کردیم. به همان دلیل نزدیک بودن آزادی به مطلق است که انسان های وارسته ای چون تو زندانی می شوند، اما تاریخ بهترین درس ها را به ما می دهد.
زمانی که بیگناهان در زندان و گناهکاران برسر مسند و ریاست باشند شاید زمانی است که.....
پارلمان هلند دیروز جمعه، خواستار ممنوع شدن تحویل فناوری فیلترینگ اینترنت توسط اتحادیه اروپا به ایران شد. لایحهای که در این خصوص از سوی احزاب کارگر و سبز چپ در پارلمان ارائه شد، پنجشنبهشب به اتفاق آراء تصویب شد. با تصویب این لایحه، قرار است تا دولت هلند اتحادیه اروپا را ترغیب کند تا از تحویل هرگونه فناوری فیلترینگ به ایران جلوگیری نماید. لایحه دیگری نیز شب گذشته در پارلمان هلند ارائه شد مربوط به این که شرکتهای زیمنس و نوکیا درآمدی را که از فروش فناوری سانسور به ایران بهدست آوردهاند به سازمانهایی که به دنبال استفاده امن و آزاد از رسانه نوین در ایران هستند ببخشند. این لایحه رأی مثبت دو حزب بزرگ چپ هلند را به خود اختصاص داد ولی دو حزب اصلی دست راستی یعنی س.د.آ و ف.ف.د به آن رأی منفی دادند. پارلمان هلند همچنین اعلام کرد که صنعت اینترنت در اروپا خواهان در دست داشتن رهنمودی برای شیوه تعامل با رژیمهایی است که استفاده از اینترنت را محدود میکنند و شهروندانی که از اینترنت استفاده میکنند را با اقدامات کنترلی و رعبانگیز مواجه میکنند. افزون بر این پارلمان هلند خواستار این شدهاست که اروپا رهنمودهایی برای دسترسی آزاد جهانی به اینترنت تنظیم کند. احزاب ف.ف.د. و چپ سبز که این لایحه را ارائه کردهاند به این امر اشاره میکنند که ایالات متحده نیز در حال تفکر بر روی چنین قانونی است. علاوه بر این پارلمان، از دولت هلند خواستهاست تا یک میلیون یوروی دیگر از صندوق حقوق بشر برای کمک به ایرانیانی که میخواهند از طریق اینترنت خبر منتشر کنند هزینه کند.
معلمان فعال در زنداناز زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و آغاز اعتراضها بازداشت و حبس فعالان سیاسی و مدنی در ایران روندی شتابنده داشته. برخی فعالان صنفی معلم نیز که هوادار رقبای محمود احمدینژاد بودهاند هم اکنون در زندان به سر میبرند.
رسول بداقی، عضو کانون صنفی معلمان تهران، در مورد فشار بر معلمان فعال میگوید: «معلمان به طور صنفی زیر پیگرد نبودند، بلکه معلمان بازداشت شده کسانی بودند که در ستادهای انتخاباتی آقای کروبی و آقای میرحسین موسوی ناظر بودند یا مسئول ستادها بودند. اینها را دستگیر کردند». دستگیری معلمان در شهرهای مختلف صورت گرفته است. به گفتهی رسوب بداقی، از جمله در تهران علیرضا هاشمی را دستگیر کردهاند که مسئول ستاد میرحسین موسوی بوده است، محمدحسین داودی و چند همکارش را در میاندوآب و آقای خسروانی و چند همکارش را در مرودشت بازداشت کردهاند. در مشهد آقایان خواستار و مطلق و چند معلم دیگر را در پارک ملت دستگیر کردند که بجز هاشم خواستار بقیه را آزاد کردهاند. مهندس هاشم خواستارمعلمی بازنشسته است که در گذشته عضو کانون صنفی معلمان مشهد بوده و در زمان انتخابات در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در مشهد فعالیت داشته است. وی یکبار در سال ۱۳۸۵ بخاطر فعالیتهای صنفی خود توسط اطلاعات مشهد بازداشت شده بود. به گفتهی همسر او، خانم مالکیفر، هاشم خواستار عصر روز ۲۴ خرداد ماه طبق روال هر روز خود برای استراحت و پیادهروی به پارک ملت مشهد میرود و در پارک با دوستانش بر نیمکت مینشیند که توسط لباس شخصیها دستگیر میشود. او را یک هفته در زندان اطلاعات نگهداشته و سپس به زندان وکیلآباد انتقال دادهاند. هم اکنون او را در بخش قرنطینهی زندان عادلآباد مشهد نگهداری میکنند که در آن زندانیان عادی در کنار زندانیان سیاسی هستند. گفته میشود که در این زندان تغذیهی بد و شپش زندانیان را آزار میدهد. فعال مدنی با دستبند و پابند خانم مالکیفر همسر خود را در روز سهشنبه (۹ تیر) در دادگاه انقلاب با لباس زندانیان و با دستبند و پابند دیده است. وی میگوید: «روز سهشنبه که به دادگاه انقلاب رفتم، خبر نداشتم که ایشان میآید، رفتم در بارهی آنکه دنداندرد دارد و در روز بازداشت هم دندانش پانسمان بوده صحبت کنم، دیدم که ایشان با دستبند و پابند و لباس زندانیان آنجا نشستهاند و سرباز هم کنارشان نشسته که تکان نخورد و کسی پیششان نرود. به سرباز گفته بودند که ایشان آدم خطرناکی است.» وی از دردی که دیدن همسرش با دستبند و پابند در او ایجاد کرده میگوید: «ناراحتی من این است که چرا ایشان را با دستبند و پابند و لباس زندانی آوردند؟ یک پیرمردی که سر و کلهاش سفید شده، بازنشستهی آموزش و پرورش است، نزدیک ۵۶ سال سن دارد، چرا باید با این وضعیت او را بیاورند؟ او بدون هیچ تقصیری در پارک نشسته بوده است». خانم مالکیفر در مورد علت بازداشت همسرش توضیح میدهد که او را به عنوان فردی فعال شناسایی کردهاند، در عین حال سوءظنهای خود را به فعالیتهای او افزودهاند. وی میگوید: «ایشان یک نوبت در ستاد آقای میرحسین موسوی بودند، ایشان را در آنجا شناسایی کردهاند. ایشان جا برای دانشجوها دادهاند که مثلا در خانهی ما دانشجویان تمام سال برای خود جلسه برگزار میکنند و خود اطلاعات هم در جریان بوده و محلی را هم به دفتر ادوار تحکیم وحدت دادیم که آنها هم جلسه برگزار میکردند. این دو مورد را هم گفتهاند که شما چرا به دانشجوها جا میدهید. ایشان گفته که خب شما جا بدهید تا من جا ندهم. شما اگر جایی در اختیار دانشجوها بگذارید دلیلی ندارد که من به آنها جا بدهم. بعد گفتهاند که شما خودتان در جلسات دانشجویان شرکت میکنید؟ ایشان گفته، شما حتما در میان دانشجوها مامور دارید و میدانید که من یک جلسه با اینها ننشستهام. چون اینها جواناند و من سنی ازم گذشته و میخواهم خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند». سوال و اعتراض در محکمه موقوف! از سوی دیگر همکار هاشم خواستار، آقای هادی لطفینیا که استاد دانشگاه است نیز، برای پیگیری وضعیت همکارش و صحبت با بازپرس پرونده، قاضی حیدری، به دادگاه نقلاب مراجعه میکند که خود برای ساعتی دستبند میخورد و بازداشت میشود. هادی لطفی نیا، ماجرا را چنین شرح میدهد: «من سؤال کردم که روند بازپرسی شما تا کی ادامه دارد، جناب آقای حیدری؟ و بعد اینکه چند روز دیگر ایشان آزاد میشوند؟ این را که سؤال کردم ایشان برآشفت. یکباره ناراحت شد و گفت برو بیرون، یا گم شو (الان یادم نیست دقیقا) به تو این هیچ ربطی ندارد. پیشتر من خودم را معرفی کردم، گفتم همکار ایشان هستم، استاد دانشگاهم. گفت، بفرمایید. بعد که سؤالم را کردم، یکباره اینجوری برخورد کرد. نمیدانم چرا. آخرش عذرخواهی کرد و جواب سؤالمان را هم داد. من گفتم خب ما آمده بودیم همین را سؤال کنیم. اما نیم ساعت ما را بازداشت کردند. دستهای مرا از پشت دستبند زدند». لطفیِنیا با افسوس از وضعیت محاکم قضایی سخن میگوید و موردی را که برایش پیش آمده، نمونهای روشن میداند دال بر اینکه اجازهی صحبت و اعتراض و پرسش به کسی در این محاکم داده نمیشود. وی در مورد پاسخ بازپرس پرونده به پرسش لطفینیا که هاشم خواستار را کی آزاد میکنند میگوید: «بازپرس جابرانه گفت که آره ما یه یک ماهی باهاش کار داریم حداقل. ولی این را نگفت که چه کار دارد. ایشان که بازجویی شده بود. سیر مراحل پرونده که یک ماه کار ندارد. وکلای دادگستری معمولا زمان خیلی کوتاهی را میگویند. میگویند معمولا دو روز یا سه روز کافی است که بازجویی را انجام دهند وبعد با قید ضمانت و سپردن وثیقه فرد را آزاد کنند». لطفی نیا نیز به دستبند و پابند زدن به هاشم خواستار اشاره میکند و معتقد است که میخواهند با این کار به معلمان توهین کنند و در حقیقت از آگاهی و حقطلبی افراد رنج میبرند. دستگیری جعفر ابراهیمی در آستانهی انتخابات همچنین جعفر ابراهیمی روز ۲۰ خرداد در آستانهی انتخابات ریاست جمهوری دستگیر میشود. پسرعموی او، وحید ابراهیمی که با او در یک منزل زندگی میکند، دربارهی دستگیری جعفر ابراهیمی توضیح میدهد که ماموران اطلاعات او را از منزل همراه با ۴۱ قلم جنس، از جمله کامپیوتر وی میبرند. در این مدت خانواده نتوانسته با او دیدار کند، تنها اطلاع کسب کرده که در بند ۲۰۹ اوین است. وحید ابراهیمی میگوید: «متاسفانه ما چند بار نامه بردیم، یعنی حدودا برای ۹ جا نامه بردیم، ولی هیچ پیگیریای نکردند و ما درخواست وکیل و ملاقات داشتیم، ولی متاسفانه جواب ما را نمیدهند. حالا ظاهرا قاضیشان هم آقای حسینی نامی است که ما یکبار با ایشان صحبت کردیم اما بعد از آن دیگر راهمان هم ندادند». جمعی از فرهنگیان، دانشگاهیان و فعالان سیاسی، صنفی و مدنی، در اعتراض به بازداشت جعفر ابراهیمی بیانیهای را منتشر کردهاند و در آن نوشتهاند که جعفر ابراهیمی از فعالان سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت و دبیر آموزش و پرورش شهریار و فعال کانون صنفی معلمان بوده و در رابطه با فعالیتهای صنفی خود در جهت احقاق حقوق معلمان توسط نیروهای اطلاعات بازداشت و زندانی شده است.
دويچه وله : برای نویسندگان ایران یکی از جنبههای مهم حرکت اعتراضی، نوزایی فرهنگی جامعه بود. گفته شد که جامعه سالیان دراز در افسردگی سیاسی و خمودگی معنوی فرو رفته بود، اما در جریان انتخابات ریاست جمهوری نور امید به دلها تابید و جامعه نشان داد که با تمام وجود خواهان تحول و پیشرفت است.به گفته محسن مخملباف: «به نظر من بزرگترین دستاورد این جنبش این بود که افسردگی اجتماعی – سیاسی به پایان رسید و یخ بیتحرکی جامعه ذوب شد. ایرانیان در جریان انتخابات و تظاهرات میلیونی پس از آن، همدیگر را پیدا کردند و روح جمعی گمشدهی ما بار دیگر پیدا شد.»بسیاری از نویسندگان عقیده دارند که با جنبش اعتراضی مردم، ایران به مرحله تاریخی تازهای وارد شده که بطلان سی سال حاکمیت دینی است. به گفته نسیم خاکسار: «بعد از سی سال مردم در خیابانها فریاد آزادی سر دادند، آن هم با تظاهرات میلیونی. این جنبش البته دو مشکل دارد، یکی آنکه هنوز نتوانسته به سراسر جامعه کشیده شود، تا کارگران و کارمندان با اعتصابات عمومی کمر دولت را بشکنند. دیگر آنکه رهبری جنبش به دست نیروهایی است که در درون نظام حرکت میکنند و هنوز روشن نیست تا کجا میتوانند با این حرکت همراه باشند.»
تصویر مقلوب از ایران و ایرانی
نویسندگان ایرانی در خارج سالها با تصویری مقلوب از میهن خود روبرو بودهاند. قادر عبدالله، نویسنده ایرانی که آثار خود را به زبان هلندی منتشر میکند، عقیده دارد: «سالها گفته شد که ایرانیان مردمی عقبمانده هستند، اما دیدیم که یک نسل جوان و پرانرژی و مدرن فریاد میزند که ما آزادی میخواهیم. آنها کار خود را کردند، و حالا وظیفه ماست که متحد شویم و صدای هممیهنان مبارز خود را به گوش دنیا برسانیم تا همه بدانند که صدای احمدینژاد صدای همه مردم نیست، صدای احمدینژاد صدای کودتاست، صدای پاسداران ضدمردم است.»هنرمندان از این که ایرانیان تصویر تازهای از خود ارائه دادند، خشنود هستند. رضا علامهزاده عقیده دارد که جنبش اعتراضی ایران، با طرح شعار دموکراسی، آن هم با شیوههای مبارزه مدنی، حیثیت و اعتبار تازهای به همه ایرانیان داد. به گفته آقای علامهزاده: «باید قدر جوانانی را بدانیم که برای ما حیثیت آفریدند. نشان دادند که ایرانی آن چیزی نیست که سالهای سال این رژیم سعی کرد جلوه دهد. ما همیشه شرمنده بودیم که نام ما با نام این رژیم پیوند بخورد، حالا سربلند هستیم که نام ما با نام این مردم پیوند میخورد، مردمی که سه هفته تمام قلب تمام دنیا را به لرزه انداختند. هیچ آدم آزادهای در دنیا نیست که در این مدت با مردم ایران احساس همدلی نکرده باشد، هر آدم آزادهای با مردم ما بود، در سراسر دنیا».
ضرورت اتحاد علیه خفقان
به نظر نویسندگان خارج از کشور، در شرایطی که دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی برای سرکوب جنبش خیز برداشته، ایرانیان مقیم خارج وظیفه دارند که از مبارزات مردم در ایران حمایت کنند. به گفته علامه زاده: «ما شاهد لحظات بسیار حساس تاریخی هستیم: این روزها آخرین روزنههای امید مشارکت مردم در زندگی سیاسی کشور بسته شد. حالا وظیفه ما در درجه اول حمایت از داخل ایران است. با سرکوب خشونتآمیز رژیم، مردم در سکوت و حیرت فرو رفتهاند. ما ایرانیان مقیم خارج که از تعرض و سرکوب دور هستیم، باید از مردم حمایت کنیم.»به نظر نویسندگان ایرانی، جنبشی وسیع و متحد از تمام طرفداران دموکراسی لازم است تا بتواند فریاد حقطلبی ایرانیان را به گوش مردم جهان برساند. علامهزاده تأکید میکند که همه ایرانیان، با هر گرایش و تعلق سیاسی باید حول محور دموکراسی متحد شوند. یک جبهه گسترده میتواند این جنبش را به پیروزی برساند.
آگاهی در برابر سرکوب
ایران در سه هفته گذشته در مرکز توجه رسانههای گروهی جهان قرار داشت. به عقیده بسیاری از نویسندگان، ایرانیان مقیم خارج میتوانند با حرکتهای گسترده اعتراضی، توجه افکار عمومی جهان را علیه حکومت ایران زنده نگه دارند تا حکومت نتواند به سادگی صدای جنبش را خفه کند. به گفته قادر عبدالله: «طی سه هفته توفانی، همه جهان به ما نگاه کردند. حالا وظیفه ماست کاری کنیم که نگاه جهان از ایران منحرف نشود. دنیا باید باز هم به میهن ما نگاه کند، تا رژیم نتواند در خاموشی جوانان ما را در سیاهچالها نابود کند.»
به نظر نویسندگان و هنرمندان، مخالفان حکومت ایران در خارج امکانات فراوانی دارند که میتوانند از آنها برای وارد کردن فشار بر جمهوری اسلامی استفاده کنند. نسیم خاکسار در این رابطه معتقد است: «من فکر میکنم یکی از امکانات ما فشار بر دولتهای غربی است تا دولت کودتایی ایران را به رسمیت نشناسند. امروز همه میدانیم که سرکوب مردم در دستور کار این حاکمیت است. به نظر من با فروکش کردن حرکتهای مردمی، دستگاه سرکوب تور امنیتی خود را گسترده میکند و دستگیریها بیشتر میشود. در این شرایط ما وظیفه داریم که مقاومت را در خارج فعال کنیم. ما میتوانیم افکار عمومی جهان را بیدار نگه داریم تا نسبت به برخوردهای خشونتآمیز رژیم حساس باشد. در عین حال جمهوری اسلامی از داد و ستد با دنیا زنده است. مخالفان میتوانند موقعیتهای دیپلماتیک جمهوری اسلامی را در سراسر دنیا به خطر بیندازند.»نویسندگان و هنرمندان مقیم خارج عقیده دارند که حاکمیت جمهوری اسلامی نمیتواند نسبت به افکار عمومی جهان و اعتراضات جامعه بینالمللی بیتفاوت بماند.
خبرنامه دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
ماموران امنیتی شامگاه چهارشنبه دهم تیر با هجوم به منزل علی تقی پور دبیر فنی سابق دانشگاه مازندران وی را بازداشت کردند. در روز یازدهم تيرماه نيز، زمانی که سه دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل از دانشگاه به سمت خوابگاه می رفتند نیروهای لباس شخصی با سه دستگاه اتومبیل به دانشجويان يورش برده و نیما نحوی را بازداشت كردند. دو دانشجوی دیگر نيز توانستند بگريزند.
پس از اعلام نتايج انتخابات، همزمان با موج اعتراضات خودجوش مردمی در تهران و ديگر شهرهاي بزرگ كشور، اعتراضات دانشجویی-مردمی در دانشگاه صنعتی بابل نيز آغاز شد و به مدت 5 روز در اطراف این دانشگاه ادامه پیدا کرد كه متاسفانه در تظاهرات بزرگ 25 خرداد در اين شهر، دو یا سه نفر از جمله یک دختر جوان توسط نیروهای گارد و لباس شخصی به شهادت رسیدند.
دانشجویان امتحانات روز 25 خرداد را لغو کردند و امتحانات روزهای 26 و 27 خرداد توسط دانشگاه بصورت اختیاری برگزار شد. در بعد از ظهر روزهای 23، 24 و 25 خرداد دانشگاه صنعتی بابل در محاصره ی کامل نیروی انتظامی، گارد ویژه و لباس شخصی های موتور سوار موسوم به انصار حزب الله قرار گرفت تا مانع از پیوستن مردم به دانشجویان شوند. همچنین خوابگاه این دانشگاه نیز از غروب 25 خرداد تا صبح 26 خرداد در محاصره ی کامل انصار حزب الله قرار گرفت اما حمله ای از سوی آنان به خوابگاه صورت نگرفت.
از زمان آغاز اعتراضات دست كم 13 دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بازداشت شدند که 6 نفر از آنها به تدریج آزاد شدند. این 6 نفر عبارتند از: محمد علمی، مرتضی نائب یزدی، مرتضی سمیع خواه، فرشیدستاری فر، حسین بابایی و علی صمدی.
اما 7 دانشجوی دیگر این دانشگاه که به تدریج از روز 28 خرداد توسط نیروهای امنیتی ربوده شدند، همچنان در زندان بابل تحت فشار نيروهاي امنيتي قرار دارند. این 7 دانشجو عبارتند از: ایمان صدیقی، محسن برزگر، حسام الدین باقری، سیاوش سلیمی نژاد، حمیدزضا جهان تیغ، علی تقی پور و نیما نحوی.
همچنین ضیاالدین نبوی دانشجوي محروم از تحصیل این دانشگاه و نيز دبیر شورای دفاع از حق تحصیل نیز، در ميان بازداشت شدگان است. وي و نيز چند دانشجوي ديگر محروم از تحصيل و اعضاي شوراي دفاع از حق تحصيل، مانند پيمان عارف، عليرضا خوشبخت زهرا توحيدي، هم چنان در بازداشت بسر مي برند و از وضعيت آنان نيز كماكان اطلاعي در دست نمي باشد.
*****
اکونومیست: پیروزی توخالی در انتخابات ایران
یکی از یارانمان چند ساعت پیش مقاله ای از جدیدترین شماره هفته نامه معتبر "اکونومیست" را(که دیروز انتشار یافته) برایمان ایمیل کرد که ما ترجیح دادیم آن را در "پست" امروز انتشار دهیم.
**
هفته نامه اکونومیست در شماره 4 ژوئیه گزارشی را به موضوع تایید نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران توسط شورای نگهبان اختصاص داده است.
در این گزارش که با عنوان "انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری ایران - یک پیروزی تو خالی" انتشار یافته آمده است که محمود احمدی نژاد قدرت را حفظ می کند اما مشروعیت را به خصوص در میان ایرانیان طبقه متوسط از دست می دهد.
این هفته نامه می نویسد که پرونده بسته شده و به گفته دولت ایران، پیروزی چشمگیر مورد ادعای محمود احمدی نژاد در انتخابات 12 ژوئن واقعی بوده و هرکس که این نتیجه را دوست ندارد می تواند سر خود را به دیوار بکوبد و یا، در عمل، خطر بازداشت و حبس را به جان بخرد.
به نوشته اکونومیست، پس از چند هفته نا آرامی، هر چند حکومت قدرت خود را اعمال و با استفاده گسترده از عملیات پلیسی، اعتراضات عمومی را خنثی کرده و اگرچه عملیات گسترده بازداشت و ارعاب مردم و کنترل شدید امکانات ارتباطاتی مانع از موفقیت مردم برای سازماندهی و ادامه اعتراضات خیابانی شده، اتهام خلاف کاری در انتخابات، حتی از درون تشکیلات مذهبی حامی جمهوری اسلامی شنیده می شود که بنیادگرایان را با چالشی دشوار برای کسب مشروعیت روبرو ساخته است.
اکونومیست یادآور می شود که شورای نگهبان تحت تسلط روحانیون متحد با آیت الله علی خامنه ای مسئول رسیدگی به تخلفات انتخاباتی بود اما با توجه به سابقه این نهاد در رد صلاحیت نامزدهای اصلاح طلب انتخابات و حمایت علنی رئیس شدیدا محافظه کار شورا از انتخاب محمود احمدی نژاد حتی قبل از رای گیری، تصمیم این تشکیلات در تایید نتیجه انتخابات قابل پیش بینی بود و رسانه های طرفدار دولت حتی ادعا کرده اند که نتیجه بازشماری بخشی از آرا نشان داده که آرای محمود احمدی نژاد بیشتر هم شده است و رئیس جمهوری هم اعلام کرده که این انتخابات نه تنها یک پیروزی شخصی برای او بوده بلکه توطئه دشمن برای سرنگونی رژیم را هم خنثی کرده است.
این هفته نامه می افزاید که در همانحال، هر سه نامزد دیگر انتخابات به چالش خود ادامه داده و تاکید کرده اند که رای 63 درصدی محمود احمدی نژاد فقط از راه تقلب در انتخابات امکانپذیر بود و گفته اند که یا باید این انتخابات به طور کامل ابطال شود و یا اینکه تحقیقات کامل و بی طرفانه ای در مورد نحوه برگزاری آن صورت گیرد و میر حسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد اصلاح طلب در این انتخابات، گفته اند که دولت محمودی احمدی نژاد نامشروع است.
به نوشته اکونومیست، میر حسین موسوی در اطلاعیه ای پرسیده که چگونه مردم می توانند به رژیمی اعتماد کنند که دوستان، همکاران و فرزندانشان را به حبس انداخته و یک وبسایت نزدیک به او نیز از مردم خواسته است به اعتراضات مسالمت آمیز، و احتمالا اعتصاب عمومی، ادامه دهند و حتی نزدیکان محسن رضایی، از نامزدهای محافظه کار در این انتخابات هم همچنان می گویند که در این انتخابات تقلب صورت گرفته است.
احساس سرخوردگی
اکونومیست در عین حال می نویسد که لحن چالش جویانه نامزدهای انتخابات می تواند نوعی احساس سرخوردگی در میان مخالفان احمدی نژاد در جمهوری اسلامی را مخفی کند و بیانیه گروهی از روحانیون اصلاح طلب نشانه ای از تغییر در روحیه آنان است زیرا در حالیکه این بیانیه بر حق اعتراض مردمی تاکید می نهد، می افزاید که ایرانیان تا اینجا هم هزینه سنگینی برای ابراز نظر خود پرداخته اند و ادامه تنش و تظاهرات خیابانی راه حل این بحران نیست و همزمان، به نظر می رسد که متحدان قدرتمند اصلاح طلبان، از جمله محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی، به ابراز وفاداری نسبت به جمهوری اسلامی مبادرت کرده اند در حالیکه به تلاش های پشت پرده برای دستیابی به نوعی مصالحه ادامه می دهند.
به نوشته این هفته نامه، فهرست نتایج چند هفته اعتراض خیابانی، که در یک مرحله شاهد حضور حدود دو میلیون نفر در خیابان های تهران بود، شامل بیست کشته، صدها زخمی و خسارت های گسترده مالی بوده که مشاهده تصاویر گرفته شده از نا آرامی ها، نشان می دهد بخش اعظم این خسارت ها ناشی از اقدامات عوامل و ماموران دولت بوده است.
به نوشته این هفته نامه، از دهه 1980 تا کنون، بازداشت افراد مظنون به مخالفت با رژیم در چنین سطح گسترده ای سابقه نداشته و رژیم صدها تن از شهروندان عادی ایران، در کنار روزنامه نگاران، فعالان مدافع حقوق بشر و گروهی از رهبران حزبی و سیاسی را، که اکثرا در سمت های مهم دولتی در جمهوری اسلامی خدمت کرده اند، به زندان انداخته است و در آنچه که نشانه آغاز پاکسازی تمام عیار در تشکیلات دولتی است، هواداران اصلاحات در وزارت نفت برکنار و بنیادگرایان جایگزین آنان شده اند و حتی کسانی مانند بیژن خواجه پور، مشاور بازرگانی، که ارتباطی هم با مسایل سیاسی نداشته اند به حبس افتاده اند.
اکونومیست می نویسد، در اقدامی هراس آور، رسانه های تحت تسلط رژیم آماده پخش به ظاهر اعترافاتی می شوند که به قول آنان از برخی از زندانیان اخذ شده و و وزیر کشور مدعی کشف توطئه ای حاکی از آن است که افراد مسلح خود را به شکل ماموران بسیج درآوردند و به مردم حمله کردند.
این هفته نامه یادآور می شود که بنیادگرایان سعی دارند اعتراضات انتخاباتی را به دسیسه خارجیان، به خصوص بریتانیا، نسبت دهند که نتیجه آن، اقدامات تلافی جویانه دو طرف در اخراج دیپلمات های یکدیگر و همچنین بازداشت تعدادی از کارمندان ایرانی سفارت بریتانیا در تهران بوده است و وزیر کشور جمهوری اسلامی هم ادعا کرده که تصاویری از حضور بازداشت شدگان در تظاهرات ضد دولتی در اختیار دارد.
اکونومیست می افزاید که برخی از حامیان رژیم مدعی شده اند که تیراندازی به سوی ندا آقا سلطان، زن جوانی که صحنه قتل او در جریان تظاهرات توسط یک رهگذر فیلمبرداری و در جهان منتشر شد، توسط ماموران حقوق بگیر بی بی سی سازمان داده شده بود و برنامه تلویزیون فارسی زبان این شبکه هم خشم رژیم را برانگیخته است در حالیکه روحانیون تندرو گفته اندکه شرکت کنندگان در هر نوع تظاهراتی در آینده محارب محسوب می شوند، یعنی اقدامی که مشمول حکم اعدام است.
این هفته نامه می نویسد که در عین حال، صدای گوشخراش تهدید و خشونتی که در سرکوب مردم به کار رفت تنها این احساس را تقویت کرده است که ایران دستخوش کودتایی از سوی بنیادگرایان شده و در حالیکه بخش بزرگی از ایرانیان طبقه متوسط از رهبری رژیم بیگانه شده اند و حیثیت جمهوری اسلامی هم در چشم جهانیان لکه دار شده، آقای احمدی نژاد نمی تواند مزه گوارای پیروزی را بچشد.
*****
این شبها، شدت اعتراضات در مناطق جنوبی تهران بیشتر از جاهای دیگر می باشد. شعارها نیروهای سرکوبگر را هراسناک و کلافه کرده است و علیرغم بکار بردن همۀ شیوه های وحشیانه تا به حال موفق به خاموش کردن آن نشده اند. مستبدین حاکم با ظاهری فریبکارانه و با سوءاستفاده از مذهب سعی کردند که به اعمال ضد بشری خود مشروعیت بدهند. ولی درک وفهم مردم ایران فراتر از آن است و با سر دادن این شعارها مستبدین حاکم را ضد هر دین و آیین و هر قوم و مذهب ایران و ایرانی میدانند و آنها را از این بابت خلع سلاح کرده اند.
ما نیز علی رغم آن که نه "الله" آخوندها معتقدیم و نه باور داریم که این الله معرفی شده از سوی ملایان و رمالان و مزدوران و اجیران آنان "اکبر" یا بزرگ است، هم صدا با ملت قهرمان، بین "ساعت ده تا یازده" دیشب به بام خانه ای که مخفیگاه و محل امن انتشارات و "وبسایت" ماست، رفتیم و همین نوا و صدا را سردادیم چرا که معتقدیم اگر ملت با این نوا و فریاد قصد دارد حق خویش را مطالبه نماید باید آنان را حمایت کرد تا این حق را بدست آرند.
بلی ما نیز با آن که بجز "دموکراسی و آزادی" به چیز دیگری پایبند نیستیم، درین فریادهای اعتراض آمیز شبانه هم میهنان خویش شرکت نموده و هم صدا با آنان فریاد زدیم: "الله و اکبر"، خدا بزرگ است، در حالی که در اعماق قلب خویش باور و ایمان داریم که این خدائی که این دین فروشان بی شرافت از "هزاروچهارصد و اندی" سال پیش ارایه کردند و مشتی عرب بی هویت و بیابانگرد با حمله به میهن ما آن را به اجداد ما نیز با زور قبولاندند، نه بزرگ است، نه بخشنده است، و نه رحم و مروتی دارد.
این خدای ملایان و ملعونان غیر از زور و ستم و جنگ و رسوائی و پریشانی و خونریزی چیز دیگری، نه تنها به ما و ملت ایران، بلکه به هیچ سرزمین دیگری با آیین اسلامی نیز هدیه نکرد. این دین پلید و شیطانی مبنا و آغازش با خونریزی و برادرکشی مشتی عرب جاهل آغاز گشت و حاصل اش، همانگونه که اینک تمام دنیا شاهد هستند اشاعه فقر و بی فرهنگی و ترور و تروریسم در جامعه ی جهانی است... اما با تمام اینها، ما نیز دیشب (جمعه شب) بر بام ساختمان رفتیم و فریاد زدیم "الله و اکبر" با این امیدواری که این فریادها بزودی مبدل به حضور همه جانبه ملت در سرتاسر خاک میهن گرامی گردد و بنیاد و ارکان این داعیان "اسلام ناب محمدی" را از بیخ و بن ویران سازد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ