سرود ملی: ای ایران ای مرز پرگهر

نقش دولتمردان و رسانه های آمریکایی در شورش 22 بهمن 1357

۱۳۸۸/۰۴/۰۷

یکشنبه: 7/4/1388
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پیامی از یک دوست ...
...... جان خسته نباشی که میدونم هستی. و باز هم میدونم که با همه نیرویت تلاش داری که جای خالی یکی از فداکارترین و پرکارترین یارانت، یعنی "پریسای" بیباک و قهرمان را جوری پرکنی..! یادش بخیر که او هم یکی از "ندا"های این سرزمین بود. یکی از با شهامت ترین آنها. شیرزنی که لااقل سالها مبارزه کرد و بعدش جان باخت...
مطلبی جدید نوشتم که برایت می فرستم اگر دلت خواست ازش استفاده کن با این توضیح که مانند همیشه، این را برای "روز" هم فرستادم اما آنها تا به روز برسانند، شما انتشارش دادین....
فدای همه شما بروبچه های سلحشور و دلیر و با شهامت. "نوشابه"
*****
ستاد کودتا باز اعتراف گرفت
نوشابه امیری

سال هاست قیافه "احمد جانفشان وظیفه" را پیش رو دارم. او اولین نفری بود که بعد از استقرار "نظام اسلامی"، "اعتراف" کرد. یادم نیست عضو کدام گروه و دسته بود؛ اما هر چه بود اولین کسی بود که در برابر دوربین "آقایان" نشست. بسیارجوان؛ شاید هفده هجده ساله. بی پناهی از سر ورویش می بارید. از این می گفت که فریب خورده و از اینکه خوشحال است که با مهر "برادران" به "آغوش اسلام" بازگشته. از این می گفت که "در انتظار رافت اسلامی" ست....
سرم را در میان دست هایم گرفته بودم و زار می زدم. نمی فهمیدم موضوع چیست؛ ندیده بودیم این چیزهارا در عصر "ستم شاهی".
آن روزها هر کس می گفت "دیدید می خواستند با مملکت چه کنند!" جوابی نمی دادم. جوابی نداشتم. کس دیگری هم جواب نداشت، تا یک به یک نوبت همگان شد. از آیت الله شریعتمداری، تا نورالدین کیانوری، ازمهندس عزت الله انتظامی تا علی افشاری، از رامین جهانبگلو تا هاله اسفندیاری، از.....
اما حالا که همه و همه را در سیمای جمهوری اسلامی دیده و حرف های واحدی از همه آنان شنیده ایم، می دانم و می دانیم که آبشخور این نمایش های مهلک تلویزیونی کجاست. حالا می دانیم آن باند مافیایی که از اولین روزهای بهمن 57 طرح کودتای خزنده را ریخت، چگونه با هر گام که به پیش رفت، کس و کسان دیگری را به جای خود، پشت به پرده هایی آبی نشاند. حالا می دانم و می دانیم که همه این نمایش های غیرانسانی برای آن بود و هست که ستاد کودتا، کار خویش را پیش ببرد.
احمد جانفشان وظیفه، اولین نفر نبود، سیدامیرحسین مهدوی نیز آخرین نفر نیست. این ستاد، در خون و سرکوب زنده است.
داستان اینک بسیار روشن است. "برادران" از اولین روزهای شورش 57 درکلیه ارگان های نظامی، اقتصادی، امنیتی و نظامی لانه کردند. از همان روزها، طرح کودتای امروز را چیدند. در هر نوبت، با ترفندی و با طراحی توطئه ای، یکی از مهره های خویش را در شطرنج سیاسی ایران، جلو بردند و یک گام پیش آمدند. هر بار هم برای بر پا کردن خاک، آنچه خودبه صورت "خزنده" کرده بودند و می کنند، به دیگری نسبت دادند. الگوهم همیشه واحد بوده است:دستگیری مزدوران غرب و شرق؛مباحثه از جنس مباحثات "برادر حسین" در سلول های انفرادی، ارشادو سپس "اعتراف".
آری؛ درست همان گاه که مابه تماشای افتادن سربازی و یا خوردن فیلی نشسته بودیم و نشسته ایم، کودتا چیان اصلی، مهره دیگری را پیش بردند و می برند.
چنین بود که نوبت رسید به حلقه ارومیه و باند مافیایی ـ نظامی امروز؛ تا فردا نوبت که باشد. فردایی که دیگر مهره ای در زمین سیاست ایران باقی نمانده باشد و آقایان، مست از باده قدرت، فریاد برآورند: کیش و مات.
اما مشکل این طرح اینجاست که "برادران" بر این باورند که بازی سیاست در جهان امروز، یک دوریست. یک بار می بری و بعد تکیه می زنی به تخت. تمام. یکی می شود رهبر مادام العمر، دیگری رئیس جمهور دائمی. یکی می برد همه محصول مملکت و اسمش همچنان می ماند صادق و آن یکی دهانش همیشه باز برای آنکه در جمع نمازگزاران بگوید:درآورید ریشه فتنه را. شمشیر علی دو لبه دارد.... آقایان، تا امروز کودتای "خزنده" را خوب پیش برده اند؛اما در غیاب بازیگر اصلی؛ مردم. مردمی که امروز با همه "ندا"هایشان در خیابان اند؛ یا در خانه اند و پر زخشم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بهمن کشاورز: سنگسار به دلیل مصلحت نظام تعلیق شد
سنگسار به دلیل مصلحت نظام تعلیق شد سرمایه: مجازات سنگسار که از سال ها پیش مورد انتقاد شدید حقوقدانان، فعالان حقوق بشر و زنان بود، بالاخره چندی پیش از سوی رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی به دلیل آنچه که «مصلحت نظام» نامیده شد، «لغو» شد.
این درحالی است که بنا به گفته بهمن کشاورز، حقوقدان، حدود الهی از جمله سنگسار، هرگز به طور کامل و قطع، حذف یا لغو نمی شود و این امکان وجود دارد که سال ها بعد و مجدداً به همان دلیل «مصلحت نظام» از حالت تعلیق به حالت اجرایی درآید هرچند به نظر می رسد امکان اجرایی شدن مجدد آن در درازمدت و کوتاه مدت وجود ندارد.
هفته گذشته و در اوج ناآرامی های ناشی از نتایج انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، حجت الاسلام «علی شاهرخی» رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی از حذف مجازات سنگسار، ارتداد و قطع دست در لایحه جدید مجازات اسلامی خبر داد و به ایرنا گفت: «کمیسیون قضایی مجلس در بررسی لایحه مجازات اسلامی به این نتیجه رسیده است که برای رعایت مصلحت نظام، برخی حدود اسلامی از جمله سنگسار در قانون بیان نشود.»
شاهرخی افزود: «اسلام در اجرای برخی حدود از جمله سنگسار، سختگیری کرده و شرایطی را تعیین کرده است که اثبات آن به ندرت اتفاق می افتد؛ از این رو اعضای کمیسیون قضایی و حقوقی به این نتیجه رسیدند که ضرورتی به ذکر برخی حدود در قانون نیست. در این لایحه همچنین آمده است که درباره آنچه از حدود الهی بیان نشده، باید به منابع معتبر اسلامی مراجعه شود.»
شاهرخی، دیگر حدودی که در لایحه مجازات اسلامی مطرح نشده است را «ارتداد و قطع ید» بیان کرد.
بهمن کشاورز در همین زمینه به روزنامه «سرمایه» گفت: «برای روشن شدن نسبت حدود الهی چون سنگسار، با قوانین جزایی ایران، باید پنج مورد را توضیح داد: اول و قبل از هر چیز باید گفت که حدود الهی به طور کلی قابل تعطیل نیست و رجم نیز که بنا به برخی از اقوال ك که گمان می کنم غلبه داشته باشدك داخل در حدود است. هرچند که نظر به نیامدن آن در قرآن مجید برخی در این مورد تامل دارند. قانونگذار ایران، بر همین مبنا از اولین دوره قانونگذاری تا کنون رجم را داخل در مجازات ها آورده است. اینکه چند مورد این مجازات تا کنون اجرا شده، بحث اجرایی و موضوعی است. همچنین وارد این بحث نمی شویم که تحقق موجبات صدور مجازات رجم منوط و موکول به جمع شدن شرایطی است که عملاً تحقق آن را چیزی در حد محال می نمایاند.»
این حقوقدان برجسته افزود: «به طور خلاصه عرض می کنم در این مورد تعیین مجازات یا باید بر مبنای اقرار متهم باشد و آن هم با شرایطی که فعلاً امکان تحقق آن تقریباً وجود ندارد و یا بر مبنای شهادت که شرایط تحقق آن نیز به نوعی تعلیق به محال شده است و تنها می ماند علم قاضی که با توجه به اینکه شرایط تحقق زنای موجب رجم چنان است که گمان می کنم کمتر کسی حاضر باشد بدون مشاهده و ملاحظه با علم خود به وقوع آن قائل شود، در عمل موجبات صدور حکم کمتر تحقق می یابد.»
او سپس نتیجه گیری کرد: «این مقدمات مطرح شد تا نتیجه گیری کنیم که مشخص شود در صورت اتخاذ تدبیری که مجازات رجم را عملاً محدود کند، نمی توان گفت حدود الهی به طور فاحشی تعطیل شده است.»
این کارشناس برجسته حقوق مجازات ایران، همچنین به ضرورت حضور پیامبران معصوم برای اجرای حدود الهی اشاره کرد و گفت: «دوم اینکه برخی فقها معتقدند حدود الهی صرفاً در زمان حضور معصوم علیه السلام باید اجرا شود و نیز باید توجه کرد که به این ترتیب اجرای حدود منوط به ظهور حضرتش خواهد بود.»
این حقوقدان می افزاید: «سوم اینکه باید توجه داشت بنا به استناد مواردی چون دارالحرب که اجرای حد الهی متوقف می شود، وجوب اجرای حدود الهی نیز مطلق نیست.»
او به دشواری اجرای سنگسار به عنوان حد الهی اشاره می کند و می گوید: «چهارمین نکته این است که خداوند به عنوان صاحب حق، در بیشتر موارد کمتر از بندگانش به استیفای حقوق فرد اصرار دارد. به همین علت نیز شرایط تحقق حدود از جانب او چنان دشوار تعیین شده است که تحقق آن در عالم واقع و خارج بعید به نظر می رسد.»
بهمن کشاورز در نتیجه گیری نهایی خود می گوید: «پنجم اینکه با این مقدمات می توان به این نتیجه رسید که هرگاه مصالح جامعه اسلامی به ویژه در شرایطی که به طور اعتباری در حال معارضه با عالم خارج باشد و قضاوت جهانی برای این جامعه اهمیت داشته باشد و در سطح داخلی نیز اجرای مجازاتی باعث تشنج در افکار و اذهان مردم بشود، حکومت می تواند بنا به مصالح اجرای این مجازات یا سایر حدود را معلق کند بدون آنکه آن را تعطیل کرده باشد. بدیهی است اجرای مجازات هایی از این گونه فقط در حالی قابل اعاده است که شرایط و مقتضیاتی که گفتیم در جهت قابل قبول شدن اجرای آن تغییر کرده باشد که گمان نمی رود چنین تغییر شرایطی را نه در میان مدت و نه در درازمدت، بتوانیم شاهد باشیم.»
روزنامه سرمایه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فیگارو: جنگ ابزارهای خوفناک سرکوبی در ایران
سایت فرهنگ ایران

نوشته ی جورج مال - برگردان از دکتر نیما فرمین

****
از ده روز پیش تاکنون، صدها تن پنهانی دستگیر شده اند. رژیم با امکانات گسترده یی که دارد، در زمین، از هوا ، با باتوم و یا گاز اشگ آور، با ماشین های آب پاش و با فشنگ های واقعی ، با گستاخی تظاهرکنندگان را سرکوب کرده ، و رهبران سیاسی را مرعوب نموده، و خبرنگاران ویژه خارجی را که به ایران آمده اند، ناگزیر به ترک ایران کرد. خامنه یی در سخنرانی روز آدینه به تظاهرکنندگان دستور داد، به اعتراض خود پایان دهند، یکان های ضدشورش آزادی عمل پیدا کردند. یکی از دیپلمات های عرب در تهران می گوید، در رژیم ملایان بیلان کشتار مردم، ولو آن که بسیار زیاد باشد، امری پذیرفته شده است، و از آن ترسی ندارند. وی می افزاید، در یک رژیم خون آشام سرکوبی بخشی از اقتدارات دولت است. در رویارویی با مردم، گروه های ضد اغتشاشات، با همکاری نیرو های انتظامی، بسیجی ، پاسداران و عوامل ناشناس انجام می شود. هنگامی که تجمع مردم با باتوم در هم شکسته می شود، و مردم ناگزیر به کوچه های نزدیک فرار می کنند، موتورسوار ها به مردم هجوم می آورند. بسیجی ها با موتور هایشان به جستجو می پردازند، در این کار آن ها به تنهایی عمل نمی کنند. از سوی هلیکوپتر های سفید و آبی نیروهای انتظامی ، که در بالای سر آن ها پرواز می کنند،راهنمایی می شوند. یک کارشناس یادآور می شود، بدین ترتیب هلیکوپترها به فوریت از آنچه در کوچه ها می گذرد آگاه می شوند. دوشنبه گذشته، مامورین شهرداری تهران شمار تظاهرکنندگان را 3 میلیون برآورد کرده اند. از سقوط شاه در سال 1979تا کنون، چنین تظاهرات گسترده یی دیده نشده است. برخی یادآورشده اند، که چند ساعت پس از این تظاهرات پنج تن دانشجو؛ سه پسر و دو دختر، با انتقام جویی از این تظاهرات در خوابگاه دانشگاه تهران، وحشیانه به قتل می رسند. برای جبران خسارت به خانواده های آنان معادل 240 یورو، پرداخت شده است. این چند جوان از روی نشانی های داده شده، و دوربین های نصب شده در خیابان های شهر شناسایی شده و لو رفته اند.

دشنه ها

بسیجی ها از روی کلاه مخصوص و ریشی که چندین روز کوتاه نشده، به آسانی باز شناخته می شوند. در میان تطاهرکنندگان، عده یی با دشنه مردم را به وحشت می آورند. شاهدان می نویسند، در بلوارفاطمی ، در نزدیکی میدان آزادی، که دوهزار تن شعار می دادند، این دشنه به دستان به یک دختر یورش آوردند. که با سر رسیدن نزدیک به دو هزار تظاهر کننده ، دو بسیجی از آن جا دور می شوند، یکی از این دو بسیجی ، سر خود را در باندی پوشانده بود. دولت از این وقایع سخنی به میان نمی آورد. در میان نیروهای انتظامی تلفاتی نیز وجود دارد.
در چند ماه گذشته، با استفاده از نزدیکی به بازارسیاه، اسلحه افغانی وعراقی، خانواده ها بیش از پیش مسلح شده اند. پس از یک هفته ازآغاز تظاهرات، یکان های سپاه پاسداران در همه جای شهر جای گرفته اند. حضورسپاهیان در روز ها زیاد به نظر نمی آید ، ولی در شب هنگام، دربرخی از محله های شمال شهرکه محل تظاهرات است، به محاصره پاسداران درمی آید، و از ساعت9 شب ، پست های کنترل زیادی برپا می کنند. به محض این که گروهی از جوانان با فریاد، خشم خود را بازگو می کنند، پاسداران شدیدا آنان را مورد ایراد ضرب قرار می دهند. به گواهی یکی از ساکنین محله ولی عصر در تهران ، پاره یی از پاسداران به بیمارستان می روند، و جراحان را از کار های درمانی برای نجات زخمی شدگان، باز می دارند. در این کار های پست، آنان از پشتیبانی مامورین وزارت اطلات و امنیت رژیم، که برای جلوگیری از سر دادن شعار الله اکبر از شوی مردم آمده اند، نیز برخوردار می شوند. زیرا شبانگاه هزاران جوان در روی پشت بام های خود، شعار الله اکبر سر می دهند.

تیزگوشی وحشتناک رژیم

با وجود آن که در برابر جاه طلبی ها و بلند پروازی های جمهوری اسلامی برای دست یافتن به انرژی اتمی، مجازات های اقتصادی براین رژیم تحمیل شده است، با این حال ملایان توانسته اند، برای گوش کردن گفتگوهای تلفن های همراه مردم، دستگاه های پیشرفته یی از شرکت های آلمانی خریداری کنند. از سرکوبی تا بازداشت ها، مانورهای مرعوب ساختن رهبران سیاسی مخالفین را باید به آن افزود، به همین انگیزه آنان از گفتگو با روزنامه های خارجی خودداری می کنند. دیپلمات دیگری یادآور شده است ، کسانی که بازداشت شده اند، پیش از این که آنان را آزادکنند، به آنان فهمانده می شود ، که باید از پشتیبانی مخالفین دست بردارند. فشار بر روزنامه نگاران خارجی نیز شدت یافته است، دو مامور پلیس به هتلی که روزنامه نگاران در آن سکونت داشتند آمده و این پیام را بازگو کردند. اجازه اقامت شما در نیمه شب به پایان می رسد، در صدد تجدید مدت اقامت خود نباشید. از نیمه شب به بعد اقامت شما غیرقانونی است. هیچ کس امنیت شما را تضمین نمی کند، همه روزنامه نگاران و یا بیشترین آن ها باید تهران را تا پایان هفته ترک کنند. یکشنبه شب، یک روزنامه نگار کانادایی نیوزویک دستگیر شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پس از نوال السعداوی و جون بائز، ژیژک و بسیاری از اساتید برجسته دانشگاهی، نوام چامسکی نیزاز جنبش مدنی مردم ایران حمایت کرد
در هفته اخیر شاهد حمایت متفکران و هنرمندان برجسته دنیا از حرکت های اعتراضی مردم ایران بودیم، از جمله نوال السعداوی فمینیست برجسته مصری و جون بائز، چهره برجسته موسیقی فولک و یکی از فعالان جنبش ضد جنگ و عدم خشونت در آمریکا ، پیتر هالورد، آلبرتو توسکانو، اسلاوی ژیژک، ژاک رانسیر، جورجو آگامبن، النکا زوپانچیچ و اتین بالیبار و.... نوآم چامسکی زبان‌شناس، فیلسوف و استاد دانشگاه ام آی تی که از سرشناس‌ترین فعالان سیاسی جهان به شمار می‌آید نیز طی روزهای گذشته از تظاهرات‌کنندگان ایرانی حمایت کرد. دولت ایران به واسطه‌ی مواضع روشنفکرانه، مستقل و انتقادیی که چامسکی در قبال سیاست‌های دولت آمریکا اتخاذ می‌کند گهگاه از این متفکر نقل قول می‌کند. متن حمایت چامسکی به قرار زیر است:
پیام نوام چامسکی به مردم ایران
نتایج انتخابات حتا ذره‌ای هم معتبر به نظر نمی‌رسد. شجاعت و پایداری تظاهرات‌کنندگان شایان‌توجه، تحسین‌برانگیز و دارای اهمیت تاریخی تام و تمام است. انتخابات باید باطل شود و هرگونه استفاده از زور شدیداً محکوم است.
" نوام چامسکی"
پيام نوال السعداوي نويسنده سرشناس عرب و فمينيست مصري به زنان و مردان ايرانی
پيام کوتاه نوال السعداوي به زنان و مردان ايراني که در خيابان ها تظاهرات مي کنند.
اين انقلاب مردم ايران است عليه ديکتاتورهاي داخلي و خارجي و عليه استثمار، انقلابي عليه قدرت هاي محلي و جهاني، قدرت هاي سياسي، اقتصادي و مذهبي. زنان و مردان ايراني، پير و جوان، عليه سرکوب، نابرابري، بي عدالتي و سلطه مي رزمند.
اين صداي مردم ايران است. صدايي که به روشني در سراسر دنيا طنين انداخته و شنيده مي شود. هيچ قدرتي نمي تواند آنها را ازرسيدن به اهدافشان بازدارد. هيچ قدرتي نمي تواند خون آنها را پايمال کند.
"نوال السعداوي"

پیام جون بائز به مردم ایران
جهان با دیدن شما به قدرت رفتار غیر خشونت آمیز پی برد. زمانی که با آرامش در مقابل ترس نشسته بودبد، ما صدای غرش شما را از میان سکوتتان شنیدیم و آن را در چشمانتان دیدیم. شجاعت شما ما را تحت تاثیر قرار داده است و فداکاری تان الهامبخش مان است.من از اینکه زنده ام تا شاهد این جنبش باشم، احساس خوشبختی می کنم. دعا ها، عشق و حمایتم را بسویتان می فرستم.
"جون بائز"

***
جوان بائزدر ویدیویی آهنگ "ما پیروز خواهیم شد" را به دو زبان فارسی و انگلیسی خوانده است. "ما پیروز خواهیم شد" یکی از قطعاتی است که بائز در فستیوال موسیقی وودستاک سال 1969 اجرا کرده بود.
در پی ناآرامی های اخیر پس از انتخابات در ایران، جوان بائز در وب سایت رسمی خود پیامی برای مردم ایران فرستاده است. در این وب سایت نوشته شده که جوان بائز مانند همه مردم جهان اخبار وقایع اخیر در ایران را دنبال کرده است. او در این پیام خطاب به مردم ایران می گوید: "دنیا از طریق شما به قدرت عدم خشونت پی برده است. هنگامی که شما مسالمت جویانه در مقابل خشونت قرار می گیرید ما صدای نیروی عدم خشونت را در غرش سکوت شما می شنویم و در چشمانتان می بینیم. ما تحت تاثیر شجاعت شما قرار گرفته ایم و از فداکاری های شما الهام گرفته ایم."
جوان بائز ابراز خوشحالی کرده است که زنده مانده تا شاهد این جنبش باشد.
این ویدئوی پراحساس او را در زیر مشاهده کنید:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکشنبه: 7/4/1388
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

انتقال نبرد از فضای خیابان به فضای اینترنتی
ساعتی قبل (مقارن ساعت 4:30 بامداد - امروز یکشنبه به وقت تهران) خبرگزاری آسوشیتد پرس گزارش داد در حالی که مقام های جمهوری اسلامی در خیابان ها تظاهرات اعتراضی را درهم کوبیده اند، نبرد در فضای اینترنتی جریان دارد. بنا بر این گزارش، گروه "هکتیویست" ها یا "فعالان هکر" که خواستار آزادی های اینترنتی اند، می گویند در مقابله بافیلتر شدن وب لاگ ها، سایت های خبری و غیره، توسط دولت، آنان نیز به مقابله با سایت های رهبران ایران رفته اند. به گزارش اسوشیتد پرس دو خبرگزاری جمهوری اسلامی یعنی"ایرنا، و فارس" هم اکنون غیرقابل دسترس شده اند. اما سایت های رسمی دیگر مانند سایت رهبر جمهوری اسلامی(سیدعلی گدا) هنوز باز است.
این در حالی ست که اریک ریموند، یکی از موسسان جنبش آزادی منابع، سایتی با نام "ندانت" ایجاد کرده است. این سایت به یاد " ندا آقا سلطان" 27 ساله نام گذاری شده است. همچنین سایت دیگری با نام فریدوم ساکر، یا "مکنده آزادی"، هشت سایت دولتی ایرانی از جمله وبلاگ احمدی نژاد را نشان می دهد که تحت حمله دائمی قرار دارند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

احیای تلاش ها برای تحریم صادرات بنزین به ایران
بحران انتخاباتی ایران تلاش برخی از اعضای کنگره آمریکا را برای تحریم واردات بنزین ایران احیا کرده است.
کمیته بودجه مجلس نمایندگان کنگره هنگام تصویب طرح بودجه سالانه وزارت امور خارجه آمریکا، یک ماده الحاقی به این طرح ضمیمه کرده است که اعطای وام و اعتبار به شرکت های خارجی تامین کننده بنزین ایران را منع می کند.
بر اساس برخی از برآوردها، ایران حدود ۴۰ درصد از بنزین مورد نیاز خود را از خارج وارد می کند.
به گفته مارک کرک، عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا، یکی از صادرکنندگان اصلی بنزین به ایران یعنی شرکت هندی ریلاینس، هدف اصلی این الحاقیه است.
بخش اعظم بنزین وارداتی ایران توسط شرکت ریلاینس، شرکت فرانسوی توتال، شرکت های سوییسی ویتول و گلنکور و شرکت بریتانیایی بریتیش پترولیوم تامین می شود.
شرکت بیمه لویدز لندن بیمه کننده بیشتر محموله های بنزین صادراتی به ایران است.
مارک کرک که الحاقیه یادشده را تهیه کرده است می گوید، “بانک صادرات و واردات آمریکا” در سال های گذشته وام هایی را به ارزش تقریبی ۹۰۰ میلیون دلار در اختیار شرکت ریلاینس قرار داده است.
او درصدد جلوگیری از تکرار اعطای وام های مشابه ای به شرکت ریلاینس در سال مالی ۲۰۱۰ که در ماه اکتبر امسال آغاز خواهد شد است.
اما برخی از اعضای دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا مانند جیمز موران، نمانیده ایالت ویرجینیا، با اعمال محدودیت های مالی علیه تامین کنندگان بنزین ایران مخالفند و آن را دخالت در امور داخلی ایران دانسته اند.
مجلس نمایندگان آمریکا به زودی طرح بودجه سالانه وزارت امور خارجه آمریکا که شامل الحاقیه وضع محدودیت ها علیه شرکت های تامین کننده بنزین ایران است را بررسی خواهد کرد و احتمال رد این الحاقیه هنوز وجود دارد.
مقام های دولت ایران بارها تاکید کرده اند که برای مقابله با هرگونه تحریم بنزین وارداتی به این کشور آماده اند و چنین تحریمی شکست خواهد خورد.

طرح تحریم بنزین
تلاش اصلی در کنگره آمریکا برای تحریم بنزین وارداتی ایران از ماه آوریل امسال آغاز شد.
مجالس سنا و نمایندگان کنگره در اواخر ماه آوریل طرح تحریم واردات مواد نفتی پالایش شده از جمله بنزین و گازوئیل ایران را تدوین کردند. این طرح به اختصار "ایرپسا" نام دارد.
در صورت تصویب و اجرای این طرح، شرکت های تامین کننده نفت و گازوئیل ایران دسترسی به بازار آمریکا را از دست خواهند داد، مگر آن که ارتباط خود با ایران را قطع کنند.
طرح "ایرپسا" بنابر تصمیم مقام های ارشد حزب دموکرات که کنترل کنگره را در دست دارند، در عمل وارد پروسه قانونگذاری نشده است.
هاورد برمان، رئیس دموکرات کمیته امور خارجه مجلس نمایندگان، در آن زمان تاکید کرده بود که به دلیل حمایت از استراتژی کاخ سفید برای مذاکره مستقیم با ایران، قصد ندارد آن طرح را در "آینده نزدیک" به تصویب برساند.
ولی در پی برخوردهای خشونت بار دولت ایران با مردم معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، به نظر می رسد که دولت آمریکا در استراتژی مذاکره مستقیم با ایران تجدید نظر کند.
موضع اوباماباراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، روز جمعه (۲۶ ژوئن) اعلام کرد که برخورد به گفته او خشن دولت ایران با مردم معترض بر تلاش او برای گفتگوی مستقیم با ایران تاثیر خواهد گذاشت. او جزئیاتی در این خصوص ارائه نکرد.
بسیاری از چهره های محافظه کار در واشنگتن واکنش های اولیه آقای اوباما به ناآرامی ها در ایران را ضعیف دانسته اند و از آن انتقاد کرده اند.
سه سناتور آمریکایی از جمله سناتور جمهوریخواه جان مک کین، هم اکنون درصدد تدوین طرحی برای آن چه آن ها مبارزه با سانسور خبری و افزایش دسترسی ایرانی ها به اطلاعات خوانده اند، هستند.
سناتور مک کین نتیجه انتخابات ایران را غیرمشروع خوانده و خواهان ابطال آن است، موضع تندی که هنوز باراک اوباما آن را بیان نکرده است.
با این همه، فشار بر رئیس جمهوری آمریکا برای تجدید نظر اساسی در سیاستش در قبال ایران نه فقط از سوی جناح محافظه کار بلکه از سوی برخی از محافل لیبرال و تمایل به چپ در حال افزایش است.
سردبیران روزنامه واشنگتن پست که عمدتا تمایلات لیبرال دارد، روز شنبه (۲۷ ژوئن) با انتشار مقاله ای برای اولین بار موضوع " تغییر رژیم" در ایران را مطرح کرده اند و این گزینه را " واقع گرایانه" خوانده اند.
این موضوع جنجالی پیشتر توسط محافل محافظه کار به ویژه نومحافظه کاران در واشنگتن مطرح می شد.
به نوشته سردبیران واشنگتن پست: “تنها راه ممکن به سمت پایان خطر ایران آن چیزیست که مردم معترض خواسته اند: " تغییر رژیم."
ناظران بعید می دانند که تمام معترضین به نتیجه انتخابات ایران خواهان تغییر حکومت ایران باشند. از سوی دیگر، دولت باراک اوباما تاکنون بر رویکرد دیپلماتیک در برابر دولت ایران تاکید داشته، اما صراحتا گزینه نظامی را هم رد نکرده است.
به گفته باراک اوباما، مذاکرات بین المللی با دولت ایران در چهارچوب گروه "پنج به علاوه یک" ادامه خواهد یافت. دولت آقای اوباما پیشتر هشدار داده بود که در صورت شکست مذاکرات اتمی، ایران با تحریم های فلج کننده روبرو خواهد شد.
دولت ایران تاکید دارد که فشارهای آمریکا و تحریم های بین المللی بر سیاست اتمی این کشور اثری ندارد.

کامبیز فتاحی (بی- بی - سی)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گور خود را می کنید!

وبلاگ زیتون

اولش مردم راضی بودند به عوض شدن رئیس جمهور. با امید به عوض شدن شرایط رفتیم رإی دادیم.بعد از تقلب عجولانه و تبریک عجولانه تر رهبر, مردم خیلی محترمانه گفتند ما قبول نداریم, آرا باید بازشماری بشود. هنوز راضی بودیم, رهبر باشد, تشخیص مصلحت باشد. شواری نگهبان باشد, به جهنم! حتی آن قانون اساسی کوفتی با هزار اشکال سرجاش باشد. فقط احمدی نژاد نباشد...خودمان سر صندوق ها بودیم خبر داشتیم حدودا هر کس چند رای آورده, پس اعتراض کردیم. تجمع کردیم. هر جا می رفتیم احمدی نژاد هم همانجا تجمع می گذاشت. با وقاحت ما را خس و خاشاک و کثافت خطاب کرد.تجمع ها ادامه پیداکرد. این بار به گفته شهردار سه میلیون نفر در راهپیمایی مسالمت آمیز در تهران شرکت کردند . بدون یک کلمه توهین و فحش. خودشان باورشان نمی شد و باچشم های گشاد به این منظره نگاه می کردند. آخرش یکیشان تاب نیاورد و تیراندازی کرد.. .در تلویزیون مرتب به مردم معترض اوباش و اغتشاش گر گفته می شد. تحلیل گرانی آمدند و هر چه مزخرف و دروغ از دهنشان بیرون آمد گفتند و برایمان خط و نشان کشیدند. عصبانی تر شدیم.موبایل و اس ام اس و یاهو و فیس بوک و... به رویمان بستند روی تلویزیون های ماهواره ای پارازیرت انداختند. متحد تر شدیم.شب ها روی پشت بام دروغ گویی و دیکتاتوری این ها را فریاد زدیم. و مجبور شدیم(علی رغم لاییک بودن بعضی هایمان) از ظلم و جور شان به خدایی که ادعا داشتند می پرستندش و از او می ترسیدند پناه ببریم و الله اکبر بگوییم...برای گرفتن حقمان هر روز به خیابان رفتیم. با وقاحت گفتند اینها عامل بیگانه اند. از اوباما و سارکوزی و براون دستور می گیرند. بمب گذار و مجاهد تقلبی تراشیدند و به تلویزیون آوردند. مکالمه تلفنی تقلبی پخش کردند که مثلا زنی از انگلیس رهبری جنبش را در دست دارد.هرچه دروغ گفتند و سعی کردند از هم جدایمان کنند متحدتر شدیم و عزممان برای گرفتن حقمان جزم تر شد. دیگر نمی توانستیم در خانه بمانیم. بهمان توهین شده بود. هر روز با همدیگر در خیابان قرار می گذاشتیم.اما هر روز بدون دلیل مردم را به خاک و خون کشاندند. بیش از ده نوع نیروی ویژه مثل سگ هار به جان مردم انداختند.راهپیمایی بزرگتری را تدارک دیدیم.خیلی از روزنامه نگارها, وبلاگ نویس ها و روشنفکران شچاعی که فکر می کردند رهبری جنبش در دست آنهاست دستگیر کردند و طبق خبرها چند نفرشان هنوز زیر وحشیانه ترین شکنجه ها قرار دارند.رهبر در نماز جمعه آمد به جای میانجی گری , اعتقادمان را به سخره گرفت. و با آوردن کل سپاهش از سراسر ایران خواست ارعابمان کند.فهمیدیم ارتش 20 میلیونی بسیج که قرار بود از منافع ملت دفاع کند برای رویارویی با مردم تربیت شده اند.رئیس نیروی انتظامی با دماغ سفیدشده از شدت ترس آمد تلویزیون برایمان خط و نشان کشید که هر کس فردا به خیابان بیاید جانش پای خودش است.کسانی که تا به حال ملتفت نشده بودند که خیابان ها هم مثل تمام ثروت این مملکت ارث پدری ایشان است و ابراز اعتراض در آن قدغن است حالیشان شد.خیلی هامان وصیت نامه نوشتند. خیلی هامان باورمان نمیشد رژیمی که با راهپیمایی میلیونی مردم آمده و سوار شده, بیاید روی همان مردم آتش بگشاید.دیروز گاز اشک آور و اسید و گلوله و باتوم بود که و حشیانه بر سر و روی مردم فرود می آمد. در بیمارستان ها و درمانگاه ها هم در امان نبودیم. خیلی ها به توصیه دکترها مجبور شدند با اسم دروغین و بدون استفاده از دفترچه بیمه از شکستگی های دست و پایشان عکس بگیرند و یا بخیه شوند. تا تحت تعقیب قرار نگیرند.چه جوان هایی را سوار وانت و کامیون کردند و تا می خوردند با باتوم زدنشان و چون در زندان دیگر جایی نداشتند با لگد از ماشین به پایین پرتشان کردند.به زن حامله و پیرزن و پیرمرد هم رحم نکردند.چشم ها همه از گاز اشک آور سرخ بود.بهترین صحنه ها همکاری مردم و باز گذاشتن درهای خانه به روی معترضین وبدترین صحنه دیدن پیکر دختر زیبای ایران, ندا در فیلم بود که اشک به چشمان همه مان آورد...امشب الله اکبرها سوز دیگر داشت. شعار مرگ بر دیکتاتور شدت بیشتری داشت. خیلی ها بعد از الله اکبر مرگ بر رهبر هم اضافه کرده بودند... و ندا جان, ندا جان راهت ادامه دارد...دیگر مردم فقط به عوض شدن رئیس جمهور راضی نیستند. دیگر رهبر و بقیه بالایی ها را نمی خواهند.همه احساس انزجار و نفرت داریم از حکومتی که به روی مردم پاک کشور گلوله می ریزد.

تا آخرش با هم می مانیم. چون "اینان هراسشان ز یگانگی ماست."

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فیگارو: بوی انقلاب، نا امیدی بازاریان
سایت فرهنگ ایران

نوشته ی ژرژ مالبرونو، روزنامه نگار فیگارو در ایران

برگردان از دکتر نیما فرمین

**

بازاریان ایرانی روی پیروزی اصلاح طلبان حساب می کردند، و امیدوار بودند، مجازات های بین المللی، که کشور را با دشواری هایی روبرو کرده است، برداشته شود.علی یکی از بازاریان، همه چیز برای خوشبخت زیستن دارد. او محموله هایی از تابلو های الکتریکی برای انتخابات رئیس جمهوری به ایران وارد کرده است، و بسیار سودبخش بوده است، این بازرگان جوان و فعال ایرانی سالیان دراز، همه جهان را برای یافتن فرآورده های جدید زیر پا گذاشته است .در این انتخابات، میر حسین موسوی کاندیدای اصلاح طلبان که مورد علاقه او است، انتخاب نشده است. « کسی که دست کم کار بازرگانی را می شناسد» وی طرفدار اقتصاد آزاد است ، پدرش بازاری است و قبلا با او دیداری داشته است.مانند بسیاری از بازرگانان و صاحبان صنایع، امیدوار بوده است، که موسوی برگزیده شود، تا بتواند ایران را از محاصره اقتصادی وتنگنای کنونی بیرون آورد، زیرا در وضع موجود به بازرگانان این کشور آسیب می رساند. علی افسوس می خورد که با بودن احمدی نژاد بانک های خارجی برای تامین هزینه ها ی خرید، و وارد کردن کالا های بازرگانی، به بازرگانان ایرانی اعتبار لازم را نمی دهند، و به این علت بیلان کارش کاهش یافته است.علی امیدوار بوده، که رئیس جمهور جدید بتواند، مجازات های بین المللی را که به واسطه برنامه انرژی هسته یی بر ایران تحمیل شده است، از میان بردارد. زیرا این مجازات ها باعث افزایش قیمت ها شده، که مصرف کنندگان باید آن را بپردازند. علی با تلخکامی می افزاید، چگونه احمدی نژاد ادعا می کند، که با مردم وبویژه طبقه فقیر و کم درآمد نزدیک است!، در حالی که بواسطه اشتباهات او است، که این مردم ناگزیرند، برای خرید نیازمندی های خود بهای زیادی رابپردازند.علی زیاده گویی رئیس جمهور بنیادگرای افراطی را نسبت به اسرائیل تائید نمی کند. زیرا نباید با شعار، اسرائیل باید از نقشه جهان برداشته شود، مردم را برانگیزد، بر عکس باید کاری کرد که آرامش برقرار شود. از سوی دیگر امروز دیگر سرمایه گذاران بین المللی برای سرمایه گذاری به ایران نمی آیند. در حالی که با داشتن نفت، گاز و طبقه مهم بازاریان ، کارهای بسیاری است، که باید انجام شود.
بوی انقلاب

علی هر روز، و ساعت به ساعت، رویارویی خطرناک جوانان تظاهرکننده و نیروی سرکوبگر رژیم را زیر نظردارد، تا آنجا که گاهی از دفتر کارش بیرون می رود، و از حملات سرکوبگران به جوانان عکس می گیرد.علی با دوره ی پیش از انقلاب سال 1979نیز آشنایی دارد، زیرا در آن زمان شانزده ساله بوده است. او می افزاید، شب هنگام که همسایه ها، و صدها ایرانی دیگر دربام های خانه خود شعار الله اکبر سرمی دهند، من بوی انقلاب را احساس می کنم.به وارونه سرکوبی شدید تظاهرکنندگان مخالف رژیم، نا رضایی ها پایان نمی گیرد، حتی اگر موسوی از جوانان بخواهد، از اعتراض خود دست بردارند، آن را نمی پذیرند. اکنون بسیاری تاسف می خورند، که چرا او جوانان را به آرامش فراخوانده است. علی پیش بینی می کند هرچه نارضایتی ها ادامه پیدا کند، راه برگشت دشوارتر می گردد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در سکوت زندان اوین چه می گذرد؟
گزارشگران بدون مرز: از زندان‌های ایران خبری به بیرون نمی‌رسد. هر روز خانواده های زندانیان در برابر زندان صف می‌کشند، تا خبری از عزیزان خود بدست آوردند، این جستجوی ناامیدانه در سراسر کشور تکرار می شود. لیست چند صد نفری ( بیش از ٧٠٠ نفر) که در برابر زندان اوین به دیوار زده شده است، که بدون شک کامل نیست. تقاضای ملاقات خانواده‌ها از سوی مسئولان قضایی رد می‌شود. درهای زندان بسته است.
خانواده‌های روزنامه نگاران و وب‌نگاران بازداشت شده از اوین به دادگستری و از دادگستری به اوین کشانده می‌شوند تا در آخر بشنوند " اینجا نیست بروید تا خبرتان می‌کنیم"
" خانواده های صدها زندانی در زندان اوین حق دارند عزیزان خود را ملاقات و از علت بازداشت آنها مطلع شوند. خطر به ويژه زندانیان بند ٢٠٩ را تهدید می‌کند. ما از مقامات مسئول می‌خواهیم اجازه دهند تا نمایندگان رسانه‌های مستقل و سازمان های مدافع حقوق بشر از این زندان و این بند بازدید کنند.
" گزارشگران بدون مرز گزارشات متعددی از شکنجه کردن بازداشت شدگان دریافت کرده است. پاسداران و نمایندگان سعید مرتضوی دادستان انقلاب تهران با برخی از روزنامه نگاران و وب‌نگاران زندانی رفتار خشونت‌آمیز دارند.
گزارشگران بدون مرز در روز جهانی مبارزه با شکنجه از جامعه جهانی می‌خواهد همه‌ی توان خود را برای شکستن سکوت در باره زندانیان عقیدتی اوین بکار گیرند. امروز زندان اوین همچون استادیوم ورزشی سانتیگو شیلی در بعد از کودتای ١٩٧٥ پینوشه، به زندانی خونین که خودسری در آن حکومت می کند تبدیل شده است. "

گزارشگران بدون مرز در گذشته بارها از موارد شکنجه در این زندان گزارش داده است. زهرا کاظمی عکاس خبرنگار ایرانی کانادایی در همین زندان در اثر شکنجه به قتل رسید و مرگ مشکوک امیدرضا میرصیافی وبلاگ نویس نیز در همین زندان روی داد.
رکسانا صابری که اخیرا از همین زندان و بند ٢٠٩ آزاد شده است گفته است" من نگران همه آنهایی هستم که در آنجا زندانی شده اند، فکر می‌کنم آنها در شرایطی بسیار دشوارتر از من قرار دارند. برخی از آنها احتمالا شکنجه جسمی می‌شوند."
گزارشگران بدون مرز از دستگیری عکاس خبرنگار مهدی زابلی همکار روزنامه همشهری در تاریخ ٣٠ خرداد ماه مطلع شده است. این خبرنگار که از ناحیه سر زخمی شده بود، از بیمارستان به زندان اوین منتقل شده است.
دو روزنامه نگار دیگر بوشهری امان اله شجاعی و ماشااله حیدرزاده در تاریخ ٤ تیر ماه شده بود، با سپردن وثیقه سنگین از زندان آزاد شدند. گزارشکران بدون مرز از تاریخ ٣٠ خرداد از رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران همچون ده‌ها روزنامه نگار دیگر بی اطلاع است.
جمهوری اسلامی ایران امروز با ٣٣ روزنامه نگار زندانی، بزرگترین زندان روزنامه نگاران در جهان است.
اسامی روزنامه نگاران دستگیر شده از تاریخ ٢٣ خرداد ١٣٨٨
تهران : عبدالرضا تاجیک، مهسا امرآبادی، احمد زیدآبادی ،کیوان صمیمی بهبهانی،بهزاد باشو، سید خلیل میراشرفی، سمیه توحیدلو ،محمد عطریانفر، سعید حجاریان،محمد علی ابطحی،سعید لیلاز، محمد قوچانی، علی مزروعی، ژیلا بنی یعقوب ،بهمن احمدی امویی، مصطفی قوانلو قاجار، مازیار بهاری،ایاسون آتهاناسیادیس. علیرضا بهشتی پور شیرازی، مهدی زابلی. و ٢٥ نفر از کارکنان روزنامه کلمه سبز.
مشهد : روح اله شهوار
رشت : مجتبا میرمحسن
کرج : فریبرز سروش

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکشنبه: 7/4/1388 (ساعت: 2:00 بامداد)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یاران همزمان با درنوردیده شدن ابعاد خیزش انقلابی ما در تمامی جهان، آوا و فریاد اعتراض ما به بیعدالتی ملایان بی شرافت و دزد و دروغگو و بی هویت؛ مرزها و دیوارهای کشیده شده گرداگرد میهن ما و هم میهن ما را بر سر "رژیم ولایت وقیح و اوباشان آنان" خراب کرد و جهانیان را متوجه این حقیقت عریان ساخت که:
ایرانیان آن قوم "بَدَوی" و بیابانگرد و عقب مانده که ما تصور می کردیم نیستند. اینان ملتی قوی و با ارده اند که برای بدست آوردن آنچه که حق آنان است از جان مایه نهاده و خون خویش را برخاک میهن نثار می سازند.
در واکنش به این برداشت جدید، که باعث اعاده حیثیتی گردید که ملایان غاصب و اشغالگر؛ از ایران و ایرانی برباد داده بودند، اینک تمامی مردم در چهارسوی دنیا، برای جانباختگان ما "یادمان" بر گزار می کنند، بالون به آسمان رها می کنند، ویدئو کلیپ و موزیک با عکس هائی از قیام دو هفته اخیر ما می سازند و نقاشان و هنرمندان "پرتره"هائی بس زیبا ساخته و با افتخار در دنیا انتشار میدهند تا همبستگی و همدردی خویش را با ایران و ایرانی به سمع و نظر همگان برسانند. به چند نمونه زیر توجه نمائید:
**
پرتره ای از آخرین نگاه " ندا" مظهر قیام و جنبش نوین ایرانزمین.

نقاشی زیبائی درباره ارسال خبرهای ایران به چهار سوی جهان فقط به کمک تلفن های موبایل و پیامک.

مقایسه نمودن شیرزنان انقلابی ایران با "مجسمه" آزادی در نیویورک که نمادی از استقلال و آزادی آمریکاست.

نمادی از اتحاد و همبستگی (مشت گره کرده) و جانباختگانی که برای اتحاد خون خویش را هدیه کردند (گل های گرداگرد مشت گره کرده).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکشنبه: 7/4/1388 ( ساعت 00:50 بامداد )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حمله بی سابقه حامیان احمدی نژاد به شجریان

پس از آنکه محمدرضا شجریان در اعتراض به گفته های محمود احمدی نژاد مبنی بر اینکه معترضان به نتیجه انتخابات مشتی خس و خاشاک هستند، از صدا و سیما خواست آهنگ هاو سرودهای وی را پخش نکنند، "سایت انصار نیوز" ضمن نوشته ای،علاوه بر آن که شخصیت هنری استاد شجریان رابا الفاظی رکیک مورد حمله قرار داد، به کل جامعه هنری کشور نیز به شکل بی سابقه ای توهین کرد.
این اقدام کم سابقه (که از متن نوشته مشخص است چند ساعت پیش نوشته شده، اما دقایقی قبل انتشار یافته) در حالی از سوی یکی از سایت های حامی دولت و اقتدارگرایان سر می زند که در پی اعتراضات گسترده مردمی به نتیجه انتخابات، اکثریت جامعه هنری ایران به اقدامات دولت به صورتی گسترده اعتراض کردند.
محمد رضا شجریان هفته گذشته در اعتراض به سرکوب های اخیر ابتدا در نامه ای خطاب به عزت الله ضرغامی از وی خواست آهنگ ها و سرودهای وی را از صدا و سیما جمهوری اسلامی پخش نکند؛ وی سپس ضمن لغو تمامی کنسرت های داخلی خود، در مصاحبه ای با شبکه فارسی بی بی سی با اعلام حمایت از اعتراضات مشروع و قانونی مردم به نتیجه انتخابات،و میرحسین موسوی به عنوان کاندیدای مورد حمایت خود، با مردم و به ویژه با خانواده های کشته شدگان اخیر ابراز همدردی کرد.
به دنبال این موضغ گیری،حامیان دولت کودتا وارد عمل شدند و نوک حمله را متوجه هنرمندان کشورکردند.در همین راستا بعد از دستگیری حسین زمان، خواننده سرشناس ایرانی و مهتاب نصیرپور، بازیگر پرسابقه تئاتر، امروز هم انصار نیوز، به استاد شجریان تاخت. متن این نوشته که تحت نام مجهولی آمده در زیر می آید تا معلوم شود حامیان دولت کودتا دارای چه نوع ادبیاتی هستند:
**

"پس از پیام تبریک مقام معظم رهبری برای مشارکت بالای مردم در انتخابات، تکلیف خویش دانستم تا دست به قلم نبرم و برای بهانه ندادن به فتنه‌گران، به سهم خویش کمکی در حفظ آرامش کرده باشم، اما مصاحبه محمدرضا شجریان با بی‌بی‌سی فارسی را که شنیدم طاقت از کف دادم .زمانی او را "استاد" می خواندم، اگر کسی نامش را بدون پیشوند استاد در برابرم می‌برد محترمانه تذکرش می‌دادم که: شجریان نه! استاد شجریان.
سال 74 وقتی در نامه‌یی سرگشاده به دکتر لاریجانی، تقاضای حق و حقوق مادی پخش آثارش را نمود، صرف‌نظر از اینکه انتظارش برای دریافت "مزد حنجره‌اش" از صداوسیما تا چه میزان بجا یا
نابجا بود، نوع ادبیات تبخترآمیز شجریان در آن نامه و سرگشاده بودنش، قلب بسیاری از کسانی که او را از فرهیختگان عالم موسیقی ایران زمین می‌شمردند جریحه‌دار شد،من نیز به عنوان یکی از ارادتمندان این آوازخوان ایرانی از حرکت ناپخته او مکدر شدم، لکن همانند سازمان صداوسیما سعه صدر به خرج دادم و شجریان را صرفا از سرزمین دلم اخراج، ولی صدایش را در گوشم ابقاء کردم و از آن پس "ستاد شجریان" در ذهن و زبان بنده به "شجریان"تنزل یافته و سهم شنیداری صدایش را با دیگر سنتی‌خوانان این کشور یکسان قرار دادم.
البته مبنای قضاوت، تنها آن نامه سرگشاده به لاریجانی نبود، بلکه پیش از آن نیز دیکته شجریان نزد همه کسانی که فراتر از حنجره‌اش سوابق او را داشتند، غلط‌های متعدد داشت، لیکن بزرگواری ملت هنردوست ایران، در همیشه تاریخ، حداکثر گذشت را داشته است، آنهم نسبت به هنرمندانی که علی‌رغم داشتن "دانش هنر"، از "بینش هنری" لازم برخوردار نبوده‌اند .
اینکه کسی با داشتن یک حنجره قوی و مسلط و چهره‌یی زیبا، برای مردم دل‌فریبی کند و یک کاراکتر مهربان و دارای روح لطیف را به خورد یک ملت بدهد، اما با قساوت تمام به عنوان یک شکارچی، منابع طبیعی این ملت را آماج تفنگ و کارد خود قرار دهد یک پارادوکس غیرقابل هضم است .
اینکه یک آوازخوان ماهر، خود را "مردمی" بخواند و در محفل دوستان افاضه فیوضات کند که: "من آروغ هم بزنم این مردم مرا تحسین می‌کنند" نشان از غرور و کبر است، نشان از حقیر شمردن شعور مردم این سرزمین است .
من دشمن کراوات و کراواتی‌ها نیستم، اما اینکه کسی با تاختن بر موسیقی پاپ و سخیف‌شمردن موسیقی غربی، خود را علمدار حفظ "سنت" نشان دهد و همچنان با آویختن زنار[کراوات]بر گردن، خود را دلبسته فرهنگ غربی به‌جا مانده از دوره طاغوت بداند نفاق با مردم است .
نمی‌خواهم وارد زندگی خصوصی شجریان شوم که جناب ایشان از اسلام آنچه را که خوشایندشان است، بر می‌تابد مانند تعدد زوجات و آن قضایای ...
اما چه قدر خوب است که انسان یا زنگی زنگ باشد یا رومی روم، خصوصا کسی كه خود را در ردیف نخبگان یک ملت تصور نماید.
شجریان سی‌سال است که مشخص نیست با نظام جمهوری اسلامی قهر است یا آشتی؟ سی‌سال است که با دست پس می‌زند و با پا پیش.
برای پخش صدایش از آنتن مقدس رسانه نظام عشوه‌های شتری می‌آید اما با امتیازات متعدد آشکار و نهانی که در ادامه مطلب به آن اشاره خواهد شد کاملا آشتی است.
همان سال 74 با "نادیده گرفتن" گستاخی شجریان در نامه سرگشاده‌اش به لاریجانی مخالف بودم و به عنوان یک ایرانی که سهمی از آنتن ملی دارد، معتقد بودم باید همان‌گونه که خودش در نامه‌اش خواسته است، نادیده گرفته شود، اما این‌گونه نشد و نگاه بزرگوارانه دکتر لاریجانی به این موضوع، متاسفانه به تبختر و نخوت این آوازخوان باسابقه، دامن زد و همین شد که، محمدرضا شجریان روی آنتن بی‌بی‌سی با همان حنجره‌یی که برای این ملت "ربنا" خوانده است، در اقدامی خائنانه، سخنان رییس‌جمهور را در "خس و خاشاک" خواندن آشوبگران، به تمسخر و توهین گرفته و خود را تلویحا جزو آشوبگران و فتنه‌گران خیابانی قلمداد کرده و عنوان نمود که در نامه‌یی به ضرغامی درخواست کرده تا صدای "غیرمردمی‌اش" از آنتن صداوسیما پخش نشود. او با این موضع فتنه‌جویانه، به این دروغ دامن زد که منظور احمدی‌نژاد از خس و خاشاک همه 12‌میلیون نفری بوده‌اند که به موسوی رای داده‌اند، و این خیانتی نابخشودنی است. رییس‌جمهوری که در طی چهار سال دولت نهم، بعضا توهین‌های ارسالی مخالفانش را نیز در بخش نظرات وبلاگش در دیدگاه عموم قرار می‌داد .
حتی "اوبامای متغیر" نیز می‌داند که تخریبگران و آشوبگران خیابانی[نه همه ی تجمع‌‌کنندگان سبز] عده‌ای قلیل‌اند که بسیاری از رای‌دهندگان به موسوی نیز از آنها تبری می‌جویند و صدالبته منظور نظر احمدی‌نژاد همان چند صدنفری است که حسابشان با کرام‌الکاتبین است و خس و خاشاکی بیش نیستند.
شجریان در ادبیاتی گستاخانه به رسانه جاسوس بی‌بی‌سی گفت که: "با پخش ترانه‌هایم در این روزها تنم می‌لرزد، مردم در بهت و ماتم فرو رفته‌اند."
او همچنین اضافه کرد که : "من در سال 74 هم گفته‌ام که از پخش صدایم از هیچ‌کدام از آنتن‌های صداوسیما راضی نیستم".
این گفته شیطنت‌آمیز شجریان، سعی در القاء این نکته به آشوبگران سبز داشت که "من از سال 74 سبز بوده‌ام"، تا این چنین سابقه‌‌ي طلب "حنجره مزد" خویش را از رسانه ملی پاک کند.
اینکه شجریان نیز مانند معتمد آریا و دیگر "هنرنمامندان" این سرزمین با موج سبز بوی کباب شنیده‌اند و هر کدام از ظن خویش یار این موج فتنه شده‌اند، امری است علی‌حده، اما اگر کسانی مانند محسن مهملباف بدهی "استاد" شدن‌شان را به این نظام فراموش کرده و در آن‌سوی مرزها زنجیر پاره کرده‌اند را به لقای اینکه پرده از چهره برانداخته‌اند و آن‌روی ... خود را نشان می‌دهند و چیزی برای پنهان کردن نگذاشته‌اند ببخشیم، شما (شجریان) را چه کنیم که سی‌سال است از قبل نازی که جمهوری اسلامی از شما خریده، دکان دونبش گلویتان را تبدیل به یک فروشگاه زنجیره‌ای برای خاندان خود نموده و اکنون سر بزنگاه، نمک به حرامی را علنا به حد اعلی رسانده‌اید؟
خدا را گوه می‌گیرم که هیچ‌کدام از این سخنان را به قصد اسائه ادب نمی‌گویم بلکه حقیقتا واجد آنید.
شما نبودید که حاضر نشدید نامه تسلیت هنرمندان به مناسبت فوت مرحوم حاج سید احمد را امضاء کنید؟ و تنها دلیل اینکار را "وارد نشدن به سیاست" عنوان کردید؟ اکنون چه شده که به ناگاه سیاسی شده‌اید؟ به خیابان می‌روید و در غائله سبز، انگشت پیروزی تکان می‌دهید؟ حقیقتا گفتن تسلیت برای داغدار شدن ملت در غم فقدان یادگار حضرت امام ورود به سیاست بود، اما تعبیری که از "خس و خاشاک خواندن تخریب‌گران خیابانی" توسط رییس‌جمهور نمودید و خود را همپالگی آنان قلمداد فرمودید، ورود نابخردانه به سیاست نیست؟
راستی شما که اکنون برای خس و خاشاک خواندن چند صد نفر خرابکار خیابانی، تمام ملت را مبهوت و ماتم‌زده می‌دانید و داغدار این بهت ملت! هستید، در ماتم از دست‌دادن فرزند امام که ملت شوکه و مصیبت‌زده بودند چگونه توانستید دل ملت را از یک تسلیت خشک و خالی محروم کنید؟ هر چند که تسلیت کسی چون شما برای ملت ، فی‌نفسه ارزش خاصی ندارد، لیکن منظور از این یادآوری، صرفا آشکار کردن نفاق شماست .
جناب شجریان، اگر شما را طبق فرموده رهبرمعظم انقلاب در 14‌خرداد امسال در دسته خائنان فتنه سبز قرار ندهیم ناچاریم شما را در رسته "بسیار غافلان" جای دهیم که در آن صورت، با این همه بینه و برهانی که اظهر من الشمس است تا بفهمید که این توطئه از کجا آب می‌خورد، ناچاریم برای شما پایین‌ترین ضریب هوشی ممکن را قائل شویم.
راستی آیا در نامه‌تان به ضرغامی نوشتید که صدای شازده پسرتان را نیز از آنتن ملی پخش نکنند؟
به راستی این نمک به حرامی نیست که طی دو سال اخیر صدای مخملی همایون‌تان از همین آنتن به مردم شناسانده شد و خدا می‌داند چه میزان زمان و هزینه لازم داشتید تا پیوستن پسرتان به دکان‌تان را به هفتاد میلیون مخاطب اطلاع‌رسانی کنید؟ همایون شما از سال 72 با کاست "یاد ایام" کنار شما تنبک به دست، ظاهر شد و تنها کسانی مانند من که ارتباط تنگاتنگی با صدای شما داشتند این را می‌دانستند، اما صدای نازنین فرزندتان طی دوسال گذشته به واسطه آنتن صداوسیما همه‌گیر شد نه لوح‌های فشرده شرکت دل آواز .
به راستی چرا برای اسپانسر رایگان فرزندتان اعتراضی نداشتید و زبان در کام داشتید؟ چرا؟ چون برایتان عایدی داشت؟ واقعا این رانت بزرگی نیست که هزاران فرزند این ملت با داشتن صدایی خوش و علم خواندن، از چنین مزیتی برخوردار نیستند؟ شاگردان کارگاه آوازتان خیلی خوب این نکته را درک می‌کنند.
ولی بدهکاری شما به رسانه ملی و نظام تنها این نیست.
در بی‌بی‌سی ضجه زدید که مردم بهت زده و ماتم زده هستند و به فرزند راستین ملت[احمدی‌نژاد] تاختید و خود را دلسوز ملت جا زدید، این نشان می‌دهد که شما ذهن و دل پاک و معصوم میلیون‌ها جوان متولد دهه 60 را هدف قرار داده‌اید چرا که با این گفته خویش ثابت کردید از حافظه تاریخی جوان‌هایی که سابقه شما را درزمان جنگ تحمیلی نمی‌دانند هراسی ندارید .
من به همه جوانان 18 تا بیست و پنج سال کشور عزیزمان یادآوری می‌کنم و شهادت می‌دهم که :
هیچ‌کس، در زمانی که دشمن کثیف بعثی شمشیر خود را برای جان و مال و ناموس این ملت از روبسته بود و جوانان رشید این کشور، روی خاک گرم جنوب در خون خویش غوطه‌ور بودند، ندید و نشنید که محمدرضا شجریان به درون جبهه‌ها رفته و دل شیرمردان این مرز و بوم را با صدای خویش گرم کند.
دوستان و یاران هم‌وطن: من نیز چون شما در زمان جنگ شش روزه اعراب و اسراییل هنوز متولد نشده بودم، اما گواه تاریخ، چیزی نیست که من یا شما بتوانیم به راحتی از آن بگذریم و به فرموده قرآن، ما باید با مرور تاریخ برای حال و آینده خود عبرت بگیریم، نکته‌یی که امثال شجریان، تنها و تنها، مدل ماکیاولی آن را ملکه اعمال و رفتار خویش قرار می‌دهند .
همه می‌دانند "ام کلثوم"خواننده زن مصری کیست؟ او در جنگ اعراب و اسراییل برای کمک مالی به جبهه اعراب، "نام خویش" را در بلیط‌های بخت‌آزمایی قرار داد تا هوادارانش به هوای به همسری گرفتن ام‌کلثوم اقدام به خریدن بلیط‌های بخت‌آزمایی نمایند و بدین‌سان یک زن آوازه‌خوان "بینش هنری‌اش" در قیاس کسی مانند شجریان به مراتب بیشتر بود.
متاسفانه سخاوت نظام و رسانه ملی با این فرد، طی سه‌دهه گذشته موجب شده تا امر بر او مشتبه شود که شجریان یعنی همه موسیقی ایران زمین .
جامعه‌شناسی این آوازخوان به اصطلاح مردمی آن قدر پایین است که نمی‌داند، در بستر هجوم انواع موسیقی غربی از راک و جاز گرفته تا پاپ و رپ، ذائقه جوانان در حال فرار از موسیقی سنتی است و امثال شجریان برای دیده شدن و شنیده شدن و ماندگار ماندن صدا و هنرشان سخت نیازمند لطف و همکاری رسانه ملی هستند.
جناب شجریان، شما حقیقتا گمان کرده‌اید که مردم ایران ماه رمضان‌شان سر نمی‌شود، مگر با صدای ربنای شما؟
حقیقتا شرم نمی‌کنید از اینکه سال هاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی با وجود این همه مداح خوش الحان در کشور، فقط و فقط با پخش ربنای شما، برایتان جایگاهی معنوی و محترم به هم زده است؟ و این بزرگ‌ترین بدهی "مادی" و معنوی شما به رسانه ملی ایرانیان است.
اینجانب از رییس غیور رسانه ملی عاجزانه درخواست دارم تا صدا و تصویر شجریان و خاندانش را برای همیشه از آنتن[همانگونه که خودش خواسته است]کنار بگذارد تا زمانی که این آوازخوان فرصت‌طلب به خویش آید و بداند که بیشترین شنوندگان صدایش در همان جمعیت 24‌میلیونی که به احمدی‌نژاد رای دادند هستند، نه کسانی که رنگ سادات را به دم سگ بسته و اکثرشان دیوانه موسیقی ساسی‌مانکنی‌اند، نه "نوا"ی شما.
جناب شجریان فراموش کرده اید که :
اگر "حسین فهمیده" پیکرش را فدای من و شما نمی‌کرد، اگر "همت" جانش را به من و شما هدیه نمی‌نمود، اگر "متوسلیان" لشکر محمد رسول الله را به راه نمی‌انداخت، اگر مردم دزفول زمانی که شما در کوه‌های شمال به شکار قوچ مشغول بودید و در تهران آروغ می‌زدید زیر جهنم موشک‌های اسکاد نمی‌ماندند و قطعه قطعه نمی‌شدند و اگر جهان‌آرا آن حماسه را خلق نمی‌کرد، اکنون نه شما با کراوات زیبایتان در کنسرت‌های داخل و خارج صدایتان رابه رخ همه می‌کشیدید، نه دخترتان مژگان شجریان می‌توانست برای کاست‌های شما و همایون عزیزتان طرح جلد کاست بکشد و معروف شود و نه آنتنی بود تا از رانت آن برای پسرتان بهره‌برداری کنید، شاید بگویید که صداوسیما، خود خواسته صدای فرزندنتان را پخش می‌کند که این عشوه‌ای کریه بیش نیست، چرا که از قدیم گفته‌اند سکوت علامت رضایت است.
آقای شجریان، رو راستی را از ساسی‌مانکن بیاموزید.
باور کنید که شما، ام‌کلثوم که چه عرض کنم، ساسی‌مانکن هم نیستید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هشدار در مورد 'پروژه اعتراف گیری' در ایران
جبهه مشارکت ایران اسلامی نسبت به احتمال "تسویه حساب گسترده" با "مخالفان سیاسی قانونی" توسط جریان حاکم بر ایران هشدار داد و انتشار بعضی مطالب مربوط به "اعترافات" بازداشت شدگان را تقویت کننده این احتمال دانست.
در بیانیه جبهه مشارکت که دیروز شنبه ۶ تیر منتشر شد، آمده است: "آنها (جریان حاکم) در پی این هستند که حالا که اتهام کودتای انتخاباتی را به جان خریده اند، به سان بی آبرویی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، یکباره خود را از شر هرگونه رقیب و مخالف قانونی و دیده بان مدنی و هر شخص حقیقی و حقوقی دست و پاگیر دیگری راحت کنند".
جبهه مشارکت که از حامیان اصلی نامزدی میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری ایران بود، در بیانیه خود نوشته است که طرح اتهام "کودتای مخملی"، بدون سند مطرح شده است و حالا قصد دارند آن را "به هر نحوی" اثبات کنند.
این حزب سیاسی از مراجع تقلید، مقامات مستقل قضایی و رئیس قوه قضائیه، احزاب و گروه ها خواسته است نسبت به وارد کردن "اتهامات سنگین با استفاده از اهرم های فشار غیرقانونی" به "فرزندان صادق نظام و انقلاب" واکنش نشان دهند.
در بیانیه جبهه مشارکت آمده است: "هرگونه اعترافی که در زندان و تحت فشار از بازداشت شدگان گرفته شود، قانونی و قابل استناد نبوده و این شیوه نخ نما تنها در این وضعیت گرهی به گره های کور خودساخته اقتدارگرایان برای نظام خواهد افزود".
اظهارات غیرمنتظره
همزمان، اظهارات غیرمنتظره یکی از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب در رسانه های ایران منتشر شده است.
بر اساس گزارش خبرگزاری های داخلی ایران، امیرحسین مهدوی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی روز شنبه ۶ تیر در یک کنفرانس مطبوعاتی در محل خبرگزاری دانشجویان ایران حاضر شده و به تندی از آقای موسوی و سازمان مجاهدین انقلاب انتقاد کرده است.
آقای مهدوی که سردبیری روزنامه "اندیشه نو" را در ستاد مرکزی میرحسین موسوی به عهده داشته، در اظهارات خود از عملکرد اخیر آقای موسوی انتقاد کرده و گفته است که "القای نگرانی در مورد سلامت انتخابات" در حالی صورت می گرفت که ناظران آقای موسوی "در قریب به اتفاق صندوق ها" حضور داشتند و "نگرانی در مورد سلامت انتخابات وجود نداشت".
این در حالی است که آقای موسوی می گوید برگزار کنندگان انتخابات برای حضور ناظران نامزدها در شعبه های اخذ رأی مشکلات بسیار ایجاد کرده و در بسیاری موارد جلوی کار آنها را گرفته اند.
امیرحسین مهدوی در اظهارات روز شنبه خود همچنین از نحوه تصمیم گیری در سازمان مجاهدین انقلاب انتقاد کرده و گفته که "حلقه بسته" تصمیم گیری در این سازمان باعث یأس اعضای آن می شده است.
سایت اینترنتی نوروز نام آقای مهدوی را در فهرست بازداشت شدگان حوادث اخیر آورده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۳۸۸/۰۴/۰۶

شنبه: 6/4/1388

نیم ساعت پیش ایمیلی از سوی گروهی ایرانیان میهن پرست در آمریکا دریافت داشتیم. ما ضمن نشان دادن عین ایمیل دریافتی، از آنجائی که این پیام حاوی لینک ویدئوئی زیبا نیز میباشد ما خود ویدئو را نیز "دانلود" کرده و در زیر به نمایش می گذاریم.
**
Yesterday we had a demonstration in Down Town San Diego at the intersection of Broadway and 1st Ave between 6:00 PM and 8:00 PM. The number of participants was between 100 to 200 people. Protertors were holding pictures of Neda and flags of Iran. Some had brought hydrogen filled green baloon, which they released into the sky after one hour of protesting. Slogans were:مرگ بر خامنه‌ای مرگ بر جهموری اسلامی آهای آهای رفتگر احمدی را ور دار ببرHey hey, Ho Ho, Ahmadi (Ahmadinejad) is got to go.Death to Khamenei, Death to Ahmadinejad, Death to the Islamic Republic of Iran.What do we want: Freedom, When do we want it: Now
At the end of the demonstration people held candles and sang group patriotic songs.
In future if you are planning to hold a demnstration in your cities please infom others with some advance notice. I was informed about this demonstration with only a few hours advance notice and I was not able to inform my network in a timely manner.There is a planned huge demonstration in Westwood, Los Angeles, tomorrow in front of the Federal Building, between 11:00 AM and 6:00 PM. See you there.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شنبه: 6/4/1388
**
ویدئو: "فریاد" - با آوای استاد شجریان


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Dear friends

The singer of the beautiful Afghan song in your site is the legendary Farhad Daryaa
Farhad Daryaa is a singer, poet & a songwriter as well as a great musician
You can name him in your site if you want
Reza Pardisan -London

ویدئو:توسط یک خواننده افغانی (به یادبود "ندا")


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برنامه اعتراضات و تجمعات پیش روی
***
1
- دوشنبه 8 تیر ساعت 18 زنجیره انسانی از میدان تجریش تا میدان راه آهن
2- پنجشنبه 11 تیر ساعت 18 تجمع در میدان ولی عصر، میدان انقلاب، میدان تجریش و میدان هفت تیر
3- دوشنبه 15 تیر ساعت 18 تجمع در مقابل زندان اوین
4- پنجشنبه 18 تیر به مناسبت سالگرد کوی دانشگاه مقابل دانشگاه تهران با حضور تمامی مردم و دانشجویان
5- ایرانیان خارج از کشور مقابل سفارت ایران در همان کشور با شعار نویسی روی دیوار سفارت
6- فریاد الله اکیر هر شب ساعت 10 تا 10:30 در پشت بام منازل
7- شعار نویسی روی دیوارها و اسکناس ها

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نامه امروز (6 تير) موسوي به شوراي نگهبان
گسترة تخلفات و تقلبات انجام شده به حدي است كه منحصر كردن رسيدگي به شكايات مربوط به تخلفات انتخاباتي به بازشماري ده درصد صندوق هاي رأي نمي تواند به جلب اعتماد و اطمينان مردم كمك كند/ چاره اي جز ابطال انتخابات و برگزاري مجدد انتخابات باقي نمانده
بسمه تعالي

شوراي محترم نگهبان
سلام عليكم. بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرايي و امور انتخابات آن شورا، همانگونه كه در دو نامه قبلي اعلام گرديد گسترة تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري و موارد نقض قوانين از سوي دولت و وزارت كشور كه بخشي از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئيس سازمان بازرسي كل كشور مستند و وارد تشخيص داده شده به حدي است كه منحصر كردن رسيدگي به شكايات مربوط به تخلفات انتخاباتي به بازشماري ده درصد صندوق هاي رأي نمي تواند به جلب اعتماد و اطمينان مردم كمك كند و افكار عمومي را در خصوص نتايج اعلام شده اقناع نمايد.بر اساس آنچه كه قبلاً به آگاهي آن شورا رسيد حجم تخلفات و اقدامات مغاير قانون در چهار بخش:
الف. فعاليتها، تبليغات انتخاباتي و اقدامات تا پيش از روز رأي گيري
ب. عمليات اخذ رأي و شمارش آرا
ج. جمع بندي و اعلام نتايج آرا
د. اقدامات پس از رأي گيري و اعلام نتايج آرا
به گونه اي است كه چاره اي جز ابطال انتخابات و برگزاري مجدد آن باقي نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخي از اهم عناوين تخلفات و اقدامات مغاير قانون اشاره مي شود كه از مصاديق "تأثير در نتيجه كلي انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات رياست جمهوري است و ابطال اين انتخابات را اجتناب ناپذير مي سازد (تفصيل هر يك از اين عناوين به پيوست ارسال مي شود):
نقض صريح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسيع از امكانات دولتي و منابع عمومي و مداخله آشكار تعدادي از اعضاي دولت، مديران ارشد و استانداران و مديران اجرايي به نفع نامزد حاكم.عدم رعايت بي طرفي از جانب صدا و سيما و ايراد اتهامات اثبات نشده كه بخشي از آنها از سوي دادستان كل كشور عمل مجرمانه تلقي شده است و نيز تبليغ گسترده و جانبدارانه رسانه هاي متعلق به دولت ( ايرنا، روزنامه هاي دولتي و سايتهاي خبري ) به نفع نامزد حاكم.وقوع گسترده جرايم موضوع ماده 33 قانون انتخابات رياست جمهوري در زمينه هاي زير كه مخالف نص صريح بندهاي ماده مذكور اند:خريد رأي از طريق توزيع سود سهام عدالت و پرداختهاي نقدي به خانواده هاي تحت پوشش نهادهاي حمايتي و روستائيان و عشاير و نظاير آن.تهديد و تطميع در امر انتخابات از طريق افراد وابسته به دولت و پرداخت وجوه نقد به اعضاي شوراهاي اسلامي و افراد ذي نفوذ و ...عدم اطمينان از خالي بودن صندوقها قبل از لاك و مهر و نيز گم شدن يا خارج شدن تعرفه ها و صندوقها از شعب اخذ رأي با توجه به عدم حضور ناظران و گزارشهاي واصله.عدم اخذ رأي از بخش قابل توجهي از واجدين شرايط با محدود كردن زمان اخذ رأي و تخلفات متعدد در روز رأي گيري از قبيل مديريت تعرفه ها و ايجاد كمبود تعرفه در شعب اخذ رأي.تقلب در رأي گيري كه عليرغم چاپ بيش از 12 ميليون تعرفه اضافي و نيز چاپ حدود 2.5 ميليون ( و به قولي بيشتر ) تعرفه جديد بدون شماره سريال با مجوز يكي از اعضاي شوراي نگهبان در روز قبل از رأي گيري، كمبود تعرفه در حوزه هاي اخذ رأي را شاهد بوديم و بدون ترديد با كنترل ته برگ هاي تعرفه ها با بانك اطلاعات ثبت احوال حجم عظيم آن قابل اثبات است و نيز تخلفات شمارش و تجميع آرا.توصيه به رأي دادن به نامزد مشخص توسط اعضاي شعبه و ناظران و اساساً شكل گيري بخش قابل توجهي از شعب اخذ رأي و ناظران شوراي نگهبان از ميان هواداران نامزد حاكم.ايجاد رعب و وحشت براي رأي دهندگان و هواداران آنها در يك هفته منتهي به روز اخذ رأي و حمله به ستادها و هواداران در تجمعات قانوني تبليغاتي در مناطق مختلف كشور.ايجاد محدوديت هاي متعدد براي نمايندگان ناظر ستادهاي نامزدها براي حضور در جلسات هيأت هاي اجرايي، مراكز شمارش و تجميع آرا و بخش قابل توجهي از شعب اخذ رأي.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محسن مخملباف : رئیس جمهور موسوی مردم را به خانه ها نفرست تا دوباره در تنهایی، سرکوبِ یاس و ترس شوند
رئیس جمهور موسوی فرمان بده
اقتدار سیاسی با واداشتن مردم به عمل به وجود می آید و با خلاف آن از بین می رود. دروغگویان و دزدان رای ملت، با خریدن وقت، اقتدار سیاسی ملت را تضعیف می کنند. رئیس جمهور موسوی سکوت نکن. صبر نکن، به ما فرمان بده.گمشده ما مردم ایران، آگاهی نبود، شجاعت بود. ترس ما، از احساس تنهایی تک تک ما به وجود آمد. شرکت در انتخابات و راهپیمایی میلیونی ثابت کرد که اگر همه ملت با هم باشیم ضربه ناپذیریم.رئیس جمهور موسوی مردم را به خانه ها نفرست تا دوباره در تنهایی، سرکوبِ یاس و ترس شوند. از دولتی که خود غیر قانونی است، اجازه قانونی راهپیمایی مسالمت آمیز نخواه.اکثریت جامعه ایران که به تو رای داده اند، منتظر فرمانت هستند. به ما فرمان راهپیمایی بده. به ما فرمان اعتصاب عمومی بده. به ما فرمان مبارزه بده. نیاز مشترک ما فرمان توست، رئیس جمهور موسوی به ما ملت فرمان بده.

از طرف مردم ایران

محسن مخملباف 6 تیر 1388
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شنبه: 6/4/1388 (ساعت هشت شامگاه)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توجه: آقایان (یا آغایان) - درماندگان - حیوانات وحشی - بدبخت های روسیاه:
دوباره تلاش کردید که این تارنما را که خانه دل ملت ایران و پایگاه خبررسانی به اقشار جامعه است؛ "هک" یا مسدود و یا محو نمائید که حاصل همه تلاشهای مذبوحانه شما فقط و فقط چند ساعتی قفل شدن آن بروی بازدید کنندگان و مشتاقان بوده و همانگونه که می بینید ما مجددا تمام تلاشهایتان را نقش بر آب کرده ایم.
ای بیشرمان خجالت بکشید و بترسید از روزی که در پیشگاه ملت و میهن باید نه فقط پاسخگوی جنایات خویش، بلکه این اعمال و رفتار حیوانی و غیردموکراتیک خویش نیز باشید... آن روز دیر نیست.
یکبار دیگر غیر از لفظ بی ادبانه "بیلاخ"؛ هیچ پاسخی بر این تلاش مذبوحانه شما بی نوایان و درماندگان افسار گسیخته نداریم...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوعکس از پیشگویی انتخاباتی نزدیکان احمدی نژاد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


شنبه: 6/4/1388
توجه: در انتهای این مطلب روی لینک های مربوطه کلیک کرده و در "پتیشن" شرکت کنید

اطلاعيه سازمان عفو بين الملل در باره وقايع ايران

تظاهرات در ايران در پی انتخابات رياست جمهوری در روز ۱۲ ژوئن ادامه پيدا کرده است. رسانه های دولتی ايران گزارش کردند که در روز ۲۰ ژوئن، حداقل ۴۷۵ نفر در طی درگيری های پس از انتخابات دستگير شده اند و حداقل ۱۳ نفر کشته و عده بسيار بيشتری زخمی شده اند. ارقام واقعی ممکن است بسيار بيشتر باشد. نيروهای امنيتی از گاز اشک آور و شيلنگ آب عليه تظاهرکنندگان استفاده کردند و با باتوم آنها را کتک زدند.
عفو بين الملل بر اين باور است که دستگيرشدگان در خطر شکنجه و اذيت و آزارهای ديگر هستند، و تظاهرکنندگان ديگر با خطر کشته شدن به شيوه غيرقانونی يا حتا اعدام فراقضايی روبرو هستند. مقامات به روشی غيرقانونی آزادی بيان، تجمع و تشکل را محدود می کنند.
مرگ زن جوان ۲۶ ساله به نام ندا آقا سلطان در روز ۲۰ ژوئن روی ويدئو ضبط و در اينترنت پخش شد. ندا آقا سلطان، دانشجوی فلسفه، همراه ديگران در اتومبيلی بود که در ترافيک ناشی از اعتراض ها در خيابان کارگر تهران گير کرد. بنا به گزارش ها، او به علت گرمای زياد از اتومبيل خارج شد که پس از آن تيرانداز ناشناسی که احتمالا يکی از اعضای نيروی بسيج بوده گلوله ای به سينه اش شليک کرد. خانواده اش او را روز بعد به خاک سپردند، اما مراسم ترحيم پس از اين که مسئولان آن را به صراحت ممنوع کردند لغو شد. به تمام مسجدهای منطقه تهران هشدار داده شده که به ياد او مراسم برگزار نکنند. به بهانه مراجعه مردم برای گفتن تسلیت و اظهار همدردی با پدر و مادر مقتول، این خانواده با زور و تهدید نیروهای دولتی شامل سپاه و بسیج ناگزیر گردیده اند که خانه مسکونی خویش را ترک کرده و هم اکنون معلوم نیست کجا بسر میبرند..!

در روز ۲۲ ژوئن، پس از اين که نامزد رياست جمهوری مير حسين موسوی از هوادارانش خواست تظاهرات بيشتری برگزار کنند، سپاه پاسداران اطلاعيه ای در تارنمايش منتشر و اظهار کرد: در شرايط حساس کنونی… سپاه قاطعانه به روشی انقلابی با آشوبگران و قانون شکنان برخورد خواهد کرد.
موسوی از هوادارانش خواسته بود از خشونت اجتناب کنند و خويشتن داری نشان دهند. بعدا هواداران ميرحسين موسوی در اينترنت از مردم خواستند برای همبستگی با قربانيان ناآرامی ها شمع های سياه با نوارهای سبز بردارند. آنها همچنين از رانندگان خواستند برای نشان دادن همبستگی با خانواده های کشته شدگان رويدادهای اخيراز ساعت پنج چراغ های خود را به مدت دو ساعت روشن کنند. ده ها هزار تظاهرکننده در تهران گرد آمدند و ممنوعيت دولتی تظاهرات را ناديده گرفتند. پليس گاز اشک آور شليک کرد و چند نفر دستگير شدند.

مقام رهبری، آيت الله خامنه ای، در يک سخنرانی خطاب به ملت در نماز جمعه ۱۹ ژوئن در تهران که از تلويزيون پخش شد، خواستار پايان يافتن اعتراض ها عليه نتيجه انتخابات شد. او به جای اين که به نيروهای امنيتی شامل نيروی داوطلب بسيج دستور خويشتن داری و اقدام طبق قانون بدهد، اخطار کرد که اگر مردم به آمدن به خيابان ها ادامه دهند، خودشان مسئول عواقب آن خواهند بود. در روز ۲۲ ژوئن، خبرگزاری رسمی ايرنا به نقل از ابراهيم رئيسی، يکی از مسئولان بلندپايه قضايی، در تلويزيون دولتی گفت که بيش از ۴۵۰ نفر در طی درگيری ها با پليس در روز ۲۰ ژوئن دستگير شده اند و حداقل ۱۰ نفر کشته شده اند (که البته این آمار مراجع دولتی دروغ محض است زیرا دستگیر شدگان هزاران نفر و کشته شدگان و دستگیر شدگان صدها نفرند).

او افزود که «با کسانی که در حوادث اخير بازداشت شدند طوری برخورد خواهد شد که درس عبرت بگيرند» و يک دادگاه ويژه در حال بررسی پرونده های آنهاست. عفو بين الملل از مقامات می خواهد که فورا تحقيق در باره قتل های تاييد شده و نيز گزارش شده را شروع کنند. سرکوب رسانه ها نيز ادامه دارد و رسانه های خارجی از پوشش دادن به تظاهرات ممنوع شده اند.
اطلاعات پس زمينه ای در روزهای پس از انتخابات رياست جمهوری در روز ۱۲ ژوئن، صدها هزار نفر از ايرانيان در راه پيمايی ها و تظاهرات در سراسر کشور شرکت کرده و هم عليه فرايند و هم نتيجه انتخابات اعتراض کرده اند. پس از سخنرانی مقام رهبری در روز جمعه ۱۹ ژوئن، درگيری ها بين تظاهرکنندگان و نيروهای امنيتی به شدت افزايش يافته است. پليس و نيروهای امنيتی، شامل نيروی بسيج، از زور مفرط از جمله کتک زدن تظاهرکنندگان با باتوم برای پايان دادن به تظاهرات استفاده کرده اند. در برخی موارد گلوله های واقعی به روی تظاهرکنندگان شليک شده است.

تعداد کشته شدگان رو به افزايش است. پس از انتخابات رياست جمهوری، تعداد کل ۲۱ کشته را رسانه های دولتی تاييد کرده اند( که این آمار نیز درست نیست چون طبق بررسی ها از منابع بیطرف، کشته شدگان از صدها نفر تجاوز می نماید)، و ده ها سياست مدار، روزنامه نگار، دانشگاهی، دانشجو و مدافعان حقوق بشر در سراسر ايران، بعضی به مدت کوتاهی، بازداشت شده اند اما از آمار کسانی که هنوز در اسارت و در اماکن نامعلوم(بعضا در اوین) بسر میبرند هیچگونه گزارش دقیقی در درست نیست که البته این فقط در مورد تهران است و در بسیاری از شهرها همین مطلب صدق می نماید. نيروی بسيج يک نيروی شبه نظامی داوطلب از زنان و مردان و زير نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. اعضای آن در مدارس، دانشگاه ها، موسسه های دولتی و خصوصی، کارخانه ها و حتا در ميان ايلات حضور دارند. از نيروهای بسيج وسيعا برای حفظ نظم و قانون و کنترل مخالفت ها استفاده می شود و اين نيرو مکرر به استفاده از خشونت مفرط متهم شده است.

اقدامات پيشنهادی: لطفا هر چه سريعتر نامه هايی به فارسی، عربی، انگليسی، فرانسوی يا به زبان خودتان بفرستيد و:

ـ از مقامات بخواهيد در کنترل هر تظاهرات آتی مربوط به نتيجه انتخابات خويشتن داری به خرج دهند و تضمين کنند که سلاح گرم فقط به عنوان آخرين وسيله و در شرايطی که برای محافظت از زندگی انسان ها اجتناب ناپذير باشد، به کار گرفته شود؛

- از مقامات ايران بخواهيد که به کارگيری نيروی بسيج برای کنترل تظاهرات را فورا پايان دهند؛

- تاکيد کنيد که تمام بازداشتيان، شامل ۴۷۵ نفری که خود دولت اعلام کرده و هزاران نفر دیگری که آمار دقیقی از آنها دردست نیست و طی روز ۲۰ ژوئن و روزهای پس از آن دستگير شده اند، بايد از شکنجه و ديگر اذيت و آزارها محفوظ بمانند، اجازه دسترسی به خانواده ها، وکلا و مراقبت های ضروری پزشکی داشته باشند و بدون تاخير نزد يک قاضی حاضر شوند تا بتوانند به دلايل بازداشتشان اعتراض کنند؛

- از مقامات بخواهيد دستور تحقيق مستقل و بی طرفانه در باره کنترل تظاهرات صادر کنند، به ويژه در باره تمام مواردی که در آنها قتل گزارش شده است؛

- از مقامات بخواهيد تا هرکسی که صرفا به خاطر بيان مسالمت آميز عقايدش در باره نتيجه انتخابات دستگير شده، فورا و بدون قيد و شرط آزاد شود؛

ـ از مقامات بخواهيد که به محدوديت غيرقانونی بر آزادی تشکل، تجمع و بيان، از جمله آزادی جستجو، دريافت و پخش اطلاعات و نظريات، پايان دهند.

نامه ها را به مقامات زير بفرستيد:

وزير کشورصادق محصولی

وزارت کشورخيابان دکتر فاطمی تهران، جمهوری اسلامی ايران

فکس: ۲۰۳ ۸۹۶ ۸ ۲۱ ۹۸+۵۴۷ ۸۹۹ ۸ ۲۱ ۹۸+۲۰۳ ۶۵۰ ۶ ۲۱ ۹۸+
****

رئيس قوه قضاييه آيت الله محمود هاشمی شاهرودی

حوزه رياست قوه قضاييه خيابان پاستور، خيابان ولی عصر، پايين تر از سه راه جمهوری، تهران کد پستی ۱۳۱۶۸۱۴۷۳۷، جمهوری اسلامی ايران

پست الکترونيکی: shahroudi@dadgostary-tehran.ir [1]

(در قسمت موضوع بنويسيد: خدمت آيت الله شاهرودی)عنوان: جناب آقای

****

رونوشت برای:رهبر جمهوری اسلامی ايران آيت الله سيد علی خامنه ای

دفتر مقام رهبری خيابان جمهوری اسلامی، خيابان شهيد کشور دوست، تهران، جمهوری اسلامی ايران

پست الکترونيکی: info_leader@leader.ir [2]

****

از طريق تارنمای: (انگليسی):

http://www.leader.ir/langs/en/index.php?p=letter [3]

از طریق تارنمای(فارسی)

http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=letter [4]

****

و نمايندگان ديپلماتيک ايران در کشور خودتان.

لطفا درخواست ها را فورا ارسال کنيد. در صورتی که بخواهيد پس از ۴ آگوست ۲۰۰۹ نامه بفرستيد، از دبيرخانه عفو بين الملل يا دفتر عفو بين الملل بخش خودتان سوال کنيد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بیانیه جبهه مشارکت در باره پروژه های نخ نمای اعتراف گیری:
"مستي قدرت هوش از سر اقتدارگرايان برده است"
تحولات اخير در كشور و نوع رفتار جريان اقتدارگراي حاكم، از نحوه تهيه مقدمات انتخابات تا برگزاري و اعلام نتايج غيرقابل باور آن، محدوديت بي نظير در جريان ارتباطات اجتماعي از جمله قطع پيامك ها و اختلال در تماس هاي تلفني و محدوديت هاي اينترنتي، دروغ پراكني آشكار و تحريف هاي بهت آور رسانه به اصطلاح ملي و ديگر رسانه هاي وابسته به جريان دولتي از وقايع روز كشور، خشونت بي سابقه در مواجهه با اعتراض هاي آرام و مدني، تهديد و ارعاب مخالفان سياسي، محدوديت شديد در فعاليت خبررساني رسانه هاي داخلي و خارجي در كشور و بالاخره موج گسترده بازداشت حاميان مهندس ميرحسين موسوي و فعالان سياسي اصلاح طلب و برخي روزنامه نگاران، نزد بسياري از ناظران، كودتا يا شبه كودتاي انتخاباتي نام گرفت.
اما شنيده ها و شواهد ديكري حاكي است كه جريان حاكم به در دست گرفتن قدرت به هر نحو ممكن رضايت نداده و هدف شوم ديگري را با هدف تسويه حساب گسترده داخلي با مخالفان سياسي قانوني در سر دارد.
پس از دستگيري هاي عجيب عده اي از فعالان سياسي در منزل، خيابان و محل كار كه گاه باتندي و خشونت همراه بوده، يك تحليل مبتني بر شايعاتي بود مبني بر اينكه بازداشت شدگان قرار است به شيوه اي شناخته شده، تحت فشار براي اقرار به مسايلي قرار بگيرند كه همچون بسياري از اقارير مشابه، كذب آنها براي تمامي ناظران و مردم آگاه كشورمان بديهي است اما هنوز براي برخي از چهره ها و جريان هاي شناخته شده جريان اقتدارگرا، اين روش از اعتبار برخوردار است.
تحليل خوش بينانه دومي نيزمطرح بود مبني بر اينكه اين رفتار جريان حاكم، رفتاري هيستريك، عصبي و موقتي است كه در برابر موج گسترده مردمي، خط ارعاب را دنبال مي كند و پس از مدتي، حداكثر پس از اعلام رسمي نتايج انتخابات، آزاد مي شوند. اما آنچه در چند روز اخير در رسانه هاي وابسته به جريان دولتي و اقتدارگرا منعكس شده، متاسفانه نظريه بدبينانه اول را تاييد مي كند.
ارائه تحليل هاي هذيان گونه و رسوا مبتني بر اعترافات بازداشت شدگاني كه معلوم نيست از چه كانالي، چگونه و بر اساس چه قانوني به رسانه هاي اقتدارگرا رسانده مي شود، گذشته از اينكه در صحت وقوع چنين اعتراف هايي ترديد جدي وجود دارد و احتمالا هدف انفعال و انشقاق در بين نيروهاي فعال در جامعه را دنبال مي كند، تاييد كننده اين مطلب است كه اراده جريان حاكم بر گرفتن ماهي هاي درشتي از آب گل آلود موجود است و به انحصار قدرت در دستان خود رضايت ندارد.
آنها در پي اين هستند كه حالا كه اتهام كودتاي انتخاباتي را به جان خريده اند، به سان بي آبرويي كه ديگر چيزي براي از دست دادن ندارد، يكباره خود را از شر هر گونه رقيب و مخالف قانوني و ديده بان مدني و هر شخص حقيقي و حقوقي دست و پاگير ديگري راحت كند.
به ميان كشيدن موضوع انقلاب يا كودتاي مخملي از سوي اصلاح طلبان در خدمت همين هدف است. اين ماجراي تازه در تحولات اخير همان حكايت تكراري دكمه اي است كه براي آن به دنبال كت مي گردند. اتهامي را بدون سند به ميان كشيده اند و حالا وظيفه يافته اند تا به هر نحوي آن را اثبات كنند و براي اين قباي دوخته، پيكري براي پوشيدن و آنگاه نواختن بتراشند. در مكتب ماكياوليستي آنها كه هدف وسيله را توجيه مي كند، اينك فشار به برخي از پاك ترين فرزندان اين ملت و انقلاب در جريان است تا يكباره آنها را در زندان متوجه كند كه در تمام اين سال ها در حال خيانت به انقلاب و ميهن و مردم خود بوده اند و ناگهان بازجويي از راه رسيده و آنها را متوجه خيانت خود كرده است. ادعاي محمل انقلاب مخملين كه سال هاست اقتدارگرايان مايلند به اصلاح طلبان نسبت دهند و البته ناكام مانده اند. بگذريم از اينكه امكان انقلاب مخملي در ايران اساسا ممكن نيست و شبيه خواندن رژيم هايي كه در آنها انقلاب مخملين حادث شد با هر نظامي به واقع توهين به آن نظام و متقلب و غيرقابل اصلاح خواندن آن است كه اصلاح طلبان قطعا چنين نگاهي را به نظام ندارند.
در چنين شرايطي كه مستي قدرت هوش از سر اقتدارگرايان برده و گنجينه پرافتخار نظام از اعتماد عمومي را به حراج در بازار هوا و هوس چند روزه قدرت گذاشته، اعتماد عمومي از نهادهايي كه بايد بي طرف باشند ولي نيستند را سلب كرده، انتخابات را از معنا تهي كرده، اطلاعات و آمار رسمي را به دستمايه اي براي طنز و شوخي هاي مردمي بدل كرده، لنگرگاه هاي معنوي جامعه در بحران ها را ملعبه منويات خود كرده و سرمايه اجتماعي را فرو ريخته، اينك به سراغ سرمايه هايي ديگر از نظام و انقلاب رفته اند كه همانا فرزندان صادق و پاك آن هستند و بناي آن دارند كه اتهامات سنگيني را با استفاده از اهرم فشارهاي غيرقانوني به آنها نسبت دهند.
بديهي و بر ما مسجل است كه اقتدارگرايان در صورت تكرار اين روش بارها آزموده شده، طرفي نبسته و تنها بر بي آبرويي خود افزوده و جامعه ما بر اساس خاطرات اعتراف گيري هاي ساختگي بسياري كه در ذهن خود دارد، فريب چنين بازي هايي را نمي خورد، اما هزينه هايي كه بر نظام تحميل مي شود و ظلمي كه بر عزيزانمان در بازداشتگاه ها و زندان ها مي رود و وظيفه مان در برابر خانواده هاي مورد جفاي اين بازداشت شدگان، ما را از سكوت در برابر اين ستم باز مي دارد.
در اين وضعيت دشوار و تلخ كه دل همه متعلقان به انقلاب و شعارهاي متعالي آن به درد آمده و بزرگان آن يكي پس از ديگري مورد اتهام و بي احترامي نامحرمان با انقلاب قرار مي گيرند، از همه بزرگان، مراجع عظام كه اين روزها مرتبا به تظلم به آنها مراجعه مي شود و هنوز منتظر پاسخ بايسته برخي از اين بزرگواران هستيم كه تاكنون پاسخي نداده اند، مقامات مستقل قضايي به خصوص رييس محترم قوه قضاييه جناب آيت الله هاشمي شاهرودي، احزاب و گروه ها درخواست داريم تا در برابر اين خطاي بزرگ كه شواهد آن در سايت ها و روزنامه هاي جريان اقتدارگرا قابل مشاهده است، ايستاده و موضع گيري كنند.
همچنين بار ديگر اعلام مي كنيم كه هرگونه اعترافي كه در زندان، تحت فشار از بازداشت شدگان گرفته شود قانوني و قابل استناد نبوده و اين شيوه نخ نما تنها در اين وضعيت گره اي به گره هاي كور خودساخته اقتدارگرايان براي نظام خواهد افزود.
تنها راه حل براي خروج از بحران فعلي، بازگشت به صداقت و عدالت، پرهيز از دروغ، آزادي فوري بازداشت شدگان اخير و احقاق حقوق قانوني ملت است و جز اين راه به گواه تاريخ و وعده هاي حق الهي، به مقصود نرسيده و پايان خوشي را براي رهپويان آن به همراه ندارد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شنبه: 6/4/1388

اقدامات غیرمسئولانه مدیریت دانشگاه پلی تکنیک در برگزاری امتحانات
خبرنامه امیرکبیر: طبق برنامه ریزی مدیریت دانشگاه، امتحانات پایان ترم دانشگاه پلی تکنیک تهران، از تاریخ ۲۱ خردادماه آغاز می شد. اما با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و اعلام نتیجه غیر قابل پیش بینی توسط وزارت کشور، دانشجویان پلی تکنیک نیز با برگزاری تجمع ها و تحصن های اعتراضی در روز شنبه ۲۳ خرداد، از شرکت در امتحانات امتناع کردند.پس از تحصن اساتید در مسجد دانشگاه امیرکبیر و نیز حضور آنان، در تحصن اعتراضی در دانشگاه تهران در اعتراض به وقایع کوی دانشگاه تهران و نیز برگزاری تجمعات مختلف دیگر در تهران و شرکت دانشجویان و اساتید در آن تجمعات، مدیریت دانشگاه در مقابل خواست دانشجویان تسلیم شد و به ناچار امتحانات را یک هفته به تاخیر انداخت.
یک هفته بعد، در روز ۳۱ خرداد، دانشجویان همچنان از شرایط کشور ابراز نارضایتی کرده و از شرکت در امتحانات خودداری کردند. شوراهای صنفی دانشکده های دانشگاه امیرکبیر نیز با انتشار نامه ای خطاب به اساتید دانشگاه، به علت نبود امنیت لازم برای دانشجویان، اعلام کردند اگر دانشگاه همچنان به برگزاری امتحانات خود تاکید کند، شوراهای صنفی مسئولیت هرگونه اتفاقات رخ داده برای دانشجویان، در طول برگزاری امتحانات، را متوجه شخص رئیس دانشگاه می داند.
گفتنی است صدور این بیانیه و نیز خواست دانشجویان بمنی بر تعویق زمان امتحانات در حالی بود که برخی از خوابگاه های دانشگاه پلی تکنیک از جمله خوابگاه گلشن، نجات الهی، شرفی مورد تهدید و حتی حمله لباس شخصی ها در طول دو هفته گذشته قرار گرفته بودند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، پس از امتناع دانشجویان از شرکت در امتحانات روسای دانشکده ها و معاونین آموزشی دانشکده های مختلف دانشگاه در جلسه ای در صبح روز شنبه ۳۰ خرداد با حضور معاون آموزشی دانشگاه تصمیم گرفتند که امتحانات مقطع کارشناسی به تعویق بیفتد و در آخر تیر ماه در سایت دانشگاه تاریخ دقیق برگزاری امتحانات مشخص شود. پس از این جلسه مسئولین مختلف دانشکده ها به دانشجویان اطمینان دادند که آنها، می توانند به شهرهای خود بازگردند و امتحانات قطعا در تیر ماه برگزار نمی شود.
پس از این جلسه عصر همان روز، یعنی روز شنبه مورخ ۳۰ خرداد، شورای دانشگاه با حضور رئیس بی کفایت دانشگاه تشکیل جلسه داده و مصوبه جلسه صبح را تصویب می کند و به معاون دانشجویی دانشگاه-دکتر آرزو – تاکید می کند که خوابگاههای دانشگاه طی دو سه روز آینده باید تعطیل شود.
پیرو همین مورد دکتر آرزو، معاونت دانشجوئی و فرهنگی دانشگاه، شخصا با حضور در خوابگاهها، به دانشجویان گفت که آنان باید هر چه سریعتر خوابگاهها را ترک کنند. حتی معاون دانشجویی دانشگاه در پاسخ به سئوال دانشجویان مبنی بر چگونگی اسکان دانشجویان در خوابگاه تاکید کرد که دانشجویان باید هر چه سریعتر تهران را ترک کنند، دانشگاه پس از ۱۸ تیر با در نظر کرفتن وضعیت کشور تصمیم خود را برای اسکان تابستانی اتخاذ خواهد کرد.
بسیاری از دانشجویان دانشگاه، با اطمینان از عدم برگزاری امتحانات در تیرماه خوابگاه را ترک کرده و به شهرهای خود بازگشتند، اما به ناگهان دانشگاه در روز دوشنبه ۱ تیرماه در سایت دانشگاه اعلام شد که امتحانات از ۱۰ تیر برگزار می شود. این اقدام دانشگاه بدون اطلاع اساتید دانشگاه و حتی معاونین اموزشی و روساء دانشکده ها اتخاذ شده و روسای دانشکده ها در پاسخ به اعتراضات دانشجویان اعلام کردند که رئیس دانشگاه احترامی برای نظر آنها قائل نیست و دیگر تماسی با رئیس و معاونین دانشگاه نخواهند گرفت.
دانشگاه در اقدامی دیگر برای جلوگیری از اعتراض دانشجویان به این تصمیم نابخردانه، رهائی، رئیس انتصابی دانشگاه، طی اطلاعیه با امضا مدیریت دانشگاه به بهانه برگزاری کنکور سراسری، حضور دانشجویان از روز ۴شنبه ۳تیر تا سه شنبه ۹ تیر ممنوع اعلام کرد. لازم به ذکر است که کنکور سراسری در روزهای ۵شنبه، جمعه،شنبه برگزار می شود.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، مدیریت دانشگاه هم چنین با آگاهی قبلی از بروز اعتراضات دانشجوئی در برابر این بی کفایتی اشکار، در اقدامی دیگر پیشاپیش، بیش از ۴۸ نفر از دانشجویان را ممنوع الورود کرد و تعدادی دیگری از دانشجویان را به کمیته انضباطی فرا خواند.
علاوه بر تمامی بی نظمی هائی که در پی تصمیم خودسرانه ریاست دانشگاه ایجاد شده است، نحوه برنامه ریزی و زمان بندی امتحانات نیز بسیار غیرکارآمد است، بگونه ای که امتحانات تخصصی دانشکده ها از امتحانات عمومی و سرویس دانشجویان جدا شده است و باعث بی نظمی برنامه درسی دانشجویان شده است. نکته جالب دیگر در برنامه جدید برگزاری امتحانات، برگزاری امتحانات حتی، در روز جمعه ۱۹ تیر ماه است. در برنامه اعلام شده روز چهارشنبه۱۷ تیر و جمعه ۱۹ تیر ماه نیز امتحان برگزار می شود اما ۱۸ تیرماه تعطیل اعلام شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اعتراضات شبانه در خیابانها ادامه دارد


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روسیه در ایران دنبال چیست؟
رضا تقی زاده (تحلیلگر سیاسی)
روسیه در واکنشی سریع نسبت به تحولات داخلی ایران و اعلام حمایت از دولت احمدی نژاد نشان داد که به رغم واکنش‌های منفی جامعه جهانی، آماده توسعه روابط با اصولگرایان و استفاده از بحرانی است که در روابط خارجی ایران شکل گرفته است.روابط مسکو با تهران طیف وسیعی از همکاری‌های گسترده در زمینه‌های نفت و گاز، فروش اسلحه، امور اتمی و همچنین سیاسی را در بر می‌گیرد. در زمینه سیاسی، کرملین انتظار دارد که با استفاده از کارت ایران، قدرت چانه‌زنی خود را مقابل آمریکا و اروپای غربی، در امور مربوط به ملاحظات امنیت ملی روسیه افزایش دهد.
اجلاس شانگهای و حضور بحث‌انگیز احمدی‌نژاد پیش‌گیری از گسترش نفوذ ناتو در جمهوری‌های سابق اتحاد شوروی، به خصوص گرجستان و آذربایجان و همچنین مرزهای غربی روسیه از جمله هدف‌های ابتدایی روسیه در این زمینه است.خنثی ساختن طرح احداث شبکه رادار و دفاع موشکی در جمهوری‌های چک و لهستان توسط آمریکا، که گفته شده مقابله با خطر اتمی و موشکی ایران هدف اولیه آن است، از دیگر انگیزه‌هایی است، که استفاده بیشتر از کارت ایران توسط کرملین را توجیه می‌کند؛ رضایت دادن به اعمال فشار بیشتر به ایران و یا موافقت با قطعنامه‌های تنبیهی آینده علیه آن کشور در شورای امنیت، پس از چانه‌زنی‌های متعارفی و مقاومت‌های صوری، هزینه‌ای است که کرملین به جمهوری اسلامی تحمیل می‌کند، حال آنکه انتظار دارد مزد آن را با لغو طرح سپر موشکی در اروپای شرقی دریافت کند.در زمینه همکاری‌های اتمی، بازی با کارت ایران با هدف پیشگیری از توسعه نفوذ آمریکا در منطقه و به عنوان بخشی از همکاری‌های راهبردی با آن کشور تعقیب می‌شود.در زمینه دفاعی، عقد قرارداد هایی به ارزش هفت میلیارد دلار با جمهوری اسلامی، نه تنها تهران را در ردیف شماره یک مشتریان تسلیحات ساخت روسیه قرار داده که به همین دلیل، ایران را به یک همکار تجاری عمده آن کشور تبدیل ساخته است. فروش سامانه دفاع هوایی اس- ۳۰۰ امنیت ملی روسیه را در خطر قرار نمی‌دهد، ولی موازنه قدرت منطقه‌ای را به زیان همپیمانان آمریکا در منطقه تا حدودی تغییر می‌دهد.در زمینه های اقتصادی، تشخیص دلایل توسعه همکاری روسیه با ایران تا حدود زیادی روشن است؛ اقتصاد روسیه متکی به درآمدهای ناشی از فروش و صادرات نفت و گاز است. حمایت از قیمت‌ها و بازارهای نفت و گاز از الویت‌های روابط و سیاست خارجی مسکو است.در زمینه نفت، همکاری با ایران و استفاده غیر مستقیم از تهران، از یک سو کنترل منابع فسیلی آسیای مرکزی و منطقه قفقاز را برای روسیه ممکن ساخته و از سوی دیگر با کنار نگه داشتن ایران از بازارهای گاز اروپا، ادامه ایفای نقش انحصاری روسیه در این بازار را برای آینده‌ای طولانی‌تر تسهیل می‌کند.پی‌گیری طرح صدور گاز ایران به پاکستان و هند به جای نزدیک شدن به بازار باثبات‌تر و پولدارتر اروپا و همچنین ممانعت از پیشرفت کافی در اجرای طرح لوله گاز نابوکو از نتایج این نزدیکی و در حقیقت بهایی است که تهران برای جلب حمایت بیشتر مسکو –ظاهرا- راضی به پرداختن آن شده است. به دلایل یاد شده، توسعه روابط با جمهوری اسلامی ایران برای کرملین از اهمیت خاص برخوردار است. با توجه به همین اهمیت، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری سابق و نخست وزیر کنونی و قدر تمند روسیه، راضی شد که در تهران به دیدار رهبر جمهوری اسلامی رفته و از این طریق به استحکام بیشر روابط تهران و مسکو یاری دهد.از نگاه مسکو، تحقق تمامی هدف‌های یاد شده، با حضور یک دولت اصولگرا و مخالف عادی سازی روابط با غرب و آمریکا در تهران، می‌تواند آسان‌تر شود. همزمان، انجام مذاکرات همه جانبه و بدون پیش شرط واشنگتن به خصوص با یک دولت میانه رو در تهران، قادر می‌تواند عملا به تضعیف بخت‌های کرملین برای استفاده از کارت ایران بیانجامد. بروز التهاب سیاسی بعد از انتخابات در ایران، فرصت انتقال قدرت اجرایی به یک دولت میانه رو در تهران را تاکنون از میان برده است. این تغییر برای مسکو یک فرصت مغتنم به شمار می‌رود. به علاوه در نتیجه زیر سئوال قرار گرفتن مشروعیت دولت کنونی، بعد از گزارش‌های تقلب انتخاباتی و پدید آمدن تردید های جدی در میزان حمایت داخلی از دولت و همچنین انعکاس وسیع شواهد تازه دایر بر عدم پایبندی دولت کنونی به موازین حقوق بشر، اوباما برای مذاکره با دولت فعلی با دشواری‌های فراوان روبه‌رو شده است.از این لحاظ، تشدید موقت بحران داخلی ایران را مسکو می‌تواند در کوتاه مدت، در جهت گران‌تر شدن نفت و افزایش درآمدهای صادراتی خود ارزیابی کند. ضعیف‌تر شدن دولت کنونی در داخل نیز، نیاز آن را به جلب حمایت خارجی افزایش خواهد داد . در این شرایط، مسکو مکانی مطلوب‌تر و آماده‌تراز اروپای غربی برای ارائه حمایت خارجی خواهد بود.در صورت تثبیت شرایط فعلی و ادامه کار دولت اصولگرای آقای احمدی نژاد، بخت‌های نزدیکی ایران و غرب بیش از پیش کاهش خواهد یافت که این خود موجب رضایت خاطر بیشتر مسکو خواهد شد.استقبال شتابزده مدودیف از رئیس جمهوری کنونی ایران و تبریک پیش هنگام تجدید انتخاب به او، در حقیقت نشانه اشتیاق کرملین به بهره‌برداری بیشتر از شرایط جاری و بازی قوی‌تر با کارت ایران است. البته قمار سیاسی مدودیف- پوتین زمانی نتیجه خواهد داد که شرایط داخلی ایران با تغییرات ریشه‌ای در هفته‌ها و ماه‌های آینده روبه‌رو نشود. مسکو در فاصله کوتاهی پس از تبریک تجدید انتخاب آقای احمدی نژاد از سوی مدودیف، تظاهرات گسترده به نتایج انتخابات را مسئله‌ای داخلی خواند که «باید از مجاری قانونی پی‌گیری شود».
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شنبه: 6/4/1388

تحلیلی بسیار روشن بینانه دریافت کرده ایم از یکی از یاران و دوستان خارج از میهن. از آنجائی که ایشان دارای نظری بسیار صائب در زمینه تجزیه و تحلیل اینگونه وقایع هستند، لازم شد که این مطلب یا مقاله را در پستی "مجزا" بگنجانیم با این توضیح که ایشان در آغاز متنی که برایمان ارسال کرده اند این نکته را نیز توضیح داده اند که این مقاله دو روز قبل نوشته شده و در یکی از جراید اینترنتی نیز منتشر گردیده است. ضمن سپاس از این حقیقت گوئی و نیز سپاس از مهری که بما داشته و مطلبی چنین شیوا و زیبا را برایمان فرستادند؛ آن را با هم می خوانیم:

**

خردادی که ایران را لرزاند
هوشنگ اسدي

خرداد آغاز وفرجام" انقلاب اسلامی" است. نظریه ای که درخرداد ١٣٤٢ نظام چند قرنه شاهنشاهی را به چالش طلبید و سی سال بعد بر آن غلبه یافت، درست سی سال بعد در خون دختری به نام ندا غرق شد.
نبردی که امروز خیابانهای تهران و شهرهای بزرگ کشور شاهدش هستند، ریشه درتاریخ یک قرن اخیر ایران دارد. چالشی تاریخی، فلسفی و اجتماعی است بین کهنه ونو. این چالش، تاکنون دو انقلاب و یک شبه انقلاب را پشت سرگذاشته واکنون روزهای خونین انقلاب دیگری رامی گذراند.
صد سال پیش در نخستین انقلاب آزادی که درایران روی داد و به" انقلاب مشروطیت" معروف است، روحانیت شیعه موفق شد تحولی راکه می توانست ایران را پیش از ژاپن و ترکیه به جهان نو پیوند بزند، نیمه تمام بگذارد.
رهبر "متشرعین" که از اساس "آزادی" رابا " اسلام" در تضاد می دید، اعدام شد. اما شاگردان " شیخ استبداد" یعنی فضل اله نوری مجال یافتند در خرداد ١٣٤٢ اعلام وجود ودر سال ١٣٥٧ انقلاب مردم ایران را با صفت اسلامی مصادره کنند.
جریانها، عناصر ، گروهها و نیروهای متعددی زیر چتر انقلاب اسلامی جمع شدند که بر بستر اسلام نظرگاههای متعددی را نمایندگی می کردند ؛ ازلیبرال های اسلامی درس خوانده در غرب که پیش نویس قانون اساسی را بر بنیاد قانون اساسی فرانسه تهیه کردند تا نیروهای افراطی که اکنون کوس رقابت با القاعده و طالبان می زنند و از همراهی عناصری برخوردارند که درتاریخ ایران به "انگلیسی" شهرت دارند. این نیروها توانستند ولایت فقیه را به قانون اساسی وصله کنند.
بعد از درگذشت آیت اله خمینی، صفت مطلقه هم به ولی فقیه افزود شد و سرکوب گسترده طبقه متوسط – پایه اجتماعی جامعه مدنی- شدت گرفت. این سرکوب که اولین پیامدش موج های پی در پی مهاجرت بود، نتوانست کار جمهوری را یکسره وبخش اسلامی را مسلط کند.
ازاین شکاف در دوم خرداد ١٣٧٦، جریان اصلاحات فوران کرد ومحمد خاتمی رابعنوان کسی که می توانست هر دو طرف تضاد را نمایندگی کند وآنها را در نقطه ای بهم برساند، برگزید. عدم درک درست از جامعه ایران از جانب رهبری جناح اسلامی و ترجیح گسترش جهانی اسلام بر حفظ منافع ملی ایران, به اجرای برنامه ای انجامید که محمد خاتمی را از صحنه بیرون کرد ومحمود احمدی نژاد را برکشید.
جناحی که محمود احمدی نژاد چهره بیرونی آن بود و درحوادث اخیر جای خود را به آیت اله سیدعلی حسینی خامنه داد، چهار سال تمام باهمه نیروکوشید شکاف رابازور بسود قرائت طالبانی از اسلام پرکند.
٢٢ خرداد ١٣٨٨، روزی بود درخرداد سوم که با وجودهمه نقشه ای که درابعاد گوناگون بایاری افسران امنیتی روسی طراحی شده بود؛ جامعه ایران را دچار فورانی کرد که این بار آتشفشانی بود. اکثریت مردم ایران که جوانان متولد بعدازانقلاب اسلامی هستند به قدرت حاکم "نه" گفتند و "قهرمان ناخواسته"- به تعبیر مجله اشپیگل- خود رابرگزیدند. وقتی نتایج آرای مردم معلوم شد " کودتای ٢٢ خرداد" که بادقت تمام پیش بینی و طراحی شده بود، شکل گرفت. مسیر حوادث از آن به بعد تا نیمه شب شنبه سیاه ٣۰ خرداد ١٣٨٨ را همه میدانیم. حوادث 5 روز بعد تا آخرین ساعات پنجشنبه 4 تیر را می توان چنین تصویر کرد.
کودتای خزنده بر دو محور پیش می رود . "مروجین اسلام متحجر و طالبانی"- چنانکه مهدی کروبی اکنون به صراحت تمام – می گوید از سوئی " اتلاف وقت" می کنند تا درمتن بازی قانونی رهبر- شورای نگهبان، زمانی را که اکنون برای پنج روز دیگر هم تمدید شده از سربگذراند تا شعله های خشم را سرد ورهبری جنبش را مایوس کند.
ازجانب دیگر حکومت نظامی اعلام نشده، سرکوب بیرحمانه اجتماعات ، مسدودکردن وسایل ارتباط جمعی و دستگیری گسترده فعالان اجتماعی برای وارد آوردن ضربه نهائی بطور آهسته وپیوسته ادامه دارد.
اخبار متعدد حاکی است که دستگیرشدگان توسط سعید مرتضوی زیر فشارشدید قرار دارند تا به تلویزیون بیایند وبه" کودتای مخملی به" رهبری آمریکا" اعتراف" کنند. باین ترتیب مرحله نهائی کلید خواهد خورد.
بااینکه معلوم نیست حسین شریعتمداری کجاست و" شایعه پرس" از حضورش در ستاد کودتا و بازجوئی از دستگیر شدگان حکایت دارد ، کیهان روزانه لحظه نهائی را زمینه سازی می کند.
ارگان مرکزی کودتا از قول منابع نامعلومی می نویسد: "گزارش هاي زيادي وجود دارد كه از برنامه دولت آمريكا براي بي ثبات سازي ايران خبر مي دهند. گزارش هايي وجود دارد كه حاكي از كمك مالي دولت آمريكا به بمب گذاري و كشتار در داخل ايران است. طبق يكي از اين گزارش ها، ژنرال «ميرزا اسلم بيگ»، رئيس سابق ارتش پاكستان روز دوشنبه طي گفتگوي راديويي اعلام كرد: اسناد بي چون و چرايي وجود دارد كه از دخالت آمريكا در قضاياي انتخابات ايران دلالت دارد. اين «اسناد ثابت مي كند كه سازمان سيا، 400 ميليون دلار در داخل ايران به منظور بروز آشوب هاي پس از برگزاري انتخابات، هزينه كرده است.» يك استاد حوزه و دانشگاه در گفت وگو با خبرگزاری فارس می گوید :"مسئوليت اصلي حوادث ناگوار تجمع هاي اخير از جمله خون هاي ريخته شده بر عهده ميرحسين موسوي است." این "استاد" کسی نیست جزحجت الاسلام مهدي طائب ،برادرحسن طائب فرمانده سابق کفن پوشان و لباس شخصی ها و فرمانده کنونی مقاومت بسیج.
کیهان همین فکر را به تیتر اول روز بعدش تبدیل می کند و می نویسد:" موج خونخواهي مردم از ميرحسين موسوي.ده ها كشته و زخمي، تخريب گسترده اموال عمومي، آتش سوزي هاي وسيع و صدها مورد تخريب خودروهاي مردم حاصل دو هفته قانون گريزي و خودخواهي ميرحسين موسوي است. "و سپس درست به سبک سرکوب خونین دهه ٦۰ همه جنایات کودتا چیان را به گردن بیگانگان می اندازد و میر حسین موسوی که در"خط" آنهاست. باین ترتیب هم زمینه را برای دستگیری او فراهم می سازد و هم مقدمات از میان برداشتن نیروهای اصلاح طلب را آماده کند.
یکی از جنایاتی که کودتاچیان به گردن مردم می اندازند، قتل فجیع "ندا"ست. قتلی که نویسنده ای در باره اش نوشت: "در جنگ ویتنام تصویر دختری ۹ ساله كه با بدن سوخته و لخت از صحنه جنگ فرار می‌كرد عمق خشونت جنگ را مجسم كرد. با انتشار این تصویر، شمارش معكوس شكست آمریكا آغاز شد. در ایران نیز تصویری كه لحظه مرگ ندا را ثبت كرده‌ عمق فاجعه‌ای را كه بر مردم ایران می‌رود بازگو می‌كند. این تصویر می‌تواند به صورت نمادین افول استبداد حاكم بر ایران را نوید ‌دهد."
جهان از دیدن فیلم این جنایت لرزید. گویندگان تلویزیونی شبکه های بسیاری وقت نشان دادن فیلم گریستند . درجهان شعرهاسرودند. آوازهاخواندند . حتی پرزیدنت اوباما هنگام نام بردن از ندا بغض کرد. خون ندا سمبل جنبش مسالمت آمیز مردم ایران شد و جهان از شناسائی دولت کودتا سرباززد، جز روسیه.....
رئیس جمهور روسیه که کشورش اکنون صاحب اصلی منابع و بازار ایران است و برای جلوگیری از به خطر افتادن منافعش ، کودتای ٢٢ خرداد را با کمک افسران اطلاعاتی اش سازمان داد، تنهاکشور مهم دنیاست که حکومت کودتارا برسمیت شناخته است.
در لحظ کنونی تاریخ: " خامنه‌ای در برابر یک دو راهی تاریخی" انتخاب خود را کرده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى که خودرا " فرزندان ملت ايران" می خواند، تحت فرماندهی آقای خامنه ای وهمراه بسيج و ساير نيروهاى امنيتى سرگرم برخورد " قاطع و انقلابى امنيتى" با "آشوبگران" است و لابد ازخود نمی پرسد چگونه چند میلیون آشوبگر از زمین سبز شده اند. در شرایطی که دومین هفته اعتراضات مردمی رو به پایان است، از وضعیت کنونی تحلیل های متفاوتی ارائه می شود. نرمترین آنها متعلق به فرید زکریا، روزنامه نگار و سردبیر نسخه بین‌المللی هفته‌نامه نیوزویک است که می نویسد :" حکومت ایدئولوژیک روحانیون در ایران مشروعیت خود را از دست داده است. این به آن معنا نیست که این رژیم در حال سرنگونی است بلکه به معنای ویران شدن ستون‌هایی است که این نظام تئوکراتیک از ابتدای حیات خود برآنها استوار بوده است. "
و یک سایت فارسی این ستون ها را برمی شمرد؛ وپرسشی را هم مطرح می کند:"طراحان کودتای انتخاباتی که آینده نشان خواهد داد مجری چه دستوراتی در خارج از ایران بودند، توانستند در حساس ترین و خطرناک ترین شرایط بین المللی افسانه 20 میلیون بسیجی، تهدید به جنگ های نامتقارن و حمایت مردم از قوای نظامی کشور را نقش برآب کنند. بر خلاف انتظار و پیش بینی کودتاچی ها، طشت رسوائی سفرهای استانی احمدی نژاد بر زمین افتاد و آنها که نامه به رئیس جمهور می دادند با فریاد علیه او به خیابان ها ریختند. ساده ترین سئوال دراین روزها اینست: کو و کجاست آن 24 میلیون ایرانی که کودتاچی ها می گویند به احمدی نژاد رای دادند؟ جز چماق بدستان و نیروهای سرکوبگر کسی به حمایت از احمدی نژاد در خیابان ها نیست!؟" کسانی از" ضحاک" سخن به میان می آورد، کسانی بیاد شاه می افتند.

عبدالعلی بازرگان درنامه سرگشاده اش می نویسد : "آقای خامنه ای!شما همان راه را رفتید که شاه رفت ."
و دکتر مهدی خزعلی – فرزند ناخلف آیت اله خزعلی معروف – حتا آینده بعد از " شاه" را هم مجسم می کند: "خوش به حال شاه، وقتی مردم یکدل و یکصدا فریاد برآوردند : «مرگ بر شاه» و رژیم استبدادی سرنگون شد ، تاج او را به عنوان شیئی گرانبها و پشتوانه پول ملی و یادگار تمدن کهن با احترام در موزه جواهرات سلطنتی نگاه داشتند. و می تواند فروش بلیط موزه عوایدی هم برای کشور داشته باشد. کسی تاج را به سر شاه نکوبید (حیف است، خراب می شود) و هیچ پادشاهی را با تاج نکشته اند. اما ما روحانیون طناب دار خود بر سر داریم، اگر روزی روزگاری ورق برگردد، هر یک از ما طناب دار و کفن خویش بر سر دارد، و چه آسان ما را به تیر برق و درختان چنار کهنسال آونگ خواهند کرد، خدا آنروز را نیاورد ."
کسانی می نویسند: "امویان باز می گردند." نظر عطا اله مهاجرانی این است: "رهبری معظم تصمیم گرفتند حکومت اسلامی را جایگزین جمهوری اسلامی کنند. همه ما باید در این جشن فرخنده شرکت کنیم و از ژرفای دل و دیده شادمان باشیم... برای من مثل روز روشن است که 22 خرداد 1388 چهار ماه پس از سی سالگی انقلاب، عصر جمهوری در کشور ما به پایان رسید و آقای احمدی نژاد با تنفیذ ولایت مطلقه امر، آراء لازم را احراز کرد و پیروز شد."
دیگری می نویسد: "تاریخ اسلام در تراژیک ترین صورت خویش تکرار می شود . چه بسا آن کس که عثمان بن عفان را کشته است پرچم خونخواهی او را به دست بگیرد و کسی در تاریخ بنویسد از سلطانی که به نام خدا بندگانش را به خاک و خون کشید و بر منبر پیامبر برای کشته ی خویش اشک نفاق ریخت."
و سرانجام روایت تلخ و خونینی از تاریخ در برابر زندگان قرار می گیرد ."راوی می گوید: در دارالعماره خدمت عبدالملک بودم که سر مصعب را آوردند. به عبدالملک گفتم این دارالعماره چه چیز ها که به خود ندیده است. گفت چطور؟ گفتم من اینجا بودم که سر حسین را پیش ابن زیاد گذاشتند! بعد من اینجا بودم که سر ابن زیاد را پیش مختار گذاشتند! بعد من اینجا بودم که سر مختار را پیش مصعب گذاشتند! و حالا هم سر مصعب را پیش تو گذاشته اند ! حال سر ترا پیش چه کسی خواهند گذاشت؟ عبدالملک بر خود لرزید و در شگفت شد پس از مدتی دستور داد تا دارالعماره را از پایه خراب و ویران کنند..."
اکنون در شامگاه پنجشنبه چهارم خرداد ، برغم وجود سرکوبگران بیشمار درخیابا نها ، مردم به میدان آمده اند. تاریخ رقم خورده است و صدای تهران خونین در جهان منتشر می شود:
- مرگ بردیکتاتور...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همراه با مادران عزادار امروز ساعت 7 بعدازظهر در پارک لاله
**

شنبه ها ی هر هفته ساعت 7 بعد از ظهر به یاد ندا و دیگر عزیزان پر پر شده در پارک لاله جمع می شویم . مادران عزادار
سایت تغییر برای برابری: ساعت 7 بعد از ظهر روز شنبه 30 خرداد یکی دیگر از گل های زیبای وطن مان در مقابل چشمان ما و همه جهانیان پرپر شد . ندا آقا سلطان سمبل دختران و پسران این سرزمین است که با روشی قانونی به دنبال عدالت و برابری هستند و به صورتی غیرقانونی و وحشیانه از پا در می آیند .
در کمتر از دو هفته ، بیش از 800 نفر از فرزندان ما بازداشت ، صد تا تن مجروح و ده ها تن کشته شده اند
به کدامین گناه فرزندان ما را به قتل می رسانید ؟ به چه جرمی، همه مادران ایران را عزادار کرده اید ؟
ما ، از حق خود و فرزندان مان نخواهیم گذشت .
ما تا آزادی کلیه زندانیانی که برای اعتراض به تقلب های انتخاباتی دستگیر شده اند و پایان دادن به خشونت ها ، و مجازات قاتلان فرزندان مان، هر هفته ساعت 7 بعدازظهردر حوالی محل شهادت ندای عزیزمان ، خیابان امیر آباد - پارک لاله - کنار آب نما ی پارک ، با سکوت به سوگ می نشینیم .
از کلیه مادرانی که نگران دختران و پسران خود ، سرمایه های اصلی کشور عزیزمان هستند تقاضا داریم به این جمع بپیوندند .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شنبه:6/4/1388

پیامی از یاران...

پیام زیر را از یارانمان در کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه دریافت کرده ایم:
***
یاران و مبارزین دلاور میهن با درود، شکوائیه ای متکی بر آمار و ارقام حدودی اما بسیار واقعی، بشرح زیر برای ارایه به مجامع بین المللی تهیه و ارسال کرده ایم. نسخه ای از آن را برایتان میفرستم که در تارنمای خود انتشار دهید.
با سپاس .....
***

طی روزهای اخیر حدود 2000 نفر بازداشت شده اند
نامه کمیته پی‌گیری بازداشت‌های خودسرانه به مجامع بین المللی حقوق بشر


شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد کمیساریای عالی حقوق بشر کارگروه بازداشتهای خودسرانه
همچنانکه اطلاع دارید، ایران پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری صحنه اعتراضات برخی از گروه‌های سیاسی و نیز تعداد بسیار زیادی از شهروندان به این نتایج بوده است که البته با خشونت بی سابقه‌ای از سوی ماموران انتظامی و امنیتی مواجه شده است. در ایران به ویژه در چهار سال گذشته، یعنی دوره اول دولت آقای احمدی نژاد، معضل بازداشت‌های خودسرانه و نقض حقوق دادرسی عادلانه شهروندان شدت گرفته و موارد نقض این حقوق به منظور سرکوب فعالان سیاسی، اجتماعی، دانشجویی و ... به رویه‌ای روزمره بدل گشته است. در این مدت، نهادهای امنیتی تحت نظر دولت و شخص رییس جمهور حتی با اعمال نفوذ در دستگاه مستقل قضایی، اقدام به بازداشت منتقدان کرده و در برخی موارد گزارش‌هایی از شکنجه و بدرفتاری آنها با بازداشت شدگان منتشر شده است. این رویه ناقض حقوق بشر که در بیشتر موارد حتی قوانین ناقص جزایی ایران که برخی از استانداردهای حداقلی دادرسی عادلانه را به رسمیت شناخته است، نادیده می‌گرفت؛ پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری که احزاب و گروه‌های سیاسی طرفدار دموکراسی و حقوق بشر آن را به دلیل تخلفات دولت آقای احمدی نژاد نامشروع خوانده‌اند، در ابعادی گسترده و به شکلی سیستماتیک در حق شمار زیادی از دولتمردان سابق، فعالان سیاسی، فعالان حقوق بشر و روزنامه نگاران اعمال شده است. در جریان بازداشت این افراد که دستکم 500 نفر از فعالان در شهرهای مختلف ایران می‌باشند، موارد زیر به عنوان نقاط مشترک نقض حقوق دادرسی عادلانه قابل ذکر است: 1- پیش از اقدام به بازداشت هیچگونه احضاریه‌ای از سوی مراجع قضایی ارسال نشده است. 2- در هنگام بازداشت هیچگونه حکمی از سوی مراجع قضایی ارائه نشده است. 3- بازداشت‌ها غالبا در ساعات پایانی شب و بامداد صورت گرفته و توام با ضرب و شتم و اعمال رفتارهای خشن و تحقیرآمیز درحق بازداشت شدگان و خانواده‌های آنان بوده است. 4- پس از بازداشت هیچ مرجع قضایی در مورد محل نگهداری توضیحی به خانواده آنها نداده است و بازداشت شدگان تاکنون امکان تماس تلفنی با خانواده‌های خود نیز نداشته اند. 5- همگی آنها از دسترسی به وکیل محروم بوده اند. 6- برخی از بازداشت شدگان بیمار بوده و در یک مورد یکی از آنان در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بازداشت شده است. 7- در حالی که وکلا هیچگونه دسترسی به پرونده بازداشت شدگان ندارند برخی از گزارش‌ها حاکی از اعمال فشار و شکنجه به تعدادی از فعالان سیاسی است تا بر علیه خود به ارتکاب جرم اقرار کنند. 8- علیرغم گستردگی این بازداشت‌ها و اعلام خبر آن از سوی مقامات انتظامی و امنیتی در رسانه‌های عمومی تاکنون هیچ توضیحی در مورد موارد اتهامی بازداشت شدگان و نیز مستندات اتهامات احتمالی در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته است.
علاوه بر این متذکر می‌شود در جریان تجمعات و راهپیمایی‌های اعتراض آمیز مردمی در شهرهای مختلف ایران گمان می‌رود که حدود 2000 نفر از شهروندان بدون دسترسی به حقوق شهروندی خود، بازداشت شده باشند که در مورد ضرب و شتم آنها حین دستگیری و نیز در زمان بازداشت موقت گزارش‌های متعددی منتشر شده است. همچنین درحالی که هنوز هیچ دادگاهی حکم قطعی در مورد آنها صادر نکرده است، اعترافات برخی از آنان علیه خودشان در تلویزیون دولتی پخش شده است که طی آن به همکاری با گروه‌های تروریستی و دولتهای بیگانه اقرار کرده‌اند.
بر این اساس، کمیته پی گیری بازداشت‌های خودسرانه با اعلام این که سه تن از اعضای این کمیته نیز در جریان این موج بازداشت‌ها دستگیر شده اند، درخواستهای خود را به این شرح تقدیم می‌دارد:
1- شورای حقوق بشر هرچه سریعتر موضع خود را در مورد نقض فاحش موازين جهانی حقوق بشر در ایران طی روزهای گذشته ابراز دارد. 1- گزارشگر ویژه‌ای در مورد موارد نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر و خصوصا نقض حقوق دادرسی عادلانه تعیین شود. 2- از کارگروه بازداشتهای خودسرانه سازمان ملل متحد می‌خواهیم با توجه به التزام جمهوری اسلامی ایران به مفاد میثاق حقوق مدنی - سیاسی و نیز گستردگی بازداشتهای اخیر که مصداق بارز بازداشت خودسرانه می‌باشند هرچه سریعتر وضعیت ایران را مورد رسیدگی قرار داده و نسبت به اخذ توضیحات لازم از دولت جمهوری اسلامی اقدام نماید.
با تشکر
کمیته پی‌گیری بازداشت‌های خودسرانه

تیرماه یکهزاروسیصدوهشتادوهشت خورشیدی

***

آسمان سبز تهران...

***

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نگرانی عفو بین‌الملل از «دستگیری و شکنجه» روزنامه‌نگاران در ایران
سازمان عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌ای نسبت به وضعیت روزنامه‌نگاران ایرانی دستگیر شده در روزهای اخیر و احتمال شکنجه آنها ابراز نگرانی کرد.سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید محل نگهداری اکثر این روزنامه‌نگاران نامعلوم است اما احتمال می‌رود این افراد در زندان اوین باشند.عفو بین‌الملل در بیانیه خود آورده است پس از اعلام نتایج انتخابات ۲۲ خرداد ماه که پیروز آن محمود احمدی‌نژاد اعلام شد، مقام‌های ایرانی محدودیت‌های شدیدی برای آزادی بیان در ایران به وجود آورده‌اند.اعمال محدودیت برای روزنامه‌ها و خبرنگاران خارجی و نیز تحدید در فضای اینترنت از جمله مواردی است که عفو بین‌الملل به آن اشاره کرده است.سازمان عفو بین‌الملل همچنین با یادآوری دستگیری ده‌ها نفر در سراسر ایران و از جمله چهره‌های نزدیک به نامزدهای اصلاح‌طلب، به ويژه به بازداشت ۷۰ استاد دانشگاه پس از دیدار با میرحسین موسوی در روز چهارشنبه سوم تیرماه اشاره کرده است.در بیانیه عفو بین‌الملل آمده است که هنوز چهار نفر از دستگیرشدگان روز چهارشنبه و از جمله بهزاد قربانیان‌نژاد، رئیس ستاد موسوی، در بازداشت به سر می‌برند.عفو بین‌الملل در بیانیه دیگری نسبت به وضعیت روزنامه‌نگاران بازداشت شده روزنامه «کلمه سبز» نیز ابراز نگرانی کرده است. بیش از ۲۵ نفر ار کارکنان این روزنامه روز دوشنبه پس از ورود مأموران امنیتی به ساختمان این روزنامه وابسته به میرحسین موسوی، دستگیر شدند.بر پایه اعلام گزارشگران بدون مرز، رضا تاجیک، مهسا امرآبادی، احمد زیدآبادی، کیوان صمیمی بهبهانی، بهزاد باشو، سید خلیل میراشرفی، سمیه توحیدلو ، محمد عطریانفر، سعید حجاریان، محمد علی ابطحی، سعید لیلاز، محمد قوچانی، علی مزروعی، ژیلا بنی یعقوب ،بهمن احمدی امویی، مصطفی قوانلو قاجار، مازیار بهاری ،ایاسون آتهاناسیادیس، سید علیرضا بهشتی شیرازی، روح‌الله شهوار، ماشاءالله حیدرزاده، امان‌الله شجاعی، مجتبی پورمحسن،‌ و فریبرز سروش از جمله روزنامه‌نگارانی هستند که در روزهای پس از انتخابات ایران بازداشت‌ شده‌اند.از سوی دیگر درپی بروز نگرانی‌هایی در مورد سعید حجاریان، مدیر مسئول روزنامه توقیف شده صبح امروز، با پیگیری خبرنگار رادیو فردا یکی از بستگان وی به رادیو فردا گفت پنجشنبه شب آقای حجاریان با افزایش فشار خون مواجه شده بود که روز جمعه پس از ملاقات همسر و فرزندش با وی در زندان اوین، حال عمومی وی مساعد‌تر گزارش شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ